غدير درسيره حضرت رضا عليه السلام
مشخصات كتاب:
سرشناسه:مركز تخصصي غديرستان كوثر نبي (ص)
عنوان و نام پديدآور:غدير درسيره حضرت رضا عليه السلام/مركز تخصصي غديرستان كوثر نبي (ص)/محمدرضا شريفي
مشخصات ظاهري:نرم افزار تلفن همراه و رايانه
موضوع: غدير - حضرت امام رضا ع

غدیر درسیره حضرت رضا علیه السلام
مشخصات کتاب
سرشناسه:مرکز تخصصی غدیرستان کوثر نبی (ص)
عنوان و نام پدیدآور:غدیر درسیره حضرت رضا علیه السلام/مرکز تخصصی غدیرستان کوثر نبی (ص)/محمدرضا شریفی
مشخصات ظاهری:نرم افزار تلفن همراه و رایانه
موضوع: غدیر - حضرت امام رضا ع
ص: 1
تبلیغ غدیر خم
برگزاری جشن
قال الفیّاض بن محمد بن عمر الطوسی سنه تسع و خمسین و مائتین و قد بلغ التسعین: إنَّه شهد أبا الحسن علیّ بن موسی الرضا علیه السلام فی یوم الغدیر و بحضرته جماعه من خاصّته قد احتبسهم للإفطار، و قد قدّم إلی منازلهم الطعام و البرّ و الصِّلات و الکسوه حتی الخواتیم و النعال، و قد غیّر من أحوالهم و أحوال حاشیته، و جُدِّدت لهم آله غیر الآله التی جری الرسم بابتذالها قبل یومه، و هو یذکر فضل الیوم و قدمه.
فیّاض بن محمّد بن عمر طوسی در سال 259 در سن نود سالگی گفت که: حضرت ابی الحسن علی بن موسی الرضا علیه السّلام را در روز غدیر ملاقات نمود در حالیکه گروهی از خواص در محضر مبارکش بودند و آنها را برای افطار نزد خود نگاهداشته بود و در عین حال- غذا و هدایا و لباس و حتی انگشتری و کفش برای خانه های آنها فرستاده بود و وضع زندگی آنها را (از حیث معیشت) تغییر داده بود و همچنین وابستگان و نزدیکان خود را از هر جهت بوضع و صورت نوینی در آورده بود بطوریکه در کلیه شئون زندگی و آلات و ادوات معمولی وضع جدید و نوینی بخود گرفته بودند که با روزهای قبل فرق داشت و آنحضرت فضیلت و سبقت این روز را برای آنها بیان می فرمود.
الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 1، ص: 533
اهتمام در نقل حدیث غدیر
علی بن موسی الرضا، أنبأنا أبی، عن أبیه جعفر الصادق، حدثنی أبی، عن أبیه علی بن الحسین، عن أبیه عن جدّه علی بن أبی طالب علیهم السلام قال قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و سلّم: من کنت مولاه فعلی مولاه، أللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله.
از علی بن موسی الرضا علیه السّلام از پدرش موسی بن جعفر علیه السّلام از پدرش جعفر بن محمّد علیه السّلام از پدرش علی بن الحسین علیه السّلام از حسین بن علی علیه السلام از امیر المؤمنین علیه السّلام روایت نموده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمود: هر کس من مولای اویم پس علی علیه السّلام مولای او است بار خدایا دوست دار آنکه را که او را دوست دارد و دشمن دار آنکه را که او را دشمن دارد و خوار گردان آنکه را که او را خوار گرداند و یاری کن آنکه را که او را یاری کند
الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 1، ص: 73
بیان شهرت روزغدیر
عَنْ زُرَارَهَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ قَالَ
کُنَّا عِنْدَ الرِّضَا علیه السلام وَ الْمَجْلِسُ غَاصٌّ بِأَهْلِهِ فَتَذَاکَرُوا یَوْمَ الْغَدِیرِ فَأَنْکَرَهُ بَعْضُ النَّاسِ فَقَالَ الرِّضَا حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ أَبِیهِ علیهما السلام قَالَ إِنَّ یَوْمَ الْغَدِیرِ فِی السَّمَاءِ أَشْهَرُ مِنْهُ فِی الْأَرْضِ ...
منقولست از بزنطی که جمعی در خدمت حضرت ابی الحسن علی بن موسی الرضا صلوات اللَّه علیهما بودیم و آن خانه پر بودند از محدّثین پس حکایت روز غدیر را در میان آوردند بعضی از عامه گفتند: که معلوم نیست این واقعه، یا فضیلت آن روز ظاهر نیست پس حضرت فرمودند که شهرت روز غدیر در آسمانها بیشتر از شهرت آن در زمین است...
ص: 2
فرحه الغری فی تعیین قبر أمیر المؤمنین علی بن أبیطالب علیه السلام فی النجف ص:106
هدیه ولوازم زندگی فرستادن برای مردم
قال الفیّاض بن محمد بن عمر الطوسی سنه تسع و خمسین و مائتین و قد بلغ التسعین: إنَّه شهد أبا الحسن علیّ بن موسی الرضا علیه السلام فی یوم الغدیر و بحضرته جماعه من خاصّته قد احتبسهم للإفطار، و قد قدّم إلی منازلهم الطعام و البرّ و الصِّلات و الکسوه حتی الخواتیم و النعال، و قد غیّر من أحوالهم و أحوال حاشیته، و جُدِّدت لهم آله غیر الآله التی جری الرسم بابتذالها قبل یومه، و هو یذکر فضل الیوم و قدمه.
فیّاض بن محمّد بن عمر طوسی در سال 259 در سن نود سالگی گفت که: حضرت ابی الحسن علی بن موسی الرضا علیه السّلام را در روز غدیر ملاقات نمود در حالیکه گروهی از خواص در محضر مبارکش بودند و آنها را برای افطار نزد خود نگاهداشته بود و در عین حال- غذا و هدایا و لباس و حتی انگشتری و کفش برای خانه های آنها فرستاده بود و وضع زندگی آنها را (از حیث معیشت) تغییر داده بود و همچنین وابستگان و نزدیکان خود را از هر جهت بوضع و صورت نوینی در آورده بود بطوریکه در کلیه شئون زندگی و آلات و ادوات معمولی وضع جدید و نوینی بخود گرفته بودند که با روزهای قبل فرق داشت و آنحضرت فضیلت و سبقت این روز را برای آنها بیان می فرمود.
الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 1، ص: 533
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
تبیین جایگاه صاحب غدیر
درقرآن کریم
وَصَّی بِهِ نُوحاً ....
ص: 3
عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جُنْدَبٍ أَنَّهُ کَتَبَ إِلَیْهِ الرِّضَا علیه السلام أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ مُحَمَّداً صلی الله علیه و آله کَانَ أَمِینَ اللَّهِ فِی خَلْقِهِ فَلَمَّا قُبِضَ صلی الله علیه و آله کُنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ وَرَثَتَهُ فَنَحْنُ أُمَنَاءُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ عِنْدَنَا عِلْمُ الْبَلَایَا وَ الْمَنَایَا وَ أَنْسَابُ الْعَرَبِ وَ مَوْلِدُ الْإِسْلَامِ وَ إِنَّا لَنَعْرِفُ الرَّجُلَ إِذَا رَأَیْنَاهُ بِحَقِیقَهِ الْإِیمَانِ وَ حَقِیقَهِ النِّفَاقِ وَ إِنَّ شِیعَتَنَا لَمَکْتُوبُونَ بِأَسْمَائِهِمْ وَ أَسْمَاءِ آبَائِهِمْ أَخَذَ اللَّهُ عَلَیْنَا وَ عَلَیْهِمُ الْمِیثَاقَ یَرِدُونَ مَوْرِدَنَا وَ یَدْخُلُونَ مَدْخَلَنَا لَیْسَ عَلَی مِلَّهِ الْإِسْلَامِ غَیْرُنَا وَ غَیْرُهُمْ نَحْنُ النُّجَبَاءُ النُّجَاهُ وَ نَحْنُ أَفْرَاطُ الْأَنْبِیَاءِ وَ نَحْنُ أَبْنَاءُ الْأَوْصِیَاءِ وَ نَحْنُ الْمَخْصُوصُونَ فِی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ نَحْنُ أَوْلَی النَّاسِ بِکِتَابِ اللَّهِ وَ نَحْنُ أَوْلَی النَّاسِ بِرَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ نَحْنُ الَّذِینَ شَرَعَ اللَّهُ لَنَا دِینَهُ فَقَالَ فِی کِتَابِهِ شَرَعَ لَکُمْ(1) یَا آلَ مُحَمَّدٍ مِنَ الدِّینِ ما وَصَّی بِهِ نُوحاً قَدْ وَصَّانَا بِمَا وَصَّی بِهِ نُوحاً وَ الَّذِی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ یَا مُحَمَّدُ وَ ما وَصَّیْنا بِهِ إِبْراهِیمَ وَ مُوسی وَ عِیسی فَقَدْ عَلَّمَنَا وَ بَلَّغَنَا عِلْمَ مَا عَلِمْنَا وَ اسْتَوْدَعَنَا عِلْمَهُمْ نَحْنُ وَرَثَهُ أُولِی الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ یَا آلَ مُحَمَّدٍ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ وَ کُونُوا عَلَی جَمَاعَهٍ کَبُرَ عَلَی الْمُشْرِکِینَ مَنْ أَشْرَکَ بِوَلَایَهِ عَلِیٍّ ما تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ مِنْ وَلَایَهِ عَلِیٍّ إِنَّ اللَّهَ یَا مُحَمَّدُ یَهْدِی إِلَیْهِ مَنْ یُنِیبُ مَنْ یُجِیبُکَ إِلَی وَلَایَهِ عَلِیٍّ علیه السلام.
از عبد اللَّه جندب روایت شده که حضرت رضا علیه السلام به او نوشت: اما بعد همانا محمد صلّی اللَّه علیه و آله امین خدا بود در میان خلقش و چون آن حضرت صلّی اللَّه علیه و آله در گذشت، ما خانواده وارث او شدیم، پس ما هستیم امین خدا در زمین، علم بلاها و مردنها و نژاد عرب و تولد اسلام نزد ماست (یعنی نژاد صحیح و فاسد عرب را میشناسیم و از محل تولد اسلام که دل انسانست آگاهیم) و چون هر مردی را به بینیم میشناسیم که او حقیقه مؤمن است یا منافق و نام شیعیان ما و نام پدرانشان، نزد ما ثبت است.
ص: 4
خدا از ما و آنها پیمان گرفته (که ما رهبر آنها باشیم و آنها پیرو ما) بر سر هر آبی که ما وارد شویم آنها هم وارد شوند و در هر جا در آئیم، در آیند (اشاره بحوض کوثر و بهشت و مقام علیین دارد و یا متابعت در مقام عمل را میرساند) جز ما و ایشان کسی در کیش اسلام نیست، مائیم نجیب و رستگار و مائیم بازماندگان پیغمبران و مائیم فرزندان اوصیاء و ما در کتاب خدای عز و جل خصوصیت داریم و ما بقرآن سزاوارتریم تا مردم دیگر و ما به پیغمبر نزدیک تریم تا مردم دیگر، و خدا دینش را برای ما مقرر داشته و در قرآنش مقرر فرمود برای شما (ای آل محمد) از دین آنچه را که به نوح سفارش نمود (بما سفارش کرد آنچه را به نوح سفارش کرد) و آنچه را بتو وحی کردیم (ای محمد) و آنچه را به ابراهیم و موسی و عیسی سفارش کردیم (به ما آموخت و رسانید آنچه را باید بدانیم و علوم این پیغمبران را بما سپرد، ما وارث پیغمبران اولو العزم هستیم) و آن سفارش این بود که دین را بپا دارید (ای آل محمد) در آن تفرقه نیندازید (و با هم متحد باشید) گران و ناگوار است بر مشرکین (آنها که بولایت علی مشرک شدند) آنچه را بدان دعوتشان کنید (که ولایت علی است) همانا خدا (ای محمد) هدایت کند کسی را که باو رجوع کند یعنی کسی که ولایت علی علیه السلام را از تو بپذیرد.
1-سرره شوری 13
الکافی (ط - الإسلامیه)، ج 1، ص: 223
رَبِّ اغْفِرْ لِی وَ لِوالِدَیَّ وَ...
ص: 5
عن سلمان بن جعفر، قال: سألت الرضا علیه السّلام فی قوله تعالی:رَبِّ اغْفِرْ لِی وَ لِوالِدَیَّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَیْتِیَ مُؤْمِناً(1) قال: إنّما عنی اللّه تعالی بالبیت ولایه علیّ بن أبی طالب علیه السّلام، من دخل فیها دخل بیوت الأنبیاء علیهم السّلام.
سلمان بن جعفر می گوید از حضرت رضا علیه السلام در مورد آیه 28 سوره نوح سوال کردم حضرت فرمود:منظور خداوند از بیت،ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام است وهر که داخل در ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام شود در بیت انبیاء علیهم السلام داخل شده است.
1-سوره نوح آیه 28
غرر الأخبار، دیلمی، حسن بن محمد ص: 171
یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللَّهِ
عن الرضا علیه السلام فی قوله تعالی: أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللَّهِ (1)قال:فی ولایه علی علیه السلام.
امام رضا در مورد قول خداوند فرمودند:جنب الله یعنی ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام.
1-سوره زمر آیه 56
البرهان فی تفسیر القرآن، ج 4، ص: 720
وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ
بِإِسْنَادِ التَّمِیمِیِّ عَنِ الرِّضَا علیه السلام عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام قَالَ، قَالَ:رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ قَالَ عَنْ وَلَایَهِ عَلِیٍّ علیه السلام.
امام علی بن موسی الرضا علیه السلام از پدرانش از پیامبر علیهم السلام روایت کرده که درمورد آیه:در موقف حساب نگاهداریدشان که در کار خود سخت مسئولند،
فرمود: مراد ولایت علی بن ابی طالب است که پرسیده شوند.
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 36، ص: 77
کَبُرَ عَلَی الْمُشْرِکِینَ
عَنِ الرِّضَا علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ کَبُرَ عَلَی الْمُشْرِکِینَ(1)
ص: 6
بِوَلَایَهِ عَلِیٍّ ما تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ یَا مُحَمَّدُ مِنْ وَلَایَهِ عَلِیٍّ هَکَذَا فِی الْکِتَابِ مَخْطُوطَهٌ.
امام رضا علیه السلام در باره این قول خدای عز و جل فرمود:گران آمد بر مشرکین (نسبت بولایت علی) آنچه ایشان را بسویش خوانی ای محمد! که آن ولایت علی است (حاصل اینکه تو مشرکین را بولایت علی میخوانی و تحمل این مطلب برایشان گرانست) در کتاب این گونه نوشته شده.
1-سوره شوری آیه 13
الکافی (ط - الإسلامیه)، ج 1، ص: 418
فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَیْنَهُ
عَنِ الرِّضَا علیه السلام فِی قَوْلِهِ تَعَالَی وَ نادی أَصْحابُ الْجَنَّهِ أَصْحابَ النَّارِ (1)الْآیَهَ قَالَ الْمُؤَذِّنُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِین.
ازامام رضا علیه السلام در مورد تفسیر قول خدا تعالی ؛پس جار کشد جارچی میان آنها که لعنت خدا بر ستمکاران فرمود: این جارچی امیر المؤمنین علیه السلام است.
1-سوره اعراف آیه 44
مناقب آل أبی طالب علیهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج 3، ص: 236
لا یَسْتَوِی أَصْحابُ النَّارِ وَ أَصْحابُ الْجَنَّهِ أَصْحابُ الْجَنَّهِ
قال: حدثنا الإمام أبو الحسن علی بن موسی الرضا علیه السلام، قال: حدثنی أبی، عن آبائه، عن علی بن أبی طالب علیهم السلام، قال: «إن رسول الله صلی الله علیه و آله تلا هذه الآیه: لا یَسْتَوِی أَصْحابُ النَّارِ وَ أَصْحابُ الْجَنَّهِ أَصْحابُ الْجَنَّهِ هُمُ الْفائِزُونَ، فقال صلی الله علیه و آله: أصحاب الجنه من أطاعنی، و سلم لعلی بن أبی طالب بعدی، و أقر بولایته. و أصحاب النار؟ من سخط الولایه، و نقض العهد، و قاتله بعدی.
حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام بتوسط آباء امجاد خود از امیر المؤمنین علیه السلام روایت کرده است که آن جناب فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله تلاوت کرد این آیه شریفه را لا یَسْتَوِی أَصْحابُ النَّارِ وَ أَصْحابُ الْجَنَّهِ أَصْحابُ الْجَنَّهِ هُمُ الْفائِزُونَ(1) اصحاب جهنم و اصحاب بهشت مساوی نباشند اصحاب بهشتند که ببهشت فائز شوند پس از آن آن جناب فرمود: اصحاب بهشت کسانی باشند که مرا اطاعت کنند و بعد از من علی بن ابی طالب را اطاعت کنند و بدوستی او اقرار کنند و اصحاب جهنم کسانی باشند که انکار دوستی او کنند و نقض کنند عهد او را و با او مقاتله کنند بعد از من.
ص: 7
1-سوره حشر آیه20
البرهان فی تفسیر القرآن، ج 5، ص: 345
فَاسْتَمْسِکْ بِالَّذِی أُوحِیَ إِلَیْکَ
أخبرنا الحسن بن أحمد بن موسی الغندجانی، حدّثنا هلال بن محمد الحفار، حدّثنا إسماعیل بن علی [الخزاعی أخی دعبل] حدّثنا أبی [علی، قال: حدّثنا علیّ بن موسی الرضا قال: حدّثنا أبی موسی بن جعفر قال: حدّثنا أبی جعفر بن محمد قال: حدّثنا أبی محمد] بن علی الباقر، عن جابر بن عبد اللَّه الأنصاری قال: إنّی لأدناهم برسول اللَّه فی حجّه الوداع ب «منی» [حین] قال: لا ألفینّکم ترجعون بعدی کفّاراً یضرب بعضکم رقاب بعض، و ایم اللَّه إن فعلتموها لتعرفننی فی الکتیبه التی تضار بکم. ثم التفت إلی خلفه فقال:أو علی- ثلاثاً- فرأینا أنّ جبرئیل غمزه، و أنزل اللَّه علی أثر ذلک (فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِکَ فَإِنَّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ) بعلی بن أبی طالب (أَوْ نُرِیَنَّکَ الَّذِی وَعَدْناهُمْ فَإِنَّا عَلَیْهِمْ مُقْتَدِرُونَ) ثمّ نزلت
(قُلْ رَبِّ إِمَّا تُرِیَنِّی ما یُوعَدُونَ، رَبِّ فَلا تَجْعَلْنِی فِی الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ) ثُمَّ نَزَلَتْ (فَاسْتَمْسِکْ بِالَّذِی أُوحِیَ إِلَیْکَ إِنَّکَ عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ، وَ إِنَّهُ لَذِکْرٌ لَکَ وَ لِقَوْمِکَ، وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ) عَنْ وَلَایهِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ.
او از پدرش ابی محمد بن علیّ الباقر علیه السّلام نقل کرده است که جابر بن عبد اللَّه انصاری حکایت کرد.در آخرین مراسم حج یعنی حجّه الوداع در نزدیک پیامبر صلی اللَّه علیه و آله ایستاده بودم که آن حضرت فرمود:لا ألفینّکم ترجعون بعدی کفّاراً یضرب بعضکم رقاب بعض، و أیم اللَّه لئن فعلتموها لتعرفنی فی الکتیبه التی تضاربکم.
ای یاران! شما را توصیه می کنم؛ بعد از من به کفر و بی دینی نگرایید که با شمشیر به جان یک دیگر بیفتید و گردن همدیگر را بزنید. به خدا سوگند اگر چنین کنید؛ مرا از کسانی خواهید یافت که شما را با شمشیر برانم.
ص: 8
سپس به پشت سرش نگاه کرد و فرمود: علیّ یا علیّ یا علیّ! چون سه بار نام علی علیه السّلام را به زبان آورد، دیدیم جبرئیل بر آن حضرت فرود آمد و گفت:
فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِکَ فَإِنَّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ بعلی بن ابی طالب علیه السّلام فَاسْتَمْسِکْ بِالَّذِی أُوحِیَ إِلَیْکَ من امر علیّ علیه السّلام إِنَّکَ عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ.
خدای سبحان می فرماید: به وسیله علی بن ابی طالب علیه السّلام از آنان انتقام می گیرم. ای رسول من! آنچه از امر علی بن ابی طالب علیه السّلام بر تو وحی می کنم تمسک کن. إِنَّکَ عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ؛ که تو بر صراط مستقیم و طریق حقیقت هستی.
شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج 2، ص: 217
عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنْسانَ
عن الحسین بن خالد، عن أبی الحسن الرضا علیه السّلام، قال: سألته عن قول اللّه تعالی: عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنْسانَ قال:عنی بذلک أمیر المؤمنین علیه السّلام
از امام رضا علیه السلام روایت شده که عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنْسانَ(1)منظور از این انسان، امیر المؤمنین علیه السلام است.
1-سوره الرحمن آیه 2-3
أصول الکافی / ترجمه کمره ای، ج 2، ص: 746
أَصْحابُ الْجَنَّهِ هُمُ الْفائِزُونَ
دِعْبِلِ بْنِ عَلِیٍّ الْخُزَاعِیِّ عَنْ أَبِیهِ قَالَ حَدَّثَنَا الْإِمَامُ أَبُو الْحَسَنِ عَلِیُّ بْنُ مُوسَی الرِّضَا علیه السّلام قَالَ حَدَّثَنِی أَبِی مُوسَی بْنُ جَعْفَرٍ علیه السّلام قَالَ حَدَّثَنِی أَبِی جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ علیه السّلام قَالَ حَدَّثَنِی أَبِی مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ علیه السّلام قَالَ حَدَّثَنِی أَبِی عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ علیه السّلام قَالَ حَدَّثَنِی أَبِی الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ علیه السّلام عَنْ أَبِیهِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیه السّلام قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی اللَّه علیه و آله تَلَا هَذِهِ الْآیَهَ لا یَسْتَوِی أَصْحابُ النَّارِ وَ أَصْحابُ الْجَنَّهِ أَصْحابُ الْجَنَّهِ هُمُ الْفائِزُونَ (1)فَقَالَ صلی اللَّه علیه و آله أَصْحَابُ الْجَنَّهِ مَنْ أَطَاعَنِی وَ سَلَّمَ لِعَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیه السّلام بَعْدِی وَ أَقَرَّ بِوَلَایَتِهِ وَ أَصْحَابُ النَّارِ مَنْ سَخِطَ الْوَلَایَهَ وَ نَقَضَ الْعَهْدَ وَ قَاتَلَهُ بَعْدِی.
ص: 9
برادر دعبل خزاعی از امام رضا علیه السّلام و آن حضرت از پدران بزرگوارشان از حضرت علیّ علیهم السّلام نقل فرموده اند: رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله این آیه را تلاوت فرمودند:لا یَسْتَوِی أَصْحابُ النَّارِ وَ أَصْحابُ الْجَنَّهِ أَصْحابُ الْجَنَّهِ هُمُ الْفائِزُونَ.
اهل جهنّم و اهل بهشت یکسان نیستند، اهل بهشت، رستگارند و سپس چنین گفتند: اهل بهشت کسی است که مرا اطاعت کند و پس از من در مقابل علیّ بن ابی طالب علیه السّلام سر تسلیم فرود آورد و به ولایتش اقرار نماید، و اهل جهنّم کسی است که نسبت به ولایت، بغض و کینه ورزد و پیمان شکنی کند و پس از من با او بجنگد.
1-سوره حشر آیه 20
عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج 1، ص: 280
دراحادیث قدسی
حصن حصین ولایت
عَلِیُّ بْنُ بِلَالٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُوسَی الرِّضَا علیه السلام عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهم السلام عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه وآله عَنْ جَبْرَئِیلَ عَنْ مِیکَائِیلَ عَنْ إِسْرَافِیلَ عَنِ اللَّوْحِ عَنِ الْقَلَمِ قَالَ یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَلَایَهُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی.
علی بن بلال از امام هشتم علیه السلام و امام از پدران خود و آنها از پیغمبر صلوات الله علیهم و از جبرئیل از میکائیل از اسرافیل از لوح از قلم ،فرمودند: که خدای تبارک و تعالی میفرماید: ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام حصن من است و هر که در حصن من در آید از عذاب من در امانست.
عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج 2، ص: 137
علی،برادر و وصی و وزیر پیامبر از جانب خداست
ص: 10
عَلِیُّ بْنُ مُوسَی الرِّضَا عَنْ أَبِیهِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ أَبِیهِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهم السلام عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه واله عَنْ جَبْرَئِیلَ عَنْ مِیکَائِیلَ عَنْ إِسْرَافِیلَ عَنِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ أَنَّهُ قَالَ: أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا خَلَقْتُ الْخَلْقَ بِقُدْرَتِی فَاخْتَرْتُ مِنْهُمْ مَنْ شِئْتُ مِنْ أَنْبِیَائِی وَ اخْتَرْتُ مِنْ جَمِیعِهِمْ مُحَمَّداً صلی الله علیه واله حَبِیباً وَ خَلِیلًا وَ صَفِیّاً فَبَعَثْتُهُ رَسُولًا إِلَی خَلْقِی وَ اصْطَفَیْتُ لَهُ عَلِیّاً فَجَعَلْتُهُ لَهُ أَخاً وَ وَصِیّاً وَ وَزِیراً وَ مُؤَدِّیاً عَنْهُ مِنْ بَعْدِهِ إِلَی خَلْقِی وَ خَلِیفَتِی عَلَی عِبَادِی لِیُبَیِّنَ لَهُمْ کِتَابِی وَ یَسِیرَ فِیهِمْ بِحُکْمِی وَ جَعَلْتُهُ الْعَلَمَ الْهَادِیَ مِنَ الضَّلَالَهِ وَ بَابِیَ الَّذِی أُوتِیَ مِنْهُ وَ بَیْتِیَ الَّذِی مَنْ دَخَلَهُ کانَ آمِناً مِنْ نَارِی وَ حِصْنِیَ الَّذِی مَنْ لَجَأَ إِلَیْهِ حَصَّنَهُ مِنْ مَکْرُوهِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ وَ وَجْهِیَ الَّذِی مَنْ تَوَجَّهَ إِلَیْهِ لَمْ أَصْرِفْ وَجْهِی عَنْهُ وَ حُجَّتِی فِی السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِینَ عَلَی جَمِیعِ مَنْ فِیهِنَّ مِنْ خَلْقِی-لَا أَقْبَلُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْهُمْ إِلَّا بِالْإِقْرَارِ بِوَلَایَتِهِ مَعَ نُبُوَّهِ أَحْمَدَ رَسُولِی وَ هُوَ یَدِیَ الْمَبْسُوطَهُ عَلَی عِبَادِی وَ هُوَ النِّعْمَهُ الَّتِی أَنْعَمْتُ بِهَا عَلَی مَنْ أَحْبَبْتُهُ مِنْ عِبَادِی فَمَنْ أَحْبَبْتُهُ مِنْ عِبَادِی وَ تَوَلَّیْتُهُ عَرَّفْتُهُ وَلَایَتَهُ وَ مَعْرِفَتَهُ وَ مَنْ أَبْغَضْتُهُ مِنْ عِبَادِی أَبْغَضْتُهُ لِانْصِرَافِهِ عَنْ مَعْرِفَتِهِ وَ وَلَایَتِهِ فَبِعِزَّتِی حَلَفْتُ وَ بِجَلَالِی أَقْسَمْتُ أَنَّهُ لَا یَتَوَلَّی عَلِیّاً عَبْدٌ مِنْ عِبَادِی إِلَّا زَحْزَحْتُهُ عَنِ النَّارِ وَ أَدْخَلْتُهُ الْجَنَّهَ وَ لَا یُبْغِضُهُ عَبْدٌ مِنْ عِبَادِی وَ یَعْدِلُ عَنْ وَلَایَتِهِ إِلَّا أَبْغَضْتُهُ وَ أَدْخَلْتُهُ النَّارَ وَ بِئْسَ الْمَصِیر
ص: 11
خدای جل جلاله فرمود:منم خدا معبود حقی جز من نیست بتوان خود خلق را آفریدم و هر که از پیغمبران را خواستم از آنها برگزیدم و از میان آنها محمد حبیب و خلیل و صفی خود را بر گزیدم و او را بخلق خود مبعوث کردم و علی را برای او برگزیدم و برادر و وصی و وزیر و ادا کن بعد از او بخلقم ساختم و خلیفه خود بر بندگانم نمودم تا قرآن مرا برای آنها بیان کند و در میان آنها بحکم من سیر کند، او را علم رهبر از گمراهی و باب خود که از او در آیند و خانه خود که هر که وارد شود از دوزخم در امانست نمودم و او است دژ من که هر که بدان پناهد از بد دنیا و آخرت محفوظ است و وجه من است که هر که بدو رو کند از او رو نگردانم و حجت منست در آسمانها و زمین بر هر که در آنها است از خلقم نپذیرم کردار هیچ عاملی را جز با اقرار به ولایت او و نبوت احمد رسولم، او است دو دست گشاده ام بر بندگانم او است نعمتی که بهر که دوست داشتم دادم و او را ولی و شناسای او نمودم و هر که از بندگانم را دشمن دارم برای آنست که از شناسائی و ولایتش روگردانست و بعزت خود سوگند خوردم و بجلالم قسم خوردم که هیچ کدام بندگانم علی را دوست ندارند جز آنکه آنها را از دوزخ برکنار دارم و ببهشت وارد کنم و دشمن ندارد او را کسی و از ولایتش رو نگرداند جز آنکه او را دشمن دارم و در دوزخ درآرم که چه بد سرانجامی است.
ص: 12
الأمالی( للصدوق)، النص، ص: 223-222
علی علیه السلام حجت خدا
عَنْ أَبِی الْحَسَنِ عَلِیِّ بْنِ مُوسَی الرِّضَا علیه السلام عَنْ أَبِیهِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ أَبِیهِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهم السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله أَخْبَرَنِی جَبْرَئِیلُ عَنِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ أَنَّهُ قَالَ: عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ حُجَّتِی عَلَی خَلْقِی وَ دَیَّانُ دِینِی أُخْرِجُ مِنْ صُلْبِهِ أَئِمَّهً یَقُومُونَ بِأَمْرِی وَ یَدْعُونَ إِلَی سَبِیلِی بِهِمْ أَدْفَعُ الْعَذَابَ عَنْ عِبَادِی وَ إِمَائِی وَ بِهِمْ أُنْزِلُ رَحْمَتِی.
رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: جبرئیل از خدای عز و جل بمن خبر داد که فرمود: علی بن ابی طالب علیه السلام حجت منست بر خلقم و جزاء بخش در دینم است و از پشتش امامانی بر آرم که بامر من قیام کنند و به راه من دعوت نمایند و بدانها عذاب را از بنده ها و کنیزهایم رفع کنم و بدانها رحمتم نازل کنم.
الأمالی( للصدوق)، النص، ص: 544
دوازده وصی در لسان خداوند در شب معراج
عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُوسَی الرِّضَا علیه السلام عَنْ أَبِیهِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ أَبِیهِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهم السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَا خَلَقَ اللَّهُ خَلْقاً أَفْضَلَ مِنِّی وَ لَا أَکْرَمَ عَلَیْهِ مِنِّی قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَأَنْتَ أَفْضَلُ أَمْ جَبْرَئِیلُ فَقَالَ صلی الله علیه و آله یَا عَلِیُّ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فَضَّلَ أَنْبِیَاءَهُ الْمُرْسَلِینَ عَلَی مَلَائِکَتِهِ الْمُقَرَّبِینَ وَ فَضَّلَنِی عَلَی جَمِیعِ النَّبِیِّینَ وَ الْمُرْسَلِینَ وَ الْفَضْلُ بَعْدِی لَکَ یَا عَلِیُّ وَ لِلْأَئِمَّهِ مِنْ بَعْدِکَ فَإِنَّ الْمَلَائِکَهَ لَخُدَّامُنَا وَ خُدَّامُ مُحِبِّینَا یَا عَلِیُّ الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یُؤْمِنُونَ بِه وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا بِوَلَایَتِنَا یَا عَلِیُّ لَوْ لَا نَحْنُ مَا خَلَقَ اللَّهُ آدَمَ وَ لَا حَوَّاءَ وَ لَاالْجَنَّهَ وَ لَا النَّارَ وَ لَا السَّمَاءَ وَ لَا الْأَرْضَ وَ کَیْفَ لَا یَکُونُ أَفْضَلَ مِنَ الْمَلَائِکَهِ وَ قَدْ سَبَقْنَاهُمْ إِلَی التَّوْحِیدِ وَ مَعْرِفَهِ رَبِّنَا عَزَّ وَ جَلَّ وَ تَسْبِیحِهِ وَ تَقْدِیسِهِ وَ تَهْلِیلِهِ لِأَنَّ أَوَّلَ مَا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَرْوَاحُنَا فَأَنْطَقَنَا بِتَوْحِیدِهِ وَ تَمْجِیدِهِ ثُمَّ خَلَقَ الْمَلَائِکَهَ فَلَمَّا شَاهَدُوا أَرْوَاحَنَا نُوراً وَاحِداً اسْتَعْظَمُوا أُمُورَنَا فَسَبَّحْنَا لِتَعْلَمَ الْمَلَائِکَهُ أَنَّا خَلْقٌ مَخْلُوقُونَ وَ أَنَّهُ مُنَزَّهٌ عَنْ صِفَاتِنَا فَسَبَّحَتِ الْمَلَائِکَهُ لِتَسْبِیحِنَا وَ نَزَّهَتْهُ عَنْ صِفَاتِنَا فَلَمَّا شَاهَدُوا عِظَمَ شَأْنِنَا هَلَّلْنَا لِتَعْلَمَ الْمَلَائِکَهُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّا عَبِیدٌ وَ لَسْنَا بِآلِهَهٍ یَجِبُ أَنْ نُعْبَدَ مَعَهُ أَوْ دُونَهُ فَقَالُوا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ فَلَمَّا شَاهَدُوا کِبَرَ مَحَلِّنَا کَبَّرْنَا اللَّهَ لِتَعْلَمَ الْمَلَائِکَهُ أَنَّ اللَّهَ أَکْبَرُ مِنْ أَنْ یُنَالَ وَ أَنَّهُ عَظِیمُ الْمَحَلِّ فَلَمَّا شَاهَدُوا مَا جَعَلَ اللَّهُ لَنَا مِنَ الْعِزَّهِ وَ الْقُوَّهِ قُلْنَا لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ لِتَعْلَمَ الْمَلَائِکَهُ أَنْ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ فَقَالَتِ الْمَلَائِکَهُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ فَلَمَّا شَاهَدُوا مَا أَنْعَمَ اللَّهُ بِهِ عَلَیْنَا وَ أَوْجَبَهُ لَنَا مِنْ فَرْضِ الطَّاعَهِ قُلْنَا الْحَمْدُ لِلَّهِ لِتَعْلَمَ الْمَلَائِکَهُ مَا یَحِقُّ اللَّهُ تَعَالَی ذِکْرُهُ عَلَیْنَا مِنَ الْحَمْدِ عَلَی نِعَمِهِ فَقَالَتِ الْمَلَائِکَهُ الْحَمْدُ لِلَّهِ فَبِنَا اهْتَدَوْا إِلَی مَعْرِفَهِ تَوْحِیدِ اللَّهِ تَعَالَی وَ تَسْبِیحِهِ وَ تَهْلِیلِهِ وَ تَحْمِیدِهِ ثُمَّ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی خَلَقَ آدَمَ علیه السلام وَ أَوْدَعَنَا صُلْبَهُ وَ أَمَرَ الْمَلَائِکَهَ بِالسُّجُودِ لَهُ تَعْظِیماً لَنَا وَ إِکْرَاماً وَ کَانَ سُجُودُهُمْ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عُبُودِیَّهً وَ لِآدَمَ إِکْرَاماً وَ طَاعَهً لِکَوْنِنَا فِی صُلْبِهِ فَکَیْفَ لَا نَکُونُ أَفْضَلَ مِنَ الْمَلَائِکَهِ وَ قَدْ سَجَدُوا لِآدَمَ کُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ وَ أَنَّهُ لَمَّا عُرِجَ بِی إِلَی السَّمَاءِ أَذَّنَ جَبْرَئِیلُ مَثْنَی مَثْنَی وَ أَقَامَ مَثْنَی مَثْنَی ثُمَّ قَالَ تَقَدَّمْ یَا مُحَمَّدُ فَقُلْتُ یَا جَبْرَئِیلُ أَتَقَدَّمُ عَلَیْکَ فَقَالَ نَعَمْ لِأَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی اسْمُهُ فَضَّلَ أَنْبِیَاءَهُ عَلَی مَلَائِکَتِهِ أَجْمَعِینَ وَ فَضَّلَکَ خَاصَّهً فَتَقَدَّمْتُ وَ صَلَّیْتُ بِهِمْ وَ لَا فَخْرَ فَلَمَّا انْتَهَیْنَا إِلَی حُجُبِ النُّورِ قَالَ لِی جَبْرَئِیلُ تَقَدَّمْ یَا مُحَمَّدُ وَ تَخَلَّفْ عَنِّی فَقُلْتُ یَا جَبْرَئِیلُ فِی مِثْلِ هَذَا الْمَوْضِعِ تُفَارِقُنِی فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ إِنَّ هَذَا انْتِهَاءُ حَدِّیَ الَّذِی وَضَعَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِی فِی هَذَا الْمَکَانِ فَإِنْ تَجَاوَزْتُهُ احْتَرَقَتْ أَجْنِحَتِی لِتَعَدِّی حُدُودِ رَبِّی جَلَّ جَلَالُهُ فَزُخَّ بِی زَخَّهً فِی النُّورِ حَتَّی انْتَهَیْتُ إِلَی حَیْثُ مَا شَاءَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ مَلَکُوتِهِ فَنُودِیتُ یَا مُحَمَّدُ فَقُلْتُ لَبَّیْکَ رَبِّی وَ سَعْدَیْکَ تَبَارَکْتَ وَ تَعَالَیْتَ فَنُودِیتُ یَا مُحَمَّدُ أَنْتَ عَبْدِی وَ
ص: 13
أَنَا رَبُّکَ فَإِیَّایَ فَاعْبُدْ وَ عَلَیَّ فَتَوَکَّلْ فَإِنَّکَ نُورِی فِی عِبَادِی وَ رَسُولِی إِلَی خَلْقِی وَ حُجَّتِی فِی بَرِیَّتِی لِمَنْ تَبِعَکَ خَلَقْتُ جَنَّتِی وَ لِمَنْ خَالَفَکَ خَلَقْتُ نَارِی وَ لِأَوْصِیَائِکَ أَوْجَبْتُ کَرَامَتِی وَ لِشِیعَتِکَ أَوْجَبْتُ ثَوَابِی فَقُلْتُ یَا رَبِّ وَ مَنْ أَوْصِیَائِی فَنُودِیتُ یَا مُحَمَّدُ إِنَّ أَوْصِیَاءَکَ الْمَکْتُوبُونَ عَلَی سَاقِ الْعَرْشِ فَنَظَرْتُ وَ أَنَا بَیْنَ یَدَیْ رَبِّی إِلَی سَاقِ الْعَرْشِ فَرَأَیْتُ اثْنَیْ عَشَرَ نُوراً فِی کُلِّ نُورٍ سَطْرٌ أَخْضَرُ مَکْتُوبٌ عَلَیْهِ اسْمُ کُلِّ وَصِیٍّ مِنْ أَوْصِیَائِی أَوَّلُهُمْ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَ آخِرُهُمْ مَهْدِیُّ أُمَّتِی فَقُلْتُ یَا رَبِّ أَ هَؤُلَاءِ أَوْصِیَائِی مِنْ بَعْدِی فَنُودِیتُ یَا مُحَمَّدُ هَؤُلَاءِ أَوْلِیَائِی وَ أَحِبَّائِی وَ أَصْفِیَائِی وَ حُجَجِی بَعْدَکَ عَلَی بَرِیَّتِی وَ هُمْ أَوْصِیَاؤُکَ وَ خُلَفَاؤُکَ وَ خَیْرُ خَلْقِی بَعْدَکَ وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی لَأُظْهِرَنَّ بِهِمْ دِینِی وَ لَأُعْلِیَنَّ بِهِمْ کَلِمَتِی وَ لَأُطَهِّرَنَّ الْأَرْضَ بِآخِرِهِمْ مِنْ أَعْدَائِی وَ لَأُمَلِّکَنَّهُ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا وَ لَأُسَخِّرَنَّ لَهُ الرِّیَاحَ وَ لَأُذَلِّلَنَّ لَهُ الرِّقَابَ الصِّعَابَ وَ لَأُرَقِّیَنَّهُ فِی الْأَسْبَابِ وَ لَأَنْصُرَنَّهُ بِجُنْدِی وَ لَأُمِدَّنَّهُ بِمَلَائِکَتِی حَتَّی یُعْلِنَ دَعْوَتِی وَ یَجْمَعَ الْخَلْقَ عَلَی تَوْحِیدِی ثُمَّ لَأُدِیمَنَّ مُلْکَهُ وَ لَأُدَاوِلَنَّ الْأَیَّامَ بَیْنَ أَوْلِیَائِی إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ الصَّلَاهُ عَلَی نَبِیِّنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ وَ سَلَّمَ تَسْلِیماً.
امام رضا از پدران بزرگوارشان از امیر المؤمنین از رسول اکرم صلوات اللَّه علیهم اجمعین روایت نموده که فرمودند: خداوند خلقی که بهتر از من باشد و نزد او
گرامی تر از من باشد نیافریده است، علی علیه السّلام گوید به پیامبر اکرم گفتم: ای رسول خدا تو بهتری یا جبرئیل؟ فرمود: ای علی! خدای تعالی انبیاء مرسلین را بر ملائکه مقرّبین برتری داد و مرا بر جمیع انبیاء و رسولان فضیلت بخشید و پس از من ای علی! برتری از آن تو و امامان پس از توست و فرشتگان خادمین ما و دوستداران ما هستند. ای علی! کسانی که عرش را حمل می کنند و کسانی که اطراف آنند به واسطه ولایت ما حمد پروردگارشان را به جا می آورند و برای مؤمنان استغفار می کنند. ای علی اگر ما نبودیم خداوند آدم و حوّا و جنّت و نار و آسمان و زمین را نمی آفرید و چگونه افضل از ملائکه نباشیم در حالی که در توحید و معرفت پروردگارمان و تسبیح و تقدیس و تهلیل او بر آنها سبقت گرفته ایم، زیرا ارواح ما نخستین مخلوقات خدای تعالی است و او ما را به توحید و تمجید خود گویا ساخت، سپس ملائکه را آفرید و چون ارواح ما را در حالی که نور واحدی بود مشاهده نمودند، امور ما را بزرگ شمردند، ما تسبیح او را گفتیم تا ملائکه بدانند که ما خلقی هستیم آفریده شده و او از صفات ما منزّه است، بعد از آن ملائکه نیز تسبیح او را گفتند و او را از صفات ما تنزیه کردند، و چون بزرگی شأن ما را مشاهده کردند تهلیل گفتیم تا ملائکه بدانند که هیچ معبودی جز اللَّه نیست و بدانند که ما بندگانی هستیم و نه خدایانی که با او و یا در کنار او پرستیده شویم و گفتند: لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ و چون بزرگی منزلت ما را مشاهده کردند خدا را تکبیر گفتیم تا ملائکه بدانند که خدا بزرگتر از آن است که بدو رسند و منزلت او عظیم است و چون عزّت و قوّتی را که خداوند برای ما قرار داده است مشاهده کردند، گفتیم:
ص: 14
لا حول و لا قوّه إلّا باللَّه العلیّ العظیم تا ملائکه بدانند که هیچ قدرت و قوّتی جز به واسطه خدا نیست و ملائکه گفتند: لا حول و لا قوه الّا باللَّه، و چون مشاهده کردند آن نعمتی را که خدا بر ما ارزانی داشته و طاعت ما را واجب شمرده است گفتیم:الحمد للَّه تا ملائکه بدانند خداوند به واسطه نعماتی که بر ما ارزانی داشته است حقوقی دارد و ملائکه گفتند: الحمد للَّه پس به واسطه ما به معرفت خدای تعالی و تسبیح و تهلیل و تحمید او رهنمون شدند.
سپس خدای تعالی آدم علیه السّلام را آفرید و ما را در صلب او نهاد و به ملائکه فرمان داد که به خاطر تعظیم و اکرام ما به دو سجده کنند سجده آنها برای خدای تعالی عبودیّت و بندگی و برای آدم اکرام و طاعت بود، زیرا ما در صلب او بودیم، پس چگونه ما افضل از ملائکه نباشیم در حالی که همه آنها به آدم سجده کردند. و چون مرا به آسمانها به معراج بردند، جبرئیل دو تا دو تا اذان و اقامه گفت، سپس گفت: ای محمّد! پیش بایست، گفتم: ای جبرئیل! آیا بر تو پیش بایستم؟گفت: آری، زیرا خدای تعالی پیامبرانش را و علی الخصوص تو را بر همه ملائکه برتری داده است، من پیش ایستادم و با ایشان نماز خواندم و هیچ فخری هم نیست و چون به حجابهای نور رسیدیم، جبرئیل علیه السّلام گفت: ای محمّد! پیش برو و از من باز ایستاد، گفتم: ای جبرئیل! آیا در مثل این موضع از من مفارقت می کنی؟ گفت: ای محمّد! این نهایت حدّ من است که خدای تعالی برای من مقرّر فرموده است و اگر از آن درگذرم به واسطه تجاوز از حدودی که پروردگارم مقرّر فرموده است بالهایم خواهد سوخت و در نوری افکنده شدم افکنده شدنی تا بدان جا که خدای تعالی از ملکوتش اراده فرموده بود رسیدم و ندا رسید: ای محمّد! گفتم:لبّیک و سعدیک ای پروردگار من! تبارکت و تعالیت، ندا رسید تو بنده من و من پروردگار توأم، مرا پرستش کن و بر من توکّل نما، تو نور من در میان بندگان من و فرستاده من به سوی خلقم و حجّت من در بین مردمانی، بهشت من برای کسی است که از تو پیروی کند و آتش من برای کسی است که با تو مخالفت کند، و
ص: 15
کرامتم را برای اوصیای تو لازم گردانیدم و ثوابم را برای شیعیان تو مقرّر داشتم، گفتم: پروردگارا! اوصیای من چه کسانی هستند؟ ندا رسید ای محمّد! اوصیای تو بر ساق عرش نوشته شده است و من در حالی که در مقابل پروردگارم بودم به ساق عرش نگریستم و دوازده نور دیدم و در هر نوری سطری سبز بود که نام هر یک از اوصیای من بر آن نوشته شده بود، اوّل ایشان علیّ بن أبی طالب علیه السلام و آخر آنها مهدی علیه السلام امّتم بود، گفتم: پروردگارا! آیا آنها اوصیای پس از من هستند؟ ندا آمد که ای محمّد! آنها اولیا و دوستان و برگزیدگان و حجّتهای من بر خلایق پس از تو هستند و آنها اوصیا و خلفای تو و بهترین خلق من پس از تو می باشند، به عزّت و جلالم سوگند که به واسطه ایشان دینم را چیره و کلمه ام را بلند می نمایم و توسّط آخرین آنها زمین را از دشمنانم پاک می گردانم و مشرق و مغرب زمین را به تملیک او در می آورم و باد را مسخّر او می کنم و گردنکشان سخت را رام او می سازم و او را بر نردبان ترقّی بالا می برم و با لشکریان خود یاریش می کنم و با فرشتگانم به او مدد می رسانم تا آنکه دعوتم را آشکار کند و مردمان را بر توحیدم گرد آورد، سپس ملکش را تداوم بخشم و روزگار را در اختیار اولیای خود قرار دهم تا روز قیامت فرا رسد.
کمال الدین و تمام النعمه، ج 1، ص: 254
حدیث منزلت
در ریاض النضره گفته ذکر اخبار جبرئیل عن اللَّه تعالی بان علیّا من النّبی صلّی اللَّه علیه و سلّم بمنزله هارون من موسی عن اسماء بنت عمیس قالت هبط جبرئیل علیه السّلام علی النّبی صلّی اللَّه علیه و سلّم فقال یا محمّد انّ ربّک یقرأ لک السّلام و یقول لک علی منک بمنزله هارون من موسی لکن لا نبی بعدک خرّجه الامام علی بن موسی الرضاو در ذخائر العقبی گفته وعنها أی عن اسما بنت عمیس قال هبط جبرئیل علیه السّلام علی النّبی صلّی اللَّه علیه و سلّم و قال یا محمّد انّ ربّک یقرئک السّلام و یقول لک علیّ منک بمنزله لهارون من موسی لکن لا نبی بعدک خرّجه الامام علی بن موسی الرضاو شهاب الدین احمد در توضیح الدلائل علی توضیح الفضائل گفته عنها أی عن اسما بنت عمیس رضی اللَّه تعالی عنها قالت هبط جبرئیل علی النبی علیهما الصلوه و السّلام و قال یا محمد ان ربّک یقرئک السّلام و یقول لک علی منک بمنزله هارون من موسی لکن لا نبی بعدک رواه الطبری و قال اخرجه الامام علی بن موسی الرضا و ابراهیم بن عبد اللَّه عن اسما بنت عمیس رضی اللَّه عنها قال هبط جبرئیل علیه السّلام فقال یا محمد ان ربّک یقرئک السّلام و یقول لک علی منک بمنزله هارون من موسی لکن لا نبی بعدک اخرجه الامام علی بن موسی الرضا فی مسنده
ص: 16
ازاین روایت ظاهر می شود که حضرت جبرئیل علیه السّلام بر جناب رسالت مآب صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم فرود آمد و تبلیغ تحیه سلام از جانب ملک علام نمود و بیان کرد که حق تعالی می فرماید که علی از تو بمنزله هارون از موسی است لکن بعد از تو نبی نیست.
عبقات الانوار فی امامه الائمه الاطهار، ج 11، ص: 745
یمنی شافعی در کتاب الاکتفاء فی فضل الاربعه الخلفاء گفته
مکتوبات بر عرش
عَنْ أَبِی الصَّلْتِ الْهَرَوِیِّ عَنِ الرِّضَا صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ قَالَ: إِنَّ آدَمَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ لَمَّا أَکْرَمَهُ اللَّهُ تَعَالَی بِإِسْجَادِهِ مَلَائِکَتَهُ لَهُ وَ بِإِدْخَالِهِ الْجَنَّهَ نَادَاهُ اللَّهُ ارْفَعْ رَأْسَکَ یَا آدَمُ فَانْظُرْ إِلَی سَاقِ عَرْشِی فَنَظَرَ فَوَجَدَ عَلَیْهِ مَکْتُوباً لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ زَوْجَتُهُ فَاطِمَهُ سَیِّدَهُ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ سَیِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّهِ فَقَالَ آدَمُ یَا رَبِّ مَنْ هَؤُلَاءِ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ هَؤُلَاءِ ذُرِّیَّتُکَ لَوْلَاهُمْ مَا خَلَقْتُکَ.
از ابا صلت هروی از امام رضا علیه السلام روایت شده که:هنگامی که خداوند آدم را به وسیله سجده ملائکه و دخول در بهشت گرامی داشت ،خدا ندا داد که ای آدم سرت را بالا ببر و به ساق عرش من نگاه کن. پس آدم نگاه کرد و دید که نوشته شده هیچ معبودی جز خدای یگانه نیست ،محمد رسول خداست،علی بن ابی طالب امیرالمومنین و همسر او فاطمه ،سیده زنان عالم ،و حسن و حسین علیهم السلام دو آقای جوانان اهل بهشت هستند.آدم سوال نمود که ای پروردگار من، اینان کیانند؟خداوند فرمودند:اینها ذریه تواند که اگر اینها نبودند تو را خلق نمی کردم.
ص: 17
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 27، ص: 6
درسیره معصومین علیهم السلام
پیامبراکرم صلی الله علیه واله
حب وبغض
عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُوسَی الرِّضَا علیه السلام عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَا عَلِیُّ أَنْتَ أَخِی وَ وَزِیرِی وَ صَاحِبُ لِوَائِی فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ وَ أَنْتَ صَاحِبُ حَوْضِی مَنْ أَحَبَّکَ أَحَبَّنِی وَ مَنْ أَبْغَضَکَ أَبْغَضَنِی.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:ای علی تو برادر، وزیر و پرچمدار منی در دنیا و آخرت و تو صاحب حوضی، هر که تو رادوست دارد من را دوست داشته و هر که تو را دشمن دارد من را دشمن داشته است.
الأمالی( للصدوق)، النص، ص: 61
خوشا به حال دوستان امیرالمومنین علیه السلام
حدثنا علی بن موسی الرضا قال حدثنی أبی موسی بن جعفر عن أبیه جعفر بن محمد عن أبیه محمد بن علی عن أبیه الحسین بن علی عن أبیه علی بن أبی طالب علیهم السلام قال قال رسول الله صلی الله علیه واله یا علی طوبی لمن أحبک و صدق بک و ویل لمن أبغضک و کذب بک محبوک معروفون فی السماء السابعه و الأرض السابعه السفلی و ما بین ذلک هم أهل الدین و الورع و السمت الحسن و التواضع لله عز و جل خاشعه أبصارهم وجله قلوبهم لذکر الله عز و جل و قد عرفوا حق ولایتک و ألسنتهم ناطقه بفضلک و أعینهم ساکبه تحننا علیک و علی الأئمه من ولدک یدینون لله بما أمرهم به فی کتابه و جاءهم به البرهان من سنه نبیه عاملون بما یأمرهم به أولو الأمر منهم متواصلون غیر متقاطعین متحابون غیر متباغضین إن الملائکه لتصلی علیهم و تؤمن علی دعائهم و تستغفر للمذنب منهم و تشهد حضرته و تستوحش لفقده إلی یوم القیامه.
ص: 18
حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام بتوسط آباء و امجاد خود از علی بن ابی طالب علیه السلام روایت کرده است که آن جناب فرمود: که رسول الله صلی الله علیه واله فرمود: یا علی خوشا بحال کسی که ترا دوست دارد و تصدیق کند ترا و وای از برای کسی که ترا دشمن دارد و تکذیب کند ترا دوستان تو در آسمان هفتم و طبقه هفتم زمین و میان آسمان هفتم و زمین هفتم معروف و مشهورند باینکه ایشان از اهل دین و ورع و طریقه نیکو و اهل تواضع و فروتنی در درگاه خداوندی هستند چشمهای آنها بزیر افتاده باطراف خود نظر نکند و قلوب ایشان ترسناک است بجهت ذکر خداوند و حق ولایت و دوستی ترا شناخته اند و زبان ایشان بفضل تو گویا است و چشم ایشان بجهت محبت و عطوفت بتو و فرزندان تو ائمه هدی اشک ریزان است متدین می باشند بآنچه حقتعالی در کتاب خود بآن امر فرموده و از سنت پیغمبر آنچه دلیل و برهان رهبر ایشان شده عمل کنند بآنچه صاحبان امر ایشان آنها را بآن امر نمایند و با یک دیگر صله کنند و قطع نکنند و با یک دیگر دوستی کنند و غضبناک نشوند و ملائکه از برای آنها طلب رحمت کنند و در دعای آنها آمین گویند و از برای گناهکاران آنها استغفار کنند و در حضور آنها حاضر می شوند و بجهت فقدان آنها وحشت می کنند و متألم می شوند تا روز قیامت.
عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج 1، ص: 261
امام متقیان و پیشوای روسفیدان
حدثنا علی بن موسی الرضا قال: حدثنی أبی موسی بن جعفر قال:حدثنی أبی جعفر بن محمّد قال: حدثنا أبی محمّد بن علی بن الحسین، حدثنی أبی علی بن الحسین حدثنی أبی الحسین بن علی حدثنی أبی علی بن أبی طالب علیه السّلام قال: قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و اله: یا علی انک سید المسلمین و امام المتقین و قائد الغر المحجلین و یعسوب الدین.
ص: 19
امام رضا علیه السلام ازآبائشان از پیامبر صلی الله علیه واله نقل می فرمایند:که ای علی تو آقای مسلمانان و امام متقیان و پیشوای روسفیدان و بزرگ پرهیزگاران هستی.
احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج 4، ص: 16
شناخت مومنان بواسطه علی علیه السلام
أخبرنا ابراهیم بن غسان البصری إجازه ان أبا علی الحسین بن أحمد حدثهم نا عبد اللّه بن أحمد بن أبی عامر الطائی، نا أبی أحمد بن عامر، نا علی بن موسی الرضا، قال حدثنی أبی موسی بن جعفر، قال حدثنی أبی جعفر بن محمد، قال حدثنی أبی محمد بن علی، قال حدثنی أبی علی بن الحسین، قال حدثنی أبی الحسین بن علی، قال حدثنی أبی علی بن أبی طالب علیهم السلام قال:قال رسول اللّه صلی الله علیه واله: لولاک ما عرف المؤمنون من بعدی.
یاعلی اگر تو نبودی پس از من مومنان شناخته نمی شدند.
احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج 17، ص: 168
بعد از من به کفر و بی دینی نگرایید
أخبرنا الحسن بن أحمد بن موسی الغندجانی، حدّثنا هلال بن محمد الحفار، حدّثنا إسماعیل بن علی [الخزاعی أخی دعبل] حدّثنا أبی [علی، قال: حدّثنا علیّ بن موسی الرضا قال: حدّثنا أبی موسی بن جعفر قال: حدّثنا أبی جعفر بن محمد قال: حدّثنا أبی محمد] بن علی الباقر، عن جابر بن عبد اللَّه الأنصاری قال: إنّی لأدناهم برسول اللَّه فی حجّه الوداع ب «منی» [حین] قال: لا ألفینّکم ترجعون بعدی کفّاراً یضرب بعضکم رقاب بعض، و ایم اللَّه إن فعلتموها لتعرفننی فی الکتیبه التی تضار بکم. ثم التفت إلی خلفه فقال:أو علی- ثلاثاً- فرأینا أنّ جبرئیل غمزه، و أنزل اللَّه علی أثر ذلک (فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِکَ فَإِنَّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ) بعلی بن أبی طالب (أَوْ نُرِیَنَّکَ الَّذِی وَعَدْناهُمْ فَإِنَّا عَلَیْهِمْ مُقْتَدِرُونَ) ثمّ نزلت (قُلْ رَبِّ إِمَّا تُرِیَنِّی ما یُوعَدُونَ، رَبِّ فَلا تَجْعَلْنِی فِی الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ) ثُمَّ نَزَلَتْ (فَاسْتَمْسِکْ بِالَّذِی أُوحِیَ إِلَیْکَ إِنَّکَ عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ، وَ إِنَّهُ لَذِکْرٌ لَکَ وَ لِقَوْمِکَ، وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ) عَنْ وَلَایهِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ.
ص: 20
او از پدرش ابی محمد بن علیّ الباقر علیه السّلام نقل کرده است که جابر بن عبد اللَّه انصاری حکایت کرد.در آخرین مراسم حج یعنی حجّه الوداع در نزدیک پیامبر صلی اللَّه علیه و آله ایستاده بودم که آن حضرت فرمود:لا ألفینّکم ترجعون بعدی کفّاراً یضرب بعضکم رقاب بعض، و أیم اللَّه لئن فعلتموها لتعرفنی فی الکتیبه التی تضاربکم.
ای یاران! شما را توصیه می کنم؛ بعد از من به کفر و بی دینی نگرایید که با شمشیر به جان یک دیگر بیفتید و گردن همدیگر را بزنید. به خدا سوگند اگر چنین کنید؛ مرا از کسانی خواهید یافت که شما را با شمشیر برانم.
سپس به پشت سرش نگاه کرد و فرمود: علیّ یا علیّ یا علیّ! چون سه بار نام علی علیه السّلام را به زبان آورد، دیدیم جبرئیل بر آن حضرت فرود آمد و گفت:
فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِکَ فَإِنَّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ بعلی بن ابی طالب علیه السّلام فَاسْتَمْسِکْ بِالَّذِی أُوحِیَ إِلَیْکَ من امر علیّ علیه السّلام إِنَّکَ عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ.
خدای سبحان می فرماید: به وسیله علی بن ابی طالب علیه السّلام از آنان انتقام می گیرم. ای رسول من! آنچه از امر علی بن ابی طالب علیه السّلام بر تو وحی می کنم تمسک کن. إِنَّکَ عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ؛ که تو بر صراط مستقیم و طریق حقیقت هستی.
شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج 2، ص: 217
علی بن ابیطالب علیه السلام کشتی نجات
عن علی بن موسی الرضا عن أبیه عن آبائه علیهم السلام قال قال رسول الله صلی الله علیه واله من أحب أن یتمسک بدینی و یرکب سفینه النجاه بعدی فلیقتد بعلی بن أبی طالب و لیعاد عدوه و لیوال ولیه فإنه وصیی و خلیفتی علی أمتی فی حیاتی و بعد وفاتی و هو إمام کل مسلم و أمیر کل مؤمن بعدی قوله قولی و أمره أمری و نهیه نهیی و تابعه تابعی و ناصره ناصری و خاذله خاذلی ثم قال علیه السلام من فارق علیا بعدی لم یرنی و لم أره یوم القیامه و من خالف علیا حرم الله علیه الجنه و جعل مأواه النار و بئس المصیر و من خذل علیا خذله الله یوم یعرض علیه و من نصر علیا نصره الله یوم یلقاه و لقنه حجته عند المساءله ثم قال علیه السلام الحسن و الحسین إماما أمتی بعد أبیهما و سیدا شباب أهل الجنه و أمهما سیده نساء العالمین و أبوهما سید الوصیین و من ولد الحسین تسعه أئمه تاسعهم القائم من ولدی طاعتهم طاعتی و معصیتهم معصیتی إلی الله أشکو المنکرین لفضلهم و المضیعین لحرمتهم بعدی و کفی بالله ولیا و ناصرا لعترتی و أئمه أمتی و منتقما من الجاحدین لحقهم و سیعلم الذین ظلموا أی منقلب ینقلبون(1).
ص: 21
امام رضا از پدران بزرگوارشان از رسول خدا صلوات الله علیهم اجمعین روایت کند که فرمودند: هر که دوست دارد که به دین من متمسک شود و پس از من در کشتی نجات سوار شود باید که به علی بن أبی طالب علیه السلام اقتدا کند و دشمنش را دشمن بدارد و دوستش را دوست بدارد که او وصی من و جانشین من بر امتم در حیات و ممات من است، و او امام هر مسلمان و امیر هر مؤمن پس از من است قول او قول من و امر او امر من و نهی او نهی من است، و پیرو او پیرو من و یاور او یاور من و فروگزار او فروگزار من است. سپس فرمود: هر که پس از من با علی مفارقت کند مرا نخواهد دید و من نیز روز قیامت او را نخواهم دید، و هر که با علی مخالفت کند خداوند بهشت را بر او حرام کرده و جایگاه او را آتش قرار داده است و آن بد جایگاهی است، و کسی که علی را فروگزارد خداوند او را در روزی که بر وی در آید فرو خواهد گذاشت، و هر که علی را نصرت کند خداوند او را در روز قیامت نصرت نماید و حجتش را هنگام بازخواست تلقین وی فرماید، سپس فرمود: حسن و حسین دو امام امت من پس از پدرشان و سید جوانان اهل بهشت هستند و مادرشان سرور زنان عالم و پدرشان سرور اوصیاء هستند، و از فرزندان حسین نه تن امامند که نهمین آنها قائم از فرزندان من است طاعت آنان طاعت من و معصیت ایشان معصیت من است، از منکرین فضل و ضایع کنندگان حرمت او به خدا شکایت می کنم و خداوند بهترین ولی و ناصر برای عترتم و ائمه امتم می باشد و بهترین منتقم از منکرین ایشان است و سیعلم الذین ظلموا أی منقلب ینقلبون.
ص: 22
1-سوره شعراء آیه227
کمال الدین و تمام النعمه، ج 1، ص: 261
علی بهترین بشر است
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عُمَرَ الْحَافِظُ الْبَغْدَادِیُّ قَالَ حَدَّثَنِی أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ الْعَبَّاسِ الرَّازِیُّ قَالَ حَدَّثَنِی أَبِی عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ الْعَبَّاسِ بْنِ هَارُونَ التَّمِیمِیُّ قَالَ حَدَّثَنِی سَیِّدِی عَلِیُّ بْنُ مُوسَی الرِّضَا علیه السلام قَالَ حَدَّثَنِی أَبِی مُوسَی بْنُ جَعْفَرٍ قَالَ حَدَّثَنِی أَبِی جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ قَالَ حَدَّثَنِی أَبِی مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ قَالَ حَدَّثَنِی أَبِی عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ قَالَ حَدَّثَنِی أَبِی الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ قَالَ حَدَّثَنِی أَخِی الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ قَالَ حَدَّثَنِی أَبِی عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیهم السلام قَالَ قَالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه وآله أَنْتَ خَیْرُ الْبَشَرِ وَ لَا یَشُکُّ فِیکَ إِلَّا کَافِرٌ.
به روایت امام هشتم علیه السلام از جدش علی بن ابی طالب علیه السلام فرمود: که پیغمبر بمن فرمود: توئی بهترین بشر و شک نکند در باره تو جز کافر.
