• 03134490296
  • 09133209528
  • این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

دائرة المعارف غدير: جامع ترين دائرة المعارف موضوعى غدير جلد 16

سرشناسه : انصاری زنجانی خوئینی، محمد، ۱۳۵۴ -

عنوان و نام پديدآور : دائرة المعارف غدير: جامع ترين دائرة المعارف موضوعى غدير/ محمد انصارى زنجانى خوئینی.

مقدمه و فهرست

مشخصات نشر دیجیتالی : اصفهان: محمد انصارى زنجانى، ۱۴۰۵ -

مشخصات ظاهری : ۲۰ج.

عنوان دیگر : جامع ترین دائرة المعارف موضوعى غدير.

موضوع : علی‌بن ابی‌طالب (ع)، امام اول، ۲۳ قبل از هجرت - ۴۰ق -- اثبات خلافت -- دایره‌المعارف‌ها

موضوع : Ali ibn Abi-talib, Imam I, ۶۰۰-۶۶۱ -- *Proof of caliphate -- Encyclopedias

موضوع : غدیر خم -- دایره‌المعارف‌ها

Ghadir -- Encyclopedias

Image
کتاب - صفحات 1 تا 393

دائرة المعارف غدير: جامع ترين دائرة المعارف موضوعى غدير جلد 16

مشخصات کتاب

سرشناسه : انصاری زنجانی خوئینی، محمد، 1354 -

عنوان و نام پديدآور : دائرة المعارف غدير: جامع ترين دائرة المعارف موضوعى غدير جلد 16/ محمد انصارى زنجانى خوئینی.

فصل سوم: اعتقادات غدير (5)

مشخصات نشر دیجیتالی: اصفهان: محمد انصارى زنجانى، 1405 -

مشخصات ظاهری : ج16.

عنوان دیگر : جامع ترین دائرة المعارف موضوعى غدير.

موضوع : علی بن ابی طالب (ع)، امام اول، 23 قبل از هجرت - 40ق -- اثبات خلافت -- دایره المعارف ها

موضوع : Ali ibn Abi-talib, Imam I, 600-661 -- *Proof of caliphate -- Encyclopedias

موضوع : غدیر خم -- دایره المعارف ها

Ghadir -- Encyclopedias

رده بندی کنگره : BP223/54

رده بندی دیویی : 297/452

شماره کتابشناسی ملی : 58119110

اطلاعات رکورد کتابشناسی : فیپا

ص: 1

معرفی کوتاه اثر

شماره تماس نویسنده: 9124524736 - 0098 - ايران ، قم

Phone no. : 0098 - 9124524736 - IRAN , QOM

ص: 2

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ»

ص: 3

فهرست جلد شانزدهم:

ادامه فصل سوم: اعتقادات غدير، ادامه بخش پنجم: قرآن و غدير:

قسمت هفتم: قرآن و غدير در يك نگاه··· 5 - 389

اول: سوره هاى مرتبط با غدير به ترتيب قرآنى··· 7 - 41

دوم: آيات مرتبط با غدير به ترتيب حروف الفبا··· 43 - 389

ص: 4

قسمت هفتم :قرآن و غدير در يك نگاه

قرآن و غدير

يكى از معارف بلند غدير، سوره ها و آيات فراوانى از قرآن است كه در ماجراى غدير و قبل و بعد آن و به خصوص در خطبه غدير و نيز در ماجراهاى مربوط به غدير نازل شده، و يا مورد استشهاد و استفاده و اشاره قرار گرفته است.

در اين قسمت، اين سوره ها و يا آيات مرتبط با غدير به ترتيب الفبا (طبق حرف اول آيه(1)) با توضيحى مختصر آمده است؛ اگر در ماجراهاى غدير بوده با اشاره به آن ماجرا، و اگر در خطبه غدير بوده با همان فراز از خطبه غدير، و اگر در دعاها و زيارت غديريه باشد با همان فراز از دعا و زيارت آورده مى شود.

البته هر كدام از اين سوره ها و آيات به طور مفصل در محل خود آمده است. مثلاً:

ص: 5


1- . ذيلاً آيات مرتبط با غدير را به ترتيب حروف الفبا و بر اساس حرف اول آيه يادآور مى شويم. لازم به ذكر است در كلمه هاى «الَّذى» و «الَّذينَ» ، حرف «الف» و سپس حرف «ل» به عنوان حرف شروع محاسبه شده است.

آياتى كه در ماجراهاى غدير از ابتداى حركت از مدينه تا مكه و سپس از مكه تا غدير و بازگشت به مدينه نازل شده، هر كدام در بخش خود در فصل اول «تاريخ و ماجراى غدير» آمده است.

يا آياتى كه در خطبه غدير آمده يا در هنگام خطبه نازل شده در فصل دوم «حديث غدير و خطبه غدير» ، بخش دوم «خطبه غدير» ، قسمت هفتم «آيات در خطبه غدير» بيان شده است. همچنين آياتى كه در دعاها و زيارت غديريه آمده در فصل پنجم «مسائل عملى غدير» در بخش مربوط به آن مطرح شده است.

ذيلاً، ابتدا سوره هاى مرتبط با غدير به ترتيب قرآنى، و سپس آيات غديرى به ترتيب حروف الفبا بر اساس حرف اول آيه بيان مى شود:

ص: 6

اول: سوره هاى مرتبط با غدير به ترتيب قرآنى

سوره حمد

سوره حمد(1)

يكى از جهاتى كه در خطبه غدير به عنوان نتيجه گيرى از جمله «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ ... » تلقى مى شود ائمه اثنى عشر عليهم السلام به عنوان «صراط مستقيم» است. چنانچه در قرآن و احاديث نيز تأكيد شده كه صراط مستقيم فقط راه امامان عليهم السلام است. در اين باره دو جمله جامع در خطبه فرموده است:

الف. مَنَم صراط مستقيم خداوند كه به شما دستور پيروىِ آن را داده است و بعد از من على، و سپس فرزندانم از صلب او كه امامان هدايت كننده هستند.

ب. سوره حمد درباره امامان نازل شده است» ، يعنى مسلمانان كه هر روز لااقل ده مرتبه مى گويند: «اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ» ، در واقع از خدا مى خواهند كه آنان را به راه ائمه معصومين عليهم السلام هدايت كند، و كسانى كه به اين راه هدايت مى شوند «اَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ» هستند، و آنان كه از اين راه منحرف مى شوند «مَغْضُوبٌ عَلَيْهِمْ» و «ضالّين» هستند.

و لذا در آن زمانِ محدود در خطبه بلندِ غدير، سه سوره قرآن به طور كامل مورد تفسير قرار گرفته است: سوره حمد و سوره عصر و سوره هل اتى. اين نشانه اهميت

ص: 7


1- . سخنرانى استثنائى غدير: ص 59 ، 137 - 146، 179 - 186، 201 - 212. اسرار غدير: ص 201. ژرفاى غدير: ص 90. غدير در قرآن: ج 2 ص 33 - 44. واقعه قرآنى غدير: ص 98.

سوره هاى مزبور در ارتباط با ولايت است، و از سوى ديگر گوياى حضور گسترده قرآن در غدير است. در اينجا اشاره اى در مورد سوره حمد داريم:

پيامبر صلى الله عليه و آله در فرازى از بخش هفتم خطبه غدير - كه خطبه از نيمه گذشته بود، حضرت در يك نگاه تبيين كامل درباره ابعاد مسئله ولايت و برخى ناگفته هاى ديگر را آغاز كرد.

در اين بخش سخن، حضرت با اشاره به آيه 153 سوره انعام به صراحت اعلام كرد كه «صراط مستقيم» من و على و امامان بعد از او هستيم، و نيز به آيه 186 سوره اعراف اشاره كرد كه «وَ مِمَّنْ خَلَقْنا اُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ» .

سپس پيامبر صلى الله عليه و آله بدون هيچ مقدمه اى سوره حمد را به طور كامل قرائت كرد، و مخاطبين بى اختيار متوجه مطلب جديدى شد. از آنجا كه در فراز قبلى آيه «وَ اَنَّ هذا صِراطى مُسْتَقيما فَاتَّبِعُوهُ» تفسير شده بود، اكنون «صراط مستقيم» در سوره حمد نشان داده مى شد كه مسلمانان هر روز حد اقل ده بار در نمازهاى واجب از خدا درخواست هدايت به آن را دارند و اين خواسته را با تفصيل تمام از خدا مى خواهند و مى گويند: «اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ. صِراطَ الَّذينَ اَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لا الضّالّينَ» .

حضرت پس از قرائت سوره حمد قسم ياد كرد كه اين سوره درباره من و امامان بعد از من نازل شده است، و راه راستى كه هر مسلمان در پى آن است جز پيروى از چهارده معصوم عليهم السلام راه ديگرى نمى تواند باشد.

در نظر گرفتن اين نكته بسيار مهم است كه در آن زمانِ محدود در خطبه بلندِ غدير، سه سوره قرآن به طور كامل مورد تفسير قرار گرفته است: حمد، عصر، هل اتى. اين نشانه اهميت سوره هاى مزبور در ارتباط با ولايت است، و از سوى ديگر گوياى حضور گسترده قرآن در غدير است.

ص: 8

متن خطبه غدير

پيامبر صلى الله عليه و آله در چند مورد از خطبه غدير فرمود:

مَعاشِرَ النّاسِ، انَا صِراطُ اللّه الْمُسْتَقيمُ الَّذى امَرَكُمْ بِاتِّباعِهِ، ثُمَّ عَلِىٌّ مِنْ بَعْدى ثُمَّ وُلْدى مِنْ صُلْبِهِ ائِمَّةُ الْهُدى ... - ثُمَّ قَرَأَ: - «بِسْمِ اللّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ. الْحَمْدُ للّه رَبِّ الْعالَمِينَ. الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ. مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ. إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ. اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ. صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لا الضَّالِّينَ» ، وَ قالَ: فِىَّ نَزَلَتْ وَ فيهِمْ وَ اللّه نَزَلَتْ وَ لَهُمْ عَمَّتْ وَ ايّاهُمْ خَصَّتْ. ... فيهِمْ نَزَلَتْ وَ فيهِمْ ذُكِرَتْ، لَهُمْ شَمَلَتْ، ايّاهُمْ خَصَّتْ وَ عَمَّتْ ... . فيمَنْ ذُكِرَتْ ؟ ذُكِرَتْ فيهِمْ. وَ اللّه فيهِمْ نَزَلَتْ وَ لَهُمْ وَ اللّه شَمِلَتْ وَ ايّاهُمْ خَصَّتْ وَ عَمَّتْ:

اى مردم، من صراط مستقيم خدايم كه شما را به پيروىِ آن دستور داده، و بعد از من على و سپس فرزندانم از نسل او كه امامان هدايتند ... . سپس سوره حمد را تا آخر خواندند و فرمودند: اين سوره درباره من نازل شده و به خدا قسم درباره ايشان نازل شده و به طور عموم شامل آنان است و به طور خاص درباره آنان است. ... (سوره حمد) درباره امامان نازل شده و درباره آنان در قرآن آمده است. هم شامل آنان است و هم به طور عموم آنان را در بر مى گيرد و هم به خصوص درباره ايشان است. ... سوره حمد درباره چه كسى در قرآن آمده است ؟ درباره امامان است. به خدا قسم درباره آنان نازل شده است. به خدا قسم شامل آنان است، و به طور خاص و عام مربوط به ايشان است.

سوره مائده

اشاره

سوره مائده(1)

سوره مائده سوره اى است كه آيه تبليغ و آيه اكمال و آيه ولايت، هر سه در اين سوره آمده است. غير از اين سه آيه، آيات ديگرى نيز آمده كه مرتبط با غدير و ولايت

ص: 9


1- . از غدير تا الغدير: ص 32 - 52 .

و امامت است. غير از اينها، شالوده اين سوره نيز نكات و ظرائف جالبى دارد كه اشاره با آنها مى تواند بسيار كارگشا باشد:

1 - سوره مائده و فتنه هاى بعد از شهادت پيامبر صلى الله عليه و آله

در مآخذ امر ولايت، در رأس همه قرآن است. در بين آياتى از قرآن كه به عقيده شيعه در موضوع ولايت است، سوره مائده از مهم ترين هاست. اين سوره درست همه حوادثى را كه پيامبر صلى الله عليه و آله از آنها مى ترسيده در بردارد. اگر اسامى امت ها و ملل مختلف را كنار بگذاريم، درست با جامعه مسلمان بعد از شهادت پيامبر صلى الله عليه و آله انطباق كامل دارد.

مثلاً داستان يهود و نصارى و پيمان شكنى آنها و تحريف كتاب هاى آسمانى را نقل مى كند. اين اسم ها را كه برداريم، دقيقا همان اعمالى است كه مسلمين بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله انجام دادند؛ همان پيمان شكنى ها و همان تبديل و تحريف احكام خدا. البته الفاظ قرآن محفوظ ماند، ولى معانيش را تحريف كردند و تغيير دادند. همچنين ساير امور.

در اينجا تا آنجا كه حوصله بحث اقتضا دارد اين مسئله را تجزيه و تحليل خواهيم كرد، و بر روى آيات فرعى تكيه نمى كنيم تا از مطلب دور نيفتيم.

2 - روش مزجى در آيات مورد بحث

روش مزجى قرآن را در اينجا ملاحظه بفرماييد: يك مطلب عقلى - اخلاقى و يك سلسله احكام فرعى و يك برهان علمى و يك عقيده اصولى، پشت سر هم آمده است. در عين حال يك نوع ارتباط بين آنها برقرار است، و با كيفيت خاصى پهلوى هم قرار گرفته اند كه هر مخاطبى را به تفكر وا مى دارد؛ كه چرا در اينجا قرآن رعايت تناسب موضوع را نكرده و اين مطالب را با هم جمع نكرده، تا هر يك از موضوعات جداگانه مورد بحث قرار گيرد ؟

«يا أيُّهَا الَذينَ آمَنوا أوفوا بِالعُقودِ»(1): «اى كسانى كه ايمان آورده ايد وفا كنيد به عهد و پيمانتان» . يعنى به پيمان هاى فطريتان، به پيمان هايى كه به وسيله وحى انبيا عليهم السلام از

ص: 10


1- . مائده / 1.

شما گرفته شده و نيز آنچه انبيا عليهم السلام بر مردم واجب كرده اند، مثل اين است كه از آنها پيمان گرفته اند و پيمان ها كه با خود و خدا و خلق بسته ايد. عبده در تفسير «المنار» تا بيست و چهار قسم شمرده است، كه اگر خلاف شرع نباشد واجب الوفاء هستند. و به بيعت هايى كه كرديد وفا كنيد، كلمه «عقود» همه را شامل مى شود.

به دنبال آن مى فرمايد: «أُحِلَّت لَكُم بَهيمَةُ الأنعامِ ... » . آيا اين دو قسمت چه ارتباطى با هم دارند ؟ در اين سوره هدفى در نظر است كه در تمام قسمت هاى آن دنبال مى شود. غرض بيان يك حكم فرعى نبوده، بلكه هدف عالى ترى در نظر است. زيرا اين مطلب كه كدام يك از چهارپايان حلال است و كدام حرام است در سوره هاى مكى و سوره هاى مدنى كه قبل از اين سوره نازل شده بيان شده، و در اينجا فقط تكرار است(1) تا يك قسمت مطالب اصولى را به دنبال آن بيان كند.

سپس مى فرمايد: «لا تَحِلّوا شَعائِرَ اللّه ِ» .(2) حدود خدا و رسوم دين را حفظ كنيد و حرمت آنها را نگاه داريد. «وَ لا يَجرِمَنَّكُم شَنَآنُ قَومٍ أن صَدّوكُم عَنِ المَسجِدِ الحَرامِ إن تَعتَدوا» . مردمى كينه توز نباشيد و لو نسبت به دشمن ترين دشمنانتان.

3 - بيدار باش در مورد خطرات داخلى

اكنون كه قدرت در دست شما آمده، درباره كسانى كه نسبت به شما ستم كردند كينه نورزيد و ستم نكنيد. مردمى كه شما را از مسجدالحرام راندند و از پشت ديوارهاى مكه برگرداندند، حالا كه قدرت دستتان آمده از آنها - كه چنين بى ادبى و گستاخى كردند - انتقام نگيريد و به آنان تعدّى نكنيد.

ص: 11


1- . غافر مكى / 79: «اللّه الذى جعل لكم الأنعم لتركبوا منها و منها تأكلون» : خدا كسى است كه دام ها را براى شما خلق كرد تا سوارشان شويد و از آنها مى خوريد. نحل (مكى) / 5 : «و الانعام خلقها لكم فيها دف ء و منافع و منها تأكلون» : و دام ها را آفريد كه برايتان در آنها پوشاكى است و سودها و از آنها مى خوريد. حج (مدنى، قبل از سوره مائده نازل شده است) / 30: «و اُحلّت لكم الانعام الا ما يتلى عليكم» : و حلال شده بر شما چهارپايان مگر آنچه گفته شود. و آيه 28 و 34: «على ما رزقهم من بهيمة الانعم» : بر آنچه روزيشان كرده است از دام هاى چهارپا.
2- . مائده / 2.

ببينيد اين آيه به كجا اشاره دارد. مى بينيم كينه هايى كه قرآن نسبت به خارج جامعه اسلامى از آن جلوگيرى مى كند، در داخل حوزه اسلام چه كرد ؟ گفتند: على كه دشمن دارد نبايد سركار بيايد ! سؤال مى كنيم: مگر دشمنان على عليه السلام چه افرادى بودند ؟

پاسخ اين است: يك عده بنى اميه ذليل شده و منفور اجتماع مسلمين، كه هنوز نضج نگرفته بودند و پايگاهى مثل شام را در سايه موافقت عمر و عثمان براى خود به وجود نياورده بودند. مسلمين هم هنوز خاطره هاى بدر و احد را فراموش نكرده بودند و سخت با بنى اميه دشمن بودند.

تنها عفو پيامبر صلى الله عليه و آله و تأكيدات قرآن بود كه تا حدودى از كينه مردم نسبت به آنها كاست. اگر بنى اميه نسبت به على عليه السلام كينه داشتند، مسلمين هم نسبت به آنها بيش از آن اندازه كينه داشتند. آنها كه تازه تظاهر به اسلام كرده بودند جرأت مخالفت نداشتند. حتى اگر عده اى اين چنين با على عليه السلام مخالف باشند چه مى شود ؟

وانگهى، مگر ابوبكر دشمن نداشت و با آنها نجنگيد؟ چنانچه چقدر هم با مخالفت كردند و جنگيدند.

«وَ تَعاوَنوا عَلَى البِرِّ وَ التَقوى»(1): «بر نيكى و تقوى به يكديگر كمك كنيد» . واژه «برّ» را خود قرآن معنى مى كند: «لَيسَ البِرُّ أن تُوَلّوا وُجوهَكُم قِبَلَ المَشرِقِ وَ المَغرِبِ وَ لكِنَّ البِرَّ مَن آمَنَ بِاللّه ِ وَ اليَومِ الآخِرِ وَ المَلائِكَةِ وَ الكُتُبِ وَ النَبيّينَ وَ آتَى المالَ عَلى حُبِّهِ ذَوِى القُربى وَ اليَتامى وَ المَساكينَ وَ ابنَ السَبيلِ» .(2)

«برّ» در اصطلاح قرآن عبارت است از ايمان آوردن به خدا و به كتب وحى و به انبيا عليهم السلام و به فرشتگان و به روز آخرت و انجام فرائض و كمك كردن مردم به فقرا. در اينجا مى گويد: شما به يكديگر كمك كنيد بر برّ؛ يعنى بر اينكه مردم داراى ايمان قوى شوند و وظايف دينيشان را انجام دهند. همكارى كنيد تا به فقرا دستگيرى شود.

ص: 12


1- . مائده / 2.
2- . بقره / 177.

همكارى كنيد تا مسلمين در برابر دشمنان و كفار مقاومت كنند، و همكارى كنيد بر تقوى و پرهيزگارى.

«وَ لا تَعاوَنوا عَلَى الإثمُ وَ العُدوانِ»(1): «بر گناه و بر ستم نسبت به كسى همكارى نكنيد» . غصب حق كسى و گرفتن مالش ستم و صدمه به آبرو و به مال و به جانش ستم است، و همه اينها داخل در عدوان است. ولى همه اين مصاديق عدوان به وسيله خود اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله نسبت به على و همسر بزرگوارش عليهماالسلام انجام گرفت ! صحابه به گونه اى با اميرالمؤمنين عليه السلام عمل كردند كه با هيچ يك از مسلمانان و حتى با هيچ يك از كفار چنين نشده است !

آيا كدام كافر را در هفتاد هزار منبر لعن كردند و نامش را به بدى ياد كردند و جسارتش كردند ؟ آيا با كدام انسانى اين چنين ظلم و اهانت شده است ؟ قرآن بيم مى دهد، اما آنها كه خودشان را از اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله مى دانند و خودشان را خليفه پيامبر صلى الله عليه و آله مى دانند به روى او شمشير كشيدند !

نمونه اى از صحابه زبير است، كه به اصطلاح اهل سنت حوارى پيامبر صلى الله عليه و آله است.(2) و يا طلحه كه افتخار مى كند براى حفظ جان پيامبر صلى الله عليه و آله در احد دستش را جلو شمشير دشمن گرفته و انگشتش قطع شده و بريدگى انگشت فضيلتى براى او بود.

اينان آن همه تأكيدات پيامبر صلى الله عليه و آله را درباره على عليه السلام دانستند، و دانسته مى خواستند خونش را بريزند و جامعه اسلامى را به خاك و خون كشيدند. جناياتى كه اين دو صحابى با همراهى عايشه در بصره مرتكب شدند قابل وصف نيست. تا بالاخره جنگى را به وجود آوردند كه متجاوز از هجده هزار مسلمان در آن كشته شدند؛ پنج

ص: 13


1- . مائده / 2.
2- . اين جمله اشاره است به روايتى كه اهل سنت نقل مى كنند كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: ان لكل نبى حوارى، و ان حوارى الزبير بن العوام: هر پيامبرى حوارى اى دارد، و حوارى من زبير است. صحيح بخارى: ج 5 ص 49. مسند احمد بن حنبل: ج 1 ص 89 ، 102 ح 680 .

هزار لشكر على عليه السلام و بقيه از قشون خودشان.(1) در آيه مذكور بلافاصله مى فرمايد: «وَ اتَقوا اللّه َ» : از خدا بترسيد كه شديد العقاب است.

4 - احكام فرعى آيات مورد بحث

در اين دو آيه(2) همچنان كه ملاحظه فرموديد، اول يك حقيقت اصولى عقلى و اخلاقى را بيان كرد: «أوفوا بِالعُقودِ» . به دنبالش يك حكم فرعى را به دنبال آن باز يك پايه اساسى را در اجتماع دينى شالوده ريزى كرد، و دوباره برگشت به همان حكم فرعى.

«حُرِّمَت عَلَيكُمُ المَيتَةُ» : «بر شما مردار حرام شده است» ، «وَ الدَمُ» : «و خون» ، «وَ لَحمُ الخِنزيرِ» : «و گوشت خوك» ، «وَ ما أُهِلَّ لِغَيرِ اللّه ِ بِهِ» : «و آنچه بانگ بر او براى غير خدا برداشت شده» ؛ يعنى وقتى خواستند ذبح كنند به جاى نام خدا نام بتى را برند.

«وَ المُنخَنِقَةُ» : «و گلوگير شده» يا همان خفه شده، «وَ المَوقوذَةُ» : «و حيوانى كه او را بزنند و بكوبند تا بميرد» ، «وَ المُتَرَدَّيَةُ» : «و پرت شده يا توى چاهى افتاده و مرده» ، «وَ النَطيحَةُ» : «و دو حيوانى كه به هم شاخ زدند و يكى ديگرى را كشته باشد» .

«وَ ما أكَلَ السَبُعُ» : «و آنچه را درنده اى خورده يا همان نيمخورده آن» همه اينها حرام است. «إلاّ ما ذَكَّيتُم» : «مگر هنوز رمقى از حيات داشته باشد و قبل از مرگ آن را ذبح كنند تا حلال شود» ، «وَ ما ذُبِحَ عَلَى النُصُبِ» : «و آنچه كه به عنوان قربانى بت ها ذبح مى شود» .

صنم و نَصَب از نظر اصطلاح دو تا هستند و نصب اعم است؛ صنم را به بت هاى شكل دار مى گفتند، ولى اگر از يك سنگ صافى خوششان مى آمد آن را به جايى قرار

ص: 14


1- . مروج الذهب: ج 2 ص 384.
2- . مائده / 1 و 3.

مى دادند و مى پرستيدند. اينها را به اين خاطر نَصَب مى گفتند كه در جايى نصب مى كردند و بيشتر به سنگ هاى بى شكل مى گفتند. اگر چه بت ها را نيز چون در يك جايى نصب مى شد شامل مى شود.

«وَ أن تَستَقسِموا بِالأزلامِ» : «و گوشت هايى را كه با ازلام قسمت كرده ايد» ؛ اشاره به رسمى است كه ده تير بود كه آنها را «ازلام» مى ناميدند. هفت عدد(1) از آنها هر كدام نصيب معينى داشت، كه هر يك از آنها اگر به اسم كسى در مى آمد، به مقدار آن نيز به وى سهم مى دادند. سه عدد(2) ديگر نصيب نداشت.

ده نفر با هم شترى را به نسيه مى خريدند و مى كشتند، و آن را به بيست و هشت سهم تقسيم مى كردند. سپس به نام هر يك تيرى از جايگاه «ازلام» بيرون مى آوردند، و به مقدار سهم هر تير به آن كس كه به نامش در آمده بود مى دادند، و پول شتر را هم آن سه نفرى مى پرداختند كه تير بدون سهم به نامشان اصابت كرده بود. گاهى هم چند نفر با هم شريك مى شدند و يك تير از ازلام را مى خريدند، كه در صورت اصابت تير بى نصيب، با هم يك سهم از سه سهم قيمت را بپردازند، و يا سهم تير نصيب دار با هم با هم قسمت كنند.

«ذلِكُم فِسقٌ» : «اين (اعمال شما) همه فسق است» ؛ يعنى خروج از قاعده دين و حكم و خداست. اينها در بين عرب جاهلى مرسوم بود. قرآن مى فرمايد كه بايد گوشتتان و جسمتان را از خوردن حرام حفظ كنيد، تا بتوانيد روحتان را نيز از آلودگى به مناهى و محرمات حفظ كنيد.

به تصريح راغب در مفردات كلمه «فسق» در قبل از قرآن به معناى گناه به كار نمى رفته است. عرب به خرماى تازه اى كه از پوست بيرون جسته باشد «فسق» مى گفت؛ يعنى برون جست. بعد از قرآن اين لفظ را در هر گناه و انحرافى، خواه كفر

ص: 15


1- . كه عبارت بودند از قد، توأم، رقيب، حنس، نافس، مسبل و معلى، فذ، يك سهم از بيست و هشت سهم را داشت و به ترتيب هر تيرى يك سهم اضافه بر قبلى داشت، تا معلى كه هفت سهم مى برد. تاريخ يعقوبى: ج 1 ص 259.
2- . و آنها عبارت بودند از: سفيح، منيح و وغد همان كتاب . تاريخ يعقوبى: ج 1 ص 259.

باشد و خواه گناهى ديگر، استعمال كرده است. چون كافر و گناهكار هم از لباس تقوى و از فطرت دينى و يا از حدود الهى بيرون شده و از شعار انسانيت برهنه گشته است.

تا اينجا، غير از آياتى كه اشاره هايى به مطلب اصلى داشت، بقيه مربوط به احكام فرعى است؛ كه از حيوانات كدام حلال است و كدام حرام. البته اين مطلب در سوره هاى ديگر قرآن نيز گفته شده، و اينجا تكرار است و حكم تازه تشريعى نيست.

از اينجا به بعد، سوره مائده وارد بحث ولايت مى شود و آيات مربوط به موضوع را در ضمن ساير مطالب با فاصله هاى كم يا زياد مى آورد:

«اليَومُ يَئِسَ الَذينَ كَفَروا مِن دينَكُم» : «امروز نا اميد شدند كسانى كه كافر اند» ؛ يعنى تا امروز در دينتان طمع داشتند، و از امروز ديگر طمعشان قطع شد. «فَلا تَخشَوهُم» : «پس از آنها نترسيد» ؛ ديگر نمى توانند نسبت به اسلام خرابكارى كنند و زيانى برسانند.

قهرا سؤالى پيش مى آيد كه: از چه كسى بترسيم ؟ مى فرمايد: «وَ اخشونَ اليَومَ» : «و امروز از من بترسيد» ، آيا انسان چه موقع از خدا مى ترسد ؟

طبعا وقتى كسى كار خلافى انجام دهد. يعنى اگر مسلمان ها ترس از كفار نداشته باشند، ديگر كفار نمى توانند نسبت به آنها صدمه اى بزنند. اگر اضطراب و دلهره نداشته باشند، آنها قدرتشان از بين رفته و قدرت اسلام بر همه پيروز مى شود. پس از خودشان ترس داشته باشند و عملى را مرتكب نشوند كه مورد خشم و غضب الهى قرار گيرد.

5 - بيدار باش در مورد خطرات داخلى

قاعده سخن اين است كه به مسلمين بگويد: شما مجاهدت كرديد، اسلام ريشه دواند و شجره اسلام بارور گشت و عروقش در اعماق دل ها فرو ريخت. پس ديگر نترسيد و به حق اميدوار باشيد.

ص: 16

ولى مى فرمايد: از من بترسيد. با اينكه على الظاهر جاى ترس نيست بلكه جاى اميد است. ولى مى خواهد بگويد خطرى كه متوجه اسلام است از داخل اسلام و از خود مسلمين است؛ كه به وسيله اعمالشان موجب تضعيف و تحريف اصل دين و باعث انحراف از هدف اساسى دين مى شوند و مورد خشم خدا قرار مى گيرند. بنا بر اين، بايد از خدا بترسند كه چنين انحرافات و تحريفاتى را روى جاه طلبى و هواپرستى ايجاد نكنند.

«اليَومَ أكمَلتُ لَكُم دينَكُم» : «امروز براى شما دينتان را كامل كردم» ، «وَ أتمَمتُ عَلَيكُم نِعمَتى» : «و نعمتم را بر شما تمام كردم» ، «وَ رَضيتُ لَكُمُ الإسلامَ دينا» : «و راضى شدم و پسنديدم كه اسلام دينتان باشد» و اسلام را براى شما دين انتخاب كردم و برگزيدم.

در قسمت هاى قبل صحبت از محرّمات بود. در قسمت هاى بعد، صحبت اين است كه در وقت مجاعه و گرسنگى چه بايد كرد. «فَمَنِ اضطُرَّ فى مَخمَصَةٍ غَيرَ مُتَجانِفٍ لإثمٍ فَإنَّ اللّه َ غَفورٌ رَحيمٌ» : «پس هر كس در تنگى قرار گيرد بدون اينكه مايل به گناه باشد و بخواهد از محرمات (به قدر سدّ رمق) استفاده كند خدا آمرزنده مهربان است» و مؤاخذه اى نمى كند.

در اين خداوند متعال بين مى فرمايد: «امروز كفار از دين شما مأيوس شدند از آنها نترسيد بلكه از من بترسيد امروز دينتان را كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و اسلام را برايتان پسنديدم كه دين شما باشد» . اين «روز» در آيه شريفه همان روز غدير است.

شگفت اينكه در عين حالى كه مطالب مختلف و موضوعات متنوع و متفاوت در قرآن پشت سر يكديگر آورده مى شود، كه با نظر سطحى و ظاهرى گمان مى شود تناسبى با هم ندارند، ولى پس از دقت و بررسى كامل معلوم مى شود كمال تناسب را با هم دارند.

ص: 17

تناسب ميان آيه هاى يك سوره و هم تناسب ميان سوره هاى متصل به هم از ظرائف قرآن است كه در محل خود بيان شده است. مثلاً در همين سوره، در آغاز چنين پنداشته مى شود كه جمله اول آن با مطالب بعد تناسبى ندارد، ولى با مختصر دقتى تناسب آنها معلوم مى شود.

زيرا آنچه به وسيله وحى به انبياء عليهم السلام به مردم گفته مى شود، مثل اين است كه از آنها پيمان گرفته شده و مشمول «أوفوا بِالعُقودِ» مى باشد. اين است كه بسيارى از دانشمندان، حتى مستشرقين آشنا به سبك قرآن گفته اند: اين سبك و اسلوب اعجازآميز جز سبك و اسلوب خدايى نمى تواند باشد.(1) همچنين است تناسب باقى آياتى كه به نظر اول بى تناسب جلوه مى كند، كه فعلاً مجال شرحش نيست. در اينجا در مورد اين سوره در ضمن چند گفتار گفتگو مى كنيم. سوره اى كه سوره ولايت است و حوادث پس از شهادت و رفتار اصحاب و مسلمانان را در پرده تاريخ گذشتگان بيان فرموده است.

6 - ولايت، مائده روحانى امت اسلام
اشاره

در اينجا نكاتى چند در مورد سوره مائده بيان مى كنيم:

نكته اول

نام اين سوره «مائده» است، كه به معناى طعام يا سفره پر از طعام است. اين نام براى اين سوره، به مناسب داستان مائده آسمانى خواستن حواريون از حضرت عيسى عليه السلام است كه در آيات 112 به بعد آمده است.

در انجيل «يوحنّا» داستانى آمده است كه عبده در تفسير «المنار» به مناسبت اين آيات، چند فقره از باب ششم انجيل نامبرده را نقل مى كند. خلاصه اش اين است كه ما از انجيل فارسى تلخيص كرده ايم:

ص: 18


1- . تفسير نوين: ص 115 مقدمه . دكتر طه حسين در كتاب مرآة الاسلام: ص 149، نظم و اسلوب قرآن را از وجوه اعجاز آن شمرده و مفصل در اين باره بحث كرده است.

عيسى از درياى جليل - درياچه طبريه - گذشته به كوهى بالا رفته، با شاگردانش آنجا مى نشيند. گروه انبوهى از مردم - قريب به پنج هزار نفر - فرا مى رسند، و عيسى با پنج قرص نان جو و دو ماهى همه آنها را اطعام مى كند، و دوازده سبد اضافه مى آيد.

دنباله آن مطالبى مى آيد، تا مى رسد به اينجا كه از حضرت عيسى عليه السلام مى خواهند همچنان كه براى پدرانشان «مَنّ و سَلوى» نازل مى شد، براى آنان نيز نازل شود. عيسى عليه السلام مى گويد:

پدران شما كه از «منّ» خوردند همگى مردند. نان حيات كه از آسمان نازل شده من هستم. هر كس به من روى آورد هرگز گرسنه نمى شود، و هر كس به من ايمان آورد هرگز تشنه نخواهد شد. من هستم آن نان زنده اى كه از آسمان نازل شده است. اگر كسى از اين نان بخورد تا به ابد زنده خواهد ماند. و اين جملات در اين باب چندين بار تكرار مى شود.

عبده مى گويد: اول اين داستان اشاره به مائده جسمانى، و آخرش اشاره به مائده روحانى مى باشد. ولى به عقيده ما اگر فرض كنيم داستان مائده قرآن همان داستان باب ششم انجيل يوحنّا مى باشد، مى توان گفت:

آغاز داستان را قرآن نقل كرده كه حواريون از عيسى عليه السلام خواسته اند كه از خداوند مائده بخواهد و او هم خواسته است، ولى نصايح عيسى عليه السلام را - كه خوراك بدنى اهميتى ندارد و شما طالب غذاى روحى باشيد - مسكوت گذاشته است.

ولى آيات ديگر اين سوره به امت اسلام فهمانده است كه آن نعمتى كه شايسته است براى عموم مسلمين - از اولين و آخرين آنها - روز نزول آن را عيد بگيرند و كفرانش موجب عذاب شديدى است كه هيچ يك از جهانيان چنان عذابى نبيند، نعمت ولايت است.

نعمتى كه اكمال دين و اتمام همه نعمت هاى مادى و معنوى به وسيله آن نعمت محسوب است.

ص: 19

اين است كه ائمه اهل البيت عليهم السلام در تفسير آيه آخر سوره تكاثر: «ثُمَّ لَتُسئَلُنَّ يَومَئِذٍ عَنِ النَعيمِ»(1) فرموده اند: آن نعمتى كه در رستاخيز مردم از آن بازخواست مى شوند ولايت است.

جالب اينجاست كه نام ديگر اين سوره «ميثاق» است. اين دو لفظ «نعمت» و «ميثاق» در اين سوره بسيار تكرار شده است. حتى در آغاز سوره فرمان وفاى به پيمان مى دهد، و تناسبش با اعلام خلافت و امامت مولى در غدير - كه پيمان خدايى است - و نيز با پيمان گرفتن از مردم در اين باره كاملاً معلوم و روشن است.

نكته دوم

سوره مائده نسبت به سوره نساء مانند آل عمران نسبت به بقره است، و اساسا بحث تناسب سوره متصل به هم بسيار جالب و شنيدنى است كه فعلاً مجال پرداختن به آن نيست.

در اينجا فقط مى خواهيم به اين نكته اشاره كنيم كه دو سوره نخست بيشتر درباره اصول عقايد و ادله اثبات آنها، و نيز در اعجاز قرآن و حكمت و هدايت آن و رد عقايد يهود و نصارى و امثال اين مسائل و مطالب گفتگو مى كند، و سوره نساء به بحث در تشكيلات اسلام و وظايف و تكاليف اجتماعى مسلمين پرداخته است.

در ادامه، چون پايه و اساس جامعه خانواده است، و مدير خانواده تحت سرپرستى مردان بانوان هستند، در حدود سى و پنج آيه از ابتداى سوره راجع به احكام متعلق به خانواده و حقوق مالى و ادبى زن ها و حقوق زوجيت و مواريث مى باشد. سوره هم به همين مناسبت «نساء» ناميده شده است.

بعد از مسائل و مباحث ديگرى به آنچه بايد پايه و اساس جامعه اسلامى شناخته شود مى پردازد؛ كه اداى امانت به اهلش و حكم به عدل در ميان مردم بدون امتياز و اختصاص احدى و اطاعت خدا و رسولش صلى الله عليه و آله در همه تكاليف حكومتى باشد.

ص: 20


1- . تكاثر / 8 .

خلاصه مطلب اينكه در اين سوره سراسر حكمت - كه از حيث احكام و فوائد و ادله و براهين كامل ترين سور طوال مى باشد - اصول جامعه اسلامى و مهم ترين وظايف و فرايض و احكامش، به ويژه احكام بانوان و خانواده و زوجيت و مواريث به طور كامل و جامع بيان شده است.

همچنين مطالب بسيار ديگر، از جمله اطاعت از اولى الامر در رديف اطاعت از خدا و رسولش صلى الله عليه و آله قرار گرفته است، و در سوره مائده اولى الامر بدان سان به وضوح و روشنى معرفى و وصف شده كه حجت بر همه تمام شده است. در عين حالى كه نامى از كسى برده نشده است.

نكته سوم

سوره مائده به طورى كه گفتيم آخرين سوره از سوره هاى طولانى به ترتيب نزول است، كه در حجة الوداع و به قولى در مراجعت در فاصله ميان مكه و مدينه نازل گرديده است. زمانى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مكرر همگان را از نزديكى شهادت خود خبر داده بود.

حتى در خطبه عرفه يا غدير فرمود: أوشَكُ أن أُدعِىَ فَأُجيبَ(1): نزديك است كه دعوت حق را لبيك گويم و پاسخ دهم. همچنين هنگامى كه آخرين سوره از سور قصار - يعنى سوره النصر - نازل شد، پيامبر صلى الله عليه و آله آن را خبر مرگ خود تلقى كرد، و برخى اصحاب مثل ابن عباس - و به قول اهل سنت عمر هم - صدايشان به گريه بلند شد.

بنا بر اين، قهرى است كه عموم مسلمين به ويژه اصحاب به فكر جانشين آن بزرگوار بوده اند. از طرفى مكرر در مكرر از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيده اند كه براى اين منصب والا نام على عليه السلام را مى برد، ولى اكثريت مسلمانان آن روز با اين امر مخالف اند، زيرا:

اولاً: بسيارى از اين تظاهر كنندگان به اسلام هنوز بر كفرشان و بر دشمنى پيامبر صلى الله عليه و آله و على عليه السلام باقى بودند، و فقط از ترس شمشير و با زبان اسلام را پذيرفته بودند. چنانچه

ص: 21


1- . بحار الانوار: ج 23 ص 108 ح 12.

كه اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: ما أسلَموا، وَ لكِن استَسلَموا وَ أسَرّوا الكُفرَ: اسلام نياوردند، بلكه (تظاهر به آن نمودند و) كفر خويش را پنهان داشتند.(1)

ثانيا: بسيارى ديگر حقيقتا مؤمن هستند، ولى از مؤمنان معمولى نه از صديقين و مخلصين، كه شماره آنها در همه ادوار و اعصار بسيار اندك است. ايمان اينگونه مؤمنين معمولى، چه بسا به خير بسيارى وادارشان كند و از شرور بسيارى بازشان دارد، ولى در بعضى موارد هم مغلوب هواى نفس مى شوند و به ارتكاب اعمال بسيار زشت و ترك وظايف و فرايض مهم كشانده مى شوند. به ويژه به وسيله حب جاه كه چه بسيار اهل علم و تقوى را به زانو در آورده است.

طبيعى بود كه در مورد انتخاب حضرت على عليه السلام - كه جوان تقريبا سى و پنج ساله اى بود - پيرمردهاى معمّر و منتظر الخلافه سخت ناراحت شوند و به او حسد ورزند. قبيله قريش - كه برجسته ترين قبايل عرب است - با كينه هاى ديرينه، به اجبار و اضطرار سيادت و رياست محمد صلى الله عليه و آله را پذيرفته بودند.

ديگر خلافت و امامت حضرت على عليه السلام برايشان قابل تحمل نبود، و به قول عمر: قريش نمى تواند نبوت و خلافت هر دو را در بنى هاشم ببيند و بپذيرد. همچنين ذوالفقار على عليه السلام با خون هايى كه از اشراف عرب و صناديد قبايل به سود اسلام به زمين ريخته، برايش دشمنان بسيار فراهم كرده است. به خصوص كه نژاد عرب شديد الانتقام است.

امر مهم ديگر اينكه رؤسا مى بينند اگر وصيت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را درباره على و خاندانش عليهم السلام بپذريند، بايد الى الابد دندان طمع خلافت و حكومت را بكنند. فقط عده قليلى از خواص اصحاب و مؤمنان كامل الايمان طرفدار على عليه السلام هستند، كه آنها هم نفوذ و شخصيت و عنوانى جز ايمان و تقوى ندارند. نه از اشراف زورو زر دارند و نه از سران قبايل و دارندگان حسب و نسب برجسته و ممتاز. كسانى امثال سلمان، عمار، ابوذر، مقداد، سهل بن حنيف، ابن تيهان و معدودى ديگر.

ص: 22


1- . نهج البلاغه: بخش نامه ها.

با اين كيفيت، آيا پيامبر صلى الله عليه و آله حق نداشت كه از اعلام عمومى خلافت و امامت على عليه السلام بيمناك باشد ؟ اين است كه تفاسير شيعه امثال صافى گفته اند: پيامبر صلى الله عليه و آله وقتى از مدينه حركت كرد، مأمور بود دو فريضه ديگر را - كه باقى مانده بود - به مردم بياموزد و بشناساند: يكى اعمال و مناسك حج، و ديگرى معرفى اولى الامر كه قبلاً آيه اش نازل شده بود.

پيامبر صلى الله عليه و آله مناسك حج را به مردم آموخت، اما در معرفى ولىّ امر مى انديشيد و از تمرّد و طغيان مردم و ارتداد آنها از دين وحشت داشت. جبرئيل آيه «يا أيُّهَا الرَسولُ بَلِّغ ما أُنزِلَ إلَيكَ»(1) را در عرفات آورد. ولى چون فوريت نداشت، حضرت بيان نكرد.

باز گفته اند: جبرئيل در مسجد خيف همان قسمت از آيه را بر آن حضرت خواند، ولى باز هم تأمل داشت. مجددا در «كُراعُ الغَميم» ميان مكه و مدينه آيه را بر او خواند، هنوز پيامبر صلى الله عليه و آله متفكر بود و متوحش. تا در غدير خم به ضميمه تهديد و تعهد حفظ آن بزرگوار آيه تجديد نزول يافت: «وَ إن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَهُ وَ اللّه ُ يَعصِمُكَ مِنَ الناسِ» . پيامبر صلى الله عليه و آله هم اطاعت نمود.

به راستى خداوند هم حبيبش را حفظ فرمود، و به طور خارق العاده و اعجازآميز مخالفان را مرعوب ساخت، و همگى «سَمِعنا وَ أطَعنا» گفتند. ولى در خفا توطئه ها و تبانى ها شروع و نقشه ها طرح شد، تا در بيمارى پيامبر صلى الله عليه و آله رسما دست به كار شدند. حتى در «تفسير صافى» نقل مى كند كه چهارده نفر ميان راه و عقبه «هَرشى» - كه بين جحفه و ابواء است - خواستند پيامبر صلى الله عليه و آله را به قتل برسانند، كه جبرئيل آن حضرت را متوجه ساخت و آنها را به وى شناساند.

7 - بررسى عمومى آيات سوره مائده

حال با توجه به اين حقايق و مطالب، آيات سوره مائده را از نظر مى گذرانيم و نكاتى را يادآور مى شويم:

ص: 23


1- . مائده / 67 .

يك. آيه اكمال دين و آيه تبليغ و رسالت و آيه ولايت، همه در همين سوره آمده است.

دو. در آغاز سوره، فرمان به وفاى به عهدها و پيمان ها و بيعت هاست، كه مناسبتش با موضوع معلوم است.

سه. در آخر آيه دوم مى فرمايد: «بغض و كينه هاى ديرينه به تعدّى وادارتان نكند» . كه توضيح اش گذشت.

چهار. در وسط آيه سوم از يأس كفار و اكمال دين و اتمام نعمت سخن مى رود.

پنج. در آيه هفتم مى فرمايد: «نعمت خدا را بر خودتان از ياد نبريد و هم پيمان خدا را كه به وسيله پيامبر به شما پيمان بست آنگاه كه گفتيد شنيديم و فرمان برديم و از خدا بترسيد كه خدا به نيت هاى خوب و بد شما و آنچه در دل داريد (از بغض و حقد و عداوت و حسد) داناست» .

شش. آيه هشتم: «اى مؤمنان براى خدا قيام كننده و به عدل گواهى دهنده باشيد و بغض و عداوت گروهى به جرم عدم عدالت وادارتان نكند داد را پيشه كنيد كه آن به تقوى نزديك تر است و از خدا بترسيد. محققا خدا به آنچه مى كنيد آگاه است» . توجه داشته باشيد كه اين آيات در همان ايام واقعه غدير نازل شده است.

هفت. در دو آيه 12 و 13 داستان پيمان گرفتن از بنى اسرائيل را نقل مى كند و پيمان شكنى آنان را، حتى افراد برجسته امت موسى عليه السلام و زعماى اسباط جز دو نفر، كه آنها را سزاوار لعن ساخت. همچنين سنگدلى و تحريف تورات را به دنبال آن يادآور مى شود.

هشت. در آيه 14 از پيمان شكنى نصارى ياد مى كند، كه در نتيجه دشمنى و كينه توزى تا قيامت در ميانشان باقى است. اينهاست اعمالى كه امت اسلام بعد از شهادت رسول اكرم صلى الله عليه و آله انجام خواهد داد، و قرآن كريم در لباس نقل تاريخ پيشگويى مى كند. چنانكه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: شما بر روش گذشتگان مى رويد؛ حَذوَ النَعلِ بِالنَعلِ

ص: 24

و مانند برابرى تير با تير.(1) با توجه به اينكه تيرهايى كه براى يك كمان تراشيده مى شوند برابر اند.

نه. در آيه 20 از گفتار موسى عليه السلام ياد مى كند كه به بنى اسرائيل فرمود: «نعمت خدا را بر خودتان متذكر باشيد كه در ميان شما انبيا قرار داد و به شما آزادى و استقلال يا سر و سامان و بى نيازى بخشيد(2) و آنچه به هيچ يك از جهانيان در اين عصر نداده به شما عنايت فرمود» . مى بينيم همه اين نعمت ها را خداوند به اين امت نيز داده است، فقط به جاى انبيا عليهم السلام، در ميان اينها اوصيا و ائمه عليهم السلام را قرار داده است.

ده. از آيه 21 تا 26 داستانى را نقل مى فرمايد كه در قرآن مكرر نقل شده است: وقتى بنى اسرائيل از بحر احمر به خشكى رسيدند، در بيابانى بى آب و گياه - كه كسى راه به جايى نمى يافت يا همان «تيه» - قرار گرفته بودند. موسى عليه السلام مى فرمايد: به سرزمين مقدسى كه خداوند براى شما مقدر كرده، مشروط به انجام وظيفه، در آييد. آنها مى گويند: مردمى نيرومند در آنجا هستند و تا آنها آنجا باشند ما هرگز به آنجا داخل نمى شويم.

دو تن از خدا ترسانى كه خداوند به ايمان و ثبات قدم آن دو را انعام فرموده است، مى گويند: شما با توكل بر خدا به دروازه شهر اريحا با بيت المقدس وارد شويد كه پيروز خواهيد شد. آنها اطاعت نمى كنند، و در نتيجه چهل سال در آن بيابان ويران سرگردان مى مانند. اين دروازه همان باب «حطّه» است كه بنى اسرائيل موظف بودند با خضوع و آمرزش خواهى داخل آن شوند تا سعادتمند گردند.(3)

ص: 25


1- . اين روايت از احاديث متواتر اسلامى است كه هر دو فريق شيعه: الرسائل العشر: ص 127، و اهل سنت: مسند احمد: ج 4 ص 125 از پيامبر صلى الله عليه و آله به اسناد مختلف نقل كرده اند.
2- . اين تفسيرى است كه مفسران براى «ملوك» در «و جعلكم ملوكا و آتاكم ما لم يؤت احدا من العالمين» بيان كرده اند.
3- . بقره / 58 : «و ادخلوا الباب سجّدا و قولوا حطّة نغفر لكم خطيكم و سنزيد المحسنين» . و اعراف161، با كمى اختلاف.

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: مثل اهل بيت من عليهم السلام براى اين امت مثل «باب حطّه» براى بنى اسرائيل است، كه بايد با فروتنى و خلوص به آنها متمسك شوند، و هر كس از ورود در حصن ولايتشان امتناع ورزد در بيابان گمراهى و سرگردانى گرفتار مى شود.(1) يازده. از آيه 27 به بعد تا 32 داستان دو پسر آدم نقل مى شود؛ كه هر دو قربانى كردند و از يكى قبول شد و از ديگرى نشد. آنكه قربانيش رد شده بود - يعنى قابيل - به برادر ديگر - يعنى هابيل - حسد ورزيد و او را كشت. حسن مطلع داستان قابل دقت است كه مى فرمايد: «بر اين مردم گزارش دو پسر آدم را به درستى فرو خوان» . تا با اطلاع از يك واقعه حقيقى، مفاسد و مضارّ رذيله حسد را دريابند، و توجه كنند كه اين خوى بد چگونه برادرى را به قتل برادر واداشت !

منشأ نخستين معصيتى كه در آسمان و زمين به وقوع پيوست حسد بود. در آسمان حسد ابليس بر آدم عليه السلام، و در زمين حسد قابيل به هابيل. پيامبر صلى الله عليه و آله چه كوشش ها كرد تا جلو حسد اصحاب قريش را نسبت به على عليه السلام بگيرد، اما افسوس ... . امام باقر عليه السلام در ذيل آيه «أم يَحسُدونَ الناسَ عَلى ما آتاهُمُ اللّه ُ مِن فَضلِهِ»(2) فرمود: سوگند به خدا ماييم مردمى كه مورد حسد مى باشيم. مرحوم سيد شرف الدين از سى مأخذ از اهل سنت نقل كرده كه اين آيه در شأن اهل بيت عليهم السلام نازل شده است.

در تفسير «صافى» از حضرت صادق عليه السلام نقل كرده كه فرمود: حضرت آدم عليه السلام، هابيل را كه كوچك تر بود و لايق تر وصى خود ساخته بود، و قابيل كه بزرگ تر بود اعتراض كرد. براى احراز لياقت، قرار بر تقديم قربانى شد كه از هابيل پذيرفته شد.

مطلبى كه بر اين واقعه مترتب شده بى تناسب با موضوع بحث نيست؛ كه: «هر كس يك فرد بى گناه را بكشد مثل اين است كه همه مردم را كشته و هر كس يك شخص را زنده كند مانند كسى است كه همه را زنده كرده است» .

ص: 26


1- . الدرّ المنثور: ج 1 ص 73، در ذيل آيه 58 سوره بقره. كنز العمال: ج 2 ص 435. و بسيارى ديگر از محدثان اهل سنت.
2- . نساء / 54 . به نقل از: تفسير صافى: ج 1 ص 46.

همچنين مرحوم فيض در «صافى» از امام صادق عليه السلام روايت مى كند كه عالى ترين مراتب احياء هدايت، و بالاترين مراتب قتل نفس گمراه ساختن است. به راستى چه گناه عظيمى مرتكب شدند كسانى كه پس از پيامبر صلى الله عليه و آله امتى را به گمراهى انداختند و اسباب و موجبات جنگ هاى داخلى و برادركشى را در ميان مسلمين فراهم نمودند.

دوازده. در آيه 35 مى فرمايد: «اى مؤمنان تقوى پيشه كنيد و به سوى خدا وسيله بجوييد و در راه او جهاد كنيد باشد كه رستگار شويد. «صافى» در تفسير آيه فوق روايت كرده كه يعنى به وسيله امام عليه السلام به سوى خدا تقرب جوييد. همچنين از نبى اكرم صلى الله عليه و آله روايت كرده كه ائمه از فرزندان حسين عليهم السلام وسيله تقرب به خدا هستند، كه هر كس از آنها اطاعت كند از خدا اطاعت كرده، و هر كس نافرمانى آنان كند نافرمانى خدا كرده است. آنان عروة الوثقى (دستگيره محكم) و وسيله به سوى خدا هستند.

سيزده. از آيه 41 به بعد، نخست پيامبر صلى الله عليه و آله را تسليت و دلگرمى مى دهد كه مبادا اعمال منافقانى كه به زبان اظهار ايمان كرده و قلبا دين را باور ندارند و شتابانه در كفر گام مى زنند تو را اندوهگين سازند، و نيز اعمال يهوديانى كه مى خواهند مطابق ميل و هوسشان حكم كنى.

سپس جنايات يهود را از تبديل احكام و تحريف كتاب و حرامخوارى و رشوه گيرى و دروغبافى و كوشش در گرفتن حكمى از پيامبر صلى الله عليه و آله برخلاف آنچه خداوند نازل فرموده توضيح مى دهد. خلاصه مطلب اينكه: در پرده تاريخِ قوم يهود و نكوهش و بدىِ آنان، از اعمال نارواى مسلمانان بعد از شهادت رسول اكرم صلى الله عليه و آله خبر مى دهد.

در ميانه مطالبى كه سراسر مذمت اعمال علماى يهود است مى فرمايد: «ما كتاب تورات را كه نور و هدايت است نازل كرديم و پيامبران بعد از موسى و علماى ربانى (اوصيا و ائمه عليهم السلام) و روحانيون حقيقى كه خداوند آنها را حافظ احكام تورات قرار داده و آنها گواهان و نگهبانان اند و به تورات حكم مى دهند» .

ص: 27

تفسير «صافى» از امام باقر عليه السلام نقل مى كند: اين آيه درباره ما نازل شده است. بديهى است كه وقتى تورات بايد حافظانى معصوم چون انبيا و اوصيا عليهم السلام داشته باشد، قرآن به طريق اولى اين چنين است.

پس از تورات، از انجيل نام مى برد كه نور و هدايت است و بايد نصارى تا زمانى كه نسخ نشده است به آن عمل كنند. در آخر مى فرمايد: «ما اين كتاب را به حق بر تو فرستاديم كه مصدق كتب وحى و نگهبان و حافظ آنهاست» . بنا بر اين، اگر اين كتاب تحريف شود و تغيير كند اساسا راه انبيا عليهم السلام مجهول مى ماند.

اين است كه در دو آيه 48 و 49 مى فرمايد: «ميان آنها به آنچه خدا نازل كرده حكم كن و پيروى هوس ها و اميال آنها مكن» . در آيه اخير چنين مى افزايد: «و از آنها بر حذر باش كه از برخى از آنچه خدا به سويت نازل كرده تو را باز دارند و گمراهت كنند» .

گفتيم سوره مائده در حجة الوداع و به قولى در بازگشت پيامبر صلى الله عليه و آله، ميان مكه و مدينه نازل شده است. در اين هنگام دشمنان اسلام - يهود و نصارا و ساير مشركان - قدرتى نداشتند. احكام اسلام هم كه از اصول و فروع قبلاً تبليغ و تعليم شده بود و فقط حج و ولايت باقى بود. در اعمال و مناسك حج كه كسى حرفى نداشته و عرب با آنها تا حدى آشنا بوده است.

با فرض اينكه طبق بيان مفسرين در شأن نزول اين آيه، زناى فاميلى هم ميان بنى قريظه و بنى نضير واقع شده بود. عده اى مى خواستند پيامبر صلى الله عليه و آله مطابق ميل آنها - كه تورات را تحريف كرده بودند - حكم دهد، نه طبق حكم اصلى تورات.

براى چنين توقع بى جايى - كه قابل اعتنا نيست - اين همه تأكيد و توصيه پيامبر صلى الله عليه و آله كه به غير ما انزل اللّه حكم ندهد و آنها نمى توانند ضررى به او برسانند لازم نيست. در فاصله ميان آيات 44 تا 47 سه مرتبه تكرار شده كه هر كس به آنچه خدا نازل كرد حكم ندهد، چنين كسانى به ترتيب كافران، ستمگران و فاسقان اند.

ص: 28

به فرض كه اين آيات قبلاً نازل شده و به دستور پيامبر صلى الله عليه و آله در اين سوره قرار گرفته باشد، آيا همه مسلمانان و خوانندگان قرآن تا رستاخيز را متوجه نمى كند كه توقع بى جاى ديگرى از پيامبر صلى الله عليه و آله بوده، آن هم از ناحيه يك جمعيت خطرناك ! آنان كه در قرآن چنين معرفى شده اند: «مِنَ الَذينَ قالوا آمَنّا بِأفواهِهِم وَ لَم تُؤمِن قُلوبُهُم»(1)، نه از يهود.

اينها بودند كه پيامبر صلى الله عليه و آله را غمگين و بيمناك ساخته اند، و حضرتش از ضرر و خطر اينها بر اسلام مى ترسيد. اگر هم از جنايت و خيانت يهود و تحريف تورات و تبديل احكام آنها سخن مى گويد، روى سخن با همين هاست. و گرنه يهود هر چه كرده اند در گذشته بوده است، نه هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله از حجة الوداع باز مى گشت.

چهارده. باز هم آيات 54 تا 56 مربوط به مولى است. در آيه اول خطاب به مؤمنان و به نقل تفسير «صافى» به اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله است كه مى گويد: «هر كدام از شما از دينش مرتد شد خداوند گروهى را خواهد آورد كه دوستشان دارد و آنها او را دوست دارند» . در «صافى» مى آورد كه همگى بر على عليه السلام و ياران صميمى اش منطبق است.

ارتداد ممكن است از اصل و اساس دين باشد، و ممكن است از احكام باشد. همچنان كه كفر نيز چنين است. مثلاً قرآن كريم تارك حج را كافر خوانده است. ما هم به همين ملاك مى توانيم به كسانى كه امر عظيم ولايت را نپذيرفته و وصيت پيامبر صلى الله عليه و آله را رد كردند مرتد بگوييم. حتى اميرالمؤمنين عليه السلام با برخى از مرتدان مبارزه علمى كرد، و با جمعى مانند ناكثان جمل و قاسطان صفين و مارقان نهروان محاربه با شمشير كرد.

پانزده. بعد از دو آيه فوق - كه راجع به ولايت است - به بحث درباره اهل كتاب مى پردازد، و بر روش قرآن - كه به قول حضرت صادق عليه السلام به سبك «إيّاكَ عَنّى وَ اسمَعى يا جارَه» نازل شده است - در صورت نكوهش اهل كتاب، مسلمين را از چنان كارها منع و مرتكبان را مذمت مى كند، تا به آيه 67 - يعنى آيه تبليغ - مى رسد.

ص: 29


1- . مائده / 41.

در دو آيه قبل از آيه تبليغ، اهل كتاب را به ايمان و تقوى تحريض و تشويق نموده و مى گويد: «اگر آنها تورات و انجيل را با آنچه بر آنها نازل شده به پا مى داشتند از آسمان ها و زمين نعمت ها به آنها روى مى آورد و زندگانى خوش و سعادتمندانه اى داشتند اما بسيارى از آنها بدكار اند و بد مى كنند» .

شانزده. بعد از آيه فوق - كه به صورت جمله معترضه آمده - دوباره به نكوهش اهل كتاب و پيمان شكنى آنها باز مى گردد، و در بين بعضى احكام مثل كفاره قسم و حرمت شراب و قمار بيان مى شود. تا آيه 92 كه مى فرمايد: «و خدا را فرمان بريد و پيامبرش را فرمان بريد و از مخالفتشان بر حذر باشيد و اگر پشت كرديد پس بدانيد كه بر پيامبر ما فقط رساندن پيام روشن و آشكار است» .

در تفسير «صافى» از كتاب «كافى» نقل مى كند كه حضرت صادق عليه السلام در مورد اين آيه فرمود: هان به خدا قسم كه هلاك نشد و نيز هلاك نمى شود هر كس تا قيام قائم ما عليه السلام مگر به سبب ترك ولايت ما و انكار حق ما، و رسول خدا صلى الله عليه و آله از دنيا نرفت مگر اينكه حق ما را برگردن اين امت واجب و لازم نمود.

هفده. بعد از اين آيه، باز به بيان احكام فرعى از قبيل انواع صيد مباح و ممنوع در حال احرام و كفاره صيدهاى ممنوع و تجليل از كعبه و ماه حرام مى پردازد. تا مى رسد به آيه 99 و 100، كه اشاراتش به موضوع بحث روشن است: «بر پيامبر جز تبليغ نيست و آنچه را كه آشكار كنيد و آنچه را پنهان داريد خدا مى داند. بگو اى پيامبر پليد و پاكيزه برابر نيست هر چند كثرت پليد تو را خوش آيد پس از خدا بترسيد اى صاحبدلان باشد كه رستگار شويد» .

بديهى است كه اينگونه آيات در اين سوره با موقعيت و جوّ نزول آن معناى خاصى مى دهد، كه در غير اين سوره آن معنى را نمى دهد.

هجده. از اينجا تا آخر سوره، علاوه بر اشارات لطيف و كنايات بليغ نسبت به موضوع بحث ما، دو مطلب ديگر آورده شده؛ كه از لحاظ ارتباط آن دو با مسئله مورد گفتگو قابل دقت و توجه است:

ص: 30

مطلب اول

مسئله وصيت است، كه از اول آيه طولانى 106 تا آخر 108 درباره اش سخن رفته است، هر چند در سوره هاى ديگر قرآن مانند بقره و نساء از آن گفتگو شده و در سوره نساء ظاهرا ده بار از وصيت نام برده شده است، ولى در اين سوره اهميت و عظمت مخصوص به آن داده شده است، و در آغاز به كيفيتى آن را مطرح فرموده كه به قول تفسير «صافى» به همه فهمانده است كه اهمال و سستى در امر وصيت نبايد كرد.

اينكه دو شاهد عادل آن را گواه باشند، و اگر وصيت كننده در سفر است و دسترسى به شاهد مسلمان نيست دو نفر از اهل كتاب شاهد باشند. اگر اهل كتاب نبودند، از آنها كه در حكم اهل كتاب هستند شاهد باشند. مثل مجوس كه با آنها معامله اهل كتاب مى شده است.

دو شاهد را هم تا بعد از نماز عصر نگاه دارند، كه هم وقت شريف و عزيزى است و هم مردم بيشتر جمع هستند. اين دو شاهد را قسم بدهند كه در برابر هيچ بهايى و براى هيچ خويشاوندى شهادت خلاف ندهند، و نيز كتمان شهادت كنند، و مطالب ديگر.

طرح مسئله وصيت در اين سوره به اين صورت و اهميت، به همه مسلمانان كه با قرآن سر و كار دارند به خوبى مى فهماند كه چنين امر عظيم و مهمى را هيچ مسلمان با ايمانى ترك نمى كند، تا چه رسد به پيامبر صلى الله عليه و آله كه مسئول جامعه اسلامى است و موظف است كه تكليف آنها را معلوم كند و از تفرقه و تشتّت مسلمين جلوگيرى كند. همان طور كه شيخين راضى نشدند امت را بلاتكليف بگذارند و مانند گله بى چوپان رها كنند !

با اينكه زنان پرهيزگار پيامبر صلى الله عليه و آله مثل ام سلمه و اصحاب بزرگوار و ائمه عترت طاهره عليهم السلام، همگى وصيت را نقل و تصديق كرده اند. اميرالمؤمنين عليه السلام نيز در «نهج البلاغه» از وصيت به تكرار ياد كرده و فرموده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله در حالى كه سر مباركش بين سينه و گلوگاه من بود، جان به جان آفرين تسليم نموده است.

ص: 31

عقل و وجدان نيز مؤيد قول به وصيت است، و با عظمت و اهميتى كه سوره مائده به امر وصيت داده، هيچ مسلمانى ترك آن را از پيامبر صلى الله عليه و آله كه نسبت به كوچك ترين دستورات اهمال نمى ورزيده و جايز نمى شمارد. بحث مشروح و مفصل راجع به وصيت را با ادله محكم و براهين قاطع در «المراجعات» از مراجعه 67 به بعد ملاحظه فرماييد.

مطلب دوم

داستان مائده است، كه از آغاز آيه 112 تا پايان 115 نقل شده است. قبلاً بايد توجه داشت كه قرآن كتاب هدايت و تهذيب است، نه تاريخ و قصه، بنا بر اين، هر داستانى كه در قرآن نقل مى شود براى تعليم و عبرت گرفتن و سود بردن مسلمين است. آنچه قرآن به اجمال نقل مى كند اين است كه حواريين از عيسى عليه السلام خواستند كه از خدا مائده بخواهد، و او هم خواست تا براى اولين و آخرين افراد امت وى عيد باشد.

خداوند در پاسخ او فرمود كه من مائده مى فرستم، اما هر كس كفر بورزد يا كفران كند او را چنان عذاب مى كنم كه احدى از جهانيان را بدان سان عذاب ننمايم. اما اينكه بعد از اين تهديد، مائده آمد يا نيامد قرآن ساكت و تفاسير مختلف است.

ما نمى دانيم اين داستان همان است كه در باب ششم انجيل يوحنّا آمده يا نه ؟ و آيا نصيحت عيسى عليه السلام كه طالب غذاى روحانى باشيد نه جسمانى، بلافاصله بعد از تقاضاى مائده بوده يا بعد از انصراف از آن و به واسطه تهديد به عذاب شديد بوده است ؟

هر چه هست، امروز عيسويان به ياد آن روز - كه مصادف با «عيد فصح» يهود بوده است - عيد مى گيرند و نان و شراب متبرك را به قصد گوشت و خون عيسى عليه السلام مى خورند كه گفت: نان حيات منم ... .

به عقيده ما قرآن كريم مقدارى از اين داستان را براى مسلمين نقل فرموده، تا به مقتضاى موقعيت سوره مائده و به مناسبت ايامى كه فكر مسلمانان متوجه امر ولايت و خلافت بوده است، به آنان بفهماند و بگويد كه آن نعمتى كه شايسته است روز

ص: 32

نزولش براى اولين و آخرين امت اسلام عيد باشد، همان نعمت ولايت است كه به وسيله آن دين كامل و همه نعمت ها تمام مى شود. «و كافر به اين نعمت مستحق عذابى است شديدتر از عذاب ديگر دوزخيان» .

بسيارى از تفاسير اهل سنت گفته اند: يك نفر يهود يا طايفه يهود و يا به قول عبده و نيز يك نفر از نصارى(1)، به مسلمين گفته اند كه اگر آيه اكمال دين و اتمام نعمت بر ما نازل مى شد ما آن را عيد مى گرفتيم.

سوره هَل اَتى

سوره هَل اَتى(2)

يكى از موضوعات مرتبط با غدير، ماجراى ماجراى روزه و صدقه دادن پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام و نزول سوره «هل أتى» است. اين سوره و شأن نزول آن در چند مورد از غدير به چشم مى خورد:

متن خطبه غدير

پيامبر صلى الله عليه و آله در فرازى از بخش چهارم خطبه غدير سوره «هَلْ اَتى» را مطرح كرد و نزول اين سوره را درباره على عليه السلام دانست، و با اشاره به مهم ترين فراز اين سوره كه مى فرمايد: «وَ جَزاهُمْ بِما صَبَرُوا جَنَّةً وَ حَريرا» فرمود: «خداوند در اين سوره شهادت به بهشت نداده مگر براى او» ؛ و آيات اين سوره را مدحى بلند براى على عليه السلام دانسته فرمود: «خدا با اين سوره جز على را مدح نكرده است» .

آن حضرت در دنباله سخن نتيجه گرفت كه خداوند بهترين ها را براى شما انتخاب كرده است: «پيامبرتان بهترين پيامبر، و وصى شما بهترين وصى و فرزندان او بهترين اوصياء هستند» و ادامه داد كه ذريه من از نسل على عليه السلام است.

ص: 33


1- . تفسير القرآن الكريم تفسير المنار : ج 6 ص 155.
2- . سخنرانى استثنائى غدير: ص 179 - 186. اسرار غدير: ص 206. غدير در قرآن: ج 2 ص 41 - 44. واقعه قرآنى غدير: ص 91. غدير در آئينه كتاب: ص 32. غدير در گذر زمان مهدى پور : ص 62 - 65 ، 75، 119. زيارت غديريه: ص 4 - 9.

وَ لا شَهِدَ اللّه ُ بِالْجَنَّةِ فى «هَلْ اَتى عَلَى الاِنْسانِ» اِلاّ لَهُ، وَ لا اَنْزَلَها فى سِواهُ وَ لا مَدَحَ بِها غَيْرَهُ:

و خداوند در سوره «هَلْ اَتى عَلَى الاْءِنْسانِ ... » شهادت به بهشت نداده مگر براى او، و اين سوره را درباره غير او نازل نكرده و با اين سوره جز او را مدح نكرده است.

متن زيارت غديريه

همچنين از جمله مواردى كه در زيارت غديريه به آن اشاره شده، نزول سوره هل اتى درباره اهل بيت عليهم السلام است:

أنتَ مُطعِمُ الطَعامِ عَلَى حُبِّهِ مِسكينا وَ يَتيما وَ أسيرا لِوَجهِ اللّه ِ، لا تُريدُ مِنهُم جَزاءا وَ لا شُكورا:

شما خوراننده غذا به خاطر محبت او به مسكين و يتيم و اسير به خاطر خدا هستى، و هيچ جزا و تشكرى هم نمى خواستى.

نزول هل اتى در دهه غديريه

در ايام دهه غديريه رخدادهاى متعددى اتفاق افتاده است. يكى از اين رخدادها نزول سوره هل اتى در روز 25 ذيحجة الحرام است. سوره اى كه اينگونه شروع مى شود: «هَل أتى عَلَى الإنسانِ حينٌ مِنَ الدَهرِ» و سوره «انسان» و «دهر» و «ابرار» نيز ناميده مى شود. اين سوره در حق اميرالمؤمنين، حضرت فاطمه، امام حسن و امام حسين عليهم السلام و فضّه خادمه نازل شده است. اين موضوع در تأليف يا ساير فعاليت هاى فرهنگى غدير نيز بسيار اهميت دارد.

سوره انشراح

سوره انشراح(1)

در حالى كه سفر حج در پيش بود و پيامبر صلى الله عليه و آله از پايان عمر خود خبر مى داد و نشانه هاى ختمِ نبوّتِ حضرت خاتم ظاهر شده بود، در يك آيه كوتاه دستور العمل

ص: 34


1- . غدير در قرآن: ج 1 ص 46.

ادامه اين سفر داده شد كه پس از فراغت از حج - كه ابلاغ همه احكام الهى كامل مى شود - نوبت اعلان آخرين دستور يعنى ولايت و منصوب كردن اميرالمؤمنين عليه السلام به خلافت است:

«فَاِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ» : «آنگاه كه فراغت يافتى منصوب كن» .

البته اثبات نزول اين آيه درباره غدير باز مى گردد به تفسير «فَرَغْتَ» و «فَانْصَبْ» در روايات اهل بيت عليهم السلام، كه در محل در فصل اول «تاريخ و ماجراى غدير» بيان شد.

آنچه در اينجا قابل ذكر است اينكه:

سوره انشراح حاكى از گشايش اساسى در رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله است و خداوند خبر از انشراح سينه و آسودگى قلب آن حضرت مى دهد. در اين سوره از مسئوليت عظيمى ياد شده كه با انجام آن سنگينى از دوش پيامبر صلى الله عليه و آله برداشته شده و دوران عسر و سختى پشت سر گذاشته مى شود و دوران يُسر و آسايش به استقبال مى آيد.

كليد همه اين گشايش ها اميرالمؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام است، كه آرامش نهايى و مطلق با منصوب كردن او به مقام امامت و ولايت و خلافت حاصل مى شود. اين تسلسلِ مراحل اسلام و ارتباط نهايى آن با غدير در كلام امام باقر و امام صادق عليهماالسلام چنين ترسيم شده است:

كلام خداوند «أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ» ، يعنى: آيا به تو نفهمانيديم جانشينت كيست ؟ آيا او را يار تو و خوار كننده دشمن تو قرار نداديم ؟ همان دشمنى كه كمر تو را مى شكست. آيا از نسل على عليه السلام فرزندان پيامبران عليهم السلام را قرار نداده كه هدايت يافته اند ؟

«وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ» ، تا آنجا كه هر جا نام من (خدا) برده شود تو هم (اى پيامبر) همراه من نام برده مى شوى ؟ هرگاه از دنياى خود فارغ شدى على را براى ولايت منصوب كن تا به وسيله او از اختلاف هدايت يابند.(1)

ص: 35


1- . مناقب ابن شهرآشوب: ج 2 ص 226.

در حديث فوق فرازهاى سوره انشراح، انسجام مقام نبوت و ولايت را در مسير 23 ساله رسالت نشان داده است. در حديثى ديگر به جزئيات بيشترى از اين ارتباط پرداخته شده است:

«أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ» : «آيا سينه تو را فراخ قرار نداديم» ، فرمود: به وسيله على عليه السلام كه او را جانشين تو قرار داديم. آنگاه كه مكه را فتح كرد و قريش به اسلام داخل شدند، خداوند سينه پيامبر صلى الله عليه و آله و باطن او را گشايش عنايت فرمود.

«وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ» : «مشكل تو را از دوشت برداشتيم» ، فرمود: به وسيله على، جنگى را كه كمرت را مى شكست يعنى بار آن بر كمرت سنگينى مى كرد از دوشت برداشتيم.

«وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ» : «و ياد تو را بلند آوازه قرار داديم» ، فرمود: هر گاه نام من (خدا) برده شود نام تو هم ذكر مى شود، و اين همان كلام مردم است كه مى گويند: «اشْهَدُ انْ لا الهَ الاَّ اللّه، وَ اشْهَدُ انَّ مُحَمَّدا رَسُولُ اللّه» .

سپس مى فرمايد: «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرا» : «با هر سختى آسانى هست» ، فرمود: مادامى كه در سختى بودى آسانى برايت آمد.

«فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ» : «آنگاه كه فراغت يافتى منصوب كن» ، فرمود: آنگاه كه از حجة الوداع فراغت يافتى اميرالمؤمنين را منصوب كن. «وَ إِلى رَبِّكَ فَارْغَبْ» : «و به سوى پروردگارت رغبت كن» .(1)

سوره نصر

اشاره

سوره نصر(2)

پيامبر صلى الله عليه و آله در دنباله سخن خود در بخش پنجم خطبه غدير نتيجه گرفت كه خداوند بهترين ها را براى شما انتخاب كرده است: «پيامبرتان بهترين پيامبر، و وصى شما

ص: 36


1- . بحار الانوار: ج 36 ص 133. تفسيرالقمى: ج 2 ص 428.
2- . غدير در قرآن: ج 1 ص 57 - 59 . واقعه قرآنى غدير: ص 92.

بهترين وصى و فرزندان او بهترين اوصياء هستند» و ادامه دادند كه ذريه من از نسل على عليه السلام است. سپس تقوى و ايمان و اخلاص را مظهر ولاى على عليه السلام و شقاوت را از آنِ مبغضين على عليه السلام دانستند.

در فراز بعد با قرائت سوره عصر قسم ياد كردند كه مصداق «وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ» در آخر اين سوره على بن ابى طالب عليه السلام است.

توضيح اينكه:

در سفر حجة الوداع، كاروان غدير وارد آخرين روز مناسك حج شده و روز سيزدهم ذى الحجه است. ايام تشريق كه سه روز در مِنا توقف كرده اند پايان يافته و وارد روز چهارم شده اند. مسجد خيف در مِنا يادگار حضرت ابراهيم خليل عليه السلام است و اكنون آغازى بر خلافت سلاله او خواهد شد. با پايان مراسم حج، برنامه دوم اين سفر يعنى مراسم غدير آغاز مى شود.

در چنين حال و هواى پر از انتظارى، آخرين سوره كاملى كه در يك نزول جبرئيل فرود آمد(1)، زنگ حركت كاروان غدير را به صدا درآورد و آن سوره نصر بود. به محض نزول اين سوره، پيامبر صلى الله عليه و آله به طور رسمى نزديكى مرگ خويش را خبر داد و فرمود: نُعِيَتْ الَىَّ نَفْسى بِأَنَّها مَقْبُوضَةٌ فى هذِهِ السَّنَةِ: نفسم به من خبر مى دهد كه در اين سال قبض روح خواهد شد(2)، يعنى اين سالى كه در پيش است.

و اينگونه بود كه سوره نصر بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد:

«بِسْمِ اللّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ. إِذا جاءَ نَصْرُ اللّه وَ الْفَتْحُ. وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِى دِينِ اللّه أَفْواجا. فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كانَ تَوَّابا» :

ص: 37


1- . عدة الداعى: ص 279.
2- . تفسير نورالثقلين: ج 5 ص 689 ح 1. بحار الانوار: ج 37 ص 113 ح 6 . عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 171، 298. الاقبال: ص 459 - 453. تفسيرالقمى: ص 159.

«به نام خداوند بخشنده مهربان. آنگاه كه يارى خدا و پيروزى آمد. و مردم را ديدى كه گروه گروه وارد دين الهى مى شوند. با حمد پروردگارت تسبيح بگو و از او طلب مغفرت كن كه او توبه پذير است» .

با نزول اين سوره سه ماجراى مرتبط به هم به وقوع پيوست كه هموار كننده راه براى مراسم عظيم غدير بود:

1 - سؤال مردم درباره جانشين پيامبر صلى الله عليه و آله

اولين مسئله اى كه پس از نزول سوره نصر و شنيدن خبر رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله به ذهن همه خطور كرد، جانشينى آن حضرت به معناى پر كردن جاى خالى حضرت بود؛ و اين بهترين مقدمه براى آغاز مراسمى بود كه مى توانست پاسخ چنين سؤالى باشد.

اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله كه از يك سو از مطرح كردن مسئله رحلت آن حضرت در حضورش خجالت مى كشيدند، سراغ سلمان فارسى رفتند كه با حضرتش خصوصى تر بود. آنها با توجه به تصريح پيامبر صلى الله عليه و آله درباره رحلتش از سلمان خواستند تا از حضرت بپرسد: امور ما را به كه مى سپارى، و پناه ما چه كسى خواهد بود و محبوب ترين افراد نزد او كيست ؟

در پاسخ اين سؤال حضرت تعلّلى نموده و سه بار آن را به تأخير انداخت، كه گويا مردم را نسبت به مسئله حساس تر و نسبت به پاسخ آن تشنه تر مى نمود. سپس فرمود: برادر و وزيرم و جانشينم در اهل بيتم و بهترين كسى كه بعد از خود باقى مى گذارم كه دِين مرا ادا مى كند و به وعده هاى من وفا مى نمايد، على بن ابى طالب است» .(1)

2 - سخنان پيامبر صلى الله عليه و آله با على عليه السلام درباره خلافت

دومين پيامد نزول سوره نصر آن بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله اميرالمؤمنين عليه السلام را فرا خواند و به او چنين فرمود:

ص: 38


1- . تفسير فرات: ص 613 . شرح الاخبار: ج 1 ص 211 ح 183. ترجمة الامام على عليه السلام من تاريخ دمشق: ج 1 ص 130.

يا على، آنچه بدان وعده داده شده بودم آمد. فتح آمد و مردم گروه گروه در دين خدا داخل شدند. هيچ كس از تو سزاوارتر به قرار گرفتن در مقام من نيست، به خاطر پيشتر بودن تو در اسلام و نزديكى تو با من و دامادى تو نسبت به من و اينكه سيده زنان جهان نزد توست، و قبل از آن حمايت هايى كه پدرت ابوطالب درباره من داشت و گرفتارى هايى كه هنگام نزول قرآن به خاطر من متحمل شد ... .(1)

اين احتمال وجود دارد كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله اين سخنان را علنا در حضور مردم به اميرالمؤمنين على عليه السلام فرموده باشد، تا افكار مردم را نسبت به مسئله خلافت آماده تر سازد.

3 - سخنرانى عمومى درباره ولايت

سومين عكس العمل پيامبر صلى الله عليه و آله به نزول سوره نصر آن بود كه در فرصت باقيمانده از آخرين روز مراسم حج، مردم را در مسجد خيف در مِنا جمع كند و براى آينده خلافت پيش بينى هاى اساسى بنمايد.

با توجه به امامت ابدى دوازده امام عليهم السلام كه برنامه خلافت اسلام بود و مردم بايد دلسوزانه و از عمق جان از آنان حمايت مى نمودند و با حضور آنان از هر اختلافى پرهيز مى كردند، پيامبر صلى الله عليه و آله در برابر جمعيت عظيم حاجيان بر فراز منبر مسجد خيف چنين خطابه خواند:

خدا آباد كند زندگى كسى را كه سخن مرا بشنود و آن را به خاطر بسپارد و به كسانى كه نشنيده اند برساند، كه چه بسا حمل كننده علمى كه خود اهل تفكر نيست، و چه بسا حمل كننده علمى به كسى كه از او فقيه تر و فكر كننده تر است.

اى مردم، من در ميان شما دو چيز گرانبها باقى گذاشتم كه اگر به آن دو تمسّك كنيد هرگز گمراه نمى شويد و لغزش پيدا نمى كنيد: كتاب خدا و عترت من اهل بيتم.

ص: 39


1- .بحار الانوار: ج 40 ص 85 . شرح نهج البلاغة ابن ابى الحديد : ج 9 ص 174. ينابيع المودة: ج 2 ص 495 ح 389.

خداوند لطيف خبير به من خبر داده است كه اين دو از يكديگر جدا نمى شوند تا بر سر حوض كوثر بر من وارد شوند، مانند اين دو انگشتِ من - و حضرت دو انگشت سبابه را كنار يكديگر قرار دادند - و نمى گويم: مانند اين دو - و حضرت انگشت سبابه و وسط را كنار هم قرار دادند - كه يكى بر ديگرى فضيلت داشته باشد.(1)

سوره عصر

سوره عصر(2)

اندكى پس از آنكه اميرالمؤمنين عليه السلام بر سر دست پيامبر صلى الله عليه و آله قرار گرفت و حضرت نزول آيه اكمال دين را با ولايت على عليه السلام اعلام فرمود، عنان سخن را به سمت مدح على عليه السلام كشانيد و نزول آيات و سور قرآنى در شأن او را به ميان آورد، و در حالى كه مى فرمود: جز مؤمن مخلص به على ايمان نمى آورد، بلافاصله فرمود: سوره عصر در شأن او نازل شده است، و سپس به تفسير آن پرداخت.

حضرت در فرازى از بخش چهارم خطبه غدير، تقوى و ايمان و اخلاص را مظهر ولاى على عليه السلام و شقاوت را از آنِ مبغضين على عليه السلام دانست. در فراز بعد با قرائت سوره عصر قسم ياد كرد كه مصداق «وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ» در آخر اين سوره على بن ابى طالب عليه السلام است.

متن خطبه غدير

اَلا وَ اِنَّهُ لا يُبْغِضُ عَلِيّا اِلاّ شَقِىٌّ، وَ لا يُوالى عَلِيّا اِلاّ تَقِىٌّ، وَ لا يُؤمِنُ بِهِ اِلاّ مُؤمِنٌ مُخْلِصٌ. وَ فى عَلِىٍّ - وَ اللّه - نَزَلَتْ سُورَةُ الْعَصْرِ: «بِسْمِ اللّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ. وَ الْعَصْرِ. إِنَّ الاْءِنْسانَ لَفِى خُسْرٍ» الاّ عَلِىٌّ الَّذى آمَنَ وَ رَضِىَ بِالْحَقِّ وَ الصَّبْرِ.

وَ فى عَلِىٍّ نَزَلَتْ «وَ الْعَصْرِ» ، وَ تَفْسيرُها: وَ رَبِّ عَصْرِ الْقِيامَةِ. «إِنَّ الاْءِنْسانَ لَفِى خُسْرٍ» اعْداءُ آلِ مُحَمَّدٍ. «إِلاّ الَّذِينَ آمَنُوا» بِوِلايَتِهِمْ، «وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ» بِمُواساةِ اخْوانِهِمْ، «وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ» فى غَيْبَةِ قائِمِهِمْ:

ص: 40


1- . بحار الانوار: ج 27 ص 68 ح 5 . تفسير القمى: ج 1 ص 3.
2- . اسرار غدير: ص 206. غدير در قرآن: ج 2 ص 39، 40. سخنرانى استثنائى غدير: ص 179 - 186.

بدانيد كه با على دشمنى نمى كند مگر شقى و با على دوستى نمى كند مگر با تقوى، و به او ايمان نمى آورد مگر مؤمن مخلص. به خدا قسم سوره عصر درباره على نازل شده است: «بسم اللّه الرحمن الرحيم. قسم به عصر. انسان در زيان است» ، مگر على كه ايمان آورد و به حق و صبر راضى شد.

سوره والعصر درباره على نازل شده است و تفسير آن چنين است: «قسم به پروردگارِ روز قيامت. انسان در زيان است» يعنى دشمنان آل محمد. «مگر آنان كه ايمان آوردند» يعنى با پذيرفتن ولايت، «و عمل صالح انجام دادند» يعنى با هميارى و مواسات با برادران دينى شان، «و به صبر سفارش نمودند» در غيبت غائبشان.

سوره توحيد

اشاره

سوره توحيد(1)

يكى از مسائل توحيدى كه پيامبر صلى الله عليه و آله در اولين فراز از بخش اول خطبه غدير بيان فرمود اينكه همه بندگان در پناه خداوند هستند. آن حضرت در جملاتى با گنجانيدن سوره توحيد در كلام خود وحدانيت خدا را ياد كرد كه نه شبيهى دارد و نه ضدّى، و نه مى زايد و نه زاييده شده است «وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفْوا اَحَدٌ» .

متن خطبه غدير

لَمْ يَكُنْ لَهُ ضِدٌّ وَ لا مَعَهُ نِدٌّ. اَحَدٌ صَمَدٌ «لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفْوا اَحَدٌ» :

براى او ضدّى و همراه او معارضى نبوده است. يكتا و بى نياز است. «زاييده نشده و نمى زايد و براى او هيچ همتايى نيست» .

ص: 41


1- . سخنرانى استثنائى غدير: ص 137 - 146.

ص: 42

دوم: آيات مرتبط با غدير به ترتيب حروف الفبا

اشاره

چنانكه در ابتداى اين قسمت گفته شد، در اينجا تمام آيات مرتبط با غدير به طور خلاصه و اشاره بيان شده، و هر كدام از آيات در محل مربوط به خود در اين دائرة المعارف مفصلاً آمده است. ضمنا ابتداى هر آيه به جاى شماره آمده است.

1. آيه «آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللّه وَ ... »

اشاره

1. آيه «آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللّه وَ ... »(1)

يكى از مسائل توحيدى كه پيامبر صلى الله عليه و آله در پايانِ اولين بخش از خطبه غدير بيان فرمود، شكر و سپاسگزارى خداوند در آخرين فراز از بخش اول خطبه غدير بود، كه حضرت آن را با اين آيه آميخت:

«آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللّه وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ» :

«پيامبر ايمان آورد به آنچه از پروردگارش بر او نازل شده و همه مؤمنين ايمان آورده اند به خدا و ملائكه و كتاب ها و پيامبرانش، بين احدى از پيامبرانش فرقى قائل نمى شويم و گفتند شنيديم و اطاعت كرديم پروردگارا مغفرت تو را مى خواهيم و بازگشت به سوى توست» .

ص: 43


1- . بقره / 285. واقعه قرآنى غدير: ص 80 . غدير در قرآن: ج 2 ص 223 - 224. سخنرانى استثنائى غدير: ص 140.
متن خطبه غدير

اَحْمَدُهُ كَثيرا وَ اَشْكُرُهُ دائِما عَلَى السَّرّاءِ وَ الضَّرّاءِ وَ الشِّدَّةِ وَ الرَّخاءِ، وَ اُومِنُ بِهِ وَ بِمَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ. اَسْمَعُ لاَمْرِهِ وَ اُطيعُ وَ اُبادِرُ اِلى كُلِّ ما يَرْضاهُ وَ اَسْتَسْلِمُ لِما قَضاهُ، رَغْبَةً فى طاعَتِهِ وَ خَوْفا مِنْ عُقُوبَتِهِ، لاَنَّهُ اللّه ُ الَّذى لا يُؤْمَنُ مَكْرُهُ وَ لا يُخافُ جَوْرُهُ:

بسيار مى گويم و دائما شكر مى نمايم، چه در آسايش و چه در گرفتارى، چه در حال شدت و چه در حال آرامش. و به او و ملائكه اش و كتاب ها و پيامبرانش ايمان مى آورم. دستور او را گوش مى دهم و اطاعت مى نمايم و به آنچه او را راضى مى كند مبادرت مى ورزم و در مقابل مقدرات او تسليم مى شوم به عنوان رغبت در اطاعت او و ترس از عقوبت او، چرا كه اوست خدايى كه نمى توان از مكر او در امان بود و به عنوان ظلم از او ترسيده نمى شود (يعنى ظلم نمى كند) .

همچنين در بخش يازدهم خطبه غدير، اين آيه به عنوان پشتيبانِ اوامر غديرى مورد استشهاد قرار گرفته است:

مَعاشِرَ النّاسِ، قُولُوا الَّذى قُلْتُ لَكُمْ وَ سَلِّمُوا عَلى عَلِىٍّ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنينَ، وَ قُولُوا: «سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ» :

اى مردم، آنچه به شما گفتم بگوييد (تكرار كنيد) ، و به على به عنوان «اميرالمؤمنين» سلام كنيد و بگوييد: «شنيديم و اطاعت كرديم، پروردگارا مغفرت تو را مى خواهيم و بازگشت به سوى توست» .

اين اقرار با عبارات مختلف از مردم خواسته شده كه آغاز آن چنين است: إنّا سامِعُونَ مُطيعُونَ راضُونَ مُنْقادُونَ ... . سپس با اين جمله مؤكّد شده است: نُبايِعُكَ عَلى ذلِكَ بِقُلُوبِنا وَ أنْفُسِنا وَ ألْسِنَتِنا وَ أيْدينا. آنگاه با اين جمله محكم كارى بيشترى پيرامون آن صورت گرفته است: وَ لا نُغَيِّرُ وَ لا نُبَدِّلُ، وَ لا نَشُكُّ وَ لا نَجْحَدُ وَ لا نَرْتابُ، وَ لا نَرْجِعُ عَنِ الْعَهْدِ وَ لا نَنْقُضُ الْميثاقَ.

ص: 44

در فراز بعدى كلمات دقيق ترى درباره اين اقرار به ميان آمده است: فَالْعَهْدُ وَ الْميثاقُ لَهُمْ مَأْخُوذٌ مِنّا، مِنْ قُلُوبِنا وَ انْفُسِنا وَ الْسِنَتِنا وَ ضَمائِرِنا وَ ايْدينا.

سپس در پى آن با اين جمله آن را مضبوط تر كرده است: وَ لا نَبْتَغى بِذلِكَ بَدَلاً وَ لا يَرَى اللّه مِنْ انْفُسِنا حِوَلاً. آخرين اقرار شاهد گرفتن خدا و رسول است كه: نُشْهِدُ اللّه بِذلِكَ ... ، وَ انْتَ عَلَيْنا بِهِ شَهيدٌ.

پس از اين همه تأكيد آيه قرآن به ميان مى آيد و اينگونه است كه كلمه «سَمِعْنا وَ أَطَعْنا» در آن باز مى گردد به سمع و طاعت در ولايت و صاحب اختيارى دوازده امام معصوم پس از پيامبر صلى الله عليه و آله به عنوان دستورى كه از جانب خداوند براى مردم و «ما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ» است.

2. آيه «اتَّخَذُوا أَيْمانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللّه ِ فَلَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ»(1) = آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّه ُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... »

3. آيه «اتَّقُوا اللّه َ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ اِلاّ وَ اَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»(2) = آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّه حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»

4. آيه «أ حَسِبَ النّاسُ اَنْ يُتْرَكُوا اَنْ يَقُولُوا آمَنّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ ... »

4. آيه «أ حَسِبَ النّاسُ اَنْ يُتْرَكُوا اَنْ يَقُولُوا آمَنّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ ... »(3)

از جمله آياتى كه پس از حجة الوداع و در پايان مراسم حج در اوائل روز سيزدهم ذى الحجه در مكه نازل شد، آيات ابتدايى سوره عنكبوت بود؛ زمانى كه كاروان غدير به مكه بازگشتند و قرار شد روز چهاردهم قافله حجة الوداع به سوى غدير حركت كند.

ص: 45


1- . مجادله / 16.
2- . آل عمران / 102.
3- . عنكبوت / 1 - 4. واقعه قرآنى غدير: ص 43. غدير در قرآن: ج 1 ص 60 - 64 .

«بِسْمِ اللّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . الم . أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ . وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللّه الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبِينَ . أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ أَنْ يَسْبِقُونا ساءَ ما يَحْكُمُونَ» :

«به نام خداوند بخشنده مهربان. الف لام ميم. آيا مردم گمان كرده اند كه رها مى شوند با همين كه بگويند ايمان آورديم بدون آنكه امتحان شوند. ما كسانى را كه قبل از آنان بودند امتحان كرديم زيرا خدا بايد بداند كسانى را كه راست مى گويند و كسانى را كه دروغ مى گويند. و يا كسانى كه كارهاى زشت را انجام مى دهند گمان كرده اند كه از دست ما پيشى مى گيرند چه بد حكم مى كنند» .

5. آيه «ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَ لا اَنْتُمْ تَحْزَنُونَ»(1) = آيه «أَ هؤُلاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لا يَنالُهُمُ اللّه بِرَحْمَةٍ . ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ ... »

6. آيه «اُدْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنينَ»(2) = آيه «إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِى جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ . ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ»

7. آيه «إِذا أُلْقُوا فِيها سَمِعُوا لَها شَهِيقا وَ هِىَ تَفُورُ»(3) = آيه «وَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذابُ جَهَنَّمَ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ ... »

8. آيه «اِذا جاءَ نَصْرُ اللّه ِ وَ الْفَتْحِ ... »

8. آيه «اِذا جاءَ نَصْرُ اللّه ِ وَ الْفَتْحِ ... »(4)

در روز آخر سفر حجة الوداع يعنى 12 ذى الحجه، پيامبر صلى الله عليه و آله به مسجد خيف در مِنا آمد، كه يادگار جدش حضرت ابراهيم عليه السلام بود. در آنجا بار ديگر دستور ابلاغ ولايت بر

ص: 46


1- . اعراف / 49.
2- . حجر / 46.
3- . ملك / 7.
4- . فتح / 1 - 3. واقعه قرآنى غدير: ص 33.

پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد، ولى هنوز حفظ از شر دشمنان نيامده بود. با توجه به فورى نبودن اين دستور، بار ديگر حضرت اعلام آن را براى فرصتى مناسب در نظر گرفت.(1)

در چنين موقعيتى كه مراسم حج به ساعات پايانى خود نزديك مى شد، بار ديگر وحى الهى تجلى كرد و آخرين سوره كاملى - كه در يك نزول جبرئيل فرود آمد - بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد و آن سوره نصر بود:

«بِسْمِ اللّه ِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ . اِذا جاءَ نَصْرُ اللّه ِ وَ الْفَتْحِ . وَ رَأَيْتَ النّاسَ يَدْخُلُونَ فى دينِ اللّه ِ اَفْواجا . فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ اِنَّهُ كانَ تَوّابا» :

«به نام خداى بخشنده مهربان. وقتى يارى خدا و پيروزى آمد. و مردم را ديدى كه گروه گروه در دين خدا داخل مى شوند. با حمد پروردگارت تسبيح كن و از او طلب مغفرت نما كه او توبه پذير است» .

به محض نزول اين سوره، پيامبر صلى الله عليه و آله به طور رسمى نزديكى مرگ خويش را خبر داد و فرمود: نَفْسم به من خبر مى دهد كه در اين سال قبض روح خواهم شد؛ يعنى اين سالى كه در پيش است.(2)

9. آيه «اِذا رَأَتْهُمْ مِنْ مَكانٍ بَعيدٍ سَمِعُوا لَها تَغَيُّظا وَ زَفيرا»(3) = آيه «وَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذابُ جَهَنَّمَ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ ... »

10. آيه «إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا وَ رَأَوُا الْعَذابَ وَ تَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبابُ»(4) = آيه «وَ قالَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ ... »

ص: 47


1- . عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 177.
2- . عُدة الداعى: ص 279. تفسير نور الثقلين: ج 5 ص 689 ح 1. بحار الانوار: ج 37 ص 113 ح 6 . عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 171، 298. الاقبال: ص 453 - 459. تفسير قمى: ص 159.
3- . فرقان / 12.
4- . بقره / 166.

11. آيه «إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَ لَنْ يَكْفِيَكُمْ أَنْ يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُنْزَلِينَ»(1) = آيه «وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّه بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللّه لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ... »

12. آيه «إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَ تَقُولُونَ بِأَفْواهِكُمْ ما لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ وَ تَحْسَبُونَهُ هَيِّنا ... »(2) = آيه «سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرابِ شَغَلَتْنا أَمْوالُنا وَ أَهْلُونا ... »

13. آيه «اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللّه ِ أُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ ... »(3) = آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّه ُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... »

14. آيه «أَطِيعُوا اللّه وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَيْهِ ما حُمِّلَ وَ عَلَيْكُمْ ... »(4) = آيه «قُلْ أَطِيعُوا اللّه وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَيْهِ ما حُمِّلَ وَ عَلَيْكُمْ ... »

15. آيه «أعَدَّ اللّه ُ لَهُم عَذابا شَديدا إنَّهُم ساءَ ما كانوا يَعمَلونَ»(5) = آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّه ُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... »

16. آيه «أَ فَبِعَذابِنا يَسْتَعْجِلُونَ»(6) = آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... »

ص: 48


1- . آل عمران / 124.
2- . نور / 15.
3- . مجادله / 19.
4- . نور / 54 .
5- . مجادله / 15.
6- . شعراء / 204.