الأمالی( للصدوق)، النص، ص: 77
اخبار معراجی پیامبر
عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُوسَی الرِّضَا عَنْ أَبِیهِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ أَبِیهِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهم السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَا خَلَقَ اللَّهُ خَلْقاً أَفْضَلَ مِنِّی وَ لَا أَکْرَمَ عَلَیْهِ مِنِّی قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَأَنْتَ أَفْضَلُ أَمْ جَبْرَئِیلُ فَقَالَ صلی الله علیه و آله یَا عَلِیُّ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فَضَّلَ أَنْبِیَاءَهُ الْمُرْسَلِینَ عَلَی مَلَائِکَتِهِ الْمُقَرَّبِینَ وَ فَضَّلَنِی عَلَی جَمِیعِ النَّبِیِّینَ وَ الْمُرْسَلِینَ وَ الْفَضْلُ بَعْدِی لَکَ یَا عَلِیُّ وَ لِلْأَئِمَّهِ مِنْ بَعْدِکَ وَ إِنَّ الْمَلَائِکَهَ لَخُدَّامُنَا وَ خُدَّامُ مُحِبِّینَا یَا عَلِیُّ الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ ... وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا بِوَلَایَتِنَا یَا عَلِیُّ لَوْ لَا نَحْنُ مَا خَلَقَ اللَّهُ آدَمَ وَ لَا الْحَوَّاءَ وَ لَا الْجَنَّهَ وَ لَا النَّارَ وَ لَا السَّمَاءَ وَ لَا الْأَرْضَ فَکَیْفَ لَا نَکُونُ أَفْضَلَ مِنَ الْمَلَائِکَهِ وَ قَدْ سَبَقْنَاهُمْ إِلَی مَعْرِفَهِ رَبِّنَا وَ تَسْبِیحِهِ وَ تَهْلِیلِهِ وَ تَقْدِیسِهِ لِأَنَّ أَوَّلَ مَا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَرْوَاحُنَا فَأَنْطَقَهَا بِتَوْحِیدِهِ وَ تَمْجِیدِهِ ثُمَّ خَلَقَ الْمَلَائِکَهَ فَلَمَّا شَاهَدُوا أَرْوَاحَنَا نُوراً وَاحِداً اسْتَعْظَمَتْ أَمْرَنَا فَسَبَّحْنَا لِتَعْلَمَ الْمَلَائِکَهُ أَنَّا خَلْقٌ مَخْلُوقُونَ وَ أَنَّهُ مُنَزَّهٌ عَنْ صِفَاتِنَا فَسَبَّحَتِ الْمَلَائِکَهُ بِتَسْبِیحِنَا وَ نَزَّهَتْهُ عَنْ صِفَاتِنَا فَلَمَّا شَاهَدُوا عِظَمَ شَأْنِنَا هَلَّلْنَا لِتَعْلَمَ الْمَلَائِکَهُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّا عَبِیدٌ وَ لَسْنَا بِآلِهَهٍ یَجِبُ أَنْ نُعْبَدَ مَعَهُ أَوْ دُونَهُ فَقَالُوا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ فَلَمَّا شَاهَدُوا کِبَرَ مَحَلِّنَا کَبَّرْنَا لِتَعْلَمَ الْمَلَائِکَهُ أَنَّ اللَّهَ أَکْبَرُ مِنْ أَنْ یُنَالَ عِظَمُ الْمَحَلِّ إِلَّا بِهِ فَلَمَّا شَاهَدُوا مَا جَعَلَهُ اللَّهُ لَنَا مِنَ الْعِزَّهِ وَ الْقُوَّهِ فَقُلْنَا لَا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ لِتَعْلَمَ الْمَلَائِکَهُ أَنَّهُ لَا حَوْلَ لَنَا وَ لا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ فَلَمَّا شَاهَدُوا مَا أَنْعَمَ اللَّهُ بِهِ عَلَیْنَا وَ أَوْجَبَهُ لَنَا مِنْ فَرْضِ الطَّاعَهِ قُلْنَا الْحَمْدُ لِلَّهِ لِتَعْلَمَ الْمَلَائِکَهُ مَا یُسْتَحَقُّ لِلَّهِ تَعَالَی ذِکْرُهُ عَلَیْنَا مِنَ الْحَمْدِ عَلَی نِعَمِهِ فَقَالَتِ الْمَلَائِکَهُ الْحَمْدُ لِلَّهِ فَبِنَا اهْتَدَوْا إِلَی مَعْرِفَهِ تَوْحِیدِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ تَسْبِیحِهِ وَ تَهْلِیلِهِ وَ تَحْمِیدِهِ وَ تَمْجِیدِهِ ثُمَّ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی خَلَقَ آدَمَ فَأَوْدَعَنَا صُلْبَهُ وَ أَمَرَ الْمَلَائِکَهَ بِالسُّجُودِ لَهُ تَعْظِیماً لَنَا وَ إِکْرَاماً وَ کَانَ سُجُودُهُمْ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عُبُودِیَّهً وَ لِآدَمَ إِکْرَاماً وَ طَاعَهً لِکَوْنِنَا فِی صُلْبِهِ فَکَیْفَ لَا نَکُونُ أَفْضَلَ مِنَ الْمَلَائِکَهِ وَ قَدْ سَجَدُوا لِآدَمَ کُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ وَ إِنَّهُ لَمَّا عُرِجَ بِی إِلَی السَّمَاءِ أَذَّنَ جَبْرَئِیلُ مَثْنَی مَثْنَی وَ أَقَامَ مَثْنَی مَثْنَی ثُمَّ قَالَ لِی تَقَدَّمْ یَا مُحَمَّدُ فَقُلْتُ لَهُ [یَا] جَبْرَئِیلُ أَتَقَدَّمُ عَلَیْکَ قَالَ نَعَمْ لِأَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فَضَّلَ أَنْبِیَاءَهُ عَلَی مَلَائِکَتِهِ أَجْمَعِینَ وَ فَضَّلَکَ خَاصَّهً قَالَ فَتَقَدَّمْتُ فَصَلَّیْتُ بِهِمْ وَ لَا فحز [فَخْرَ] فَلَمَّا انْتَهَیْتُ إِلَی حُجُبِ النُّورِ قَالَ لِی جَبْرَئِیلُ تَقَدَّمْ یَا مُحَمَّدُ وَ تَخَلَّفَ عَنِّی فَقُلْتُ لَهُ یَا جَبْرَئِیلُ فِی مِثْلِ هَذَا الْمَوْضِعِ تُفَارِقُنِی فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ إِنَّ انْتِهَاءَ حَدِّیَ الَّذِی وَضَعَنِی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِیهِ إِلَی هَذَا الْمَکَانِ فَإِنْ تَجَاوَزْتُهُ احْتَرَقَتْ أَجْنِحَتِی بِتَعَدِّی حُدُودِ رَبِّی جَلَّ جَلَالُهُ فَزُخَّ بِیَ النُّورَ زَخَّهً حَتَّی انْتَهَیْتُ إِلَی مَا شَاءَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ عُلُوِّ مَکَانِهِ فَنُودِیتُ فَقُلْتُ لَبَّیْکَ رَبِّی وَ سَعْدَیْکَ تَبَارَکْتَ وَ تَعَالَیْتَ فَنُودِیتُ یَا مُحَمَّدُ أَنْتَ عَبْدِی وَ أَنَا رَبُّکَ فَإِیَّایَ فَاعْبُدْ وَ عَلَیَّ فَتَوَکَّلْ فَإِنَّکَ نُورِی فِی عِبَادِی وَ رَسُولِی إِلَی خَلْقِی وَ حُجَّتِی عَلَی بَرِیَّتِی لَکَ وَ لِمَنْ تَبِعَکَ خَلَقْتُ جَنَّتِی وَ لِمَنْ خَالَفَکَ خَلَقْتُ نَارِی وَ لِأَوْصِیَائِکَ أَوْجَبْتُ کَرَامَتِی وَ لِشِیعَتِهِمْ أَوْجَبْتُ ثَوَابِی فَقُلْتُ یَا رَبِّ وَ مَنْ أَوْصِیَائِی فَنُودِیتُ یَا مُحَمَّدُ أَوْصِیَاؤُکَ الْمَکْتُوبُونَ عَلَی سَاقِ عَرْشِی فَنَظَرْتُ وَ أَنَا بَیْنَ یَدَیْ رَبِّی جَلَّ جَلَالُهُ إِلَی سَاقِ الْعَرْشِ فَرَأَیْتُ اثْنَیْ عَشَرَ نُوراً فِی کُلِّ نُورٍ سَطْرٌ أَخْضَرُ عَلَیْهِ اسْمُ وَصِیٍّ مِنْ أَوْصِیَائِی أَوَّلُهُمْ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام وَ آخِرُهُمْ مَهْدِیُّ أُمَّتِی فَقُلْتُ یَا رَبِّ هَؤُلَاءِ أَوْصِیَائِی بَعْدِی فَنُودِیتُ یَا مُحَمَّدُ هَؤُلَاءِ أَوْصِیَائِی وَ أَحِبَّائِی وَ أَصْفِیَائِی وَ حُجَجِی بَعْدَکَ عَلَی بَرِیَّتِی وَ هُمْ أَوْصِیَاؤُکَ وَ خُلَفَاؤُکَ وَ خَیْرُ خَلْقِی بَعْدَکَ وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی لَأُظْهِرَنَّ بِهِمْ دِینِی وَ لَأُعْلِیَنَّ بِهِمْ کَلِمَتِی وَ لَأُطَهِّرَنَّ الْأَرْضَ بِآخِرِهِمْ مِنْ أَعْدَائِی وَ لَأُمَلِّکَنَّهُ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا وَ لَأُسَخِّرَنَّ لَهُ الرِّیَاحَ وَ لَأُذَلِّلَنَّ لَهُ السَّحَابَ الصِّعَابَ وَ لَأُرَقِّیَنَّهُ فِی الْأَسْبَابِ وَ لَأَنْصُرَنَّهُ بِجُنْدِی وَ لَأُمِدَّنَّهُ بِمَلَائِکَتِی حَتَّی یُعْلِنَ دَعْوَتِی وَ یَجْمَعَ الْخَلْقَ عَلَی تَوْحِیدِی ثُمَّ لَأُدِیمَنَّ مُلْکَهُ وَ لَأُدَاوِلَنَّ الْأَیَّامَ بَیْنَ أَوْلِیَائِی إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهِ.
ص: 23
حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام بتوسط آباء گرامی خود از حضرت امیر المؤمنین علیه السلام روایت کرده است که آن جناب فرمود:
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:حقتعالی نیافریده است خلقی را افضل و گرامی تر از من،مولای متقیان میفرماید:که من عرض کردم یا رسول اللَّه صلی الله علیه و آله تو افضل خواهی بود یا جبرئیل فرمود: یا علی حقتعالی پیغمبران مرسل خود را بملائکه مقربین فضیلت و موضعت سریت داده است و مرا از جمیع پیغمبران از مرسل و غیر مرسل فضیلت داده و فضیلت، بعد از من یا علی از برای تو و ائمه بعد از تو است و ملائکه خدام ما و خدام دوست دارندگان ما باشند یا علی حمله عرش و کسانی که در گرداگرد عرش هستند تسبیح کنند بحمد پروردگار و استغفار کنند از برای کسانی که تصدیق کنند و اعتقاد دارند ولایت و محبت ما را، یا علی اگر ما نمی بودیم حقتعالی نمی آفرید آدم را و نه بهشت را و نه جهنم را و نه آسمان را و نه زمین را.
پس چگونه ما افضل از ملائکه نباشیم و حال اینکه ما سبقت کردیم بر ملائکه در معرفت پروردگار و تسبیح و تهلیل و تقدیس او زیرا که اول چیزی که حقتعالی آفرید ارواح ما بود.
پس از آن ارواح ما را بتوحید و تمجید خود گویا فرمود و بنطق در آورد پس از آن ملائکه را آفرید چون ملائکه مشاهده کردند که ارواح ما یک نور است امر ما را بزرگ شمردند ما سبحان اللَّه گفتم تا ملائکه بدانند که ما آفریده شده گانیم و حقتعالی منزه و مبرا است از صفات ما پس ملائکه بسبب تسبیح ما سبحان اللَّه گفتند و خدا را از صفات منزه و مبرا نمودند.پس چون ملائکه عظمت شأن ما را مشاهده کردند ما لا اله الا اللَّه
ص: 24
گفتیم تا ملائکه بدانند که خدائی بغیر از آن ذات یگانه نیست و ما بندگانیم و خدایان نیستیم تا اینکه واجب باشد ما را با خدا یا با غیر او عبادت و پرستش نمود. پس ملائکه گفتند:لا اله الا اللَّه پس چون مشاهده کردند بزرگی محل ما را گفتیم اللَّه اکبر،تا اینکه ملائکه بدانند که خدا بزرگتر از آنست که کسی در بزرگی محل باو برسد و کسی به بزرگی محل باو نرسد مگر بمشیت او، پس چون مشاهده کردند بقرارداد خدا عزت و قوت را از برای ما گفتیم لا حول و لا قوه الا باللَّه،تا اینکه ملائکه بدانند که حول و قوه از برای ما نیست مگر بمشیت خدا،پس چون مشاهده کردند نعمتهای خدا را بر ما که واجب کرده است اطاعت کردن ما را گفتیم الحمد اللَّه تا اینکه ملائکه بدانند که حقتعالی بسبب اعطا و نعمتهای خود مستحق حمد است و واجب است حمد او بر ما پس ملائکه گفتند:الحمد اللَّه پس ملائکه بسبب وجود ما هدایت یافتند بمعرفت وحدانیت و توحید خدا و تسبیح و تهلیل و تحمید و تمجید خداوند بعد از آن حقتعالی آدم را آفرید و ما را در صلب او قرار داد و ملائکه را فرمود او را سجده کنند بجهت تعظیم ما و اکرام ما و سجده ملائکه از برای خداوند از راه عبودیت و بندگی است و از برای آدم اکرام و طاعت است چون ما در صلب او بودیم پس چگونه ما افضل از ملائکه نباشیم و حال اینکه جمیع ملائکه از مقرب و غیر مقرب بر آدم سجده کردند و چون من بآسمان عروج کردم جبرئیل اذان و اقامه گفت و لیکن هر فصلی از اذان و اقامه را دو بار گفت پس از آن بمن گفت که ای محمد؛ مقدم شو من باو گفتم ای جبرئیل من بر تو مقدم
ص: 25
شوم گفت: بلی بجهت اینکه خدای تعالی پیغمبران را بر جمیع ملائکه فضیلت داده است و ترا بخصوص فضیلت و مزیت داده پس مقدم شدم و با ملائکه نماز خواندم و این فخری نیست و چون به حجابهای نور رسیدم جبرئیل بمن گفت یا محمد از من مقدم شو و از من تخلف نمود من گفتم ای جبرئیل در مثل چنین موضعی از من مفارقت میکنی گفت:یا محمد اینجا مکانی است که حد من است حقتعالی قرار فرموده و از اینجا قدرت ندارم تجاوز کنم و اگر از اینجا تجاوز کنم بالهایم میسوزد بجهت تعدی کردن از حدودی که حضرت رب العزت از برای من قرار داده پس من در نور انداخته شدم و بالا رفتم بمقداری از بلندی محل که مشیت الهی قرار گرفته بود پس صدائی بر آمد یا محمد عرض کردم:لبیک ربی و سعدیک تبارکت و تعالیت پس ندائی بر آمد یا محمد تو بنده منی و منم پروردگار تو،پس مرا بندگی کن و بر من توکل کن تو نور من میباشی در میان بندگان من و رسول من میباشی در میان آفریدگان من و حجت من میباشی در میان خلق من از برای تو و تابعان تو بهشت را خلق کردم و از برای کسی که ترا مخالفت کند آفریدم جهنم را و از برای اوصیاء تو واجب گردانیدم کرامت خود را و از برای شیعیان اوصیاء تو واجب گردانیدم ثواب خود را من عرض کردم پروردگارا اوصیاء من کیستند ندائی برآمد که ای محمد اسماء اوصیاء تو بر ساق عرش من نوشته است پس چون نظر کردم بساق عرش در حالتی که من در پیشگاه حضرت الهی ایستاده بودم دیدم دوازده نور را در هر نوری سطری بخط سبز اسم یکی از اوصیاء من نوشته شده اول ایشان علی ابن ابی طالب علیه السلام و آخر ایشان راهنمای امت حضرت مهدی علیه السلام نوشته شده است پس عرض کردم:
ص: 26
پروردگارا اینها اوصیاء من هستند بعد از من صدائی برآمد ای محمد اینها اولیاء من و دوستان من و اصفیاء من و حجج من بعد از تو بر خلق من هستند و ایشانند اوصیاء تو و خلفاء تو و بهترین خلق من بعد از تو بعزت و جلال خودم قسم که بسبب اینها ظاهر میکنم دین خود را و بواسطه اینها بلند میکنم کلمه خود را یعنی شرائع اسلام را و بواسطه آخرین اینها پاک میگردانم زمین را از دشمنان خود و او را مالک مشارق و مغارب زمین میگردانم و بادها را از برای او مسخر میگردانم و ابرهای حامله به باران از برای او ذلیل و منقاد میگردانم و او را بلند میگردانم در میان اسباب موجودات خود و او را به لشگر خود یاری میکنم و بملائکه خود مدد میکنم تا اینکه دعوت مرا آشکار کند و خلق را جمع نماید بر توحید من پس از آن به کمک او را دائمی میکنم و روزگار را بدست اولیاء خود میدهم تا روز قیامت.
عیون أخبار الرضا ج 1 ص: 263و 264
علی علیه السلام برادر و وصی رسول خداست
عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُوسَی الرِّضَا علیه السلام عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَا عَلِیُّ أَنْتَ أَخِی وَ وَزِیرِی وَ صَاحِبُ لِوَائِی فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ وَ أَنْتَ صَاحِبُ حَوْضِی مَنْ أَحَبَّکَ أَحَبَّنِی وَ مَنْ أَبْغَضَکَ أَبْغَضَنِی.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:ای علی تو برادر، وزیر و پرچمدار منی در دنیا و آخرت و تو صاحب حوضی، هر که تو رادوست دارد من را دوست داشته و هر که تو را دشمن دارد من را دشمن داشته است.
ص: 27
الأمالی( للصدوق)، النص، ص: 61
اقتدا کننده به علی علیه السلام نجات یافته است
عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُوسَی الرِّضَا علیه السلام عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَتَمَسَّکَ بِدِینِی وَ یَرْکَبَ سَفِینَهَ النَّجَاهِ بَعْدِی فَلْیَقْتَدِ بِعَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام وَ لْیُعَادِ عَدُوَّهُ وَ لْیُوَالِ وَلِیَّهُ فَإِنَّهُ وَصِیِّی وَ خَلِیفَتِی عَلَی أُمَّتِی فِی حَیَاتِی وَ بَعْدَ وَفَاتِی وَ هُوَ إِمَامُ کُلِّ مُسْلِمٍ وَ أَمِیرُ کُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِی قَوْلُهُ قَوْلِی وَ أَمْرُهُ أَمْرِی وَ نَهْیُهُ نَهْیِی وَ تَابِعُهُ تَابِعِی وَ نَاصِرُهُ نَاصِرِی وَ خَاذِلُهُ خَاذِلِی ثُمَّ قَالَ مَنْ فَارَقَ عَلِیّاً بَعْدِی لَمْ یَرَنِی وَ لَمْ أَرَهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَ مَنْ خَالَفَ عَلِیّاً حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیْهِ الْجَنَّهَ وَ جَعَلَ مَأْوَاهُ النَّارَ وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ وَ مَنْ خَذَلَ عَلِیّاً خَذَلَهُ اللَّهُ یَوْمَ یُعْرَضُ عَلَیْهِ وَ مَنْ نَصَرَ عَلِیّاً نَصَرَهُ اللَّهُ یَوْمَ یَلْقَاهُ وَ لَقَّنَهُ حُجَّتَهُ عِنْدَ الْمُسَاءَلَهِ ثُمَّ قَالَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ إِمَامَا أُمَّتِی بَعْدَ أَبِیهِمَا وَ سَیِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّهِ وَ أُمُّهُمَا سَیِّدَهُ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ وَ أَبُوهُمَا سَیِّدُ الْوَصِیِّینَ وَ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ تِسْعَهُ أَئِمَّهٍ تَاسِعُهُمُ الْقَائِمُ مِنْ وُلْدِی طَاعَتُهُمْ طَاعَتِی وَ مَعْصِیَتُهُمْ مَعْصِیَتِی إِلَی اللَّهِ أَشْکُو الْمُنْکِرِینَ لِفَضْلِهِمْ وَ الْمُضِیعِینَ لِحُرْمَتِهِمْ بَعْدِی وَ کَفی بِاللَّهِ وَلِیًّا وَ نَاصِراً لِعِتْرَتِی وَ أَئِمَّهِ أُمَّتِی وَ مُنْتَقِماً مِنَ الْجَاحِدِینَ لِحَقِّهِمْ وَ سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُون(1)
امام رضا علیه السلام از پدران بزرگوارشان از رسول خدا صلوات اللَّه علیهم اجمعین روایت کند که فرمودند: هر که دوست دارد که به دین من متمسّک شود و پس از من در کشتی نجات سوار شود باید که به علیّ بن أبی طالب علیه السلام اقتدا کند و دشمنش را دشمن بدارد و دوستش را دوست بدارد که او وصیّ من و جانشین من بر امّتم در حیات و ممات من است، و او امام هر مسلمان و امیر هر مؤمن پس از من است
ص: 28
قول او قول من و امر او امر من و نهی او نهی من است، و پیرو او پیرو من و یاور او یاور من و فروگزار او فروگزار من است. سپس فرمود: هر که پس از من با علی علیه السلام مفارقت کند مرا نخواهد دید و من نیز روز قیامت او را نخواهم دید، و هر که با علی علیه السلام مخالفت کند خداوند بهشت را بر او حرام کرده و جایگاه او را آتش قرار داده است و آن بد جایگاهی است، و کسی که علی علیه السلام را فروگزارد خداوند او را در روزی که بر وی در آید فرو خواهد گذاشت، و هر که علی علیه السلام را نصرت کند خداوند او را در روز قیامت نصرت نماید و حجّتش را هنگام بازخواست تلقین وی فرماید، سپس فرمود: حسن و حسین علیهماالسلام دو امام امّت من پس از پدرشان و سیّد جوانان اهل بهشت هستند و مادرشان سرور زنان عالم و پدرشان سرور اوصیاء هستند، و از فرزندان حسین نه تن امامند که نهمین آنها قائم از فرزندان من است طاعت آنان طاعت من و معصیت ایشان معصیت من است، از منکرین فضل و ضایع کنندگان حرمت او به خدا شکایت می کنم و خداوند بهترین ولی و ناصر برای عترتم و ائمّه امّتم می باشد و بهترین منتقم از منکرین ایشان است وَ سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ.
1-سوره شعرا آیه 227
احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج 4، ص: 82
اولین سوال بعد از مرگ
اخرج الحاکم بن أحمد البیهقی قال: حدثنا محمد بن یحیی الصوفی قال: حدثنا أبو ذکوان القاسم بن اسماعیل قال: حدثنی ابراهیم بن العباس الصولی الکاتب بالأهواز سنه سبع و عشرین و مأتین قال کنا یوما بین یدی علی بن موسی الرضا قال له بعض الفقهاء:
ص: 29
ان النعیم فی هذه الآیه هو الماء إلی أن قال: قال الرضا علیه السّلام: قال أبی موسی لقد حدثنی أبی جعفر عن أبیه محمد بن علی عن أبیه علی بن الحسین عن أبیه الحسین بن علی عن أبیه علی بن أبی طالب علیهم السّلام قال: قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله: .....یا علی ان اول ما یسأل عنه العبد بعد موته شهاده ان لا اله الا اللّه و ان محمدا رسول اللّه و انک ولی المؤمنین بما جعله اللّه و جعلته لک، فمن أقر بذلک و کان معتقده صار إلی النعیم الذی لا زوال له.
امام رضا علیه السلام از آباء طاهرینش علیهم السلام از امیرالمومنین علیه السلام از رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله نقل می کندکه به من فرمود: یا علی! اولین چیزی که از بنده پس از مرگ سؤال می شود شهادتین است؛ شهادت باینکه معبودی جز اللَّه نیست، و شهادت باینکه محمّدصلّی اللَّه علیه و آله رسول خداست، و دیگر شهادت به اینکه تو یاعلی! از جانب خدا و از جانب من ولی (امام و سرپرست) مؤمنین هستی، پس هر کس آن را تصدیق نماید و قبول کند و معترف بدان باشد بسوی نعیم جاودانه بهشت رهسپار است.
احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج 3، ص: 585
علی حزب الله و دشمن علی،حزب شیطان است
قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ زَیْدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام قَالَ حَدَّثَنِی الرِّضَا عَلِیُّ بْنُ مُوسَی عَنْ أَبِیهِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ أَبِیهِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهم السلام قَالَ قَالَ لِی رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله یَا عَلِیُّ:بِکُمْ یُفْتَحُ هَذَا الْأَمْرُ وَ بِکُمْ یُخْتَمُ عَلَیْکُمْ بِالصَّبْرِ
ص: 30
فَإِنَّ الْعاقِبَهَ لِلْمُتَّقِینَ أَنْتُمْ حِزْبُ اللَّهِ وَ أَعْدَاؤُکُمْ حِزْبُ الشَّیْطَانِ طُوبَی لِمَنْ أَطَاعَکُمْ وَ وَیْلٌ لِمَنْ عَصَاکُمْ أَنْتُمْ حُجَّهُ اللَّهِ عَلَی خَلْقِهِ وَ الْعُرْوَهُ الْوُثْقَی مَنْ تَمَسَّکَ بِهَا اهْتَدَی وَ مَنْ تَرَکَهَا ضَلَّ أَسْأَلُ اللَّهَ لَکُمُ الْجَنَّهَ لَا یَسْبِقُکُمْ أَحَدٌ إِلَی طَاعَهِ اللَّهِ فَأَنْتُمْ أَوْلَی بِهَا.
از حضرت رضا از پدران بزرگوارش از امیر المؤمنین علیهم السّلام روایت شده که فرمود: رسول خدا صلی الله علیه وآله به من فرمود:
یا علی این دین با شما شروع شده و بدست شما پایان پذیرد، صبر را پیشه سازید که سرانجام امور از آن پرهیزکاران است، شما حزب خدائید و دشمنانتان حزب شیطان، خوشا به حال آن کس که از شما فرمان برد، و وای بر آن کس که شما را نافرمانی کند، شما حجّت و دلیل خدا بر آفریدگانش و دستاویز محکم خدائید، هر کس به آن دستاویز چنگ زند هدایت یافته، و آن کس که آن را رها سازد گمراه گردد. من از خداوند بهشت را برایتان درخواست میکنم، هیچ کس به طاعت خدا از شما پیشی نگیرد که شما از همه به طاعت خداوند سزاوارترید.
الأمالی (للمفید)، النص، ص: 110
فضائل علی علیه السلام از زبان پیامبر
عَنِ الرِّضَا عَلِیِّ بْنِ مُوسَی عَنْ أَبِیهِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ أَبِیهِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیهم السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه واله لِکُلِّ أُمَّهٍ صِدِّیقٌ وَ فَارُوقٌ وَ صِدِّیقُ هَذِهِ الْأُمَّهِ وَ فَارُوقُهَا عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام وَ إِنَّهُ سَفِینَهُ نَجَاتِهَا وَ بَابُ حِطَّتِهَا وَ إِنَّهُ یُوشَعُهَا وَ شَمْعُونُهَا وَ ذُو قَرْنَیْهَا مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّ عَلِیّاً خَلِیفَهُ اللَّهِ وَ خَلِیفَتِی عَلَیْکُمْ بَعْدِی وَ إِنَّهُ لَأَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ خَیْرُ الْوَصِیِّینَ مَنْ نَازَعَهُ فَقَدْ نَازَعَنِی وَ مَنْ ظَلَمَهُ فَقَدْ ظَلَمَنِی وَ مَنْ غَالَبَهُ فَقَدْ غَالَبَنِی وَ مَنْ بَرَّهُ فَقَدْ بَرَّنِی وَ مَنْ جَفَاهُ فَقَدْ جَفَانِی وَ مَنْ عَادَاهُ فَقَدْ عَادَانِی وَ مَنْ وَالاهُ فَقَدْ وَالانِی وَ ذَلِکَ أَنَّهُ أَخِی وَ وَزِیرِی وَ مَخْلُوقٌ مِنْ طِینَتِی وَ کُنْتُ أَنَا وَ هُوَ نُوراً وَاحِداً .
ص: 31
حضرت رضا علیه السلام بتوسط آباء گرامی خود از حضرت امیر المؤمنین علیه السلام روایت کرده است که آن جناب فرمود رسول خدا صلی الله علیه واله فرمود:که بر هر امتی صدیقی و فاروقی است و صدیق و فاروق این امت علی بن ابی طالب علیه السلام است همانا علی علیه السلام کشتی نجات این امت است و باب بردن گناهان این امت است.یعنی اگر کسی خواهد گناهان او ریخته شود باید از باب محبت علی علیه السلام وارد شود و یوشع و شمعون بن حمون وصی عیسی بود علی علیه السلام وصی من است و ذو القرنین این امت است. آن جناب فرمود: ای گروه مردم علی علیه السلام خلیفه خداست و جانشین و خلیفه من است بعد از من بر شما و او است امیر المؤمنین و بهترین وصیان کسی که با او منازعه کند با من منازعه کرده است و کسی که بر او ستم کند بر من ستم کرده است و کسی که با او ستیزگی کند با من ستیزگی کرده است و کسی که با او نیکوئی کند با من نیکوئی کرده است و کسی که بر او جفا کند با من جفا کرده است و کسی که با او دشمن کند با من دشمنی کرده است و کسی که او را دوست دارد مرا دوست داشته است و این از آن جهت است که علی علیه السلام برادر من و وزیر من است و از گل من سرشته شده و آفریده شده است و من و او از یک نور باشیم.
عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج 2، ص: 13
ص: 32
علی صراط مستقیم است
عَنْ یَاسِرٍ الْخَادِمِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ عَلِیِّ بْنِ مُوسَی الرِّضَا عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ علیهم السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه واله لِعَلِیٍّ علیه السلام یَا عَلِیُّ أَنْتَ حُجَّهُ اللَّهِ وَ أَنْتَ بَابُ اللَّهِ وَ أَنْتَ الطَّرِیقُ إِلَی اللَّهِ وَ أَنْتَ النَّبَأُ الْعَظِیمُ وَ أَنْتَ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِیمُ وَ أَنْتَ الْمَثَلُ الْأَعْلَی یَا عَلِیُّ أَنْتَ إِمَامُ الْمُسْلِمِینَ وَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ خَیْرُ الْوَصِیِّینَ وَ سَیِّدُ الصِّدِّیقِینَ یَا عَلِیُّ أَنْتَ الْفَارُوقُ الْأَعْظَمُ وَ أَنْتَ الصِّدِّیقُ الْأَکْبَرُ یَا عَلِیُّ أَنْتَ خَلِیفَتِی عَلَی أُمَّتِی وَ أَنْتَ قَاضِی دَیْنِی وَ أَنْتَ مُنْجِزُ عِدَاتِی یَا عَلِیُّ أَنْتَ الْمَظْلُومُ بَعْدِی یَا عَلِیُّ أَنْتَ الْمُفَارِقُ بَعْدِی یَا عَلِیُّ أَنْتَ الْمَحْجُورُ بَعْدِی أُشْهِدُ اللَّهَ تَعَالَی وَ مَنْ حَضَرَ مِنْ أُمَّتِی أَنَّ حِزْبَکَ حِزْبِی وَ حِزْبِی حِزْبُ اللَّهِ وَ أَنَّ حِزْبَ أَعْدَائِکِ حِزْبُ الشَّیْطَانِ.
یاسر خادم از حضرت رضاعلیه السلام از پدر بزرگوارش از پدران خود از حسین بن علی علیهم السلام روایت کرده است که آن جناب فرمود: رسول خدا صلی الله علیه واله بعلی فرمود: یا علی توئی باب اللَّه و توئی راه بسوی خدا و توئی نباء عظیم و توئی صراط مستقیم و توئی مثل الاعلی و توئی امام المسلمین و امیر المؤمنین و توئی بهترین اوصیاء و آقای صدیقان یا علی توئی فاروق اعظم و توئی صدیق اکبر یا علی توئی خلیفه من بر امت من و توئی اداکننده قرض من و توئی راست آورنده و ثابت کننده وعده های من یا علی توئی که بعد از من به تو ستم کنند یا علی توئی که بعد از من از تو کناره می گیرند یا علی توئی که بعد از من ترا تنها گذارند یا علی گواه میگیرم خدا و کسانی را از امت من که حاضرند همانا حزب تو حزب من باشد و حزب من حزب خدا باشد و حزب دشمنان تو حزب شیطان باشد.
ص: 33
عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج 2، ص: 6
نور پیامبر و امیرالمومنین علیهما السلام یکی است
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عُمَرَ الْحَافِظُ الْبَغْدَادِیُّ قَالَ حَدَّثَنِی أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ الْعَبَّاسِ التَّمِیمِیُّ الرَّازِیُّ قَالَ حَدَّثَنِی أَبِی قَالَ حَدَّثَنِی سَیِّدِی عَلِیُّ بْنُ مُوسَی الرِّضَا قَالَ حَدَّثَنِی أَبِی مُوسَی بْنُ جَعْفَرٍ قَالَ حَدَّثَنِی أَبِی جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ قَالَ حَدَّثَنِی أَبِی مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ قَالَ حَدَّثَنِی أَبِی عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ قَالَ حَدَّثَنِی أَبِی الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ قَالَ حَدَّثَنِی أَخِی الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ قَالَ حَدَّثَنِی أَبِی عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله خُلِقْتُ أَنَا وَ عَلِیٌّ مِنْ نُورٍ وَاحِدٍ.
امام هشتم علیه السلام از آباء گرامی خود نقل فرمودند که:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: من و علی از یک نور آفریده شدیم.
الأمالی( للصدوق)، النص، ص: 236
عاقبت دشمنی با علی علیه السلام
عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُوسَی الرِّضَا علیه السلام عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَتَمَسَّکَ بِدِینِی وَ یَرْکَبَ سَفِینَهَ النَّجَاهِ بَعْدِی فَلْیَقْتَدِ بِعَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام وَ لْیُعَادِ عَدُوَّهُ وَ لْیُوَالِ وَلِیَّهُ فَإِنَّهُ وَصِیِّی وَ خَلِیفَتِی عَلَی أُمَّتِی فِی حَیَاتِی وَ بَعْدَ وَفَاتِی وَ هُوَ إِمَامُ کُلِّ مُسْلِمٍ وَ أَمِیرُ کُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِی قَوْلُهُ قَوْلِی وَ أَمْرُهُ أَمْرِی وَ نَهْیُهُ نَهْیِی وَ تَابِعُهُ تَابِعِی وَ نَاصِرُهُ نَاصِرِی وَ خَاذِلُهُ خَاذِلِی ثُمَّ قَالَ مَنْ فَارَقَ عَلِیّاً بَعْدِی لَمْ یَرَنِی وَ لَمْ أَرَهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَ مَنْ خَالَفَ عَلِیّاً حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیْهِ الْجَنَّهَ وَ جَعَلَ مَأْوَاهُ النَّارَ وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ وَ مَنْ خَذَلَ عَلِیّاً خَذَلَهُ اللَّهُ یَوْمَ یُعْرَضُ عَلَیْهِ وَ مَنْ نَصَرَ عَلِیّاً نَصَرَهُ اللَّهُ یَوْمَ یَلْقَاهُ وَ لَقَّنَهُ حُجَّتَهُ عِنْدَ الْمُسَاءَلَهِ ثُمَّ قَالَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ إِمَامَا أُمَّتِی بَعْدَ أَبِیهِمَا وَ سَیِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّهِ وَ أُمُّهُمَا سَیِّدَهُ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ وَ أَبُوهُمَا سَیِّدُ الْوَصِیِّینَ وَ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ تِسْعَهُ أَئِمَّهٍ تَاسِعُهُمُ الْقَائِمُ مِنْ وُلْدِی طَاعَتُهُمْ طَاعَتِی وَ مَعْصِیَتُهُمْ مَعْصِیَتِی إِلَی اللَّهِ أَشْکُو الْمُنْکِرِینَ لِفَضْلِهِمْ وَ الْمُضِیعِینَ لِحُرْمَتِهِمْ بَعْدِی وَ کَفی بِاللَّهِ وَلِیًّا وَ نَاصِراً لِعِتْرَتِی وَ أَئِمَّهِ أُمَّتِی وَ مُنْتَقِماً مِنَ الْجَاحِدِینَ لِحَقِّهِمْ وَ سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُون(1)
ص: 34
امام رضا علیه السلام از پدران بزرگوارشان از رسول خدا صلوات اللَّه علیهم اجمعین روایت کند که فرمودند: هر که دوست دارد که به دین من متمسّک شود و پس از من در کشتی نجات سوار شود باید که به علیّ بن أبی طالب علیه السلام اقتدا کند و دشمنش را دشمن بدارد و دوستش را دوست بدارد که او وصیّ من و جانشین من بر امّتم در حیات و ممات من است، و او امام هر مسلمان و امیر هر مؤمن پس از من است
قول او قول من و امر او امر من و نهی او نهی من است، و پیرو او پیرو من و یاور او یاور من و فروگزار او فروگزار من است. سپس فرمود: هر که پس از من با علی علیه السلام مفارقت کند مرا نخواهد دید و من نیز روز قیامت او را نخواهم دید، و هر که با علی علیه السلام مخالفت کند خداوند بهشت را بر او حرام کرده و جایگاه او را آتش قرار داده است و آن بد جایگاهی است، و کسی که علی علیه السلام را فروگزارد خداوند او را در روزی که بر وی در آید فرو خواهد گذاشت، و هر که علی علیه السلام را نصرت کند خداوند او را در روز قیامت نصرت نماید و حجّتش را هنگام بازخواست تلقین وی فرماید، سپس فرمود: حسن و حسین علیهماالسلام دو امام امّت من پس از پدرشان و سیّد جوانان اهل بهشت هستند و مادرشان سرور زنان عالم و پدرشان سرور اوصیاء هستند، و از فرزندان حسین نه تن امامند که نهمین آنها قائم از فرزندان من است طاعت آنان طاعت من و معصیت ایشان معصیت من است، از منکرین فضل و ضایع کنندگان حرمت او به خدا شکایت می کنم و خداوند بهترین ولی و ناصر برای عترتم و ائمّه امّتم می باشد و بهترین منتقم از منکرین ایشان است وَ سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ.
ص: 35
1-سوره شعرا آیه 227
احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج 4، ص: 82
امیرالمومنین علیه السلام
خطبه ی امیرالمومنین علیه السلام درروز جمعه مصادف با عیدغدیر
اشاره
ابتدادراین قسمت خطبه ی امیرالمومنین علیه السلام که درروز جمعه ی مصادف با عیدغدیر ایراد شده ،بطور کامل آورده شده وسپس درقسمتهای بعد به جزئیات اشاره خواهد شد.
لْفَیَّاضَ بْنَ مُحَمَّدٍ الطُّوسِیَّ حَدَّثَ بِطُوسَ سَنَهَ تِسْعٍ وَ خَمْسِینَ وَ مِائَتَیْنِ وَ قَدْ بَلَغَ التِّسْعِینَ أَنَّهُ شَهِدَ أَبَا الْحَسَنِ عَلِیَّ بْنَ مُوسَی الرِّضَا علیه السلام فِی یَوْمِ الْغَدِیرِ وَ بِحَضْرَتِهِ جَمَاعَهٌ مِنْ خَاصَّتِهِ قَدِ احْتَبَسَهُمْ لِلْإِفْطَارِ وَ قَدْ قَدَّمَ إِلَی مَنَازِلِهِمُ الطَّعَامَ وَ الْبُرَّ وَ الصِّلَاتِ وَ الْکِسْوَهَ حَتَّی الْخَوَاتِیمَ وَ النِّعَالَ وَ قَدْ غَیَّرَ مِنْ أَحْوَالِهِمْ وَ أَحْوَالِ حَاشِیَتِهِ وَ جُدِّدَتْ لَهُ آلَهٌ غَیْرُ الْآلَهِ الَّتِی جَرَی الرَّسْمُ بِابْتِذَالِهَا قَبْلَ یَوْمِهِ وَ هُوَ یَذْکُرُ فَضْلَ الْیَوْمِ وَ قَدِیمَهُ فَکَانَ مِنْ قَوْلِهِ علیه السلام حَدَّثَنِی الْهَادِی أَبِی قَالَ حَدَّثَنِی جَدِّیَ الصَّادِقُ علیه السلام قَالَ حَدَّثَنِی الْبَاقِرُ قَالَ حَدَّثَنِی سَیِّدُ الْعَابِدِینَ علیه السلام قَالَ إِنَّ الْحُسَیْنَ قَالَ اتَّفَقَ فِی بَعْضِ سِنِینَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام الْجُمُعَهُ وَ الْغَدِیرُ فَصَعِدَ الْمِنْبَرَ عَلَی خَمْسِ سَاعَاتٍ مِنْ نَهَارِ ذَلِکَ الْیَوْمِ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَی عَلَیْهِ حَمْداً لَمْ یُسْمَعْ بِمِثْلِهِ وَ أَثْنَی عَلَیْهِ مَا لَمْ یَتَوَجَّهْ إِلَیْهِ غَیْرُهُ فَکَانَ مِمَّا حُفِظَ مِنْ ذَلِکَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَ الْحَمْدَ عَلَی عِبَادِهِ مِنْ غَیْرِ حَاجَهٍ مِنْهُ إِلَی حَامِدِیهِ وَ طَرِیقاً مِنْ طُرُقِ الِاعْتِرَافِ بِلَاهُوتِیَّتِهِ وَ صَمَدَانِیَّتِهِ وَ رَبَّانِیَّتِهِ وَ فَرْدَانِیَّتِهِ وَ سَبَباً إِلَی الْمَزِیدِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ مَحَجَّهً لِلطَّالِبِ مِنْ فَضْلِهِ وَ کَمَّنَ فِی إِبْطَانِ اللَّفْظِ حَقِیقَهَ الِاعْتِرَافِ لَهُ بِأَنَّهُ الْمُنْعِمُ عَلَی کُلِّ حَمْدٍ .بِاللَّفْظِ وَ إِنْ عَظُمَ وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ شَهَادَهً نُزِعَتْ عَنْ إِخْلَاصِ الْمَطْوِیِّ وَ نُطْقُ اللِّسَانِ بِهَا عِبَارَهٌ عَنْ صِدْقٍ خَفِیٍّ أَنَّهُ الْخَالِقُ الْبَدِی ءُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنی- لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ ءٌ إِذَا کَانَ الشَّیْ ءُ مِنْ مَشِیَّتِهِ وَ کَانَ لَا یُشْبِهُهُ مُکَوَّنُهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ اسْتَخْلَصَهُ فِی الْقِدَمِ عَلَی سَائِرِ الْأُمَمِ عَلَی عِلْمٍ مِنْهُ بِهِ انْفَرَدَ عَنِ التَّشَاکُلِ وَ التَّمَاثُلِ مِنْ أَبْنَاءِ الْجِنْسِ وَ أْتَمَنَهُ آمِراً وَ نَاهِیاً عَنْهُ أَقَامَهُ فِی سَائِرِ عَالَمِهِ فِی الْأَدَاءِ [و] مَقَامَهُ إِذْ کَانَ لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ لَا تَحْوِیهِ خَوَاطِرُ الْأَفْکَارِ وَ لَا تُمَثِّلُهُ غَوَامِضُ الظِّنَنِ فِی الْأَسْرَارِ- لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِکُ الْجَبَّارُ قَرَنَ الِاعْتِرَافَ بِنُبُوَّتِهِ بِالاعْتِرَافِ بِلَاهُوتِیَّتِهِ وَ اخْتَصَّهُ مِنْ تَکْرِمَتِهِ بِمَا لَمْ یَلْحَقْهُ فِیهِ أَحَدٌ مِنْ بَرِیَّتِهِ فَهَلْهَلَ ذَلِکَ بِخَاصَّتِهِ وَ خَلَّتِهِ إِذْ لَا یَخْتَصُّ مَنْ یَشُوبُهُ التَّغْیِیرُ وَ لَا یُخَالِلُ مَنْ یَلْحَقُهُ التَّظْنِینُ وَ أَمَرَ بِالصَّلَاهِ عَلَیْهِ مَزِیداً فِی تَکْرِمَتِهِ وَ تَطْرِیقاً لِلدَّاعِی إِلَی إِجَابَتِهِ فَصَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ کَرَّمَ وَ شَرَّفَ وَ عَظَّمَ مَزِیداً لَا یَلْحَقُهُ التَّنْفِیدُ وَ لَا یَنْقَطِعُ عَلَی التَّأْبِیدِ وَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی اخْتَصَّ لِنَفْسِهِ بَعْدَ نَبِیِّهِ صلی الله علیه وآله مِنْ بَرِیَّتِهِ خَاصَّهً عَلَّاهُمْ بِتَعْلِیَتِهِ وَ سَمَا بِهِمْ إِلَی رُتْبَتِهِ وَ جَعَلَهُمُ الدُّعَاهَ بِالْحَقِّ إِلَیْهِ وَ الْأَدِلَّاءَ بِالْإِرْشَادِ عَلَیْهِ لِقَرْنٍ قَرْنٍ وَ زَمَنٍ زَمَنٍ أَنْشَأَهُمْ فِی الْقِدَمِ قَبْلَ کُلِّ مَذْرُوءٍ وَ مَبْرُوءٍ أَنْوَاراً أَنْطَقَهَا بِتَحْمِیدِهِ وَ أَلْهَمَهَا بِشُکْرِهِ وَ تَمْجِیدِهِ وَ جَعَلَهَا الْحُجَجَ لَهُ عَلَی کُلِّ مُعْتَرِفٍ لَهُ بِمَلَکَهِ الرُّبُوبِیَّهِ وَ سُلْطَانِ الْعُبُودِیَّهِ وَ اسْتَنْطَقَ بِهَا الْخُرْسَانَ بِأَنْوَاعِ اللُّغَاتِ بُخُوعاً لَهُ بِأَنَّهُ فَاطِرُ الْأَرَضِینَ وَ السَّمَاوَاتِ وَ أَشْهَدَهُمْ خَلْقَهُ وَ وَلَّاهُمْ مَا شَاءَ مِنْ أَمْرِهِ جَعَلَهُمْ تَرَاجِمَهَ مَشِیَّتِهِ وَ أَلْسُنَ إِرَادَتِهِ عَبِیداً لا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ- یَعْلَمُ ما بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضی وَ هُمْ مِنْ خَشْیَتِهِ مُشْفِقُونَ یَحْکُمُونَ بِأَحْکَامِهِ وَ یَسُنُّونَ سُنَّتَهُ وَ یَعْتَمِدُونَ حُدُودَهُ وَ یُؤَدُّونَ فُرُوضَهُ وَ لَمْ یَدَعِ الْخَلْقَ فِی بُهَمٍ صَمَّاءَ وَ لَا فِی عَمًی بَکْمَاءَ بَلْ جَعَلَ لَهُمْ عَقُولًا مَازَجَتْ شَوَاهِدَهُمْ وَ تَفَرَّقَتْ فِی هَیَاکِلِهِمْ حَقَّقَهَا فِی نُفُوسِهِمْ وَ اسْتَعْبَدَ لَهَا حَوَاسَّهُمْ فَقَرَّتْ بِهَا عَلَی أَسْمَاعٍ وَ نَوَاظِرَ وَ أَفْکَارٍ وَ خَوَاطِرَ أَلْزَمَهُمْ بِهَا حُجَّتَهُ وَ أَرَاهُمْ بِهَا مَحَجَّتَهُ وَ أَنْطَقَهُمْ عَمَّا تَشْهَدُ بِهِ بِأَلْسِنَهٍ ذَرِبَهٍ- بِمَا قَامَ فِیهَا مِنْ قُدْرَتِهِ وَ حِکْمَتِهِ وَ بَیَّنَ بِهَا عِنْدَهُمْ بِهَا لِیَهْلِکَ مَنْ هَلَکَ عَنْ بَیِّنَهٍ وَ یَحْیی مَنْ حَیَّ عَنْ بَیِّنَهٍ وَ إِنَّ اللَّهَ لَسَمِیعٌ عَلِیمٌ بَصِیرٌ شَاهِدٌ خَبِیرٌ وَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی جَمَعَ لَکُمْ مَعْشَرَ الْمُؤْمِنِینَ فِی هَذَا الْیَوْمِ عِیدَیْنِ عَظِیمَیْنِ کَبِیرَیْنِ- لَا یَقُومُ أَحَدُهُمَا إِلَّا بِصَاحِبِهِ لِیُکْمِلَ أَحَدُکُمْ صُنْعَهُ وَ یَقِفَکُمْ عَلَی طَرِیقِ رُشْدِهِ وَ یَقْفُوَ بِکُمْ آثَارَالْمُسْتَضِیئِینَ بِنُورِ هِدَایَتِهِ وَ یُشْمِلَکُمْ صَوْلَهُ- وَ یَسْلُکَ بِکُمْ مِنْهَاجَ قَصْدِهِ وَ یُوَفِّرَ عَلَیْکُمْ هَنِی ءَ رِفْدِهِ فَجَعَلَ الْجُمُعَهَ مَجْمَعاً نَدَبَ إِلَیْهِ لِتَطْهِیرِ مَا کَانَ قَبْلَهُ وَ غَسْلِ مَا أَوْقَعَتْهُ مَکَاسِبُ السَّوْءِ مِنْ مِثْلِهِ إِلَی مِثْلِهِ- وَ ذِکْری لِلْمُؤْمِنِینَ وَ تِبْیَانَ خَشْیَهِ الْمُتَّقِینَ وَ وَهَبَ لِأَهْلِ طَاعَتِهِ فِی الْأَیَّامِ قَبْلَهُ
ص: 36
وَ جَعَلَهُ لَا یَتِمُّ إِلَّا بِالایْتِمَارِ لِمَا أَمَرَ بِهِ وَ الِانْتِهَاءِ عَمَّا نَهَی عَنْهُ وَ الْبُخُوعِ بِطَاعَتِهِ فِیمَا حَثَّ عَلَیْهِ وَ نَدَبَ إِلَیْهِ وَ لَا یَقْبَلُ تَوْحِیدَهُ إِلَّا بِالاعْتِرَافِ لِنَبِیِّهِ صلی الله علیه وآله بِنُبُوَّتِهِ وَ لَا یَقْبَلُ دِیناً إِلَّا بِوَلَایَهِ مَنْ أَمَرَ بِوَلَایَتِهِ وَ لَا یَنْتَظِمُ أَسْبَابُ طَاعَتِهِ إِلَّا بِالتَّمَسُّکِ بِعِصَمِهِ وَ عِصَمِ أَهْلِ وَلَایَتِهِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَی نَبِیِّهِ صلی الله علیه وآله فِی یَوْمِ الدَّوْحِ- مَا بَیَّنَ بِهِ عَنْ إِرَادَاتِهِ فِی خُلَصَائِهِ وَ ذَوِی اجْتِبَائِهِ وَ أَمَرَهُ بِالْبَلَاغِ وَ تَرْکِ الْحَفْلِ بِأَهْلِ الزَّیْغِ وَ النِّفَاقِ وَ ضَمِنَ لَهُ عِصْمَتَهُ مِنْهُمْ وَ کَشَفَ مِنْ خَبَایَا أَهْلِ الرَّیْبِ وَ ضَمَائِرِ أَهْلِ الِارْتِدَادِ مَا رَمَزَ فِیهِ فَعَقَلَهُ الْمُؤْمِنُ وَ الْمُنَافِقُ فَأَعَنَّ مُعِنٌّ وَ ثَبَتَ عَلَی الْحَقِّ ثَابِتٌ وَ ازْدَادَتْ جَهَالَهُ الْمُنَافِقِ وَ حَمِیَّهُ الْمَارِقِ وَ وَقَعَ الْعَضُّ عَلَی النَّوَاجِدِ وَ الْغَمْرُ عَلَی السَّوَاعِدِ وَ نَطَقَ نَاطِقٌ وَ نَعَقَ نَاعِقٌ وَ نَشِقَ نَاشِقٌ وَ اسْتَمَرَّ عَلَی مَارِقِیَّتِهِ مَارِقٌ وَ وَقَعَ الْإِذْعَانُ مِنْ طَائِفَهٍ بِاللِّسَانِ دُونَ حَقَائِقِ الْإِیمَانِ وَ مِنْ طَائِفَهٍ بِاللِّسَانِ وَ صِدْقِ الْإِیمَانِ فَکَمَّلَ اللَّهُ دِینَهُ وَ أَقَرَّ عَیْنَ نَبِیِّهِ وَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُتَابِعِینَ وَ کَانَ مَا قَدْ شَهِدَهُ بَعْضُکُمْ وَ بَلَغَ بَعْضَکُمْ وَ تَمَّتْ کَلِمَهُ اللَّهِ الْحُسْنَی عَلَی الصَّابِرِینَ وَ دَمَّرَ اللَّهُ مَا صَنَعَ فِرْعَوْنُ وَ هَامَانُ وَ قَارُونُ وَ جُنُودُهُ وَ مَا کَانُوا یَعْرِشُونَ وَ بَقِیَتْ حُثَالَهٌ مِنَ الضُّلَّالِ لَا یَأْلُونَ النَّاسَ خَبَالًا- یَقْصِدُهُمُ اللَّهُ فِی دِیَارِهِمْ وَ یَمْحُو آثَارَهُمْ وَ یُبِیدُ مَعَالِمَهُمْ وَ یُعْقِبُهُمْ عَنْ قُرْبِ الْحَسَرَاتِ وَ یُلْحِقُهُمْ بِمَنْ بَسَطَ أَکُفَّهُمْ وَ مَدَّ أَعْنَاقَهُمْ وَ مَکَّنَهُمْ مِنْ دِینِ اللَّهِ حَتَّی بَدَّلُوهُ وَ مِنْ حُکْمِهِ حَتَّی غَیَّرُوهُ وَ سَیَأْتِی نَصْرُ اللَّهِ عَلَی عَدُوِّهِ لِحِینِهِ وَ اللَّهُ لَطِیفٌ خَبِیرٌ وَ فِی دُونِ مَا سَمِعْتُمْ کِفَایَهٌ وَ بَلَاغٌ فَتَأَمَّلُوا رَحِمَکُمُ اللَّهُ مَا نَدَبَکُمُ اللَّهُ إِلَیْهِ وَ حَثَّکُمْ عَلَیْهِ وَ اقْصِدُوا شَرْعَهُ وَ اسْلُکُوا نَهْجَهُ- وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ إِنَّ هَذَا یَوْمٌ عَظِیمُ الشَّأْنِ فِیهِ وَقَعَ الْفَرَجُ وَ رُفِعَتِ وَ وَضَحَتِ الْحُجَجُ وَ هُوَ یَوْمُ الْإِیضَاحِ وَ الْإِفْصَاحِ من [عَنِ] الْمَقَامِ الصِّرَاحِ وَ یَوْمُ کَمَالِ الدِّینِ
ص: 37
وَ یَوْمُ الْعَهْدِ الْمَعْهُودِ وَ یَوْمُ الشَّاهِدِ وَ الْمَشْهُودِ وَ یَوْمُ تِبْیَانِ الْعُقُودِ عَنِ النِّفَاقِ وَ الْجُحُودِ وَ یَوْمُ الْبَیَانِ عَنْ حَقَائِقِ الْإِیمَانِ وَ یَوْمُ دَحْرِ الشَّیْطَانِ وَ یَوْمُ الْبُرْهَانِ- هذا یَوْمُ الْفَصْلِ الَّذِی کُنْتُمْ بِهِ تُکَذِّبُونَ هَذَا یَوْمُ الْمَلَإِ الْأَعْلَی الَّذِی أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ هَذَا یَوْمُ الْإِرْشَادِ وَ یَوْمُ مِحْنَهِ الْعِبَادِ وَ یَوْمُ الدَّلِیلِ عَلَی الرُّوَّادِ هَذَا یَوْمُ إِبْدَاءِ خَفَایَا الصُّدُورِ وَ مُضْمَرَاتِ الْأُمُورِ هَذَا یَوْمُ النُّصُوصِ عَلَی أَهْلِ الْخُصُوصِ هَذَا یَوْمُ شَیْثٍ هَذَا یَوْمُ إِدْرِیسَ هَذَا یَوْمُ یُوشَعَ هَذَا یَوْمُ شَمْعُونَ هَذَا یَوْمُ الْأَمْنِ وَ الْمَأْمُونِ هَذَا یَوْمُ إِظْهَارِ الْمَصُونِ مِنَ الْمَکْنُونِ هَذَا یَوْمُ بَلْوَی السَّرَائِرِفَلَمْ یَزَلْ علیه السلام یَقُولُ هَذَا یَوْمٌ هَذَا یَوْمٌ فَرَاقِبُوا اللَّهَ وَ اتَّقُوهُ وَ اسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِیعُوهُ وَ احْذَرُوا الْمَکْرَ وَ لَا تُخَادِعُوهُ وَ فَتِّشُوا ضَمَائِرَکُمْ وَ لَا تُوَارِبُوهُ- وَ تَقَرَّبُوا إِلَی اللَّهِ بِتَوْحِیدِهِ وَ طَاعَهِ مَنْ أَمَرَکُمْ أَنْ تُطِیعُوهُ- لا تُمْسِکُوا بِعِصَمِ الْکَوافِرِ وَ لَا یَجْنَحْ بِکُمُ الْغَیُّ فَتَضِلُّوا عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ بِاتِّبَاعِ أُولَئِکَ الَّذِینَ ضَلُّوا وَ أَضَلُّوا قَالَ اللَّهُ عَزَّ مِنْ قَائِلٍ فِی طَائِفَهٍ ذَکَرَهُمْ بِالذَّمِّ فِی کِتَابِهِ- إِنَّا أَطَعْنا سادَتَنا وَ کُبَراءَنا فَأَضَلُّونَا السَّبِیلَا- رَبَّنا آتِهِمْ ضِعْفَیْنِ مِنَ الْعَذابِ وَ الْعَنْهُمْ لَعْناً کَبِیراً وَ قَالَ تَعَالَی وَ إِذْ یَتَحاجُّونَ فِی النَّارِ فَیَقُولُ الضُّعَفاءُ لِلَّذِینَ اسْتَکْبَرُوا إِنَّا کُنَّا لَکُمْ تَبَعاً- فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذابِ اللَّهِ مِنْ شَیْ ءٍ قالُوا لَوْ هَدانَا اللَّهُ لَهَدَیْناکُمْ أَ فَتَدْرُونَ الِاسْتِکْبَارَ مَا هُوَ هُوَ تَرْکُ الطَّاعَهِ لِمَنْ أُمِرُوا بِطَاعَتِهِ وَ التَّرَفُّعُ عَلَی مَنْ نُدِبُوا إِلَی مُتَابَعَتِهِ وَ الْقُرْآنُ یَنْطِقُ مِنْ هَذَا عَنْ کَثِیرٍ إِنْ تَدَبَّرَهُ مُتَدَبِّرٌ زَجَرَهُ وَ وَعَظَهُ وَ اعْلَمُوا أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ- إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُمْ بُنْیانٌ مَرْصُوصٌ أَ تَدْرُونَ مَا سَبِیلُ اللَّهِ وَ مَنْ سَبِیلُهُ وَ مَنْ صِرَاطُ اللَّهِ وَ مَنْ طَرِیقُهُ أَنَا صِرَاطُ اللَّهِ الَّذِی مَنْ لَمْ یَسْلُکْهُ بِطَاعَهِ اللَّهِ فِیهِ هُوِیَ بِهِ إِلَی النَّارِ وَ أَنَا سَبِیلُهُ الَّذِی نَصَبَنِی لِلِاتِّبَاعِ بَعْدَ نَبِیِّهِ صلی الله علیه وآله أَنَا قَسِیمُ النَّارِ أَنَا حُجَّتُهُ عَلَی الْفُجَّارِ أَنَا نُورُ الْأَنْوَارِ فَانْتَبِهُوا مِنْ رَقْدَهِ الْغَفْلَهِ وَ بَادِرُوا بِالْعَمَلِ قَبْلَ حُلُولِ الْأَجَلِ وَ سابِقُوا إِلی مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ قَبْلَ أَنْ یُضْرَبَ بِالسُّورِ بِبَاطِنِ الرَّحْمَهِ وَ ظَاهِرِ الْعَذَابِ فَتُنَادُونَ فَلَا یُسْمَعُ نِدَاؤُکُمْ وَ تَضِجُّونَ فَلَا یُحْفَلُ بِضَجِیجِکُمْ وَ قَبْلَ أَنْ تَسْتَغِیثُوا فَلَا تُغَاثُوا
ص: 38
سَارِعُوا إِلَی الطَّاعَاتِ قَبْلَ فَوْتِ الْأَوْقَاتِ فَکَأَنْ قَدْ جَاءَکُمْ هَادِمُ اللَّذَّاتِ فَلَا مَنَاصَ نَجَاءٍ وَ لَا مَحِیصَ تَخْلِیصٍ عُودُوا رَحِمَکُمُ اللَّهُ بَعْدَ انْقِضَاءِ مَجْمَعِکُمْ بِالتَّوْسِعَهِ عَلَی عِیَالِکُمْ وَ الْبِرِّ بِإِخْوَانِکُمْ وَ الشُّکْرِ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَی مَا مَنَحَکُمْ وَ اجْتَمِعُوا یَجْمَعِ اللَّهُ شَمْلَکُمْ وَ تَبَارُّوا یَصِلِ اللَّهُ أُلْفَتَکُمْ وَ تَهَانَئُوا نِعْمَهَ اللَّهِ کَمَا هَنَأَکُمُ اللَّهُ بِالثَّوَابِ فِیهِ عَلَی أَضْعَافِ الْأَعْیَادِ قَبْلَهُ وَ بَعْدَهُ إِلَّا فِی مِثْلِهِ وَ الْبِرُّ فِیهِ یُثْمِرُ الْمَالَ وَ یَزِیدُ فِی الْعُمُرِ وَ التَّعَاطُفُ فِیهِ یَقْتَضِی رَحْمَهَ اللَّهِ وَ عَطْفَهُ وَ هَبُوا لِإِخْوَانِکُمْ وَ عِیَالِکُمْ مِنْ فَضْلِهِ بِالْجَهْدِ مِنْ جُودِکُمْ وَ بِمَا تَنَالُهُ الْقُدْرَهُ مِنِ اسْتِطَاعَتِکُمْ وَ أَظْهِرُوا الْبِشْرَ فِیمَا بَیْنَکُمْ وَ السُّرُورَ فِی مُلَاقَاتِکُمْ وَ الْحَمْدَ لِلَّهِ عَلَی مَا مَنَحَکُمْ وَ عُودُوا بِالْمَزِیدِ مِنَ الْخَیْرِ عَلَی أَهْلِ التَّأْمِیلِ لَکُمْ وَ سَاوُوا بِکُمْ ضُعَفَاءَکُمْ فِی مَآکِلِکُمْ وَ مَا تَنَالُهُ الْقُدْرَهُ مِنِ اسْتِطَاعَتِکُمْ عَلَی حَسَبِ إِمْکَانِکُمْ فَالدِّرْهَمُ فِیهِ بِمِائَتَیْ أَلْفِ دِرْهَمٍ وَ الْمَزِیدُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ صَوْمُ هَذَا الْیَوْمِ مِمَّا نَدَبَ اللَّهُ إِلَیْهِ وَ جَعَلَ الْجَزَاءَ الْعَظِیمَ کَفَالَهً عَنْهُ حَتَّی لَوْ تَعَبَّدَ لَهُ عَبْدٌ مِنَ الْعَبِیدِ فِی الشَّیْبَهِ مِنِ ابْتِدَاءِ الدُّنْیَا إِلَی انْقِضَائِهَا صَائِماً نَهَارُهَا قَائِماً لَیْلُهَا إِذَا أَخْلَصَ الْمُخْلِصُ فِی صَوْمِهِ لَقَصُرَتْ إِلَیْهِ أَیَّامُ الدُّنْیَا عَنْ کِفَایَتِهِ وَ مَنْ أَسْعَفَ أَخَاهُ مُبْتَدِئاً وَ بَرَّهُ رَاغِباً فَلَهُ کَأَجْرِ مَنْ صَامَ هَذَا الْیَوْمَ وَ قَامَ لَیْلَتَهُ وَ مَنْ فَطَّرَ مُؤْمِناً فِی لَیْلَتِهِ فَکَأَنَّمَا فَطَّرَ فِئَاماً وَ فِئَاماً بعدها [یَعُدُّهَا] عَشَرَهً فَنَهَضَ نَاهِضٌ فَقَالَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام مَا الْفِئَامُ قَالَ مِائَهُ أَلْفِ نَبِیٍّ وَ صِدِّیقٍ وَ شَهِیدٍ فَکَیْفَ بِمَنْ تَکَفَّلَ عَدَداً مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ فَأَنَا ضَمِینُهُ عَلَی اللَّهِ تَعَالَی الْأَمَانَ مِنَ الْکُفْرِ وَ الْفَقْرِ وَ مَنْ مَاتَ فِی یَوْمِهِ أَوْ لَیْلَتِهِ أَوْ بَعْدَهُ إِلَی مِثْلِهِ مِنْ غَیْرِ ارْتِکَابِ کَبِیرَهٍ فَأَجْرُهُ عَلَی اللَّهِ وَ مَنِ اسْتَدَانَ لِإِخْوَانِهِ وَ أَعَانَهُمْ فَأَنَا الضَّامِنُ عَلَی اللَّهِ إِنْ بَقَّاهُ قَضَاهُ وَ إِنْ قَبَضَهُ حَمَلَهُ عَنْهُ وَ إِذَا تَلَاقَیْتُمْ فَتَصَافَحُوا بِالتَّسْلِیمِ وَ تَهَانَئُوا النِّعْمَهَ فِی هَذَا الْیَوْمِ وَ لْیُبَلِّغِ الْحَاضِرُ الْغَائِبَ وَ الشَّاهِدُ الْبَائِنَ وَ لْیَعُدِ الْغَنِیُّ عَلَی الْفَقِیرِ وَ الْقَوِیُّ عَلَی الضَّعِیفِ أَمَرَنِی رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علی وآله بِذَلِکَ ثُمَّ أَخَذَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ فِی خُطْبَهِ الْجُمُعَهِ وَ جَعَلَ صَلَاتَهُ جُمُعَهً صَلَاهَ عِیدِهِ وَ انْصَرَفَ بِوُلْدِهِ وَ شِیعَتِهِ إِلَی مَنْزِلِ أَبِی مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ علیه السلام بِمَا أَعَدَّ لَهُ مِنْ طَعَامِهِ وَ انْصَرَفَ غَنِیُّهُمْ وَ فَقِیرُهُمْ بِرِفْدِهِ إِلَی عِیَالِهِ.
ص: 39
از فیاض طوسی نقل شده که گفت : به خدمت حضرت امام ابی الحسن علی بن موسی الرضا صلوات اللَّه علیهما بودم در روز عید غدیر خم و جمعی از خواص شیعه در خدمت آن حضرت بودند که ایشان را نگاه داشته بودند که شب با آن حضرت افطار کنند
و حضرت به خانهای آن جماعت طعام و پوشش حتی انگشتری و کفش فرستاده بودند و آن جماعت را نیز خلعتها داده بودند با خدمتکاران و تغییر فروش و ظروف مجلس نیز داده بودند وشروع فرمودند در فضیلت روز عید غدیر.