17. آيه «أَ فَغَيْرَ دِينِ اللّه يَبْغُونَ وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعا وَ كَرْها وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ»(1) = آيه «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... »

18. آيه «أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها»(2) = آيه «فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِى الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ ... »

19. آيه «أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللّه لَوَجَدُوا فِيهِ ... »

اشاره

19. آيه «أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللّه لَوَجَدُوا فِيهِ ... »(3)

در غدير، ارتباط اعتقاد و عمل چنين به ما تفهيم شده كه احكام الهى در كنار ولايت اهل بيت عليهم السلام نه تنها مورد تأكيد است، كه تا ابد دو حلقه ناگسستنى خواهند بود. در اين راستا، اواخر خطبه غدير شاهد تأكيدات پيامبر صلى الله عليه و آله بر بعضى احكام و تقوى و سخن از مرگ و معاد به ميان آمده است، و اينكه درباره جزئيات آنها بايد به امامان عليهم السلام مراجعه شود.

در اواسط بخش سوم خطبه غدير و پس از بيان توازن مقام نبوت و امامت، پيامبر صلى الله عليه و آله امر به تدبّر در قرآن و به دنبال متشابه آن نبودن را مطرح كرد و آيه 82 سوره نساء و آيه 7 سوره آل عمران را با كلام خود آميخت و مردم را آماده معرفى «راسخان در علم» نمود:

«أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللّه لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافا كَثِيرا» :

«آيا قرآن را تدبر نمى كنند، و اگر از نزد غير خدا بود در آن اختلاف بسيارى مى يافتند» .

ص: 49


1- . آل عمران / 83 .
2- . محمد صلى الله عليه و آله / 24.
3- . نساء / 82 . غدير در قرآن: ج 2 ص 434 - 445. سخنرانى استثنائى غدير: ص 157 - 170. واقعه قرآنى غدير: ص 86 .

«هُوَ الَّذِى أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِى قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلا اللّه وَ الرَّاسِخُونَ فِى الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلا أُولُوا الْأَلْبابِ»(1):

«او خدايى است كه كتاب را بر تو نازل كرد كه از جمله آن آيات محكمات است كه آنها امّ الكتاب هستند و آياتى ديگر متشابهات هستند كسانى كه در قلوب آنان انحراف است به خاطر فتنه گرى و به دست آوردن تأويل آن از متشابهات پيروى مى كنند ولى تأويل آن را جز خدا و راسخان در علم نمى دانند مى گويند به آن ايمان آورديم همه از سوى پروردگار ماست و جز صاحبان عقل متذكر نمى شوند» .

سپس قسم ياد كرد كه باطن و تفسير قرآن را بيان نمى كند مگر اين كسى كه مى خواهم دست او را بگيرم و او را بالا ببرم و بازوى او را بگيرم و با دستانم او را بلند كنم و به شما بفهمانم كه هر كس من صاحب اختيار او بوده ام اين على صاحب اختيار اوست، و ولايت او از طرف خدا نازل شده است.

متن خطبه غدير

مَعاشِرَ النّاسِ، تَدَبَّرُوا القُرْآنَ وَ افْهَمُوا آياتِهِ، وَ انْظُرُوا الى مُحْكَماتِهِ وَ لا تَتَّبِعُوا مُتَشابِهَهُ، فَوَاللّه لَنْ يُبَيِّنَ لَكُمْ زَواجِرَهُ وَ لَنْ يُوضِحَ لَكُمْ تَفْسيرَهُ الا الَّذى انَا آخِذٌ بِيَدِهِ وَ مُصْعِدُهُ الَىَّ وَ شائِلٌ بِعَضُدِهِ وَ رافِعُهُ بِيَدَىَّ وَ مُعْلِمُكُمْ: انَّ مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ، وَ هُوَ عَلِىُّ بْنُ اَبيطالِبٍ اَخى وَ وَصِيّى، وَ مُوالاتُهُ مِنَ اللّه ِ عَزَّ وَ جَلَّ اَنْزَلَها عَلَىَّ:

اى مردم، در قرآن تدبر نماييد و آيات آن را بفهميد و در محكمات آن نظر كنيد و به دنبال متشابه آن نرويد، كه به خدا قسم باطن آن را براى شما بيان نمى كند و تفسير آن را برايتان روشن نمى كند مگر اين شخصى كه دست او را مى گيرم و او را به سوى خود

ص: 50


1- . آل عمران / 7.

بالا مى برم و بازوى او را مى گيرم و با دو دست او را بلند مى كنم و به شما مى فهمانم كه هر كس من صاحب اختيار اويم اين على صاحب اختيار اوست، و او على بن ابى طالب برادر و جانشين من است، و ولايتِ او از جانب خداوندِ عز و جل است كه بر من نازل كرده است.

20. آيه «أ فَمَن كانَ مُؤمِنا كَمَن كانَ فاسِقا لا يَستَوون»

اشاره

20. آيه «أ فَمَن كانَ مُؤمِنا كَمَن كانَ فاسِقا لا يَستَوون»(1)

زيارت غديريه زيارتى زيبا و جامع است. يكى از آياتى كه در اين زيارت به آن اشاره شده نزول اين آيه «أ فَمَن كانَ مُؤمِنا كَمَن كانَ فاسِقا لا يَستَوونَ» : «آيا كسى كه مؤمن است همانند كسى است كه فاسق است مساوى نيستند» درباره على عليه السلام است:

متن زيارت غديريه

وَ اللّه ُ تَعالى أخبَرَ عَمّا أولاكَ مِن فَضلِهِ بِقَولِهِ: «أ فَمن كانَ مُؤمِنا ... » :

و خداوند متعال از آنچه از فضل خود تو را برترى داده خبر داده است، آنجا كه مى فرمايد: «آيا كسى كه مؤمن است ... » .

21. آيه «أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللّه لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ»

اشاره

21. آيه «أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللّه لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ»(2)

از جمله آياتى كه براى بيان بيشتر شئون امامت و خلافتِ الهى در برابر رياست هاى شيطانىِ سقيفه به صورت استشهاد و اشاره و اقتباس در غدير ديده مى شود، كه به صورت تفسيرگونه اى در كلام پيامبر صلى الله عليه و آله تركيب شده و آيه مستقلاً ذكر نشده، آيه 62 سوره يونس است.

پيامبر صلى الله عليه و آله در فرازى از بخش هفتم خطبه غدير، آيه 62 سوره يونس: «ألا إنَّ أولياءَ اللّه ِ لا خَوفٌ عَلَيهِم وَ لا هُم يَحزَنُونَ» : «ايشان دوستان خدايند كه ترسى بر آنان نيست

ص: 51


1- . سجده / 18. زيارت غديريه: ص 4 - 9.
2- . يونس عليه السلام / 62 . غدير در قرآن: ج 2 ص 187، 188. واقعه قرآنى غدير: ص 99. سخنرانى استثنائى غدير: ص 201 - 212.

و محزون نمى شوند» را كنار آيه 56 سوره مائده: «فَإنَّ حِزبَ اللّه ِ هُمُ الغالِبُونَ» : «بدانيد كه حزب خداوند غالب هستند» قرار داد، و از امامان معصوم عليهم السلام به عنوان و با تعبير «اولياء اللّه» و «حزب اللّه» ياد كرد.

متن خطبه غدير

مَعاشِرَ النّاسِ، انَا صِراطُ اللّه الْمُسْتَقيمُ الَّذى امَرَكُمْ بِاتِّباعِهِ، ثُمَّ عَلِىٌّ مِنْ بَعْدى ثُمَّ وُلْدى مِنْ صُلْبِهِ ائِمَّةُ الْهُدى ... . اولئِكَ اوْلِياءُ اللّه الَّذينَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ:

اى مردم، من صراط مستقيم خدايم كه به شما دستور پيروى از آن را داده است، و بعد از من على و سپس فرزندانم از صلب او كه امامان هدايتند ... . آنان اولياى خدايند كه ترسى بر آنان نيست و محزون نمى شوند.

22. آيه «أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لكِنْ لا يَشْعُرُونَ»(1) = آيه «فى قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللّه ُ مَرَضا ... » و آيه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللّه وَ بِالْيَوْمِ الاْخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ ... »

23. آيه «الَّذِى أَحَلَّنا دارَ الْمُقامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لا يَمَسُّنا فِيها نَصَبٌ وَ لا يَمَسُّنا فِيها لُغُوبٌ»(2) = آيه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا . فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ ... »

24. آيه «الَّذينَ آمَنُوا»

اشاره

24. آيه «الَّذينَ آمَنُوا»(3)

پيامبر صلى الله عليه و آله در فرازى از بخش چهارم خطبه غدير بيش از 90 مورد خطاب «يا اَيُّهَا الّذينَ آمَنُوا» را كه در قرآن آمده مطرح كرد و على عليه السلام را سر دسته ايمان آورندگان و امير مؤمنان دانست.

ص: 52


1- . بقره / 12.
2- . فاطر / 35.
3- . بيش از 90 مورد در قرآن. سخنرانى استثنائى غدير: ص 179 - 186.
متن خطبه غدير

وَ لا خاطَبَ اللّه ُ الَّذينَ آمَنُوا اِلاّ بَدَأَ بِهِ:

و هيچ گاه خداوند مؤمنين را مورد خطاب قرار نداده مگر آنكه ابتدا او مخاطب بوده است.

25. آيه «الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ ... »

اشاره

25. آيه «الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ ... »(1)

يكى از آياتى كه در خطبه غدير به صراحت تفسير شده، آيه 82 سوره انعام است:

«الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ» :

«كسانى كه ايمان آورده اند و ايمانشان را با ظلم نپوشانده اند آنان اند كه برايشان امن است و آنان هدايت يافتگانند» .

متن خطبه غدير

الا انَّ اوْلِيائَهُمُ الَّذينَ وَصَفَهُمُ اللّه عَزَّ وَ جَلَّ فَقالَ: «الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ» :

بدانيد كه دوستان اهل بيت كسانى اند كه خداوند آنان را توصيف نموده و فرموده است: «كسانى كه ايمان آورده اند و ايمانشان را با ظلم نپوشانده اند، آنان اند كه برايشان امن است و آنان هدايت يافتگانند» .

26. آيه «الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِى سَبِيلِ اللّه بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ ... »

اشاره

26. آيه «الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِى سَبِيلِ اللّه بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ ... »(2)

آخرين بخش از خطبه غدير فضائل على عليه السلام بود. از جمله حضرت با اشاره به آيه 20 و 21 سوره توبه، به سبقت گيرندگان در امر مهم ولايت نشان بهشت عنايت كرد:

ص: 53


1- . انعام / 82 . غدير در قرآن: ج 2 ص 58 - 59 .
2- . توبه / 20، 21. غدير در قرآن: ج 2 ص 352، 353. واقعه قرآنى غدير: ص 108. سخنرانى استثنائى غدير: ص 233 - 242.

«الَّذينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فى سَبيلِ اللّه ِ بِاَمْوالِهِمْ وَ اَنْفُسِهِمْ اَعْظَمُ دَرَجَةْ عِنْدَ اللّه ِ وَ اُولئِكَ هُمُ الْفائِزونَ. يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ رِضْوانٍ وَ جَنّاتٍ فيها نَعيمٌ مُقيمٌ» :

«كسانى كه ايمان آورده و هجرت كنند و با اموال و جان هايشان در راه خدا جهاد كنند مقام آنان نزد خداوند عظيم تر است و آنان رستگارانند. پروردگارشان با رحمت و رضوان خود به آنان بشارت مى دهد و بهشتى كه برايشان در آن نعمت هاى پابرجاست» .

متن خطبه غدير

مَعاشِرَ النّاسِ، السّابِقُونَ الى مُبايَعَتِهِ وَ مُوالاتِهِ وَ التَّسْليمِ عَلَيْهِ بِامْرَةِ الْمُؤْمِنينَ، اولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ فى جَنّاتِ النَّعيمِ:

اى مردم، كسانى كه براى بيعت با او و قبول ولايتش و سلام بر او به عنوان «اميرالمؤمنين» سبقت بگيرند رستگارانند و در باغ هاى نعمت خواهند بود.

27. آيه «الَّذينَ اِنْ مَكَّنّاهُمْ فِى الاَرْضِ اَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ ... »

اشاره

27. آيه «الَّذينَ اِنْ مَكَّنّاهُمْ فِى الاَرْضِ اَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ ... »(1)

پيامبر صلى الله عليه و آله در خطبه غدير، تأكيدات بر حلال و حرام را به طور كلى مطرح فرمود، و اينكه درباره جزئيات آنها بايد به امامان عليهم السلام مراجعه شود، و در اين باره به آياتى اشاره نمود. از جمله اين آيات، آيه 43 سوره بقره و آيه 41 سوره حج است:

«وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ ارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ» :

«نماز را بپا داريد و زكات را بپردازيد و با ركوع كنندگان ركوع نماييد» .

«الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِى الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ للّه عاقِبَةُ الْأُمُورِ»(2):

ص: 54


1- . حج / 41. غدير در قرآن: ج 2 ص 451 - 453. واقعه قرآنى غدير: ص 105. سخنرانى استثنائى غدير: ص 223 - 231.
2- . حج / 41.

«كسانى كه اگر آنان را در زمين امكانات دهيم نماز را بپا مى دارند و زكات را مى پردازند و امر به معروف و نهى از منكر مى نمايند و عاقبت امور متعلق به خداوند است» .

متن خطبه غدير

پيامبر صلى الله عليه و آله در بخش دهم خطبه غدير فرمود:

مَعاشِرَ النّاسِ، أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ كَما امَرَكُمُ اللّه عَزَّ وَ جَلَّ، فَإِنْ طالَ عَلَيْكُمُ الامَدُ فَقَصَّرْتُمْ اوْ نَسيتُمْ فَعَلِىٌّ وَلِيُّكُمْ وَ مُبَيِّنٌ لَكُمْ؛ الَّذى نَصَبَهُ اللّه عزَّ وَ جَلَّ لَكُمْ بَعْدى امينَ خَلْقِهِ. انَّهُ مِنّى وَ انَا مِنْهُ، وَ هُوَ وَ مَنْ يَخْلُفُ مِنْ ذُرِّيَّتى يُخْبِرُونَكُمْ بِما تَسْالُونَ عَنْهُ وَ يُبَيِّنُونَ لَكُمْ ما لا تَعْلَمُونَ ... . الا وَ انّى اجَدِّدُ الْقَوْلَ: الا فَاقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ أْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ:

اى مردم، نماز را بپا داريد و زكات را بپردازيد همان گونه كه خداى عزوجل به شما دستور داده است. اگر زمان طويلى بر شما گذشت و كوتاهى نموديد يا فراموش كرديد، على صاحب اختيار شماست و براى شما بيان مى كند، همو كه خداوند عزوجل او را بعد از من به عنوان امين بر خلقش منصوب نموده است. او از من است و من از اويم. او و آنان كه از نسل من به خلافت مى رسند از آنچه سؤال كنيد به شما خبر مى دهند و آنچه را نمى دانيد برايتان بيان مى كنند. بدانيد كه من سخن خود را تكرار مى كنم: آگاه باشيد كه نماز را بپا داريد و زكات را بپردازيد و به نيكى امر كنيد و از منكر نهى نماييد.

28. آيه «الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ النَّبِىَّ الْأُمِّىَّ الَّذِى يَجِدُونَهُ مَكْتُوبا عِنْدَهُمْ فِى التَّوْراةِ وَ الاْءِنْجِيلِ ... »(1) = آيه «فَآمِنُوا بِاللّه وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِى أَنْزَلْنا وَ اللّه بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ»

ص: 55


1- . اعراف / 157.

29. آيه «الَّذينَ يَجعَلونَ مَعَ اللّه ِ إلها آخَرَ فَسَوفَ يَعلَمونَ»(1) = آيه «فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ... »

30. آيه «الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللّه وَ يَبْغُونَها عِوَجا وَ هُمْ بِالاْخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ»(2) = آيه «فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ ... »

31. آيه «الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ»(3) = آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّه ُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... »

32. آيه «الَّذِى هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ»(4) = آيه «عَمَّ يَتَسائلونَ . عَنِ النَّبَأ العَظيمِ . الَّذى هُم فيهِ مُختَلِفونَ ... » و آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... »

33. آيه «الَّذى يُوَسْوِسُ فى صُدُورِ النّاسِ»(5) = آيه «مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنّاسِ . الَّذى يُوَسْوِسُ فى صُدُورِ النّاسِ»

34. آيه «اللّه ُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ يَمُدُّهُمْ فى طُغْيانِهِمْ ... »(6) = آيه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللّه وَ بِالْيَوْمِ الاْخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ ... »

ص: 56


1- . حجر / 96.
2- . هود عليه السلام / 19.
3- . مطففين / 11.
4- . نبأ / 3.
5- . ناس / 5 .
6- . بقره / 15.

35. آيه «الم . أ حَسِبَ النّاسُ اَنْ يُتْرَكُوا اَنْ يَقُولُوا آمَنّا وَ هُمْ لايُفْتَنُونَ»(1) = آيه «أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ ... »

36. آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبا مِنَ الْكِتابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ ... »

اشاره

36. آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبا مِنَ الْكِتابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ ... »(2)

يكى از مواردى كه پيامبر صلى الله عليه و آله در خطبه غدير به آنها اشاره دارد آيه لعنتِ طرفداران جبت و طاغوت است:

«أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبا مِنَ الْكِتابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ وَ يَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هؤُلاءِ أَهْدى مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلاً أُولئِكَ لَعَنَهُمُ اللّه وَ مَنْ يَلْعَنِ اللّه فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصِيرا» :

«نظر نمى كنى به آنان كه نصيبى از كتاب دارند و به جبت و طاغوت ايمان مى آورند و درباره كسانى كه كافر شدند مى گويند راه اينان هدايت يافته تر از كسانى است كه ايمان آوردند اينانند كه خدا لعنتشان كرده و هر كس كه خدا او را لعنت كند براى او ياورى نخواهد بود» .

متن خطبه غدير

پيامبر صلى الله عليه و آله در مورد دوست و دشمن اهل بيت عليهم السلام در قرآن در خطبه غدير مى فرمايد:

مَعاشِرَ النّاسِ، عَدُوُّنا مَنْ ذَمَّهُ اللّه وَ لَعَنَهُ، وَ وَلِيُّنا كُلُّ مَنْ مَدَحَهُ اللّه وَ احَبَّهُ:

اى مردم، دشمن ما كسى است كه خداوند او را مورد مذمت و لعن قرار داده، و دوست ما هر كسى است كه خداوند او را مدح نموده و دوست بدارد.

همچنين اميرالمؤمنين عليه السلام در دعاى قنوت در مورد جبت و طاغوت مى فرمايد: اللهمَّ العَن صَنَمَى قُرَيشَ وَ جِبتَيها وَ طاغُوتَيها ... . و همانان بودند كه دشمنان پيامبر صلى الله عليه و آله

ص: 57


1- . عنكبوت / 1.
2- . نساء / 52 . غدير در قرآن: ج 2 ص 28.

و منافقين را بر سلمان و ابوذر و مقداد و عمار مقدم داشتند و مؤمنين حقيقى را كنار زدند، و لعنت ابدى خداوند را تا روزى كه بدعتشان پابرجاست، بر خود خريدند.

37. آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّه ُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ ... »

اشاره

37. آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّه ُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ ... »(1)

از جمله آياتى كه در دعاى بعد از نماز روز غدير آمده، اين آيات است:

«أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّه ُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ وَ يَحْلِفُونَ عَلَى اللّه الْكَذِبِ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ. أعَدَّ اللّه ُ لَهُم عَذابا شَديدا إنَّهُم ساءَ ما كانوا يَعمَلونَ . اتَّخَذُوا أَيْمانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللّه ِ فَلَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ . لَنْ تُغْنِىَ عَنْهُمْ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ مِنَ اللّه ِ شَيْئا أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ . يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللّه ُ جَمِيعا فَيَحْلِفُونَ لَهُ كَما يَحْلِفُونَ لَكُمْ وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلى شَىْ ءٍ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْكاذِبُونَ . اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللّه ِ أُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ» :

«آيا نگاه نمى كنى به كسانى كه پذيرفتند ولايت قومى را كه خداوند بر آنان غضب كرده كه آنان نه از شمايند و نه از آنان و به خدا قسمِ دروغ ياد مى كنند در حالى كه خود مى دانند. خداوند عذابى شديد براى آنان مهيا كرده و آنها چه بد عمل مى كنند. آنان قسم هاى خود را سپر قرار داده اند و بدين وسيله مانع راه خدا شده اند و براى آنان عذاب خوار كننده اى است. اموال و اولادشان هيچ فايده اى براى آنان نخواهد داشت آنان اصحاب آتش اند كه در آن دائمى خواهند بود. روزى كه خدا همه آنان را مبعوث مى فرمايد آنان براى خدا هم قسم ياد مى كنند همان گونه كه براى شما قسم ياد مى كنند، و گمان مى كنند بر پايه اى استوارند ولى آگاه باشيد كه آنان دروغگويانند. شيطان بال خود را بر آنان گسترده و ياد خدا را از خاطر آنان برده است اينان حزب شيطانند و آگاه باشيد كه حزب شيطان زيانكارانند» .

ص: 58


1- . مجادله / 14 - 19. غدير در قرآن: ج 3 ص 414 - 424.

«الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَ دِينا»(1):

«امروز دين شما را كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دين شما راضى شدم» .

«إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ»(2):

«تو ترساننده اى و براى هر قومى هدايت كننده اى است» .

«إِنْ يَدْعُونَ إِلاّ شَيْطانا مَرِيدا. لَعَنَهُ اللّه ُ وَ قالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبادِكَ نَصِيبا مَفْرُوضا. وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَ لاَمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِكُنَّ آذانَ الأنعامِ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللّه ِ وَ مَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطانَ وَلِيّا مِنْ دُونِ اللّه ِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرانا مُبِينا. يَعِدُهُمْ وَ يُمَنِّيهِمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلاّ غُرُورا»(3):

«جز شيطانِ عصيانگرى را صدا نمى زنند. خدا او را لعنت كند كه گفت حتما از بندگان تو نصيب معينى خواهم گرفت. و آنان را گمراه نموده و اميدوار خواهم كرد و به آنان دستور خواهم داد تا گوش چهار پايان را به علامت جاهليت براى بت ها بِبُرند و به آنان دستور خواهم داد كه خلق خدا را تغيير دهند و هر كس شيطان را ولى خود حساب كند و خدا را كنار بگذارد خسارت روشنى كرده است. شيطان به آنان وعده مى دهد و آنان را اميدوار مى كند ولى شيطان جز مغرور كردن چيزى به آنان وعده نمى دهد» .

«وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ. الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ»(4):

«واى در آن روز بر تكذيب كنندگان. آنان كه روز قيامت را تكذيب مى كنند» .

ص: 59


1- . مائده / 3.
2- . رعد / 7.
3- . نساء / 117 - 120.
4- . مطففين / 10، 11.
متن دعاى بعد از نماز روز غدير

فَاشْهَدُ يا الهى انَّ الامامَ الْهادِى الْمُرْشِدَ الرَّشيدَ عَلِىَّ بْنَ ابى طالِبٍ اميرَالْمُؤْمِنينَ الَّذى ... ، جَعَلْتَ الاقْرارَ بِوِلايَتِهِ تَمامَ تَوْحيدِكَ وَ الاخْلاصَ لَكَ بِوَحْدانِيَّتِكَ وَ اكْمالَ دينِكَ وَ تَمامَ نِعْمَتِكَ عَلى جَميعِ خَلْقِكَ، فَقُلْتَ وَ قَوْلُكَ الْحَقُّ: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَ دِينا» .

فَلَكَ الْحَمْدُ عَلى ما مَنَنْتَ بِهِ عَلَيْنا مِنَ الاخْلاصِ لَكَ بِوَحْدانِيَّتِكَ، وَ جُدْتَ عَلَيْنا بِمُوالاةِ وَلِيِّكَ الْهادى مِنْ بَعْدِ نَبِيِّكَ النَّذيرِ الْمُنْذِرِ، وَ رَضيتَ لَنَا الاسْلامَ دينا بِمَوْلانا، وَ اتْمَمْتَ عَلَيْنا نِعْمَتَكَ بِالَّذى جَدَّدْتَ لَنا عَهْدَكَ وَ ميثاقَكَ، وَ ذَكَّرْتَنا ذلِكَ وَ جَعَلْتَنا مِنْ اهْلِ الاخْلاصِ وَ التَّصْديقِ لِعَهْدِكَ وَ ميثاقِكَ وَ مِنْ اهْلِ الْوَفاءِ بِذلِكَ، وَ لَمْ تَجْعَلْنا مِنَ النّاكِثينَ وَ الْمُكَذِّبينَ الَّذينَ يُكَذِّبُونَ، الْجاحِدينَ بِيَوْمِ الدّينِ، وَ لَمْ تَجْعَلْنا مِنَ الْمُغَيِّرينَ وَ الْمُبَدِّلينَ وَ الْمُحَرِّفينَ وَ الْمُبَتِّكينَ آذانَ الانْعامَ، وَ الْمُغَيِّرينَ خَلْقَ اللّه ِ، وَ مِنَ الَّذينَ اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللّه ِ، وَ صَدَّهُمْ عَنِ السّبيلِ وَ الصِّراطِ الْمُسْتَقيمِ ... .

اللَّهُمَّ الْعَنِ الْجاحِدينَ وَ النّاكِثينَ وَ الْمُغَيِّرينَ وَ الْمُبَدِّلينَ وَ الْمُكَذِّبينَ الَّذينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدّينِ مِنَ الْأَوَّلينَ وَ الاْخِرينَ(1):

الهى، من شهادت مى دهم كه امام هدايت كننده ارشاد كننده هدايت شده على بن ابى طالب اميرالمؤمنين است، كه اقرار به ولايت او را كامل بودن توحيدت و اخلاص در يگانگى ات و كامل شدن دينت و تمام نعمتت بر همه خلقت قرار دادى و فرمودى - و كلام تو حق است - : «امروز دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دين شما راضى شدم» .

پس تو را شكر بر آنچه بر ما منت نهاده اى از اخلاص به توحيدت و بر آنچه بر ما كرم كرده اى، با پذيرفتن ولايت ولىّ هدايت كننده ات بعد از پيامبر ترساننده منذرت،

ص: 60


1- . عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 216، 217. الاقبال: ص 475.

و با مولايمان اسلام را به عنوان دين ما راضى شدى، و نعمتت را با تجديد عهد و ميثاقت بر ما تمام كردى و آن پيمان را به ياد ما آوردى، و ما را از اهل اخلاص و تصديق نسبت به عهد و ميثاقت و از اهل وفا به آن قرار دادى، و ما را از عهدشكنان و تكذيب كنندگان قرار ندادى كه روز قيامت را تكذيب مى كنند، و ما را از تغيير دهندگان و تبديل كنندگان و تحريف كنندگان و زنده كنندگان اعمال جاهليت و تغيير دهندگان خلق خدا قرار ندادى، و از كسانى كه شيطان بال خود را بر آنان گسترانده و ياد خدا را از خاطر آنان برده و از راه راست مانع شده، قرار ندادى.

خدايا، لعنت كن انكار كنندگان و پيمان شكنان و تغيير دهندگان و تبديل كنندگان و تكذيب كنندگانى كه روز قيامت را تكذيب مى كنند، از اولين و آخرين.

38. آيه «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللّه يَعْلَمُ ما فِى السَّماواتِ وَ ما فِى الْأَرْضِ ... »

اشاره

38. آيه «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللّه يَعْلَمُ ما فِى السَّماواتِ وَ ما فِى الْأَرْضِ ... »(1)

از جمله آياتى كه در حجة الوداع و پس از اتمام مراسم حج در مكه بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد، در مورد نجواىِ شيطانى اصحاب صحيفه آيه 7 و 10 سوره مجادله بود(2):

«اَ لَمْ تَرَ اَنَّ اللّه َ يَعْلَمُ ما فِى السَّماواتِ وَ ما فِى الاَرْضِ ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ اِلاّ هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ اِلاّ هُوَ سادِسُهُمْ وَ لا اَدْنى مِنْ ذلِكَ وَ لا اَكْثَرَ اِلاّ هُوَ مَعَهُمْ اَيْنَما كانُوا ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِما عَمِلُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ اِنَّ اللّه َ بِكُلِّ شَىْ ءٍ عَليمٌ» :

«آيا نمى بينى كه خداوند آنچه در آسمان ها و زمين است مى داند هيچ نجواى سه نفرى نمى شود مگر آنكه خدا چهارمى آنان است و هيچ نجواى پنج نفرى نمى شود مگر آنكه خدا ششمى آنان است و كمتر و بيشتر از اين عدد نجوايى اتفاق نمى افتد مگر آنها هر كجا باشند خدا همراه آنان است سپس روز قيامت آنان را به آنچه انجام داده اند خبر مى دهد خداوند به هر چيزى عالم است» .

ص: 61


1- . مجادله / 7. غدير در قرآن: ج 1 ص 250 - 253. واقعه قرآنى غدير: ص 52 ، 169.
2- . بحار الانوار: ج 17 ص 29 و ج 28 ص 85 و ج 37 ص 85 .

«إِنَّمَا النَّجْوى مِنَ الشَّيْطانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَيْسَ بِضارِّهِمْ شَيْئا إِلاَّ بِإِذْنِ اللّه وَ عَلَى اللّه فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ» :

«نجوى از شيطان است تا ايمان آورندگان را محزون نمايد و به آنان ضررى نمى رساند مگر با اجازه خداوند پس توكل كنندگان بر خدا توكل نمايند» .

موقعيت تاريخى

منافقين پس از شكست در توطئه قتل پيامبر صلى الله عليه و آله در كوه هَرشى آرام ننشستند. آنان بار ديگر مجلس سِرّى تشكيل دادند و اين بار براى از ميان برداشتن امام منصوب از طرف خدا و رسول، درباره نقشه قتل على عليه السلام به مشورت پرداختند كه بايد قبل از رسيدن به مدينه انجام مى شد.

براى آنكه فرار و گريز ماجراى قبل تكرار نشود، آنان معاهده نامه اى درباره قتل آن حضرت امضا كردند و آن را به ابوعبيده جراح به عنوان امين خود سپردند؛ و رفتند تا براى آماده كردن مقدمات اين نقشه دست به كار شوند.

جبرئيل اين خبر را به پيامبر صلى الله عليه و آله داد. حضرت فورا ابوعبيده را احضار كرد و آن صحيفه را از او طلب كرد. اين بار ابوعبيده نتوانست انكار كند، و فورا آن نوشته را به پيامبر صلى الله عليه و آله تحويل داد.

اينجا بود كه آيه 7 سوره مجادله بار ديگر درباره آنان مطرح شد: «ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ اِلاّ هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ اِلاّ هُوَ سادِسُهُمْ» : «هيچ نجواى سه نفرى نيست مگر آنكه خدا چهارمى آنان است، و هيچ نجواى پنج نفرى نيست مگر آنكه خدا ششمى آنان است» .

پيامبر صلى الله عليه و آله باز هم افشاگرى را صلاح ندانست و فقط به آنان فرمود: «اَكَفَرْتُمْ بَعْدَ اِسْلامِكُمْ» : «آيا بعد از اسلامتان كافر شديد» ؟(1)

ص: 62


1- . الصراط المستقيم: ج 1 ص 296. بحار الانوار: ج 28 ص 102.

39. آيه «أَ لَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلِينَ . ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الاْخِرِينَ . كَذلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ ... »

اشاره

39. آيه «أَ لَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلِينَ . ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الاْخِرِينَ . كَذلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ ... »(1)

يكى از آياتى كه در غدير به صراحت تفسير شده و پيامبر صلى الله عليه و آله متن آيه را جداگانه در خطبه بيان فرموده، آيات 16 - 19 سوره مرسلات است، كه در فرازى از بخش ششم خطبه غدير، پيامبر صلى الله عليه و آله مسئله غصب خلافت را با اين آيات به طور صريح مطرح فرمود.

سپس غاصبين را لعنت كردند و پس از اشاره به آيات 31 و 35 سوره الرحمن و آيه 179 سوره آل عمران و آيه 58 سوره اسراء، هشدار بعدى گول نخوردن از گرايش اكثريت بود.

پيامبر صلى الله عليه و آله ابتدا آيه 71 سوره صافات را قرائت كرد: «قَدْ ضَلَّ قَبْلَكُمْ اَكْثَرُ الاَوَّلينَ» ، و سپس هلاكت آنان در اثر مخالفت با انبياءشان را يادآور شد، و اينكه نسل هاى آينده نيز در اثر نگاه به اكثريت به هلاكت مى افتند. آنگاه آيات 16 تا 19 سوره مرسلات را تلاوت كرد كه مى فرمايد:

«اَلَمْ نُهْلِكِ الاَوَّلينَ. ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الاْخِرينَ. كَذلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمينَ. وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبينَ» :

«آيا ما پيشينيان را هلاك نكرديم. آيا در پى آنان گروه ديگرى را نفرستاديم. ما با مجرمان چنين مى كنيم. واى در آن روز بر تكذيب كنندگان» .

متن خطبه غدير

مَعاشِرَ النّاسِ، قَدْ ضَلَّ قَبْلَكُمْ اكْثَرُ الاوَّلينَ، وَ اللّه لَقَدْ اهْلَكَ الاوَّلينَ، وَ هُوَ مُهْلِكُ الاْخِرينَ. قالَ اللّه تَعالى: «أَ لَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلِينَ، ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الاْخِرِينَ، كَذلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ، وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ» :

ص: 63


1- . مرسلات / 16 - 19. غدير در قرآن: ج 2 ص 73 - 78. واقعه قرآنى غدير: ص 97. سخنرانى استثنائى غدير: ص 179 - 186.

اى مردم، قبل از شما اكثر پيشينيان هلاك شدند، و خداوند آنان را (به خاطر مخالفت با پيامبرانشان) هلاك نمود، و اوست كه آيندگان را هلاك خواهد كرد. خداى تعالى مى فرمايد: «آيا ما پيشينيان را هلاك نكرديم ؟ آيا در پى آنان گروه ديگرى را نفرستاديم ؟ ما با مجرمان چنين مى كنيم ! واى در آن روز بر تكذيب كنندگان».

40. آيه «أَمْ أَبْرَمُوا أَمْرا فَإِنَّا مُبْرِمُونَ»(1) = آيه «إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِى عَذابِ جَهَنَّمَ خالِدُونَ . لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ ... »

41. آيه «أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطَ ... »

اشاره

41. آيه «أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطَ ... »(2)

از جمله آياتى كه پس از غدير و در راه بازگشت به مدينه در ماجراى توطئه ترور پيامبر صلى الله عليه و آله توسط منافقين در غدير نازل شد، و توطئه اشان خنثى شد و پيامبر صلى الله عليه و آله همه را براى حذيفه معرفى فرمود، اين آيات است:

«أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطَ كانُوا هُودا أَوْ نَصارى قُلْ أَنْتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللّه وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شَهادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللّه وَ مَا اللّه بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ» :

«يا مى گوييد ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و نوادگانِ او يهودى يا نصرانى بوده اند بگو شما آگاه تريد يا خداوند و چه كسى ظالم تر است از كسى كه شهادتى از خداوند نزد او كتمان شود خداوند از آنچه انجام مى دهيد غافل نيست» .

«نُمَتِّعُهُمْ قَلِيلاً ثُمَّ نَضْطَرُّهُمْ إِلى عَذابٍ غَلِيظٍ»(3):

«آنان را زمان اندكى از نعمت ها برخوردار مى سازيم و سپس به عذاب غليظى دچار مى نماييم» .

ص: 64


1- . زخرف / 79.
2- . بقره / 140. غدير در قرآن: ج 2 ص 405 - 412. واقعه قرآنى غدير: ص 161 - 166. اسرار غدير: ص 76. سخنرانى استثنائى غدير: ص 29. اولين ميراث مكتوب درباره غدير: ص 31.
3- . لقمان / 24.

«إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ»(1):

«پروردگار تو در كمين است» .

موقعيت تاريخى

برنامه سه روزه غدير پايان يافته و غروب بيستم ذى الحجه كاروان پيامبر صلى الله عليه و آله از غدير خم راهى مدينه شده است. گروه چهارده نفرى از منافقين نقشه قتل پيامبر صلى الله عليه و آله را براى اجراى آن در عقبه هَرشى در پيش دارند.

قبل از رسيدن قافله به كوه هَرشى، 14 نفر خود را به قُلّه رساندند و در دو سوى آن كمين كردند. با رسيدن شتر پيامبر صلى الله عليه و آله - كه پيشاپيش قافله در حركت بود و حذيفه و عمار راهنماى آن بودند - منافقين حمله كردند و پس از درگيرى هاى مفصل، منافقين فرارى شدند.

حذيفه از پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيد: اين افراد كيانند ؟ حضرت فرمود: منافقين در دنيا و آخرت. حذيفه پيشنهاد كرد عده اى را سراغشان بفرستد تا آنان را به قتل برسانند. حضرت فرمود: خدا به من دستور داده از آنان اعراض كنم.

سپس علت اين سرپوشى و افشا نكردن را چنين بيان فرمود: دوست ندارم مردم درباره من بگويند:

او عده اى از قوم و اصحابش را به دين خود دعوت كرد و آنان پذيرفتند. سپس با كمك آنان جنگيد تا هنگامى كه بر دشمنش پيروز شد، و آنگاه رو در رويشان قرار گرفت و آنان را به قتل رسانيد.

آنگاه با اشاره به آيه 14 سوره فجر «اِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرصادِ» فرمود: «اى حذيفه، اينان را به حال خود واگذار كه خدا در كمينشان است» .

ص: 65


1- . فجر / 14.

سپس با اشاره به آيه 24 سوره لقمان «نُمَتِّعُهُمْ قَليلاً ثُمَّ نَضْطَرُّهُمْ اِلى عَذابٍ غَليظٍ»فرمود: «خدا به آنان مهلت مى دهد و سپس به عذاب شديد دچار مى نمايد» ... .(1)

در واقع حضرت با اشاره به دو آيه به او فهماند كه فعلاً مأمور به صبر هستم؛ و اين دو آيه چنين است:

يكى «إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ» است، ولى در كلام حضرت به اين صورت اقتباس شده آمده است: «انَّ اللّه لَهُمْ بِالْمِرْصادِ» .

آيه دوم در سوره لقمان است، كه در كلام حضرت از صيغه متكلم به غايب تغيير يافته و به جاى «نُمَتِّعهُم» كلمه «سَيُمْهِلُهُمُ» به كار رفته؛ و حضرت فرموده است:وَ سَيُمْهِلُهُمْ قَليلاً ثُمَّ يَضْطَرُّهُمْ الى عَذابٍ غَليظٍ.

پس از ترور نافرجام پيامبر صلى الله عليه و آله توسط منافقين در عقبه هَرشى، كاروان به منزل بعدى رسيد و نماز صبح را به پا داشتند. روز بعد كه قافله براى استراحت توقف كرد بار ديگر آن گروه با يكديگر به نجوى پرداختند در حالى كه حضرت همه را از سخن سرى گفتن منع كرده بود.

با اينكه حضرت در طول سه روزه مراسم غدير تمام حركات منافقين را تحمل مى كرد تا آسيبى به برنامه اعلام ولايت و بيعت وارد نشود، ولى بعد از حركت از غدير به قدرى ارتباطات توطئه آميز آنان شدت يافت كه احساس خطرى علنى و فتنه اى مخرب مشهود بود. لذا حضرت دستور دادند تا منادى ندا كند: لا تَجْتَمِعْ ثَلاثَةُ نَفَرٍ مِنَ النّاسِ يَتَناجُونَ فيما بَيْنَهُمْ بِسِرٍّ: هيچ سه نفرى حق ندارند بر سر سخنان سِرّى با هم اجتماع كنند !

ص: 66


1- . بحار الانوار: ج 7 ص 209 و ج 28 ص 97 ، 99 ، 100 ، 101 ، 111 و ج 31 ص 632 ، 635 ، و ج 37 ص 115، 116، 135. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 165، 166، 304. تفسير القمى: ص 159. ارشاد القلوب: ج 2 ص 112 135. اقبال الاعمال: ص 458. مثالب النواصب ابن شهرآشوب، نسخه خطى : ص 93، 96. اثبات الهداة: ج 3 ص 553 . درباره نقشه قتل حضرت در تبوك: بحار الانوار: ج 21 ص 185 - 252.

هنگام حركت پيامبر صلى الله عليه و آله آنان را فراخواند و مورد مؤاخذه قرار داد و پرسيد: در چه باره اى نجوى مى كرديد ؟ گفتند: ما اصلاً سخن سرّى نداشته ايم ! ! پيامبر صلى الله عليه و آله با تضمين بخش دوم آيه 140 از سوره بقره در كلام خود و فقط با حذف همزه استفهام قبل از كلمه «أَ أَنْتُمْ» پاسخ آنان را داد و فرمود:

«أَنْتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللّه وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شَهادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللّه وَ مَا اللّه بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ» : «آيا شما آگاه تريد يا خدا چه كسى ظالم تر است از كسى كه شهادتى نزد خود را از خدا كتمان مى كند و خداوند از آنچه شما انجام مى دهيد غافل نيست» .

منظور حضرت دقيقا جلوگيرى از بروز آشوب و درگيرى بود كه ضربه به غدير مى زد. اين امرِ حضرت توطئه هاى مهمى را خنثى كرد و اجتماعات فتنه آميز لغو شد، و تا ورود به مدينه دشمنان ولايت نتوانستند تماس اساسى با يكديگر داشته باشند، جز چند مورد كه در يكى از آنها ابوبكر و عمر و سالم نجوى مى كردند.

42. آيه «أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ أَنْ يَسْبِقُونا ساءَ ما يَحْكُمُونَ»(1) = آيه «أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ ... »

43. آيه «أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَ نَجْواهُمْ بَلى وَ رُسُلُنا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ»(2) = آيه «إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِى عَذابِ جَهَنَّمَ خالِدُونَ . لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ ... »

44. آيه «اَمْ يَقُولُونَ افْتَريهُ . قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللّه ِ اِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ»(3) = آيه «فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا ... »

ص: 67


1- . عنكبوت / 4.
2- . زخرف / 80 .
3- . هود عليه السلام / 13.

45. آيه «اِنَّ اَكْرَمُكُمْ عِنْدَ اللّه ِ اَتْقيكُمْ»

45. آيه «اِنَّ اَكْرَمُكُمْ عِنْدَ اللّه ِ اَتْقيكُمْ»(1)

نكته اساسى در خطابه غدير كه دست دشمنان را به كلى بسته است تعيين خط امامت تا روز قيامت و انحصار آن در دوازده امام از نسل پيامبر صلى الله عليه و آله است. در برابر چنين اقدام دقيقى كه خدا و رسول فرموده اند، يكى از ترفندهايى كه در صحيفه ملعونه دوم - كه پس از غدير در مدينه و در خانه ابوبكر توسط رؤساى منافقين نوشته شد و به امضاى 34 نفر رسيد - به كار گرفته شد استفاده از اين آيه از قرآن به عنوان دليل غصب خلافت بود:

«اِنَّ اَكْرَمُكُمْ عِنْدَ اللّه ِ اَتْقيكُمْ» :

«همانا با كرامت ترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست» !

46. آيه «اِنّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئينَ»(2) = آيه «فَوَرَبِّكَ لَنَسألَنَّهُم اَجْمَعينَ ... »

47. آيه «اِنَّ الَّذينَ آمَنوا ثُمَّ كَفَروا ثُمَّ آمَنوا ثُمَّ كَفَروا ثُمَّ ازدادوا كُفرا لَن تُقْبَل ... »

47. آيه «اِنَّ الَّذينَ آمَنوا ثُمَّ كَفَروا ثُمَّ آمَنوا ثُمَّ كَفَروا ثُمَّ ازدادوا كُفرا لَن تُقْبَل ... »(3)

يكى از شاخص هاى زندگى معصومين عليهم السلام تبليغ غدير به شكل هاى مختلف است. از جمله تبليغ غدير با آيه «ازدادوا كفرا» درباره غاصبين حق غدير است كه ذيلاً به بيان آن مى پردازيم:

امام صادق عليه السلام درباره آيه «اِنَّ الَّذينَ آمَنوا ثُمَّ كَفَروا ثُمَّ آمَنوا ثُمَّ كَفَروا ثُمَّ ازدادوا كُفرا ... » : «كسانى كه ايمان آوردند و سپس كافر شدند بعد از آن ايمان آوردند و دوباره كافر شدند و سپس بر كفر خود افزودند ... » ، آن را به اولين غاصبين حق غدير تفسير كرده چنين فرمود:

ص: 68


1- . حجرات / 13. واقعه قرآنى غدير: ص 193. ژرفاى غدير: ص 176. غدير در قرآن: ج 2 ص 125.
2- . حجر / 95.
3- . نساء / 137. تبليغ غدير در سيره معصومين عليهم السلام: ص 64 ، 65 . اسرار غدير: 277. چهارده قرن با غدير: ص 72.

اين آيه درباره ابوبكر و عمر و عثمان است. اينان ابتدا (در ظاهر) به دين پيامبر صلى الله عليه و آله گرويدند، ولى آنگاه كه ولايت بر آنان عرضه شد و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: مَن كُنتُ مَولاهُ فَعَلِىٌّ مَولاهُ، كافر شدند. سپس به ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام (در ظاهر) اقرار كردند، ولى آنگاه كه پيامبر صلى الله عليه و آله از دنيا رفت كافر شدند و بر بيعت خود ثابت نماندند. سپس كفر خود را بالاتر بردند و از آنان كه با على عليه السلام بيعت كرده بودند براى خود بيعت گرفتند ! ! اينان كسانى اند كه از ايمان براى آنان هيچ نمانده است.(1)

48. آيه «اِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ اُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»

48. آيه «اِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ اُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»(2)

پس از انجام اعمال حج در سفر حجة الوداع، پيامبر صلى الله عليه و آله از هر فرصتى براى آماده سازى مردم نسبت به اعلان ولايت استفاده مى كرد. آن حضرت كنار كعبه ايستاده بود و جابر بن عبداللّه انصارى هم كنار حضرت بود. در اين حال على عليه السلام به طرف حضرت آمد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: برادرم نزد شما آمد. آنگاه توجهى به كعبه كرد و با دست بر آن زد و فرمود:

«قسم به آنكه جانم به دست اوست، اين (على) و شيعيانش روز قيامت رستگارانند. او اوّلِ شما در ايمان به من است، و وفادارترين شما به عهد خدا و قيام كننده ترين شما به امر خدا و عادل ترين شما بين مردم و قسمت كننده به تساوى و بلند مرتبه ترين شما نزد خداست.

اينجا بود كه سايه سنگين وحى بر كعبه افتاد و آيه 7 سوره بيّنه نازل شد: «اِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ اُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ» : «كسانى كه ايمان آورده و عمل صالح انجام داده اند بهترين مردم هستند» . پيامبر صلى الله عليه و آله در حضور اصحاب فورا آيه را تفسير كرد و با اشاره به اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: خَيرُ البَريَّة آمد.(3)

ص: 69


1- . اثبات الهداة: ج 2 ص 7 ح 18.
2- . بيّنه / 7. واقعه قرآنى غدير: ص 18.
3- . امالى الطوسى: ص 251. بحار الانوار: ج 38 ص 5 ، 9 و ج 65 ص 133. تاريخ مدينة دمشق: ج 42 ص 371. بشارة المصطفى صلى الله عليه و آله: ص 91، 192. تفسير فرات: ص 585 .

49. آيه «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا ... »(1) = آيه «فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا ... »

50. آيه «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ»(2) = آيه «الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِى سَبِيلِ اللّه بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللّه ... »

51. آيه «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَخْبَتُوا إِلى رَبِّهِمْ أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيها خالِدُونَ»(3) = آيه «فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ ... »

52. آيه «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمانِهِمْ ... »(4) = آيه «الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِى سَبِيلِ اللّه بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللّه ... »

53. آيه «اِنَّ الَّذينَ ارْتَدّوا عَلى اَدْبارِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدى ... »(5) = آيه «فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِى الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ ... »

54. آيه «إِنَّ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ اسْتَكْبَرُوا عَنْها لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ السَّماءِ وَ لا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ ... »(6) = آيه «قالَ ادْخُلُوا فِى أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الاْءِنْسِ فِى النَّارِ ... »

ص: 70


1- . مريم / 96، 97.
2- . لقمان / 8 .
3- . هود عليه السلام / 23.
4- . يونس عليه السلام / 21.
5- . محمد صلى الله عليه و آله / 24، 25.
6- . اعراف / 40.

55. آيه «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ ماتُوا وَ هُمْ كُفَّارٌ . أُولئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللّه ... »

اشاره

55. آيه «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ ماتُوا وَ هُمْ كُفَّارٌ . أُولئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللّه ... »(1)

يكى از مواردى كه پيامبر صلى الله عليه و آله به آنها اشاره دارد آيه لعنتِ كافران است:

«إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ ماتُوا وَ هُمْ كُفَّارٌ أُولئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللّه وَ الْمَلائِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ» :

«كسانى كه كافر شدند و با كفرشان از دنيا رفتند لعنت خدا و ملائكه و همه مردم بر آنان باد» .

متن خطبه غدير

پيامبر صلى الله عليه و آله در خطبه غدير، در مورد دوست و دشمن اهل بيت عليهم السلام در قرآن مى فرمايد:

مَعاشِرَ النّاسِ، عَدُوُّنا مَنْ ذَمَّهُ اللّه وَ لَعَنَهُ، وَ وَلِيُّنا كُلُّ مَنْ مَدَحَهُ اللّه وَ احَبَّهُ:

اى مردم، دشمن ما كسى است كه خداوند او را مورد مذمت و لعن قرار داده، و دوست ما هر كسى است كه خداوند او را مدح نموده و دوست بدارد.

56. آيه «إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللّه يَدُ اللّه فَوْقَ أَيْدِيهِمْ ... »

اشاره

56. آيه «إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللّه يَدُ اللّه فَوْقَ أَيْدِيهِمْ ... »(2)

در اواخر خطبه غدير، مردم با مسئله جديدى رو به رو شدند؛ و آن مطرح شدن بيعت و پيش بينى آن براى بعد از خطابه بود.

از آنجا كه پس از منبر همه بايد براى بيعت مى آمدند، لذا پيامبر صلى الله عليه و آله بار ديگر آيه 10 سوره فتح: «اِنَّ الَّذينَ يُبايِعُونَكَ اِنَّما يُبايِعُونَ اللّه َ» ، و آيه 28 سوره زخرف: «وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فى عَقِبِهِ» را با اشاره به جزئيات اين بيعت تكرار كرده، آن را از يك سو بيعت با خدا دانسته و از سوى ديگر بيعت با همه امامان دانست، و امامت آنان را در دنيا و آخرت مطرح كرد. سپس ثمره اين بيعت را به نفع خود مردم اعلام فرمود.

ص: 71


1- . بقره / 161. غدير در قرآن: ج 2 ص 27.
2- . فتح / 10. غدير در قرآن: ج 2 ص 210 - 220. واقعه قرآنى غدير: ص 104، 107. سخنرانى استثنائى غدير: ص 219 - 222، 233 - 242.

در اين فراز پيامبر صلى الله عليه و آله در كوتاه ترين جملات عمق بيعت غدير را با استناد به قرآن معنى كرد. ابتدا نوع بيعت را تعيين كردند كه اول با من به عنوان بيعت با على عليه السلام و اقرار به مقامش دست خواهيد داد و سپس با خود او بيعت خواهيد كرد.

سپس نقطه تمايز اين بيعت را خاطر نشان كرد و فرمود: «من با خدا بيعت كرده ام و على با من بيعت كرده است، و من از جانب خدا براى او از شما بيعت مى گيرم» . آنگاه حضرت به آيه 10 سوره فتح استناد كرده آن را قرائت كرد:

«إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللّه يَدُ اللّه فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوْفى بِما عاهَدَ عَلَيْهُ اللّه فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرا عَظِيما»:

«كسانى كه با تو بيعت مى كنند در واقع با خدا بيعت مى كنند دست خداوند بر روى دست آنان است پس هر كس بيعت را بشكند اين شكستن بر ضرر خود اوست و هر كس به آنچه با خدا عهد بسته وفادار باشد خداوند به او اجر عظيمى عنايت خواهد كرد» .

متن خطبه غدير

الا وَ انّى عِنْدَ انْقِضاءِ خُطْبَتى ادْعُوكُمْ الى مُصافَقَتى عَلى بَيْعَتِهِ وَ اْلاِقْرارِ بِهِ، ثُمَّ مُصافَقَتِهِ بَعْدى. الا وَ انّى قَدْ بايَعْتُ اللّه وَ عَلِىٌّ قَدْ بايَعَنى، وَ انَا آخِذُكُمْ بِالْبَيْعَةِ لَهُ عَنِ اللّه عَزَّ وَجَلَّ: «إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللّه يَدُ اللّه فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوْفى بِما عاهَدَ عَلَيْهُ اللّه فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرا عَظِيما» .

... مَعاشِرَ النّاسِ، ما تَقُولُونَ ؟ فَإِنَّ اللّه يَعْلَمُ كُلَّ صَوْتٍ وَ خافِيَةَ كُلِّ نَفْسٍ ... ، وَ مَنْ بايَعَ فَإِنَّما يُبايِعُ اللّه، «يَدُ اللّه فَوْقَ أَيْدِيهِمْ» .

مَعاشِرَ النّاسِ، فَبايِعُوا اللّه وَ بايِعُونى وَ بايِعُوا عَلِيّا اميرَالْمُؤْمِنينَ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ وَ الائِمَّةَ مِنْهُمْ فِى الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ كَلِمَةً باقِيَةً؛ يُهْلِكُ اللّه مَنْ غَدَرَ وَ يَرْحَمُ مَنْ وَفى. «فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوْفى بِما عاهَدَ عَلَيْهُ اللّه فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرا عَظِيما» :

ص: 72

بدانيد كه من پس از پايان خطابه ام شما را به دست دادن با من به عنوان بيعت با او و اقرار به او، و بعد از من به دست دادن با خود او فرا مى خوانم. بدانيد كه من با خدا بيعت كرده ام و على با من بيعت كرده است، و من از جانب خداوند براى او از شما بيعت مى گيرم. (خداوند مى فرمايد:)(1) «كسانى كه با تو بيعت مى كنند در واقع با خدا بيعت مى كنند دست خداوند بر روى دست آنان است پس هر كس بيعت را بشكند اين شكستن بر ضرر خود اوست و هر كس به آنچه با خدا عهد بسته وفادار باشد خداوند به او اجر عظيمى عنايت خواهد كرد» .

اى مردم چه مى گوييد ؟ خداوند هر صدايى و پنهانى هاى هر كسى را مى داند ... ، و هر كس بيعت كند در حقيقت با خدا بيعت مى نمايد، در اين بيعت دست خدا بالاى دست بيعت كنندگان است.

اى مردم، با خدا بيعت كنيد و با من بيعت نماييد و با على اميرالمؤمنين و حسن و حسين و امامان از نسل آنان در دنيا و آخرت به عنوان امامتى كه در نسل ايشان باقى است بيعت كنيد. خداوند بيعت شكنان را هلاك مى نمايد و وفاداران را مورد رحمت قرار مى دهد. «هر كس بيعت را بشكند به ضرر خويش شكسته است و هر كس وفا كند به آنچه با خدا عهد بسته خداوند به او اجر عظيمى عنايت مى فرمايد» .

57. آيه «إِنَّ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبِيرٌ»

اشاره

57. آيه «إِنَّ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبِيرٌ»(2)

آياتى كه در خطابه غدير به صورت اقتباس و تضمين آمده 6 آيه است، كه يكى از آنها آيه 12 سوره ملك، در شأن پذيرندگان ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام و مقامات و شئون آنان است:

ص: 73


1- . داخل پرانتز به خاطر برگشت كلام از مخاطب به غايب، و تغيير مخاطب از مردم به پيامبر صلى الله عليه و آله اضافه شده است.
2- . ملك / 12. غدير در قرآن: ج 2 ص 348 - 351. واقعه قرآنى غدير: ص 101. سخنرانى استثنائى غدير: ص 201 - 212.

«إِنَّ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبِيرٌ» :

«كسانى كه از پروردگارشان مى ترسند (بدون آنكه او را ببينند) به خاطر ايمانى كه به غيب دارند براى آنان مغفرت و اجر بزرگ است» .

متن خطبه غدير

الا انَّ اوْلِيائَهُمُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبِيرٌ. مَعاشِرَ النّاسِ، شَتّانَ ما بَيْنَ السَّعيرِ وَ الاجْرِ الْكَبيرِ:

بدانيد كه اولياء و دوستان آنان (امامان معصوم عليهم السلام) كسانى هستند كه از پروردگارشان مى ترسند (بدون آنكه او را ببينند) به خاطر ايمانى كه به غيب دارند. براى آنان مغفرت و اجر بزرگ است. اى مردم، چقدر فاصله است بين شعله هاى آتش و اجر بزرگ ! !

58. آيه «إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ ... »

اشاره

58. آيه «إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ ... »(1)

يكى از مواردى كه پيامبر صلى الله عليه و آله به آنها اشاره دارد آيه لعنتِ كتمان كنندگان است:

«إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِى الْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللّه وَ يَلْعَنُهُمُ اللاّعِنُونَ» :

«كسانى كه كتمان مى كنند آنچه از دليل هاى محكم و هدايت نازل كرديم بعد از آنكه آنها را براى مردم در قرآن تبيين نموديم اينان كسانى اند كه خدا آنان را لعنت مى كند و لعنت كنندگان لعنتشان مى نمايند» .

و ما خوب مى دانيم كه اهل سقيفه و اتباعشان چگونه در كتمان معارف قرآن و به خصوص موارد مربوط به ولايت و امامت و مناقب اهل بيت عليهم السلام تلاش كردند.

ص: 74


1- . بقره / 159. غدير در قرآن: ج 2 ص 27.
متن خطبه غدير

پيامبر صلى الله عليه و آله در مورد دوست و دشمن اهل بيت عليهم السلام در قرآن، در خطبه غدير مى فرمايد:

مَعاشِرَ النّاسِ، عَدُوُّنا مَن ذَمَّهُ اللّه وَ لَعَنَهُ، وَ وَليُّنا كُلُّ مَن مَدَحَهُ اللّه وَ أحَبَّهُ:

اى مردم، دشمن ما كسى است كه خداوند او را مورد مذمت و لعن قرار داده، و دوست ما هر كسى است كه خداوند او را مدح نموده و دوست بدارد.

59. آيه «اِنَّ الَّذينَ يَكْفُرُونَ بِاللّه ِ وَ رُسُلِهِ وَ يُريدُونَ اَنْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللّه ِ وَ رُسُلِهِ ... »(1) = آيه «فَإِذا نَزَلَ بِساحَتِهِمْ فَساءَ صَباحُ الْمُنْذَرِينَ»

60. آيه «إِنَّ اللّه رَبِّى وَ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ»(2) = آيه «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... »

61. آيه «اِنّا لَنَعْلَمُ اَنَّ مِنْكُمْ مُكَذِّبينَ»(3) = آيه «تَنْزيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمينَ. وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الاَقاويلِ»

62. آيه «اِنْ اَنَا اِلاّ نَذيرٌ وَ بَشيرٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ»(4) = آيه «قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِى نَفْعا وَ لا ضَرّا إِلاّ ما شاءَ اللّه وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ ... »

63. آيه «إِنَّا نَحْنُ نُحْىِ الْمَوْتى وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ كُلَّ شَىْ ءٍ ... »

اشاره

63. آيه «إِنَّا نَحْنُ نُحْىِ الْمَوْتى وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ كُلَّ شَىْ ءٍ ... »(5)

يكى از 18 آيه اى كه در غدير به صراحت تفسير شده و پيامبر صلى الله عليه و آله متن آيه را جداگانه در خطبه بيان فرموده و قبل يا بعد از آن به تفسيرش پرداخته، آيه 12 سوره يس است:

ص: 75


1- . نساء / 150.
2- . آل عمران / 51 .
3- . حاقّه / 49.
4- . اعراف / 188.
5- . يس / 12. غدير در قرآن: ج 2 ص 49، 50 . سخنرانى استثنائى غدير: ص 157 - 170. واقعه قرآنى غدير: ص 85 .

«إِنَّا نَحْنُ نُحْىِ الْمَوْتى وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ كُلَّ شَىْ ءٍ أَحْصَيْناهُ فِى إِمامٍ مُبِينٍ» :

«ما مردگان را زنده مى كنيم و آنچه پيش فرستاده اند و بر جاى گذاشته اند را مى نويسيم و هر چيزى را در امام مبين جمع كرده ايم» .

پيامبر صلى الله عليه و آله در فرازى از بخش سوم خطبه غدير كه سخن از علم امامان به ميان آمد، با اشاره به آيه 12 سوره يس درياى بيكران علم مقام عصمت را ترسيم كرد، كه خدا هر علمى را به آنان داده است؛ و اين به معناى احاطه مقام ختم نبوت به تمام علوم است.

پيرو آن انتقال علم به جانشينان آن حضرت بيان گرديد، و على بن ابى طالب عليه السلام امام مُبين شد كه خداوند در سوره يس مى فرمايد: «وَ كُلَّ شَىْ ءٍ اَحْصَيْناهُ فى اِمامٍ مُبينٍ» ، و احاطه مقام امامت به همه دانستنى ها را به مردم مى فهماند:

متن خطبه غدير

مَعاشِرَ النّاسِ، فَضِّلُوهُ. ما مِنْ عِلْمٍ اِلاّ وَ قَدْ اَحْصاهُ اللّه ُ فِىَّ، وَ كُلُّ عِلْمٍ عُلِّمْتُ فَقَدْ اَحْصَيْتُهُ فى اِمامِ الْمُتَّقينَ، وَ ما مِنْ عِلْمٍ اِلاّ وَ قَدْ عَلَّمْتُهُ عَلِيّا، وَ هُوَ الاِمامُ الْمُبينُ الَّذى ذَكَرَهُ اللّه ُ فى سُورَةِ يس : «و كُلَّ شَىْ ءٍ اَحْصَيْناهُ فى اِمامٍ مُبينٍ» :

اى مردم، على را فضيلت دهيد. هيچ علمى نيست مگر آنكه خداوند آن را در من جمع كرده است و هر علمى را كه آموخته ام در امام المتقين جمع نموده ام، و هيچ علمى نيست مگر آنكه آن را به على آموخته ام. اوست امامِ مُبين كه خداوند در سوره يس ذكر كرده است: «وَ كُلَّ شَيْى ءٍ اَحْصَيْناهُ فى اِمامٍ مُبينٍ» : «و هر چيزى را در امام مبين جمع كرديم» .

64. آيه «اِنْ تَتُوبا اِلَى اللّه ِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما وَ اِنْ تَظاهَرا ... »(1) = آيه «وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِىُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِيثا ... »

ص: 76


1- . تحريم / 4.

65. آيه «أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِى جَنْبِ اللّه وَ إِنْ كُنْتُ ... »

اشاره

65. آيه «أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِى جَنْبِ اللّه وَ إِنْ كُنْتُ ... »(1)

پيامبر صلى الله عليه و آله در فرازى از بخش سوم خطبه غدير و پس از معرفى على بن ابى طالب عليه السلام به عنوان دوم شخص عالم وجود بود، براى آنكه با تشويق انگيزه بيشترى در مردم ايجاد كند آنان را از روز حسرت بر حذر داشت. اين هشدار را با معرفى مقام بلند على عليه السلام به عنوان «جنب اللّه» بر زبان آورد و آيه 56 سوره زمر را درباره آن قرائت كرد:

«اَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتا عَلى ما فَرَّطْتُ فى جَنْبِ اللّه ِ وَ إِنْ كُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ» :

«اينكه نفسى بگويد اى حسرت بر آنچه درباره جنب خدا تفريط و كوتاهى كردم اگر چه از مسخره كنندگان بودم» .

اين آيه از چهار بُعد قابل بررسى است:

متن خطبه غدير

مَعاشِرَ النّاسِ، انَّهُ جَنْبُ اللّه الَّذى ذَكَرَ فى كِتابِهِ الْعَزيزِ، فَقالَ تَعالى مُخْبرا عَمَّنْ يُخالِفُهُ: «أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِى جَنْبِ اللّه» :

اى مردم، على جنب اللّه است كه خدا در كتاب عزيزش ذكر كرده و درباره كسى كه با او مخالفت كند فرموده: «حسرت بر آنچه درباره جنب خدا تفريط و كوتاهى كردم» .

66. آيه «اِنْ تَكْفُرُوا اَنْتُمْ وَ مَنْ فِى الاَرْضِ جَميعا فَاِنَّ اللّه َ لَغَنِىٌّ حَميدٌ»(2) = آيه «وَ قالَ مُوسى إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِى الْأَرْضِ جَمِيعا فَإِنَّ اللّه لَغَنِىٌّ حَمِيدٌ»

67. آيه «اَنْتُمْ اَعْلَمُ اَمِ اللّه ُ . وَ مَنْ اَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شَهادَةً ... »(3) = آيه «أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطَ كانُوا هُودا ... »

ص: 77


1- . زمر / 56 . غدير در قرآن: ج 2 ص 53 - 55 . سخنرانى استثنائى غدير: ص 157 - 170.
2- . ابراهيم عليه السلام / 8 .
3- . بقره / 140.

68. آيه «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ ... »

اشاره

68. آيه «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ ... »(1)

پيامبر صلى الله عليه و آله در فرازى از بخش چهارم خطبه غدير و پس از بيان حديث غدير و نزول آيه اكمال، براى اينكه ثابت كند دينى جز با ولايت على عليه السلام پذيرفته نيست.

همچنين دو آيه ديگر از قرآن را شاهد گرفت: يكى آيه 19 سوره آل عمران و ديگرى آيه 85 سوره آل عمران:

«إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيا بَيْنَهُمْ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِآياتِ اللّه فَإِنَّ اللّه سَرِيعُ الْحِسابِ » .

«دين نزد خداوند اسلام است، و كسانى كه كتاب به آنان داده شده اختلاف نكردند مگر بعد از آنكه علم برايشان آمد و آنان از روى برترى جويى اختلاف كردند، و هر كس به آيات خدا كفر ورزد خداوند سريع الحساب است» .

«وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الاْءِسْلامِ دِينا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِى الاْخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ»(2):

«هر كس دينى غير از اسلام طلب كند هرگز از او قبول نمى شود و در آخرت از زيانكاران است» .

انضمام اين دو آيه به آيه اكمال بدان معنى بود كه دين فقط اسلام است و غير اسلام مورد قبول خدا نيست، و آن دينى كه خدا به نام اسلام پذيرفته، آن است كه غدير و ولايت در آن است و جانشينان پيامبرش تا روز قيامت دوازده امام عليهم السلام هستند.

اينجا بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله نفس راحتى كشيد و خطاب به خداوند عرضه داشت: خدايا تو را شاهد مى گيرم كه من ابلاغ نمودم.

ص: 78


1- . آل عمران / 19. غدير در قرآن: ج 2 ص 147 - 159. واقعه قرآنى غدير: ص 89 . سخنرانى استثنائى غدير: ص 171 - 178. اسرار غدير: ص 201.
2- . آل عمران / 85 .
متن خطبه غدير

اللّهمَّ انَّكَ انْزَلْتَ الاْيَةَ فى عَلِىٍّ وَلِيِّكَ عِنْدَ تَبْيينِ ذلِكَ وَ نَصْبِكَ ايّاهُ لِهذَا الْيَوْمِ: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَ دِينا»(1)، وَ قُلْتَ: «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ» ، وَ قُلْتَ: «وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الاْءِسْلامِ دِينا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِى الاْخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ» . اللّهُمَّ اِنّى اُشْهِدُكَ اَنّى قَدْ بَلَّغْتُ.

اللّهمَّ انَّكَ انْزَلْتَ عَلَىَّ انَّ الامامَةَ لِعَلِىٍّ، وَ انَّكَ عِنْدَ بَيانى ذلِكَ وَ نَصْبى ايّاهُ - لِما اكْمَلْتَ لَهُمْ دينَهُمْ وَ اتْمَمْتَ عَلَيْهِمْ نِعْمَتَكَ وَ رَضِيتَ لَهُمُ الْاسْلامَ دينا - قُلْتَ: «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ» وَ قُلْتَ: «وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الاْءِسْلامِ دِينا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِى الاْخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ» :

پروردگارا، تو هنگام روشن شدن اين مطلب و منصوب نمودن على در اين روز (يعنى روز غدير) اين آيه را درباره او نازل كردى: «امروز دين شما را برايتان كامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام كردم و اسلام را به عنوان دين شما راضى شدم» ، و فرمودى: «هر كس دينى غير از اسلام انتخاب كند هرگز از او قبول نخواهد شد و او در آخرت از زيانكاران خواهد بود» . پروردگارا، تو را شاهد مى گيرم كه من ابلاغ نمودم.

خدايا، تو بر من اين مطلب را نازل فرمودى كه امامت براى على است. و هنگامى كه اين مطلب را بيان كردم و او را منصوب نمودم، آنگاه كه دين آنان را كامل نمودى و نعمت خود را بر آنان تمام كردى و اسلام را به عنوان دين آنان راضى شدى، فرمودى: «دين نزد خدا فقط اسلام است» و فرمودى: «هر كس دينى غير از اسلام طلب كند هرگز از او قبول نمى شود و در آخرت از زيانكاران است» .

ص: 79


1- . مائده / 3.

69. آيه «اِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرصادِ»(1)

در فرازى از بخش ششم خطبه غدير، پيامبر صلى الله عليه و آله لازم ديد كه مردم بدانند در معرض خطراتى عظيم قرار دارند كه در چند جهت جلوه گر خواهد شد:

يكى خطر غرور مسلمانى و منت گذاشتن مسلمانان بر خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله براى پذيرش دين بود كه گوشزد كرد. ديگرى بازگشت از اسلام و ديگرى احساس غرور از مسلمانى و سومى امامان ضلالت.

پيامبر صلى الله عليه و آله براى هشدار از اين خصلت شيطانى چهار آيه قرآن را ادغام كرد:

«يَمُنّونَ عَلَيْكَ اَنْ اَسْلَمُوا قُلْ لاتَمُنُّوا عَلَىَّ اِسْلامَكُمْ بَلِ اللّه ُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ اَنْ هَداكُمْ لِلايمانِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ»(2):

«بر تومنت مى گذارند كه اسلام آورده اند بگو با اسلام آوردن خورد بر من منت مگذاريد بلكه خداوند با هدايت شما به ايمان بر شما منت دارد اگر راست مى گوييد» .

«ذلِكَ بِاَنَّهُمُ اتَّبَعُوا ما اَسْخَطَ اللّه ُ وَ كَرِهُوا رِضْوانَهُ فَاَحْبَطَ اَعْمالَهُمْ»(3):

«و اين به آن خاطر است كه از آنچه خداوند را به خشم مى آورد پيروى كرده اند و رضايت او را خوش ندارند خداوند هم اعمال آنان را فرو مى ريزد» .

«يُرْسِلُ عَلَيْكُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنْتَصِرانِ»(4):

«شعله هايى از آتش بى دود و دودهاى متراكم بر شما فرستاده مى شود و نمى توانيد از كسى يارى بطلبيد» .

ص: 80


1- . فجر / 14. سخنرانى استثنائى غدير: ص 179 - 186. واقعه قرآنى غدير: ص 95.
2- . حجرات / 17.
3- . محمد صلى الله عليه و آله / 28.
4- . الرحمن / 35.

«فَصَبَّ عَلَيهِم رَبُّكَ سَوطَ عَذابٍ. اِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرصادِ»(1):

« (خداوند) تازيانه عذاب را بر آنان فرو ريخت. بر سر آنها همانا پروردگار تو در كمينگاه است» .

متن خطبه غدير

مَعاشِرَ النّاسِ، لا تَمُنُّوا عَلَىَّ بِاِسْلامِكُمْ، بَلْ لا تَمُنُّوا عَلَى اللّه ِ فَيُحْبِطَ عَمَلَكُمْ وَ يَسْخَطَ عَلَيْكُمْ وَ يَبْتَلِيَكُمْ بِشُواظٍ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٍ، اِنَّ رَبَّكُمْ لَبِالْمِرْصادِ:

اى مردم، با اسلامتان بر من منت مگذاريد، بلكه بر خدا منت نگذاريد، كه اعمالتان را نابود مى نمايد و بر شما غضب مى كند و شما را به شعله اى از آتش و مس گداخته مبتلا مى كند. پروردگار شما در كمين است.

همچنين در ماجراى توطئه ترور پيامبر صلى الله عليه و آله توسط منافقين در ماجراى غدير و در عقبه هَرشى نيز آيه «اِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرصادِ» نازل شد.

70. آيه «إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ»(2) = آيه « ... وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ ... »

71. آيه «اِنَّ زَلْزَلَةَ السّاعَةِ شَىْ ءٌ عَظيمٌ»(3) = آيه «يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَىْ ءٌ عَظِيمٌ»

72. آيه «إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللّه فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا ... »

اشاره

72. آيه «إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللّه فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا ... »(4)

در اواخر خطبه غدير، پيامبر صلى الله عليه و آله حلال و حرام را به طور كلى مطرح مى كند، و اينكه

ص: 81


1- . فجر / 13، 14.
2- . قلم / 7.
3- . حج / 1.
4- . بقره / 158. غدير در قرآن: ج 2 ص 454 - 457. واقعه قرآنى غدير: ص 104. سخنرانى استثنائى غدير: ص 223 - 231.

درباره جزئيات آنها بايد به امامان عليهم السلام مراجعه شود. در همين رابطه حضرت به آيه 158 سوره بقره اشاره كرده است:

«إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللّه فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَيْرا فَإِنَّ اللّه شاكِرٌ عَلِيمٌ» :

«صفا و مروه از شعائر الهى هستند، هر كس به عنوان حج يا عمره به خانه خدا بيايد براى او اشكالى نيست كه بر صفا و مروه بسيار طواف كند و هر كس كار نيك افزون بر واجب انجام دهد خداوند تشكر كننده داناست» .

متن خطبه غدير

مَعاشِرَ النّاسِ، انَّ الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ مِنْ شَعائِرِ اللّه، «فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَيْرا فَإِنَّ اللّه شاكِرٌ عَلِيمٌ» :

اى مردم، حج و عمره از شعائر الهى هستند، «هر كس به عنوان حج يا عمره به خانه خدا بيايد براى او اشكالى نيست كه بر صفا و مروه بسيار طواف كند» .

73. آيه «إِنَّ عِبادِى لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوِينَ»(1) = آيه «وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلاَّ فَرِيقا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ»

74. آيه «إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ»

اشاره

74. آيه «إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ»(2)

آياتى كه در ضمن خطبه غدير و به صورت اشاره آمده و منظور از آنها بيان شده 18 آيه است، كه يكى از آنها آيه 30 سوره زمر است:

«إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ» :

«تو از دنيا رفتنى هستى و آنان از دنيا رفتنى هستند» .

ص: 82


1- . حجر / 42.
2- . زمر / 30. غدير در قرآن: ج 2 ص 93، 94.
متن خطبه غدير

انَّهُ قَدْ نَبَّأَنِىَ اللَّطيفُ الْخَبيرُ انّى مَيِّتٌ وَ انَّكُمْ مَيِّتُونَ، وَ كَأَنّى دُعيتُ فَأُجِبْتُ ... . فَما انْتُمْ قائِلُونَ لِرَبِّكُمْ:

خداوند لطيف و خبير به من خبر داده است كه من از دنيا رفتنى هستم و شما هم از دنيا رفتنى هستيد، و مى بينم كه گويا مرا فراخوانده و من اجابت نموده ام ... . در پاسخ

پروردگار خود چه خواهيد گفت ؟

75. آيه «اِنَمّا اَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ»

اشاره

75. آيه «اِنَمّا اَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ»(1)

پيامبر صلى الله عليه و آله در فراز پايانى بخش هفتم خطبه غدير نسبت خود را با على عليه السلام در چند جمله بيان فرمود. از جمله با اشاره به آيه 7 سوره رعد:

«اِنَّما اَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ» :

«تو ترساننده هستى و براى هر قومى هدايت كننده اى است» .

متن خطبه غدير

مَعاشِرَ النّاسِ، اَلا و اِنّى مُنْذِرٌ وَ عَلِىٌّ هادٍ:

اى مردم، بدانيد كه من مُنذر و بر حذر دارنده ام و على هدايت كننده است.

آيه «اِنَمّا اَنْتَ مُنْذِرٌ ... » در احتجاج قيس بن سعد

در ادامه نيز، اين آيه مورد استشهاد قيس بن سعد قرار گرفته است:

ابان از سليم و عمر بن ابى سلمه نقل مى كند: معاويه در زمان حكومت خود بعد از آنكه اميرالمؤمنين عليه السلام شهيد شد و او با امام حسن عليه السلام صلح كرد به عنوان سفر حج وارد مدينه شد. در آنجا بين معاويه و قيس بن سعد بن عباده گفتگويى در گرفت. قيس - كه

ص: 83


1- . رعد / 7. اولين ميراث مكتوب درباره غدير: ص 40. چهارده قرن با غدير: ص 89 . اسرار غدير: ص 287. غدير در قرآن: ج 3 ص 359 - 361، 402 - 406. سخنرانى استثنائى غدير: ص 201 - 212.

بزرگ انصار و پسر بزرگ آنان يعنى سعد بن عباده بود - پاسخ او را داد و فضائل اميرالمؤمنين عليه السلام را بر شمرد. از جمله گفت:

و (اميرالمؤمنين عليه السلام) كسى است كه خداوند درباره او مى گويد: «اِنَمّا اَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ»(1): «تو ترساننده هستى و هر قومى هدايت كننده اى دارد» ، به خدا قسم اين طور نازل شد كه «على هدايت كننده هر قومى است» و شما اين را حذف كرديد؛ و آن كسى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله او را در غدير خم نصب كرد و فرمود: هر كس كه من نسبت به او از خودش بيشتر اختيار دارم على هم نسبت به او از خودش بيشتر اختيار دارد. و پيامبر به او در جنگ تبوك فرمود: تو نسبت به من همچون هارون نسبت به موسى هستى مگر آنكه پيامبرى بعد از من نيست.(2)

آيه «اِنَمّا اَنْتَ مُنْذِرٌ ... » در ادعيه

همچنين در دعاى ندبه و دعاى بعد از نماز روز غدير، به سه آيه اشاره شده است:

«إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ» :

«تو ترساننده هستى و هر قومى هدايت كننده اى دارد» .

«الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَ دِينا» (3):

«امروز دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دين شما راضى شدم» .

«وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ»(4):

«و چنين بوديم كه روز قيامت را تكذيب مى كرديم» .

ص: 84


1- . رعد / 7.
2- . كتاب سليم: حديث 26.
3- . مائده / 3.
4- . مدثر / 46.
متن دعا

در دعاى ندبه، درباره مسير رسالت نبوى به اين فراز مى رسيم:

فَلَمَّا انْقَضَتْ ايّامُهُ اقامَ وَلِيَّهُ عَلِىَّ بْنَ ابى طالِبٍ صَلَواتُكَ عَلَيْهِما وَ آلِهِما هادِيا اذْ كانَ هُوَ المُنْذِرُ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ، فَقالَ وَ الْمَلأُ أمامَهُ: مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ، اللَّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداه وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ(1):

آنگاه كه دوران رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله سرآمد ولىّ خود على بن ابى طالب عليه السلام را به عنوان هدايتگر مردم منصوب نمود، چرا كه او ترساننده مردم بود و هر قومى هدايتگرى مى خواهد. لذا در حالى كه مردم در برابر او بودند فرمود: هر كس من صاحب اختيار او هستم على صاحب اختيار اوست. خدايا، دوست بدار هر كس او را دوست بدارد و دشمن بدار هر كس او را دشمن بدارد و يارى كن هر كس او را يارى كند و خوار كن هر كس او را خوار كند.

همچنين در دعايى كه بعد از نماز روز عيد غدير مى خوانيم چنين آمده است:

اللّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلى نِعْمَتِكَ عَلَيْنا بِالَّذى هَدَيْتَنا الى مُوالاةِ وُلاةِ امْرِكَ مِنْ بَعْدِ نَبِيِّكَ، وَ الائِمَّةِ الْهادينَ الَّذينَ جَعَلْتَهُمْ ارْكانا لِتَوْحيدِكَ، وَ اعْلامَ الْهُدى وَ مَنارَ التُّقى وَ الْعُرْوَةَ الْوُثْقى وَ كَمالَ دينِكَ وَ تَمامَ نِعْمَتِكَ، وَ مَنْ بِهِمْ وَ بِمُوالاتِهِمْ رَضيتَ لَنا الاسْلامَ دينا، رَبَّنا فَلَكَ الْحَمْدُ، آمَنّا بِكَ، وَ صَدَّقْنا نَبِيَّكَ الرَّسُولَ النَّذيرَ الْمُنْذِرَ، وَ اتَّبَعَنَا الْهادى مِنْ بَعْدِ النَّذيرَ الْمُنْذِرَ، وَ والَيْنا وَلِيَّهُمْ، وَ عادَيْنا عَدُوَّهُمْ، وَ بَرِئْنا مِنَ الْجاحِدينَ وَ النّاكِثينَ وَ الْمُكَذِّبينَ بِيَوْمِ الدّينِ(2):

خدايا تو را شكر بر نعمتت بر ما كه ما را هدايت كردى به پذيرش ولايت واليان امرت بعد از پيامبرت، و امامان هدايت كننده اى كه آنان را اركان توحيدت

ص: 85


1- . بحار الانوار: ج 99 ص 106.
2- . عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 217. الاقبال: ص 475.

و علامت هاى هدايت و مناره هاى تقوى و ريسمان محكم و كمال دينت و تمام نعمتت قرار دادى. آنان را كسانى قرار دادى كه با آنان و ولايتشان اسلام را به عنوان دين ما راضى شدى.

پروردگارا، تو را شكر ! به تو ايمان آورديم و پيامبرِ ترساننده انذار كننده را تصديق نموديم، و از هدايت كننده بعد از نذيرِ منذر پيروى كرديم، و دوستان آنان را دوست داشتيم و با دشمنانشان دشمنى كرديم، و از منكرين و پيمان شكنان و تكذيب كنندگان روز قيامت بيزارى جستيم.

76. آيه «اِنَّما اَنْتَ نَذيرٌ وَ اللّه ُ عَلى كُلِّ شَىْ ءٍ وَكيلٌ»(1) = آيه «فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى اِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرَكَ ... »

77. آيه «اِنِّمَا الْمُؤْمِنُونَ اِخْوَةٌ»

77. آيه «اِنِّمَا الْمُؤْمِنُونَ اِخْوَةٌ»(2)

پس از نزول سوره نصر در منى و سخنان پيامبر صلى الله عليه و آله در آن مورد در سفر حجة الوداع، حضرت آيه 10 سوره حجرات را قرائت كرده فرمود: اى مردم، «اِنِّمَا الْمُؤْمِنُونَ اِخْوَةٌ» : «مؤمنين با يكديگر برادرند» . براى هيچ مؤمنى اموال برادر مؤمنش جز با رضايت قلبى او حلال نيست. آيا ابلاغ كردم ؟ خدايا شاهد باش ... .(3)

سپس آيه 13 سوره حجرات را خواند و فرمود: خداى عز و جل مى فرمايد: «يا أيُّهَا النّاسُ إنّا خَلَقناكُم مِن ذَكَرٍ وَ اُنثى وَ جَعَلناكُم شُعُوبا وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إنَّ أكرَمَكُم عِندَ اللّه ِ أتقاكُم» : «اى مردم ما شما را از مذكر و مؤنث خلق كرديم و شما را گروه ها و قبائلى قرار داديم تا بين يكديگر بدانيد كه محترم ترين شما با تقواترين شماست» :

ص: 86


1- . هود عليه السلام / 12.
2- . حجرات / 10 و 13. واقعه قرآنى غدير: ص 33.
3- . بحار الانوار: ج 9 ص 150، ج 32 ص 290، 291، 294، 317، 363، ج 36 ص 23، ج 37 ص 114. امالى طوسى: ص 503 . مجمع البيان: ج 9 ص 72. تفسير فرات: ص 280.

اى مردم، خداى شما يكى است و پدرتان يكى است. آگاه باشيد كه هيچ عربى بر هيچ عجمى فضيلت ندارد و هيچ عجمى بر عربى فضيلت ندارد. هيچ سرخ پوستى بر سياه پوستى فضيلت ندارد و هيچ سياه پوستى بر سرخ پوستى فضيلت ندارد مگر با تقوا. آيا ابلاغ كردم ؟

مردم صدا زدند: آرى. فرمود: پس حاضر به غايب برساند. آنگاه حضرت امر به دورى از دنيا نموده با سلام و رحمت الهى كلام خود را به پايان برد.(1)

78. آيه «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللّه وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا وَ جاهَدُوا ... »

اشاره

78. آيه «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللّه وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا وَ جاهَدُوا ... »(2)

يكى از آياتى كه در خطابه غدير تضمين شده، آيه 15 سوره حجرات است:

«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللّه وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِى سَبِيلِ اللّه أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ» :

«مؤمنين كسانى هستند كه به خدا و رسولش ايمان آورده اند و بعد از آن به شك نيفتاده اند و در راه خدا با اموال و جانشان جهاد كرده اند اينان صادقين هستند» .

متن خطبه غدير

الا انَّ اوْلِيائَهُمُ الَّذينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَرْتابُوا:

بدانيد كه اولياء امامان معصوم عليهم السلام كسانى اند كه ايمان آورده و به شك نيفتاده اند.

79. آيه «إِنَّمَا النَّجْوى مِنَ الشَّيْطانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا ... »(3) = آيه «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللّه يَعْلَمُ ما فِى السَّماواتِ وَ ما فِى الْأَرْضِ ... »

ص: 87


1- . مسند احمد: ج 9 ص 127. نيل الاوطار: ج 5 ص 82 . تحف العقول: ص 30 - 34. المعجم الكبير طبرانى : ج 18 ص 13.
2- . حجرات / 15. غدير در قرآن: ج 2 ص 345 - 347.
3- . مجادله / 10.

80. آيه «اِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّه ُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ ... »

اشاره

80. آيه «اِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّه ُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ ... »(1)

در ايام دهه غديريه رخدادهاى متعددى اتفاق افتاده است. يكى از اين رخدادها نزول آيه ولايت است. در روز 24 ذيحجة الحرام و همزمان با خاتم بخشى اميرالمؤمنين عليه السلام، پيك وحى بر قلب شريف پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد و اين آيه را فرود آورد:

«إنَّما وَليُّكُمُ اللّه َ وَ رَسولَهُ وَ الَذينَ آمَنوا الَذينَ يُقيمونَ الصَلاةَ وَ يُؤتونَ الزَكاةَ وَ هُم راكِعونَ» :

«صاحب اختيار شما خدا و رسول و كسانى هستند كه ايمان آورده نماز را بپا مى دارند و در حال ركوع زكات مى پردازند» .

در غدير منافقين سؤالى مطرح كردند كه نشان مى داد هدف آن قرار دادن آياتى از قرآن در برابر آيات غدير است ! آنان سه آيه «اَطيعُوا اللّه َ وَ اَطيعُوا الرَّسُولَ وَ اُولِى الأَمْرِ مِنْكُمْ»(2) و «اِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّه ُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ»(3) و «اَمْ حَسِبْتُمْ اَنْ تُتْرَكُوا وَ لَمّا يَعْلَمِ اللّه ُ الَّذينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ لَمْ يَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللّه ِ وَ لا رَسُولِهِ وَ لا الْمُؤْمِنينَ وَليجَةً»(4) را مطرح كردند.

هر سه آيه ظاهرى كلى داشت و سه كلمه «اولى الامر» در آيه اول و «زكات در حال ركوع» در آيه دوم و «مؤمنين» در آيه سوم قابليت انطباق بر مصاديق مختلفى داشت. اما پيامبر صلى الله عليه و آله درباره هر سه آيه بارها فرموده بود كه منظور از اين موارد فقط على بن ابى طالب عليه السلام است.

ص: 88


1- . مائده / 55 . سخنرانى استثنائى غدير: ص 81 ، 147 - 155. ژرفاى غدير: ص 195. غدير از زبان مولى: ص 26. غدير در قرآن: ج 1 ص 30 - 34، 38 - 40 و ج 2 ص 51 ، 52 ، 116 - 119. واقعه قرآنى غدير: ص 12، 115. اولين ميراث مكتوب درباره غدير: ص 35. چهارده قرن با غدير: ص 51 . اسرار غدير: 263 - 272، 281. تبليغ غدير در سيره معصومين عليهم السلام: ص 28، 29، 59 ، 60 ، 196، 197. غدير در آئينه كتاب: ص 31. زيارت غديريه: ص 4 - 9. غدير در گذر زمان مهدى پور : ص 62 - 65 ، 75 - 119.
2- . نساء / 59 .
3- . مائده / 55 .
4- . توبه / 16.

پيامبر صلى الله عليه و آله فرصت را بسيار مناسب براى بستن راه هر شبهه اى ديد و با سؤال كنندگان وارد گفتگو شد تا با ذكر تفصيلى درباره آيات مزبور به تكميل مفاهيم خطبه غدير بپردازد. آن حضرت ابتدا در پاسخ آنان يازده امام را به على عليه السلام اضافه كرد و فرمود: «آرى، اين آيات درباره على و جانشينان من تا روز قيامت است» !

منافقين گفتند: يا رسول اللّه، آنان را براى ما بيان فرما. حضرت كه منتظر چنين سؤالى بود پاسخ داد:

على برادرم و وزيرم و وارثم و وصيم و خليفه ام در امتم و صاحب اختيار هر مؤمنى بعد از من، سپس پسرم حسن، و سپس حسين، و بعد از او نُه نفر از فرزندان پسرم حسين، يكى پس از ديگرى كه قرآن با آنان است و آنان با قرآنند. از آن جدا نمى شوند و قرآن از آنان جدا نمى شود تا بر سر حوض كوثر بر من وارد شوند.

با معرفى دوازده امام عليهم السلام اكنون جاى آن بود كه دست و پاى نفاق بسته شود و با نشان دادن گستره ولايتِ امامان، همسان بودن و صاحب اختيارى آنان با صاحب اختيارى خود اعلام گردد.

براى اين منظور پيامبر صلى الله عليه و آله در پيشگاه مردم رو به على عليه السلام كرد و فرمود: هر كس تو را اطاعت كند مرا اطاعت كرده، و هر كس مرا اطاعت كند خدا را اطاعت كرده است؛ و هر كس از تو سرپيچى كند از خداى تعالى سرپيچى كرده است.(1)

آيه «اِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّه ُ ... » در خطبه غدير

همچنين در غدير 18 آيه قرآن به صراحت تفسير شده است؛ به اين معنى كه پيامبر صلى الله عليه و آله متن آيه را جداگانه در خطبه بيان فرموده و قبل يا بعد از آن به تفسيرش پرداخته است. يكى از اين آيات، آيه 55 سوره مائده است: «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّه وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ... » :

ص: 89


1- . عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 133، 234.
متن خطبه غدير

پيامبر صلى الله عليه و آله در فرازى از بخش دوم خطبه غدير و پس از بيان وحى خاص براى ابلاغ ولايت، اين مسئله را مطرح كرد كه خداوند درباره ولايت على عليه السلام آيه خاصى بر من نازل كرده، و سپس آيه 55 سوره مائده را قرائت كرد: «اِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّه ُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ» و سپس آن را به على عليه السلام تفسير كرد:

وَ هُوَ وَلِيُّكُمْ بَعْدَ اللّه وَ رَسُولِهِ. وَ قَدْ انْزَلَ اللّه تَبارَكَ وَ تَعالى عَلَىَّ بِذلِكَ آيَةً مِنْ كِتابِهِ هِىَ: «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّه وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ» ، وَ عَلِىُّ بْنُ ابى طالِبٍ الَّذى اقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ وَ هُوَ راكِعٌ يُريدُ اللّه عَزَّ وَ جَلَّ فى كُلِّ حالٍ:

او (على) صاحب اختيار شما بعد از خدا و رسولش است، و خداوند در اين باره آيه اى از كتابش بر من نازل كرده: «صاحب اختيار شما خدا و رسولش هستند و كسانى كه ايمان آورده و نماز را بپا داشته و در حال ركوع زكات مى دهند» ، و على بن ابى طالب است كه نماز را بپا داشته و در حال ركوع زكات داده و در هر حال خداوند عز و جل را قصد مى كند.

آيه «اِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّه ُ ... » در احتجاج اميرالمؤمنين عليه السلام

اميرالمؤمنين عليه السلام در اتمام حجت هاى خود در زمان عثمان در مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله و در حضور حاضرين غدير در مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله، در حالى كه مردم را قسم مى داد در اين باره فرمود:

شما را به خدا قسم مى دهم درباره قول خداوند: «يا أيُّهَا الَذينَ آمَنوا أطيعوا اللّه َ وَ ... » و آيه «إنَّما وَليُّكُمُ اللّه َ ... » كه به پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داد تا به مردم بفهاند اين آيات درباره چه كسانى نازل شده و ولايت را براى آنان تفسير كند.

ص: 90

آن حضرت هم مرا در غدير خم منصوب كرد ... ، و فرمود: اى مردم، خداوند صاحب اختيارِ من، و من صاحب اختيارِ مؤمنين هستم و اختيارم بر مؤمنين از خودشان بيشتر است. أَلا فَمَن كُنتُ مَولاهُ فَعَلىٌّ مَولاهُ. اللّهُمَّ والِ مَن والاهُ وَ عادِ مَن عاداهُ وَ انصُر مَن نَصَرَهُ وَ اخذُل مَن خَذَلَهُ.(1)

آيه «اِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّه ُ ... » در جنگ صفين

در ادامه نيز، پس از رد و بدل شدن نامه بين اميرالمؤمنين عليه السلام و معاويه در جنگ صفين، حضرت در ميان لشكرش بر فراز منبر قرار گرفت و مردم را و هر كس از اهل آن منطقه و مهاجرين و انصار را كه حاضر بودند جمع كرد و حمد و ثناى الهى به جا آورد و سپس فرمود:

اى مردم، مناقب من بيشتر از آن است كه احصا گردد و شمرده شود. من با ذكر آنچه خداوند در كتابش نازل كرده و پيامبر صلى الله عليه و آله درباره ام فرموده از ذكر ساير مناقب و فضائلم صرف نظر مى كنم.

شما را به خدا قسم مى دهم درباره قول خداوند: «يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اَطيعُوا اللّه َ وَ اَطيعُوا الرَّسُولَ وَ اُولِى الاَمْرِ مِنْكُمْ»(2) : «اى كسانى كه ايمان آورده ايد از خدا و رسول و اولى الامر خود اطاعت كنيد» ، و قول خداوند: «اِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّه ُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ»(3) : «صاحب اختيار شما خدا و رسولش و كسانى هستند كه ايمان آورده نماز را به پا مى دارند و در حال ركوع زكات مى دهند» ، و نيز مى فرمايد: «وَ لَمْ يَتَّخِذْ مِنْ دُونِ اللّه ِ وَ لا رَسُولِهِ وَ لاَ الْمُؤْمِنينَ وَليجَةً»(4) : «غير از خدا و رسولش و مؤمنين براى خود محل اعتمادى بر نمى گزيند» .

ص: 91


1- . كتاب سليم: ص 296 حديث 25.
2- . نساء / 59 .
3- . مائده / 55 .
4- . توبه / آيه 16.

مردم پرسيدند: يا رسول اللّه، آيا اين مخصوص بعضى از مؤمنين است يا شامل همه آنان است ؟ اينجا بود كه خداوند عزوجل دستور داد تا به مردم بفهماند كه آيات درباره چه كسى نازل شده است و ولايت را براى آنان تفسير كند همانطور كه نماز و روزه و زكات و حجّشان را بيان كرده است.

آن حضرت هم مرا در غدير خم منصوب كرد و فرمود: خداوند رسالتى را به من سپرده كه به خاطر آن سينه ام به تنگ آمده است و چنين گمان برده ام كه مردم مرا تكذيب مى كنند، ولى خداوند مرا ترسانده كه بايد ابلاغ كنم و گرنه مرا عذاب خواهد كرد. اى على، بپا خيز !

سپس نداى نماز جماعت داد و نماز ظهر را با مردم خواند و سپس فرمود: اى مردم، خداوند صاحب اختيار من و من صاحب اختيار مؤمنين هستم و اختيارم بر آنان از خودشان بيشتر است. بدانيد كه هر كس من صاحب اختيار او بوده ام على صاحب اختيار اوست. پروردگارا، دوست بدار هر كس او را دوست بدارد و دشمن بدار هر كس او را دشمن بدارد. يارى كن هر كس او را يارى كند و خوار گردان هر كس او را خوار كند.

پس از اين سخنانِ اميرالمؤمنين عليه السلام، دوازده نفر از كسانى كه از شركت كنندگان در جنگ بدر بودند و در صفين همراه حضرت حضور داشتند برخاستند و به گفتار حضرت شهادت دادند. سپس هفتاد نفر ديگر از صحابه پيامبر صلى الله عليه و آله برخاستند و شهادت دادند. بعد از آن چهار نفر از اهل بدر برخاستند و تفصيل ماجرا و آنچه در غدير ديده بودند بازگو كردند.(1)

پيداست كه اين منظره فوق العاده تبليغى در حال جنگ آن هم در برابر لشكر معاويه، اثرى به ياد ماندنى از غدير در ذهن ها باقى گذاشت كه تا امروز در كتب غير شيعه هم نقل شده است.

ص: 92


1- . كتاب سليم: حديث 25.
آيه «اِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّه ُ ... » در نامه امام هادى عليه السلام

اهل اهواز نامه اى به امام هادى عليه السلام نوشتند و سؤالاتى را مطرح كردند. حضرت در پاسخ آنان نامه اى نوشتند و جواب سؤالاتشان را دادند و از جمله فرمودند:

ما اين آيه را در قرآن مى يابيم كه «إنَّما وَليُّكُمُ اللّه ُ وَ رَسولُهُ وَ الَذينَ آمَنوا ... » ،

روايات متفق است كه اين آيه درباره اميرالمؤمنين عليه السلام است. بعد مى بينيم كه پيامبر صلى الله عليه و آله على بن ابى طالب عليه السلام را از بين اصحابش جدا كرد و اين عبارت را بكار برد: مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ. از اين ارتباط مى فهميم كه قرآن به درستى اين اخبار و حقانيت اين شواهد گواهى مى دهد.(1)

آيه «اِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّه ُ ... » در زيارت غديريه

همچنين يكى از مطالبى كه در زيارت غديريه به آن اشاره شده، تصدّق اميرالمؤمنين عليه السلام در حال نماز و آيه «إنَّما وليُّكُمُ اللّه َ وَ رَسولَهُ وَ الَذينَ...» است:

متن زيارت غديريه

فَمَا آمَنَ بِمَا أَنْزَلَ اللّه ُ فِيكَ عَلَى نَبِيِّهِ إِلاّ قَلِيلٌ، وَ لا زَادَ أَكْثَرَهُمْ غَيْرَ تَخْسِيرٍ. وَ لَقَدْ أَنْزَلَ اللّه ُ تَعَالَى فِيكَ مِنْ قَبْلُ وَ هُمْ كَارِهُونَ: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِى اللّه ُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِى سَبِيلِ اللّه ِ وَ لا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللّه ِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَ اللّه ُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ. إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّه ُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَ هُمْ رَاكِعُونَ. وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللّه َ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللّه ِ هُمُ الْغَالِبُونَ» (2):

پس به آنچه خدا درباره تو بر پيامبرش نازل كرد ايمان نياورد جز عده اى اندك، و اكثرشان را نيفزود جز زيانكارى. پيش از آن نيز خدا در حق تو اين آيه را نازل كرد

ص: 93


1- . بحار الانوار: ج 2 ص 226 ح 3.
2- . مائده / 54 - 56 .