و از آن جمله فرمودند که خبر داد مرا پدر بزرگوارم از آبای بزرگوار خود ازحضرت امام حسین صلوات اللَّه علیه که فرمودند یکی از سالهای (حکومت)حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام عید غدیر با روز جمعه مصادف گردید آن جناب در حالیکه پنج ساعت از روز گذشته، بر منبر رفتند و حمد و ثنای الهی به نحوی کردند که گوش کسی نشنیده بود و این خطبه را انشاء فرمودند؛حمد و سپاس برای خداوندیست که حمد را قرار داد و بدون آنکه احتیاج بسپاسگزاری داشته باشد و قرار داد حمد و سپاس را راهی از راههای اقرار بخداوندی و رفعت و پروردگاری و یکتائی خود و سبب از برای زیادی رحمت خود و وسیله ای از برای طلب کننده گان از فضل خود و پنهان نمود در باطن لفظ واقعیت اقرار و اعتراف باینکه خداوند است انعام کننده و بخشاینده بر آفریده شده گان (یعنی لفظ حمد خود اشاره است باینکه حمدکننده بخشاینده و منعم را شناخته و در مقام شکرگزاری منعم بر آمده) و گواهی دهم باینکه خدائی بجز او نیست یکتا است و شریکی ندارد آنچنان گواهی که آشکار کند اخلاص باطنی را و سخن راندن باین گواهی عبارت باشد از راستی که در ضمیر پنهانست باینکه اوست آفریننده وایجادکننده و صورت بخشنده و برای اوست نامهای نیکو و چیزی مانند او نیست زیرا هر چیز بمشیت و خواست او خلق می شود و آفریده شده شبیه آفریده گارش نیست و گواهی دهم باینکه محمد بنده و فرستاده اوست بعلم و دانش خود پسندیده و جدا ساخته است او را از سایر امتها و او را همشکل و مانند سایر انسانها قرار نداد (با اینکه صوره صورت بشر است اما در کمالات و صفات ملکوتی برای او مثل و مانندی نیست) او را اختیار کرد برای آنکه امر کند. و نهی نماید و برپا داشته است او را برای ادا نمودن حق بجای خود زیرا دیده ها او را درک نمیکند فکرها او را فرا نگیرد و نظرهای دقیق و تصورات عمیق نتوانند مثل و مانندی برای وی بیابند خدائی نیست مگر او که پادشاهی مقهورکننده است (چون پیغمبر اکرم را معین کرد برای رساندن تکالیف خلق بخلق بنا بر این) اقرار بنبوت او را اقرار بخداوندی خود قرار دادو او را مخصوص بکرامت و خلت خود فرمود زیرا کسی که در معرض تعییر و سرزنش باشد و مورد اتهام و گمان بد باشد مخصوص بکرامت و خلت قرار نداده است و امر فرمود بدرود فرستادن بآن پیغمبر برای برای اینکه کرامت و بزرگی که برای احدی از خلق خود قرار نداده برای او باشد و او سزاوار چنین کرامتی خواهد بود اضافه بر این صلوات و درود بر پیغمبر را راه پذیرش و اجابت دعای بنده گان قرار داد و خود درود فرستاد بر آن حضرت و کرامت و شرافت و عظمت را بر آنچنان زیاد فرمود که نابودی نه بیند و تا ابد قطع نشود و سپس خداوند مخصوص بخود گردانید بعد از پیغمبر خود از خلق خود خاصانی که بلند کرد ایشان را از حیث رتبه و مقام و آنها را دعوت کننده بسوی حق و دلالت کننده بسوی ارشاد و هدایت قرار داد قرنی بعد از قرن و زمانی بعد از زمان آنان را انواری آفرید قبل از آفرینش مخلوقات و موجودات و آن نور را بسخن در آورد که سپاس او گفتند و شکر و تمجید خود را بآن انوار الهام فرمود و آنها را حجت قرار داد بر کسی که اقرار بسلطنت و ربوبیت او داشته باشد و سر به بنده گی او فرود آورده باشد و بسخن در آورد آنهائی که سخن گو نبودند بسبب این انوار بانواع لغت ها تا اینکه اقرار کنند بآن که او است خالق زمینها و آسمانها و این انوار را گواه بر خلق خود گرفت و متصدی گردانید ایشان را بر آنچه خود خواسته از امر خود و قرار داد آنها را بیان کننده خواسته های خود و زبان اراده خود آنان بنده گانی هستند که بخداوند در گفتار پیشی نمیگیرند و بامر او عمل میکنند و خداوند میداند آنچه را پیش روی ایشان یا پشت سر ایشان است و شفاعت نمیکنند مگر کسی را که خدا بخواهد و ایشان از رعب پروردگار خود ترسانندبحکم خدا حکم میکنند و بطریقه حق میروند و حدود الهی را جاری مینمایند و واجبات خداوند را ادا میکنند
ص: 40
و پروردگار عالم خلق خود را مانند حیوانات در کری و کوری و لالی و ضلالت و نادانی نمیگذارد بلکه برای آنها عقل قرار داد و ممزوج نمود آن عقل را بآنچه مشاهده میکنند
و متفرق نمود در هیکل های آنها و ثابت کرد در نفسهایشان و حواس ظاهر و باطن را فرمان بردار آن عقل قرار داد و عقل را بر گوشها و دیدنها و فکرها و خاطره ها گماشت
و او را برای انسان حجت قرار داد و حجت خود را بعقل بر انسان تمام کرد
و راه را بسبب عقل بانسان نشان داد و بسخن در آورد از آنچه عقل باو گواه است بزبان فصیح و بلیغ بآنچه برپا داشته در آن عقول از قدرت و حکمت خود و آشکار فرمود بر انسانها بسبب عقل عظمت و بزرگی خود را تا آنکه هلاک شود هر که هلاک خواهد از روی حجت و بینائی و زندگی یابد هر که زندگی خواهد از روی بینش و دانائی و خداوند عالم شنوا بینا و گواه است و آگاه بکردار بندگان بدانید که خداوند جمع نموده است برای شما مؤمنین در این روز دو عید با عظمت و بزرگی را که استقامت و پایداری هر کدام از این دو عید بدیگری است و هر یک از آن دو دیگری را بر پا دارد
و این برای آنست که کردار نیک خود را بر شما کامل کند و شما را براه رشد واقف و آگاه نماید و بدنبال شما در آورد مستضعفین را بنور هدایت خود و آسان کند برای شما راه وصول بحق را و فراوان نماید بر شما گوارائی عطای خود را پس جمعه را روز جمع شما قرار داد و شما را در آن خواند برای آنکه پاک کند و بشوید آنچه را از کردار زشت پیش از جمعه داشته ایدو یاد آوری برای مؤمنین باشد و ترسی برای پرهیزگاران و به بخشد به بندگان مزد کردارشان را بیشتر از آنچه بخشیده است باهل طاعت در روزهای قبل از جمعه و مقرر فرمود وصول بعطا و ثواب را باینکه قبول کنند امارت امیری را بآنچه امر کند آن امیر و باز ایستند از آنچه نهی کند آن امیر و اقرار نمایند بفرمان برداری آن امیر در آنچه وادار کند و بخواند بسوی او و قبول نشود یگانه پرستی و توحید مگر باقرار به نبوت پیغمبر صلّی اللَّه علیه و آله و پذیرفته نشود دین مگر بقبول ولایت کسی که خدا امر بولایت او فرموده و به نظم در نیاید اسباب فرمان برداری خدا مگر بچنگ زدن به نگهداری او و نگهداری آن کس که امر بولایت او فرموده پس نازل فرمود خدای عز و جل بر پیغمبر خود در روز سختی آنچه را که بیان کند خواسته او را در باره خاصان و محبین و دوست داران او و پیغمبر خود را امر فرمود باینکه تبلیغ کند و برساند بمردم و نازل کرد جنون و فساد عقل را بر اهل شک و نفاق و نگهداری از شر اهل شک و نفاق را خود ضامن گردید و آشکار نمود و پرده برداشت از باطن اهل شک و ارتداد بآنچه را بزبان آوردند و امر تبلیغ پیغمبر را مؤمن و منافق دانست پس کناره گرفت آنکه میخواست اعراض کند و کناره گیرد و استقامت بر حق جست و ثابت ماند آنکه طالب حق بود نادانی منافقین زیادتی گرفت و حمیت و عصبیت بی دینان بالا گرفت دندانها بر یک دیگر فشردند و بازوان یک دیگر را مالش دادند حرف ها زدند نعره ها کشیدند و بینی خود را بالا بردند بیدینان به بی دینی خود ادامه دادند و جمعی بزبان اعتراف و اقرار کردند اما بحقیقت ایمان نیاوردند و جمعی بزبان و راستی از روی حقیقت ایمان آوردند و خداوند دین خود را کامل نمود و چشم پیغمبر و مؤمنین و پیروان پیغمبر را روشن فرمود چنانچه بعضی از شما حاضر بوده و دیدید و به بعضی از شما هم رسیده و شنیدید و تمام گردید حجت نیکوی خدا بر صبرکنندگان و هلاک نمود و نابود ساخت آنچه را که فرعون و هامان قارون صفتان و لشکرشان برپا داشتند و باقی مانده نخاله از گمراهان که از فساد در میان مردم کوتاهی ندارند و خداوند ایشان را در خانه ها و دیارشان نابود خواهد کرد و آثارشان را محو خواهد نمود و نشانه های ایشان را برطرف خواهد کرد و هر چه زودتر آنها را بحسرت گرفتار مینماید و ملحق میکند آنها را بکسانی که دست درازی کردند و گردن کشی نمودند و بر دین خدا دست یافتند و تبدیل و تغییر در دین خدا دادند و بزودی یاری خدا خواهد آمد و حبیب خود را بر دشمن غلبه خواهد داد و خدا مهربان و دانا است و بکمتر چیزی که بشما رساندم و شما شنیدید از جهه اتمام حجت شما را کافی بود خدا شما را رحمت کند تأمل و تفکر نمائید در آنچه خداوند شما را بسوی آن خوانده و بر آن وادار نموده بشریعت او روی آورید و راهی را که او خواسته بروید و از راههائی که شما را از راه خدا باز دارد مروید و پیروی نکنید امروز روز بزرگ و عظیم الشأنی است فرج در این روز رسید و بلندی رتبه در این روز معلوم شد و حجت خدا در این روز آشکار گردید امروز روز آشکار شدن و ظاهر گردیدن حق است و روز پرده برداری از مقام بلند است روز کامل شدن دین است روز پیمان گرفتن و عهد نمودن است (یعنی پیغمبر اکرم از همه مردم در این روز پیمان و عهد و اقرار بخلافت و ولایت آن حضرت گرفت) و روز شاهد و مشهود است (یعنی از همه مردم بر این امر گواهی گرفته شد) و روز بیان عقد بیعت است بر عدم نفاق و انکار حق و روز بیان حقیقت ایمان است (یعنی حقیقت ایمان بولایت آن حضرت است)
ص: 41
و روز دور کردن شیطان و روز اقامه برهان است (پیغمبر اکرم فرمود الست اولی بکم من انفسکم گفتند بلی من اولا نیستم بخودتان از خودتان گفتند بلی فرمود من کنت مولاه فعلی مولاه هر که من مولای اویم علی مولای اوست) روزی است که تفصیل داده شود آنچه را تکذیب میکردید امروز روز ملاء اعلی است که ملائکه نظر کنند و شما با یک دیگر مخاصمه کنید امروز روز خبر بزرگی است که شما بآن پشت کردید امروز روز ارشاد کردن است و روز سختی بندگان است (شاید کنایه از بزرگی امتحان باشد) امروز روز راهنمائی مراوده و مراجعه کنندگان امروز روز آشکار شدن آنچه در سینه ها مخفی بوده و از امور پنهان بوده است و روزیست که تصریح شد بر خاصان خدا امروز روز شیث و ادریس و هود و یوشع و شمعون است. (شاید حضرت در مقام بیان وجوه شباهتی بودند که بین ایشان و اوصیاء انبیاء گذشته بوده است از حالات و تحولات مختلف)امروز است روز امن کسی که در امان است این است روز اظهار داشتن آنچه پوشیده و مکنون است و روز آشکار شدن پنهانیها است پیوسته این روز این روز فرمود سپس گفت ای مردم خدا را در نظر داشته باشید و از او بترسید بشنوید و فرمان برید و از حیله گری دوری کنید و با خدا مکر نکنید و از باطن خود تفتیش کنید و فساد نکنید و به قبول توحید پروردگار بخدا نزدیک شوید و فرمان برید از کسی که خداوند امر فرموده از او فرمان برید و بکافران پناهنده نشوید و شما را گمراهی از راه نگرداند که راه رشد و صلاح را گم کرده باشید باینکه پیروی کرده باشید از آن گروه که خود راه را گم کرده و مردم را هم گمراه نمودند و خدای عز و جل در باره جمعی از آنان در کتاب کریم خود بمذمت پرداخت و فرمود از زبان پیروان آنها که میگویندما پیروی کردیم از آقایان و بزرگان خود آنان ما را گمراه کردند پروردگارا ایشان را بدو برابر عذاب گرفتار فرما و بر ایشان لعنت بزرگ بفرست و دیگر از گفته آنها هنگامی که در آتش با یک دیگر بمخاصمه پردازند میفرماید میگویند مردمان ضعیف که پیروی مستکبرین کردند بدرستی که ما ضعفا پیروی از شما کردیم آیا اکنون می توانید ما را از عذاب خدا نگهداری کنید مستکبرین جواب دهند اگر خدا ما را هدایت میکرد ما هم شما را هدایت مینمودیم سپس فرمود آیا میدانید استکبار چیست و معنی آن کدام است استکبار یعنی ترک نمودن و پیروی نکردن از کسی که خدا امر به پیروی او نموده و سر پیچی کردن از فرمان کسی که خدا امر بمتابعت او کرده و قرآن کریم در بسیاری از موارد گویای این مطلب است اگر تدبیرکننده در قرآن تدبیر کند و دقت نماید قرآن او را آگاه نموده و نصیحت فرمایدبدانید ای مؤمنین که خداوند متعال میفرماید بدرستی که خدا دوست میدارد کسانی را که در راه او مقاتله میکنند و بجنگ می پردازند در راه او مانند بنای محکم و دیوار مستحکم در یک صف می ایستند آیا میدانید راه خدا چیست و براه خدا چه کسی است آیا میدانید راه خدا کدام است و بآن راه که می رود منم راه خدا آن راهی که هر کس از آن نرود در آتش دوزخ بسر رود و منم آن راهیکه خداوند مقرر فرموده برای پیروی نمودن از آن بعد از پیغمبر منم قسمت کننده بهشت و دوزخ منم حجت خدا بر نیکان و بدان پس از خواب غفلت بیدار شوید و پیش از رسیدن مرگ بکردار نیک سبقت جوئید و پیشی گیرید بآمرزش پروردگار خود قبل از آنکه دیواری بین شما زده شود که باطنش رحمت خدا و ظاهرش عذاب خدا باشدپس هر چه فریاد زنید کسی گوش بفریاد شما ندهد و هر چه ضجه و ناله کنید بر ناله و ضجه شما کسی جمع نشود و توجه نکند و بخود آئید قبل از آنکه التماس کنید و دادرسی نباشد قبل از آنکه وقت را از دست بدهید بسوی طاعت خدا بشتابید پس گویا نابودکننده لذتها که مرگ است بسوی شما آمده و پناهگاهی برای نجات نیست و چاره ای برای خلاصی از مرگ نباشد خدا شما را رحمت کند پس از تمامی این مجلس بسوی عیالات خود بر گردید و در امور آنها توسعه دهید و ببرادران خود نیکی کنید و بآنچه خدا بشما بخشیده شکر بجای آرید اجتماع کنید خدا جمع شما را جمع کند و با یک دیگر نیکی کنید خداوند مهربانی شما را پیوند کند و نعمتهای خدا را بخشش کنید چنان که خداوند ثواب را در این عید بشما بخشید بیشتر از آنچه در اعیاد گذشته و بعد از آن بخشیده و نیکی در این عید موجب زیادتی مال و زیادتی عمر می شودو مهربانی کردن در این روز باعث رحمت خدا و مهربانی او میگردد پس در این عید شادی کنید و شاد نمائید برادران خود را به لباس نیکو و بوی خوش و طعام دادن و برای برادران خود و عیالات خود فراهم کنید از هر چه در دسترس شما است و آنچه قدرت و استطاعت دارید از خوردنی و آشامیدنی و پوشیدنی و اظهار خوشروئی کنید و هنگام ملاقات و دیدار یک دیگر شاد باشید و سپاسگزار خداوند باشید در آنچه بشما عطا فرموده و زیاد نمائید خیر را بر کسانی که بشما امیدوارند و با ضعفای خود بقدر توانائی و استطاعت خود در خوردنیها و غیره مساوات و برابری کنید و به حسب امکان خود انفاق کنید که یک درهم انفاق در این روز برابر صد هزار درهم است و زیادتر از آن از جانب خدای عز و جل آنقدری که بحساب در نیاید و روزه در این روز از چیزهائیست که بسوی آن خوانده شده اید و خداوند مزد بزرگ برای روزه دار در این روز مقرر فرمود تا آن اندازه که اگر بنده ای از بندگان بر فرض از اول دنیا تا آخر دنیا روزها روزه بدارد و شبها بپا ایستد از روی اخلاص ثوابش برابری با روزه این روز نکند.
ص: 42
و کسی که حاجت برادر مؤمن برآورد یا با کمال میل نیکی ببرادر مؤمن کند یا بقرض او بدهد برای او ثواب و مزد روزه این روز و قیام شب این روز باشد و کسی که مؤمنی را افطار دهد از روزه این روز مانند کسی است که فئامی را افطار داده فئامی و فئامی و با دست خود شمرد تا ده فئام یک نفر از جای برخاست و گفت فئام چیست یا امیر المؤمنین حضرت فرمود صد هزار پیغمبر و صد هزار صدیق و شهید پس چگونه خواهد بود کسی که کفالت کند عده ای از مؤمنین و مؤمنات را من ضمانت او کنم نزد خدا تا از کفر و فقر و نیازمندی در امان باشد اگر بمیرد در روز این عید یا شب آن یا بعد از این عید تا عید دیگر و گناه کبیره ای مرتکب نشده باشد اجر و مزدش بر خدا است و کسی که در این روز برای برادر مؤمن خود قرض نماید و ایشان را یاری دهد من ضامنم بر خدای عز و جل که اگر زنده ماند ادای دین کندو اگر قبل از ادای دین بمیرد خدای قرضش را ادا نماید و چون ملاقات و دیدار کردید با یک دیگر سلام کنید و مصافحه نمائید و تبریک گوئید نعمت خدا را بیکدیگر و بایستی حاضرین بغائبین برسانند و کسانی که در اینجا هستند بکسانی که دور هستند فضائل این روز را خبر دهند و بایستی ثروتمند از فقیر و نیازمند و توانا از ناتوان خبرگیری و دیدن نماید رسول خدا مرا باین گونه اوامراز جانب خدا امر فرموده چون سخن حضرت بدینجا رسید شروع فرمود بخطبه جمعه و نماز جمعه را نماز عید قرار داد پس از فراغ باتفاق فرزندان و شیعیان خود بمنزل فرزندش امام حسن علیه السّلام آمد و آن جناب غذائی برای ایشان فراهم نموده بود و مردم هم برگشتند بمنازل خود و اغنیا و فقراء هر کدام باندازه خود بمراسم عید قیام کردند.
ص: 43
نهج الخطابه-سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام، فارسی ج 2، ص: 262
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
توحید
فَکَانَ مِمَّا حُفِظَ مِنْ ذَلِکَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَ الْحَمْدَ عَلَی عِبَادِهِ مِنْ غَیْرِ حَاجَهٍ مِنْهُ إِلَی حَامِدِیهِ وَ طَرِیقاً مِنْ طُرُقِ الِاعْتِرَافِ بِلَاهُوتِیَّتِهِ وَ صَمَدَانِیَّتِهِ وَ رَبَّانِیَّتِهِ وَ فَرْدَانِیَّتِهِ وَ سَبَباً إِلَی الْمَزِیدِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ مَحَجَّهً لِلطَّالِبِ مِنْ فَضْلِهِ وَ کَمَّنَ فِی إِبْطَانِ اللَّفْظِ حَقِیقَهَ الِاعْتِرَافِ لَهُ بِأَنَّهُ الْمُنْعِمُ عَلَی کُلِّ حَمْدٍ .بِاللَّفْظِ وَ إِنْ عَظُمَ وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ شَهَادَهً نُزِعَتْ عَنْ إِخْلَاصِ الْمَطْوِیِّ وَ نُطْقُ اللِّسَانِ بِهَا عِبَارَهٌ عَنْ صِدْقٍ خَفِیٍّ أَنَّهُ الْخَالِقُ الْبَدِی ءُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنی- لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ ءٌ إِذَا کَانَ الشَّیْ ءُ مِنْ مَشِیَّتِهِ وَ کَانَ لَا یُشْبِهُهُ مُکَوَّنُهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ اسْتَخْلَصَهُ فِی الْقِدَمِ عَلَی سَائِرِ الْأُمَمِ عَلَی عِلْمٍ مِنْهُ بِهِ انْفَرَدَ عَنِ التَّشَاکُلِ وَ التَّمَاثُلِ مِنْ أَبْنَاءِ الْجِنْسِ وَ أْتَمَنَهُ آمِراً وَ نَاهِیاً عَنْهُ أَقَامَهُ فِی سَائِرِ عَالَمِهِ فِی الْأَدَاءِ [و] مَقَامَهُ إِذْ کَانَ لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ لَا تَحْوِیهِ خَوَاطِرُ الْأَفْکَارِ وَ لَا تُمَثِّلُهُ غَوَامِضُ الظِّنَنِ فِی الْأَسْرَارِ- لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِکُ الْجَبَّارُ قَرَنَ الِاعْتِرَافَ بِنُبُوَّتِهِ بِالاعْتِرَافِ بِلَاهُوتِیَّتِهِ وَ اخْتَصَّهُ مِنْ تَکْرِمَتِهِ بِمَا لَمْ یَلْحَقْهُ فِیهِ أَحَدٌ مِنْ بَرِیَّتِهِ فَهَلْهَلَ ذَلِکَ بِخَاصَّتِهِ وَ خَلَّتِهِ إِذْ لَا یَخْتَصُّ مَنْ یَشُوبُهُ التَّغْیِیرُ وَ لَا یُخَالِلُ مَنْ یَلْحَقُهُ التَّظْنِینُ وَ أَمَرَ بِالصَّلَاهِ عَلَیْهِ مَزِیداً فِی تَکْرِمَتِهِ وَ تَطْرِیقاً لِلدَّاعِی إِلَی إِجَابَتِهِ فَصَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ کَرَّمَ وَ شَرَّفَ وَ عَظَّمَ مَزِیداً لَا یَلْحَقُهُ التَّنْفِیدُ وَ لَا یَنْقَطِعُ عَلَی التَّأْبِیدِ وَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی اخْتَصَّ لِنَفْسِهِ بَعْدَ نَبِیِّهِ صلی الله علیه وآله مِنْ بَرِیَّتِهِ خَاصَّهً عَلَّاهُمْ بِتَعْلِیَتِهِ وَ سَمَا بِهِمْ إِلَی رُتْبَتِهِ وَ جَعَلَهُمُ الدُّعَاهَ بِالْحَقِّ إِلَیْهِ وَ الْأَدِلَّاءَ بِالْإِرْشَادِ عَلَیْهِ لِقَرْنٍ قَرْنٍ وَ زَمَنٍ زَمَنٍ أَنْشَأَهُمْ فِی الْقِدَمِ قَبْلَ کُلِّ مَذْرُوءٍ وَ مَبْرُوءٍ أَنْوَاراً أَنْطَقَهَا بِتَحْمِیدِهِ وَ أَلْهَمَهَا بِشُکْرِهِ وَ تَمْجِیدِهِ وَ جَعَلَهَا الْحُجَجَ لَهُ عَلَی کُلِّ مُعْتَرِفٍ لَهُ بِمَلَکَهِ الرُّبُوبِیَّهِ وَ سُلْطَانِ الْعُبُودِیَّهِ وَ اسْتَنْطَقَ بِهَا الْخُرْسَانَ بِأَنْوَاعِ اللُّغَاتِ بُخُوعاً لَهُ بِأَنَّهُ فَاطِرُ الْأَرَضِینَ وَ السَّمَاوَاتِ وَ أَشْهَدَهُمْ خَلْقَهُ وَ وَلَّاهُمْ مَا شَاءَ مِنْ أَمْرِهِ جَعَلَهُمْ تَرَاجِمَهَ مَشِیَّتِهِ وَ أَلْسُنَ إِرَادَتِهِ عَبِیداً لا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ- یَعْلَمُ ما بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضی وَ هُمْ مِنْ خَشْیَتِهِ مُشْفِقُونَ یَحْکُمُونَ بِأَحْکَامِهِ وَ یَسُنُّونَ سُنَّتَهُ وَ یَعْتَمِدُونَ حُدُودَهُ وَ یُؤَدُّونَ فُرُوضَهُ وَ لَمْ یَدَعِ الْخَلْقَ فِی بُهَمٍ صَمَّاءَ وَ لَا فِی عَمًی بَکْمَاءَ بَلْ جَعَلَ لَهُمْ عَقُولًا مَازَجَتْ شَوَاهِدَهُمْ وَ تَفَرَّقَتْ فِی هَیَاکِلِهِمْ حَقَّقَهَا فِی نُفُوسِهِمْ وَ اسْتَعْبَدَ لَهَا حَوَاسَّهُمْ فَقَرَّتْ بِهَا عَلَی أَسْمَاعٍ وَ نَوَاظِرَ وَ أَفْکَارٍ وَ خَوَاطِرَ أَلْزَمَهُمْ بِهَا حُجَّتَهُ وَ أَرَاهُمْ بِهَا مَحَجَّتَهُ وَ أَنْطَقَهُمْ عَمَّا تَشْهَدُ بِهِ بِأَلْسِنَهٍ ذَرِبَهٍ- بِمَا قَامَ فِیهَا مِنْ قُدْرَتِهِ وَ حِکْمَتِهِ وَ بَیَّنَ بِهَا عِنْدَهُمْ بِهَا لِیَهْلِکَ مَنْ هَلَکَ عَنْ بَیِّنَهٍ وَ یَحْیی مَنْ حَیَّ عَنْ بَیِّنَهٍ وَ إِنَّ اللَّهَ لَسَمِیعٌ عَلِیمٌ بَصِیرٌ شَاهِدٌ خَبِیرٌ
ص: 44
حمد و سپاس برای خداوندیست که حمد را قرار داد و بدون آنکه احتیاج بسپاسگزاری داشته باشد و قرار داد حمد و سپاس را راهی از راههای اقرار بخداوندی و رفعت و پروردگاری و یکتائی خود و سبب از برای زیادی رحمت خود و وسیله ای از برای طلب کننده گان از فضل خود و پنهان نمود در باطن لفظ واقعیت اقرار و اعتراف باینکه خداوند است انعام کننده و بخشاینده بر آفریده شده گان (یعنی لفظ حمد خود اشاره است باینکه حمدکننده بخشاینده و منعم را شناخته و در مقام شکرگزاری منعم بر آمده) و گواهی دهم باینکه خدائی بجز او نیست یکتا است و شریکی ندارد آنچنان گواهی که آشکار کند اخلاص باطنی را و سخن راندن باین گواهی عبارت باشد از راستی که در ضمیر پنهانست باینکه اوست آفریننده وایجادکننده و صورت بخشنده و برای اوست نامهای نیکو و چیزی مانند او نیست زیرا هر چیز بمشیت و خواست او خلق می شود و آفریده شده شبیه آفریده گارش نیست و گواهی دهم باینکه محمد بنده و فرستاده اوست بعلم و دانش خود پسندیده و جدا ساخته است او را از سایر امتها و او را همشکل و مانند سایر انسانها قرار نداد (با اینکه صوره صورت بشر است اما در کمالات و صفات ملکوتی برای او مثل و مانندی نیست) او را اختیار کرد برای آنکه امر کند. و نهی نماید و برپا داشته است او را برای ادا نمودن حق بجای خود زیرا دیده ها او را درک نمیکند فکرها او را فرا نگیرد و نظرهای دقیق و تصورات عمیق نتوانند مثل و مانندی برای وی بیابند خدائی نیست مگر او که پادشاهی مقهورکننده است (چون پیغمبر اکرم را معین کرد برای رساندن تکالیف خلق بخلق بنا بر این) اقرار بنبوت او را اقرار بخداوندی خود قرار دادو او را مخصوص بکرامت و خلت خود فرمود زیرا کسی که در معرض تعییر و سرزنش باشد و مورد اتهام و گمان بد باشد مخصوص بکرامت و خلت قرار نداده است و امر فرمود بدرود فرستادن بآن پیغمبر برای برای اینکه کرامت و بزرگی که برای احدی از خلق خود قرار نداده برای او باشد و او سزاوار چنین کرامتی خواهد بود اضافه بر این صلوات و درود بر پیغمبر را راه پذیرش و اجابت دعای بنده گان قرار داد و خود درود فرستاد بر آن حضرت و کرامت و شرافت و عظمت را بر آنچنان زیاد فرمود که نابودی نه بیند و تا ابد قطع نشود و سپس خداوند مخصوص بخود گردانید بعد از پیغمبر خود از خلق خود خاصانی که بلند کرد ایشان را از حیث رتبه و مقام و آنها را دعوت کننده بسوی حق و دلالت کننده بسوی ارشاد و هدایت قرار داد قرنی بعد از قرن و زمانی بعد از زمان آنان را انواری آفرید قبل از آفرینش مخلوقات و موجودات و آن نور را بسخن در آورد که سپاس او گفتند و شکر و تمجید خود را بآن انوار الهام فرمود و آنها را حجت قرار داد بر کسی که اقرار بسلطنت و ربوبیت او داشته باشد و سر به بنده گی او فرود آورده باشد و بسخن در آورد آنهائی که سخن گو نبودند بسبب این انوار بانواع لغت ها تا اینکه اقرار کنند بآن که او است خالق زمینها و آسمانها و این انوار را گواه بر خلق خود گرفت و متصدی گردانید ایشان را بر آنچه خود خواسته از امر خود و قرار داد آنها را بیان کننده خواسته های خود و زبان اراده خود آنان بنده گانی هستند که بخداوند در گفتار پیشی نمیگیرند و بامر او عمل میکنند و خداوند میداند آنچه را پیش روی ایشان یا پشت سر ایشان است و شفاعت نمیکنند مگر کسی را که خدا بخواهد و ایشان از رعب پروردگار خود ترسانندبحکم خدا حکم میکنند و بطریقه حق میروند و حدود الهی را جاری مینمایند و واجبات خداوند را ادا میکنند
ص: 45
و پروردگار عالم خلق خود را مانند حیوانات در کری و کوری و لالی و ضلالت و نادانی نمیگذارد بلکه برای آنها عقل قرار داد و ممزوج نمود آن عقل را بآنچه مشاهده میکنند
و متفرق نمود در هیکل های آنها و ثابت کرد در نفسهایشان و حواس ظاهر و باطن را فرمان بردار آن عقل قرار داد و عقل را بر گوشها و دیدنها و فکرها و خاطره ها گماشت
و او را برای انسان حجت قرار داد و حجت خود را بعقل بر انسان تمام کرد
و راه را بسبب عقل بانسان نشان داد و بسخن در آورد از آنچه عقل باو گواه است بزبان فصیح و بلیغ بآنچه برپا داشته در آن عقول از قدرت و حکمت خود و آشکار فرمود بر انسانها بسبب عقل عظمت و بزرگی خود را تا آنکه هلاک شود هر که هلاک خواهد از روی حجت و بینائی و زندگی یابد هر که زندگی خواهد از روی بینش و دانائی و خداوند عالم شنوا بینا و گواه است و آگاه بکردار بندگان
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
پذیرفته نشود دین مگر بقبول ولایت
لَا یَقُومُ أَحَدُهُمَا إِلَّا بِصَاحِبِهِ
لِیُکْمِلَ أَحَدُکُمْ صُنْعَهُ
وَ یَقِفَکُمْ عَلَی طَرِیقِ رُشْدِهِ
وَ یَقْفُوَ بِکُمْ آثَارَ الْمُسْتَضِیئِینَ بِنُورِ هِدَایَتِهِ
وَ یُشْمِلَکُمْ صَوْلَهُ-
وَ یَسْلُکَ بِکُمْ مِنْهَاجَ قَصْدِهِ
وَ یُوَفِّرَ عَلَیْکُمْ هَنِی ءَ رِفْدِهِ
فَجَعَلَ الْجُمُعَهَ مَجْمَعاً نَدَبَ إِلَیْهِ لِتَطْهِیرِ مَا کَانَ قَبْلَهُ
وَ غَسْلِ مَا أَوْقَعَتْهُ مَکَاسِبُ السَّوْءِ مِنْ مِثْلِهِ إِلَی مِثْلِهِ-
وَ ذِکْری لِلْمُؤْمِنِینَ
وَ تِبْیَانَ خَشْیَهِ الْمُتَّقِینَ
ص: 46
وَ وَهَبَ لِأَهْلِ طَاعَتِهِ فِی الْأَیَّامِ قَبْلَهُ
وَ جَعَلَهُ لَا یَتِمُّ إِلَّا بِالایْتِمَارِ لِمَا أَمَرَ بِهِ
وَ الِانْتِهَاءِ عَمَّا نَهَی عَنْهُ
وَ الْبُخُوعِ بِطَاعَتِهِ فِیمَا حَثَّ عَلَیْهِ
وَ نَدَبَ إِلَیْهِ
وَ لَا یَقْبَلُ تَوْحِیدَهُ إِلَّا بِالاعْتِرَافِ لِنَبِیِّهِ صلی الله علیه وآله بِنُبُوَّتِهِ
وَ لَا یَقْبَلُ دِیناً إِلَّا بِوَلَایَهِ مَنْ أَمَرَ بِوَلَایَتِهِ
وَ لَا یَنْتَظِمُ أَسْبَابُ طَاعَتِهِ إِلَّا بِالتَّمَسُّکِ بِعِصَمِهِ
وَ عِصَمِ أَهْلِ وَلَایَتِهِ
فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَی نَبِیِّهِ صلی الله علیه وآله فِی یَوْمِ الدَّوْحِ- مَا بَیَّنَ بِهِ عَنْ إِرَادَاتِهِ فِی خُلَصَائِهِ
وَ ذَوِی اجْتِبَائِهِ وَ أَمَرَهُ بِالْبَلَاغِ
وَ تَرْکِ الْحَفْلِ بِأَهْلِ الزَّیْغِ وَ النِّفَاقِ
وَ ضَمِنَ لَهُ عِصْمَتَهُ مِنْهُمْ
وَ کَشَفَ مِنْ خَبَایَا أَهْلِ الرَّیْبِ وَ ضَمَائِرِ أَهْلِ الِارْتِدَادِ مَا رَمَزَ فِیهِ فَعَقَلَهُ الْمُؤْمِنُ وَ الْمُنَافِقُ
فَأَعَنَّ مُعِنٌّ وَ ثَبَتَ عَلَی الْحَقِّ ثَابِتٌ وَ ازْدَادَتْ جَهَالَهُ الْمُنَافِقِ وَ حَمِیَّهُ الْمَارِقِ
وَ وَقَعَ الْعَضُّ عَلَی النَّوَاجِدِ
وَ الْغَمْرُ عَلَی السَّوَاعِدِ
وَ نَطَقَ نَاطِقٌ
وَ نَعَقَ نَاعِقٌ وَ
نَشِقَ نَاشِقٌ وَ اسْتَمَرَّ عَلَی مَارِقِیَّتِهِ مَارِقٌ وَ وَقَعَ الْإِذْعَانُ مِنْ طَائِفَهٍ بِاللِّسَانِ دُونَ حَقَائِقِ الْإِیمَانِ
وَ مِنْ طَائِفَهٍ بِاللِّسَانِ وَ صِدْقِ الْإِیمَانِ فَکَمَّلَ اللَّهُ دِینَهُ وَ أَقَرَّ عَیْنَ نَبِیِّهِ وَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُتَابِعِینَ وَ کَانَ مَا قَدْ شَهِدَهُ بَعْضُکُمْ وَ بَلَغَ بَعْضَکُمْ وَ تَمَّتْ کَلِمَهُ اللَّهِ الْحُسْنَی عَلَی الصَّابِرِینَ وَ دَمَّرَ اللَّهُ مَا صَنَعَ فِرْعَوْنُ وَ هَامَانُ وَ قَارُونُ وَ جُنُودُهُ وَ مَا کَانُوا یَعْرِشُونَ وَ بَقِیَتْ حُثَالَهٌ مِنَ الضُّلَّالِ لَا یَأْلُونَ النَّاسَ خَبَالًا- یَقْصِدُهُمُ اللَّهُ فِی دِیَارِهِمْ وَ یَمْحُو آثَارَهُمْ وَ یُبِیدُ مَعَالِمَهُمْ وَ یُعْقِبُهُمْ عَنْ قُرْبِ الْحَسَرَاتِ وَ یُلْحِقُهُمْ بِمَنْ بَسَطَ أَکُفَّهُمْ وَ مَدَّ أَعْنَاقَهُمْ وَ مَکَّنَهُمْ مِنْ دِینِ اللَّهِ حَتَّی بَدَّلُوهُ وَ مِنْ حُکْمِهِ حَتَّی غَیَّرُوهُ وَ سَیَأْتِی نَصْرُ اللَّهِ عَلَی عَدُوِّهِ لِحِینِهِ وَ اللَّهُ لَطِیفٌ خَبِیرٌ وَ فِی دُونِ مَا سَمِعْتُمْ کِفَایَهٌ وَ بَلَاغٌ فَتَأَمَّلُوا رَحِمَکُمُ اللَّهُ مَا نَدَبَکُمُ اللَّهُ إِلَیْهِ وَ حَثَّکُمْ عَلَیْهِ وَ اقْصِدُوا شَرْعَهُ وَ اسْلُکُوا نَهْجَهُ- وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ
ص: 47
که استقامت و پایداری هر کدام از این دو عید(جمعه و غدیر) بدیگری است
و هر یک از آن دو دیگری را بر پا دارد
و این برای آنست که کردار نیک خود را بر شما کامل کند و شما را براه رشد واقف و آگاه نماید و بدنبال شما در آورد مستضعفین را بنور هدایت خود و آسان کند برای شما راه وصول بحق را و فراوان نماید بر شما گوارائی عطای خود را پس جمعه را روز جمع شما قرار داد و شما را در آن خواند برای آنکه پاک کند و بشوید آنچه را از کردار زشت پیش از جمعه داشته اید
و یاد آوری برای مؤمنین باشد و ترسی برای پرهیزگاران و به بخشد به بندگان مزد کردارشان را بیشتر از آنچه بخشیده است باهل طاعت در روزهای قبل از جمعه و مقرر فرمود وصول به عطا و ثواب را باینکه قبول کنند امارت امیری را بآنچه امر کند آن امیر و باز ایستند از آنچه نهی کند آن امیر و اقرار نمایند به فرمان برداری آن امیر در آنچه وادار کند و بخواند بسوی او و قبول نشود یگانه پرستی و توحید مگر باقرار به نبوت پیغمبر صلّی اللَّه علیه و آله و پذیرفته نشود دین مگر بقبول ولایت کسی که خدا امر بولایت او فرموده و به نظم در نیاید اسباب فرمان برداری خدا مگر بچنگ زدن به نگهداری او و نگهداری آن کس که امر بولایت او فرموده پس نازل فرمود خدای عز و جل بر پیغمبر خود در روز سختی آنچه را که بیان کند خواسته او را در باره خاصان و محبین و دوست داران او و پیغمبر خود را امر فرمود باینکه تبلیغ کند و برساند بمردم و نازل کرد جنون و فساد عقل را بر اهل شک و نفاق و نگهداری از شر اهل شک و نفاق را خود ضامن گردید و آشکار نمود و پرده برداشت از باطن اهل شک و ارتداد بآنچه را بزبان آوردند و امر تبلیغ پیغمبر را مؤمن و منافق دانست پس کناره گرفت آنکه میخواست اعراض کند و کناره گیرد و استقامت بر حق جست و ثابت ماند آنکه طالب حق بود نادانی منافقین زیادتی گرفت و حمیت و عصبیت بی دینان بالا گرفت دندانها بر یک دیگر فشردند و بازوان یک دیگر را مالش دادند حرف ها زدند نعره ها کشیدند و بینی خود را بالا بردند بیدینان به بی دینی خود ادامه دادند و جمعی بزبان اعتراف و اقرار کردند اما بحقیقت ایمان نیاوردند و جمعی بزبان و راستی از روی حقیقت ایمان آوردند و خداوند دین خود را کامل نمود و چشم پیغمبر و مؤمنین و پیروان پیغمبر را روشن فرمود چنانچه بعضی از شما حاضر بوده و دیدید و به بعضی از شما هم رسیده و شنیدید و تمام گردید حجت نیکوی خدا بر صبرکنندگان و هلاک نمود و نابود ساخت آنچه را که فرعون و هامان قارون صفتان و لشکرشان برپا داشتند و باقی مانده نخاله از گمراهان که از فساد در میان مردم کوتاهی ندارند و خداوند ایشان را در خانه ها و دیارشان نابود خواهد کرد و آثارشان را محو خواهد نمود و نشانه های ایشان را برطرف خواهد کرد و هر چه زودتر آنها را بحسرت گرفتار مینماید و ملحق میکند آنها را بکسانی که دست درازی کردند و گردن کشی نمودند و بر دین خدا دست یافتند و تبدیل و تغییر در دین خدا دادند و بزودی یاری خدا خواهد آمد و حبیب خود را بر دشمن غلبه خواهد داد و خدا مهربان و دانا است
ص: 48
و بکمتر چیزی که بشما رساندم و شما شنیدید از جهه اتمام حجت شما را کافی بود خدا شما را رحمت کند تأمل و تفکر نمائید در آنچه خداوند شما را بسوی آن خوانده و بر آن وادار نموده بشریعت او روی آورید و راهی را که او خواسته بروید و از راههائی که شما را از راه خدا باز دارد مروید و پیروی نکنید...
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
هشدار های امیرالمومنین علی علیه السلام درباره غدیر
فَرَاقِبُوا اللَّهَ وَ اتَّقُوهُ وَ اسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِیعُوهُ وَ احْذَرُوا الْمَکْرَ
سپس گفت ای مردم خدا را در نظر داشته باشید و از او بترسید بشنوید و فرمان برید و از حیله گری دوری کنید
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
وَ لَا تُخَادِعُوهُ وَ فَتِّشُوا ضَمَائِرَکُمْ
و با خدا مکر نکنید و از باطن خود تفتیش کنید
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
وَ لَا تُوَارِبُوهُ- وَ تَقَرَّبُوا إِلَی اللَّهِ بِتَوْحِیدِهِ وَ طَاعَهِ مَنْ أَمَرَکُمْ أَنْ تُطِیعُوهُ- لا تُمْسِکُوا بِعِصَمِ الْکَوافِرِ
وَ لَا یَجْنَحْ بِکُمُ الْغَیُّ فَتَضِلُّوا عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ بِاتِّبَاعِ أُولَئِکَ الَّذِینَ ضَلُّوا وَ أَضَلُّوا قَالَ اللَّهُ عَزَّ مِنْ قَائِلٍ فِی طَائِفَهٍ ذَکَرَهُمْ بِالذَّمِّ فِی کِتَابِهِ- إِنَّا أَطَعْنا سادَتَنا وَ کُبَراءَنا فَأَضَلُّونَا السَّبِیلَا- رَبَّنا آتِهِمْ ضِعْفَیْنِ مِنَ الْعَذابِ وَ الْعَنْهُمْ لَعْناً کَبِیراً
و فساد نکنید و به قبول توحید پروردگار بخدا نزدیک شوید و فرمان برید از کسی که خداوند امر فرموده از او فرمان برید و بکافران پناهنده نشوید و شما را گمراهی از راه نگرداند که راه رشد و صلاح را گم کرده باشید باینکه پیروی کرده باشید از آن گروه که خود راه را گم کرده و مردم را هم گمراه نمودند و خدای عز و جل در باره جمعی از آنان در کتاب کریم خود بمذمت پرداخت و فرمود از زبان پیروان آنها که میگویند ما پیروی کردیم از آقایان و بزرگان خود آنان ما را گمراه کردند پروردگارا ایشان را بدو برابر عذاب گرفتار فرما و بر ایشان لعنت بزرگ بفرست.
ص: 49
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
وَ قَالَ تَعَالَی وَ إِذْ یَتَحاجُّونَ فِی النَّارِ فَیَقُولُ الضُّعَفاءُ لِلَّذِینَ اسْتَکْبَرُوا إِنَّا کُنَّا لَکُمْ تَبَعاً- فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذابِ اللَّهِ مِنْ شَیْ ءٍ قالُوا لَوْ هَدانَا اللَّهُ لَهَدَیْناکُمْ أَ فَتَدْرُونَ الِاسْتِکْبَارَ مَا هُوَ هُوَ تَرْکُ الطَّاعَهِ لِمَنْ أُمِرُوا بِطَاعَتِهِ وَ التَّرَفُّعُ عَلَی مَنْ نُدِبُوا إِلَی مُتَابَعَتِهِ وَ الْقُرْآنُ یَنْطِقُ مِنْ هَذَا عَنْ کَثِیرٍ إِنْ تَدَبَّرَهُ مُتَدَبِّرٌ زَجَرَهُ وَ وَعَظَهُ
و دیگر از گفته آنها هنگامی که در آتش با یک دیگر بمخاصمه پردازند میفرماید میگویند مردمان ضعیف که پیروی مستکبرین کردند بدرستی که ما ضعفا پیروی از شما کردیم آیا اکنون می توانید ما را از عذاب خدا نگهداری کنید مستکبرین جواب دهند اگر خدا ما را هدایت میکرد ما هم شما را هدایت مینمودیم سپس فرمود آیا میدانید استکبار چیست و معنی آن کدام است استکبار یعنی ترک نمودن و پیروی نکردن از کسی که خدا امر به پیروی او نموده و سر پیچی کردن از فرمان کسی که خدا امر بمتابعت او کرده و قرآن کریم در بسیاری از موارد گویای این مطلب است اگر تدبیرکننده در قرآن تدبیر کند و دقت نماید قرآن او را آگاه نموده و نصیحت فرماید
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
اوصاف امیر المومنین از زبان خود حضرت
وَ اعْلَمُوا أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ- إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُمْ بُنْیانٌ مَرْصُوصٌ
أَ تَدْرُونَ مَا سَبِیلُ اللَّهِ وَ مَنْ سَبِیلُهُ وَ مَنْ صِرَاطُ اللَّهِ وَ مَنْ طَرِیقُهُ
ص: 50
أَنَا صِرَاطُ اللَّهِ الَّذِی مَنْ لَمْ یَسْلُکْهُ بِطَاعَهِ اللَّهِ فِیهِ هُوِیَ بِهِ إِلَی النَّارِ
بدانید ای مؤمنین که خداوند متعال میفرماید بدرستی که خدا دوست میدارد کسانی را که در راه او مقاتله میکنند و بجنگ می پردازند در راه او مانند بنای محکم و دیوار مستحکم در یک صف می ایستند آیا میدانید راه خدا چیست و راه خدا چه کسی است؟ آیا میدانید راه خدا کدام است و بآن راه که می رود منم راه خدا آن راهی که هر کس از آن نرود در آتش دوزخ بسر رود
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
وَ أَنَا سَبِیلُهُ الَّذِی نَصَبَنِی لِلِاتِّبَاعِ بَعْدَ نَبِیِّهِ صلی الله علیه وآله
و منم آن راهیکه خداوند مقرر فرموده برای پیروی نمودن از آن بعد از پیغمبر
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
أَنَا حُجَّتُهُ عَلَی الْفُجَّارِ
منم حجت خدا بر فاجران
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
أَنَا قَسِیمُ النَّارِ
منم قسمت کننده دوزخ
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
فَانْتَبِهُوا مِنْ رَقْدَهِ الْغَفْلَهِ
وَ بَادِرُوا بِالْعَمَلِ قَبْلَ حُلُولِ الْأَجَلِ
وَ سابِقُوا إِلی مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ قَبْلَ أَنْ یُضْرَبَ بِالسُّورِ بِبَاطِنِ الرَّحْمَهِ وَ ظَاهِرِ الْعَذَابِ فَتُنَادُونَ فَلَا یُسْمَعُ نِدَاؤُکُمْ وَ تَضِجُّونَ فَلَا یُحْفَلُ بِضَجِیجِکُمْ وَ قَبْلَ أَنْ تَسْتَغِیثُوا فَلَا تُغَاثُوا
پس از خواب غفلت بیدار شوید و پیش از رسیدن مرگ بکردار نیک سبقت جوئید و پیشی گیرید بآمرزش پروردگار خود قبل از آنکه دیواری بین شما زده شود که باطنش رحمت خدا و ظاهرش عذاب خدا باشد پس هر چه فریاد زنید کسی گوش بفریاد شما ندهد و هر چه ضجه و ناله کنید بر ناله و ضجه شما کسی جمع نشود و توجه نکند و بخود آئید قبل از آنکه التماس کنید و دادرسی نباشد قبل از آنکه وقت را از دست بدهید
ص: 51
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
أَنَا نُورُ الْأَنْوَارِ
منم نور نور ها
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
علم امیرالمومنین علیه السلام
روی ابن المغازلی بسنده عن محمّد بن عبد اللّه، قال: حدّثنا علیّ بن موسی الرّضا، عن أبیه، عن آبائه، عن امام المتقین علیّ رضی اللّه عنهم، قال: علّمنی رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ألف باب من العلم، فانفتح من کلّ واحد منها ألف باب.
امام هشتم علیه السلام ازآباء معصومین علیهم السلام خود از امیرالمومنین علیه السلام
از پیامبر نقل می کندکه:پیامبر به من هزار باب از علم را یاد داد که از هر بابی هزار باب دیگر باز می شود.
احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج 7، ص: 600
در بین انبیاءالهی
ولایت علی در تمام کتب پیغمبران نوشته شده است
عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ:وَلَایَهُ عَلِیٍّ مَکْتُوبَهٌ فِی جَمِیعِ صُحُفِ الْأَنْبِیَاءِ وَ لَمْ یَبْعَثِ اللَّهُ نَبِیّاً إِلَّا بِنُبُوَّهِ مُحَمَّدٍ وَ وَصِیَّهِ عَلِیٍّ علیهما السلام.
حضرت رضا علیه السلام فرمود: ولایت علی علیه السلام در تمام کتب پیغمبران نوشته شده است و خدا هیچ پیغمبری را مبعوث نسازد، جز به نبوت محمد صلّی اللَّه علیه و آله و وصیت علی علیه السلام (یعنی اقرار باین دو مطلب از طرف خدا بر او واجب است).
تأویل الآیات الظاهره فی فضائل العتره الطاهره، ص: 84
اگرصاحب غدیرنبود آدم خلق نمیشد
عَنْ أَبِی الصَّلْتِ الْهَرَوِیِّ عَنِ الرِّضَا صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ قَالَ: إِنَّ آدَمَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ لَمَّا أَکْرَمَهُ اللَّهُ تَعَالَی بِإِسْجَادِهِ مَلَائِکَتَهُ لَهُ وَ بِإِدْخَالِهِ الْجَنَّهَ نَادَاهُ اللَّهُ ارْفَعْ رَأْسَکَ یَا آدَمُ فَانْظُرْ إِلَی سَاقِ عَرْشِی فَنَظَرَ فَوَجَدَ عَلَیْهِ مَکْتُوباً لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ زَوْجَتُهُ فَاطِمَهُ سَیِّدَهُ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ سَیِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّهِ فَقَالَ آدَمُ یَا رَبِّ مَنْ هَؤُلَاءِ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ هَؤُلَاءِ ذُرِّیَّتُکَ لَوْلَاهُمْ مَا خَلَقْتُکَ.
ص: 52
از ابا صلت هروی از امام رضا علیه السلام روایت شده که:هنگامی که خداوند آدم را به وسیله سجده ملائکه و دخول در بهشت گرامی داشت ،خدا ندا داد که ای آدم سرت را بالا ببر و به ساق عرش من نگاه کن. پس آدم نگاه کرد و دید که نوشته شده هیچ معبودی جز خدای یگانه نیست ،محمد رسول خداست،علی بن ابی طالب امیرالمومنین و همسر او فاطمه ،سیده زنان عالم ،و حسن و حسین علیهم السلام دو آقای جوانان اهل بهشت هستند.آدم سوال نمود که ای پروردگار من، اینان کیانند؟خداوند فرمودند:اینها ذریه تواند که اگر اینها نبودند تو را خلق نمی کردم.
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 27، ص: 6
دربین ملائکه
ملائکه درصورتیکه ولایت راقبول نکنند ازدرگاه الهی رانده میشوند .ابلیس گرچه ملک مقربی بود اما بخاطر مخالفت باامرالهی ،رجیم شده و مورد لعنت واقع شد.
قال ابوالحسن الرضا علیه السلام
وَ مَثَلُ الْمُؤْمِنِینَ فِی قَبُولِهِمْ وَلَاءَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ فِی یَوْمِ غَدِیرِ خُمٍّ کَمَثَلِ الْمَلَائِکَهِ فِی سُجُودِهِمْ لِآدَمَ وَ مَثَلُ مَنْ أَبَی وَلَایَهَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ فِی یَوْمِ الْغَدِیرِ مَثَلُ إِبْلِیسَ وَ فِی هَذَا الْیَوْمِ أُنْزِلَتْ هَذِهِ الْآیَهُ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ(1)
مؤمنین که ایمان و ولایت امیر المؤمنین علیه السلام را پذیرفتند، مانند فرشتگانی هستند که برای آدم سجده کردند. و کسانی که ولایت امیر المؤمنین علیه السلام را در روز غدیر قبول نکردند مانند شیطان هستند. این آیه:امروز دینتان را بخوبی کامل نمودم در این روز نازل شد.
پیامها:
1- پذیرش ولایت حضرت علی علیه السلام در روز غدیر مصداق اطاعت از خداوند است.
2- مسئله ولایت یک مساله شخصی از سوی رسول خدا و ائمه علیهم السلام نیست.
ص: 53
3- نپذیرفتن ولایت در حقیقت تمرد از دستورات خداوند متعال است و کسی که ولایت آن حضرت را نپذیرد مسیر شیطان را در پیش گرفته است.
4- عظمت روز غدیر این است که پذیرش و بیعت با حضرت علی علیه السلام مثل سجده کردن ملائکه بر حضرت آدم علیه السلام است
5- چه بسا که در روز عید غدیر ملائکه به انسان سجده می کنند و آن انسان کاملی که مورد این اکرام قرا می گیرد کسی نیست مگر امیر المومنین علی علیه السلام و سایر ائمه معصومین علیهم السلام.
6- انکار کنندگان ولایت علی علیه السلام متکبرینی هستند که هر چقدر هم عبادت داشته باشند با این انکار اعمالشان باطل است و نه تنها اجر چندانی ندارند بلکه مغضوب خدا هم هستند.
7- روز غدیر روز آزمایش انسانها است ، همچنان که روز سجده بر حضرت آدم علیه السلام روز آزمایش ملائکه بود.
8- روز عید غدیر بهترین فرصت برای تجدید پیمان با امام زمان عجل الله تعالی فرجه است.
1-سوره مائده آیه3
إقبال الأعمال (ط - القدیمه)، ج 1، ص: 465
دربین مومنین
دربین مردم کسانیکه ولایت را قبول کنند مومن بوده ودارای ایمان هستند یعنی اطاعت امر الهی را کرده اند.
قال ابوالحسن الرضا علیه السلام
وَ مَثَلُ الْمُؤْمِنِینَ فِی قَبُولِهِمْ وَلَاءَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ فِی یَوْمِ غَدِیرِ خُمٍّ کَمَثَلِ الْمَلَائِکَهِ فِی سُجُودِهِمْ لِآدَمَ وَ مَثَلُ مَنْ أَبَی وَلَایَهَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ فِی یَوْمِ الْغَدِیرِ مَثَلُ إِبْلِیسَ وَ فِی هَذَا الْیَوْمِ أُنْزِلَتْ هَذِهِ الْآیَهُ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ(1)
مؤمنین که ایمان و ولایت امیر المؤمنین علیه السلام را پذیرفتند، مانند فرشتگانی هستند که برای آدم سجده کردند. و کسانی که ولایت امیر المؤمنین علیه السلام را در روز غدیر قبول نکردند مانند شیطان هستند. این آیه:امروز دینتان را بخوبی کامل نمودم در این روز نازل شد.
ص: 54
پیامها:
1- پذیرش ولایت حضرت علی علیه السلام در روز غدیر مصداق اطاعت از خداوند است.
2- مسئله ولایت یک مساله شخصی از سوی رسول خدا و ائمه علیهم السلام نیست.
3- نپذیرفتن ولایت در حقیقت تمرد از دستورات خداوند متعال است و کسی که ولایت آن حضرت را نپذیرد مسیر شیطان را در پیش گرفته است.
4- عظمت روز غدیر این است که پذیرش و بیعت با حضرت علی علیه السلام مثل سجده کردن ملائکه بر حضرت آدم علیه السلام است
5- چه بسا که در روز عید غدیر ملائکه به انسان سجده می کنند و آن انسان کاملی که مورد این اکرام قرا می گیرد کسی نیست مگر امیر المومنین علی علیه السلام و سایر ائمه معصومین علیهم السلام.
6- انکار کنندگان ولایت علی علیه السلام متکبرینی هستند که هر چقدر هم عبادت داشته باشند با این انکار اعمالشان باطل است و نه تنها اجر چندانی ندارند بلکه مغضوب خدا هم هستند.
7- روز غدیر روز آزمایش انسانها است ، همچنان که روز سجده بر حضرت آدم علیه السلام روز آزمایش ملائکه بود.
8- روز عید غدیر بهترین فرصت برای تجدید پیمان با امام زمان عجل الله تعالی فرجه است.
1-سوره مائده آیه3
إقبال الأعمال (ط - القدیمه)، ج 1، ص: 465
تبیین جایگاه عید غدیر
درقرآن کریم
الیوم أکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتی
أبو محمد القاسم بن العلاء رحمه الله رفعه عن عبد العزیز بن مسلم قال: کنا مع الرضا علیه السلام بمرو فاجتمعنا فی الجامع یوم الجمعه فی بدء مقدمنا فأدارواأمر الإمامه و ذکروا کثره اختلاف الناس فیها فدخلت علی سیدی فأعلمته خوض الناس فیه فتبسم علیه السلام ثم قال: یا عبد العزیز جهل القوم و خدعوا عن آرائهم إن الله عز و جل لم یقبض نبیه صلی الله علیه واله حتی أکمل له الدین و أنزل علیه القرآن فیه تبیان کل شی ء بین فیه الحلال و الحرام و الحدود و الأحکام و جمیع ما یحتاج إلیه الناس کملا فقال عز و جل ما فرطنا فی الکتاب من شی ء «1» و أنزل فی حجه الوداع و هی آخر عمره صلی الله علیه واله الیوم أکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الإسلام دینا «2» و أمر الإمامه من تمام الدین و لم یمض ص حتی بین لأمته معالم دینهم و أوضح لهم سبیلهم و ترکهم علی قصد سبیل الحق و أقام لهم علیا علیه السلام علما و إماما و ما ترک لهم شیئا یحتاج إلیه الأمه إلا بینه فمن زعم أن الله عز و جل لم یکمل دینه فقد رد کتاب الله و من رد کتاب الله فهو کافر به هل یعرفون قدر الإمامه و محلها من الأمه فیجوز فیها اختیارهم إن الإمامه أجل قدرا و أعظم شأنا و أعلی مکانا و أمنع جانبا و أبعد غورا من أن یبلغها الناس بعقولهم أو ینالوها بآرائهم أو یقیموا إماما باختیارهم ...
ص: 55
عبد العزیز بن مسلم گوید:ما در ایام علی بن موسی الرضا علیه السلام در مرو بودیم، در آغاز ورود خود، روز جمعه در مسجد جامع گرد آمدیم و در موضوع امر امامت که مورد اختلاف فراوان مردم بود گفتگو کردیم و من شرفیاب حضور سید خود امام رضا علیه السلام شدم و بررسیهای مردم را در امر امامت به عرض او رسانیدم، تبسمی کرد و فرمود: ای عبد العزیز، این مردم نادانند و از رأی و دین خود فریب خورده اند، به راستی خدا عز و جل جان پیغمبر خود را نگرفت تا دین را برای او کامل کرد و قرآنی به او فرستاد که شرح هر چیز در آن است، حلال و حرام و حدود و احکام و آنچه مردم بدان نیاز دارند همه را در آن بیان کرده و فرموده :ما در این کتاب چیزی را فرو گذار نکردیم در سفر حجه الوداع که آخر عمر پیغمبر بود نازل فرمود: امروز دین را برای شما کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را برای شما پسندیدم، تا دین شماباشد امر امامت از کمال دین و تمام نعمت است.پیغمبر از دنیا نرفت تا برای مردم همه معالم دین آنها را بیان کرد و راه آنان را بر ایشان روشن ساخت و آنها را بر جاده حق واداشت و علی علیه السلام را برای آنها رهبر و پیشوا ساخت و از چیزی که مورد نیاز امت باشد صرف نظر نکرد تا آن را بیان نمود، هر که گمان برد که خدا دینش را کامل نکرده کتاب خدا را رد کرده است و هر که کتاب خدا را رد کند کافر است بدان، آیا می دانند قدر و موقعیت امامت را در میان امت تا اختیار و انتخاب آنان در آن روا باشد، به راستی امامت اندازه ای فراتر و مقامی والاتر و موقعی بالاتر و آستانی منیع تر و عمقی فروتر از آن دارد که مردم با عقل خود بدان رسند یا با رأی و نظر خود آن را درک کنند یا به انتخاب خود امامی بگمارند.
ص: 56
1- سوره انعام آیه 38
2-سوره مائده آیه 3
أصول الکافی / ترجمه کمره ای، ج 2، ص: 119
در بین انبیاءالهی
روز نجات حضرت ابراهیم علیه السلام از آتش
قال ابوالحسن الرضا علیه السلام
وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی نَجَا فِیهِ إِبْرَاهِیمُ الْخَلِیلُ مِنَ النَّارِ فَصَامَهُ شُکْراً لِلَّهِ .
و آن روزی است که ابراهیم علیه السلام از آتش نجات پیدا کرد و برای شکر گذاری ، آن روز را روزه گرفت .
إقبال الأعمال (ط - القدیمه)، ج 1، ص: 465
تعیین وصی توسط انبیاء در روز غدیر
قال ابوالحسن الرضا علیه السلام
مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِیّاً إِلَّا وَ کَانَ یَوْمُ بَعْثِهِ مِثْلَ یَوْمِ الْغَدِیرِ عِنْدَهُ وَ عَرَفَ حُرْمَتَهُ إِذْ نَصَبَ لِأُمَّتِهِ وَصِیّاً وَ خَلِیفَهً مِنْ بَعْدِهِ فِی ذَلِکَ الْیَوْم.
تمام پیامبرانی که خداوند فرستاده است روز بعثت خود را باندازه روز غدیر ارج می نهادند. و هنگامی که برای امت خود جانشین و خلیفه ای برای بعد از خود، در این روز معین می کردند، ارزش این روز را درک می نمودند.
پیامها:
1-پیامبران سلف هم جانشینان خود را در این روز انتخاب می کردند.
2-این روز در امم گذشته عید بوده است.
إقبال الأعمال (ط - القدیمه)، ج 1، ص: 465
درسیره معصومین علیهم السلام
پیامبراکرم صلی الله علیه واله
علی بن موسی الرضا، أنبأنا أبی، عن أبیه جعفر الصادق، حدثنی أبی، عن أبیه علی بن الحسین، عن أبیه عن جدّه علی بن أبی طالب علیهم السلام قال قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و سلّم: من کنت مولاه فعلی مولاه، أللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله.
از علی بن موسی الرضا علیه السّلام از پدرش موسی بن جعفر علیه السّلام از پدرش جعفر بن محمّد علیه السّلام از پدرش علی بن الحسین علیه السّلام از حسین بن علی علیه السلام از امیر المؤمنین علیه السّلام روایت نموده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمود. هر کس من مولای اویم پس علی علیه السّلام مولای او است بار خدایا دوست دار آنکه را که او را دوست دارد و دشمن دار آنکه را که او را دشمن دارد و خوار گردان آنکه را که او را خوار گرداند و یاری کن آنکه را که او را یاری کند
ص: 57
الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 1، ص: 73
امیرالمومنین علیه السلام
اسامی روز غدیر
اشاره
1-روز بلند مرتبه
إِنَّ هَذَا یَوْمٌ عَظِیمُ الشَّأْنِ فِیهِ وَقَعَ الْفَرَجُ وَ رُفِعَتِ الدرج وَ وَضَحَتِ الْحُجَجُ
امروز روز بزرگ و عظیم الشأنی است فرج در این روز رسید و بلندی رتبه در این روز معلوم شد روز واضح شدن حجتهای الهی
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
2-روز اشکارشدن
وَ هُوَ یَوْمُ الْإِیضَاحِ وَ الْإِفْصَاحِ من [عَنِ] الْمَقَامِ الصِّرَاحِ
امروز روز آشکار شدن و ظاهر گردیدن حق است و
روز پرده برداری از مقام بلند است
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
3-روز کامل شدن دین
وَ یَوْمُ کَمَالِ الدِّینِ
روز کامل شدن دین است
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
4-روز عهد معهود
وَ یَوْمُ الْعَهْدِ الْمَعْهُودِ
روز پیمان گرفتن و عهد نمودن است (یعنی پیغمبر اکرم از همه مردم در این روز پیمان و عهد و اقرار بخلافت و ولایت آن حضرت گرفت)
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
5-روز شاهد ومشهود
وَ یَوْمُ الشَّاهِدِ وَ الْمَشْهُودِ
روز شاهد و مشهود است (یعنی از همه مردم بر این امر گواهی گرفته شد)
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
6-روز بیان عقد بیعت
وَ یَوْمُ تِبْیَانِ الْعُقُودِ عَنِ النِّفَاقِ وَ الْجُحُودِ
روز بیان عقد بیعت است بر عدم نفاق و انکار حق
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
7-روز بیان حقائق ایمان
وَ یَوْمُ الْبَیَانِ عَنْ حَقَائِقِ الْإِیمَانِ
روز بیان حقیقت ایمان است (یعنی حقیقت ایمان بولایت آن حضرت است)
ص: 58
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
8-روز دور کردن شیطان
وَ یَوْمُ دَحْرِ الشَّیْطَانِ
روز دور کردن شیطان
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
9-روز اقامه برهان
وَ یَوْمُ الْبُرْهَانِ-
روز اقامه برهان است (پیغمبر اکرم فرمود الست اولی بکم من انفسکم گفتند بلی من اولا نیستم بخودتان از خودتان گفتند بلی فرمود من کنت مولاه فعلی مولاه هر که من مولای اویم علی مولای اوست)
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
10-روز فصل
هذا یَوْمُ الْفَصْلِ الَّذِی کُنْتُمْ بِهِ تُکَذِّبُونَ
روزی است که تفصیل داده شود آنچه را تکذیب میکردید
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
11-روز ملا اعلی
هَذَا یَوْمُ الْمَلَإِ الْأَعْلَی الَّذِی أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ
امروز روز ملاء اعلی(روزساکنان قدس) است که شما بآن پشت کردید
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
12-روز ارشاد
هَذَا یَوْمُ الْإِرْشَادِ
امروز روز ارشاد کردن است
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
13-روز سختی امتحان بندگان
وَ یَوْمُ مِحْنَهِ الْعِبَادِ
روز سختی امتحان بندگان می باشد
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
14-روز راهنمائی
وَ یَوْمُ الدَّلِیلِ عَلَی الرُّوَّادِ
امروز روز راهنمائی طالبان هدایت و مراجعه کنندگان می باشد
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
15-روز آشکار شدن
هَذَا یَوْمُ إِبْدَاءِ خَفَایَا الصُّدُورِ وَ مُضْمَرَاتِ الْأُمُورِ
امروز روز آشکار شدن آنچه در سینه ها مخفی بوده و از امور پنهان بوده است
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
16-روز تصریح
هَذَا یَوْمُ النُّصُوصِ عَلَی أَهْلِ الْخُصُوصِ
ص: 59
روزیست که تصریح شد بر خاصان خدا
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
17-روز انبیاء
هَذَا یَوْمُ شَیْثٍ هَذَا یَوْمُ إِدْرِیسَ هَذَا یَوْمُ یُوشَعَ هَذَا یَوْمُ شَمْعُونَ
امروز روز شیث و ادریس و هود و یوشع و شمعون است. (شاید حضرت در مقام بیان وجوه شباهتی بودند که بین ایشان و اوصیاء انبیاء گذشته بوده است از حالات و تحولات مختلف)
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
18-روز امن
هَذَا یَوْمُ الْأَمْنِ وَ الْمَأْمُونِ
امروز است روز امن و کسی که در امان است
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
19-روز اظهار آنچه پوشیده
هَذَا یَوْمُ إِظْهَارِ الْمَصُونِ مِنَ الْمَکْنُونِ
این است روز اظهار داشتن آنچه پوشیده و مکنون است
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
20-روز اشکار شدن اسرار
هَذَا یَوْمُ بَلْوَی السَّرَائِرِ
این روز ،روز آشکار شدن اسرار است
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
توصیه به آداب روز غدیر
1-شکر وتوسعه برای خانواده
سَارِعُوا إِلَی الطَّاعَاتِ قَبْلَ فَوْتِ الْأَوْقَاتِ فَکَأَنْ قَدْ جَاءَکُمْ هَادِمُ اللَّذَّاتِ فَلَا مَنَاصَ نَجَاءٍ وَ لَا مَحِیصَ تَخْلِیصٍ
عُودُوا رَحِمَکُمُ اللَّهُ بَعْدَ انْقِضَاءِ مَجْمَعِکُمْ بِالتَّوْسِعَهِ عَلَی عِیَالِکُمْ
وَ الْبِرِّ بِإِخْوَانِکُمْ
وَ الشُّکْرِ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَی مَا مَنَحَکُمْ
بسوی طاعت خدا بشتابید پس گویا نابودکننده لذتها که مرگ است بسوی شما آمده و پناهگاهی برای نجات نیست و چاره ای برای خلاصی از مرگ نباشد
خدا شما را رحمت کند پس از تمامی این مجلس بسوی عیالات خود بر گردید و در امور آنها توسعه دهید و ببرادران خود نیکی کنید و بآنچه خدا بشما بخشیده شکر بجای آرید اجتماع کنید
ص: 60
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
2-شما هم در این روز مانند خداوند بخشش کنید
وَ تَهَانَئُوا نِعْمَهَ اللَّهِ کَمَا هَنَأَکُمُ اللَّهُ بِالثَّوَابِ فِیهِ عَلَی أَضْعَافِ الْأَعْیَادِ قَبْلَهُ وَ بَعْدَهُ إِلَّا فِی مِثْلِهِ
و نعمتهای خدا را بخشش کنید چنان که خداوند ثواب را در این عید بشما بخشید بیشتر از آنچه در اعیاد گذشته و بعد از آن بخشیده
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
3-نیکی در روز غدیر
وَ الْبِرُّ فِیهِ یُثْمِرُ الْمَالَ
و نیکی در این عید موجب زیادتی مال
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
4-اهتمام به غدیر بر طول عمر می افزاید
وَ یَزِیدُ فِی الْعُمُرِ
و زیادتی عمر می شود
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
5-به عشق امیرالمومنین مهربانی کنید
وَ التَّعَاطُفُ فِیهِ یَقْتَضِی رَحْمَهَ اللَّهِ وَ عَطْفَهُ
و مهربانی کردن در این روز باعث رحمت خدا و مهربانی او میگردد
نکته:مهربانی در راه دوستی مولا امیر المومنین مهر و عطوفت خداوند را بدنبال دارد و انسان را استحقاق عطوفت خداوند می بخشد.
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
6-مومنین و خانواده را هدیه بدهید
وَ هَبُوا لِإِخْوَانِکُمْ وَ عِیَالِکُمْ مِنْ فَضْلِهِ بِالْجَهْدِ مِنْ جُودِکُمْ وَ بِمَا تَنَالُهُ الْقُدْرَهُ مِنِ اسْتِطَاعَتِکُمْ
برادران و خانواده خود را هدیه بدهید
برای برادران خود و عیالات خود فراهم کنید از هر چه در دسترس شما است و آنچه قدرت و استطاعت دارید از خوردنی و آشامیدنی و پوشیدنی
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
7-اظهار خوشروئی
وَ أَظْهِرُوا الْبِشْرَ فِیمَا بَیْنَکُمْ
ص: 61
و اظهار خوشروئی کنید
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
8-شادی در هنگام ملاقات
وَ السُّرُورَ فِی مُلَاقَاتِکُمْ
و هنگام ملاقات و دیدار یک دیگر شاد باشید
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
9-حمد بر نعمت خداوند
وَ الْحَمْدَ لِلَّهِ عَلَی مَا مَنَحَکُمْ
و سپاسگزار خداوند باشید در آنچه بشما عطا فرموده
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
10-انجام کار خیر در روز غدیر
وَ عُودُوا بِالْمَزِیدِ مِنَ الْخَیْرِ عَلَی أَهْلِ التَّأْمِیلِ لَکُمْ
و زیاد نمائید خیر را بر کسانی که بشما امیدوارند
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
11- برخوردار کردن فقرادر نعمتهایتان
وَ سَاوُوا بِکُمْ ضُعَفَاءَکُمْ فِی مَآکِلِکُمْ وَ مَا تَنَالُهُ الْقُدْرَهُ مِنِ اسْتِطَاعَتِکُمْ عَلَی حَسَبِ إِمْکَانِکُمْ
و با ضعفای خود بقدر توانائی و استطاعت خود در خوردنیها و غیره مساوات و برابری کنید و به حسب امکان خود انفاق کنید
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
12- انفاق در روز غدیر
فَالدِّرْهَمُ فِیهِ بِمِائَتَیْ أَلْفِ دِرْهَمٍ وَ الْمَزِیدُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ
پس یک درهم انفاق در این روز برابر صد هزار درهم است و زیادتر از آن از جانب خدای عز و جل آنقدری که بحساب در نیاید
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
13-روزه گرفتن در روز غدیر
وَ صَوْمُ هَذَا الْیَوْمِ مِمَّا نَدَبَ اللَّهُ إِلَیْهِ وَ جَعَلَ الْجَزَاءَ الْعَظِیمَ کَفَالَهً عَنْهُ حَتَّی لَوْ تَعَبَّدَ لَهُ عَبْدٌ مِنَ الْعَبِیدِ فِی الشَّیْبَهِ مِنِ ابْتِدَاءِ الدُّنْیَا إِلَی انْقِضَائِهَا صَائِماً نَهَارُهَا قَائِماً لَیْلُهَا إِذَا أَخْلَصَ الْمُخْلِصُ فِی صَوْمِهِ لَقَصُرَتْ إِلَیْهِ أَیَّامُ الدُّنْیَا عَنْ کِفَایَتِهِ
ص: 62
و روزه در این روز از چیزهائیست که بسوی آن خوانده شده اید و خداوند مزد بزرگ برای روزه دار در این روز مقرر فرمود تا آن اندازه که اگر بنده ای از بندگان بر فرض از اول دنیا تا آخر دنیا روزها روزه بدارد و شبها بپا ایستد از روی اخلاص ثوابش برابری با روزه این روز نکند.