در حالى كه آنان دوست نداشتند: «اى كسانى كه ايمان آورده ايد هر كه از شما از دينش برگردد خدا به زودى قومى را بياورد كه آنها را دوست دارد و آنها هم خدا را دوست دارند بر مؤمنان نرمند و بر كافران سخت در راه خدا جهاد كنند از سرزنش سرزنش كنندگان نمى ترسند اين است فضل خدا به هر كه بخواهد عنايت مى كند خدا گسترانده و داناست. جز اين نيست كه شما ولىّ خدا و رسول او و همه آنانى هستند كه ايمان آورند و آنانى كه نماز را بر پا مى دارند و زكات مى دهند در حالى كه ركوع كننده اند. و هر كه با خدا و رسولش و كسانى كه ايمان آوردند دوستى كند پس حزب خدا حزب پيروز است» .

81. آيه «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَكُوا وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللّه الَّذِينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ لَمْ يَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللّه ... »(1) = آيه «اِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّه ُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ ... »

82. آيه «إنَّما يُريدُ اللّه ُ لِيُذهِبَ عَنكُم الرّجسَ أهلَ البَيتِ وَ يُطَهِّرِكَم تَطهيرا»

اشاره

82. آيه «إنَّما يُريدُ اللّه ُ لِيُذهِبَ عَنكُم الرّجسَ أهلَ البَيتِ وَ يُطَهِّرِكَم تَطهيرا»(2)

در ايام دهه غديريه رخدادهاى متعددى اتفاق افتاده است. يكى از اين رخدادها نزول آيه تطهير است. محدث قمى مى نويسد:

روز 24 ذيحجة الحرام بنا بر اشهر روزى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله با نصاراى نجران

مباهله كرد. پيش از آنكه مباهله كند، عبا بر دوش مبارك گرفت و حضرت على و فاطمه، امام حسن و امام حسين عليهم السلام را در زير عبا داخل نمود و فرمود: پروردگارا، هر پيامبرى را اهل بيتى بوده است كه مخصوص ترين خلق خدا بوده اند به او. خداوندا ! اينها اهل بيت من هستند. هر گونه شك و پليدى را از آنها بر طرف كن، و آنها را پاكيزه

گردان. در اين هنگام جبرئيل نازل شد و آيه تطهير را در شأن ايشان آورد.(3)

ص: 94


1- . توبه / 16.
2- . احزاب / 33. زيارت غديريه: ص 4 - 9. غدير در گذر زمان مهدى پور : ص 62 - 65 ، 75 - 119.
3- . فيض العلام محدث قمى : ص 127.
آيه تطهير در زيارت غديريه

يكى از آياتى كه در زيارت غديريه به آن اشاره شده، نزول آيه تطهير در حق اهل بيت عليهم السلام است:

متن زيارت غديريه

وَ قَد أعلَى اللّه ُ تَعالى عَلَى الأُمَّةِ دَرَجَتَكُم، وَ رَفَعَ مَنزِلَتَكُم، وَ أبانَ فَضلَكُم وَ شَرَفَكُم عَلَى العالَمينَ؛ فَأذهَبَ عَنكُمُ الرِجسَ وَ طَهَّرَكُم تَطهيرا:

و خداوند درجه شما را از همه امت بلند مرتبه تر قرار داده است، و جايگاه شما را بالا برده است، و فضيلت و شرافت شما را بر همه عوالم آشكار نموده است؛ پس هر گونه پليدى را از شما دور كرده، و شما را چنان كه شايسته است پاك گردانيده است.

83. آيه «إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِى جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ . ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ»

اشاره

83. آيه «إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِى جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ . ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ»(1)

از جمله آياتى كه در خطبه غدير به صورت اقتباس و تضمين آمده و در شأن پذيرندگان ولايت على عليه السلام است، آيه 45 و 46 سوره حجر و آيه 73 سوره زمر است:

«إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِى جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ. ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ» :

«متقين در بهشت ها و چشمه سارها هستند. با سلام و امنيت داخل آن شويد» .

«وَ سِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرا حَتَّى إِذا جاؤُها وَ فُتِحَتْ أَبْوابُها قالَ لَهُمْ خَزَنَتُها سَلامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِينَ»(2):

«كسانى كه تقوا پيشه كردند گروه گروه به سوى بهشت برده مى شوند تا هنگامى كه به آن مى رسند و درهاى آن باز مى شود خزانه دارانش به آنها مى گويند سلام بر شما پاكيزه شديد پس براى هميشه داخل آن شويد» .

ص: 95


1- . حجر / 45، 46. غدير در قرآن: ج 2 ص 354 - 360. سخنرانى استثنائى غدير: ص 201 - 212.
2- . زمر / 73.
متن خطبه غدير

پيامبر صلى الله عليه و آله در فرازى از بخش هفتم خطبه غدير، با ادغام آيه 46 سوره حجر: «اُدْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنينَ» ، و آيه 73 سوره زمر: «حَتّى اِذا جاؤُوها وَ فُتِحَتْ اَبْوابُها قالَ لَهُمْ خَزَنَتُها سَلامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدينَ» وعده بهشت براى دوستان اهل بيت عليهم السلام را بيان نمود:

الا انَّ اوْلِيائَهُمُ الَّذينَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ بِسَلامٍ آمِنِينَ تَتَلَقَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ بِالتَّسْليمِ، يَقُولُونَ «سَلامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِينَ» :

بدانيد اولياء و دوستان امامان كسانى هستند كه با سلامتى و در حال امن وارد بهشت مى شوند و ملائكه با سلام به ملاقات آنان مى آيند و مى گويند: «سلام بر شما پاكيزه شديد پس براى هميشه داخل بهشت شويد» .

84. آيه «إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِى عَذابِ جَهَنَّمَ خالِدُونَ . لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ ... »

84. آيه «إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِى عَذابِ جَهَنَّمَ خالِدُونَ . لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ ... »(1)

خدا و رسول صلى الله عليه و آله صحيفه ملعونه را به عنوان نقطه اصلى ظلمت معرفى كرده اند كه همه تاريكى ها از آن نشأت گرفته، و از همين جاست كه آيات متعددى درباره آن نازل شده است. از جمله آياتى كه در سفر حجة الوداع و پيش از اتمام مراسم حج در مورد صحيفه ملعونه اول بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد اين آيات بود:

«إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِى عَذابِ جَهَنَّمَ خالِدُونَ. لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ وَ هُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ. وَ ما ظَلَمْناهُمْ وَ لكِنْ كانُوا هُمُ الظَّالِمِينَ. وَ نادَوْا يا مالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنا رَبُّكَ قالَ إِنَّكُمْ ماكِثُونَ. لَقَدْ جِئْناكُمْ بِالْحَقِّ وَ لكِنَّ أَكْثَرَكُمْ لِلْحَقِّ كارِهُونَ. أَمْ أَبْرَمُوا أَمْرا فَإِنَّا مُبْرِمُونَ. أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَ نَجْواهُمْ بَلى وَ رُسُلُنا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ» :

«مجرمين در عذاب جهنم دائمى خواهند بود. از آنها تخفيف نمى يابد و آنان در آن نا اميد از نجات هستند. ما به آنان ظلم نكرديم ولى خود آنان ظالم بودند. ندا مى كنند

ص: 96


1- . زخرف / 74 - 80 . غدير در قرآن: ج 1 ص 257 - 265.

اى مالك پروردگارت ما را بميراند و نابود كند مالك مى گويد شما ماندنى هستيد. براى شما حق را آورديم ولى اكثر شما نسبت به حق كراهت داشتيد. آيا مسئله اى را محكم مى كنند پس ما نيز محكم تر مى نماييم. يا گمان مى كنند كه ما سر و نجواى آنان را نمى دانيم بلى فرستادگان ما نزد آنان مى نويسند» .

درباره نزول اين آيه در مورد صحيفه ملعونه سه دسته روايت وارد شده است؛ يك دسته فقط مسئله صحيفه را مطرح كرده است. دسته دوم مسئله منع خمس توسط آنان در آينده غصب خلافت را نيز ذكر نموده، و دسته سوم تمام آيات هفتگانه از «إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِى عَذابِ ... » تا « ... وَ رُسُلُنا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ» را بيان كرده است.

85. آيه «إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِى الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرا»

اشاره

85. آيه «إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِى الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرا»(1)

در فرازى از بخش ششم خطبه غدير، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله لازم ديد كه مردم بدانند در معرض خطراتى عظيم قرار دارند كه در چند جهت جلوه گر خواهد شد: يكى بازگشت از اسلام، و ديگرى احساس غرور از مسلمانى و عُجب، و سومى امامان ضلالت بود.

خطر سوم رهبران ضلالت و گمراهى بود. پيامبر صلى الله عليه و آله آيه 41 سوره قصص را شاهد قرار داد كه مى فرمايد: «وَ جَعَلْناهُمْ اَئَمَّةً يَدْعُونَ اِلَى النّارِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ لايُنْصَرُونَ» .

سپس بيزارى خود و خدا را از آنان اعلام كرد و پايين ترين درجه جهنم را به آنان وعده داد. حضرت اين مطلب را با استناد به دو آيه قرآن بيان كرد:

يكى آيه 145 سوره نساء: «إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِى الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرا» :

«منافقين در درجه پايين تر آتش هستند و براى آنان يارى نخواهى يافت» .

ص: 97


1- . نحل / 29. غدير در قرآن: ج 2 ص 137 - 146. واقعه قرآنى غدير: ص 96. سخنرانى استثنائى غدير: ص 179 - 186.

ديگر آيه 29 سوره نحل: «فَادْخُلُوا اَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدينَ فيها فَلِبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرينَ» :

«از درهاى جهنم وارد شويد در حالى كه در آن دائمى خواهيد بود و بد جايى براى متكبران است» .

متن خطبه غدير

مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّهُ سَيَكُونُ مِنْ بَعْدى اَئِمَّةٌ يَدْعُونَ اِلَى النّارِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ لا يُنْصَرُونَ. مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّ اللّه َ وَ اَنَا بَريئانِ مِنْهُمْ. مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّهُمْ وَ اَنْصارَهُمْ وَ اَتْباعَهُمْ وَ اَشْياعَهُمْ فِى الدَّرْكِ الاَسْفَلِ مِنَ النّارِ وَ لَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرينَ:

اى مردم، بعد از من امامانى خواهند بود كه به آتش دعوت مى كنند و روز قيامت كمك نمى شوند. اى مردم، خداوند و من از آنان بيزار هستيم. اى مردم، آنان و يارانشان و تابعينشان و پيروانشان در پايين ترين درجه آتش اند و چه بد است جاى متكبران.

86. آيه «إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ»(1) = آيه «تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ. وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ ... »

87. آيه «إِنْ هُوَ إِلاّ عَبْدٌ أَنْعَمْنا عَلَيْهِ وَ جَعَلْناهُ مَثَلاً لِبَنِى إِسْرائِيلَ»(2) = آيه «رَبَّنا

إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِيا يُنادِى لِلاْءِيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا» و آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... » و آيه «وَ لَمّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلاً اِذا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصُدُّونَ»

ص: 98


1- . حاقّه / 40.
2- . زخرف / 59 .

88. آيه «إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْىٌ يُوحى»(1) = آيه «وَ النَّجْمِ إِذا هَوى . ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى ... »

89. آيه «اِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَ يُعيدُ»

اشاره

89. آيه «اِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَ يُعيدُ»(2)

يكى از مسائل توحيدى كه پيامبر صلى الله عليه و آله در فرازى از بخش اول خطبه غدير بيان فرمود، ياد عظمت خداوند بود با اشاره به علوّ و يگانگى و جلالت و احاطه و غلبه پروردگار بود. آنگاه پيامبر صلى الله عليه و آله با اشاره به آيه 13 سوره بروج از «اِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَ يُعيدُ» : «همانا اوست كه (آفرينش را) آغاز مى كند و باز مى گرداند» ياد كرد.

متن خطبه غدير

بِسْمِ اللّه ِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ. الْحَمْدُ للّه الَّذى عَلا فى تَوَحُّدِهِ وَ دَنا فى تَفَرُّدِهِ وَ جَلَّ فى سُلْطانِهِ وَ عَظُمَ فى اَرْكانِهِ، وَ اَحاطَ بِكُلِّ شَىْ ءٍ عِلْما وَ هُوَ فى مَكانِهِ، وَ قَهَرَ جَميعَ الْخَلْقِ بِقُدْرَتِهِ وَ بُرْهانِهِ، حَميدا لَمْ يَزَلْ، مَحْمُودا لا يَزالُ وَ مَجيدا لا يَزُولُ، وَ مُبْدِئا وَ مُعيدا وَ كُلُّ اَمْرٍ اِلَيْهِ يَعُودُ:

بسم اللّه الرحمن الرحيم. حمد و سپاس خدايى را كه در يگانگى خود بلند مرتبه، و در تنهايى و فرد بودنش نزديك است. در قدرت و سلطه خود با جلالت و در اركان خود عظيم است. علم او به همه چيز احاطه دارد در حالى كه در جاى خود است، و همه مخلوقات را با قدرت و برهان خود تحت سيطره دارد. هميشه مورد سپاس بوده و همچنان مورد ستايش خواهد بود. صاحب عظمتى كه از بين رفتنى نيست. ابتدا كننده و بازگرداننده اوست و هر كارى به سوى او باز مى گردد.

90. آيه «إِنْ يَدْعُونَ إِلاّ شَيْطانا مَرِيدا»(3) = آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّه ُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... »

ص: 99


1- . نجم / 4. غدير در قرآن: ج 1 ص 200 - 205.
2- . بروج / 13. واقعه قرآنى غدير: ص 80 . سخنرانى استثنائى غدير: ص 137 - 146.
3- . نساء / 117.

91. آيه «أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَى الْعَذابَ لَوْ أَنَّ لِى كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ»(1) = آيه «أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِى جَنْبِ اللّه وَ إِنْ كُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ»

92. آيه «أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللّه هَدانِى لَكُنْتُ مِنَ الْمُتَّقِينَ»(2) = آيه «أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِى جَنْبِ اللّه وَ إِنْ كُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ»

93. آيه «اُولئِكَ الَّذينَ خَسِرُوا اَنْفُسَهُمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ ... »(3) = آيه «فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى اِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرَكَ ... »

94. آيه «أُولئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللّه فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمى أَبْصارَهُمْ»(4) = آيه «فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِى الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ ... »

95. آيه «أُولئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِى الاْخِرَةِ إِلاَّ النَّارُ وَ حَبِطَ ما صَنَعُوا فِيها وَ باطِلٌ ما كانُوا يَعْمَلُونَ»(5) = آيه «فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ ... »

96. آيه «أُولئِكَ جَزاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللّه وَ الْمَلائِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ»(6) = آيه «كَيْفَ يَهْدِى اللّه قَوْما كَفَرُوا بَعْدَ إِيمانِهِمْ وَ شَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَ جاءَهُمُ الْبَيِّناتُ ... » و آيه «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ قُلْ قِتالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللّه وَ كُفْرٌ بِهِ ... »

ص: 100


1- . زمر / 58 .
2- . زمر / 57 .
3- . هود عليه السلام / 21.
4- . محمد صلى الله عليه و آله / 23.
5- . هود عليه السلام / 16.
6- . آل عمران / 87 .

97. آيه «أُولئِكَ لَمْ يَكُونُوا مُعْجِزِينَ فِى الْأَرْضِ وَ ما كانَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللّه مِنْ أَوْلِياءَ ... »(1) = آيه «فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ ... »

98. آيه «أَوْلى لَكَ فَأَوْلى»(2) = آيه «فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلَّى. وَ لكِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى ... »

99. آيه «أَوْ نُرِيَنَّكَ الَّذِى وَعَدْناهُمْ فَإِنَّا عَلَيْهِمْ مُقْتَدِرُونَ»(3) = آيه «فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ ... »

100. آيه «اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ ... »

اشاره

100. آيه «اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ ... »(4)

براى پاسخ به اين سؤال كه صراط مستقيم كدام است و «اَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ» كيانند، و منظور از «مَغْضُوب عَلَيْهِمْ» و «ضالّين» چه كسانى هستند، پيامبر صلى الله عليه و آله در خطبه غدير با اشاره به سوره حمد همه را متوجه كرد كه اگر روزانه ده بار از خداوند هدايت به راه راست را التماس مى كنيد، اين صراط مستقيم منم و پس از من امامان هستند.

متن خطبه غدير

پيامبر عليه السلام پس از قرائت كامل سوره حمد فرمود:

فِىَّ نَزَلَتْ وَ فيهِمْ وَ اللّه ِ نَزَلَتْ، وَ لَهُمْ عَمَّتْ، وَ اِيّاهُمْ خَصَّتْ:

اين سوره درباره من نازل شده، و به خدا قسم درباره امامان نازل شده است. به طور عموم شامل آنان است و به طور خاص درباره آنان است.

ص: 101


1- . هود عليه السلام / 20.
2- . قيامت / 34.
3- . زخرف / 42.
4- . حمد / 7، 8 . سخنرانى استثنائى غدير: ص 59 ، 201 - 212. اسرار غدير: ص 50 ، 201. ژرفاى غدير: ص 90.

101. آيه «أَ هؤُلاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لا يَنالُهُمُ اللّه بِرَحْمَةٍ . ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لا خَوْفٌ ... »

اشاره

101. آيه «أَ هؤُلاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لا يَنالُهُمُ اللّه بِرَحْمَةٍ . ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لا خَوْفٌ ... »(1)

يكى از آياتى كه در ماجراى حارث فهرى به صورت اشاره آمده، آيه 49 سوره اعراف و آيه 72 سوره توبه و آيه 23 و 24 سوره رعد و آيه 71 سوره زخرف است.

حضرت در سخنانش به آيه 49 سوره اعراف «ادخُلُوا الجَنَّةَ لا خَوفٌ عَلَيكُم وَ لا أنتُم تَحزَنُونَ» اشاره كرده فرمود: «ترسى بر آنان نيست و محزون نمى شوند» . سپس به آيه 72 سوره توبه «وَ رِضوانٌ مِنَ اللّه ِ أكبَرُ ذلِكَ هُوَ الفَوزُ العظيمُ» اشاره كرده فرمود: «آنان با رضايت بزرگ خدا تأييد شده اند و اين رستگارى بزرگ است، تا هنگامى كه در مقام قدس در محضر رب العالمين ساكن شوند» .

سپس آيه 24 سوره رعد را قرائت فرمود: «سَلامٌ عَلَيْكُم بِما صَبَرتُم فَنِعمَ عُقبَى الدّارِ» ، و سپس فرمود: ملائكه به آنان مى گويند: «سلام بر شما به خاطر صبرى كه كرديد و اين عاقبت نيكويى است» . حضرت در ادامه سخنانش آيه 71 سوره زخرف را قرائت فرمود: «فيها ما تَشتَهيهِ الأنفُسُ وَ تَلَذُّ الأعيُنُ» اشاره كرده فرمود: «بهشتى كه آنچه دل طلب كند و چشم لذت ببرد در آن آماده است» و در آنجا هميشگى خواهند بود» .(2)

آيات از اين قرار است:

«أَ هؤُلاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لا يَنالُهُمُ اللّه بِرَحْمَةٍ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَ لا أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ» :

«آيا اينان هستند كه قسم ياد كرديد خدا رحمتى به آنان نمى رساند داخل بهشت شويد كه ترسى بر شما نيست و محزون نمى شويد» .

ص: 102


1- . اعراف / 49. غدير در قرآن: ج 2 ص 163 - 168. چهارده قرن با غدير 25. واقعه قرآنى غدير: ص 153. اسرار غدير: ص 60 .
2- . بحار الانوار: ج 37 ص 136، 162، 167. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 56 ، 57 ، 129، 144. الغدير: ج 1 ص 193.

«وَعَدَ اللّه الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْرِى مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَ مَساكِنَ طَيِّبَةً فِى جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللّه أَكْبَرُ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ»(1):

«خداوند به مردان و زنان مؤمن وعده كرده بهشت هايى را كه در آن نهرهايى جارى است و در آن هميشگى خواهند بود و مسكن هاى پاكيزه اى كه در بهشت هاى عدن است و رضايتى از سوى پروردگار كه بالاتر است اين است رستگارى عظيم» .

«جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَها وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّيَّاتِهِمْ وَ الْمَلائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ بابٍ. سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ»(2):

«بهشت هاى عدن كه آنان و هركس از پدران و همسران و فرزندانشان كه صلاحيت داشته باشند داخل آن مى گردند و ملائكه از هر درى بر آنان وارد مى شوند. سلام بر شما به خاطر آنچه صبر كرديد و خانه عاقبت خوبى است» .

«يُطافُ عَلَيْهِمْ بِصِحافٍ مِنْ ذَهَبٍ وَ أَكْوابٍ وَ فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ وَ أَنْتُمْ فِيها خالِدُونَ»(3):

«كاسه هايى از طلا و ظرف هايى بر آنان گردانده مى شود كه در آنهاست آنچه دل ها بخواهد و چشم ها لذت ببرد و شما در آن هميشگى خواهيد بود» .

موقعيت تاريخى

لَمَّا اعْتَرَضَ الْحارِثُ الْفِهْرىُّ وَ طَلِبَ الْعَذابَ مِنَ اللّه انْ كانَ مُحَمَّدٌ صادِقا وَ قُتِلَ بِعَذابٍ مِنَ السَّماءِ وَ نَزَلَتْ «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ ... » .(4)

قالَ النَّبِىُّ صلى الله عليه و آله لاصْحابِهِ: رَأَيْتُمْ ؟ قالُوا: نَعَمْ. قالَ: وَ سَمِعْتُمْ ؟ قالُوا: نَعَمْ.

ص: 103


1- . توبه / 72.
2- . رعد / 23، 24.
3- . زخرف / 71.
4- . معارج / 1.

قالَ: طوبى لِمَنْ والاهُ وَ الْوَيْلُ لِمَنْ عاداهُ. كَأَنّى انْظُرُ الى عَلِىٍّ وَ شيعَتِهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ يُزَفُّونَ عَلى نُوقٍ مِنْ رياضِ الْجَنَّةِ شَبابٌ مُتَوَّجُونَ مُكَحَّلُونَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ قَدْ ايِّدُوا بِرِضْوانٍ مِنَ اللّه اكْبَرُ، ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ. حَتّى سَكَنُوا حَظيرَةَ الْقُدْسِ مِنْ جِوارِ رَبِّ الْعالَمينَ، لَهُمْ فيها ما تَشْتَهِى الانْفُسُ وَ تَلَذُّ الاعْيُنُ وَ هُمْ فيها خالِدُونَ؛ وَ يَقُولُ لَهُمُ الْمَلائِكَةُ: سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ:

آنگاه كه حارث فهرى اعتراض كرد و گفت: اگر محمد راست مى گويد عذاب بر من نازل شود. همانجا عذاب نازل شد و او را كشت، و آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ»نازل شد.

پيامبر صلى الله عليه و آله به اصحابش فرمود: آيا با چشم خود ديديد ؟ گفتند: آرى. فرمود: آيا با گوش خود شنيديد ؟ گفتند: آرى.

فرمود: خوشا به حال كسى كه ولايت او را بپذيرد و واى بر كسى كه با او دشمنى كند. گويا على و شيعيانش را مى بينم كه روز قيامت سوار بر شترها بين باغ هاى بهشت با جلالت برده مى شوند در حالى كه جوان سال و خوش سيما هستند و تاج بر سر با چشمان سرمه كشيده اند. نه ترسى بر آنان است و نه محزون مى شوند، و با رضايت پروردگار كه مهم تر و بزرگ تر است تأييد مى شوند و آن است رستگارى عظيم، تا آنكه در پناهگاه قدس از جوار پروردگار عالم ساكن شوند كه در آنجا آنچه دل بخواهد و ديده لذت ببرد برايشان آماده است و در آن دائمى خواهند بود. ملائكه به آنان مى گويند: «سلام بر شما به خاطر صبرى كه نموديد، و خوب خانه نهايى براى خود به دست آورديد» .

102. آيه «بِأَيِّكُمُ الْمَفْتُونُ»(1) = آيه « ... وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ ... »

ص: 104


1- . قلم / 6 .

103. آيه «بَلِ اللّه فَاعْبُدْ وَ كُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ»(1) = آيه «وَ لَقَدْ أُوحِىَ إِلَيْكَ وَ إِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ ... »

104. آيه «بَلى إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ يَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ ... »(2) = آيه «وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّه ُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللّه لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ... »

105. آيه «بَلى قَدْ جاءَتْكَ آياتِى فَكَذَّبْتَ بِها وَ اسْتَكْبَرْتَ وَ كُنْتَ مِنَ الْكافِرِينَ»(3) = آيه «أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِى جَنْبِ اللّه وَ إِنْ كُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ»

106. آيه «تَحْسَبُونَهُ هَيِّنا وَ هُوَ عِنْدَ اللّه ِ عَظيمٌ»(4) = آيه «سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرابِ شَغَلَتْنا أَمْوالُنا وَ أَهْلُونا ... »

107. آيه «تَرْمِيهِمْ بِحِجارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ»(5) = آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ. لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... »

108. آيه «تَكادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّما أُلْقِىَ فِيها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ يَأْتِكُمْ ... »

اشاره

108. آيه «تَكادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّما أُلْقِىَ فِيها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ يَأْتِكُمْ ... »(6)

از جمله آياتى كه در خطبه غدير به صراحت تفسير شده آيه 8 - 11 سوره ملك است:

ص: 105


1- . زمر / 66 .
2- . آل عمران / 125.
3- . زمر / 59 .
4- . نور / 15.
5- . فيل / 4.
6- . ملك / 8 - 11. غدير در قرآن: ج 2 ص 66 - 68 . واقعه قرآنى غدير: ص 101. سخنرانى استثنائى غدير: ص 201 - 212.

«تَكادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّما أُلْقِىَ فِيها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ. قالُوا بَلى قَدْ جاءَنا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنا وَ قُلْنا ما نَزَّلَ اللّه مِنْ شَىْ ءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلاّ فِى ضَلالٍ كَبِيرٍ. وَ قالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فِى أَصْحابِ السَّعِيرِ. فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ فَسُحْقا لِأَصْحابِ السَّعِيرِ» :

«نزديك است كه از شدت غيظ از يكديگر جدا شود هر بار كه گروهى به جهنم انداخته مى شوند خزانه دارانش از آنان مى پرسند آيا ترساننده اى نزد شما نيامد. آنان در پاسخ مى گويند بلى ترساننده سراغ ما آمد ولى ما او را تكذيب كرديم و گفتيم خدا چيزى نازل نكرده و شما در گمراهى بزرگ هستيد. همچنين در پاسخ خزانه داران جهنم مى گويند اگر ما گوش فرا مى داديم يا درك مى كرديم در اصحاب آتش شعله ور نبوديم. و اينگونه به گناه خود اعتراف كردند پس خوارى باد بر اصحاب آتش» .

متن خطبه غدير

الا انَّ اعْداءَهُمُ الَّذينَ قالَ اللّه عَزَّ وَ جَلَّ: «كُلَّما أُلْقِىَ فِيها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ. قالُوا بَلى قَدْ جاءَنا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنا وَ قُلْنا ما نَزَّلَ اللّه مِنْ شَىْ ءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلاّ فِى ضَلالٍ كَبِيرٍ. وَ قالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فِى أَصْحابِ السَّعِيرِ. فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ فَسُحْقا لِأَصْحابِ السَّعِيرِ» :

بدانيد كه دشمنان اهل بيت كسانى هستند كه خداوند عزوجل مى فرمايد: «هر بار كه گروهى به جهنم انداخته مى شوند خزانه دارانش از آنان مى پرسند آيا ترساننده اى نزد شما نيامد. آنان در پاسخ مى گويند بلى ترساننده سراغ ما آمد ولى ما او را تكذيب كرديم و گفتيم خدا چيزى نازل نكرده و شما در گمراهى بزرگ هستيد. همچنين در پاسخ خزانه داران جهنم مى گويند اگر ما گوش فرا مى داديم يا درك مى كرديم در اصحاب آتش شعله ور نبوديم. و اينگونه به گناه خود اعتراف كردند پس خوارى باد بر اصحاب آتش».

ص: 106

109. آيه «تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ. وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ ... »

109. آيه «تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ. وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ ... »(1)

پس از اتمام خطبه غدير و بيعت همگانى با اميرالمؤمنين عليه السلام، سومين روش در شبهه اندازى نسبتِ ساختگى بودن مراسم غدير از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله و نسبت غير حقيقى آن به خدا بود. در همين رابطه آيات 43 تا 52 سوره حاقه در مورد منافقين و به خصوص ابوبكر و عمر بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد:

«تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ . وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ . لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ . ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ . فَما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حاجِزِينَ . وَ إِنَّهُ لَتَذْكِرَةٌ لِلْمُتَّقِينَ . وَ إِنَّا لَنَعْلَمُ أَنَّ مِنْكُمْ مُكَذِّبِينَ . وَ إِنَّهُ لَحَسْرَةٌ عَلَى الْكافِرِينَ . وَ إِنَّهُ لَحَقُّ الْيَقِينِ . فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ» :

«آن نازل شده از طرف پروردگار جهان است. اگر گفته هايى به ما افترا زده بود. ما دست راست او را مى گرفتيم. و سپس رگ گردن او را قطع مى كرديم. و هيچ كس نمى توانست مانع ما باشد. و آن يادآورى براى مؤمنين است. ما مى دانيم كه در ميان شما تكذيب كنندگان هستند. و آن حسرتى براى كافران است. و آن يقين حقيقى است. پس به نام پروردگار عظيمت تسبيح بگو» .

110. آيه «ثُمَّ أَنْزَلَ اللّه سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ أَنْزَلَ جُنُودا لَمْ تَرَوْها ... »(2) = آيه «وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّه بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللّه لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ... »

111. آيه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا . فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ ... »

اشاره

111. آيه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا . فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ ... »(3)

از آياتى كه در دعاى بعد از نماز روز غدير آمده، آيه 32 تا 35 سوره فاطر است:

ص: 107


1- . حاقّه / 43 - 52 . غدير در قرآن: ج 1 ص 327 - 340. واقعه قرآنى غدير: ص 138.
2- . توبه / 26.
3- . فاطر / 32 - 35. غدير در قرآن: ج 3 ص 364 - 369.

«ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللّه ِ ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ . جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَها يُحَلَّوْنَ فِيها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَ لُؤْلُؤا وَ لِباسُهُمْ فِيها حَرِيرٌ . وَ قالُوا الْحَمْدُ للّه ِ الَّذِى أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنا غفور شَكُورٌ . الَّذِى أَحَلَّنا دارَ الْمُقامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لا يَمَسُّنا فِيها نَصَبٌ وَ لا يَمَسُّنا فِيها لُغُوبٌ» :

«سپس كتاب را به كسانى از بندگانمان كه برگزيديم به ارث رسانديم عده اى از آنان ظالم به نفس خويش بودند و عده اى ميانه رو و عده اى پيشتاز به سوى خيرات با اجازه خدا كه اين فضيلت بزرگ است. بهشت عدن كه وارد آن مى شوند كه در آن با دستبندهايى از طلا و نيز با مرواريد مزين مى شوند و لباسشان در آنجا حرير است. آنان مى گويند خدا را شكر كه اندوه را از ما برد پروردگار ما آمرزنده و سپاسگزار است. خدايى كه با فضل خود ما را به خانه اقامت آورد كه در آن به ما رنج و خستگى نمى رسد» .

متن دعاى بعد از نماز روز غدير

در نمازى كه از امام صادق عليه السلام در اعمال روز غدير وارد شده، دعايى بعد از نماز خوانده مى شود كه فرازى از آن چنين است:

وَ اجْعَلْ مَحْيانا خَيْرَ الْمَحْيا وَ مَماتَنا خَيْرَ الْمَماتِ وَ مُنْقَلَبَنا خَيْرَ الْمُنْقَلَبِ عَلى مُوالاةِ اوْلِيائِكَ وَ الْبَرائَةِ مِنْ اعْدائِكَ، حَتّى تَتَوَفّانا وَ انْتَ عَنّا راضٍ قَدْ اوْجَبْتَ لَنَا الْخُلُودَ فى جَنَّتِكَ بِرَحْمَتِكَ وَ الْمَثْوى فى جِوارِكَ وَ الانابَةَ الى دارِ الْمُقامَةِ مِنْ فَضْلِكَ، لا يَمَسُّنا فِيها نَصَبٌ وَ لا يَمَسُّنا فِيها لُغُوبٌ(1):

خدايا، زندگى ما را بهترين زندگى و مرگ ما را بهترين مردن و محل بازگشت ما را بهترين مكان قرار ده با ولايت اوليائت و بيزارى از دشمنانت، تا آنكه ما را از دنيا ببرى

ص: 108


1- . عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 219. الاقبال: ص 475.

در حالى كه از ما راضى هستى، و با رحمت و فضل خويش دائمى بودن در بهشت و سكونت در جوارت و بازگشت به محل دائمى اقامت را بر ما واجب فرمايى؛ آنجايى كه در آن رنج و خستگى به ما نمى رسد.

112. آيه «ثُمَّ أَوْلى لَكَ فَأَوْلى»(1) = آيه «فَلا صَدَّقَ وَلا صَلَّى. وَ لكِنْ كَذَّبَ وَتَوَلَّى ... »

113. آيه«ثُمَ ذَهَبَ إِلى أَهْلِهِ يَتَمَطَّى»(2)= آيه«فَلا صَدَّقَ وَلاصَلَّى.وَلكِنْ كَذَّبَ وَتَوَلَّى ... »

114. آيه «ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ»(3) = آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... »

115. آيه «ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ»(4) = آيه «تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ. وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ ... »

116. آيه «ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الاْخِرِينَ»(5) = آيه «أَ لَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلِينَ . ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الاْخِرِينَ . كَذلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ . وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ»

117. آيه «جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَها وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّيَّاتِهِمْ وَ الْمَلائِكَةُ ... »(6) = آيه «أَهؤُلاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لا يَنالُهُمُ اللّه بِرَحْمَةٍ . ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ ... » و آيه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا . فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ ... »

ص: 109


1- . قيامت / 35.
2- . قيامت / 33.
3- . تكاثر / 8 .
4- . حاقّه / 46.
5- . مرسلات / 17.
6- . رعد / 23، 24.

118. آيه «حَتّى اِذا جاؤُوها وَ فُتِحَتْ اَبْوابُها قالَ لَهُمْ خَزَنَتُها ... »(1) = آيه «إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِى جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ . ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ»

119. آيه «حُرِّمَت عَلَيكُم المَيتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحمُ الخِنزيرِ وَ ما اُحِلَّ لِغَيرِ اللّه ِ بِهِ وَ ... »(2) = آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَ دِينا»

120. آيه «الْحَمْدُ للّه الَّذى هَدانا لِهذا وَ ما كُنّا لِنَهْتَدِىَ لَوْ لا اَنْ هَدانَا اللّه ُ»(3) = آيه «وَ نَزَعْنا ما فِى صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ تَجْرِى مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ وَ قالُوا الْحَمْدُ للّه ... »

121. آيه «خالِدِينَ فِيها لا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ»(4) = آيه «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ قُلْ قِتالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللّه وَ كُفْرٌ بِهِ ... »

122. آيه «ذلِكَ بِاَنَّهُمُ اتَّبَعُوا ما اَسْخَطَ اللّه ُ وَ كَرِهُوا رِضْوانَهُ ... »(5) = آيه «فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِى الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ ... »

123. آيه «ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لِلَّذِينَ كَرِهُوا ما نَزَّلَ اللّه سَنُطِيعُكُمْ فِى بَعْضِ الْأَمْرِ وَ اللّه يَعْلَمُ إِسْرارَهُمْ»(6) = آيه «فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِى الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ ... »

ص: 110


1- . زمر / 73.
2- . مائده / 3.
3- . اعراف / 43.
4- . آل عمران / 88 .
5- . محمد صلى الله عليه و آله / 28.
6- . محمد صلى الله عليه و آله / 26.

124. آيه «الَّذى ... » و آيه «الَّذينَ ... »

در آياتى كه با «الَّذى» يا «الَّذينَ» شروع مى شود، حرف «الف» و سپس «لام» به عنوان حرف شروع محاسبه شده است. همچنين اگر اين دو كلمه در بين آيه آمده باشد.

125. آيه «رَبِّ فَلا تَجْعَلْنِى فِى الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ»(1) = آيه «قُلْ رَبِّ إِمَّا تُرِيَنِّى ما يُوعَدُونَ. رَبِّ فَلا تَجْعَلْنِى فِى الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ»

126. آيه «رَبَّنا آتِنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَ هَيِّئْ لَنا مِنْ أَمْرِنا رَشَدا»

اشاره

126. آيه «رَبَّنا آتِنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَ هَيِّئْ لَنا مِنْ أَمْرِنا رَشَدا»(2)

از جمله آياتى كه در دعاى بعد از نماز روز غدير آمده اين آيه است:

«رَبَّنا آتِنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَ هَيِّئْ لَنا مِنْ أَمْرِنا رَشَدا» :

«پروردگارا از پيشگاه خود به ما رحمتى عنايت كن و در كارمان براى ما اسباب هدايت را فراهم كن» .

متن دعاى بعد از نماز روز غدير

فَاسْأَلُكَ يا رَبِّ تَمامَ ما انْعَمْتَ عَلَيْنا ... ، وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً(3):

پروردگارا، از تو كامل شدن نعمتى كه به ما دادى مى خواهم ... ، و براى ما از نزد خويش رحمتى عنايت فرما.

127. آيه «رَبَّنا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذابِ وَ الْعَنْهُمْ لَعْنا كَبِيرا»(4) = آيه «يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِى النَّارِ يَقُولُونَ يا لَيْتَنا أَطَعْنَا اللّه وَ أَطَعْنَا الرَّسُولاَ ... »

ص: 111


1- . مؤمنون / 94.
2- . كهف / 10. غدير در قرآن: ج 3 ص 378.
3- . الاقبال: ص 475. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 219.
4- . احزاب / 68 . غدير در قرآن: ج 1 ص 296.

128. آيه «رَبَّنا آمَنَّا بِما أَنْزَلْتَ وَ اتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدِينَ»

اشاره

128. آيه «رَبَّنا آمَنَّا بِما أَنْزَلْتَ وَ اتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدِينَ»(1)

از جمله آياتى كه در دعاى بعد از نماز روز غدير آمده اين آيه است:

«رَبَّنا آمَنَّا بِما أَنْزَلْتَ وَ اتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدِينَ» :

«پروردگارا ما به آنچه نازل كردى ايمان آورديم و پيرو پيامبر شديم پس ما را هم از شاهدان بنويس» .

متن دعاى بعد از نماز روز غدير

رَبَّنا آمَنّا بِكَ وَ وَفَيْنا بِعَهْدِكَ وَ صَدَّقْنا بِرَسُولِكَ وَ اتَّبَعْنا وُلاةَ الامْرِ مِنْ بَعْدِ رُسُلِكِ وَ والَيْنا اوْلِيائَكَ وَ عادَيْنا اعْدائَكَ فَاكْتُبْنا مَعَ الشّاهِدينَ(2):

پروردگارا، به تو ايمان آورديم و به عهد تو وفا كرديم و پيامبرت را تصديق نموديم و از واليان امر بعد از پيامبرانت پيروى كرديم، و ولايت دوستانت را پذيرفتيم و با دشمنانت دشمنى كرديم، پس ما را از شاهدان بنويس.

129. آيه «رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِيا يُنادِى لِلاْءِيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنا ... »

اشاره

129. آيه «رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِيا يُنادِى لِلاْءِيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنا ... »(3)

از جمله آياتى كه در دعاى بعد از نماز روز غدير آمده اين آيات است:

«رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِيا يُنادِى لِلاْءِيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ كَفِّرْ عَنَّا سَيِّئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الْأَبْرارِ. رَبَّنا وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِكَ وَ لا تُخْزِنا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعادَ» :

«پروردگارا ما شنيديم كه منادى براى ايمان ندا مى كند كه به پروردگارتان ايمان بياوريد و ما هم ايمان آورديم پروردگارا گناهان ما را ببخش و بدى هايمان را از ما

ص: 112


1- . آل عمران / 53 . غدير در قرآن: ج 3 ص 359 - 361.
2- . عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 219. الاقبال: ص 475.
3- . آل عمران / 193، 194. غدير در قرآن: ج 3 ص 368، 369، 425 - 433. چهارده قرن با غدير: ص 202، 203، 209، 210.

بزداى و ما را با نيكان از دنيا ببر. پروردگارا به ما عنايت كن آنچه به دست فرستادگانت به ما وعده داده اى و روز قيامت ما را خوار مكن كه تو وعده ات را خلاف نمى كنى» .

«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللّه ُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»(1):

«اى پيامبر برسان آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده و اگر نرسانى رسالت او را ابلاغ نكرده اى، و خدا تو را از شر مردم حفظ مى كند» .

«إِنْ هُوَ إِلاّ عَبْدٌ أَنْعَمْنا عَلَيْهِ وَ جَعَلْناهُ مَثَلاً لِبَنِى إِسْرائِيلَ»(2):

«او نيست مگر بنده اى كه به او نعمت داده ايم و او را نمونه اى براى بنى اسرائيل قرار داده ايم» .

«وَ لَمْ يَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللّه ِ وَ لا رَسُولِهِ وَ لا الْمُؤْمِنِينَ وَلِيجَةً»(3):

«و براى دل خود محبوبى جز خدا و رسول و مؤمنين قرار ندادند» .

«قُلْ هذِهِ سَبِيلِى أَدْعُوا إِلَى اللّه ِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِى وَ سُبْحانَ اللّه ِ وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ»(4):

«بگو اين راه من است كه با بصيرت به سوى خدا دعوت مى كنم من و آنان كه پيروان من اند خدا منزه است و من از مشركين نيستم» .

«فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحابُ الصِّراطِ السَّوِىِّ وَ مَنِ اهْتَدى»(5):

ص: 113


1- . مائده / 67 .
2- . زخرف / 59 .
3- . توبه / 16.
4- . يوسف عليه السلام / 108.
5- . طه / 135.

«به زودى خواهيد دانست كه اصحاب راه درست كيانند و آن كس كه هدايت شده كدام است» .

متن دعاى بعد از نماز روز غدير

رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِيا يُنادِى لِلاْءِيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا، رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ كَفِّرْ عَنَّا سَيِّئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الْأَبْرارِ، رَبَّنا وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِكَ وَ لا تُخْزِنا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعادَ.

رَبَّنا انَّنا سَمِعْنَا النِّداءَ، وَ صَدَّقْنَا الْمُنادى رَسُولَكَ صلى الله عليه و آله اذْ نادى نِداءً عَنْكَ بِالَّذى امَرْتَهُ انْ يُبَلِّغَ عَنْكَ ما انْزَلْتَ الَيْهِ مِنْ مُوالاةِ وَلِىِّ الْمُؤْمِنينَ، وَ حَذَّرْتَهُ وَ انْذَرْتَهُ انْ لَمْ يُبَلِّغْ انْ تَسْخَطَ عَلَيْهِ، وَ انَّهُ اذا بَلَّغَ رِسالاتِكَ عَصَمْتَهُ مِنَ النّاسِ.

فَنادى مُبَلِّغا وَحْيَكَ وَ رِسالاتِكَ: الا مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ، وَ مَنْ كُنْتُ وَلِيَّهُ فَعَلِىٌّ وَلِيُّهُ، وَ مَنْ كُنْتُ نَبِيَّهُ فَعَلِىٌّ اميرُهُ.

رَبَّنا قَدْ اجَبْنا داعِيَكَ النَّذيرَ الْمُنْذِرَ مُحَمَّدا عَبْدَكَ الَّذى انْعَمْتَ عَلَيْهِ وَ جَعَلْتَهُ مَثَلاً لِبَنى اسْرائيلَ.

رَبَّنا آمَنّا وَ اتَّبَعْنا مَوْلانا وَ وَلِيَّنا وَ هاديَنا وَ داعِيَنا وَ داعِىَ الانامِ، وَ صِراطَكَ السَّوِىَّ الْمُسْتَقيمَ وَ مَحَجَّتَكَ الْبَيْضاءَ، وَ سَبيلَكَ الدّاعِىَ الَيْكَ عَلى بَصيرَةٍ هُوَ وَ مَنِ اتَّبَعَهُ، وَ سُبْحانَ اللّه ِ عَمّا يُشْرِكُونَ بِوِلايَتِهِ وَ بِامْرِ رَبِّهِمْ وَ بِاتِّخاذِ الْوَلائِجِ مِنْ دُونِهِ(1):

پروردگارا، ما شنيديم كه منادى براى ايمان ندا مى كند كه به پروردگارتان ايمان بياوريد، و ما هم ايمان آورديم. پروردگارا، گناهان ما را ببخش و بدى هايمان را از ما بزداى و ما را با نيكان بميران.

ص: 114


1- . الاقبال: ص 475. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 216، 217.

پروردگارا، آنچه توسط فرستادگانت به ما وعده داده اى به ما عنايت كن و روز قيامت ما را خوار مكن، كه تو وعده ات را خلاف نمى كنى.

پروردگارا، ما ندا را شنيديم و ندا كننده را كه پيامبرت بود تصديق كرديم، آنگاه كه از سوى تو ندا كرد به آنچه دستور داده بودى و بر او نازل كرده بودى كه از طرف تو درباره ولايت صاحب اختيار مؤمنان ابلاغ كند. و او را بر حذر داشتى و ترساندى كه اگر ابلاغ نكند بر او غضب خواهى كرد، و اگر رسالت هاى تو را ابلاغ كند او را از شر مردم حفظ خواهى كرد.

آنجا بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله به قصد ابلاغ وحى و رسالت تو چنين ندا كرد: بدانيد كه هر كس من مولى و صاحب اختيار او هستم على صاحب اختيار اوست، و هر كس من ولىّ اويم على ولىّ اوست، و هر كس من پيامبر او بوده ام على امير اوست.

پروردگارا، ما دعوت كننده تو را اجابت كرديم، همان ترساننده منذر، يعنى محمد صلى الله عليه و آله بنده تو كه بر او انعام فرمودى و او را نمونه اى براى بنى اسرائيل قرار دادى.

پروردگارا، ما ايمان آورديم و از صاحب اختيار و ولىّ و هدايت كننده و دعوت كننده ما و مردم پيروى نموديم، همان راه درست و مستقيم تو، و جايگاه حجتِ واضح تو، و راه تو كه او و پيروانش با بصيرت به سوى تو دعوت مى كنند، و خدا منزه است از آنچه در ولايت على عليه السلام شرك مى ورزند و درباره امر پروردگارشان كسى را شريك مى كنند، و كسانى را جز او محبوب دل خود قرار مى دهند.

همچنين در فرازى از دعاى روز غدير آمده است:

اللّهُمَّ صَدَّقْنا وَ أَجَبْنا داعِىَ اللّه وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فى مُوالاةِ مَوْلانا وَ مَوْلَى الْمُؤْمِنينَ أَميْرِالْمُؤمِنينَ عَلِىِّ بْنِ أَبى طالِبٍ ... . اللهم رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِيا يُنادى لِلايمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا:

ص: 115

خدايا ما تصديق كرديم و اجابت نموديم دعوت كننده تو را و پيرو پيامبر صلى الله عليه و آله شديم درباره ولايت مولايمان و مولاى مؤمنان اميرالمؤمنين على بن ابى طالب ... . خدايا، پروردگارا، ما شنيديم مناديى براى ايمان ندا مى كند كه به پروردگارتان ايمان بياوريد. ما نيز ايمان آورديم ... .

130. آيه «رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ ... »

اشاره

130. آيه «رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ ... »(1)

از جمله آياتى كه در دعاى بعد از نماز روز غدير و نيز در زيارت غديريه آمده، اين آيه است:

«رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ» :

«پروردگارا بعد از آنكه ما را هدايت كردى قلوب ما را منحرف مگردان و از پيشگاه خود به ما رحمتى عنايت كن، كه تو بخشاينده هستى» .

متن دعاى بعد از نماز روز غدير

رَبَّنا سَمِعْنا وَ اطَعْنا ... ، وَ لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ(2):

خدايا، شنيديم و اطاعت مى كنيم ... ، بعد از آنكه ما را هدايت كردى قلوب ما را منحرف مگردان و از پيشگاه خود به ما رحمتى عنايت كن، كه تو بخشاينده هستى.

متن زيارت غديريه

در فرازى از زيارت اميرالمؤمنين عليه السلام در روز غدير مى خوانيم: اللَّهُمَّ انّى اسأَلُكَ ... ، انْ تَجْعَلَنى فى هذَا الْيَوْمِ الَّذى عَقَّدْتَ فيهِ لِوَلِيِّكَ الْعَهْدَ فى اعْناقِ خَلْقِكَ وَ اكْمَلْتَ لَهُمُ

ص: 116


1- . آل عمران / 8 . غدير در قرآن: ج 3 ص 377، 401 - 403.
2- . الاقبال: ص 475. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 219.

الدّينَ، مِنَ الْعارِفينَ بِحُرْمَتِهِ وَ الْمُقِرّينَ بِفَضْلِهِ ... . اللَّهُمَّ فَكَما جَعَلْتَهُ عيدَكَ الاكْبَرَ وَ سَمَّيْتَهَ فِى السَّماءِ يَوْمَ الْعَهْدِ الْمَعْهُودِ وَ فِى الارْضِ يَوْمَ الْميثاقَ الْمأخُوذَ وَ الْجَمْعِ الْمَسْؤُولِ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اقْرِرْ بِهِ عُيُونَنا وَ اجْمِعْ بِهِ شَمْلَنا وَ لا تُضِلَّنا بَعْدَ اذْ هَدَيْتَنا وَ اجْعَلْنا لِانْعُمِكَ مِنَ الشّاكِرينَ يا ارْحَمَ الرّاحِمينَ(1):

خدايا از تو مى خواهم مرا در اين روزى كه براى وليت عهدى بر گردن خلقت بسته اى و دين را برايشان كامل كرده اى، مرا از عارفين به حرمت آن و اقرار كنندگان به فضيلت آن قرار دهى ... . خدايا همان گونه كه آن را عيد بزرگ خود قرار داده اى و در آسمان روز عهد معهود و در زمين روز پيمان گرفته شده و اجتماع سؤال شونده نامگذارى كرده اى، بر محمد و آل محمد درود فرست و چشم ما را بدان روشن فرما و كارهاى ما را به بركت آن منظم فرما و بعد از هدايت ما را گمراه مفرما و ما را نسبت به نعمت هايت از شاكران قرار ده، اى رحم كننده ترين رحم كنندگان.

131. آيه «رَبَّنا وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِكَ وَ لا تُخْزِنا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّكَ ... »

اشاره

131. آيه «رَبَّنا وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِكَ وَ لا تُخْزِنا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّكَ ... »(2)

از جمله آياتى كه در دعاى بعد از نماز روز غدير آمده اين آيه است:

«رَبَّنا وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِكَ وَ لا تُخْزِنا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعادَ» :

«پروردگارا آنچه به فرستادگانت وعده داده اى به ما عنايت كن و در روز قيامت ما را خوار مفرما كه تو وعده ات را خلاف نمى كنى» .

متن دعاى بعد از نماز روز غدير

رَبَّنا فَكَما كانَ مِنْ شَأْنِكَ انْ جَعَلْتَنا مِنْ اهْلِ الْوَفاءِ بِعَهْدِكَ بِمَنِّكَ عَلَيْنا وَ لُطْفِكَ لَنا، فَلْيَكُنْ مِنْ شَأْنِكَ انْ تَغْفِرَ لَنا ذُنُوبَنا ... . رَبَّنا وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِكَ وَ لا تُخْزِنا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعادَ(3):

ص: 117


1- . بحار الانوار: ج 97 ص 360 - 368.
2- . آل عمران / 194. غدير در قرآن: ج 3 ص 379.
3- . الاقبال: ص 475. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 219.

پروردگارا، همچنان كه از شأن توست كه ما را با منت و لطف خود از اهل وفا به عهدت قرار دادى، همچنين گناهان ما را ببخش ... ، و آنچه به پيامبرانت وعده داده اى به ما عنايت كن، و در روز قيامت ما را خوار مكن، كه تو وعده خود را خلاف نمى كنى.

132. آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... »

132. آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... »(1)

از جمله آياتى كه در غدير و پس از اتمام مراسم غدير بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شده اين آيات است:

«سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ. لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ. مِنَ اللّه ذِى الْمَعارِجِ» :

«درخواست كرد درخواست كننده اى عذاب واقع را. كه كافران قدرت دفع آن را ندارند. و اين از طرف خداوند صاحب عروج ها بود» .

«وَ لَمّا ضُرِبَ ابن مَريَمَ مَثلاً اذا قومُكَ مِنهُ يَصُدُّونَ. وَ قالوا أ آلِهَتُنا خَيرٌ أم هُوَ ما ضَرَبوهُ لَكَ إلاّ جَدَلاً بَل هُم قَومٌ خَصمونَ. إن هُوَ إلاّ عَبدٌ أنعَمنا عَلَيهِ وَ جَعَلناهُ مَثَلاً لِبَنى إسرائيل. وَ لَو نَشاءُ لَجَعَلنا مِنكُم مَلائكَة فى الأرضِ يَخلفونَ. وَ إنَّه لَعِلم لِلساعَةِ فَلا تَمتَرن بِها وَ اتبِعون هذا صِراطٌ مُستَقيم»(2):

«هنگامى كه عيسى بن مريم مثال زده مى شود قوم تو از آن رويگردان مى شوند. و مى گويند آيا اين بهتر است يا خدايان ما اين سخن را جز از روى جدل بر زبان جارى نمى كنند چرا كه اينان گروهى مخاصمه گر هستند. او نيست جز بنده اى كه بر او تفضّل كرده ايم و او را مثالى براى بنى اسرائيل قرار داده ايم. اگر مى خواستيم از شما ملائكه اى را قرار مى داديم كه در زمين جانشين مى شدند. اين علمى براى آن زمان است پس درباره آن شك نداشته باشيد و از من پيروى كنيد كه اين راه راست است» .

ص: 118


1- . معارج / 1 - 3. غدير در قرآن: ج 1 ص 387 - 413. چهارده قرن با غدير: ص 25، 153 - 157. واقعه قرآنى غدير: ص 153. اسرار غدير: ص 60 . چكيده عبقات الانوار حديث غدير : ص 491 - 521 . نگرشى نو به غدير (رضوانى) : ص 55 - 61 . غدير در آئينه قرآن (كورانى - شمسايى) : ص 367 - 455.
2- . زخرف / 57 - 61 .

«وَ إِذْ قالُوا اللهمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ أَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ أَلِيمٍ. وَ ما كانَ اللّه لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ وَ ما كانَ اللّه مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ»(1):

«آنگاه كه گفتند خدايا اگر اين حقى از طرف توست بر ما سنگى از آسمان ببار يا عذاب دردناكى بر ما بفرست. خدا آنان را عذاب نمى كند در حالى كه تو در ميان آنان باشى و خدا آنان را عذاب نمى كند در حالى كه استغفار كنند» .

«وَ لَوْ يُعَجِّلُ اللّه لِلنَّاسِ الشَّرَّ اسْتِعْجالَهُمْ بِالْخَيْرِ لَقُضِىَ إِلَيْهِمْ أَجَلُهُمْ فَنَذَرُ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا فِى طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ»(2):

«اگر خداوند براى مردم شرّ را فورا مى فرستاد - همان گونه كه خير را فورا مى فرستد - اجل آنان را مقدر مى فرمود ما رها مى كنيم كسانى را كه اميد ملاقات ما را ندارند تا در طغيان خود متحيّر بمانند» .

«لا يُؤْمِنُونَ بِهِ حَتَّى يَرَوُا الْعَذابَ الْأَلِيمَ. فَيَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ. فَيَقُولُوا هَلْ نَحْنُ مُنْظَرُونَ. أَ فَبِعَذابِنا يَسْتَعْجِلُونَ»(3):

«به آن ايمان نمى آورند تا عذاب دردناك را ببينند. ناگهان به سراغ آنان مى آيد و آنان متوجه نمى شوند. مى گويند آيا ما مهلت داده شده بوديم. آيا به عذاب ما عجله مى كنند» .

«وَ اسْتَفْتَحُوا وَ خابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ. مِنْ وَرائِهِ جَهَنَّمُ وَ يُسْقى مِنْ ماءٍ صَدِيدٍ. يَتَجَرَّعُهُ وَ لا يَكادُ يُسِيغُهُ وَ يَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِنْ كُلِّ مَكانٍ وَ ما هُوَ بِمَيِّتٍ وَ مِنْ وَرائِهِ عَذابٌ غَلِيظٌ»(4):

ص: 119


1- . انفال / 32، 33.
2- . يونس عليه السلام / 12.
3- . شعراء / 201 - 204.
4- . ابراهيم عليه السلام / 15 - 17.

«ابتدا خودشان درخواست كردند، و اينگونه هر جبار معاندى ضرر كرد و به هدف خود نرسيد. در پى او جهنم است و از آب چركين به او نوشانده مى شود. آن را جرعه جرعه مى آشامد و گواراى او نخواهد بود و مرگ از هر سو سراغ او مى آيد ولى او نمى ميرد و پشت سر او عذاب سختى است» .

خلاصه ماجراى حارث فهرى و سنگ آسمانى از اين قرار است:

در آخرين ساعات روز سوم، حارث فهرى به همراه دوازده نفر از اصحابش نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند و او از طرف بقيه گفت:

اى محمد سه سؤال از تو دارم: شهادت به يگانگى خداوند و پيامبرى خود را از جانب پروردگارت آورده اى يا از پيش خود گفتى ؟ آيا نماز و زكات و حج و جهاد را از جانب پروردگار آورده اى يا از پيش خود گفتى ؟ آيا اين على بن ابى طالب كه گفتى: مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ ... ، از جانب پروردگار گفتى يا از پيش خود گفتى ؟

حضرت در جواب هر سه سؤال فرمودند: خداوند به من وحى كرده است، و واسطه بين من و خدا جبرئيل است، و من اعلان كننده پيام خدا هستم و بدون اجازه پروردگارم خبرى را اعلان نمى كنم.

حارث گفت: خدايا، اگر آنچه محمد مى گويد حق و از جانب توست سنگى از آسمان بر ما ببار يا عذاب دردناكى بر ما بفرست. و به روايتى: خدايا، اگر محمد در آنچه مى گويد صادق و راستگو است شعله اى از آتش بر ما بفرست ! !

همين كه سخن حارث تمام شد و به راه افتاد، خداوند سنگى از آسمان بر او فرستاد كه از مغزش وارد شد و از دُبُرش خارج گرديد و همانجا او را هلاك كرد. در روايت ديگر: ابر غليظى ظاهر شد و رعد و برقى به وجود آمد و صاعقه اى رخ داد و آتشى فرود آمد و همه آن دوازده نفر را سوزانيد.

بعد از اين ماجرا، آيه نازل شد: «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ، لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... » : «درخواست كننده اى عذاب واقع شدنى را درخواست كرد كه كسى نتواند آن را دفع كند» . پيامبر صلى الله عليه و آله به اصحابش فرمود: آيا ديديد و شنيديد ؟ گفتند: آرى.

ص: 120

با اين معجزه، بر همگان مسلم شد كه «غدير» از منبع وحى سرچشمه گرفته و يك فرمان الهى است.(1)

در اينجا ماجراى حارث فهرى را با جمع بندى چند نقل تاريخى مى آوريم:

نزديك غروب روز بيستم ذى الحجه سال دهم هجرت آخرين لحظات برنامه سه روزه غدير است. در طول اين سه روز پيامبر صلى الله عليه و آله در هر مناسبتى فضائل و مناقب اميرالمؤمنين و اهل بيتش را براى مردم بيان مى فرمايد. در آن لحظات عده اى از اصحاب خدمت حضرت جمع بودند كه ابوبكر و عمر و مغيره و عده اى ديگر از منافقين نيز در ميان آنان بودند.

حارث فهرى از ميان آنها آمادگى بيشترى براى جسارت داشت و در واقع زبان منافقين به حساب مى آمد. در اين حال پيامبر صلى الله عليه و آله خطاب به اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود:

انَّ فيكَ شِبْها مِنْ عيسَى بْنِ مَرْيَمَ. لَوْ لا انْ تَقُولَ فيكَ طَوائُفٌ مِنْ امِّتى ما قالَتِ النَّصارى فى عيسَى بْنِ مَرْيَمَ لَقُلْتُ فيكَ قَوْلاً لا تَمُرُّ بِمَلَأٍ مِنَ النّاسِ الاّ اخَذُوا التُّرابَ مِنْ تَحْتِ قَدَمَيْكَ يَلْتَمِسُونَ بِذلِكَ الْبَرَكَةَ:

در تو شباهتى به عيسى بن مريم وجود دارد. اگر نبود كه گروه هايى از امتم درباره تو سخنى را بگويند كه مسيحيان درباره عيسى گفتند، درباره تو سخنى مى گفتم كه از كنار هر دسته از مردم مى گذشتى خاك پاى تو را بر مى داشتند و بدان تبرك مى جستند.

ص: 121


1- . الكافى: ج 1 ص 422 ح 47 و ج 8 روضه ص 57 ح 18. تفسير القمى: ص 695 . الفضائل (شاذان) : ص 84 . تفسير فرات: ص 190، 505 ح 663 . مناقب ابن شهرآشوب: ص 3 ح 40. اربعين منتجب الدين: ص 83 . العمدة (ابن بطريق) : ص 101. الاقبال: ص 453 - 459. حلية الابرار: ج 2 ص 125. مدينة المعاجز: ج 2 ص 267 - 276. بحار الانوار: ج 8 ص 6 ح 10 و ج 15 ص 6 ح 6 و ج 35 ص 320 - 323 ح 22 و ج 37 ص 136، 162، 166، 167، 173، 176 و ج 42 ص 40 - 42 ح 14 و ج 94 ص 13 ح 22. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 56 ح 22 و ص 57 و ص 68 ح 45 و ص 129، 130 ح 185 و ص 144، 306. تفسير ثعالبى: ج 3 ص 239. تفسير القرطبى: ج 8 ص 315، 316 و ج 10 ص 225. زاد المسير (ابن جوزى) : ج 4 ص 10. الغدير: ج 1 ص 193.

شنيدن اين منقبت بر منافقين گران آمد و مسخره كنان در بين خود گفتند: ببينيد چگونه او را مِثل عيسى بن مريم قرار داد ! چطور چنين چيزى ممكن است ؟ !

ابوبكر و عمر نيز غضب كردند و گفتند: براى پسر عمويش به هيچ مثالى راضى نشد جز عيسى بن مريم !

در اين ميان حارث فهرى رو به اصحاب خود كرد و گفت: محمد براى پسر عمويش مَثَلى جز عيسى بن مريم پيدا نكرد. نزديك است كه او را بعد از خود پيامبر قرار دهد. خدايانمان كه مى پرستيديم بهتر از اين است !

در پى اين حركات منافقين، آيات سوره زخرف نازل شد:

«وَ لَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلاً إِذا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصِدُّونَ. وَ قالُوا أَ آلِهَتُنا خَيْرٌ أَمْ هُوَ ما ضَرَبُوهُ لَكَ إِلاَّ جَدَلاً بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ. إِنْ هُوَ إِلاَّ عَبْدٌ أَنْعَمْنا عَلَيْهِ وَ جَعَلْناهُ مَثَلاً لِبَنِى إِسْرائِيلَ. وَ لَوْ نَشاءُ لَجَعَلْنا مِنْكُمْ مَلائِكَةً فِى الْأَرْضِ يَخْلُفُونَ. وَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسَّاعَةِ فَلا تَمْتَرُنَّ بِها وَ اتَّبِعُونِ هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ» :

«هنگامى كه عيسى بن مريم مثال زده مى شود قوم تو از آن رويگردان مى شوند. و مى گويند آيا اين بهتر است يا خدايان ما اين سخن را جز از روى جدل بر زبان جارى نمى كنند چرا كه اينان گروهى مخاصمه گر هستند. او نيست جز بنده اى كه بر او تفضّل كرده ايم و او را مثالى براى بنى اسرائيل قرار داده ايم. اگر مى خواستيم از شما ملائكه اى را قرار مى داديم كه در زمين جانشين مى شدند. اين علمى براى آن زمان است پس درباره آن شك نداشته باشيد و از من پيروى كنيد كه اين صراط مستقيم است» .

يكى از منافقين گفت: محمد در مدح خود و برادرش على زياده روى كرد و اين سخنانى كه گفت از طرف خدا نبود، بلكه چون مى داند سخنش را مى پذيرند مى خواهد رياست خود و على را بر ما محكم نمايد !

ص: 122

از طرف خدا پاسخ آمد: اى محمد ! به اينان بگو: كجاى اين فضايل قابل انكار بود ؟ خداوند عظيم و كريم و حكيم است. بندگانى را برگزيده و اطاعت نيكو و انقياد آنان را در برابر اوامرش ديده و آنان را به كراماتى اختصاص داده و امور بندگانش را به آنان سپرده و سياست خلقش را به تدبير حكيمانه اى كه آنان را بدان موفق نموده به ايشان سپرده است.

آيا پادشاهان زمين را نمى بينيد كه وقتى پادشاهى خدمتگزارى يكى از كارگزارانش را مى پسندد و در آنچه از امور مملكتش به او مى سپارد اطاعت درست از او مى بيند، چنين كسى را براى آنچه بيرون كاخ است برمى گزيند و در سياست لشكر و رعيت خود بر او اعتماد مى كند.

محمد نيز در تدبيرى كه پروردگارش براى او قرار داده چنين است و نيز على بعد از او كه او را وصى و جانشين خود در اهل بيتش و ادا كننده قرض هايش، و برآورنده وعده هايش و يارى دهنده دوستانش و مقابله كننده با دشمنانش قرار داده است.

منافقين با شنيدن اين فرمايشات پيامبر صلى الله عليه و آله گفتند: آنچه براى على بن ابى طالب در نظر گرفته مسئله كوچكى نيست. اينها حاكم شدن درباره خون مردم و زنان و فرزندان و اموال و حقوق آنان و انساب و دنيا و آخرتشان است. بايد در اين باره آيت و نشانه اى بياورد كه مناسب اين ولايت باشد.

پيامبر صلى الله عليه و آله نمونه هايى از آيات و معجزات ظهور يافته درباره اميرالمؤمنين عليه السلام را باز شمرد و فرمود:

آيا شما را كفايت نكرد نور على كه در آن شب ظلمانى هنگام خروج از خانه پيامبر ظاهر شد ؟ !

آيا شما را كفايت نكرد كه على در مسير راهش با چند ديوار رو به رو شد و آن ديوارها شكافته شدند و او از آنها عبور كرد و دوباره شكاف ديوارها به هم آمد ؟ !

ص: 123

آيا شما را كفايت نكرد همين روز غدير خم ؟ آنگاه كه رسول اللّه او را به ولايت منصوب نمود، درهاى آسمان را ديديد كه باز شده و ملائكه از آنجا بر شما مشرف گرديده و ندا مى كنند: هذا وَلِىُّ اللّه فَاتَّبِعُوهُ وَ الاّ حَلَّ بِكُمُ عَذابُ اللّه فَاحْذَرُوهُ : اين ولى خداست، پيرو او باشيد، و گرنه عذاب خدا بر شما نازل مى شود، پس از آن بر حذر باشيد.

آيا شما را كفايت نكرد آنگاه كه ديديد على بن ابى طالب راهى را مى رفت كه در برابر او كوه هايى بودند. براى آنكه او از مسير خود به راست و چپ نرود كوه ها پيشاپيش او به حركت در آمدند و مسير او را باز كردند، و پس از عبور على بار ديگر به جاى خود باز گشتند ؟ !

آنگاه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: خدايا باز هم براى اينان آيات و نشانه هايى ظاهر كن - كه براى تو آسان است - تا حجتت را بر اينان تمام كنى ... .

اينجا بود كه حارث فهرى برخاست و با لسانى تند و با جسارت در برابر پيامبر صلى الله عليه و آله قرار گرفت و گفت: وقتى قرار شد تو رسول اللّه باشى و على جانشين بعد از تو باشد و فاطمه دخترت سيده زنان عالم و حسن و حسين سيد جوانان اهل بهشت باشند، پس براى ساير قريش چيزى باقى نگذاشته اى ؟ !

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: من اين مقامات را تعيين نكرده ام، بلكه خدا معين فرموده است.

حارث سخن را به نقطه اصلى اعتقاد بازگرداند و گفت: اى محمد ! ما را دعوت كردى كه «لا إلهَ إلاّ اللّه» را قبول كنيم و ما هم پذيرفتيم. سپس دعوتمان كردى كه پيامبرى تو را بپذيريم و ما پذيرفتيم در حالى كه قلبمان رضايت نمى داد ! ! سپس دستور نماز و بعد از آن روزه را دادى و ما انجام داديم. بعد از آن دستور حج و خمس و زكات را دادى و ما انجام داديم. به همه اينها اكتفا نكردى تا امروز كه پسر عمويت را منصوب نمودى و گفتى: مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ. اللهمَّ والِ ... ، آيا واقعا همه اينها از طرف خدا بود ؟

ص: 124

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: از طرف خدا به من وحى مى شود و جبرئيل سفير و واسطه الهى است و من به مردم خبر مى دهم، و جز آنچه خدا دستور دهد چيزى را اعلام نمى كنم.

حارث دوباره گفت: تو را به خدايى كه خدايى جز او نيست، آيا اين حتما از طرف خداست و از طرف خودت نيست ؟ ! حضرت فرمود: به خدايى كه جز او خدايى نيست اين از طرف خداست نه از پيش خودم. و اين را سه بار تكرار فرمود.

حارث گفت: تو ما را به حبّ على بن ابى طالب دستور مى دهى و گمان دارى كه او نسبت به تو همچون هارون نسبت به موسى است و شيعيان او سوار بر شتران نورانى به محشر مى آيند و در عرصه قيامت بر ديگران فخر مى كنند تا آنكه كنار حوض كوثر آيند و از آن بنوشند، و اين در حالى است كه بقيه امت در يك گروه جداگانه محشور مى شوند. آيا همه اينها از آسمان نازل شده يا از پيش خود مى گويى ؟

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: آرى، از آسمان نازل شده و سپس من ابلاغ كرده ام. خداوند ما را نورى در زير عرش خلق كرد.

حارث گفت: اكنون فهميدم كه تو ساحر كذّاب هستى ! اى محمد، مگر شما هم از فرزندان آدم نيستيد ؟

حضرت فرمود: آرى، ولى خداوند ما را نورى در زير عرش خلق فرمود دوازده هزار سال قبل آنكه آدم را خلق كند. سپس آن نور را در صلب آدم قرار داد. آن نور از صلبى به صلب ديگر منتقل شد تا آنكه در صلب عبد اللّه و ابوطالب از يكديگر جدا شديم. بنابراين خداوند ما را از آن نور خلق كرده و فرق من و على در اين است كه پيامبرى بعد از من نيست.

آنگاه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: اى حارث ! از خدا بترس و از آنچه درباره دشمنى على بن ابى طالب بر زبان آوردى توبه كن.

حارث سر به سوى آسمان بلند كرد و گفت: خدايا ! اگر محمد در آنچه مى گويد صادق و راستگوست سنگى از آسمان بر ما ببار يا عذابى بر ما نازل كن كه انتقامى در

ص: 125

اولينِ ما (منكرين ولايت) و نشانه اى براى آيندگان ما باشد؛ و اگر آنچه محمد مى گويد دروغ است عذابت را بر او نازل كن.

خداوند فورا سخن حارث را با اين آيه براى پيامبر صلى الله عليه و آله فرستاد:

«وَ إِذْ قالُوا اللهمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ أَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ أَلِيمٍ» : «آنگاه كه گفتند خدايا اگر اين حقى از طرف توست بر ما سنگى از آسمان ببار يا عذاب دردناكى بر ما بفرست» .

به دنبال اين آيه وحى چنين آمد: «وَ لَوْ يُعَجِّلُ اللّه لِلنَّاسِ الشَّرَّ اسْتِعْجالَهُمْ بِالْخَيْرِ لَقُضِىَ إِلَيْهِمْ أَجَلُهُمْ فَنَذَرُ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا فِى طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ» :

«اگر خداوند براى مردم شرّ را فورا مى فرستاد همان گونه كه خير را فورا مى فرستد اجل آنان را مقدر مى فرمود ما رها مى كنيم كسانى را كه اميد ملاقات ما را ندارند تا در طغيان خود متحيّر بمانند» .

آنگاه آيه ديگرى نازل شد: «وَ ما كانَ اللّه لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ وَ ما كانَ اللّه مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ» : «خدا آنان را عذاب نمى كند در حالى كه تو در ميان آنان باشى، و خدا آنان را عذاب نمى كند در حالى كه استغفار كنند» .

با اين آيه در حضور پيامبر صلى الله عليه و آله عذابى نازل نمى شد و در صورتى درخواست حارث عملى مى شد كه از حضور حضرت خارج شود. راه ديگر توبه بود كه حارث از سخن خود باز گردد. لذا پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: اى حارث ! يا توبه كن و يا از پيش ما برو !

حارث گفت: اى محمد ! راه ديگر اين است كه براى قريش هم نصيبى از آنچه در اختيار دارى قرار دهى، چرا كه با اين برنامه تو بنى هاشم همه مناقب عرب و عجم را به خود اختصاص دادند !

حضرت فرمود: اين مسئله در اختيار من نيست، بلكه مربوط به خداوند تبارك و تعالى است.

ص: 126

حارث گفت: اگر اينگونه است اعلام مى كنم كه قلبم توبه را نمى پذيرد، ولى از حضور تو مى روم ! آنگاه برخاست و به سرعت به طرف شترش رفت و سوار شد و حركت كرد.

اكنون دو عذاب الهى با هم نازل شد در حالى كه پيامبر صلى الله عليه و آله و اصحابش از فاصله اى او را مى ديدند. خداوند پرنده اى را از آسمان فرستاد كه در منقار او ريگى به اندازه عدس بود. او آن ريگ را بر سر حارث رها كرد و از سر او وارد شد و از دُبُر او خارج گرديد. حارث بر زمين افتاد در حالى كه پاهايش را بر زمين مى كوبيد. در همين حال ابر سياهى ظاهر شد و رعد و برقى زد و صاعقه اى پديد آورد كه بر بدن حارث خورد و او را سوزانيد.

در آن لحظه جبرئيل نازل شد و اين آيات را آورد: «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ. لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ. مِنَ اللّه ذِى الْمَعارِجِ» : «درخواست كننده اى عذاب واقع را درخواست كرد. كه كافران قدرت دفع آن را ندارند. و اين از طرف خداوند صاحب عروج ها بود» .

پيامبر صلى الله عليه و آله به اصحابش فرمود: اكنون به طرف او برويد كه آنچه از خدا خواست بر او رسيد، چنانكه خداوند عزوجل مى فرمايد: «وَ اسْتَفْتَحُوا وَ خابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ» : «ابتدا خودشان درخواست كردند و اينگونه هر جبار معاندى ضرر كرد و به هدف خود نرسيد» .

آنگاه اين آيه نازل شد: «أَ فَبِعَذابِنا يَسْتَعْجِلُونَ» : «آيا به عذاب ما عجله مى كنند» ؟ !

سپس حضرت فرمود: آيا با چشم خود ديديد ؟ گفتند: آرى. فرمود: آيا با گوش خود شنيديد ؟ گفتند: آرى.

فرمود: خوشا به حال كسى كه على را دوست بدارد، و واى به حال كسى كه با او دشمنى كند. گويا على و شيعيانش را مى بينيم كه در روز قيامت سوار بر شترانى به

ص: 127

طرف باغ هاى بهشت برده مى شوند، در حالى كه چهره هايشان جوان و تاج بر سر و سرمه كشيده اند. ترسى بر آنان نيست و محزون نمى شوند. آنان با رضايت بزرگِ خدا تأييد شده اند، و اين رستگارى بزرگ است. تا هنگامى كه در مقام قدس از محضر ربّ العالمين ساكن شوند، كه در آنجا آنچه دل طلب كند و چشم لذت ببرد آماده است و در آنجا هميشگى خواهند بود و ملائكه به آنان مى گويند: «سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ» : «سلام بر شما به خاطر صبرى كه كرديد و اين عاقب نيكويى است» .

اين بود ماجراى مفصل حارث فهرى و سنگ آسمانى كه در آخرين ساعات مراسم سه روزه غدير اتفاق افتاد و مُهر تأييد الهى را بر سطر نهايى آن زد.

علماى شيعه بحث هاى مفصلى مطرح كرده اند؛ از ابحاث مفصل سندى و رجالى گرفته، تا وجوه دلالت اين آيه بر وعناى مولى و امامت اميرالمؤمنين عليه السلام، و نيز تحليل و واكاوى آيه «سَألَ سائِلٌ ... » و ماجراى حارث فهرى و پاسخ به شبهات و اشكالات در مورد اين آيه و ماجرا.

با تمام زحماتى كه در موضوع ماجراى حارث فهرى و آيه «سَألَ سائِلٌ ... » انجام شده، ولى باز هم جا دارد مورد تحقيق و تأليف قرار گيرد.

133. آيه «سَتُكْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ يُسْأَلُونَ»(1) = آيه «وَ جَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ إِناثا أَ شَهِدُوا خَلْقَهُمْ ... »

134. آيه «سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدّارِ»(2) = آيه «أَ هؤُلاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لا يَنالُهُمُ اللّه بِرَحْمَةٍ . ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ ... »

ص: 128


1- . زخرف / 19.
2- . رعد / 24.

135. آيه «سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلانِ»(1) = آيه «يُرْسِلُ عَلَيْكُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنْتَصِرانِ»

136. آيه «سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرابِ شَغَلَتْنا أَمْوالُنا وَ أَهْلُونا ... »

اشاره

136. آيه «سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرابِ شَغَلَتْنا أَمْوالُنا وَ أَهْلُونا ... »(2)

پيامبر صلى الله عليه و آله در فرازى از بخش دوم خطبه غدير و پس از بيان لزوم ابلاغ وحى و آيه تبليغ، به علت نزول آيه پرداخته فرمود: «من از جبرئيل درخواست كردم كه از خدا بخواهد تا مرا از ابلاغ اين مسئله به شما معاف نمايد، چرا كه از كمى متقين و زيادى منافقين آگاهم» . آنگاه اوصاف منافقين را با اشاره به آيه 11 سوره فتح: «يَقوُلُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ ما لَيْسَ فى قُلُوبِهِمْ» و آيه 15 سوره نور: «تَحْسَبُونَهُ هَيِّنا وَ هُوَ عِنْدَ اللّه ِ عَظيمٌ» بيان كرد، و سپس اذيت هاى پى در پى منافقين را نسبت به حضرتش يادآور شد.

«سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرابِ شَغَلَتْنا أَمْوالُنا وَ أَهْلُونا يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ ما لَيْسَ فِى قُلُوبِهِمْ قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ لَكُمْ مِنَ اللّه شَيْئا إِنْ أَرادَ بِكُمْ نَفْعا بَلْ كانَ اللّه بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرا» :

«به زودى بر جاى ماندگان از اعراب خواهند گفت اموال و خانواده ما مشغولمان كرده است آنان در زبانشان چيزى را مى گويند كه در قلبشان نيست بگو پس چه كسى در برابر خدا به نفع شما اختيارى دارد اگر او نفعى را براى شما بخواهد بلكه خداوند به آنچه انجام مى دهيد آگاه است» .

«إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَ تَقُولُونَ بِأَفْواهِكُمْ ما لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ وَ تَحْسَبُونَهُ هَيِّنا وَ هُوَ عِنْدَ اللّه عَظِيمٌ»(3):

ص: 129


1- . الرحمن / 31.
2- . فتح / 11. غدير در قرآن: ج 2 ص 95 - 102. سخنرانى استثنائى غدير: ص 147 - 155. واقعه قرآنى غدير: ص 82 .
3- . نور / 15.

«آن هنگام كه با زبانتان با او ملاقات مى كنيد و با دهانتان مى گوييد آنچه بدان آگاهى نداريد، و اين كار را سهل مى انگاريد در حالى كه نزد خداوند عظيم است» .

متن خطبه غدير

وَ سَالْتُ جَبْرَئيلَ انْ يَسْتَعْفِىَ لِىَ السَّلامَ عَنْ تَبْليغِ ذلِكَ الَيْكُمْ - ايُّهَا النّاسُ - لِعِلْمى بِقِلَّةِ الْمُتَّقينَ وَ كَثْرَةِ الْمُنافِقينَ وَ ادْغالِ اللاّئِمينَ وَ حِيَلِ الْمُسْتَهْزِئينَ بِالاسْلامِ، الَّذينَ وَصَفَهُمُ اللّه فى كِتابِهِ بِانَّهُمْ يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ ما لَيْسَ فِى قُلُوبِهِمْ وَ يَحْسَبُونَهُ هَيِّنا وَ هُوَ عِنْدَ اللّه عَظِيمٌ:

از جبرئيل خواستم كه از خداوند بخواهد تا مرا از ابلاغ اين مطلب به شما معاف بدارد، زيرا از كمى متقين و زيادى منافقين و افساد ملامت كنندگان و حيله هاى مسخره كنندگان اسلام اطلاع دارم، كسانى كه خداوند در كتابش آنان را چنين توصيف فرموده كه با زبانشان مى گويند آنچه در قلب هايشان نيست و اين كار را سهل مى شمارند در حالى كه نزد خداوند عظيم است.

137. آيه «صِراطَ الَّذينَ اَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ ... »(1) = آيه «اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ ... »

138. آيه «ضَرَبَ اللّه ُ مَثَلاً لِلَّذينَ كَفَرُوا امْرَأَةَ نُوحٍ وَ امْرَأَةَ لُوطٍ ... »

138. آيه «ضَرَبَ اللّه ُ مَثَلاً لِلَّذينَ كَفَرُوا امْرَأَةَ نُوحٍ وَ امْرَأَةَ لُوطٍ ... »(2)

با اقداماتى كه عايشه و حفصه در سفر حجة الوداع و در مكه انجام دادند و اسرار پيامبر صلى الله عليه و آله درباره برنامه ولايت را به پدرانشان خبر دادند، آن حضرت پس از بازگشت به مدينه ديگر به خانه عايشه و حفصه نرفت و آنان را به حضور نپذيرفت و انزجار خود را نسبت به آن دو به همه نشان داد.

آن دو اين مسئله را نزد پدرانشان مطرح كردند. آنان گفتند: ما مى دانيم چرا اينگونه رفتار كرده است و علت آن چيست. شما نزد او برويد و با محبت درِ گفتگو را با او باز

ص: 130


1- . حمد / 8 .
2- . تحريم / 10. واقعه قرآنى غدير: ص 197.

كنيد و او را نسبت به خود متمايل نماييد، كه او را با حيا و كريم خواهيد يافت. شايد اينگونه بتوانيد آنچه در قلب اوست بيرون آوريد و غيظ او را آرام كنيد.

پيرو اين تصميم، عايشه به تنهايى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و آن حضرت را در خانه ام سلمه يافت در حالى كه على عليه السلام نيز نزد آن حضرت بود. پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيد: براى چه آمده اى ؟ ! گفت: يا رسول اللّه، برايم غير عادى بود كه پس از بازگشت از اين سفر به خانه خود نيامدى، و من از نارضايتى تو به خدا پناه مى برم. حضرت فرمود: اگر اينگونه است كه مى گويى نبايد سِرّى را كه سفارش كتمان آن را به تو نمودم افشا مى كردى. با اين كار هم خود را هلاك نمودى و هم گروهى از مردم را به هلاكت انداختى.

اينجا بود كه خداوند در ادامه آيات سوره تحريم - كه درباره خيانت عايشه و حفصه در افشاى سِرّ پيامبر صلى الله عليه و آله در مكه نازل شده بود - در آيه 10 اين سوره خيانت كارى آنان را به مرحله صراحت رساند و آن دو را به دو همسر خيانتكار حضرت نوح و حضرت هود عليهماالسلام تشبيه كرد و چنين نازل كرد:

«ضَرَبَ اللّه ُ مَثَلاً لِلَّذينَ كَفَرُوا امْرَأَةَ نُوحٍ وَ امْرَأَةَ لُوطٍ كانَتا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَيْنِ فَخانَتاهُما فَلَمْ يُغْنِيا مِنَ اللّه ِ شَيْئا وَ قيلَ ادْخُلا النّارَ مَعَ الدّاخِلينَ» :

«خداوند براى كسانى كه كافر شدند همسر نوح و همسر لوط را مثال مى زند كه همسر دو بنده صالح ما بودند ولى به آنان خيانت كردند در نتيجه نزد خداوند همسر پيامبر بودن براى آنان هيچ فايده اى برايشان نداشت و به آنان گفته شد كه با داخل شوندگان داخل آتش شويد» .(1)

139. آيه «عَلَى الأرائك يَنْظُرون»(2) = آيه «فَالْيَوم الَّذينَ آمَنوا مِنَ الكُفّارِ يَضْحَكونَ. عَلَى الأرائك يَنْظُرون»

ص: 131


1- . بحار الانوار: ج 28 ص 106، 107.
2- . مطففين / 35.

140. آيه «عَمّا كانُوا يَعْمَلُونَ»(1) = آيه «فَوَرَبِّكَ لَنَسألَنَّهُم اَجْمَعينَ ... »

141. آيه «عَمَّ يَتَسائلونَ . عَنِ النَّبَأ العَظيمِ . الَّذى هُم فيهِ مُختَلِفونَ ... »

141. آيه «عَمَّ يَتَسائلونَ . عَنِ النَّبَأ العَظيمِ . الَّذى هُم فيهِ مُختَلِفونَ ... »(2)

اميرالمؤمنين عليه السلام عنوان نبأ عظيم را همراه با غدير در جنگ صفين يادآور شد.

در روز جنگ صفين مردى از لشكر معاويه به ميدان آمد در حالى كه از يك سو غرق اسلحه بود و از سوى ديگر قرآنى را جلوى اسلحه اش گرفته بود و اين آيه را مى خواند: «عَمَّ يَتَسائلونَ. عَنِ النَّبَأ العَظيمِ. الَّذى هُم فيهِ مُختَلِفونَ ... » !(3)

علقمه مى گويد: من خواستم به مبارزه او بروم ولى اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: بر سر جايت باش ! و خود حضرت به جنگ او رفتند.

ابتدا به او فرمودند: آيا مى شناسى نبأ عظيم را كه مردم بر سر آن اختلاف دارند ؟ آن مرد گفت: نه ! حضرت فرمود:

به خدا قسم مَنَم نبأ عظيم كه بر سر آن «اختلاف» دارند. بر سر «ولايت من» نزاع كرديد و از ولايت من بازگشتيد پس از آنكه آن را پذيرفتيد، و پس از آنكه به شمشير من نجات يافتيد با ظلم خود هلاك شديد. در روز غدير دانستيد و روز قيامت خواهيد دانست كه چه كرديد. سپس حضرت شمشير كشيده سر از تنش جدا كردند.(4)

همچنين اميرالمؤمنين عليه السلام در مورد نبأ عظيم اينگونه مى فرمايد:

من آن نعمت خداى تعالى هستم كه بر خلقش عنايت فرموده است. منم آن كسى كه خداوند تعالى در حق من فرموده: «اليَومَ أكمَلتُ لَكُم دينَكُم وَ أتمَمتُ عَلَيكُم

ص: 132


1- . حجر / 93.
2- . نبأ / 1 - 3. ژرفاى غدير: ص 197، 205. غدير از زبان مولى: ص 43. چهارده قرن با غدير: ص 53 . اسرار غدير: 263 - 272. تبليغ غدير در سيره معصومين عليهم السلام: ص 60 .
3- . نبأ / 1 - 3.
4- . مناقب ابن شهر آشوب: ج 3 ص 80 .

نِعمَتى وَ رَضيتُ لَكُمُ الإسلامَ دينا» .(1) پس هر كس مرا دوست بدارد مسلمان مؤمن است و دينش كامل است ... . من نبأ عظيمى هستم كه خداوند در روز غدير خم دين را با او كامل نمود. منم آنكه پيامبر صلى الله عليه و آله درباره ام فرمود: مَن كُنتُ مَولاهُ فَعَلىٌّ مَولاهُ.(2)

142. آيه «عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ»(3) = آيه «عَمَّ يَتَسائلونَ . عَنِ النَّبَأ العَظيمِ . الَّذى هُم فيهِ مُختَلِفونَ ... » و آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... »

143. آيه «فَآتاهُمُ اللّه ُ ثَوابَ الدُّنْيا وَ حُسْنَ ثَوابِ الاْخِرَةِ وَ اللّه ُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ»(4) = آيه «وَ ما كانَ قَوْلَهُمْ إِلاّ أَنْ قالُوا: رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ إِسْرافَنا فِى أَمْرِنا وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا ... »

144. آيه «فَآمِنُوا بِاللّه وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِى أَنْزَلْنا وَ اللّه بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ»

اشاره

144. آيه «فَآمِنُوا بِاللّه وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِى أَنْزَلْنا وَ اللّه بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ»(5)

بخش ششم سخنان پيامبر صلى الله عليه و آله در خطبه غدير منافقين را نشانه مى رفت. ولى حضرت به عنوان پيشينه و پيش درآمد مطلب، مقام نورانيت خود و اهل بيتش - كه فراتر از مقام نبوت و امامت است - را بيان فرمود. خلقت نورانى چهارده معصوم عليهم السلام قبل از خلقت همه عالم بايد از فراز منبر غدير در خاطره ها مى ماند تا بدانند چرا خداوند امامت هيچ كس را به جاى آنان نمى پذيرد.

ص: 133


1- . مائده / 3.
2- . الفضائل شاذان بن جبرئيل : ص 84 .
3- . نبأ / 2.
4- . آل عمران / 148.
5- . تغابن / 8 . غدير در قرآن: ج 2 ص 197 - 206. واقعه قرآنى غدير: ص 93. سخنرانى استثنائى غدير: ص 179 - 186.

جالب تر اينكه پيامبر صلى الله عليه و آله خلقت نورانى را از متن قرآن استخراج كرد و با انضمام دو آيه آن را بيان فرمود:

«فَآمِنُوا بِاللّه وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِى أَنْزَلْنا وَ اللّه بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ» :

«به خدا و رسولش و نورى كه نازل كرديم ايمان آوريد و خداوند به آنچه انجام مى دهيد آگاه است» .

«الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ النَّبِىَّ الْأُمِّىَّ الَّذِى يَجِدُونَهُ مَكْتُوبا عِنْدَهُمْ فِى التَّوْراةِ وَ الاْءِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِى كانَتْ عَلَيْهِمْ، فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِى أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»(1):

«آنان كه پيروى مى كنند از پيامبر امّى كه ذكر او را در تورات و انجيل نوشته شده مى يابند او كه آنان را به معروف امر مى كند و از منكر نهى مى نمايد و طيبات را بر آنان حلال مى كند و بار سنگين و زنجيرهايى كه بر گردنشان است از آنان بر مى دارد پس آنان كه به او ايمان آورند و تعظيمش نمايند و ياريش كنند و از نورى كه همراه او نازل شده پيروى نمايند رستگارند» .

متن خطبه غدير

مَعاشِرَ النّاسِ ، «آمِنُوا بِاللّه ِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذى اُنْزِلَ مَعَهُ مِنْ قَبْلِ اَنْ نَطْمِسَ وُجُوها فَنَرُدَّها عَلى اَدْبارِها اَوْ نَلْعَنَهُمْ كَما لَعَنّا اَصْحابَ السَّبْتِ» . بِاللّه ِ ما عَنى بِهذِهِ الاْيَةِ اِلاّ قَوْما مِنْ اَصْحابى اَعْرِفُهُمْ بِاَسْمائِهِمْ وَ اَنْسابِهِمْ، وَ قَدْ اُمِرْتُ بِالصَّفْحِ عَنْهُمْ. فَلْيَعْمَلْ كُلُّ امْرِئٍ عَلى ما يَجِدُ لِعَلِىٍّ فى قَلْبِهِ مِنَ الْحُبِّ وَ الْبُغْضِ.

مَعاشِرَ النّاسِ، النُّورُ مِنَ اللّه ِ عَزَّ وَ جَلَّ مَسْلُوكٌ فِىَّ، ثُمَّ فى عَلِىِّ بْنِ اَبيطالِبٍ، ثُمَّ فِى النَّسْلِ مِنْهُ اِلَى الْقائِمِ الْمَهْدِىِّ الَّذى يَأْخُذُ بِحَقِّ اللّه ِ وَ بِكُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنا، لاَنَّ اللّه َ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ

ص: 134


1- . اعراف / 157.

جَعَلَنا حُجَّةً عَلَى الْمُقَصِّرينَ وَ الْمُعانِدينَ وَ الْمُخالِفينَ وَ الْخائِنينَ وَ الاْثِمينَ وَ الظّالِمينَ وَ الْغاصِبينَ مِنْ جَميعِ الْعالَمينَ:

اى مردم، «ايمان آوريد به خدا و رسولش و به نورى كه همراه او نازل شده است قبل از آنكه هلاك كنيم وجوهى را و آن صورت ها را به پشت برگردانيم يا آنان را مانند اصحاب سبت لعنت كنيم» . به خدا قسم، از اين آيه قصد نشده است مگر قومى از اصحابم كه آنان را به اسم و نسبشان مى شناسم، ولى مأمورم بر آنان پرده پوشى كنم. پس هر كس عمل كند مطابق آنچه در قلبش از حب يا بغض نسبت به على مى يابد.

اى مردم، نور از جانب خداوند عز و جل در من نهاده شده و سپس در على بن ابى طالب و بعد در نسل او تا مهدى قائم، كه حق خداوند و هر حقى كه براى ما باشد مى گيرد، چرا كه خداوند عز و جل ما را بر كوتاهى كنندگان و بر معاندان و مخالفان و خائنان و گناهكاران و ظالمان و غاصبان از همه عالميان حجت قرار داده است.

145. آيه «فَادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ»

اشاره

145. آيه «فَادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ»(1)

در فرازى از بخش ششم خطبه غدير، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله لازم ديد كه مردم بدانند در معرض خطراتى عظيم قرار دارند كه در چند جهت جلوه گر خواهد شد:

يكى بازگشت از اسلام، و ديگرى احساس غرور از مسلمانى و عُجب، و سومى امامان ضلالت بود.

خطر سوم رهبران ضلالت و گمراهى بود. پيامبر صلى الله عليه و آله آيه 41 سوره قصص را شاهد قرار داد كه مى فرمايد: «وَ جَعَلْناهُمْ اَئَمَّةً يَدْعُونَ اِلَى النّارِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ لايُنْصَرُونَ» .

سپس بيزارى خود و خدا را از آنان اعلام كرد و پايين ترين درجه جهنم را به آنان وعده داد. حضرت اين مطلب را با استناد به دو آيه قرآن بيان كرد:

ص: 135


1- . نحل / 29. واقعه قرآنى غدير: ص 96. سخنرانى استثنائى غدير: ص 179 - 186.

«إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِى الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرا»(1):

«همانا منافقين در دَرَك پايين ترين از آتش هستند و هيچ ياورى براى آنان نمى يابى» .

«فَادْخُلُوا اَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدينَ فيها فَلِبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرينَ» :

«پس به درهاى دوزخ وارد شويد كه هميشه در آن خواهيد بود و بد جايگاهى براى متكبران خواهد بود» .

متن خطبه غدير

مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّهُ سَيَكُونُ مِنْ بَعْدى اَئِمَّةٌ يَدْعُونَ اِلَى النّارِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ لا يُنْصَرُونَ. مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّ اللّه َ وَ اَنَا بَريئانِ مِنْهُمْ. مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّهُمْ وَ اَنْصارَهُمْ وَ اَتْباعَهُمْ وَ اَشْياعَهُمْ فِى الدَّرْكِ الاَسْفَلِ مِنَ النّارِ وَ لَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرينَ:

اى مردم، بعد از من امامانى خواهند بود كه به آتش دعوت مى كنند و روز قيامت كمك نمى شوند. اى مردم، خداوند و من از آنان بيزار هستيم. اى مردم، آنان و يارانشان و تابعينشان و پيروانشان در پايين ترين درجه آتش اند و چه بد است جاى متكبران.

146. آيه «فَاِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ . وَ اِلى رَبِّكَ فَارْغَبْ»

اشاره

146. آيه «فَاِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ . وَ اِلى رَبِّكَ فَارْغَبْ»(2)

مقارن با شروع اعمال حج در حجة الوداع، با دو آيه قرآنى از سوى خداوند به پيامبر صلى الله عليه و آله اعلام شد كه با پايان اين آخرين واجب الهى، برنامه اعلان ولايت و منصوب نمودن على عليه السلام آغاز مى شود. اين دستور با آيه 7 و 8 سوره انشراح نازل شد:

ص: 136


1- . نساء / 145.
2- . انشراح / 7، 8 . غدير در قرآن: ج 1 ص 41 - 47. واقعه قرآنى غدير: ص 21. اسرار غدير: ص 277. چهارده قرن با غدير: ص 71. تبليغ غدير در سيره معصومين عليهم السلام: ص 63 ، 64 .

«فَاِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ. وَ اِلى رَبِّكَ فَارْغَبْ» :

«وقتى فراغت يافتى منصوب كن. و به سوى پروردگارت رغبت نما» .

البته درباره قرائت كلمه «فانصَِب» در اين آيه شريفه با كسره يا فتحه در قرائت ها اختلاف است، و بحث مفصلى در كتب تفسير و قرآن وجود دارد. آنچه در روايات اهل بيت عليهم السلام به ما رسيده معناى فوق را تأكيد مى كند. در اين باره به تفاسير مراجعه شود.(1)

و چنين تفسير شد كه «هر گاه از بيان همه واجبات - كه آخرين آنها حج است فراغت يافتى على عليه السلام را منصوب كن و براى حركت به سوى پروردگارت آماده باش» .(2)

درباره متعلق «فَانْصَبْ» بايد توجه داشت كه فعل «نَصَبَ» به معناى منصوب كردن دو مفعول مى خواهد كه يكى منصوب شونده و ديگرى منصبى است كه بدان منصوب مى گردد:

مفعول اول در شش حديث با ذكر نام اميرالمؤمنين عليه السلام به صورت «عَلِيّا» آمده است، و در يك مورد «اميرالمؤمنين» آمده است، و در مورد ديگرى هم «عَلَمَكَ» ذكر شده است.

مفعول دوم هم در يك مورد «وَصِيّا» آمده، و در يك مورد «اماما» ذكر شده، و در دو مورد «عَلَما» مطرح شده، و در دو حديث ديگر با حرف جر با كلمه «لِلوِلايَة» آمده است، كه مجموع عبارات از اين قرار است:

ص: 137


1- . واقعه قرآنى غدير: ص 21. تفسير قرطبى: ج 20 ص 109، شواهد التنزيل: ج 2 ص 451. بحار الانوار: ج 36 ص 133، 138 و ج 38 ص 142. مناقب ابن شهر آشوب: ج 2 ص 226. شرح الاخبار: ج 1 ص 245. تأويل الآيات: ج 2 ص 812 .
2- . بحار الانوار: ج 36 ص 133. تفسير القمى: ج 2 ص 428.