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
14-بر آوردن حاجات مومنین
وَ مَنْ أَسْعَفَ أَخَاهُ مُبْتَدِئاً وَ بَرَّهُ رَاغِباً فَلَهُ کَأَجْرِ مَنْ صَامَ هَذَا الْیَوْمَ وَ قَامَ لَیْلَتَهُ
و کسی که حاجت برادر مؤمن برآورد یا با کمال میل نیکی ببرادر مؤمن کند یا بقرض او بدهد برای او ثواب و مزد روزه این روز و قیام شب این روز باشد
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
15-افطاری دادن در روز غدیر
وَ مَنْ فَطَّرَ مُؤْمِناً فِی لَیْلَتِهِ فَکَأَنَّمَا فَطَّرَ فِئَاماً وَ فِئَاماً بعدها [یَعُدُّهَا] عَشَرَهً
فَنَهَضَ نَاهِضٌ فَقَالَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام مَا الْفِئَامُ قَالَ مِائَهُ أَلْفِ نَبِیٍّ وَ صِدِّیقٍ وَ شَهِیدٍ فَکَیْفَ بِمَنْ تَکَفَّلَ عَدَداً مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ فَأَنَا ضَمِینُهُ عَلَی اللَّهِ تَعَالَی الْأَمَانَ مِنَ الْکُفْرِ وَ الْفَقْرِ
پس چگونه خواهد بود کسی که کفالت کند عده ای از مؤمنین و مؤمنات را من ضمانت او کنم نزد خدا تا از کفر و فقر و نیازمندی در امان باشد اگر بمیرد در روز این عید یا شب آن یا بعد از این عید تا عید دیگر و گناه کبیره ای مرتکب نشده باشد اجر و مزدش بر خدا است و کسی که در این روز برای برادر مؤمن خود قرض نماید و ایشان را یاری دهد من ضامنم بر خدای عز و جل که اگر زنده ماند ادای دین کند
ص: 63
و کسی که مؤمنی را افطار دهد از روزه این روز مانند کسی است که فئامی را افطار داده فئامی و فئامی و با دست خود شمرد تا ده فئام
یک نفر از جای برخاست و گفت فئام چیست یا امیر المؤمنین حضرت فرمود صد هزار پیغمبر و صد هزار صدیق و شهید
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
16-کفالت کنند مومنین رادر غدیر
فَکَیْفَ بِمَنْ تَکَفَّلَ عَدَداً مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ فَأَنَا ضَمِینُهُ عَلَی اللَّهِ تَعَالَی الْأَمَانَ مِنَ الْکُفْرِ وَ الْفَقْرِ
پس چگونه خواهد بود کسی که کفالت کند عده ای از مؤمنین و مؤمنات را من ضمانت او کنم نزد خدا تا از کفر و فقر و نیازمندی در امان باشد
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
17-اجر عمل کننده آداب غدیر
وَ مَنْ مَاتَ فِی یَوْمِهِ أَوْ لَیْلَتِهِ أَوْ بَعْدَهُ إِلَی مِثْلِهِ مِنْ غَیْرِ ارْتِکَابِ کَبِیرَهٍ فَأَجْرُهُ عَلَی اللَّهِ
اگر بمیرد در روز این عید یا شب آن یا بعد از این عید تا عید دیگر و گناه کبیره ای مرتکب نشده باشد اجر و مزدش بر خدا است
18-ادای دین برادران مومن
وَ مَنِ اسْتَدَانَ لِإِخْوَانِهِ وَ أَعَانَهُمْ فَأَنَا الضَّامِنُ عَلَی اللَّهِ إِنْ بَقَّاهُ قَضَاهُ
وَ إِنْ قَبَضَهُ حَمَلَهُ عَنْهُ
و کسی که در این روز برای برادر مؤمن خود قرض نماید و ایشان را یاری دهد من ضامنم بر خدای عز و جل که اگر زنده ماند ادای دین کند
و اگر قبل از ادای دین بمیرد خدای قرضش را ادا نماید
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
ص: 64
19-مصافحه کنید و تهنیت گویید
وَ إِذَا تَلَاقَیْتُمْ فَتَصَافَحُوا بِالتَّسْلِیمِ وَ تَهَانَئُوا النِّعْمَهَ فِی هَذَا الْیَوْمِ
و چون ملاقات و دیدار کردید با یک دیگر سلام کنید و مصافحه نمائید و نعمت غدیر را به یکدیگر تهنیت گویید
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
20-در روز غدیر تبلیغ غدیر کنید
وَ لْیُبَلِّغِ الْحَاضِرُ الْغَائِبَ
وَ الشَّاهِدُ الْبَائِنَ
بایستی حاضرین بغائبین برسانند و کسانی که در اینجا هستند بکسانی که دور هستند فضائل این روز را خبر دهند
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
21-رسیدگی به زیر دستان
وَ لْیَعُدِ الْغَنِیُّ عَلَی الْفَقِیرِ وَ الْقَوِیُّ عَلَی الضَّعِیفِ
و بایستی ثروتمند از فقیر و نیازمند و توانا از ناتوان خبرگیری و دیدن نماید
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
22-آداب غدیر از جانب خداست
أَمَرَنِی رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علی وآله بِذَلِکَ
رسول خدا مرا باین گونه اوامراز جانب خدا امر فرموده.
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
23-توجه دادن به عمل مردم به آداب
وَ انْصَرَفَ غَنِیُّهُمْ وَ فَقِیرُهُمْ بِرِفْدِهِ إِلَی عِیَالِهِ .
و مردم هم برگشتند بمنازل خود و اغنیا و فقراء هر کدام باندازه خود بمراسم عید قیام کردند.
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
نقل خطبه درجشن عید غدیرخم
الْفَیَّاضَ بْنَ مُحَمَّدٍ الطُّوسِیَّ حَدَّثَ بِطُوسَ سَنَهَ تِسْعٍ وَ خَمْسِینَ وَ مِائَتَیْنِ وَ قَدْ بَلَغَ التِّسْعِینَ أَنَّهُ شَهِدَ أَبَا الْحَسَنِ عَلِیَّ بْنَ مُوسَی الرِّضَا علیه السلام فِی یَوْمِ الْغَدِیرِ وَ بِحَضْرَتِهِ جَمَاعَهٌ مِنْ خَاصَّتِهِ قَدِ احْتَبَسَهُمْ لِلْإِفْطَارِ وَ قَدْ قَدَّمَ إِلَی مَنَازِلِهِمُ الطَّعَامَ وَ الْبُرَّ وَ الصِّلَاتِ وَ الْکِسْوَهَ حَتَّی الْخَوَاتِیمَ وَ النِّعَالَ وَ قَدْ غَیَّرَ مِنْ أَحْوَالِهِمْ وَ أَحْوَالِ حَاشِیَتِهِ وَ جُدِّدَتْ لَهُ آلَهٌ غَیْرُ الْآلَهِ الَّتِی جَرَی الرَّسْمُ بِابْتِذَالِهَا قَبْلَ یَوْمِهِ وَ هُوَ یَذْکُرُ فَضْلَ الْیَوْمِ وَ قَدِیمَهُ فَکَانَ مِنْ قَوْلِهِ علیه السلام حَدَّثَنِی الْهَادِی أَبِی قَالَ حَدَّثَنِی جَدِّیَ الصَّادِقُ علیه السلام قَالَ حَدَّثَنِی الْبَاقِرُ قَالَ حَدَّثَنِی سَیِّدُ الْعَابِدِینَ علیه السلام قَالَ إِنَّ الْحُسَیْنَ قَالَ اتَّفَقَ فِی بَعْضِ سِنِینَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام الْجُمُعَهُ وَ الْغَدِیرُ
ص: 65
فَصَعِدَ الْمِنْبَرَ عَلَی خَمْسِ سَاعَاتٍ مِنْ نَهَارِ ذَلِکَ الْیَوْمِ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَی عَلَیْهِ حَمْداً لَمْ یُسْمَعْ بِمِثْلِهِ وَ أَثْنَی عَلَیْهِ مَا لَمْ یَتَوَجَّهْ إِلَیْهِ غَیْرُهُ
از فیاض طوسی نقل شده که گفت : به خدمت حضرت امام ابی الحسن علی بن موسی الرضا صلوات اللَّه علیهما بودم در روز عید غدیر خم و جمعی از خواص شیعه در خدمت آن حضرت بودند که ایشان را نگاه داشته بودند که شب با آن حضرت افطار کنند
و حضرت به خانه های آن جماعت طعام و پوشش حتی انگشتری و کفش فرستاده بودند و آن جماعت را نیز خلعتها داده بودند با خدمتکاران و تغییر فروش و ظروف مجلس نیز داده بودند وشروع فرمودند در فضیلت روز عید غدیر.
و از آن جمله فرمودند که خبر داد مرا پدر بزرگوارم از آبای بزرگوار خود ازحضرت امام حسین صلوات اللَّه علیه که فرمودند یکی از سالهای (حکومت)حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام عید غدیر با روز جمعه مصادف گردید آن جناب در حالیکه پنج ساعت از روز گذشته، بر منبر رفتند و حمد و ثنای الهی به نحوی کردند که گوش کسی نشنیده بود و این خطبه را انشاء فرمودند
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
جمعه و غدیر دو عید بزرگ و با عظمت
وإِنَّ اللَّهَ تَعَالَی جَمَعَ لَکُمْ مَعْشَرَ الْمُؤْمِنِینَ فِی هَذَا الْیَوْمِ عِیدَیْنِ عَظِیمَیْنِ کَبِیرَیْنِ-
بدانید که خداوند جمع نموده است برای شما مؤمنین در این روز دو عید با عظمت و بزرگی را
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
تاکید زیاد بر عظمت غدیر
فَلَمْ یَزَلْ علیه السلام یَقُولُ هَذَا یَوْمٌ هَذَا یَوْمٌ
ص: 66
پیوسته این روز این روز فرمود
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
دعای امیرالمومنین به اهل غدیر
اجتماع و اهتمام به غدیر
وَ اجْتَمِعُوا یَجْمَعِ اللَّهُ شَمْلَکُمْ
خدا جمع شما را جمع کند
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
نیکی به اهل غدیر
وَ تَبَارُّوا یَصِلِ اللَّهُ أُلْفَتَکُمْ
و با یک دیگر نیکی کنید خداوند مهربانی شما را پیوند کند
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
امام مجتبی علیه السلام
... وَ انْصَرَفَ بِوُلْدِهِ وَ شِیعَتِهِ إِلَی مَنْزِلِ أَبِی مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ علیه السلام بِمَا أَعَدَّ لَهُ مِنْ طَعَامِهِ
( امیرالمومنین علیه السلام ) پس از فراغ خطبه (درروزجمعه مصادف باروزغدیر)باتفاق فرزندان و شیعیان خود بمنزل فرزندش امام حسن علیه السّلام آمد و آن جناب غذائی برای ایشان فراهم نموده بود .
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
حدیث امام صادق علیه السلام ازقل امام رضا علیه السلام
متن کامل حدیث
عَنْ زُرَارَهَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ قَالَ کُنَّا عِنْدَ الرِّضَا ع وَ الْمَجْلِسُ غَاصٌّ بِأَهْلِهِ فَتَذَاکَرُوا یَوْمَ الْغَدِیرِ فَأَنْکَرَهُ بَعْضُ النَّاسِ فَقَالَ الرِّضَا حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ أَبِیهِ قَالَ إِنَّ یَوْمَ الْغَدِیرِ فِی السَّمَاءِ أَشْهَرُ مِنْهُ فِی الْأَرْضِ إِنَّ لِلَّهِ فِی الْفِرْدَوْسِ الْأَعْلَی قَصْراً لَبِنَهٌ مِنْ فِضَّهٍ وَ لَبِنَهٌ مِنْ ذَهَبٍ فِیهِ مِائَهُ أَلْفِ قُبَّهٍ مِنْ یَاقُوتَهٍ حَمْرَاءَ وَ مِائَهُ أَلْفِ خَیْمَهٍ مِنْ یَاقُوتٍ أَخْضَرَ تُرَابُهُ الْمِسْکُ وَ الْعَنْبَرُ فِیهِ أَرْبَعَهُ أَنْهَارٍ نَهَرٌ مِنْ خَمْرٍ وَ نَهَرٌ مِنْ لَبَنٍ وَ نَهَرٌ مِنْ عَسَلٍ حَوَالَیْهِ أَشْجَارُ جَمِیعِ الْفَوَاکِهِ عَلَیْهَا طُیُورٌ أَبْدَانُهَا مِنْ لُؤْلُؤٍ وَ أَجْنِحَتُهَا مِنْ یَاقُوتَهٍ تَصُوتُ بِأَلْوَانِ الْأَصْوَاتِ إِذَا کَانَ یَوْمُ الْغَدِیرِ وَرَدَ إِلَی ذَلِکَ الْقَصْرِ أَهْلُ السَّمَاوَاتِ یُسَبِّحُونَ اللَّهَ وَ یُقَدِّسُونَهُ وَ یُهَلِّلُونَهُ فَتَتَطَایَرُ تِلْکَ الطُّیُورُ فَتَقَعُ فِی ذَلِکَ الْمَاءِ وَ تَمَرَّغُ عَلَی ذَلِکَ الْمِسْکِ وَ الْعَنْبَرِ فَإِذَا اجْتَمَعَتِ الْمَلَائِکَهُ طَارَتْ فَتَنْفُضُ ذَلِکَ عَلَیْهِمْ وَ إِنَّهُمْ فِی ذَلِکَ الْیَوْمِ لَیَتَهَادَوْنَ نُثَارَ فَاطِمَهَ ع فَإِذَا کَانَ آخِرُ الْیَوْمِ نُودُوا انْصَرِفُوا إِلَی مَرَاتِبِکُمْ فَقَدْ أَمِنْتُمُ الْخَطَأَ وَ الزَّلَلَ إِلَی قَابِلٍ مِثْلِ هَذَا الْیَوْمِ تَکْرِمَهً لِمُحَمَّدٍ ص وَ عَلِیٍّ ع ثُمَّ قَالَ یَا ابْنَ أَبِی نَصْرٍ أَیْنَمَا کُنْتَ فَاحْضُرْ یَوْمَ الْغَدِیرِ عِنْدَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ فَإِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ لِکُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَهٍ وَ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَهٍ ذُنُوبَ سِتِّینَ سَنَهً وَ یُعْتِقُ مِنَ النَّارِ ضِعْفَ مَا أَعْتَقَ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ وَ لَیْلَهِ الْقَدْرِ وَ لَیْلَهِ الْفِطْرِ وَ الدِّرْهَمُ فِیهِ بِأَلْفِ دِرْهَمٍ لِإِخْوَانِکَ الْعَارِفِینَ وَ أَفْضِلْ عَلَی إِخْوَانِکَ فِی هَذَا الْیَوْمِ وَ سُرَّ فِیهِ کُلَّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَهٍ ثُمَّ قَالَ یَا أَهْلَ الْکُوفَهِ أُوتِیتُمْ خَیْراً کَثِیراً وَ أَنْتُمْ مِمَّنِ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ بِالْإِیمَانِ مُسْتَذَلُّونَ مَقْهُورُونَ مُمْتَحَنُونَ لَیُصَبُّ عَلَیْکُمُ الْبَلَاءُ صَبّاً ثُمَّ یَکْشِفُهُ کَاشِفُ الْکُرُوبِ الْعَظِیمِ وَ اللَّهِ لَوْ عَرَفَ النَّاسُ فَضْلَ هَذَا الْیَوْمِ بِحَقِیقَتِهِ لَصَافَحَتْهُمُ الْمَلَائِکَهُ فِی کُلِّ یَوْمٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ وَ لَوْ لَا أَنِّی أَکْرَهُ التَّطْوِیلَ لَذَکَرْتُ مِنْ فَضْلِ هَذَا الْیَوْمِ وَ مَا أَعْطَاهُ اللَّهُ مَنْ عَرَفَهُ مَا لَا یُحْصَی بِعَدَدٍ قَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ قَالَ لِی مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ لَقَدْ تَرَدَّدْتُ إِلَی أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ أَنَا وَ أَبُوکَ وَ الْحَسَنُ بْنُ جَهْمٍ أَکْثَرَ مِنْ خَمْسِینَ مَرَّهً وَ سَمِعْنَا مِنْهُ الحدیث.
ص: 67
قال المصنف أدام الله أیامه و مجده و إنما ذکر أهل الکوفه تأکیدا للحجه علیهم و ترغیبا لهم فی الزیاره و لو لم یکن ظاهرا مشهورا لما أمرهم ع بالزیاره و لم یظهر و لم یعرف إلا فی هذا الموضع و کلهم أحال علی ما دل علیه من تقدمه من الأئمه علیهم السلام
و یکی از شیر، و یکی از عسل و در اطراف آن درختان هست از جمیع میوه ها و بر آن درختان مرغان هستند که بدنهاشان از مروارید است و بالهاشان از یاقوت و بانواع صوتها خوش خوانی می کنند، و چون روز غدیر می شود فرشتگان همه آسمانها باین قصر می آیند و تسبیح و تقدیس و تهلیل الهی می کنند، پس آن مرغان به پرواز می آیند و در آن آب فرو می روند و بر آن خاک مشک و عنبر می غلطند پس چون فرشتگان جمع می شوند آن مرغها پرواز می کنند و بالهای خود را بر ایشان می افشانند و در این روز نثار فاطمه زهرا صلوات اللَّه علیها را به هدیه به یک دیگر می دهند و می فرستند از جهه هم، و خواهد آمد که در شب زفاف حضرت امیر المؤمنین و فاطمه زهرا درخت طوبی یا سدره مامور شد که بار و برک عظیم بر دارد و اهل بهشت از حور و غلمان همه در زیر آن درخت حاضر شدند و راحیل خطبه خواند در غایت فصاحت و بلاغت و حضرت جبرئیل از جانب حضرت امیر المؤمنین صلوات اللَّه علیه خطبه کرد و حق سبحانه و تعالی از جانب حضرت فاطمه ایجاب فرمود، و جبرئیل از جانب حضرت امیر المؤمنین قبول کرد، پس درخت طوبی یا سدره المنتهی یا هر دو نثار کردند مروارید و جواهر و برکهای خود را بر ایشان و هر یک از حوران و غلمان بهره خود را از آن برداشتند و در روز غدیر به هدیه از جهه دیگری می فرستند چون هر یک از اینها را بویی و زینتی هست که دیگری ندارد و در عرض سال از آن بو معطرند تا عید دیگر و چون آخر روز می شود ندا می رسد که برگردید به جاهای خود که شما را ایمن ساختند از خطا و لغزش تا سال دیگر این روز از جهه اعزاز و اکرام حضرت محمد و علی صلوات اللَّه علیهما.
ص: 68
پس حضرت فرمودند که ای پسر ابو نصر در هر جا که باشی سعی کن که در روز غدیر نزد حضرت امیر المؤمنین صلوات اللَّه علیه حاضر شوی زیرا که حق سبحانه و تعالی می آمرزد جمیع مؤمنین و مؤمنات و مسلمین و مسلمات را و در می گذرد از گناهان شصت ساله ایشان، و از آتش دوزخ آزاد می کند دو برابر آن چه آزاد کرده است در ماه رمضان و در شب قدر و شب فطر، و درهمی که در این روز تصدیق کنند برابر است با هزار درهم که به شیعیان اثنی عشری دهند پس هر چه مقدورت باشد احسان کن به برادران مؤمنت و مسرور ساز در این روز مؤمن و مؤمنه را.
پس فرمودند که ای اهل کوفه حق سبحانه و تعالی شما را خیر بسیار کرامت فرموده است و به درستی که شما از آن مؤمنانید که حق سبحانه و تعالی دلهای شما را از جهه ایمان امتحان فرموده است و عنقریبست که خفّتها به شما خواهند رسانید دشمنان شما و بر شما ظلمهای بسیار خواهند کرد و امتحانها و آزمایشها با شما خواهد شد و بلاهای پی در پی بر شما ریخته خواهد شد، و عاقبت حق سبحانه و تعالی که کشف غم و الم کار اوست از شما بر طرف خواهد فرمود بلاهای عظیمه را، و اللَّه که اگر مردمان فضلیت این روز را بدانند چنانکه باید و به شرایط و آداب آن عمل نمایند هر روز ده مرتبه فرشتگان آسمانها مصافحه کنند ایشان را، و اگر نه خوف تطویل بود هر آینه ذکر می کردم از فضلیت این روز و رتبه هایی که حق سبحانه و تعالی عطا فرموده است عارفان این روز را آن مقدار که کسی حساب آن نتواند کرد.
ص: 69
راوی می گوید که زیاده از پنجاه مرتبه به نزد بزنطی رفتیم و او این حدیث را در هر مرتبه نقل کرد و ما جمعی از او شنیدیم.
لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه، ج 8، ص: 529
فرحه الغری فی تعیین قبر أمیر المؤمنین علی بن أبیطالب علیه السلام فی النجف ص:106
موضوعات حدیث
1-شهرت غدیر در آسمان بیش از زمین
إِنَّ یَوْمَ الْغَدِیرِ فِی السَّمَاءِ أَشْهَرُ مِنْهُ فِی الْأَرْضِ
حضرت فرمودند که شهرت روز غدیر در آسمانها بیشتر از شهرت آن در زمین است
فرحه الغری فی تعیین قبر أمیر المؤمنین علی بن أبیطالب علیه السلام فی النجف ص:106
2-پاداش آسمانیان برای برگزاری جشن غدیر
فَإِذَا کَانَ آخِرُ الْیَوْمِ نُودُوا انْصَرِفُوا إِلَی مَرَاتِبِکُمْ فَقَدْ أَمِنْتُمُ الْخَطَأَ وَ الزَّلَلَ إِلَی قَابِلٍ مِثْلِ هَذَا الْیَوْمِ تَکْرِمَهً لِمُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله وَ عَلِیٍّ علیه السلام
چون آخر روز می شود ندا می رسد(خطاب به اهل جشن غدیر در آسمان) که برگردید به جاهای خود که شما را ایمن ساختند از خطا و لغزش تا سال دیگر این روز از جهه اعزاز و اکرام حضرت محمد و علی صلوات اللَّه علیهما.
فرحه الغری فی تعیین قبر أمیر المؤمنین علی بن أبیطالب علیه السلام فی النجف ص:106
3-زینت دادن بهشت وبرگزاری جشن
إِنَّ لِلَّهِ فِی الْفِرْدَوْسِ الْأَعْلَی قَصْراً لَبِنَهٌ مِنْ فِضَّهٍ وَ لَبِنَهٌ مِنْ ذَهَبٍ فِیهِ مِائَهُ أَلْفِ قُبَّهٍ مِنْ یَاقُوتَهٍ حَمْرَاءَ وَ مِائَهُ أَلْفِ خَیْمَهٍ مِنْ یَاقُوتٍ أَخْضَرَ تُرَابُهُ الْمِسْکُ وَ الْعَنْبَرُ فِیهِ أَرْبَعَهُ أَنْهَارٍ نَهَرٌ مِنْ خَمْرٍ وَ نَهَرٌ مِنْ لَبَنٍ وَ نَهَرٌ مِنْ عَسَلٍ حَوَالَیْهِ أَشْجَارُ جَمِیعِ الْفَوَاکِهِ عَلَیْهَا طُیُورٌ أَبْدَانُهَا مِنْ لُؤْلُؤٍ وَ أَجْنِحَتُهَا مِنْ یَاقُوتَهٍ تَصُوتُ بِأَلْوَانِ الْأَصْوَاتِ إِذَا کَانَ یَوْمُ الْغَدِیرِ وَرَدَ إِلَی ذَلِکَ الْقَصْرِ أَهْلُ السَّمَاوَاتِ یُسَبِّحُونَ اللَّهَ وَ یُقَدِّسُونَهُ وَ یُهَلِّلُونَهُ فَتَتَطَایَرُ تِلْکَ الطُّیُورُ فَتَقَعُ فِی ذَلِکَ الْمَاءِ وَ تَمَرَّغُ عَلَی ذَلِکَ الْمِسْکِ وَ الْعَنْبَرِ فَإِذَا اجْتَمَعَتِ الْمَلَائِکَهُ طَارَتْ فَتَنْفُضُ ذَلِکَ عَلَیْهِمْ وَ إِنَّهُمْ فِی ذَلِکَ الْیَوْمِ لَیَتَهَادَوْنَ نُثَارَ فَاطِمَهَ علیها السلام
ص: 70
به درستی که حق سبحانه و تعالی را در فردوس اعلی قصری هست که یک خشت آن از نقره است، و یکی از طلا، و در آن قصر صد هزار خیمه است، یا خانه از یاقوت سرخ و صد هزار خیمه است از یاقوت سبز و خاک آن از مشک و عنبر است، و در آن چهار نهر است یکی از شراب، و یکی از آب، و یکی از شیر، و یکی از عسل و در اطراف آن درختان هست از جمیع میوه ها و بر آن درختان مرغان هستند که بدنهاشان از مروارید است و بالهاشان از یاقوت و بانواع صوتها خوش خوانی می کنند، و چون روز غدیر می شود فرشتگان همه آسمانها باین قصر می آیند و تسبیح و تقدیس و تهلیل الهی می کنند، پس آن مرغان به پرواز می آیند و در آن آب فرو می روند و بر آن خاک مشک و عنبر می غلطند پس چون فرشتگان جمع می شوند آن مرغها پرواز می کنند و بالهای خود را بر ایشان می افشانند و در این روز نثار فاطمه زهرا صلوات اللَّه علیها را به هدیه به یک دیگر می دهند و می فرستند از جهه هم، و خواهد آمد که در شب زفاف حضرت امیر المؤمنین و فاطمه زهرا درخت طوبی یا سدره مامور شد که بار و برک عظیم بر دارد و اهل بهشت از حور و غلمان همه در زیر آن درخت حاضر شدند و راحیل خطبه خواند در غایت فصاحت و بلاغت و حضرت جبرئیل از جانب حضرت امیر المؤمنین صلوات اللَّه علیه خطبه کرد و حق سبحانه و تعالی از جانب حضرت فاطمه ایجاب فرمود، و جبرئیل از جانب حضرت امیر المؤمنین قبول کرد، پس درخت طوبی یا سدره المنتهی یا هر دو نثار کردند مروارید و جواهر و برکهای خود را بر ایشان و هر یک از حوران و غلمان بهره خود را از آن برداشتند و در روز غدیر به هدیه از جهه دیگری می فرستند چون هر یک از اینها را بویی و زینتی هست که دیگری ندارد و در عرض سال از آن بو معطرند تا عید دیگر
ص: 71
فرحه الغری فی تعیین قبر أمیر المؤمنین علی بن أبیطالب علیه السلام فی النجف ص:106
4-روز غدیر خود را نزد امیر المومنین حاضر کنید
ثُمَّ قَالَ یَا ابْنَ أَبِی نَصْرٍ أَیْنَمَا کُنْتَ فَاحْضُرْ یَوْمَ الْغَدِیرِ عِنْدَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ
پس حضرت فرمودند که ای پسر ابو نصر در هر جا که باشی سعی کن که در روز غدیر نزد حضرت امیر المؤمنین صلوات اللَّه علیه حاضر شوی
فرحه الغری فی تعیین قبر أمیر المؤمنین علی بن أبیطالب علیه السلام فی النجف ص:106
5-بخشش خداوند در غدیر بیش از رمضان و قدر و فطر
فَإِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ لِکُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَهٍ وَ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَهٍ ذُنُوبَ سِتِّینَ سَنَهً وَ یُعْتِقُ مِنَ النَّارِ ضِعْفَ مَا أَعْتَقَ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ وَ لَیْلَهِ الْقَدْرِ وَ لَیْلَهِ الْفِطْرِ
بدرستی که حق سبحانه و تعالی می آمرزد جمیع مؤمنین و مؤمنات و مسلمین و مسلمات را و در می گذرد از گناهان شصت ساله ایشان، و از آتش دوزخ آزاد می کند دو برابر آن چه آزاد کرده است در ماه رمضان و در شب قدر و شب فطر
فرحه الغری فی تعیین قبر أمیر المؤمنین علی بن أبیطالب علیه السلام فی النجف ص:106
6-اجر عطا در غدیر ، هزار برابر
وَ الدِّرْهَمُ فِیهِ بِأَلْفِ دِرْهَمٍ لِإِخْوَانِکَ الْعَارِفِینَ
درهمی که در این روز تصدق کنند برابر است با هزار درهم که به شیعیان اثنی عشری دهند
فرحه الغری فی تعیین قبر أمیر المؤمنین علی بن أبیطالب علیه السلام فی النجف ص:106
7-عیدی بدهید
وَ أَفْضِلْ عَلَی إِخْوَانِکَ فِی هَذَا الْیَوْمِ
در روز غدیر به مومنین بخشش کن و عیدی بده
ص: 72
فرحه الغری فی تعیین قبر أمیر المؤمنین علی بن أبیطالب علیه السلام فی النجف ص:106
8-مومنان را در غدیر شاد کنید
وَ سُرَّ فِیهِ کُلَّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَهٍ
پس هر چه مقدورت باشد احسان کن به برادران مؤمنت و مسرور ساز در این روز مؤمن و مؤمنه را.
فرحه الغری فی تعیین قبر أمیر المؤمنین علی بن أبیطالب علیه السلام فی النجف ص:106
9-امتحات خداوند بواسطه غدیر
ثُمَّ قَالَ یَا أَهْلَ الْکُوفَهِ أُوتِیتُمْ خَیْراً کَثِیراً وَ أَنْتُمْ مِمَّنِ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ بِالْإِیمَانِ مُسْتَذَلُّونَ مَقْهُورُونَ مُمْتَحَنُونَ لَیُصَبُّ عَلَیْکُمُ الْبَلَاءُ صَبّاً ثُمَّ یَکْشِفُهُ کَاشِفُ الْکُرُوبِ الْعَظِیمِ
پس فرمودند که ای اهل کوفه حق سبحانه و تعالی شما را خیر بسیار کرامت فرموده است و به درستی که شما از آن مؤمنانید که حق سبحانه و تعالی دلهای شما را از جهه ایمان امتحان فرموده است و عنقریبست که خفّتها به شما خواهند رسانید دشمنان شما و بر شما ظلمهای بسیار خواهند کرد و امتحانها و آزمایشها با شما خواهد شد و بلاهای پی در پی بر شما ریخته خواهد شد، و عاقبت حق سبحانه و تعالی که کشف غم و الم کار اوست از شما بلاهای عظیمه را بر طرف خواهد فرمود .
فرحه الغری فی تعیین قبر أمیر المؤمنین علی بن أبیطالب علیه السلام فی النجف ص:106
10-فرشتگان مشتاق عارفان به فضل غدیر
وَ اللَّهِ لَوْ عَرَفَ النَّاسُ فَضْلَ هَذَا الْیَوْمِ بِحَقِیقَتِهِ لَصَافَحَتْهُمُ الْمَلَائِکَهُ فِی کُلِّ یَوْمٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ
و اللَّه که اگر مردمان فضلیت این روز را بدانند چنانکه باید و به شرایط و آداب آن عمل نمایند هر روز ده مرتبه فرشتگان آسمانها مصافحه کنند ایشان را.
ص: 73
فرحه الغری فی تعیین قبر أمیر المؤمنین علی بن أبیطالب علیه السلام فی النجف ص:106
11-فضائل روز غدیر قابل شمارش نیست
وَ لَوْ لَا أَنِّی أَکْرَهُ التَّطْوِیلَ لَذَکَرْتُ مِنْ فَضْلِ هَذَا الْیَوْمِ وَ مَا أَعْطَاهُ اللَّهُ مَنْ عَرَفَهُ مَا لَا یُحْصَی بِعَدَدٍ
اگر خوف تطویل نبود هر آینه ذکر می کردم از فضلیت این روز و رتبه هایی که حق سبحانه و تعالی عطا فرموده است عارفان این روز را آن مقدار که کسی حساب آن نتواند کرد.
فرحه الغری فی تعیین قبر أمیر المؤمنین علی بن أبیطالب علیه السلام فی النجف ص:106
دربین مومنین
دربین مردم کسانیکه ولایت را قبول کنند مومن بوده ودارای ایمان هستند یعنی اطاعت امر الهی را کرده اند.
قال ابوالحسن الرضا علیه السلام
وَ مَثَلُ الْمُؤْمِنِینَ فِی قَبُولِهِمْ وَلَاءَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ فِی یَوْمِ غَدِیرِ خُمٍّ کَمَثَلِ الْمَلَائِکَهِ فِی سُجُودِهِمْ لِآدَمَ وَ مَثَلُ مَنْ أَبَی وَلَایَهَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ فِی یَوْمِ الْغَدِیرِ مَثَلُ إِبْلِیسَ وَ فِی هَذَا الْیَوْمِ أُنْزِلَتْ هَذِهِ الْآیَهُ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ(1)
مؤمنین که ایمان و ولایت امیر المؤمنین علیه السلام را پذیرفتند، مانند فرشتگانی هستند که برای آدم سجده کردند. و کسانی که ولایت امیر المؤمنین علیه السلام را در روز غدیر قبول نکردند مانند شیطان هستند. این آیه:امروز دینتان را بخوبی کامل نمودم در این روز نازل شد.
پیامها:
1- پذیرش ولایت حضرت علی علیه السلام در روز غدیر مصداق اطاعت از خداوند است.
2- مسئله ولایت یک مساله شخصی از سوی رسول خدا و ائمه علیهم السلام نیست.
3- نپذیرفتن ولایت در حقیقت تمرد از دستورات خداوند متعال است و کسی که ولایت آن حضرت را نپذیرد مسیر شیطان را در پیش گرفته است.
ص: 74
4- عظمت روز غدیر این است که پذیرش و بیعت با حضرت علی علیه السلام مثل سجده کردن ملائکه بر حضرت آدم علیه السلام است
5- چه بسا که در روز عید غدیر ملائکه به انسان سجده می کنند و آن انسان کاملی که مورد این اکرام قرا می گیرد کسی نیست مگر امیر المومنین علی علیه السلام و سایر ائمه معصومین علیهم السلام.
6- انکار کنندگان ولایت علی علیه السلام متکبرینی هستند که هر چقدر هم عبادت داشته باشند با این انکار اعمالشان باطل است و نه تنها اجر چندانی ندارند بلکه مغضوب خدا هم هستند.
7- روز غدیر روز آزمایش انسانها است ، همچنان که روز سجده بر حضرت آدم علیه السلام روز آزمایش ملائکه بود.
8- روز عید غدیر بهترین فرصت برای تجدید پیمان با امام زمان عجل الله تعالی فرجه است.
1-سوره مائده آیه3
إقبال الأعمال (ط - القدیمه)، ج 1، ص: 465
دربین ملائکه
ملائکه درصورتیکه ولایت راقبول نکنند ازدرگاه الهی رانده میشوند .ابلیس گرچه ملک مقربی بود اما بخاطر مخالفت باامرالهی ،رجیم شده و مورد لعنت واقع شد.
قال ابوالحسن الرضا علیه السلام
وَ مَثَلُ الْمُؤْمِنِینَ فِی قَبُولِهِمْ وَلَاءَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ فِی یَوْمِ غَدِیرِ خُمٍّ کَمَثَلِ الْمَلَائِکَهِ فِی سُجُودِهِمْ لِآدَمَ وَ مَثَلُ مَنْ أَبَی وَلَایَهَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ فِی یَوْمِ الْغَدِیرِ مَثَلُ إِبْلِیسَ وَ فِی هَذَا الْیَوْمِ أُنْزِلَتْ هَذِهِ الْآیَهُ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ(1)
مؤمنین که ایمان و ولایت امیر المؤمنین علیه السلام را پذیرفتند، مانند فرشتگانی هستند که برای آدم سجده کردند. و کسانی که ولایت امیر المؤمنین علیه السلام را در روز غدیر قبول نکردند مانند شیطان هستند. این آیه:امروز دینتان را بخوبی کامل نمودم در این روز نازل شد.
ص: 75
پیامها:
1- پذیرش ولایت حضرت علی علیه السلام در روز غدیر مصداق اطاعت از خداوند است.
2- مسئله ولایت یک مساله شخصی از سوی رسول خدا و ائمه علیهم السلام نیست.
3- نپذیرفتن ولایت در حقیقت تمرد از دستورات خداوند متعال است و کسی که ولایت آن حضرت را نپذیرد مسیر شیطان را در پیش گرفته است.
4- عظمت روز غدیر این است که پذیرش و بیعت با حضرت علی علیه السلام مثل سجده کردن ملائکه بر حضرت آدم علیه السلام است
5- چه بسا که در روز عید غدیر ملائکه به انسان سجده می کنند و آن انسان کاملی که مورد این اکرام قرا می گیرد کسی نیست مگر امیر المومنین علی علیه السلام و سایر ائمه معصومین علیهم السلام.
6- انکار کنندگان ولایت علی علیه السلام متکبرینی هستند که هر چقدر هم عبادت داشته باشند با این انکار اعمالشان باطل است و نه تنها اجر چندانی ندارند بلکه مغضوب خدا هم هستند.
7- روز غدیر روز آزمایش انسانها است ، همچنان که روز سجده بر حضرت آدم علیه السلام روز آزمایش ملائکه بود.
8- روز عید غدیر بهترین فرصت برای تجدید پیمان با امام زمان عجل الله تعالی فرجه است.
1-سوره مائده آیه3
إقبال الأعمال (ط - القدیمه)، ج 1، ص: 465
درمیزان الهی
باطل شدن اعمال مخالفین
قال ابوالحسن الرضا علیه السلام
وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی أَکْمَلَ اللَّهُ الدِّینَ یَعْمَدُ اللَّهُ فِیهِ إِلَی مَا عَمِلَهُ الْمُخَالِفُونَ فَیَجْعَلُهُ هَباءً مَنْثُوراً (1)
و روزی است که کامل شد دین خداوند و عمل مخالفین آنان را باطل و نابود می گرداند و این همان است که خداوند در آن آیه می فرماید: آن اعمال را باطل و نابود نمودیم.
ص: 76
1-سوره فرقان آیه 23
إقبال الأعمال (ط - القدیمه)، ج 1، ص: 465
پذیرفته شدن اعمال شیعیان
قال ابوالحسن الرضا علیه السلام
وَ یَوْمُ تُقْبَلُ أَعْمَالُ الشِّیعَهِ وَ مُحِبِّی آلِ مُحَمَّدٍ
و روزی است که اعمال شیعه و دوستداران آل محمد پذیرفته شده است.
إقبال الأعمال (ط - القدیمه)، ج 1، ص: 465
درقیامت
قال ابوالحسن الرضا علیه السلام
إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهِ زُفَّتْ أَرْبَعَهُ أَیَّامٍ إِلَی اللَّهِ کَمَا تُزَفُّ الْعَرُوسُ إِلَی خِدْرِهَا قِیلَ مَا هَذِهِ الْأَیَّامُ قَالَ یَوْمُ الْأَضْحَی وَ یَوْمُ الْفِطْرِ وَ یَوْمُ الْجُمُعَهِ وَ یَوْمُ الْغَدِیرِ وَ إِنَّ یَوْمَ الْغَدِیرِ بَیْنَ الْأَضْحَی وَ الْفِطْرِ وَ الْجُمُعَهِ کَالْقَمَرِ بَیْنَ الْکَوَاکِبِ
امام رضا علیه السلام فرمودند: روز قیامت چهار روز را زینت می کنند برای خداوند متعال همانند عروسی که برای حجله زینت می کنند. پرسیده میشود این روزها، چه روزهائی هستند حضرت فرمودند: روز عید قربان، عید فطر،عید جمعه و عید غدیر و همانا روز عید غدیر بین روز عید قربان و فطر و جمعه مثل ماه است در بین ستارگان .
پیامها:
1- برخی از زمانها بر برخی دیگر برتری دارند.
2- ایام و روزها مثل مکانها و انسانها قابل تزئین و زیباسازی هستند.
3- روز عید غدیر برترین روزهای سال است.
4- اهمیت روز عید غدیر بر دیگر اعیاد اسلامی در این روایت به خوبی روشن است، ارزش غدیر پیش از حد تصور است بگونه ای که تا قیامت همه جلوه های آن آشکار نخواهد شد.
5- فلسفه برتری روز عید غدیر بر دیگر روزها این است که اگر روز عید غدیر درست درک شود باقی اعیاد و روزهای اسلامی رسالت و جایگاه خود را پیدا می کنند. یعنی عید غدیر علت عظمت باقی ایام اعیاد اسلامی است.
ص: 77
إقبال الأعمال (ط - القدیمه)، ج 1، ص: 465
دربین مردم
قال ابوالحسن الرضا علیه السلام
وَ اللَّهِ لَوْ عَرَفَ النَّاسُ فَضْلَ هَذَا الْیَوْمِ بِحَقِیقَتِهِ لَصَافَحَتْهُمُ الْمَلَائِکَهُ فِی کُلِّ یَوْمٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ
و اللَّه که اگر مردمان فضلیت این روز را بدانند چنانکه باید و به شرایط و آداب آن عمل نمایند هر روز ده مرتبه فرشتگان آسمانها مصافحه کنند ایشان را.
فرحه الغری فی تعیین قبر أمیر المؤمنین علی بن أبیطالب علیه السلام فی النجف ص:106
دربین اعیاد
غدیردربین دیگر اعیادمانندستاره میدرخشد
قال ابوالحسن الرضا علیه السلام
إِنَّ یَوْمَ الْغَدِیرِ بَیْنَ الْأَضْحَی وَ الْفِطْرِ وَ الْجُمُعَهِ کَالْقَمَرِ بَیْنَ الْکَوَاکِبِ
امام رضا علیه السلام فرمودند: روز عید قربان، عید فطر،عید جمعه و عید غدیر و همانا روز عید غدیر بین روز عید قربان و فطر و جمعه مثل ماه است در بین ستارگان .
پیامها:
1- برخی از زمانها بر برخی دیگر برتری دارند.
2- ایام و روزها مثل مکانها و انسانها قابل تزئین و زیباسازی هستند.
3- روز عید غدیر برترین روزهای سال است.
4- فلسفه برتری روز عید غدیر بر دیگر روزها این است که اگر روز عید غدیر درست درک شود باقی اعیاد و روزهای اسلامی رسالت و جایگاه خود را پیدا می کنند. یعنی عید غدیر علت عظمت باقی ایام اعیاد اسلامی است.
إقبال الأعمال (ط - القدیمه)، ج 1، ص: 465
عیدغدیر بزرگترین عید
قال ابوالحسن الرضا علیه السلام
وَ الْعِیدِ الْأَکْبَرِ
و روزغدیر، عید بزرگتر حق سبحانه و تعالی است.
إقبال الأعمال (ط - القدیمه)، ج 1، ص: 465
دربین موجودات
زمین
قال ابوالحسن الرضا علیه السلام
ص: 78
ثُمَّ عَرَضَهَا عَلَی الْأَرَضِینَ فَسَبَقَتْ مَکَّهُ فَزَیَّنَهَا بِالْکَعْبَهِ ثُمَّ سَبَقَتْ إِلَیْهَا الْمَدِینَهُ فَزَیَّنَهَا بِالْمُصْطَفَی مُحَمَّدٍ صلی الله علیه واله ثُمَّ سَبَقَتْ إِلَیْهَا الْکُوفَهُ فَزَیَّنَهَا بِأَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ علیه السلام
آنگاه ولایت را بر زمینها عرضه کرد قبل از همه مکه آن را پذیرفت که خداوند آن را با کعبه زینت داد. سپس مدینه آن را پذیرفت که با برگزیده خدا محمد صلّی اللّه علیه و آله آراسته شد. آنگاه کوفه آن را پذیرفت که با امیر المؤمنین علیه السلام مزین شد.
إقبال الأعمال (ط - القدیمه)، ج 1، ص: 465
کوه ها
قال ابوالحسن الرضا علیه السلام
وَ عَرَضَهَا عَلَی الْجِبَالِ فَأَوَّلُ جَبَلٍ أَقَرَّ بِذَلِکَ ثَلَاثَهُ أَجْبُلٍ [أَجْبَالٍ] الْعَقِیقُ وَ جَبَلُ الْفَیْرُوزَجِ وَ جَبَلُ الْیَاقُوتِ فَصَارَتْ هَذِهِ الْجِبَالُ جِبَالَهُنَّ وَ أَفْضَلَ الْجَوَاهِرِ ثُمَّ سَبَقَتْ إِلَیْهَا جِبَالٌ أُخَرُ فَصَارَتْ مَعَادِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّهِ وَ مَا لَمْ یُقِرَّ بِذَلِکَ وَ لَمْ یَقْبَلْ صَارَتْ لَا تُنْبِتُ شَیْئاً
ولایت را بر کوهها عرضه داشت، اولین کوههایی که آن را پذیرفتند سه کوه بودند که بعد از این پذیرش تبدیل به کوه عقیق، فیروزه و یاقوت گردیده و تبدیل به بهترین جواهرات شدند. پس از آن کوههای دیگر آن را پذیرفتند که تبدیل به معدن طلا و نقره شدند. و کوههایی که به آن اقرار نکردند به حال خود باقی ماندند.
إقبال الأعمال (ط - القدیمه)، ج 1، ص: 465
آبها
قال ابوالحسن الرضا علیه السلام
وَ عَرَضَتْ فِی ذَلِکَ الْیَوْمِ عَلَی الْمِیَاهِ فَمَا قَبِلَ مِنْهَا صَارَ عَذْباً وَ مَا أَنْکَرَ صَارَ مِلْحاً أُجَاجاً
همچنین ولایت در این روز بر آب ها عرضه شد، آب هایی که آن را قبول کردند، تبدیل به آب گوارایی شده و قسمتی از آنها که نپذیرفتند شور و تلخ شدند.
ص: 79
إقبال الأعمال (ط - القدیمه)، ج 1، ص: 465
نباتات
قال ابوالحسن الرضا علیه السلام
وَ عَرَضَهَا فِی ذَلِکَ الْیَوْمِ عَلَی النَّبَاتِ فَمَا قَبِلَهُ صَارَ حُلْواً طَیِّباً وَ مَا لَمْ یَقْبَلْ صَارَ مُرّاً
همچنین ولایت بر گیاهان عرضه شد، گیاهانی که آن را پذیرفتند تبدیل به گیاهانی شیرین و مطبوع شدند و اقسامی که نپذیرفتند، تلخ گردیدند.(1)
سُلَیْمَانُ بْنُ جَعْفَرٍ عَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ أَخْبَرَنِی أَبِی عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ أَنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام أَخَذَ بِطِّیخَهً لِیَأْکُلَهَا فَوَجَدَهَا مُرَّهً فَرَمَی بِهَا فَقَالَ بُعْداً وَ سُحْقاً فَقِیلَ لَهُ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ وَ مَا هَذِهِ الْبِطِّیخَهُ فَقَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَخَذَ عَقْدَ مَوَدَّتِنَا عَلَی کُلِّ حَیَوَانٍ وَ نَبْتٍ فَمَا قَبِلَ الْمِیثَاقَ کَانَ عَذْباً طَیِّباً وَ مَا لَمْ یَقْبَلِ الْمِیثَاقَ کَانَ مِلْحاً زُعَاقا.
پیام:
سلیمان بن جعفر، از حضرت رضا علیه السّلام نقل کرده که آن جناب فرمودند:پدرم از پدرش از جدّش نقل کردند که امیر المؤمنین علی علیه السّلام خربزه ای را گرفتند تا تناول فرمایند و وقتی آن را شکسته تا بخورند تلخ بود، حضرت آن را به زمین انداخته و فرمودند: بعدا و سحقا (از چشم دور شوی و نابود گردی) محضر مبارکش عرض شد: یا امیر المؤمنین این خربزه چه نقصی دارد؟حضرت فرمودند: رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند: خداوند تبارک و تعالی مودّت و دوستی ما را به هر حیوان و نباتی عرضه کرد آنچه از آنها پذیرفتند شیرین و پاکیزه گشته و آنچه نپذیرفتند شور و تلخ گردیدند.(2)
1-إقبال الأعمال (ط - القدیمه)، ج 1، ص: 465
ص: 80
2-علل الشرائع، ج 2، ص: 464
پرندگان
قال ابوالحسن الرضا علیه السلام
ثُمَّ عَرَضَهَا فِی ذَلِکَ الْیَوْمِ عَلَی الطَّیْرِ فَمَا قَبِلَهَا صَارَ فَصِیحاً مُصَوِّتاً وَ مَا أَنْکَرَهَا صَارَ أَخْرَسَ مِثْلَ اللَّکَنِ
سپس ولایت را در این روز بر پرندگان عرضه کرد دسته ای که پذیرفتند، تبدیل به پرندگان آواز خوان و خوش صدا شده و گروهی که نپذیرفتند کند زبان و لال گردیدند.
إقبال الأعمال (ط - القدیمه)، ج 1، ص: 465
اهل آسمانها
قال ابوالحسن الرضا علیه السلام
وَ فِی یَوْمِ الْغَدِیرِ عَرَضَ اللَّهُ الْوَلَایَهَ عَلَی أَهْلِ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ فَتَسْبِقُ إِلَیْهَا أَهْلُ السَّمَاءِ السَّابِعَهِ فَزَیَّنَ بِهَا الْعَرْشَ ثُمَّ سَبَقَ إِلَیْهَا أَهْلُ السَّمَاءِ الرَّابِعَهِ فَزَیَّنَهَا بِالْبَیْتِ الْمَعْمُورِ ثُمَّ سَبَقَ إِلَیْهَا أَهْلُ السَّمَاءِ الدُّنْیَا فَزَیَّنَهَا بِالْکَوَاکِبِ
روز غدیر بود که خداوند ولایت را بر اهل آسمان های هفتگانه عرضه نمود و اهل آسمان هفتم پیش از دیگران آن را پذیرفتند. خداوند نیز آن آسمان را با عرش آراست. پس از آن اهل آسمان چهارم آن را پذیرفتند و بهمین جهت آن آسمان با بیت المعمور مزین شد. پس از آن اهل آسمان دنیا آن را پذیرفتند و این آسمان با ستارگان آراسته شد.
إقبال الأعمال (ط - القدیمه)، ج 1، ص: 465
تبیین جایگاه امامت و ائمه ی غدیر
اشاره
حضرت رضا علیه السلام بعنوان هفتمین وارث وهشتمین امام غدیر درروز جمعه ای در مرو جایگاه باعظمت امام وامامت را برای عبد العزیز بن مسلم تبیین نمودنند و نسل به نسل این گنجینه منحصر بفرد تا امروز بدست ما رسیده است وما به برکت عالم آل محمد حضرت رضا علیه السلام این علوم با ارزش را در این مجموعه ابتدا همه روایت را یکجا وسپس بصورت موضوع بندی در قسمتهای مختلف آورده ایم تا استفاده از این معارف ناب رضوی برای عموم اسان گردد.البته تذکر این موضوع ضروری است که ،موضوعات استخراج شده تنها بخشی از موضوعات موجود درروایت میباشد وبا دقت در متن روایت این نکته واضح میشود . نکته دیگر اینکه هرکدام از موضوعات نیازبه شرح دارد که درجای خود بیان خواهدشد.
ص: 81
متن کامل روایت همراه با ترجمه
عَبْدِ الْعَزِیزِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: کُنَّا فِی أَیَّامِ عَلِیِّ بْنِ مُوسَی الرِّضَا علیه السلام بِمَرْوَ فَاجْتَمَعْنَا فِی الْجَامِعِ یَوْمَ الْجُمُعَهِ مِنْ بَدْءِ مَقْدَمِنَا فَأَدَارُوا أَمْرَ الْإِمَامَهِ وَ ذَکَرُوا کَثْرَهَ اخْتِلَافِ النَّاسِ فِیهَا فَدَخَلْتُ عَلَی سَیِّدِی علیه السلام فَأَعْلَمْتُهُ خَوَضَانَ النَّاسِ فَتَبَسَّمَ علیه السلام ثُمَّ قَالَ یَا عَبْدَ الْعَزِیزِ بْنَ مُسْلِمٍ جَهِلَ الْقَوْمُ وَ خُدِعُوا عَنْ أَدْیَانِهِمْ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ یَقْبِضْ نَبِیَّهُ حَتَّی أَکْمَلَ لَهُ الدِّینَ وَ أَنْزَلَ عَلَیْهِ الْقُرْآنَ فِیهِ تَفْصِیلُ کُلِّ شَیْ ءٍ بَیَّنَ فِیهِ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامَ وَ الْحُدُودَ وَ الْأَحْکَامَ وَ جَمِیعَ مَا یَحْتَاجُ إِلَیْهِ النَّاسُ کَمَلًا فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْ ءٍ (1) وَ أَنْزَلَ فِی حِجَّهِ الْوَدَاعِ وَ هِیَ آخِرُ عُمُرِهِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً (2)فَأَمْرُ الْإِمَامَهِ مِنْ تَمَامِ الدِّینِ وَ لَمْ یَمْضِ حَتَّی بَیَّنَ لِأُمَّتِهِ مَعَالِمَ دِینِهِمْ وَ أَوْضَحَ لَهُمْ سَبِیلَهُمْ وَ تَرَکَهُمْ عَلَی قَصْدِ الْحَقِّ وَ أَقَامَ لَهُمْ عَلِیّاً علیه السلام عَلَماً وَ إِمَاماً وَ مَا تَرَکَ شَیْئاً تَحْتَاجُ إِلَیْهِ الْأُمَّهُ إِلَّا بَیَّنَهُ فَمَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ یُکْمِلْ دِینَهُ فَقَدْ رَدَّ کِتَابَ اللَّهِ الْعَزِیزِ وَ مَنْ رَدَّ کِتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَهُوَ کَافِرٌ هَلْ تَعْرِفُونَ قَدْرَ الْإِمَامَهِ وَ مَحَلَّهَا مِنَ الْأُمَّهِ فَیَجُوزُ فِیهَا اخْتِیَارُهُمْ إِنَّ الْإِمَامَهَ أَجَلُّ قَدْراً وَ أَعْظَمُ شَأْناً وَ أَعْلَی مَکَاناً وَ أَمْنَعُ جَانِباً وَ أَبْعَدُ غَوْراً مِنْ أَنْ یَبْلُغَهَا النَّاسُ بِعُقُولِهِمْ أَوْ یَنَالُوهَا بِآرَائِهِمْ أَوْ یُقِیمُوا إِمَاماً بِاخْتِیَارِهِمْ إِنَّ الْإِمَامَهَ خَصَّ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهَا إِبْرَاهِیمَ الْخَلِیلَ بَعْدَ النُّبُوَّهِ وَ الْخُلَّهِ مَرْتَبَهً ثَالِثَهً وَ فَضِیلَهً شَرَّفَهُ بِهَا وَ أَشَادَ بِهَا ذِکْرَهُ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً(3) فَقَالَ الْخَلِیلُ سُرُوراً بِهَا وَ مِنْ ذُرِّیَّتِی قالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ فَأَبْطَلَتْ هَذِهِ الْآیَهُ إِمَامَهَ کُلِّ ظَالِمٍ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهِ وَ صَارَتْ فِی الصَّفْوَهِ ثُمَّ أَکْرَمَهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِأَنْ جَعَلَهَا فِی ذُرِّیَّتِهِ أَهْلِ الصَّفْوَهِ وَ الطَّهَارَهِ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ نافِلَهً وَ کُلًّا جَعَلْنا صالِحِینَ وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَیْنا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاهِ وَ إِیتاءَ الزَّکاهِ وَ کانُوا لَنا عابِدِینَ (4) فَلَمْ یَزَلْ فِی ذُرِّیَّتِهِ یَرِثُهَا بَعْضٌ عَنْ بَعْضٍ قَرْناً فَقَرْناً حَتَّی وَرِثَهَا النَّبِیُّ صلی الله علیه واله فَقَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ أَوْلَی النَّاسِ بِإِبْراهِیمَ لَلَّذِینَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِیُّ وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ اللَّهُ وَلِیُّ الْمُؤْمِنِینَ (5) فَکَانَتْ لَهُ خَاصَّهً فَقَلَّدَهَا عَلِیّاً علیه السلام بِأَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَی رَسْمِ مَا فَرَضَهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَصَارَتْ فِی ذُرِّیَّتِهِ الْأَصْفِیَاءُ الَّذِینَ آتَاهُمُ اللَّهُ الْعِلْمَ وَ الْإِیمَانَ لِقَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ الْإِیمانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِی کِتابِ اللَّهِ إِلی یَوْمِ الْبَعْثِ فَهذا یَوْمُ الْبَعْثِ وَ لکِنَّکُمْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ (6) فَهِیَ فِی وُلْدِ عَلِیٍّ علیه السلام خَاصَّهً إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهِ إِذْ لَا نَبِیَّ بَعْدَ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه واله فَمِنْ أَیْنَ یَخْتَارُ هَؤُلَاءِ الْجُهَّالُ إِنَّ الْإِمَامَهَ هِیَ مَنْزِلَهُ الْأَنْبِیَاءِ وَ إِرْثُ الْأَوْصِیَاءِ إِنَّ الْإِمَامَهَ خِلَافَهُ اللَّهِ تَعَالَی وَ خِلَافَهُ الرَّسُولِ وَ مَقَامُ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ مِیرَاثُ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ علیهم السلام إِنَّ الْإِمَامَهَ زِمَامُ الدِّینِ وَ نِظَامُ الْمُسْلِمِینَ وَ صَلَاحُ الدُّنْیَا وَ عِزُّ الْمُؤْمِنِینَ إِنَّ الْإِمَامَهَ أُسُّ الْإِسْلَامِ النَّامِی وَ فَرْعُهُ السَّامِی بِالْإِمَامِ تَمَامُ الصَّلَاهِ وَ الزَّکَاهِ وَ الصِّیَامِ وَ الْحَجِّ وَ الْجِهَادِ وَ تَوْفِیرُ الْفَیْ ءِ وَ الصَّدَقَاتِ وَ إِمْضَاءُ الْحُدُودِ وَ الْأَحْکَامِ وَ مَنْعُ الثُّغُورِ وَ الْأَطْرَافِ الْإِمَامُ یُحِلُّ حَلَالَ اللَّهِ وَ یُحَرِّمُ حَرَامَ اللَّهِ وَ یُقِیمُ حُدُودَ اللَّهِ وَ یَذُبُّ عَنْ دِینِ اللَّهِ وَ یَدْعُو إِلَی سَبِیلِ رَبِّهِ بِالْحِکْمَهِ وَ الْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ وَ الْحُجَّهِ الْبَالِغَهِ الْإِمَامُ کَالشَّمْسِ الطَّالِعَهِ لِلْعَالَمِ وَ هِیَ فِی الْأُفُقِ بِحَیْثُ لَا تَنَالُهَا الْأَیْدِی وَ الْأَبْصَارُ الْإِمَامُ الْبَدْرُ الْمُنِیرُ وَ السِّرَاجُ الزَّاهِرُ وَ النُّورُ السَّاطِعُ وَ النَّجْمُ الْهَادِی فِی غَیَاهِبِ الدُّجَی وَ الْبَلَدِ الْقِفَارِ وَ لُجَجِ الْبِحَارِ الْإِمَامُ الْمَاءُ الْعَذْبُ عَلَی الظَّمَإِ وَ الدَّالُّ عَلَی الْهُدَی وَ الْمُنْجِی مِنَ الرَّدَی الْإِمَامُ النَّارُ عَلَی الْیَفَاعِ الْحَارُّ لِمَنِ اصْطَلَی بِهِ وَ الدَّلِیلُ فِی الْمَهَالِکِ مَنْ فَارَقَهُ فَهَالِکٌ الْإِمَامُ السَّحَابُ الْمَاطِرُ وَ الْغَیْثُ الْهَاطِلُ وَ الشَّمْسُ الْمُضِیئَهُ وَ السَّمَاءُالظَّلِیلَهُ وَ الْأَرْضُ الْبَسِیطَهُ وَ الْعَیْنُ الْغَزِیرَهُ وَ الْغَدِیرُ وَ الرَّوْضَهُ الْإِمَامُ الْأَمِینُ الرَّفِیقُ وَ الْوَالِدُ الشَّفِیقُ وَ الْأَخُ الشَّقِیقُ وَ مَفْزَعُ الْعِبَادِ فِی الدَّاهِیَهِ الْإِمَامُ أَمِینُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی خَلْقِهِ وَ حُجَّتُهُ عَلَی عِبَادِهِ وَ خَلِیفَتُهُ فِی بِلَادِهِ وَ الدَّاعِی إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الذَّابُّ عَنْ حُرَمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الْإِمَامُ هُوَ الْمُطَهَّرُ مِنَ الذُّنُوبِ الْمُبَرَّأُ مِنَ الْعُیُوبِ مَخْصُوصٌ بِالْعِلْمِ مَوْسُومٌ بِالْحِلْمِ نِظَامُ الدِّینِ وَ عِزُّ الْمُسْلِمِینَ وَ غَیْظُ الْمُنَافِقِینَ وَ بَوَارُ الْکَافِرِینَ الْإِمَامُ وَاحِدُ دَهْرِهِ لَا یُدَانِیهِ أَحَدٌ وَ لَا یُعَادِلُهُ عَالِمٌ وَ لَا یُوجَدُ مِنْهُ بَدَلٌ وَ لَا لَهُ مِثْلٌ وَ لَا نَظِیرٌ مَخْصُوصٌ بِالْفَضْلِ کُلِّهِ مِنْ غَیْرِ طَلَبٍ مِنْهُ لَهُ وَ لَا اکْتِسَابٍ بَلِ اخْتِصَاصٌ مِنَ الْمُفْضِلِ الْوَهَّابِ فَمَنْ ذَا الَّذِی یَبْلُغُ مَعْرِفَهَ الْإِمَامِ أَوْ یُمْکِنُهُ اخْتِیَارُهُ هَیْهَاتَ هَیْهَاتَ ضَلَّتِ الْعُقُولُ وَ تَاهَتِ الْحُلُومُ وَ حَارَتِ الْأَلْبَابُ وَ حَسَرَتِ الْعُیُونُ وَ تَصَاغَرَتِ الْعُظَمَاءُ وَ تَحَیَّرَتِ الْحُکَمَاءُ وَ حَصِرَتِ الْخُطَبَاءُ وَ تَقَاصَرَتِ الْحُلَمَاءُ وَ جَهِلَتِ الْأَلِبَّاءُ وَ کَلَّتِ الشُّعَرَاءُ وَ عَجَزَتِ الْأُدَبَاءُ وَ عَیِیَتِ الْبُلَغَاءُ عَنْ وَصْفِ شَأْنٍ مِنْ شَأْنِهِ أَوْ فَضِیلَهٍ مِنْ فَضَائِلِهِ فَأَقَرَّتْ بِالْعَجْزِ وَ التَّقْصِیرِ وَ کَیْفَ یُوصَفُ أَوْ یُنْعَتُ بِکُنْهِهِ أَوْ یُفْهَمُ شَیْ ءٌ مِنْ أَمْرِهِ أَوْ یَقُومُ أَحَدٌ مَقَامَهُ أَوْ یُغْنِی غِنَاهُ لَا وَ کَیْفَ وَ أَنَّی وَ هُوَ بِحَیْثُ النَّجْمُ مِنْ أَیْدِی الْمُتَنَاوِلِینَ وَ وَصْفِ الْوَاصِفِینَ فَأَیْنَ الِاخْتِیَارُ مِنْ هَذَا وَ أَیْنَ الْعُقُولُ عَنْ هَذَا وَ أَیْنَ یُوجَدُ مِثْلُ هَذَا ظَنُّوا أَنَّ ذَلِکَ یُوجَدُ فِی غَیْرِ آلِ الرَّسُولِ کَذَبَتْهُمْ وَ اللَّهِ أَنْفُسُهُمْ وَ مَنَّتْهُمُ الْبَاطِلَ فَارْتَقَوْا مُرْتَقًی صَعْباً دَحْضاً تذل [تَزِلُ] عَنْهُ إِلَی الْحَضِیضِ أَقْدَامُهُمْ وَ رَامُوا إِقَامَهَ الْإِمَامِ بِعُقُولٍ حَائِرَهٍ نَاقِصَهٍ وَ آرَاءٍ مُضِلَّهٍ فَلَمْ یَزْدَادُوا مِنْهُ إِلَّا بُعْداً قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّی یُؤْفَکُونَ لَقَدْ رَامُوا صَعْباً وَ قَالُوا إِفْکاً وَ ضَلُّوا ضَلالًا بَعِیداً وَ وَقَعُوا فِی الْحَیْرَهِ إِذْتَرَکُوا الْإِمَامَ عَنْ بَصِیرَهٍ وَ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ أَعْمالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِیلِ وَ کانُوا مُسْتَبْصِرِینَ رَغِبُوا عَنِ اخْتِیَارِ اللَّهِ وَ اخْتِیَارِ رَسُولِهِ إِلَی اخْتِیَارِهِمْ وَ الْقُرْآنُ یُنَادِیهِمْ وَ رَبُّکَ یَخْلُقُ ما یَشاءُ وَ یَخْتارُ ما کانَ لَهُمُ الْخِیَرَهُ سُبْحانَ اللَّهِ وَ تَعالی عَمَّا یُشْرِکُونَ (7) وَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ما کانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَهٍ إِذا قَضَی اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَهُ مِنْ أَمْرِهِمْ(8) وَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ ما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ أَمْ لَکُمْ کِتابٌ فِیهِ تَدْرُسُونَ إِنَّ لَکُمْ فِیهِ لَما تَخَیَّرُونَ أَمْ لَکُمْ أَیْمانٌ عَلَیْنا بالِغَهٌ إِلی یَوْمِ الْقِیامَهِ إِنَّ لَکُمْ لَما تَحْکُمُونَ سَلْهُمْ أَیُّهُمْ بِذلِکَ زَعِیمٌ أَمْ لَهُمْ شُرَکاءُ فَلْیَأْتُوا بِشُرَکائِهِمْ إِنْ کانُوا صادِقِینَ (9) وَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلی قُلُوبٍ أَقْفالُها (10) أَمْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَی قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا یَفْقَهُونَ (11) قالُوا سَمِعْنا وَ هُمْ لا یَسْمَعُونَ إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذِینَ لا یَعْقِلُونَ وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِیهِمْ خَیْراً لَأَسْمَعَهُمْ وَ لَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ (12)قالُوا سَمِعْنا وَ عَصَیْنا(13) بَلْ هُوَ بِفَضْلِ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ فَکَیْفَ لَهُمْ بِاخْتِیَارِ الْإِمَامِ وَ الْإِمَامُ عَالِمٌ لَا یَجْهَلُ وَ رَاعٍ لَا یَنْکُلُ مَعْدِنُ الْقُدْسِ وَ الطَّهَارَهِ وَ النُّسُکِ وَ الزَّهَادَهِ وَ الْعِلْمِ وَ الْعِبَادَهِ مَخْصُوصٌ بِدَعْوَهِ الرَّسُولِ وَ هُوَنَسْلُ الْمُطَهَّرَهِ الْبَتُولِ لَا مَغْمَزَ فِیهِ فِی نَسَبٍ وَ لَا یُدَانِیهِ دَنَسٌ لَهُ الْمَنْزِلَهُ الْأَعْلَی لَا یَبْلُغُهَا ذُو حَسَبٍ فِی الْبَیْتِ مِنْ قُرَیْشٍ وَ الذِّرْوَهُ مِنْ هَاشِمٍ وَ الْعِتْرَهُ مِنْ آلِ الرَّسُولِ وَ الرِّضَا مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ شَرَفُ الْأَشْرَافِ وَ الْفَرْعُ مِنْ آلِ عَبْدِ مَنَافٍ نَامِی الْعِلْمِ کَامِلُ الْحِلْمِ مُضْطَلِعٌ بِالْإِمَامَهِ عَالِمٌ بِالسِّیَاسَهِ مَفْرُوضُ الطَّاعَهِ قَائِمٌ بِأَمْرِ اللَّهِ نَاصِحٌ لِعِبَادِ اللَّهِ حَافِظٌ لِدِینِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ الْأَنْبِیَاءَ وَ الْأَئِمَّهَ یُوَفِّقُهُمُ اللَّهُ وَ یُؤْتِیهِمْ مِنْ مَخْزُونِ عِلْمِهِ وَ حِکْمَتِهِ مَا لَا یُؤْتِیهِ غَیْرَهُمْ فَیَکُونُ عِلْمُهُمْ فَوْقَ عِلْمِ أَهْلِ زَمَانِهِمْ فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَفَمَنْ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لا یَهِدِّی إِلَّا أَنْ یُهْدی فَما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ (14) وَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ یُؤْتَ الْحِکْمَهَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثِیراً وَ ما یَذَّکَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ (15) وَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِی طَالُوتَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَیْکُمْ وَ زادَهُ بَسْطَهً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللَّهُ یُؤْتِی مُلْکَهُ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ (16) وَ قَالَ لِنَبِیِّهِ وَ کانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکَ عَظِیماً (17) وَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ فِی الْأَئِمَّهِ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ وَ عِتْرَتِهِ وَ ذُرِّیَّتِه صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ أَجْمَعِینَ أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ وَ کَفی بِجَهَنَّمَ سَعِیراً (18) إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ تَعَالَی لِأُمُورِ عِبَادِهِ یَشْرَحُ لِذَلِکَ صَدْرَهُ وَ أَوْدَعَ قَلْبَهُ یَنَابِیعَ الْحِکْمَهِ وَ أَلْهَمَهُ الْعِلْمَ إِلْهَاماً فَلَمْ یَعْیَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَا یُحِیرُ فِیهِ عَنِ الصَّوَابِ فَهُوَ مَعْصُومٌ مُؤَیَّدٌ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ قَدْ أَمِنَ الْخَطَأَ وَ الزَّلَلَ وَ الْعِثَارَ یَخُصُّهُ اللَّهُ تَعَالَی بِذَلِکَ لِتَکُونَ حُجَّتَهُ الْبَالِغَهَ عَلَی عِبَادِهِ وَ شَاهِدَهُ عَلَی خَلْقِهِ وَ ذلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ فَهَلْ یَقْدِرُونَ عَلَی مِثْلِ هَذَا فَیَخْتَارُوهُ أَوْ یَکُونُ خِیَارُهُمْ بِهَذِهِ الصِّفَهِ فَیُقَدِّمُوهُ تَعَدَّوْا وَ بَیْتِ اللَّهِ الْحَقِّ وَ نَبَذُوا کِتابَ اللَّهِ وَراءَ ظُهُورِهِمْ کَأَنَّهُمْ لا یَعْلَمُونَ وَ فِی کِتَابِ اللَّهِ الْهُدَی وَ الشِّفَاءُ فَنَبَذُوهُ وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ فَذَمَّهُمُ اللَّهُ وَ مَقَّتَهُمْ وَ أَتْعَسَهُمْ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَیْرِ هُدیً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ (19) وَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ فَتَعْساً لَهُمْ وَ أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ (20) وَ قَالَ کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ الَّذِینَ آمَنُوا کَذلِکَ یَطْبَعُ اللَّهُ عَلی کُلِّ قَلْبِ مُتَکَبِّرٍ جَبَّارٍ(21).