فَانْصِبْ اميرَالْمُؤْمِنينَ.(1)

فَانْصِبْ عَلِيّا.(2)

فَانْصِبْ عَلِيّا اماما.(3)

فَانْصِبْ عَلِيّا لِلْوِلايَةِ.(4)

فَانْصِبْ عَلِيّا وَصِيّا.(5)

فَانْصِبْ عَلِيّا عَلَما لِلنّاسِ.(6)

فَانْصِبْ عَلَمَكَ وَ اعْلِنْ وَصِيَّكَ.(7)

هر يك از اين كلمات يادآور بُعدى مهم و عميق از ولايت مطلقه اميرالمؤمنين عليه السلام است. امامت به معناى پيشوايى و رهبرى مردم، وصايت از بُعد جانشينى پيامبر صلى الله عليه و آله، عَلَم بودن به معناى انحصار و تنها نشانِ هدايت بودن على بن ابى طالب عليه السلام است.

آيه «فَاِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ ... » در تبليغ معصومين عليهم السلام

همچنين يكى از شاخص هاى زندگى معصومين عليهم السلام تبليغ غدير به شكل هاى مختلف است. از جمله تبليغ غدير با آيه «فَاِذا فَرَغتَ فَانصَب وَ اِلى رَبِّكَ فَارغَب» به عنوان آخرين دستور قرآنى غدير است كه ذيلاً به بيان آن مى پردازيم:

امام صادق عليه السلام بين دستور و اجراى غدير دو مرحله را طبق آيات قرآن بيان مى فرمايد، كه نشان از دقيق بودن مسئله غدير در مقدّر الهى دارد. مرحله اول دستور اصلى نصب امام است كه در سوره انشراح آمده و حضرت در تفسير آن چنين فرمود:

ص: 138


1- . بحار الانوار: ج 36 ص 133.
2- . شرح الاخبار: ج 1 ص 245 ح 270.
3- . مناقب ابن شهرآشوب: ج 2 ص 226.
4- . مناقب ابن شهرآشوب: ج 2 ص 226. شواهد التنزيل: ج 2 ص 451 ح 1116.
5- . تأويل الآيات: ج 2 ص 811 ، 812 . بحار الانوار: ج 36 ص 133 ح 87 .
6- . بحار الانوار: ج 36 ص 135 ح 91.
7- . بحار الانوار: ج 38 ص 142 ح 105.

خداوند عزوجل به پيامبرش فرمود: «فَاِذا فَرَغتَ فَانصَب وَ اِلى رَبِّكَ فَارغَب»(1): «وقتى فراغت يافتى منصوب كن و به سوى پروردگارت رغبت نما» ، تفسيرش اين است: آنگاه كه فراغت يافتى عَلَم و علامت خود را نصب كن و وصيَّت را معرفى نما و فضيلت او علنا بيان كن.

مرحله دوم دستور اجراى آن بود كه در نزديكى غدير خم نازل شد و واقعه غدير بر اساس آن شكل گرفت. امام صادق عليه السلام در اين باره مى فرمايد:

تا آنگاه كه از حجة الوداع باز مى گشت آيه «يا اَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَيكَ مِن رَبِّكَ ... »(2) نازل شد. حضرت مردم را ندا داد تا جمع شوند و فرمود: مَن كُنتُ مَولاهُ فَعَلِىٌّ مَولاهُ. اللّهُمَّ والِ مَن والاهُ وَ عادِ مَن عاداهُ.(3)

147. آيه «فَإِذا نَزَلَ بِساحَتِهِمْ فَساءَ صَباحُ الْمُنْذَرِينَ»

اشاره

147. آيه «فَإِذا نَزَلَ بِساحَتِهِمْ فَساءَ صَباحُ الْمُنْذَرِينَ»(4)

از جمله آياتى كه پس از غدير و در ماجراى عقبه هَرشى و ترور پيامبر صلى الله عليه و آله بر آن حضرت نازل شده اين آيات است:

«لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَةَ مِنْ قَبْلُ وَ قَلَّبُوا لَكَ الْأُمُورَ حَتَّى جاءَ الْحَقُّ وَ ظَهَرَ أَمْرُ اللّه وَ هُمْ كارِهُونَ»(5):

«آنان از قبل به دنبال فتنه بودند و امور را براى تو دگرگون كردند تا آنكه حق آمد و امر الهى ظاهر شد در حالى كه آنان كراهت داشتند» .

ص: 139


1- . انشراح / 7، 8 .
2- . مائده / 67 .
3- . اثبات الهداة: ج 2 ص 4 ح 7.
4- . صافّات / 177. غدير در قرآن: ج 1 ص 475 - 479. واقعه قرآنى غدير: ص 167.
5- . توبه / 48.

«يَحْذَرُ الْمُنافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِما فِى قُلُوبِهِمْ قُلِ اسْتَهْزِؤُا إِنَّ اللّه مُخْرِجٌ ما كنتم تَحْذَرُونَ»(1):

«منافقين حذر مى كنند از اينكه سوره اى بر آنان نازل شود كه به آنان از آنچه در قلوبشان است خبر دهد بگو مسخره كنيد كه خداوند ظاهر مى كند همان چيزى را كه از آن حذر مى كنيد» .

«يَحْلِفُونَ بِاللّه ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ بَعْدَ إِسْلامِهِمْ وَ هَمُّوا بِما لَمْ يَنالُوا وَ ما نَقَمُوا إِلاَّ أَنْ أَغْناهُمُ اللّه مِنْ فَضْلِهِ فَإِنْ يَتُوبُوا يَكُ خَيْرا لَهُمْ وَ إِنْ يَتَوَلَّوْا يُعَذِّبْهُمُ اللّه عَذابا أَلِيما فِى الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ وَ ما لَهُمْ فِى الْأَرْضِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ»(2):

«آنان قسم ياد مى كنند كه چنين نگفته اند در حالى كه سخن كفر را بعد از اسلامشان گفته اند و قصد كرده اند آنچه را كه بدان دست نيافته اند و ناراحت نشدند مگر آنكه خدا و رسولش آنان را از فضل خود مستغنى ساختند اگر توبه كنند براى آنان بهتر است، و اگر روى گردان شوند خداوند آنان را در دنيا و آخرت عذاب دردناكى مى نمايد، و آنان در زمين سرپرست و ياورى نخواهند يافت» .

«وَ لَقَدْ كانُوا عاهَدُوا اللّه مِنْ قَبْلُ لا يُوَلُّونَ الْأَدْبارَ وَ كانَ عَهْدُ اللّه مَسْؤُلاً»(3):

«آنان از قبل با خدا پيمان بستند كه به دشمن پشت نكنند و پيمان خداوند هميشه مورد سؤال است» .

«إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللّه وَ رُسُلِهِ وَ يُرِيدُونَ أَنْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللّه وَ رُسُلِهِ وَ يَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلاً»(4):

ص: 140


1- . توبه / 64 .
2- . توبه / 74.
3- . احزاب / 15.
4- . نساء / 150.

«كسانى كه به خدا و رسولش كفر مى ورزند، و مى خواهند بين خدا و رسولانش جدايى بيندازند و مى گويند به بعضى از آن ايمان مى آوريم و به بعضى ديگر كفر مى ورزيم و مى خواهند راهى بين اينها در پيش بگيرند» .

«فَإِذا نَزَلَ بِساحَتِهِمْ فَساءَ صَباحُ الْمُنْذَرِينَ» :

«آنگاه كه بر در خانه آنان در آيد بَدا به حال انذار شدگان» .

موقعيت تاريخى

به دنبال توطئه عظيم قتل پيامبر صلى الله عليه و آله توسط چهارده نفر از منافقين در عقبه هَرشى و خنثى شدن آن، چند آيه از قرآن درباره اين اقدام آن منافقين سركش نازل شد، تا براى هميشه معرّف آنان باشد.

در اين باره روايتى وارد شده كه مى فرمايد(1): اين آيات درباره اصحاب عقبه نازل شده است كه عمار و حذيفه در آن حضور داشتند. منظور از عقبه همان «گردنه هَرشى» است كه عمار و حذيفه شتر پيامبر صلى الله عليه و آله را راهنمايى مى كردند(2)، و اصحاب عقبه چهارده نفرى هستند كه در آن شب قصد به شهادت رساندن پيامبر صلى الله عليه و آله را داشتند كه عبارت بودند از:

ابوبكر، عمر، عثمان، معاويه، عمروعاص، طلحه، سعد بن ابى وقاص، عبدالرحمن بن عوف، ابوعبيده جراح، ابوموسى اشعرى، ابوهريره، مغيرة بن شعبه، معاذ بن جبل، سالم مولى ابى حذيفه.

و اما آيات عبارتند از شش موردى كه در بالا بيان شد.

148. آيه «فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذى اُوحِىَ اِلَيْكَ اِنَّكَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ»(3) = آيه «فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ ... »

ص: 141


1- . مثالب النواصب ابن شهرآشوب، نسخه خطى : ص 96.
2- . غدير در قرآن: ج 2 ص 407.
3- . زخرف / 43.

149. آيه «فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرْ وَ اَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكينَ»(1) = آيه «فَوَرَبِّكَ لَنَسألَنَّهُم اَجْمَعينَ ... »

150. آيه «فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ فَسُحْقا لِأَصْحابِ السَّعِيرِ»(2) = آيه «تَكادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّما أُلْقِىَ فِيها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ ... »

151. آيه «فَإِلَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّما أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللّه وَ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»(3) = آيه «فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ ... »

152. آيه «فَاَمَّا الَّذينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ اَكَفَرْتُمْ بَعْدَ ايمانِكُمْ ... »

152. آيه «فَاَمَّا الَّذينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ اَكَفَرْتُمْ بَعْدَ ايمانِكُمْ ... »(4)

منافقين پس از شكست در توطئه قتل پيامبر صلى الله عليه و آله در كوه هَرشى در بازگشت سفر حجة الوداع آرام ننشستند. آنان بار ديگر مجلس سِرّى تشكيل دادند و اين بار براى از ميان برداشتن امام منصوب از طرف خدا و رسول، درباره نقشه قتل على عليه السلام به مشورت پرداختند كه بايد قبل از رسيدن به مدينه انجام مى شد.

براى آنكه فرار و گريز ماجراى قبل تكرار نشود، آنان معاهده نامه اى درباره قتل آن حضرت امضا كردند و آن را به ابوعبيده جراح به عنوان امين خود سپردند؛ و رفتند تا براى آماده كردن مقدمات اين نقشه دست به كار شوند.

جبرئيل اين خبر را به پيامبر صلى الله عليه و آله داد. حضرت فورا ابوعبيده را احضار كرد و آن صحيفه را از او طلب كرد. اين بار ابوعبيده نتوانست انكار كند، و فورا آن نوشته را به پيامبر صلى الله عليه و آله تحويل داد. اينجا بود كه آيه 7 سوره مجادله بار ديگر درباره آنان مطرح شد:

ص: 142


1- . حجر / 94.
2- . ملك / 11.
3- . هود عليه السلام / 14.
4- . آل عمران / 106. واقعه قرآنى غدير: ص 169.

«ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ اِلاّ هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ اِلاّ هُوَ سادِسُهُمْ» : «هيچ نجواى سه نفرى نيست مگر آنكه خدا چهارمى آنان است و هيچ نجواى پنج نفرى نيست مگر آنكه خدا ششمى آنان است» .

پيامبر صلى الله عليه و آله باز هم افشاگرى را صلاح ندانست و فقط به آنان فرمود: «اَكَفَرْتُمْ بَعْدَ اِسْلامِكُمْ» : «آيا بعد از اسلامتان كافر شديد» ؟ و اين عبارت اشاره به آيه 106 سوره آل عمران بود كه مى فرمايد: «فَاَمَّا الَّذينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ اَكَفَرْتُمْ بَعْدَ ايمانِكُمْ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ» : «اما كسانى كه رو سياه شدند آيا بعد از ايمانتان كافر شديد پس عذاب را بچشيد به خاطر كفرى كه ورزيده ايد» .(1)

153. آيه «فَاَمّا مَنْ ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ عَذابا نُكْرا»(2) = آيه «وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّها وَ رُسُلِهِ فَحاسَبْناها حِسابا شَدِيدا وَ ... »

154. آيه «فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ ... »

154. آيه «فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ ... »(3)

بعد از خطابه پيامبر صلى الله عليه و آله در مسجد خيف واقع در منى در سفر حجة الوداع، هفت آيه قرآن يكى پس از ديگرى نازل شد كه هر يك پشتوانه يكى از ثقلين بود. ابتدا آيات 41 و 42 سوره زخرف على عليه السلام را معرفى مى كرد.

ماجرا چنين است كه در سفر حجة الوداع، قافله غدير تا مِنا آمده بود و بايد آماده تمام عيار براى اعلان ولايت مى شد. پيش از حركت، نزول شش آيه پى در پى پس از يك سخنرانى كوتاه درباره مقام على بن ابى طالب عليه السلام، بيدار باشِ جدى از سوى خداوند متعال بود تا مردم شكوه غدير را در بالاترين قله فكر خود ترسيم كنند و در انتظارش لحظه شمارى كنند:

ص: 143


1- . بحار الانوار: ج 28 ص 102. الصراط المستقيم: ج 1 ص 296.
2- . كهف / 87 .
3- . زخرف / 41 - 44. غدير در قرآن: ج 1 ص 50 - 53 . واقعه قرآنى غدير: ص 30.

«فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ. أَوْ نُرِيَنَّكَ الَّذِى وَعَدْناهُمْ فَإِنَّا عَلَيْهِمْ مُقْتَدِرُونَ. فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِى أُوحِىَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ. وَ إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ» :

«اگر تو را از دنيا ببريم از آنان انتقام خواهيم گرفت. يا به تو نشان مى دهيم آنچه به آنان وعده داديم و ما بر آنان تسلط داريم. به آنچه به تو وحى شده تمسك نما كه تو بر راه راست هستى. آن يادآورى براى تو و قومت است و به زودى مورد سؤال قرار خواهيد گرفت» .

«وَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسَّاعَةِ فَلا تَمْتَرُنَّ بِها وَ اتَّبِعُونِ هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ»(1):

«آن علمى براى ساعتِ معهود است پس درباره آن شك نكنيد و از من پيروى كنيد كه اين راه راست است» .

«قُلْ رَبِّ إِمَّا تُرِيَنِّى ما يُوعَدُونَ. رَبِّ فَلا تَجْعَلْنِى فِى الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ»(2):

«بگو پروردگارا اگر به من نشان دادى آنچه وعده داده شده اند مرا در قوم ظالمين قرار مده» .

در واقع با نزول اين آيات و ابلاغ آن، پيامبر صلى الله عليه و آله بر فراز منبر مِنا مردم را از ارتداد و اختلاف بر حذر مى دارد و به آنان هشدار مى دهد كه اگر چنين كنيد به جنگ شما خواهم آمد، و اگر من نباشم على به جنگتان مى آيد.

اين اعلان خطر، تلويحا جانشينى على عليه السلام را يادآورى مى كند و خبر از آينده اى مى دهد كه در آن على عليه السلام عين محمد صلى الله عليه و آله خواهد بود. جابر بن عبد اللّه انصارى اين مقطع مقدماتى غدير را چنين بيان مى كند:

ص: 144


1- . زخرف / 61 .
2- . مؤمنون / 93، 94.

پيامبر صلى الله عليه و آله در مِنا - در حجة الوداع - در حالى كه من از همه به آن حضرت نزديك تر بودم فرمود: الا لا الْفِيَنَّكُمْ تَرْجِعُونَ بَعْدى كُفّارا يَضْرِبُ بَعْضُكُمْ رِقابَ بَعْضٍ. وَ ايْمُ اللّه لَئِنْ فَعَلْتُمُوها لَتَعْرِفُنّى فِى الْكَتيبَةِ الَّتى تُضارِبُكُمْ:

آگاه باشيد، مبادا شما را بعد از خود چنين بيابم كه از دين بازگشته كافر شده ايد و گردن يكديگر را مى زنيد. بخدا قسم اگر چنين كنيد مرا در آن لشكرى خواهيد يافت كه به جنگ شما آمده است.

سپس حضرت نگاهى به پشت سر خود كرد و سه مرتبه فرمود: و يا اينكه على به جنگتان مى آيد. ما پنداشتيم كه جبرئيل از پشت سر حضرت اين مطلب را به او گفت.

بعد از اين قضيه خداوند چنين نازل كرد: «فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ» بِعَلِىِّ بْنِ ابى طالِبٍ: «و اگر تو را از اين جهان ببريم باز از آنان انتقام خواهيم گرفت» به وسيله على بن ابى طالب، «أَوْ نُرِيَنَّكَ الَّذِى وَعَدْناهُمْ فَإِنَّا عَلَيْهِمْ مُقْتَدِرُونَ» : «يا به تو نشان مى دهيم آنچه به آنان وعده كرديم كه ما بر آنان اقتدار و تسلط داريم» .

سپس اين آيه نازل شد: «قُلْ رَبِّ إِمَّا تُرِيَنِّى ما يُوعَدُونَ. رَبِّ فَلا تَجْعَلْنِى فِى الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ» : «بگو پروردگارا اگر آنچه آنان وعده داده مى شوند به من نشان دادى. خدايا مرا در بين قوم ظالمين قرار مده» .

در پى آن چنين نازل شد: «فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِى أُوحِىَ إِلَيْكَ (فى امْرِ عَلِىٍّ) إِنَّكَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ» : «تمسك نما به آنچه (درباره على) بر تو وحى شد كه تو بر راه راست هستى» ؛ و اين آيه نازل شد كه على نشانه روز قيامت است، و نيز نازل شد: «وَ إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ» عن على بن ابى طالب عليه السلام: «و او يادآورى براى تو و قومت است و بزودى (درباره على عليه السلام) مورد سؤال قرار خواهيد گرفت» .(1)

ص: 145


1- . بحار الانوار: ج 32 ص 193 ح 141، ص 291 ح 244 و ج 36 ص 23 و ج 37 ص 183. الطرائف: ص 142 ح 217. شواهد التنزيل: ج 1 ص 526 . تأويل الآيات: ج 2 ص 561 . عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 69 ح 46.

155. آيه «فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ: أَسْلَمْتُ وَجْهِىَ للّه وَ مَنِ اتَّبَعَنِ ... »(1) = آيه «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... »

156. آيه «فَاِنَّ حِزْبَ اللّه ِ هُمُ الْغالِبُونَ»(2) = آيه «وَ مَنْ يَتَوَلَّى اللّه وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللّه هُمُ الْغالِبُونَ»

157. آيه «فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ مَكْرِهِمْ أَنَّا دَمَّرْناهُمْ وَ قَوْمَهُمْ أَجْمَعِينَ»(3) = آيه «وَ مَكَرُوا مَكْرا وَ مَكَرْنا مَكْرا وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ ... »

158. آيه «فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِى وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ»(4) = آيه «وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّها وَ رُسُلِهِ فَحاسَبْناها حِسابا شَدِيدا وَ عَذَّبْناها عَذابا نُكْرا»

159. آيه «فَاِنْ لَمْ يَسْتَجيبُوا لَكُمْ فَاعْلَمُوا اَنَّما اُنْزِلَ بِعِلْمِ اللّه ِ وَ اَنْ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ فَهَلْ اَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»(5) = آيه «فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى اِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرَكَ ... »

160. آيه «فَإِنَّما يَسَّرْناهُ بِلِسانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ وَ تُنْذِرَ بِهِ قَوْما لُدًّا»(6) = آيه «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا ... »

ص: 146


1- . آل عمران / 20.
2- . مائده / 56 .
3- . نمل / 51 .
4- . بقره / 24.
5- . هود عليه السلام / 14.
6- . مريم: 97.

161. آيه «فَاُولئِكَ الَّذينَ حَبِطَتْ اَعْمالُهُمْ فِى الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ ... »(1) = آيه «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ قُلْ قِتالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللّه وَ ... »

162. آيه «فَاُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فيها بِغَيْرِ حِسابٍ»(2) = آيه «مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلا يُجْزى إِلاّ مِثْلَها وَ مَنْ عَمِلَ صالِحا مِنْ ذَكَرٍ و أُنْثى ... »

163. آيه «فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها»(3) = آيه «وَ أَوْفُوا بِعَهْدِ اللّه إِذا عاهَدْتُمْ وَ لا تَنْقُضُوا الْأَيْمانَ بَعْدَ تَوْكِيدِها ... »

164. آيه «فَتِلْكَ بُيُوتُهُمْ خاوِيَةً بِما ظَلَمُوا إِنَّ فِى ذلِكَ لاَيَةً لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ»(4) = آيه «وَ مَكَرُوا مَكْرا وَ مَكَرْنا مَكْرا وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ ... »

165. آيه «فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ»(5) = آيه «تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ. وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ ... »

166. آيه «فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ اِنَّهُ كانَ تَوّابا»(6) = آيه «اِذا جاءَ نَصْرُ اللّه ِ وَ الْفَتْحِ ... »

167. آيه «فَسَبِّح بِحَمدِ رَبِّكَ وَ كُن مِنَ الساجِدينَ»(7) = آيه «فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ... »

ص: 147


1- . بقره / 217.
2- . غافر / 40.
3- . نحل / 94.
4- . نمل / 52 .
5- . حاقّه / 52 .
6- . فتح / 3.
7- . حجر / 98.

168. آيه «فَسَتُبْصِرُ وَ يُبْصِرُونَ»(1) = آيه « ... وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ ... »

169. آيه «فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحابُ الصِّراطِ السَّوِىِّ وَ مَنِ اهْتَدى»

اشاره

169. آيه «فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحابُ الصِّراطِ السَّوِىِّ وَ مَنِ اهْتَدى»(2)

از جمله آياتى كه در دعاى بعد از نماز روز غدير آمده اين آيه است:

«فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحابُ الصِّراطِ السَّوِىِّ وَ مَنِ اهْتَدى» :

«به زودى خواهيد دانست كه اصحاب راه درست كيانند و آن كس كه هدايت شده كدام است» .

متن دعاى بعد از نماز روز غدير

در دعايى كه بعد از نماز روز عيد غدير مى خوانيم چنين مى گوييم:

رَبَّنا آمَنّا وَ اتَّبَعْنا مَوْلانا وَ وَلِيَّنا وَ هاديَنا وَ داعِيَنا وَ داعِىَ الانامِ، وَ صِراطَكَ السَّوِىَّ الْمُسْتَقيمَ وَ مَحَجَّتَكَ الْبَيْضاءَ، وَ سَبيلَكَ الدّاعِىَ الَيْكَ عَلى بَصيرَةٍ هُوَ وَ مَنِ اتَّبَعَهُ، وَ سُبْحانَ اللّه ِ عَمّا يُشْرِكُونَ بِوِلايَتِهِ وَ بِامْرِ رَبِّهِمْ وَ بِاتِّخاذِ الْوَلائِجِ مِنْ دُونِهِ(3):

پروردگارا، ما ايمان آورديم و از صاحب اختيار و ولىّ و هدايت كننده و دعوت كننده ما و مردم پيروى نموديم، همان راه درست و مستقيم تو، و جايگاه حجتِ واضح تو، و راه تو كه او و پيروانش با بصيرت به سوى تو دعوت مى كنند، و خدا منزه است از آنچه در ولايت على عليه السلام شرك مى ورزند و درباره امر پروردگارشان كسى را شريك مى كنند، و كسانى را جز او محبوب دل خود قرار مى دهند.

170. آيه «فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُورا وَ يَصْلى سَعيرا»(4) = آيه «وَ أَمَّا مَنْ أُوتِىَ كِتابَهُ وَراءَ ظَهْرِهِ ... »

ص: 148


1- . قلم / 5 .
2- . طه / 135. غدير در قرآن: ج 3 ص 425 - 433.
3- . الاقبال: ص 475. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 216، 217.
4- . انشقاق / 12.

171. آيه «فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذابٍ. إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ»(1) = آيه «إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ»

172. آيه «فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها وَ هِىَ ظالِمَةٌ . فَهِىَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها ... »

اشاره

172. آيه «فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها وَ هِىَ ظالِمَةٌ . فَهِىَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها ... »(2)

پيامبر صلى الله عليه و آله در خطبه غدير شرايط امتحان امت را براى مردم تبيين فرمود تا با آمادگى كامل به استقبال آن بروند. اين آينده تلخِ امتحان را حضرتش در غدير به اشارت و صراحت پيش بينى فرمود و مراحل چنين امتحان بزرگى را با استشهاد به 11 آيه تضمين شده در خطبه غدير بيان فرمود. از جمله اين آيات آيه 45 سوره حج است:

«فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها وَ هِىَ ظالِمَةٌ فَهِىَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصْرٍ مَشِيدٍ» :

«چه بسا آبادى كه آن را هلاك كرديم در حالى كه ظالم بود پس خانه هايشان بر سقف ها فرو ريخته و چاه هاى متروك شده و كاخ هاى مرتفع محكم بر جاى مانده است» .

متن خطبه غدير

مَعاشِرَ النّاسِ، انَّهُ ما مِنْ قَرْيَةٍ الاّ وَ اللّه مُهْلِكُها بِتَكْذيبِها وَ كَذلِكَ يُهْلِكُ الْقُرى وَ هِىَ ظالِمَةٌ كَما ذَكَرَ اللّه تَعالى وَ هذا عَلِىٌّ امامُكُمْ وَ وَلِيُّكُمْ وَ هُوَ مَواعيدُ اللّه، وَاللّه يُصَدِّقُ ما وَعَدَهُ:

اى مردم، هيچ سرزمين آبادى نيست مگر آنكه خداوند آن را به خاطر تكذيب فرستادگان الهى هلاك مى كند، و اينگونه خداوند آبادى ها را از بين مى برد در حالى كه ظالم هستند - همان گونه كه خداى تعالى ذكر فرموده است - و اين على امام شما و وليِّتان است و او وعده الهى است و خدا آنچه وعده داده را به ظهور مى رساند.

ص: 149


1- . فجر / 13، 14.
2- . حج / 45. غدير در قرآن: ج 2 ص 254 - 357.

173. آيه «فَكَيْفَ إِذا تَوَفَّتْهُمُ الْمَلائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبارَهُمْ»(1) = آيه «فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِى الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ ... »

174. آيه «فَلا أُقْسِمُ بِما تُبْصِرُونَ»(2) = آيه «تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ . وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ ... »

175. آيه «فَلا تُطِع المُكَذِّبين»(3) = آيه «وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ ... »

176. آيه «فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلّى . وَ لكِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلّى ... »

اشاره

176. آيه «فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلّى . وَ لكِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلّى ... »(4)

از جمله آياتى كه در غدير و در مورد سران منافقين بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شده اين آيات است:

«فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلَّى . وَ لكِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى . ثُمَّ ذَهَبَ إِلى أَهْلِهِ يَتَمَطَّى . أَوْلى لَكَ فَأَوْلى. ثُمَّ أَوْلى لَكَ فَأَوْلى» :

«نه تصديق كرد و نه سر تسليم فرود آورد. ولى تكذيب نمود و روى گردانيد. و سپس با تكبر به سوى دوستانش رفت. عذاب بر تو سزاوار و سزاوارتر است. بار ديگر عذاب بر تو سزاوار و سزاوارتر است» .

«لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ»(5):

«درباره او زبانت را به سخنى باز مكن كه درباره او عجله كرده باشى» .

ص: 150


1- . محمد صلى الله عليه و آله / 27.
2- . حاقّه / 38.
3- . قلم / 8 .
4- . قيامت / 31 - 35. غدير در قرآن: ج 1 ص 378 - 384. ژرفاى غدير: ص 122، 150. اولين ميراث مكتوب درباره غدير: ص 25. اسرار غدير: ص 82 .
5- . قيامت / 16.

پس از اتمام خطبه غدير و مراسم بيعت همگانى به دستور پيامبر صلى الله عليه و آله، وقتى معاويه و مغيرة بن شعبه و ابوموسى اشعرى از خيمه بيعت فاصله گرفتند، شعله هاى كينه زبانه كشيد. آنها به يكديگر كلماتى گفتند و آيات 16 و 31 - 35 سوره قيامت در موردشان نازل شد.

توضيح ماجرا اينگونه است كه با حضور صد و بيست هزار مخاطب در برابر منبر غدير، بزرگ ترين ابلاغ الهى به انجام رسيد و پيامبر صلى الله عليه و آله با بلند كردن اميرالمؤمنين عليه السلام بر فراز دستان خويش، نداى جهانى «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ ... » را به گوش جهانيان رسانيد.

لحظاتى از اين مرحله خطابه غدير نگذشته بود كه ابوبكر و عمر و معاويه از شدت غيظ به جنب و جوش افتادند و سخنانى در انكار ولايت و تكذيب پيامبر صلى الله عليه و آله بر زبانشان جارى شد؛ اما در اثناء خطابه قدرت عكس العملى بيش از اين نداشتند.

اين بود كه بعد از منبر و پس از بيعت، اين انكار درونى خود را در كنار آن دو خيمه بر پا شده در غدير بيرون ريختند و با برخوردى خاص آن را اظهار كردند، به گونه اى كه افراد غير جمع خودشان هم آن منظره را ديدند و اين جسارت علنى در حضور عموم مردم انجام گرفت.

معاويه با تكيه بر ابوموسى اشعرى و مغيره به راه افتاد و صدايش را بلند كرد كه هرگز سخن او نمى پذيريم و به ولايت على اقرار نمى كنيم.

اين حركت به قدرى كفرآميز و بى ادبانه بود كه فورا چند آيه قرآن درباره آن نازل شد، و پيامبر صلى الله عليه و آله تصميم بر مقابله جدى با آن گرفت. ولى بار ديگر آيه اى نازل شد، و طبق مهلتى كه خدا به همه ظالمان داده اين بار نيز قرار شد اقدامى صورت نگيرد.

اين ماجرا در روايات متعددى وارد شده، كه توضيح اجمالى آن چنين است:

روز غدير و هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله اميرالمؤمنين عليه السلام را منصوب نمود و فرمود: مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ. اللهمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ، ابوبكر به عمر گفت: از اين كه مقام او را بالا ببرد، هيچ كوتاهى نمى كند.

ص: 151

عمر گفت: هر چه مى تواند بازوى پسر عمويش را بالا مى برد. ابوبكر به او گفت: به خدا قسم اين عظمت واقعى است ! عمر با غضب و اخم پاسخ داد: نه به خدا قسم، هرگز سخن او را گوش نمى دهم و از او اطاعت نمى كنم.

پس از خطبه مراسم بيعت انجام شد. از خيمه بيعت كه بيرون آمدند، معاويه با تكبر و تبختر و غضب آلود، در حالى كه دست راستش را بر دوش ابوموسى عبداللّه بن قيس اشعرى و دست چپ را بر دوش مغيرة بن شعبه گذاشته بود به راه افتاد، و اين گفته را در آن حال تكرار مى كرد: هرگز محمد را بر گفته اش تصديق نمى كنيم و به ولايت على اقرار نخواهيم كرد.

خبر اين كار معاويه فورا به پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد، به خصوص آنكه ابوذر و حذيفه نيز شاهد آن بودند. همزمان آياتى نيز در اين باره نازل شد: «فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلَّى. وَ لكِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى. ثُمَّ ذَهَبَ إِلى أَهْلِهِ يَتَمَطَّى» : «نه تصديق كرد و نه سر تسليم فرود آورد. ولى تكذيب نمود و روى گردانيد. و سپس با تكبر به سوى دوستانش رفت» .

به دنبال آن دو آيه ديگر نازل شد كه تهديد و وعده عذاب به او مى داد: «أَوْلى لَكَ فَأَوْلى. ثُمَّ أَوْلى لَكَ فَأَوْلى» : «عذاب بر تو سزاوار و سزاوارتر است. بار ديگر عذاب بر تو سزاوار و سزاوارتر است» !

اين گستاخى به حدى بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله درباره معاويه سه تصميم در نظر گرفت:

يكى اينكه بر فراز منبر رود و باطن او را به مردم معرفى كند و خباثت او را به همه بشناساند.

دوم اينكه بر فراز منبر برائت و بيزارى خود را از معاويه اعلام فرمايد.

سوم اينكه دستور قتل او را صادر نمايد.

اما همزمان با اين تصميم بار ديگر وحى الهى به خاطر مهلتى كه به او داده شده نازل شد: «لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ» : «درباره او زبانت را به سخنى باز مكن كه

ص: 152

درباره او عجله كرده باشى» ، حكايت از آنكه هنوز از مهلت او مانده است. اين بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله سكوت كرد و در معرفى او چيزى نفرمود.(1)

آيه «فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلّى ... » در احتجاج اميرالمؤمنين عليه السلام

در همين باره، ابان مى گويد: سليم گفت: در مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله به عده اى كه گِرد هم نشسته بودند برخوردم كه در ميان آنان - جز سلمان و ابوذر و مقداد و محمد بن ابى بكر و عمر بن ابى سلمه و قيس بن سعد بن عباده - كسى غير از بنى هاشم نبود.

اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: تعجب است از محبت اين مرد (عمر) و رفيقش قبل از او (ابوبكر) كه در قلوب اين امت جاى گرفته و تسليم آنان در برابر او در هر چيزى كه بدعت گذاشته است.

سليم مى گويد: سپس اميرالمؤمنين عليه السلام رو به عباس و اطرافيانش كرد و مواردى از كارهاى آن دو نفر را ذكر كرد، و از جمله فرمود: عمر بود كه در روز غدير خم وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله مرا براى ولايت منصوب كرد، او و رفيقش (ابوبكر) با هم گفتگو كردند. او گفت: «در اينكه كار پسر عمويش را بالا ببرد هيچ كوتاهى نمى كند» . و ديگرى گفت: «در اينكه بازوى پسر عمويش را بلند كند هيچ كوتاهى نمى كند» .

همچنين در حالى كه من منصوب شده بودم به رفيقش (ابوبكر) گفت: «اين واقعا كرامت و بزرگى است» . رفيقش با تندى به او نگاه كرد و گفت: «نه به خدا قسم، ابدا اين سخن او را گوش نمى دهم و از او اطاعت نمى كنم» .

سپس به او تكيه داد و با تكبر به راه افتادند و رفتند. خداوند هم به عنوان وعيد و منع او درباره اش چنين نازل كرد: «فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلّى. وَ لكِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلّى. ثُمَّ

ص: 153


1- . كتاب سليم: ص 240. تفسير فرات: ص 517 . المسترشد: ص 586 ح 257. شواهد التنزيل: ج 2 ص 390 ح 104. مناقب ابن شهرآشوب: ج 2 ص 239. تفسير القمى: ج 2 ص 397. تأويل الآيات: ج 2 ص 74. تفسير البرهان: ج 4 ص 406. الصراط المستقيم: ج 1 ص 314. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 97، 277. بحار الانوار: ج 30 ص 315 و ج 33 ص 163 ح 428 و ج 37 ص 161، 194.

ذَهَبَ اِلى اَهْلِهِ يَتَمَطّى. اَوْلى لَكَ فَاَوْلى. ثُمَّ اَوْلى لَكَ فَاَوْلى» : «نه تصديق كرد و نه نماز خواند. بلكه تكذيب كرد و پشت نمود. سپس با حال تبختر نزد اهل خود رفت. دورى از خير دنيا براى تو باد. دورى از خير آخرت براى تو باد» !(1)

177. آيه «فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى آثارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِيثِ أَسَفا»

177. آيه «فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى آثارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِيثِ أَسَفا»(2)

پس از اتمام مراسم حجة الوداع، يك روزى كه پيامبر صلى الله عليه و آله در مكه توقف داشت (يعنى روز چهاردهم ماه ذى الحجه) روز پرماجرايى بود. در كنار اعلام حركت براى صبح روز بعد و سپردن ودايع امامت به على عليه السلام، دستور خاصى درباره سلام كردن اصحاب به على عليه السلام به عنوان «اميرالمؤمنين» نازل شد:

«فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى آثارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِيثِ أَسَفا» :

«گويى تو مى خواهى در اثر اعمال آنان خود را از تأسف و غم و اندوه هلاك كنى اگر به اين گفتار ايمان نياورند» .

در روايات تأكيد شده كه نزول اين آيه قبل از آيه «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ... »(3) بوده، و آيه «بَلِّغْ» چند روز بعد نازل شده است. اينجا بود كه آيه «فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى آثارِهِمْ ... » نازل شد.

جبرئيل نازل شد و لقب «اميرالمؤمنين» را به عنوان اختصاص به على بن ابى طالب آورد و خود نيز به آن حضرت با همين لقب سلام كرد و عرض كرد: السَلامُ عَلَيكَ يا أميرَالمُؤمِنينَ» . على عليه السلام كه متوجه سلام جبرئيل با اين لقب بود درباره آن پرسيد. حضرت پاسخ داد: اين جبرئيل است كه از سوى خداوند تحقق آنچه به من وعده داده را آورده است.

ص: 154


1- . كتاب سليم: حديث 14.
2- . كهف / 6 . غدير در قرآن: ج 1 ص 66 . واقعه قرآنى غدير: ص 45.
3- . مائده / 67 .

اكنون دستور الهى آمد كه بايد بزرگان اصحاب نزد على عليه السلام حضور يابند و به عنوان «اميرالمؤمنين» بر آن حضرت سلام كنند و السَلامُ عَلَيكَ يا أميرَالمُؤمِنين بگويند.

پيامبر صلى الله عليه و آله كه از منصوب كردن اميرالمؤمنين عليه السلام در غدير ترس آن داشت كه او را تكذيب كنند و سخن او را نپذيرند، درباره سلام كردن آنان به عنوان «اميرالمؤمنين» ترس بيشترى داشت، و اين اطمينان الهى بود كه اجراى اين دستور را با نزول آيه 6 سوره كهف در چنين موقعيتى مؤكد نمود:

«فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى آثارِهِمْ اِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَديثِ اَسَفا» : «گويى تو مى خواهى در اثر اعمال آنان خود را از تأسف و غم و اندوه هلاك كنى اگر به اين گفتار ايمان نياورند» . اين بدان معنى بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله وظيفه الهى خود را به انجام مى رساند اگر چه مردم سرپيچى كنند.

پيرو آن پيامبر صلى الله عليه و آله به بزرگان اصحاب دستور داد تا نزد على عليه السلام بروند و خطاب به آن حضرت السَلامُ عَلَيكَ يا أميرَالمُؤمِنين بگويند، تا بدين وسيله در زمان حيات خود از آنان اقرار بر امير بودن على عليه السلام بگيرد.

سرشناسان اصحاب خدمت على عليه السلام آمدند و با عنوان «اميرالمؤمنين» به آن حضرت سلام كردند و «السَّلامُ عَلَيْكَ يا اميرَالْمُؤْمِنينَ» گفتند. در بين آنها فقط ابوبكر و عمر به عنوان اعتراض به پيامبر صلى الله عليه و آله گفتند: آيا اين حقى از طرف خدا و رسولش است ؟ حضرت غضبناك شده فرمود: آرى، حقى از طرف خدا و رسولش است. خداوند اين دستور را به من داده است.(1)

178. آيه «فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا ... »

178. آيه «فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا ... »(2)

در راه بازگشت از مكه و پيش از رسيدن به غدير، با نزول كاروان در قُدَيد و فرا

ص: 155


1- . بحار الانوار: ج 37 ص 111 - 120، 155. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 39، 114. مناقب ابن شهرآشوب: ج 2 ص 224. كتاب سليم: ص 730.
2- . هود عليه السلام / 12 - 24. غدير در قرآن: ج 1 ص 72 - 81 . واقعه قرآنى غدير: ص 61 - 63 .

رسيدن هنگام نماز، صف ها آماده شد. پيامبر صلى الله عليه و آله بعد از نماز صداى خود را بلند كرد به گونه اى كه همه بشنوند: اللهمَّ هَبْ لِعَلِىٍّ الْمَوَدَّةَ فِى صُدُورِ الْمُؤْمِنينَ وَ الْهَيْبَةَ وَ الْعَظَمَةَ فى صُدُورِ الْمُنافِقينَ : خدايا، به على محبت در سينه مؤمنين و هيبت و عظمت در سينه منافقين عنايت فرما» .(1)

آنگاه على عليه السلام را فرا خواند و در حضور مردم فرمود: يا على، دستان خويش را به سوى آسمان بلند كن و دعا كن تا من آمين بگويم. يا على، بگو:

اللهمَّ اجْعَلْ لى عِنْدَكَ عَهْدا وَ اجْعَلْ لى عِنْدَكَ وُدّا وَ اجْعَلْ لى فى قُلُوبِ الْمُؤْمِنينَ مَوَدَّةً: خدايا، براى من نزد خود عهد و پيمانى قرار ده، و براى من در پيشگاه خود دوستى و مودت قرار ده، و براى من در قلب مؤمنين محبتى قرار ده.

اميرالمؤمنين عليه السلام هم اين دعا را تكرار كرد و پيامبر صلى الله عليه و آله آمين گفت.(2)

همچنين پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: يا على، هر دعايى براى خود دوست دارى بنما تا آمين بگويم. اميرالمؤمنين عليه السلام هم سه بار اين دعا را تكرار كرد: اللهمَّ ثَبِّتْ مَوَدَّتى فى قُلُوبِ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ الى يَوْمِ الْقِيامَةِ: خدايا، مودت و محبت مرا تا روز قيامت در قلوب مردان و زنان مؤمن ثابت و پايدار فرما. و پيامبر صلى الله عليه و آله آمين گفت.(3)

پس از دعاى اميرالمؤمنين عليه السلام و آمين پيامبر صلى الله عليه و آله در حضور مردم، اين دو آيه از سوره مريم نازل شد:

«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا. فَإِنَّما يَسَّرْناهُ بِلِسانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ وَ تُنْذِرَ بِهِ قَوْما لُدًّا»(4):

ص: 156


1- . تفسير العياشى: ج 2 ص 142. بحار الانوار: ج 35 ص 353 ح 2.
2- . بحار الانوار: ج 35 ص 354 ح 4، ص 355، 356، 357.
3- . بحار الانوار: ج 35 ص 358.
4- . مريم / 96، 97.

«كسانى كه ايمان آورده عمل صالح انجام مى دهند به زودى خداوند براى آنان مودّت قرار مى دهد. ما آن را بر زبان تو آسان نموديم تا متقين را بشارت دهى و قومى را كه در خصومت شديد هستند بترسانى» .

نزول اين آيات به معناى استجابت دعاى پيامبر صلى الله عليه و آله و اميرالمؤمنين عليه السلام بود، كه مردم از سرعت استجابت اين دعا تعجب كردند.(1) پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: يا على، خداوند آيه اى از كتابش درباره تو نازل كرده و براى تو در قلب هر مؤمنى محبت قرار داده است.(2)

سپس فرمود: الْحَمْدُ للّه الَّذى جَعَلَ قُلُوبَ الْمُؤْمِنينَ تَتُوقُ الَيْكَ بِالْمَوَدَّةِ: شكر خدايى را كه قلوب مؤمنين را با محبت مشتاق تو قرار داد.(3) و آنگاه فرمود: هيچ مؤمنى را نمى بينى مگر آنكه در قلب او محبت على بن ابى طالب است.(4)

امام صادق عليه السلام درباره آيه دوم مى فرمايد: خداوند اين ولايت و مودت را بر لسان پيامبرش به آسانى جارى كرد آنگاه كه اميرالمؤمنين عليه السلام را به عنوان عَلَم و نشانه هدايت منصوب كرد و مؤمنين را بدان بشارت داد و كافران را با آن انذار فرمود.(5)

در همين موقعيت پيامبر صلى الله عليه و آله به اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: انّى سَأَلْتُ رَبّى انْ يُوالِىَ بَيْنى وَ بَيْنَكَ فَفَعَلَ، وَ سَأَلْتُ رَبّى انْ يُواخِىَ بَيْنى وَ بَيْنَكَ فَفَعَلَ، وَ سَأَلْتُ رَبّى أَنْ يَجْعَلَكَ وَصِيّى فَفَعَلَ:

من از پروردگارم خواستم كه بين من و تو ولايت قرار دهد، و خدا پذيرفت؛ و از او خواستم بين من و تو برادرى قرار دهد، و او پذيرفت؛ و از او خواستم تو را جانشين من قرار دهد، و او پذيرفت.(6)

ص: 157


1- . بحار الانوار: ج 35 ص 353 ح 2، ص 356.
2- . بحار الانوار: ج 39 ص 290 ح 90.
3- . بحار الانوار: ج 35 ص 355.
4- . بحار الانوار: ج 39 ص 289 ح 88 .
5- . بحار الانوار: ج 35 ص 354 ح 3.
6- . تفسير العياشى: ج 2 ص 142. بحار الانوار: ج 35 ص 354 و ج 36 ص 147 ح 119.

براى شكستن اين عظمت، بى پروايى اى لازم بود كه خسَّت و حسادت خود را به نمايش بگذارد. از ميان آن جمعيت كه ناظر ماجرا بودند، ابوبكر و عمر به كنايه گفتند:

به خدا قسم ! يك پيمانه خرما در مشكى پوسيده نزد ما محبوب تر است از آنچه محمد از پروردگارش خواسته است. چه مى شد اگر از پروردگارش درخواست ملائكه اى مى كرد كه او را در برابر دشمنانش كمك كنند، يا گنجى كه فقر او را جبران كند ! به خدا قسم، على را به هر كارى دعوت مى كند او هم مى پذيرد ! !(1)

اين حركت تخريب كننده كه با هدف كاستن از اهميت غدير و ولايت انجام مى شد و فرهنگ دنياپرستى را در دل مردم زنده مى كرد و ارزش هاى معنوى را از قلوب مردم ساقط مى نمود، بر قلب مبارك پيامبر صلى الله عليه و آله سنگينى مى كرد، و حقا از كسانى كه به عنوان اصحابش گِرد او را گرفته بودند چنين انتظارى نداشت.(2)

در حضور مردمى كه تازه از جاهليت رها شده و هنوز تعصبات بى اساس آن در دل هايشان ريشه داشت، اينگونه جسورانه سخن گفتن و رسول الهى را به مسخره گرفتن، همه مسايلى بودند كه چون كوهى بر سر راه غدير خود نمايى مى كردند و ظاهر قضايا اجراى برنامه آن را محال مى نمود.

لذا پيامبر صلى الله عليه و آله به جبرئيل فرمود: «خدايم مى داند كه من از قريش چه كشيده ام، آن هنگام كه نبوت مرا نپذيرفتند تا به من دستور جهاد با آنان را داد، و لشكريانى از آسمان به كمك من فرستاد كه مرا يارى كردند. پس چگونه بعد از من اقرار خواهند كرد ؟» .(3)

اينجا بود كه آيه 12 تا 24 از سوره هود نازل شد. امام صادق عليه السلام نزول اين آيات را با تفسير برخى فرازهاى آن چنين بيان فرموده است(4):

ص: 158


1- . تفسير العياشى: ج 2 ص 142. بحار الانوار: ج 36 ص 147 ح 119.
2- . تفسير فرات: ص 186 ح 236. شواهدالتنزيل: ج 1 ص 358.
3- . بحار الانوار: ج 37 ص 151 ح 37. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 51 . تفسير العياشى: ج 2 ص 97 ح 89 .
4- . بحار الانوار: ج 9 ص 104 و ج 36 ص 147 و ج 40 ص 72. تفسير فرات: ص 186 ح 236. تفسيرالعياشى: ج 2 ص 141 ح 11. شواهد التنزيل: ج 1 ص 257، 358. تأويل الآيات: ج 1 ص 158. امالى المفيد: ص 279. البرهان: ج 2 ص 210. امالى الصدوق: 290 ح 1. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 39.

«فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى اِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرَكَ اَنْ يَقُولُوا لَوْ لا اُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ اَوْ جاءَ مَعَهُ مَلَكٌ اِنَّما اَنْتَ نَذيرٌ وَ اللّه ُ عَلى كُلِّ شَىْ ءٍ وَكيلٌ. اَمْ يَقُولُونَ افْتَريهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللّه ِ اِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ. فَاِنْ لَمْ يَسْتَجيبُوا لَكُمْ فَاعْلَمُوا اَنَّما اُنْزِلَ بِعِلْمِ اللّه ِ وَ اَنْ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ فَهَلْ اَنْتُمْ مُسْلِمُونَ. مَنْ كانَ يُريدُ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زينَتَها نُوَفَّ اِلَيْهِمْ اَعْمالَهُمْ فيها وَ هُمْ فيها لايُبْخَسُونَ. اُولئِكَ الَّذينَ لَيْسَ لَهُمْ فِى الاْخِرَةِ اِلاَّ النّارُ وَ حَبِطَ ما صَنَعُوا فيها وَ باطِلٌ ما كانُوا يَعْمَلُونَ. اَفَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى اِماما وَ رَحْمَةً اُولئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الاَحْزابِ فَالنّارُ مَوْعِدُهُ فَلا تَكُ فى مِرْيَةٍ مِنْهُ اِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَ لكِنَّ اَكْثَرَ النّاسِ لا يُؤْمِنُونَ. وَ مَنْ اَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللّه ِ كَذِبا، اُولئِكَ يُعْرَضُونَ عَلى رَبِّهِمْ وَ يَقُولُ الاَشْهادُ هؤُلاءِ الَّذينَ كَذَبُوا عَلى رَبِّهِمْ، اَلا لَعْنَةُ اللّه ِ عَلَى الظّالِمينَ. الَّذينَ يَصُدَّونَ عَنْ سَبيلِ اللّه ِ وَ يَبْغُونَها عِوَجا وَ هُمْ بِالاْخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ. اُولئِكَ لَمْ يَكُونُوا مُعْجِزينَ فِى الاَرْضِ وَ ما كانَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللّه ِ مِنْ اَوْلِياء يُضاعَفُ لَهُمُ الْعَذابُ ما كانُوا يَسْتَطيعُونَ السَّمْعَ وَ ما كانُوا يُبْصِرُونَ. اُولئِكَ الَّذينَ خَسِرُوا اَنْفُسَهُمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ. لا جَرَمَ اَنَّهُمْ فِى الاْخِرَةِ هُمُ الاَخْسَرُونَ. اِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ اَخْبَتُوا اِلى رَبِّهِمْ اُولئِكَ اَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فيها خالِدُونَ. مَثَلُ الْفَريقَيْنِ كَالاَعْمى وَ الاَصَمِّ وَ الْبَصيرِ وَ السَّميعِ هَلْ يَسْتَوِيانِ مَثَلاً اَفَلا تَذَكَّرُونَ» :

«شايد تو ترك كنى بعضى از آنچه به تو وحى شده و سينه ات را به خاطر آن به تنگ اندازى از اين جهت كه بگويند اى كاش گنجى بر او نازل شود يا ملائكه اى همراه او بيايد تو فقط ترساننده مردم هستى و خداوند عهده دار همه چيز است. يا مى گويند (ولايت على عليه السلام را) به دروغ به خدا نسبت مى دهد بگو ده سوره مانند آن را (اگر چه افترا بسته شده باشد) بياوريد و هر كس را غير از خدا مى خواهيد بخوانيد اگر راست

ص: 159

مى گوييد. اگر اين پيشنهاد را (درباره ولايت على عليه السلام) از شما نپذيرفتند بدانيد كه به علم خدا نازل شده و خدايى جز او نيست پس آيا شما (ولايت را براى على عليه السلام) تسليم مى شويد و مى پذيريد. هر كس كه طالب زندگى دنيا و زينت آن است (يعنى ابوبكر و عمر) اعمالشان را در دنيا به آنان واگذار مى كنيم و در دنيا ضرر نمى كنند. آنان كسانى هستند كه در آخرت جز آتش نصيبشان نيست و آنچه در دنيا انجام داده اند نابود مى شود و آنچه انجام مى دهند باطل است. كسى كه دليلى از پروردگارش همراه اوست (يعنى پيامبر صلى الله عليه و آله) و شاهدى از جانب او پشت سرش مى آيد (يعنى على عليه السلام) و قبل از او كتاب موسى راهبر و رحمت بود (يعنى ولايت على عليه السلام در كتاب حضرت موسى عليه السلام بود) آنان بدان ايمان مى آورند هر كس از احزاب كه به او كافر شود آتش وعده گاه اوست پس درباره (ولايت على عليه السلام) بحث و جدل مكن كه آن حقى از پروردگارت است ولى اكثر مردم ايمان نمى آورند. چه كسى ظالم تر است از آنكه بر خدا دروغ مى بندد آنان كسانى هستند كه بر پروردگارشان عرضه مى شوند و شاهدان (يعنى امامان عليهم السلام) مى گويند اينان كسانى اند كه بر پروردگار خود دروغ بستند آگاه باشيد كه لعنت خدا بر ظالمين باد. آنان كه بر سر راه خدا مانع ايجاد مى كنند و آن را به كجى وا مى دارند و به آخرت كافر هستند. آنان در زمين عاجز كننده نيستند و جز خدا سرپرستى ندارند عذابشان چند برابر مى شود اينان قدرت شنيدن نداشتند و نمى ديدند. آنان كسانى هستند كه به ضرر خود عمل كرده اند و آنچه افترا مى بستند نيز از يادشان رفته است. چاره اى جز اين نيست كه در آخرت هم زيانكارترين خواهند بود. كسانى كه ايمان آورده عمل صالح انجام مى دهند و در برابر پروردگارشان سر تعظيم فرود مى آورند اينان اهل بهشتند و در آن هميشگى خواهند بود. مَثَل اين دو گروه مانند كور و كر در برابر بينا و شنواست آيا اينها در مثال برابرند آيا متذكر نمى شويد» .

اين آيات از يك سو دلگرمى براى پيامبر صلى الله عليه و آله بود كه به خاطر حركات منافقين رنجيده خاطر نشود و مسئله اعلان ولايت ترك نشود، و از سوى ديگر عين گفتار مسخره آميز ابوبكر و عمر در آيه آمده بود.

ص: 160

اينگونه بود كه يك منزل قبل از غدير، سيل آيات الهى جارى شد و بيدار باش عظيم را براى مردم اعلام كرد، تا فرداى آن روز با چشم و گوش باز به استقبال غدير بروند، همان گونه كه تسلاى قلب پيامبر صلى الله عليه و آله در برابر حركات فتنه انگيز منافقين بود(1)، و عزم راسخ آن حضرت را براى اعلان ولايت در آينده اى به فاصله كمتر از 24 ساعت به همه نشان مى داد.(2)

179. آيه «فَلَمّا اَحَسَّ عيسى مِنهُمُ الكُفرَ قالَ مَنْ أَنْصارِى إِلَى اللّه قالَ الحَواريّون نَحْنُ أَنْصارُ اللّه ... »(3) = آيه «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... »

180. آيه «فَما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حاجِزِينَ»(4) = آيه «تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ. وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ ... »

181. آيه «فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللّه كَذِبا أَوْ كَذَّبَ بِآياتِهِ أُولئِكَ يَنالُهُمْ نَصِيبُهُمْ ... »(5) = آيه «قالَ ادْخُلُوا فِى أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الاْءِنْسِ فِى النَّارِ ... »

182. آيه «فَمَنِ اهْتَدى فَإِنَّما يَهْتَدِى لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها»(6) = آيه «مَنِ اهْتَدى فَإِنَّما يَهْتَدِى لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى ... »

ص: 161


1- . تفسير فرات: ص 186 ح 236.
2- . عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 39 - 51 . بحار الانوار: ج 9 ص 104 و ج 35 ص 353، 354، 355، 356، 357، 358 و ج 36 ص 147 و ج 37 ص 151 و ج 39 ص 289، 290 و ج 40 ص 72.
3- . آل عمران / 52 .
4- . حاقّه / 47.
5- . اعراف / 37.
6- . زمر / 41.

183. آيه «فَمَنِ اهْتَدى فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها»

اشاره

183. آيه «فَمَنِ اهْتَدى فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها»(1)

پيامبر صلى الله عليه و آله در فرازى از بخش يازدهم و آخرين بخش از خطبه غدير، بيعت در غدير را بيعت با خداوند معرفى نمود و به عنوان كسى كه گفتنى ها را گفته و پيمان را هم گرفته، گويا از مردم مى پرسيد:

بعد از اين همه لطف الهى كه بهترين راه و بهترين امامان را براى شما برگزيده و به شما اجازه نداده با فكر خود پيش برويد و مشكل آفرينى كنيد، آيا قدر اين همه نعمت را مى دانيد ؟

اين برخورد را پيامبر صلى الله عليه و آله با يك سؤال آغاز كرد و فرمود: مَعاشِرَ النّاسِ، ما تَقُولُونَ ؟ ... : اى مردم چه مى گوييد ؟ خدا از هر صدايى و مخفى هاى هر نفسى اطلاع دارد.

آنگاه با لسان نصيحت گونه اى آيه 15 سوره اسراء را خواند: «فَمَنِ اهْتَدى فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها» : «هر كس هدايت يابد به نفع خويش عمل كرده و هر كس گمراه شود بر ضرر خود گمراه شده است» .

از آنجا كه پس از منبر همه بايد براى بيعت مى آمدند، لذا پيامبر صلى الله عليه و آله بار ديگر آيه 10 سوره فتح «اِنَّ الَّذينَ يُبايِعُونَكَ اِنَّما يُبايِعُونَ اللّه َ» و آيه 28 سوره زخرف «وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فى عَقِبِهِ» را با اشاره به جزئيات اين بيعت تكرار كرده، آن را از يك سو بيعت با خدا دانسته و از سوى ديگر بيعت با همه امامان دانست، و امامت آنان را در دنيا و آخرت مطرح كرد:

متن خطبه غدير

مَعاشِرَ النّاسِ، ما تَقُولُونَ ؟ فَإِنَّ اللّه َ يَعْلَمُ كُلَّ صَوْتٍ وَ خافِيَةَ كُلِّ نَفْسٍ، «فَمَنِ اهْتَدى فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها» ، وَ مَنْ بايَعَ فَإِنَّما يُبايِعُ اللّه َ، «يَدُ اللّه ِ فَوْقَ اَيْديهِمْ» :

ص: 162


1- . اسراء / 15. غدير در قرآن: ج 2 ص 227، 228. واقعه قرآنى غدير: ص 107. سخنرانى استثنائى غدير: ص 233 - 242.

اى مردم، چه مى گوييد ؟ خداوند هر صدايى را و پنهانى هاى هر كسى را مى داند. «پس هر كس هدايت يافت به نفع خودش است و هر كس گمراه شد به ضرر خودش گمراه شده است» ، و هر كس بيعت كند با خداوند بيعت مى كند. «دست خداوند بر روى دست آنان (بيعت كنندگان) است» .

184. آيه «فَمَنْ يَنْصُرُنِى مِنَ اللّه ِ إِنْ عَصَيْتُهُ فَما تَزِيدُونَنِى غَيْرَ تَخْسِيرٍ»(1) = آيه «ما آمَنَ مَعَهُ إِلاّ قَلِيلٌ»

185. آيه «فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ... »

185. آيه «فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ... »(2)

از جمله آياتى كه در سفر حجة الوداع پس از اتمام اعمال حج و در مسير مكه تا غدير بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد، آيه 92 تا 99 سوره حجر بود:

«فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ. عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ. فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ. إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ» :

«قسم به پروردگارت از همه آنان سؤال خواهيم كرد. درباره آنچه انجام مى دهند. پس با صداى بلند آنچه بدان مأمورى ابلاغ كن و از مشركين اعراض نما. و ما تو را از شرّ مسخره كنندگان حفظ مى كنيم» .

بلال در روز سيزدهم ذى الحجة، در مكه از طرف پيامبر صلى الله عليه و آله اعلان عمومى داد: فردا هيچ كس - جز معلولان - نبايد بماند، و همه بايد حركت كنند تا پس از طى مسافت چهار روزه، بتوانند روز پنجم را در غدير حاضر باشند.(3)

با اين اعلان همه مردم آماده شدند، و پس از يك روز توقف صبح روز چهاردهم قافله عظيم حجاج كه عده اى از اهل مكه و اهل يمن نيز آنان را همراهى مى كردند به

ص: 163


1- . هود عليه السلام / 63 .
2- . حجر / 92 - 99. غدير در قرآن: ج 1 ص 68 - 70. واقعه قرآنى غدير: ص 59 .
3- . بحار الانوار: ج 37 ص 111.

سوى غدير به حركت در آمد. در بين راه نيز وحى الهى همچنان نازل مى شد و غدير را پشتيبانى مى كرد.

حذيفه يمانى كه گزارش لحظه به لحظه از اين سفر تاريخى ارائه داده، مرحله بعدى نزول آيات را در روز سوم حركت چنين ترسيم مى كند:

پيامبر صلى الله عليه و آله دو روز و دو شب راه پيمود. روز سوم كه شد جبرئيل آيات آخر سوره حجر را آورد و گفت: بخوان: «قسم به پروردگارت از همه آنان سؤال خواهيم كرد درباره آنچه انجام مى دهند. پس با صداى بلند آنچه بدان مأمورى ابلاغ كن و از مشركين اعراض نما. و ما تو را از شرّ مسخره كنندگان حفظ مى كنيم» .

اينجا بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله از آنجا حركت كرد و سرعت سير را زيادتر نمود تا على عليه السلام را به عنوان عَلَم و علامتى براى مردم منصوب نمايد.(1)

نكته ديگرى كه در متن حديث جلب توجه مى كند عبارت: «أتاهُ جِبْرَئيلُ بِآخَرِ سُورَةِ الْحِجْرِ» است. از اين جمله مى توان استفاده كرد كه آيات نازل شده در اين مورد همه آيات آخر سوره حجر است و اختصاص به چند آيه ذكر شده ندارد. دنباله آيات از آيه 96 تا 99 در توصيف استهزاكنندگان و آزار آنان نسبت به ساحت مقدس پيامبر صلى الله عليه و آله چنين است:

«الَّذِينَ يَجْعَلُونَ مَعَ اللّه إِلها آخَرَ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ. وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِما يَقُولُونَ. فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ كُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ. وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ» :

«كسانى كه خداى ديگرى در كنار خدا قرار مى دهند كه به زودى خواهند دانست. ما خوب مى دانيم كه از آنچه مى گويند سينه ات به تنگ مى آيد. پس با حمد پروردگارت تسبيح بگو و از سجده كنندگان باش. و پروردگارت را عبادت كن تا برايت يقين حاصل شود» .

ص: 164


1- . بحار الانوار: ج 28 ص 98. ارشاد القلوب: ج 2 ص 112 - 135. كشف اليقين: ص 137.

186. آيه «فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ ... »

186. آيه «فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ ... »(1)

پس از بازگشت از غدير به مدينه و اجتماع 34 نفر از رؤساى منافقين در خانه ابوبكر، متن صحيفه ملعونه دوم به عنوان اساسنامه - و به عبارت ديگر قانون اساسىِ سقيفه تصويب شد. سپس صحيفه را به ابوعبيده دادند كه آن را به مكه ببرد و در كعبه كنار صحيفه اول دفن كند. سپس آن عده از خانه ابوبكر برخاستند و رفتند.

پيامبر صلى الله عليه و آله پس از نماز صبح رو به ابوعبيده جراح كرده فرمود: خوشا به حال تو كه امين اين امت شده اى ! سپس اين آيات را تلاوت فرمود: «فَوَيلٌ لِلَّذينَ يَكتُبُونَ الكِتابَ بِأيديهِم ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِن عِندِ اللّه ِ لِيَشتَرُوا بِهِ ثَمَنا قَليلاً فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمّا كَتَبَت أيديهِم وَ وَيلٌ لَهُم مِمّا يَكْسِبُونَ» : «واى بر كسانى كه نوشته اى را به دست خويش مى نويسند و سپس مى گويند اين از سوى خداست تا با آن مبلغ كمى به دست آورند واى بر آنان از آنچه دست هايشان مى نويسد و واى بر آنان از آنچه كسب مى كنند» .

آنگاه فرمود: كسانى كه در اين امت چنين صحيفه اى را نوشته اند شباهت دارند به آنان كه خدا مى فرمايد: «يَستَخفُونَ مِنَ الناسِ وَ لا يَستَخفُونَ مِنَ اللّه ِ وَ هُوَ مَعَهُم اِذ يُبَيِّتُونَ ما لا يَرضى مِنَ القَولِ وَ كانَ اللّه ُ بِما يَعمَلُونَ مُحيطا» (2): «از مردم مخفى مى كنند اما از خدا مخفى نمى كنند و خدا ناظر آنان است هنگامى كه شب را سحر مى كنند در سخنى كه خدا راضى نيست و خدا به آنچه انجام مى دهند احاطه دارد» .

سپس فرمود: امروز گروهى در امت من تشكيل يافته اند كه در صحيفه نوشتنشان مانند سردمداران زمان جاهليت شده اند، كه صحيفه اى بر عليه ما نوشتند و در كعبه آويزان نمودند. خداوند به آن عده امكانات مى دهد تا آنها و كسانى را كه بعد از آنان مى آيند امتحان كند و انسان هاى خبيث و پاك را از هم جدا سازد. اگر نبود كه خداوند به من دستور داده از آنها اعراض نمايم براى مقدّرى كه مى خواهد به انجام رساند، هم اكنون آنان را پيش آورده گردنشان را مى زدم !

ص: 165


1- . بقره / 79. غدير در قرآن: ج 2 ص 413 - 428. واقعه قرآنى غدير: ص 195. ژرفاى غدير: ص 167.
2- . نساء / 108.

لرزه بر اندام امضاكنندگان صحيفه افتاده و اختيار از كف داده بودند، به طورى كه بر حاضران در مجلس مخفى نماند كه حضرت با سخن خويش آن عده را قصد كرده و اين آيه هاى قرآنى را درباره آنان مى خواند.

مى بينيم كه پيامبر صلى الله عليه و آله كار آنان را در تدوين صحيفه ملعونه با ماجراى قريش در مكه مشابه دانسته، كه وقتى قريشيان انواع مبارزه و مقابله با پيامبر صلى الله عليه و آله را تجربه كردند و به نتيجه اى نرسيدند در مكانى به نام «دار النَدوة» جمع شدند و پيمان نامه اى بر ضد پيامبر صلى الله عليه و آله و خاندانش نوشتند و آن را در كعبه آويزان نمودند.(1)

از سوى ديگر امضا كنندگان صحيفه ملعونه طبق فرموده صريح پيامبر صلى الله عليه و آله بايد گردن زده مى شدند و آن جنايت بزرگ مستحق چنين جزايى بود، ولى موقعيت خاص غدير اين اجازه را نمى داد، چرا كه برنامه هاى انجام شده به خطر مى افتاد.

187. آيه «فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِى الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ ... »

اشاره

187. آيه «فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِى الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ ... »(2)

از جمله آياتى كه در سفر حجة الوداع و در مورد صحيفه ملعونه نازل شده اين آيات است:

«فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِى الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ. أُولئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللّه فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمى أَبْصارَهُمْ. أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها. إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلى أَدْبارِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّيْطانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَ أَمْلى لَهُمْ. ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لِلَّذِينَ كَرِهُوا ما نَزَّلَ اللّه سَنُطِيعُكُمْ فِى بَعْضِ الْأَمْرِ وَ اللّه يَعْلَمُ إِسْرارَهُمْ. فَكَيْفَ إِذا تَوَفَّتْهُمُ الْمَلائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبارَهُمْ. ذلِكَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا ما أَسْخَطَ اللّه وَ كَرِهُوا رِضْوانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ» .

ص: 166


1- . بحار الانوار: ج 19 ص 1 - 2 و ج 28 ص 102 - 111 و ج 29 ص 103 و ج 30 ص 216، 271.
2- . محمد صلى الله عليه و آله / 22 - 28. غدير در قرآن: ج 1 ص 267 - 278. واقعه قرآنى غدير: ص 54 ، 95. سخنرانى استثنائى غدير: ص 179 - 186.

«آيا انتظار مى رود كه اگر رويگردان شديد در زمين فساد كنيد و قطع رحم نماييد. اينان كسانى اند كه خدا ايشان را كَر نموده و چشمانشان را كور كرده است. آيا قرآن را مورد تدبّر قرار نمى دهند يا بر قلب هايشان قفل زده شده است. آنان كه به عقب باز مى گردند بعد از آنكه هدايت برايشان روشن شده است شيطان باطل را برايشان آراسته و آنان را بدان سو سوق داده است. اين بدان جهت است كه اينان به كسانى كه آنچه خدا نازل كرده را كراهت داشتند گفتند ما در بعضى از مسئله پيرو شما مى شويم خداوند پنهان كارى آنان را مى داند. پس چگونه خواهند بود آنگاه كه ملائكه آنان را بميرانند و بر صورت و پشت آنان بزنند. اين بدان جهت است كه آنان پيرو چيزى شدند كه خدا رضايت ندارد و رضوان او را خوش نداشتند خدا هم اعمال آنان را نابود ساخت» .

موقعيت تاريخى

در روز چهاردهم ذى الحجه در سفر حجة الوداع، ماجراهاى پيچيده اى و عجيبى اتفاق افتاد. از جمله آن وقائع اين بود كه اصحاب صحيفه - كه پيمان نامه اى بر عليه اهل بيت عليهم السلام نوشته و آن را در كعبه امضا كرده بودند - بلافاصله وارد عمل و فتنه انگيزى شدند.

اولين كسانى كه از نظر آنان در غصب خلافت همكارى خوبى مى توانستند داشته باشند بنى اميه بودند. اين بود كه رؤساى آنان را به پيمان خود دعوت كردند. در اين مرحله مسئله اقتصادى را هم به مسائل مورد نظر خود افزودند و آن منع خمس از اهل بيت عليهم السلام بود؛ و گمانشان اين بود كه اگر خمس در اختيار آنان باشد از آن در راه غصب خلافت استفاده خواهند كرد.

اينجا بود كه خداوند به پيامبرش صلى الله عليه و آله پيمان دوم را هم خبر داد و آيه 79 و 80 سوره زخرف را نازل كرد: «اَمْ اَبْرَمُوا اَمْرا فَاِنّا مُبْرِمُونَ. اَمْ يَحْسَبُونَ اِنّا لا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَ نَجْواهُمْ بَلى وَ رُسُلُنا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ» .

ص: 167

به دنبال آن آيات 24 و 25 سوره محمد صلى الله عليه و آله نازل شد كه خبر از پذيرفتن نيمى از پيشنهاد اصحاب صحيفه توسط بنى اميه مى داد: «اِنَّ الَّذينَ ارْتَدّوا عَلى اَدْبارِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدى الشَّيْطانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَ اَمْلى لَهُمْ. ذلِكَ بِاَنَّهُمْ قالُوا لِلَّذينَ كَرِهُوا ما نَزَّلَ اللّه ُ سَنُطيعُكُمْ فى بَعْضِ الاَمْرِ وَ اللّه ُ يَعْلَمُ اِسْرارَهُمْ» .

در اينجا روايات در اين باره را مرور مى كنيم:

1 - در روايتى كه اهل سنت هم نقل كرده اند آمده است: لَمّا تَعاقَدُوا عَلَيْها نَزَلَتْ: «إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلى أَدْبارِهِمْ ... » : آنگاه كه بر صحيفه ملعونه همپيمان شدند اين آيه نازل شد: «كسانى كه از دين خدا رو به عقب باز مى گردند بعد از آنكه هدايت براى آنان روشن شده، شيطان كار آنان را برايشان زيبا جلوه داده و آنان را بدان سو تشويق كرده است» . اين روايت را ابواسحاق در كتابش و احمد بن حنبل در مسندش و حافظ ابونعيم در حلية الابرار و زمخشرى در كتاب فائق نقل كرده اند.(1)

2 - امام صادق عليه السلام نيز در حديثى نزول همه آيات مذكور (از آيه 22 تا 26) را در مورد پيمان اهل صحيفه ذكر مى كند و مى فرمايد: خداوند در غدير خم آنان را بر خودشان شاهد قرار داد، در حالى كه مى گفتند: «اگر محمد از دنيا رفت خلافت را به آل محمد باز نمى گردانيم و خمس را به آنان نمى دهيم» .

خداوند اين آيات را نازل كرد: «فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ ... » تا آيه «سَوَّلَ لَهُمْ وَ أَمْلى لَهُمْ» : «آيا اگر پشت كرديد چنين خواهيد بود كه در زمين فساد كنيد و از ارحام خود قطع كنيد. چنين كسانى اند كه خدا آنان را لعنت كرده و آنان را كَر نموده و چشمانشان را كور كرده است. آيا قرآن را تدبر نمى كنند يا بر قلب هايشان قفل زده شده است. كسانى كه مرتد شدند و راه بازگشت پيش گرفتند بعد از آنكه هدايت برايشان روشن شد. شيطان كار آنان را نيك جلوه داده و آنان را بدان سو سوق داده است» .(2)

ص: 168


1- . الصراط المستقيم: ج 3 ص 151. بحار الانوار: ج 28 ص 122.
2- . شرح الاخبار: ج 2 ص 351 ح 707.

3 - در روايت ديگرى آمده است: آن گروه در كعبه با يكديگر اتفاق كردند كه اگر محمد از دنيا رفت هيچ يك از خاندانش خلافت را به دست نگيرد. در واقع آنان پشتيبان بنى اميه بودند در آنچه انجام دادند.

بنواميه به آنان گفتند: به خدا قسم دستورات شما را اطاعت نمى كنيم مگر آنكه چيزى از خمس به آنان نرسد، چرا كه گمان مى كردند خمس براى آنان است !

خداوند در اينجا آيه نازل كرد: «إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلى أَدْبارِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى ... » . بنابراين آيه درباره بنى اميه و ابوبكر و عمر و ابوعبيده نازل شده است. بعد از آن آيه بعدى نازل شد: «فَكَيْفَ إِذا تَوَفَّتْهُمُ الْمَلائِكَةُ ... » .(1)

4 - در روايت ديگرى شيطنت عمر مطرح شده كه گرداننده اصلى برنامه صحيفه و سقيفه بود. از يك سو زمينه را آماده مى كرد و از سوى ديگر فكر آنان را به اين جهت سوق مى داد كه بر هم زدن سخن و برنامه پيامبر صلى الله عليه و آله كار آسانى است.

اين دو نكته در اين حديث به خوبى بيان شده است:

«إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلى أَدْبارِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى» درباره كسانى نازل شده كه عهد اميرالمؤمنين عليه السلام را شكستند. «الشَّيْطانُ سَوَّلَ لَهُمْ» ، يعنى شيطان كار را براى آنان سهل و آماده مى كرد، و او عمر بود. «وَ أَمْلى لَهُمْ» يعنى براى آنان جلوه مى داد كه از آنچه محمد مى گويد هيچ كدام عملى نخواهد شد. «ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لِلَّذِينَ كَرِهُوا ما نَزَّلَ اللّه» يعنى آنچه خدا درباره اميرالمؤمنين عليه السلام نازل كرده خوش نداشتند.

«سَنُطِيعُكُمْ فِى بَعْضِ الْأَمْرِ» ، بنى اميه را به پيمان خود دعوت كردند كه خلافت را بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله براى ما نگذارند و چيزى از خمس به ما ندهند، و گفتند: اگر خمس را به آنان بدهيم غنيمتى براى آنان خواهد بود.

ص: 169


1- . مثالب النواصب ابن شهرآشوب نسخه خطى: ص 93.

«سَنُطِيعُكُمْ فِى بَعْضِ الْأَمْرِ» ، يعنى خمس را به بنى هاشم ندهيد. «وَ اللّه يَعْلَمُ إِسْرارَهُمْ» خدا اين كارهاى پنهانى آنان را مى داند.(1)

5 - امام باقر عليه السلام به بيان مفهوم ارتداد در آنان پرداخته و برنامه هاى عملى آنان در اين باره را تشريح نموده است. آن حضرت در اين باره مى فرمايد: «إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلى أَدْبارِهِمْ ... » ، ابوبكر و اصحابش هستند هنگامى كه هدايت را انكار كردند؛ و هدايت راه على بن ابى طالب عليه السلام بود.

«الشَّيْطانُ سَوَّلَ لَهُمْ ... » منظور عمر است. «ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لِلَّذِينَ كَرِهُوا ما نَزَّلَ اللّه سَنُطِيعُكُمْ فِى بَعْضِ الْأَمْرِ ... » ، ابوبكر و عمر و ابوعبيده هستند كه با يكديگر توافق كردند كه اگر پيامبر صلى الله عليه و آله از دنيا رفت خلافت به آل محمد عليهم السلام باز نگردد. آنان گروهى از بنى اميه را به يارى خود در اين باره فرا خواندند، و آنان هم پاسخ مثبت دادند به شرط آنكه چيزى از خمس به آل محمد عليهم السلام ندهند.

سپس بنى اميه از آنان پرسيدند: خلافت را بعد از او براى چه كسى در نظر گرفته ايد ؟ عمر گفت: براى ابوبكر. بنى اميه گفتند: ولى در اين باره از شما اطاعت نمى كنيم، اما درباره خمس با شما هستيم. در واقع آنان درباره آل محمد عليهم السلام از اين جهت كه خمس به آنان نرسد اطاعت آنان را كردند، ولى در اينكه خلافت به ابوبكر برسد با آنان موافق نبودند.

بنابراين كسانى كه «كَرِهُوا ما نَزَّلَ اللّه» ابوبكر و عمر بودند، و كسانى كه آنان را يارى دادند ابوعبيده و عبدالرحمن و سالم مولى ابى حذيفه بودند. آنان در بين خود نوشته اى نوشتند و كسى كه آن را نوشت ابوعبيده بود.

خداوند عز و جل پيامبرش را بر آنچه در بين خود نوشته بودند مطلع ساخت و اين آيه را نازل كرد: «أَمْ أَبْرَمُوا أَمْرا فَإِنَّا مُبْرِمُونَ ... » .

ص: 170


1- . بحار الانوار: ج 30 ص 163. تفسير القمى: ج 2 ص 308.

در ادامه اين روايت نقل شده كه آنان پيمان بستند كه خلافت را بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله به هيچ يك از بنى هاشم نسپارند، و اينكه همسران آن حضرت را بعد از او به ازدواج خود درآورند. اينجا بود كه آيه نازل شد: «وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِى كِتابِ اللّه» .

همچنين وقتى آيه نازل شد و آنان انكار كردند و بر اين انكار خود قسم ياد كردند خداوند آنان را توبيخ فرمود و اين آيه را نازل كرد: «يَحْلِفُونَ بِاللّه ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ ... » .(1)

6 - در حديث ديگرى از امام صادق عليه السلام تفاصيل بيشترى درباره شأن نزول اين آيات وارد شده است، آنجا كه مى فرمايد:

كلام خداوند «إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلى أَدْبارِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى» ، منظور ابوبكر و عمر و ابوعبيده است كه با ترك ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام از ايمان مرتد شدند.

قول خداوند: «ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لِلَّذِينَ كَرِهُوا ما نَزَّلَ اللّه سَنُطِيعُكُمْ فِى بَعْضِ الْأَمْرِ» : به خدا قسم درباره ابوبكر و عمر و پيروانشان نازل شده است. اين كلام خداست كه جبرئيل بر محمد صلى الله عليه و آله نازل كرده است: «ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لِلَّذِينَ كَرِهُوا ما نَزَّلَ اللّه (فى عَلىٍّ) » : «اين به خاطر آن است كه آنان گفتند به كسانى كه خوش نداشتند آنچه خدا (درباره على عليه السلام) نازل كرده بود» .

«سَنُطِيعُكُمْ فِى بَعْضِ الْأَمْرِ» : «در بعضى از آن امر مطيع شما مى شويم» ، ماجرا از اين قرار بود كه بنى اميه را به پيمان خود درباره خلافت دعوت كردند كه نگذارند خلافت بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله در ما خاندان قرار بگيرد، و چيزى از خمس به ما ندهند. آنان به بنى اميه گفتند: اگر خمس را به اهل بيت بدهيم نياز به چيزى پيدا نمى كنند، و برايشان مهم نخواهد بود كه خلافت در آنان نباشد !

ص: 171


1- . مثالب النواصب ابن شهرآشوب نسخه خطى: ص 94. غدير در قرآن: ج 1 ص 230، 231.

بنى اميه در پاسخ گفتند: سَنُطِيعُكُمْ فِى بَعْضِ الْأَمْرِ: ما از شما اطاعت مى كنيم در بخشى از مسئله اى كه ما را بدان دعوت كرديد، و آن خمس است كه چيزى از آن به اهل بيت ندهيم.

قول خداوند كه مى فرمايد: «كَرِهُوا ما نَزَّلَ اللّه» : «آنچه خدا فرستاده بود را مكروه داشتند» ، منظور از آنچه خدا نازل كرده بود، ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام است كه بر خلقش واجب كرده بود. در اين داخل شدن بنى اميه به پيمان نامه اصحاب صحيفه، ابوعبيده نيز همراهشان بود و نويسنده آنان بود.(1)

آيه «فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ ... » در خطبه غدير

همچنين در فرازى از بخش ششم خطبه غدير، پيامبر صلى الله عليه و آله لازم ديد كه مردم بدانند در معرض خطراتى عظيم قرار دارند كه در چند جهت جلوه گر خواهد شد: يكى بازگشت از اسلام و ديگرى احساس غرور از مسلمانى و سومى امامان ضلالت.

خطر دوم غرور مسلمانى و منت گذاشتن مسلمانان بر خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله براى پذيرش دين بود. پيامبر صلى الله عليه و آله براى هشدار از اين خصلت شيطانى چهار آيه قرآن را ادغام كرد:

يكى آيه 17 سوره حجرات: «يَمُنّونَ عَلَيْكَ اَنْ اَسْلَمُوا قُلْ لاتَمُنُّوا عَلَىَّ اِسْلامَكُمْ بَلِ اللّه ُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ اَنْ هَداكُمْ لِلايمانِ» . دوم آيه 28 سوره محمد صلى الله عليه و آله: «ذلِكَ بِاَنَّهُمُ اتَّبَعُوا ما اَسْخَطَ اللّه ُ وَ كَرِهُوا رِضْوانَهُ فَاَحْبَطَ اَعْمالَهُمْ» . سوم آيه 35 سوره الرحمن: «يُرْسِلُ عَلَيْكُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنْتَصِرانِ» . چهارم آيه 14 سوره فجر «اِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرصادِ» .

پيامبر صلى الله عليه و آله اين چهار آيه را در يك جمله بلند گنجانده، و در خطبه غدير فرمود:

ص: 172


1- . بحار الانوار: ج 30 ص 263 ح 128. الكافى: ج 1 ص 348 ح 43.
متن خطبه غدير

مَعاشِرَ النّاسِ، لا تَمُنُّوا عَلَىَّ بِاِسْلامِكُمْ، بَلْ لا تَمُنُّوا عَلَى اللّه ِ فَيُحْبِطَ عَمَلَكُمْ وَ يَسْخَطَ عَلَيْكُمْ وَ يَبْتَلِيَكُمْ بِشُواظٍ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٍ، اِنَّ رَبَّكُمْ لَبِالْمِرْصادِ:

اى مردم، با اسلامتان بر من منت مگذاريد، بلكه بر خدا منت نگذاريد، كه اعمالتان را نابود مى نمايد و بر شما غضب مى كند و شما را به شعله اى از آتش و مس گداخته مبتلا مى كند. پروردگار شما در كمين است.

188. آيه «فَيَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ»(1) = آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... »

189. آيه «فى قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللّه ُ مَرَضا ... »(2) = آيه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللّه وَ بِالْيَوْمِ الاْخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ ... »

190. آيه «فَيَقُولُوا هَلْ نَحْنُ مُنْظَرُونَ»(3) = آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ. لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... »

191. آيه «فَيَوْمَئِذٍ لا يُعَذِّبُ عَذابَهُ أَحَدٌ . وَ لا يُوثِقُ وَثاقَهُ أَحَدٌ»

191. آيه «فَيَوْمَئِذٍ لا يُعَذِّبُ عَذابَهُ أَحَدٌ . وَ لا يُوثِقُ وَثاقَهُ أَحَدٌ»(4)

از جمله مسائلى كه در روايات به آن اشاره شده، شدت عذاب عمر در قيامت و اينكه عذاب او از ابليس شديدتر است مى باشد. توضيح اين مطلب چنين است:

شيطان در برابر غدير با تمام توان و قدرت ايستاد چرا كه آن برنامه را خنثى كننده تلاش هاى خود براى گمراهى مردم مى دانست. اما بدون شك فريادهايى كه در آن روز مى كشيد به خاطر احساس عجزى بود كه در برابر غدير داشت.

ص: 173


1- . شعراء / 202.
2- . بقره / 10 - 15.
3- . شعراء / 203.
4- . فجر / 25، 26. غدير در قرآن: ج 1 ص 423 - 425.

اينجاست كه بايد بدانيم آنان كه از غدير سقيفه را پى ريزى كردند نه تنها ياران راهگشاى ابليس بودند، بلكه شيطان به آنان آفرين گفت كه راهى را كه از آن عاجز بود توسط آنان گشوده شد و توانست دريچه اميدى به روى شيطان باز كند.

در اين باره سه جمله از ابليس نقل شده كه در غدير به شياطين گفت:

انَّ اصْحابَهُ لا يَفُونَ بِما عَقَدَ عَلَيْهِمْ: اصحاب او به آنچه بر آنان پيمان بسته وفا نمى كنند.

انَّ اصْحابَهُ قَدْ وَعَدُونى انْ لا يَقِرُّوا لَهُ بِشَىْ ءٍ مِمّا قالَ: اصحاب او به من وعده داده اند كه به چيزى از آنچه گفت اقرار نكنند.

انَّ الَّذينَ حَوْلَهُ قَدْ وَعَدُونى فيهِ عِدَةً وَ لَنْ يَخْلُفُونى فيها: آنان كه اطراف او هستند به من درباره او وعده اى داده اند كه هرگز در آن برخلاف وعده عمل نمى كنند.

اينجاست كه وقتى اميرالمؤمنين عليه السلام را براى بيعت اجبارى بردند، سلمان خطاب به عمر گفت: شهادت مى دهم كه از پيامبر صلى الله عليه و آله درباره اين آيه پرسيدم: «فَيَوْمَئِذٍ لا يُعَذِّبُ عَذابَهُ أَحَدٌ. وَ لا يُوثِقُ وَثاقَهُ أَحَدٌ»(1): «در آن روز هيچ كس مانند او عذاب نمى شود. و هيچ كس مانند او به بند كشيده نمى شود» ؛ پيامبر صلى الله عليه و آله به من خبر داد كه منظور از اين آيه تو هستى.(2)

و نيز امام باقر عليه السلام در بيان اين آيه فرمود: ذاكَ الثّانى، لا يُعَذِّبُ اللّه يَوْمَ الْقِيامَةِ عَذابَهُ احَدا: منظور از اين كسى كه عذابش از همه بالاتر است عمر است، كه خداوند در روز قيامت احدى را مانند او عذاب نمى كند.(3)

بلكه به صريح روايات عذاب او از عذاب ابليس هم بالاتر است، چنانكه امام صادق عليه السلام در اين باره مى فرمايد: روز قيامت ابليس را در هفتاد غُل و زنجير و دومى را

ص: 174


1- . فجر / 25، 26.
2- . بحار الانوار: ج 28 ص 278 و ج 31 ص 171 ح 25.
3- . بحار الانوار: ج 30 ص 331، 332.

در صد و بيست غل و زنجير مى آورند. ابليس نگاهى به او مى كند و مى گويد: اين كيست كه خداوند عذاب او را بيش از من قرار داده در حالى كه من تمام مردم را گمراه كرده ام ؟ ! به او گفته مى شود: اين دومى است. ابليس مى پرسد: براى چه مستحق چنين عذابى شده است ؟ به او گفته مى شود: به خاطر ظلم او به على.

او به دومى مى گويد: واى بر تو ! آيا خبر نداشتى كه خداوند به من دستور سجده بر آدم داد ولى من سرپيچى كردم. آنگاه از او خواستم براى من سلطه بر محمد و اهل بيت او و شيعيانش قرار دهد، ولى خداوند اجازه نداد و گفت: «إنَّ عِبادى لَيسَ لَكَ عَلَيهِم سُلطانٌ إلاّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الغاوينَ» . با اين همه خواسته نفس خود را عملى كردى و اكنون در پيشگاه خلايق از تو پرسيده مى شود: اين چه برنامه اى بود كه از تو و پيروانت در مخالفت على عليه السلام صورت گرفت ؟

دومى در پاسخ ابليس مى گويد: تو به من چنين دستورى دادى. ابليس مى گويد: چرا از پروردگارت سرپيچى كردى و از من اطاعت نمودى ؟ عمر در پاسخ آيه قرآن را به ياد مى آورد كه خداوند از قول ابليس آورده: «إنَّ اللّه وَعَدَكُم وَعدَ الحَقِّ وَ وَعَدتُكُم فَأخلَفتُكُم وَ ما كانَ لى عَلَيكُم مِن سُلطانٍ» : «خدا به شما وعده حق داد ولى من به شما وعده دادم و خلاف وعده نمودم و مرا بر شما قدرتى نيست» !

192. آيه «فَالْيَوم الَّذينَ آمَنوا مِنَ الكُفّارِ يَضْحَكونَ . عَلَى الأرائك يَنْظُرون»

192. آيه «فَالْيَوم الَّذينَ آمَنوا مِنَ الكُفّارِ يَضْحَكونَ . عَلَى الأرائك يَنْظُرون»(1)

در حديثى امام كاظم عليه السلام توطئه هاى منافقين در غدير را بيان كردند و اشاره به جزاى اين رفتار آنان در روز قيامت نمودند. قسمتى از اين حديث چنين است:

آنگاه كه پيامبر صلى الله عليه و آله على عليه السلام را در روز غدير خم منصوب كرد و به بزرگان مهاجرين و انصار دستور داد تا با او بيعت كنند، آنان در ظاهر بيعت كردند ولى بين خود توطئه كردند كه دو كار انجام دهند: يكى امر خلافت را پس از پيامبر صلى الله عليه و آله از على عليه السلام بگيرند

ص: 175


1- . مطفّفين / 34 - 36. غدير در قرآن: ج 1 ص 296. چهارده قرن با غدير: ص 74. اسرار غدير: ص 279.

و ديگر اينكه در صورت امكان هر دو بزرگوار را به قتل برسانند. خداوند به پيامبرش خبر داد كه اينان حيله گرند و شما را مسخره مى كنند.

در آخرت هم خداوند آنان را به استهزاء خواهد گرفت، به جزاى استهزايى كه در اين دنيا كردند و خدا در دنيا به آنان مهلت داد. روز قيامت كه مى شود از جهنم مقامات شيعيان اميرالمؤمنين عليه السلام را در بهشت مى بينند. مؤمنين آن منافقين را به اسم صدا مى زنند و به آنان مى گويند: چرا در آن عذاب و خوارى معطل مانده ايد، نزد ما بياييد تا درهاى بهشت را به روى شما باز كنيم و از آتش جهنم نجات يابيد.

آنان در جهنم خود را به سوى بهشت مى كشانند و در همان حال مأمورين عذاب خود را به آنان مى رسانند و با عمودها و تازيانه هاى خود بر آنان مى زنند. وقتى نزديك درهاى بهشت مى رسند مى بينند درها به روى آنان بسته شده است.

اينجاست كه بار ديگر به اعماق جهنم كشيده مى شوند، و مؤمنين از ديدن اين منظره مى خندند و آنان را مسخره مى كنند كه خداوند هم در قرآن فرموده: «فَاليَومَ الَذينَ آمَنوا مِنَ الكُفّارِ يَضحَكونَ. عَلَى الأرائِكِ يَنظُرونَ» : «امروز كسانى كه ايمان آوردند به كفار مى خندند. در حالى كه از روى تخت ها تماشا مى كنند» .(1)

همچنين امام سجاد عليه السلام منظره حسرت ابوبكر و عمر در قيامت را ترسيم فزموده، و اينكه شيعيان آن را از بهشت مى بينند و از حسرت آنان لذت مى برند. حضرت با اشاره به آيات 34 تا 36 سوره مطفّفين چنين توصيف فرموده است:

در روز قيامت دو تخت از بهشت بيرون آورده مُشرف بر جهنم قرار داده مى شود. سپس على عليه السلام مى آيد و بر روى آن مى نشيند. آنگاه كه مى نشيند خنده اى مى نمايد و از خنده او جهنم زير و رو مى شود و طبقه پايين آن بالا مى آيد ! سپس ابوبكر و عمر را از جهنم بيرون مى آورند و در مقابل آن حضرت نگاه مى دارند. آن دو مى گويند: يا اميرالمؤمنين ! اى وصى رسول اللّه ! آيا به ما رحم نمى كنى ؟ آيا نزد پروردگارت شفاعت ما را نمى نمايى ؟

ص: 176


1- . بحار الانوار: ج 6 ص 53 .

اميرالمؤمنين عليه السلام (از روى استهزا) به آنان مى خندد و (بدون پاسخ به آنان) برمى خيزد و وارد بهشت مى شود، و آن دو تخت را بر مى دارند و به جاى خود باز مى گردانند.

و اين است معناى كلام خداوند عز و جل: «فَاليَومَ الَّذينَ آمَنُوا مِنَ الكُفَّارِ يَضحَكُونَ . عَلَى الأرائِكِ يَنظُرُونَ . هَل ثُوِّبَ الكُفّارُ ما كانُوا يَفعَلُونَ» : «امروز كسانى كه ايمان آوردند به كفار مى خندند. در حالى كه از روى تخت ها تماشا مى كنند. آيا پاداشى كه به كافران مى دهند جز نتيجه اعمال زشت آنان است» ؟ !(1)

193. آيه «فيها ما تَشْتَهيهِ الاَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الاَعْيُنُ»(2) = آيه «أَ هؤُلاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لا يَنالُهُمُ اللّه بِرَحْمَةٍ . ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ ... »

194. آيه «قالَ ادْخُلُوا فِى أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الاْءِنْسِ فِى النَّارِ ... »

اشاره

194. آيه «قالَ ادْخُلُوا فِى أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الاْءِنْسِ فِى النَّارِ ... »(3)

در بخش هفتم خطبه غدير و پس از آن كه صراط مستقيم روشن شد، سخنرانى پيامبر صلى الله عليه و آله در معرفى دو گروه دوست و دشمن آنان ادامه يافت. حضرت يازده جمله در اين باره فرمود كه شش جمله آن در توصيف اولياى اهل بيت عليهم السلام و پنج جمله در وصف اعداء بود.

حضرت در جمله نهم وصف قرآنى دشمنان اهل بيت عليهم السلام را ادامه داده و لعن دشمنان ولايت در جهنم را بيان فرمود و با قرائت كامل آيه 38 سوره اعراف ادامه يافت، كه مفهوم آن لعنت دشمنان اهل بيت عليهم السلام به يكديگر و مضاعف شدن عذاب آنان بود.

ص: 177


1- . بحار الانوار: ج 30 ص 277 ح 149.
2- . زخرف / 71.
3- . اعراف / 38. غدير در قرآن: ج 2 ص 63 - 65 . سخنرانى استثنائى غدير: ص 201 - 212. واقعه قرآنى غدير: ص 101.

از آياتى كه در خطبه غدير به صراحت تقسير شده، آيه 38 سوره اعراف است:

«قالَ ادْخُلُوا فِى أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الاْءِنْسِ فِى النَّارِ كُلَّما دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَها حَتَّى إِذَا ادَّارَكُوا فِيها جَمِيعا قالَتْ أُخْراهُمْ لِأُولاهُمْ رَبَّنا هؤُلاءِ أَضَلُّونا فَآتِهِمْ عَذابا ضِعْفا مِنَ النَّارِ قالَ لِكُلٍّ ضِعْفٌ وَ لكِنْ لا تَعْلَمُونَ» :

«گفت همراه امت هايى از جن و انس كه قبل از شما بوده اند داخل آتش شويد كه هر گروهى داخل آتش جهنم مى شوند همتاى خود را لعنت مى كنند تا هنگامى كه همه كنار يكديگر خود را در آتش مى يابند آخرين آنها به اولينشان مى گويد پروردگارا اينان ما را گمراه كردند پس عذاب چند برابرى از آتش به آنان بده خداوند در پاسخ مى فرمايد براى همه عذاب چند برابر است ولى شما نمى دانيد» .

متن خطبه غدير

الا انَّ اعْداءَهُمُ الَّذينَ قالَ اللّه فيهِمْ: «كُلَّما دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَها حَتَّى إِذَا ادَّارَكُوا فِيها جَمِيعا قالَتْ أُخْراهُمْ لِأُولاهُمْ رَبَّنا هؤُلاءِ أَضَلُّونا فَآتِهِمْ عَذابا ضِعْفا مِنَ النَّارِ قالَ لِكُلٍّ ضِعْفٌ وَ لكِنْ لا تَعْلَمُونَ» :

بدانيد دشمنان اهل بيت كسانى هستند كه خدا درباره آنان فرموده: «هر گروهى كه داخل آتش جهنم مى شوند همتاى خود را لعنت مى كنند تا هنگامى كه همه كنار يكديگر خود را در آتش مى يابند آخرين آنها به اولينشان مى گويد پروردگارا اينان ما را گمراه كردند پس عذاب چند برابرى از آتش به آنان بده خداوند در پاسخ مى فرمايد براى همه عذاب چند برابر است ولى شما نمى دانيد» .

195. آيه «قالَ فَاهْبِطْ مِنْها فَما يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ فِيها ... »(1) = آيه «إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِى الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرا»

ص: 178


1- . اعراف / 13.

196. آيه «قالوا بَلْ أَنْتُمْ لا مَرْحَبا بِكُمْ أَنْتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنا فَبِئْسَ الْقَرارُ»(1) = آيه «هذا وَ إِنَّ لِلطَّاغِينَ لَشَرَّ مَآبٍ»

197. آيه «قالُوا بَلى قَدْ جاءَنا نَذيرٌ فَكَذَّبْنا وَ قُلْنا ما نَزَّلَ اللّه ُ مِنْ شَىْ ءٍ . اِنْ اَنْتُمْ اِلاّ فى ضَلالٍ كَبيرٍ»(2) = آيه «تَكادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّما اُلْقِىَ فيها فَوْجٌ ... »

198. آيه «قالوا ربنا من قدم لنا هذه فزده عذابا ضعفا من النار»(3) = آيه «هذا وَ إِنَّ لِلطَّاغِينَ لَشَرَّ مَآبٍ»

199. آيه «قالَ يا إِبْلِيسُ ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ . أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالِينَ»(4) = آيه «إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِى الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرا»

200. آيه «قَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ اَكْثَرُ الاَوَّلينَ»(5) = آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ اَكْثَرُ الاَوَّلينَ»

201. آيه «قُلْ آمَنَّا بِاللّه وَ ما أُنْزِلَ عَلَيْنا وَ ما أُنْزِلَ عَلى إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ ... »(6) = آيه «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... »

ص: 179


1- . ص / 60 .
2- . ملك / 9.
3- . ص / 61 .
4- . ص / 75.
5- . صافّات / 71.
6- . آل عمران / 84 .

202. آيه «قُلْ أَطِيعُوا اللّه وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَيْهِ ما حُمِّلَ ... »

اشاره

202. آيه «قُلْ أَطِيعُوا اللّه وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَيْهِ ما حُمِّلَ ... »(1)

از جمله آياتى كه در ضمن خطبه غدير آمده و منظور از آنها بيان شده، آيه 54 سوره نور و آيه 18 سوره عنكبوت است:

«قُلْ أَطِيعُوا اللّه وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَيْهِ ما حُمِّلَ وَ عَلَيْكُمْ ما حُمِّلْتُمْ وَ إِنْ تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلاّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ» :

«بگو خدا و رسول را اطاعت نماييد اگر روى گرداندند بر اوست آنچه مكلف شده و بر شماست آنچه بر آن تكليف شده ايد و اگر از او اطاعت كنيد هدايت مى شويد و بر عهده رسول جز ابلاغ آشكار نيست» .