ص: 82
عبد العزیز بن مسلم گوید: در ایّام علیّ بن موسی الرّضا علیه السّلام در مرو بودیم و در اوّلین جمعه پس از ورودمان در مسجد جامع گرد آمدیم و حاضران انجمن از امامت و کثرت اختلاف مردم در این باب سخن گفتند من بر سرور خود که درود خدا بر او باد وارد شدم و او را از خوض کردن مردم در این باب آگاه کردم، امام علیه السّلام تبسّمی کرد و فرمود: ای عبد العزیز بن مسلم این مردم نادانند و در دین خود فریب خورده اند. خدای تعالی پیامبرش را قبض روح نکرد مگر آنکه دینش را کامل گردانید و قرآن را بر وی فرو فرستاد که در آن تفصیل هر چیزی هست، حلال و حرام و حدود و احکام و جمیع نیازمندیهای مردم در آن بیان شده است ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْ ءٍ در قرآن چیزی را بی بیان نگذاشتیم و نیز در آخر عمر پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله در حجّه الوداع این آیه را فرو فرستاد: امروز دین شما را کامل و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را به عنوان دین برای شما پسندیدم. پس امر امامت از کمال دین و تمامت نعمت است و پیامبر از دنیا نرفت مگر آنکه برای امتش معالم دینشان را تبیین فرمود و راه آنها را روشن کرد و آنها را در جاده حقّ قرار داد و علی علیه السّلام را برای آنها نشانه و امام گردانید و حوائج امّت را تبیین فرمود و کسی که می پندارد خدای تعالی دینش را کامل نکرده کتاب خدای عزیر را ردّ کرده است و کسی که کتاب خدای تعالی را ردّ کند کافر شده است. آیا آنها قدر امامت و موقعیت آن را در میان ملّت می دانند تا برگزیدن امام برای آنها روا باشد؟
ص: 83
امامت قدری جلیل تر و شأنی عظیمتر و مکانی بلندتر و جانبی منیع تر و باطنی عمیقتر از آن دارد که مردم به واسطه عقولشان به آن برسند یا آنکه به اختیار خود امامی را منصوب کنند، امامت مقامی است که ابراهیم خلیل بعد از آنکه به مقام نبوّت و خلّت فائز شد در مرتبه سوم بدان دست یافت و فضیلتی است که خداوند او را به آن مشرّف ساخته و آن را ستوده و فرموده است: من تو را برای مردم امام قرار می دهم و خلیل با سرور گفت: آیا از ذریّه من نیز امام خواهد بود؟ و خدای تعالی فرمود: عهد من به ظالمان نمی رسد.
این آیه امامت هر ظالمی را تا روز قیامت باطل کرده و آن را مخصوص اصفیاء گردانیده است. آنگاه خدای تعالی او را گرامی داشت و امامت را در ذریّه و نژاد برگزیده و پاک او قرار داد و فرمود: و ما به او اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و همه آنها را شایسته قرار دادیم و آنها را امامانی قرار دادیم که به دستور ما هدایت می کردند و انجام کارهای خیر و اقامه صلاه و اعطاء زکاه را به آنان وحی کردیم و برای ما عبادت کنندگان بودند. و این امامت پیوسته در ذریّه او بود و قرن به قرن آن را از یک دیگر ارث می بردند تا آنکه پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله وارث آن گردید و خدای تعالی فرمود:
سزاوارترین مردم به ابراهیم کسانی هستند که از او پیروی کردند و همین پیامبر و مؤمنان و خداوند ولیّ مؤمنین است. و این مقام امامت اختصاص به پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله داشت و آن را به امر خدای تعالی و به روشی که او واجب کرده است به علی علیه السّلام تفویض فرمود و در ذریّه برگزیده او جاری شد، کسانی که خدای تعالی به آنها علم و ایمان داده است چنان که فرموده است: آنان که به آنها علم وایمان داده شده است گفتند: شما تا روز قیامت در کتاب خدا ماندید و این روز قیامت است و لیکن شما نمی دانید.آری امامت در فرزندان علی علیه السّلام تا روز قیامت جاری است، زیرا که پس ازحضرت محمّد صلّی اللَّه علیه و آله پیامبری نیست. چگونه این جهّال امام بر می گزینند.
ص: 84
امامت مقام انبیاء و ارث اوصیاء است، امامت جانشینی خدا و جانشینی رسول و مقام امیر المؤمنین و میراث حسن و حسین علیهم السّلام است.
امامت زمام دین و نظام مسلمین و صلاح دنیا و عزّت مؤمنین است. امامت ریشه اسلام و شاخه پربرکت آن است، به واسطه امامت نماز و زکاه و روزه و حجّ و جهاد و فراوانی غنائم و صدقات و اجرای حدود و احکام و مرزبانی سرحدّات و اطراف تحقّق می یابد.
امام حلال خدا را حلال و حرام او را حرام می کند و حدود الهی را اقامه و از دین خدا دفاع می نماید و با حکمت و موعظه حسنه و حجّت بالغه مردم را به راه پروردگار فرا می خواند امام مانند شمس طالعه برای عالم است و او در افقی است که ایادی و ابصار بدو نرسد.
امام بدر منیر و سراج زاهر و نور ساطع و ستاره هادی در شبهای تاریک و بیابانهای بی آب و علف و دریاهای پرگرداب است.
امام آب گوارا به کام تشنگان و راهنمای هدایت و رهاننده از گمراهی است.
امام آتشی بر بلندی و گرمابخش سرمازدگان و دلیل در مهالک است که هر کس از آن مفارقت کند هلاک خواهد شد.
امام ابر بارنده و باران سیل آسا و خورشید رخشنده و آسمان سایه افکننده و زمین گسترده و چشمه جوشنده و برکه و روضه است.
امام یاری امین و پدری مهربان و برادری دلسوز و پناهگاه بندگان در حوادث ناگوار است.
امام امین خدای تعالی در میان خلایق و حجّت او بر بندگان و خلیفه او در بلاد و داعی به خدای تعالی و مدافع از حریم خدای تعالی است.
ص: 85
امام مطهّر از گناهان و مبرّای از عیوب و مخصوص به علم و موسوم به بردباری و نظام دین و عزّت مسلمین و موجب خشم منافقین و هلاکت کفّار است.
امام یگانه دوران است، هیچ کس به پایه او نرسد و عالمی با او برابر نگردد و همتا و مثل و نظیری ندارد و بی اکتساب و طلب، به فضل و کمال مخصوص گشته و از جانب مفضّل وهّاب بدان اختصاص یافته است. کیست که بتواند به کنه معرفت امام دست یابد یا آنکه بتواند او را برگزیند؟ هیهات! هیهات! عقل و دانش در او گم و خردها حیران و چشمها بی فروغ و بزرگان کوچک و حکیمان متحیّر و خطیبان الکن و خردمندان قاصر و دانایان جاهل و شاعران درمانده و ادیبان ناتوان و بلیغان عاجزند که شأنی از شئون و فضیلتی از فضایل امام را توصیف کنند و به ناتوانی و تقصیر خود معترفند چه رسد به آنکه کنه او توصیف شود و یا آنکه چیزی از اسرار او فهمیده شود یا کسی قائم مقام و نایب او شود؟ نه، از کجا و چگونه چنین چیزی ممکن است، او مانند ستاره ای است که از دسترسی و توصیف خلایق برتر است.
این مقام چقدر از اختیار و عقول مردم فاصله دارد و کجا چنین مقامی یافت می شود؟ می پندارند که امام در غیر آل رسول علیهم السّلام یافت می شود، به خدا سوگند خودشان خود را دروغگو شمردند و آنها را اباطیل ایشان به آرزوهای باطل واداشته است و به گردنه سخت و لغزنده ای بالا رفته اند که گامهایشان می لغزد و به پرتگاه سقوط خواهند کرد و به عقول سرگردان و ناقص و آرای گمراه کننده خود امامی را برگزینند که جز دوری و گمراهی بر ایشان نیفزاید خدا ایشان را بکشد، تا کی نسبت ناروا می دهند؟
ص: 86
سختی را طلب کردند و سخن دروغ بر زبان جاری نمودند و به گمراهی عمیقی درافتادند و در حیرت و سرگردانی واقع شدند، زیرا که از روی بصیرت امام را ترک کردند و شیطان اعمالشان را آراست و آنان را از سبیل الهی بازداشت در حالی که مستبصر بودند، از برگزیده خدا و رسول روی برگردانیده و به جانب برگزیده خود روی آوردند در حالی که ندای قرآن کریم به آنان چنین است: و پروردگار تو هر کسی را که بخواهد می آفریند و او را برمی گزیند و ایشان را اختیاری نیست سُبْحانَ اللَّهِ وَ تَعالی عَمَّا یُشْرِکُونَ و باز فرموده است: هیچ زن و مرد مؤمنی را نسزد که چون خدا و رسولش حکمی کنند امر دیگری را اختیار کنند. و فرموده است: چگونه اید که چگونه حکم می کنید؟ آیا کتابی دارید که ازآن بیاموزید؟ آیا آنچه که اختیار می کنید رواست؟ آیا علیه ما سوگندی دارید که تا روز قیامت حقّ حکومت و قضا دارید؟ از ایشان بپرس کدام یک از آنها به چنین مطلبی زعیم است؟ یا برای آنها شریکانی است، پس اگر راست می گویند شرکاء خود را بیاورند. و خدای تعالی فرمود: آیا در قرآن تدبّر نمی کنند یا آنکه قلوبشان مقفول است؟ یا آنکه خداوند بر قلوب آنها مهر نهاده و نمی فهمند؟ یا آنکه گفتند شنیدیم ولی نمی شنوند و نزد خداوند بدترین جنبندگان کران و گنگانند که تعقّل نمی کنند و اگر خیری در آنها بود خداوند آنها را شنوا می کرد و اگر شنوا می کرد پشت می کردند و اعراض می نمودند. و یا آنکه گفتند شنیدیم و نافرمانی کردیم. آری مقام امامت به فضل الهی است و آن را به هر کس که خواهد اعطا می کند وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ.
ص: 87
آنان چگونه می توانند امام را برگزینند در حالی که امام عالمی است که نادانی ندارد و سرپرستی است که نکول نکند و معدن قدس و طهارت و طریقت و زهد و علم و عبادت است و مخصوص به دعوت رسول خدا و تعیین اوست و از نسل مطهّر بتول است و در نژاد او تیرگی نیست و پلیدی راه ندارد و برای او منزلتی است که هیچ ذو حسبی بدان نرسد از خاندان قریش و نسب بلند هاشم و عترت آل رسول، و مرضیّ خدای تعالی است، شرف اشراف و فرعی از شجره عبد مناف است،
علمش نامی و حلمش کامل می باشد، آفریده شده برای امامت، عالم به سیاست و واجب الطّاعه است، قائم به امر خدا، ناصح بندگان خدا و حافظ دین او است.
خداوند پیامبران و امامان را توفیق می دهد و از مخزن علم و حکمت خود به آنان چیزی را عطا می کند که به دیگران نمی دهد و علم آنان فوق علم سایرین است چنان که خدای تعالی می فرماید:آیا کسی که به حقّ فرا می خواند شایسته تر است تا از او تبعیّت شود یا کسی که مهتدی نیست مگر آنکه او را هدایت کنند چه می گویید و چگونه حکم می کنید؟ و باز می فرماید: و کسی را که حکمت داده اند خیر کثیر به او ارزانی کرده اند و جز خردمندان متذکّر نمی شوند.در داستان طالوت می فرماید: خداوند او را برگزید و در علم و جسم برتری داد و خداوند پادشاهی خود را به هر کس که بخواهد ارزانی می کند وخداوند واسع و علیم است.و به پیامبرش فرمود: و فضل خداوند بر تو بسیار است. و خدای تعالی در باره ائمّه از اهل بیت و عترت و ذریّه او صلوات اللَّه علیهم اجمعین می فرماید: آیا بر مردم حسد می ورزند، مردمی که خداوند فضل خود را به آنان ارزانی فرموده است؟ ما به آل ابراهیم کتاب و حکمت و ملک عظیمی دادیم و برخی به آن ایمان آورده و برخی دیگر از آن روی می گردانند و جهنّم آتش کافی دارد.چون خدای تعالی بنده ای را برای امور بندگانش برگزیند به او شرح صدری عطا کند و در دلش چشمه های حکمت به ودیعه نهد و دانش را به او الهام فرماید و پس از آن او در جوابی در نماند و در صوابی حیران نماند. او معصوم مؤیّد و موفّق مسدّد و از خطا و لغزش در امان است، خداوند او را بدین اوصاف مخصوص می گرداند تا حجّت بالغه بر بندگان و شاهد بر خلایق باشد و ذلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ.
ص: 88
آیا بشر به چنین اموری قادر است تا او را برگزیند یا آنکه برگزیده آنها چنین اوصافی دارد تا او را پیش بیندازند؟
به بیت اللَّه سوگند که با حق دشمنی کردند و کتاب خدا را پشت سر انداختند، گویا نمی دانندکه در کتاب خدا هدایت و شفاء است آن را به کناری انداختند و از هوی و هوس پیروی کردند و خداوند آنها را نکوهش کرد و دشمن داشت و بدبخت کرد.
خدای تعالی فرمود: و کیست که گمراه تر باشد از کسی که بی رهبری خداوند از هوی پیروی کند که خدای تعالی ستمکاران را هدایت نمی کند. و فرموده است: بدا به حال ایشان و نابود کند اعمال ایشان را و فرمود: نزد خدا و مؤمنان دشمنی بزرگی است و این چنین خداوند بر قلب متکبّر ستمکار مهر می نهد.
1-سوره الأنعام:آیه 38
2-سوره المائده:آیه3
3-سوره البقره:آیه 124
4- سوره الأنبیاء: آیه72- 73
5- سوره آل عمران آیه 68
6-سوره الروم:آیه 56
7-سوره القصص:آیه 68
8-سوره الأحزاب: آیه36
9-سوره القلم:آیه 36 الی 41
10-سوره محمّد:آیه 24
11-سوره التوبه:آیه 93
12-سوره أنفال:آیه 21 الی 23
13-سوره البقره:آیه 93
14-سوره یونس:آیه 35
15-سوره البقره:آیه 269
16-سوره البقره:آیه 247
17-سوره النساء:آیه 113
18-سوره النساء:آیه 55- 54
19-سوره قصص آیه50
20-سوره محمد آیه 8
21-سوره غافرآیه 35
کمال الدین و تمام النعمه، ج 2، ص: 676
جایگاه امامت غدیر
امامت بفضل الهی اعطا می شود واختیاری نیست
بَلْ هُوَ بِفَضْلِ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ فَکَیْفَ لَهُمْ بِاخْتِیَارِ الْإِمَامِ
آری مقام امامت به فضل الهی است و آن را به هر کس که خواهد اعطا می کند وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ.
ص: 89
اتمام وکمال دین به امامت
إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لَمْ یَقْبِضْ نَبِیَّهُ صلی الله علیه واله حَتَّی أَکْمَلَ لَهُ الدِّینَ وَ أَنْزَلَ عَلَیْهِ الْقُرْآنَ فِیهِ تَفْصِیلُ کُلِّ شَیْ ءٍ بَیَّنَ فِیهِ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامَ وَ الْحُدُودَ وَ الْأَحْکَامَ وَ جَمِیعَ مَا یَحْتَاجُ إِلَیْهِ کَمَلًا فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْ ءٍ وَ أَنْزَلَ فِی حَجَّهِ الْوَدَاعِ وَ هِیَ آخِرُ عُمُرِهِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی د وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً وَ أَمْرالْإِمَامَهِ مِنْ تَمَامِ الدِّین.
خدای تعالی پیامبرش را قبض روح نکرد مگر آنکه دینش را کامل گردانید و قرآن را بر وی فرو فرستاد که در آن تفصیل هر چیزی هست، حلال و حرام و حدود و احکام و جمیع نیازمندیهای مردم در آن بیان ینشده است ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْ ءٍ در قرآن چیزی را بی بیان نگذاشتیم و نیز در آخر عمر پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله در حجّه الوداع این آیه را فرو فرستاد: امروز دین شما را کامل و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را به عنوان دین برای شما پسندیدم. پس امر امامت از کمال دین و تمامت نعمت است.
1- تبیین امامت درزمان حیات رسول خدا صلی الله علیه وآله
وَ لَمْ یَمْضِ حَتَّی بَیَّنَ لِأُمَّتِهِ مَعَالِمَ دِینِهِمْ وَ أَوْضَحَ لَهُمْ سَبِیلَهُمْ وَ تَرَکَهُمْ عَلَی قَصْدِ الْحَقِّ وَ أَقَامَ لَهُمْ عَلِیّاً علیه السلام عَلَماً وَ إِمَاماً وَ مَا تَرَکَ شَیْئاً یَحْتَاجُ إِلَیْهِ الْأُمَّهُ إِلَّا بَیَّنَهُ فَمَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ یُکْمِلْ دِینَهُ فَقَدْ رَدَّ کِتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ رَدَّ کِتَابَ اللَّهِ تَعَالَی فَهُوَ کَافِرٌ. هَلْ یَعْرِفُونَ قَدْرَ الْإِمَامَهِ وَ مَحَلَّهَا مِنَ الْأُمَّهِ فَیَجُوزَ فِیهَا اخْتِیَارُهُمْ
ص: 90
و پیامبر از دنیا نرفت مگر آنکه برای امتش معالم دینشان را تبیین فرمود و راه آنها را روشن کرد و آنها را در جاده حقّ قرار داد و علی علیه السّلام را برای آنها نشانه و امام گردانید و حوائج امّت را تبیین فرمود و کسی که می پندارد خدای تعالی دینش را کامل نکرده کتاب خدای عزیر را ردّ کرده است و کسی که کتاب خدای تعالی را ردّ کند کافر شده است.آیا آنها قدر امامت و موقعیت آن را در میان ملّت می دانند تا برگزیدن امام برای آنها روا باشد؟
2-شان امامت بالاتر از درک عقول مردم
إِنَّ الْإِمَامَهَ أَجَلُّ قَدْراً وَ أَعْظَمُ شَأْناً وَ أَعْلَی مَکَاناً وَ أَمْنَعُ جَانِباً وَ أَبْعَدُ غَوْراً مِنْ أَنْ یَبْلُغَهَا النَّاسُ بِعُقُولِهِمْ
امامت قدری جلیل تر و شأنی عظیمتر و مکانی بلندتر و جانبی منیع تر و باطنی عمیقتر از آن دارد که مردم به واسطه عقولشان به آن برسند
3-امامت حضرت ابراهیم علیه اسلام افضل از نبوت او
إِنَّ الْإِمَامَهَ خَصَّ اللَّهُ بِهَا إِبْرَاهِیمَ الْخَلِیلَ بَعْدَ النُّبُوَّهِ وَ الْخُلَّهِ مَرْتَبَهً ثَالِثَهً وَ فَضِیلَهً شَرَّفَهُ بِهَا وَ أَشَادَ بِهَا ذِکْرَهُ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً.فَقَالَ الْخَلِیلُ سُرُوراً بِهَا وَ مِنْ ذُرِّیَّتِی قالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ فَأَبْطَلَتْ هَذِهِ الْآیَهُ إِمَامَهَ کُلِّ ظَالِمٍ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَه.
امامت مقامی است که ابراهیم خلیل بعد از آنکه به مقام نبوّت و خلّت فائز شد در مرتبه سوم بدان دست یافت و فضیلتی است که خداوند او را به آن مشرّف ساخته و آن را ستوده و فرموده است: من تو را برای مردم امام قرار می دهم.و خلیل با سرور گفت: آیا از ذریّه من نیز امام خواهد بود؟ و خدای تعالی فرمود: عهد من به ظالمان نمی رسد.
ص: 91
این آیه امامت هر ظالمی را تا روز قیامت باطل کرده است.
4-امامت در ذریّه و نژاد برگزیده و پاک
وَ صَارَتْ فِی الصَّفْوَهِ ثُمَّ أَکْرَمَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِأَنْ جَعَلَهَا ذُرِّیَّتَهُ أَهْلَ الصَّفْوَهِ وَ الطَّهَارَهِ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ نافِلَهً وَ کُلًّا جَعَلْنا صالِحِینَ وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَیْنا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاهِ وَ إِیتاءَ الزَّکاهِ وَ کانُوا لَنا عابِدِینَ فَلَمْ یَزَلْ فِی ذُرِّیَّتِهِ یَرِثُهَا بَعْضٌ عَنْ بَعْضٍ قَرْناً فَقَرْناً حَتَّی وَرِثَهَا النَّبِیُّ صلی الله علیه واله فَقَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ أَوْلَی النَّاسِ بِإِبْراهِیمَ لَلَّذِینَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِیُّ وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ اللَّهُ وَلِیُّ الْمُؤْمِنِینَ فَکَانَتْ لَهُ خَاصَّهً فَقَلَّدَهَا عَلِیّاً بِأَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَی رَسْمِ مَا فَرَضَهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَصَارَتْ فِی ذُرِّیَّتِهِ الْأَصْفِیَاءُ الَّذِینَ آتَاهُمُ اللَّهُ الْعِلْمَ وَ الْإِیمَانَ بِقَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ الْإِیمانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِی کِتابِ اللَّهِ إِلی یَوْمِ الْبَعْثِ فَهِیَ فِی وُلْدِ عَلِیٍّ علیه السلام خَاصَّهً إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهِ إِذْ لَا نَبِیَّ بَعْدَ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه واله فَمِنْ أَیْنَ یَخْتَارُ هَؤُلَاءِ الْجُهَّالُ.
آنگاه خدای تعالی او را گرامی داشت و امامت را در ذریّه و نژاد برگزیده و پاک او قرار داد و فرمود: و ما به او اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و همه آنها را شایسته قرار دادیم و آنها را امامانی قرار دادیم که به دستور ما هدایت می کردند و انجام کارهای خیر و اقامه صلاه و اعطاء زکاه را به آنان وحی کردیم و برای ما عبادت کنندگان بودند. و این امامت پیوسته در ذریّه او بود و قرن به قرن آن را از یک دیگر ارث می بردند تا آنکه پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله وارث آن گردید و خدای تعالی فرمود:
ص: 92
سزاوارترین مردم به ابراهیم کسانی هستند که از او پیروی کردند و همین پیامبر و مؤمنان و خداوند ولیّ مؤمنین است. و این مقام امامت اختصاص به پیامبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله داشت و آن را به امر خدای تعالی و به روشی که او واجب کرده است به علی علیه السّلام تفویض فرمود و در ذریّه برگزیده او جاری شد، کسانی که خدای تعالی به آنها علم و ایمان داده است چنان که فرموده است: آنان که به آنها علم وایمان داده شده است گفتند: شما تا روز قیامت در کتاب خدا ماندید و این روز قیامت است و لیکن شما نمی دانید.آری امامت در فرزندان علی علیه السّلام تا روز قیامت جاری است، زیرا که پس ازحضرت محمّد صلّی اللَّه علیه و آله پیامبری نیست. چگونه این جهّال امام بر می گزینند.
5-امامت غدیر ارث اوصیاء الهی
إِنَّ الْإِمَامَهَ هِیَ مَنْزِلَهُ الْأَنْبِیَاءِ وَ إِرْثُ الْأَوْصِیَاءِ .
امامت مقام انبیاء و ارث اوصیاء است.
6-امامت غدیرخلافت ازخدا ورسول صلی الله علیه وآله
إِنَّ الْإِمَامَهَ خِلَافَهُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ خِلَافَهُ الرَّسُولِ وَ مَقَامُ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ مِیرَاثُ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ علیهم السلام.
امامت جانشینی خدا و جانشینی رسول و مقام امیر المؤمنین و میراث حسن و حسین علیهم السّلام است.
7-امامت زمام دین و نظام مسلمین و صلاح دنیا و عزّت مؤمنین
إِنَّ الْإِمَامَهَ زِمَامُ الدِّینِ وَ نِظَامُ الْمُسْلِمِینَ وَ صَلَاحُ الدُّنْیَا وَ عِزُّ الْمُؤْمِنِینَ.
امامت زمام دین و نظام مسلمین و صلاح دنیا و عزّت مؤمنین است.
8-امامت ریشه وشاخه ی پربرکت اسلام
إِنَّ الْإِمَامَهَ أُسُّ الْإِسْلَامِ النَّامِی وَ فَرْعُهُ السَّامِی بِالْإِمَامِ تَمَامُ الصَّلَاهِ وَ الزَّکَاهِ وَ الصِّیَامِ وَ الْحَجِّ وَ الْجِهَادِ وَ تَوْفِیرُ الْفَیْ ءِ وَ الصَّدَقَاتِ وَ إِمْضَاءُ الْحُدُودِ وَ الْأَحْکَامِ وَ مَنْعُ الثُّغُورِ وَ الْأَطْرَافِ.
ص: 93
امامت ریشه اسلام و شاخه پربرکت آن است، به واسطه امامت نماز و زکاه و روزه و حجّ و جهاد و فراوانی غنائم و صدقات و اجرای حدود و احکام و مرزبانی سرحدّات و اطراف تحقّق می یابد.
جایگاه ائمه ی غدیر
1-حافظ دین خدا
حَافِظٌ لِدِینِ اللَّهِ.
حافظ دین خدا است.
2-عالم به سیاست و واجب الطّاعه
نَامِی الْعِلْمِ کَامِلُ الْحِلْمِ مُضْطَلِعٌ بِالْإِمَامَهِ عَالِمٌ بِالسِّیَاسَهِ مَفْرُوضُ الطَّاعَهِ قَائِمٌ بِأَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ نَاصِحٌ لِعِبَادِ اللَّهِ
علمش نامی و حلمش کامل می باشد، آفریده شده برای امامت، عالم به سیاست و واجب الطّاعه است، قائم به امر خدا، ناصح بندگان خدا
3-از نسل مطهّر بتول
وَ هُوَ نَسْلُ الْمُطَهَّرَهِ الْبَتُولِ لَا مَغْمَزَ فِیهِ فِی نَسَبٍ وَ لَا یُدَانِیهِ ذُو حَسَبٍ فَالنَّسَبُ مِنْ قُرَیْشٍ وَ الذِّرْوَهُ مِنْ هَاشِمٍ وَ الْعِتْرَهُ مِنْ آلِ الرَّسُولِ علیهم السلام وَ الرِّضَی مِنَ اللَّهِ شَرَفُ الْأَشْرَافِ وَ الْفَرْعُ مِنْ عَبْدِ مَنَافٍ .
و از نسل مطهّر بتول است و در نژاد او تیرگی نیست و پلیدی راه ندارد و برای او منزلتی است که هیچ ذو حسبی بدان نرسد از خاندان قریش و نسب بلند هاشم و عترت آل رسول علیهم السلام، و مرضیّ خدای تعالی است، شرف اشراف و فرعی از شجره عبد مناف است.
4-عالمی است که نادانی ندارد
وَ الْإِمَامُ عَالِمٌ لَا یَجْهَلُ رَاعٍ لَا یَنْکُلُ مَعْدِنُ الْقُدْسِ وَ الطَّهَارَهِ وَ النُّسُکِ وَ الزَّهَادَهِ وَ الْعِلْمِ وَ الْعِبَادَهِ مَخْصُوصٌ بِدَعْوَهِ الرَّسُولِ
در حالی که امام عالمی است که نادانی ندارد و سرپرستی است که نکول نکند و معدن قدس و طهارت و طریقت و زهد و علم و عبادت است و مخصوص به دعوت رسول خدا و تعیین اوست.
ص: 94
5-غیر قابل توصیف
وَ کَیْفَ یُوصَفُ لَهُ أَوْ یُنْعَتُ بِکُنْهِهِ أَوْ یُفْهَمُ شَیْ ءٌ مِنْ أَمْرِهِ أَوْ یُوجَدُ مَنْ یُقَامُ مَقَامَهُ وَ یُغْنِی غِنَاهُ لَا کَیْفَ وَ أَنَّی وَ هُوَ بحیت [بِحَیْثُ] النَّجْمُ مِنْ أَیْدِی الْمُتَنَاوِلِینَ وَ وَصْفِ الْوَاصِفِینَ فَأَیْنَ الِاخْتِیَارُ مِنْ هَذَا وَ أَیْنَ الْعُقُولُ عَنْ هَذَا وَ أَیْنَ یُوجَدُ مِثْلُ هَذَا أَ ظَنُّوا أَنْ یُوجَدَ ذَلِکَ فِی غَیْرِ آلِ الرَّسُولِ علیهم السلام کَذَبَتْهُمْ وَ اللَّهِ أَنْفُسُهُمْ وَ مَنَّتْهُمُ الْبَاطِلَ فَارْتَقَوْا مُرْتَقًی صَعْباً دَحْضاً تَزِلُّ عَنْهُ إِلَی الْحَضِیضِ أَقْدَامُهُمْ رَامُوا إِقَامَهَ الْإِمَامِ بِعُقُولٍ جائره [حَائِرَهٍ] بَائِرَهٍ نَاقِصَهٍ وَ آرَاءٍ مُضِلَّهٍ فَلَمْ یَزْدَادُوا مِنْهُ إِلَّا بُعْداً قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّی یُؤْفَکُونَ
چه رسد به آنکه کنه او توصیف شود و یا آنکه چیزی از اسرار او فهمیده شود یا کسی قائم مقام و نایب او شود؟ نه، از کجا و چگونه چنین چیزی ممکن است، او مانند ستاره ای است که از دسترسی و توصیف خلایق برتر است.
این مقام چقدر از اختیار و عقول مردم فاصله دارد و کجا چنین مقامی یافت می شود؟ می پندارند که امام در غیر آل رسول علیهم السّلام یافت می شود، به خدا سوگند خودشان خود را دروغگو شمردند و آنها را اباطیل ایشان به آرزوهای باطل واداشته است و به گردنه سخت و لغزنده ای بالا رفته اند که گامهایشان می لغزد و به پرتگاه سقوط خواهند کرد و به عقول سرگردان و ناقص و آرای گمراه کننده خود امامی را برگزینند که جز دوری و گمراهی بر ایشان نیفزاید خدا ایشان را بکشد، تا کی نسبت ناروا می دهند؟
6-یگانه است
الْإِمَامُ وَاحِدُ دَهْرِهِ لَا یُدَانِیهِ أَحَدٌ وَ لَا یُعَادِلُهُ عَالِمٌ وَ لَا یُوجَدُ مِنْهُ بَدَلٌ وَ لَا لَهُ مِثْلٌ وَ لَا نَظِیرٌ مَخْصُوصٌ بِالْفِعْلِ کُلِّهِ مِنْ غَیْرِ طَلَبٍ مِنْهُ لَهُ وَ لَا اکْتِسَابٍ بَلِ اخْتِصَاصٌ مِنَ الْمُفْضِلِ الْوَهَّابِ فَمَنْ ذَا الَّذِی یَبْلُغُ مَعْرِفَهَ الْإِمَامِ وَ یُمْکِنُهُ اخْتِیَارُهُ هَیْهَاتَ هَیْهَاتَ ضَلَّتِ الْعُقُولُ وَ تَاهَتِ الْحُلُومُ وَ حَارَتِ الْأَلْبَابُ وَ حَسَرَتِ الْعُیُونُ وَ تَصَاغَرَتِ الْعُظَمَاءُ وَ تَحَیَّرَتِ الْحُکَمَاءُ وَ تَقَاصَرَتِ الْحُلَمَاءُ وَ حَصِرَتِ الْخُطَبَاءُ وَ جَهِلَتِ الْأَلِبَّاءُ وَ کَلَّتِ الشُّعَرَاءُ وَ عَجَزَتِ الْأُدَبَاءُ وَ عَیِیَتِ الْبُلَغَاءُ عَنْ وَصْفِ شَأْنٍ مِنْ شَأْنِهِ أَوْ فَضِیلَهٍ مِنْ فَضَائِلِهِ فَأَقَرَّتْ بِالْعَجْزِ وَ التَّقْصِیرِ
ص: 95
امام یگانه دوران است، هیچ کس به پایه او نرسد و عالمی با او برابر نگردد و همتا و مثل و نظیری ندارد و بی اکتساب و طلب، به فضل و کمال مخصوص گشته و از جانب مفضّل وهّاب بدان اختصاص یافته است. کیست که بتواند به کنه معرفت امام دست یابد یا آنکه بتواند او را برگزیند؟ هیهات! هیهات! عقل و دانش در او گم و خردها حیران و چشمها بی فروغ و بزرگان کوچک و حکیمان متحیّر و خطیبان الکن و خردمندان قاصر و دانایان جاهل و شاعران درمانده و ادیبان ناتوان و بلیغان عاجزند که شأنی از شئون و فضیلتی از فضایل امام را توصیف کنند و به ناتوانی و تقصیر خود معترفند
7-امین وحجت و خلیفه ی خدا
الْإِمَامُ أَمِینُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی خَلْقِهِ وَ حُجَّتُهُ عَلَی عِبَادِهِ وَ خَلِیفَتُهُ فِی بِلَادِهِ وَ الدَّاعِی إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الذَّابُّ عَنْ حُرَمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ
امام امین خدای تعالی در میان خلایق و حجّت او بر بندگان و خلیفه او در بلاد و داعی به خدای تعالی و مدافع از حریم خدای تعالی است.
8-معصوم است
الْإِمَامُ هُوَ الْمُطَهَّرُ مِنَ الذُّنُوبِ الْمُبَرَّأُ مِنَ الْعُیُوبِ مَخْصُوصٌ بِالْعِلْمِ مَوْسُومٌ بِالْحِلْمِ نِظَامُ الدِّینِ وَ عِزُّ الْمُسْلِمِینَ وَ غَیْظُ الْمُنَافِقِینَ وَ بَوَارُ الْکَافِرِینَ
امام مطهّر از گناهان و مبرّای از عیوب و مخصوص به علم و موسوم به بردباری و نظام دین و عزّت مسلمین و موجب خشم منافقین و هلاکت کفّار است.
9-رأفت وعطوفت
الْإِمَامُ الْأَمِینُ الرَّفِیقُ (1)وَ الْوَالِدُ الشَّفِیقُ وَ الْأَخُ الشَّقِیقُ وَ مَفْزَعُ الْعِبَادِ فِی الدَّاهِیَهِ
ص: 96
امام یاری امین و پدری مهربان و برادری دلسوز و پناهگاه بندگان در حوادث ناگوار است.
کمال الدین و تمام النعمه، ج 2، ص: 676
الْإِمَامُ الْأَنیس الرَّفِیقُ .
امام همدم همراه است.
کافی ج1ص200
10-رحمت واسعه ی الهی
الْإِمَامُ السَّحَابُ الْمَاطِرُ وَ الْغَیْثُ الْهَاطِلُ وَ الشَّمْسُ الْمُضِیئَهُ وَ السَّمَاءُالظَّلِیلَهُ وَ الْأَرْضُ الْبَسِیطَهُ وَ الْعَیْنُ الْغَزِیرَهُ وَ الْغَدِیرُ وَ الرَّوْضَهُ
امام ابر بارنده و باران سیل آسا و خورشید رخشنده و آسمان سایه افکننده و زمین گسترده و چشمه جوشنده و برکه و روضه است.
11-راهنما در مهالک
الْإِمَامُ النَّارُ عَلَی الْیَفَاعِ الْحَارُّ لِمَنِ اصْطَلَی بِهِ وَ الدَّلِیلُ فِی الْمَهَالِکِ مَنْ فَارَقَهُ فَهَالِکٌ
امام آتشی بر بلندی و گرمابخش سرمازدگان و دلیل در مهالک است که هر کس از آن مفارقت کند هلاک خواهد شد.
12-رهاننده از گمراهی
الْإِمَامُ الْمَاءُ الْعَذْبُ عَلَی الظَّمَإِ وَ الدَّالُّ عَلَی الْهُدَی وَ الْمُنْجِی مِنَ الرَّدَی
امام آب گوارا به کام تشنگان و راهنمای هدایت و رهاننده از گمراهی است.
13-نور هدایت در عالم
الْإِمَامُ الْبَدْرُ الْمُنِیرُ وَ السِّرَاجُ الزَّاهِرُ وَ النُّورُ السَّاطِعُ وَ النَّجْمُ الْهَادِی فِی غَیَاهِبِ الدُّجَی وَ الْبَلَدِ الْقِفَارِ وَ لُجَجِ الْبِحَارِ
امام بدر منیر و سراج زاهر و نور ساطع و ستاره هادی در شبهای تاریک و بیابانهای بی آب و علف و دریاهای پرگرداب است.
14-افقی است دست نایافتنی
الْإِمَامُ کَالشَّمْسِ الطَّالِعَهِ لِلْعَالَمِ وَ هِیَ فِی الْأُفُقِ بِحَیْثُ لَا تَنَالُهَا الْأَیْدِی وَ الْأَبْصَارُ
امام مانند شمس طالعه برای عالم است و او در افقی است که ایادی و ابصار بدو نرسد.
15-بیان حلال وحرام واقامه ی حدود الهی
الْإِمَامُ یُحِلُّ حَلَالَ اللَّهِ وَ یُحَرِّمُ حَرَامَ اللَّهِ وَ یُقِیمُ حُدُودَ اللَّهِ وَ یَذُبُّ عَنْ دِینِ اللَّهِ وَ یَدْعُو إِلَی سَبِیلِ رَبِّهِ بِالْحِکْمَهِ وَ الْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ وَ الْحُجَّهِ الْبَالِغَهِ
ص: 97
امام حلال خدا را حلال و حرام او را حرام می کند و حدود الهی را اقامه و از دین خدا دفاع می نماید و با حکمت و موعظه حسنه و حجّت بالغه مردم را به راه پروردگار فرا می خواند
16-انتخاب امام بامردم نیست
أَوْ یَنَالُوهَا بِآرَائِهِمْ أَوْ یُقِیمُوا إِمَاماً بِاخْتِیَارِهِمْ.
یا آنکه به اختیار خود امامی را منصوب کنند.
17-امام از منظر قرآن
إِنَّ الْأَنْبِیَاءَ وَ الْأَئِمَّهَ علیهم السلام یُوَفِّقُهُمُ اللَّهُ وَ یُؤْتِیهِمْ مِنْ مَخْزُونِ عِلْمِهِ وَ حُکْمِهِ مَا لَا یُؤْتِیهِ غَیْرَهُمْ فَیَکُونُ عِلْمُهُمْ فَوْقَ کُلِّ عِلْمِ أَهْلِ زَمَانِهِمْ فِی قَوْلِهِ تَعَالَی أَ فَمَنْ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لا یَهِدِّی إِلَّا أَنْ یُهْدی فَما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ وَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ یُؤْتَ الْحِکْمَهَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثِیراً وَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِی طَالُوتَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَیْکُمْ وَ زادَهُ بَسْطَهً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللَّهُ یُؤْتِی مُلْکَهُ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ وَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ لِنَبِیِّهِ وَ کانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکَ عَظِیماً وَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ فِی الْأَئِمَّهِ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ وَ عِتْرَتِهِ وَ ذُرِّیَّتِهِ أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ وَ کَفی بِجَهَنَّمَ سَعِیراً
خداوند پیامبران و امامان را توفیق می دهد و از مخزن علم و حکمت خود به آنان چیزی را عطا می کند که به دیگران نمی دهد و علم آنان فوق علم سایرین است چنان که خدای تعالی می فرماید:آیا کسی که به حقّ فرا می خواند شایسته تر است تا از او تبعیّت شود یا کسی که مهتدی نیست مگر آنکه او را هدایت کنند چه می گویید و چگونه حکم می کنید؟ و باز می فرماید: و کسی را که حکمت داده اند خیر کثیر به او ارزانی کرده اند و جز خردمندان متذکّر نمی شوند.در داستان طالوت می فرماید: خداوند او را برگزید و در علم و جسم برتری داد و خداوند پادشاهی خود را به هر کس که بخواهد ارزانی می کند وخداوند واسع و علیم است.و به پیامبرش فرمود: و فضل خداوند بر تو بسیار است. و خدای تعالی در باره ائمّه از اهل بیت و عترت و ذریّه او صلوات اللَّه علیهم اجمعین می فرماید: آیا بر مردم حسد می ورزند، مردمی که خداوند فضل خود را به آنان ارزانی فرموده است؟ ما به آل ابراهیم کتاب و حکمت و ملک عظیمی دادیم و برخی به آن ایمان آورده و برخی دیگر از آن روی می گردانند و جهنّم آتش کافی دارد.
ص: 98
18-حجّت بالغه بر بندگان و شاهد بر خلایق
وَ إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِذَلِکَ وَ أَوْدَعَ قَلْبَهُ یَنَابِیعَ الْحِکْمَهِ وَ أَلْهَمَهُ الْعِلْمَ إِلْهَاماً فَلَمْ یَعْیَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَا یَحِیدُ فِیهِ عَنِ الصَّوَابِ وَ هُوَ مَعْصُومٌ مُؤَیَّدٌ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ قَدْ أَمِنَ الْخَطَایَا وَ الزَّلَلَ وَ الْعِثَارَ یَخُصُّهُ اللَّهُ بِذَلِکَ لِیَکُونَ حُجَّتَهُ عَلَی عِبَادِهِ وَ شَاهِدَهُ عَلَی خَلْقِهِ وَ ذلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ فَهَلْ یَقْدِرُونَ عَلَی مِثْلِ هَذَا فَیَخْتَارُوهُ أَوْ یَکُونُ مُخْتَارُهُمْ بِهَذِهِ الصِّفَهِ
چون خدای تعالی بنده ای را برای امور بندگانش برگزیند به او شرح صدری عطا کند و در دلش چشمه های حکمت به ودیعه نهد و دانش را به او الهام فرماید و پس از آن او در جوابی در نماند و در صوابی حیران نماند. او معصوم مؤیّد و موفّق مسدّد و از خطا و لغزش در امان است، خداوند او را بدین اوصاف مخصوص می گرداند تا حجّت بالغه بر بندگان و شاهد بر خلایق باشد و ذلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ.
آیا بشر به چنین اموری قادر است تا او را برگزیند یا آنکه برگزیده آنها چنین اوصافی دارد تا او را پیش بیندازند؟
ویژگیهای مخالفین امامت و ائمه غدیر
از روی بصیرت امام را ترک کردند
لَقَدْ رَامُوا صَعْباً وَ قَالُوا إِفْکاً وَ ضَلُّوا ضَلالًا بَعِیداً وَ وَقَعُوا فِی الْحَیْرَهِ إِذْ تَرَکُوا الْإِمَامَ عَنْ بَصِیرَهٍ وَ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ أَعْمالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِیلِ وَ مَا کَانُوا مُسْتَبْصِرِینَ
وَ رَغِبُوا عَنِ اخْتِیَارِ اللَّهِ وَ اخْتِیَارِ رَسُولِهِ إِلَی اخْتِیَارِهِمْ وَ الْقُرْآنُ یُنَادِیهِمْ وَ رَبُّکَ یَخْلُقُ ما یَشاءُ وَ یَخْتارُ ما کانَ لَهُمُ الْخِیَرَهُ سُبْحانَ اللَّهِ وَ تَعالی عَمَّا یُشْرِکُونَ وَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ما کانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَهٍ إِذا قَضَی اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَهُ مِنْ أَمْرِهِمْ.
ص: 99
وَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ ما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ أَمْ لَکُمْ کِتابٌ فِیهِ تَدْرُسُونَ إِنَّ لَکُمْ فِیهِ لَما تَخَیَّرُونَ أَمْ لَکُمْ أَیْمانٌ عَلَیْنا بالِغَهٌ إِلی یَوْمِ الْقِیامَهِ إِنَّ لَکُمْ لَما تَحْکُمُونَ سَلْهُمْ أَیُّهُمْ بِذلِکَ زَعِیمٌ أَمْ لَهُمْ شُرَکاءُ فَلْیَأْتُوا بِشُرَکائِهِمْ إِنْ کانُوا صادِقِینَ وَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلی قُلُوبٍ أَقْفالُها أَمْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَی قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا یَفْقَهُونَ قالُوا سَمِعْنا وَ هُمْ لا یَسْمَعُونَ إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذِینَ لا یَعْقِلُونَ وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِیهِمْ خَیْراً لَأَسْمَعَهُمْ وَ لَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ قالُوا سَمِعْنا وَ عَصَیْنا
سختی را طلب کردند و سخن دروغ بر زبان جاری نمودند و به گمراهی عمیقی درافتادند و در حیرت و سرگردانی واقع شدند، زیرا که از روی بصیرت امام را ترک کردند و شیطان اعمالشان را آراست و آنان را از سبیل الهی بازداشت در حالی که مستبصر بودند، از برگزیده خدا و رسول روی برگردانیده و به جانب برگزیده خود روی آوردند در حالی که ندای قرآن کریم به آنان چنین است: و پروردگار تو هر کسی را که بخواهد می آفریند و او را برمی گزیند و ایشان را اختیاری نیست سُبْحانَ اللَّهِ وَ تَعالی عَمَّا یُشْرِکُونَ و باز فرموده است: هیچ زن و مرد مؤمنی را نسزد که چون خدا و رسولش حکمی کنند امر دیگری را اختیار کنند.ّ و فرموده است: چگونه اید که چگونه حکم می کنید؟ آیا کتابی دارید که ازآن بیاموزید؟ آیا آنچه که اختیار می کنید رواست؟ آیا علیه ما سوگندی دارید که تا روز قیامت حقّ حکومت و قضا دارید؟ از ایشان بپرس کدام یک از آنها به چنین مطلبی زعیم است؟ یا برای آنها شریکانی است، پس اگر راست می گویند شرکاء خود را بیاورند. و خدای تعالی فرمود: آیا در قرآن تدبّر نمی کنند یا آنکه قلوبشان مقفول است؟ یا آنکه خداوند بر قلوب آنها مهر نهاده و نمی فهمند؟ یا آنکه گفتند شنیدیم ولی نمی شنوند و نزد خداوند بدترین جنبندگان کران و گنگانند که تعقّل نمی کنند و اگر خیری در آنها بود خداوند آنها را شنوا می کرد و اگر شنوا می کرد پشت می کردند و اعراض می نمودند. و یا آنکه گفتند شنیدیم و نافرمانی کردیم.
ص: 100
از هوی و هوس پیروی کردند
فَیُقَدِّمُوهُ تَعَدَّوْا وَ بَیْتِ اللَّهِ الْحَقَّ وَ نَبَذُوا کِتابَ اللَّهِ وَراءَ ظُهُورِهِم کَأَنَّهُمْ لا یَعْلَمُونَ وَ فِی کِتَابِ اللَّهِ الْهُدَی وَ الشِّفَاءُ فَنَبَذُوهُ وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ فَذَمَّهُمُ اللَّهُ وَ مَقَّتَهُمْ وَ أَتْعَسَهُمْ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَیْرِ هُدیً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ وَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ فَتَعْساً لَهُمْ وَ أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ وَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ الَّذِینَ آمَنُوا کَذلِکَ یَطْبَعُ اللَّهُ عَلی کُلِّ قَلْبِ مُتَکَبِّرٍ جَبَّارٍ.
به بیت اللَّه سوگند که با حق دشمنی کردند و کتاب خدا را پشت سر انداختند، گویا نمی دانندکه در کتاب خدا هدایت و شفاء است آن را به کناری انداختند و از هوی و هوس پیروی کردند و خداوند آنها را نکوهش کرد و دشمن داشت و بدبخت کرد.
خدای تعالی فرمود: و کیست که گمراه تر باشد از کسی که بی رهبری خداوند از هوی پیروی کند که خدای تعالی ستمکاران را هدایت نمی کند. و فرموده است: بدا به حال ایشان و نابود کند اعمال ایشان را و فرمود: نزد خدا و مؤمنان دشمنی بزرگی است و این چنین خداوند بر قلب متکبّر ستمکار مهر می نهد.
تبیین مفاهیم بلندغدیر
حدیث سلسله الذهب و امتداد ولایت غدیر
عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ رَاهَوَیْهِ قَالَ: لَمَّا وَافَی أَبُو الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام نَیْسَابُورَ وَ أَرَادَ أَنْ یَرْحَلَ مِنْهَا إِلَی الْمَأْمُونِ اجْتَمَعَ إِلَیْهِ أَصْحَابُ الْحَدِیثِ فَقَالُوا لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ تَرْحَلُ عَنَّا وَ لَا تُحَدِّثُنَا بِحَدِیثٍ فَنَسْتَفِیدَهُ مِنْکَ وَ قَدْ کَانَ قَعَدَ فِی الْعَمَّارِیَّهِ فَأَطْلَعَ رَأْسَهُ وَ قَالَ سَمِعْتُ أَبِی مُوسَی بْنَ جَعْفَرٍ یَقُولُ سَمِعْتُ أَبِی جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ یَقُولُ سَمِعْتُ أَبِی مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ یَقُولُ سَمِعْتُ أَبِی عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ یَقُولُ سَمِعْتُ أَبِی الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ یَقُولُ سَمِعْتُ أَبِی أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ علیهم السلام یَقُولُ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَقُولُ سَمِعْتُ جَبْرَئِیلَ یَقُولُ سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی فَلَمَّا مَرَّتِ الرَّاحِلَهُ نَادَانَا بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا.
ص: 101
اسحق بن راهویه گوید چون أبو الحسن الرضا علیه السلام به نیشابور آمد و خواست از آنجا نزد مأمون کوچ کند اصحاب حدیث جمع شدند و باو عرض کردند یا ابن رسول اللَّه از نزد ما میروی و حدیثی نمی فرمائی که ما از شما استفاده کنیم حضرت در هودج نشسته بود سر خود بیرون آورد و فرمود شنیدم از پدرم موسی بن جعفر میگفت شنیدم از پدرم جعفر بن محمد میگفت شنیدم از پدرم محمد بن علی میگفت شنیدم از پدرم علی بن الحسین میگفت شنیدم از پدرم حسین بن علی میگفت شنیدم از پدرم امیر المؤمنین علی بن ابی طالب علیهم السلام می گفت شنیدم از رسول خدا صلی الله علیه و آله می گفت شنیدم از جبرئیل می گفت شنیدم از خدای عز و جل میفرماید لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ حصن منست و هر که در حصن من در آید از عذابم در امانست چون راحله براه افتاد و گذشت فریاد کرد به ما، که با شروط آن و من هم از شروط آنم.
الأمالی( للصدوق)، النص، ص: 235
خصوصیت شیعیان غدیر
عَنِ الرِّضَا عَلِیِّ بْنِ مُوسَی عَنْ أَبِیهِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ أَبِیهِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ علیهم السلام قَالَ: رَأَی أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام رَجُلًا مِنْ شِیعَتِهِ بَعْدَ عَهْدٍ طَوِیلٍ وَ قَدْ أَثَّرَ السِّنُّ فِیهِ وَ کَانَ یَتَجَلَّدُ فِی مِشْیَتِهِ فَقَالَ علیه السلام کَبِرَ سِنُّکَ یَا رَجُلُ قَالَ فِی طَاعَتِکَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ فَقَالَ علیه السلام إِنَّکَ لَتَتَجَلَّدُ قَالَ عَلَی علیه السلام أَعْدَائِکَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ فَقَالَ علیه السلام أَجِدُ فِیکَ بَقِیَّهً قَالَ هِیَ لَکَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام.
ص: 102
امیر المؤمنین علیه السلام یکی از شیعیانش را پس از دیر زمانها دیدار کرد سن او گذشته بود و چابک راه میرفت باو فرمود پیر شدی ای مرد گفت در طاعت تو ای امیر المؤمنین فرمود: چابک میروی گفت بقصد دشمنانت ای امیر المؤمنین فرمود هنوز در تو توانی مانده عرض کرد تقدیم آستانت یا امیر المؤمنین.
پیامها:
1-ثابت قدم بودن در راه ولایت امیر المومنین علی علیه السلام
2-آمادگی برای مقابله بادشمنان ولایت
3-فداکردن جان برای ولایت
الأمالی( للصدوق)، النص، ص: 178
حکایت جابر از مراسم حجه الوداع
أخبرنا الحسن بن أحمد بن موسی الغندجانی، حدّثنا هلال بن محمد الحفار، حدّثنا إسماعیل بن علی [الخزاعی أخی دعبل] حدّثنا أبی [علی، قال: حدّثنا علیّ بن موسی الرضا قال: حدّثنا أبی موسی بن جعفر قال: حدّثنا أبی جعفر بن محمد قال: حدّثنا أبی محمد] بن علی الباقر، عن جابر بن عبد اللَّه الأنصاری قال: إنّی لأدناهم برسول اللَّه فی حجّه الوداع ب «منی» [حین] قال: لا ألفینّکم ترجعون بعدی کفّاراً یضرب بعضکم رقاب بعض، و ایم اللَّه إن فعلتموها لتعرفننی فی الکتیبه التی تضار بکم. ثم التفت إلی خلفه فقال:أو علی- ثلاثاً- فرأینا أنّ جبرئیل غمزه، و أنزل اللَّه علی أثر ذلک (فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِکَ فَإِنَّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ) بعلی بن أبی طالب (أَوْ نُرِیَنَّکَ الَّذِی وَعَدْناهُمْ فَإِنَّا عَلَیْهِمْ مُقْتَدِرُونَ) ثمّ نزلت (قُلْ رَبِّ إِمَّا تُرِیَنِّی ما یُوعَدُونَ، رَبِّ فَلا تَجْعَلْنِی فِی الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ) ثُمَّ نَزَلَتْ (فَاسْتَمْسِکْ بِالَّذِی أُوحِیَ إِلَیْکَ إِنَّکَ عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ، وَ إِنَّهُ لَذِکْرٌ لَکَ وَ لِقَوْمِکَ، وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ) عَنْ وَلَایهِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ.
او از پدرش ابی محمد بن علیّ الباقر علیه السّلام نقل کرده است که جابر بن عبد اللَّه انصاری حکایت کرد.در آخرین مراسم حج یعنی حجّه الوداع در نزدیک پیامبر صلی اللَّه علیه و آله ایستاده بودم که آن حضرت فرمود:لا ألفینّکم ترجعون بعدی کفّاراً یضرب بعضکم رقاب بعض، و أیم اللَّه لئن فعلتموها لتعرفنی فی الکتیبه التی تضاربکم.
ص: 103
ای یاران! شما را توصیه می کنم؛ بعد از من به کفر و بی دینی نگرایید که با شمشیر به جان یک دیگر بیفتید و گردن همدیگر را بزنید. به خدا سوگند اگر چنین کنید؛ مرا از کسانی خواهید یافت که شما را با شمشیر برانم.
سپس به پشت سرش نگاه کرد و فرمود: علیّ یا علیّ یا علیّ! چون سه بار نام علی علیه السّلام را به زبان آورد، دیدیم جبرئیل بر آن حضرت فرود آمد و گفت:
فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِکَ فَإِنَّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ بعلی بن ابی طالب علیه السّلام فَاسْتَمْسِکْ بِالَّذِی أُوحِیَ إِلَیْکَ من امر علیّ علیه السّلام إِنَّکَ عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ.
خدای سبحان می فرماید: به وسیله علی بن ابی طالب علیه السّلام از آنان انتقام می گیرم. ای رسول من! آنچه از امر علی بن ابی طالب علیه السّلام بر تو وحی می کنم تمسک کن. إِنَّکَ عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ؛ که تو بر صراط مستقیم و طریق حقیقت هستی.
شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج 2، ص: 217
علی علیه السلام قسمت کننده بهشت و جهنم
حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام فَقُلْتُ لَهُ لِمَ کُنِّیَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله بِأَبِی الْقَاسِمِ فَقَالَ لِأَنَّهُ کَانَ لَهُ ابْنٌ یُقَالُ لَهُ قَاسِمٌ فَکُنِّیَ بِهِ قَالَ فَقُلْتُ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَهَلْ تَرَانِی أَهْلًا لِلزِّیَادَهِ فَقَالَ نَعَمْ أَمَا عَلِمْتَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله قَالَ أَنَا وَ عَلِیٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّهِ قُلْتُ بَلَی قَالَ أَمَا عَلِمْتَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَبٌ لِجَمِیعِ أُمَّتِهِ وَ عَلِیٌّ علیه السلام فِیهِمْ بِمَنْزِلَتِهِ فَقُلْتُ بَلَی قَالَ أَمَا عَلِمْتَ أَنَّ عَلِیّاً علیه السلام قَاسِمُ الْجَنَّهِ وَ النَّارِ قُلْتُ بَلَی قَالَ فَقِیلَ لَهُ أَبُو الْقَاسِمِ لِأَنَّهُ أَبُو قَسِیمِ الْجَنَّهِ وَ النَّارِ فَقُلْتُ لَهُ وَ مَا مَعْنَی ذَلِکَ فَقَالَ إِنَّ شَفَقَهَ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله عَلَی أُمَّتِهِ شَفَقَهُ الْآبَاءِ عَلَی الْأَوْلَادِ وَ أَفْضَلُ أُمَّتِهِ عَلِیٌّ علیه السلام وَ مِنْ بَعْدِهِ شَفَقَهُ عَلِیٍّ علیه السلام عَلَیْهِمْ کَشَفَقَتِهِ صلی الله علیه و آله لِأَنَّهُ وَصِیُّهُ وَ خَلِیفَتُهُ وَ الْإِمَامُ بَعْدَهُ فَلِذَلِکَ قَالَ صلی الله علیه و آله أَنَا وَ عَلِیٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّهِ وَ صَعِدَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله الْمِنْبَرَ فَقَالَ مَنْ تَرَکَ دَیْناً أَوْ ضَیَاعاً فَعَلَیَّ وَ إِلَیَّ وَ مَنْ تَرَکَ مَالًا فَلِوَرَثَتِهِ فَصَارَ بِذَلِکَ أَوْلَی بِهِمْ مِنْ آبَائِهِمْ وَ أُمَّهَاتِهِمْ وَ صَارَ أَوْلَی بِهِمْ مِنْهُمْ بِأَنْفُسِهِمْ وَ کَذَلِکَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام بَعْدَهُ جَرَی ذَلِکَ لَهُ مِثْلُ مَا جَرَی لِرَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله.
ص: 104
حدیث کردند ما را ... از فضال که گفت پرسیدم از حضرت رضا علیه السّلام چرا: کنیه نبی اکرم صلی اللَّه علیه و آله ابو القاسم است؟ فرمود: چون آن حضرت پسری داشت به نام قاسم ، از این جهت مکنی به أبو القاسم شد (یعنی پدر قاسم) عرض کردم اگر مرا لایق میدانید و اهلیّت دارم زیادتر (شرح دهید و تفصیل آن را) بیان بفرمائید فرمود: بلی، آیا میدانی که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرموده: من و علی دو پدر هستیم برای این امت (مسلمان)؟ گفتم بلی میدانم، فرمود: میدانی که پیغمبر صلی اللَّه علیه و آله پدر است برای تمام امتش و علی علیه السّلام هم جزو امت آن حضرت محسوبست؟ گفتم: بلی میدانم، فرمود: میدانی که علی علیه السّلام قسمت کننده بهشت و جهنم است؟ عرض کردم آری میدانم،فرمود: پس پیغمبر را أبو القاسم از این جهت می گویند که پدر قاسم بهشت و جهنم است (که علی علیه السّلام باشد) گفتم: چگونه می شود این (که فرمودید علی علیه السّلام پدر این امت است) فرمود: مهربانی پیغمبر صلی اللَّه علیه و آله بر امت خود مانند مهربانی پدر است بر فرزند خود، و افضل امت آن حضرت علی علیه السّلام بوده و بعد از آن حضرت شفقت و مهربانی علی علیه السّلام بر امت (مسلمان) همانند شفقت و مهربانی آن حضرتست بر ایشان، زیرا علی علیه السّلام وصی و خلیفه (بلا فصل) رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله است و امام است بعد از او (بر امتش) و از این جهت بود که پیغمبر صلی اللَّه علیه و آله میفرمود: من و علی دو پدر هستیم برای این امت و نبی اکرم صلی اللَّه علیه و آله روزی بالای منبر
ص: 105
(طبق وحی الهی) فرمود: هر کس (از مسلمانان) وفات کند و قرضی و یا (نان خور و) عیالی داشته باشد قرضش را باید من ادا کنم و عیالش را من باید نفقه و مخارج بدهم، و هر کس اموالی را واگذارده باشد برای وارث او است.
پس از این جهت پیغمبر اولی بود بمؤمنین از پدران و مادران ایشان، و صاحب اختیارتر بود بر ایشان از خودشان (بمنطوقه آیه: النَّبِیُّ أَوْلی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ (1)و بعد از حضرت رسول صلی اللَّه علیه و آله حضرت أمیر المؤمنین علیه السّلام برای این امت این چنین بود (زیرا علی نفس پیغمبر بوده طبق آیه وافی هدایه مباهله.(2)
و همچنین کشف الغمه قَالَ الْآبِیُّ أُدْخِلَ رَجُلٌ إِلَی الْمَأْمُونِ أَرَادَ ضَرْبَ رَقَبَتِهِ وَ الرِّضَا علیه السلام حَاضِرٌ فَقَالَ الْمَأْمُونُ مَا تَقُولُ یَا أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام فَقَالَ أَقُولُ إِنَّ اللَّهَ لَا یَزِیدُکَ بِحُسْنِ الْعَفْوِ إِلَّا عِزّاً فَعَفَا عَنْهُ وَ قَالَ الْمَأْمُونُ یَا أَبَا الْحَسَنِ أَخْبِرْنِی عَنْ جَدِّکَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام بِأَیِّ وَجْهٍ هُوَ قَسِیمُ الْجَنَّهِ وَ النَّارِ فَقَالَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ أَ لَمْ تَرْوِ عَنْ أَبِیکَ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ أَنَّهُ قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَقُولُ حُبُّ عَلِیٍّ إِیمَانٌ وَ بُغْضُهُ کُفْرٌ فَقَالَ بَلَی قَالَ الرِّضَا علیه السلام فَقَسَمَ الْجَنَّهَ وَ النَّارَ فَقَالَ الْمَأْمُونُ لَا أَبْقَانِیَ اللَّهُ بَعْدَکَ یَا أَبَا الْحَسَنِ أَشْهَدُ أَنَّکَ وَارِثُ عِلْمِ رَسُولِ اللَّهِ.
قَالَ أَبُو الصَّلْتِ الْهَرَوِیُّ فَلَمَّا رَجَعَ الرِّضَا علیه السلام إِلَی مَنْزِلِهِ أَتَیْتُهُ فَقُلْتُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا أَحْسَنَ مَا أَجَبْتَ بِهِ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ فَقَالَ یَا أَبَا الصَّلْتِ أَنَا کَلَّمْتُهُ مِنْ حَیْثُ هُوَ وَ لَقَدْ سَمِعْتُ أَبِی یُحَدِّثُ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِیٍّ علیه السلام قَالَ: قَالَ لِی رَسُولُ اللَّهِ یَا عَلِیُّ أَنْتَ قَسِیمُ الْجَنَّهِ وَ النَّارِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ تَقُولُ لِلنَّارِ هَذَا لِی وَ هَذَا لَک.
ص: 106
کشف الغمه: آبی گفت مردی را پیش مأمون آوردند خواست گردن او را بزند حضرت رضا علیه السّلام حضور داشت مأمون گفت: آقا شما چه می فرمائید فرمود: من میگویم خداوند با بخشش بتو عزت می بخشد. مأمون او را بخشید.مأمون بحضرت رضا عرض کرد: آقا بفرمائید، جدت علی بن ابی طالب علیه السلام چگونه تقسیم کننده بهشت و جهنم است. فرمود: مگر خودت این روایت را از پدرت و ایشان از آباء خود از عبد اللَّه بن عباس نقل کردی که گفت: شنیدم پیامبر فرمود: محبت علی ایمان و کینه و بغض او کفر است. مأمون گفت چرا،فرمود: پس بهشت و جهنم را تقسیم نمود مأمون گفت: خدا مرا پس از شما زنده نگه ندارد واقعا شما وارث علم پیامبری،ابو صلت گفت: وقتی حضرت رضا علیه السلام به منزل خود برگشت من خدمتش رسیدم عرض کردم: خوب جوابی به امیر المؤمنین دادی فرمود: من جواب او را به نحوی که می پسندید دادم از پدرم شنیدم که از آباء گرام خود کرد از حضرت علی علیه السّلام که گفت: پیغمبر اکرم بمن فرمود: علی جان:تو بهشت و جهنم را تقسیم میکنی بآتش میگوئی این شخص مال من است و این شخص از تو است.(3)
1-سوره احزاب آیه 6
2-علل الشرائع، ج 1، ص: 127
3-بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 49، ص: 173
حقد وکینه نسبت به امیرالمومنین علیه السلام
عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام کَیْفَ مَالَ النَّاسُ عَنْهُ إِلَی غَیْرِهِ وَ قَدْ عَرَفُوا فَضْلَهُ وَ سَابِقَتَهُ وَ مَکَانَهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَقَالَ إِنَّمَا مَالُوا عَنْهُ إِلَی غَیْرِهِ وَ قَدْ عَرَفُوا فَضْلَهُ لِأَنَّهُ قَدْ کَانَ قَتَلَ مِنْ آبَائِهِمْ وَ أَجْدَادِهِمْ وَ إِخْوَانِهِمْ وَ أَعْمَامِهِمْ وَ أَخْوَالِهِمْ وَ أَقْرِبَائِهِمُ الْمُحَادِّینَ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ عَدَداً کَثِیراً فَکَانَ حِقْدُهُمْ عَلَیْهِ لِذَلِکَ فِی قُلُوبِهِمْ فَلَمْ یُحِبُّوا أَنْ یَتَوَلَّی عَلَیْهِمْ وَ لَمْ یَکُنْ فِی قُلُوبِهِمْ عَلَی غَیْرِهِ مِثْلُ ذَلِکَ لِأَنَّهُ لَمْ یَکُنْ لَهُ فِی الْجِهَادِ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مِثْلُ مَا کَانَ لَهُ فَلِذَلِکَ عَدَلُوا عَنْهُ وَ مَالُوا إِلَی سِوَاهُ.
ص: 107
حسن بن علی بن فضال از حضرت رضا علیه السلام روایت کرده است و گوید از آن جناب پرسیدم که چگونه مردم از امیر المؤمنین علیه السلام اعراض کردند و حال اینکه فضل و سبقت و تقرب او را نسبت به رسول خدا می دانستند و می شناختند حضرت فرمود:مردم از او اعراض کردند به غیر او و حال آنکه فضلش را میشناختند و می دانستند پس اعراض ایشان از این جهت بود که آن جناب پدران و اجداد و برادران و اعمام و اخوال و خویشان ایشان را بقتل آورده بود چون از ایشان عدد بسیاری از حد تجاوز کرده مخالفت رسول خدا کردند و تن بدین اسلام در ندادند و از این جهت کینه علی علیه السلام در دل مردم بود و دوست نداشتند که علی علیه السلام صاحب اختیار ایشان شود اما از غیر علی علیه السلام مثل این کینه در دل ایشان نبود زیرا که از برای غیر علی علیه السلام مثل این جهاد علی در پیش روی رسول خدا نبود پس از این جهت از علی علیه السلام عدول کردند و بغیر علی علیه السلام میل کردند.
عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج 2، ص: 81
تنهائی امیرالمومنین علیه السلام
حَدَّثَنَا الْهَیْثَمُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الرُّمَّانِیُّ قَالَ: سَأَلْتُ عَلِیَّ بْنَ مُوسَی الرِّضَا علیه السلام فَقُلْتُ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَخْبِرْنِی عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام لِمَ لَمْ یُجَاهِدْ أَعْدَاءَهُ خَمْساً وَ عِشْرِینَ سَنَهً بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله ثُمَّ جَاهَدَ فِی أَیَّامِ وِلَایَتِهِ فَقَالَ لِأَنَّهُ اقْتَدَی بِرَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله فِی تَرْکِهِ جِهَادَ الْمُشْرِکِینَ بِمَکَّهَ بَعْدَ النُّبُوَّهِ ثَلَاثَ عَشْرَهَ سَنَهً وَ بِالْمَدِینَهِ تِسْعَهَ عَشَرَ شَهْراً وَ ذَلِکَ لِقِلَّهِ أَعْوَانِهِ عَلَیْهِمْ وَ کَذَلِکَ عَلِیٌّ علیه السلام تَرَکَ مُجَاهَدَهَ أَعْدَائِهِ لِقِلَّهِ أَعْوَانِهِ عَلَیْهِمْ فَلَمَّا لَمْ تَبْطُلْ نُبُوَّهُ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله مَعَ تَرْکِهِ الْجِهَادَ ثَلَاثَ عَشْرَهَ سَنَهً وَ تِسْعَهَ عَشَرَ شَهْراً فَکَذَلِکَ لَمْ تَبْطُلْ إِمَامَهُ عَلِیٍّ علیه السلام مَعَ تَرْکِهِ الْجِهَادَ خَمْساً وَ عِشْرِینَ سَنَهً إِذَا کَانَتِ الْعِلَّهُ الْمَانِعَهُ لَهُمَا وَاحِدَهً.
ص: 108
عبد اللَّه رمانیّ روایت کرده که گفت: به علیّ بن موسی علیهما السّلام عرضه داشتم یا ابن رسول اللَّه بگو بدانم چرا علی علیه السّلام بیست و پنج سال پس از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله خانه نشین بود، و با دشمنان خدا پیکار نکرد، و بعدا در ایّام حکومتش به پیکار دست گشود؟ حضرت فرمود: در این کار اقتدا به رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله کرد، چون آن حضرت نیز پیکار با مشرکین مکّه را پس از بعثت سیزده سال در مکّه و نوزده ماه در مدینه ترک کرد، این برای آن بود که یاورانش اندک بودند و قدرت بر علیه آنان نداشت، و همچنین علی علیه السّلام مجاهده با دشمنان را کنار گذاشت برای نداشتن یاور بر علیه آنان، و چون پیغمبر خدا صلی اللَّه علیه و آله بدین ترک جهاد در سیزده سال مکّه و نوزده ماه مدینه نبوتش باطل نمی شود، همین طور امامت علی علیه السّلام با ترک جهاد بیست و پنج سال که هر دو مانعی داشتند باطل نخواهد شد، چون علّت یکی بود.
عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج 2، ص: 82
معنی گفته خدا (أنفسنا و أنفسکم)
حَدَّثَنَا الشَّیْخُ الْفَقِیهُ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ مُوسَی بْنِ بَابَوَیْهِ الْقُمِّیُّ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ بْنِ شَاذَوَیْهِ الْمُؤَدِّبُ وَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْرُورٍ رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَیْهِ قَالا حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیُّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الرَّیَّانِ بْنِ الصَّلْتِ قَالَ: حَضَرَ الرِّضَا علیه السلام وَ قَدِ اجْتَمَعَ فِی مَجْلِسِهِ جَمَاعَهٌ مِنْ عُلَمَاءِ أَهْلِ الْعِرَاقِ وَ خُرَاسَانَ فَقَالَ الْمَأْمُونُ أَخْبِرُونِی عَنْ مَعْنَی هَذِهِ الْآیَهِ ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنا مِنْ عِبادِنا فَقَالَتِ الْعُلَمَاءُ أَرَادَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِذَلِکَ الْأُمَّهَ کُلَّهَا فَقَالَ الْمَأْمُونُ مَا تَقُولُ یَا أَبَا الْحَسَنِ فَقَالَ الرِّضَا علیه السلام لَا أَقُولُ کَمَا قَالُوا وَ لَکِنِّی أَقُولُ أَرَادَ اللَّهُ الْعِتْرَهَ الطَّاهِرَهَ فَقَالَ الْمَأْمُونُ وَ کَیْفَ عَنَی الْعِتْرَهَ مِنْ دُونِ الْأُمَّهِ فَقَالَ لَهُ الرِّضَا علیه السلام إِنَّهُ لَوْ أَرَادَ الْأُمَّهَ لَکَانَتْ بِأَجْمَعِهَا فِی الْجَنَّهِ لِقَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَیْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْکَبِیرُ ثُمَّ جَمَعَهُمُ کُلَّهُمْ فِی الْجَنَّهِ فَقَالَ جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَها یُحَلَّوْنَ فِیها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ فَصَارَتِ الْوِرَاثَهُ لِلْعِتْرَهِ الطَّاهِرَهِ لَا لِغَیْرِهِمْ فَقَالَ الْمَأْمُونُ مَنِ الْعِتْرَهُ الطَّاهِرَهُ فَقَالَ الرِّضَا علیه السلام الَّذِینَ وَصَفَهُمُ اللَّهُ فِی کِتَابِهِ فَقَالَ جَلَّ وَ عَزَّ إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً وَ هُمُ الَّذِینَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه واله إِنِّی مُخَلِّفٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ وَ انْظُرُوا کَیْفَ تَخْلُفُونِّی فِیهِمَا أَیُّهَا النَّاسُ لَا تُعَلِّمُوهُمْ فَإِنَّهُمْ أَعْلَمُ مِنْکُمْ قَالَتِ الْعُلَمَاءُ أَخْبِرْنَا یَا أَبَا الْحَسَنِ عَنِ الْعِتْرَهِ أَ هُمُ الْآلُ أَوْ غَیْرُ الْآلِ فَقَالَ الرِّضَا علیه السلام هُمُ الْآلُ فَقَالَتِ الْعُلَمَاءُ فَهَذَا رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه واله یُؤْثَرُ عَنْهُ أَنَّهُ قَالَ أُمَّتِی آلِی وَ هَؤُلَاءِ أَصْحَابُهُ یَقُولُونَ بِالْخَبَرِ الْمُسْتَفَاضِ الذین [الَّذِی] لَا یُمْکِنُ دَفْعُهُ آلُ مُحَمَّدٍ أُمَّتُهُ فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام أَخْبِرُونِی هَلْ تَحْرُمُ الصَّدَقَهُ عَلَی الْآلِ قَالُوا نَعَمْ قَالَ فَتَحْرُمُ عَلَی الْأُمَّهِ قَالُوا لَا قَالَ هَذَا فَرْقُ مَا بَیْنَ الْآلِ وَ الْأُمَّهِ وَیْحَکُمْ أَیْنَ یُذْهَبُ بِکُمْ أَضَرَبْتُمْ عَنِ الذِّکْرِ صَفْحاً أَمْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ أَمَا عَلِمْتُمْ أَنَّهُ وَقَعَتِ الْوِرَاثَهُ وَ الطَّهَارَهُ [الْوِرَاثَهُ رِوَایَهً وَ الطَّهَارَهُ فِی الظَّاهِرِ] عَلَی الْمُصْطَفَیْنَ الْمُهْتَدِینَ دُونَ سَائِرِهِمْ قَالُوا وَ مِنْ أَیْنَ یَا أَبَا الْحَسَنِ قَالَ مِنْ قَوْلِ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ وَ لَقَدْ أَرْسَلْنانُوحاً وَ إِبْراهِیمَ وَ جَعَلْنا فِی ذُرِّیَّتِهِمَا النُّبُوَّهَ وَ الْکِتابَ فَمِنْهُمْ مُهْتَدٍ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ فَصَارَتْ وِرَاثَهُ النُّبُوَّهِ وَ الْکِتَابِ لِلْمُهْتَدِینَ دُونَ الْفَاسِقِینَ أَ مَا عَلِمْتُمْ أَنَّ نُوحاً حِینَ سَأَلَ رَبَّهُ فَقالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِی مِنْ أَهْلِی وَ إِنَّ وَعْدَکَ الْحَقُّ وَ أَنْتَ أَحْکَمُ الْحاکِمِینَ وَ ذَلِکَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَعَدَهُ أَنْ یُنْجِیَهُ وَ أَهْلَهُ فَقَالَ لَهُ رَبَّهُ یا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صالِحٍ فَلا تَسْئَلْنِ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّی أَعِظُکَ أَنْ تَکُونَ مِنَ الْجاهِلِینَ فَقَالَ الْمَأْمُونُ هَلْ فَضَّلَ اللَّهُ الْعِتْرَهَ عَلَی سَائِرِ النَّاسِ فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَبَانَ فَضْلَ الْعِتْرَهِ عَلَی سَائِرِ النَّاسِ فِی مُحْکَمِ کِتَابِهِ فَقَالَ لَهُ الْمَأْمُونُ أَیْنَ ذَلِکَ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ فَقَالَ لَهُ الرِّضَا علیه السلام فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَی الْعالَمِینَ ذُرِّیَّهً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ فِی مَوْضِعٍ آخَرَ أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً ثُمَّ رَدَّ الْمُخَاطَبَهَ فِی أَثَرِ هَذَا إِلَی سَائِرِ الْمُؤْمِنِینَ فَقَالَ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ یَعْنِی الَّذِینَ قَرَنَهُمْ بِالْکِتَابِ وَ الْحِکْمَهِ وَ حَسَدُوا عَلَیْهِمْ فَقَوْلُهُ أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً یَعْنِی الطَّاعَهَ لِلْمُصْطَفَیْنَ الطَّاهِرِینَ فَالْمُلْکُ هَاهُنَا هُوَ الطَّاعَهُ لَهُمْ قَالَتِ الْعُلَمَاءُ فَأَخْبِرْنَا
ص: 109
هَلْ فَسَّرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الِاصْطِفَاءَ فِی الْکِتَابِ فَقَالَ الرِّضَا علیه السلام فَسَّرَ الِاصْطِفَاءَ فِی الظَّاهِرِ سِوَی الْبَاطِنِ فِی اثْنَیْ عَشَرَ مَوْضِعاً وَ مَوْطِناً فَأَوَّلُ ذَلِکَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ وَ رَهْطَکَ الْمُخْلَصِینَ هَکَذَا فِی قِرَاءَهِ أُبَیِّ بْنِ کَعْبٍ وَ هِیَ ثَابِتَهٌ فِی مُصْحَفِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَسْعُودٍ وَ هَذِهِ مَنْزِلَهٌ رَفِیعَهٌ وَ فَضْلٌ عَظِیمٌ وَ شَرَفٌ عَالٍ حِینَ عَنَی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِذَلِکَ الْآلَ فَذَکَرَهُ لِرَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه واله فَهَذِهِ وَاحِدَهٌ وَ الْآیَهُ الثَّانِیَهُ فِی الِاصْطِفَاءِ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً وَ هَذَا الْفَضْلُ الَّذِی لَا یَجْهَلُهُ أَحَدٌ مُعَانِدٌ أَصْلًا لِأَنَّهُ فَضْلٌ بَعْدَ طَهَارَهٍ تُنْتَظَرُ فَهَذِهِ الثَّانِیَهُ وَ أَمَّا الثَّالِثَهُ حِینَ مَیَّزَ اللَّهُ الطَّاهِرِینَ مِنْ خَلْقِهِ فَأَمَرَ نَبِیَّهُ صلی الله علیه واله بِالْمُبَاهَلَهِ فِی آیَهِ الِابْتِهَالِ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ فَقُلْ یَا مُحَمَّدُ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکاذِبِینَ فَأَبْرَزَ النَّبِیُّ صلی الله علیه واله عَلِیّاً وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ وَ فَاطِمَهَ صلوات الله علیهم وَ قَرَنَ أَنْفُسَهُمْ بِنَفْسِهِ فَهَلْ تَدْرُونَ مَا مَعْنَی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ قَالَتِ الْعُلَمَاءُ عَنَی بِهِ نَفْسَهُ فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام غَلِطْتُمْ إِنَّمَا عَنَی بِهَا عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام وَ مِمَّا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ قَوْلُ النَّبِیِّ صلی الله علیه واله حِینَ قَالَ لَیَنْتَهِیَنَّ بَنُو وَلِیعَهَ أَوْ لَأَبْعَثَنَّ إِلَیْهِمْ رَجُلًا کَنَفْسِی یَعْنِی عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام فَهَذِهِ خُصُوصِیَّهٌ لَا یَتَقَدَّمُهُ فِیهَا أَحَدٌ وَ فَضْلٌ لَا یَلْحَقُهُ فِیهِ بَشَرٌ وَ شَرَفٌ لَا یَسْبِقُهُ إِلَیْهِ خَلْقٌ أَنْ جَعَلَ نَفْسَ عَلِیٍّ کَنَفْسِهِ فَهَذِهِ الثَّالِثَهُ وَ أَمَّا الرَّابِعَهُ فَإِخْرَاجُهُ النَّاسَ مِنْ مَسْجِدِهِ مَا خَلَا الْعِتْرَهَ حَتَّی تَکَلَّمَ النَّاسُ فِی ذَلِکَ وَ تَکَلَّمَ الْعَبَّاسُ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ تَرَکْتَ عَلِیّاً وَ أَخْرَجْتَنَا فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه واله مَا أَنَا تَرَکْتُهُ وَ أَخْرَجْتُکُمْ وَ لَکِنَّ اللَّهَ تَرَکَهُ وَ أَخْرَجَکُمْ وَ فِی هَذَا تِبْیَانُ قَوْلِهِ لِعَلِیٍّ علیه السلام أَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَهِ هَارُونَ مِنْ مُوسَی قَالَتِ الْعُلَمَاءُ فَأَیْنَ هَذَا مِنَ الْقُرْآنِ قَالَ أَبُو الْحَسَنِ أُوجِدُکُمْ فِی ذَلِکَ قُرْآناً أَقْرَؤُهُ عَلَیْکُمْ قَالُوا هَاتِ قَالَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَوْحَیْنا إِلی مُوسی وَ أَخِیهِ أَنْ تَبَوَّءا لِقَوْمِکُما بِمِصْرَ بُیُوتاً وَ اجْعَلُوا بُیُوتَکُمْ قِبْلَهً فَفِی هَذِهِ الْآیَهِ مَنْزِلَهُ هَارُونَ مِنْ مُوسَی وَ فِیهَا أَیْضاً مَنْزِلَهُ عَلِیٍّ علیه السلام مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه واله وَ مَعَ هَذِهِ دَلِیلٌ ظَاهِرٌ فِی قَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه واله حِینَ قَالَ أَلَا إِنَّ هَذَا الْمَسْجِدَ لَا یَحِلُّ لِجُنُبٍ إِلَّا لِمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ صلی الله علیه واله فَقَالَتِ الْعُلَمَاءُ یَا أَبَا الْحَسَنِ هَذَا الشَّرْحُ وَ هَذَا الْبَیَانُ لَا یُوجَدُ إِلَّا عِنْدَکُمْ مَعْشَرَ أَهْلِ بَیْتِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه واله فَقَالَ وَ مَنْ یُنْکِرُ لَنَا ذَلِکَ وَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه واله یَقُولُ أَنَا مَدِینَهُ الْحِکْمَهِ وَ عَلِیٌّ بَابُهَا فَمَنْ أَرَادَ الْمَدِینَهَ فَلْیَأْتِهَا مِنْ بَابِهَا فَفِیمَا أَوْضَحْنَا وَ شَرَحْنَا مِنَ الْفَضْلِ وَ الشَّرَفِ وَ التَّقْدِمَهِ وَ الِاصْطِفَاءِ وَ الطَّهَارَهِ مَا لَا یُنْکِرُهُ مُعَانِدٌ وَ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الْحَمْدُ عَلَی ذَلِکَ فَهَذِهِ الرَّابِعَهُ وَ الْآیَهُ الْخَامِسَهُ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ آتِ ذَا الْقُرْبی حَقَّهُ خُصُوصِیَهٌ خَصَّهُمُ اللَّهُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ بِهَا وَ اصْطَفَاهُمْ عَلَی الْأُمَّهِ فَلَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَهُ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه واله قَالَ ادْعُوا لِی فَاطِمَهَ فَدُعِیَتْ لَهُ فَقَالَ یَا فَاطِمَهُ قَالَتْ لَبَّیْکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ صلی الله علیه واله هَذِهِ فَدَکُ هِیَ مِمَّا لَمْ یُوجَفْ عَلَیْهِ بِ خَیْلٍ وَ لا رِکابٍ وَ هِیَ لِی خَاصَّهً دُونَ الْمُسْلِمِینَ وَ قَدْ جَعَلْتُهَا لَکِ لِمَا أَمَرَنِیَ اللَّهُ بِهِ فَخُذِیهَا لَکِ وَ لِوُلْدِکِ فَهَذِهِ الْخَامِسَهُ وَ الْآیَهُ السَّادِسَهُ قَوْلُ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبی وَ هَذِهِ خُصُوصِیَهٌ لِلنَّبِیِّ صلی الله علیه واله یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَ خُصُوصِیَّهٌ لِلْآلِ دُونَ غَیْرِهِمْ وَ ذَلِکَ أَنَّ اللَّهَ حَکَی فِی ذِکْرِ نُوحٍ فِی کِتَابِهِ یا قَوْمِ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مالًا إِنْ أَجرِیَ إِلَّا عَلَی اللَّهِ وَ ما أَنَا بِطارِدِ الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ وَ لکِنِّی أَراکُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ وَ حَکَی عَزَّ وَ جَلَّ عَنْ هُودٍ أَنَّهُ قَالَ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَی الَّذِی فَطَرَنِی أَفَلا تَعْقِلُونَ وَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ لِنَبِیِّهِ صلی الله علیه واله قُلْ یَا مُحَمَّدُ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبی وَ لَمْ یَفْرِضِ اللَّهُ مَوَدَّتَهُمْ إِلَّا وَ قَدْ عَلِمَ أَنَّهُمْ لَا یَرْتَدُّونَ عَنِ الدِّینِ أَبَداً وَ لَا یَرْجِعُونَ إِلَی ضَلَالٍ أَبَداً وَ أُخْرَی أَنْ یَکُونَ الرَّجُلُ وَادّاً لِلرَّجُلِ فَیَکُونَ بَعْضُ أَهْلِ بَیْتِهِ عَدُوّاً لَهُ فَلَا یَسْلَمْ قَلْبُ الرَّجُلِ لَهُ فَأَحَبَّ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ لَا یَکُونَ فِی قَلْبِ رَسُولِ اللَّهِ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ شَیْ ءٌ فَفَرَضَ عَلَیْهِمْ مَوَدَّهَ ذَوِی الْقُرْبَی فَمَنْ أَخَذَ بِهَا وَ أَحَبَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه واله وَ أَحَبَّ أَهْلَ بَیْتِهِ لَمْ یَسْتَطِعْ رَسُولُ اللَّهِ ص أَنْ یُبْغِضَهُ وَ مَنْ تَرَکَهَا وَ لَمْ یَأْخُذْ بِهَا أَبْغَضَ أَهْلَ بَیْتِهِ فَعَلَی رَسُولِ اللَّه ِصلی الله علیه واله أَنْ یُبْغِضَهُ لِأَنَّهُ قَدْ تَرَکَ فَرِیضَهً مِنْ فَرَائِضِ اللَّهِ فَأَیُّ فَضِیلَهٍ وَ أَیُّ شَرَفٍ یَتَقَدَّمُ هَذَا أَوْ یُدَانِیهِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ هَذِهِ الْآیَهَ عَلَی نَبِیِّهِ صلی الله علیه واله قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبی فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه واله فِی أَصْحَابِهِ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَی عَلَیْهِ وَ قَالَ أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ قَدْ فَرَضَ لِی عَلَیْکُمْ فَرْضاً فَهَلْ أَنْتُمْ مُؤَدُّوهُ فَلَمْ یُجِبْهُ أَحَدٌ فَقَالَ أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ لَیْسَ بِذَهَبٍ وَ لَا فِضَّهٍ وَ لَا مَأْکُولٍ وَ لَا مَشْرُوبٍ فَقَالُوا هَاتِ إِذاً فَتَلَا عَلَیْهِمْ هَذِهِ الْآیَهَ فَقَالُوا أَمَّا هَذَا فَنَعَمْ فَمَا وَفَی بِهَا أَکْثَرُهُمْ وَ مَا بَعَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ نَبِیّاً إِلَّا أَوْحَی إِلَیْهِ أَنْ لَا یَسْأَلَ قَوْمَهُ أَجْراً لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُوفِی أَجْرَ الْأَنْبِیَاءِ وَ مُحَمَّدٌصلی الله علیه واله فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَوَدَّهَ قَرَابَتِهِ عَلَی أُمَّتِهِ وَ أَمَرَهُ أَنْ یَجْعَلَ أَجْرَهُ فِیهِمْ لِیَوَدُّوهُ فِی قَرَابَتِهِ بِمَعْرِفَهِ فَضْلِهِمُ الَّذِی أَوْجَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُمْ فَإِنَّ الْمَوَدَّهَ إِنَّمَا تَکُونُ عَلَی قَدْرِ الْفَضْلِ فَلَمَّا أَوْجَبَ اللَّهُ ذَلِکَ ثَقُلَ لِثِقْلِ وُجُوبِ الطَّاعَهِ فَتَمَسَّکَ بِهَا قَوْمٌ أَخَذَ اللَّهُ مِیثَاقَهُمْ عَلَی الْوَفَاءِ وَ عَانَدَ أَهْلُ الشِّقَاقِ وَ النِّفَاقِ وَ أَلْحَدُوا فِی ذَلِکَ فَصَرَفُوهُ عَنْ حَدِّهِ [الَّذِی حَدَّهُ] اللَّهُ فَقَالُوا الْقَرَابَهُ هُمُ الْعَرَبُ کُلُّهَا وَ أَهْلُ دَعْوَتِهِ فَعَلَی أَیِّ الْحَالَتَیْنِ کَانَ فَقَدْ عَلِمْنَا أَنَّ الْمَوَدَّهَ هِیَ لِلْقَرَابَهِ فَأَقْرَبُهُمْ مِنَ النَّبِیِّ صلی الله علیه واله أَوْلَاهُمْ بِالْمَوَدَّهِ کُلَّمَا قَرُبَتِ الْقَرَابَهُ کَانَتِ الْمَوَدَّهُ عَلَی قَدْرِهَا وَ مَا أَنْصَفُوا نَبِیَّ اللَّهِ فِی حِیطَتِهِ وَ رَأْفَتِهِ وَ مَا مَنَّ اللَّهُ بِهِ عَلَی أُمَّتِهِ مِمَّا یَعْجِزُ الْأَلْسُنُ عَنْ وَصْفِ الشُّکْرِ عَلَیْهِ أَنْ لَا یُؤْذُوهُ فِی ذُرِّیَّتِهِ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ وَ أَنْ یَجْعَلُوهُمْ مِنْهُمْ کَمَنْزِلَهِ الْعَیْنِ مِنَ الرَّأْسِ حِفْظاً لِرَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه واله وَ حُبّاً لِنَبِیِّهِ فَکَیْفَ وَ الْقُرْآنُ یَنْطِقُ بِهِ وَ یَدْعُو إِلَیْهِ وَ الْأَخْبَارُ ثَابِتَهٌ بِأَنَّهُمْ أَهْلُ الْمَوَدَّهِ وَ الَّذِینَ فَرَضَ اللَّهُ مَوَدَّتَهُمْ وَ وَعَدَ الْجَزَاءَ عَلَیْهَا أَنَّهُ مَا وَفَی أَحَدٌ بِهَذِهِ الْمَوَدَّهِ مُؤْمِناً مُخْلِصاً إِلَّا اسْتَوْجَبَ الْجَنَّهَ لِقَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی هَذِهِ الْآیَهِ وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فِی رَوْضاتِ الْجَنَّاتِ لَهُمْ ما یَشاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ذلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْکَبِیرُ. ذلِکَ الَّذِی یُبَشِّرُ اللَّهُ عِبادَهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبی مُفَسَّراً وَ مُبَیَّناً ثُمَّ قَالَ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ جَدِّهِ عَنْ آبَائِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ قَالَ اجْتَمَعَ الْمُهَاجِرُونَ وَ الْأَنْصَارُ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه واله فَقَالُوا إِنَّ لَکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَئُونَهً فِی نَفَقَتِکَ وَ فِیمَنْ یَأْتِیکَ مِنَ الْوُفُودِ وَ هَذِهِ أَمْوَالُنَا مَعَ دِمَائِنَا فَاحْکُمْ فِیهَا بَارّاً مَأْجُوراً أَعْطِ مَا شِئْتَ وَ أَمْسِکْ مَا شِئْتَ مِنْ غَیْرِ حَرَجٍ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَیْهِ الرُّوحَ الْأَمِینَ فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبی یَعْنِی أَنْ تَوَدُّوا قَرَابَتِی مِنْ بَعْدِی فَخَرَجُوا فَقَالَ الْمُنَافِقُونَ مَا حَمَلَ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه واله عَلَی تَرْکِ مَا عَرَضْنَا عَلَیْهِ إِلَّا لِیَحُثَّنَا عَلَی قَرَابَتِهِ مِنْ بَعْدِهِ إِنْ هُوَ إِلَّا شَیْ ءٌ افْتَرَاهُ فِی مَجْلِسِهِ وَ کَانَ ذَلِکَ مِنْ قَوْلِهِمْ عَظِیماً فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ جَبْرَئِیلَ بِهَذِهِ الْآیَهِ أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ إِنِ افْتَرَیْتُهُ فَلا تَمْلِکُونَ لِی مِنَ اللَّهِ شَیْئاً هُوَ أَعْلَمُ بِما تُفِیضُونَ فِیهِ کَفی بِهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ فَبَعَثَ إِلَیْهِمُ النَّبِیُّ فَقَالَ هَلْ مِنْ حَدَثٍ فَقَالُوا إِی وَ اللَّهِ یَا رَسُولَ اللَّهِ لَقَدْ قَالَ بَعْضُنَا کَلَاماً غَلِیظاً کَرِهْنَاهُ فَتَلَا عَلَیْهِمْ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه واله الْآیَهَ فَبَکَوْا وَ اشْتَدَّ بُکَاؤُهُمْ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَهَ عَنْ عِبادِهِ وَ یَعْفُوا عَنِ السَّیِّئاتِ وَ یَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ فَهَذِهِ السَّادِسَهُ وَ أَمَّا الْآیَهُ السَّابِعَهُ فَقَوْلُ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً وَ قَدْ عَلِمَ الْمُعَانِدُونَ مِنْهُمْ أَنَّهُ لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَهُ قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَدْ عَرَفْنَا التَّسْلِیمَ عَلَیْکَ فَکَیْفَ الصَّلَاهُ عَلَیْکَ فَقَالَ تَقُولُونَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا صَلَّیْتَ عَلَی إِبْرَاهِیمَ وَ آلِ إِبْرَاهِیمَ إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ فَهَلْ بَیْنَکُمْ مَعَاشِرَ النَّاسِ فِی هَذَا خِلَافٌ قَالُوا لَا قَالَ الْمَأْمُونُ هَذَا مِمَّا لَا خِلَافَ فِیهِ أَصْلًا وَ عَلَیْهِ الْإِجْمَاعُ فَهَلْ عِنْدَکَ فِی الْآلِ شَیْ ءٌ أَوْضَحُ مِنْ هَذَا فِی الْقُرْآنِ قَالَ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام نَعَمْ أَخْبِرُونِی عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یس وَ الْقُرْآنِ الْحَکِیمِ إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ. عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ فَمَنْ عَنَی بِقَوْلِهِ یس قَالَتِ الْعُلَمَاءُ یس مُحَمَّدٌ صلی الله علیه واله لَمْ یَشُکَّ فِیهِ أَحَدٌ قَالَ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام فَإِنَّ اللَّهَ أَعْطَی مُحَمَّداً صلی الله علیه واله وَ آلَ مُحَمَّدٍ مِنْ ذَلِکَ فَضْلًا لَا یَبْلُغُ أَحَدٌ کُنْهَ وَصْفِهِ إِلَّا مَنْ عَقَلَهُ وَ ذَلِکَ أَنَّ اللَّهَ لَمْ یُسَلِّمْ عَلَی أَحَدٍ إِلَّا عَلَی الْأَنْبِیَاءِ فَقَالَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی سَلامٌ عَلی نُوحٍ فِی الْعالَمِینَ وَ قَالَ سَلامٌ عَلی إِبْراهِیمَ وَ قَالَ سَلامٌ عَلی مُوسی وَ هارُونَ وَ لَمْ یَقُلْ سَلَامٌ عَلَی آلِ نُوحٍ وَ لَمْ یَقُلْ سَلَامٌ عَلَی آلِ مُوسَی وَ لَا آلِ إِبْرَاهِیمَ وَ قَالَ سَلَامٌ عَلَی آلِ یس یَعْنِی آلَ مُحَمَّدٍ علیهم السلام فَقَالَ الْمَأْمُونُ قَدْ عَلِمْتُ أَنَّ فِی مَعْدِنِ النُّبُوَّهِ شَرْحُ هَذَا وَ بَیَانُهُ فَهَذِهِ السَّابِعَهُ وَ أَمَّا الثَّامِنَهُ فَقَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ اعْلَمُوا أَنَّماغَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی فَقَرَنَ سَهْمَ ذِی الْقُرْبَی مَعَ سَهْمِهِ وَ سَهْمِ رَسُولِهِ فَهَذَا فَصْلٌ أَیْضاً بَیْنَ الْآلِ وَ الْأُمَّهِ لِأَنَّ اللَّهَ جَعَلَهُمْ فِی حَیِّزٍ وَ جَعَلَ النَّاسَ فِی حَیِّزٍ دُونَ ذَلِکَ وَ رَضِیَ لَهُمْ مَا رَضِیَ لِنَفْسِهِ وَ اصْطَفَاهُمْ فِیهِ فَبَدَأَ بِنَفْسِهِ ثُمَّ بِرَسُولِهِ ثُمَّ بِذِی الْقُرْبَی بِکُلِّ مَا کَانَ مِنَ الْفَیْ ءِ وَ الْغَنِیمَهِ وَ غَیْرِ ذَلِکَ مِمَّا رَضِیَهُ جَلَّ وَ عَزَّ لِنَفْسِهِ وَ رَضِیَهُ لَهُمْ فَقَالَ وَ قَوْلُهُ الْحَقُّ وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی فَهَذَا تَأْکِیدٌ مُؤَکَّدٌ وَ أَثَرٌ قَائِمٌ لَهُمْ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهِ فِی کِتَابِ اللَّهِ النَّاطِقِ الَّذِی لا یَأْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ وَ أَمَّا قَوْلُهُ وَ الْیَتامی وَ الْمَساکِینِ فَإِنَّ الْیَتِیمَ إِذَا انْقَطَعَ یُتْمُهُ خَرَجَ مِنَ الْغَنَائِمِ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ فِیهَا نَصِیبٌ وَ کَذَلِکَ الْمِسْکِینُ إِذَا انْقَطَعَ مَسْکَنَتُهُ لَمْ یَکُنْ لَهُ نَصِیبٌ مِنَ الْمَغْنَمِ وَ لَا یَحِلُّ لَهُ أَخْذُهُ وَ سَهْمُ ذِی الْقُرْبَی إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهِ قَائِمٌ لَهُمْ لِلْغَنِیِّ وَ الْفَقِیرِ مِنْهُمْ لِأَنَّهُ لَا أَحَدَ أَغْنَی مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَا مِنْ رَسُولِهِ صلی الله علیه واله فَجَعَلَ لِنَفْسِهِ مَعَهُمَا سَهْماً وَ لِرَسُولِهِ سَهْماً فَمَا رَضِیَهُ لِنَفْسِهِ وَ لِرَسُولِهِ رَضِیَهُ لَهُمْ وَ کَذَلِکَ الْفَیْ ءُ مَا رَضِیَهُ مِنْهُ لِنَفْسِهِ وَ لِنَبِیِّهِ رَضِیَهُ لِذِی الْقُرْبَی کَمَا أَجْرَاهُمْ فِی الْغَنِیمَهِ فَبَدَأَ بِنَفْسِهِ جَلَّ جَلَالُهُ ثُمَّ بِرَسُولِهِ ثُمَّ بِهِمْ وَ قَرَنَ سَهْمَهُمْ بِسَهْمِ اللَّهِ وَ سَهْمِ رَسُولِهِ وَ کَذَلِکَ فِی الطَّاعَهِ قَالَ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَبَدَأَ بِنَفْسِهِ ثُمَّ بِرَسُولِهِ ثُمَّ بِأَهْلِ بَیْتِهِ وَ کَذَلِکَ آیَهُ الْوَلَایَهِ إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا فَجَعَلَ وَلَایَتَهُمْ مَعَ طَاعَهِ الرَّسُولِ مَقْرُونَهً بِطَاعَتِهِ کَمَا جَعَلَ سَهْمَهُمْ مَعَ سَهْمِ الرَّسُولِ مَقْرُوناً بِسَهْمِهِ فِی الْغَنِیمَهِ وَ الْفَیْ ءِ فَتَبَارَکَ اللَّهُ وَ تَعَالَی مَا أَعْظَمَ نِعْمَتَهُ عَلَی أَهْلِ هَذَا الْبَیْتِ فَلَمَّا جَاءَتْ قِصَّهُ الصَّدَقَهِ نَزَّهَ نَفْسَهُ وَ نَزَّهَ رَسُولَهُ وَ نَزَّهَ أَهْلَ بَیْتِهِ فَقَالَ إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساکِینِ وَ الْعامِلِینَ عَلَیْها وَ الْمُؤَلَّفَهِ قُلُوبُهُمْ وَ فِی الرِّقابِ وَ الْغارِمِینَ وَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ فَرِیضَهً مِنَ اللَّهِ فَهَلْ تَجِدُ فِی شَیْ ءٍ مِنْ ذَلِکَ أَنَّهُ جَعَلَ عَزَّ وَ جَلَّ سَهْماً لِنَفْسِهِ أَوْ لِرَسُولِهِ أَوْ لِذِی الْقُرْبَی لِأَنَّهُ لَمَّا نَزَّهَ نَفْسَهُ عَنِ الصَّدَقَهِ وَ نَزَّهَ رَسُولَهُ نَزَّهَ أَهْلَ بَیْتِهِ لَا بَلْ حَرَّمَ عَلَیْهِمْ لِأَنَّ الصَّدَقَهَ مُحَرَّمَهٌ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ هِیَ أَوْسَاخُ أَیْدِی النَّاسِ لَا تَحِلُّ لَهُمْ لِأَنَّهُمْ طُهِّرُوا مِنْ کُلِّ دَنَسٍ وَ وَسَخٍ فَلَمَّا طَهَّرَهُمُ اللَّهُ وَ اصْطَفَاهُمْ رَضِیَ لَهُمْ مَا رَضِیَ لِنَفْسِهِ وَ کَرِهَ لَهُمْ مَا کَرِهَ لِنَفْسِهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَهَذِهِ الثَّامِنَهُ وَ أَمَّا التَّاسِعَهُ فَنَحْنُ أَهْلُ الذِّکْرِ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ فِی مُحْکَمِ کِتَابِهِ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ فَقَالَتِ الْعُلَمَاءُ إِنَّمَا عَنَی بِذَلِکَ الْیَهُودَ وَ النَّصَارَی فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام سُبْحَانَ اللَّهِ وَ هَلْ یَجُوزُ ذَلِکَ إِذاً یَدْعُونَّا إِلَی دِینِهِمْ وَ یَقُولُونَ إِنَّهُ أَفْضَلُ مِنْ دِینِ الْإِسْلَامِ فَقَالَ الْمَأْمُونُ فَهَلْ عِنْدَکَ فِی ذَلِکَ شَرْحٌ بِخِلَافِ مَا قَالُوا یَا أَبَا الْحَسَنِ فَقَالَ علیه السلام نَعَمْ الذِّکْرُ رَسُولُ اللَّهِ وَ نَحْنُ أَهْلُهُ وَ ذَلِکَ بَیِّنٌ فِی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَیْثُ یَقُولُ فِی سُورَهِ الطَّلَاقِ فَاتَّقُوا اللَّهَ یا أُولِی الْأَلْبابِ الَّذِینَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَیْکُمْ ذِکْراً رَسُولًا یَتْلُوا عَلَیْکُمْ آیاتِ اللَّهِ مُبَیِّناتٍ فَالذِّکْرُ رَسُولُ اللَّهِ وَ نَحْنُ أَهْلُهُ فَهَذِهِ التَّاسِعَهُ وَ أَمَّا الْعَاشِرَهُ فَقَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی آیَهِ التَّحْرِیمِ حُرِّمَتْ عَلَیْکُمْ أُمَّهاتُکُمْ وَ بَناتُکُمْ وَ أَخَواتُکُمْ الْآیَهَ إِلَی آخِرِهَا فَأَخْبِرُونِی أَ هَلْ تَصْلُحُ ابْنَتِی وَ ابْنَهُ ابْنِی وَ مَا تَنَاسَلُ مِنْ صُلْبِی لِرَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه واله أَنْ یَتَزَوَّجَهَا لَوْ کَانَ حَیّاً قَالُوا لَا قَالَ فَأَخْبِرُونِی هَلْ کَانَتِ ابْنَهُ أَحَدِکُمْ تَصْلُحُ لَهُ أَنْ یَتَزَوَّجَهَا لَوْ کَانَ حَیّاً قَالُوا بَلَی قَالَ فَفِی هَذَا بَیَانٌ لِأَنِّی أَنَا مِنْ آلِهِ وَ لَسْتُمْ مِنْ آلِهِ وَ لَوْ کُنْتُمْ مِنْ آلِهِ لَحَرُمَ عَلَیْهِ بَنَاتُکُمْ کَمَا حَرُمَ عَلَیْهِ بَنَاتِی لِأَنِّی مِنْ آلِهِ وَ أَنْتُمْ مِنْ أُمَّتِهِ فَهَذَا فَرْقُ مَا بَیْنَ الْآلِ وَ الْأُمَّهِ لِأَنَّ الْآلَ مِنْهُ وَ الْأُمَّهَ إِذَا لَمْ تَکُنْ مِنَ الْآلِ لَیْسَتْ مِنْهُ فَهَذِهِ الْعَاشِرَهُ وَ أَمَّا الْحَادِیَ عَشَرَ فَقَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی سُورَهِ الْمُؤْمِنِ حِکَایَهً عَنْ قَوْلِ رَجُلٍ مُؤْمِنٍ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ إِیمانَهُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ یَقُولَ رَبِّیَ اللَّهُ وَ قَدْ جاءَکُمْ بِالْبَیِّناتِ مِنْ رَبِّکُمْ تَمَامَ الْآیَهِ فَکَانَ ابْنَ خَالِ فِرْعَوْنَ فَنَسَبَهُ إِلَی فِرْعَوْنَ بِنَسَبِهِ وَ لَمْ یُضِفْهُ إِلَیْهِ بِدِینِهِ وَ کَذَلِکَ خُصِّصْنَا نَحْنُ إِذْ کُنَّا مِنْ آلِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه واله بِوِلَادَتِنَا مِنْهُ وَ عُمِّمْنَا النَّاسَ بِالدِّینِ فَهَذَا فَرْقٌ بَیْنَ الْآلِ وَ الْأُمَّهِ فَهَذِهِ الْحَادِیَ عَشَرَ وَ أَمَّا الثَّانِیَ عَشَرَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلاهِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیْها فَخَصَّنَا اللَّهُ بِهَذِهِ الْخُصُوصِیَّهِ أَنْ أَمَرَنَا مَعَ الْأُمَّهِ بِإِقَامَهِ الصَّلَاهِ ثُمَّ خَصَّنَا مِنْ دُونِ الْأُمَّهِ فَکَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه واله یَجِی ءُ إِلَی بَابِ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَهَ علیهما السلام بَعْدَ نُزُولِ هَذِهِ الْآیَهِ تِسْعَهَ أَشْهُرٍ کُلَّ یَوْمٍ عِنْدَ حُضُورِ کُلِّ صَلَاهٍ خَمْسَ مَرَّاتٍ فَیَقُولُ الصَّلَاهَ رَحِمَکُمُ اللَّهُ وَ مَا أَکْرَمَ اللَّهُ أَحَداً مِنْ ذَرَارِیِّ الْأَنْبِیَاءِ بِمِثْلِ هَذِهِ الْکَرَامَهِ الَّتِی أَکْرَمَنَا بِهَا وَ خَصَّنَا مِنْ دُونِ جَمِیعِ أَهْلِ بَیْتِهِ [بَیْتِهِمْ] فَقَالَ الْمَأْمُونُ وَ الْعُلَمَاءُ جَزَاکُمُ اللَّهُ أَهْلَ بَیْتِ نَبِیِّکُمْ عَنِ الْأُمَّهِ خَیْراً فَمَا نَجِدُ الشَّرْحَ وَ الْبَیَانَ فِیمَا اشْتَبَهَ عَلَیْنَا إِلَّا عِنْدَکُمْ.
ص: 110
ریان بن صلت گوید امام رضا علیه السلام در مرو حاضر مجلس مامون شد، در مجلس او جمعی از دانشمندان عراق و خراسان انجمن بودند مامون رو بآنها گفت مرا از تفسیر این آیه خبر دهید سپس کتاب را ارث دادیم بآنها که برگزیدیم از بندگان خود، علمای حاضر گفتند مقصود از آنان همه امت اسلامی است مأمون گفت ای أبو الحسن تو چه گوئی؟ امام رضا علیه السلام فرمود: من هم عقیده آنها نیستم بلکه می گویم مقصود خدا همان عترت طاهره است مامون گفت چگونه عترت مقصود است و امت مقصود نیست؟ امام رضا علیه السلام فرمود: اگر همه امت مقصود باشد باید همه اهل بهشت باشند چون خدا دنبالش می فرماید: برخی ظالم به نفس باشند و برخی میانه رو و بعضی سابق بالخیرات باذن خدا و این همان فضل بزرگ است و سپس همه را در بهشت جمع کرده و فرمود به بهشت عدنی که در آن در آیند و دست بندهای طلا پوشند، بنا بر این وراثت مخصوص عترت طاهره است نه دیگران، مامون گفت عترت طاهره کیانند؟ حضرت رضاعلیه السلام فرمود:آنها که خدا در قرآن وصفشان کرده و فرموده: همانا خدا میخواهد پلیدی را از شما خاندان ببرد و بخوبی پاکتان کند.و هم آنانند که رسول خدا صلی الله علیه واله در باره شان فرمود: من در میان شما دو ثقل را بر جا میگذارم کتاب خدا و خاندانم که اهل بیت منند و این دو از هم جدا نشوند تا سر حوض بر من درآیند شما بنگرید چگونه با آنها هستید بعد از من، ای مردم بآنها نیاموزید زیرا آنها از شما داناترند، علماء گفتند ای أبو الحسن علیه السلام بما بگو که عترت طاهره همان آل باشند یا غیر آل؟ فرمود همان آل رسولند. علماء گفتند از رسول خدا صلی الله علیه واله بما رسیده که امت من آل منند و اینان صحابه اویند که بخبر محققی که انکارش نتوان کرد گفته اند آل محمد امت اویند. أبو الحسن علیه السلام فرمود بگوئید بدانم صدقه بر آل حرامست یا نه؟ گفتند آری، فرمود بر امت حرامست؟ گفتند نه، فرمود اینست فرق میان آل و امت، وای بر شما کجا میبرند شما را ،از قرآن رو گردانید یا اسراف کارید، آیا نمیدانید که وراثت و طهارت مخصوص برگزیدگان رهیابست نه دیگران، گفتند از کجا ای أبو الحسن؟ فرمود: از گفته خدای عز و جل فرستادیم نوح و ابراهیم را و در ذریه آنها نبوت و کتاب نهادیم برخی بر هدایت و بیشتر فاسقانند پس وراثت و نبوت و کتاب مخصوص اهل هدایت است نه فاسقان، نمیدانید که چون نوح از پروردگار خود پرسید که براستی پسرم از اهل من بود و وعده تو حقست و تو أحکم الحاکمینی، و این از آن جهت بود که خدا باو وعده داده بود او را و اهلش را نجات دهد خدا در جواب نوح فرمود ای نوح او از اهل تو نبود او یک عمل ناشایسته بود مپرس از من آنچه ندانی من تو را پند دهم که از نادانان نباشی، مأمون عرضکرد عترت را بر دیگران فضلی است؟ أبو الحسن فرمود: خدا فضل عترت را بر دیگران آشکار ساخته در کتاب محکمش، مأمون گفت در کجای قرآنست؟ امام رضا علیه السلام فرمود در قول خدا براستی خدا برگزید آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان ذریه ای که برخی از برخی هستند و خدا در جای دیگر فرمود: بلکه حسد بر مردم بردند نسبت بدان چون از فضل خود بآنها داد بتحقیق دادیم بآل ابراهیم کتاب و حکمت و دادیم بآنها ملکی بزرگ، سپس در دنبال آن خطاب بسایر مؤمنان کرده و فرمود: آیا کسانی که فرمان برید از خدا و رسولش و از اولو الامر بر شما، مقصود همانها است که آنها را قرین کتاب و حکمت ساخت و بر آنها حسد برند و منظور از گفته او بلکه حسد بردند مردم را بر آنچه خدا بآنها داده از فضل خود، و بآل ابراهیم کتاب و حکمت دادیم و ملک عظیم، مقصود طاعت برای مصطفین طاهرین است و مقصود از ملک ،حق طاعت است برای آنها علماء گفتند بفرمائید بدانیم که خدا اصطفاء را در خود قرآن تفسیر کرده است؟
ص: 111
فرمود: اصطفاء را در ظاهر قابل فهم نه، در باطن و حقیقت دور از فهم در دوازده جای قرآن بیان کرده:
1- انذار کن ای محمد خویشان نزدیکت را و تبار اخلاص مندت را چنین است در قرائت ابی بن کعب و ثبت است در مصحف عبد اللَّه بن مسعود، و این منزله بلند و فضل بزرگ و شرفی والا است چون که خدای عز و جل بدان قصد آل کرده است و بیاد رسول خدا صلی الله علیه و آله آورده این یکی است.
2- گفته خدای عز و جل همانا خدا میخواهد پلیدی را از شما خاندان ببرد و بخوبی شما را پاکیزه کند و این فضلی است که هیچ معاندی منکر آن نتواند شد زیرا فضل بعد از پاکی است که توقع میرود.
3- آنجا که خدا خلق پاک خود را امتیاز داد و به پیغمبرش دستور مباهله داد در آیه مباهله و فرمود: بگو ای محمد بیائید دعوت کنیم پسران خود را و پسران خودتان و زنانمان و زنانتان را و خودمان و خودتان را و مباهله کنیم و لعنت خدا را از آن دروغگو سازیم، پیغمبر علی و حسن و حسین و فاطمه صلوات الله علیهم را بیرون برد و خود را با آنها قرین نمود، میدانید معنی گفته خدا (أنفسنا و أنفسکم) چیست؟ علمای حاضر گفتند مقصود خود او است، أبو الحسن علیه السلام فرمود خطا رفتید مقصودش علی بن ابی طالب علیه السلام است و دلیلش آنست که پیغمبر فرمود بنو ولیعه دست بردارند و گر نه بر سر آنها فرستم شخصی را که چون خود من است، مقصودش علی بن ابی طالب علیه السلام بود این خصوصیتی است که احدی از آن پیش نیفتد و فضلی است که بشری بدان نرسد و شرافتی است که فوق آن برای آفریده ای نباشد که علی را چون خود نموده.
ص: 112
4- همه مردم را از مسجد بیرون کرد جز عترت را تا مردم بسخن آمدند و عباس بپیغمبر عرض کرد یا رسول اللَّه علی را گذاشتی و ما را بیرون کردی؟ فرمود من او را نگذاشتم و من شما را بیرون نکردم خدا او را گذاشت و شما را بیرون کرد، و در اینجا است شرح گفتار او که ای علی تو نسبت بمن چون هارونی نسبت بموسی. علماء گفتند این تناسب در کجای قرآنست؟ فرمود از قرآن برای شما آیه آن را میخوانم، گفتند: بفرما، فرمود: قول خدای عز و جل بموسی و برادرش وحی کردیم که در مصر خانه ها برای قوم خود بسازید و خانه های خود را قبله آنها کنید در این آیه مقام هرون نسبت بموسی مندرج است و در آن مقام علی نسبت برسول خدا است و با این دلیل روشنی است که گفتار رسول خدا است که فرمود: این مسجد برای جنب حلال نیست جز محمد و آلش.
علماء گفتند: یا ابا الحسن علیه السلام این شرح و بیان جز نزد شما خاندان بدست نیاید که اهل بیت و رسول خدائید، فرمود: چه کسی می تواند آن را انکار کند؟ با اینکه رسول خدا میفرماید: من شهر حکمتم و علی در آنست هر که شهر را خواهد باید از در آن آید، در آنچه از فضل و شرف و تقدم و اصطفاء و طهارت گفتیم بس است و معاندی نتواند آن را انکار کند و للَّه الحمد علی ذلک.
5- گفتار خدای عز و جل بده بذی القربی حقش را خصوصیتی است که خدا مخصوص آنها کرده است و آنها را از میان امت برگزیده چون این آیه بر رسول خدا صلی الله علیه واله نازل شد فرمود: فاطمه را نزد من بخوانید، فاطمه را دعوت کردند، فرمود ای فاطمه، عرضکرد لبیک یا رسول اللَّه، فرمود: این فدک است که با قوه قشون اسب سوار و شتر سوار فتح نشده و مخصوص من است و بمسلمانان ربطی ندارد بدستور خدا من آن را بتو دادم آن را برای خود و فرزندانت بگیر.
ص: 113
6- قول خدا بگو از شما مزدی نخواهم جز دوستی با خویشان، این خصوصیت تا قیامت از پیغمبر است و خصوصیت آل است نه دیگران برای آنکه خدا در داستان نوح فرمود بقومت بگو من از شما مالی نخواهم همانا مزد من با خدا است و من مؤمنان را از خود نرانم آنان که ایمان آوردند زیرا آنها با پروردگار خود برخورند ولی من شما را مردم نادانی میدانم و خدا از هود هم نقل کرده که فرمود من از شما مزدی نخواهم همانا مزد من با کسی است مرا آفریده آیا اندیشه ندارید؟!! و خدا به پیغمبر خود هم فرمود بگو ای محمد من از شما مزدی نخواهم جز مودت ذوی القربی و خدا مودت آنها را واجب نکرده تا دانسته که آنها هرگز از این برنگردند و بگمراهی باز نشوند و مطلب دیگر اینست که اگر مردی را دوست دارد و دشمن یکی از خاندانش باشد دل آن مرد درست نیست
خدا خواست که در دل رسول خدا صلی الله علیه واله نسبت بمؤمنان هیچ نگرانی نباشد و موده ذوی القرباء را بر آنها فرض کرد و هر که بدان عمل کند رسول خدا و خاندانش را دوست داشته باشد و رسول خدا نمیتواند او را دشمن دارد و هر که بر خلاف آن باشد بر رسول خدا صلی الله علیه واله است که او را دشمن دارد زیرا فریضه الهیه را ترک کرده، کدام فضل و شرف با این برابر است؟!! که خدا این آیه را به پیغمبرش فرستاد قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبی و رسول خدا در میان اصحابش بپا ایستاد و حمد و ثنای خدا نمود و فرمود: آیا مردم خدا برای من بر شما چیزی فرض کرده است آیا آن را ادا کنید کسی جوابش را نداد، فرمود ای مردم بدانید که آن طلا و نقره و خوردنی و نوشیدنی نیست؟
ص: 114
گفتند بفرمائید چیست؟ و این آیه را بر آنها خواند و گفتند اگر اینست آری و بیشترشان بآن وفا نکردند، خدا پیغمبری مبعوث نکرد جز آنکه باو وحی کرد از قوم خود مزدی نخواهد زیرا خدا خودش مزد پیغمبران را میدهد ولی برای محمد مودت ذوی القرباء را فرض کرد بر امتش و باو دستور داد که کار امامت را در ذو القربی مقرر کند تا ادا کنند حق ذوی القربی بشناختن فضل آنها که خدا برشان واجب کرده زیرا مودت و دوستی باندازه فضیلت است چون خدا آن را واجب کرد سنگین شد چون وجوب طاعت سنگین است، جمعی که خدا عهد وفاداری از آنها گرفته بود بدان متمسک شدند و اهل شقاق و نفاق با آن عناد کردند و بناروا تاویلش نمودند و از آن حدی که خدا مقرر کرده بود منحرفش کردند و گفتند خویشان پیغمبر همه عربند و همه مسلمانان و بهر حال ما میدانیم که موده از آن قرابت است و اقرب به پیغمبر اولی بمودتست و هر چه خویشی نزدیکتر باشد مودت باندازه آن لازمتر است و در باره پیغمبر نسبت بخاندانش بانصاف رفتار نکردند و مهر و منتی که خدا بر امتش نهاد و زبان از بیانش عاجز است و از شکر آن در ذریه او مراعات نکردند که او را نسبت بخاندانش نیازارند و آنها را چون چشم در سر محترم شمارند بحرمت رسول خدا و دوستی او با آنکه قرآن و اخبار بآن ناطق است و بدان دعوت کنند و گویند که آنان اهل مودتند و کسانیند که خدا مودت آنها را فرض کرده و وعده پاداش بدان داده و کسی نیست که بدان وفا کند از روی ایمان و اخلاص جز آنکه بهشت بر او واجب است برای آنکه خدا در همین آیه مودت فرمود آن کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کردند در باغهای بهشتند و هر چه خواهند نزد پروردگار خود دارند اینست آن فضیلت بزرگ و اینست که بدان مژده میدهد خدا بندگانش را که گرویدند و عمل صالح کردند بگو من از شما مزدی نخواهم جز دوستی ذوی القربی با تفسیر و بیان.
ص: 115
سپس امام هشتم علیه السلام فرمود پدرم از جدش از پدرانش برای من باز گفت که حسین بن علی علیهم السلام فرمود مهاجر و انصار همه نزد رسول خدا صلی الله علیه واله جمع شدند و بعرض رساندند که یا رسول اللَّه تو برای هزینه خودت و واردینت نفقه لازم داری مال و جان ما همه در اختیار تو است هر چه خواهی دستور ده در باره آن بخواست تمنای ما هر چه خواهی ببخش و هر چه خواهی بگذار هیچ حرجی نداری فرمود خدا روح الامین را بر وی نازل کرد و گفت ای محمد بگو از شماها مزدی نخواهم جز دوستی خویشانم یعنی پس از من ادای حق خویشانم کنید همه بیرون شدند و منافقان گفتند علت آنکه رسول خدا آنچه را عرضه داشتیم نپذیرفت این بود که ما را بعد از خودش ترغیب بقرابتش کند این موضوع را فی المجلس بخدا افترا بست و این گفتار آنها بسیار بزرگ بود و خدا این آیه را فرستاد بلکه گویند آن را افترا بسته بگو اگر افترا بسته بگو اگر افترا بستم شما از طرف خدا مالک چیزی نسبت بمن نیستید او بهتر میداند که چه گوئید او بس است گواه میان من و شما و او آمرزنده است و مهربان پیغمبر آنها را احضار کرد و فرمود تازه ایست؟ گفتند آری یا رسول اللَّه بعضی از ماها سخن درشت و ناهمواری گفت که ما را بد آمد رسول خدا صلی الله علیه واله آن آیه را بر آنها تلاوت کرد و بسختی گریستند و خدا این آیه را فرستاد او است که بپذیرد توبه بندگانش را و بگذرد از بدکرداری و بداند چه میکنند.
ص: 116
7- گفتار خدا براستی خدا و فرشتگانش صلوات فرستند بر پیغمبر ایا کسانی که ایمان آوردید صلوات فرستید بر او و درود فراوان، معاندان دانستند که چون این آیه نازل شد عرض شد یا رسول اللَّه ما سلام بر تو را دانستیم ولی چگونه صلوات بر تو فرستیم فرمود بگوئید خدایا رحمت فرست بر محمد و آل محمد چنانچه رحمت فرستادی بر ابراهیم و آل ابراهیم براستی تو حمید و مجیدی ایا گروه مردم میان شما در این اختلافی است؟ گفتند نه مامون گفت در آن اصلا خلافی نیست و مورد اجماع است آیا نزد تو در باره آل چیزی واضح تر از این در قرآن هست ای أبو الحسن؟ فرمود آری بمن خبر دهید از قول خدای عز و جل یس وَ الْقُرْآنِ الْحَکِیمِ إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ مقصود از یس کیست؟ علماء گفتند مقصود از آن محمد است و کسی در آن شک ندارد امام رضا علیه السلام فرمود پس خدا بمحمد و آل محمد فضلی داده که احدی بکنه آن نرسد جز آنکه اندیشه آن تواند کرد و این برای آنست که خدا بر کسی سلام نداده جز به پیغمبران و فرموده است سلام بر نوح در عالمیان و فرمود سلام بر ابراهیم و سلام بر موسی و هرون و نفرموده سلام بر آل نوح و سلام بر آل موسی و بر آل ابراهیم ولی فرمود سلام بر آل یاسین یعنی آل محمد مأمون گفت دانستم که در معدن نبوت شرح و بیان آن موجود است.
8- قول خدای عز و جل بدانید که هر چه غنیمت آرید برای خداست خمس آن و برای رسول و ذی القربی این تاکید مؤکد و سند ثابتی است برای آنها تا قیامت مندرج در کتاب خدا که ناطق بحق است و باطل از پس و پیش در آن راه ندارد تنزیل از حکیم حمید است و اما اینکه فرمود برای یتامی و مساکین است یتیم چون بالغ شود از حکم غنیمت بیرونست و بهره ندارد و همچنان فقیر و مسکین چون ثروتمند شوند بهره از غنیمت ندارند و حلال نیست از آن اخذ کنند ولی سهم ذوی القربی تا قیامت بر پا است برای غنی و فقیر آنها زیرا کسی از خدا غنی تر نیست و نه از رسول خدا و خدا برای خود و رسولش با ذی القربی سهمی مقرر ساخته و آنچه را برای خود و رسولش پسندیده برای آنها هم پسندیده و در غنیمت مجری کرده و بخودش جل جلاله آغاز نموده.
ص: 117
و سپس برسول و باز بدانها و سهم آنها را مقرون سهم خدا و رسولش کرده و همچنانست در وجوب طاعت فرموده آیا کسانی که گرویدید فرمانبرید از خدا و فرمانبرید از رسول و اولو الامر خود بخود، آغاز کرده سپس برسولش و سپس بخاندانش و همچنین است آیه ولایت همانا ولی شما خداست و رسولش و آنان که گرویدند ولایت آنها را باطاعت رسول مقرون بطاعت خود ساخته چنانچه سهم آنها را با سهم رسول مقرون بسهم خود ساخته در غنیمت و فی ء چه بزرگ است نعمت او بر اهل این خانواده و چون داستان صدقه بمیان آمد خود و رسول خود و اهل بیت را از آن منزه نمود و فرمود همانا صدقات برای فقراء و مساکین است و کارمندان در آن و آنها که تالیف قلوب کنند و در بندگان و قرضداران و در راه خدا و برای ابن سبیل فریضه از طرف خدا، در اینجا درک کنی که خدای عز و جل سهمی برای خود مقرر نداشته و نه برای رسولش یا برای ذو القربی زیرا او چون خود را از صدقه منزه دانست رسول و اهل بیت او را هم منزه دانست بلکه آن را بر آنها حرام کرد و صدقه بر آل محمد حرام است و آن چرکهای کف مردم است و برای آنها حلال نیست زیرا آنها را از هر آلودگی و چرکی پاک کرده و چون آنها را خدا پاک کرد و برگزید پسندید برایشان آنچه را برای خود پسندید و بد داشت بر ایشان آنچه را برای خود بد داشت.
9- ما همان اهل ذکریم که خدا در کتاب محکمش فرموده بپرسید از اهل ذکر اگر شما نمیدانید، علماء گفتند مقصود از اهل ذکر یهود و نصاری است امام رضا علیه السلام فرمود سبحان اللَّه آیا این رواست؟ در این صورت بدین خود دعوت کنند و گویند از دین اسلام برتر است مأمون عرض کرد در این باره شما توضیحی دارید بخلاف آنچه گفتند؟ فرمود آری مقصود از ذکر رسول خداست و ما اهل اوئیم و این را در سوره طلاق بیان کرده است بتحقیق خدا بر شما نازل کرده ذکری و آن رسولی است که میخواند بر شما آیات روشن را، ذکر رسول خداست و ما اهل ذکریم.
ص: 118
10- گفته خدای عز و جل در آیه تحریم است!؟ حرامست بر شما مادرانتان و دخترانتان تا آخر آیه بمن بگوئید دختر من و دختر پسرم را نسل در نسل بر پیغمبر رواست که بزنی گیرد اگر زنده باشد؟ گفتند نه فرمود رسول خدا میتواند دختران شما را تزویج کند اگر زنده باشد؟گفتند آری گفت این خود بیانی است زیرا من آل او هستم و شما آل او نیستید و اگر آلش بودید دخترانتان بر او حرام بود چنانچه دختران من بر او حرامست ما آل او هستیم و شما امت اوئید اینست فرق میان آل و امت که آل از او است و امت که از آل نباشد از او نیست.
11- گفته خدای تعالی در سوره مؤمن حکایت از گفتار مردی از آل فرعون، مردی مؤمن از خاندان فرعون که ایمانش را نهان میداشت گفت آیا میخواهید بکشید مردی را که می گوید پروردگار من خداست و معجزاتی هم برای شما آورده از پروردگارتان تا آخر آیه و آن مرد خاله زاده فرعون بود او را به نژاد فرعون متصف کرد نه بدینش و همچنان ما بنژاد و ولادت برسول خدا صلی الله علیه واله مخصوصیم و با عموم مردم در دیانت واردیم و این است فرق میان آل و امت.
12- گفتار خدای عز و جل امر کن خاندانت را بنماز و بر آن صبر کن خدا ما را باین خصوصیت امتیاز داده که با امت مأمور اقامه نمازیم و بطور خصوصی هم مأموریم در برابر امت رسول خدا پس از نزول این آیه تا نه ماه هر روز وقت هر نماز در خانه علی و فاطمه می آمد و میفرمود الصلاه رحمکم اللَّه و خدا احدی از ذراری انبیاء را چنین کرامتی عطا نکرده که ما را گرامی داشته و مخصوص کرده است در میان خاندانش مأمون و علماء گفتند خدا شما اهل بیت را از امت جزای خیر دهد که ما در هر جا اشتباهی داریم شرح و بیانش را جز نزد شما بدست نیاوریم.
ص: 119
الأمالی( للصدوق)، النص، ص: 523-ص: 533
بیان اعمال روز عید غدیر
1-اطعام دادن
قال ابوالحسن الرضا علیه السلام
وَ مَنْ أَطْعَمَ مُؤْمِناً کَانَ کَمَنْ أَطْعَمَ جَمِیعَ الْأَنْبِیَاءِ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ مَنْ زَارَ فِیهِ مُؤْمِناً أَدْخَلَ اللَّهُ قَبْرَهُ سَبْعِینَ نُوراً وَ وَسَّعَ فِی قَبْرِهِ وَ یَزُورُ قَبْرَهُ کُلَّ یَوْمٍ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ وَ یُبَشِّرُونَهُ بِالْجَنَّهِ
و کسی که به مؤمنی غذا بدهد، مانند کسی است که به تمام پیامبران و صدیقین غذا داده است و کسی که مؤمنی را دیدار کند خداوند هفتاد نور وارد قبر او نموده، قبر او را وسعت داده و هر روز هفتاد هزار فرشته از قبر او دیدن کرده و به او مژده بهشت می دهند.
إقبال الأعمال (ط - القدیمه)، ج 1، ص: 465
2-تبسم نمودن
قال ابوالحسن الرضا علیه السلام
وَ هُوَ یَوْمُ التَّبَسُّمِ فِی وُجُوهِ النَّاسِ مِنْ أَهْلِ الْإِیمَانِ فَمَنْ تَبَسَّمَ فِی وَجْهِ أَخِیهِ یَوْمَ الْغَدِیرِ نَظَرَ اللَّهُ إِلَیْهِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ بِالرَّحْمَهِ وَ قَضَی لَهُ أَلْفَ حَاجَهٍ وَ بَنَی لَهُ قَصْراً فِی الْجَنَّهِ مِنْ دُرَّهٍ بَیْضَاءَ وَ نَضَّرَ وَجْهَهُ
روز تبسم نمودن در چهره مؤمنین است و کسی که در روز غدیر به روی برادر خود تبسم نماید، خداوند در روز قیامت با دیده رحمت به او نگریسته، هزار حاجت او را برآورده نموده و کاخی از مرواریدهای بزرگ و درخشان و سفید برای او در بهشت ساخته و چهره او را زیبا می نماید.
إقبال الأعمال (ط - القدیمه)، ج 1، ص: 465
3-افطاری دادن
قال الفیّاض بن محمد بن عمر الطوسی سنه تسع و خمسین و مائتین و قد بلغ التسعین: إنَّه شهد أبا الحسن علیّ بن موسی الرضا علیه السلام فی یوم الغدیر و بحضرته جماعه من خاصّته قد احتبسهم للإفطار، و قد قدّم إلی منازلهم الطعام و البرّ و الصِّلات و الکسوه حتی الخواتیم و النعال، و قد غیّر من أحوالهم و أحوال حاشیته، و جُدِّدت لهم آله غیر الآله التی جری الرسم بابتذالها قبل یومه، و هو یذکر فضل الیوم و قدمه.
ص: 120
فیّاض بن محمّد بن عمر طوسی در سال 259 در سن نود سالگی گفت که: حضرت ابی الحسن علی بن موسی الرضا علیه السّلام را در روز غدیر ملاقات نمود در حالیکه گروهی از خواص در محضر مبارکش بودند و آنها را برای افطار نزد خود نگاهداشته بود و در عین حال- غذا و هدایا و لباس و حتی انگشتری و کفش برای خانه های آنها فرستاده بود و وضع زندگی آنها را (از حیث معیشت) تغییر داده بود و همچنین وابستگان و نزدیکان خود را از هر جهت بوضع و صورت نوینی در آورده بود بطوریکه در کلیه شئون زندگی و آلات و ادوات معمولی وضع جدید و نوینی بخود گرفته بودند که با روزهای قبل فرق داشت و آنحضرت فضیلت و سبقت این روز را برای آنها بیان می فرمود.
الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب، ج 1، ص: 533
قال ابوالحسن الرضا علیه السلام
وَ یَوْمُ تَفْطِیرِ الصَّائِمِینَ فَمَنْ فَطَّرَ فِیهِ صَائِماً مُؤْمِناً کَانَ کَمَنْ أَطْعَمَ فِئَاماً وَ فِئَاماً إِلَی أَنْ عَدَّ عَشْراً ثُمَّ قَالَ أَوَ تَدْرِی مَا الْفِئَامُ قَالَ لَا قَالَ مِائَهُ أَلْفٍ
و روز افطاری دادن به مؤمنان است پس هر که افطار دهد مؤمن روزه دار را چنانست که طعام داده باشد فئامی و فئامی تا ده فئام(فئام به همزه در لغت جماعه بسیارند) پس حضرت فرمودند:که می دانی فئام در اینجا چند است راوی گفت نه حضرت فرمودند: که صد هزار است.
إقبال الأعمال (ط - القدیمه)، ج 1، ص: 465
4-کندن جامه های سیاه
قال ابوالحسن الرضا علیه السلام
وَ یَوْمُ لُبْسِ الثِّیَابِ وَ نَزْعِ السَّوَادِ
وروز پوشیدن لباس نو وبیرون آوردن لباس سیاه است.
ص: 121
إقبال الأعمال (ط - القدیمه)، ج 1، ص: 465
5-زدودن غم از دل شیعیان
قال ابوالحسن الرضا علیه السلام
وَ هُوَ یَوْمُ تَنْفِیسِ الْکَرْبِ
و این روزیست که غمها و ناراحتی ها را از دل شیعیان بر می دارد.
إقبال الأعمال (ط - القدیمه)، ج 1، ص: 465
6-پوشیدن لباس نو
قال ابوالحسن الرضا علیه السلام
وَ هُوَ یَوْمُ الزِّینَهِ فَمَنْ تَزَیَّنَ لِیَوْمِ الْغَدِیرِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ کُلَّ خَطِیئَهٍ عَمِلَهَا صَغِیرَهً أَوْ کَبِیرَهً وَ بَعَثَ اللَّهُ إِلَیْهِ مَلَائِکَهً یَکْتُبُونَ لَهُ الْحَسَنَاتِ وَ یَرْفَعُونَ لَهُ الدَّرَجَاتِ إِلَی قَابِلِ مِثْلِ ذَلِکَ الْیَوْمِ فَإِنْ مَاتَ مَاتَ شَهِیداً وَ إِنْ عَاشَ عَاشَ سَعِیداً
این، روز آراستن است، کسی که برای روز غدیر خود را بیاراید، خداوند تمام گناهان کوچک و بزرگ او را بخشیده، و فرشتگانی را مأمور می کند از این روز تا سال آینده در چنین روزی، برای او کارهای نیک نوشته و مقام او را بالا ببرند و اگر از دنیا برود با شهادت از دنیا رفته و اگر زنده بماند با سعادت زندگانی خواهد کرد.
إقبال الأعمال (ط - القدیمه)، ج 1، ص: 465
7-بخشش
قال ابوالحسن الرضا علیه السلام
وَ یَوْمُ الْحَبَاءِ وَ الْعَطِیَّهِ
و روز بخشش و عطاست.
إقبال الأعمال (ط - القدیمه)، ج 1، ص: 465
8-شکرگذاری نعمت ولایت
قال ابوالحسن الرضا علیه السلام
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوَلَایَهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّهِ علیهم السلام
حمد عالمیان را سزا است آن خداوندی که گردانید ما را از جمله کسانی که دست در دامان ولایت حضرت امیر المؤمنین و ائمه معصومین صلوات اللَّه علیهم زده ایم.
إقبال الأعمال (ط - القدیمه)، ج 1، ص: 465
ص: 122
9تهنیت گفتن
قال ابوالحسن الرضا علیه السلام
وَ هُوَ یَوْمُ التَّهْنِیَهِ یُهَنِّی بَعْضُکُمْ بَعْضاً فَإِذَا لَقِیَ الْمُؤْمِنُ أَخَاهُ یَقُولُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوَلَایَهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّهِ علیهم السلام
و روز تهنیت و مبارک باد است که می باید که چون مؤمنان به هم برسند مبارک باد
به یکدیگر بگویند و بگویند که حمد عالمیان را سزا است آن خداوندی که گردانید ما را از جمله کسانی که دست در دامان ولایت حضرت امیر المؤمنین و ائمه معصومین صلوات اللَّه علیهم زده ایم و اگر عبارت عربی را بگویند بهتر است و آن اینست که
الحمد للّه الّذی جعلنا من المتمسّکین بولایه امیر المؤمنین و الائمه صلوات اللَّه علیهم.
إقبال الأعمال (ط - القدیمه)، ج 1، ص: 465
10-دعا
قال ابوالحسن الرضا علیه السلام
وَ یَوْمُ یُسْتَجَابُ فِیهِ الدُّعَاءُ
و روز استجابت دعاهاست.
إقبال الأعمال (ط - القدیمه)، ج 1، ص: 465
11-نشر علم
قال ابوالحسن الرضا علیه السلام
وَ یَوْمُ نَشْرِ الْعِلْمِ
وروز نشرعلم است.
إقبال الأعمال (ط - القدیمه)، ج 1، ص: 465
12-زدودن غم از دل شیعیان
قال ابوالحسن الرضا علیه السلام
وَ هُوَ یَوْمُ تَنْفِیسِ الْکَرْبِ
و این روزیست که غمها و ناراحتی ها را از دل شیعیان بر می دارد.
إقبال الأعمال (ط - القدیمه)، ج 1، ص: 465
13-زیاد صلوات فرستادن
قال ابوالحسن الرضا علیه السلام
وَ یَوْمُ إِکْثَارِ الصَّلَاهِ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
و روزیست که صلوات بر محمد و آل او بسیار باید فرستاد.
إقبال الأعمال (ط - القدیمه)، ج 1، ص: 465
14-زیارت امیرالمومنین علیه السلام در روز غدیر
ص: 123
قال ابوالحسن الرضا علیه السلام
ثُمَّ قَالَ یَا ابْنَ أَبِی نَصْرٍ أَیْنَمَا کُنْتَ فَاحْضُرْ یَوْمَ الْغَدِیرِ عِنْدَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ فَإِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ لِکُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَهٍ وَ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَهٍ ذُنُوبَ سِتِّینَ سَنَهً وَ یُعْتِقُ مِنَ النَّارِ ضِعْفَ مَا أَعْتَقَ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ وَ لَیْلَهِ الْقَدْرِ وَ لَیْلَهِ الْفِطْرِ
پس حضرت فرمودند: که ای پسر ابو نصر در هر جا که باشی سعی کن که در روز غدیر نزد حضرت امیر المؤمنین صلوات اللَّه علیه حاضر شوی زیرا که حق سبحانه و تعالی می آمرزد جمیع مؤمنین و مؤمنات و مسلمین و مسلمات را و در می گذرد از گناهان شصت ساله ایشان، و از آتش دوزخ آزاد می کند دو برابر آن چه آزاد کرده است در ماه رمضان و در شب قدر و شب فطر.
فرحه الغری فی تعیین قبر أمیر المؤمنین علی بن أبیطالب علیه السلام فی النجف ص:106
15-صدقه به شیعیان اثنی عشری
قال ابوالحسن الرضا علیه السلام
وَ الدِّرْهَمُ فِیهِ بِأَلْفِ دِرْهَمٍ لِإِخْوَانِکَ الْعَارِفِینَ وَ أَفْضِلْ عَلَی إِخْوَانِکَ فِی هَذَا الْیَوْمِ وَ سُرَّ فِیهِ کُلَّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَهٍ
و درهمی که در این روز تصدیق کنند برابر است با هزار درهم که به شیعیان اثنی عشری دهند پس هر چه مقدورت باشد احسان کن به برادران مؤمنت و مسرور ساز در این روز مؤمن و مؤمنه را.
فرحه الغری فی تعیین قبر أمیر المؤمنین علی بن أبیطالب علیه السلام فی النجف ص:106
16-وسعت دادن به خانواده
قال ابوالحسن الرضا علیه السلام
وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی یَزِیدُ اللَّهُ فِی حَالِ مَنْ عَبَدَ فِیهِ وَ وَسَّعَ عَلَی عِیَالِهِ وَ نَفْسِهِ وَ إِخْوَانِهِ وَ یُعْتِقُهُ اللَّهُ مِنَ النَّارِ
ص: 124
روزی است که هر کس در آن خدا را پرستش نموده و خانواده خود و برادرانش را در وسعت قرار دهد، خداوند مال او را افزایش داده و او را از آتش رها می کند.
پیامها:
1-هر کس به خانواده اش وسعت دهد خدا به او برکت عنایت می کند.
2-هر کس به خانواده اش وسعت دهد خدا او را از آتش رها می کند.
إقبال الأعمال (ط - القدیمه)، ج 1، ص: 465
17-غسل
قال علی بن موسی الرضا علیه السلام
........وَ أَعِدِ الصَّلَاهَ وَ الْغُسْلُ ثَلَاثَهٌ وَ عِشْرُونَ مِنَ الْجَنَابَهِ وَ ............... وَ غُسْلُ الِاسْتِخَارَهِ وَ غُسْلُ طَلَبِ الْحَوَائِجِ مِنَ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی وَ غُسْلُ یَوْمِ غَدِیرِ خُمٍّ
امام رضاعلیه السلام پس ازدسته غسلهای مستحب ،یکی ازآنها راغسل غدیر بیان می فرمایند.
الفقه المنسوب إلی الإمام الرضا علیه السلام، ص: 82
ورد مؤداه فی الفقیه 1: 44/ 172، و الهدایه: 19، و الکافی 3: 40/ 1 و 2، و التّهذیب 1: 104/ 270.
بیان چهل نام برای روز عید غدیر
اشاره
امام رضا علیه السلام برای روز عید غدیر خم 40 نام را بیان فرمودند که ابتدا کل روایت را یکجا بیان نموده و سپس هر کدام ازاین نامها را جداگانه می آوریم.
رَوَاهُ عَنِ الرِّضَا ع قَالَ إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهِ زُفَّتْ أَرْبَعَهُ أَیَّامٍ إِلَی اللَّهِ کَمَا تُزَفُّ الْعَرُوسُ إِلَی خِدْرِهَا قِیلَ مَا هَذِهِ الْأَیَّامُ قَالَ یَوْمُ الْأَضْحَی وَ یَوْمُ الْفِطْرِ وَ یَوْمُ الْجُمُعَهِ وَ یَوْمُ الْغَدِیرِ وَ إِنَّ یَوْمَ الْغَدِیرِ بَیْنَ الْأَضْحَی وَ الْفِطْرِ وَ الْجُمُعَهِ کَالْقَمَرِ بَیْنَ الْکَوَاکِبِ وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی نَجَا فِیهِ إِبْرَاهِیمُ الْخَلِیلُ مِنَ النَّارِ فَصَامَهُ شُکْراً لِلَّهِ وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی أَکْمَلَ اللَّهُ بِهِ الدِّینَ فِی إِقَامَهِ النَّبِیِّ ع عَلِیّاً أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلَماً وَ أَبَانَ فَضِیلَتَهُ وَ وِصَاءَتَهُ فَصَامَ ذَلِکَ الْیَوْمَ وَ إِنَّهُ لَیَوْمُ الْکَمَالِ وَ یَوْمُ مَرْغَمَهِ الشَّیْطَانِ وَ یَوْمُ تُقْبَلُ أَعْمَالُ الشِّیعَهِ وَ مُحِبِّی آلِ مُحَمَّدٍ وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی أَکْمَلَ اللَّهُ الدِّینَ یَعْمَدُ اللَّهُ فِیهِ إِلَی مَا عَمِلَهُ الْمُخَالِفُونَ فَیَجْعَلُهُ هَباءً مَنْثُوراً وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی یَأْمُرُ جَبْرَئِیلَ ع أَنْ یَنْصِبَ کُرْسِیَّ کَرَامَهِ اللَّهِ بِإِزَاءِ بَیْتِ الْمَعْمُورِ وَ یَصْعَدُهُ جَبْرَئِیلُ ع وَ تَجْتَمِعُ إِلَیْهِ الْمَلَائِکَهُ مِنْ جَمِیعِ السَّمَاوَاتِ وَ یُثْنُونَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِشِیعَهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّهِ ع وَ مُحِبِّیهِمْ مِنْ وُلْدِ آدَمَ ع وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی یَأْمُرُ اللَّهُ فِیهِ الْکِرَامَ الْکَاتِبِینَ أَنْ یَرْفَعُوا الْقَلَمَ عَنْ مُحِبِّی أَهْلِ الْبَیْتِ وَ شِیعَتِهِمْ ثَلَاثَهَ أَیَّامٍ مِنْ یَوْمِ الْغَدِیرِ وَ لَا یَکْتُبُونَ عَلَیْهِمْ شَیْئاً مِنْ خَطَایَاهُمْ کَرَامَهً لِمُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ وَ الْأَئِمَّهِ وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی جَعَلَهُ اللَّهُ لِمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ [عَلِیٍ] وَ ذَوِی رَحْمَتِهِ وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی یَزِیدُ اللَّهُ فِی حَالِ مَنْ عَبَدَ فِیهِ وَ وَسَّعَ عَلَی عِیَالِهِ وَ نَفْسِهِ وَ إِخْوَانِهِ وَ یُعْتِقُهُ اللَّهُ مِنَ النَّارِ وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی یَجْعَلُ اللَّهِ فِیهِ سَعْیَ الشِّیعَهِ مَشْکُوراً وَ ذَنْبَهُمُ مَغْفُوراً وَ عَمَلَهُمْ مَقْبُولًا وَ هُوَ یَوْمُ تَنْفِیسِ الْکَرْبِ وَ یَوْمُ تَحْطِیطِ الْوِزْرِ وَ یَوْمُ الْحَبَاءِ وَ الْعَطِیَّهِ وَ یَوْمُ نَشْرِ الْعِلْمِ وَ یَوْمُ الْبِشَارَهِ وَ الْعِیدِ الْأَکْبَرِ وَ یَوْمُ یُسْتَجَابُ فِیهِ الدُّعَاءُ وَ یَوْمُ الْمَوْقِفِ الْعَظِیمِ وَ یَوْمُ لُبْسِ الثِّیَابِ وَ نَزْعِ السَّوَادِ وَ یَوْمُ الشَّرْطِ الْمَشْرُوطِ وَ یَوْمُ نَفْیِ الْغُمُومِ [الْهُمُومِ] وَ یَوْمُ الصَّفْحِ عَنْ مُذْنِبِی شِیعَهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ هُوَ یَوْمُ السُّبْقَهِ وَ یَوْمُ إِکْثَارِ الصَّلَاهِ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ یَوْمُ الرِّضَا وَ یَوْمُ عِیدِ أَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ وَ یَوْمُ قَبُولِ الْأَعْمَالِ وَ یَوْمُ طَلَبِ الزِّیَادَهِ وَ یَوْمُ اسْتِرَاحَهِ الْمُؤْمِنِینَ وَ یَوْمُ الْمُتَاجَرَهِ وَ یَوْمُ التَّوَدُّدِ وَ یَوْمُ الْوُصُولِ إِلَی رَحْمَهِ اللَّهِ وَ یَوْمُ التَّزْکِیَهِ وَ یَوْمُ تَرْکِ الْکَبَائِرِ وَ الذُّنُوبِ وَ یَوْمُ الْعِبَادَهِ وَ یَوْمُ تَفْطِیرِ الصَّائِمِینَ فَمَنْ فَطَّرَ فِیهِ صَائِماً مُؤْمِناً کَانَ کَمَنْ أَطْعَمَ فِئَاماً وَ فِئَاماً إِلَی أَنْ عَدَّ عَشْراً ثُمَّ قَالَ أَ وَ تَدْرِی مَا الْفِئَامُ قَالَ لَا قَالَ مِائَهُ أَلْفٍ وَ هُوَ یَوْمُ التَّهْنِیَهِ یُهَنِّی بَعْضُکُمْ بَعْضاً فَإِذَا لَقِیَ الْمُؤْمِنُ أَخَاهُ یَقُولُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوَلَایَهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّهِ ع وَ هُوَ یَوْمُ التَّبَسُّمِ فِی وُجُوهِ النَّاسِ مِنْ أَهْلِ الْإِیمَانِ فَمَنْ تَبَسَّمَ فِی وَجْهِ أَخِیهِ یَوْمَ الْغَدِیرِ نَظَرَ اللَّهُ إِلَیْهِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ بِالرَّحْمَهِ وَ قَضَی لَهُ أَلْفَ حَاجَهٍ وَ بَنَی لَهُ قَصْراً فِی الْجَنَّهِ مِنْ دُرَّهٍ بَیْضَاءَ وَ نَضَّرَ وَجْهَهُ وَ هُوَ یَوْمُ الزِّینَهِ فَمَنْ تَزَیَّنَ لِیَوْمِ الْغَدِیرِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ کُلَّ خَطِیئَهٍ عَمِلَهَا صَغِیرَهً أَوْ کَبِیرَهً وَ بَعَثَ اللَّهُ إِلَیْهِ مَلَائِکَهً یَکْتُبُونَ لَهُ الْحَسَنَاتِ وَ یَرْفَعُونَ لَهُ الدَّرَجَاتِ إِلَی قَابِلِ مِثْلِ ذَلِکَ الْیَوْمِ فَإِنْ مَاتَ مَاتَ شَهِیداً وَ إِنْ عَاشَ عَاشَ سَعِیداً وَ مَنْ أَطْعَمَ مُؤْمِناً کَانَ کَمَنْ أَطْعَمَ جَمِیعَ الْأَنْبِیَاءِ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ مَنْ زَارَ فِیهِ مُؤْمِناً أَدْخَلَ اللَّهُ قَبْرَهُ سَبْعِینَ نُوراً وَ وَسَّعَ فِی قَبْرِهِ وَ یَزُورُ قَبْرَهُ کُلَّ یَوْمٍ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ وَ یُبَشِّرُونَهُ بِالْجَنَّهِ وَ فِی یَوْمِ الْغَدِیرِ عَرَضَ اللَّهُ الْوَلَایَهَ عَلَی أَهْلِ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ فَتَسْبِقُ إِلَیْهَا أَهْلُ السَّمَاءِ السَّابِعَهِ فَزَیَّنَ بِهَا الْعَرْشَ ثُمَّ سَبَقَ إِلَیْهَا أَهْلُ السَّمَاءِ الرَّابِعَهِ فَزَیَّنَهَا بِالْبَیْتِ الْمَعْمُورِ ثُمَّ سَبَقَ إِلَیْهَا أَهْلُ السَّمَاءِ الدُّنْیَا فَزَیَّنَهَا بِالْکَوَاکِبِ ثُمَّ عَرَضَهَا عَلَی الْأَرَضِینَ فَسَبَقَتْ مَکَّهُ فَزَیَّنَهَا بِالْکَعْبَهِ ثُمَّ سَبَقَتْ إِلَیْهَا الْمَدِینَهُ فَزَیَّنَهَا بِالْمُصْطَفَی مُحَمَّدٍ ص ثُمَّ سَبَقَتْ إِلَیْهَا الْکُوفَهُ فَزَیَّنَهَا بِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع وَ عَرَضَهَا عَلَی الْجِبَالِ فَأَوَّلُ جَبَلٍ أَقَرَّ بِذَلِکَ ثَلَاثَهُ أَجْبُلٍ [أَجْبَالٍ] الْعَقِیقُ وَ جَبَلُ الْفَیْرُوزَجِ وَ جَبَلُ الْیَاقُوتِ فَصَارَتْ هَذِهِ الْجِبَالُ جِبَالَهُنَّ وَ أَفْضَلَ الْجَوَاهِرِ ثُمَّ سَبَقَتْ إِلَیْهَا جِبَالٌ أُخَرُ فَصَارَتْ مَعَادِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّهِ وَ مَا لَمْ یُقِرَّ بِذَلِکَ وَ لَمْ یَقْبَلْ صَارَتْ لَا تُنْبِتُ شَیْئاً وَ عَرَضَتْ فِی ذَلِکَ الْیَوْمِ عَلَی الْمِیَاهِ فَمَا قَبِلَ مِنْهَا صَارَ عَذْباً وَ مَا أَنْکَرَ صَارَ مِلْحاً أُجَاجاً وَ عَرَضَهَا فِی ذَلِکَ الْیَوْمِ عَلَی النَّبَاتِ فَمَا قَبِلَهُ صَارَ حُلْواً طَیِّباً وَ مَا لَمْ یَقْبَلْ صَارَ مُرّاً ثُمَّ عَرَضَهَا فِی ذَلِکَ الْیَوْمِ عَلَی الطَّیْرِ فَمَا قَبِلَهَا صَارَ فَصِیحاً مُصَوِّتاً وَ مَا أَنْکَرَهَا صَارَ أَخْرَسَ مِثْلَ اللَّکَنِ وَ مَثَلُ الْمُؤْمِنِینَ فِی قَبُولِهِمْ وَلَاءَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ فِی یَوْمِ غَدِیرِ خُمٍّ کَمَثَلِ الْمَلَائِکَهِ فِی سُجُودِهِمْ لِآدَمَ وَ مَثَلُ مَنْ أَبَی وَلَایَهَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ فِی یَوْمِ الْغَدِیرِ مَثَلُ إِبْلِیسَ وَ فِی هَذَا الْیَوْمِ أُنْزِلَتْ هَذِهِ الْآیَهُ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِیّاً إِلَّا وَ کَانَ یَوْمُ بَعْثِهِ مِثْلَ یَوْمِ الْغَدِیرِ عِنْدَهُ وَ عَرَفَ حُرْمَتَهُ إِذْ نَصَبَ لِأُمَّتِهِ وَصِیّاً وَ خَلِیفَهً مِنْ بَعْدِهِ فِی ذَلِکَ الْیَوْمِ
ص: 125
إقبال الأعمال (ط - القدیمه)، ج 1، ص: 465
1-روزنجات حضرت ابراهیم علیه السلام
وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی نَجَا فِیهِ إِبْرَاهِیمُ الْخَلِیلُ مِنَ النَّارِ فَصَامَهُ شُکْراً لِلَّهِ
و روزی است که حضرت إبراهیم خلیل علیه السّلام در آن از آتش رهایی یافت و بجهت سپاسگزاری، آن روز را روزه گرفت.
2-روز اکمال دین
وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی أَکْمَلَ اللَّهُ بِهِ الدِّینَ فِی إِقَامَهِ النَّبِیِّ ع عَلِیّاً أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلَماً وَ أَبَانَ فَضِیلَتَهُ وَ وِصَاءَتَهُ فَصَامَ ذَلِکَ الْیَوْمَ
و نیز روزی است که در آن پیامبر صلّی اللّه علیه و آله علی علیه السّلام را بعنوان جانشین خود معرفی و فضیلتهای او را بیان نمود و خداوند بدین وسیله دین را کامل کرد. علی علیه السّلام بخاطر شکرگزاری این روز را روزه گرفته است.
3-روزکامل شدن
وَ إِنَّهُ لَیَوْمُ الْکَمَالِ
و روز روز کمال
4-روز ناراحتی شیطان
وَ یَوْمُ مَرْغَمَهِ الشَّیْطَانِ
روز ناراحتی شیطان
5-روز قبولی اعمال شیعه
وَ یَوْمُ تُقْبَلُ أَعْمَالُ الشِّیعَهِ وَ مُحِبِّی آلِ مُحَمَّدٍ
و روزی است که اعمال شیعه و دوستداران آل محمد پذیرفته شده
6-روز باطل و نابود شدن عمل مخالفین
وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی أَکْمَلَ اللَّهُ الدِّینَ یَعْمَدُ اللَّهُ فِیهِ إِلَی مَا عَمِلَهُ الْمُخَالِفُونَ فَیَجْعَلُهُ هَباءً مَنْثُوراً
(1)و روزی است که کامل شد دین خداوند و عمل مخالفین آنان را باطل و نابود می گرداند و این همان است که خداوند در آن آیه می فرماید: آن اعمال را باطل و نابود نمودیم.
7-روز ثناء وستایش پیامبر
وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی یَأْمُرُ جَبْرَئِیلَ ع أَنْ یَنْصِبَ کُرْسِیَّ کَرَامَهِ اللَّهِ بِإِزَاءِ بَیْتِ الْمَعْمُورِ وَ یَصْعَدُهُ جَبْرَئِیلُ ع وَ تَجْتَمِعُ إِلَیْهِ الْمَلَائِکَهُ مِنْ جَمِیعِ السَّمَاوَاتِ وَ یُثْنُونَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِشِیعَهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّهِ ع وَ مُحِبِّیهِمْ مِنْ وُلْدِ آدَمَ ع
ص: 126
روزی است که خدا به جبرییل دستور می دهد، کرسی کرامت او را روبروی بیت المعمور قرار دهد. آنگاه بالای آن رفته و فرشتگان تمامی آسمان ها گرد او جمع شده، حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را ستایش کرده و برای شیعیان و دوستدار امیرالمؤمنین و امامان علیهم السّلام آمرزش می خواهند.
8-روز رفع القلم
وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی یَأْمُرُ اللَّهُ فِیهِ الْکِرَامَ الْکَاتِبِینَ أَنْ یَرْفَعُوا الْقَلَمَ عَنْ مُحِبِّی أَهْلِ الْبَیْتِ وَ شِیعَتِهِمْ ثَلَاثَهَ أَیَّامٍ مِنْ یَوْمِ الْغَدِیرِ وَ لَا یَکْتُبُونَ عَلَیْهِمْ شَیْئاً مِنْ خَطَایَاهُمْ کَرَامَهً لِمُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ وَ الْأَئِمَّهِ
روزی است که خداوند در آن به نویسندگان بزرگوار اعمال دستور می دهد، بخاطر بزرگداشت محمد و علی و ائمه علیهم السلام بمدت سه روزخطاهای دوستداران اهل بیت و شیعیان آنان را ننویسند.
9-روز مخصوص پیامبر وآل او
وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی جَعَلَهُ اللَّهُ لِمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ [عَلِیٍ] وَ ذَوِی رَحْمَتِهِ
روزی است که خداوند آن را مخصوص محمد، آل او و خویشان نسبی او نموده است.
10-روز وسعت دادن به خانواده و برادران
وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی یَزِیدُ اللَّهُ فِی حَالِ مَنْ عَبَدَ فِیهِ وَ وَسَّعَ عَلَی عِیَالِهِ وَ نَفْسِهِ وَ إِخْوَانِهِ وَ یُعْتِقُهُ اللَّهُ مِنَ النَّارِ
روزی است که هر کس در آن خدا را پرستش نموده و خانواده، خود و برادرانش را در وسعت قرار دهد، خداوند مال او را افزایش داده و او را از آتش رها می کند.
11-روز سعی مشکور
وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی یَجْعَلُ اللَّهِ فِیهِ سَعْیَ الشِّیعَهِ مَشْکُوراً وَ ذَنْبَهُمُ مَغْفُوراً وَ عَمَلَهُمْ مَقْبُولًا
و این روزیست که حق سبحانه و تعالی سعی شیعیان حضرات ائمه معصومین را مشکور و مقبول می کند و گناهان ایشان را مغفور می گرداند و اعمال ایشان را مقبول می گرداند.
ص: 127
12-روز برطرف شدن غمها
وَ هُوَ یَوْمُ تَنْفِیسِ الْکَرْبِ
و روزیست که غمها وناراحتی ها را از دل شیعیان بر می دارند.
13- روز ریزش گناهان
وَ یَوْمُ تَحْطِیطِ الْوِزْرِ
و روزیست که گناهان را از پشتهای ایشان می اندازند.
14- روز بخشش وعطا
وَ یَوْمُ الْحَبَاءِ وَ الْعَطِیَّهِ
و روز بخشش و عطاست.
15- روز نشر علم
وَ یَوْمُ نَشْرِ الْعِلْمِ
و روزیست که علم را نشر می کنند.
16- روز بشارت
وَ یَوْمُ الْبِشَارَهِ
و روز بشارتست.
17-روز بزرگترین عید
وَ الْعِیدِ الْأَکْبَرِ
و عید بزرگتر حق سبحانه و تعالی است .
18-روز استجابت دعا
وَ یَوْمُ یُسْتَجَابُ فِیهِ الدُّعَاءُ
و روز استجابت دعاهاست.
19-روز موقف عظیم
وَ یَوْمُ الْمَوْقِفِ الْعَظِیمِ
و روز موقف عظیم است.
20-روز پوشیدن لباس نو وبیرون آوردن لباس سیاه
وَ یَوْمُ لُبْسِ الثِّیَابِ وَ نَزْعِ السَّوَادِ
وروز پوشیدن لباس نو وبیرون آوردن لباس سیاه است.
21-روز شرط مشروط
وَ یَوْمُ الشَّرْطِ الْمَشْرُوطِ
و روز شرط مشروط است که حضرت سید المرسلین صلی اللَّه علیه و آله بر عالمیان شرط فرمودند که هرکه اعتقاد به امامت امیر المؤمنین و یازده فرزندش کند آتش دوزخ بر او حرام باشد .
22 -روز زایل شدن غمها
وَ یَوْمُ نَفْیِ الْغُمُومِ [الْهُمُومِ]
و روزیست که غمها زایل می شود.
23-روز بخشش گناهان
وَ یَوْمُ الصَّفْحِ عَنْ مُذْنِبِی شِیعَهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ
و روزیست که گناهان شیعیان مغفور می شود .
24-روز مسابقه
وَ هُوَ یَوْمُ السُّبْقَهِ
و روز مسابقه است.
25-روز زیاد صلوات فرستادن
وَ یَوْمُ إِکْثَارِ الصَّلَاهِ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
ص: 128
و روزیست که صلوات بر محمد و آل او بسیار باید فرستاد.
26- روز خوشنودی
وَ یَوْمُ الرِّضَا
و روز خوشنودی خدا و رسول و ائمه معصومین علیهم السلام و شیعیان ایشان است.
27 -روز عید اهل بیت
وَ یَوْمُ عِیدِ أَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ
روز عید اهل بیت محمد صلی الله علیه و آله و سلم است.
28-روز قبول شدن اعمال
وَ یَوْمُ قَبُولِ الْأَعْمَالِ
و روز قبول شدن اعمال است.
29-روز زیاده طلبی
وَ یَوْمُ طَلَبِ الزِّیَادَهِ
و روزیست که می باید ازحق سبحانه وتعالی طلب کنند زیادتی را(در علم و عمر و مال).
30-روز استراحت مؤمنان
وَ یَوْمُ اسْتِرَاحَهِ الْمُؤْمِنِینَ
و این روز استراحت مؤمنان است.
31-روز تجارت
وَ یَوْمُ الْمُتَاجَرَهِ
و روز تجارت است.
32- روز دوستی کردن با مؤمنان
وَ یَوْمُ التَّوَدُّدِ
و روز دوستی کردن با مؤمنان است.
33-روز رسیدن به رحمت خداوند
وَ یَوْمُ الْوُصُولِ إِلَی رَحْمَهِ اللَّهِ
و روز رسیدن به رحمت خداوند رحمان است .
34-روز پاک شدن مؤمنان از گناهان
وَ یَوْمُ التَّزْکِیَهِ
و روز پاک شدن مؤمنان از گناهان است.
35-روز ترک گناهان کبیره و صغیره
وَ یَوْمُ تَرْکِ الْکَبَائِرِ وَ الذُّنُوبِ
و روز ترک گناهان کبیره و صغیره است.
36-روز عبادت
وَ یَوْمُ الْعِبَادَهِ
و روز عبادتست.
37-روز افطاری دادن به مؤمنان
وَ یَوْمُ تَفْطِیرِ الصَّائِمِینَ فَمَنْ فَطَّرَ فِیهِ صَائِماً مُؤْمِناً کَانَ کَمَنْ أَطْعَمَ فِئَاماً وَ فِئَاماً إِلَی أَنْ عَدَّ عَشْراً ثُمَّ قَالَ أَ وَ تَدْرِی مَا الْفِئَامُ قَالَ لَا قَالَ مِائَهُ أَلْفٍ
و روز افطاری دادن به مؤمنان است پس هر که افطار دهد مؤمن روزه دار را چنانست که طعام داده باشد فئامی و فئامی تا ده فئام(فئام به همزه در لغت جماعه بسیارند) پس حضرت فرمودند:که می دانی فئام در اینجا چند است راوی گفت نه حضرت فرمودند: که صد هزار است.
ص: 129
38-روز تهنیت و مبارک باد
وَ هُوَ یَوْمُ التَّهْنِیَهِ یُهَنِّی بَعْضُکُمْ بَعْضاً فَإِذَا لَقِیَ الْمُؤْمِنُ أَخَاهُ یَقُولُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوَلَایَهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّهِ ع
و این روز تهنیت و مبارک باد است که چون مؤمنان به هم برسند مبارک باد به یکدیگر بگویند و بگویند که حمد خدای عالمیان را سزا است آن خداوندی که گردانید ما را از جمله کسانی که دست در دامان ولایت حضرت امیر المؤمنین و ائمه معصومین صلوات اللَّه علیهم زده ایم( و اگر عبارت عربی را بگویند بهتر است و آن اینست که
«الحمد للّه الّذی جعلنا من المتمسّکین بولایه امیر المؤمنین و الائمه صلوات اللَّه علیهم».)
39-روز تبسم نمودن در چهره مؤمنین
وَ هُوَ یَوْمُ التَّبَسُّمِ فِی وُجُوهِ النَّاسِ مِنْ أَهْلِ الْإِیمَانِ فَمَنْ تَبَسَّمَ فِی وَجْهِ أَخِیهِ یَوْمَ الْغَدِیرِ نَظَرَ اللَّهُ إِلَیْهِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ بِالرَّحْمَهِ وَ قَضَی لَهُ أَلْفَ حَاجَهٍ وَ بَنَی لَهُ قَصْراً فِی الْجَنَّهِ مِنْ دُرَّهٍ بَیْضَاءَ وَ نَضَّرَ وَجْهَهُ
روز تبسم نمودن در چهره مؤمنین است و کسی که در روز غدیر به روی برادر خود تبسم نماید، خداوند در روز قیامت با دیده رحمت به او نگریسته، هزار حاجت او را برآورده نموده و کاخی از مرواریدهای بزرگ و درخشان و سفید برای او در بهشت ساخته و چهره او را زیبا می نماید.
40-روز زینت
وَ هُوَ یَوْمُ الزِّینَهِ فَمَنْ تَزَیَّنَ لِیَوْمِ الْغَدِیرِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ کُلَّ خَطِیئَهٍ عَمِلَهَا صَغِیرَهً أَوْ کَبِیرَهً وَ بَعَثَ اللَّهُ إِلَیْهِ مَلَائِکَهً یَکْتُبُونَ لَهُ الْحَسَنَاتِ وَ یَرْفَعُونَ لَهُ الدَّرَجَاتِ إِلَی قَابِلِ مِثْلِ ذَلِکَ الْیَوْمِ فَإِنْ مَاتَ مَاتَ شَهِیداً وَ إِنْ عَاشَ عَاشَ سَعِیداً
ص: 130
و روز آراستن است، کسی که برای روز غدیر خود را بیاراید، خداوند تمام گناهان کوچک و بزرگ او را بخشیده، و فرشتگانی را مأمور می کند از این روز تا سال آینده در چنین روزی، برای او کارهای نیک نوشته و مقام او را بالا ببرند و اگر از دنیا برود با شهادت از دنیا رفته و اگر زنده بماند با سعادت زندگانی خواهد کرد.
بیان خطبه ی امیرالمومنین علی علیه السلام
متن
الْفَیَّاضَ بْنَ مُحَمَّدٍ الطُّوسِیَّ حَدَّثَ بِطُوسَ سَنَهَ تِسْعٍ وَ خَمْسِینَ وَ مِائَتَیْنِ وَ قَدْ بَلَغَ التِّسْعِینَ أَنَّهُ شَهِدَ أَبَا الْحَسَنِ عَلِیَّ بْنَ مُوسَی الرِّضَا علیه السلام فِی یَوْمِ الْغَدِیرِ وَ بِحَضْرَتِهِ جَمَاعَهٌ مِنْ خَاصَّتِهِ قَدِ احْتَبَسَهُمْ لِلْإِفْطَارِ وَ قَدْ قَدَّمَ إِلَی مَنَازِلِهِمُ الطَّعَامَ وَ الْبُرَّ وَ الصِّلَاتِ وَ الْکِسْوَهَ حَتَّی الْخَوَاتِیمَ وَ النِّعَالَ وَ قَدْ غَیَّرَ مِنْ أَحْوَالِهِمْ وَ أَحْوَالِ حَاشِیَتِهِ وَ جُدِّدَتْ لَهُ آلَهٌ غَیْرُ الْآلَهِ الَّتِی جَرَی الرَّسْمُ بِابْتِذَالِهَا قَبْلَ یَوْمِهِ وَ هُوَ یَذْکُرُ فَضْلَ الْیَوْمِ وَ قَدِیمَهُ فَکَانَ مِنْ قَوْلِهِ علیه السلام حَدَّثَنِی الْهَادِی أَبِی قَالَ حَدَّثَنِی جَدِّیَ الصَّادِقُ علیه السلام قَالَ حَدَّثَنِی الْبَاقِرُ قَالَ حَدَّثَنِی سَیِّدُ الْعَابِدِینَ علیه السلام قَالَ إِنَّ الْحُسَیْنَ قَالَ اتَّفَقَ فِی بَعْضِ سِنِینَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام الْجُمُعَهُ وَ الْغَدِیرُ فَصَعِدَ الْمِنْبَرَ عَلَی خَمْسِ سَاعَاتٍ مِنْ نَهَارِ ذَلِکَ الْیَوْمِ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَی عَلَیْهِ حَمْداً لَمْ یُسْمَعْ بِمِثْلِهِ وَ أَثْنَی عَلَیْهِ مَا لَمْ یَتَوَجَّهْ إِلَیْهِ غَیْرُهُ فَکَانَ مِمَّا حُفِظَ مِنْ ذَلِکَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَ الْحَمْدَ عَلَی عِبَادِهِ مِنْ غَیْرِ حَاجَهٍ مِنْهُ إِلَی حَامِدِیهِ وَ طَرِیقاً مِنْ طُرُقِ الِاعْتِرَافِ بِلَاهُوتِیَّتِهِ وَ صَمَدَانِیَّتِهِ وَ رَبَّانِیَّتِهِ وَ فَرْدَانِیَّتِهِ وَ سَبَباً إِلَی الْمَزِیدِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ مَحَجَّهً لِلطَّالِبِ مِنْ فَضْلِهِ وَ کَمَّنَ فِی إِبْطَانِ اللَّفْظِ حَقِیقَهَ الِاعْتِرَافِ لَهُ بِأَنَّهُ الْمُنْعِمُ عَلَی کُلِّ حَمْدٍ .بِاللَّفْظِ وَ إِنْ عَظُمَ وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ شَهَادَهً نُزِعَتْ عَنْ إِخْلَاصِ الْمَطْوِیِّ وَ نُطْقُ اللِّسَانِ بِهَا عِبَارَهٌ عَنْ صِدْقٍ خَفِیٍّ أَنَّهُ الْخَالِقُ الْبَدِی ءُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنی- لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ ءٌ إِذَا کَانَ الشَّیْ ءُ مِنْ مَشِیَّتِهِ وَ کَانَ لَا یُشْبِهُهُ مُکَوَّنُهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ اسْتَخْلَصَهُ فِی الْقِدَمِ عَلَی سَائِرِ الْأُمَمِ عَلَی عِلْمٍ مِنْهُ بِهِ انْفَرَدَ عَنِ التَّشَاکُلِ وَ التَّمَاثُلِ مِنْ أَبْنَاءِ الْجِنْسِ وَ أْتَمَنَهُ آمِراً وَ نَاهِیاً عَنْهُ أَقَامَهُ فِی سَائِرِ عَالَمِهِ فِی الْأَدَاءِ [و] مَقَامَهُ إِذْ کَانَ لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ لَا تَحْوِیهِ خَوَاطِرُ الْأَفْکَارِ وَ لَا تُمَثِّلُهُ غَوَامِضُ الظِّنَنِ فِی الْأَسْرَارِ- لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِکُ الْجَبَّارُ قَرَنَ الِاعْتِرَافَ بِنُبُوَّتِهِ بِالاعْتِرَافِ بِلَاهُوتِیَّتِهِ وَ اخْتَصَّهُ مِنْ تَکْرِمَتِهِ بِمَا لَمْ یَلْحَقْهُ فِیهِ أَحَدٌ مِنْ بَرِیَّتِهِ فَهَلْهَلَ ذَلِکَ بِخَاصَّتِهِ وَ خَلَّتِهِ إِذْ لَا یَخْتَصُّ مَنْ یَشُوبُهُ التَّغْیِیرُ وَ لَا یُخَالِلُ مَنْ یَلْحَقُهُ التَّظْنِینُ وَ أَمَرَ بِالصَّلَاهِ عَلَیْهِ مَزِیداً فِی تَکْرِمَتِهِ وَ تَطْرِیقاً لِلدَّاعِی إِلَی إِجَابَتِهِ فَصَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ کَرَّمَ وَ شَرَّفَ وَ عَظَّمَ مَزِیداً لَا یَلْحَقُهُ التَّنْفِیدُ وَ لَا یَنْقَطِعُ عَلَی التَّأْبِیدِ وَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی اخْتَصَّ لِنَفْسِهِ بَعْدَ نَبِیِّهِ صلی الله علیه وآله مِنْ بَرِیَّتِهِ خَاصَّهً عَلَّاهُمْ بِتَعْلِیَتِهِ وَ سَمَا بِهِمْ إِلَی رُتْبَتِهِ وَ جَعَلَهُمُ الدُّعَاهَ بِالْحَقِّ إِلَیْهِ وَ الْأَدِلَّاءَ بِالْإِرْشَادِ عَلَیْهِ لِقَرْنٍ قَرْنٍ وَ زَمَنٍ زَمَنٍ أَنْشَأَهُمْ فِی الْقِدَمِ قَبْلَ کُلِّ مَذْرُوءٍ وَ مَبْرُوءٍ أَنْوَاراً أَنْطَقَهَا بِتَحْمِیدِهِ وَ أَلْهَمَهَا بِشُکْرِهِ وَ تَمْجِیدِهِ وَ جَعَلَهَا الْحُجَجَ لَهُ عَلَی کُلِّ مُعْتَرِفٍ لَهُ بِمَلَکَهِ الرُّبُوبِیَّهِ وَ سُلْطَانِ الْعُبُودِیَّهِ وَ اسْتَنْطَقَ بِهَا الْخُرْسَانَ بِأَنْوَاعِ اللُّغَاتِ بُخُوعاً لَهُ بِأَنَّهُ فَاطِرُ الْأَرَضِینَ وَ السَّمَاوَاتِ وَ أَشْهَدَهُمْ خَلْقَهُ وَ وَلَّاهُمْ مَا شَاءَ مِنْ أَمْرِهِ جَعَلَهُمْ تَرَاجِمَهَ مَشِیَّتِهِ وَ أَلْسُنَ إِرَادَتِهِ عَبِیداً لا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ- یَعْلَمُ ما بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضی وَ هُمْ مِنْ خَشْیَتِهِ مُشْفِقُونَ یَحْکُمُونَ بِأَحْکَامِهِ وَ یَسُنُّونَ سُنَّتَهُ وَ یَعْتَمِدُونَ حُدُودَهُ وَ یُؤَدُّونَ فُرُوضَهُ وَ لَمْ یَدَعِ الْخَلْقَ فِی بُهَمٍ صَمَّاءَ وَ لَا فِی عَمًی بَکْمَاءَ بَلْ جَعَلَ لَهُمْ عَقُولًا مَازَجَتْ شَوَاهِدَهُمْ وَ تَفَرَّقَتْ فِی هَیَاکِلِهِمْ حَقَّقَهَا فِی نُفُوسِهِمْ وَ اسْتَعْبَدَ لَهَا حَوَاسَّهُمْ فَقَرَّتْ بِهَا عَلَی أَسْمَاعٍ وَ نَوَاظِرَ وَ أَفْکَارٍ وَ خَوَاطِرَ أَلْزَمَهُمْ بِهَا حُجَّتَهُ وَ أَرَاهُمْ بِهَا مَحَجَّتَهُ وَ أَنْطَقَهُمْ عَمَّا تَشْهَدُ بِهِ بِأَلْسِنَهٍ ذَرِبَهٍ- بِمَا قَامَ فِیهَا مِنْ قُدْرَتِهِ وَ حِکْمَتِهِ وَ بَیَّنَ بِهَا عِنْدَهُمْ بِهَا لِیَهْلِکَ مَنْ هَلَکَ عَنْ بَیِّنَهٍ وَ یَحْیی مَنْ حَیَّ عَنْ بَیِّنَهٍ وَ إِنَّ اللَّهَ لَسَمِیعٌ عَلِیمٌ بَصِیرٌ شَاهِدٌ خَبِیرٌ وَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی جَمَعَ لَکُمْ مَعْشَرَ الْمُؤْمِنِینَ فِی هَذَا الْیَوْمِ عِیدَیْنِ عَظِیمَیْنِ کَبِیرَیْنِ- لَا یَقُومُ أَحَدُهُمَا إِلَّا بِصَاحِبِهِ لِیُکْمِلَ أَحَدُکُمْ صُنْعَهُ وَ یَقِفَکُمْ عَلَی طَرِیقِ رُشْدِهِ وَ یَقْفُوَ بِکُمْ آثَارَالْمُسْتَضِیئِینَ بِنُورِ هِدَایَتِهِ وَ یُشْمِلَکُمْ صَوْلَهُ- وَ یَسْلُکَ بِکُمْ مِنْهَاجَ قَصْدِهِ وَ یُوَفِّرَ عَلَیْکُمْ هَنِی ءَ رِفْدِهِ فَجَعَلَ الْجُمُعَهَ مَجْمَعاً نَدَبَ إِلَیْهِ لِتَطْهِیرِ مَا کَانَ قَبْلَهُ وَ غَسْلِ مَا أَوْقَعَتْهُ مَکَاسِبُ السَّوْءِ مِنْ مِثْلِهِ إِلَی مِثْلِهِ- وَ ذِکْری لِلْمُؤْمِنِینَ وَ تِبْیَانَ خَشْیَهِ الْمُتَّقِینَ وَ وَهَبَ لِأَهْلِ طَاعَتِهِ فِی الْأَیَّامِ قَبْلَهُ
ص: 131
وَ جَعَلَهُ لَا یَتِمُّ إِلَّا بِالایْتِمَارِ لِمَا أَمَرَ بِهِ وَ الِانْتِهَاءِ عَمَّا نَهَی عَنْهُ وَ الْبُخُوعِ بِطَاعَتِهِ فِیمَا حَثَّ عَلَیْهِ وَ نَدَبَ إِلَیْهِ وَ لَا یَقْبَلُ تَوْحِیدَهُ إِلَّا بِالاعْتِرَافِ لِنَبِیِّهِ صلی الله علیه وآله بِنُبُوَّتِهِ وَ لَا یَقْبَلُ دِیناً إِلَّا بِوَلَایَهِ مَنْ أَمَرَ بِوَلَایَتِهِ وَ لَا یَنْتَظِمُ أَسْبَابُ طَاعَتِهِ إِلَّا بِالتَّمَسُّکِ بِعِصَمِهِ وَ عِصَمِ أَهْلِ وَلَایَتِهِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَی نَبِیِّهِ صلی الله علیه وآله فِی یَوْمِ الدَّوْحِ- مَا بَیَّنَ بِهِ عَنْ إِرَادَاتِهِ فِی خُلَصَائِهِ وَ ذَوِی اجْتِبَائِهِ وَ أَمَرَهُ بِالْبَلَاغِ وَ تَرْکِ الْحَفْلِ بِأَهْلِ الزَّیْغِ وَ النِّفَاقِ وَ ضَمِنَ لَهُ عِصْمَتَهُ مِنْهُمْ وَ کَشَفَ مِنْ خَبَایَا أَهْلِ الرَّیْبِ وَ ضَمَائِرِ أَهْلِ الِارْتِدَادِ مَا رَمَزَ فِیهِ فَعَقَلَهُ الْمُؤْمِنُ وَ الْمُنَافِقُ فَأَعَنَّ مُعِنٌّ وَ ثَبَتَ عَلَی الْحَقِّ ثَابِتٌ وَ ازْدَادَتْ جَهَالَهُ الْمُنَافِقِ وَ حَمِیَّهُ الْمَارِقِ وَ وَقَعَ الْعَضُّ عَلَی النَّوَاجِدِ وَ الْغَمْرُ عَلَی السَّوَاعِدِ وَ نَطَقَ نَاطِقٌ وَ نَعَقَ نَاعِقٌ وَ نَشِقَ نَاشِقٌ وَ اسْتَمَرَّ عَلَی مَارِقِیَّتِهِ مَارِقٌ وَ وَقَعَ الْإِذْعَانُ مِنْ طَائِفَهٍ بِاللِّسَانِ دُونَ حَقَائِقِ الْإِیمَانِ وَ مِنْ طَائِفَهٍ بِاللِّسَانِ وَ صِدْقِ الْإِیمَانِ فَکَمَّلَ اللَّهُ دِینَهُ وَ أَقَرَّ عَیْنَ نَبِیِّهِ وَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُتَابِعِینَ وَ کَانَ مَا قَدْ شَهِدَهُ بَعْضُکُمْ وَ بَلَغَ بَعْضَکُمْ وَ تَمَّتْ کَلِمَهُ اللَّهِ الْحُسْنَی عَلَی الصَّابِرِینَ وَ دَمَّرَ اللَّهُ مَا صَنَعَ فِرْعَوْنُ وَ هَامَانُ وَ قَارُونُ وَ جُنُودُهُ وَ مَا کَانُوا یَعْرِشُونَ وَ بَقِیَتْ حُثَالَهٌ مِنَ الضُّلَّالِ لَا یَأْلُونَ النَّاسَ خَبَالًا- یَقْصِدُهُمُ اللَّهُ فِی دِیَارِهِمْ وَ یَمْحُو آثَارَهُمْ وَ یُبِیدُ مَعَالِمَهُمْ وَ یُعْقِبُهُمْ عَنْ قُرْبِ الْحَسَرَاتِ وَ یُلْحِقُهُمْ بِمَنْ بَسَطَ أَکُفَّهُمْ وَ مَدَّ أَعْنَاقَهُمْ وَ مَکَّنَهُمْ مِنْ دِینِ اللَّهِ حَتَّی بَدَّلُوهُ وَ مِنْ حُکْمِهِ حَتَّی غَیَّرُوهُ وَ سَیَأْتِی نَصْرُ اللَّهِ عَلَی عَدُوِّهِ لِحِینِهِ وَ اللَّهُ لَطِیفٌ خَبِیرٌ وَ فِی دُونِ مَا سَمِعْتُمْ کِفَایَهٌ وَ بَلَاغٌ فَتَأَمَّلُوا رَحِمَکُمُ اللَّهُ مَا نَدَبَکُمُ اللَّهُ إِلَیْهِ وَ حَثَّکُمْ عَلَیْهِ وَ اقْصِدُوا شَرْعَهُ وَ اسْلُکُوا نَهْجَهُ- وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ إِنَّ هَذَا یَوْمٌ عَظِیمُ الشَّأْنِ فِیهِ وَقَعَ الْفَرَجُ وَ رُفِعَتِ وَ وَضَحَتِ الْحُجَجُ وَ هُوَ یَوْمُ الْإِیضَاحِ وَ الْإِفْصَاحِ من [عَنِ] الْمَقَامِ الصِّرَاحِ وَ یَوْمُ کَمَالِ الدِّینِ
ص: 132
وَ یَوْمُ الْعَهْدِ الْمَعْهُودِ وَ یَوْمُ الشَّاهِدِ وَ الْمَشْهُودِ وَ یَوْمُ تِبْیَانِ الْعُقُودِ عَنِ النِّفَاقِ وَ الْجُحُودِ وَ یَوْمُ الْبَیَانِ عَنْ حَقَائِقِ الْإِیمَانِ وَ یَوْمُ دَحْرِ الشَّیْطَانِ وَ یَوْمُ الْبُرْهَانِ- هذا یَوْمُ الْفَصْلِ الَّذِی کُنْتُمْ بِهِ تُکَذِّبُونَ هَذَا یَوْمُ الْمَلَإِ الْأَعْلَی الَّذِی أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ هَذَا یَوْمُ الْإِرْشَادِ وَ یَوْمُ مِحْنَهِ الْعِبَادِ وَ یَوْمُ الدَّلِیلِ عَلَی الرُّوَّادِ هَذَا یَوْمُ إِبْدَاءِ خَفَایَا الصُّدُورِ وَ مُضْمَرَاتِ الْأُمُورِ هَذَا یَوْمُ النُّصُوصِ عَلَی أَهْلِ الْخُصُوصِ هَذَا یَوْمُ شَیْثٍ هَذَا یَوْمُ إِدْرِیسَ هَذَا یَوْمُ یُوشَعَ هَذَا یَوْمُ شَمْعُونَ هَذَا یَوْمُ الْأَمْنِ وَ الْمَأْمُونِ هَذَا یَوْمُ إِظْهَارِ الْمَصُونِ مِنَ الْمَکْنُونِ هَذَا یَوْمُ بَلْوَی السَّرَائِرِفَلَمْ یَزَلْ علیه السلام یَقُولُ هَذَا یَوْمٌ هَذَا یَوْمٌ فَرَاقِبُوا اللَّهَ وَ اتَّقُوهُ وَ اسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِیعُوهُ وَ احْذَرُوا الْمَکْرَ وَ لَا تُخَادِعُوهُ وَ فَتِّشُوا ضَمَائِرَکُمْ وَ لَا تُوَارِبُوهُ- وَ تَقَرَّبُوا إِلَی اللَّهِ بِتَوْحِیدِهِ وَ طَاعَهِ مَنْ أَمَرَکُمْ أَنْ تُطِیعُوهُ- لا تُمْسِکُوا بِعِصَمِ الْکَوافِرِ وَ لَا یَجْنَحْ بِکُمُ الْغَیُّ فَتَضِلُّوا عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ بِاتِّبَاعِ أُولَئِکَ الَّذِینَ ضَلُّوا وَ أَضَلُّوا قَالَ اللَّهُ عَزَّ مِنْ قَائِلٍ فِی طَائِفَهٍ ذَکَرَهُمْ بِالذَّمِّ فِی کِتَابِهِ- إِنَّا أَطَعْنا سادَتَنا وَ کُبَراءَنا فَأَضَلُّونَا السَّبِیلَا- رَبَّنا آتِهِمْ ضِعْفَیْنِ مِنَ الْعَذابِ وَ الْعَنْهُمْ لَعْناً کَبِیراً وَ قَالَ تَعَالَی وَ إِذْ یَتَحاجُّونَ فِی النَّارِ فَیَقُولُ الضُّعَفاءُ لِلَّذِینَ اسْتَکْبَرُوا إِنَّا کُنَّا لَکُمْ تَبَعاً- فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذابِ اللَّهِ مِنْ شَیْ ءٍ قالُوا لَوْ هَدانَا اللَّهُ لَهَدَیْناکُمْ أَ فَتَدْرُونَ الِاسْتِکْبَارَ مَا هُوَ هُوَ تَرْکُ الطَّاعَهِ لِمَنْ أُمِرُوا بِطَاعَتِهِ وَ التَّرَفُّعُ عَلَی مَنْ نُدِبُوا إِلَی مُتَابَعَتِهِ وَ الْقُرْآنُ یَنْطِقُ مِنْ هَذَا عَنْ کَثِیرٍ إِنْ تَدَبَّرَهُ مُتَدَبِّرٌ زَجَرَهُ وَ وَعَظَهُ وَ اعْلَمُوا أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ- إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُمْ بُنْیانٌ مَرْصُوصٌ أَ تَدْرُونَ مَا سَبِیلُ اللَّهِ وَ مَنْ سَبِیلُهُ وَ مَنْ صِرَاطُ اللَّهِ وَ مَنْ طَرِیقُهُ أَنَا صِرَاطُ اللَّهِ الَّذِی مَنْ لَمْ یَسْلُکْهُ بِطَاعَهِ اللَّهِ فِیهِ هُوِیَ بِهِ إِلَی النَّارِ وَ أَنَا سَبِیلُهُ الَّذِی نَصَبَنِی لِلِاتِّبَاعِ بَعْدَ نَبِیِّهِ صلی الله علیه وآله أَنَا قَسِیمُ النَّارِ أَنَا حُجَّتُهُ عَلَی الْفُجَّارِ أَنَا نُورُ الْأَنْوَارِ فَانْتَبِهُوا مِنْ رَقْدَهِ الْغَفْلَهِ وَ بَادِرُوا بِالْعَمَلِ قَبْلَ حُلُولِ الْأَجَلِ وَ سابِقُوا إِلی مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ قَبْلَ أَنْ یُضْرَبَ بِالسُّورِ بِبَاطِنِ الرَّحْمَهِ وَ ظَاهِرِ الْعَذَابِ فَتُنَادُونَ فَلَا یُسْمَعُ نِدَاؤُکُمْ وَ تَضِجُّونَ فَلَا یُحْفَلُ بِضَجِیجِکُمْ وَ قَبْلَ أَنْ تَسْتَغِیثُوا فَلَا تُغَاثُوا
ص: 133
سَارِعُوا إِلَی الطَّاعَاتِ قَبْلَ فَوْتِ الْأَوْقَاتِ فَکَأَنْ قَدْ جَاءَکُمْ هَادِمُ اللَّذَّاتِ فَلَا مَنَاصَ نَجَاءٍ وَ لَا مَحِیصَ تَخْلِیصٍ عُودُوا رَحِمَکُمُ اللَّهُ بَعْدَ انْقِضَاءِ مَجْمَعِکُمْ بِالتَّوْسِعَهِ عَلَی عِیَالِکُمْ وَ الْبِرِّ بِإِخْوَانِکُمْ وَ الشُّکْرِ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَی مَا مَنَحَکُمْ وَ اجْتَمِعُوا یَجْمَعِ اللَّهُ شَمْلَکُمْ وَ تَبَارُّوا یَصِلِ اللَّهُ أُلْفَتَکُمْ وَ تَهَانَئُوا نِعْمَهَ اللَّهِ کَمَا هَنَأَکُمُ اللَّهُ بِالثَّوَابِ فِیهِ عَلَی أَضْعَافِ الْأَعْیَادِ قَبْلَهُ وَ بَعْدَهُ إِلَّا فِی مِثْلِهِ وَ الْبِرُّ فِیهِ یُثْمِرُ الْمَالَ وَ یَزِیدُ فِی الْعُمُرِ وَ التَّعَاطُفُ فِیهِ یَقْتَضِی رَحْمَهَ اللَّهِ وَ عَطْفَهُ وَ هَبُوا لِإِخْوَانِکُمْ وَ عِیَالِکُمْ مِنْ فَضْلِهِ بِالْجَهْدِ مِنْ جُودِکُمْ وَ بِمَا تَنَالُهُ الْقُدْرَهُ مِنِ اسْتِطَاعَتِکُمْ وَ أَظْهِرُوا الْبِشْرَ فِیمَا بَیْنَکُمْ وَ السُّرُورَ فِی مُلَاقَاتِکُمْ وَ الْحَمْدَ لِلَّهِ عَلَی مَا مَنَحَکُمْ وَ عُودُوا بِالْمَزِیدِ مِنَ الْخَیْرِ عَلَی أَهْلِ التَّأْمِیلِ لَکُمْ وَ سَاوُوا بِکُمْ ضُعَفَاءَکُمْ فِی مَآکِلِکُمْ وَ مَا تَنَالُهُ الْقُدْرَهُ مِنِ اسْتِطَاعَتِکُمْ عَلَی حَسَبِ إِمْکَانِکُمْ فَالدِّرْهَمُ فِیهِ بِمِائَتَیْ أَلْفِ دِرْهَمٍ وَ الْمَزِیدُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ صَوْمُ هَذَا الْیَوْمِ مِمَّا نَدَبَ اللَّهُ إِلَیْهِ وَ جَعَلَ الْجَزَاءَ الْعَظِیمَ کَفَالَهً عَنْهُ حَتَّی لَوْ تَعَبَّدَ لَهُ عَبْدٌ مِنَ الْعَبِیدِ فِی الشَّیْبَهِ مِنِ ابْتِدَاءِ الدُّنْیَا إِلَی انْقِضَائِهَا صَائِماً نَهَارُهَا قَائِماً لَیْلُهَا إِذَا أَخْلَصَ الْمُخْلِصُ فِی صَوْمِهِ لَقَصُرَتْ إِلَیْهِ أَیَّامُ الدُّنْیَا عَنْ کِفَایَتِهِ وَ مَنْ أَسْعَفَ أَخَاهُ مُبْتَدِئاً وَ بَرَّهُ رَاغِباً فَلَهُ کَأَجْرِ مَنْ صَامَ هَذَا الْیَوْمَ وَ قَامَ لَیْلَتَهُ وَ مَنْ فَطَّرَ مُؤْمِناً فِی لَیْلَتِهِ فَکَأَنَّمَا فَطَّرَ فِئَاماً وَ فِئَاماً بعدها [یَعُدُّهَا] عَشَرَهً فَنَهَضَ نَاهِضٌ فَقَالَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام مَا الْفِئَامُ قَالَ مِائَهُ أَلْفِ نَبِیٍّ وَ صِدِّیقٍ وَ شَهِیدٍ فَکَیْفَ بِمَنْ تَکَفَّلَ عَدَداً مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ فَأَنَا ضَمِینُهُ عَلَی اللَّهِ تَعَالَی الْأَمَانَ مِنَ الْکُفْرِ وَ الْفَقْرِ وَ مَنْ مَاتَ فِی یَوْمِهِ أَوْ لَیْلَتِهِ أَوْ بَعْدَهُ إِلَی مِثْلِهِ مِنْ غَیْرِ ارْتِکَابِ کَبِیرَهٍ فَأَجْرُهُ عَلَی اللَّهِ وَ مَنِ اسْتَدَانَ لِإِخْوَانِهِ وَ أَعَانَهُمْ فَأَنَا الضَّامِنُ عَلَی اللَّهِ إِنْ بَقَّاهُ قَضَاهُ وَ إِنْ قَبَضَهُ حَمَلَهُ عَنْهُ وَ إِذَا تَلَاقَیْتُمْ فَتَصَافَحُوا بِالتَّسْلِیمِ وَ تَهَانَئُوا النِّعْمَهَ فِی هَذَا الْیَوْمِ وَ لْیُبَلِّغِ الْحَاضِرُ الْغَائِبَ وَ الشَّاهِدُ الْبَائِنَ وَ لْیَعُدِ الْغَنِیُّ عَلَی الْفَقِیرِ وَ الْقَوِیُّ عَلَی الضَّعِیفِ أَمَرَنِی رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علی وآله بِذَلِکَ ثُمَّ أَخَذَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ فِی خُطْبَهِ الْجُمُعَهِ وَ جَعَلَ صَلَاتَهُ جُمُعَهً صَلَاهَ عِیدِهِ وَ انْصَرَفَ بِوُلْدِهِ وَ شِیعَتِهِ إِلَی مَنْزِلِ أَبِی مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ علیه السلام بِمَا أَعَدَّ لَهُ مِنْ طَعَامِهِ وَ انْصَرَفَ غَنِیُّهُمْ وَ فَقِیرُهُمْ بِرِفْدِهِ إِلَی عِیَالِهِ.
ص: 134
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 94، ص: 112
ترجمه
از فیاض طوسی نقل شده که گفت : به خدمت حضرت امام ابی الحسن علی بن موسی الرضا صلوات اللَّه علیهما بودم در روز عید غدیر خم و جمعی از خواص شیعه در خدمت آن حضرت بودند که ایشان را نگاه داشته بودند که شب با آن حضرت افطار کنند
و حضرت به خانهای آن جماعت طعام و پوشش حتی انگشتری و کفش فرستاده بودند و آن جماعت را نیز خلعتها داده بودند با خدمتکاران و تغییر فروش و ظروف مجلس نیز داده بودند وشروع فرمودند در فضیلت روز عید غدیر.