«وَ إِنْ تُكَذِّبُوا فَقَدْ كَذَّبَ أُمَمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلاّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ»(2):

«اگر تكذيب كنند امت هايى قبل از شما تكذيب شده اند و بر عهده رسول جز ابلاغ آشكار نيست» .

متن خطبه غدير

مَعاشِرَ النّاسِ، قَدِ اسْتَشْهَدْتُ اللّه وَ بَلَّغْتُكُمْ رِسالَتى، وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلاّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ:

اى مردم، من خدا را شاهد گرفتم و رسالت خويش را به شما رساندم، و بر عهده رسول جز بلاغ مبين نيست.

سؤال از آيه «قُلْ أَطِيعُوا اللّه وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا ... »

همچنين در غدير منافقين سؤالى مطرح كردند كه نشان مى داد هدف آن قرار دادن آياتى از قرآن در برابر آيات غدير است ! آنان سه آيه «اَطيعُوا اللّه َ وَ اَطيعُوا الرَّسُولَ

ص: 180


1- . نور / 54 . غدير در قرآن: ج 2 ص 116 - 119.
2- . عنكبوت / 18.

وَ اُولِى الأَمْرِ مِنْكُمْ»(1) و «اِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّه ُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ»(2) و «اَمْ حَسِبْتُمْ اَنْ تُتْرَكُوا وَ لَمّا يَعْلَمِ اللّه ُ الَّذينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ لَمْ يَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللّه ِ وَ لا رَسُولِهِ وَ لا الْمُؤْمِنينَ وَليجَةً»(3) را مطرح كردند.

هر سه آيه ظاهرى كلى داشت و سه كلمه «اولى الامر» در آيه اول و «زكات در حال ركوع» در آيه دوم و «مؤمنين» در آيه سوم قابليت انطباق بر مصاديق مختلفى داشت. اما پيامبر صلى الله عليه و آله درباره هر سه آيه بارها فرموده بود كه منظور از اين موارد فقط على بن ابى طالب عليه السلام است.

پيامبر صلى الله عليه و آله فرصت را بسيار مناسب براى بستن راه هر شبهه اى ديد و با سؤال كنندگان وارد گفتگو شد تا با ذكر تفصيلى درباره آيات مزبور به تكميل مفاهيم خطبه غدير بپردازد. آن حضرت ابتدا در پاسخ آنان يازده امام را به على عليه السلام اضافه كرد و فرمود: «آرى، اين آيات درباره على و جانشينان من تا روز قيامت است» !

منافقين گفتند: يا رسول اللّه، آنان را براى ما بيان فرما. حضرت كه منتظر چنين سؤالى بود پاسخ داد:

على برادرم و وزيرم و وارثم و وصيم و خليفه ام در امتم و صاحب اختيار هر مؤمنى بعد از من، سپس پسرم حسن، و سپس حسين، و بعد از او نُه نفر از فرزندان پسرم حسين، يكى پس از ديگرى كه قرآن با آنان است و آنان با قرآنند. از آن جدا نمى شوند و قرآن از آنان جدا نمى شود تا بر سر حوض كوثر بر من وارد شوند.

با معرفى دوازده امام عليهم السلام اكنون جاى آن بود كه دست و پاى نفاق بسته شود و با نشان دادن گستره ولايتِ امامان، همسان بودن و صاحب اختيارى آنان با صاحب اختيارى خود اعلام گردد.

ص: 181


1- . نساء / 59 .
2- . مائده / 55 .
3- . توبه / 16.

براى اين منظور پيامبر صلى الله عليه و آله در پيشگاه مردم رو به على عليه السلام كرد و فرمود: هر كس تو را اطاعت كند مرا اطاعت كرده، و هر كس مرا اطاعت كند خدا را اطاعت كرده است، و هر كس از تو سرپيچى كند از خداى تعالى سرپيچى كرده است.(1)

آيه «قُلْ أَطِيعُوا اللّه وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا ... » در ادعيه

همچنين در دعايى كه بعد از نماز روز غدير مى خوانيم به آياتى اشاره شده، كه از جمله اين دو آيه است: «اَطيعُوا اللّه َ وَ اَطيعُوا الرَّسُولَ وَ اُولِى الاَْمْرِ مِنْكُمْ» ، و «يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّه َ وَ كُونُوا مَعَ الصّادِقينَ» .(2)

متن دعاى بعد از نماز روز غدير

رَبَّنا اِنَّكَ اَمَرْتَنا بِطاعَةِ وُلاةِ اَمْرِكَ وَ اَمَرْتَنا اَنْ نَكُونَ مَعَ الصّادِقينَ فَقُلْتَ: «اَطيعُوا اللّه َ وَ اَطيعُوا الرَّسُولَ وَ اُولِى الاَْمْرِ مِنْكُمْ» وَ قُلْتَ: «يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّه َ وَ كُونُوا مَعَ الصّادِقينَ». رَبَّنا سَمِعْنا وَ اَطَعْنا.(3)

پروردگارا، تو به ما دستور اطاعت از واليان امرت داده اى و نيز دستور داده اى كه با صادقين باشيم و فرموده اى: «اطاعت كنيد از خدا و رسول و از اولى الامرتان» و نيز فرموده اى: «اى كسانى كه ايمان آورده ايد تقواى خدا پيشه كنيد و با صادقين باشيد» . پروردگارا، ما شنيديم و اطاعت كرديم.

203. آيه «قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا للّه مَثْنى وَ فُرادى ... »

203. آيه «قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا للّه مَثْنى وَ فُرادى ... »(4)

از جمله آياتى كه در سفر حجة الوداع و پس از اتمام مراسم حج بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شده اين آيه است:

ص: 182


1- . عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 133، 234.
2- . توبه / 119.
3- . عوالم العلوم: ج 15/3 ص 219. الاقبال: ص 475.
4- . سبأ / 46. غدير در قرآن: ج 1 ص 38 - 40، 299 - 304. واقعه قرآنى غدير: ص 39، 137.

«قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا للّه مَثْنى وَ فُرادى ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا ما بِصاحِبِكُمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلاَّ نَذِيرٌ لَكُمْ بَيْنَ يَدَىْ عَذابٍ شَدِيدٍ» :

«بگو من شما را فقط به يك چيز سفارش مى كنم كه به خاطر خدا دو نفرى و به تنهايى قيام كنيد سپس تفكر كنيد كه جنونى در رفيق شما (يعنى پيامبر صلى الله عليه و آله) نيست او نيست مگر ترساننده اى برايتان پيشاپيش عذابى شديد» .

با پايان حج و آغاز سفر غدير و احساس نزديكى شهادت پيامبر صلى الله عليه و آله، مردم مى خواستند بدانند كه از احكام اسلام چه چيزهاى ديگرى باقى مانده است ؟ در اين ميان منافقين با استفاده از اين موقعيت فكرى مردم، مى خواستند نتيجه معكوسى بگيرند و چنين وانمود كنند كه با انجام اعمال حج همه احكام الهى پايان يافته و ديگر چيزى باقى نمانده است، و منظورشان محو كردن اهميت ولايت بود كه انتظار مى رفت پيامبر صلى الله عليه و آله وعده غدير را براى آن گذاشته باشد.

اين بود كه به عنوان فتنه انگيزى مطرح مى كردند كه تا كى بايد منتظر حكمى بعد از حكم ديگرى باشيم ! و همين سؤال را با ظاهرى زيبا نزد پيامبر صلى الله عليه و آله مطرح مى كردند كه آيا حكم ديگرى هم بعد از حج باقى مانده است ؟ ! در پاسخ آنان آيه فوق نازل شد و معنايش اين بود كه فقط يك حكم ديگر باقى مانده و آن هم ولايت است.

امام باقر عليه السلام آيه «قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ ... » را در اين مرحله غدير چنين مى فرمايد:

خداى عزوجل به پيامبرش محمد صلى الله عليه و آله وحى فرمود و او را به نماز و زكات و روزه و حج و جهاد دستور داد. اينها را كه انجام دادند و بپا داشتند كه آخرين آنها حج به همراه آن حضرت در حجة الوداع بود، پيامبر صلى الله عليه و آله در بين آنان براى ولايت على عليه السلام قيام كرد.

عده اى گفتند: تا كِى محمد اين واجبات را يكى پس از ديگرى بر ما واجب مى كند ؟ اينجا بود كه خداوند تعالى اين آيه را نازل كرد: «قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ» : «بگو من شما را فقط به يك چيز سفارش مى كنم» ، يعنى ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام.(1)

ص: 183


1- . شرح الاخبار: ج 1 ص 236.

اميرالمؤمنين عليه السلام سؤال منافقين از پيامبر صلى الله عليه و آله را چنين مطرح فرموده است: خداوند احكام مهم شريعت و آيات مربوط به واجبات را در اوقات مختلفى نازل كرد ... ، و اولين چيزى كه مردم را بدان مقيّد ساخت اقرار به يگانگى و ربوبيت خود و شهادت «لا اله الا اللّه» بود.

وقتى به اينها اقرار كردند، اقرار به نبوت پيامبرش و رسالت او را مطرح كرد. و آنگاه كه آن را پذيرفتند نماز را بر آنان واجب كرد و سپس روزه و حج و جهاد و زكات و صدقات و آنچه در اين زمينه است از مال غنائم واجب كرد.

منافقين گفتند: بعد اين احكامى كه بر ما واجب كردى، آيا براى پروردگارت چيز ديگرى هم باقى مانده كه آن را بر ما واجب كند ؟ آن را هم ذكر كن تا دلمان آرام گيرد كه چيز ديگرى باقى نمانده است !

خداوند در اين باره چنين نازل كرد: «قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ» : «بگو من شما را فقط به يك چيز سفارش مى كنم» ، يعنى ولايت. اينجا بود كه خداوند عزوجل فرمود: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَ دِينا» .(1)

204. آيه «قُلْ رَبِّ إِمَّا تُرِيَنِّى ما يُوعَدُونَ . رَبِّ فَلا تَجْعَلْنِى فِى الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ»

204. آيه «قُلْ رَبِّ إِمَّا تُرِيَنِّى ما يُوعَدُونَ . رَبِّ فَلا تَجْعَلْنِى فِى الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ»(2)

در سفر حجة الوداع، قافله غدير تا مِنا آمده بود و بايد آماده تمام عيار براى اعلان ولايت مى شد. پيش از حركت و بعد از خطابه پيامبر صلى الله عليه و آله در مسجد خيف واقع در منى، نزول شش آيه پى در پى پس از يك سخنرانى كوتاه درباره مقام على بن ابى طالب عليه السلام، - كه هر يك پشتوانه يكى از ثقلين بود - بيدار باشِ جدى از سوى خداوند متعال بود تا مردم شكوه غدير را در بالاترين قله فكر خود ترسيم كنند و در انتظارش لحظه شمارى كنند.

ص: 184


1- . بحار الانوار: ج 90 ص 122. الاحتجاج: ج 1 ص 379.
2- . مؤمنون / 93، 94. غدير در قرآن: ج 1 ص 50 - 53 . واقعه قرآنى غدير: ص 30.

آيه سوم و چهارم طبق خطابه پيامبر صلى الله عليه و آله تفسير شد كه: فَاِنّا مُنْتَقِمُونَ بِعَلِىِّ بْنِ اَبى طالِبٍ؛ يعنى اگر تو را از اين جهان ببريم به وسيله على بن ابى طالب عليه السلام انتقام مى گيريم.(1)

و اما آيات نازل شده از اين قرار است:

«قُلْ رَبِّ إِمَّا تُرِيَنِّى ما يُوعَدُونَ. رَبِّ فَلا تَجْعَلْنِى فِى الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ» :

«بگو پروردگارا اگر به من نشان دادى آنچه وعده داده شده اند. پروردگارا مرا در قوم ظالمين قرار مده» .

«فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ . أَوْ نُرِيَنَّكَ الَّذِى وَعَدْناهُمْ فَإِنَّا عَلَيْهِمْ مُقْتَدِرُونَ . فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِى أُوحِىَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ . وَ إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ»(2):

«اگر تو را از دنيا ببريم از آنان انتقام خواهيم گرفت. يا به تو نشان مى دهيم آنچه به آنان وعده داديم و ما بر آنان تسلط داريم. به آنچه به تو وحى شده تمسك نما كه تو بر راه راست هستى. آن يادآورى براى تو و قومت است و به زودى مورد سؤال قرار خواهيد گرفت» .

«وَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسَّاعَةِ فَلا تَمْتَرُنَّ بِها وَ اتَّبِعُونِ هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ»(3):

«آن علمى براى ساعتِ معهود است پس درباره آن شك نكنيد و از من پيروى كنيد كه اين راه راست است» .

ص: 185


1- . بحار الانوار: ج 32 ص 193 ح 141، ص 291 ح 244 و ج 36 ص 23 و ج 37 ص 183. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 69 ، 169 - 171. الطرائف: ص 142 ح 217. شواهد التنزيل: ج 1 ص 526 . تأويل الآيات: ص 352. سنن الترمذى: ج 2 ص 90.
2- . زخرف / 41 - 44.
3- . زخرف / 61 .

در واقع با نزول اين آيات و ابلاغ آن، پيامبر صلى الله عليه و آله بر فراز منبر مِنا مردم را از ارتداد و اختلاف بر حذر مى دارد و به آنان هشدار مى دهد كه اگر چنين كنيد به جنگ شما خواهم آمد، و اگر من نباشم على به جنگتان مى آيد.

اين اعلان خطر، تلويحا جانشينى على عليه السلام را يادآورى مى كند و خبر از آينده اى مى دهد كه در آن على عليه السلام عين محمد صلى الله عليه و آله خواهد بود. جابر بن عبد اللّه انصارى اين مقطع مقدماتى غدير را چنين بيان مى كند:

پيامبر صلى الله عليه و آله در مِنا - در حجة الوداع - در حالى كه من از همه به آن حضرت نزديك تر بودم فرمود:

الا لا ألْفِيَنَّكُمْ تَرْجِعُونَ بَعْدى كُفّارا يَضْرِبُ بَعْضُكُمْ رِقابَ بَعْضٍ، وَ ايْمُ اللّه لَئِنْ فَعَلْتُمُوها لَتَعْرِفُنّى فِى الْكَتيبَةِ الَّتى تُضارِبُكُمْ:

آگاه باشيد، مبادا شما را بعد از خود چنين بيابم كه از دين بازگشته كافر شده ايد و گردن يكديگر را مى زنيد. بخدا قسم اگر چنين كنيد مرا در آن لشكرى خواهيد يافت كه به جنگ شما آمده است.

سپس حضرت نگاهى به پشت سر خود كرد و سه مرتبه فرمود: و يا اينكه على به جنگتان مى آيد. و ما پنداشتيم كه جبرئيل از پشت سر حضرت اين را به او گفت.

بعد از اين قضيه خداوند چنين نازل كرد: «فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ» بِعَلِىِّ بْنِ ابى طالِبٍ: «و اگر تو را از اين جهان ببريم باز از آنان انتقام خواهيم گرفت» به وسيله على بن ابى طالب، «أَوْ نُرِيَنَّكَ الَّذِى وَعَدْناهُمْ فَإِنَّا عَلَيْهِمْ مُقْتَدِرُونَ» : «يا به تو نشان مى دهيم آنچه به آنان وعده كرديم كه ما بر آنان اقتدار و تسلط داريم» .

سپس اين آيه نازل شد: «قُل رَبِّ إمّا تُريَنّى ما يُوعَدُونَ. رَبِّ فَلا تَجعَلنى فِى القَومِ الظالِمينَ» : «بگو پروردگارا اگر آنچه آنان وعده داده مى شوند به من نشان دادى. پروردگارا مرا در بين قوم ظالمين قرار مده» .

ص: 186

در پى آن چنين نازل شد: «فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِى أُوحِىَ إِلَيْكَ (فى امْرِ عَلِىٍّ عليه السلام) إِنَّكَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ» : «تمسك نما به آنچه (درباره على عليه السلام) بر تو وحى شد كه تو بر راه راست هستى» ؛ و اين آيه نازل شد كه على نشانه روز قيامت است.

همچنين اين آيه نازل شد: «وَ إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ» عَن عَلىِّ بنِ أبى طالِبٍ عليه السلام: «و او يادآورى براى تو و قومت است و بزودى (درباره على عليه السلام) مورد سؤال قرار خواهيد گرفت» .(1)

205. آيه «قُلْ كَفى بِاللّه ِ شَهيدا بَيْنى وَ بَيْنَكُمْ»

اشاره

205. آيه «قُلْ كَفى بِاللّه ِ شَهيدا بَيْنى وَ بَيْنَكُمْ»(2)

پيامبر صلى الله عليه و آله در فراز اول از يازدهمين و آخرين بخش از خطبه غدير مسئله بيعت را مطرح كرده و متن آن را به مردم آموخت، و در جمله آخرِ اين تعهّد آيه 96 سوره اسراء:

«قُلْ كَفى بِاللّه ِ شَهيدا بَيْنى وَ بَيْنَكُمْ» :

«بگو براى شاهد بين من و شما خداوند كافى است» را آورد و خدا را بر اين بيعت لسانى شاهد گرفت.

متن خطبه غدير

فَالْعَهْدُ وَ الْميثاقُ لَهُمْ مَأْخُوذٌ مِنّا، مِنْ قُلُوبِنا وَ اَنْفُسِنا وَ اَلْسِنَتِنا وَ ضَمائِرِنا وَ اَيْدينا. مَنْ اَدْرَكَها بِيَدِهِ وَ اِلاّ فَقَدْ اَقَرَّ بِلِسانِهِ، وَ لا نَبْتَغى بِذلِكَ بَدَلاً وَ لا يَرَى اللّه ُ مِنْ اَنْفُسِنا حِوَلاً. نَحْنُ نُؤَدّى ذلِكَ عَنْكَ الدّانى وَ الْقاصى مِنْ اَوْلادِنا وَ اَهالينا، وَ نُشْهِدُ اللّه َ بِذلِكَ وَ كَفى بِاللّه ِ شَهيدا وَ اَنْتَ عَلَيْنا بِهِ شَهيدٌ:

ص: 187


1- . بحار الانوار: ج 32 ص 193 ح 141، ص 291 ح 244 و ج 36 ص 23 و ج 37 ص 183. الطرائف: ص 142 ح 217. شواهد التنزيل: ج 1 ص 526 . تأويل الآيات: ج 2 ص 561 . عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 69 ح 46.
2- . اسراء / 96. سخنرانى استثنائى غدير: ص 233 - 242. واقعه قرآنى غدير: ص 106.

پس براى آنان عهد و پيمان از ما گرفته شد، از قلب هايمان و جان هايمان و زبان هايمان و ضمائرمان و دست هايمان. هر كس توانست با دست بيعت مى نمايد و گرنه با زبانش اقرار مى كند. هرگز در پى تغيير اين عهد نيستيم و خداوند (در اين باره) از نفس هايمان دگرگونى نبيند. ما اين مطالب را از قول تو به نزديك و دور از فرزندانمان و فاميلمان مى رسانيم، و خدا را بر آن شاهد مى گيريم. خداوند در شاهد بودن كفايت مى كند و تو نيز بر اين اقرار ما شاهد هستى.

206. آيه «قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِى نَفْعا وَ لا ضَرّا إِلاّ ما شاءَ اللّه وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ ... »

اشاره

206. آيه «قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِى نَفْعا وَ لا ضَرّا إِلاّ ما شاءَ اللّه وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ ... »(1)

از جمله آياتى كه براى بيان بيشتر شئون امامت و خلافتِ الهى در برابر رياست هاى شيطانىِ سقيفه به صورت استشهاد و اشاره و اقتباس در خطبه غدير ديده مى شود، آيه 188 سوره اعراف است.

پيامبر صلى الله عليه و آله در فراز پايانى بخش هفتم خطبه غدير، نسبت خود را با على عليه السلام در چند جمله بيان فرمود. در شروع و به عنوان ابتدا اين آيه اشاره نمود:

«قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِى نَفْعا وَ لا ضَرّا إِلاّ ما شاءَ اللّه وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لاَسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَ ما مَسَّنِىَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلاّ نَذِيرٌ وَ بَشِيرٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ» .

«بگو براى خود مالك منفعت و ضررى نيستم مگر آنچه خدا بخواهد و اگر غيب مى دانستم خير بسيارى انجام مى دادم و بدى به من نمى رسيد من نيستم جز ترساننده و بشارت دهنده براى قومى كه ايمان مى آورند» .

متن خطبه غدير

مَعاشِرَ النّاسِ، الا وَ انّى انَا النّذيرُ وَ عَلِىٌّ الْبَشيرُ:

اى مردم، بدانيد كه من ترساننده ام و على بشارت دهنده است.

ص: 188


1- . اعراف / 188. غدير در قرآن: ج 2 ص 175 - 180. سخنرانى استثنائى غدير: ص 201 - 212.

207. آيه «قُلْ هذِهِ سَبِيلِى أَدْعُوا إِلَى اللّه ِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِى وَ ... »

اشاره

207. آيه «قُلْ هذِهِ سَبِيلِى أَدْعُوا إِلَى اللّه ِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِى وَ ... »(1)

از آياتى كه در دعاى بعد از نماز روز غدير آمده، آيه 108 سوره يوسف است:

«قُلْ هذِهِ سَبِيلِى أَدْعُوا إِلَى اللّه ِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِى وَ سُبْحانَ اللّه ِ وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ» : «بگو براى خود مالك منفعت و ضررى نيستم مگر آنچه خدا بخواهد و اگر غيب مى دانستم خير بسيارى انجام مى دادم و بدى به من نمى رسيد من نيستم جز ترساننده و بشارت دهنده براى قومى كه ايمان مى آورند» .

متن دعاى بعد از نماز روز غدير

رَبَّنا آمَنّا وَ اتَّبَعْنا مَوْلانا وَ وَلِيَّنا وَ هاديَنا وَ داعِيَنا وَ داعِىَ الانامِ، وَ صِراطَكَ السَّوِىَّ الْمُسْتَقيمَ وَ مَحَجَّتَكَ الْبَيْضاءَ، وَ سَبيلَكَ الدّاعِىَ الَيْكَ عَلى بَصيرَةٍ هُوَ وَ مَنِ اتَّبَعَهُ، وَ سُبْحانَ اللّه ِ عَمّا يُشْرِكُونَ بِوِلايَتِهِ وَ بِامْرِ رَبِّهِمْ وَ بِاتِّخاذِ الْوَلائِجِ مِنْ دُونِهِ(2):

پروردگارا، ما ايمان آورديم و از صاحب اختيار و ولىّ و هدايت كننده و دعوت كننده ما و مردم پيروى نموديم، همان راه درست و مستقيم تو، و جايگاه حجتِ واضح تو، و راه تو كه او و پيروانش با بصيرت به سوى تو دعوت مى كنند، و خدا منزه است از آنچه در ولايت على عليه السلام شرك مى ورزند و درباره امر پروردگارشان كسى را شريك مى كنند، و كسانى را جز او محبوب دل خود قرار مى دهند.

208. آيه «قُل هُوَ اللّه ُ أحَدٌ ... »

اشاره

208. آيه «قُل هُوَ اللّه ُ أحَدٌ ... »(3)

يكى از مسائل توحيدى كه پيامبر صلى الله عليه و آله در فرازى از بخش اول خطبه غدير بيان فرمود اينكه همه بندگان در پناه خداوند هستند. آن حضرت در جملاتى با گنجانيدن سوره توحيد در كلام خود وحدانيت خدا را ياد كرد:

ص: 189


1- . يوسف عليه السلام / 108. غدير در قرآن: ج 3 ص 425 - 433.
2- . عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 216، 217. الاقبال: ص 475.
3- . توحيد / 1 - 4. واقعه قرآنى غدير: ص 80 .
متن خطبه غدير

لَمْ يَكُنْ لَهُ ضِدٌّ وَ لا مَعَهُ نِدٌّ، اَحَدٌ صَمَدٌ لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفْوا اَحَدٌ:

براى او ضدّى و همراه او معارضى نبوده است. يكتا و بى نياز است. زاييده نشده و نمى زايد، و براى او هيچ همتايى نيست.

209. آيه «قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ»(1) = آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... »

210. آيه «قُل يا اَهلَ الكِتابِ تَعالَوا اِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَينَنا ... فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ»(2) = آيه «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... »

211. آيه «كَذلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ»(3) = آيه «أَ لَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلِينَ . ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الاْخِرِينَ . كَذلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ . وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ»

212. آيه «كُلَّما اُلْقِىَ فيها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها اَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذيرٌ»(4) = آيه «تَكادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّما اُلْقِىَ فيها فَوْجٌ ... »

213. آيه «كُلَّما دَخَلَتْ اُمَّةٌ لَعَنَتْ اُخْتَها حَتّى اِذا ادّارَكُوا فيها جَميعا ... »(5) = آيه «قالَ ادْخُلُوا فِى أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الاْءِنْسِ فِى النَّارِ ... »

ص: 190


1- . ص / 67 .
2- . آل عمران / 64 .
3- . مرسلات / 18.
4- . ملك / 8 .
5- . اعراف / 38.

214. آيه «كَيْفَ يَهْدِى اللّه قَوْما كَفَرُوا بَعْدَ إِيمانِهِمْ وَ شَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَ ... »

اشاره

214. آيه «كَيْفَ يَهْدِى اللّه قَوْما كَفَرُوا بَعْدَ إِيمانِهِمْ وَ شَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَ ... »(1)

يكى از مواردى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در خطبه غدير به آنها اشاره دارد، آيه 86 و 87 سوره آل عمران در مورد لعنتِ كافران است:

«كَيْفَ يَهْدِى اللّه قَوْما كَفَرُوا بَعْدَ إِيمانِهِمْ وَ شَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَ جاءَهُمُ الْبَيِّناتُ وَ اللّه لا يَهْدِى الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ. أُولئِكَ جَزاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللّه وَ الْمَلائِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ» :

«چگونه خداوند هدايت مى كند قومى را كه بعد از ايمانشان كافر شدند و شهادت دادند كه پيامبر بر حق است و دليل هاى محكم براى آنان آمد و خدا قوم ظالم را هدايت نمى كند. آنانند كسانى كه لعنت خدا و ملائكه و همه مردم بر آنان است» .

به راستى چه كسانى بودند كه بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله كافر شدند بعد از آنكه مسلمان بودند ؟ چه كسانى فرامين الهى را يكى پس از ديگرى زير پا گذاشتند ؟ چه كسانى بدعت ها را به جاى سنت ها قرار دادند ؟ اهل سقيفه بودند كه با كفرِ مطلق مردم را تا جاهليت باز گرداندند، و خود را مستحق لعنت خدا و ملائكه و همه مردم نمودند.

متن خطبه غدير

مَعاشِرَ النّاسِ، عَدُوُّنا مَنْ ذَمَّهُ اللّه وَ لَعَنَهُ، وَ وَلِيُّنا كُلُّ مَنْ مَدَحَهُ اللّه وَ احَبَّهُ:

اى مردم، دشمن ما كسى است كه خداوند او را مورد مذمت و لعن قرار داده، و دوست ما هر كسى است كه خداوند او را مدح نموده و دوست بدارد.

215. آيه «لا تَجِدُ قَوْما يُؤْمِنُونَ بِاللّه ِ وَ الْيَوْمِ الاْخِرِ ... »

اشاره

215. آيه «لا تَجِدُ قَوْما يُؤْمِنُونَ بِاللّه ِ وَ الْيَوْمِ الاْخِرِ ... »(2)

در بخش هفتم خطبه غدير و پس از آنكه صراط مستقيم روشن شد، سخنرانى پيامبر صلى الله عليه و آله در معرفى دو گروه دوست و دشمن آنان ادامه يافت.

ص: 191


1- . آل عمران / 86 و 87 . غدير در قرآن: ج 2 ص 27.
2- . مجادله / 22. سخنرانى استثنائى غدير: ص 201 - 212. واقعه قرآنى غدير: ص 99.

حضرت يازده جمله در اين باره فرمود كه شش جمله آن در توصيف اولياى اهل بيت عليهم السلام و پنج جمله در وصف اعداء بود.

حضرت در اين فراز از خطبه غدير، مستقيما آيه 22 سوره مجادله را در وصف آنان قرائت كرد كه مى فرمايد: «لا تَجِدُ قَوْما يُؤْمِنُونَ بِاللّه ِ وَ الْيَوْمِ الاْخِرِ ... » و مفهوم آن چنين بود كه دوستى خدا با دوستى دشمنان خدا جمع نمى شود.

حضرت با اين آيه شرط برائت از دشمنان را براى قبول ولايت قرار داد، و متقابلاً پاداش و نشان بزرگ ترى را به اولياى اهل بيت عليهم السلام عطا فرمود:

متن خطبه غدير

اَلا اِنَّ اَوْلِياءَهُمُ الَّذينَ ذَكَرَهُمُ اللّه ُ فى كِتابِهِ، فَقالَ عَزَّ وَ جَلَّ: «لا تَجِدُ قَوْما يُؤْمِنُونَ بِاللّه ِ وَ الْيَومِ الاْخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حادَّ اللّه َ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آبائَهُمْ اَوْ اَبْنائَهُمْ اَوْ اِخْوانَهُمْ اَوْ عَشيرَتَهُمْ اوُلئِكَ كَتَبَ فى قُلُوبِهِمُ الايمانَ وَ اَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ يُدْخِلُهُمْ جَنّاتٍ تَجْرى مِنْ تَحْتِهَا الاَنْهارُ خالِدينَ فيها رَضِىَ اللّه ُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ اوُلئِكَ حِزْبُ اللّه ِ اَلا اِنَّ حِزْبَ اللّه ِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» :

بدانيد كه دوستان اهل بيت كسانى اند كه خداوند در كتابش آنان را ياد كرده و فرموده است: «لا تَجِدُ قَوْما يُؤْمِنُونَ بِاللّه ِ وَ الْيَوْمِ الاْخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حادَّ اللّه َ وَ رَسُولَهُ ... » : «نمى يابى قومى را كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده باشند و در عين حال با كسانى كه با خدا و رسولش ضدّيت دارند روى دوستى داشته باشند اگر چه پدرانشان يا فرزندانشان يا برادرانشان يا فاميلشان باشند آنان اند كه ايمان در قلوبشان نوشته شده و خداوند آنان را با روحى از خود تأييد فرموده و ايشان را به بهشتى وارد مى كند كه از پايين آن نهرها جارى است و در آن دائمى خواهند بود خدا از آنان راضى است و آنان از خدا راضى هستند آنان حزب خداوند هستند بدانيد كه حزب خدا رستگارند» .

ص: 192

216. آيه «لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ»(1) = آيه «فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلّى . وَ لكِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلّى ... »

217. آيه «لا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدِ ايمانِكُمْ»(2) = آيه «وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ اِنَّما كُنّا نَخُوضُ وَ نَلْعَبُ ... »

218. آيه «لا تُفْسِدُوا فِى الاَرْضِ قالُوا اِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ»(3) = آيه «فى قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللّه ُ مَرَضا ... »

219. آيه «لا جَرَمَ أَنَّهُمْ فِى الاْخِرَةِ هُمُ الْأَخْسَرُونَ»(4) = آيه «فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ ... »

220. آيه «لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ»(5) = آيه «تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ . وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ ... »

221. آيه «لا يُؤْمِنُونَ بِهِ حَتَّى يَرَوُا الْعَذابَ الْأَلِيمَ»(6) = آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... »

222. آيه «لا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ»

اشاره

222. آيه «لا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ»(7)

پس از اتمام بخش چهارم خطبه غدير و بيان حديث غدير و آيه اكمال، و پس از

ص: 193


1- . قيامت / 16.
2- . توبه / 66 .
3- . بقره / 11.
4- . هود عليه السلام / 22.
5- . حاقّه / 45.
6- . شعراء / 201.
7- . آل عمران / 88 . غدير در قرآن: ج 2 ص 382 - 387. سخنرانى استثنائى غدير: ص 179 - 186. واقعه قرآنى غدير: ص 91.

اهانت منافقين بين كلام پيامبر صلى الله عليه و آله در اين فراز، حضرت بدون كوچك ترين وقفه اى سخنش را ادامه داد و وارد بخش پنجم خطبه شد و به تبيين بيشتر آيه اكمال پرداخت.

آن حضرت از يك سو كمال دين را با امامت دوازده امام عليهم السلام اعلام فرمود، و از سوى ديگر هر گونه انكار امامت آنان را مساوى با سقوط اعمال و خلود در آتش اعلام كرد.

همچنين راه هر تخفيفى را در عذاب چنين كسانى منتفى دانست و در اين باره آيه 217 سوره بقره و آيه 86 - 88 سوره آل عمران را در ضمن كلام خود آورد، و منكرين امامت را مستحق چنين عذابى دانست:

«يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ قُلْ قِتالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللّه وَ كُفْرٌ بِهِ وَ إِخْراجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِنْدَ اللّه وَ الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَ لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا وَ مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَ هُوَ كافِرٌ فَأُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِى الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ وَ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ» :

«از تو درباره ماه حرام و جنگ در آن سؤال مى كنند بگو جنگ در آن كار بزرگى است و ايجاد مانع بر سر راه خدا و كفر به اوست و خارج كردن اهلش از آن نزد خدا بالاتر است و فتنه از قتل هم بالاتر است آنان همچنان با شما جنگ مى كنند تا اگر بتوانند شما را از دينتان باز گردانند هر كس از شما از دين خود باز گردد و در حالى بميرد كه كافر باشد چنين كسانى همانانى هستند كه اعمالشان در دنيا و آخرت سقوط مى كند و آنان اصحاب آتش هستند كه براى هميشه در آنند» .

«كَيْفَ يَهْدِى اللّه قَوْما كَفَرُوا بَعْدَ إِيمانِهِمْ وَ شَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَ جاءَهُمُ الْبَيِّناتُ وَ اللّه لا يَهْدِى الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ. أُولئِكَ جَزاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللّه وَ الْمَلائِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ. خالِدِينَ فِيها لا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ» .(1)

ص: 194


1- . آل عمران / 86 - 88 .

«چگونه خداوند هدايت مى كند قومى را كه بعد از ايمانشان كافر شدند و شهادت دادند كه پيامبر بر حق است و دليل هاى محكم براى آنان آمد و خدا قوم ظالم را هدايت نمى كند. آنانند كسانى كه لعنت خدا و ملائكه و همه مردم بر آنان است. هميشه در آن (آتش) هستند و عذاب از آنان كم نمى شود و به آنان مهلت داده نمى شود» .

متن خطبه غدير

مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّما اَكْمَلَ اللّه ُ عَزَّ وَ جَلَّ دينَكُمْ بِاِمامَتِهِ. فَمَنْ لَمْ يَأْتَمَّ بِهِ وَ بِمَنْ يَقُومُ مَقامَهُ مِنْ وُلْدى مِنْ صُلْبِهِ اِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ وَ الْعَرْضِ عَلَى اللّه ِ عَزَّ وَ جَلَّ فَاوُلئِكَ الَّذينَ حَبِطَتْ اَعْمالُهُمْ فِى الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ وَ فِى النّارِ هُمْ خالِدُونَ، «لا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ» :

اى مردم، خدا دين شما را با امامت او كامل نمود، پس هر كس اقتدا نكند به او و به كسانى كه جانشين او از فرزندان من و از نسل او هستند تا روز قيامت و روز رفتن به پيشگاه خداى عزوجل، چنين كسانى اعمالشان در دنيا و آخرت از بين رفته و در آتش دائمى خواهند بود. «عذاب از آنان تخفيف نمى يابد و به آنها مهلت داده نمى شود» .

223. آيه «لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ وَ هُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ»(1) = آيه «إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِى عَذابِ جَهَنَّمَ خالِدُونَ . لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ ... »

224. آيه «لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ»

224. آيه «لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ»(2)

از جمله آيات مربوط به ولايت اين آيه است:

«لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ» :

«آنگاه در مورد نعمت مورد سؤال قرار مى گيرند» .

ص: 195


1- . زخرف / 75.
2- . تكاثر / 8 . غدير در قرآن: ج 1 ص 151، 175 - 177.

ارتباط اين آيه با آيه «اليَومَ أكمَلتُ لَكُمْ دينَكُم وَ أتمَمتُ عَلَيكُم نِعمَتى وَ رَضيتُ لَكُمُ الإسلامَ دِينا»(1) و اشاره اى كه در هر دو آيه به نعمت شده جالب توجه است.

اين كلام امام عليه السلام كه متعلق نعمت را مخلوقات قرار مى دهد نشانگر ارتباط مستقيم ولايت اهل بيت عليهم السلام با همه موجودات است، و انسان را به ياد فرمايش اميرالمؤمنين عليه السلام در غوغاى سقيفه مى اندازد كه فرمود:

اگر اين امت از زمانى كه خداوند پيامبرش را قبض روح كرده تابع من مى شدند و مرا اطاعت مى كردند، از بالاى سرشان و از زير پايشان تا روز قيامت - با خوشى و وسعت - از نعمت هاى الهى استفاده مى كردند.(2)

يعنى اين نعمت تأمين كننده دين و دنيا و آخرت و همه جوانب زندگى است و رشته ناگسستنى نعمت است كه سر رشته آن ذات الهى است. امام صادق عليه السلام درباره منزلت اين نعمت يادآور مى شود كه روز قيامت اين نعمت مورد سؤال قرار خواهد گرفت:

نَحْنُ اهْلُ الْبَيْتِ النَّعيمُ الَّذى انْعَمَ اللّه بِنا عَلَى الْعِبادِ ... ، وَ هُوَ النِّعْمَةُ الَّتى لا تَنْقَطِعُ، وَ اللّه سائِلُهُمْ عَنِ حَقِّ النَّعيمِ الَّذى انْعَمَ بِهِ عَلَيْهِمْ: ما اهل بيت آن نعمت خدا هستيم كه خداوند آن را بر بندگانش نعمت حساب كرد ... ، و آن نعمتى ناگسستنى است كه قطع نمى شود، و خداوند درباره اداى حق اين نعمتى كه به آنان عطا فرموده بازخواست خواهد كرد.(3)

اكنون معلوم شد كه خداوند در فراز دوم آيه اكمال كه مى فرمايد: «أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى» ، از يك سو ولايت دوازده امام عليهم السلام را بزرگ ترين نعمت خويش بر مردم اعلام مى كند، و از سوى ديگر به آنان هشدار مى دهد كه اگر بناى قدردانى و سپاسگزارى

ص: 196


1- . مائده / 3.
2- . كتاب سليم: ص 211 ح 11.
3- . بحار الانوار: ج 24 ص 49.

لسانى و عملى از خداست در رأس همه بايد قدردان نعمت «ولايت» باشيم، و بايد با اطاعت كامل و انقياد مطلق در برابر مقام عصمت عملاً تشكر خود را از اين نعمت عظماى الهى اعلام كنيم.

از همين جاست كه بايد خود را آماده روز سؤال نماييم كه خداوند فرموده: «لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ»(1): «در آن روز از نعمت ها سؤال مى شويد» . امام رضا عليه السلام در بيان اين آيه و نعمتى كه مورد سؤال قرار مى گيرد، فرمود: نعيم محبت و ولايت ما اهل بيت است، كه خداوند بعد از توحيد و نبوت درباره آن از مردم سؤال مى كند.(2)

به تعبير ديگر، نعمت ولايت آن قدر عظيم است كه به مقدار لياقت و آمادگى هر انسانى، خداوند از اين نعمت به او بيشتر عنايت مى كند، چنانكه فرموده است: ولايت على نعمتى است كه به هر كدام از بندگانم كه دوست دارم عنايت كرده ام. هر كس از بندگانم را كه دوست بدارم ولايت و معرفتش را به او عنايت مى كنم، و هر كس را مبغوض بدارم به خاطر فاصله او از معرفت و ولايت على مبغوضش مى دارم.(3)

225. آيه «الَّذى ... » و آيه «الَّذينَ ... »

در آياتى كه با «الَّذى» يا «الَّذينَ» شروع مى شود، حرف «الف» و سپس «لام» به عنوان حرف شروع محاسبه شده است. همچنين اگر اين دو كلمه در بين آيه آمده باشد.

226. آيه «لَعَنَهُ اللّه ُ وَ قالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبادِكَ نَصِيبا مَفْرُوضا»(4) = آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّه ُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... »

ص: 197


1- . تكاثر / 8 .
2- . بحار الانوار: ج 63 ص 317.
3- . بحار الانوار: ج 38 ص 98.
4- . نساء / 118.

227. آيه «لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَةَ مِنْ قَبْلُ وَ قَلَّبُوا لَكَ الْأُمُورَ حَتَّى جاءَ الْحَقُّ ... »(1) = آيه «فَإِذا نَزَلَ بِساحَتِهِمْ فَساءَ صَباحُ الْمُنْذَرِينَ»

228. آيه «لَقَدْ أَضَلَّنِى عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَنِى وَ كانَ الشَّيْطانُ لِلاْءِنْسانِ خَذُولاً»(2) = آيه«ويَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِى اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلاً ... »

229. آيه «لَقَدْ جِئْناكُمْ بِالْحَقِّ وَ لكِنَّ أَكْثَرَكُمْ لِلْحَقِّ كارِهُونَ»(3) = آيه «إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِى عَذابِ جَهَنَّمَ خالِدُونَ . لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ ... »

230. آيه «لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى»(4) = آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... »

231. آيه «لَقَدْ كانَ لَكُمْ فى رَسُولِ اللّه ِ اُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُو اللّه َ وَ الْيَوْمَ ... »

231. آيه «لَقَدْ كانَ لَكُمْ فى رَسُولِ اللّه ِ اُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُو اللّه َ وَ الْيَوْمَ ... »(5)

در صحيفه ملعونه دوم - كه پس از غدير در مدينه و در خانه ابوبكر توسط رؤساى منافقين نوشته شد - رسما غدير انكار شده است ! جالب اينكه در اينجا بار ديگر استناد به آيه قرآن را براى اثبات ادعاى باطل به كار گرفتند و آن را دليل بر پيروى مردم از مرام سقيفه قرار دادند.

آيا پيامبر صلى الله عليه و آله در غدير خلافت را بر عهده مسلمين گذاشت ؟

آيا حتى يك مورد وجود دارد كه پيامبر صلى الله عليه و آله چنين مطلبى فرموده باشد تا مردم هم در اين جهت پيرو آن حضرت باشند ؟ !

ص: 198


1- . توبه / 48.
2- . فرقان / 29.
3- . زخرف / 78.
4- . نجم / 18.
5- . احزاب / 21. ژرفاى غدير: ص 169. ژرفاى غدير: ص 171. واقعه قرآنى غدير: ص 193.

اين استناد به قرآن با اين تعبير در صحيفه منعكس شد و اين آيه در متن صحيفه ملعونه دوم كه پس از غدير در خانه ابوبكر به امضاى 34 نفر رسيد آمده است. متن اين صحيفه چنين بود:

... پيامبر صلى الله عليه و آله اختيار خلافت را بر عهده مسلمين گذاشت تا هر كس كه به فكر او و دلسوز بودنش اطمينان دارند براى خود انتخاب كنند. مسلمانان بايد به خوبى از پيامبر صلى الله عليه و آله پيروى كنند، همان طور كه خداوند فرموده است: «لَقَدْ كانَ لَكُمْ فى رَسُولِ اللّه ِ اُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُو اللّه َ وَ الْيَوْمَ الاْخِرِ» : «براى شما نسبت به پيامبر پيروىِ نيكو لازم است براى كسانى كه به خدا و روز قيامت اميدوارند» .(1)

232. آيه «لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ»(2) = آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ ... »

233. آيه «لَنْ تُغْنِىَ عَنْهُمْ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ مِنَ اللّه ِ شَيْئا أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ»(3) = آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّه ُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... »

234. آيه «لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْيَوْمَ إِذْ ظَلَمْتُمْ أَنَّكُمْ فِى الْعَذابِ مُشْتَرِكُونَ»(4) = آيه «حَتَّى إِذا جاءَنا قالَ يا لَيْتَ بَيْنِى وَ بَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ ... »

235. آيه «لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَىْ ءٍ قَديرٌ»

اشاره

235. آيه «لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَىْ ءٍ قَديرٌ»(5)

يكى از مسائل توحيدى كه پيامبر صلى الله عليه و آله در فرازى از بخش اول خطبه غدير بيان

ص: 199


1- . بحار الانوار: ج 28 ص 102 - 111 و ج 29 ص 103 و ج 30 ص 216، 271.
2- . معارج / 2.
3- . مجادله / 17.
4- . زخرف / 39.
5- . مُلك / 1. سخنرانى استثنائى غدير: ص 137 - 146. واقعه قرآنى غدير: ص 80 .

فرمود اينكه حيات و مرگ و فقر و غنا، و خنده و گريه، و منع و عطا همه در يدِ قدرت اوست؛ و اين عبارات را با اشاره به آيه اول سوره مُلك به پايان برد:

«لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَىْ ءٍ قَديرٌ» :

«پادشاهى براى اوست و ستايش از آن اوست و او بر هر چيزى تواناست» .

متن خطبه غدير

لَمْ يَكُنْ لَهُ ضِدٌّ وَ لا مَعَهُ نِدٌّ، اَحَدٌ صَمَدٌ «لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفْوا اَحَدٌ» . اِلهٌ واحِدٌ وَ رَبٌّ ماجِدٌ، يَشاءُ فَيُمْضى، وَ يُريدُ فَيَقْضى، وَ يَعْلَمُ فَيُحْصى، وَ يُميتُ وَ يُحْيى، وَ يُفْقِرُ وَ يُغْنى، وَ يُضْحِكُ وَ يُبْكى، وَ يُدْنى وَ يُقْصى، وَ يَمْنَعُ وَ يُعْطى، «لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ» بِيَدِهِ الْخَيْرُ «وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَىْ ءٍ قَديرٌ» :

براى او ضدّى و همراه او معارضى نبوده است. يكتا و بى نياز است. «زاييده نشده و نمى زايد و براى او همتايى نيست» . خداى يگانه و پروردگار با عظمت. مى خواهد پس به انجام مى رساند، و اراده مى كند پس مقدّر مى نمايد، و مى داند پس به شماره مى آورد. مى ميراند و زنده مى كند، فقير مى كند و غنى مى نمايد، مى خنداند و مى گرياند، نزديك مى كند و دور مى نمايد، منع مى كند و عطا مى نمايد. «پادشاهى از آن او و حمد و سپاس براى اوست» . خير به دست اوست «و او بر هر چيز تواناست» .

236. آيه «لَهُمْ مِنْ جَهَنَّمَ مِهادٌ وَ مِنْ فَوْقِهِمْ غَواشٍ وَ كَذلِكَ نَجْزِى الظَّالِمِينَ»(1) = آيه «قالَ ادْخُلُوا فِى أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الاْءِنْسِ فِى النَّارِ ... »

237. آيه «لِيَذَرَ الْمُؤْمِنينَ عَلى ما اَنْتُمْ عَلَيْهِ ... »(2) = آيه «ما كانَ اللّه لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ ... »

ص: 200


1- . اعراف / 41.
2- . آل عمران / 179.

238. آيه «ما آمَنَ مَعَهُ إِلاّ قَلِيلٌ»

اشاره

238. آيه «ما آمَنَ مَعَهُ إِلاّ قَلِيلٌ»(1)

از جمله آياتى كه در زيارت غديريه آمده اين آيات است:

«ما آمَنَ مَعَهُ إِلاّ قَلِيلٌ» :

«همراه او جز گروه اندكى ايمان نياوردند» .

«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللّه ُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»(2):

«اى پيامبر ابلاغ كن آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده كه اگر انجام ندهى رسالت او را ابلاغ نكرده اى و خدا تو را از مردم حفظ مى كند» .

«النَّبِىُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ»(3):

«پيامبر نسبت به مردم از خودشان صاحب اختيارتر است» .

«فَمَنْ يَنْصُرُنِى مِنَ اللّه ِ إِنْ عَصَيْتُهُ فَما تَزِيدُونَنِى غَيْرَ تَخْسِيرٍ»(4):

«چه كسى مرا در برابر خدا كمك خواهد كرد اگر او را عصيان نمايم پس شما جز ضرر به من چيزى اضافه نمى كنيد» .

متن زيارت غديريه

انَّ اللّه َ تَعالَى اسْتَجابَ لِنَبِيِّهِ صلَّى اللّه عليه و آله فيكَ دَعْوَتَهُ، ثُمَّ امَرَهُ بِاظْهارِ ما اوْلاكَ لأُمَّتِهِ اعْلاءً لِشَأْنِكَ وَ اعْلانا لِبُرْهانِكَ وَ دَحْضا لِلاباطيلِ وَ قَطْعا لِلْمَعاذيرِ. فَلَمّا اشْفَقَ مِنْ فِتْنَةِ الْفاسِقينَ وَ اتَّقى فيكَ الْمُنافِقينَ اوْحى الَيْهِ رَبُّ الْعالَمينَ: «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللّه ُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ» .

ص: 201


1- . هود عليه السلام / 40. غدير در قرآن: ج 3 ص 407 - 413.
2- . مائده / 67 .
3- . احزاب / 6.
4- . هود عليه السلام / 63 .

فَوَضَعَ عَلى نَفْسِهِ اوْزارَ الْمَسيرِ وَ نَهَضَ فى رَمْضاءِ الْهَجيرِ فَخَطَبَ وَ اسْمَعَ وَ نادى فَابْلَغَ، ثُمَّ سَأَلَهُمْ اجْمَعَ فَقالَ: هَلْ بَلَّغْتُ ؟ فَقالُوا: اللّهُمَّ بَلى فَقالَ: اللَّهُمَّ اشْهَدْ. ثُمَّ قالَ: الَسْتُ اوْلى بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ انْفُسِهِمْ ؟ فَقالُوا: بَلى فَأَخَذَ بِيَدِكَ وَ قالَ: مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ، اللَّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ. فَما آمَنَ بِما انْزَلَ اللّه ُ فيكَ عَلى نَبِيِّهِ الاّ قَليلٌ وَ لا زادَ اكْثَرَهُمْ غَيْرَ تَخْسيرٍ(1):

خداوند تعالى دعاى پيامبرش صلى الله عليه و آله را درباره تو مستجاب كرد، و به او دستور داد تا ولايت تو را بر امت اظهار كند تا مقام تو را بلند مرتبه و دليل تو را اعلام كرده باشد، و سخنان باطل را كوبيده و عذرهاى بيجا را ريشه كن كرده باشد.

آنگاه كه از فتنه فاسقان احساس خطر كرد و از منافقين درباره تو ترسيد، پروردگار جهان به او چنين وحى كرد: «اى پيامبر برسان آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده و اگر نرسانى رسالت او را نرسانده اى و خداوند تو را از شر مردم حفظ مى كند» . پيامبر صلى الله عليه و آله سختىِ سفر را متحمل شد و در شدت حرارت ظهر بپاخاست و خطبه اى ايراد كرد و شنوانيد و ندا كرد و رسانيد. سپس از همه آنها پرسيد: آيا رسانيدم ؟ گفتند:

آرى به خدا قسم. عرض كرد: خدايا شاهد باش.

سپس پرسيد: آيا من نسبت به مؤمنين از خودشان صاحب اختيارتر نبوده ام ؟ گفتند: آرى. پس دست على عليه السلام را گرفت و فرمود: هر كس من صاحب اختيار او بوده ام اين على صاحب اختيار اوست. خدايا دوست بدار هر كس او را دوست بدارد و دشمن بدار هر كس او را دشمن بدارد، و يارى كن هر كس او را يارى كند و خوار كن هر كس او را خوار كند.

ولى به آنچه خداوند درباره تو بر پيامبرش نازل كرد جز عده كمى ايمان نياوردند و اكثرشان جز زيان كارى براى خود زياد نكردند.

ص: 202


1- . الاقبال: ص 475. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 217.

239. آيه «ما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ»(1) = آيه « ... وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ ... »

240. آيه «ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى»(2) = آيه «وَ النَّجْمِ إِذا هَوى . ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى ... »

241. آيه «ما كانَ إِبْراهِيمُ يَهُودِيّا وَ لا نَصْرانِيّا وَ لكِنْ كانَ حَنِيفا مُسْلِما وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ»(3) = آيه «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... »

242. آيه «ما كانَ اللّه لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ ... »

اشاره

242. آيه «ما كانَ اللّه لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ ... »(4)

پيامبر صلى الله عليه و آله در فرازى از بخش ششم خطبه غدير، مسئله غصب خلافت را به طور صريح مطرح كرد. حضرت شرايط امتحان امت را براى مردم تبيين فرمود، تا با آمادگى كامل به استقبال آن بروند. اين آينده تلخِ امتحان را حضرتش در غدير به اشارت و صراحت پيش بينى فرمود، و مراحل چنين امتحان بزرگى را با استشهاد به 11 آيه تضمين شده در خطبه بيان فرمود.

سپس غاصبين را لعنت كردند و پس از اشاره به آيات 31 و 35 سوره الرحمن، آيه 179 سوره آل عمران را در كلام خود تضمين كرد:

«ما كانَ اللّه لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَ ما كانَ اللّه لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَ لكِنَّ اللّه يَجْتَبِى مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشاءُ فَآمِنُوا بِاللّه وَ رُسُلِهِ وَ إِنْ تُؤْمِنُوا وَ تَتَّقُوا فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظِيمٌ» :

ص: 203


1- . قلم / 2.
2- . نجم / 2. غدير در قرآن: ج 1 ص 200 - 205.
3- . آل عمران / 67 .
4- . آل عمران / 179. غدير در قرآن: ج 2 ص 236 - 253. سخنرانى استثنائى غدير: ص 179 - 186. واقعه قرآنى غدير: ص 97.

«خداوند مؤمنين را به حال خود رها نخواهد كرد تا آنكه خبيث را از پاكيزه جدا كند و خداوند شما را بر غيب مطلع نمى كند ولى خدا از پيامبرانش هر كس را بخواهد انتخاب مى كند پس به خدا و پيامبرانش ايمان آوريد و اگر ايمان آوريد و تقوى پيشه كنيد براى شما اجر عظيمى خواهد بود» .

متن خطبه غدير

مَعاشِرَ النّاسِ، انَّ اللّه عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ يَكُنْ لِيَذَرَكُمْ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ، وَ ما كانَ اللّه لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ:

اى مردم، خداوند عز و جل شما را به حال خود رها نخواهد كرد تا آنكه خبيث را از پاكيزه جدا كند، و خداوند شما را بر غيب مطلع نمى كند.

243. آيه «ما كانَ لِمُؤمِنٍ وَ لا مُؤمِنَةٍ اِذا قَضَى اللّه ُ وَ رَسولُهُ اَمرا اَن يَكونَ ... »

243. آيه «ما كانَ لِمُؤمِنٍ وَ لا مُؤمِنَةٍ اِذا قَضَى اللّه ُ وَ رَسولُهُ اَمرا اَن يَكونَ ... »(1)

يكى از شاخص هاى زندگى معصومين عليهم السلام تبليغ غدير به شكل هاى مختلف است. از جمله استناد امام رضا عليه السلام در حديث معروف امامت به آيه «ما كانَ لِمُؤمِنٍ وَ لا مُؤمِنَةٍ اِذا قَضَى اللّه ُ وَ رَسولُهُ اَمرا اَن يَكونَ لَهُمُ الخِيَرَةُ مِن اَمرِهِم» : «وقتى خدا و رسولش در مسئله اى حكم كنند براى هيچ زن و مرد مسلمانى حق اختيار نمى ماند» ، درباره الهى بودن امامت غدير است؛ كه ذيلاً به بيان آن مى پردازيم:

آنگاه كه نوبت به نشر معارف غدير و مقايسه آن با دنياى سراسر جهلِ سقيفه مى رسد، پشتيبانى آيات قرآن از غدير عظمت آن را به رخ دشمن مى كشد.

يكى از اين موارد روزهاى اول ورود امام رضا عليه السلام به شهر مرو در خراسان بود. آن روز مردم در مسجد جامع شهر درباره مسئله امامت و اختلافاتى كه درباره آن مطرح است سخن مى گفتند. مردى بحث هاى مسجد را به حضرت گزارش داد. حضرت تبسمى كرده فرمود:

ص: 204


1- . احزاب / 36. تبليغ غدير در سيره معصومين عليهم السلام: ص 65 ، 66 .

خداوند تبارك و تعالى پيامبرش را از اين جهان نبُرد مگر بعد از آنكه دين را برايش كامل فرمود. از يك سو قرآن را بر او نازل كرد ... ، و از سوى ديگر در حجة الوداع كه آخر عمر او بود اين آيه را فرستاد كه «اليَومَ اَكمَلتُ لَكُم دينَكُمْ وَ اَتْمَمتُ عَلَيكُم نِعمَتى وَ رَضيتُ لَكُمُ الاِسلامَ دينا» .(1)

مسئله امامت كمال دين است. پيامبر صلى الله عليه و آله از اين جهان نرفت مگر آنكه براى امتش معارف دينشان را روشن ساخت و راهشان را مشخص فرمود و آنان را به قول حق سپرد و على عليه السلام را عَلَم و امام براى آنان منصوب فرمود، و هر چه امت بدان نياز دارند بيان فرمود. هر كس گمان كند كه خداوند دينش را كامل نكرده كتاب خدا را رد نموده و به آن كافر است ... .

آيا ارزش مقام امامت و موقعيت آن را در امت مى دانند كه حق انتخاب امام را داشته باشند ؟ امامت منزلتى بالاتر و شأنى با عظمت تر و مكانتى رفيع تر و حدودى دقيق تر و درونى عميق تر از آن دارد كه مردم با عقل هاى خود بدان برسند يا با نظريات خود بدان دست يابند يا بخواهند با انتخاب خود امامى براى خويش بپادارند ... .

انتخاب خدا و پيامبر و اهل بيتش را كنار گذارده و به انتخاب خود روى آورده اند، در حالى كه قرآن به آنان ندا داده است: «وَ رَبُّكَ يَخلُقُ ما يَشاءُ وَ يَختارُ ما كان لَهُمُ الخِيَرَةُ»(2): «پروردگارت آنچه بخواهد خلق مى كند و انتخاب مى نمايد براى مردم حق انتخاب و اختيارى نيست» .

و نيز فرموده: «ما كانَ لِمُؤمِنٍ وَ لا مُؤمِنَةٍ اِذا قَضَى اللّه ُ وَ رَسولُهُ اَمرا اَن يَكونَ لَهُمُ الخِيَرَةُ مِن اَمرِهِم» : «وقتى خدا و رسولش در مسئله اى حكم كنند براى هيچ زن و مرد مسلمانى حق اختيار نمى ماند» ... (3)

ص: 205


1- . مائده / 3.
2- . قصص / 68 .
3- . غيبت نعمانى: ص 218 ح 6 .

244. آيه «ما يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَىَّ وَ ما أَنَا بِظَلاّمٍ لِلْعَبِيدِ»

اشاره

244. آيه «ما يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَىَّ وَ ما أَنَا بِظَلاّمٍ لِلْعَبِيدِ»(1)

از جمله آياتى كه در ضمن خطبه غدير آمده، آيه 29 سوره ق است:

«ما يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَىَّ وَ ما أَنَا بِظَلاّمٍ لِلْعَبِيدِ» :

«نزد من سخن تغيير يافتنى نيست و من به بندگان ظلم كننده نيستم» .

پيامبر صلى الله عليه و آله در فرازى از بخش چهارم خطبه غدير، پس از بيان حديث غدير با قرائت آيه 29 سوره ق، اشاره به مقام تغيير نيافتنى على عليه السلام نمود و بار ديگر جمله اى را كه هنگام بلند كردن اميرالمؤمنين عليه السلام فرموده بود تكرار كرد. اما جالب بود كه قبل از ذكر آن يادآور شد: خدايا به امر تو مى گويم:

متن خطبه غدير

يَقُولُ اللّه: «ما يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَىَّ» ، بِامْرِكَ يا رَبِّ اقُولُ: اللّهمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ وَ الْعَنْ مَنْ انْكَرَهُ وَ اغْضِبْ عَلى مَنْ جَحَدَ حَقَّهُ:

خداوند مى فرمايد: «نزد من سخن تغييريافتنى نيست» ، اى پروردگار من، به امر تو مى گويم: خدايا دوست بدار هركس ولايت على را بپذيرد و دشمن بدار هر كس با او دشمنى كند و يارى كن هر كس او را يارى كند و خوار كن هر كس او را خوار كند و لعنت كن هر كس او را نشناسد و غضب فرما بر هركس كه حق او را انكار نمايد.

245. آيه «ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ اِلاّ هُوَ رابِعُهُمْ ... »(2) = آيه «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللّه يَعْلَمُ ما فِى السَّماواتِ وَ ما فِى الْأَرْضِ ... »

ص: 206


1- . ق / 29. غدير در قرآن: ج 2 ص 111 - 115. واقعه قرآنى غدير: ص 89 . سخنرانى استثنائى غدير: ص 171 - 178.
2- . مجادله / 7.

246. آيه «مَثَلُ الْفَرِيقَيْنِ كَالْأَعْمى وَ الْأَصَمِّ وَ الْبَصِيرِ وَ السَّمِيعِ هَلْ يَسْتَوِيانِ مَثَلاً أَ فَلا تَذَكَّرُونَ»(1) = آيه «فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ ... »

247. آيه «مِنَ اللّه ِ ذِى الْمِعارِجِ»(2) = آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ ... »

248. آيه «مَنِ اهْتَدى فَإِنَّما يَهْتَدِى لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ ... »(3) = آيه «فَمَنِ اهْتَدى فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها»

249. آيه «مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ ... »

اشاره

249. آيه «مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ ... »(4)

پيامبر صلى الله عليه و آله در خطبه غدير، آياتى را به شكل اقتباس يا تضمين در مورد دشمنان ائمه عليهم السلام آورده است. از جمله اين آيات آيه 4 و 5 سوره ناس است، كه در روايت به آن اشاره شده است:

«مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ. الَّذِى يُوَسْوِسُ فِى صُدُورِ النَّاسِ» :

« (به خدا پناه مى برم) از شر وسوسه كننده منقبض شونده از ذكر خدا. كه در سينه هاى مردم وسوسه مى كند» .

متن روايت

«مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ. الَّذِى يُوَسْوِسُ فِى صُدُورِ النَّاسِ» يَوْمَ الْغَديرِ لَمّا اقامَ اميرَالْمُؤْمِنينَ عليه السلام النَّبِىُّ صلى الله عليه و آله لِلنّاسِ، وَ كانَ (عُمَرُ) اذا خَلا قالَ لِلنّاسِ: ما يَأْلُو انْ يُذِلَّ قُرَيْشَ لابْنِ ابى طالِبٍ وَ وُلْدِهِ(5):

ص: 207


1- . هود عليه السلام / 24.
2- . معارج / 3.
3- . اسراء / 15.
4- . ناس / 4، 5 . غدير در قرآن: ج 2 ص 429 - 431. واقعه قرآنى غدير: ص 137.
5- . مثالب النواصب ابن شهرآشوب، نسخه خطى : ص 356.

آيه «از شرّ وسواس خنّاس ... » درباره روز غدير است، كه پيامبر صلى الله عليه و آله اميرالمؤمنين عليه السلام را براى مردم منصوب فرمود. در آنجا عمر در خلوت به مردم مى گفت: از اينكه قريش را براى پسر ابوطالب و فرزندانش ذليل كند هيچ كوتاهى نمى كند.

250. آيه «مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلا يُجْزى إِلاّ مِثْلَها وَ مَنْ عَمِلَ صالِحا مِنْ ذَكَرٍ و ... »

اشاره

250. آيه «مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلا يُجْزى إِلاّ مِثْلَها وَ مَنْ عَمِلَ صالِحا مِنْ ذَكَرٍ و ... »(1)

پيامبر در فرازى از بخش هفتم خطبه غدير ورود بى حساب به بهشت را مژده داد و آيه 28 سوره زخرف را مورد استناد قرار داد:

«مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلا يُجْزى إِلاّ مِثْلَها وَ مَنْ عَمِلَ صالِحا مِنْ ذَكَرٍ و أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيها بِغَيْرِ حِسابٍ» .

«هر كس گناهى انجام دهد جز به اندازه همان جزا داده نمى شود و هر كس از مرد و زن عمل صالحى انجام دهد و مؤمن باشد چنين كسانى وارد بهشت مى شوند و در آن بدون حساب روزى داده مى شوند» .

متن خطبه غدير

الا انَّ اوْلِيائَهُمُ الَّذينَ قالَ اللّه عَزَّ وَ جَلَّ: «يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ بِغَيْرِ حِسابٍ» . الا انَّ اوْلِيائَهُمْ، لَهُمُ الْجَنَّةُ يُرْزَقُونَ فِيها بِغَيْرِ حِسابٍ:

بدانيد كه دوستان آنها (اهل بيت عليهم السلام) كسانى اند كه خداوند عز و جل مى فرمايد: «بدون حساب وارد بهشت مى شوند» . بدانيد دوستان آنها (اهل بيت عليهم السلام) كسانى اند كه بهشت براى آنان است و بدون حساب در آن روزى داده مى شوند.

251. آيه «مِنْ قَبْلِ اَنْ نَطْمِسَ وُجُوها فَنَرُدَّها عَلى اَدْبارِها ... »(2) = آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ آمِنُوا بِما نَزَّلْنا مُصَدِّقا لِما مَعَكُمْ ... »

ص: 208


1- . غافر / 40. غدير در قرآن: ج 2 ص 56 ، 57 . سخنرانى استثنائى غدير: ص 201 - 212.
2- . نساء / 47.

252. آيه «مَنْ كانَ يُرِيدُ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زِينَتَها نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمالَهُمْ فِيها وَ هُمْ فِيها لا يُبْخَسُونَ»(1) = آيه «فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ ... »

253. آيه «مِنْ وَرائِهِ جَهَنَّمُ وَ يُسْقى مِنْ ماءٍ صَدِيدٍ»(2) = آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... »

254. آيه «النَّبِىُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ وَ أُولُوا ... »

اشاره

254. آيه «النَّبِىُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ وَ أُولُوا ... »(3)

اولين آيه اى كه در مدينه و پيش درآمد سفر حجة الوداع و غدير نازل شد اين بود:

«النَّبِىُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِى كِتابِ اللّه مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُهاجِرِينَ إِلاَّ أَنْ تَفْعَلُوا إِلى أَوْلِيائِكُمْ مَعْرُوفا كانَ ذلِكَ فِى الْكِتابِ مَسْطُورا» :

«پيامبر بر مؤمنين از خودشان صاحب اختيارتر است و همسران او مادران آنان هستند و خويشان برخى بر بعض ديگر در كتاب خدا تقدم دارند مگر آنكه نسبت به اولياء آنان كار خيرى انجام داده باشند كه اين در كتاب پنهان است» .

موقعيت تاريخى

ماه ذى القعدة سال دهم هجرى، مدينه غافل از مراسم عظيمى بود كه در آينده اى نزديك در مكه و غدير به وقوع مى پيوست. هنوز سفر حج از سوى خدا و رسول اعلام نشده بود كه آماده سازى فكرى مردم براى پذيرش و درك مفاهيم بلند ولايت و امامت با نام قرآن آغاز شد.

ص: 209


1- . هود عليه السلام / 15.
2- . ابراهيم عليه السلام / 16.
3- . احزاب / 6 . غدير در قرآن: ج 1 ص 26 - 29 و ج 2 ص 103 - 110 و ج 3 ص 392 - 395. واقعه قرآنى غدير: ص 11. نگاهى بر زيارت غديريّه صفاخواه، طالعى : ص 111 - 150.

اين شروع با نزول آيه بسيار مهمى از قرآن درباره مقام با عظمت پيامبر صلى الله عليه و آله بود كه بعد از آن محور غدير قرار گرفت. آيه ششم سوره احزاب «النَّبِىُّ اَوْلى بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ اَنْفُسِهِمْ ... » : «پيامبر بر مردم از خودشان صاحب اختيارتراست ... » در آن روزها در مدينه بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد، كه صاحب اختيارى آن حضرت را بيان مى كرد و مقدمه اى بود براى كلمه «مولى» در «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ» كه در غدير اعلام شد.

كلمه «اَولى به نَفْس» كه تركيب پر معنايى بود در اذهان همه جرقه هايى ايجاد كرد و انگيزه اى براى فهم دقيق تر آن شد. لذا از پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيدند: يا رسول اللّه، اين ولايت چيست كه به وسيله آن شما بر ما از خودمان بيشتر اختيار داريد ؟ حضرت فرمود: پذيرفتن و اطاعت در آنچه دوست بداريد و آنچه بر شما خوش نيايد و دوست نداشته باشيد. مردم با شنيدن اين محتواى بلند گفتند: پذيرفتيم و اطاعت مى كنيم.

پس از اين بود كه به عنوان حجة الوداع به سوى مكه حركت كرديم و جبرئيل نازل شد و گفت: اى محمد ! خدايت سلام رسانده مى گويد: على را به عنوان عَلَمى براى مردم منصوب كن.(1)

مردم با اين خاطره از «ولايت نبوى» از مدينه حركت كردند كه «النَّبِىُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ» ، و با رسيدن به مكه سراغ اعمال حج رفتند و پس از اتمام حج راهى غدير شدند؛ تا ساعتى كه در برابر منبر غدير نشستند. آن روز روزى بود كه بايد شأن نزول اين آيه كامل مى شد و ارتباط غدير با اين فراز قرآن تبيين مى گرديد.

پيامبر صلى الله عليه و آله در خطبه غدير، با يادآورى آيه مزبور درباره ولايت خود از مردم اقرار گرفت، و سپس ضمن معنى كردن اين ولايت، ادامه اين صاحب اختيارى را درباره اميرالمؤمنين و امام حسن و امام حسين عليهم السلام با ظرافت كامل بيان فرمود، به گونه اى كه ولايت آنان استمرار ولايت نبوى به شمار آيد و از متن قرآن استخراج شود.

ص: 210


1- . عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 296، 297. الاقبال: ص 453، 459.
آيه «النَّبِىُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ ... » در احتجاج اميرالمؤمنين عليه السلام

در ادامه در مورد اين آيه اميرالمؤمنين عليه السلام در احتجاج خود در رحبه كوفه به آن اشاره كرده است. از مواردى كه اميرالمؤمنين عليه السلام مردم را در ميدان كوفه قسم داد اين بود كه:

قسم مى دهم هر كس را كه از پيامبر صلى الله عليه و آله در روز غدير خم شنيده كه فرمود: مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ، كه برخيزد. در اينجا دوازده نفر از شركت كنندگان در جنگ بدر برخاستند و گفتند: ما شهادت مى دهيم كه در روز غدير خم از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيديم كه مى فرمود: آيا من نسبت به شما از خودتان صاحب اختيارتر نيستم ؟ مردم گفتند: بلى يا رسول اللّه. پس دست على عليه السلام را گرفت و فرمود: هر كس من صاحب اختيار اويم اين على صاحب اختيار اوست. خدايا هركس ولايت او را بپذيرد دوست بدار و با هر كس كه با او دشمنى كند دشمنى كن.(1)

آيه «النَّبِىُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ ... » در زيارت غديريه

آيه «النَّبِىُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ» و آيه «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ... »(2) در زيارت غديريه نيز آمده است.

متن زيارت غديريه

در فرازى از زيارت غديريه خطاب به اميرالمؤمنين عليه السلام چنين مى خوانيم:

السَّلامُ عَلَيكَ يا مَولاىَ وَ مَولَى المُؤمِنينَ. السَّلامُ عَلَيكَ يا دينَ اللّه ِ القَويمَ وَ صِراطَهُ المُستَقيمَ. اشْهَدُ انَّكَ اخُو رَسُولِ اللّه ِ صلَّى اللّه عليه و آله ... ، و انَّهُ قَدْ بَلَّغَ عَنِ اللّه ِ ما انْزَلَهُ فيكَ، فَصَدَعَ بِأَمْرِهِ وَ اوْجَبَ عَلى امَّتِهِ فَرْضَ طاعَتِكَ وَ وِلايَتِكَ وَ عَقَدَ عَلَيْهِمُ الْبَيْعَةَ لَكَ

ص: 211


1- . عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 245، 251. الغدير: ج 1 ص 178. امالى الطوسى: ص 113. اسد الغابة: ج 4 ص 28. ارجح المطالب: ص 580 . مشكل الآثار: ج 2 ص 308.
2- . مائده / 67 .

وَ جَعَلَكَ اوْلى بِالُمؤْمِنينَ مِنْ انْفُسِهِمْ كَما جَعَلَهُ اللّه ُ كَذلِكَ. ثُمَّ اشْهَدَ اللّه َ تَعالى عَلَيْهِمْ فَقالَ: الَسْتُ قَدْ بَلَّغْتُ ؟ فَقالُوا: اللَّهُمَّ بَلى فَقالَ اللَّهُمَّ اشْهَدْ وَ كَفى بِكَ شَهيدا و حاكِما بَيْنَ الْعِبادِ. فَلَعَنَ اللّه ُ جاحِدَ وِلايَتِكَ بَعْدَ الاقْرارِ وَ ناكِثَ عَهْدِكَ بَعْدَ الْميثاقِ(1):

سلام بر تواى صاحب اختيار من و صاحب اختيار مؤمنين. سلام بر تواى دين محكم خداوند و راه مستقيم او. شهادت مى دهم كه تو برادر پيامبر صلى الله عليه و آله هستى ... ، و آن حضرت از طرف خداوند آنچه درباره تو نازل كرده بود رسانيد و دستور خدا را به اجرا درآورد و وجوب اطاعت تو و ولايتت را بر مردم واجب كرد، و براى تو از آنان بيعت گرفت و تو را نسبت به مؤمنين صاحب اختيارتر از خودشان قرار داد همانطور كه خداوند به آن حضرت چنين مقامى داده بود.

سپس خداى تعالى را بر آنان شاهد گرفت و فرمود: آيا من به شما رساندم ؟ گفتند: آرى بخدا قسم. عرض كرد: خدايا شاهد باش و تو به عنوان شاهد و حاكم بين بندگان كفايت مى كنى. خداوند منكرِ ولايت تو را بعد از اقرار و شكننده عهد تو را بعد از پيمان لعنت كند.

255. آيه «نُمَتِّعُهُمْ قَليلاً ثُمَّ نَضْطَرُّهُمْ اِلى عَذابٍ غَليظٍ»(2) = آيه «أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطَ كانُوا هُودا ... »

256. آيه «ن . وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ ... »(3) = آيه « ... وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ ... »

257. آيه «وَ أَتْبَعْناهُمْ فِى هذِهِ الدُّنْيا لَعْنَةً وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ هُمْ مِنَ الْمَقْبُوحِينَ»(4) = آيه «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ لا يُنْصَرُونَ»

ص: 212


1- . بحار الانوار: ج 97 ص 360 - 368.
2- . لقمان / 24.
3- . قلم / 1.
4- . قصص / 42.

258. آيه «وَ اتَّبِعُوا أَحْسَنَ ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ الْعَذابُ بَغْتَةً وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ»(1) = آيه «أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِى جَنْبِ اللّه وَ إِنْ كُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ»

259. آيه «وَ اتَّبِعُوا النُّورَ الَّذى اُنْزِلَ مَعَهُ»(2) = آيه «فَآمِنُوا بِاللّه وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِى أَنْزَلْنا وَ اللّه بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ»

260. آيه «وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِينَ إِماما»(3) = آيه «يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ»

261. آيه «وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ قالَ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنَا ... »

اشاره

261. آيه «وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ قالَ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنَا ... »(4)

از جمله آياتى كه در غدير و پس از خطبه در مورد منافقين و طرح جايگزينى شخص ديگرى براى خلافت به جاى اميرالمؤمنين عليه السلام بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شده آيه 15 سوره يونس است:

«وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ قالَ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هذا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ ما يَكُونُ لِى أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسِى إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما يُوحى إِلَيَّ إِنِّى أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّى عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ» :

«و هنگامى كه آيات روشن ما بر آنان تلاوت مى شود كسانى كه اميد ملاقات ما را ندارند مى گويند قرآنى غير از اين براى ما بياور يا آن را تبديل كن بگو براى من چنين حقى نيست كه آن را از پيش خود تبديل كنم من جز آنچه بر من وحى مى شود تابع چيز ديگرى نيستم من اگر سرپيچى از امر پروردگارم نمايم از عذاب روزى بزرگ مى ترسم».

ص: 213


1- . زمر / 55 .
2- . اعراف / 157.
3- . فرقان / 74.
4- . يونس عليه السلام / 15. غدير در قرآن: ج 1 ص 351 - 361. واقعه قرآنى غدير: ص 141.
موقعيت تاريخى

پس از اتمام خطبه غدير و بيعت همگانى با اميرالمؤمنين عليه السلام، چهارمين روشى كه منافقين براى شبهه اندازى در پيش گرفتند و به عنوان شگردى تازه آن را به ميان آوردند مسئله تبديل على عليه السلام به شخص ديگرى بود. آنان ابتدا اين مطلب را در بين خود مطرح كردند و گفتند:

اى كاش امام ديگرى غير از على براى ما قرار مى داد و به جاى او ديگرى را جايگزين مى كرد. قلب هاى ما هرگز طاقت ولايت على همراه با اطاعت او را ندارد. از پيامبر صلى الله عليه و آله بخواهيم كه او را براى ما به ديگرى تبديل كند. اى كاش على را امام قرار نمى داد و ما را امام قرار مى داد، يا اكنون كه او را امام قرار داده تغيير مى داد و ما را به جاى او قرار مى داد.

آنگاه نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند و با گستاخى تمام اين درخواست را نزد آن حضرت مطرح كردند و سخنگوى آنان معاذ بن جبل يكى از امضا كنندگان صحيفه بود. جالب تر اينكه ابوبكر و عمر را به عنوان كسى كه جايگزين على عليه السلام شود نام بردند ! ! و اينگونه پرده از منشأ توطئه ها برداشته شد.

آنان گفتند: يا رسول اللّه، مردم تازه مسلمان شده اند و راضى نمى شوند كه نبوت در شما و امامت در پسر عمويتان باشد. اگر آن را به غير او منتقل نماييد بهتر خواهد بود.

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: من اين كار را با رأى خود انجام نداده ام كه درباره آن اختيارى داشته باشم. اين خداوند است كه به من دستور داده و آن را بر من واجب كرده است.

خداوند نيز بى درنگ پاسخ آنان را با آيه 15 سوره يونس داد و آن را بر پيامبر صلى الله عليه و آله چنين نازل كرد:

«وَ اِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتِنا بَيِّناتٍ قالَ الَّذينَ لا يَرْجُونَ لِقائَنا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هذا اَوْ بَدِّلْهُ قُلْ ما يَكُونُ لى اَنْ اُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسى اِنْ اَتَّبِعُ اِلاّ ما يُوحى اِلَىَّ اِنّى اَخافُ اِنْ عَصَيْتُ رَبّى عَذابَ يَوْمٍ عَظيمٍ» :

ص: 214

«هنگامى كه آيات روشن ما بر آنان تلاوت مى شود كسانى كه اميد ملاقات ما را ندارند مى گويند قرآنى غير از اين براى ما بياور يا آن را تبديل كن بگو براى من چنين حقى نيست كه آن را از پيش خود تبديل نمايم جز آنچه بر من وحى مى شود تابع چيز ديگرى نيستم من اگر عصيان پروردگارم را نمايم از عذاب روزى عظيم مى ترسم» .

بدين گونه پيامبر صلى الله عليه و آله به آنان اعلان كرد كه من حق چنين تغييرى را ندارم، چرا كه از پيش خود انجام نداده ام بلكه كاملاً پيرو وحى هستم، و در كوچك ترين سرپيچى در اعلان ولايت على عليه السلام از عذاب الهى ترس دارم.(1)

262. آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى ... »

اشاره

262. آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى ... »(2)

از جمله آياتى كه در دعاى بعد از نماز روز غدير آمده اين آيات است:

«وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا» :

«آنگاه كه پروردگار تو از بنى آدم از صلب آنان نسل آنان را گرفت و آنان را بر خودشان شاهد قرار داد كه آيا من پروردگار شما نيستم گفتند آرى شهادت داديم» .

«ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ»(3):

«سپس در آن روز درباره نعمت ها مورد سؤال قرار خواهيد گرفت» .

«الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَ دِينا»(4):

«امروز دين شما را كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دين شما راضى شدم» .

ص: 215


1- . بحار الانوار: ج 23 ص 210 و ج 36 ص 148 و ج 37 ص 160، 161. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 297. تفسير فرات: ص 177. الصراط المستقيم: ج 1 ص 314.
2- . اعراف / 172. غدير در قرآن: ج 3 ص 434 - 446.
3- . تكاثر / 8 .
4- . مائده / 3.

«وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ»(1):

«آنان را متوقف كنيد كه بايد مورد سؤال قرار گيرند» .

«وَ إِنَّهُ فِى أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِىٌّ حَكِيمٌ»(2):

«و او در امّ الكتاب نزد ما على حكيم است» .

«إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ» .(3)

«تو ترساننده هستى و هر قومى هدايت كننده اى دارد» .

«لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى»(4):

«از آيات بزرگ پروردگارش ديد» .

«عَمَّ يَتَساءَلُونَ. عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ. الَّذِى هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ»(5):

«از چه چيزى سؤال مى كنند. از آن خبر بزرگ. همان كه در آن اختلاف دارند» .

«قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ»(6):

«بگو او خبر عظيم است كه شما از آن اعراض مى كنيد» .

متن دعاى بعد از نماز روز غدير

در دعايى كه بعد از نماز روز عيد غدير از امام صادق عليه السلام وارد شده چنين مى خوانيم:

ص: 216


1- . صافات / 24.
2- . زخرف / 4.
3- . رعد / 7.
4- . نجم / 18.
5- . نبأ / 1 - 3.
6- . ص / 67 .

اللَّهُمَّ فَكَما كانَ مِنْ شَأْنِكَ، يا صادِقَ الْوَعْدِ، يا مَنْ لا يُخْلِفُ الْميعادَ، يا مَنْ هُوَ فى كُلِّ يَوْمٍ فى شَأْنٍ، انْ اتْمَمْتَ عَلَيْنا نِعْمَتَكَ بِمُوالاةِ اوْلِيائِكَ الْمَسْؤُولِ عَنْهُمْ عِبادَكَ، فَانَّكَ قُلْتَ: «ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ» ، وَ قُلْتَ: «وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ» ، وَ مَنَنْتَ عَلَيْنا بِشَهادَةِ الاخْلاصِ لَكَ بِوِلايَةِ اوْلِيائِكَ، الْهُداةِ مِنْ بَعْدِ النَّذيرِ الْمُنْذِرِ السِّراجِ الْمُنيرِ وَ اكْمَلْتَ لَنَا الدّينَ بِمُوالاتِهِمْ وَ الْبَراءَةِ مِنْ عَدُوِّهِمْ، وَ اتْمَمْتَ عَلَيْنَا النِّعَمَ بِالَّذى جَدَّدْتَ لَنا عَهْدَكَ، وَ ذَكَّرْتَنا ميثاقَكَ الْمَأْخُوذَ مِنّا فى مُبْتَدَءِ خَلْقِكَ ايّانا وَ جَعَلْتَنا مِنْ اهْلِ الاجابَةِ، وَ ذَكَّرْتَنَا الْعَهْدَ وَ الْميثاقَ وَ لَمْ تُنْسِنا ذِكْرَكَ، فَانَّكَ قُلْتَ: «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا» .

بِمَنِّكَ بِانَّكَ انْتَ اللّه ُ لا الهَ الاّ انْتَ رَبُّنا، وَ انَّ مُحَمَّدا عَبْدُكَ وَ رَسُولُكَ نَبِيَّنا، وَ انَّ عَلِيّا اميرَالْمُؤْمِنينَ وَلِيُّنا وَ مَوْلانا، وَ شَهِدْنا بِالْوِلايَةِ لِوَلِيِّنا وَ مَوْلانا مِنْ ذُرِّيَّةِ نَبِيِّكَ مِنْ صُلْبِ وَلِيِّنا وَ مَوْلانا عَلِىِّ بْنِ ابى طالِبٍ اميرِالْمُؤْمِنينَ، عَبْدُكَ الَّذى انْعَمْتَ عَلَيْهِ وَ جَعَلْتَهُ فى امِّ الْكِتابِ لَدَيْكَ عَلِيّا حَكيما، وَ جَعَلْتَهُ آيَةً لِنَبِيِّكَ، وَ آيَةً مِنْ آياتِكَ الْكُبْرى وَ النَّبَأَ الْعَظيمَ الَّذى هُمْ فيهِ مُخْتَلِفُونَ، وَ النَّبَأَ الْعَظيمَ الَّذى هُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ وَ عَنْهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ مَسْؤُولُونَ، وَ تَمامَ نِعْمَتِكَ الَّتى عَنْها يُسْأَلُ عِبادُكَ اذْ هُمْ مَوْقُوفُونَ وَ عَنِ النَّعيمِ مَسْؤُولُونَ(1):

خدايا، اى صادق الوعد، اى خدايى كه در وعده ات تخلفى نمى كنى، اى خدايى كه هر روزى در شأنى هستى، همان گونه كه نعمتت را بر ما ارزانى داشتى با پذيرش ولايت اوليائت كه درباره آنان از بندگانت سؤال خواهد شد، چنان كه فرموده اى: «ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ» ، و فرموده اى «وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ» ، و با شهادت اخلاص براى تو بر ما منت گذاشته اى با ولايت اوليائت، هدايتگران بعد از پيامبر ترساننده منذر كه چراغ تابان است، و دين ما را با ولايت آنان و بيزارى از دشمنانشان

ص: 217


1- . عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 217، 218. الاقبال: ص 475.

كامل كرده اى، و نعمتت را بر ما تمام كردى با پيمانى كه با ما تجديد نمودى و به ما يادآور شدى ميثاقى را كه در ابتداى خلقتت از ما گرفته اى، و ما را از اهل اجابت قرار دادى و عهد و پيمان را به يادمان آوردى و آن را از خاطر ما به فراموشى نسپردى چنان كه فرموده اى: «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا» .

بلى، خدايا به لطف تو شهادت مى دهيم كه تو خدايى و جز تواى پروردگار ما خدايى نيست، و محمد بنده و پيامبر تو و نبى ماست، و على اميرالمؤمنين ولى و صاحب اختيار ماست؛ و شهادت مى دهيم به ولايت آنان كه ولى و صاحب اختيار ما از نسل پيامبرت از صلب ولى و مولاى ما على بن ابى طالب هستند. همان بنده تو كه بر او عنايت فرمودى و او را درام الكتاب «عَلِىٌّ حَكِيمٌ» قرار دادى، و او را آيتى براى پيامبرت و آيتى از آيات كبراى خويش و خبر عظيمى قرار دادى كه درباره آن اختلاف دارند و نبأ عظيمى كه از آن اعراض مى كنند و روز قيامت درباره او مورد سؤال قرار مى گيرند. همان كسى كه تمام نعمت توست كه بندگانت درباره او مورد سؤال قرار مى گيرند، آنگاه كه همه متوقف شوند و درباره نعمت ها مورد سؤال قرار گيرند.

263. آيه «وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِىُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِيثا ... »

اشاره

263. آيه «وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِىُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِيثا ... »(1)

از جمله آياتى كه در سفر حجة الوداع و پس از اتمام مراسم حج در شهر مكه بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شده اين آيات است:

«وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِىُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِيثا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَ أَظْهَرَهُ اللّه عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَها بِهِ قالَتْ مَنْ أَنْبَأَكَ هذا قالَ نَبَّأَنِىَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ . إِنْ تَتُوبا إِلَى اللّه فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللّه هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْرِيلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمَلائِكَةُ بَعْدَ ذلِكَ ظَهِيرٌ» :

ص: 218


1- . تحريم / 3، 4. غدير در قرآن: ج 1 ص 428 - 440. واقعه قرآنى غدير: ص 47.

«هنگامى كه پيامبر گفتارى پنهانى به بعضى از همسرانش سپرد آن گاه كه آن زن راز پيامبر را افشا كرد و خدا پيامبرش را از اين مسئله با خبر نمود آن حضرت قسمتى از كارشان را براى آنان بازگو كرد و از گفتن قسمتى ديگر اعراض نمود آن زن از پيامبر پرسيد چه كسى راز افشا كردن مرا به تو خبر داد حضرت فرمود خداى عليم آگاه به من خبر داد. اگر شما دو نفر نزد خدا توبه هم كنيد ولى قلب هايتان از حق منحرف شده است و اگر بر ضد او اقدام نماييد بدانيد كه خدا صاحب اختيار اوست و جبرئيل و صالحِ مؤمنين و ملائكه بعد از خدا كمك اويند» .

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ كَفَرُوا لا تَعْتَذِرُوا الْيَوْمَ إِنَّما تُجْزَوْنَ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»(1):

«اى كسانى كه كافر شديد، امروز عذر نياوريد كه طبق آنچه عمل كرديد جزا داده مى شود» .

موقعيت تاريخى

پس از اتمام اعمال حجة الوداع و در راه بازگشت از مكه به سوى غدير خم در روز چهاردهم ذى الحجه، از بين همسران پيامبر صلى الله عليه و آله نوبت عايشه بود كه حضرت طبق قاعده نزد او مى ماند. اما حضور على عليه السلام براى تحويل ودايع مانع از اين مسئله شد.

عايشه گفت: بايد نزد على بروم و به او چيزى بگويم كه نمى گذارد من نزد پيامبر باشم ! او آمد و خطاب به اميرالمؤمنين عليه السلام گفت: اى پسر ابى طالب، امروز پيامبر را از اينكه نزد من باشد محبوس كرده اى ! !

پيامبر صلى الله عليه و آله پاسخ او را داد و فرمود: اى عايشه، بين من و على فاصله مشو، كه او در راه من از هيچ كس نمى ترسد. قسم به آنكه جانم به دست اوست او را هيچ مؤمنى دشمن نمى دارد و هيچ كافرى دوست نمى دارد. بدان كه حق بعد از من با على است و به همان سو مى رود كه على برود. از يكديگر جدا نمى شوند تا بر سر حوض كوثر نزد من وارد شوند.

ص: 219


1- . تحريم / 7.

عايشه گفت: يا رسول اللّه ! از آغاز امروز مجلس خصوصى شما با على طول كشيده است ! پيامبر صلى الله عليه و آله از او روى گرداند، ولى عايشه گفت: يا رسول اللّه، چرا آن مسئله خصوصى را از من پنهان مى كنى ؟ شايد براى من هم صلاح باشد ! !

حضرت فرمود: درست است. قسم به خدا اين مسئله صلاح است براى كسى كه خداوند او را به قبول آن و ايمان به آن سعادتمند نمايد، و من مأمورم همه مردم را بدان دعوت نمايم؛ و به زودى از اين مسئله اطلاع خواهى يافت وقتى آن را به طور عمومى اعلام كنم.

عايشه گفت: يا رسول اللّه، چرا الآن آن را به من خبر نمى دهى تا جلوتر عمل به آن را آغاز كنم و آنچه صلاح است شروع نمايم ! !

فرمود: به زودى به تو خبر خواهم داد، ولى آن را پنهان كن تا به من دستور داده شود كه آن را به صورت عمومى اعلام كنم. اگر آن را پنهان نمايى خداوند در دنيا و آخرت به تو اجر خواهد داد، و براى تو فضيلتى خواهد بود كه در ايمان به خدا و رسولش سبقت گرفته و سرعت نموده اى، ولى اگر اين راز را فاش كنى و مراعات حفظ آنچه به تو سپرده مى شود را ترك كنى به پروردگارت كافر شده اى و اجر تو از بين مى رود، و دست امن خدا و رسول را از خود برداشته اى، و از زيانكاران خواهى بود؛ و اين به خدا و رسول ضررى نخواهد زد و لعنت خدا و ملائكه و همه مردم بر تو خواهد بود.

عايشه قول داد كه آن سِرّ را پنهان كند و بدان ايمان آورد، و آن را مراعات نمايد. پيامبر صلى الله عليه و آله هم آن راز را به او چنين خبر داد: خداوند تعالى به من خبر داده كه عمر من پايان يافته، و به من دستور داده كه على را به عنوان علامتى در بين مردم منصوب نمايم، و او را امام آنان قرار دهم و جانشين خود نمايم همان گونه كه پيامبران قبل از من جانشينان خود را تعيين كرده اند. من به سوى خدا مى روم و خلافت او را اعلام خواهم كرد. اين مسئله را پشت پرده قلبت حفظ كن تا خدا اجازه اعلام آن را دهد.

ص: 220

عايشه بار ديگر قول داد اين راز را به كسى نگويد؛ اما خداوند به پيامبرش خبر داد كه او و رفيقش حفصه و پدرانشان در اين باره چه خواهند كرد.

جالب اينكه عايشه در همان روز به حفصه خبر داد و هر يك از آن دو به پدرانشان خبر دادند. ابوبكر و عمر جلسه تشكيل دادند و سراغ منافقين فرستادند و مسئله را به آنان هم خبر دادند.

آنان با يكديگر به مشورت پرداختند و گفتند: «محمد مى خواهد امر خلافت را مانند كسرى و قيصر تا آخر روزگار در خاندان خود قرار دهد. نه به خدا قسم ! اگر خلافت به على بن ابى طالب برسد براى شما از زندگى نصيبى نخواهد بود، چرا كه محمد طبق ظاهرتان با شما رفتار مى كند، اما على طبق آنچه در دل نسبت به شما دارد عمل مى كند. پس درباره خود و چنين مسئله اى نيك نظر كنيد و هر چه در نظر داريد اعلام كنيد» .

اينگونه بود كه سرّ پيامبر صلى الله عليه و آله به دست عايشه و حفصه افشا شد، و پيرو آن خداوند آيات اول تا سوم سوره تحريم را نازل كرد كه خبر از كار آن دو زن مى داد، آنجا كه فرمود: «وَ اِذْ اَسَرَّ النَّبِىُّ اَلى بَعْضِ اَزْواجِهِ حِديثا...» .

سپس خداوند با آيه چهارم سوره تحريم به پيامبرش خبر داد كه اگر اظهار توبه هم نمايند قلوبشان منحرف است، و اگر بخواهند بر ضد پيامبر صلى الله عليه و آله اقدامى كنند ياور آن حضرت خدا و جبرئيل و ملائكه و اميرالمؤمنين عليه السلام هستند.

آيه چنين است: «اِنْ تَتُوبا اِلَى اللّه ِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما وَ اِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ فَاِنَّ اللّه َ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْريلُ وَ صالِحُ الْمُؤمِنينَ وَ الْمَلائِكَةُ بَعْدَ ذلِكَ ظَهيرٌ» : «اگر شما دو نفر نزد خدا توبه كنيد اما قلب هايتان از حق منحرف شده است و اگر بر ضد او اقدم نماييد بدانيد كه خدا صاحب اختيار اوست و جبرئيل و صالح مؤمنين و ملائكه بعد از خدا كمك اويند» .

ص: 221

وقتى خداوند خبير خبر اين توطئه را به رسول اللّه صلى الله عليه و آله داد، حضرت آن عايشه و حفصه را احضار كرد و مسئله افشاى سِرّ خود را از آنان پرسيد و به توطئه منافقين اشاره اى نكرد. ولى آنان قسم ياد كردند كه چنين كارى نكرده اند و راز حضرت را فاش ننموده اند.

اينجا بود كه آيه هفتم سوره تحريم در تكذيب آنان نازل شد:

«يا اَيُّهَا الَّذينَ كَفَرُوا لا تَعْتَذِرُوا الْيَوْمَ اِنَّما تُجْزَوْنَ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» : «اى كسانى كه كافر شديد امروز عذر نياوريد كه طبق آنچه عمل كرديد جزا داده مى شويد» .(1)

264. آيه «وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ آمَنُوا كَما آمَنَ النّاسُ قالُوا اَنُؤْمِنُ كَما آمَنَ السُّفَهاءُ . اَلا اِنَّهُمْ هُمُ السَّفَهاءُ وَ لكِنْ لا يَعْلَمُونَ»(2) = آيه «فى قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللّه ُ مَرَضا ... » و آيه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللّه وَ بِالْيَوْمِ الاْخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ ... »

265. آيه «وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِى الْأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ»(3) = آيه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللّه وَ بِالْيَوْمِ الاْخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ ... »

ص: 222


1- . ارشاد القلوب: ج 2 ص 112 - 135. تفسير فرات: ص 185. مجمع البيان: ج 1 ص 56 . نور الثقلين: ج 5 ص 370 ح 8 . مناقب اميرالمؤمنين عليه السلام: ج 2 ص 346. تأويل الآيات: ج 2 ص 697 . الصراط المستقيم: ج 3 ص 168. تفسير القمى: ج 2 ص 376. امالى الطوسى: ص 302. بحار الانوار: ج 22 ص 232، 239 ح 4، ص 243 ح 9، ص 246 ح 17 و ج 27 ص 246 ح 17 و ج 28 ص 95 - 97، ص 106، 107 و ج 30 ص 383 و ج 31 ص 640 ح 157. صحيح البخارى: ج 7 ص 17 و ج 8 ص 449. صحيح مسلم: ج 7 ص 24. السيرة النبوية ابن كثير : ج 4 ص 449. فتح القدير شوكانى: ج 5 ص 250. مجمع الزوائد (هيثمى) : ج 7 ص 126. تفسير قرطبى: ج 18 ص 187. زاد المسير (ابن جوزى) : ج 8 ص 51 . مسند احمد: ج 1 ص 33 و ج 6 ص 52 .
2- . بقره / 13.
3- . بقره / 11.

266. آيه «وَ اِذا لَقُوا الَّذينَ آمَنُوا قالُوا آمَنّا . وَ اِذا خَلَوا اِلى شَياطينِهِمْ قالُوا اِنّا مَعَكُمْ اِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ»(1) = آيه «فى قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللّه ُ مَرَضا ... » و آيه «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنّا بِاللّه ِ وَ بِالْيَوْمِ الاْخِرِ ... »

267. آيه «وَ إِذْ قالُوا اللهمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنا ... »

267. آيه «وَ إِذْ قالُوا اللهمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنا ... »(2)

پس از ماجراى غدير، وقتى حارث فهرى مقابل پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و اعتراض خود را اعلام كرد، حضرت فرمود: اى حارث، از خدا بترس و از آنچه درباره دشمنى على بن ابى طالب بر زبان آوردى توبه كن.

حارث سر به سوى آسمان بلند كرد و گفت: خدايا، اگر محمد در آنچه مى گويد صادق و راستگوست سنگى از آسمان بر ما ببار يا عذابى بر ما نازل كن كه انتقامى در اولينِ ما (منكرين ولايت) و نشانه اى براى آيندگان ما باشد؛ و اگر آنچه محمد مى گويد دروغ است عذابى بر او نازل كن.

خداوند فورا سخن حارث را با آيه 33 سوره انفال براى پيامبر صلى الله عليه و آله فرستاد: «وَ اِذْ قالُوا اللَّهُمَّ اِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِكَ فَاَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ اَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ اَليمٍ» : «خدايا اگر اين حقى از طرف توست بر ما سنگى از آسمان ببار يا عذاب دردناكى بر ما بفرست» . اينجا بود كه غدير وارد مباهله شد، و اين سخن حارث به معناى درخواست پاسخ الهى براى نشان دادن حق و باطل بود، و بايد معجزه اى رخ مى داد تا ثابت شود غدير «هُوَ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِكَ» است.

به دنبال آن آيه 12 سوره يونس وحى شد: «وَ لَوْ يَجْعَلُ اللّه ُ لِلنّاسِ الشَّرَ اسْتِعْجالَهُمْ بِالْخَيْرِ لَقُضِىَ اِلَيْهِمْ اَجَلَهُمْ فَنَذَرُ الَّذينَ لا يَرْجُونَ لِقائَنا فى طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ» : «اگر خداوند براى مردم شر را فورا مى فرستاد همان گونه كه خير را فورا مى فرستد

ص: 223


1- . بقره / 14.
2- . انفال / 33. چهارده قرن با غدير: ص 25. واقعه قرآنى غدير: ص 153. اسرار غدير: ص 60 .

اجل آنان را مقدر مى فرمود ما رها مى كنيم كسانى را كه اميد ملاقات ما را ندارند تا در طغيان خود متحير بمانند» .(1)

براى توضيح بيشتر مراجعه شود به آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... » و آيه «وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَىَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ» .

268. آيه «وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لاِدَمَ فَسَجَدُوا إِلاّ إِبْلِيسَ أَبى وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ»(2) = آيه «إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِى الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرا»

269. آيه «وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللّه عَلَيْكُمْ وَ مِيثاقَهُ الَّذِى واثَقَكُمْ بِهِ ... »

اشاره

269. آيه «وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللّه عَلَيْكُمْ وَ مِيثاقَهُ الَّذِى واثَقَكُمْ بِهِ ... »(3)

از آياتى كه در مدينه و پيش از سفر حجة الوداع بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد اين آيه بود:

«وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللّه عَلَيْكُمْ وَ مِيثاقَهُ الَّذِى واثَقَكُمْ بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ اتَّقُوا اللّه إِنَّ اللّه عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ» :

«به ياد آوريد نعمت خدا را بر شما و پيمانى كه از شما گرفت آنگاه كه گفتيد شنيديم و اطاعت كرديم و تقواى خدا را پيشه كنيد كه خدا به آنچه در سينه هاست آگاه است» .

موقعيت تاريخى

پس از نزول آيه «النَّبِىُّ اَوْلى بِالْمُؤْمِنينَ ... » در مسير پيامبر صلى الله عليه و آله به سوى غدير و با اين اقرار كه مردم در برابر مقام «اولى به نفس بودن پيامبر صلى الله عليه و آله» نمودند، آيه اى ديگر به عنوان سند و شاهدى از اين اعتراف نازل شد: «وَ اذكُرُوا نِعمَةَ اللّه ِ عَلَيكُم وَ ميثاقَهُ الَّذى

ص: 224


1- . بحار الانوار: ج 37 ص 136، 162، 167. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 56 ، 57 ، 129، 144. الغدير: ج 1 ص 193.
2- . نحل / 29.
3- . مائده / 7، 8 . غدير در قرآن: ج 1 ص 35 و ج 3 ص 389 - 391. واقعه قرآنى غدير: ص 11، 26، 69 .

واثَقَكُم بِهِ إذ قُلتُم سَمِعنا وَ أطَعنا وَ اتَّقُوا اللّه ِ إنَّ اللّه َ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ» : «نعمت خدا بر شما و پيمان او را به ياد آوريد كه با شما ميثاق بست آنگاه كه گفتيد شنيديم و اطاعت كرديم و تقواى خدا را پيشه كنيد كه خداوند به باطن قلب ها آگاه است» .

توضيح اينكه:

در پىِ نزول آيه «النَّبِىُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ» در مدينه و سؤال مردم از معناى آن و پاسخ پيامبر صلى الله عليه و آله كه «سمع و طاعت مطلق» است، مردم بر اين ولايت اقرار كردند و پيمان بستند كه وفادار بمانند، و اين عهد را با جمله «سَمِعْنا وَ أَطَعْنا» اعلان كردند. متعاقب اين پيمان آيه نازل شد كه اين عهد و پيمان را به ياد داشته باشيد، چرا كه زمينه هاى مختلفى براى شكستن آن در پيش بود.

حذيفه يمانى پس از آنكه نزول آيه «النَّبِىُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ ... » را در مدينه به عنوان مقدمه اى بر سفر غدير ذكر مى كند، در دنباله ماجرا با ذكر ارتباط محتواى آيه با غدير تصريح به نزول آن در آغاز اين داستان پر ماجرا مى نمايد:

گفتند: يا رسول اللّه ! اين كدام ولايت است كه شما در آن بر ما از خودمان سزاوارتريد ؟ حضرت فرمود: سمع و طاعت در آنچه دوست بداريد يا خوش نداريد. ما هم گفتيم: «سَمِعْنا وَ اطَعْنا» . اينجا بود كه خداوند اين آيه را نازل كرد: «وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللّه عَلَيْكُمْ وَ مِيثاقَهُ الَّذِى واثَقَكُمْ بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنا وَ أَطَعْنا» : «بياد آوريد نعمت خدا را بر شما و پيمانى كه با شما بست آنگاه كه گفتيد شنيديم و اطاعت كرديم» .(1)

در روايات ديگرى نزولِ اين آيه پس از نزولِ آيه «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ... »(2) در بازگشت از مكه به غدير ذكر شده است. عبارت چنين است: فَاَنْزَلَ:

ص: 225


1- . عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 296، 297. الاقبال: ص 453 - 459.
2- . مائده / 67 .

«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ... » ثُمَّ اَنْزَلَ: «اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللّه عَلَيْكُمْ ... »(1)؛ كه به هر حال اصل نزول آيه در موسم غدير مسلّم است.

نزول اين آيه در چنين موقعيتى، با هدفِ خاطر نشان ساختن پيمان هاى بعدى بر سر همين مسئله ولايت صورت گرفت؛ چرا كه در حديثى امام محمد باقر عليه السلام درباره همين آيه شريفه مى فرمايد: ميثاق و پيمان (كه در آيه ذكر شده) آن چيزى است كه خداوند در حجة الوداع بيان كرد ... ، كه نصب اميرالمؤمنين عليه السلام به عنوان امام همه خلق است.(2)

در حديث ديگرى در تفسير همين آيه شريفه مى فرمايد: آنگاه كه پيامبر صلى الله عليه و آله پيمان ولايت را از مردم گرفت گفتند: «سَمِعْنا وَ اطَعْنا» ، ولى سپس پيمان خداوند را شكستند.(3)

آيه «وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللّه عَلَيْكُم ... » در عرفات

در عرفات در سفر حجة الوداع، جبرئيل نازل شد و با اشاره به آيه 7 سوره مائده «وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللّه ِ عَلَيْكُمْ وَ ميثاقَهُ الَّذى واثَقَكُمْ بِهِ» - كه در مدينه قبل از سفر نازل شده بود - اين پيام را آورد:

اى محمد، خداوند عز و جل به تو سلام مى رساند و مى فرمايد: اجل تو نزديك شده و مدت تو پايان يافته است؛ و من تو را به سوى آنچه چاره اى و فرارى از آن نيست (يعنى مرگ) خواهم برد. اكنون عهد خويش را بسپار و وصيت خود را پيش بينى نما؛ و آنچه از علم و ميراث علوم انبياى قبل از توست واسلحه و تابوت و همه آنچه از نشانه هاى پيامبران نزد توست به وصى و خليفه بعد از خود تحويل ده، كه او حجت تمام عيار من بر خلقم على بن ابى طالب است.

ص: 226


1- . عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 115 ح 151.
2- . فقه القرآن راوندى : ج 2 ص 284. مستدرك الوسائل: ج 17 ص 61 ح 13.
3- . بحار الانوار: ج 23 ص 370 ح 46. تفسير القمى: ج 1 ص 367.

او را به عنوان علامت براى مردم به پا دار و عهد و پيمان و بيعت او را تجديد كن، و به آنان ياد آورى كن آنچه از آنان تعهد گرفته ام از بيعتم و پيمانى كه با آنان محكم كرده ام، و عهدى كه با آنان داشته ام درباره ولايت وليم و صاحب اختيار آنان و هر مرد و زن مؤمنى، يعنى على بن ابى طالب.

آنگاه خداوند با اشاره به آيه 3 سوره مائده «اليَوْمَ اَكْمَلْتُ لَكُمْ» - كه هنوز نازل نشده بود - ارتباط كمال دين را با ولايت على عليه السلام بيان كرد ... .(1)

آيه «وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللّه عَلَيْكُم ... » در بازگشت از غدير

هنگامى كه نماز صبح دوشنبه هجدهم ذى الحجه در مسير بازگشت از حجة الوداع به سوى غدير خم خوانده شد و كاروان به حركت خود به سمت غدير ادامه داد و حدود پنج ساعت ديگر از راه باقى مانده بود، پيامبر صلى الله عليه و آله اميرالمؤمنين عليه السلام را فرا خواند و نزول آيه تبليغ را خبر داد.

بقيه مسير با سرعت بيشترى طى شد و پيامبر صلى الله عليه و آله براى اجراى فرمان الهى عجله نشان داد. همزمان آيه 7 سوره مائده كه در مدينه قبل از سفر حج نازل شده بود تكرار شد: «وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللّه ِ عَلَيْكُمْ وَ ميثاقَهُ الَّذى واثَقَكُمْ بِهِ اِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنا وَ اَطَعْنا» : «به ياد آوريد نعمت خدا را بر شما و پيمانى را كه با شما محكم نمود آنگاه كه گفتيد پذيرفتيم و اطاعت مى كنيم» .

اين پيمان اشاره به «سَمِعْنا وَ اَطَعْنا» بود كه مردم قبل از حركت به سوى مكه در مدينه درباره آيه «النَّبِىُّ اَوْلى بِالْمُؤْمِنينَ ... » گفتند، و اكنون نتايج آن را در غدير با مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ مى گرفتند.(2)

ص: 227


1- . بحار الانوار: ج 37 ص 151، 202، 203. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 51 ، 52 ، 176، 177، 297. الاحتجاج: ج 1 ص 66 .
2- . عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 115. تفسير البرهان: ج 1 ص 488 ح 2.
آيه «وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللّه عَلَيْكُم ... » در ذكر روز غدير

از جمله آياتى كه در ذكر ملاقات دو مؤمن در روز غدير آمده اين دو آيه است:

«وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللّه ِ عَلَيْكُمْ وَ مِيثاقَهُ الَّذِى واثَقَكُمْ بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ اتَّقُوا اللّه َ إِنَّ اللّه َ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ. يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ للّه ِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ وَ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى أَلاّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى وَ اتَّقُوا اللّه َ إِنَّ اللّه َ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ»

«وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ» .(1)

متن ذكر روز غدير

امام صادق عليه السلام درباره ملاقات دو مؤمن با ولايت در غدير، دستور داده اند كه وقتى به يكديگر مى رسند چنين بگويند:

الْحَمْدُ للّه ِ الَّذى اكْرَمَنا بِهذَا الْيَوْمِ وَ جَعَلَنا مِنَ الْمُؤْمِنينَ وَ جَعَلَنا مِنَ الْمُوفينَ بِعَهْدِهِ الَّذى عَهِدَهُ الَيْنا وَ ميثاقِهِ الَّذى واثَقَنا بِهِ مِنْ وِلايَةِ وُلاةِ امْرِهِ وَ الْقُوّامِ بِقِسْطِهِ وَ لَمْ يَجْعَلْنا مِنَ الْجاحِدينَ وَ الْمُكَذِّبينَ بِيَوْمِ الّدينِ:

سپاس خدايى را كه ما را به اين روز اكرام فرموده و ما را از مؤمنين و وفا كنندگان به پيمانش - كه با ما عهد بسته و ميثاقى كه با ما پيمان بسته - قرار داده، كه آن پيمان صاحب اختيارى واليان امرش و قائمين به عدلش است، و خدا را شكر كه ما را از منكرين و تكذيب كنندگان به روز قيامت قرار نداده است.(2)

كتاب در مورد آيه ميثاق

در مورد آيه ميثاق كتابى ارزشمند و جامع تأليف شده، كه حاوى نكات و دقائق ارزشمندى است. لازم است در اينجا اين كتاب گرانسنگ معرفى شود:

ص: 228


1- . مدّثر / 46.
2- . عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 215. الاقبال: ص 475.

آيه ميثاق غدير، غلامرضا صادقى فرد، فارسى، چاپى، تاسوعا، مشهد، چاپ اول، سال 1393 ش، وزيرى، 998 ص. در اين كتاب طى نوزده فصل، مفصل در مورد آيه ميثاق: «وَ اذكُروا نِعمَةَ اللّه ِ عَلَيكُم وَ ميثاقَهُ الَذى واثَقَكُم بِهِ ... » و از جهات مختلف در مورد اين آيه شريفه سخن گفته است.

270. آيه «وَ اَذِّنْ فِى النّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالاً وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ ... »

270. آيه «وَ اَذِّنْ فِى النّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالاً وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ ... »(1)

يكى از رخدادهاى مهم پيش از غدير، نزول آيات حج و سفر حجة الوداع است:

«وَ اَذِّنْ فِى النّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالاً وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ يَأْتينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَميقٍ» :

«بين مردم براى حج اعلان عمومى كن كه پياده و بر هر مركب لاغرى و از هر گردنه دور دستى نزد تو مى آيند» .

با نزول اين آيات برنامه حج و اعلام ولايت همزمان و با پشتيبانى آيات قرآن آغاز شد. با اين دستور پيامبر صلى الله عليه و آله درباره حج اعلان عمومى داد. از يك سو مناديانى را در مدينه و اطراف آن فرستاد تا تصميم حضرت براى اين سفر را به اطلاع همه برسانند، و اعلان كنند كه هر كس بخواهد مى تواند همراه حضرت باشد.

از سوى ديگر به مناطق دوردست از قلمرو اسلام و كسانى كه امكان نامه فرستادن به آنان بود نامه اى نوشت كه: «پيامبر صلى الله عليه و آله قصد حج دارد، و براى هر كس امكان دارد خود را براى حضور در اين سفر آماده كند» .

با اين روش، خبر اين سفر تا اقصى نقاط قلمرو اسلام در آن روز رسيد. مردم آماده سفر شدند، و از اطراف دور و نزديك مدينه خلق كثيرى براى همراهى حضرت در اين سفر وارد مدينه شدند، تا اعمال حج را از نزديك ببينند و از حضرت بياموزند.(2)

ص: 229


1- . حج / 22. واقعه قرآنى غدير: ص 13.
2- . بحار الانوار: ج 21 ص 360، 383، 384، 390، 396، 403 و ج 28 ص 95. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 167، 297. الغدير: ج 1 ص 9 - 10.

271. آيه «وَ إذ يَعِدُكُم اللّه ُ إحدَى الطائفَتَين أنَّها لَكُم وَ تَوَدّونَ أنَّ غَيرَ ذاتِ ... »

اشاره

271. آيه «وَ إذ يَعِدُكُم اللّه ُ إحدَى الطائفَتَين أنَّها لَكُم وَ تَوَدّونَ أنَّ غَيرَ ذاتِ ... »(1)

يكى از مفاهيم عميق در زيارت غديريه، رابطه آيات قرآن با ولايت على عليه السلام است. يكى از آياتى كه در زيارت غديريه به آن استشهاد شده آيه 7 سوره انفال است:

«وَ إذ يَعِدُكُم اللّه ُ إحدَى الطائفَتَين أنَّها لَكُم وَ تَوَدّونَ أنَّ غَيرَ ذاتِ الشَوكَةِ تَكونُ لَكُم وَ يُريدُ أن يُحِقِّ الحَقَّ بِكَلِماتِهِ وَ يَقَطَعَ دابِرَ الكافِرينَ» :

«و هنگامى كه خداوند به شما وعده داد كه يكى از دو گروه نصيب شما خواهد بود و شما دوست مى داشتيد كه كاروان براى شما باشد ولى خداوند مى خواهد حق را با كلمات خود تقويت و ريشه كافران را قطع كند» .

متن زيارت غديريه

امام هادى عليه السلام در زيارت غديريه، در ضمن بيان مواقف مشهور و روزهاى زبانزد زندگى پرافتخار على عليه السلام به روز خيبر مى رسد:

وَ يَومَ خَيبَر إذ أظهَرَ اللّه ُ خَورَ المُنافِقينَ وَ قَطَعَ دابِرَ الكافِرينَ وَ الحَمدُ للّه ِ رَبِّ العالَمين:

و روز خيبر، كه خداوند سستى منافقين را ظاهر ساخت وريشه كافران را قطع كرد. سپاس خداى راست، پروردگار جهانيان.

فتح خيبر رويدادى مهم بود؛ از جهت رشادت و دلاورى مولى الموالى عليه السلام از يك سو، و جبن و فرار مدعيان از سوى ديگر. اما مهم تر از آن، ظهور و بروز حديث نبوى بود كه حضرتش در جنگ خيبر فرمود:

فردا رايت را به دست كسى خواهم داد كه خدا و رسولش را دوست دارد، و خدا و رسولش هم او را دوست دارند. پيشروى است كه فرّار نيست. باز نمى گردد تا آنگاه كه خدا فتح را به دست او عملى سازد.(2)

ص: 230


1- . انفال / 7. نگاهى بر زيارت غديريّه صفاخواه، طالعى : ص 111 - 150.
2- . الغدير: ج 7 ص 200 - 206 و ج 1 ص 38 - 42.

فردايش افرادى خود را نامزد كردند، غافل از اينكه اين امر امر الهى است و پيامبر صلى الله عليه و آله نيز مجرى فرمان. معناى اين حديث آن است كه تنها كسى كه به تمام و كمال محبّ و محبوب خدا و رسول صلى الله عليه و آله است هجوم برنده و غير فرّار است، و او جز حضرت اسداللّه الغالب عليه السلام كسى نيست. به تعبير علامه شيخ محمدحسن مظفر: «أ فَمَن كانَ مُؤمِنا كَمَن كانَ فاسِقا ... »(1) ؟

به روايت مفسران، روزى وليد بن عقبه بر على عليه السلام افتخار مى كرد و مى گفت: من خوش زبان تر از تو هستم، و شمشيرم از تو برنده تر است. حضرت فرمود: ساكت باش كه فاسقى. آيه شريفه نازل شد، و على عليه السلام را مؤمن و وليد را فاسق معرفى كرد.(2)

272. آيه «وَ أرسل عَلَيْهِمْ طَيْرا أَبابِيلَ»(3) = آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ. لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... »

273. آيه «وَ اسْتَفْتَحُوا وَ خابَ كُلُّ جَبّارٍ عَنيدٍ»

273. آيه «وَ اسْتَفْتَحُوا وَ خابَ كُلُّ جَبّارٍ عَنيدٍ»(4)

پس از اعتراض حارث فهرى در غدير و نزول سنگ آسمانى بر او، پيامبر صلى الله عليه و آله به اصحابش فرمود:

اكنون به طرف او برويد كه آنچه از خدا خواست بر او رسيد. آنگاه حضرت آيه 19 سوره ابراهيم عليه السلام را شاهد آورده فرمود: چنانكه خداوند عز و جل مى فرمايد: «وَ اسْتَفْتَحُوا وَ خابَ كُلُّ جَبّارٍ عَنيدٍ» : «ابتدا خودشان درخواست كردند و اينگونه هر جبار معاندى ضرر كرد و به هدف خود نرسيد» .(5)

ص: 231


1- . سجده / 18.
2- . الغدير: ج 2 ص 46 و ج 8 ص 274 - 276.
3- . فيل / 3.
4- . ابراهيم عليه السلام / 15. چهارده قرن با غدير: ص 25. واقعه قرآنى غدير: ص 153. اسرار غدير: ص 60 .
5- . بحار الانوار: ج 37 ص 136، 162، 167. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 56 ، 57 ، 129، 144. الغدير: ج 1 ص 193.

براى توضيح بيشتر مراجعه شود به آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... » .

274. آيه «وَ أعبُد رَبَّكَ حَتّى يَأتيكَ اليَقينَ»(1) = آيه «فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ... »

275. آيه «وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ ارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ»

اشاره

275. آيه «وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ ارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ»(2)

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در خطبه غدير، تأكيدات بر حلال و حرام را به طور كلى مطرح فرمود، و اينكه درباره جزئيات آنها بايد به امامان معصوم عليهم السلام مراجعه شود، و در اين باره به آياتى اشاره نمود. از جمله اين آيات، آيه 43 سوره بقره و آيه 41 سوره حج است:

«وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ ارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ» :

«نماز را بپا داريد و زكات را بپردازيد و با ركوع كنندگان ركوع نماييد» .

«الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِى الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ للّه عاقِبَةُ الْأُمُورِ»(3):

«كسانى كه اگر آنان را در زمين امكانات دهيم نماز را بپا مى دارند و زكات را مى پردازند و امر به معروف و نهى از منكر مى نمايند و عاقبت امور متعلق به خداوند است» .

متن خطبه غدير

پيامبر صلى الله عليه و آله در بخش دهم خطبه غدير فرمود:

ص: 232


1- . حجر / 99.
2- . بقره / 43. غدير در قرآن: ج 2 ص 451 - 453. واقعه قرآنى غدير: ص 105. سخنرانى استثنائى غدير: ص 223 - 231.
3- . حج / 41.

مَعاشِرَ النّاسِ، أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ كَما امَرَكُمُ اللّه عَزَّ وَ جَلَّ، فَإِنْ طالَ عَلَيْكُمُ الامَدُ فَقَصَّرْتُمْ اوْ نَسيتُمْ فَعَلِىٌّ وَلِيُّكُمْ وَ مُبَيِّنٌ لَكُمْ؛ الَّذى نَصَبَهُ اللّه عزَّ وَ جَلَّ لَكُمْ بَعْدى امينَ خَلْقِهِ. انَّهُ مِنّى وَ انَا مِنْهُ، وَ هُوَ وَ مَنْ يَخْلُفُ مِنْ ذُرِّيَّتى يُخْبِرُونَكُمْ بِما تَسْالُونَ عَنْهُ وَ يُبَيِّنُونَ لَكُمْ ما لا تَعْلَمُونَ ... . الا وَ انّى اجَدِّدُ الْقَوْلَ: الا فَاقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ أْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ:

اى مردم، نماز را بپا داريد و زكات را بپردازيد همان گونه كه خداى عزوجل به شما دستور داده است. اگر زمان طويلى بر شما گذشت و كوتاهى نموديد يا فراموش كرديد، على صاحب اختيار شماست و براى شما بيان مى كند، همو كه خداوند عزوجل او را بعد از من به عنوان امين بر خلقش منصوب نموده است. او از من است و من از اويم. او و آنان كه از نسل من به خلافت مى رسند از آنچه سؤال كنيد به شما خبر مى دهند و آنچه را نمى دانيد برايتان بيان مى كنند. بدانيد كه من سخن خود را تكرار مى كنم: آگاه باشيد كه نماز را بپا داريد و زكات را بپردازيد و به نيكى امر كنيد و از منكر نهى نماييد.

276. آيه «وَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ اسْتَكْبَرُوا عَنْها أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ»(1) = آيه «قالَ ادْخُلُوا فِى أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الاْءِنْسِ فِى النَّارِ ... »

277. آيه «وَ الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللّه مِنْ بَعْدِ مِيثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللّه بِهِ ... »

اشاره

277. آيه «وَ الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللّه مِنْ بَعْدِ مِيثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللّه بِهِ ... »(2)

يكى از مواردى كه پيامبر صلى الله عليه و آله در خطبه غدير به آنها اشاره دارد، آيه لعنتِ مفسدين فى الارض است:

ص: 233


1- . اعراف / 36.
2- . رعد / 22. غدير در قرآن: ج 2 ص 29.

«وَ الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللّه مِنْ بَعْدِ مِيثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللّه بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِى الْأَرْضِ أُولئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ» :

«كسانى كه بعد از پيمان الهى عهد شكنى مى كنند و آنچه را خداوند دستور به وصلش داده قطع مى كنند و در زمين فساد مى نمايند براى چنين كسانى لعنت خواهد بود و در آخرت بد منزلى براى آنان خواهد بود» .

متن خطبه غدير

مَعاشِرَ النّاسِ، عَدُوُّنا مَنْ ذَمَّهُ اللّه وَ لَعَنَهُ، وَ وَلِيُّنا كُلُّ مَنْ مَدَحَهُ اللّه وَ احَبَّهُ:

اى مردم، دشمن ما كسى است كه خداوند او را مورد مذمت و لعن قرار داده، و دوست ما هر كسى است كه خداوند او را مدح نموده و دوست بدارد.

278. آيه «وَ اِلى رَبِّكَ فَارْغَبْ»(1) = آيه «فَاِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ . وَ اِلى رَبِّكَ فَارْغَبْ»

279. آيه «وَ أَمَّا مَنْ أُوتِىَ كِتابَهُ وَراءَ ظَهْرِهِ ... »

اشاره

279. آيه «وَ أَمَّا مَنْ أُوتِىَ كِتابَهُ وَراءَ ظَهْرِهِ ... »(2)

از جمله آياتى كه در فرازى از بخش هفتم خطبه غدير به آت اشاره شده و مربوط به دشمنان ائمه عليهم السلام است، آيه 10 تا 12 سوره انشقاق است:

«وَ أَمَّا مَنْ أُوتِىَ كِتابَهُ وَراءَ ظَهْرِهِ . فَسَوْفَ يَدْعُوا ثُبُورا . وَ يَصْلى سَعِيرا» :

«و اما كسى كه نامه اعمالش از پشت سر به او داده مى شود. به زودى با فرياد مرگ خود را خواهد طلبيد. و به آتش بر افروخته وارد مى شود» .

متن خطبه غدير

الا انَّ اعْداءَهُمُ الَّذينَ يَصْلَوْنَ سَعيرا:

بدانيد دشمنان ائمه كسانى اند كه شعله هاى آتش را بر تن خود خواهند يافت.

ص: 234


1- . انشراح / 8 .
2- . انشقاق / 10 - 12. غدير در قرآن: ج 2 ص 388، 389. سخنرانى استثنائى غدير: ص 201 - 212.

280. آيه «وَ إِنَّا لَنَعْلَمُ أَنَّ مِنْكُمْ مُكَذِّبِينَ»(1) = آيه «تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ . وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ ... »

281. آيه «وَ إِنْ تُكَذِّبُوا فَقَدْ كَذَّبَ أُمَمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلاّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ»(2) = آيه «قُلْ أَطِيعُوا اللّه وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَيْهِ ما حُمِّلَ وَ عَلَيْكُمْ ... »

282. آيه «وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ»(3) = آيه « ... وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ ... »

283. آيه «وَ إِنَّ لَكَ لَأَجْرا غَيْرَ مَمْنُونٍ»

اشاره

283. آيه «وَ إِنَّ لَكَ لَأَجْرا غَيْرَ مَمْنُونٍ»(4)

يكى از آياتى كه در ماجراى غدير و پس از اعلان ولايت در غدير بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد آيه 3 سوره قلم بود:

«وَ إِنَّ لَكَ لَأَجْرا غَيْرَ مَمْنُونٍ» :

«براى تو اجر بى منّتى است» .

موقعيت تاريخى

پس از اتمام خطبه غدير و در حالى كه هنوز مراسم غدير پايان نيافته بود، تشكر الهى از انجام چنين وظيفه خطير اعلام شد، كه اين به معناى تحقق اهداف از پيش تعيين شده غدير بود. در روايت مربوط به اين فراز غدير چنين آمده است:

هنگامى كه دستور اعلان ولايت على عليه السلام نازل شد، پيامبر صلى الله عليه و آله آن حضرت را معرفى كرد و ولايت او را اعلام نمود و فرمود: مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ. در آن لحظات

ص: 235


1- . حاقّه / 49.
2- . عنكبوت / 18.
3- . قلم / 4.
4- . قلم / 3. غدير در قرآن: ج 1 ص 207، 208. واقعه قرآنى غدير: ص 116، 117.

خداى محمد صلى الله عليه و آله سپاسى بلند براى آن مبلِّغ اعظم غدير فرستاد و از آن همه تلاش و فداكارى و تسليم محض او در برابر فرمانش تشكر كرد.

جبرئيل نازل شد و آيه 3 سوره قلم را به عنوان رضايت خداوند از كيفيت عمل به آيه «يا اَيُّهَا الرَّسُولُ»(1) براى پيامبر صلى الله عليه و آله آورد، آنجا كه مى فرمايد: «وَ اِنَّ لَكَ لاَجْرا غَيْرَ مَمْنُونٍ» : «براى تو اجرى بى منت خواهد بود»(2)؛ و منظور خدا آن بود كه اين اجر به خاطر تبليغى است كه درباره على عليه السلام به انجام رساندى.

284. آيه «وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ»

284. آيه «وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ»(3)

اجتماع عظيم انسانى در صحراى غدير براى رفع هر ابهامى در مسئله ولايت و امامت و خلافت اميرالمؤمنين عليه السلام بوده، و اگر بنا باشد همان مجلس آغاز ابهامى بزرگ در مسئله باشد، آن هم با به كار بردن يك كلمه عجيب كه اين همه پيچيدگى دارد، در اين صورت بايد گفت: اگر چنين مجلسى نبود مسئله ولايت بسيار واضح تر بود ! ! !

اينجاست كه آيه قرآن «وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ»(4): «و اگر انجام ندهى رسالت پروردگار را انجان نداده اى» محقق مى شود. يعنى اگر ابلاغ پيامى به اين صورت تحقق يابد كه مفهوم آن با گذشت چهارده قرن روشن نيست، پس در واقع ابلاغى نشده است ! !

براى توضيح بيشتر مراجعه شود به آيه «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ ... » .

ص: 236


1- . مائده / 67 .
2- . تفسير فرات: ص 495 ح 648 .
3- . مائده / 67 . اسرار غدير: ص 115.
4- . مائده / 67 .

285. آيه «وَ إِنْ مِنْ قَرْيَةٍ إِلاّ نَحْنُ مُهْلِكُوها قَبْلَ يَوْمِ الْقِيامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوها عَذابا ... »

اشاره

285. آيه «وَ إِنْ مِنْ قَرْيَةٍ إِلاّ نَحْنُ مُهْلِكُوها قَبْلَ يَوْمِ الْقِيامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوها عَذابا ... »(1)

پيامبر صلى الله عليه و آله در خطبه غدير، شرايط امتحان را براى مردم تبيين فرمود تا با آمادگى كامل به استقبال آن بروند. اين آينده تلخِ امتحان را حضرتش در غدير به اشارت و صراحت پيش بينى فرمود و مراحل چنين امتحان بزرگى را با استشهاد به 11 آيه تضمين شده در خطبه غدير بيان فرمود. از جمله اين آيات آيه 58 سوره اسراء است:

«وَ إِنْ مِنْ قَرْيَةٍ إِلاّ نَحْنُ مُهْلِكُوها قَبْلَ يَوْمِ الْقِيامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوها عَذابا شَدِيدا كانَ ذلِكَ فِى الْكِتابِ مَسْطُورا» :

«هيچ آبادى نيست مگر آنكه ما هلاك كننده آن قبل از روز قيامت يا عذاب كننده آنها به عذاب شديدى هستيم اين مطلب در كتاب نوشته شده است» .

متن خطبه غدير

مَعاشِرَ النّاسِ، انَّهُ ما مِنْ قَرْيَةٍ الاّ وَ اللّه مُهْلِكُها بِتَكْذيبِها قَبْلَ يَوْمِ الْقِيامَةِ، وَ مُمَلِّكُهَا اْلامامَ الْمَهْدِىَّ وَ اللّه مُصَدِّقٌ وَعْدَهُ:

اى مردم، هيچ سرزمين آبادى نيست مگر آنكه خداوند به خاطر تكذيبشان آن را قبل از روز قيامت هلاك مى كند و حضرت مهدى را مالك آن قرار مى دهد، و خداوند وعده خود را عملى مى نمايد.

286. آيه «وَ أَنَّ هذا صِراطِى مُسْتَقِيما فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ ... »

اشاره

286. آيه «وَ أَنَّ هذا صِراطِى مُسْتَقِيما فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ ... »(2)

از جمله آياتى كه به صورت تفسير گونه اى در خطبه غدير تركيب شده، آيه 153 سوره انعام و آيه 181 سوره اعراف است:

ص: 237


1- . اسراء / 58 . غدير در قرآن: ج 2 ص 258 - 361. واقعه قرآنى غدير: ص 97. سخنرانى استثنائى غدير: ص 179 - 186.
2- . انعام / 153. غدير در قرآن: ج 2 ص 181 - 186. واقعه قرآنى غدير: ص 98. سخنرانى استثنائى غدير: ص 179 - 186، 201 - 212. نگاهى بر زيارت غديريّه صفاخواه، طالعى : ص 111 - 150.

«وَ أَنَّ هذا صِراطِى مُسْتَقِيما فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» .

«اين راه مستقيم من است از آن پيروى كنيد و از راه هاى ديگر پيروى نكنيد كه از راه خدا شما را متفرق كند شما را به اين مطلب وصيت مى كند تا شايد تقوى پيشه كنيد» .

«وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ»(1):

«از كسانى كه خلق كرديم امتى هستند كه به حق هدايت مى كنند و طبق آن به عدالت رفتار مى كنند» .

متن خطبه غدير

پيامبر صلى الله عليه و آله در فراز پايانىِ بخش ششم خطبه غدير علم امر و نهى الهى را مختص اميرالمؤمنين عليه السلام دانست و به دنبال آن همه را به اطاعت از آن حضرت امر كرد. حضرت در آخر با اشاره به آيه 153 سوره انعام: «وَ اَنَّ هذا صِراطى مُسْتَقيما فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبيلِهِ» همگان را هشدار داد كه از مسير اميرالمؤمنين عليه السلام دور نشوند.

همچنين پيامبر صلى الله عليه و آله در ابتداى بخش هفتم خطبه غدير، با اشاره به آيه 153 سوره انعام فرمود: «وَ اَنَّ هذا صِراطى مُسْتَقيما فَاتَّبِعُوهُ وَ لاتَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبيلِهِ» ، كه صراط مستقيم را در برابر همه راه هاى ديگر قرار مى داد و بايد راه راست دقيقا معرفى مى شد.

به همين منظور حضرت با يادآورى اينكه علم امر و نهى نزد على عليه السلام است به مردم دستور داد درباره اوامر و نواهى على عليه السلام سر تسليم فرود آورند و فرمود: «مواظب باشيد كه راه هاى ديگر شما را از راه او منحرف نكند» . آنگاه به صراحت اعلام كرد كه

ص: 238


1- . اعراف / 181.

«صراط مستقيم» من و على و امامان بعد از او هستيم، و به آيه 186 سوره اعراف اشاره كرد كه «وَ مِمَّن خَلَقنا اُمَّةٌ يَهدُونَ بِالحَقِّ وَ بِهِ يَعدِلُونَ» :

مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّ اللّه َ قَدْ اَمَرَنى وَ نَهانى، وَ قَدْ اَمَرْتُ عَلِيّا وَ نَهَيْتُهُ بِاَمْرِهِ. فَعِلْمُ الاَمْرِ وَ النَّهْىِ لَدَيْهِ، فَاسْمَعُوا لاَمْرِهِ تَسْلِمُوا وَ اَطيعُوهُ تَهْتَدُوا وَ انْتَهُوا لِنَهْيِهِ تَرْشُدُوا، وَ صيرُوا اِلى مُرادِهِ وَ لا تَتَفَرَّقْ بِكُمُ السُّبُلُ عَنْ سَبيلِهِ.

مَعاشِرَ النّاسِ، اَنَا صِراطُ اللّه ِ الْمُسْتَقيمُ الَّذى اَمَرَكُمْ بِاتِّباعِهِ، ثُمَّ عَلِىٌّ مِنْ بَعْدى، ثُمَّ وُلْدى مِنْ صُلْبِهِ اَئِمَّةُ الْهُدى، يَهْدُونَ اِلَى الْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ:

اى مردم، خداوند مرا امر و نهى نموده است، و من هم به امر الهى على را امر و نهى نموده ام، و علم امر و نهى نزد اوست. پس امر او را گوش دهيد تا سلامت بمانيد، و او را اطاعت كنيد تا هدايت شويد و نهى او را قبول كنيد تا در راه درست باشيد، و به سوى مقصد و مراد او برويد، و راه هاى بيگانه شما را از راه او منحرف نكند.

اى مردم، من راه مستقيم خداوند هستم كه شما را به پيروى آن امر نموده، و سپس على بعد از من، و سپس فرزندانم از نسل او كه امامان هدايت اند، به حق هدايت مى كنند و به يارى حق به عدالت رفتار مى كنند.

آيه «وَ أَنَّ هذا صِراطِى مُسْتَقِيما ... » در زيارت غديريه

در زيارت غديريه نيز به آيه 153 سوره انعام اشاره شده است:

متن زيارت غديريه

وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ الْمَعْنِىُّ بِقَوْلِ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ: «وَ أَنَّ هَذَا صِرَاطِى مُسْتَقِيما فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ» .(1) ضَلَّ وَ اللّه ِ وَ أَضَلَّ مَنِ اتَّبَعَ سِوَاكَ وَ عَنَدَ عَنِ الْحَقِّ مَنْ عَادَاكَ. اللَّهُمَّ سَمِعْنَا لِأَمْرِكَ وَ أَطَعْنَا وَ اتَّبَعْنَا صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ، فَاهْدِنَا رَبَّنَا وَ لا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا إِلَى طَاعَتِكَ وَ اجْعَلْنَا مِنَ الشَّاكِرِينَ لِأَنْعُمِكَ.

ص: 239


1- . انعام / 153.

و گواهى مى دهم كه در اين گفته خداى عزيز رحيم، مقصود تويى: «به حقيقت اين است راه راست من از آن پيروى كنيد و راه هاى ديگر را پيروى ننماييد كه شما را از راه او پراكنده كند» .

به خدا سوگند گمراه شد، و گمراه كرد كسى كه از غير تو پيروى نمود، و كسى كه تو را دشمن داشت، ستيزه ورزان از حق روى گرداند. خدايا، امرت را شنيديم و اطاعت كرديم و راه راست تو را پيروى نموديم. پروردگارا ما را هدايت كن، و بعد از اينكه ما را به طاعتت هدايت كردى دل هايمان را منحرف مساز و ما را از سپاسگزاران نعمت هايت قرار ده.

287. آيه «وَ إِنَّهُ فِى أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِىٌّ حَكِيمٌ»(1) = آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... »

288. آيه «وَ إِنَّهُ لَتَذْكِرَةٌ لِلْمُتَّقِينَ»(2) = آيه «تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ . وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ ... »

289. آيه «وَ إِنَّهُ لَحَسْرَةٌ عَلَى الْكافِرِينَ»(3) = آيه «تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ . وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ ... »

290. آيه «وَ إِنَّهُ لَحَقُّ الْيَقِينِ»(4) = آيه «تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ . وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ ... »

ص: 240


1- . زخرف / 4.
2- . حاقّه / 48.
3- . حاقّه / 50 .
4- . حاقّه / 51 .

291. آيه «وَ اِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ وَ لَسَوْفَ تُسْاَلُونَ»

291. آيه «وَ اِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ وَ لَسَوْفَ تُسْاَلُونَ»(1)

بعد از خطابه پيامبر صلى الله عليه و آله در مسجد خيف واقع در منى در سفر حجة الوداع، هفت آيه قرآن يكى پس از ديگرى نازل شد، كه هر يك پشتوانه يكى از ثقلين بود. آيه هفتم، آيه 44 سوره زخرف به عنوان مسئوليت مردم درباره ولايت على عليه السلام نازل شد، و تفسير شد كه درباره على عليه السلام مورد سؤال قرار خواهيد گرفت(2):

«وَ اِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ وَ لَسَوْفَ تُسْاَلُونَ» :

«و آن ذكرى براى تو و قومت است و به زودى سؤال خواهيد شد» .

292. آيه «وَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسَّاعَةِ فَلا تَمْتَرُنَّ بِها وَ اتَّبِعُونِ هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ»

292. آيه «وَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسَّاعَةِ فَلا تَمْتَرُنَّ بِها وَ اتَّبِعُونِ هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ»(3)

در سفر حجة الوداع، قافله غدير تا مِنا آمده بود و بايد آماده تمام عيار براى اعلان ولايت مى شد. بعد از خطابه پيامبر صلى الله عليه و آله در مسجد خيف واقع در منى و پيش از حركت، نزول شش آيه پى در پى پس از يك سخنرانى كوتاه درباره مقام على بن ابى طالب عليه السلام، بيدار باشِ جدى از سوى خداوند بود كه هر يك پشتوانه يكى از ثقلين بود، و نيز براى اينكه مردم شكوه غدير را در بالاترين قله فكر خود ترسيم كنند و در انتظارش لحظه شمارى كنند:

«فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ. أَوْ نُرِيَنَّكَ الَّذِى وَعَدْناهُمْ فَإِنَّا عَلَيْهِمْ مُقْتَدِرُونَ . فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِى أُوحِىَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ . وَ إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ»(4):

ص: 241


1- . زخرف / 44. واقعه قرآنى غدير: ص 30.
2- . بحار الانوار: ج 32 ص 193 ح 141، ص 291 ح 244 و ج 36 ص 23 و ج 37 ص 183. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 69 ، 169 - 171. الطرائف: ص 142 ح 217. شواهد التنزيل: ج 1 ص 526 . تأويل الآيات: ص 352. سنن الترمذى: ج 2 ص 90.
3- . زخرف / 61 . غدير در قرآن: ج 1 ص 50 - 53 . واقعه قرآنى غدير: ص 149.
4- . زخرف / 41 - 44.

«اگر تو را از دنيا ببريم از آنان انتقام خواهيم گرفت. يا به تو نشان مى دهيم آنچه به آنان وعده داديم و ما بر آنان تسلط داريم. به آنچه به تو وحى شده تمسك نما كه تو بر راه راست هستى. آن يادآورى براى تو و قومت است و به زودى مورد سؤال قرار خواهيد گرفت» .

«وَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسَّاعَةِ فَلا تَمْتَرُنَّ بِها وَ اتَّبِعُونِ هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ» :

«آن علمى براى ساعتِ معهود است پس درباره آن شك نكنيد و از من پيروى كنيد كه اين راه راست است» .

«قُلْ رَبِّ إِمَّا تُرِيَنِّى ما يُوعَدُونَ. رَبِّ فَلا تَجْعَلْنِى فِى الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ»(1):

«بگو پروردگارا اگر به من نشان دادى آنچه وعده داده شده اند. پروردگارا مرا در قوم ستمكاران قرار مده» .

آيه ششم به عنوان معرفى على عليه السلام به عنوان تنها راه نجات، آيه 61 سوره زخرف بود: «وَ اِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسّاعَةِ» : «و او نشانه و علمى براى قيامت است» و تفسير شد كه منظور از اين آيه على بن ابى طالب عليه السلام است.(2)

در واقع با نزول اين آيات و ابلاغ آن، پيامبر صلى الله عليه و آله بر فراز منبر مِنا مردم را از ارتداد و اختلاف بر حذر مى دارد و به آنان هشدار مى دهد كه اگر چنين كنيد به جنگ شما خواهم آمد، و اگر من نباشم على به جنگتان مى آيد.

اين اعلان خطر، تلويحا جانشينى على عليه السلام را يادآورى مى كند و خبر از آينده اى مى دهد كه در آن على عليه السلام عين محمد صلى الله عليه و آله خواهد بود.

ص: 242


1- . مؤمنون / 93، 94.
2- . واقعه قرآنى غدير: ص 30. بحار الانوار: ج 32 ص 193 ح 141، ص 291 ح 244، ج 36 ص 23، ج 37 ص 183. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 69 ، ص 171 - 169. الطرائف: ص 142 ج 217. شواهد التنزيل: ج 1 ص 526 . تأويل الآيات: ص 352. سنن الترمذى: ج 2 ص 90.

جابر بن عبد اللّه انصارى اين مقطع مقدماتى غدير را چنين بيان مى كند:

پيامبر صلى الله عليه و آله در مِنا - در حجة الوداع - در حالى كه من از همه به آن حضرت نزديك تر بودم فرمود:

ألا لا ألْفِيَنَّكُمْ تَرْجِعُونَ بَعْدى كُفّارا يَضْرِبُ بَعْضُكُمْ رِقابَ بَعْضٍ، وَ ايْمُ اللّه لَئِنْ فَعَلْتُمُوها لَتَعْرِفُنّى فِى الْكَتيبَةِ الَّتى تُضارِبُكُمْ:

آگاه باشيد، مبادا شما را بعد از خود چنين بيابم كه از دين بازگشته كافر شده ايد و گردن يكديگر را مى زنيد. بخدا قسم اگر چنين كنيد مرا در آن لشكرى خواهيد يافت كه به جنگ شما آمده است.

سپس حضرت نگاهى به پشت سر خود كرد و سه مرتبه فرمود: و يا اينكه على به جنگتان مى آيد، و ما چنين پنداشتيم كه جبرئيل از پشت سر حضرت اين مطلب را به او گفت.

بعد از اين قضيه خداوند چنين نازل كرد:

«فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ» بِعَلِىِّ بْنِ ابى طالِبٍ: «و اگر تو را از اين جهان ببريم باز از آنان انتقام خواهيم گرفت» به وسيله على بن ابى طالب، «أَوْ نُرِيَنَّكَ الَّذِى وَعَدْناهُمْ فَإِنَّا عَلَيْهِمْ مُقْتَدِرُونَ» : «يا به تو نشان مى دهيم آنچه به آنان وعده كرديم كه ما بر آنان اقتدار و تسلط داريم» .

سپس اين آيه نازل شد: «قُلْ رَبِّ إِمَّا تُرِيَنِّى ما يُوعَدُونَ . رَبِّ فَلا تَجْعَلْنِى فِى الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ» : «بگو پروردگارا اگر آنچه آنان وعده داده مى شوند به من نشان دادى مرا در بين قوم ظالمين قرار مده» .

در پى آن چنين نازل شد: «فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِى أُوحِىَ إِلَيْكَ (فى امْرِ عَلِىٍّ) إِنَّكَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ» : «تمسك نما به آنچه (درباره على عليه السلام) بر تو وحى شد، كه تو بر راه

ص: 243

راست هستى» ؛ و اين آيه نازل شد كه على نشانه روز قيامت است، و نيز نازل شد: «وَ إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ» عن على بن ابى طالب عليه السلام: «و او يادآورى براى تو و قومت است و بزودى مورد سؤال قرار خواهيد گرفت» درباره على بن ابى طالب عليه السلام.(1)

293. آيه «وَ إِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ»(2) = آيه «وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطانا ... »

294. آيه «وَ أَنِيبُوا إِلى رَبِّكُمْ وَ أَسْلِمُوا لَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ الْعَذابُ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ»(3) = آيه «أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِى جَنْبِ اللّه وَ إِنْ كُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ»

295. آيه «وَ إِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ ... »

اشاره

295. آيه «وَ إِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ ... »(4)

از جمله آياتى كه در غدير در مورد منافقين نازل شده اين آيات است:

«وَ إِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ . وَ ما هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ» :

«كسانى كه كافر شدند آنگاه كه ذكر را مى شنوند از روى غضب نگاه هاى تندى به تو مى كنند و مى گويند او ديوانه است. ولى آن جز ذكرى براى جهانيان نيست» .

ص: 244


1- . بحار الانوار: ج 32 ص 193 ح 141، ص 291 ح 244 و ج 36 ص 23 و ج 37 ص 183. الطرائف: ص 142 ح 217. شواهد التنزيل: ج 1 ص 526 . تأويل الآيات: ج 2 ص 561 . عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 69 ح 46.
2- . زخرف / 37.
3- . زمر / 54 .
4- . قلم / 51 ، 52 . غدير در قرآن: ج 1 ص 311 - 326. واقعه قرآنى غدير: ص 127.
موقعيت تاريخى

يكى از سخنان جسارت آميز منافقين كه هنگام معرفى اميرالمؤمنين عليه السلام در غدير از شدت غيظ و غضب بر زبان آورده اند نسبت جنون به ساحت قدس پيامبر صلى الله عليه و آله است. در پاسخ به اين گفته آنان يكى آيات اول سوره قلم نازل شد كه قبلاً ذكر شد، و ديگرى آيات آخر اين سوره است، كه حتى حركات نامناسب آنان را در برابر منبر غدير ذكر كرده است.

امام صادق عليه السلام شخصا در بيابان غدير حاضر شده و جاى جاى وقايع آن روز را نشان داده، و علت نزول اين آيات را بيان فرموده است. حضرت با نگاهى به سمت چپ مسجد غدير (كه در زمان امام صادق عليه السلام وجود داشته) فرمود:

آنجا جاى پاى پيامبر صلى الله عليه و آله است، آنگاه كه فرمود: مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ.

سپس نگاهى به سمت ديگر نموده فرمود: آنجا محل استقرار ابوبكر و عمر و سالم مولى ابى حذيفه و ابوعبيده جرّاح است. آنگاه كه ديدند حضرت دست على عليه السلام را بالا برد به يكديگر گفتند: چشمانش را بنگريد كه چگونه مى گردد گويا چشمان ديوانه است !

جبرئيل هم اين آيه را نازل كرد: «وَ إِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ. وَ ما هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ» : «كسانى كه كافر شدند آنگاه كه ذكر را مى شنوند از روى غضب نگاه هاى تندى به تو مى كنند و مى گويند او ديوانه است. ولى آن جز ذكرى براى جهانيان نيست» ، و منظور از ذكر على است.(1)

در اين مورد نيز ردّ پاى اصحاب صحيفه و به خصوص ابوبكر و عمر به خوبى نمايان است، و آيه قرآن حتى تيز نگاه كردن آنان را در برابر منبر غدير ترسيم كرده و عين گفتارشان را آورده است.

ص: 245


1- . بحار الانوار: ج 37 ص 160، 172، 221. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 141 ح 149، 208، 222. الكافى: ج 4 ص 566 ح 2. اثبات الهداة: ج 3 ص 314 ح 67 . مناقب ابن شهرآشوب: ج 2 ص 238 ح 40.

در حديث ديگرى به اين نكته اشاره شده كه منظور منافقين از «مجنون» على بن ابى طالب عليه السلام بوده است، كه خدا اين نسبت را رد كرده و او را ياد و يادگارى براى جهانيان معرفى كرده است.

حضرت درباره آيه «وَ إِنْ يَكادُ ... » فرمود: هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله فضيلت و مقام اميرالمؤمنين عليه السلام را به آنان خبر داد گفتند: او ديوانه است ! خداوند سبحان فرمود: او - يعنى اميرالمؤمنين عليه السلام - ديوانه نيست. او نيست مگر ذكرى براى جهانيان.(1)

تفصيل ماجرا چنين است:

برنامه بيعت همگانى در غدير بعد از خطبه تا غروب ادامه يافت، و پس از اداى نماز تا پاسى از شب طول كشيد و ادامه آن به روز بعد ماند.

در فرصتى كه براى پيامبر صلى الله عليه و آله پيش آمد لازم دانست رفتارهاى منافقين در اثناء خطبه را به آنان گوشزد فرمايد، چه آنكه تمام گفته هايشان را جبرئيل به حضرت خبر داده بود، همان گونه كه عده اى از مؤمنين سخنان آنان را هنگام خطبه غدير شنيده و به پيامبر صلى الله عليه و آله گزارش داده بودند.(2)

حضرت كسى را فرستاد و ابوبكر و عمر و دار و دسته آنان را فرا خواند و گفته هاى جسارت آميز آنان را برايشان يادآور شد و در اين باره از آنان سؤال فرمود. آنان به شدت انكار كردند و جالب تر اينكه بر انكار خود قسم ياد كردند كه هيچ سخن ناروايى نگفته اند.

در اين باره پيامبر صلى الله عليه و آله آيه 74 سوره توبه را قرائت فرمود: «يَحْلِفُونَ بِاللّه ِ ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ بَعْدَ اِسْلامِهِمْ ... » : «به خدا قسم ياد مى كنند كه چنين سخنى نگفته اند در حالى كه كلمه كفر را بعد از اسلامشان گفته اند ... » ، و اينگونه حضرت دروغ شان را بر آنان ثابت كرد.(3)

ص: 246


1- . بحار الانوار: ج 35 ص 394. تفسير القمى: ج 2 ص 383.
2- . بحار الانوار: ج 31 ص 635 و ج 37 ص 119، 154. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 134، 140.
3- . بحار الانوار: ج 7 ص 209، ج 22 ص 96 ح 49، ج 28 ص 122، ج 31 ص 633 ، 635 .

آنگاه پيامبر صلى الله عليه و آله سخن اصحاب صحيفه يعنى ابوبكر و عمر و سالم و ابوعبيده را يادآور شد؛ كه هنگام بالا بردن اميرالمؤمنين عليه السلام به يكديگر گفته بودند: چشمانش را بنگريد كه چگونه مى گردد، گويا چشمان ديوانه است.

سپس حضرت نزول آيات 51 و 52 سوره قلم را درباره آنان يادآور شد كه مى فرمايد:

«وَ اِنْ يَكادُ الَّذينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِاَبْصارِهِمْ لَمّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَ يَقُولُونَ اِنَّهُ لَمَجْنُونٌ. وَ ما هُوَ اِلاّ ذِكْرٌ لِلْعالَمينَ» :

«كسانى كه كافر شده اند آنگاه كه ذكر را مى شنوند از روى غضب نگاه هاى تندى به تو مى كنند و مى گويند او ديوانه است. ولى آن جز ذكرى براى جهانيان نيست» .(1)

296. آيه «وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا ... »

اشاره

296. آيه «وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا ... »(2)

از جمله آيات تضمين شده در خطبه غدير، آيه 137 سوره اعراف است:

«وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا الَّتِى بارَكْنا فِيها وَ تَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنى عَلى بَنِى إِسْرائِيلَ بِما صَبَرُوا وَ دَمَّرْنا ما كانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَ قَوْمُهُ وَ ما كانُوا يَعْرِشُونَ» :

«قومى را كه ضعيف شمرده مى شدند وارث مشرق و مغرب زمين نموديم كه آن را مبارك گردانيديم و وعده نيك خدا براى بنى اسرائيل به انجام رسيد به خاطر صبرى كه كردند و آنچه فرعون و قومش ساخته بودند و بناهايى را كه بالا برده بودند در هم كوبيديم» .

ص: 247


1- . بحار الانوار: ج 35 ص 394 و ج 37 ص 160، 172، 221. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 55 ، 141، 149، 222.
2- . اعراف / 137. غدير در قرآن: ج 2 ص 361 - 366.
متن خطبه غدير

فَأَنْزَلَ اللّه عَلى نَبِيِّهِ يَوْمَ الدَّوْحِ ما بَيَّنَ عَنْ ارادَتِهِ فى خُلَصائِهِ وَ ذَوِى اجْتِبائِهِ وَ امَرَهُ بِالْبَلاغِ ... . فَكَمَّلَ اللّه دينَهُ وَ اقَرَّ عَيْنَ نَبِيِّهِ وَ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُتابِعينَ وَ كانَ ما قَدْ شَهِدَهُ بَعْضُكُمْ وَ بَلَغَ بَعْضُكُمْ وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ اللّه الْحُسْنى عَلَى الصّابِرينَ وَ دَمَّرَ اللّه ما صَنَعَ فِرْعَوْنُ وَ هامانُ وَ قارُونُ وَ جُنُودُهُ وَ ما كانُوا يَعْرِشُونَ:

خداوند در روز غدير بر پيامبرش نازل كرد آنچه از اراده اش درباره بندگان خالص و انتخاب شدگانش پرده برداشت و به او دستور ابلاغ داد ... . پس خداوند دين خود را كامل كرد و چشم پيامبرش و مؤمنين و تابعين را روشن نمود، (واقعه غدير) اتفاق افتاد كه بعضى از شما در آن حاضر بوديد و براى بعضى از شما خبر آن رسيد، و وعده نيك خدا براى صابران به انجام رسيد؛ و آنچه فرعون و هامان و قارون و لشكريانش ساخته بودند و بناهايى را كه بالا برده بودند درهم كوبيد.(1)

297. آيه «وَ أَوْفُوا بِعَهْدِ اللّه إِذا عاهَدْتُمْ وَ لا تَنْقُضُوا الْأَيْمانَ بَعْدَ تَوْكِيدِها ... »

اشاره

297. آيه «وَ أَوْفُوا بِعَهْدِ اللّه إِذا عاهَدْتُمْ وَ لا تَنْقُضُوا الْأَيْمانَ بَعْدَ تَوْكِيدِها ... »(2)

در فرازى از فرازهاى مرحله سوم از خطبه غدير، پيامبر صلى الله عليه و آله حضرت على بن ابى طالب عليه السلام را به عنوان دوم شخص عالم وجود معرفى نمود، و با قيود مختلف اين انحصار را بيان كرده فرمود: فَاِنَّهُ اَفْضَلُ النّاسِ بَعْدى مِنْ ذَكَرٍ وَ اُنْثى ما اَنْزَلَ اللّه ُ الرِّزْقَ وَ بَقِىَ الْخَلْقُ. و لعنت و غضب الهى را بر منكر چنين مقامى نثار كرد.

پس از معرفى على بن ابى طالب عليه السلام به عنوان دوم شخص عالم وجود بود، با تأكيد بر نزول جبرئيل در اين باره از قول خداوند فرمود: هر كس با على دشمنى كند و ولايت او را نپذيرد لعنت و غضبم بر او باد.

ص: 248


1- . بحار الانوار: ج 94 ص 115 ح 8 . الاقبال: ص 462. مصباح المتهجد: ص 755. مصباح كفعمى: ص 698 .
2- . نحل / 91 - 94. غدير در قرآن: ج 1 ص 374 - 377. واقعه قرآنى غدير: ص 86 ، 121. سخنرانى استثنائى غدير: ص 157 - 170.

سپس با ادغام دو آيه قرآن يكى آيه 18 سوره حشر و ديگرى آيه 94 سوره نحل هشدار داد كه همه در معرض سقوط قرار دارند و بايد مواظب خود باشند كه فرداى قيامت پاسخگو باشند. اين دو آيه را با اين عبارت بيان كرد: «وَ لتَنظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَت لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللّه َ أن تُخالِفُوهُ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعدَ ثُبُوتِها إنَّ اللّه َ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُونَ» .

متن خطبه غدير

مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ، مَغْضُوبٌ مَغْضُوبٌ مَنْ رَدَّ عَلَىَّ قَوْلى هذا وَ لَمْ يُوافِقْهُ. اَلا اِنَّ جَبْرَئيلَ خَبَّرَنى عَنِ اللّه ِ تَعالى بِذلِكَ وَ يَقُولُ: مَنْ عادى عَلِيّا وَ لَمْ يَتَوَلَّهُ فَعَلَيْهِ لَعْنَتى وَ غَضَبى. «وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللّه َ اَنْ تُخالِفُوهُ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها اِنَّ اللّه َ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُونَ» :

ملعون است ملعون است، مورد غضب است مورد غضب است كسى كه اين گفتار مرا ردّ كند و با آن موافق نباشد. بدانيد كه جبرئيل از جانب خداوند اين خبر را براى من آورده است و مى گويد: هر كس با على دشمنى كند و ولايت او را نپذيرد لعنت و غضب من بر او باد. «هر كس ببيند براى فردا چه پيش فرستاده است از خدا بترسيد كه با على مخالفت كنيد و در نتيجه قدمى بعد از ثابت بودن آن بلغزد خداوند از آنچه انجام مى دهيد آگاه است» .

آيه «وَ أَوْفُوا بِعَهْدِ اللّه إِذا عاهَدْتُمْ ... » و منافقين

اشاره

از جمله آياتى كه در غدير بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شده، آيه 91 تا 94 سوره نحل است:

«وَ أَوْفُوا بِعَهْدِ اللّه إِذا عاهَدْتُمْ وَ لا تَنْقُضُوا الْأَيْمانَ بَعْدَ تَوْكِيدِها وَ قَدْ جَعَلْتُمُ اللّه عَلَيْكُمْ كَفِيلاً إِنَّ اللّه يَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ . وَ لا تَكُونُوا كَالَّتِى نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكاثا تَتَّخِذُونَ أَيْمانَكُمْ دَخَلاً بَيْنَكُمْ أَنْ تَكُونَ أُمَّةٌ هِىَ أَرْبى مِنْ أُمَّةٍ إِنَّما يَبْلُوكُمُ اللّه بِهِ وَ لَيُبَيِّنَنَّ لَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ ما كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ . وَ لَوْ شاءَ اللّه لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لكِنْ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِى مَنْ يَشاءُ وَ لَتُسْئَلُنَّ عَمَّا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ . وَ لا تَتَّخِذُوا أَيْمانَكُمْ دَخَلاً بَيْنَكُمْ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها وَ تَذُوقُوا السُّوءَ بِما صَدَدْتُمْ عَنْ سَبِيلِ اللّه وَ لَكُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ» :

ص: 249

«به پيمان خدا وفادار باشيد آنگاه كه پيمان مى بنديد و قسم هاى خود را بعد از مؤكد كردنِ آن نشكنيد در حالى كه خدا را بر خود شاهد و ضامن گرفته ايد خدا مى داند شما چه مى كنيد. مانند كسى نباشيد كه رشته هاى خود را بعد از تابيدنِ محكم باز مى كرد كه قسم هايتان را براى فريب يكديگر به كار بريد تا گروهى بر گروه ديگر برترى يابد خدا شما را بدين وسيله امتحان مى كند و براى آن كه در روز قيامت برايتان روشن كند آنچه در آن اختلاف مى كنيد ... » .

موقعيت تاريخى

خطابه غدير پايان يافته و مراسم بيعت آغاز گشته است. دو خيمه در كنار هم بر پا شده و مردم براى بيعت صف بسته اند. صفى كه يكصد و بيست هزار نفر طى سه روز به نوبت وارد آن خواهند شد، و با حضور در خيمه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله ابتدا با آن حضرت پيمان خواهند بست، و سپس به خيمه اميرالمؤمنين عليه السلام مى آيند، و با اقرار به صاحب اختيارى او بر خود با او دست بيعت داده و عبارت «السَّلامُ عَلَيْكَ يا اميرالمؤمنين» خواهند گفت.

در چنين شرايطى پيامبر صلى الله عليه و آله مقداد را براى بيعت به حضور پذيرفت و بعد از بيعت به او فرمود: برخيز و بر على به عنوان اميرالمؤمنين سلام كن. مقداد به خيمه اميرالمؤمنين صلى الله عليه و آله آمد و همان گونه بر حضرتش سلام داد و با او بيعت كرد.

سپس سلمان آمد و پيامبر صلى الله عليه و آله به او هم فرمود: برخيز و بر على به عنوان اميرالمؤمنين سلام كن. او هم اين كار را انجام داد. سپس به ابوذر فرمود: برخيز و بر على به عنوان اميرالمؤمنين سلام كن. او هم بدون هيچ گفتگويى اين كار را انجام داد. سپس به حذيفه و ابن مسعود و عمار و بُرَيده اسلمى همين دستور را داد و آنان برخاستند و بدون هيچ گفتگويى امر آن حضرت را امتثال نمودند.(1)

ص: 250


1- . بحار الانوار: ج 36 ص 148، 126 و ج 37 ص 311 ح 43. اليقين: ص 285. التحصين ابن طاووس : ص 537 .

نوبت به ابوبكر و عمر رسيد، كه براى بيعت وارد خيمه شده بودند. از ميان آن جمعيت انبوه، فقط اين دو نفر معترضانه گفتند: مِنَ اللّه وَ مِنْ رَسُولِهِ : آيا اين بيعت از طرف خدا و رسولش است ؟

حضرت در پاسخ آنان فرمود: نَعَمْ، حَقّا مِنَ اللّه وَ رَسُولِهِ انَّهُ اميرُالْمُؤْمِنينَ وَ امامُ الْمُتَّقينَ وَ قائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلينَ. يَقْعُدُهُ اللّه يَوْمَ الْقِيامَةِ عَلَى الصِّراطِ فَيُدْخِلُ اوْلِياءَهُ الْجَنَّةَ وَ يُدْخِلُ اعْدائَهُ النّارَ:

آرى، حقى از جانب خدا و رسولش است كه او اميرالمؤمنين و امام متقين و رهبر سفيد پيشانيان نشانه دار است. روز قيامت خدا او را بر سر پل صراط مى نشاند و او دوستانش را داخل بهشت مى نمايد و دشمنانش را به آتش جهنم مى فرستد.(1)

وقتى ابوبكر و عمر بيعت كردند و از خيمه بيرون آمدند، با يكديگر چنين مى گفتند: لا نُسَلِّمُ لَهُ ما قالَ ابَدا : درباره آنچه گفت هرگز تسليم او نخواهيم شد ! !

در آنجا خداوند اين آيه را نازل كرد:

«وَ لا تَنقُضُوا الأيمانَ بَعدَ تَوكيدِها وَ قَد جَعَلتُمُ اللّه عَلَيكُم كَفيلاً إنَّ اللّه يَعلَمُ ما تَفعَلُونَ» : «عهد و قسم هاى خود را بعد از مؤكد كردن آن نشكنيد در حالى كه خدا را بر خود شاهد و ضامن گرفته ايد خدا مى داند شما چه مى كنيد» .

همچنين با آيه «وَ اَوْفُوا بِعَهْدِ اللّه ِ اِذا عاهَدْتُمْ وَ لا تَنْقُضُوا الاَيْمانَ بَعْدَ تَوْكيدِها ... » و آيه 74 سوره توبه، نفاق و قسم دروغشان را فاش كرد.

منظور از اين شاهد و ضامن گرفتن خداوند همان سؤالى بود كه پرسيدند: مِنَ اللّه وَ رَسُولِهِ ؟ و پاسخى كه پيامبر صلى الله عليه و آله داد و از سوى خدا بودن آن را مؤكد فرمود.

ص: 251


1- . بحار الانوار: ج 36 ص 169 ح 157 و ج 37 ص 120 ح 11. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 136. تفسير القمى: ص 364.

اينجا بود كه خدا مَثَلى براى آنان زد و فرمود: «وَ لا تَكُونُوا كَالَّتى نَقَضَت غَزلَها مِن بَعدِ قُوَّةٍ أنكاثا تَتَّخِذُونَ أيمانَكُم دَخَلاً بَينَكُم» : «مانند كسى نباشيد كه رشته هاى خود را بعد از تابيدنِ محكم باز مى كرد كه قسم ها را براى فريب يكديگر به كار بريد» .(1)

298. آيه «وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ»

اشاره

298. آيه «وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ»(2)

يكى از آياتى كه دعا بعد از نماز روز غدير آمده، آيه 2 سوره يونس است:

«وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ» :

«بشارت ده آنان را كه ايمان آوردند كه براى آنان قدم پابرجايى نزد پروردگارشان است» .

متن دعاى بعد از نماز روز غدير

امام صادق عليه السلام در فرازى از دعاى بعد از نماز عيد غدير مى فرمايد:

فَأسْأَلُكَ يا رَبِّ تَمامَ ما انْعَمْتَ عَلَيْنا ... ، وَ اجْعَلْ لَنا قَدَمَ صِدْقٍ مَعَ الْمُتَّقينَ(3):

پروردگارا، از تو كامل شدن آنچه بر ما عنايت فرمودى را مى خواهم ... ، و براى ما قدم پابرجايى با متقين قرار ده.

299. آيه «وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ»

اشاره

299. آيه «وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ»(4)

پيامبر صلى الله عليه و آله در فرازى از بخش پنجم خطبه غدير، با قرائت سوره عصر قسم ياد كردند كه مصداق «وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ» : «و يكديگر را به حق سفارش كرده و يكديگر را به شكيبايى توصيه نموده اند» در آخر اين سوره على بن ابى طالب عليه السلام است.

ص: 252


1- . بحار الانوار: ج 36 ص 169 ح 157 و ج 37 ص 120 ح 11. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 136.
2- . يونس عليه السلام / 2. غدير در قرآن: ج 3 ص 374، 375.
3- . عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 218. الاقبال: ص 475.
4- . عصر / 3. واقعه قرآنى غدير: ص 92.
متن خطبه غدير

ألا وَ إنَّهُ لا يُبْغِضُ عَلِيّا إلاّ شَقِىٌّ، وَ لا يُوالى عَلِيّا إلاّ تَقىٌّ، وَ لا يُؤمِنُ بِهِ إلاّ مُؤمِنٌ مُخْلِصٌ. وَ فى عَلِىٍّ - وَاللّه ِ - نَزَلَتْ سُورَةُ الْعَصْرِ: «بِسْمِ اللّه ِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ. وَ الْعَصْرِ. إنَّ الاْءنْسانَ لَفى خُسْرٍ» إلاّ عَلِىٌّ الَّذى آمَنَ وَ رَضِىَ بِالْحَقِّ وَ الصَّبْرِ:

بدانيد كه با على دشمنى نمى كند مگر شقى و با على دوستى نمى كند مگر با تقوى، و به او ايمان نمى آورد مگر مؤمن مخلص. به خدا قسم سوره عصر درباره على نازل شده است: «به نام خداوند بخشنده مهربان. قسم به عصر. انسان در زيان است» ، مگر على كه ايمان آورد و به حق و صبر راضى شد.

300. آيه «وَ جَزاهُمْ بِما صَبَرُوا جَنَّةً وَ حَريرا»(1) = آيه «هَلْ اَتى عَلَى الاِنسانِ حينٌ مِنَ الدَهرِ لَم يَكُن شَيئا مَذكورا»

301. آيه «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ لا يُنْصَرُونَ»

اشاره

301. آيه «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ لا يُنْصَرُونَ»(2)

يكى از آياتى كه در خطبه غدير تفسير شده، آيه 41 سوره قصص است:

«وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ لا يُنْصَرُونَ. وَ أَتْبَعْناهُمْ فِى هذِهِ الدُّنْيا لَعْنَةً وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ هُمْ مِنَ الْمَقْبُوحِينَ» :

«و آنان را امامانى قرار داديم كه به آتش دعوت مى كنند و در روز قيامت كمك نمى شوند. در اين دنيا لعنتى در پى آنان فرستاديم و روز قيامت از نكوهش شدگان خواهند بود» .

ص: 253


1- . انسان / 12.
2- . قصص / 41، 42. غدير در قرآن: ج 2 ص 120 - 136 و ج 3 ص 372، 373. واقعه قرآنى غدير: ص 96. سخنرانى استثنائى غدير: ص 179 - 186.
متن خطبه غدير

پيامبر صلى الله عليه و آله در فرازى از بخش ششم خطبه غدير اشاره به رهبران ضلالت و گمراهى داشت. حضرت آيه 41 سوره قصص را شاهد قرار داد. سپس بيزارى خود و خدا را از آنان اعلام كرد و پايين ترين درجه جهنم را به آنان وعده داد.

حضرت اين مطلب را با استناد به دو آيه قرآن بيان كرد: يكى آيه 145 سوره نساء: «اِنَّ الْمُنافِقينَ فِى الدَّرْكِ الاَسْفَلِ مِنَ النّارِ» ، و ديگرى آيه 29 سوره نحل: «فَادْخُلُوا اَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدينَ فيها فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرينَ» . حضرت در اين باره فرمود:

مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّهُ سَيَكُونُ مِنْ بَعْدى اَئِمَّةٌ يَدْعُونَ اِلَى النّارِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ لا يُنْصَرُونَ. مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّ اللّه َ وَ اَنَا بَريئانِ مِنْهُمْ. مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّهُمْ وَ اَنْصارَهُمْ وَ اَتْباعَهُمْ وَ اَشْياعَهُمْ فِى الدَّرْكِ الاَسْفَلِ مِنَ النّارِ وَ لَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرينَ ... . ألا انَّهُمْ اصْحابُ الصَّحيفَةِ:

اى مردم، بعد از من امامانى خواهند بود كه به آتش دعوت مى كنند و روز قيامت كمك نمى شوند. اى مردم، خداوند و من از آنان بيزار هستيم. اى مردم، آنان و يارانشان و تابعينشان و پيروانشان در پايين ترين درجه آتش اند و چه بد است جاى متكبران. ... بدانيد كه آنان اصحاب صحيفه اند.

آيه «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ...» در ادعيه

اشاره

يكى از آياتى كه در دعاى بعد از نماز روز غدير آمده، آيه 41 سوره قصص است: «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ لا يُنْصَرُونَ. وَ أَتْبَعْناهُمْ فِى هذِهِ الدُّنْيا لَعْنَةً وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ هُمْ مِنَ الْمَقْبُوحِينَ» .

متن دعاى بعد از نماز روز غدير

يكى از فرازهاى دعاى بعد از نماز عيد غدير چنين است:

ص: 254

فَأسْأَلُكَ يا رَبِّ تَمامَ ما انْعَمْتَ عَلَيْنا ... ، وَ لا تَجْعَلْنا مِنَ الْمُكَذِّبينَ الدُّعاةِ الَى النّارِ، وَ هُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ اوْلِيائهمْ مِنَ الْمَقْبُوحينَ(1):

پروردگارا، از تو كامل شدن نعمتت را بر ما مى خواهم ... ، و مرا از تكذيب كنندگانِ دعوت كننده به آتش قرار مده؛ آنان كه با اوليائشان در روز قيامت از نكوهش شدگانند.

302. آيه «وَ جَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ إِناثا أَ شَهِدُوا خَلْقَهُمْ ... »

اشاره

302. آيه «وَ جَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ إِناثا أَ شَهِدُوا خَلْقَهُمْ ... »(2)

از جمله آياتى كه در سفر حجة الوداع و پيش از اتمام مراسم حج بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد اين آيات بود:

«وَ جَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ إِناثا أَ شَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُكْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ يُسْئَلُونَ» :

«ملائكه اى را كه بندگان خدايند مؤنث مى پندارند آيا در خلقت آنها حاضر بوده اند به زودى شهادت آنان نوشته مى شود و مورد سؤال قرار مى گيرند» .

«وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِى عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ»(3):

«آن را موضوعى باقى در نسل او قرار داد تا شايد باز گردند» .

«وَ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْيَوْمَ إِذْ ظَلَمْتُمْ أَنَّكُمْ فِى الْعَذابِ مُشْتَرِكُونَ»(4):

«اكنون كه ظلم كرده ايد هرگز براى شما فايده ندارد شما در عذاب شريك هستيد» .

موقعيت تاريخى

پس از اتمام مراسم حجة الوداع در روز دوازدهم ذى الحجه، منافقين مخفيانه و به

ص: 255


1- . الاقبال: ص 475. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 218.
2- . زخرف / 19. غدير در قرآن: ج 1 ص 239 - 249. واقعه قرآنى غدير: ص 37.
3- . زخرف / 28.
4- . زخرف / 39.

طور مداوم در تكاپو و گفتگو و توطئه بودند ! در همين راستا ابوبكر و عمر ابتدا ابوعبيده جرّاح را به عنوان امين خود انتخاب كردند، و با پيوستن معاذ بن جبل به اين گروه سه نفره مشكل آنان حل شد.

در ادامه، معاذ هم قول داد با ارتباط با رؤساى اوس و خزرج - يعنى بشير و سعيد - آنان را در پيمان خود داخل كند. سالم مولى ابى حُذَيفه در يكى از مذاكرات سرّى اين چهار نفر متوجه سخنان آنان شد و طى مراحلى او را نيز در پيمان خود داخل نمودند.(1)

آنان تا آنجا پيش رفتند كه پيمان نامه اى براى برنامه هاى آينده خود آماده كردند تا براى مقابله با اسلام منسجم تر عمل كنند، ولى هنوز آن را امضا نكرده بودند. خداوند اين اقدام آنان را كه قبل از پايان مراسم حج هنوز عملى نكرده بودند با دو آيه قرآن به پيامبرش خبر داد.

يكى آيه 19 سوره زخرف كه فرمود: «سَتُكْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ يُسْأَلُونَ» : «به زودى شهادت آنان نوشته مى شود و مورد سؤال قرار مى گيرند» . ديگرى آيه 39 همين سوره كه فرمود: «وَ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْيَوْمَ اِذْ ظَلَمْتُمْ اَنَّكُمْ فِى الْعَذابِ مُشْتَرِكُونَ» : «بيزاى شما از يكديگر در روز قيامت فايده اى به حالتان ندارد چرا كه ظلم كرده ايد و در نتيجه در عذاب مشترك خواهيد بود» ، و اينگونه بود كه در كنار اتمام حجت عظيم غدير توطئه هاى اساسى دشمنان ولايت نيز پى ريزى مى شد و مرحله به مرحله پيش مى رفت.

امام باقر عليه السلام ماجراى پيمان نامه اصحاب صحيفه را بيان فرمود كه آن را در بين خود نوشتند و در كعبه بر سر آن همپيمان شدند و يكديگر را شاهد گرفتند و مُهر خود را به

ص: 256


1- . كتاب سليم: ص 154. تفسير القمى: ص 159. الاقبال: ص 453. بحار الانوار: ج 17 ص 29، ج 28 ص 85 ، 97، 102 - 101، 274، ج 37 ص 113، 114، 135، 201، ج 30 ص 128، عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 164. تفسير برهان: ج 4 ص 83 . مثالب النواصب ابن شهرآشوب، نسخه خطى : ص 93.

عنوان امضا بر آن زدند. سپس فرمود: خداوند عزوجل قبل از آنكه آنان پيمان نامه را بنويسند پيامبرش را از كار آنان باخبر كرد و درباره آن آياتى از قرآن نازل كرد.

راوى با تعجب از حضرت پرسيد: واقعا خداوند درباره اقدامات آنان آيه نازل كرد ؟ ! حضرت فرمود: كلام خداوند تعالى را نمى شنوى كه مى فرمايد: «سَتُكْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ يُسْئَلُونَ» : «به زودى شهادت و گواهى آنان نوشته مى شود و آنان مورد سؤال قرار خواهند گرفت» ، و كلام خداوند تعالى كه مى فرمايد: «وَ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْيَوْمَ إِذْ ظَلَمْتُمْ أَنَّكُمْ فِى الْعَذابِ مُشْتَرِكُونَ» : «بيزارى شما از يكديگر امروز (قيامت) فايده اى به حالتان ندارد چرا كه ظلم كرده ايد و در نتيجه در عذاب مشترك خواهيد بود» .(1)

در روايت ديگرى امام باقر عليه السلام به جاى اين آيه، آيه ديگرى را فرمود: «وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِى عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ» : «و آن (امامت) را مسئله اى باقى در نسل او قرار داد كه شايد باز گردند» .(2)

303. آيه «وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِى عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ... »

اشاره

303. آيه «وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِى عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ... »(3)

از جمله آياتى كه در سفر حجة الوداع و پيش از اتمام مراسم حج در مورد منافقين و اصحاب صحيفه ملعونه بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد آيه 28 سوره زخرف بود، كه توضيح آن در آيه قبلى گذشت:

«وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِى عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ» :

«آن را موضوعى باقى در نسل او قرار داد تا شايد باز گردند» .

همچنين اين آيه در خطبه غدير نيز آمده است:

ص: 257


1- . بحار الانوار: ج 24 ص 319 و ج 31 ص 610 و ج 36 ص 153 ح 133.
2- . تأويل الآيات: ج 2 ص 555 .
3- . زخرف / 28. غدير در قرآن: ج 1 ص 239 - 249 و ج 2 ص 47، 48، 221، 222. واقعه قرآنى غدير: ص 106. سخنرانى استثنائى غدير: ص 223 - 231، 233 - 242.
متن خطبه غدير

در فرازى از بخش دهم خطبه غدير، پيامبر صلى الله عليه و آله دو نكته بسيار مهم درباره امر به معروف و نهى از منكر يادآور شد كه اگر حضرت نفرموده بود به ذهن كسى خطور نمى كرد:

الف. بالاترين امر به معروف رساندن مسئله امامت امامان و نهى از مخالفت با ايشان است.

ب. امر به معروف و نهى از منكر بايد طبق دستور مقام عصمت باشد، و گرنه معروف و منكر شناخته نمى شود تا كسى بخواهد امر و نهى كند:

مَعاشِرَ النّاسِ، الْقُرْآنُ يُعَرِّفُكُمْ اَنَّ الاَئِمَّةَ مِنْ بَعْدِهِ وُلْدُهُ، وَ عَرَّفْتُكُمْ اَنَّهُمْ مِنّى وَ مِنْهُ، حَيْثُ يَقُولُ اللّه ُ فى كِتابِهِ: «وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فى عَقِبِهِ» (خ ل: فَانَّها كَلِمَةٌ باقِيَةٌ يَهْلِكُ بِها مَنْ غَدَرَ وَ يَرْحَمُ اللّه مَنْ وَفى) ، و قُلْتُ: لَنْ تَضِلُّوا ما اِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِما:

اى مردم، قرآن به شما مى شناساند كه امامان بعد از على فرزندان او هستند و من هم به شما شناساندم كه آنان از نسل من و از نسل اويند. آنجا كه خداوند در كتابش مى فرمايد: «وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فى عَقِبِهِ» : «آن امامت را به عنوان كلمه باقى در نسل او قرار داد» ، و من نيز به شما گفتم: اگر به آن دو (قرآن و اهل بيت) تمسك كنيد هرگز گمراه نمى شويد.

در ادامه، پيامبر صلى الله عليه و آله در فرازى از يازدهمين و آخرين بخش از خطبه غدير و پس از بيان مسئله بيعت، آمادگى براى بيعت بعد از خطابه را مطرح كرد.

از آنجا كه پس از منبر همه بايد براى بيعت مى آمدند، لذا پيامبر صلى الله عليه و آله بار ديگر آيه 10 سوره فتح: «اِنَّ الَّذينَ يُبايِعُونَكَ اِنَّما يُبايِعُونَ اللّه َ» ، و آيه 28 سوره زخرف: «وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فى عَقِبِهِ» را با اشاره به جزئيات اين بيعت تكرار كرده، آن را از يك سو بيعت با خدا دانسته و از سوى ديگر بيعت با همه امامان دانست، و امامت آنان را در دنيا و آخرت مطرح كرد. سپس ثمره اين بيعت را به نفع خود مردم اعلام فرمود:

ص: 258

مَعاشِرَ النّاسِ، فَبايِعُوا اللّه َ وَ بايِعُونى وَ بايِعُوا عَلِيّا اَميرَالْمُؤْمِنينَ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ وَ الاَْئِمَّةَ مِنْهُمْ فِى الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ كَلِمَةً باقِيَةً؛ يُهْلِكُ اللّه ُ مَنْ غَدَرَ وَ يَرْحَمُ مَنْ وَفى. «فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِهِ وَ مَنْ اَوْفى بِما عاهَدَ عَلَيْهُ اللّه َ فَسَيُؤْتيهِ اَجْرا عَظيما» :

اى مردم، با خدا بيعت كنيد و با من بيعت نماييد و با على اميرالمؤمنين و حسن و حسين و امامان از ايشان در دنيا و آخرت، به عنوان امامتى كه در نسل ايشان باقى است بيعت كنيد. خداوند بيعت شكنان را هلاك و وفاداران را مورد رحمت قرار مى دهد. «و هر كس بيعت را بشكند به ضرر خويش شكسته است و هر كس به آنچه با خدا پيمان بسته وفا كند خداوند به او اجر عظيمى عنايت مى فرمايد» .

304. آيه «وَ رَأَيْتَ النّاسَ يَدْخُلُونَ فى دينِ اللّه ِ اَفْواجا»(1) = آيه «اِذا جاءَ نَصْرُ اللّه ِ وَ الْفَتْحِ ... »

305. آيه «وَ رَبُّكَ يَخلُقُ ما يَشاءُ وَ يَختارُ ما كان لَهُمُ الخِيَرَةُ»

305. آيه «وَ رَبُّكَ يَخلُقُ ما يَشاءُ وَ يَختارُ ما كان لَهُمُ الخِيَرَةُ»(2)

يكى از شاخص هاى زندگى معصومين عليهم السلام تبليغ غدير به شكل هاى مختلف است. از جمله استناد امام على بن موسى الرضا عليه السلام به آيه «وَ رَبُّكَ يَخلُقُ ما يَشاءُ وَ يَختارُ ما كان لَهُمُ الخِيَرَةُ» : «پروردگارت آنچه بخواهد خلق مى كند و انتخاب مى نمايد براى مردم حق انتخاب و اختيارى نيست» درباره الهى بودن امامت غدير است، كه ذيلاً به بيان آن مى پردازيم:

يكى از اين موارد روزهاى اول ورود امام رضا عليه السلام به شهر مرو در خراسان بود. آن روز مردم در مسجد جامع شهر درباره مسئله امامت و اختلافاتى كه درباره آن مطرح است سخن مى گفتند. مردى بحث هاى مسجد را به حضرت گزارش داد. حضرت تبسمى كرده فرمود:

ص: 259


1- . فتح / 2.
2- . قصص / 68 . تبليغ غدير در سيره معصومين عليهم السلام: ص 65 ، 66 .

خداوند تبارك و تعالى پيامبرش را از اين جهان نبُرد مگر بعد از آنكه دين را برايش كامل فرمود. از يك سو قرآن را بر او نازل كرد ... ، و از سوى ديگر در حجة الوداع كه آخر عمر او بود اين آيه را فرستاد كه «اليَومَ أكمَلتُ لَكُم دينَكُم وَ أتمَمتُ عَلَيكُم نِعمَتى وَ رَضيتُ لَكُمُ الإسلامَ دينا» .(1)

مسئله امامت كمال دين است. پيامبر صلى الله عليه و آله از اين جهان نرفت مگر آنكه براى امتش معارف دينشان را روشن ساخت و راهشان را مشخص فرمود و آنان را به قول حق سپرد و على عليه السلام را عَلَم و امام براى آنان منصوب فرمود، و هر چه امت بدان نياز دارند بيان فرمود. هر كس گمان كند كه خداوند دينش را كامل نكرده كتاب خدا را رد نموده و به آن كافر است ... .

ارزش مقام و موقعيت امامت در امت را مى دانند تا حق انتخاب را داشته باشند ؟

امامت منزلتى بالاتر و شأنى با عظمت تر و مكانتى رفيع تر و حدودى دقيق تر و درونى عميق تر از آن دارد كه مردم با عقل هاى خود بدان برسند يا با نظريات خود بدان دست يابند يا بخواهند با انتخاب خود امامى براى خويش بپادارند ... .

انتخاب خدا و پيامبر و اهل بيتش را كنار گذارده و به انتخاب خود روى آورده اند، در حالى كه قرآن به آنان ندا داده است: «وَ رَبُّكَ يَخلُقُ ما يَشاءُ وَ يَختارُ ما كان لَهُمُ الخِيَرَةُ»(2): «پروردگارت آنچه بخواهد خلق مى كند و انتخاب مى نمايد، براى مردم حق انتخاب و اختيارى نيست ... » .

همچنين فرموده است: «ما كانَ لِمُؤمِنٍ وَ لا مُؤمِنَةٍ اِذا قَضَى اللّه ُ وَ رَسولُهُ اَمرا اَن يَكونَ لَهُمُ الخِيَرَةُ مِن اَمرِهِم»(3): «وقتى خدا و رسولش در مسئله اى حكم كنند براى هيچ زن و مرد مسلمانى حق اختيار نمى ماند ... » .(4)

ص: 260


1- . مائده / 3.
2- . قصص / 68 .
3- . احزاب / 36.
4- . غيبت نعمانى: ص 218 ح 6 .

306. آيه «وَ رِضْوانٌ مِنَ اللّه ِ اَكْبَرُ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعظيمُ»(1) = آيه «أَ هؤُلاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لا يَنالُهُمُ اللّه بِرَحْمَةٍ . ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ ... »

307. آيه «وَ السابِقونَ الاَوَّلونَ مِنَ الْمُهاجِرينَ وَ الاَنْصارِ وَ الَّذينَ اتَّبَعوهُم ... »

اشاره

307. آيه «وَ السابِقونَ الاَوَّلونَ مِنَ الْمُهاجِرينَ وَ الاَنْصارِ وَ الَّذينَ اتَّبَعوهُم ... »(2)

در فرازى از فرازهاى سومين مرحله از خطبه غدير، پيامبر صلى الله عليه و آله وارد اعلان عمومى شد و با خطاب «إعلَموا مَعاشِرَ الناسِ» وارد بخش سوم سخنان خود شد، و به بيان مطلب اصلى پرداخت و قبل از هر چيزى امامت على عليه السلام و وجوب اطاعت از او را مطرح كرد. عموميت خطاب را نيز بيان كرد و گستره آن را به دقت نشان داد.

ابتدا با اقتباس از آيه 100 سوره توبه «وَ السابِقونَ الاَوَّلونَ مِنَ الْمُهاجِرينَ وَ الاَنْصارِ وَ الَّذينَ اتَّبَعوهُم بِاِحْسانٍ ... » : «و پيشگامان نحستين از مهاجر و انصار و كسانى كه به نيكى از آنها پيروى كردند ... » ، مهاجرين و انصار و تابعين را داخل اين عموم اعلان كرده فرمود: «وَ اعْلَمُوا اَنَّ اللّه َ قَدْ نَصَبَهُ لَكُمْ وَلِيّا وَ اِماما فَرَضَ طاعَتَهُ عَلَى الْمُهاجِرينَ وَ الاَنْصارِ وَ عَلَى التّابِعينَ لَهُمْ بِاِحْسانٍ» ، و سپس بقيه اين عموم را با ذكر روستايى و شهرى، عجمى و عربى، آزاد و بنده، صغير و كبير، سياه و سفيد بيان كرد، و با يك كلمه همه اين گروه ها را يك جا ذكر كرده فرمود: «وَ عَلى كُلِّ مُوَحِّدٍ ماضٍ حُكْمُهُ ... » . در اينجا از وجوب اطاعت على عليه السلام نتيجه گيرى كرد كه حكم او نافذ است و هر كس با او مخالفت كند ملعون است.

متن خطبه غدير

فَاعْلَمُوا مَعاشِرَ النّاسِ ذلِكَ فيهِ وَ افْهَمُوهُ، وَ اعْلَمُوا اَنَّ اللّه َ قَدْ نَصَبَهُ لَكُمْ وَلِيّا وَ اِماما فَرَضَ طاعَتَهُ عَلَى الْمُهاجِرينَ وَ الاَنْصارِ وَ عَلَى التّابِعينَ لَهُمْ بِاِحْسانٍ، وَ عَلَى الْبادى وَ الْحاضِرِ، وَ عَلَى الْعَجَمِىِّ وَ الْعَرَبِىِّ، وَ الْحُرِّ وَ الْمَمْلُوكِ وَ الصَّغيرِ وَ الْكَبيرِ، وَ عَلَى

ص: 261


1- . توبه / 72.
2- . توبه / 100. سخنرانى استثنائى غدير: ص 157 - 170. واقعه قرآنى غدير: ص 84 .

الاَبْيَضِ وَ الاَسْوَدِ، وَ عَلى كُلِّ مُوَحِّدٍ ماضٍ حُكْمُهُ، جازٍ قَوْلُهُ، نافِذٌ اَمْرُهُ، مَلْعُونٌ مَنْ خالَفَهُ، مَرْحُومٌ مَنْ تَبِعَهُ وَ صَدَّقَهُ، فَقَدْ غَفَرَ اللّه ُ لَهُ وَ لِمَنْ سَمِعَ مِنْهُ وَ اَطاعَ لَهُ:

اى مردم، اين مطلب را درباره او بدانيد و بفهميد، و بدانيد كه خداوند او را براى شما صاحب اختيار و امامى قرار داده كه اطاعتش را واجب نموده است بر مهاجرين و انصار و بر تابعين آنان به نيكى، و بر روستايى و شهرى، و بر عجمى و عربى، و بر آزاد و بنده، و بر بزرگ و كوچك، و بر سفيد و سياه. بر هر يكتا پرستى حكم او اجرا شونده و كلام او مورد عمل و امر او نافذ است. هر كس با او مخالفت كند ملعون است، و هر كس تابع او باشد و او را تصديق نمايد مورد رحمت الهى است. خداوند او را و هر كس را كه از او بشنود و او را اطاعت كند آمرزيده است.

308. آيه «وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَىَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ»

اشاره

308. آيه «وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَىَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ»(1)

از جمله آياتى كه در زيارت غديريه آمده اين آيات است:

«وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَىَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ» :

«و به زودى خواهند دانست آنان كه ظلم كردند كه به كجا باز خواهند گشت» .

«وَ إِذْ قالُوا اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ أَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ أَلِيمٍ»(2):

«و آنگاه كه گفتند خدايا اگر اين حقى از جانب توست از آسمان سنگى بر ما ببار يا عذاب دردناكى بر ما فرست» .

متن زيارت غديريه

در فرازى از زيارت اميرالمؤمنين عليه السلام در روز غدير چنين مى خوانيم:

ص: 262


1- . شعراء / 227. غدير در قرآن: ج 3 ص 359 - 361. اسرار غدير: ص 252، 253، 353 - 363. تبليغ غدير در سيره معصومين عليهم السلام: ص 144 - 146.
2- . انفال / 32.

اللَّهُمَّ إِنَّا نَعْلَمُ أَنَّ هذا هُوَ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِكَ، فَالْعَنْ مَنْ عارَضَهُ وَاسْتَكْبَرَ وَكَذَّبَ بِهِ وَ كَفَرَ وَ سَيَعْلَمُ الَّذينَ ظَلَمُوا أَىَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ.

لَعْنَةُ اللّه ِ وَ لَعْنَةُ مَلائِكَتِهِ وَ رُسُلِهِ أَجْمَعينَ عَلى مَنْ سَلَّ سَيْفَهُ عَلَيْكَ وَ سَلَلْتَ سَيْفَكَ عَلَيْهِ - يا أَميرَالْمُؤْمِنينَ - مِنَ الْمُشْرِكينَ وَ الْمُنافِقينَ إِلى يَوْمِ الدّينِ. وَ عَلى مَنْ رَضِىَ بِما ساءَكَ وَ لَمْ يُكْرِهْهُ وَ أَغْمَضَ عَيْنَهُ وَ لَمْ يُنْكِرْ أَوْ أَعانَ عَلَيْكَ بِيَدٍ أَوْ لِسانٍ أَوْ قَعَدَ عَنْ نَصْرِكَ أَوْ خَذَلَ عَنِ الْجِهادِ مَعَكَ أَوْ غَمَطَ فَضْلَكَ وَ جَحَدَ حَقَّكَ أَوْ عَدَلَ بِكَ مَنْ جَعَلَكَ اللّه ُ أَوْلى بِهِ مِنْ نَفْسِهِ(1):

خدايا، ما مى دانيم كه اين حقى از جانب توست. پس لعنت كن هر كس با آن معارضه كند و در مقابل آن سر تعظيم فرود نياورد و آن را تكذيب كند و كافر شود. و بزودى آنان كه ظلم كردند خواهند دانست كه به كجا باز خواهند گشت.

يا اميرالمؤمنين، لعنت خدا و لعنت همه ملائكه و انبيائش بر كسى كه تو بر او شمشير كشيدى و كسى كه بر تو شمشير كشيد از مشركان و منافقان تا روز قيامت، و بر كسى كه به آنچه تو را ناراحت مى كند راضى باشد و او را ناراحت نكند، و بر كسى كه چشم خود را بسته و انكار نمى كند، و بر كسى كه عليه تو با دست يا زبان كمك كرده يا از يارى تو خوددارى كرده يا از جهاد همراه تو ديگران را منع كرده يا فضيلت تو را كوچك شمرده و حق تو را انكار نموده يا كسى را كه خداوند تو را صاحب اختيار بر او قرار داده با تو برابر بداند.

309. آيه «وَ سِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرا حَتَّى إِذا جاؤُها وَ فُتِحَتْ أَبْوابُها ... »(2) = آيه «إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِى جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ . ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ»

ص: 263


1- . بحار الانوار: ج 97 ص 360 - 368.
2- . زمر / 73.

310. آيه «وَعَدَ اللّه الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْرِى مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَ مَساكِنَ طَيِّبَةً ... »(1) = آيه «أَ هؤُلاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لا يَنالُهُمُ اللّه بِرَحْمَةٍ . ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ ... »

311. آيه «وَعَدَ اللّه الْمُنافِقِينَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْكُفَّارَ نارَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها ... »

اشاره

311. آيه «وَعَدَ اللّه الْمُنافِقِينَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْكُفَّارَ نارَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها ... »(2)

يكى از مواردى كه پيامبر صلى الله عليه و آله به آنها اشاره دارد آيه لعنتِ منافقان است:

«وَعَدَ اللّه الْمُنافِقِينَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْكُفَّارَ نارَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها هِىَ حَسْبُهُمْ وَ لَعَنَهُمُ اللّه وَ لَهُمْ عَذابٌ مُقِيمٌ» (3):

«خداوند به مردان و زنان منافق و كافران آتش جهنم را وعده داده كه در آن دائمى خواهند بود و آن برايشان كافى است و خدا آنان را لعنت نموده و برايشان عذاب پابرجايى است» .

«وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللّه كَذِبا أُولئِكَ يُعْرَضُونَ عَلى رَبِّهِمْ وَ يَقُولُ الْأَشْهادُ هؤُلاءِ الَّذِينَ كَذَبُوا عَلى رَبِّهِمْ. أَلا لَعْنَةُ اللّه عَلَى الظَّالِمِينَ»(4):

«چه كسى ظالم تر است از كسى كه بر خدا دروغ مى بندد اينان كسانى اند كه بر پروردگار خود عرضه مى شوند و شاهدان گواهى مى دهند كه اينان بر پروردگار خود دروغ بستند. آگاه باشيد كه لعنت خدا بر ظالمين است» .

متن خطبه غدير

پيامبر صلى الله عليه و آله در مورد دوست و دشمن اهل بيت عليهم السلام در قرآن در خطبه غدير مى فرمايد:

ص: 264


1- . توبه / 72.
2- . توبه / 68 . غدير در قرآن: ج 2 ص 28.
3- . توبه / 68 .
4- . هود عليه السلام / 18.

مَعاشِرَ النّاسِ، عَدُوُّنا مَنْ ذَمَّهُ اللّه وَ لَعَنَهُ، وَ وَلِيُّنا كُلُّ مَنْ مَدَحَهُ اللّه وَ احَبَّهُ:

اى مردم، دشمن ما كسى است كه خداوند او را مورد مذمت و لعن قرار داده، و دوست ما هر كسى است كه خداوند او را مدح نموده و دوست بدارد.

با اين توضيح كه دروغ بستن بر پيامبر صلى الله عليه و آله دروغ بستن بر خداست:

آيا اهل سقيفه نگفتند: پيامبر گفته: نبوت و خلافت در يك خاندان جمع نمى شود ؟

آيا نگفتند: پيامبر گفته: پيامبران ارث نمى گذارند ؟

آيا ده ها دروغ را به حضرتش نسبت ندادند تا خواسته هاى خود را عملى كنند ؟

آيا ظالم تر از اينان كسى هست كه خداوند در قرآن لعنتشان كرده است ؟

312. آيه «وَ عَذَّبْناها عَذابا نُكْرا»(1) = آيه «وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّها وَ رُسُلِهِ فَحاسَبْناها حِسابا شَدِيدا وَ عَذَّبْناها عَذابا نُكْرا»

313. آيه «وَ قالَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ ... »

اشاره

313. آيه «وَ قالَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ ... »(2)

از جمله آياتى كه در سفر حجة الوداع و پس از اتمام مراسم حج و پيش از غدير در مورد صحيفه ملعونه اول بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شده اين آيه است:

«وَ قالَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ كَما تَبَرَّؤُا مِنَّا كَذلِكَ يُرِيهِمُ اللّه أَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ عَلَيْهِمْ وَ ما هُمْ بِخارِجِينَ مِنَ النَّارِ» :

«كسانى كه پيرو شده بودند گفتند اى كاش براى ما بازگشتى بود تا از آنان بيزارى مى جستيم همان گونه كه از ما بيزارى جستند اينگونه خداوند اعمال آنان را نشانشان مى دهد تا بر ايشان حسرت باشد و آنان از آتش خارج شدنى نيستند» .

ص: 265


1- . طلاق / 8 .
2- . بقره / 167. غدير در قرآن: ج 1 ص 290 - 296. واقعه قرآنى غدير: ص 52 .
موقعيت تاريخى

يكى از اقدامات ننگين منافقين در سال آخر عمر پيامبر صلى الله عليه و آله ماجراى صحيفه ملعونه است. ماجرا اينگونه بود كه پس از حجة الوداع و پيش از غدير، ابوبكر و عمر و معاذ بن جبل و سالم مولى ابى حذيفه و ابوعبيده جراح صحيفه اى نوشتند كه نگذارند خلافت به اهل بيت عليهم السلام برسد.