و از آن جمله فرمودند که خبر داد مرا پدر بزرگوارم از آبای بزرگوار خود ازحضرت امام حسین صلوات اللَّه علیه که فرمودند یکی از سالهای (حکومت)حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام عید غدیر با روز جمعه مصادف گردید آن جناب در حالیکه پنج ساعت از روز گذشته، بر منبر رفتند و حمد و ثنای الهی به نحوی کردند که گوش کسی نشنیده بود و این خطبه را انشاء فرمودند؛حمد و سپاس برای خداوندیست که حمد را قرار داد و بدون آنکه احتیاج بسپاسگزاری داشته باشد و قرار داد حمد و سپاس را راهی از راههای اقرار بخداوندی و رفعت و پروردگاری و یکتائی خود و سبب از برای زیادی رحمت خود و وسیله ای از برای طلب کننده گان از فضل خود و پنهان نمود در باطن لفظ واقعیت اقرار و اعتراف باینکه خداوند است انعام کننده و بخشاینده بر آفریده شده گان (یعنی لفظ حمد خود اشاره است باینکه حمدکننده بخشاینده و منعم را شناخته و در مقام شکرگزاری منعم بر آمده) و گواهی دهم باینکه خدائی بجز او نیست یکتا است و شریکی ندارد آنچنان گواهی که آشکار کند اخلاص باطنی را و سخن راندن باین گواهی عبارت باشد از راستی که در ضمیر پنهانست باینکه اوست آفریننده وایجادکننده و صورت بخشنده و برای اوست نامهای نیکو و چیزی مانند او نیست زیرا هر چیز بمشیت و خواست او خلق می شود و آفریده شده شبیه آفریده گارش نیست و گواهی دهم باینکه محمد بنده و فرستاده اوست بعلم و دانش خود پسندیده و جدا ساخته است او را از سایر امتها و او را همشکل و مانند سایر انسانها قرار نداد (با اینکه صوره صورت بشر است اما در کمالات و صفات ملکوتی برای او مثل و مانندی نیست) او را اختیار کرد برای آنکه امر کند. و نهی نماید و برپا داشته است او را برای ادا نمودن حق بجای خود زیرا دیده ها او را درک نمیکند فکرها او را فرا نگیرد و نظرهای دقیق و تصورات عمیق نتوانند مثل و مانندی برای وی بیابند خدائی نیست مگر او که پادشاهی مقهورکننده است (چون پیغمبر اکرم را معین کرد برای رساندن تکالیف خلق بخلق بنا بر این) اقرار بنبوت او را اقرار بخداوندی خود قرار دادو او را مخصوص بکرامت و خلت خود فرمود زیرا کسی که در معرض تعییر و سرزنش باشد و مورد اتهام و گمان بد باشد مخصوص بکرامت و خلت قرار نداده است و امر فرمود بدرود فرستادن بآن پیغمبر برای برای اینکه کرامت و بزرگی که برای احدی از خلق خود قرار نداده برای او باشد و او سزاوار چنین کرامتی خواهد بود اضافه بر این صلوات و درود بر پیغمبر را راه پذیرش و اجابت دعای بنده گان قرار داد و خود درود فرستاد بر آن حضرت و کرامت و شرافت و عظمت را بر آنچنان زیاد فرمود که نابودی نه بیند و تا ابد قطع نشود و سپس خداوند مخصوص بخود گردانید بعد از پیغمبر خود از خلق خود خاصانی که بلند کرد ایشان را از حیث رتبه و مقام و آنها را دعوت کننده بسوی حق و دلالت کننده بسوی ارشاد و هدایت قرار داد قرنی بعد از قرن و زمانی بعد از زمان آنان را انواری آفرید قبل از آفرینش مخلوقات و موجودات و آن نور را بسخن در آورد که سپاس او گفتند و شکر و تمجید خود را بآن انوار الهام فرمود و آنها را حجت قرار داد بر کسی که اقرار بسلطنت و ربوبیت او داشته باشد و سر به بنده گی او فرود آورده باشد و بسخن در آورد آنهائی که سخن گو نبودند بسبب این انوار بانواع لغت ها تا اینکه اقرار کنند بآن که او است خالق زمینها و آسمانها و این انوار را گواه بر خلق خود گرفت و متصدی گردانید ایشان را بر آنچه خود خواسته از امر خود و قرار داد آنها را بیان کننده خواسته های خود و زبان اراده خود آنان بنده گانی هستند که بخداوند در گفتار پیشی نمیگیرند و بامر او عمل میکنند و خداوند میداند آنچه را پیش روی ایشان یا پشت سر ایشان است و شفاعت نمیکنند مگر کسی را که خدا بخواهد و ایشان از رعب پروردگار خود ترسانندبحکم خدا حکم میکنند و بطریقه حق میروند و حدود الهی را جاری مینمایند و واجبات خداوند را ادا میکنند
ص: 135
و پروردگار عالم خلق خود را مانند حیوانات در کری و کوری و لالی و ضلالت و نادانی نمیگذارد بلکه برای آنها عقل قرار داد و ممزوج نمود آن عقل را بآنچه مشاهده میکنند
و متفرق نمود در هیکل های آنها و ثابت کرد در نفسهایشان و حواس ظاهر و باطن را فرمان بردار آن عقل قرار داد و عقل را بر گوشها و دیدنها و فکرها و خاطره ها گماشت
و او را برای انسان حجت قرار داد و حجت خود را بعقل بر انسان تمام کرد
و راه را بسبب عقل بانسان نشان داد و بسخن در آورد از آنچه عقل باو گواه است بزبان فصیح و بلیغ بآنچه برپا داشته در آن عقول از قدرت و حکمت خود و آشکار فرمود بر انسانها بسبب عقل عظمت و بزرگی خود را تا آنکه هلاک شود هر که هلاک خواهد از روی حجت و بینائی و زندگی یابد هر که زندگی خواهد از روی بینش و دانائی و خداوند عالم شنوا بینا و گواه است و آگاه بکردار بندگان بدانید که خداوند جمع نموده است برای شما مؤمنین در این روز دو عید با عظمت و بزرگی را که استقامت و پایداری هر کدام از این دو عید بدیگری است و هر یک از آن دو دیگری را بر پا دارد
و این برای آنست که کردار نیک خود را بر شما کامل کند و شما را براه رشد واقف و آگاه نماید و بدنبال شما در آورد مستضعفین را بنور هدایت خود و آسان کند برای شما راه وصول بحق را و فراوان نماید بر شما گوارائی عطای خود را پس جمعه را روز جمع شما قرار داد و شما را در آن خواند برای آنکه پاک کند و بشوید آنچه را از کردار زشت پیش از جمعه داشته ایدو یاد آوری برای مؤمنین باشد و ترسی برای پرهیزگاران و به بخشد به بندگان مزد کردارشان را بیشتر از آنچه بخشیده است باهل طاعت در روزهای قبل از جمعه و مقرر فرمود وصول بعطا و ثواب را باینکه قبول کنند امارت امیری را بآنچه امر کند آن امیر و باز ایستند از آنچه نهی کند آن امیر و اقرار نمایند بفرمان برداری آن امیر در آنچه وادار کند و بخواند بسوی او و قبول نشود یگانه پرستی و توحید مگر باقرار به نبوت پیغمبر صلّی اللَّه علیه و آله و پذیرفته نشود دین مگر بقبول ولایت کسی که خدا امر بولایت او فرموده و به نظم در نیاید اسباب فرمان برداری خدا مگر بچنگ زدن به نگهداری او و نگهداری آن کس که امر بولایت او فرموده پس نازل فرمود خدای عز و جل بر پیغمبر خود در روز سختی آنچه را که بیان کند خواسته او را در باره خاصان و محبین و دوست داران او و پیغمبر خود را امر فرمود باینکه تبلیغ کند و برساند بمردم و نازل کرد جنون و فساد عقل را بر اهل شک و نفاق و نگهداری از شر اهل شک و نفاق را خود ضامن گردید و آشکار نمود و پرده برداشت از باطن اهل شک و ارتداد بآنچه را بزبان آوردند و امر تبلیغ پیغمبر را مؤمن و منافق دانست پس کناره گرفت آنکه میخواست اعراض کند و کناره گیرد و استقامت بر حق جست و ثابت ماند آنکه طالب حق بود نادانی منافقین زیادتی گرفت و حمیت و عصبیت بی دینان بالا گرفت دندانها بر یک دیگر فشردند و بازوان یک دیگر را مالش دادند حرف ها زدند نعره ها کشیدند و بینی خود را بالا بردند بیدینان به بی دینی خود ادامه دادند و جمعی بزبان اعتراف و اقرار کردند اما بحقیقت ایمان نیاوردند و جمعی بزبان و راستی از روی حقیقت ایمان آوردند و خداوند دین خود را کامل نمود و چشم پیغمبر و مؤمنین و پیروان پیغمبر را روشن فرمود چنانچه بعضی از شما حاضر بوده و دیدید و به بعضی از شما هم رسیده و شنیدید و تمام گردید حجت نیکوی خدا بر صبرکنندگان و هلاک نمود و نابود ساخت آنچه را که فرعون و هامان قارون صفتان و لشکرشان برپا داشتند و باقی مانده نخاله از گمراهان که از فساد در میان مردم کوتاهی ندارند و خداوند ایشان را در خانه ها و دیارشان نابود خواهد کرد و آثارشان را محو خواهد نمود و نشانه های ایشان را برطرف خواهد کرد و هر چه زودتر آنها را بحسرت گرفتار مینماید و ملحق میکند آنها را بکسانی که دست درازی کردند و گردن کشی نمودند و بر دین خدا دست یافتند و تبدیل و تغییر در دین خدا دادند و بزودی یاری خدا خواهد آمد و حبیب خود را بر دشمن غلبه خواهد داد و خدا مهربان و دانا است و بکمتر چیزی که بشما رساندم و شما شنیدید از جهه اتمام حجت شما را کافی بود خدا شما را رحمت کند تأمل و تفکر نمائید در آنچه خداوند شما را بسوی آن خوانده و بر آن وادار نموده بشریعت او روی آورید و راهی را که او خواسته بروید و از راههائی که شما را از راه خدا باز دارد مروید و پیروی نکنید امروز روز بزرگ و عظیم الشأنی است فرج در این روز رسید و بلندی رتبه در این روز معلوم شد و حجت خدا در این روز آشکار گردید امروز روز آشکار شدن و ظاهر گردیدن حق است و روز پرده برداری از مقام بلند است روز کامل شدن دین است روز پیمان گرفتن و عهد نمودن است (یعنی پیغمبر اکرم از همه مردم در این روز پیمان و عهد و اقرار بخلافت و ولایت آن حضرت گرفت) و روز شاهد و مشهود است (یعنی از همه مردم بر این امر گواهی گرفته شد) و روز بیان عقد بیعت است بر عدم نفاق و انکار حق و روز بیان حقیقت ایمان است (یعنی حقیقت ایمان بولایت آن حضرت است)
ص: 136
و روز دور کردن شیطان و روز اقامه برهان است (پیغمبر اکرم فرمود الست اولی بکم من انفسکم گفتند بلی من اولا نیستم بخودتان از خودتان گفتند بلی فرمود من کنت مولاه فعلی مولاه هر که من مولای اویم علی مولای اوست) روزی است که تفصیل داده شود آنچه را تکذیب میکردید امروز روز ملاء اعلی است که ملائکه نظر کنند و شما با یک دیگر مخاصمه کنید امروز روز خبر بزرگی است که شما بآن پشت کردید امروز روز ارشاد کردن است و روز سختی بندگان است (شاید کنایه از بزرگی امتحان باشد) امروز روز راهنمائی مراوده و مراجعه کنندگان امروز روز آشکار شدن آنچه در سینه ها مخفی بوده و از امور پنهان بوده است و روزیست که تصریح شد بر خاصان خدا امروز روز شیث و ادریس و هود و یوشع و شمعون است. (شاید حضرت در مقام بیان وجوه شباهتی بودند که بین ایشان و اوصیاء انبیاء گذشته بوده است از حالات و تحولات مختلف)امروز است روز امن کسی که در امان است این است روز اظهار داشتن آنچه پوشیده و مکنون است و روز آشکار شدن پنهانیها است پیوسته این روز این روز فرمود سپس گفت ای مردم خدا را در نظر داشته باشید و از او بترسید بشنوید و فرمان برید و از حیله گری دوری کنید و با خدا مکر نکنید و از باطن خود تفتیش کنید و فساد نکنید و به قبول توحید پروردگار بخدا نزدیک شوید و فرمان برید از کسی که خداوند امر فرموده از او فرمان برید و بکافران پناهنده نشوید و شما را گمراهی از راه نگرداند که راه رشد و صلاح را گم کرده باشید باینکه پیروی کرده باشید از آن گروه که خود راه را گم کرده و مردم را هم گمراه نمودند و خدای عز و جل در باره جمعی از آنان در کتاب کریم خود بمذمت پرداخت و فرمود از زبان پیروان آنها که میگویندما پیروی کردیم از آقایان و بزرگان خود آنان ما را گمراه کردند پروردگارا ایشان را بدو برابر عذاب گرفتار فرما و بر ایشان لعنت بزرگ بفرست و دیگر از گفته آنها هنگامی که در آتش با یک دیگر بمخاصمه پردازند میفرماید میگویند مردمان ضعیف که پیروی مستکبرین کردند بدرستی که ما ضعفا پیروی از شما کردیم آیا اکنون می توانید ما را از عذاب خدا نگهداری کنید مستکبرین جواب دهند اگر خدا ما را هدایت میکرد ما هم شما را هدایت مینمودیم سپس فرمود آیا میدانید استکبار چیست و معنی آن کدام است استکبار یعنی ترک نمودن و پیروی نکردن از کسی که خدا امر به پیروی او نموده و سر پیچی کردن از فرمان کسی که خدا امر بمتابعت او کرده و قرآن کریم در بسیاری از موارد گویای این مطلب است اگر تدبیرکننده در قرآن تدبیر کند و دقت نماید قرآن او را آگاه نموده و نصیحت فرمایدبدانید ای مؤمنین که خداوند متعال میفرماید بدرستی که خدا دوست میدارد کسانی را که در راه او مقاتله میکنند و بجنگ می پردازند در راه او مانند بنای محکم و دیوار مستحکم در یک صف می ایستند آیا میدانید راه خدا چیست و براه خدا چه کسی است آیا میدانید راه خدا کدام است و بآن راه که می رود منم راه خدا آن راهی که هر کس از آن نرود در آتش دوزخ بسر رود و منم آن راهیکه خداوند مقرر فرموده برای پیروی نمودن از آن بعد از پیغمبر منم قسمت کننده بهشت و دوزخ منم حجت خدا بر نیکان و بدان پس از خواب غفلت بیدار شوید و پیش از رسیدن مرگ بکردار نیک سبقت جوئید و پیشی گیرید بآمرزش پروردگار خود قبل از آنکه دیواری بین شما زده شود که باطنش رحمت خدا و ظاهرش عذاب خدا باشدپس هر چه فریاد زنید کسی گوش بفریاد شما ندهد و هر چه ضجه و ناله کنید بر ناله و ضجه شما کسی جمع نشود و توجه نکند و بخود آئید قبل از آنکه التماس کنید و دادرسی نباشد قبل از آنکه وقت را از دست بدهید بسوی طاعت خدا بشتابید پس گویا نابودکننده لذتها که مرگ است بسوی شما آمده و پناهگاهی برای نجات نیست و چاره ای برای خلاصی از مرگ نباشد خدا شما را رحمت کند پس از تمامی این مجلس بسوی عیالات خود بر گردید و در امور آنها توسعه دهید و ببرادران خود نیکی کنید و بآنچه خدا بشما بخشیده شکر بجای آرید اجتماع کنید خدا جمع شما را جمع کند و با یک دیگر نیکی کنید خداوند مهربانی شما را پیوند کند و نعمتهای خدا را بخشش کنید چنان که خداوند ثواب را در این عید بشما بخشید بیشتر از آنچه در اعیاد گذشته و بعد از آن بخشیده و نیکی در این عید موجب زیادتی مال و زیادتی عمر می شودو مهربانی کردن در این روز باعث رحمت خدا و مهربانی او میگردد پس در این عید شادی کنید و شاد نمائید برادران خود را به لباس نیکو و بوی خوش و طعام دادن و برای برادران خود و عیالات خود فراهم کنید از هر چه در دسترس شما است و آنچه قدرت و استطاعت دارید از خوردنی و آشامیدنی و پوشیدنی و اظهار خوشروئی کنید و هنگام ملاقات و دیدار یک دیگر شاد باشید و سپاسگزار خداوند باشید در آنچه بشما عطا فرموده و زیاد نمائید خیر را بر کسانی که بشما امیدوارند و با ضعفای خود بقدر توانائی و استطاعت خود در خوردنیها و غیره مساوات و برابری کنید و به حسب امکان خود انفاق کنید که یک درهم انفاق در این روز برابر صد هزار درهم است و زیادتر از آن از جانب خدای عز و جل آنقدری که بحساب در نیاید و روزه در این روز از چیزهائیست که بسوی آن خوانده شده اید و خداوند مزد بزرگ برای روزه دار در این روز مقرر فرمود تا آن اندازه که اگر بنده ای از بندگان بر فرض از اول دنیا تا آخر دنیا روزها روزه بدارد و شبها بپا ایستد از روی اخلاص ثوابش برابری با روزه این روز نکند.
ص: 137
و کسی که حاجت برادر مؤمن برآورد یا با کمال میل نیکی ببرادر مؤمن کند یا بقرض او بدهد برای او ثواب و مزد روزه این روز و قیام شب این روز باشد و کسی که مؤمنی را افطار دهد از روزه این روز مانند کسی است که فئامی را افطار داده فئامی و فئامی و با دست خود شمرد تا ده فئام یک نفر از جای برخاست و گفت فئام چیست یا امیر المؤمنین حضرت فرمود صد هزار پیغمبر و صد هزار صدیق و شهید پس چگونه خواهد بود کسی که کفالت کند عده ای از مؤمنین و مؤمنات را من ضمانت او کنم نزد خدا تا از کفر و فقر و نیازمندی در امان باشد اگر بمیرد در روز این عید یا شب آن یا بعد از این عید تا عید دیگر و گناه کبیره ای مرتکب نشده باشد اجر و مزدش بر خدا است و کسی که در این روز برای برادر مؤمن خود قرض نماید و ایشان را یاری دهد من ضامنم بر خدای عز و جل که اگر زنده ماند ادای دین کندو اگر قبل از ادای دین بمیرد خدای قرضش را ادا نماید و چون ملاقات و دیدار کردید با یک دیگر سلام کنید و مصافحه نمائید و تبریک گوئید نعمت خدا را بیکدیگر و بایستی حاضرین بغائبین برسانند و کسانی که در اینجا هستند بکسانی که دور هستند فضائل این روز را خبر دهند و بایستی ثروتمند از فقیر و نیازمند و توانا از ناتوان خبرگیری و دیدن نماید رسول خدا مرا باین گونه اوامراز جانب خدا امر فرموده چون سخن حضرت بدینجا رسید شروع فرمود بخطبه جمعه و نماز جمعه را نماز عید قرار داد پس از فراغ باتفاق فرزندان و شیعیان خود بمنزل فرزندش امام حسن علیه السّلام آمد و آن جناب غذائی برای ایشان فراهم نموده بود و مردم هم برگشتند بمنازل خود و اغنیا و فقراء هر کدام باندازه خود بمراسم عید قیام کردند.
ص: 138
نهج الخطابه-سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام، فارسی ج 2، ص: 262
برائت از دشمنان غدیر
در سجده شکر همراه با دعا
اشاره
امام رضا علیه السلام درحال سجده ازدشمنان غدیر بیزاری می جویند وغاصبین خلافت وتابعین آنها رالعن میکنند .در این قسمت ابتدا کل روایت رایکجا آورده وسپس فرازهای آنرادر قسمتهای دیگر تفکیک مینماییم.
رَوَیْنَاهُ بِإِسْنَادِنَا إِلَی سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ فِی کِتَابِ فَضْلِ الدُّعَاءِ وَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ بْنِ بَزِیعٍ عَنِ الرِّضَا وَ بُکَیْرُ بْنُ صَالِحٍ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ جَعْفَرٍ عَنِ الرِّضَا قَالا دَخَلْنَا عَلَیْهِ وَ هُوَ سَاجِدٌ فِی سَجْدَهِ الشُّکْرِ فَأَطَالَ فِی سُجُودِهِ ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ فَقُلْنَا لَهُ أَطَلْتَ السُّجُودَ فَقَالَ مَنْ دَعَا فِی سَجْدَهِ الشُّکْرِ بِهَذَا الدُّعَاءِ کَانَ کَالرَّامِی مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه واله یَوْمَ بَدْرٍ قَالا قُلْنَا فَنَکْتُبُهُ قَالَ اکْتُبَا إِذَا أَنْتُمَا سَجَدْتُمَا سَجْدَهَ الشُّکْرِ فتقولا [فَقُولَا] اللَّهُمَّ الْعَنِ اللَّذَیْنِ بَدَّلَا دِینَکَ وَ غَیَّرَا نِعْمَتَکَ وَ اتَّهَمَا رَسُولَکَ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ خَالَفَا مِلَّتَکَ وَ صَدَّا عَنْ سَبِیلِکَ وَ کَفَرَا آلَاءَکَ وَ رَدَّا عَلَیْکَ کَلَامَکَ وَ اسْتَهْزَءَا بِرَسُولِکَ وَ قَتَلَا ابْنَ نَبِیِّکَ
وَ حَرَّفَا کِتَابَکَ وَ جَحَدَا آیَاتِکَ وَ سَخِرَا بِآیَاتِکَ وَ اسْتَکْبَرَا عَنْ عِبَادَتِکَ وَ قَتَلَا أَوْلِیَاءَکَ
وَ جَلَسَا فِی مَجْلِسٍ لَمْ یَکُنْ لَهُمَا بِحَقٍّ وَ حَمَلَا النَّاسَ عَلَی أَکْتَافِ آلِ مُحَمَّدٍ اللَّهُمَّ الْعَنْهُمَا لَعْناً یَتْلُو بَعْضُهُ بَعْضاً وَ احْشُرْهُمَا وَ أَتْبَاعَهُمَا إِلَی جَهَنَّمَ زُرْقاً اللَّهُمَّ إِنَّا نَتَقَرَّبُ إِلَیْکَ بِاللَّعْنَهِ لَهُمَا وَ الْبَرَاءَهِ مِنْهُمَا فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَه اللَّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَهَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ قَتَلَهَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ وَ ابْنِ فَاطِمَهَ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ اللَّهُمَّ زِدْهُمَا عَذَاباً فَوْقَ عَذَابٍ وَ هَوَاناً فَوْقَ هَوَانٍ وَ ذُلًّا فَوْقَ ذُلٍّ وَ خِزْیاً فَوْقَ خِزْیٍ. اللَّهُمَّ دُعَّهُمَا فِی النَّارِ دَعّاً وَ أَرْکِسْهُمَا فِی أَلِیمِ عِقَابِکَ رَکْساً اللَّهُمَّ احْشُرْهُمَا وَ أَتْبَاعَهُمَا إِلی جَهَنَّمَ زُمَراً اللَّهُمَّ فَرِّقْ جَمْعَهُمْ وَ شَتِّتْ أَمْرَهُمْ وَ خَالِفْ بَیْنَ کَلِمَتِهِمْ وَ بَدِّدْ جَمَاعَتَهُمْ وَ الْعَنْ أَئِمَّتَهُمْ وَ اقْتُلْ قَادَتَهُمْ وَ سَادَتَهُمْ وَ کُبَرَاءَهُمْ وَ الْعَنْ رُؤَسَاءَهُمْ وَ اکْسِرْ رَایَتَهُمْ وَ أَلْقِ الْبَأْسَ بَیْنَهُمْ وَ لَا تُبْقِ مِنْهُمْ دَیَّاراً اللَّهُمَّ الْعَنْ أَبَا جَهْلٍ وَ الْوَلِیدَ لَعْناً یَتْلُو بَعْضُهُ بَعْضاً وَ یَتْبَعُ بَعْضُهُ بَعْضاً اللَّهُمَّ الْعَنْهُمَا لَعْناً یَلْعَنُهُمَا بِهِ کُلُّ مَلَکٍ مُقَرَّبٍ وَ کُلُّ نَبِیٍّ مُرْسَلٍ وَ کُلُّ مُؤْمِنٍ امْتَحَنْتَ قَلْبَهُ لِلْإِیمَانِ اللَّهُمَّ الْعَنْهُمَا لَعْناً یَتَعَوَّذُ مِنْهُ أَهْلُ النَّارِاللَّهُمَّ الْعَنْهُمَا لَعْناً لَمْ یَخْطُرْ لِأَحَدٍ بِبَالٍ اللَّهُمَّ الْعَنْهُمَا فِی مُسْتَسِرِّ سِرِّکَ وَ ظَاهِرِ عَلَانِیَتِکَ وَ عَذِّبْهُمَا عَذَاباً فِی التَّقْدِیرِ وَ شَارِکْ مَعَهُمَا ابْنَتَیْهِمَا وَ أَشْیَاعَهُمَا وَ مُحِبِّیهِمَا وَ مَنْ شَایَعَهُمَا إِنَّکَ سَمِیعُ الدُّعاء.
ص: 139
از آن جمله دعائی است از برای حضرت امام رضا علیه السلام در سجده شکر. ابن طاوس علیه الرّحمه گوید که: ما این دعا را به سندهای خود روایت کردیم تا به سعد بن عبد اللَّه در کتاب فضل الدّعاء که ذکر نموده که روایت کرده است ابو جعفر، از محمّد بن اسماعیل بن بزیع، از حضرت امام رضا علیه التحیّه و السلام. و همچنین بکیر بن صالح، از سلیمان بن جعفر جعفری، از آن حضرت علیه السلام نقل کرده است که: ما بر آن حضرت داخل شدیم و حال آنکه ایشان در سجده شکر بودند. پس سجده خود را طول دادند و چون سر مبارک از سجده برداشتند، ما گفتیم که: چه بسیار سجده خود را طول دادید.پس فرمودند که: هر کس این دعا را در سجده شکر بخواند، مثل کسی خواهد بود که در خدمت رسول خدا به جهاد رفته باشد و در روی دشمنان خدا در روز جنگ بدر تیر انداخته باشد. اسماعیل بن بزیع و سلیمان گویند که ما گفتیم: پس این دعا را بنویسیم. فرمودند که: بلی این دعا را بنویسید و هر گاه تو سجده کنی سجده شکر را، پس تو این دعا را بخوان و دعا این است:خداوندا لعن کن بر آن دو شخص که تغییر دادند دین ترا و برطرف کردند نعمت ترا و تهمت زدند بر پیغمبر تو که رحمت فرستد خدا بر او و بر آل او و مخالفت ورزیدندملّت ترا و اعراض کردند از راه و طریقه حق تو و انکار نمودند نعمت های ترا و ردّ کردند بر تو سخن و قرآن ترا و استهزا نمودند بر پیغمبر تو و کشتندپسر پیغمبر ترا و تغییر دادند قرآن ترا و انکار نمودند آیه های ترا و استهزا نمودند به روز معاد و حشر تو و سرپیچیدند از بندگی و فرمانبرداری تو و کشتند دوستان ترا و نشستند در مجلس خلافت که نبود آنها را در آن هیچ حقّی و سوار کردند مردمان را بر دوشهای آل محمّد خداوندا لعن کن آن دو شخص را لعنی که پی در پی آید بعضی از آن بعضی را و محشور گردان آنها را و تابعان آنها را بسوی جهنم در حالی که باشند کوران خداوندا بدرستی که ما نزدیکی می جوئیم بسوی تو به سبب لعنت کردن بر این دو شخص و به سبب بیزار بودن از این هر دو در دنیا و در آخرت
ص: 140
خداوندا لعن کن بر کشنده امیر المؤمنین و بر کشنده امام حسین پسر علی و پسر [فاطمه] دختر رسول خدا که رحمت فرستد خدا بر او و بر آل او خداوندا زیاد گردان عقوبت آن دو شخص را بالاترین عقوبتها و زیاد گردان خفّت آنها را بالاترین خفّتها و خوار گردان آنها را بالاترین خواریها و رسوا کن آنها را بالاترین رسوائی ها خداوندا بینداز آن هر دو را در آتش جهنم انداختنی شدید و سرنگون انداز آن هر دو را در عذاب دردناک از جانب خود سرنگون کردنی خداوندا محشور کن آن هر دو را و تابعان آنها را بسوی جهنم در حالی که باشند مجتمع خداوندا پراکنده کن اجتماع آنها را و متفرّق ساز امر آنها را و مخالفت انداز میان اتفاق آنها و جدا ساز جمعیت آنها را و لعن کن بر پیشوای آنها و بکش سرکرده های آنها را و برگزیده های آنها را و بزرگان آنها را و لعن کن بر سرکرده های آنها و بشکن علم و نشانه بزرگی آنها را و بینداز شدّت عقوبت را میان آنها و باقی مگذار از آنها احدی را خداوندا لعن کن بر ابو جهل و بر ولید لعنی را که پی در پی باشد بعضی از این بعضی را و تابع شود بعضی بعضی را خداوندا لعن کن آن هر دو را لعنی که لعن کند آنها را به آن لعن هر فرشته نزدیکی و هر پیغمبر فرستاده شده ای و هر شخص مؤمنی که خالص کرده باشی تو دل او را برای ایمان
خداوندا لعن کن آن هر دو را لعنی که پناه گیرند از آن اهل آتش از عذاب آن، خداوندا لعن کن آن هر دو را لعنی که نرسیده باشد به خاطر کسی،خداوندا لعن کن آن هر دو را در پنهان از نهانی خود و در ظاهر از آشکار خود و عذاب کن آن هر دو را عذابی که باشد در تقدیر تو و بالاتر از آنچه تقدیر نموده ای آن را و شریک گردان با این هر دو، دو دختر آنها را و پیروان آنها را و دوستداران آنها را و کسی را که متابعت نماید آنها را بدرستی که تو شنونده دعائی.
ص: 141
مهج الدعوات / ترجمه طبسی، ص: 403
لعن در سجده شکر
رَوَیْنَاهُ بِإِسْنَادِنَا إِلَی سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ فِی کِتَابِ فَضْلِ الدُّعَاءِ وَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ بْنِ بَزِیعٍ عَنِ الرِّضَا وَ بُکَیْرُ بْنُ صَالِحٍ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ جَعْفَرٍ عَنِ الرِّضَا قَالا دَخَلْنَا عَلَیْهِ وَ هُوَ سَاجِدٌ فِی سَجْدَهِ الشُّکْرِ فَأَطَالَ فِی سُجُودِهِ ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ فَقُلْنَا لَهُ أَطَلْتَ السُّجُودَ فَقَالَ مَنْ دَعَا فِی سَجْدَهِ الشُّکْرِ بِهَذَا الدُّعَاءِ کَانَ کَالرَّامِی مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه واله یَوْمَ بَدْرٍ قَالا قُلْنَا فَنَکْتُبُهُ قَالَ اکْتُبَا إِذَا أَنْتُمَا سَجَدْتُمَا سَجْدَهَ الشُّکْرِ فتقولا [فَقُولَا] اللَّهُمَّ الْعَنِ اللَّذَیْنِ بَدَّلَا دِینَکَ...
از آن جمله دعائی است از برای حضرت امام رضا علیه السلام در سجده شکر. ابن طاوس علیه الرّحمه گوید که: ما این دعا را به سندهای خود روایت کردیم تا به سعد بن عبد اللَّه در کتاب فضل الدّعاء که ذکر نموده که روایت کرده است ابو جعفر، از محمّد بن اسماعیل بن بزیع، از حضرت امام رضا علیه التحیّه و السلام. و همچنین بکیر بن صالح، از سلیمان بن جعفر جعفری، از آن حضرت علیه السلام نقل کرده است که: ما بر آن حضرت داخل شدیم و حال آنکه ایشان در سجده شکر بودند. پس سجده خود را طول دادند و چون سر مبارک از سجده برداشتند، ما گفتیم که: چه بسیار سجده خود را طول دادید.پس فرمودند که: هر کس این دعا را در سجده شکر بخواند، مثل کسی خواهد بود که در خدمت رسول خدا به جهاد رفته باشد و در روی دشمنان خدا در روز جنگ بدر تیر انداخته باشد. اسماعیل بن بزیع و سلیمان گویند که ما گفتیم: پس این دعا را بنویسیم. فرمودند که: بلی این دعا را بنویسید و هر گاه تو سجده کنی سجده شکر را، پس تو این دعا را بخوان و دعا این است:خداوندا لعن کن بر آن دو شخص که تغییر دادند دین ترا ...
ص: 142
ثواب لعن
قال الرضا علیه السلام: مَنْ دَعَا فِی سَجْدَهِ الشُّکْرِ بِهَذَا الدُّعَاءِ کَانَ کَالرَّامِی مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه واله یَوْمَ بَدْرٍ قَالا قُلْنَا فَنَکْتُبُهُ قَالَ اکْتُبَا إِذَا أَنْتُمَا سَجَدْتُمَا سَجْدَهَ الشُّکْرِ فتقولا [فَقُولَا] اللَّهُمَّ الْعَنِ اللَّذَیْنِ بَدَّلَا دِینَکَ...
حضرت رضا علیه السلام فرمودند: هر کس این دعا را در سجده شکر بخواند، مثل کسی خواهد بود که در خدمت رسول خدا به جهاد رفته باشد و در روی دشمنان خدا در روز جنگ بدر تیر انداخته باشد. اسماعیل بن بزیع و سلیمان گویند که ما گفتیم: پس این دعا را بنویسیم. فرمودند که: بلی این دعا را بنویسید و هر گاه تو سجده کنی سجده شکر را، پس تو این دعا را بخوان و دعا این است:خداوندا لعن کن بر آن دو شخص که تغییر دادند دین ترا ...
دو نفری که دین را تغییر دادند
اللَّهُمَّ الْعَنِ اللَّذَیْنِ بَدَّلَا دِینَکَ
خداوندا: لعنت کن بر آن دو شخصی که تغییر دادند دین ترا
یعنی خلافت حضرت امیر المؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام
مهج الدعوات / ترجمه طبسی، ص: 403
دو نفری که نعمت تو را تغییر دادند
اللَّهُمَّ الْعَنِ اللَّذَیْنِ.... وَ غَیَّرَا نِعْمَتَکَ
خداوندا: لعنت کن آن دو شخصی که تغییر دادند نعمت ترا(1)
الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً(2)
اخباری که از خود عامه در این باب وارد شده که فعلا آنچه در نظر است شش حدیث است: 1- صدر الأئمه موفق ابن احمد خوارزمی.2- ابراهیم بن محمد حموینی از شیخ تاج الدین. 3- ابو نعیم از علی بن عامر.4- حموینی از ابو منصور بن شهردار. 5- ابو نعیم رفعه تا قیس بن ربیع.6- صاحب المناقب از محمد بن اسحق.
ص: 143
و مضمون این اخبار اینکه پیغمبر صلّی اللَّه علیه و آله در غدیر خم علی علیه السّلام را بقدری بلند کرد که زیر بغل پیغمبر نمایان شد و فرمود:من کنت مولاه فهذا علی مولاه
تا آخر دعاء آن حضرت و اشعار حسان بن ثابت را که در محضر رسول اللَّه صلّی اللَّه علیه و آله سروده نقل کردند و متفرق نشدند تا اینکه نازل شد: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ الایه و پیغمبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود:اللَّه اکبر علی اکمال الدین و تمام النعمه و رضا الرب برسالتی و الولایه لعلی.
الله اکبر بر کامل شدن دین،وتمام شدن نعمت،ورضایت خدا به رسالت من و ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام.(3)
با توجه به مطالب فوق نتیجه می گیریم که سقیفه نشینان چه طور مسیر غدیر را به انحراف کشیدند.ونعمت ولایت را از مردم گرفتند و مردم را تا روز قیامت گمراه نمودند.
1-مهج الدعوات / ترجمه طبسی، ص: 402
2-سوره مائده آیه 3
3-أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج 4، ص: 297
دو نفری که به رسول تو تهمت زدند
اللَّهُمَّ الْعَنِ اللَّذَیْنِ....وَ اتَّهَمَا رَسُولَکَ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ
خداوندا: لعنت کن آن دو شخصی که تهمت زدند بر پیغمبر تو.(1)
توضیحات:
در موارد مختلف به پیامبر تهمت زدند که به چند مورد آن اشاره می نماییم:
1-ابوبکر با حدیث جعلی خود تهمت زد که پیامبر فرموده:نحن معاشرالانبیاء لا نورث
که ما گروه انبیاء ارتی باقی نمی گذاریم!
مَا ذَکَرُهُ الْبُخَارِیُّ فِی صَحِیحِهِ فِی الْجُزْءِ الْخَامِسِ مِنْ أَجْزَاءٍ ثَمَانِیَهٍ فِی رَابِعِ کُرَّاسٍ مِنْ أَوَّلِهِ مِنَ النُّسْخَهِ الْمَنْقُولِ مِنْهَا بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَائِشَهَ أَنَّ فَاطِمَهَ سلام الله علیها بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَرْسَلَتْ إِلَی أَبِی بَکْرٍ تَسْأَلُهُ مِیرَاثَهَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَیْهِ بِالْمَدِینَهِ وَ فَدَکَ وَ مَا بَقِیَ مِنْ خُمُسِ خَیْبَرَ فَقَالَ أَبُو بَکْرٍ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله قَالَ نَحْنُ مَعَاشِرَ الْأَنْبِیَاءِ لَا نُوَرِّثُ مَا تَرَکْنَاهُ فَهُوَ صَدَقَهٌ
ص: 144
إِنَّمَا یَأْکُلُ آلُ مُحَمَّدٍ مِنْ هَذَا الْمَالِ وَ إِنِّی وَ اللَّهِ لَا أُغَیِّرُ شَیْئاً مِنْ صَدَقَهِ رَسُولِ اللَّهِ عَنْ حَالِهَا الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهَا فِی عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ وَ لَأَعْمَلَنَّ فِیهَا بِمَا عَمِلَ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ فَأَبَی أَبُو بَکْرٍ أَنْ یَدْفَعَ إِلَی فَاطِمَهَ مِنْهَا شَیْئاً فَوَجَدَتْ فَاطِمَهُ عَلَی أَبِی بَکْرٍ فِی ذَلِکَ فَهَجَرَتْهُ فَلَمْ تُکَلِّمْهُ حَتَّی تُوُفِّیَتْ وَ عَاشَتْ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ سِتَّهَ أَشْهُرٍ فَلَمَّا تُوُفِّیَتْ دَفَنَهَا زَوْجُهَا عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام لَیْلًا وَ لَمْ یُؤْذِنْ بِهَا أَبَا بَکْرٍ وَ صَلَّی عَلَیْهَا عَلِی.
پس از رحلت پیامبر صلی اللَّه علیه و آله همین که ابو بکر بر خلافت تسلط یافت، عمال فاطمه علیها السلام را از فدک بیرون کرد و فدک را از دست فاطمه علیها السلام گرفت و آن را جزء بیت المال نمود. بخاری در صحیح خود از عایشه نقل می کند، فاطمه علیها السلام چند نفر را نزد ابو بکر فرستاد و شکایت از عمّال او کرد و پیغام داد فدک میراث من است و آنچه از خمس خیبر باقی مانده سهم ما می باشد و دستور ده فدک را برگردانند.ابو بکر به نمایندگان دختر پیغمبر گفت: من از پیغمبر شنیدم که فرمود:
نحن معاشر الأنبیاء لا نورّث ما ترکناه صدقه
یعنی ما جماعت پیامبران ارث نمی گذاریم و ما ترک ما صدقه است....(2)
2-در مورد حدیث قلم و دوات که عمر لعنت الله علیه گفت:ان الرجل لیهجر
کَمَا رَوَی مُسْلِمٌ فِی صَحِیحِهِ وَ الْحُمَیْدِیُّ فِی مُسْنَدِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ قَالَ لَمَّا احْتُضِرَ النَّبِیُّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ فِی بَیْتِهِ رِجَالٌ مِنْهُمْ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ فَقَالَ النَّبِیُّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ هَلُمُّوا أَکْتُبْ لَکُمْ کِتَاباً لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ فَقَالَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ قَدْ غَلَبَ عَلَیْهِ الْوَجَعُ وَ إِنَّ الرَّجُلَ لَیَهْجُرُ حَسْبُکُمْ کِتَابَ اللَّهِ: وَ فِی رِوَایَهِ ابْنِ عُمَرَ أَنَّ النَّبِیَّ لَیَهْجُرُ: قَالَ الْحُمَیْدِیُّ فِی الْجَمْعِ بَیْنَ الصَّحِیحَیْنِ فَاخْتَلَفَ الْحَاضِرُونَ عِنْدَ النَّبِیِّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فَبَعْضُهُمْ یَقُولُ الْقَوْلُ مَا قَالَهُ النَّبِیُّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ بَعْضُهُمْ یَقُولُ الْقَوْلُ مَا قَالَهُ عُمَرُ فَلَمَّا أَکْثَرُوا اللَّغَطَ وَ الِاخْتِلَافَ قَالَ النَّبِیُّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ قُومُوا عَنِّی وَ لَا یَنْبَغِی عِنْدِی التَّنَازُعُ وَ کَانَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبَّاسٍ یَبْکِی حَتَّی تَبُلَّ دُمُوعُهُ الْحَصَی وَ یَقُولُ یَوْمُ الْخَمِیسِ وَ مَا یَوْمُ الْخَمِیسِ وَ کَانَ یَقُولُ الرَّزِیَّهُ کُلُّ الرَّزِیَّهِ مَا حَالَ بَیْنَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ بَیْنَ کِتَابِه.
ص: 145
این ماجرا همان گونه است که مسلم در صحیح خود و حمیدی در مسند عبد اللَّه بن عباس روایت کرده اند: هنگامی که پیامبر در حال احتضار بود و مردم در خانه اش گرد آمده بودند، فرمود:بیایید چیزی برای شما بنویسم که پس از من گمراه نشوید عمر بن خطاب گفت: درد بر او چیره شده و هذیان می گوید کتاب خدا شما را کافی است.و در روایت پسر عمر: همانا پیامبر هذیان می گوید. حمیدی در جمع بین صحیحین می گوید: حاضران نزد پیامبر به اختلاف برخاستند.برخی گفتند: آنچه پیامبر فرمود درست است و گروهی سخن عمر را تأیید کردند. چون جنجال و اختلاف بالا گرفت پیامبر فرمود: از نزد من برخیزید و بیرون روید که در چنین محضری، غوغا روا نیست.
عبد اللَّه بن عباس چنان می گریست که اشکش سنگریزه ها را تر می کرد و می گفت:
پنجشنبه چه روزی بود! هر مصیبتی از آنجا آغاز شد که میان پیامبر و نوشته او فاصله افکندند.(3)
3- أن رسول الله صلی الله علیه و آله قال: هذان سیدا کهول أهل الجنه من الأولین و الآخرین إلا النبیین و المرسلین
مثل آنکه بر پیغمبر خدا دروغ بستند که فرموده است که ابو بکروعمر آقای پیران اهل بهشت است با وجود آنکه احادیث بسیار است که اهل بهشت همه جوانانند و در بهشت کسی پیر نمی شود و سایر احادیثی که وضع نمودند.(4)
1- مهج الدعوات / ترجمه طبسی، ص: 402
2-الطرائف فی معرفه مذاهب الطوائف، ج 1، ص: 258
3-نهج الحق و کشف الصدق، ص: 332
4- الصوارم المهرقه فی نقد الصواعق المحرقه (لابن حجر الهیثمی)، الصوارم المهرقه، ص: 339
دو نفری که پسر نبی تو را کشتند
ص: 146
اللَّهُمَّ الْعَنِ اللَّذَیْنِ.... وَ قَتَلَا ابْنَ نَبِیِّکَ
خداوندا: لعنت کن آن دو شخصی که پسر نبی تو را کشتند.
ممکن است که اشاره به قتل حضرت محسن باشدو محتمل است که اشاره به شهادت حضرت امام حسین علیه السلام باشد چون خون همه شهدا بر گردن آن دو است.
مهج الدعوات / ترجمه طبسی، ص: 402
دو نفری که مخالفت کردند با ملت تو
اللَّهُمَّ الْعَنِ اللَّذَیْنِ.... وَ خَالَفَا مِلَّتَکَ
خداوندا: لعنت کن آن دو شخصی که مخالفت کردند با ملت تو
مهج الدعوات / ترجمه طبسی، ص: 402
دو نفری که راه تو را مسدود کردند
اللَّهُمَّ الْعَنِ اللَّذَیْنِ....وَ صَدَّا عَنْ سَبِیلِکَ
خداوندا: لعنت کن آن دو شخصی که راه تو را مسدود کردند.
مهج الدعوات / ترجمه طبسی، ص: 402
دو نفری که انکارنمودند نشانه های تو را
اللَّهُمَّ الْعَنِ اللَّذَیْنِ.... وَ جَحَدَا آیَاتِکَ
خداوندا: لعنت کن آن دو شخصی که انکارنمودند نشانه های تو را.
مهج الدعوات / ترجمه طبسی، ص: 403
دو نفری که سخن خدا را رد کردند
اللَّهُمَّ الْعَنِ اللَّذَیْنِ....وَ رَدَّا عَلَیْکَ کَلَامَکَ
خداوندا: لعنت کن آن دو شخصی که ردّ کردند بر تو سخن و قرآن ترا
مهج الدعوات / ترجمه طبسی، ص: 403
دو نفری که مسخره نمودند رسول تو را
اللَّهُمَّ الْعَنِ اللَّذَیْنِ....وَ اسْتَهْزَءَا بِرَسُولِکَ
خداوندا: لعنت کن آن دو شخصی که مسخره نمودند رسول تو را.
مهج الدعوات / ترجمه طبسی، ص: 403
دو نفری که تکبر ورزیدند نسبت به عبادت تو
اللَّهُمَّ الْعَنِ اللَّذَیْنِ.... وَ اسْتَکْبَرَا عَنْ عِبَادَتِکَ
خداوندا: لعنت کن آن دو شخصی که تکبر ورزیدند نسبت به عبادت تو.
ص: 147
مهج الدعوات / ترجمه طبسی، ص: 403
دو نفری که مسخره نمودند نشانه های تو را
اللَّهُمَّ الْعَنِ اللَّذَیْنِ....وَ سَخِرَا بِآیَاتِکَ
خداوندا: لعنت کن آن دو شخصی که مسخره نمودند نشانه های تو را.
مهج الدعوات / ترجمه طبسی، ص: 403
دو نفری که اولیاء تورا کشتند
اللَّهُمَّ الْعَنِ اللَّذَیْنِ.... وَ قَتَلَا أَوْلِیَاءَکَ
خداوندا: لعنت کن آن دو شخصی که اولیاء تورا کشتند.
مهج الدعوات / ترجمه طبسی، ص: 403
دو نفری که خلافت را غصب نمودند
اللَّهُمَّ الْعَنِ اللَّذَیْنِ.... وَ جَلَسَا فِی مَجْلِسٍ لَمْ یَکُنْ لَهُمَا بِحَقٍّ وَ حَمَلَا النَّاسَ عَلَی أَکْتَافِ آلِ مُحَمَّدٍ علیهم السلام.
خداوندا: لعنت کن آن دو شخصی که نشستند در مجلس خلافت که نبود آنها را در آن هیچ حقّی و سوار کردند مردمان را بر دوشهای آل محمّد علیهم السلام.
یعنی و جماعت بنی امیه و خلفای بنی عباس و سایر ملاعین را بر اهل بیت و اولاد محمد صلی اللَّه علیه و آله مسلّط کردند.
مهج الدعوات / ترجمه طبسی، ص: 403
آن دو نفر و تابعان آنها را لعنت کن
اللَّهُمَّ الْعَنِ اللَّذَیْنِ....اللَّهُمَّ الْعَنْهُمَا لَعْناً یَتْلُو بَعْضُهُ بَعْضاً وَ احْشُرْهُمَا وَ أَتْبَاعَهُمَا إِلَی جَهَنَّمَ زُرْقاً
خداوندا لعن کن آن دو شخص را لعنی که پی در پی آید بعضی از آن بعضی را و محشور گردان آنها را و تابعان آنها را بسوی جهنم در حالی که باشند کوران.
مهج الدعوات / ترجمه طبسی، ص: 403
برائت وسیله تقرب به خدا
اللَّهُمَّ إِنَّا نَتَقَرَّبُ إِلَیْکَ بِاللَّعْنَهِ لَهُمَا وَ الْبَرَاءَهِ مِنْهُمَا فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ
خداوندا بدرستی که ما تقرب می جوییم بسوی تو به سبب لعنت کردن بر این دو شخص و به سبب بیزار بودن از این دو در دنیا و در آخرت.
ص: 148
مهج الدعوات / ترجمه طبسی، ص: 403
لعن بر قتله امیرالمومنین وحسین بن علی علیهما السلام
اللَّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَهَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ قَتَلَهَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ وَ ابْنِ فَاطِمَهَ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ
خداوندا لعن کن بر کشنده امیر المؤمنین و بر کشنده امام حسین پسر علی و پسر [فاطمه] دختر رسول خدا صلوات الله علیهم .
مهج الدعوات / ترجمه طبسی، ص: 403
خدایا زیاد گردان عذاب آن دو نفر را
اللَّهُمَّ زِدْهُمَا عَذَاباً فَوْقَ عَذَابٍ وَ هَوَاناً فَوْقَ هَوَانٍ وَ ذُلًّا فَوْقَ ذُلٍّ وَ خِزْیاً فَوْقَ خِزْیٍ.
خداوندا زیاد گردان عذاب آن دو شخص را بالاترین عقوبتها و زیاد گردان خفّت آنها را بالاترین خفّتها و خوار گردان آنها را بالاترین خواریها و رسوا کن آنها را بالاترین رسوائی ها.
مهج الدعوات / ترجمه طبسی، ص: 403
خدایا بینداز آن دو را در آتش جهنم
اللَّهُمَّ دُعَّهُمَا فِی النَّارِ دَعّاً وَ أَرْکِسْهُمَا فِی أَلِیمِ عِقَابِکَ رَکْساً
خداوندا بینداز آن دو را در آتش جهنم انداختنی شدید و سرنگون انداز آن دو را در عذاب دردناک از جانب خود سرنگون کردنی.
مهج الدعوات / ترجمه طبسی، ص: 403
جمع نمودن عمر وابابکر واتباعشان در جهنم
اللَّهُمَّ احْشُرْهُمَا وَ أَتْبَاعَهُمَا إِلی جَهَنَّمَ زُمَراً
خداوندا محشور کن آن دو را و تابعان آنها را بسوی جهنم در حالی که باشند مجتمع.
مهج الدعوات / ترجمه طبسی، ص: 403
لعن فرشتگان و رسولان و مومنین بر آن دو
اللَّهُمَّ الْعَنْهُمَا لَعْناً یَلْعَنُهُمَا بِهِ کُلُّ مَلَکٍ مُقَرَّبٍ وَ کُلُّ نَبِیٍّ مُرْسَلٍ وَ کُلُّ مُؤْمِنٍ امْتَحَنْتَ قَلْبَهُ لِلْإِیمَانِ.
خداوندا لعن کن آن دو را لعنی که لعن کند آنها را به آن لعن هر فرشته مقرب و هر پیغمبرمرسلی و هر شخص مؤمنی که خالص کرده باشی تو دل او را برای ایمان.
ص: 149
مهج الدعوات / ترجمه طبسی، ص: 403
عذابی استثنائی
اللَّهُمَّ الْعَنْهُمَا لَعْناً یَتَعَوَّذُ مِنْهُ أَهْلُ النَّارِاللَّهُمَّ الْعَنْهُمَا لَعْناً لَمْ یَخْطُرْ لِأَحَدٍ بِبَالٍ.
خداوندا لعن کن آن دو را لعنی که پناه گیرند از آن اهل آتش از عذاب آن، خداوندا لعن کن آن دو را لعنی که نرسیده باشد به خاطر کسی.
مهج الدعوات / ترجمه طبسی، ص: 403
لعن دختران دو خلیفه
اللَّهُمَّ الْعَنْهُمَا فِی مُسْتَسِرِّ سِرِّکَ وَ ظَاهِرِ عَلَانِیَتِکَ وَ عَذِّبْهُمَا عَذَاباً فِی التَّقْدِیرِ وَ شَارِکْ مَعَهُمَا ابْنَتَیْهِمَا وَ أَشْیَاعَهُمَا وَ مُحِبِّیهِمَا وَ مَنْ شَایَعَهُمَا إِنَّکَ سَمِیعُ الدُّعاء.
خداوندا لعن کن آن هر دو را در پنهان از نهانی خود و در ظاهر از آشکار خود و عذاب کن آن هر دو را عذابی که باشد در تقدیر تو و بالاتر از آنچه تقدیر نموده ای آن را و شریک گردان با این دو، دو دختر آنها را و پیروان آنها را و دوستداران آنها را و کسی را که متابعت نماید آنها را بدرستی که تو شنونده دعائی.
مهج الدعوات / ترجمه طبسی، ص: 403
لعن ابوجهل و ولید
اللَّهُمَّ الْعَنْ أَبَا جَهْلٍ وَ الْوَلِیدَ لَعْناً یَتْلُو بَعْضُهُ بَعْضاً وَ یَتْبَعُ بَعْضُهُ بَعْضاً
خداوندا لعن کن بر ابو جهل و بر ولید لعنی را که پی در پی باشد بعضی از این بعضی را و تابع شود بعضی بعضی را.
مهج الدعوات / ترجمه طبسی، ص: 403
سرکرده های آنها را بکش
اللَّهُمَّ فَرِّقْ جَمْعَهُمْ وَ شَتِّتْ أَمْرَهُمْ وَ خَالِفْ بَیْنَ کَلِمَتِهِمْ وَ بَدِّدْ جَمَاعَتَهُمْ وَ الْعَنْ أَئِمَّتَهُمْ وَ اقْتُلْ قَادَتَهُمْ وَ سَادَتَهُمْ وَ کُبَرَاءَهُمْ وَ الْعَنْ رُؤَسَاءَهُمْ وَ اکْسِرْ رَایَتَهُمْ وَ أَلْقِ الْبَأْسَ بَیْنَهُمْ وَ لَا تُبْقِ مِنْهُمْ دَیَّاراً.
ص: 150
خداوندا پراکنده کن اجتماع آنها را و متفرّق ساز امر آنها را و مخالفت انداز میان اتفاق آنها و جدا ساز جمعیت آنها را و لعن کن بر پیشوای آنها و بکش سرکرده های آنها را و برگزیده های آنها را و بزرگان آنها را و لعن کن بر سرکرده های آنها و بشکن علم و نشانه بزرگی آنها را و بینداز شدّت عقوبت را میان آنها و باقی مگذار از آنها احدی را.
مهج الدعوات / ترجمه طبسی، ص: 403
عاقبت دشمنی با علی علیه السلام
عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُوسَی الرِّضَا علیه السلام عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَتَمَسَّکَ بِدِینِی وَ یَرْکَبَ سَفِینَهَ النَّجَاهِ بَعْدِی فَلْیَقْتَدِ بِعَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام وَ لْیُعَادِ عَدُوَّهُ وَ لْیُوَالِ وَلِیَّهُ فَإِنَّهُ وَصِیِّی وَ خَلِیفَتِی عَلَی أُمَّتِی فِی حَیَاتِی وَ بَعْدَ وَفَاتِی وَ هُوَ إِمَامُ کُلِّ مُسْلِمٍ وَ أَمِیرُ کُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِی قَوْلُهُ قَوْلِی وَ أَمْرُهُ أَمْرِی وَ نَهْیُهُ نَهْیِی وَ تَابِعُهُ تَابِعِی وَ نَاصِرُهُ نَاصِرِی وَ خَاذِلُهُ خَاذِلِی ثُمَّ قَالَ مَنْ فَارَقَ عَلِیّاً بَعْدِی لَمْ یَرَنِی وَ لَمْ أَرَهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَ مَنْ خَالَفَ عَلِیّاً حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیْهِ الْجَنَّهَ وَ جَعَلَ مَأْوَاهُ النَّارَ وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ وَ مَنْ خَذَلَ عَلِیّاً خَذَلَهُ اللَّهُ یَوْمَ یُعْرَضُ عَلَیْهِ وَ مَنْ نَصَرَ عَلِیّاً نَصَرَهُ اللَّهُ یَوْمَ یَلْقَاهُ وَ لَقَّنَهُ حُجَّتَهُ عِنْدَ الْمُسَاءَلَهِ ثُمَّ قَالَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ إِمَامَا أُمَّتِی بَعْدَ أَبِیهِمَا وَ سَیِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّهِ وَ أُمُّهُمَا سَیِّدَهُ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ وَ أَبُوهُمَا سَیِّدُ الْوَصِیِّینَ وَ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ تِسْعَهُ أَئِمَّهٍ تَاسِعُهُمُ الْقَائِمُ مِنْ وُلْدِی طَاعَتُهُمْ طَاعَتِی وَ مَعْصِیَتُهُمْ مَعْصِیَتِی إِلَی اللَّهِ أَشْکُو الْمُنْکِرِینَ لِفَضْلِهِمْ وَ الْمُضِیعِینَ لِحُرْمَتِهِمْ بَعْدِی وَ کَفی بِاللَّهِ وَلِیًّا وَ نَاصِراً لِعِتْرَتِی وَ أَئِمَّهِ أُمَّتِی وَ مُنْتَقِماً مِنَ الْجَاحِدِینَ لِحَقِّهِمْ وَ سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُون(1)
ص: 151
امام رضا علیه السلام از پدران بزرگوارشان از رسول خدا صلوات اللَّه علیهم اجمعین روایت کند که فرمودند: هر که دوست دارد که به دین من متمسّک شود و پس از من در کشتی نجات سوار شود باید که به علیّ بن أبی طالب علیه السلام اقتدا کند و دشمنش را دشمن بدارد و دوستش را دوست بدارد که او وصیّ من و جانشین من بر امّتم در حیات و ممات من است، و او امام هر مسلمان و امیر هر مؤمن پس از من است
قول او قول من و امر او امر من و نهی او نهی من است، و پیرو او پیرو من و یاور او یاور من و فروگزار او فروگزار من است. سپس فرمود: هر که پس از من با علی علیه السلام مفارقت کند مرا نخواهد دید و من نیز روز قیامت او را نخواهم دید، و هر که با علی علیه السلام مخالفت کند خداوند بهشت را بر او حرام کرده و جایگاه او را آتش قرار داده است و آن بد جایگاهی است، و کسی که علی علیه السلام را فروگزارد خداوند او را در روزی که بر وی در آید فرو خواهد گذاشت، و هر که علی علیه السلام را نصرت کند خداوند او را در روز قیامت نصرت نماید و حجّتش را هنگام بازخواست تلقین وی فرماید، سپس فرمود: حسن و حسین علیهماالسلام دو امام امّت من پس از پدرشان و سیّد جوانان اهل بهشت هستند و مادرشان سرور زنان عالم و پدرشان سرور اوصیاء هستند، و از فرزندان حسین نه تن امامند که نهمین آنها قائم از فرزندان من است طاعت آنان طاعت من و معصیت ایشان معصیت من است، از منکرین فضل و ضایع کنندگان حرمت او به خدا شکایت می کنم و خداوند بهترین ولی و ناصر برای عترتم و ائمّه امّتم می باشد و بهترین منتقم از منکرین ایشان است وَ سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ.
ص: 152
1-سوره شعرا آیه 227
احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج 4، ص: 82
حب وبغض
عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُوسَی الرِّضَا علیه السلام عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَا عَلِیُّ أَنْتَ أَخِی وَ وَزِیرِی وَ صَاحِبُ لِوَائِی فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ وَ أَنْتَ صَاحِبُ حَوْضِی مَنْ أَحَبَّکَ أَحَبَّنِی وَ مَنْ أَبْغَضَکَ أَبْغَضَنِی.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:ای علی تو برادر، وزیر و پرچمدار منی در دنیا و آخرت و تو صاحب حوضی، هر که تو رادوست دارد من را دوست داشته و هر که تو را دشمن دارد من را دشمن داشته است.
الأمالی( للصدوق)، النص، ص: 61
اقامه نمازعید به پیروی ازصاحب غدیر
فلما حضر العید بعث المأمون إلی الرضا علیه السلام یسأله أن یرکب و یحضر العید و یخطب لیطمئن قلوب الناس و یعرفوا فضله و تقر قلوبهم علی هذه الدوله المبارکه فبعث إلیه الرضا علیه السلام و قال قد علمت ما کان بینی و بینک من الشروط فی دخولی فی هذا الأمر فقال المأمون إنما أرید بهذا أن یرسخ فی قلوب العامه و الجند و الشاکریه هذا الأمر فتطمئن قلوبهم و یقروا بما فضلک الله به فلم یزل یرده الکلام فی ذلک فلما ألح علیه قال یا أمیر المؤمنین إن أعفیتنی من ذلک فهو أحب إلی و إن لم تعفنی خرجت کما کان یخرج رسول الله صلی الله علیه واله و کما خرج أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب علیه السلام فقال المأمون اخرج کما تحب و أمر المأمون القواد و الناس أن یبکروا إلی باب أبی الحسن الرضا علیه السلام فقعد الناس لأبی الحسن الرضا علیه السلام فی الطرقات و السطوح من الرجال و النساء و الصبیان و اجتمع القواد علی باب الرضا علیه السلام فلما طلعت الشمس قام الرضا علیه السلام فاغتسل و تعمم بعمامه بیضاء من قطن و ألقی طرفا منها علی صدره و طرفا بین کتفه و تشمر ثم قال لجمیع موالیه افعلوا مثل ما فعلت ثم أخذ بیده عکازه و خرج و نحن بین یدیه و هو حاف قد شمر سراویله إلی نصف الساق و علیه ثیاب مشمره فلما قام و مشینا بین یدیه رفع رأسه إلی السماءو کبر أربع تکبیرات فخیل إلینا أن الهواء و الحیطان تجاوبه و القواد و الناس علی الباب قد تزینوا و لبسوا السلاح و تهیئوا بأحسن هیئه فلما طلعنا علیهم بهذه الصوره حفاه قد تشمرنا و طلع الرضا علیه السلام وقف وقفه علی الباب قال الله أکبر الله أکبر الله أکبر علی ما هدانا الله أکبر علی ما رزقنا من بهیمه الأنعام و الحمد لله علی ما أبلانا و رفع بذلک صوته و رفعنا أصواتنا فتزعزعت مرو من البکاء و الصیاح فقالها ثلاث مرات فسقط القواد عن دوابهم و رموا بخفافهم لما نظروا إلی أبی الحسن علیه السلام و صارت مرو ضجه واحده و لم یتمالک الناس من البکاء و الضجیج و کان أبو الحسن علیه السلام یمشی و یقف فی کل عشر خطوات وقفه فکبر الله أربع مرات فتخیل إلینا أن السماء و الأرض و الحیطان تجاوبه و بلغ المأمون ذلک فقال له الفضل بن سهل ذو الرئاستین یا أمیر المؤمنین إن بلغ الرضا المصلی علی هذا السبیل افتتن به الناس فالرأی أن تسأله أن یرجع فبعث إلیه المأمون فسأله الرجوع فدعا أبو الحسن علیه السلام بخفه فلبسه و رجع.
ص: 153
چون شب عید رسید مأمون شخصی را فرستاد و از حضرت درخواست کرد که سوار شود و بنماز عید رود، و خود حضرت با مردم روبرو شده و خطبه بخواند تا همه مطمئن گردند و آرامش دل یابند، و مقام فضل و دانش او را بشناسند، تا دلها بر این دولت مبارک قرار گیرد و از اضطراب بیرون آید.حضرت در جواب کسی را فرستاد و بمأمون پیام داد که تو از جریانی که در شروط میان من و تو گذشت باخبری و میدانی که من با چه قید و قراری در این امر داخل شدم، مأمون پاسخ داد که من نظرم اینست که دلهای همه مردم از عامه و لشکری و کشوری همه از اضطراب بیرون آید و راسخ گردد، و بفضل و بزرگواری که خداوند بتو ارزانی داشته است اقرار کنند، و این گفتگو همچنان ادامه داشت تا بالاخره امام دید مأمون سخت پافشاری میکند گفت: ای امیر اگر مرا از این کار عفو کنی البته بیشتر دوست دارم، لکن اگر نمیپذیری پس ناچارم که من مانند رسول خدا صلی الله علیه و آله و علی بن ابی طالب علیه السلام نماز را انجام دهم، مأمون گفت: هر طور که مایل باشی مانعی نیست. سپس سران سپاه و مأموران و مردم را فرمان داد که بامداد در خانه علی بن موسی باشند، مردم همگی اطراف خانه آن حضرت را پر کردند، و کوچه ها و راهها همه مملو از زن و مرد و کودک گردیده بود، و همه نشسته و انتظار حضرت را داشتند و مأموران انتظامی همه گرد خانه امام را گرفتند، و چون آفتاب طلوع کرد امام برخاسته غسل کرد و عمامه ای سفید از پنبه بر سر ببست و یک سوی آن را بروی سینه اش آویخت و سوی دیگر را به پس پشت رها کرد و ساق پاها را برهنه نمود و در صحن خانه رو بیارانش کرده فرمود: همگی مانند من کنید، آنگاه عصائی بدست گرفته و از منزل بیرون آمد و ما در اطرافش بودیم و او پای برهنه بود و سراویل خود را تا نیم زانو بالا زده بود، و دامن لباسی را که در برداشت بالا زده بود، و چون در میان ما آمد و ما در مقابلش حرکت میکردیم، ناگهان سر بسوی آسمان برده و گفت:الله اکبر و آن را تا چهار بار تکرار کرد، بقسمی که ما پنداشتیم آسمان و در و دیوار همه با او همصدایند، و مأموران سوار بر اسب در بیرون درب آراسته و صف کشیده و مرتب ایستاده بودند، و همه سلاح نظامی در برداشتند و با اسلحه منظره بسیار جالبی تشکیل داده بودند، و چون ما با این صورت و خصوصیت پای برهنه از در بیرون آمدیم، دامن بکمر زده و تحت الحنک آویخته، و حضرت میان جمعیت دیده شد، اندکی در باب خانه مکث نموده سپس گفت:الله اکبر الله اکبر، الله اکبر علی ما هدانا، الله اکبر علی ما رزقنا من بهیمه الأنعام، و الحمد لله علی ما ابلانا.و صوت خود را بدان بلند کرد، ما نیز صداهایمان را بلند کردیم و تکبیرات عید را می خواندیم، یکباره تمام شهر مرو بصدا و ناله درآمد و همه با گریه و فغان بگفتن تکبیرات ناله سردادند، و حضرتش تا سه بار اذکار را تکرار کرد، سواران با دیدن این منظره- که حضرت پای برهنه بود- تماما از مرکبشان بر زمین آمده و موزه از پای بدر آورده رها کردند. مرو یکپارچه ضجه و فغان و ناله گشت، و مردم نتوانستند از گریه و ناله خودداری کنند، و حضرت ده گام بر میداشت و می ایستاد و تکبیرات اربع را میخواند، و چنان بود که گویا آسمان و زمین و در و دیوار جملگی او را پاسخ میدهند
ص: 154
(یعنی حضرت اذکار را شمرده میگفت، و همه مردم پاسخ میدادند) این خبر بمأمون رسید، ذو الریاستین فضل بن سهل گفت: ای امیر! اگر رضا با این وضع بمحل نماز رسد، تمامی مردم از تو بر میگردند و بفتنه می افتند، صلاح آنست که از او بخواهی بازگردد، مأمون مأموری را فرستاد و از حضرت خواهش کرد که باز گردد، امام کفشهای خود را طلب کرد و پوشید و بمنزل بازگشت.
عیون أخبار الرضا علیه السلام / ترجمه غفاری و مستفید، ج 2، ص: 339
اثبات امامت
تَمِیمُ بْنُ بُهْلُولٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أَبِی الهزیل [الْهُذَیْلِ] وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْإِمَامَهِ فِیمَنْ تَجِبُ وَ مَا عَلَامَهُ مَنْ تَجِبُ لَهُ الْإِمَامَهُ فَقَالَ إِنَّ الدَّلِیلَ عَلَی ذَلِکَ وَ الْحُجَّهَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ وَ الْقَائِمَ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِینَ وَ النَّاطِقَ بِالْقُرْآنِ وَ الْعَالِمَ بِالْأَحْکَامِ أَخُو نَبِیِّ اللَّهِ وَ خَلِیفَتُهُ عَلَی أُمَّتِهِ وَ وَصِیُّهُ عَلَیْهِمْ وَ وَلِیُّهُ الَّذِی کَانَ مِنْهُ بِمَنْزِلَهِ هَارُونَ مِنْ مُوسَی الْمَفْرُوضُ الطَّاعَهِ بِقَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ الْمَوْصُوفُ بِقَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکِعُونَ وَ الْمَدْعُوُّ إِلَیْهِ بِالْوَلَایَهِ الْمُثْبَتُ لَهُ الْإِمَامَهُ یَوْمَ غَدِیرِ خُمٍّ بِقَوْلِ الرَّسُولِ صلی الله علیه وآله عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَ لَسْتُ أَوْلَی بِکُمْ مِنْکُمْ بِأَنْفُسِکُمْ قَالُوا بَلَی قَالَ فَمَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ وَ أَعِنْ مَنْ أَعَانَهُ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ إِمَامُ الْمُتَّقِینَ وَ قَائِدُالْغُرِّ الْمُحَجَّلِینَ وَ أَفْضَلُ الْوَصِیِّینَ وَ خَیْرُ الْخَلْقِ أَجْمَعِینَ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله وَ بَعْدَهُ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ ثُمَّ الْحُسَیْنُ سِبْطَا رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله وَ ابْنَا خِیَرَهِ النِّسْوَانِ أَجْمَعِینَ ثُمَّ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ ثُمَّ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ثُمَّ مُوسَی بْنُ جَعْفَرٍ ثُمَّ عَلِیُّ بْنُ مُوسَی ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ ثُمَّ عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ ثُمَّ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ علیه السلام إِلَی یَوْمِنَا هَذَا وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ وَ هُمْ عِتْرَهُ الرَّسُولِ الْمَعْرُوفُونَ بِالْوَصِیَّهِ وَ الْإِمَامَهِ لَا تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ حُجَّهٍ مِنْهُمْ فِی کُلِّ عَصْرٍ وَ زَمَانٍ وَ فِی کُلِّ وَقْتٍ وَ أَوَانٍ وَ هُمُ الْعُرْوَهُ الْوُثْقَی وَ أَئِمَّهُ الْهُدَی وَ الْحُجَّهُ عَلَی أَهْلِ الدُّنْیَا إِلَی أَنْ یَرِثَ اللَّهُ الْأَرْضَ وَ مَنْ عَلَیْها وَ کُلُّ مَنْ خَالَفَهُمْ ضَالٌّ مُضِلٌّ تَارِکٌ لِلْحَقِّ وَ الْهُدَی وَ هُمُ الْمُعَبِّرُونَ عَنِ الْقُرْآنِ وَ النَّاطِقُونَ عَنِ الرَّسُولِ صلی الله علیه وآله مَنْ مَاتَ وَ لَا یَعْرِفُهُمْ مَاتَ مِیتَهً جَاهِلِیَّهً وَ دِینُهُمُ الْوَرَعُ وَ الْعِفَّهُ وَ الصِّدْقُ وَ الصَّلَاحُ وَ الِاجْتِهَادُ وَ أَدَاءُ الْأَمَانَهِ إِلَی الْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ وَ طُولُ السُّجُودِ وَ قِیَامُ اللَّیْلِ وَ اجْتِنَابُ الْمَحَارِمِ وَ انْتِظَارُ الْفَرَجِ بِالصَّبْرِ وَ حُسْنُ الصُّحْبَهِ وَ حُسْنُ الْجِوَارِ- ثُمَّ قَالَ تَمِیمُ بْنُ بُهْلُولٍ حَدَّثَنِی أَبُو مُعَاوِیَهَ عَنِ الْأَعْمَشِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیه السلام فِی الْإِمَامَهِ مِثْلَهُ سَوَاءً.
ص: 155
تمیم بن بهلول از عبد اللَّه بن ابی الهذیل روایت کرده که از او سؤال کردم که امامت در حق چه کس واجب می شود و چیست علامت کسی که از برای او امامت واجب می شود گفت دلیل بر امامت و حجت مؤمنین و قائم بامور مسلمین و ناطق بقرآن و عالم باحکام برادر پیغمبر خدا است و جانشین او بر امت او است و وصی او بر ایشان است و ولی او است که نسبت باو بمنزله هارون است نسبت بموسی و واجب است اطاعت او بگفته حقتعالی که فرموده: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ (1)و وصف او شده است بقول خدای عز و جل إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکِعُونَ(2) چه او کسی است که بولایت خوانده شده و از برای وی امامت ثابت شده در روز غدیر خم بگفته رسول از جانب پروردگار که آن جناب فرمود:بمردم که آیا من اولی نیستم بشما از خودتان عرض کردند بلی فرمود: پس هر کس که من مولای او هستم علی مولای او است خدایا دوست دار کسی را که با او دوستی کند و یاری کن کسی را که یاری او کند و نصرت بده کسی را که نصرت بوی دهد و مخذول کن کسی که او را مخذول کند و اعانت کن کسی را که او را اعانت کند علی بن ابی طالب أمیر المؤمنان و امام متقیان است و عصا کش کسانیست که آثار وضوء در دست و پای ایشان آشکار باشد و افضل وصیان است و بهترین تمام خلق است بعد از رسول خدا و بعد از آن جناب حسن بن علی پس از آن حسین بن علی که دو سبط رسول خدایند و دو فرزند بهترین تمام زنانند پس علی بن الحسین بعد از او محمد بن علی بعد از او جعفر بن محمد بعد از او موسی بن جعفر بعد از او علی بن موسی بعد از او محمد بن علی بعد از او علی بن محمد بعد از او حسن بن علی بعد از او محمدبن حسن صلوات اللَّه علیهم اجمعین هر یک بعد از دیگری امامند و اینها عترت رسول می باشند و اینها معروفند بوصیت و امامت که در هیچ عصری و زمانی و در هیچ وقتی و آنی زمین از وجود ایشان خالی نشود و حجتی از ایشان باید در زمین باشد و ایشان هستند دستگیره محکم و استوار و ایشانند ائمه هدی و حجت بر اهل دنیا تا اینکه وارث شود حقتعالی زمین را و آنچه بر آنست یعنی تا دنیا برقرار است ایشان حجت خدا هستند بر خلق و هر کس مخالفت کند ایشان را گمراه است و گمراه کننده است و تاریک حق در راه راست است و ایشانند که قرآن را تعبیر کنند و تفسیر کنند و از جانب رسول خدا گفتگو کنند.
ص: 156
هر کس بمیرد و ایشان را نشناسد بمردن جاهلیت مرده است و دین ایشان ورع و عفت است و صدق و صلاح است و جد و جهد در فهمیدن احکام الهی است و ادا کردن امانت است به نیکوکار و بدکردار و طول دادن سجده است و شب زنده داشتن و ایستادن در حضور پروردگار است و اجتناب از محرمات است و انتظار فرج و گشادگی کار بصبر و نیکی صحبت است و نیکوئی همسایگی است پس از آن تمیم بن بهلول گفت که ابو معاویه مثل این حدیث را از اعمش و او از جعفر بن محمد علیه السلام در امامت روایت کرده است.
1-سوره آل عمران آیه59
2-سوره مائده آیه55
عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج 1، ص: 55
ذکر فضائل غدیر
قال ابوالحسن الرضا علیه السلام
لَوْ لَا أَنِّی أَکْرَهُ التَّطْوِیلَ لَذَکَرْتُ مِنْ فَضْلِ هَذَا الْیَوْمِ وَ مَا أَعْطَاهُ اللَّهُ مَنْ عَرَفَهُ مَا لَا یُحْصَی بِعَدَدٍ
و اگر خوف طولانی شدن نبود هر آینه ذکر می کردم از فضلیت این روز و رتبه هایی که حق سبحانه و تعالی به عارفان این روزعطا فرموده است آن مقدار که کسی حساب آن نتواند کرد.
فرحه الغری فی تعیین قبر أمیر المؤمنین علی بن أبیطالب علیه السلام فی النجف ص:106
توصیه به زیارت درروزغدیر
قال ابوالحسن الرضا علیه السلام
ثُمَّ قَالَ یَا ابْنَ أَبِی نَصْرٍ أَیْنَمَا کُنْتَ فَاحْضُرْ یَوْمَ الْغَدِیرِ عِنْدَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ فَإِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ لِکُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَهٍ وَ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَهٍ ذُنُوبَ سِتِّینَ سَنَهً وَ یُعْتِقُ مِنَ النَّارِ ضِعْفَ مَا أَعْتَقَ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ وَ لَیْلَهِ الْقَدْرِ وَ لَیْلَهِ الْفِطْرِ
ص: 157
پس حضرت فرمودند: که ای پسر ابو نصر در هر جا که باشی سعی کن که در روز غدیر نزد حضرت امیر المؤمنین صلوات اللَّه علیه حاضر شوی زیرا که حق سبحانه و تعالی می آمرزد جمیع مؤمنین و مؤمنات و مسلمین و مسلمات را و در می گذرد از گناهان شصت ساله ایشان، و از آتش دوزخ آزاد می کند دو برابر آن چه آزاد کرده است در ماه رمضان و در شب قدر و شب فطر.
فرحه الغری فی تعیین قبر أمیر المؤمنین علی بن أبیطالب علیه السلام فی النجف ص:106