در آن لحظات عظيم ترين پيمان نامه بر ضد دين الهى در تاريخ بشريت به امضا رسيد كه آينده تلخ و تاريكى را براى انسان ها در نظر گرفته بود.

خداوند با نزول 9 آيه پى در پى جوانب مختلف اين توطئه را مورد نكوهش قرار داد و آن را در متن قرآن ثبت كرد.

خداوند در آيه هشتم پشيمانى آنان در قيامت و عذاب ابدى آنان را بيان كرد و نابودى دنيا و آخرتشان را اعلام نمود. آيه 167 سوره بقره كه مى فرمايد: «وَ قالَ الَّذينَ اتَّبَعُوا لَوْ اَنَّ لَنا كَرَّةً فَنَتَبَرَّءَ مِنْهُمْ كَما تَبَرَّءُوا مِنّا كَذلِكَ يُريهِمُ اللّه ُ اَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ عَلَيْهِمْ وَ ما هُمْ بِخارِجينَ مِنَ النارِ» : «كسانى كه از آنان پيروى شده بود گفتند اى كاش براى ما بازگشتى بود تا از آنان بيزارى مى جستيم همانگونه كه از ما بيزارى جستند اينگونه است كه خداوند اعمال آنان را به عنوان حسرتى بر آنان مى نماياند، و آنان از آتش خارج شدنى نيستند» .

امام باقر عليه السلام نزول اين آيه را درباره اصحاب صحيفه چنين بيان مى فرمايد: «كَذلِكَ يُرِيهِمُ اللّه أَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ عَلَيْهِمْ» : «اينگونه خداوند اعمال آنان را نشانشان مى دهد تا بر آنان حسرت باشد» ، هنگام مرگ است كه با چشم خود آنچه از عذاب برايشان آماده شده ببينند، و اينان اصحاب صحيفه اى هستند كه درباره مخالفت با على عليه السلام نوشتند. «وَ ما هُمْ بِخارِجِينَ مِنَ النَّارِ» : «و آنان از آتش خارج شدنى نيستند» .(1)

ص: 266


1- . بحار الانوار: ج 28 ص 116 و ج 31 ص 637 . مناقب ابن شهرآشوب: ج 3 ص 212.

نيمه اول آيه و نيز آيه قبل اين پشيمانى را به خوبى ترسيم كرده است، آنجا كه مى فرمايد:

«إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا وَ رَأَوُا الْعَذابَ وَ تَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبابُ. وَ قالَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ كَما تَبَرَّؤُا مِنَّا» :

«آنگاه كه تابع شدگان از تابع شوندگان بيزارى مى جويند و عذاب را مى بينند و راه ها بر آنان بسته مى شود. و كسانى كه تابع شدند مى گويند اى كاش براى ما بازگشتى بود تا از آنان بيزاى بجوييم همان گونه كه از ما بيزار شدند» .

با توجه به اينكه قسمت اخير آيه (كَذلِكَ يُرِيهِمُ اللّه ... ) طبق حديث مربوط به اصحاب صحيفه است قسمت اول آن و نيز آيه قبلى به آن مربوط خواهد بود، چرا كه ضماير در «يُرِيهِمُ» و «أَعْمالَهُمْ» و «عَلَيْهِمْ» به «الَّذِينَ اتَّبَعُوا» و «الَّذِينَ اتَّبَعُوا» باز مى گردد، و كلمه «كَذلِكَ» اين ارتباط را قطعى مى نمايد.

314. آيه «وَ قالَتْ أُولاهُمْ لِأُخْراهُمْ فَما كانَ لَكُمْ عَلَيْنا مِنْ فَضْلٍ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْسِبُونَ»(1) = آيه «قالَ ادْخُلُوا فِى أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الاْءِنْسِ فِى النَّارِ ... »

315. آيه «وَ قالَ مُوسى إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِى الْأَرْضِ جَمِيعا فَإِنَّ اللّه لَغَنِىٌّ ... »

اشاره

315. آيه «وَ قالَ مُوسى إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِى الْأَرْضِ جَمِيعا فَإِنَّ اللّه لَغَنِىٌّ ... »(2)

در آخرين بخش از خطبه غدير، پيامبر صلى الله عليه و آله با اشاره به آيه 71 سوره احزاب و آيه 20 و 21 سوره توبه، فضائل على بن ابى طالب عليه السلام را بيان كرد و دستور پذيرفتن آنها داد.

ص: 267


1- . اعراف / 39.
2- . ابراهيم عليه السلام / 8 . غدير در قرآن: ج 2 ص 230 - 233. واقعه قرآنى غدير: ص 109. سخنرانى استثنائى غدير: ص 233 - 242.

سپس با اشاره به آيه قرآن به مردم گوشزد كرد كه رضاى الهى را در نظر بگيرند، چرا كه اگر همه اهل زمين كافر شوند ضررى به خداوند نمى رسد. حضرت در اين باره به دو آيه اشاره كرد:

«وَ قالَ مُوسى إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِى الْأَرْضِ جَمِيعا فَإِنَّ اللّه لَغَنِىٌّ حَمِيدٌ» :

«موسى گفت اگر شما و همه كسانى كه در زمين هستند كافر شوند خداوند مستغنى و سپاس شده است» .

«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللّه شَيْئا وَ سَيَجْزِى اللّه الشَّاكِرِينَ»(1):

«محمد نيست مگر رسولى كه قبل از او پيامبرانى بوده اند آيا اگر بميرد يا كشته شود به گذشته باز مى گرديد ولى به خدا ضررى نمى رساند و خدا شاكرين را جزا مى دهد» .

متن خطبه غدير

مَعاشِرَ النّاسِ، قُولُوا ما يَرْضَى اللّه بِهِ عَنْكُمْ مِنَ الْقَوْلِ، فَانْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِى الْأَرْضِ جَمِيعا فَلَنْ يَضُرَّ اللّه شَيْئا. (خ ل: فَإِنَّ اللّه لَغَنِىٌّ حَمِيدٌ) :

اى مردم، سخنى بگوييد كه به خاطر آن خدا را از شما راضى شود، و اگر شما و همه كسانى كه در زمين هستند كافر شوند به خدا ضررى نمى رسانند (خ ل: خداوند مستغنى و سپاس شده است) .

316. آيه «وَ قالُوا ءَآلِهَتُنا خَيْرٌ اَمٌ هُوَ ما ضَرَبُوهُ لَكَ اِلاّ جَدَلاً بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ»(2) = آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... » و آيه «وَ لَمّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلاً اِذا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصُدُّونَ»

ص: 268


1- . آل عمران / 144.
2- . زخرف / 58 .

317. آيه «وَ قالُوا الْحَمْدُ للّه ِ الَّذِى أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنا غفور شَكُورٌ ... »(1) = آيه «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا . فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ ... »

318. آيه «وَ قالُوا رَبَّنا إِنَّا أَطَعْنا سادَتَنا وَ كُبَراءَنا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلا»(2) = آيه «يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِى النَّارِ يَقُولُونَ يا لَيْتَنا أَطَعْنَا اللّه وَ أَطَعْنَا الرَّسُولاَ ... »

319. آيه «وَ قالُوا سَمِعْنا وَ اَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ اِلَيْكَ الْمَصيرُ»

اشاره

319. آيه «وَ قالُوا سَمِعْنا وَ اَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ اِلَيْكَ الْمَصيرُ»(3)

پيامبر صلى الله عليه و آله در بخش يازدهم و پايانى خطبه غدير و پس از بيعت گرفتن زبانى از حاضرين، ثمره آن را به نفع خود مردم اعلام كردند. آنگاه آيه 285 سوره بقره: «وَ قالُوا سَمِعْنا وَ اَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ اِلَيْكَ الْمَصيرُ» : «و گفتند شنيديم و اطاعت كرديم آمرزش تو را مى طلبيم اى پروردگار ما و بازگشت به سوى توست» را به عنوان كلمه سمع و طاعت در كلام خود آورد:

متن خطبه غدير

مَعاشِرَ النّاسِ، قُولُوا الَّذى قُلْتُ لَكُمْ وَ سَلِّمُوا عَلى عَلِىٍّ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنينَ، وَ قُولُوا: «سَمِعْنا وَ اَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ اِلَيْكَ الْمَصيرُ» :

اى مردم، آنچه به شما گفتم بگوييد، و به على به عنوان «اميرالمؤمنين» سلام كنيد و بگوييد: «شنيديم و اطاعت كرديم پروردگارا مغفرت تو را مى خواهيم و بازگشت به سوى توست» .

320. آيه «وَ قالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فِى أَصْحابِ السَّعِيرِ»(4) = آيه «تَكادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّما أُلْقِىَ فِيها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ ... »

ص: 269


1- . فاطر / 34.
2- . احزاب / 67 . غدير در قرآن: ج 1 ص 296.
3- . بقره / 285. سخنرانى استثنائى غدير: ص 233 - 242. واقعه قرآنى غدير: ص 108.
4- . ملك / 10.

321. آيه «و قالوا ما لَنا لا نَرى رِجالاً كُنَّا نَعُدُّهُمْ مِنَ الْأَشْرارِ»(1) = آيه «هذا وَ إِنَّ لِلطَّاغِينَ لَشَرَّ مَآبٍ»

322. آيه «وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ»(2) = آيه «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ... »

323. آيه « ... وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ ... »

اشاره

323. آيه « ... وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ ... »(3)

از جمله آياتى كه در سفر حجة الوداع و در غدير در مورد منافقين بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شده اين آيات است:

«ن . وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ . ما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ . وَ إِنَّ لَكَ لَأَجْرا غَيْرَ مَمْنُونٍ . وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ . فَسَتُبْصِرُ وَ يُبْصِرُونَ . بِأَيِّكُمُ الْمَفْتُونُ . إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ» :

«ن. قسم به قلم و آنچه مى نگارند. تو به بركت نعمت پروردگارت ديوانه نيستى. و براى تو اجرى بى منت است. و تو صاحب اخلاقى عظيم هستى. به زودى مى بينى و آنان هم مى بينند. كه كداميك از شما مغرور شده ايد. پروردگار تو به كسانى كه از راه او منحرف شده اند و به هدايت شدگان آگاه تر است.

موقعيت تاريخى

در لحظاتى كه خطابه پيامبر صلى الله عليه و آله به اوج خود رسيد و حضرت جمله معروف «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ» را بر زبان جارى فرمود، منافقين و به خصوص اصحاب صحيفه طاقتشان تمام شد و از همان مقابل منبر سخنانى بين خود رد و بدل كردند.

ص: 270


1- . ص / 62 .
2- . صافات / 24.
3- . قلم / 1 - 8 . غدير در قرآن: ج 1 ص 306 - 310. واقعه قرآنى غدير: ص 127.

با توجه به حساس بودن موقعيت و مقاصدى كه از گفتارشان داشتند، خداوند فورا آياتى در ردّ آنان نازل كرد و حتى عين الفاظ آنان را در متن آنها مطرح كرد تا هر گونه شك و شبهه و تخريب اذهان از ساحت غدير و ولايت به دور باشد.

از جمله سخنان آنان اين بود كه گفتند: او را نمى بينيد كه چشمانش چگونه مى گردد ؟ گويا ديوانه است ! !

سخن ديگرشان اين بود كه گفتند: قَدِ افْتَتَنَ بِابْنِ عَمِّهِ: به پسر عمويش مغرور شده است. منظورشان نسبت دادن جنون به حضرت بود كه در آغاز بعثت نيز كفار جاهليت چنين نسبتى به حضرت مى دادند؛ و هدف ديگرشان بازگرداندن امر الهى ولايت به تعصبات جاهلى بود.

خداوند متعال با فرستادن آيات اول سوره قلم كه مقرون به قسم است، اين نسبت ها را فورا رد كرد و ساحت مقدس پيامبر صلى الله عليه و آله را از آن برى اعلام كرد. امام صادق عليه السلام درباره نزول اين آيات در چنان موقعيتى مى فرمايد: هنگامى كه دستور ولايت على عليه السلام نازل شد پيامبر صلى الله عليه و آله او را به اين مقام منصوب كرد و فرمود: مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ. در آن لحظه يك نفر گفت: لَقَدْ فَتَنَ بِهذَا الْغُلامِ: به اين جوان مغرور شده است !

خداوند تعالى اين آيات را نازل كرد: «ن . وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ . ما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ . وَ إِنَّ لَكَ لَأَجْرا غَيْرَ مَمْنُونٍ . وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ . فَسَتُبْصِرُ وَ يُبْصِرُونَ . بِأَيِّكُمُ الْمَفْتُونُ» :

«ن. قسم به قلم و آنچه مى نگارند. تو به بركت نعمت پروردگارت ديوانه نيستى. و براى تو اجرى بى منت است. و تو صاحب اخلاقى عظيم هستى. به زودى مى بينى و آنان هم مى بينند كه كداميك از شما مغرور شده ايد» .(1)

ص: 271


1- . تفسير فرات: ص 495 ح 648 .

در حديث ديگرى آن لحظه با دقت بيشترى مشخص شده و مى فرمايد: هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله دست على بن ابى طالب عليه السلام را گرفت و بلند كرد و فرمود: مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ، يك نفر از ميان مردم گفت: به پسر عمويش مغرور شده است. در آن هنگام اين آيه نازل شد: «فَسَتُبصِرُ وَ يُبصِرُونَ. بِأيِّكُمُ المَفتُونُ» .(1)

امام باقر عليه السلام ضمن توضيح آيات، جزئيات بيشترى از اين ماجرا را بيان مى فرمايد:

هنگامى كه آيه «اليَومَ أكمَلتُ لَكُم دِينَكُم ... »(2) نازل شد، يكى از منافقين با اشاره به پيامبر صلى الله عليه و آله به ديگرى گفت:

ما تَرَونَ عَيناهُ تَدورانِ كَأنَّهُ مَجنُونٌ وَ قَدِ افتَتَنَ بِابنِ عَمِّهِ ! ما بالُهُ رَفَعَ بِضِبعِهِ، وَ لَو قَدَرَ أن يَجعَلَهُ مِثلَ كَسرى وَ قَيصَرَ لَفَعَلَ:

چشمانش را نمى بينيد كه در گردش است ؟ گويا ديوانه است، و او به پسر عمويش مغرور شده است ! چه خبر است كه بازوى او را بلند مى كند ؟ ! و اگر بتواند او را مثل كسرى و قيصر قرار دهد اين كار را مى كند.

در اينجا پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «بِسمِ اللّه الرَّحمنِ الرَّحيمِ» ، و مردم متوجه شدند كه قرآن بر آن حضرت نازل شده است. لذا ساكت شدند و حضرت چنين قرائت فرمود: «ن. وَ القَلَمِ وَ ما يَسطُرُونَ. ما أنتَ بِنِعمَةِ رَبِّكَ بِمَجنُونٍ» ؛ كه منظور گفته منافقى بود كه نسبت جنون به حضرت داد. «وَ إنَّ لَكَ لأجرا غَيرَ مَمنُونٍ» : «براى تو اجرى بى منت است» به خاطر آنچه درباره على عليه السلام تبليغ نمودى. «وَ إنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظيمٍ. فَسَتُبصِرُ وَ يُبصِرُونَ» .(3)

ص: 272


1- . بحار الانوار: ج 37 ص 173. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 55 ح 20. تفسير فرات: ص 496 ح 650 . تأويل الآيات: ج 2 ص 711 ح 3.
2- . مائده / 3.
3- . عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 127 ح 172. تفسير فرات: ص 497 ح 652 . بحار الانوار: ج 37 ص 173 ح 59 .

در اين روايت زمان وقوع اين رفتار منافقين مقارن نزول آيه اكمال ذكر شده، و قبلاً بيان شد كه نزول اين آيه مقارن با اعلان ولايت و پس از بلند كردن و معرفى اميرالمؤمنين عليه السلام و جمله «مَن كُنتُ مَولاهُ ... » بوده است.(1)

در حديثى ديگر نكات بيشترى به ضميمه تفسير آيه هشتم سوره قلم به چشم مى خورد:

هنگامى كه قريش اعلام تقدُّم و عظمت على عليه السلام از جانب پيامبر صلى الله عليه و آله را ديدند سخن ناروا درباره على عليه السلام بر زبان آورده چنين گفتند: محمد به على مغرور شده است ! ! خداوند تعالى چنين نازل كرد: «ن. وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ» كه اينها قسمى است كه خداوند بدان ها سوگند ياد كرده است. اى محمد «ما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ ... » .

تا آنجا كه مى فرمايد: «إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ» : «پروردگار تو آگاه تر است به كسانى كه از راه او گمراه شدند» ، و آنان كسانى بودند كه سخن ناروا را گفتند، «وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ» : «و او به هدايت يافتگان داناتر است» ، يعنى على بن ابى طالب عليه السلام.(2)

نكته اى كه خداوند نخواسته مخفى بماند معرفى منافقينى است كه آن نسبت هاى ناروا را به پيامبر صلى الله عليه و آله دادند. آنان كسى جز ابوبكر و عمر نبودند، و تيرى كه با نزول آن آيات بر قلب آنان اصابت كرد چنان در خاطرشان ماند كه امام صادق عليه السلام مى فرمايد:

روزى عمر به اميرالمؤمنين عليه السلام برخورد و از آن حضرت پرسيد: يا على، از تو به من خبر رسيده كه آيه «فَسَتُبْصِرُ وَ يُبْصِرُونَ. بِأَيِّكُمُ الْمَفْتُونُ» را به من و رفيقم تأويل مى كنى ؟ !(3)

ص: 273


1- . غدير در قرآن: ج 1 ص 219 - 223.
2- . بحار الانوار: ج 16 ص 210. تأويل الآيات: ج 2 ص 711 ح 2.
3- . تفسير القمى: ج 2 ص 380.

324. آيه «وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّها وَ رُسُلِهِ فَحاسَبْناها حِسابا ... »

اشاره

324. آيه «وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّها وَ رُسُلِهِ فَحاسَبْناها حِسابا ... »(1)

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در فرازى از بخش سوم خطبه غدير و پس از بيان فضائل و مناقب اميرالمؤمنين عليه السلام، با لحنى شديد منكرين ولايت على عليه السلام را هدف قرار داده، پذيرفته نشدن ابدى آنان را به درگاه الهى و عذاب دائمى آنان را يادآور شد و آنان را با كافران برابر دانست، و در اين باره سه آيه را در كلام خود تضمين فرمود:

«وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّها وَ رُسُلِهِ فَحاسَبْناها حِسابا شَدِيدا وَ عَذَّبْناها عَذابا نُكْرا» :

«و چه بسا آبادى كه از امر پروردگارش و پيامبرانش سرپيچى كرده و ما آنان را مورد حسابرسى شديد قرار داديم و آنان را عذاب سختى نموديم» .

«فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِى وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ»(2):

«اگر چنين نكنند و ابدا نخواهند كرد پس بپرهيزيد از آتشى كه هيزم آن مردم و سنگ ها هستند و براى كافران آماده شده است» .

«فَاَمّا مَنْ ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ عَذابا نُكْرا»(3):

«و اما كسى كه ستم كند پس در آينده او را عذابى شديد خواهيم كرد» .

متن خطبه غدير

مَعاشِرَ النّاسِ، انَّهُ امامٌ مِنَ اللّه (خ ل: انَّهُ امامُكُمْ بِامْرِ اللّه) ، وَ لَنْ يَتُوبَ اللّه عَلى احَدٍ انْكَرَ وِلايَتَهُ وَ لَنْ يَغْفِرَ لَهُ، حَتْما عَلَى اللّه انْ يَفْعَلَ ذلِكَ بِمَنْ خالَفَ امْرَهُ وَ انْ يُعَذِّبَهُ عَذابا

ص: 274


1- . طلاق / 8 . غدير در قرآن: ج 2 ص 339 - 344. واقعه قرآنى غدير: ص 85 . سخنرانى استثنائى غدير: ص 157 - 170.
2- . بقره / 24.
3- . كهف / 87 .

نُكْرا ابَدَ الاْبادِ وَ دَهْرَ الدُّهُورِ. فَاحْذَرُوا انْ تُخالِفُوهُ فَتَصْلُوا نارا وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ:

اى مردم، او از طرف خدا امام است (خ ل: او به امر خدا امام شماست) ، و هر كس ولايت او را انكار كند خداوند هرگز توبه اش را نمى پذيرد و او را نمى بخشد. حتمى است بر خداوند كه با كسى كه با او مخالفت نمايد چنين كند و او را به عذابى شديد تا ابديت و تا آخر روزگار معذب نمايد. پس بپرهيزيد از اينكه با او مخالفت كنيد و گرفتار آتشى شويد كه هيزم آن مردم و سنگ ها هستند و براى كافران آماده شده است.

325. آيه «وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ هِىَ اَشَدُّ قُوَةً مِنْ قَرْيَتِكَ ... »

325. آيه «وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ هِىَ اَشَدُّ قُوَةً مِنْ قَرْيَتِكَ ... »(1)

پس از اتمام اعمال حج در سفر حجة الوداع، كاروان پيامبر صلى الله عليه و آله خود را براى وداع با مكه و كعبه آماده مى كرد. هنگام سحر همه كاروان ها آماده حركت بودند. برنامه اين بود كه براى طواف وداع از «ابطح» در بالاى مكه داخل شهر شوند و تا مسجدالحرام بيايند و از آنجا از پايين مكه خارج شوند.(2)

ساعتى به اذان صبح مانده پيامبر صلى الله عليه و آله دستور حركت داد. حضرت تا كنار بيت اللّه آمد و وارد مسجدالحرام شد و پس از طوافِ وداع نماز طواف را به جا آورد.

آنگاه با خانه خدا وداع نمود و از مسجدالحرام بيرون آمد و نگاهى به كعبه كرد و اشك از ديدگانش جارى شد. در آنجا براى دلجويى از پيامبر صلى الله عليه و آله آيه 13 سوره محمد صلى الله عليه و آله نازل شد: «وَ كَأيِّن مِن قَريَةٍ هِىَ أشَدُّ قُوَةً مِن قَريَتِكَ الَّتى أخرَجَتكَ أهلَكناهُم فَلا ناصِرَ لَهُم» : «و چه بسيار آبادى كه از آبادى تو كه تو را از آن بيرون كردند قوى تر بود و ما آنها را هلاك كرديم و هيچ كمكى نيافتند» .(3)

ص: 275


1- . محمد صلى الله عليه و آله / 13. واقعه قرآنى غدير: ص 59 .
2- . معجم ما استُعجم: ج 4 ص 1118.
3- . السيرة النبوية ابن كثير : ج 8 ص 486. تفسير القرطبى: ج 16 ص 223. فتح القدير: ج 5 ص 28.

326. آيه «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِىٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ الاْءِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِى ... »

اشاره

326. آيه «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِىٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ الاْءِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِى ... »(1)

از جمله آياتى كه در خطبه غدير تضمين شده، آيه 112 سوره انعام در فرازى از بخش هفتم خطبه است:

«وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِىٍّ عَدُوّا شَياطِينَ الاْءِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِى بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورا وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما يَفْتَرُونَ» :

«اينگونه است كه براى هر پيامبرى دشمنى از انس و جن قرار مى دهيم كه به يكديگر سخنان زينت شده را از روى غرور الهام مى كنند و اگر پروردگار تو بخواهد نمى توانند آن را انجام دهند پس آنان را با افترائشان به حال خود واگذار» .

متن خطبه غدير

الا انَّ اعْدائَهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ الْغاوُونَ اخْوانُ الشَّياطينَ، يُوحِى بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورا:

بدانيد كه دشمنان ايشان سُفهاى گمراه و برادران شياطين اند، كه سخنان باطل ظاهر فريب را از روى غرور به يكديگر مى رسانند.

327. آيه «وَ كُلَّ شَىْ ءٍ اَحْصَيْناهُ فى اِمامٍ مُبينٍ»(2) = آيه «إِنَّا نَحْنُ نُحْىِ الْمَوْتى وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ كُلَّ شَىْ ءٍ أَحْصَيْناهُ فِى إِمامٍ مُبِينٍ»

328. آيه «وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ»

اشاره

328. آيه «وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ»(3)

از جمله آياتى كه در دعاى بعد از نماز روز غدير آمده اين آيات است:

ص: 276


1- . انعام / 112. غدير در قرآن: ج 2 ص 374 - 381. واقعه قرآنى غدير: ص 99. سخنرانى استثنائى غدير: ص 201 - 212.
2- . يس / 12.
3- . مدثر / 46. غدير در قرآن: ج 3 ص 396، 397.

«الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَ دِينا» (1):

«امروز دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دين شما راضى شدم» .

«وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ»(2):

«و چنين بوديم كه روز قيامت را تكذيب مى كرديم» .

متن دعاى بعد از نماز روز غدير

يكى از فرازهاى دعاى بعد از نماز عيد غدير چنين است:

اللّهُمَّ وَ كَما كانَ مِنْ شَأْنِكَ ما انْعَمْتَ عَلَيْنا بِالْهِدايَةِ الى مَعْرِفَتِهِمْ، فَلْيَكُنْ مِنْ شَأْنِكَ انْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ انْ تُبارِكَ لَنا فى يَوْمِنا هذَا الَّذى ذَكَّرْتَنا فيهِ عَهْدَكَ وَ ميثاقَكَ، وَ اكْمَلْتَ لَنا دينَنا، وَ اتْمَمْتَ عَلَيْنا نِعْمَتَكَ، وَ جَعَلْتَنا بِنِعْمَتِكَ مِنْ اهْلِ الاجابَةِ وَ الاخْلاصِ بِوَحْدانِيَّتِكَ، وَ مِنْ اهْلِ الايمانِ وَ التَّصْديقِ بِوِلايَةِ اوْلِيائِكَ، وَ الْبَراءَةِ مِنْ اعْدائِكَ وَ اعْداءِ اوْلِيائِكَ الْجاحِدينَ الْمُكَذِّبينَ بِيَوْمِ الدّينِ(3):

خدايا، همان گونه كه شأن تو بوده كه بر ما انعام كنى با هدايت به معرفتشان، بر محمد و آل محمد صلوات فرست، و چنين روزى را بر ما مبارك گردان كه در آن عهد و پيمانت را به ما يادآور شدى و دينمان را برايمان كامل كردى و نعمتت را بر ما تمام نمودى و ما را با نعمتت از اهل اجابت و اخلاص به يگانگى خويش و از اهل ايمان و تصديق به ولايت اوليائت و بيزارى از دشمنانت و دشمنان اوليائت قرار دادى كه منكر و تكذيب كننده روز جزا هستند.

ص: 277


1- . مائده / 3.
2- . مدثر / 46.
3- . عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 218. الاقبال: ص 475.

329. آيه «وَ كونوا مَعَ الصادِقينَ»

اشاره

329. آيه «وَ كونوا مَعَ الصادِقينَ»(1)

يكى از مطالبى كه در زيارت غديريه به آن اشاره شده، نزول آيه «وَ كونوا مَعَ الصادِقينَ» : «و همراه با راستگويان باشيد» در حق اميرالمؤمنين على عليه السلام است:

متن زيارت غديريه

وَ قَد أمَرَ اللّه ُ تَعالى باتباعِك، وَ نَدَبَ المُؤمِنينَ إلى نَصرِك؛ وَ قالَ عَزَّ وَ جَلَّ: «يا أيُّها الَذينَ آمَنوا اتَقوا اللّه َ وَ كونوا مَعَ الصادِقينَ» :

در حالى كه خدا به پيروى از تو امر كرد، و مؤمنان را به يارى تو فرا خواند، و فرمود خداى عزوجل: «اى كسانى كه ايمان آورده ايد ازخدا پروا كنيد وبا راستگويان باشيد» .

330. آيه «وَ لا تَتَّخِذُوا أَيْمانَكُمْ دَخَلاً بَيْنَكُمْ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها ... »(2) = آيه «وَ أَوْفُوا بِعَهْدِ اللّه إِذا عاهَدْتُمْ وَ لا تَنْقُضُوا الْأَيْمانَ بَعْدَ تَوْكِيدِها ... » و آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّه وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللّه إِنَّ اللّه خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ»

331. آيه «وَ لا تَكُونُوا كَالَّتِى نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكاثا تَتَّخِذُونَ أَيْمانَكُمْ دَخَلاً بَيْنَكُمْ ... »(3) = آيه «وَ أَوْفُوا بِعَهْدِ اللّه إِذا عاهَدْتُمْ وَ لا تَنْقُضُوا الْأَيْمانَ بَعْدَ تَوْكِيدِها ... »

332. آيه «وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَ لاَمُرَنَّهُمْ فليبتكن آذان الانعام فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللّه ِ ... »(4) = آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّه ُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... »

ص: 278


1- . توبه / 119. زيارت غديريه: ص 4 - 9.
2- . نحل / 94.
3- . نحل / 92.
4- . نساء / 119.

333. آيه «وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ اِنَّما كُنّا نَخُوضُ وَ نَلْعَبُ ... »

333. آيه «وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ اِنَّما كُنّا نَخُوضُ وَ نَلْعَبُ ... »(1)

منافقين پس از شكست در توطئه قتل پيامبر صلى الله عليه و آله در كوه هَرشى پس ار غدير آرام ننشستند. آنان بار ديگر مجلس سِرّى تشكيل دادند و اين بار براى از ميان برداشتن امام منصوب از طرف خدا و رسول، درباره نقشه قتل على عليه السلام به مشورت پرداختند كه بايد قبل از رسيدن به مدينه انجام مى شد.

براى آنكه فرار و گريز ماجراى قبل تكرار نشود، آنان معاهده نامه اى درباره قتل آن حضرت امضا كردند و آن را به ابوعبيده جراح به عنوان امين خود سپردند؛ و رفتند تا براى آماده كردن مقدمات اين نقشه دست به كار شوند.

جبرئيل اين خبر را به پيامبر صلى الله عليه و آله داد. حضرت فورا ابوعبيده را احضار كرد و آن صحيفه را از او طلب كرد. اين بار ابوعبيده نتوانست انكار كند، و فورا آن نوشته را به پيامبر صلى الله عليه و آله تحويل داد.

اينجا بود كه آيه 7 سوره مجادله بار ديگر درباره آنان مطرح شد: «ما يَكُونُ مِن نَجوى ثَلاثَةٍ إلاّ هُوَ رابِعُهُم وَ لا خَمسَةٍ إلاّ هُوَ سادِسُهُم» : «هيچ نجواى سه نفرى نيست مگر آنكه خدا چهارمى آنان است و هيچ نجواى پنج نفرى نيست مگر آنكه خدا ششمى آنان است» .

پيامبر صلى الله عليه و آله باز هم افشاگرى را صلاح ندانست و فقط به آنان فرمود: أكَفَرتُم بَعدَ إسلامِكُم: آيا بعد از اسلامتان كافر شديد. اين عبارت اشاره به آيه 106 سوره آل عمران، و نيز اشاره به آيه 65 و 66 سوره توبه بود كه مى فرمايد: «وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ اِنَّما كُنّا نَخُوضُ وَ نَلْعَبُ قُلْ اَبِاللّه ِ وَ آياتِهِ وَ رَسُولِهِ كُنْتُمْ تَسْتَهْزِؤُونَ . لا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدِ ايمانِكُمْ» : «اگر از آنان سؤال كنى مى گويند ما درباره مطلبى گفتگو مى كرديم و به بازى گرفته بوديم. بگو آيا خدا و آيات الهى و رسولش را به استهزاء گرفته ايد عذر نياوريد كه بعد از ايمانتان كافر شده ايد» .(2)

ص: 279


1- . توبه / 65 ، 66. واقعه قرآنى غدير: ص 169.
2- . الصراط المستقيم: ج 1 ص 296. بحار الانوار: ج 28 ص 102.

334. آيه «وَ لا يُوثِقُ وَثاقَهُ أَحَدٌ»(1) = آيه «فَيَوْمَئِذٍ لا يُعَذِّبُ عَذابَهُ أَحَدٌ . وَ لا يُوثِقُ وَثاقَهُ أَحَدٌ»

335. آيه «وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللّه َ ... »(2) = آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّه وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللّه ... »

336. آيه «وَ لَقَدْ أُوحِىَ إِلَيْكَ وَ إِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ ... »

اشاره

336. آيه «وَ لَقَدْ أُوحِىَ إِلَيْكَ وَ إِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ ... »(3)

از جمله آياتى كه در سفر حجة الوداع و پس از اتمام مراسم حج بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شده اين آيات است:

«وَ لَقَدْ أُوحِىَ إِلَيْكَ وَ إِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ . بَلِ اللّه فَاعْبُدْ وَ كُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ» :

«به تو وحى شده و به آنان كه قبل از تو بودند كه اگر شريك نمايى عمل تو ساقط مى شود و از زيانكاران خواهى بود. بلكه خدا را عبادت كن و از شكر گزاران باش» .

موقعيت تاريخى

پس از اتمام خطبه غدير و بيعت همگانى با اميرالمؤمنين عليه السلام و با شكست چندين توطئه، منافقين باز هم آرام ننشستند و در جستجوى راه ديگرى براى باز پس گرفتن اعلام ولايت على عليه السلام در غدير بودند.

پنجمين مسئله اى كه منافقين در كورسوى ذهنشان بدان دست يافتند مسئله شركت ديگران با على عليه السلام در خلافت بود كه قبل از خطابه غدير نيز اين درخواست را نزد پيامبر صلى الله عليه و آله مطرح كرده بودند.

ص: 280


1- . فجر / 26.
2- . حشر / 18.
3- . زمر / 65 ، 66 . غدير در قرآن: ج 1 ص 363 - 373. واقعه قرآنى غدير: ص 142، 147. چهارده قرن با غدير: ص 27. اسرار غدير: ص 60 . سخنرانى استثنائى غدير: ص 87 .

اجراى اين توطئه را به صورت حساب شده ترى آغاز كردند. ابتدا گروهى از منافقينِ قريش به عنوان درخواست مشاركت قريش اين پيشنهاد را به صورت دلسوزى مطرح كردند و گفتند:

اگر از ترس مخالفت با پروردگارت نمى توانى ديگرى را جايگزين على عليه السلام نمايى، پس مردى از قريش را با او در خلافت شريك نما تا مردم با حضور او آرام گيرند و اين كار شما به نتيجه برسد و مردم با شما مخالفت نكنند.

پيرو آن معاذ بن جبل - كه يكى از پنج نفر امضاء كنندگان صحيفه بود - با گروه ديگرى از منافقين نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند و اين بار معاذ نام كسى را كه به عنوان قريش پيشنهاد جانشينى اش را داشتند به ميان آورده گفت:

يا رسول اللّه، اگر ابوبكر و عمر را با على در خلافت شريك نمايى تا مردم در اين باره آرام گيرند، آنچه صلاح آنان است به انجام مى رسد ! پس آنان را در ولايت على شريك نما تا براى پذيرفتن سخن تو آمادگى پيدا كنند و سخن تو را بپذيرند.

بعد از اين مرحله عده اى از منافقين قريش به همراه خود عمر نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند و اين بار عمر به عنوان سخنگوى آنان گفت: يا رسول اللّه، ما پرستش بت ها را رها كرديم و پيرو تو شديم ! پس ما را در ولايت او شركت ده تا شريك او باشيم ! !

اين توطئه با همه فرض هاى ممكن انجام گرفت و پيشنهاد شركت در خلافت علنا در حضور پيامبر صلى الله عليه و آله مطرح شد، در حالى كه پس از آن مراسم مفصل جاى چنين پيشنهادى نبود، و اين مصلحت سنجى ها در برابر امر خداوند حكيم بر ولايت على عليه السلام مسخره اى بيش نمى توانست باشد.

با آنكه پيامبر صلى الله عليه و آله پاسخ آنان را داد و فرمود كه اين يك امر الهى است و من اختيارى ندارم، ولى همان گونه كه در همه مراحل غدير پاسخ مستقيم الهى با نزول پيك وحى به هر توطئه گرى داده مى شد، در اينجا هم فورا آيات 65 و 66 سوره زمر نازل شد كه خطاب آن به پيامبر صلى الله عليه و آله بود، ولى در واقع پيشنهاد كنندگان را هدف گرفته بود:

ص: 281

«وَ لَقَدْ اُوحِىَ اِلَيْكَ وَ اِلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ اَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرينَ . بَلِ اللّه َ فَاعْبُدْ وَ كُنْ مِنَ الشّاكِرينَ» : «به تو و به آنان كه قبل از تو بودند وحى شده كه اگر شريك نمايى عمل تو ساقط مى شود و از زيانكاران خواهى بود. بلكه خدا را عبادت كن و از شكرگزاران باش» .

عمر كه اين آيه را همچون پتكى بر سر خود احساس كرده بود همراهان خود را نزد پيامبر صلى الله عليه و آله رها كرد و با عجله بيرون آمد.

نزول اين آيه فقط پاسخ منفى به پيشنهاد شركت ديگران در خلافت نبود، بلكه تهديد و نمودار كننده غضب الهى از چنين پيشنهادى بود. بايد هم چنين پاسخ قاطعى در مقابل چنين پيشنهادى در متن قرآن جاى مى گرفت تا سند ابدى در برابر مطرح كنندگان آن باشد.(1)

337. آيه «وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلاَّ فَرِيقا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ»

اشاره

337. آيه «وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلاَّ فَرِيقا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ»(2)

از جمله آياتى كه در غدير و در مورد ابليس و دار و دسته اش بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد اين آيات است:

«وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلاَّ فَرِيقا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ» :

«ابليس گمان خود را به باور آنان رسانيد و جز گروهى از مؤمنين پيرو او شدند» .

«إِنَّ عِبادِى لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوِينَ»(3):

«تو را بر بندگان واقعى من راهى نيست مگر گروهى از گمراهان كه پيرو تو باشند» .

ص: 282


1- . بحار الانوار: ج 23 ص 362، 380 و ج 36 ص 152 و ج 37 ص 120، 160، 161. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 67 ، 85 ، 136، 149.
2- . سبأ / 20. غدير در قرآن: ج 1 ص 414 - 427. واقعه قرآنى غدير: ص 131. اسرار غدير: ص 70.
3- . حجر / 42.
موقعيت تاريخى

پس از اتمام خطبه غدير و بيعت همگانى با اميرالمؤمنين عليه السلام و با شكست چندين توطئه منافقين، اكنون جا دارد سرى به پشت پرده غدير بزنيم و نيم نگاهى داشته باشيم به آنجا كه جز پيامبر و على عليهماالسلام نديدند. شياطين و در رأس آنان ابليس ايام غدير را در غوغايى به سر مى بردند و خوب مى فهميدند كه در آن موقعيت عظيم چه راه هدايت و نجاتى براى بنى آدم تا آخرين روز دنيا پيش بينى شده است.

آنان پيش از همه در غدير حاضر شده بودند و نتايج اين مراسم عظيم را بررسى مى كردند. از سوى ديگر عكس العمل گروه هاى مردم را زير نظر داشتند. در واقع آنان آينده بلند مدتى را مى ديدند كه در آن زيباترين گونه هدايت انسان پيش بينى شده بود.

اين بود كه آن روز را هولناك ترين مقطع براى خود به حساب آوردند كه اگر فرامين آن روز به مرحله عمل مى رسيد همه راه هاى انحراف تا ابد بر انسان ها بسته مى شد. اين را بزرگ شياطين يعنى ابليس - كه از روز اول كمر به گمراهى مردم بسته بود - بهتر از اصحابش مى فهميد.

و لذا همين كه پيامبر صلى الله عليه و آله بر فراز منبر غدير اميرالمؤمنين عليه السلام را بر سر دست بلند كرد و فرمود: مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَولاهُ ... ، ابليس فريادى كشيد و همه لشكريانش را فراخواند. همه شياطين در هر جا كه بودند نزد او جمع شدند و ابليس گفتگوهايى با آنان داشت.

اينجا بود كه آيه 20 سوره سبأ نازل شد: «وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ اِبْليسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ اِلاّ فَريقا مِنَ الْمُؤْمِنينَ» .

با نزول اين آيه بار ديگر ابليس فريادى زد، و آنان بازگشتند و گفتند: اى آقاى ما، اين فرياد دوم چه بود ؟ ! او گفت: واى بر شما، به خدا قسم خداوند سخن مرا در آيه اى از قرآن نقل كرد و اين آيه را نازل كرد: «وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ اِبْليسُ ظَنَّهُ ... » . بعد از اين خبر باز هم شياطين متفرق شدند.

ص: 283

ابليس به دقت ناظر حركات منافقين بود. وقتى با منصوب شدن اميرالمؤمنين عليه السلام گروهى از آنان گفتند: از روى هواى نفس سخن مى گويد. همچنين عمر به ابوبكر گفت: آيا چشمانش را نمى بينى كه در سرش مانند ديوانگان مى چرخد.

ابليس از خوشحالى فرياد ديگرى زد و بار ديگر دار و دسته اش را جمع كرد و به آنان گفت: مى دانيد كه من قبلاً گمراه كننده آدم بوده ام ؟ گفتند: آرى. گفت: آدم پيمان را شكست ولى به خدا كافر نشد، اما اينان هم پيمان را شكستند و هم به پيامبر كافر شدند !

ابليس كه از نقل سخن خود در آيه اى از قرآن خرسند بود، با شنيدن «اِلاّ فَريقا مِنَ الْمُؤْمِنينَ» سخت برآشفت و سر به سوى آسمان بلند كرد و خطاب به خداوند گفت: قسم به عزت و جلالت، اين گروه مؤمن را هم به بقيه ملحق خواهم كرد !

در اينجا آيه 42 سوره حجر نازل شد و پيامبر صلى الله عليه و آله كه شاهد گفتگوى ابليس با لشكريانش بود، اين آيه را خطاب به ابليس تلاوت فرمود: «اِنَّ عِبادى لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ ... » .

پس از اين ماجراها دار و دسته ابليس متفرق شدند، اما او بار ديگر فريادى زد و آنان بازگشتند و گفتند: اى آقاى ما، اين فرياد سوم چه بود ؟ ! او گفت: به خدا قسم، به خاطر اصحاب على !

آنگاه ابليس در حضور شياطين خطاب به خداوند گفت: يا رب، قسم به عزت و جلالت، چنان معاصى و گناهان را براى آنان زيبا جلوه دهم كه مرتكب آن شوند، و اينگونه آنان را نزد تو مبغوض نمايم.

ابليس كه همچنان در منظر پيامبر صلى الله عليه و آله قرار داشت، و رفتار او زير نگاه هاى پيامبر صلى الله عليه و آله بود، براى آنكه مردم او را ديده و سخن او را شنيده باشند به صورت پيرمردى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و به طعنه گفت: اى محمد، چقدر كم هستند آنان كه با تو بر سر آنچه درباره پسرعمويت گفتى بيعت مى كنند !

ص: 284

و اين اشاره اى بود به آنچه بسيارى از آن جمعيت در دل داشتند و از اظهار آن خوددارى مى كردند.(1)

338. آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ»

اشاره

338. آيه «وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ»(2)

پيامبر صلى الله عليه و آله در فرازى از بخش ششم خطبه غدير، مسئله غصب خلافت را به طور صريح مطرح كرد و فرمود: «به زودى بعد از من امامت را به عنوان پادشاهى و غاصبانه قرار مى دهند» .

سپس غاصبين را لعنت كردند و پس از اشاره به آيات 31 و 35 سوره الرحمن و آيه 179 سوره آل عمران و آيه 58 سوره اسراء، هشدار بعدى گول نخوردن از گرايش اكثريت بود. پيامبر صلى الله عليه و آله ابتدا آيه 71 سوره صافات را قرائت كرد: «و لقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ اَكْثَرُ الاَوَّلينَ» : «قبل از آنان اكثر پيشينيان گمراه شدند» ، و سپس هلاكت آنان در اثر مخالفت با انبياءشان را يادآور شد، و اينكه نسل هاى آينده نيز در اثر نگاه به اكثريت به هلاكت مى افتند.

آنگاه آيات 16 تا 19 سوره مرسلات را تلاوت كرد كه مى فرمايد: «اَلَمْ نُهْلِكِ الاَوَّلينَ . ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الاْخِرينَ . كَذلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمينَ . وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبينَ» .

متن خطبه غدير

مَعاشِرَ النّاسِ، قَدْ ضَلَّ قَبْلَكُمْ اَكْثَرُ الاَوَّلينَ، وَ اللّه ُ لَقَدْ اَهْلَكَ الاَوَّلينَ، وَ هُوَ مُهْلِكُ الاْخِرينَ. قالَ اللّه ُ تَعالى: «اَلَمْ نُهْلِكِ الاَوَّلينَ. ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الاْخِرينَ. كَذلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمينَ. وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبينَ» :

ص: 285


1- . كتاب سليم: ص 145. الكافى: ج 8 ص 345. تفسير القمى: ج 2 ص 201. تأويل الآيات: ج 2 ص 473، 474 ح 5 ، 6 . تفسير العياشى: ج 2 ص 301 ح 111. الاقبال: ج 2 ص 249. شرح الاخبار: ج 2 ص 236. مدينة المعاجز: ج 2 ص 243. بحار الانوار: ج 28 ص 256 ح 40 و ج 31 ص 637 ح 147 و ج 37 ص 119، 135، 164، 168 و ج 63 ص 256. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 125، 135، 141، 303.
2- . صافّات / 71. غدير در قرآن: ج 2 ص 287 - 338. واقعه قرآنى غدير: ص 97. سخنرانى استثنائى غدير: ص 179 - 186.

اى مردم، قبل از شما اكثر پيشينيان هلاك شدند، و خداوند آنها را هلاك نمود و اوست كه آيندگان را هلاك خواهد كرد. خداى تعالى مى فرمايد: «اَلَمْ نُهْلِكِ الاَوَّلينَ ... » : «آيا ما پيشينيان را هلاك نكرديم. آيا در پى آنان ديگران را نفرستاديم. ما با مجرمان چنين مى كنيم. واى بر مكذبين در آن روز» .

339. آيه «وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللّه الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبِينَ»(1) = آيه «أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ ... »

340. آيه «وَ لَقَدْ كانُوا عاهَدُوا اللّه مِنْ قَبْلُ لا يُوَلُّونَ الْأَدْبارَ وَ كانَ عَهْدُ اللّه مَسْؤُلاً»(2) = آيه «فَإِذا نَزَلَ بِساحَتِهِمْ فَساءَ صَباحُ الْمُنْذَرِينَ»

341. آيه «وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّه ُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللّه لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ... »

اشاره

341. آيه «وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّه ُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللّه لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ... »(3)

اولين برنامه از مراسم غدير بستن عمامه بر سر اميرالمؤمنين عليه السلام بود. چنين كارى براى حاضرين غدير دو مفهوم مهم داشت: يكى اعلام رياست و ولايت على عليه السلام بر مردم و ديگرى نشانه اعتماد كامل پيامبر صلى الله عليه و آله بر او در همه امور. سپس به عنوان اشاره به ارزش معنوى عمامه فرمود: عمامه ملائكه اينگونه است. سپس براى اشاره به مفهوم اجتماعى عمامه فرمود: عمامه تاج عرب است.(4) و به آيه 123 تا 125 سوره آل عمران و آيه 25 و 26 سوره توبه اشاره فرمود:

«وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّه بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ. فَاتَّقُوا اللّه لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَ لَنْ يَكْفِيَكُمْ أَنْ يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُنْزَلِينَ. بَلى إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ يَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمِينَ»(5):

ص: 286


1- . عنكبوت / 3.
2- . احزاب / 15.
3- . آل عمران / 123 - 125. غدير در قرآن: ج 2 ص 160 - 162. واقعه قرآنى غدير: ص 113.
4- . عوالم العلوم: 15 / 3 ص 199 - 201. الغدير: ج 1 ص 291. تاج العروس: ج 8 ص 410.
5- . آل عمران / 123 - 125.

«خداوند در جنگ بدر شما را كمك كرد در حالى كه ذليل بوديد پس تقواى خدا مراعات نماييد تا شايد شكر كرده باشيد آن گاه كه به مؤمنين گفتى آيا شما را كفايت نكرد كه پروردگارتان شما را با سه هزار ملائكه نازل شده كمك كرد. آرى اگر صبر كنيد و تقوى داشته باشيد و آنان با اين خروش نزد شما آيند خداوند شما را با پنج هزار ملائكه نشاندار يارى مى كند» .

«و لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّه فِى مَواطِنَ كَثِيرَةٍ وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئا وَ ضاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ. ثُمَّ أَنْزَلَ اللّه سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ أَنْزَلَ جُنُودا لَمْ تَرَوْها وَ عَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ ذلِكَ جَزاءُ الْكافِرِينَ»(1):

«خدا شما را در موارد بسيارى كمك نمود و در روز حنين كه بسيارىِ تعدادتان شما را خوش آمد، اما برايتان فايده اى نداشت و زمين با همه وسعتش بر شما تنگ شد، سپس پشت كرده فرار نموديد. آن گاه خداوند آرامش را بر پيامبرش و بر مؤمنين نازل كرد و لشكرهايى نازل كرد كه شما آنها را نمى ديد و عذاب كرد كسانى را كه كافر شدند و اين است جزاى كافران» .

متن روايت

عَنْ عَلِىٍّ عليه السلام قالَ: عَمَّمَنى رَسُولُ اللّه صلى الله عليه و آله يَوْمَ غَديرِ خُمٍّ بِعَمامَةٍ فَسَدَلَ طَرَفَها عَلى مِنْكَبى وَ قالَ: «انَّ اللّه ايَّدَنى يَوْمَ بَدْرٍ وَ حُنَيْنٍ بِمَلائِكَةٍ مُعْتَمّينَ بِهذِهِ الْعَمَّةِ» :

اميرالمؤمنين عليه السلام مى فرمايد: پيامبر صلى الله عليه و آله در روز غدير خم عمامه اى بر سر من بست و آخر آن را روى شانه ام انداخت و فرمود: «خدا در روز بدر و حنين مرا با ملائكه اى تأييد و كمك نمود كه چنين عمامه اى بر سر داشتند» .(2)

ص: 287


1- . توبه / 25، 26.
2- . عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 199 - 201.

342. آيه «وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّه ُ فى مَواطِنَ كَثيرَةٍ وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ ... »(1) = آيه «وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّه ُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللّه لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ... »

343. آيه «وَ لَقَد نَعلَمُ أنَّكَ يَضيقُ صَدرَكَ بِما يَقولونَ»(2) = آيه «فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ... »

344. آيه «وَ لكِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلّى»(3) = آيه «فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلّى . وَ لكِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلّى ... »

345. آيه «وَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذابُ جَهَنَّمَ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ ... »

اشاره

345. آيه «وَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذابُ جَهَنَّمَ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ ... »(4)

از جمله آياتى كه پيامبر صلى الله عليه و آله در خطبه غدير در مورد دشمنان ائمه عليهم السلام بيان فرمود، آيه 6 و 7 سوره ملك و آيه 12 سوره فرقان است:

«وَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذابُ جَهَنَّمَ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ. إِذا أُلْقُوا فِيها سَمِعُوا لَها شَهِيقا وَ هِىَ تَفُورُ» :

«براى كسانى كه به پروردگار خود كافر شدند عذاب جهنم است و بد جاى بازگشتى است. آنگاه كه در آن انداخته شوند صداى وحشتناكى از آن مى شنوند در حالى كه مى جوشد» .

«إِذا رَأَتْهُمْ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ سَمِعُوا لَها تَغَيُّظا وَ زَفِيرا»(5):

ص: 288


1- . توبه / 25، 26.
2- . حجر / 97.
3- . قيامت / 32.
4- . ملك / 6 ، 7. غدير در قرآن: ج 2 ص 400 - 404. واقعه قرآنى غدير: ص 100. سخنرانى استثنائى غدير: ص 201 - 212.
5- . فرقان / 12.

«هر گاه جهنم آنان را از فاصله دورى ببيند صداى در هم پيچيدن و شعله كشيدن آن را مى شنوند» .

متن خطبه غدير

در بخش هفتم خطبه غدير و پس از آن كه صراط مستقيم روشن شد، سخنرانى پيامبر صلى الله عليه و آله در معرفى دو گروه دوست و دشمن آنان ادامه يافت و وحشت از جهنم براى دشمنان ولايت بيان شد. حضرت يازده جمله در اين باره فرمود كه شش جمله آن در توصيف اولياى اهل بيت عليهم السلام و پنج جمله در وصف اعداء بود.

جمله هشتم درباره دشمنان بود كه آيه 7 سوره ملك «اِذا اُلْقُوا فيها سَمِعُوا لَها شَهيقا وَ هِىَ تَفُورُ» و آيه 12 سوره فرقان: «اِذا رَأَتْهُمْ مِنْ مَكانٍ بَعيدٍ سَمِعُوا لَها تَغَيُّظا وَ زَفيرا» كنار هم قرار داده شد و حضرت فرمود: بدانيد كه دشمنان ايشان كسانى اند از جهنم در حالى كه مى جوشد صداى وحشتناكى مى شنوند و شعله كشيدن آن را مى بينند. پيامبر صلى الله عليه و آله اينگونه فرمود:

الا انَّ اعْداءَهُمُ الَّذينَ يَسْمَعُونَ لِجَهَنَّمَ شَهِيقا وَ هِىَ تَفُورُ وَ يَرَوْنَ لَها زَفيرا:

بدانيد كه دشمنان ائمه كسانى هستند كه از جهنم در حالى كه مى جوشد صداى وحشتناكى مى شنوند و شعله كشيدن آن را مى بينند.

346. آيه «وَ لَمّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلاً اِذا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصُدُّونَ»

346. آيه «وَ لَمّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلاً اِذا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصُدُّونَ»(1)

پس از پايان خطبه غدير، عصر روز بيستم ذى الحجه روز سوم غدير و ساعات پايانى برنامه سه روزه بود. پيامبر صلى الله عليه و آله فضيلت بلندى از مناقب على عليه السلام بر زبان جارى فرمود و همين جرقه اى بر دل منافقين شد كه كينه توزانه سخنانى بر زبان جارى كنند.

در اين حال پيامبر صلى الله عليه و آله خطاب به اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: اِنَّ فيكَ شِبْها مِنْ عيسَى بْنِ مَرْيَمَ. لَوْ لا اَنْ تَقُولَ فيكَ طَوائُفٌ مِنْ اُمِّتى ما قالَتِ النَّصارى فى عيسَى بْنِ مَرْيَمَ لَقُلْتُ

ص: 289


1- . زخرف / 57 - 61 . واقعه قرآنى غدير: ص 149.

فيكَ قَوْلاً لا تَمُرُّ بِمَلَأٍ مِنَ النّاسِ اَلاّ اَخَذُوا التُّرابَ مِنْ تَحْتِ قَدَمَيْكَ يَلْتَمِسُونَ بِذلِكَ الْبَرَكَةَ:

در تو شباهتى به عيسى بن مريم وجود دارد. اگر نبود كه گروه هايى از امتم درباره تو سخنى را بگويند كه مسيحيان درباره عيسى گفتند، درباره تو سخنى مى گفتم كه از كنار هر دسته از مردم مى گذشتى خاك پاى تو را بر مى داشتند و بدان تبرك مى جستند.

شنيدن اين منقبت بر منافقين گران آمد و مسخره كنان در بين خود گفتند: ببينيد چگونه او را مثل عيسى بن مريم قرار داد ! چطور چنين چيزى ممكن است ؟ ! ابوبكر و عمر نيز غضب كردند و گفتند: براى پسر عمويش به هيچ مثالى راضى نشد جز عيسى بن مريم ! در اين ميان حارث فهرى رو به اصحاب خود كرد و گفت: محمد براى پسر عمويش مَثَلى جز عيسى بن مريم پيدا نكرد. نزديك است كه او را بعد از خود پيامبر قرار دهد. خدايانمان كه مى پرستيديم بهتر از اين است !

در پى اين حركات منافقين آيات 57 تا 61 سوره زخرف نازل شد: «وَ لَمّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلاً اِذا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصُدُّونَ. وَ قالُوا ءَآلِهَتُنا خَيْرٌ اَمٌ هُوَ ما ضَرَبُوهُ لَكَ اِلاّ جَدَلاً بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ. اِنْ هُوَ اِلاّ عَبْدٌ اَنْعَمْنا عَلَيْهِ وَ جَعَلْناهُ مَثَلاً لِبَنى اِسْرائيلَ. وَ لَوْ نَشاءُ لَجَعَلْنا مِنْكُمْ مَلائِكَةً فِى الاَرْضِ يَخْلُفُونَ. وَ اِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسّاعَةِ فَلا تَمْتَرُنَّ بِها وَ اتَّبِعُونِ هذا صِراطٌ مُسْتَقيمٌ» :

«هنگامى كه عيسى بن مريم مثال زده مى شود قوم تو از آن رويگردان مى شوند. و مى گويند آيا اين بهتر است يا خدايان ما اين سخن را جز از روى جدل بر زبان جارى نمى كنند چرا كه اينان گروهى مخاصمه گر هستند. او نيست جز بنده اى كه بر او تفضّل كرده ايم و او را مثالى براى بنى اسرائيل قرار داده ايم. اگر مى خواستيم از شما ملائكه اى را قرار مى داديم كه در زمين جانشين مى شدند. اين علمى براى آن زمان است پس درباره آن شك نداشته باشيد و از من پيروى كنيد كه اين صراط مستقيم است».

ص: 290

يكى از منافقين گفت: محمد در مدح خود و برادرش على زياده روى كرد و اين سخنانى كه گفت از طرف خدا نبود، بلكه چون مى داند سخنش را مى پذيرند مى خواهد رياست خود و على را بر ما محكم نمايد !

از طرف خدا پاسخ آمد:

اى محمد، به اينان بگو: كجاى اين فضايل قابل انكار بود ؟ خداوند عظيم و كريم و حكيم است. بندگانى را برگزيده و اطاعت نيكو و انقياد آنان را در برابر اوامرش ديده و آنان را به كراماتى اختصاص داده و امور بندگانش را به آنان سپرده و سياست خلقش را با تدبير حكيمانه اى كه آنان را بدان موفق نموده به ايشان سپرده است.

آيا پادشاهان زمين را نمى بينيد كه وقتى پادشاهى خدمتگزارىِ يكى از كارگزارانش را مى پسندد و در آنچه از امور مملكتش به او مى سپارد اطاعت درست از او مى بيند، چنين كسى را براى آنچه بيرون كاخ اوست بر مى گزيند و در سياست لشكر و رعيت خود بر او اعتماد مى كند. محمد نيز در تدبيرى كه پروردگارش براى او قرار داده چنين است؛ و بعد از خود على را وصى و جانشين خود در اهل بيتش و قضا كننده قرض هايش، و برآورنده وعده هايش و يارى دهنده دوستانش و مقابله كننده با دشمنانش قرار داده است.

منافقين با شنيدن اين فرمايشات پيامبر صلى الله عليه و آله گفتند: آنچه براى على بن ابى طالب عليه السلام در نظر گرفته مسئله كوچكى نيست. اينها حاكم شدن درباره خون مردم و زنان و فرزندان و اموال و حقوق آنان و انساب و دنيا و آخرتشان است. بايد در اين باره آيت و نشانه اى آورد كه مناسب اين ولايت باشد !

سپس پيامبر صلى الله عليه و آله نمونه هايى از آيات و معجزات ظهور يافته درباره اميرالمؤمنين عليه السلام را باز شمرد و فرمود: خدايا باز هم براى اينان آيات و نشانه هايى ظاهر كن - كه براى تو آسان است - تا حجت را بر آنها تمام كنى.

براى توضيح بيشتر مراجعه شود به آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ ... » .

ص: 291

347. آيه «وَ لَمْ يَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللّه ِ وَ لا رَسُولِهِ وَ لا الْمُؤْمِنِينَ وَلِيجَةً»

اشاره

347. آيه «وَ لَمْ يَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللّه ِ وَ لا رَسُولِهِ وَ لا الْمُؤْمِنِينَ وَلِيجَةً»(1)

پس از رد و بدل شدن نامه بين اميرالمؤمنين عليه السلام و معاويه در جنگ صفين، حضرت در ميان لشكرش بر فراز منبر قرار گرفت و مردم را و هر كس از اهل آن منطقه و مهاجرين و انصار را كه حاضر بودند جمع كرد و حمد و ثناى الهى به جا آورد و سپس فرمود:

اى مردم، مناقب من بيشتر از آن است كه احصا گردد و شمرده شود. من با ذكر آنچه خداوند در كتابش نازل كرده و پيامبر صلى الله عليه و آله درباره ام فرموده از ذكر ساير مناقب و فضايلم صرف نظر مى كنم.

شما را به خدا قسم مى دهم درباره قول خداوند: «يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اَطيعُوا اللّه َ وَ اَطيعُوا الرَّسُولَ وَ اُولِى الاَمْرِ مِنْكُمْ»(2) : «اى كسانى كه ايمان آورده ايد از خدا و رسول و اولى الامر خود اطاعت كنيد» ، و قول خداوند: «اِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّه ُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ»(3) : «صاحب اختيار شما خدا و رسولش و كسانى هستند كه ايمان آورده نماز را به پا مى دارند و در حال ركوع زكات مى دهند» ، و نيز مى فرمايد: «وَ لَمْ يَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللّه ِ وَ لا رَسُولِهِ وَ لاَ الْمُؤْمِنينَ وَليجَةً»(4) : «غير از خدا و رسولش و مؤمنين براى خود محل اعتمادى بر نمى گزيند» .

مردم پرسيدند: يا رسول اللّه، آيا اين مخصوص بعضى از مؤمنين است يا شامل همه آنان است ؟ اينجا بود كه خداوند عزوجل دستور داد تا به مردم بفهماند كه آيات درباره چه كسى نازل شده است و ولايت را براى آنان تفسير كند همانطور كه نماز و روزه و زكات و حجّشان را بيان كرده است.

ص: 292


1- . توبه / 16. غدير در قرآن: ج 3 ص 425 - 433. اولين ميراث مكتوب درباره غدير: ص 35. چهارده قرن با غدير: ص 51 . اسرار غدير: 263 - 272.
2- . نساء / 59 .
3- . مائده / 55 .
4- . توبه / 16.

آن حضرت هم مرا در غدير خم منصوب كرد و فرمود: خداوند رسالتى را به من سپرده كه به خاطر آن سينه ام به تنگ آمده است و چنين گمان برده ام كه مردم مرا تكذيب مى كنند، ولى خداوند مرا ترسانده كه بايد ابلاغ كنم و گرنه مرا عذاب خواهد كرد. اى على، بپا خيز !

سپس پيامبر صلى الله عليه و آله نداى نماز جماعت داد. حضرت نماز ظهر را با مردم خواند و سپس فرمود:

اى مردم، خداوند صاحب اختيار من و من صاحب اختيار مؤمنين هستم و اختيارم بر آنان از خودشان بيشتر است. بدانيد كه هر كس من صاحب اختيار او بوده ام على صاحب اختيار اوست. پروردگارا، دوست بدار هر كس او را دوست بدارد و دشمن بدار هر كس او را دشمن بدارد. يارى كن هر كس او را يارى كند و خوار گردان هر كس او را خوار كند.(1)

آيه «وَ لَمْ يَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللّه ِ در دعاى بعد از نماز روز غدير

آيه «وَ لَمْ يَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللّه ِ وَ ... » در دعاى بعد از نماز روز غدير آمده است:

متن دعاى بعد از نماز روز غدير

در دعايى كه بعد از نماز روز عيد غدير مى خوانيم چنين مى گوييم:

رَبَّنا آمَنّا وَ اتَّبَعْنا مَوْلانا وَ وَلِيَّنا وَ هاديَنا وَ داعِيَنا وَ داعِىَ الانامِ، وَ صِراطَكَ السَّوِىَّ الْمُسْتَقيمَ وَ مَحَجَّتَكَ الْبَيْضاءَ، وَ سَبيلَكَ الدّاعِىَ الَيْكَ عَلى بَصيرَةٍ هُوَ وَ مَنِ اتَّبَعَهُ، وَ سُبْحانَ اللّه ِ عَمّا يُشْرِكُونَ بِوِلايَتِهِ وَ بِامْرِ رَبِّهِمْ وَ بِاتِّخاذِ الْوَلائِجِ مِنْ دُونِهِ(2):

پروردگارا، ما ايمان آورديم و از صاحب اختيار و ولىّ و هدايت كننده و دعوت كننده ما و مردم پيروى نموديم، همان راه درست و مستقيم تو، و جايگاه حجتِ

ص: 293


1- . كتاب سليم: حديث 25.
2- . عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 216، 217. الاقبال: ص 475.

واضح تو، و راه تو كه او و پيروانش با بصيرت به سوى تو دعوت مى كنند، و خدا منزه است از آنچه در ولايت على عليه السلام شرك مى ورزند و درباره امر پروردگارشان كسى را شريك مى كنند، و كسانى را جز او محبوب دل خود قرار مى دهند.

348. آيه «وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفْوا اَحَدٌ»(1) = آيه «قل هو اللّه احد ... »

349. آيه «وَ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْيَوْمَ إِذْ ظَلَمْتُمْ أَنَّكُمْ فِى الْعَذابِ مُشْتَرِكُونَ»

اشاره

349. آيه «وَ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْيَوْمَ إِذْ ظَلَمْتُمْ أَنَّكُمْ فِى الْعَذابِ مُشْتَرِكُونَ»(2)

از جمله آياتى كه در سفر حجة الوداع و پيش از اتمام مراسم حج بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد اين آيات بود:

«وَ جَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ إِناثا أَ شَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُكْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ يُسْئَلُونَ»(3):

«ملائكه اى را كه بندگان خدايند مؤنث مى پندارند آيا در خلقت آنها حاضر بوده اند به زودى شهادت آنان نوشته مى شود و مورد سؤال قرار مى گيرند» .

«وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِى عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ»(4):

«آن را موضوعى باقى در نسل او قرار داد تا شايد باز گردند» .

«وَ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْيَوْمَ إِذْ ظَلَمْتُمْ أَنَّكُمْ فِى الْعَذابِ مُشْتَرِكُونَ» :

«اكنون كه ظلم كرده ايد هرگز براى شما فايده ندارد شما در عذاب شريك هستيد» .

موقعيت تاريخى

ص: 294


1- . توحيد / 4.
2- . زخرف / 39. غدير در قرآن: ج 1 ص 239 - 249. واقعه قرآنى غدير: ص 37.
3- . زخرف / 19.
4- . زخرف / 28.

پس از اتمام مراسم حجة الوداع در روز دوازدهم ذى الحجه، منافقين مخفيانه و به طور مداوم در تكاپو و گفتگو و توطئه بودند ! در همين راستا ابوبكر و عمر ابتدا ابوعبيده جرّاح را به عنوان امين خود انتخاب كردند، و با پيوستن معاذ بن جبل به اين گروه سه نفره مشكل آنان حل شد.

در ادامه معاذ هم قول داد با ارتباط با رؤساى اوس و خزرج - يعنى بشير و سعيد - آنان را در پيمان خود داخل كند. سالم مولى ابى حُذَيفه در يكى از مذاكرات سرّى اين چهار نفر متوجه سخنان آنان شد و طى مراحلى او را نيز در پيمان خود داخل نمودند.(1)

آنان تا آنجا پيش رفتند كه پيمان نامه اى براى برنامه هاى آينده خود آماده كردند تا براى مقابله با اسلام منسجم تر عمل كنند، ولى هنوز آن را امضا نكرده بودند. خداوند اين اقدام آنان را كه قبل از پايان مراسم حج هنوز عملى نكرده بودند با دو آيه قرآن به پيامبرش خبر داد.

يكى آيه 19 سوره زخرف كه فرمود: «سَتُكتَبُ شَهادَتُهُم وَ يُسألُونَ» : «به زودى شهادت آنان نوشته مى شود و مورد سؤال قرار مى گيرند» . ديگرى آيه 39 همين سوره كه فرمود: «وَ لَن يَنفَعَكُمُ اليَومَ اِذ ظَلَمتُمْ أنَّكُم فِى العَذابِ مُشتَرِكُونَ» : «بيزاى شما از يكديگر در روز قيامت فايده اى به حالتان ندارد چرا كه ظلم كرده ايد و در نتيجه در عذاب مشترك خواهيد بود» ، و اينگونه بود كه در كنار اتمام حجت عظيم غدير توطئه هاى اساسى دشمنان ولايت نيز پى ريزى مى شد و مرحله به مرحله پيش مى رفت.

امام باقر عليه السلام ماجراى پيمان نامه اصحاب صحيفه را بيان فرمود كه آن را در بين خود نوشتند و در كعبه بر سر آن همپيمان شدند و يكديگر را شاهد گرفتند و مُهر خود را به

ص: 295


1- . كتاب سليم: ص 154. تفسير القمى: ص 159. الاقبال: ص 453. بحار الانوار: ج 17 ص 29، ج 28 ص 85 ، 97، 102 - 101، 274، ج 37 ص 113، 114، 135، 201، ج 30 ص 128، عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 164. تفسير برهان: ج 4 ص 83 . مثالب النواصب ابن شهرآشوب، نسخه خطى : ص 93.

عنوان امضا بر آن زدند. سپس فرمود: خداوند عزوجل قبل از آنكه آنان پيمان نامه را بنويسند پيامبرش را از كار آنان باخبر كرد و درباره آن آياتى از قرآن نازل كرد.

راوى حديث با تعجب از حضرت پرسيد: واقعا خداوند درباره اقدامات آنان آيه نازل كرد ؟ !

حضرت فرمود: كلام خداوند تعالى را نمى شنوى كه مى فرمايد: «سَتُكْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ يُسْئَلُونَ» : «به زودى شهادت و گواهى آنان نوشته مى شود و آنان مورد سؤال قرار خواهند گرفت» . و كلام خداوند تعالى كه مى فرمايد: «وَ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْيَوْمَ إِذْ ظَلَمْتُمْ أَنَّكُمْ فِى الْعَذابِ مُشْتَرِكُونَ» : «بيزارى شما از يكديگر امروز (قيامت) فايده اى به حالتان ندارد چرا كه ظلم كرده ايد و در نتيجه در عذاب مشترك خواهيد بود» .(1)

در روايت ديگرى امام باقر عليه السلام به جاى اين آيه، آيه ديگرى را فرمود: «وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِى عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ» : «و آن (امامت) را مسئله اى باقى در نسل او قرار داد كه شايد باز گردند» .(2)

350. آيه «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ»(3) = آيه «تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ. وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ ... »

351. آيه «وَ لَوْ شاءَ اللّه لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لكِنْ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِى مَنْ يَشاءُ ... »(4) = آيه «وَ أَوْفُوا بِعَهْدِ اللّه إِذا عاهَدْتُمْ وَ لا تَنْقُضُوا الْأَيْمانَ بَعْدَ تَوْكِيدِها ... »

ص: 296


1- . بحار الانوار: ج 24 ص 319 و ج 31 ص 610 و ج 36 ص 153 ح 133.
2- . تأويل الآيات: ج 2 ص 555 .
3- . حاقّه / 44.
4- . نحل / 93.

352. آيه «وَ لَوْ نَشاءُ لَجَعَلْنا مِنْكُمْ مَلائِكَةً فِى الاَرْضِ يَخْلُفُونَ»(1) = آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... » و آيه «وَ لَمّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلاً اِذا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصُدُّونَ»

353. آيه «وَ لَوْ يُعَجِّلُ اللّه لِلنَّاسِ الشَّرَّ اسْتِعْجالَهُمْ بِالْخَيْرِ لَقُضِىَ إِلَيْهِمْ أَجَلُهُمْ ... »(2) = آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... »

354. آيه «وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِى أَرَيْناكَ إِلاّ فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ ... »

اشاره

354. آيه «وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِى أَرَيْناكَ إِلاّ فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ ... »(3)

پيامبر صلى الله عليه و آله در خطبه غدير، در مورد دوست و دشمن اهل بيت عليهم السلام در قرآن به آيه شجره ملعونه اشاره فرمود:

«وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِى أَرَيْناكَ إِلاّ فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِى الْقُرْآنِ» :

«قرار نداديم رؤيايى كه نشانت داديم مگر براى امتحان مردم و به عنوان ياد شجره ملعونه در قرآن» .

متن خطبه غدير

مَعاشِرَ النّاسِ، عَدُوُّنا مَنْ ذَمَّهُ اللّه وَ لَعَنَهُ، وَ وَلِيُّنا كُلُّ مَنْ مَدَحَهُ اللّه وَ احَبَّهُ:

اى مردم، دشمن ما كسى است كه خداوند او را مورد مذمت و لعن قرار داده، و دوست ما هر كسى است كه خداوند او را مدح نموده و دوست بدارد.

بنى اميه كه شاخه هاى شجره ملعونه تيم و عدى از سقيفه بودند، در خواب به پيامبر صلى الله عليه و آله نشان داده شدند. آن حضرت در تفسير اين آيه فرمود: من دوازده نفر از امامان ضلالت را در خواب ديدم كه از منبرم بالا و پايين مى روند، و امّتم را به صورت

ص: 297


1- . زخرف / 60 .
2- . يونس عليه السلام / 12.
3- . اسراء / 60 . غدير در قرآن: ج 2 ص 30.

عقبگرد به گذشته خود باز مى گردانند. دو نفر از آنان (ابوبكر و عمر) از دو قبيله مختلف قريش تيم و عدى و سه نفر (عثمان و معاويه و يزيد) از بنى اميه و هفت نفر (عبدالملك، وليد، هشام، يزيد، سليمان، عمر بن عبدالعزيز و مروان) از اولاد حكم بن ابى العاص هستند.

355. آيه «وَ ما ظَلَمْناهُمْ وَ لكِنْ كانُوا هُمُ الظَّالِمِينَ»(1) = آيه «إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِى عَذابِ جَهَنَّمَ خالِدُونَ . لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ ... »

356. آيه «وَ ما عَلَى الرَّسُولِ اِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبينِ»

اشاره

356. آيه «وَ ما عَلَى الرَّسُولِ اِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبينِ»(2)

پيامبر صلى الله عليه و آله در پايان بخش چهارم خطبه غدير، بار ديگر احساسى سرشار از رضايت از دو لب مبارك پيامبر صلى الله عليه و آله شنيده شد و آن حضرت با آوردن آيه 54 سوره نور در ضمن كلام خود اطمينان از ابلاغ فرمان الهى را يادآور شد:

«وَ ما عَلَى الرَّسُولِ اِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبينِ» :

«و بر پيامبر نيست مگر پيام رساندن آشكار» .

متن خطبه غدير

مَعاشِرَ النّاسِ، قَدِ اسْتَشْهَدْتُ اللّه َ وَ بَلَّغْتُكُمْ رِسالَتى وَ ما عَلَى الرَّسُولِ اِلاّ الْبَلاغُ الْمُبينُ:

اى مردم، من خدا را شاهد گرفتم و رسالتم را به شما ابلاغ نمودم، و بر عهده رسول جز ابلاغ روشن چيزى نيست.

357. آيه «وَ ما كانَ اللّه ُ لَيُعَذِّبَهُمْ وَ اَنْتَ فيهِمْ ... »

357. آيه «وَ ما كانَ اللّه ُ لَيُعَذِّبَهُمْ وَ اَنْتَ فيهِمْ ... »(3)

پس از اعتراض حارث فهرى در غدير، آيه 34 سوره انفال نازل شد:

ص: 298


1- . زخرف / 76.
2- . نور / 54 . سخنرانى استثنائى غدير: ص 179 - 186. واقعه قرآنى غدير: ص 93.
3- . انفال / 34. چهارده قرن با غدير: ص 25. واقعه قرآنى غدير: ص 153. اسرار غدير: ص 60 .

«وَ ما كانَ اللّه ُ لَيُعَذِّبَهُمْ وَ اَنْتَ فيهِمْ وَ ما كانَ اللّه ُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ» :

«خدا آنان را عذاب نمى كند در حالى كه تو در ميان آنان باشى و خدا آنان را عذاب نمى كند در حالى كه استغفار كنند» .

با اين آيه در حضور پيامبر صلى الله عليه و آله عذابى نازل نمى شد، و در صورتى درخواست حارث عملى مى شد كه از حضور آن حضرت خارج شود. راه ديگر توبه بود كه حارث از سخن خود باز گردد.

لذا پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: اى حارث، يا توبه كن و يا از پيش ما برو ! حارث گفت: اى محمد، راه ديگر اين است كه براى قريش هم نصيبى از آنچه در اختيار دارى قرار دهى، چرا كه با اين برنامه تو بنى هاشم همه مناقب عرب و عجم را به خود اختصاص دادند ! حضرت فرمود: اين مسئله در اختيار من نيست، بلكه مربوط به خداوند تبارك و تعالى است.

حارث گفت: اگر اينگونه است اعلام مى كنم كه قلبم توبه را نمى پذيرد، ولى از حضور تو مى روم ! آنگاه برخاست و به سرعت به طرف شترش رفت و سوار شد و حركت كرد.

معجزه عظيم پيش چشمان آن جمعيت انبوه كه براى پايان ماجرا گردن كشيده بودند به وقوع پيوست. خاطره اى كه از اصحاب فيل در ذهن ها مانده بود، اينك با تمام شدن سخن حارث و فاصله گرفتن او از مجلس پيامبر صلى الله عليه و آله تكرار شد.

دو عذاب الهى با هم بر حارث نازل شد در حالى كه پيامبر صلى الله عليه و آله و اصحابش از فاصله اى او را مى ديدند:

خداوند پرنده اى از آسمان فرستاد كه در منقار او ريگى به اندازه عدس بود و آن را بر سر حارث رها كرد. سنگريزه از سر او وارد شد و طول قامت او را در نورديد و او را نقش زمين ساخت، در حالى كه پاهايش را بر زمين مى كوبيد. در همين حال ابر سياهى ظاهر شد و برقى زد و صاعقه اى پديد آورد كه بر بدن حارث خورد و او را سوزانيد.

ص: 299

با اين معجزه، بر همگان مسلم شد كه «غدير» از منبع وحى سرچشمه گرفته و يك فرمان الهى است.(1)

براى توضيح بيشتر مراجعه شود به آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... » .

358. آيه «وَ ما كانَ قَوْلَهُمْ إِلاّ أَنْ قالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ إِسْرافَنا فِى ... »

اشاره

358. آيه «وَ ما كانَ قَوْلَهُمْ إِلاّ أَنْ قالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ إِسْرافَنا فِى ... »(2)

يكى از آياتى كه در دعاى بعد از نماز روز غدير آمده، آيه 147 و 148 سوره آل عمران است:

«وَ ما كانَ قَوْلَهُمْ إِلاّ أَنْ قالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ إِسْرافَنا فِى أَمْرِنا وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِينَ. فَآتاهُمُ اللّه ُ ثَوابَ الدُّنْيا وَ حُسْنَ ثَوابِ الاْخِرَةِ وَ اللّه ُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» :

«سخن آنان نبود مگر اينكه گفتند پروردگارا گناهان ما و زياده روى در كارهايمان را ببخش و گام هاى ما را ثابت بدار و ما را در برابر قوم كافر يارى فرما. خدا هم به آنان ثواب دنيا و نيز ثواب نيكوى آخرت را عنايت كرد و خدا محسنين را دوست دارد» .

متن دعاى بعد از نماز روز غدير

در فرازى ديگر از دعا بعد از نماز عيد غدير مى خوانيم:

رَبَّنا سَمِعْنا وَ اطَعْنا. رَبَّنا ثَبِّتْ اقْدامَنا وَ انْصُرْنا(3):

پروردگارا، شنيديم و اطاعت كرديم. پروردگارا، گام هاى ما را ثابت بدار و ما را يارى فرما.

ص: 300


1- . بحار الانوار: ج 37 ص 136، 162، 167. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 56 ، 57 ، 129، 144. الغدير: ج 1 ص 193.
2- . آل عمران / 147، 148. غدير در قرآن: ج 3 ص 376.
3- . عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 219. الاقبال: ص 475.

359. آيه «وَ ما لا تُبْصِرُونَ»(1) = آيه «تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ . وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ ... »

360. آيه «وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ . أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ ... »

اشاره

360. آيه «وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ . أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ ... »(2)

پيامبر صلى الله عليه و آله در فرازى از بخش ششم خطبه غدير، شرايط امتحان را براى مردم تبيين فرمود تا با آمادگى كامل به استقبال آن بروند. اين آينده تلخِ امتحان را حضرتش در غدير به اشارت و صراحت پيش بينى فرمود و مراحل چنين امتحان بزرگى را با استشهاد به 11 آيه تضمين شده در خطبه غدير بيان فرمود. از جمله اين آيات آيه 144 سوره آل عمران است:

«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللّه شَيْئا وَ سَيَجْزِى اللّه الشَّاكِرِينَ» :

«و محمد نيست جز رسولى كه قبل از او پيامبران بوده اند آيا اگر بميرد يا كشته شود به عقب باز مى گرديد و هركس به عقب باز گردد به خدا هيچ ضررى نمى رساند و به زودى خدا شاكرين را جزا مى دهد» .

متن خطبه غدير

مَعاشِرَ النّاسِ، انْذِرُكُمْ انّى رَسُولُ اللّه قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِىَ الرُّسُلُ، افَإِنْ مِتُّ اوْ قُتِلْتُ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللّه شَيْئا وَ سَيَجْزِى اللّه الشَّاكِرِينَ الصّابِرينَ. الا وَ انَّ عَلِيّا هُوَ الْمَوْصُوفُ بِالصَّبْرِ وَ الشُّكْرِ، ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ وُلْدى مِنْ صُلْبِهِ:

اى مردم، من شما را مى ترسانم و انذار مى نمايم كه من رسول خدا هستم و قبل از من پيامبران بوده اند، آيا اگر من بميرم يا كشته شوم شما عقبگرد مى نماييد ؟ هر كس به

ص: 301


1- . حاقّه / 39.
2- . آل عمران / 144. غدير در قرآن: ج 2 ص 262 - 279. واقعه قرآنى غدير: ص 95، 197، 198. سخنرانى استثنائى غدير: ص 179 - 186.

عقب باز گردد به خدا ضررى نمى رساند؛ و خداوند به زودى شاكرين و صابرين را پاداش مى دهد. بدانيد كه على است توصيف شده به صبر و شكر و بعد از او فرزندانم از نسل او چنين اند.

361. آيه «وَ ما هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ»(1) = آيه «وَ إِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ ... »

362. آيه «وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شاعِرٍ قَلِيلاً ما تُؤمِنونَ»(2) = آيه «تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ. وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ ... »

363. آيه «وَ ما هُوَ بِقَوْلِ كاهِنٍ قَلِيلاً ما تَذَكَّرونَ»(3) = آيه «تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ . وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ ... »

364. آيه «وَ مَكَرُوا مَكْرا وَ مَكَرْنا مَكْرا وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ ... »

اشاره

364. آيه «وَ مَكَرُوا مَكْرا وَ مَكَرْنا مَكْرا وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ ... »(4)

از جمله آياتى كه در سفر حجة الوداع و پس اتمام مراسم حج و پيش از غدير در مورد صحيفه ملعونه اول بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد، آيه 50 تا 52 سوره نمل بود.

«وَ مَكَرُوا مَكَرا وَ مَكَرْنا مَكْرا وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ. فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ مَكْرِهِمْ اَنّا دَمَّرْناهُمْ وَ قَوْمَهُمْ اَجْمَعينَ. فَتِلْكَ بُيُوتُهُمْ خاوِيَةً بِما ظَلَمُوا اِنَّ فى ذلِكَ لاَياتٍ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ» :

«آنان حيله اى به كار بستند و ما هم مكرى به كار گرفتيم در حالى كه آنان نمى فهميدند. بنگر كه عاقبت مكر آنان چگونه شد كه ما آنان و قومشان را همگى نابود

ص: 302


1- . قلم / 52 .
2- . حاقّه / 41.
3- . حاقّه / 42.
4- . نمل / 50 - 52 . غدير در قرآن: ج 1 ص 254، 255. واقعه قرآنى غدير: ص 52 .

كرديم. اين است خانه هاى آنان كه به خاطر ظلمشان خالى مانده است و اين نشانه اى بر كسانى است كه مى دانند» .

موقعيت تاريخى

يكى از اقدامات ننگين منافقين در سال آخر عمر پيامبر صلى الله عليه و آله ماجراى صحيفه ملعونه است. ماجرا اينگونه بود كه پس از حجة الوداع و پيش از غدير، ابوبكر و عمر و معاذ بن جبل و سالم مولى ابى حذيفه و ابوعبيده جراح صحيفه اى نوشتند كه نگذارند خلافت به اهل بيت عليهم السلام برسد. در آن لحظات عظيم ترين پيمان نامه بر ضد دين الهى در تاريخ بشريت به امضا رسيد كه آينده تلخ و تاريكى را براى انسان ها در نظر گرفته بود.

خداوند با نزول 9 آيه پى در پى جوانب مختلف اين توطئه را مورد نكوهش قرار داد و آن را در متن قرآن ثبت كرد. آيه چهارم و پنجم و ششم در بُعدى از اين ماجرا نازل شد كه ديگر خداوند اعلام داشت كه در برابر مكر و حيله آنان دستگاه الهى هم برنامه دارد و بايد عاقبت را ديد و نتايج را بر شمرد. آيه 50 - 52 سوره نمل در اين باره نازل شد: «وَ مَكَرُوا مَكَرا وَ مَكَرْنا مَكْرا...» .

متن روايتى كه نزول آيات فوق را در مسئله صحيفه ملعونه دانسته چنين است: هنگامى كه بر صحيفه ملعونه پيمان بستند اين آيه نازل شد: «آنان مكرى به كار بستند و ما هم مكرى نموديم در حالى كه آنان متوجه نبودند بنگر عاقبت مكر آنان چه شد كه ما آنان و قومشان را همگى نابود كرديم» .(1)

حديث ديگرى كه نزول آيات فوق را در مسئله صحيفه ملعونه با تفصيل بيشترى بيان فرموده از ابوذر است كه چنين مى گويد:

گروهى گرد هم آمدند و گفتند: ما دائما از پيامبر ياد على و ذكر فضائلش را مى شنويم، و پيداست كه قصد دارد اين حكومت از اهل بيتش خارج نشود. بياييد در برابر اين مسئله با يكديگر هم پيمان شويم. آنگاه آنان همپيمان شدند.

ص: 303


1- . بحار الانوار: ج 28 ص 122 و ج 31 ص 634 . الصراط المستقيم: ج 3 ص 153.

در اينجا بود كه اين آيه نازل شد: «وَ مَكَرُوا مَكْرا وَ مَكَرْنا مَكْرا ... » : «آنان حيله اى به كار بستند و ما هم حيله اى به كار بستيم در حالى كه آنان نمى فهميدند. بنگر عاقبت مكر آنان چه شد كه ما آنان و قومشان را همگى نابود كرديم. اين است خانه هاى آنان كه به خاطر ظلمشان خالى مانده است» .

راوى از ابوذر مى پرسد: آنان كه پيمان بستند چه كسانى بودند ؟ او در پاسخ گفت: ابوبكر، عمر، ابوعبيدة، فعلة، فعيل، عبدالرحمن، سعد بن ابى وقاص، عمرو بن عاص، مغيره، كه نام دو نفر را رمزى با كلمه «فَعلَة و فَعيل» ذكر كرد.

سپس ابوذر گفت: خداوند خاندان آنان را از خلافت و حكومت خالى نمود به خاطر ظلمى كه در پيمان خود نمودند. خانواده آنان خالى ماند از حكومتى كه در طلب آن بودند و حرص و طمع آن را داشتند، و هرگز به خاندان آنان باز نخواهد گشت. آنگاه ابوذر قسم ياد كرد كه اين آيات درباره آنان نازل شده است.(1)

365. آيه «وَ مِمَّنْ خَلَقْنا اُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ»

اشاره

365. آيه «وَ مِمَّنْ خَلَقْنا اُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ»(2)

در بخش هفتم از خطبه غدير، پيامبر صلى الله عليه و آله در يك نگاه تبيين كامل درباره ابعاد مسئله ولايت و برخى ناگفته هاى ديگر را آغاز كرد. در اين بخش سخن، حضرت با اشاره به آيه 153 سوره انعام و اينكه علم امر و نهى نزد على عليه السلام است به مردم دستور داد درباره اوامر و نواهى على عليه السلام سر تسليم فرود آورند. سپس به صراحت اعلام كرد كه «صراط مستقيم» من و على و امامان بعد از او هستيم، و به آيه 181 سوره اعراف اشاره كرد:

«وَ مِمَّنْ خَلَقْنا اُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ» :

«و از كسانى كه آفريديم گروهى به حق هدايت مى كنند و به حق اجراى عدالت ميكنند» .

ص: 304


1- . مثالب النواصب ابن شهرآشوب نسخه خطى: ص 93.
2- . اعراف / 181. سخنرانى استثنائى غدير: ص 201 - 212. واقعه قرآنى غدير: ص 98.

پيامبر صلى الله عليه و آله با اشاره به آيه 153 سوره انعام فرمود: «وَ أنَّ هذا صِراطى مُستَقيما فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُم عَن سَبيلِهِ» ، كه صراط مستقيم را در برابر همه راه هاى ديگر قرار مى داد و بايد راه راست دقيقا معرفى مى شد.

به همين منظور حضرت با يادآورى اينكه علم امر و نهى فقط نزد على عليه السلام است، به مردم دستور داد درباره اوامر و نواهى على عليه السلام سر تسليم فرود آورند. حضرتش فرمود: مواظب باشيد كه راه هاى ديگر شما را از راه او منحرف نكند.

آنگاه به صراحت اعلام كرد كه «صراط مستقيم» من و على و امامان بعد از او هستيم، و به آيه 186 سوره اعراف اشاره كرد كه «وَ مِمَّنْ خَلَقْنا اُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ» .

متن خطبه غدير

مَعاشِرَ النّاسِ، اَنَا صِراطُ اللّه ِ الْمُسْتَقيمُ الَّذى اَمَرَكُمْ بِاتِّباعِهِ، ثُمَّ عَلِىٌّ مِنْ بَعْدى، ثُمَّ وُلْدى مِنْ صُلْبِهِ اَئِمَّةُ الْهُدى، يَهْدُونَ اِلَى الْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ:

اى مردم، من راه مستقيم خداوند هستم كه شما را به پيروى آن امر نموده، و سپس على بعد از من، و سپس فرزندانم از نسل او كه امامان هدايت اند، به حق هدايت مى كنند و به يارى حق به عدالت رفتار مى كنند.

366. «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللّه كَذِبا أُولئِكَ يُعْرَضُونَ عَلى رَبِّهِمْ ... »(1) = آيه «وَعَدَ اللّه الْمُنافِقِينَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْكُفَّارَ نارَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها ... »

367. آيه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللّه وَ بِالْيَوْمِ الاْخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ ... »

اشاره

367. آيه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللّه وَ بِالْيَوْمِ الاْخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ ... »(2)

از آياتى كه در غدير در مورد منافقين نازل شد، آيه 8 تا 15 سوره بقره است:

ص: 305


1- . هود عليه السلام / 18.
2- . بقره / 8 - 15. غدير در قرآن: ج 1 ص 442 - 473. واقعه قرآنى غدير: ص 176 - 182.

«وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللّه وَ بِالْيَوْمِ الاْخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ . يُخادِعُونَ اللّه وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ ما يَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَشْعُرُونَ . فِى قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللّه مَرَضا وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ . وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِى الْأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ . أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لكِنْ لا يَشْعُرُونَ . وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَما آمَنَ النَّاسُ قالُوا أَ نُؤْمِنُ كَما آمَنَ السُّفَهاءُ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ وَ لكِنْ لا يَعْلَمُونَ . وَ إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ . اللّه يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ يَمُدُّهُمْ فِى طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ» :

«از مردم كسانى هستند كه مى گويند ما ايمان آورديم به خداوند ولى آنان ايمان ندارند. با خدا مكر و حيله مى كنند و با آنان كه ايمان آوردند حيله مى كنند ولى جز خودشان كسى را گول نمى زنند اما خودشان درك نمى كنند. در قلوب آنان مرض است خداوند هم اين مرض را بيشتر كرده و براى آنان عذاب دردناكى است به خاطر آنچه دروغ مى گويند. آن گاه كه به آنان گفته مى شود در زمين فساد نكنيد مى گويند ما اصلاح كنندگانيم. بدانيد كه آنان فساد كننده هستند ولى خودشان نمى فهمند. هنگامى كه به آنان گفته مى شود شما هم مانند بقيه مردم ايمان آوريد مى گويند آيا مانند سفيهان ايمان بياوريم بدانيد كه آنان سفيهانند ولى خودشان نمى دانند. هنگامى كه ايمان آورندگان را ملاقات كنند مى گويند ايمان آورديم ولى وقتى با شياطينشان خلوت كنند مى گويند ما با شماييم و ما مؤمنين را استهزاء مى كرديم. خداوند آنان را به مسخره مى گيرد و به آنان مهلت مى دهد كه در طغيان خود متحير بمانند» .

موقعيت تاريخى

پس از بازگشت از غدير، منافقين ورود به مدينه را آغازى براى زمينه سازى اهداف خود مى دانستند. كسانى كه صحيفه ملعونه را امضا كرده بودند و نقشه هاى پى در پى كشيده بودند و بسيارى از نقشه هاى خود را به اجرا در آورده بودند، با برخوردهاى دوگانه و ظاهرسازى هاى فريبكارانه نقشه هاى جدى بر ضد غدير را به مرحله عمل نزديك مى كردند.

ص: 306

پيامبر صلى الله عليه و آله در صدد اين بود كه به آنان بفهماند هم از نفاق آنان آگاه است و هم از نقشه هاى آنان خبر دارد و هم قادر بر خنثى كردن تمام توطئه هاى آنان در چشم بر هم زدنى است و در برابر آنان عاجز نيست. همچنين مى خواست به آنان بفهماند آنچه از مدارا و آزاد گذاشتن آنان به چشم مى خورد فقط براى امتحان مردم و مقدرى است كه پروردگار امر فرموده است.

اين اظهارات دو رويانه منافقين از يك سو و آن مقابله جدى و عميق پيامبر صلى الله عليه و آله از سوى ديگر، ماجرايى را به وجود آورد كه هشت آيه قرآن درباره آن نازل شد؛ و اتمام حجتى بى نظير بر منافقين آن روز و پيروان آنان تا روز قيامت انجام گرفت.

منافقين تحركات خود را با دورويى آغاز كردند تا كسى از توطئه هاى آنان بويى نبرد. آنان نزد پيامبر صلى الله عليه و آله مى آمدند و منافقانه اظهار مى كردند: «تو محبوب ترين خلق خدا نزد خدا و خود و نزد ما را بر ما منصوب نمودى، و بدين وسيله ما را از شر ظالمين بر ما و متجاوزين در سياستمان آسوده ساختى» .

اين در حالى بود كه خداوند از قلوب آنان خلاف اين ادعا را مى دانست و اينكه با يكديگر توطئه كرده اند كه بر دشمنى اهل بيت عليهم السلام ثابت قدم باشند، و در راه دور كردن خلافت از كسى كه مستحق آن است از هيچ اقدامى فرو گذار نكنند.

اينجا بود كه خداوند عز و جل آيات 8 تا 15 سوره بقره را نازل كرد: «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنّا بِاللّه ِ وَ بِالْيَوْمِ الاْخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنينَ ... » . در اين موقعيت، پيامبر صلى الله عليه و آلهتفسير اين آيات درباره آنان را چنين خبر داد:

اى محمد، «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنّا بِاللّه ِ» : «از مردم كسانى هستند كه مى گويند: ما ايمان آورديم به خداوند» كه به تو دستور داده على را امامت و سياست گذار امتت و مدبّر امور آنان منصوب نمايى. «وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنينَ» : «ولى آنان ايمان ندارند» به سخنى كه بر زبان مى آورند، بلكه براى به هلاكت رساندن تو و على توطئه مى كنند و خود را براى سرپيچى از اوامر على آماده مى كنند اگر اتفاقى براى تو رخ دهد.

ص: 307

در كنار وحى الهى، اخبارى نيز از توطئه هاى منافقين و گفته هاى آنان درباره على عليه السلام و سوء قصدى كه نسبت به او داشتند، به پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد. حضرت آنان را فرا خواند و مورد سرزنش و عتاب قرار داد. آنان در انكارِ آن گزارش ها قسم هاى غليظ ياد نمودند و آن نسبت ها را ردّ كردند.

ابوبكر گفت: يا رسول اللّه، به خدا قسم، به هيچ چيز اهميت نداده ام به اندازه اى كه به اين بيعت اهميت مى دهم ! من اميدوارم كه خداوند با اين بيعت در قصرهاى بهشت براى من جاى وسيعى در نظر بگيرد، و مرا از بهترين وارد شوندگان و ساكنين آن قرار دهد ! !

عمر گفت: پدر و مادرم به قربان تو يا رسول اللّه، من به دخول بهشت و نجات از آتش اطمينان خاطر نيافتم مگر با اين بيعت ! به خدا قسم بعد از اين عهد و پيمانى كه بر آن تعهد بستم، هرگز شكستن اين پيمان و مخالفت با آن مورد رضاى من نخواهد بود اگر چه از زمين تا عرش مرواريدهاى تازه و جواهرات گرانقيمت پر باشد و براى نقض اين بيعت به من بدهند ! !

سومى گفت: به خدا قسم يا رسول اللّه، من از اين بيعت چنان شادمان شدم و آرزوى جايى وسيع در بهشت رضوان خدا نمودم، كه يقين پيدا كردم اگر گناه همه مردم زمين بر من باشد با اين بيعت از نامه اعمالم پاك مى شود ! سپس بار ديگر بر گفته خود قسم ياد كرد، و لعنت فرستاد بر كسى كه بر خلاف اين ادعا به پيامبر صلى الله عليه و آله خبرى را رسانده است ! !

بعد از اين سه نفر، عده اى ديگر از همان سركشان متمرد نظير اين عذرها را آوردند، ولى خداوند عز و جل در تفسير آياتى كه از سوره بقره نازل شده بود به پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «يُخادِعُونَ اللّه َ» : «با خدا مكر و حيله مى كنند» يعنى با پيامبر خدا با قسم هاى باطلشان خدعه مى كنند؛ «وَ الَّذينَ آمَنُوا» : «و با آنان كه ايمان آوردند حيله مى كنند» ، يعنى با ياران پيامبر صلى الله عليه و آله كه سيد آنان و برترشان على بن ابى طالب عليه السلام است.

ص: 308

«وَ ما يَخْدَعُونَ اِلاّ اَنْفُسَهُمْ» : «ولى جز خودشان كسى را گول نمى زنند» و با اين خدعه جز به خودشان ضرر نمى رسانند، زيرا خداوند از آنان و يارى شان مستغنى است؛ و اگر نبود كه خداوند به آنان مهلت داده، بر خلاف و طغيانى كه به آن دست يازيده اند قدرت نمى يافتند.

«وَ ما يَشْعُرُونَ» : «ولى آنان درك نمى كنند» كه مسئله چنين است و خداوند پيامبرش را از دورويى و دروغ و كفر آنان آگاه ساخته و او را به لعن آنان در كنار لعنت ظالمين و عهد شكنان امر فرموده است. اين لعنتى كه از آنان جدا نمى شود: در دنيا بندگان خوب خدا آنان را لعنت مى كنند، و در آخرت به عذاب هاى شديد الهى گرفتار مى شوند.(1)

در همين باره، حضرت موسى بن جعفر عليهماالسلام مى فرمايد: هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله در روز غدير اميرالمؤمنين عليه السلام را در آن موقعيت مشهور و معروف به همه شناسانيد عده اى از متمردين و سركشان منافقين در بين خود توطئه كردند ... . خداوند هم اين توطئه را از سوى آنان خبر داشت و درباره آنان به پيامبرش محمد صلى الله عليه و آله خبر داد و فرمود ... .(2) در اينجا حضرت آيات اول سوره بقره را قرائت فرموده، شأن نزول آنها را در اين باره بيان مى فرمايد.

به بيان ديگر:

با ديدن معجزات اميرالمؤمنين عليه السلام پس از غدير و در مدينه، قلوب منافقين مرض بيشترى يافت، گذشته از مرض حسدى كه نسبت به پيامبر و على عليهماالسلام داشتند. در اين

ص: 309


1- . بحار الانوار: ج 6 ص 30 و ج 30 ص 223 - 266 و ج 37 ص 142 - 148. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 154 - 161.
2- . تفسير الامام العسكرى عليه السلام: ص 111 - 123. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 154 - 161. بحار الانوار: ج 30 ص 223 - 226 و ج 37 ص 142 - 148. مدينة المعاجز: ج 1 ص 438. تأويل الآيات: ج 1 ص 40 ح 11. تفسير البرهان: ج 1 ص 59 ح 1. اثبات الهداة: ج 3 ص 573 .

باره خداوند در آيات 10 الى 15 سوره بقره چنين فرمود: «فى قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» : «در قلب آنان مرض است» ، يعنى در قلوب اين متمردين شك كننده بيعت شكن از بيعتى كه براى على بن ابى طالب گرفتى مرضى ايجاد شد.

«فَزادَهُمُ اللّه ُ مَرَضا» : «خداوند هم اين مرض را بيشتر كرد» به گونه اى كه با ديدن اين نشانه ها و معجزات قلوب آنان متحيّر گرديد، «وَ لَهُمْ عَذابٌ اَليمٌ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ» : «و براى آنان عذاب دردناكى است به خاطر آنچه دروغ مى پندارند» كه پيامبر صلى الله عليه و آله را تكذيب مى كنند؛ و در اين سخنشان كه مى گويند «ما بر بيعت و پيمان خود ثابت هستيم» دروغ مى گويند.

آنگاه كه به اين شكنندگان بيعتِ غدير گفته مى شود: «لا تُفْسِدُوا فِى الاَرْضِ» : «در زمين فساد نكنيد» با اظهار بيعت شكنى در برابر بندگان مستضعف خدا كه دين آنان را در دلشان مشوّش مى كنيد و آنان را در اعتقادشان متحير مى نماييد، «قالُوا اِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ» : «مى گويند ما اصلاح كنندگانيم» ، زيرا ما نه به دين محمد و نه غير محمد اعتقادى نداريم و در مسئله دين متحيريم. ما در ظاهر رضايت خود به محمد را با اظهار قبول دين او نشان مى دهيم، ولى در باطن طبق خواسته هاى خود عمل مى كنيم.

از امكانات زندگى و رفاه آن استفاده مى كنيم و نفس خود را از رِقيَّت محمد آزاد مى نماييم و از اطاعت پسر عمويش على خود را رها مى سازيم به گونه اى كه اگر در دنيا پيروزى يافت ما نزد او مورد توجه باشيم، و اگر امر او به نابودى كشيده شد از اسير شدن به دست دشمنانش سالم بمانيم !

خداوند عزوجل مى فرمايد: «اَلا اِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ» : «بدانيد كه آنان فساد كننده هستند» ، با اين مطالبى كه درباره امور خود مى گويند، چرا كه خداوند نفاق آنان را به پيامبرش شناسانده و او آنان را لعنت مى نمايد و به مؤمنين دستور لعن آنان را مى دهد.

دشمنان مؤمنين نيز ديگر به آنان اطمينان ندارند، چرا كه مى پندارند با آنان نيز منافقانه رفتار مى كنند، همان گونه كه با اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله با نفاق رفتار مى كنند.

ص: 310

از اينجاست كه هيچ منزلتى برايشان نزد آنان وجود ندارد، و به عنوان افرادى موثق در دل آنان جاى ندارند.

اين كلام خداوند كه مى فرمايد: «وَ إذا قيلَ لَهُم آمَنُوا كَما آمَنَ النّاسُ قالُوا أنُؤمِنُ كَما آمَنَ السُّفَهاءُ ألا إنَّهُم هُمُ السَّفَهاءُ وَ لكِن لا يَعلَمُونَ» : «و هنگامى كه به آنان گفته مى شود شما هم مانند بقيه مردم ايمان آوريد مى گويند آيا مانند سفيهان ايمان بياوريم بدانيد كه آنان سفيهانند ولى خودشان نمى دانند» .

اين آيه درباره اين است كه وقتى برگزيدگان مؤمنين مانند سلمان و مقداد و ابوذر و عمار به اين بيعت شكنان مى گويند: ايمان آوريد به پيامبر و به على كه او را جاى خود قرار داده و مقام خود را به او داده و در همه مصالح دين و دنيا او را ضابطه قرار داده است. شما هم مانند ساير مردم ايمان به اين پيامبر آوريد و در ظاهر و باطن تسليم اين امام شويد.

آنان به اين مؤمنين پاسخى نمى دهند زيرا جرأت ندارند جواب واقعى را به آنان بگويند، ولى به منافقينى كه نزد آنان مى آيند و مورد اعتمادشان هستند و همچنين به مؤمنين مستضعفى كه از كتمان آن مطمئن هستند مى گويند: «أ نُؤْمِنُ كَما آمَنَ السُّفَهاءُ» : «آيا ما هم مانند سفيهان ايمان بياوريم» ، و منظورشان از سفيهان سلمان و اصحاب او هستند كه در پيشگاه على عليه السلام محبت خالصانه و اطاعت محض را تقديم نموده اند، و ولايت دوستان على و دشمنى با او را علنى ساخته اند.

اينان را از آن جهت «سفهاء» مى دانند كه در برابر دشمنان محمد روش تندى دارند، و هنگامى كه امر او مضمحل شود دشمنانش آنان را نابود مى كنند، و ساير سردمداران و مخالفين محمد نيز آنان را هلاك مى نمايند.

«اَلا اِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ» : «بدانيد كه خودشان سفيهانند» و عقل و نظرشان پست است، چرا كه در مسئله پيامبر صلى الله عليه و آله آنگونه كه بايد توجه نكرده اند تا به نبوت او معرفت پيدا كنند و صحت ضابطه قرار دادن على عليه السلام را در امر دين و دنيا دريابند.

ص: 311

اينان با دقت نكردن اتمام حجت هاى خدا جاهل مانده اند، و از پيامبر صلى الله عليه و آله و يارانش و همچنين از مخالفينشان مى ترسند، چرا كه در امان نيستند كه كدامشان غالب مى شود و مى ترسند كه مبادا همراه آنان هلاك شوند. بنابراين آنان سفيهند به دليل اينكه با نفاقشان نه محبت پيامبر صلى الله عليه و آله و مؤمنين و نه محبت يهود و ساير كافرين براى آنان قابل تحقق است ! !

اينان با نفاقشان در برابر پيامبر صلى الله عليه و آله اظهار ولايت آن حضرت و برادرش على عليه السلام و دشمنى با يهود و نصارى و ناصبيان مى نمايند، همان گونه كه در برابر اين دشمنان اظهار دشمنى با پيامبر و على عليهماالسلام و ولايت دشمنان ايشان مى نمايند. با اين روش دشمنان پيامبر صلى الله عليه و آله هم مى پندارند كه نفاق اينان در برابر آنان همانند نفاقشان با محمد صلى الله عليه و آله و على عليه السلام است.

«وَ لكِنْ لا يَعْلَمُونَ» : «ولى خود منافقين متوجه اين حقيقت نيستند» ، و خداوند پيامبرش را از اسرار آنان آگاه مى فرمايد، و آنان را خوار مى نمايد و مورد لعنت قرار مى دهد و بى ارزش تلقى مى نمايد.

كلام خداوند كه مى فرمايد: «وَ اِذا لَقُوا الَّذينَ آمَنُوا قالُوا آمَنّا وَ اِذا خَلَوا اِلى شَياطينِهِمْ قالُوا اِنّا مَعَكُمْ اِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ. اللّه ُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ يَمُدُّهُمْ فى طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ» : «و هنگامى كه ايمان آورندگان را ملاقات كنند مى گويند ايمان آورديم ولى وقتى با شياطينشان خلوت كنند مى گويند ما با شماييم و ما مؤمنين را استهزاء مى كرديم. خدا آنان را به مسخره مى گيرد و به آنان مهلت مى دهد كه در طغيان خود متحير بمانند» .

اين آيه درباره آن است كه اين بيعت شكنان كه بر مخالفت با على عليه السلام و مانع شدن خلافت از او همپيمان شده بودند، وقتى با مؤمنين رو به رو مى شدند مى گفتند: ما هم مانند ايمان شما ايمان آورده ايم.(1)

ص: 312


1- . بحار الانوار: ج 6 ص 30 و ج 30 ص 223 - 266 و ج 37 ص 142 - 148. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 154 - 161.

368. آيه «وَ مِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِىَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ ... »

اشاره

368. آيه «وَ مِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِىَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ ... »(1)

يكى از آياتى كه در خطبه غدير به آنها اشاره شده، آيه 61 سوره توبه است:

«وَ مِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِىَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللّه وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ رَحْمَةٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللّه لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ» .

«از آنان كسانى هستند كه پيامبر را اذيت مى كنند و مى گويند او گوش است بگو گوش است بر ضد كسانى كه گمان مى كنند او اُذُن است و براى شما خير است به خدا ايمان مى آورد و در مقابل مؤمنين تواضع و احترام مى نمايد و براى كسانى از شما كه ايمان آورده اند رحمت است و براى كسانى كه پيامبر را اذيت مى كنند عذاب دردناك است» .

متن خطبه غدير

پيامبر صلى الله عليه و آله در فرازى از بخش دوم خطبه غدير وحى خاص براى ابلاغ ولايت را بيان فرمود. در ضمن آزار و اذيت هاى پى در پى منافقين را نسبت به حضرتش يادآور شد، تا آنجا كه نسبت هاى مسخره آميز به حضرت دادند و كلمه «اُذُن» به معناى «گوش» را درباره حضرت به كار بردند، كه منظورشان «سراپا گوش» بودن اميرالمؤمنين و پيامبر صلى الله عليه و آله و توجه متقابل آنان نسبت به يكديگر بود.

آنگاه آيه 61 سوره توبه را قرائت كرد كه درباره نسبت دهندگان اين كلمه از منافقين نازل شده بود:

وَ سَالْتُ جَبْرَئيلَ انْ يَسْتَعْفِىَ لِىَ السَّلامَ عَنْ تَبْليغِ ذلِكَ الَيْكُمْ - ايُّهَا النّاسُ - لِعِلْمى بِقِلَّةِ الْمُتَّقينَ وَ كَثْرَةِ الْمُنافِقينَ وَ ادْغالِ اللاّئِمينَ وَ حِيَلِ الْمُسْتَهْزِئينَ بِالاسْلامِ، الَّذينَ وَصَفَهُمُ اللّه فى كِتابِهِ بِانَّهُمْ يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ ما لَيْسَ فِى قُلُوبِهِمْ وَ يَحْسَبُونَهُ هَيِّنا وَ هُوَ

ص: 313


1- . توبه / 61 . غدير در قرآن: ج 2 ص 79 - 85 . واقعه قرآنى غدير: ص 82 . سخنرانى استثنائى غدير: ص 147 - 155.

عِنْدَ اللّه عَظِيمٌ وَ كَثْرَةِ اذاهُمْ لى غَيْرَ مَرَّةٍ، حَتّى سَمُّونى اذُنا وَ زَعَمُوا انّى كَذلِكَ لِكَثْرَةِ مُلازَمَتِهِ ايّاىَ وَ اقْبالى عَلَيْهِ وَ هَواهُ وَ قَبُولِهِ مِنّى، حَتّى انْزَلَ اللّه عَزَّ وَ جَلَّ فى ذلِكَ: «وَ مِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِىَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ، قُلْ أُذُنُ عَلَى الَّذينَ يَزْعَمُونَ انَّهُ اذُنٌ - خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللّه وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ رَحْمَةٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللّه لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ» .

وَ لَوْ شِئْتُ انْ اسَمِّىَ الْقائِلينَ بِذلِكَ بِاسْمائِهِمْ لَسَمَّيْتُ، وَ انْ اومِئَ الَيْهِمْ بِاعْيانِهِمْ لاَوْمَأْتُ، وَ انْ ادُلَّ عَلَيْهِمْ لَدَلَلْتُ، وَ لكِنّى وَ اللّه فى امُورِهِمْ قَدْ تَكَرَّمْتُ:

اى مردم، من از جبرئيل درخواست كردم كه از خدا بخواهد تا مرا از ابلاغ اين مهم معاف بدارد، زيرا از كمى متقين و زيادى منافقين و افساد ملامت كنندگان و حيله هاى مسخره كنندگان اسلام اطلاع دارم، كسانى كه خداوند در كتابش آنان را چنين توصيف كرده است كه با زبانشان مى گويند آنچه در قلب هايشان نيست و اين كار را سهل مى شمارند در حالى كه نزد خداوند عظيم است.

همچنين به خاطر اين است كه منافقين بارها مرا اذيت كرده اند تا آنجا كه مرا «اذُن» (گوش فرا دهنده) ناميدند، و گمان كردند كه من چنين هستم به خاطر ملازمت بسيار او (على) با من و توجه من به او و تمايل او به من و قبولش از من، تا آنجا كه خداوند عزوجل در اين باره چنين نازل كرد:

«و از آنان كسانى هستند كه پيامبر را اذيت مى كنند و مى گويند او «اذن» (گوش فرا دهنده) است بگو گوش است بر ضد كسانى كه گمان مى كنند او اُذُن است و براى شما خير است به خدا ايمان مى آورد و در مقابل مؤمنين تواضع و احترام مى نمايد و براى كسانى از شما كه ايمان آورده اند رحمت است و براى كسانى كه پيامبر را اذيت مى كنند عذاب دردناك است» .

و اگر بخواهم گويندگان چنين نسبتى را معرفى كنم و به آنان اشاره نمايم و آنان را نشان دهم مى توانم، ولى درباره آنان با بزرگوارى رفتار كرده ام.

ص: 314

369. آيه «وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الاْءِسْلامِ دِينا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِى الاْخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ»(1) = آيه «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّه الاْءِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ ... »

370. آيه «وَ مَنْ يَتَوَلَّى اللّه وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللّه هُمُ الْغالِبُونَ»(2)

از جمله آياتى كه براى بيان بيشتر شئون امامت و خلافتِ الهى در برابر رياست هاى شيطانىِ سقيفه به صورت استشهاد و اشاره و اقتباس در غدير ديده مى شود، كه به صورت تفسيرگونه اى در كلام پيامبر صلى الله عليه و آله تركيب شده و آيه مستقلاً ذكر نشده، آيه 62 سوره يونس است.

پيامبر صلى الله عليه و آله در فرازى از بخش هفتم خطبه غدير، آيه 62 سوره يونس: «اَلا اِنَّ اَوْلِياءَ اللّه ِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» را كنار آيه 56 سوره مائده: «فَاِنَّ حِزْبَ اللّه ِ هُمُ الْغالِبُونَ» قرار داد، و از امامان عليهم السلام به عنوان و با تعبير «اولياء اللّه» و «حزب اللّه» ياد كرد:

«وَ مَنْ يتولى اللّه وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللّه هُمُ الْغالِبُونَ» :

«هر كس ولايت خدا و رسولش و ايمان آورندگان را بپذيرد پس حزب اللّه هستند كه غالب اند» .

متن خطبه غدير

اوُلئِكَ اَوْلِياءُ اللّه ِ الَّذينَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ. اَلا اِنَّ حِزْبَ اللّه ِ هُمُ الْغالِبُونَ:

ايشان دوستان خدايند كه ترسى بر آنان نيست و محزون نمى شوند، بدانيد كه حزب خداوند غالب هستند.

ص: 315


1- . آل عمران / 85 .
2- . مائده / 56 . غدير در قرآن: ج 2 ص 189 - 196. سخنرانى استثنائى غدير: ص 201 - 212. واقعه قرآنى غدير: ص 99.

371. آيه «وَ مَنْ يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ»

اشاره

371. آيه «وَ مَنْ يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ»(1)

از جمله آياتى كه در سفر حجة الوداع و پس از اتمام مراسم حج در مورد صحيفه ملعونه اول بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شده، آيه 25 سوره حج است:

«وَ مَنْ يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ» :

«هر كس در مسجد الحرام به سبب الحاد و كفرش ظلمى را اراده كند عذاب دردناك را به او مى چشانيم» .

موقعيت تاريخى

يكى از اقدامات ننگين منافقين در سال آخر عمر پيامبر صلى الله عليه و آله ماجراى صحيفه ملعونه است. ماجرا اينگونه بود كه پس از حجة الوداع و پيش از غدير، ابوبكر و عمر و معاذ بن جبل و سالم مولى ابى حذيفه و ابوعبيده جراح صحيفه اى نوشتند كه نگذارند خلافت به اهل بيت عليهم السلام برسد. در آن لحظات عظيم ترين پيمان نامه بر ضد دين الهى در تاريخ بشريت به امضا رسيد كه آينده تلخ و تاريكى را براى انسان ها در نظر گرفته بود.

خداوند با نزول 9 آيه پى در پى جوانب مختلف اين توطئه را مورد نكوهش قرار داد و آن را در متن قرآن ثبت كرد.

چون اين صحيفه در كعبه امضا شد و كُفرى در بيت الهى بود، آيه 25 سوره حج نازل شد و از اين بُعد آن را معرفى كرد: «وَ مَنْ يُرِدْ فيهِ بِاِلْحادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذابٍ اَليمٍ» : «هر كس با الحاد و كفر وارد خانه خدا شود او را عذاب دردناكى مى چشانيم» .(2)

انتخاب كعبه از سوى اصحاب صحيفه براى اقدام بر ضد خداى كعبه از شنيدنى هاى تاريخ است. از آن جالب تر قسم ياد كردن و هم قسم شدن در خانه پروردگار براى پايدارى در تخريب دين خالق بشر است، كه اگر اين قسم به خدا بوده موضوع آن بر ضد خدا بوده، و اگر بر بت ها و لات و عُزّى بوده چرا در خانه خدا بر

ص: 316


1- . حج / 25. غدير در قرآن: ج 1 ص 287 - 288. واقعه قرآنى غدير: ص 52 .
2- . مثالب النواصب ابن شهرآشوب، نسخه خطى : ص 93. بحار الانوار: ج 36 ص 168.

بت قسم ياد كرده اند ؟ ! از آن هم جالب تر سپردن و پنهان كردن صحيفه داخل كعبه است، كه پيمان نامه ضد خدا را نزد خدا به امانت سپردند ! !

اينگونه اقدام ضد خدا در خانه خدا يك بار ديگر سابقه داشته، آنگاه كه قريش قبل از هجرت پيامبر صلى الله عليه و آله براى تحت فشار قرار دادن آن حضرت در دار الندوة پيمانى بستند كه آن حضرت و يارانش و بنى هاشم را در شِعب ابى طالب زندانى كنند و با آنان مجالست و معامله نكنند، و اين صحيفه را در كعبه آويزان كردند.(1)

پيامبر صلى الله عليه و آله نيز درباره صحيفه اهل سقيفه فرمود: در اين امت گروهى پيدا شده اند كه در نوشتن صحيفه بر ضد ما شباهت به آنانى پيدا كرده اند كه در جاهليت بر ضد ما صحيفه نوشتند و آن را در كعبه آويختند.(2)

372. آيه «وَ مَنْ يُطِعِ اللّه َ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ فازَ فَوْزا عَظيما»(3) = آيه «يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمالَكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ ... »

373. آيه «وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطانا ... »

373. آيه «وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطانا ... »(4)

از جمله آياتى كه در سفر حجة الوداع و پيش از اتمام مراسم حج در مورد صحيفه ملعونه اول و اِخبار خداوند متعال از آن بر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نازل شد، آيه 36 تا 38 سوره زخرف بود:

«وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطانا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ. وَ إِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ. حَتَّى إِذا جاءَنا قالَ يا لَيْتَ بَيْنِى وَ بَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ» :

ص: 317


1- . بحار الانوار: ج 18 ص 120.
2- . بحار الانوار: ج 28 ص 106.
3- . احزاب / 71.
4- . زخرف / 36 - 38. غدير در قرآن: ج 1 ص 239، 243 - 245.

«هر كس از ذكر خداوند رحمان غافل شود شيطانى را براى او بر مى انگيزيم كه قرين او خواهد بود. و چنين كسانى آنان را از راه راست مانع مى شوند و گمان مى كنند كه هدايت يافته اند. تا هنگامى كه نزد ما مى آيد خواهد گفت اى كاش بين من و تو فاصله مشرق و مغرب بود و چه بد قرينى بودى» .

اين آيه نازل شد تا شايد منافقين و اصحاب صحيفه از تصميم خود باز گردند. اين آيه هشدار نسبت به روزى است كه پشيمانى فايده ندارد و هر كس به آنان كمكى كرده باشد با آنان در عذابشان مشترك خواهد بود.

امام باقر عليه السلام در بيان اين آيات، ارتباط آن با آيه بعد را مطرح مى فرمايد و مجموع آيات را جمله به جمله تفسير مى فرمايد:

«وَ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْيَوْمَ إِذْ ظَلَمْتُمْ» : «امروز ديگر هيچ فايده اى برايتان ندارد چرا كه ظلم كرده ايد» به آل محمد عليهم السلام درباره حق آنان، «أَنَّكُمْ فِى الْعَذابِ مُشْتَرِكُونَ» : «شما در عذاب شريك خواهيد بود» .

اين آيه جواب و دنباله مطلب درباره كسانى است كه قبل از اين ذكر شده اند، و آن كلام خداوند عزوجل است كه مى فرمايد:

«وَ مَن يَعشُ عَن ذِكرِ الرَّحمنِ نُقَيِّض لَهُ شَيطانا فَهُوَ لَهُ قَرينٌ. وَ إنَّهُم لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبيلِ وَ يَحسَبُونَ أنَّهُم مُهتَدُونَ. حَتّى إذا جاءنا قالَ يا لَيتَ بَينى وَ بَينَكَ بُعدَ المَشرِقَينِ فَبِئسَ القَرينُ»(1):

«هر كس از ذكر خداوند رحمان غافل شود شيطانى را براى او بر مى انگيزيم كه قرين او خواهد بود. و چنين كسانى آنان را از راه راست مانع مى شوند و گمان مى كنند كه هدايت يافته اند. تا هنگامى كه نزد ما مى آيد خواهد گفت اى كاش بين من و تو فاصله مشرق و مغرب بود، و چه بد قرينى بودى» .

ص: 318


1- . زخرف / 36 - 38.

پشت سر اين كلام به آنان گفته خواهد شد: «وَ لَن يَنفَعَكُمُ اليَومَ» : «امروز براى شما هيچ نفعى ندارد» يعنى اين روزى كه صحيفه را امضا كرديد، «إِذْ ظَلَمتُم» : «چرا كه ظلم كرديد» به حق آل محمد عليهم السلام، «أنَّكُم فِى العَذابِ مُشتَرِكُونَ» : «شما در عذاب شريك هستيد» ، يعنى كسانى كه تابع اصحاب صحيفه شدند، و خود اصحاب صحيفه كه متبوع ديگران قرار گرفتند، آنان كه اصل ظلم بودند و كسانى كه فرع ظلم شدند.(1)

ضمنا اين آيه اصحاب صحيفه و اهل سقيفه را مى گويد كه در برابر صراط مستقيم خداوند راهى را اختراع كردند، و سعى كردند ديگران را به اين باور برسانند كه راهى كه پيامبر صلى الله عليه و آله از طرف خدا به عنوان ولايت امامان دوازده گانه عليهم السلام آورده صحيح نيست ! و اگر واقعا راه هدايت را مى خواهيد به آنچه ما ساخته و بافته ايم عمل كنيد !

براى اجراى اين باور رواياتى جعل كردند و بهانه هايى از قبيل قتل بزرگان قريش به دست على عليه السلام و سنّ او و تعصّبات عربى در نپذيرفتن خلافت و نبوت در يك خاندان را مطرح كردند. معناى اين اقدامات همان است كه خدا مى فرمايد: «آنان بر سر راه مستقيم مانع ايجاد مى كنند و نزد خود گمان مى كنند كه فكر درست نزد آنان است» .

سپس خداوند مى فرمايد: «وَ إنَّهُم لَيَصُدُّونَهُم عَنِ السَّبيلِ وَ يَحسَبُونَ أنَّهُم مُهتَدُونَ. حَتَّى إذا جاءَنا قالَ يا لَيتَ بَينِى وَ بَينَكَ بُعدَ المَشرِقَينِ فَبِئسَ القَرينُ» : «و چنين كسانى آنان را از راه راست مانع مى شوند و گمان مى كنند كه هدايت يافته اند. تا هنگامى كه نزد ما مى آيد خواهد گفت اى كاش بين من و تو فاصله مشرق و مغرب بود و چه بد قرينى بودى» .

به فرموده امام باقر عليه السلام منظور ابوبكر و عمر است(2)؛ كه در دنيا آنچه خواستند كردند و در آخرت كه نتيجه طولانى اعمال خود را مى بينند از يكديگر بيزارى مى جويند. آن دو كه در دنيا نزديك ترين افراد نسبت به يكديگر بودند و اساس صحيفه را به يارى

ص: 319


1- . بحار الانوار: ج 36 ص 153 ح 133. تأويل الآيات: ج 2 ص 555 .
2- . بحار الانوار: ج 30 ص 156 ح 14.

هم بنيان گذاشتند، آن روز آرزوى فاصله مشرق تا مغرب نسبت به يكديگر خواهند داشت و با كلمه «بِئسَ الْقَرِينُ» هر يك ديگرى را از خود مى راند.

و در آخر مى فرمايد: «أَنَّكُمْ فِى الْعَذابِ مُشْتَرِكُونَ» ، در حديث امام باقر عليه السلام است كه تابع و متبوع و اصول و فروعِ ظلم در عذاب مشترك خواهند بود، اگر چه هر كس به درجه اى كه اعمالش اقتضا كند سزاى آن را خواهد ديد.(1)

374. آيه «وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللّه ِ فَإنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ»

374. آيه «وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللّه ِ فَإنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ»(2)

پيامبر صلى الله عليه و آله درباره حج و عمره چهار جنبه مهم را در خطبه غدير مورد تأكيد قرار دادند. از جمله فرمودند كه حج و عمره از شعائر الهى است؛ كه «وَ مَن يُعَظِّم شَعائِرَ اللّه ِ فَإنَّها مِن تَقوَى القُلُوبِ» : «و هر كس شعائر الهى را بزرگ داد اين كار نشانه تقواى دل هاست» ، و احياى آن احياى دين خداست.

375. آيه «وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللّه َ شَيْئا»

اشاره

375. آيه «وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللّه َ شَيْئا»(3)

در آخرين بخش از خطبه غدير، پيامبر صلى الله عليه و آله با اشاره به آيه 71 سوره احزاب و آيه 20 و 21 سوره توبه، فضائل على بن ابى طالب عليه السلام را بيان كرد و دستور پذيرفتن آنها داد. سپس با اشاره به آيه قرآن به مردم گوشزد كرد كه رضاى الهى را در نظر بگيرند، چرا كه اگر همه اهل زمين كافر شوند ضررى به خداوند نمى رسد.

حضرت در اين باره به آيه 8 سوره ابراهيم و آيه 144 سوره آل عمران اشاره كرد:

«وَ قالَ مُوسى إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِى الْأَرْضِ جَمِيعا فَإِنَّ اللّه لَغَنِىٌّ حَمِيدٌ»(4):

«موسى گفت اگر شما و همه كسانى كه در زمين هستند كافر شوند خداوند مستغنى و سپاس شده است» .

ص: 320


1- . بحار الانوار: ج 24 ص 319 و ج 31 ص 610 و ج 36 ص 153 ح 133.
2- . حج / 32. اسرار غدير: ص 224.
3- . آل عمران / 144.
4- . ابراهيم عليه السلام / 8 .

«وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللّه شَيْئا وَ سَيَجْزِى اللّه الشَّاكِرِينَ» :

«محمد نيست مگر رسولى كه قبل از او پيامبرانى بوده اند آيا اگر بميرد يا كشته شود به گذشته باز مى گرديد ولى به خدا ضررى نمى رساند و خداوند سپاسگزاران را جزا مى دهد» .

متن خطبه غدير

مَعاشِرَ النّاسِ، قُولُوا ما يَرْضَى اللّه بِهِ عَنْكُمْ مِنَ الْقَوْلِ. فَانْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِى الْأَرْضِ جَمِيعا فَلَنْ يَضُرَّ اللّه شَيْئا. (خ ل: فَإِنَّ اللّه لَغَنِىٌّ حَمِيدٌ) :

اى مردم، سخنى بگوييد كه به خاطر آن خدا را از شما راضى شود، و اگر شما و همه كسانى كه در زمين هستند كافر شوند به خدا ضررى نمى رسانند (خ ل: خداوند مستغنى و سپاس شده است) .

376. آيه «وَ نادَوْا يا مالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنا رَبُّكَ قالَ إِنَّكُمْ ماكِثُونَ»(1) = آيه «إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِى عَذابِ جَهَنَّمَ خالِدُونَ . لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ ... »

377. آيه «وَ النَّجْمِ إِذا هَوى . ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى ... »

اشاره

377. آيه «وَ النَّجْمِ إِذا هَوى . ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى ... »(2)

از جمله آياتى كه پس از ايراد خطبه غدير و به احتمال قوى در ايام سه روزه اقامت در غدير نازل شده آيات 1 - 4 سوره نجم است:

«بِسْمِ اللّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . وَ النَّجْمِ إِذا هَوى . ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى . وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى . إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْىٌ يُوحى» .

ص: 321


1- . زخرف / 77.
2- . نجم / 1 - 4. غدير در قرآن: ج 1 ص 200 - 205. واقعه قرآنى غدير: ص 148. اسرار غدير: ص 116.

«به نام خداى بخشنده مهربان. قسم به ستاره آنگاه كه پايين مى آيد. هم صحبت شما (يعنى پيامبر صلى الله عليه و آله) گمراه نشده و راه نايافته نيست. و از روى هواى نفس سخن نمى گويد. آنچه مى گويد نيست جز وحيى كه بر او نازل مى شود» .

موقعيت تاريخى

پس از سخنرانى غدير در فرصت مناسبى پيامبر صلى الله عليه و آله سند مكتوبى براى غدير آماده كردند. براى اين كار دستور دادند بلال ندا دهد: «الصَلاةُ جامِعَةً» تا همه جمع شوند.

وقتى مهاجرين و انصار جمع شدند حضرت فرمود: اى قريش ! امروز شرف از آن شماست، صف هاى خود را مرتب كنيد. سپس فرمود: اى عرب ! امروز شرف از آن شماست، صف هاى خود را مرتب كنيد. سپس فرمود: اى موالى و همپيمانان ! امروز شرف از آن شماست، صف هاى خود را مرتب كنيد.

حضرت با اين كلمات همه گروه ها را فراخواند و همه را مخاطب قرار داد. سپس دوات و كاغذى طلب كرد و دستور داد كاتب آنچه حضرت مى گويد و مردم اقرار مى كنند بنويسد و آن را ثبت كند. نوشته به دستور حضرت چنين آغاز شد:

بِسْمِ اللّه الرَّحْمنِ الرَّحيمِ، لا الهَ الاَّ اللّه، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّه. سپس پرسيد: آيا به اين مطالب شهادت مى دهيد ؟ گفتند: آرى. فرمود: آيا مى دانيد كه خداوند مولى و صاحب اختيار شماست ؟ گفتند: آرى، به خدا قسم. فرمود: آيا مى دانيد كه من مولى و صاحب اختيار شما هستم ؟ گفتند: آرى، به خدا قسم.

در اينجا حضرت بازوى على عليه السلام را گرفت و آن را بلند كرد به حدى كه سفيدى زير بازوى حضرت ظاهر شد و در آن حال فرمود: مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ، و سپس فرمود: اللهمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ.

همه اين گفتگوها طبق دستور حضرت در آن ورقه ثبت شد؛ و اينجا بود كه خداوند اين آيات را نازل كرد: «وَ النَّجْمِ إِذا هَوى. ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى. وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى. إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْىٌ يُوحى» : «قسم به ستاره هنگامى كه پايين مى آيد.

ص: 322

صاحب شما (يعنى پيامبر صلى الله عليه و آله) گمراه نشده و راه نايافته نيست. و از روى هواى نفس سخن نمى گويد. آنچه مى گويد نيست مگر وحيى كه نازل مى شود» .(1)

اينجاست كه جا دارد كسى بگويد: اينكه ابوبكر و عمر و حارث فهرى و چند نفر ديگر پس از خطبه غدير پرسيدند: «آيا اين مسئله از جانب خداست يا از جانب خودت است ؟ » به خاطر همين بود كه معناى بسيار سنگينى را از كلمه «مولى» دريافتند كه همان صاحب اختيارى بود و براى زير سؤال بردن آن حاضر به اين جسارت نسبت به ساحت مقدس آن حضرت شدند، وگرنه همه مى دانند كه تمام گفته هاى پيامبر صلى الله عليه و آله طبق آيه «وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى»(2) چيزى جز وحى و كلام خداوند نيست.

378. آيه «وَ نَزَعْنا ما فِى صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ تَجْرِى مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ وَ قالُوا ... »

اشاره

378. آيه «وَ نَزَعْنا ما فِى صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ تَجْرِى مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ وَ قالُوا ... »(3)

پيامبر صلى الله عليه و آله در فرازى از يازدهمين و آخرين بخش از خطبه غدير و پس از بيعت گرفتن زبانى از حاضرين، قدردانى از نعمت عظماى غدير و ولايت را به مردم آموخت و ثمره اين بيعت را به نفع خود مردم اعلام كردند و در مورد ولايت و امامت از همه اقرار گرفتند. به همين خاطر آيه 43 سوره اعراف را شاهد آورد:

«وَ نَزَعْنا ما فِى صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ تَجْرِى مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ وَ قالُوا الْحَمْدُ للّه الَّذِى هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِىَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللّه لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ وَ نُودُوا أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوها بِما كُنْتُمْ تعلمون» :

«آنچه ناخالصى در سينه هاى آنان بود از ميان برداشتيم و نهرها از زير پاى آنان جارى مى شود و مى گويند سپاس خدايى را كه ما را به اين هدايت فرمود و اگر خدا

ص: 323


1- . تفسير فرات: ص 450 ح 590 . بحار الانوار: ج 35 ص 282.
2- . نجم / 3.
3- . اعراف / 43. غدير در قرآن: ج 2 ص 225، 226. سخنرانى استثنائى غدير: ص 233 - 242. واقعه قرآنى غدير: ص 108.

هدايت نمى كرد ما هدايت نمى شديم فرستادگان پروردگارت بر حق آمدند و ندا كردند كه اين بهشت را طبق آنچه انجام داديد به ارث برديد» .

متن خطبه غدير

مَعاشِرَ النّاسِ، قُولُوا الَّذى قُلْتُ لَكُمْ وَ سَلِّمُوا عَلى عَلِىٍّ بِامْرَةِ الْمُؤْمِنينَ ... ، وَ قُولُوا: «الْحَمْدُ للّه الَّذِى هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِىَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللّه» :

اى مردم، بگوييد آنچه به شما گفتم و بر على به عنوان اميرالمؤمنين سلام كنيد ... ، و بگوييد: «سپاس خدايى را كه ما را به اين هدايت فرمود و اگر خدا هدايت نمى كرد ما هدايت نمى شديم» .

379. آيه «وَ هُوَ الَّذِى أَنْشَأَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ قَدْ فَصَّلْنَا ... »

اشاره

379. آيه «وَ هُوَ الَّذِى أَنْشَأَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ قَدْ فَصَّلْنَا ... »(1)

يكى از آياتى كه در دعاى بعد از نماز روز غدير آمده، آيه 98 سوره انعام و آيه 7 سوره مائده است:

«وَ هُوَ الَّذِى أَنْشَأَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ قَدْ فَصَّلْنَا الاْياتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ» :

«اوست كه شما را از يك نفر به وجود آورده يا مستقر خواهد بود يا به امانت سپرده شده ما آيات را براى كسانى كه فهم را به كار مى بندند تفصيل داديم» .

«وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللّه ِ عَلَيْكُمْ وَ مِيثاقَهُ الَّذِى واثَقَكُمْ بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ اتَّقُوا اللّه َ إِنَّ اللّه َ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ»(2):

«به ياد آوريد نعمت خدا را بر شما و پيمانى كه از شما گرفته آن گاه كه گفتيد شنيديم و اطاعت كرديم و تقوى را به كار بنديد كه خداوند به راز سينه ها آگاه است» .

ص: 324


1- . انعام / 98. غدير در قرآن: ج 3 ص 386 - 388.
2- . مائده / 7.
متن دعاى بعد از نماز روز غدير

در بخشى ديگر از دعاى بعد از نماز روز غدير چنين آمده است:

اللّهُمَّ انّى اسْأَلُكَ بِالْحَقِّ الَّذى جَعَلْتَهُ عِنَدَهُمْ وَ بِالَّذى فَضَّلْتَهُمْ عَلَى الْعالَمينَ جَميعا، انْ تُبارِكَ لَنا فى يَوْمِنا هذا الَّذى اكْرَمْتَنا فيهِ بِالْوَفاءِ لِعَهْدِكَ الَّذى عَهِدْتَ الَيْنا وَ الْميثاقِ الَّذى واثَقْتَنا بِهِ مِنْ مُوالاةِ اوْلِيائِكَ وَ الْبرائَةِ مِنْ اعْدائِكَ، وَ تَمُنَّ عَلَيْنا بِنِعْمَتِكَ وَ تَجْعَلَهُ عِنْدَنا مُسْتَقَرّا ثابِتا وَ لا تَسْلُبَناهُ ابَدا؛ وَ لا تَجْعَلَهُ عِنْدَنا مُسْتَوْدَعا فَانَّكَ قُلْتَ: «فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ» ، فَاجْعَلْهُ مُسْتَقَرّا ثابِتا(1):

خدايا، از تو مى خواهم به خاطر حقى كه نزد آنان قرار داده اى و به فضيلتى كه آنان را بر همه جهانيان داده اى، كه چنين روزى را بر ما مبارك گردانى. اين روزى كه در آن بر ما اكرام نمودى با وفا به عهدت كه با ما پيمان بسته بودى و ميثاقى كه از ما درباره ولايت اوليائت و بيزارى از دشمنانت گرفته بودى. از تو مى خواهيم كه با نعمتت بر ما منت گذارى و آن را نزد ما مستقر ثابت قرار دهى و هرگز آن را از ما نگيرى، و آن را به صورت امانتى موقت نزد ما قرار ندهى، چرا كه خود فرموده اى: «ايمان مستقر و وديعه اى است» . پس خدايا آن را مستقر و پابرجا قرار ده.

380. آيه «وَ هُوَ يُدْرِكُ الاَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطيفُ الْخَبيرُ»

اشاره

380. آيه «وَ هُوَ يُدْرِكُ الاَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطيفُ الْخَبيرُ»(2)

يكى از مسائل توحيدى كه پيامبر صلى الله عليه و آله در فرازى از بخش اول خطبه غدير بيان فرمود قداست خداوند بود كه با ذكر آيه 103 سوره انعام: «وَ هُوَ يُدْرِكُ الاَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطيفُ الْخَبيرُ» : «و او همه چشم ها را مى بيند و او بخشنده و آگاه است» ، عدم دسترسى به كُنه ذات الهى را مطرح كرد؛ كه جز آنچه خداوند در وصف خويش فرموده هيچ كس راهى به معرفت او ندارد.

ص: 325


1- . الاقبال: ص 475. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 219.
2- . انعام / 103. سخنرانى استثنائى غدير: ص 137 - 146. واقعه قرآنى غدير: ص 80 .
متن خطبه غدير

جَلَّ عَنْ اَنْ تُدْرِكَهُ الاَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الاَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطيفُ الْخَبيرُ. لا يَلْحَقُ اَحَدٌ وَصْفَهُ مِنْ مُعايَنَةٍ، وَ لا يَجِدُ اَحَدٌ كَيْفَ هُوَ مِنْ سِرٍّ وَ عَلانِيَةٍ، اِلاّ بِما دَلَّ عَزَّ وَ جَلَّ عَلى نَفْسِهِ:

بالاتر از آن است كه چشم ها او را درك كنند ولى او چشم ها را درك مى كند و او لطف كننده و آگاه است. هيچ كس نمى تواند با ديدن به صفت او راه يابد، و كسى به چگونگى او از سرّ و آشكار دست نمى يابد مگر به آنچه خود خداوند عز و جل راهنمايى كرده است.

381. آيه «وَ يَصْلى سَعِيرا»(1) = آيه «وَ أَمَّا مَنْ أُوتِىَ كِتابَهُ وَراءَ ظَهْرِهِ»

382. آيه «وَ يُعَذِّبَ الْمُنافِقِينَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْمُشْرِكِينَ وَ الْمُشْرِكاتِ الظَّانِّينَ ... »

اشاره

382. آيه «وَ يُعَذِّبَ الْمُنافِقِينَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْمُشْرِكِينَ وَ الْمُشْرِكاتِ الظَّانِّينَ ... »(2)

يكى از مواردى كه پيامبر صلى الله عليه و آله در خطبه غدير به آنها اشاره دارد، آيه لعنتِ منافقين و مشركين است:

«وَ يُعَذِّبَ الْمُنافِقِينَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْمُشْرِكِينَ وَ الْمُشْرِكاتِ الظَّانِّينَ بِاللّه ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دائِرَةُ السَّوْءِ وَ غَضِبَ اللّه عَلَيْهِمْ وَ لَعَنَهُمْ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصِيرا» .

«تا خداوند عذاب نمايد مردان و زنان منافق و مشرك را كه به خدا بد گمانند بر آنان باد بلاى بد و خدا بر آنان غضب كرده و لعنتشان نموده و برايشان جهنم را آماده ساخته و بد پايانى خواهد بود» .

متن خطبه غدير

مَعاشِرَ النّاسِ، عَدُوُّنا مَنْ ذَمَّهُ اللّه وَ لَعَنَهُ، وَ وَلِيُّنا كُلُّ مَنْ مَدَحَهُ اللّه وَ احَبَّهُ:

ص: 326


1- . انشقاق / 12.
2- . فتح / 6 . غدير در قرآن: ج 2 ص 30.

اى مردم، دشمن ما كسى است كه خداوند او را مورد مذمت و لعن قرار داده، و دوست ما هر كسى است كه خداوند او را مدح نموده و دوست بدارد.

آيا منافقين غير از آن دورويانى بودند كه آنچه پيامبر صلى الله عليه و آله از آنان خواست پذيرفتند، ولى تا آن حضرت چشم از جهان فرو بست همه را زير پا گذاشتند و علنا و بى محابا فرامين حضرتش را نقض كردند و بناى سقيفه را چيدند ؟ اگر خداوند اينان را لعنت نكرده و جهنم را برايشان آماده ننموده، پس براى چه كسى آماده فرموده است ؟ !

383. آيه «وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ»(1) = آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّه ُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... » و آيه «أَ لَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلِينَ . ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الاْخِرِينَ . كَذلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ . وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ»

384. آيه «و يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِى اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ ... »

384. آيه «و يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِى اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ ... »(2)

اصحاب صحيفه در حجة الوداع پيمان نامه خود را امضا كردند و كار خود را آغاز نمودند. اين وِزر و بال عظيم كه در نامه اعمال خود گذاشتند براى ابوبكر كمتر از سه سال و براى عمر كمتر از پانزده سال روز شمار لذت دنيا داشت، و با پايان آن حسرت و ندامت آغاز شد.

اين حسرت و ندامت دامنگير تمام پيروان آنان نيز هست هنگامى كه مرگ به سراغ آنان آيد. در اين باره خداوند مى فرمايد:

«وَ قالَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ كَما تَبَرَّؤُا مِنَّا كَذلِكَ يُرِيهِمُ اللّه أَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ عَلَيْهِمْ وَ ما هُمْ بِخارِجِينَ مِنَ النَّارِ»(3):

ص: 327


1- . مرسلات / 19.
2- . فرقان / 25 - 29. غدير در قرآن: ج 1 ص 292 - 294.
3- . بقره / 167.

«كسانى كه پيرو شده بودند گفتند اى كاش براى ما بازگشتى بود تا از آنان بيزارى مى جستيم همان گونه كه از ما بيزارى جستند اينگونه خداوند اعمال آنان را نشانشان مى دهد تا بر ايشان حسرت باشد و آنان از آتش خارج شدنى نيستند» .

از ارتباط اين آيات با اصحاب صحيفه ملعونه سه نكته مهم استفاده مى شود كه روايات مفصلى هم درباره آنها وارد شده است: بيزارى اصحاب صحيفه از يكديگر هنگام مرگ و در قيامت و حسرتشان بر گذشته سياه خود. و اما بيزارى اصحاب صحيفه از يكديگر در قيامت:

خداوند در روز قيامت صحنه هاى تكان دهنده اى از بانيان انحراف در اسلام به نمايش مى گذارد تا اصحاب صحيفه و عمق جنايتشان بر همه روشن شود.

همان آيه اى كه ابوبكر هنگام مرگ بر زبان آورد و بر خود تطبيق كرد كه «لَقَدْ أَضَلَّنِى عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَنِى ... »(1) در كلام امام باقر عليه السلام به طور كامل تفسير شده است:

«يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ» : «روزى كه ظالم كف دستانش را به دندان مى گَزَد» ، ظالم يعنى ابوبكر. «يَقُولُ يا لَيْتَنِى اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلاً» : «مى گويد اى كاش راهى همراه پيامبر پيش گرفته بودم» ؛ يعنى اى كاش على عليه السلام را با پيامبر صلى الله عليه و آله پذيرفته بودم.

«يا لَيتَنى لَم أتَّخِذ فُلانا خَليلاً» : «اى كاش فلانى را به دوستى خود نپذيرفته بودم» ، فلانى يعنى عمر. «لَقَدْ أَضَلَّنِى عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَنِى» : «مرا از ذكر گمراه كرد بعد از آنكه برايم آمده بود» ، ذكر يعنى ولايت. «وَ كانَ الشَّيْطانُ لِلاْءِنْسانِ خَذُولاً» : «و شيطان خوار كننده انسان بوده است» ، شيطان يعنى دومى.(2)

در آياتى از قرآن كريم رو در رويى ابوبكر و عمر در روز قيامت مطرح شده، كه تمامى خلق جهان بيزارى آنان از يكديگر را به تماشا خواهند نشست، و آن روزى

ص: 328


1- . فرقان / 25 - 29.
2- . بحار الانوار: ج 30 ص 149 ح 5 .

است كه ما به على مى نازيم. امام باقر عليه السلام آيات 38 و 39 سوره زخرف را در اين رابطه چنين تفسير فرمود:

«حَتَّى إِذا جاءَنا» : «تا هنگامى كه نزد ما آيند» يعنى ابوبكر و عمر، آنگاه كه يكديگر را مى بينند يكى به ديگرى خواهد گفت: «يا لَيْتَ بَيْنِى وَ بَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ» : «اى كاش بين من و تو فاصله مشرق و مغرب باشد كه بد رفيقى بودى» !

آنجاست كه خدا به پيامبرش مى فرمايد: به ابوبكر و عمر و پيروانشان بگو: «لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْيَوْمَ إِذْ ظَلَمْتُمْ أَنَّكُمْ فِى الْعَذابِ مُشْتَرِكُونَ» : «اكنون كه ظلم كرده ايد امروز ديگر براى شما هيچ فايده اى نخواهد داشت در اينكه در عذاب شريك خواهيد بود» ؛ يعنى اكنون كه در حق آل محمد عليهم السلام ظلم كرده ايد.(1)

385. آيه «هذا فَوْجٌ مُقْتَحِمٌ مَعَكُمْ»(2) = آيه «هذا وَ إِنَّ لِلطَّاغِينَ لَشَرَّ مَآبٍ»

386. آيه «هَلْ اَتى عَلَى الاِنسانِ حينٌ مِنَ الدَهرِ لَم يَكُن شَيئا مَذكورا»

اشاره

386. آيه «هَلْ اَتى عَلَى الاِنسانِ حينٌ مِنَ الدَهرِ لَم يَكُن شَيئا مَذكورا»(3)

در فرازى از بخش پنجم خطبه غدير، پيامبر صلى الله عليه و آله كتاب آسمانى را يك پارچه به اميرالمؤمنين عليه السلام مرتبط ساخت و اين مهم را در چهار مرحله بيان فرمود.

ابتدا على عليه السلام عزيزترين و نزديك ترين شخص را نزد خود معرفى كرد و اينكه آيات رضايت خدا و نيز موارد «يا اَيُّهَا الّذينَ آمَنُوا» در قرآن درباره على عليه السلام دانست. در مرحله سوم همه گونه ستايش خدايى از بندگانش را كه در قرآن آمده متعلق به على عليه السلام دانست.

در مرحله چهارم سوره «هَلْ اَتى» را مطرح كرد و نزول اين سوره را درباره على عليه السلام دانست، و با اشاره به مهم ترين فراز اين سوره كه مى فرمايد: «وَ جَزاهُمْ بِما صَبَرُوا جَنَّةً

ص: 329


1- . بحار الانوار: ج 30 ص 156 ح 14.
2- . ص / 59 .
3- . انسان / 1. واقعه قرآنى غدير: ص 91. سخنرانى استثنائى غدير: ص 179 - 186.

وَ حَريرا» فرمود: خداوند در اين سوره شهادت به بهشت نداده مگر براى او؛ و آيات اين سوره را مدحى بلند براى على عليه السلام دانسته فرمود: خدا با اين سوره جز على را مدح نكرده است.

آن حضرت در دنباله سخن نتيجه گرفت كه خداوند بهترين ها را براى شما انتخاب كرده است: پيامبرتان بهترين پيامبر، و وصى شما بهترين وصى و فرزندان او بهترين اوصياء هستند. و ادامه داد كه ذريه من از نسل على عليه السلام است.

متن خطبه غدير

وَ لا شَهِدَ اللّه ُ بِالْجَنَّةِ فى «هَلْ اَتى عَلَى الاِنْسانِ» اِلاّ لَهُ، وَ لا اَنْزَلَها فى سِواهُ وَ لا مَدَحَ بِها غَيْرَهُ:

و خداوند در سوره «هَلْ اَتى عَلَى الاْءِنْسانِ ... » شهادت به بهشت نداده مگر براى او، و اين سوره را درباره غير او نازل نكرده و با اين سوره جز او را مدح نكرده است.

387. آيه «هَلْ ثُوِّبَ الْكُفَّارُ ما كانُوا يَفْعَلُونَ»(1) = آيه «فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُوا مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ ... »

388. آيه «هُوَ الَّذى اَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ اُمُّ الْكِتابِ ... »

اشاره

388. آيه «هُوَ الَّذى اَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ اُمُّ الْكِتابِ ... »(2)

در غدير، ارتباط اعتقاد و عمل چنين به ما تفهيم شده كه احكام الهى در كنار ولايت اهل بيت عليهم السلام نه تنها مورد تأكيد است، كه تا ابد دو حلقه ناگسستنى خواهند بود. در اين راستا، اواخر خطبه غدير شاهد تأكيدات پيامبر صلى الله عليه و آله بر بعضى احكام و تقوى و سخن از مرگ و معاد به ميان آمده است، و اينكه درباره جزئيات آنها بايد به امامان عليهم السلام مراجعه شود.

ص: 330


1- . مطفّفين / 36.
2- . آل عمران / 7. غدير در قرآن: ج 2 ص 434 - 445. سخنرانى استثنائى غدير: ص 157 - 170. واقعه قرآنى غدير: ص 86 .

در اواسط بخش سوم خطبه غدير و پس از بيان توازن مقام نبوت و امامت، پيامبر صلى الله عليه و آله امر به تدبّر در قرآن و به دنبال متشابه آن نبودن را مطرح كرد آيه 7 سوره آل عمران و آيه 82 سوره نساء را با كلام خود آميخت و مردم را آماده معرفى «راسخان در علم» نمود.

«أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللّه لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافا كَثِيرا»(1):

«آيا در قرآن تدبر نمى كنند و اگر از نزد غير خدا بود در آن اختلاف بسيارى مى يافتند» .

«هُوَ الَّذِى أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِى قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلا اللّه وَ الرَّاسِخُونَ فِى الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلا أُولُوا الْأَلْبابِ» :

«او خدايى است كه كتاب را بر تو نازل كرد كه از جمله آن آيات محكمات است كه آنها امّ الكتاب هستند و آياتى ديگر متشابهات هستند كسانى كه در قلوب آنان انحراف است به خاطر فتنه گرى و به دست آوردن تأويل آن از متشابهات پيروى مى كنند ولى تأويل آن را جز خدا و راسخان در علم نمى دانند مى گويند به آن ايمان آورديم همه از سوى پروردگار ماست و جز صاحبان عقل متذكر نمى شوند» .

سپس قسم ياد كرد كه باطن و تفسير قرآن را بيان نمى كند مگر اين كسى كه مى خواهم دست او را بگيرم و او را بالا ببرم و بازوى او را بگيرم و با دستانم او را بلند كنم و به شما بفهمانم كه هر كس من صاحب اختيار او بوده ام اين على صاحب اختيار اوست، و ولايت او از طرف خدا نازل شده است.

ص: 331


1- . نساء / 82 .
متن خطبه غدير

مَعاشِرَ النّاسِ، تَدَبَّرُوا القُرْآنَ وَ افْهَمُوا آياتِهِ، وَ انْظُرُوا الى مُحْكَماتِهِ وَ لا تَتَّبِعُوا مُتَشابِهَهُ، فَوَاللّه لَنْ يُبَيِّنَ لَكُمْ زَواجِرَهُ وَ لَنْ يُوضِحَ لَكُمْ تَفْسيرَهُ الا الَّذى انَا آخِذٌ بِيَدِهِ وَ مُصْعِدُهُ الَىَّ وَ شائِلٌ بِعَضُدِهِ وَ رافِعُهُ بِيَدَىَّ وَ مُعْلِمُكُمْ: انَّ مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ، وَ هُوَ عَلِىُّ بْنُ اَبيطالِبٍ اَخى وَ وَصِيّى، وَ مُوالاتُهُ مِنَ اللّه ِ عَزَّ وَ جَلَّ اَنْزَلَها عَلَىَّ:

اى مردم، در قرآن تدبر نماييد و آيات آن را بفهميد و در محكمات آن نظر كنيد و به دنبال متشابه آن نرويد، كه به خدا قسم باطن آن را براى شما بيان نمى كند و تفسير آن را برايتان روشن نمى كند مگر اين شخصى كه دست او را مى گيرم و او را به سوى خود بالا مى برم و بازوى او را مى گيرم و با دو دست او را بلند مى كنم و به شما مى فهمانم كه هر كس من صاحب اختيار اويم اين على صاحب اختيار اوست، و او على بن ابى طالب برادر و جانشين من است، و ولايتِ او از جانب خداوندِ عز و جل است كه بر من نازل كرده است.

389. آيه «يا اَيُّهَا الّذينَ آمَنُوا»

389. آيه «يا اَيُّهَا الّذينَ آمَنُوا»(1)

در فرازى از بخش پنجم خطبه غدير، پيامبر صلى الله عليه و آله مدح قرآنى بسيار بلندى درباره مولاى منصوب در غدير بر زبان آورد، كه كتاب آسمانى را يك پارچه به اميرالمؤمنين عليه السلام مرتبط ساخت و اين مهم را در چهار مرحله بيان فرمود.

ابتدا على عليه السلام عزيزترين و نزديك ترين شخص را نزد خود معرفى كرد و سپس به صراحت فرمود: خداى عز و جل و من از او راضى هستيم. آنگاه حضرت همه موارد آيات رضايت در قرآن را درباره على عليه السلام دانست و فرمود: «هيچ آيه رضايتى در قرآن نازل نشده مگر درباره او» ، و اينگونه به مردم فهمانيد كه جانشين من كسى است كه رضايت خدا و من از او ضمانت شده است.

ص: 332


1- . بيش از 90 مورد در قرآن. واقعه قرآنى غدير: ص 92.

در مرحله بعد بيش از 90 مورد خطاب «يا اَيُّهَا الّذينَ آمَنُوا» در قرآن را مطرح كرد و على عليه السلام را سر دسته ايمان آورندگان و اميرالمؤمنين دانست و فرمود: خداوند در قرآن «الَّذينَ آمَنُوا» را مورد خطاب قرار نداده مگر آنكه با او آغاز كرده است.

390. آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّه حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلا وَ أَنْتُمْ ... »

اشاره

390. آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّه حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلا وَ أَنْتُمْ ... »(1)

در غدير، ارتباط اعتقاد و عمل چنين به ما تفهيم شده كه احكام الهى در كنار ولايت اهل بيت عليهم السلام نه تنها مورد تأكيد است، كه تا ابد دو حلقه ناگسستنى خواهند بود. در اين راستا، اواخر خطبه غدير شاهد تأكيدات پيامبر صلى الله عليه و آله بر واجبات و محرمات و تقوى است، و در پى آن سخن از مرگ و معاد و حساب روز قيامت و ثواب و عقاب به ميان آمده است، كما اينكه در اوائل خطبه امر به تدبر در قرآن به چشم مى خورد.

در بين اين تأكيدات، پيامبر صلى الله عليه و آله حلال و حرام را به طور كلى مطرح مى كند، و اينكه درباره جزئيات آنها بايد به امامان عليهم السلام مراجعه شود. اين آيات تضمين شده در كلام پيامبر صلى الله عليه و آله 7 آيه است، كه از جمله اين آيات آيه 102 سوره آل عمران است:

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّه حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ» :

«اى كسانى كه ايمان آورده ايد آنگونه كه سزاوار پروردگار است تقوا پيشه كنيد و مبادا بميريد مگر اينكه مسلمان باشيد» .

متن خطبه غدير

در پايان مرحله پنجم از خطبه غدير، بار ديگر پيامبر صلى الله عليه و آله اشاره به تقوى نمود و آيه 102 سوره آل عمران را به عنوان خطاب قرائت كرد و فرمود:

مَعاشِرَ النّاسِ، «اتَّقُوا اللّه حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ» :

اى مردم، «از خدا بترسيد آنگونه كه حق تقوى است و از دنيا نرويد مگر آنكه مسلمان باشيد» .

ص: 333


1- . آل عمران / 102. غدير در قرآن: ج 2 ص 446 - 448. واقعه قرآنى غدير: ص 93. سخنرانى استثنائى غدير: ص 179 - 186.

اين به نوعى نتيجه گيرى از «رَضيتُ لَكُمُ الاِسْلامَ دينا» و «اِنَّ الدّينَ عِنْدَ اللّه ِ الاِسْلامُ» و «وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الاِسْلامِ دينا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ» بود، كه اگر خدا جز اسلام را نمى پذيرد منظور از آن اسلامى است كه ولايت دوازده امام عليهم السلام در آن باشد.

391. آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّه َ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ»(1) = آيه «أَطِيعُوا اللّه َ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِى الْأَمْرِ مِنْكُمْ»

392. آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّه وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللّه ... »

اشاره

392. آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّه وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللّه ... »(2)

پيامبر صلى الله عليه و آله فصلى از مراسم غدير و خطابه آن را به دشمنان ائمه عليهم السلام اختصاص داده، تا مردود شوندگان از امتحان علوى بدانند چه آينده اى در انتظار آنان است. اقتباس از چند آيه و تضمين آياتى ديگر براى اين منظور، روى هم 15 آيه را عنوان اين بخش قرار داده است. از جمله اين آيات آيه 18 سوره حشر و آيه 94 سوره نحل است:

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّه وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللّه إِنَّ اللّه خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ» :

«اى كسانى كه ايمان آورده ايد تقوا پيشه كنيد و هر نفسى ببيند كه براى فردا چه پيش فرستاده است تقواى خدا را پيشه كنيد كه خداوند به آنچه انجام مى دهيد آگاه است» .

«وَ لا تَتَّخِذُوا أَيْمانَكُمْ دَخَلاً بَيْنَكُمْ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها وَ تَذُوقُوا السُّوءَ بِما صَدَدْتُمْ عَنْ سَبِيلِ اللّه وَ لَكُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ»(3):

ص: 334


1- . توبه / 119.
2- . حشر / 18. غدير در قرآن: ج 2 ص 367 - 373. سخنرانى استثنائى غدير: ص 157 - 170. واقعه قرآنى غدير: ص 86 .
3- . نحل / 94.

«قسم هايتان را بين خود دستاويز فساد قرار ندهيد تا مبادا قدمى پس از ثابت بودن آن بلغزد و بدى را به سزاى مانع شدن از راه خدا بچشيد و براى شما عذاب عظيمى خواهد بود» .

پيامبر صلى الله عليه و آله در فرازى از بخش سوم خطبه غدير، حضرت على بن ابى طالب عليه السلام را به عنوان دوم شخص عالم وجود معرفى نمود، و با قيود مختلف اين انحصار را بيان كرده فرمود: «فَاِنَّهُ اَفْضَلُ النّاسِ بَعْدى مِنْ ذَكَرٍ وَ اُنْثى ما اَنْزَلَ اللّه ُ الرِّزْقَ وَ بَقِىَ الْخَلْقُ» و لعنت و غضب الهى را بر منكر چنين مقامى نثار كرد.

همچنين با تأكيد بر نزول جبرئيل در اين باره از قول خداوند فرمود: هر كس با على دشمنى كند و ولايت او را نپذيرد لعنت و غضبم بر او باد.

سپس با ادغام دو آيه قرآن يكى آيه 18 سوره حشر و ديگرى آيه 94 سوره نحل هشدار داد كه همه در معرض سقوط قرار دارند و بايد مواظب خود باشند كه فرداى قيامت پاسخگو باشند. اين دو آيه را با اين عبارت بيان كرد: «وَ لتَنظُرْ نَفسٌ ما قَدَّمَت لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللّه َ أن تُخالِفُوهُ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعدَ ثُبُوتِها إنَّ اللّه َ خَبيرٌ بِما تَعمَلُونَ» .

متن خطبه غدير

مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ، مَغْضُوبٌ مَغْضُوبٌ مَنْ رَدَّ عَلَىَّ قَوْلى هذا وَ لَمْ يُوافِقْهُ. ألا إنَّ جَبْرَئيلَ خَبَّرَنى عَنِ اللّه تَعالى بِذلِكَ وَ يَقُولُ: «مَنْ عادى عَلِيّا وَ لَمْ يَتَوَلَّهُ فَعَلَيْهِ لَعْنَتى وَ غَضَبى» ، «وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللّه» انْ تُخالِفُوهُ «فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها إِنَّ اللّه خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ» :

ملعون است ملعون است، مورد غضب است مورد غضب است كسى كه اين گفتار مرا ردّ كند و با آن موافق نباشد. بدانيد كه جبرئيل از جانب خداوند اين خبر را براى من آورده و مى گويد: هر كس با على دشمنى كند و ولايت او را نپذيرد لعنت و غضب من بر او باد. «هر كس ببيند براى فردا چه پيش فرستاده است از خدا بترسيد» كه با على مخالفت كنيد «و در نتيجه قدمى بعد از ثابت بودن آن بلغزد خداوند از آنچه انجام مى دهيد آگاه است» .

ص: 335

393. آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللّه وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِى الْأَمْرِ ... »

اشاره

393. آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللّه وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِى الْأَمْرِ ... »(1)

پيش از سفر حجة الوداع و واقعه غدير سه آيه از قرآن در مدينه نازل شد كه يكى از آنها عبارت است از: «يا أيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أطيعُوا اللّه َ وَ أطيعُوا الرَّسُولَ وَ أولِى الأمرِ مِنكُم فَإن تَنازَعتُم فى شَى ءٍ فَرُدُّوهُ اِلَى اللّه ِ وَ الرَّسُولِ إن كُنتُم تُؤمِنُونَ بِاللّه ِ وَ اليَومِ الآخِرِ ...» : «اى كسانى كه ايمان آورده ايد خدا و پيامبر و صاحب اختيار خود را اطاعت كنيد اگر در چيزى نزاع كرديد آن را به خدا و رسول ارائه كنيد اگر به خدا و روز قيامت ايمان آورده ايد ...» .

با نزول اين آيه دو آيه ديگر (آيه إنَّما وَليُّكُم اللّه ُ و آيه أم حَسِبتُم أن تُترَكوا) مردم پرسيدند: يا رسول اللّه، آيا اين سه آيه و عناوين اصلى آنها يعنى «اولو الامر» و «مُؤتى الزكاة فى الركوع» و «المؤمنين» درباره گروه خاصى از مؤمنين است يا شامل همه آنان مى شود ؟

در پاسخ خداوند به پيامبرش دستور داد واليان امر مردم را به آنان بشناساند، و ولايت را براى آنان تفسير و بيان كند همان گونه كه نماز و زكات را برايشان بيان كرده است؛ و از همين جا بود كه برنامه غدير تدارك ديده شد تا در آن مراسم عظيم مفهوم و شئون ولايت در شكوهمندترين شكل خود براى مردم بيان شود.

آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللّه ... » در غدير

در مراسم غدير نيز، پس از خطابه مردم به ياد آوردند كه در مدينه درباره همين سه آيه سؤال كردند و امروز روز پاسخ آن است. اين بود كه درباره همين سه آيه بار ديگر سؤال كردند.

ص: 336


1- . نساء / 59 . ژرفاى غدير: ص 195. غدير از زبان مولى: ص 26. اولين ميراث مكتوب درباره غدير: ص 14، 35. سخنرانى استثنائى غدير: ص 81 . غدير در قرآن: ج 1 ص 30 - 34 و ج 3 ص 381، 382. واقعه قرآنى غدير: ص 12، 67 ، 115. چهارده قرن با غدير: ص 51 . اسرار غدير: 263 - 272، 275. تبليغ غدير در سيره معصومين عليهم السلام: ص 28، 29، 59 ، 60 - 62 ، 196، 197.

با اين مقدمات كه مردم را براى مسئله ولايت به كنجكاوى وادار كرده بود، جبرئيل بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد و با اشاره به آيه اكمال دين - كه بعدا به عنوان آيه 67 سوره مائده نازل شد - چنين پيام آورد:

يا محمد، خداوند - جل اسمه - به تو سلام مى رساند و مى فرمايد: من پيامبرى از پيامبرانم و رسولى از فرستادگانم را از دنيا نبردم مگر بعد از كمال دينم و مؤكد نمودن حجتم. اكنون دو مسئله از واجبات باقى مانده كه بايد آن را به قومت ابلاغ نمايى: يكى حج و ديگرى ولايت و خلافت بعد از خودت، چرا كه من زمينم را از حجتم خالى نگذاشته ام و تا ابد خالى نمى گذارم.(1)

توضيح اينكه: پس از پايان خطبه غدير و مراسم عمامه گذارى اميرالمؤمنين عليه السلام و تبريك و تهنيت، چند سؤال كه از سوى مؤمنين و نيز منافقين از پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيده شد، بر روشنگرى غدير افزود.

پس از سؤال سلمان و شخصى ديگر، ابوبكر و عمر سه آيه «اُولِى الاَمْرِ» و «اِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّه» و «وَليجَة» را كه هنگام حركت از مدينه نيز سؤال شده بود مطرح كردند و پرسيدند: يا رسول اللّه، آيا اين سه آيه مخصوص على است ؟

در واقع منافقين سؤالى مطرح كردند كه نشان مى داد هدف آن قرار دادن آياتى از قرآن در برابر آيات غدير است ! آنان سه آيه «اَطيعُوا اللّه َ وَ اَطيعُوا الرَّسُولَ وَ اُولِى الأَمْرِ مِنْكُمْ»(2) و «اِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّه ُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ»(3) و «اَمْ حَسِبْتُمْ اَنْ تُتْرَكُوا وَ لَمّا يَعْلَمِ اللّه ُ الَّذينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ لَمْ يَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللّه ِ وَ لا رَسُولِهِ وَ لا الْمُؤْمِنينَ وَليجَةً»(4) را مطرح كردند.

ص: 337


1- . عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 233. كتاب سليم: ص 198. فرائد السمطين: ج 1 ص 312 ح 25. بحار الانوار: ج 37 ص 201، 202.
2- . نساء / 59 .
3- . مائده / 55 .
4- . توبه / 16.

هر سه آيه ظاهرى كلى داشت و سه كلمه «اولى الامر» در آيه اول و «زكات در حال ركوع» در آيه دوم و «مؤمنين» در آيه سوم قابليت انطباق بر مصاديق مختلفى داشت. اما پيامبر صلى الله عليه و آله درباره هر سه آيه بارها فرموده بود كه منظور از اين موارد فقط على بن ابى طالب عليه السلام است.

اكنون منافقين با پيش كشيدن اين سه آيه، تفسير هميشگى پيامبر صلى الله عليه و آله را درباره آنها زير سؤال بردند و گفتند: «آيا اين سه آيه مخصوص على عليه السلام است» ؟

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرصت را بسيار مناسب براى بستن راه هر شبهه اى ديد؛ و با سؤال كنندگان وارد گفتگو شد، تا با ذكر تفصيلى درباره آيات مزبور به تكميل مفاهيم خطبه غدير بپردازد. آن حضرت ابتدا در پاسخ آنان يازده امام را به على عليه السلام اضافه كرد و فرمود: آرى، اين آيات درباره على و جانشينان من تا روز قيامت است !

منافقين گفتند: يا رسول اللّه، آنان را براى ما بيان فرما. حضرت كه منتظر چنين سؤالى بود پاسخ داد:

على برادرم و وزيرم و وارثم و وصيم و خليفه ام در امتم و صاحب اختيار هر مؤمنى بعد از من، سپس پسرم حسن، و سپس حسين، و بعد از او نُه نفر از فرزندان پسرم حسين، يكى پس از ديگرى كه قرآن با آنان است و آنان با قرآنند. از آن جدا نمى شوند و قرآن از آنان جدا نمى شود تا بر سر حوض كوثر بر من وارد شوند.

با معرفى دوازده امام عليهم السلام اكنون جاى آن بود كه دست و پاى نفاق بسته شود و با نشان دادن گستره ولايتِ امامان، همسان بودن و صاحب اختيارى آنان با صاحب اختيارى خود اعلام گردد.

براى اين منظور آنگاه پيامبر صلى الله عليه و آله در پيشگاه مردم رو به على عليه السلام كرد و فرمود: مَنْ اَطاعَكَ فَقَدْ اَطاعَنى، وَ مَنْ اَطاعَنى فَقَدْ اَطاعَ اللّه ُ، وَ مَنْ عَصاكَ فَقَدْ عَصانى، وَ مَنْ عَصانى فَقَدْ عَصَى اللّه ُ تَعالى: هر كس تو را اطاعت كند مرا اطاعت كرده، و هر كس مرا

ص: 338

اطاعت كند خدا را اطاعت كرده است، و هر كس از تو سرپيچى كند از من سرپيچى كرده، و هر كس از من سرپيچى كند از خداى تعالى سرپيچى كرده است.(1)

آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللّه ... » در احتجاج اميرالمؤمنين عليه السلام

در ادامه، اميرالمؤمنين عليه السلام در اتمام حجت هاى خود در زمان عثمان در مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله و در حضور حاضرين غدير در مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله، بر نازل شدن اين آيات در آغاز سفر غدير تصريح نموده و فرمود:

وقتى آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللّه ... » : «اى كسانى كه ايمان آورده ايد از خدا و پيامبر و صاحبان امر خود اطاعت كنيد» نازل شد، و آنگاه كه آيه «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّه ... » : «فقط صاحب اختيار شما خدا و رسولش و كسانى هستند كه نماز را بپا مى دارند و در حال ركوع زكات مى پردازند» نازل شد، و هنگامى كه آيه «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَكُوا ... » : «گمان كرده ايد كه رها مى شويد ... » در حالى كه هنوز خدا بايد جهاد كنندگان شما را ببيند، كسانى كه جز خدا و پيامبرش و مؤمنين را محل اعتماد خود قرار نمى دهند» ، اين سه آيه كه نازل شد مردم گفتند: يا رسول اللّه ! آيا مخصوص بعضى از مؤمنين است يا شامل همه مى شود ؟

خداوند عزوجل به پيامبرش دستور داد واليانِ امر مردم را به آنان معرفى كند، و ولايت را برايشان تفسير كند همان گونه كه نماز و زكات و حجّشان را تفسير كرده است و مرا در غدير خم منصوب نمايد.

(در غدير) پيامبر صلى الله عليه و آله مردم را مورد خطاب قرار داد و فرمود: اى مردم ! خداوند مرا براى رسالتى فرستاده كه سينه ام از آن به تنگ آمد و گمان كردم كه مردم مرا تكذيب مى كنند، ولى خدا مرا تهديد كرده كه يا آن رسالت را ابلاغ كنم و يا مرا عذاب خواهد كرد ! سپس پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داد تا براى جمع شدن مردم ندا كنند.

ص: 339


1- . عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 133، 231، 234. منابع سؤال هنگام حركت از مدينه: عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 233. كتاب سليم: ص 198. فرائد السمطين: ج 1 ص 312 ح 25.

آنگاه خطبه اى ايراد كرد و فرمود: اى مردم، آيا مى دانيد كه خداى عزوجل صاحب اختيار من است و من صاحب اختيار مؤمنينم و نسبت به آنان از خودشان بيشتر اختيار دارم ؟ گفتند: بله يا رسول اللّه. فرمود: يا على، بپاخيز. من هم بپا خاستم و حضرت فرمود: مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ. اللهمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ.

سلمان برخاست و گفت: يا رسول اللّه، اين ولايت چگونه ولايتى است ؟ فرمود: ولايتى همچون ولايت من، هركس من نسبت به او از خودش بيشتر اختيار داشته ام على هم نسبت به او از خودش بيشتر اختيار دارد. اينجا بود كه خداوند تعالى آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ ... »(1) را نازل كرد و پيامبر صلى الله عليه و آله با تكبير چنين فرمود: اللّه اكْبَر، كمال نبوت من و تكميل دين خدا ولايت على عليه السلام بعد از من است.

ابوبكر و عمر برخاستند و گفتند: يا رسول اللّه، اين آيات مخصوص على عليه السلام است ؟ حضرت فرمود: آرى، درباره او و جانشينانم تا روز قيامت است. گفتند: يا رسول اللّه، آنان را براى ما روشن فرما. فرمود: برادرم على و وزيرم و وارثم و وصيّم و جانشينم در امتم و صاحب اختيار هر مؤمنى بعد از من. سپس پسرم حسن و بعد حسين و آنگاه نُه نفر از فرزندان پسرم حسين كه يكى پس از ديگرى خواهند بود. قرآن با آنان است و آنان با قرآنند. از آن جدا نمى شوند و قرآن هم از آنان جدا نمى شود تا بر سر حوض كوثر بر من وارد شوند.(2)

آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللّه ... » در كلام صاحب غدير

در ماجرايى ديگر، ابان بن ابى عيّاش از سليم بن قيس نقل مى كند كه گفت: از على بن ابى طالب عليه السلام شنيدم در حالى كه مردى از آن حضرت درباره ايمان سؤال كرد و گفت: يا اميرالمؤمنين عليه السلام، مرا از ايمان خبر ده به طورى كه از غير تو و بعد از تو از كسى در اين باره سؤال نكنم.

ص: 340


1- . مائده / 3.
2- . عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 233. فرائد السمطين: ج 1 ص 312 ح 250. كتاب سليم: ص 198.

حضرت پايه هاى ايمان را بيان كرد و سپس فرمود: كم ترين چيزى كه شخص با آن گمراه مى شود آن است كه حجت خدا در زمين و شاهد او بر خلقش را كه امر به اطاعت او نموده و ولايتش را واجب كرده، نشناسد.

آن مرد عرض كرد: يا اميرالمؤمنين، آنان را برايم نام ببر. فرمود: كسانى كه خداوند ايشان را با خود و پيامبرش قرين نموده و فرموده است: «اَطيعُوا اللّه َ وَ اَطيعُوا الرَّسوُلَ وَ اُولِى الاَمْرِ مِنْكُمْ»(1): «از خدا و پيامبر و اولى الامرتان پيروى كنيد» ... .(2)

آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللّه ... » در صفين

آيه اولى الامر در صفين نيز مورد استشهاد قرار گرفت. پس از ردّ و بدل شدن نامه بين اميرالمؤمنين عليه السلام و معاويه در جنگ صفين، حضرت در ميان لشكرش بر فراز منبر قرار گرفت و مردم را و هر كس از اهل آن منطقه و مهاجرين و انصار را كه حاضر بودند جمع كرد، و حمد و ثناى الهى به جا آورد، و سپس فرمود:

اى مردم، مناقب من بيشتر از آن است كه احصا گردد و شمرده شود. من با ذكر آنچه خداوند در كتابش نازل كرده و پيامبر صلى الله عليه و آله درباره ام فرموده از ذكر ساير مناقب و فضايلم صرف نظر مى كنم.

شما را به خدا قسم مى دهم درباره قول خداوند: «يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اَطيعُوا اللّه َ وَ اَطيعُوا الرَّسُولَ وَ اُولِى الاَمْرِ مِنْكُمْ»(3) : «اى كسانى كه ايمان آورده ايد از خدا و رسول و اولى الامر خود اطاعت كنيد» ، و قول خداوند: «اِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّه ُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ»(4) : «صاحب اختيار شما خدا و رسولش و كسانى هستند كه ايمان آورده نماز را به پا مى دارند و در حال ركوع زكات

ص: 341


1- . نساء / 59 .
2- . كتاب سليم: حديث 8 .
3- . نساء / 59 .
4- . مائده / 55 .

مى دهند» ، و نيز مى فرمايد: «وَ لَمْ يَتَّخِذْ مِنْ دُونِ اللّه ِ وَ لا رَسُولِهِ وَ لاَ الْمُؤْمِنينَ وَليجَةً»(1) : «غير از خدا و رسولش و مؤمنين براى خود محل اعتمادى بر نمى گزيند» .

مردم پرسيدند: يا رسول اللّه، آيا اين مخصوص بعضى از مؤمنين است يا شامل همه آنان است ؟ اينجا بود كه خداوند عزوجل دستور داد تا به مردم بفهماند كه آيات درباره چه كسى نازل شده است و ولايت را براى آنان تفسير كند همانطور كه نماز و روزه و زكات و حجّشان را بيان كرده است.

آن حضرت هم مرا در غدير خم منصوب كرد و فرمود: «خداوند رسالتى را به من سپرده كه به خاطر آن سينه ام به تنگ آمده است و چنين گمان برده ام كه مردم مرا تكذيب مى كنند، ولى خداوند مرا ترسانده كه بايد ابلاغ كنم و گرنه مرا عذاب خواهد كرد. اى على، بپا خيز» !

سپس نداى نماز جماعت داد و نماز ظهر را با مردم خواند و سپس فرمود: اى مردم، خداوند صاحب اختيار من و من صاحب اختيار مؤمنين هستم و اختيارم بر آنان از خودشان بيشتر است. بدانيد كه هر كس من صاحب اختيار او بوده ام على صاحب اختيار اوست. پروردگارا، دوست بدار هر كس او را دوست بدارد و دشمن بدار هر كس او را دشمن بدارد. يارى كن هر كس او را يارى كند و خوار گردان هر كس او را خوار كند.

پس از اين سخنانِ اميرالمؤمنين عليه السلام، دوازده نفر از كسانى كه از شركت كنندگان در جنگ بدر بودند و در صفين همراه حضرت حضور داشتند برخاستند و به گفتار حضرت شهادت دادند. سپس هفتاد نفر ديگر از صحابه پيامبر صلى الله عليه و آله برخاستند و شهادت دادند. بعد از آن چهار نفر از اهل بدر برخاستند و تفصيل ماجرا و آنچه در غدير ديده بودند بازگو كردند.(2)

ص: 342


1- . توبه / 16.
2- . كتاب سليم: ص 296 حديث 25.
آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللّه ... » در كلام امام باقر عليه السلام

همچنين امام باقر عليه السلام در مورد اين آيه به ابوبصير فرمود: آيه «أطيعوا اللّه َ وَ أطيعوا الرَسولَ وَ أولِى الأمرِ مِنكُم» درباره على بن ابى طالب عليه السلام نازل شده است.

ابوبصير عرض كرد: مردم به ما مى گويند: چرا خداوند نام على و اهل بيتش را در كتابش ذكر نكرده است ؟

حضرت فرمود: به مردم بگوييد: خداوند نماز را بر پيامبرش نازل كرده و سه و چهار ركعت بودن آن را ذكر نكرده تا آنكه پيامبر صلى الله عليه و آله آن را براى مردم تفسير نموده است. (و همچنين زكات و حج را) ، و نيز نازل كرده «أطيعوا اللّه َ وَ أطيعوا الرَسولَ و أولِى الأمرِ مِنكُم» كه درباره على و حسن و حسين عليهم السلام است.

(در بيان كلمه «اولى الامر» ) پيامبر صلى الله عليه و آله درباره على عليه السلام فرموده است: مَن كُنتُ مَولاهُ فَعَلىٌّ مَولاهُ. و نيز فرموده است: شمارا به كتاب خدا و اهل بيتم وصيت مى كنم ... . اگر پيامبر صلى الله عليه و آله سكوت مى كرد و اهل آيه «اولى الامر» را معرفى نمى كرد آل عباس و آل عقيل و ديگران آن را ادعا مى كردند ! ! ... وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله از دنيا رفت، على عليه السلام صاحب اختيار مردم بود ... . چون پيامبر صلى الله عليه و آله ولايت او را به مردم ابلاغ و او را منصوب نموده بود.(1)

در حديثى ديگر امام باقر عليه السلام درباره تفسير قرآنى غدير فرموده است:

چرا خدا در قرآن نام اهل بيت عليهم السلام را به صراحت نياورده است ؟ براى آنكه عترت قرآن را تفسير كند و ثقلين در كنار يكديگر معنى دهد، همان دوازده امامى كه در غدير معرفى شدند. اين سؤال را ابوبصير از امام باقر عليه السلام پرسيد و حضرت فرمود:

خداوند نماز را بر پيامبرش نازل كرده و سه و چهار ركعت بودن آن را ذكر نكرده تا آنكه پيامبر صلى الله عليه و آله آن را براى مردم تفسير نموده است؛ (و همچنين زكات و حج را) ، و نيز نازل كرده «اَطيعوا اللّه َ وَ اَطيعوا الرَّسولَ وَ اولِى الاَمرِ مِنكُم»(2) كه درباره على و حسن

ص: 343


1- . بحار الانوار: ج 35 ص 311.
2- . نساء / 59 .

و حسين عليهم السلام است. (در بيان كلمه «اولى الامر» ) پيامبر صلى الله عليه و آله درباره على عليه السلام فرموده است: مَن كُنتُ مَولاهُ فَعَلِىٌّ مَولاهُ، و نيز فرموده: شما را به كتاب خدا و اهل بيتم وصيت مى كنم ... .(1)

آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللّه ... » در دعاى بعد از نماز روز غدير

آيه اولى الامر و « ... وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ»(2) در دعاى بعد از نماز روز غدير نيز آمده است:

متن دعاى بعد از نماز روز غدير

در دعاى بعد از نماز روز غدير چنين مى گوييم:

رَبَّنا انَّكَ امَرْتَنا بِطاعَةِ وُلاةِ امْرِكَ وَ امَرْتَنا انْ نَكُونَ مَعَ الصّادِقينَ فَقُلْتَ: «أَطِيعُوا اللّه َ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِى الْأَمْرِ مِنْكُمْ» وَ قُلْتَ: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّه َ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ» . رَبَّنا سَمِعْنا وَ اطَعْنا(3):

پروردگارا، تو به ما دستور اطاعت از واليان امرت داده اى و نيز دستور داده اى كه با صادقين باشيم و فرموده اى: «اطاعت كنيد از خدا و رسول و از اولى الامرتان» و نيز فرموده اى: «اى كسانى كه ايمان آورده ايد تقواى خدا پيشه كنيد و با صادقين باشيد» . پروردگارا، ما شنيديم و اطاعت كرديم.

394. آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ للّه ِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ وَ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ ... »(4) = آيه «وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللّه ِ عَلَيْكُمْ وَ مِيثاقَهُ الَّذِى واثَقَكُمْ بِهِ . إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ اتَّقُوا اللّه َ ... »

ص: 344


1- . بحار الانوار: ج 35 ص 311.
2- . توبه / 119.
3- . عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 219. الاقبال: ص 475.
4- . مائده / 8 .

395. آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكُمْ لا يَأْلُونَكُمْ خَبالاً ... »

اشاره

395. آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكُمْ لا يَأْلُونَكُمْ خَبالاً ... »(1)

از جمله آياتى كه در سفر حجة الوداع و پس از اتمام مراسم حج و در مورد اصحاب صحيفه بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شده، آيه 118 سوره آل عمران است:

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكُمْ لا يَأْلُونَكُمْ خَبالاً وَدُّوا ما عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ وَ ما تُخْفِى صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الاْياتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ» :

«اى كسانى كه ايمان آورده ايد صاحب سرّ خود قرار ندهيد كسانى را كه از شما نيستند و از هيچ فسادى در كار شما كوتاهى نمى كنند و دوست دارند آنچه شما را به سختى مى اندازد دشمنى و كينه از دهان آنان ظاهر شده و آنچه سينه هاى آنان در خود مخفى كرده بزرگ تر است ما آيات را براى شما بيان كرديم اگر تعقل نماييد» .

موقعيت قرآنى

يكى از اقدامات ننگين منافقين در سال آخر عمر پيامبر صلى الله عليه و آله ماجراى صحيفه ملعونه است. ماجرا اينگونه بود كه پس از حجة الوداع و پيش از غدير، ابوبكر و عمر و معاذ بن جبل و سالم مولى ابى حذيفه و ابوعبيده جراح صحيفه اى نوشتند كه نگذارند خلافت به اهل بيت عليهم السلام برسد.

در آن لحظات عظيم ترين پيمان نامه بر ضد دين الهى در تاريخ بشريت به امضا رسيد كه آينده تلخ و تاريكى را براى انسان ها در نظر گرفته بود.

خداوند با نزول 9 آيه پى در پى جوانب مختلف اين توطئه را مورد نكوهش قرار داد و آن را در متن قرآن ثبت كرد. آيه هفتم براى آگاهى مؤمنين بود كه از آنان فاصله بگيرند و اسرار خود را در اختيار آنان قرار ندهند، چرا كه دشمنى را علنى كرده و در اين راه هيچ كوتاهى نمى كنند.

ص: 345


1- . آل عمران / 118. غدير در قرآن: ج 1 ص 280 - 283. واقعه قرآنى غدير: ص 52 .

آيه 118 سوره آل عمران براى اعلام اين مطلب چنين نازل شد: «يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لاتَتَّخِذُوا بِطانَةً... » .

در شأن نزول آيه فوق امام باقر عليه السلام نيز فرموده است: آنان اصحاب صحيفه هستند، و خدا مؤمنين را از مقاصد سوئى كه در قلوبشان بود آگاه ساخت.(1)

396. آيه «يا أيُّهَا الَذينَ آمَنوا مَن يَرتَدَّ مِنكُم عَن دينِه فَسَوفَ يَأتِى اللّه ُ ... »

396. آيه «يا أيُّهَا الَذينَ آمَنوا مَن يَرتَدَّ مِنكُم عَن دينِه فَسَوفَ يَأتِى اللّه ُ ... »(2)

يكى از مفاهيم عميق در زيارت غديريه، رابطه آيات قرآن با ولايت و امامت و اميرالمؤمنين عليه السلام است. يكى از آياتى كه در زيارت غديريه به آن استشهاد شده آيات 54 تا 56 سوره مائده است:

امام هادى عليه السلام به واقعه غدير اشاره نموده و مى فرمايد: وَ لَقَد أنزَلَ اللّه ُ تَعالى فيكَ مِن قَبل وَ هُم كارِهونَ: «يا أيُّهَا الَذينَ آمَنوا مَن يَرتَدَّ مِنكُم ... هُمُ الغالِبونَ» : و خداى تعالى پيش از آن نيز درباره تو نازل فرموده بود در حالى كه آنان كراهت داشتند: «اى كسانى كه ايمان آورده ايد هر كس از شما از دين باز گردد ... آنان كراهت دارندگان هستند» .

«يا أيُّهَا الَذينَ آمَنوا ... » در سه آيه سوره مائده كه امام هادى عليه السلام به آنها اشاره دارد، مطالبى در شأن حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام ذكر شده است، از جمله:

على عليه السلام سردسته گروهى است كه خدا را دوست دارند و خدا آنان را دوست دارد. در برابر مؤمنان فروتن و نسبت به كافران سخت گيرند، در راه خدا جهاد مى كنند و از ملامت سرزنش كنندگان نمى هراسند.

على عليه السلام پس از خدا و رسول، ولى مومنان است.

پيروان حضرتش «حزب اللّه» اند كه پيروزمندان اند.

ص: 346


1- . مناقب ابن شهرآشوب: ج 3 ص 14. بحار الانوار: ج 28 ص 116 و ج 31 ص 636 ح 145.
2- . مائده / 54 . نگاهى بر زيارت غديريّه صفاخواه، طالعى : ص 111 - 150.

كراهت ديگران از نزول اين آيات در شأن اميرالمؤمنين عليه السلام هنوز هم بارز و آشكار است. جنگ هاى صدر اسلام را «جنگ ردّه» و طرف هاى جنگ را «مرتدّين» ناميدند. تا آيه اول «من يرتدّ منكم عن دينه» را درباره دوستان خود بدانند.(1)

بسيار دست و پا زدند تا آيه ولايت را - كه در حين تصدّق على عليه السلام به سائل در حال ركوع نازل شد - در شأن حضرتش ندانند، كه كتب تفسيرى آنها گواه اين مدّعاست.

و براى «حزب اللّه» معانى مختلفى پيش آوردند كه در همان كتب و تفاسير موجود است و همه آن معانى جزئى از مصداق حزب اللّه هستند، اما هيچ كدام جامعيت و شمول ندارد. تنها معنى جامع و مانع همان است كه امام هادى عليه السلام بيان نموده است.

397. آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ آمِنُوا بِما نَزَّلْنا مُصَدِّقا لِما مَعَكُمْ ... »

اشاره

397. آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ آمِنُوا بِما نَزَّلْنا مُصَدِّقا لِما مَعَكُمْ ... »(2)

يكى از آياتى كه به صورت تضمين در خطبه آمده، آيه 47 سوره نساء است:

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ آمِنُوا بِما نَزَّلْنا مُصَدِّقا لِما مَعَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوها فَنَرُدَّها عَلى أَدْبارِها أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَما لَعَنَّا أَصْحابَ السَّبْتِ» :

«اى كسانى كه كتاب به آنان داده شده ايمان آوريد به آنچه نازل كرديم كه تأييد مى كند آنچه همراه شماست قبل از آنكه هلاك نماييم صورت هايى را و آنها را به پشت برگردانيم يا آنان را مانند اصحاب سبت لعنت كنيم» .

پيامبر صلى الله عليه و آله در فرازى از بخش ششم خطبه غدير، با آمادگى كه براى ذكر منكرين ولايت ايجاد شده بود، آنان را دشمنان نور معرفى كرد تا به عنوان ظلمتى كه با نورانيت در ستيزند شناخته شوند.

ص: 347


1- . در اين مورد مراجعه شود به كتاب: نصوص الردة فى تاريخ الطبرى محمدحسن آل ياسين ، و نيز كتب علامه سيد مرتضى عسكرى.
2- . نساء / 47. غدير در قرآن: ج 2 ص 69 - 72. سخنرانى استثنائى غدير: ص 179 - 186. واقعه قرآنى غدير: ص 93.

پيامبر صلى الله عليه و آله آيه 47 سوره نساء را به دنبال آيه نورانيت و به صورت آميخته با آن قرائت كرد، به گونه اى كه نتيجه گيرى از اين چينشِ آيات، عذاب و لعنت صريح براى دشمنان ولايت بود آنجا كه فرمود:

ايمان آوريد «مِنْ قَبْلِ اَنْ نَطْمِسَ وُجُوها فَنَرُدَّها عَلى اَدْبارِها اَوْ نَلْعَنَهُمْ كَما لَعَنّا اَصْحابَ السَّبْتِ» : «قبل از آنكه صورت هايى را هلاك نماييم و آنها را به پشت برگردانيم يا آنان را مورد لعنت قرار دهيم همان گونه كه اصحاب سبت را لعنت كرديم» .

اين تشبيه دقيقا اشاره به مسلمانانى بود كه نام مسلمانى را حفظ مى كنند اما با هزاران حيله فرامين الهى را زير پا مى گذارند.

متن خطبه غدير

مَعاشِرَ النّاسِ، «آمِنُوا بِاللّه وَ رَسُولِهِ و النور الذى انزل معه مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوها فَنَرُدَّها عَلى أَدْبارِها أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَما لَعَنَّا أَصْحابَ السَّبْتِ» . بِاللّه ما عَنى بِهذِهِ الاْيَةِ الاّ قَوْما مِنْ اصْحابى اعْرِفُهُمْ بِاسْمائِهِمْ وَ انْسابِهِمْ، وَ قَدْ امِرْتُ بِالصَّفْحِ عَنْهُمْ:

اى مردم، ايمان آوريد به خدا و رسولش و نورى كه همراه او نازل شده است قبل از آنكه هلاك نماييم صورت هايى را و آنها را به پشت برگردانيم يا آنان را مانند اصحاب سبت لعنت كنيم. به خدا قسم از اين آيه قصد نشده مگر قومى از اصحابم كه آنان را به اسم و نسبشان مى شناسم، ولى مأمورم از آنان پرده پوشى كنم.

398. آيه «يا اَيُّهَا الَّذينَ كَفَرُوا لا تَعْتَذِرُوا الْيَوْمَ اِنَّما تُجْزَوْنَ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»

اشاره

398. آيه «يا اَيُّهَا الَّذينَ كَفَرُوا لا تَعْتَذِرُوا الْيَوْمَ اِنَّما تُجْزَوْنَ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»(1)

از جمله آياتى كه در سفر حجة الوداع و پس از اتمام مراسم حج در شهر مكه بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شده اين آيات است:

ص: 348


1- . تحريم / 7. غدير در قرآن: ج 1 ص 428 - 440. واقعه قرآنى غدير: ص 47.

«وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِىُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِيثا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَ أَظْهَرَهُ اللّه عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَها بِهِ قالَتْ مَنْ أَنْبَأَكَ هذا قالَ نَبَّأَنِىَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ . إِنْ تَتُوبا إِلَى اللّه فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللّه هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْرِيلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمَلائِكَةُ بَعْدَ ذلِكَ ظَهِيرٌ»(1):

«هنگامى كه پيامبر گفتارى پنهانى به بعضى از همسرانش سپرد آن گاه كه آن زن راز پيامبر را افشا كرد و خدا پيامبرش را از اين مسئله باخبر نمود آن حضرت قسمتى از كارشان را براى آنان بازگو كرد و از گفتن قسمتى ديگر اعراض نمود آن زن (عايشه) از پيامبر پرسيد چه كسى افشا كردن مرا به تو خبر داد فرمود خداى عليم آگاه به من خبر داد. اگر شما دو نفر نزد خدا توبه كنيد اما قلب هايتان از حق منحرف شده است و اگر بر ضد او اقدم نماييد بدانيد كه خدا صاحب اختيار اوست و جبرئيل و صالح مؤمنين و ملائكه بعد از خدا كمك اويند» .

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ كَفَرُوا لا تَعْتَذِرُوا الْيَوْمَ إِنَّما تُجْزَوْنَ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» :

«اى كسانى كه كافر شديد امروز عذر نياوريد كه طبق آنچه عمل كرديد جزا داده مى شويد» .

موقعيت تاريخى

پس از اتمام اعمال حجة الوداع و در راه بازگشت از مكه به سوى غدير خم در روز چهاردهم ذى الحجه، از بين همسران پيامبر صلى الله عليه و آله نوبت عايشه بود كه حضرت طبق قاعده نزد او مى ماند. اما حضور على عليه السلام براى تحويل ودايع مانع از اين مسئله شد.

عايشه گفت: بايد نزد على بروم و به او چيزى بگويم كه نمى گذارد من نزد پيامبر باشم ! او آمد و خطاب به اميرالمؤمنين عليه السلام گفت: اى پسر ابى طالب، امروز پيامبر را از اينكه نزد من باشد محبوس كرده اى ! !

ص: 349


1- . تحريم / 4 و 5 .

پيامبر صلى الله عليه و آله پاسخ او را داد و فرمود: اى عايشه، بين من و على فاصله مشو، كه او در راه من از هيچ كس نمى ترسد. قسم به آنكه جانم به دست اوست او را هيچ مؤمنى دشمن نمى دارد و هيچ كافرى دوست نمى دارد. بدان كه حق بعد از من با على است و به همان سو مى رود كه على برود. از يكديگر جدا نمى شوند تا بر سر حوض كوثر نزد من وارد شوند.

عايشه گفت: يا رسول اللّه ! از آغاز امروز مجلس خصوصى شما با على طول كشيده است ! پيامبر صلى الله عليه و آله از او روى گرداند، ولى عايشه گفت: يا رسول اللّه، چرا آن مسئله خصوصى را از من پنهان مى كنى ؟ شايد براى من هم صلاح باشد ! !

حضرت فرمود: درست است. قسم به خدا اين مسئله صلاح است براى كسى كه خداوند او را به قبول آن و ايمان به آن سعادتمند نمايد، و من مأمورم همه مردم را بدان دعوت نمايم؛ و به زودى از اين مسئله اطلاع خواهى يافت وقتى آن را به طور عمومى اعلام كنم.

عايشه گفت: يا رسول اللّه، چرا الآن آن را به من خبر نمى دهى تا جلوتر عمل به آن را آغاز كنم و آنچه صلاح است شروع نمايم ! !

فرمود: به زودى به تو خبر خواهم داد، ولى آن را پنهان كن تا به من دستور داده شود كه آن را به صورت عمومى اعلام كنم. اگر آن را پنهان نمايى خداوند در دنيا و آخرت به تو اجر خواهد داد، و براى تو فضيلتى خواهد بود كه در ايمان به خدا و رسولش سبقت گرفته و سرعت نموده اى. ولى اگر اين راز را فاش كنى و مراعات حفظ آنچه به تو سپرده مى شود را ترك كنى، به پروردگارت كافر شده اى و اجر تو از بين مى رود، و دست امن خدا و رسول را از خود برداشته اى، و از زيانكاران خواهى بود. و اين به خدا و رسول ضررى نخواهد زد، و لعنت خدا و ملائكه و همه مردم بر تو خواهد بود.

ص: 350

عايشه قول داد كه آن سِرّ را پنهان كند و بدان ايمان آورد، و آن را مراعات نمايد. پيامبر صلى الله عليه و آله هم آن راز را به او چنين خبر داد:

خداوند تعالى به من خبر داده كه عمر من پايان يافته، و به من دستور داده كه على را به عنوان علامتى در بين مردم منصوب نمايم، و او را امام آنان قرار دهم و جانشين خود نمايم همان گونه كه پيامبران قبل از من جانشينان خود را تعيين كرده اند. من به سوى خدا مى روم و خلافت او را اعلام خواهم كرد. اين مسئله را پشت پرده قلبت حفظ كن تا خدا اجازه اعلام آن را دهد.

عايشه بار ديگر قول داد اين راز را به كسى نگويد. اما خداوند به پيامبرش خبر داد كه او و رفيقش حفصه و پدرانشان در اين باره چه خواهند كرد.

جالب اينكه عايشه در همان روز به حفصه خبر داد و هر يك از آن دو به پدرانشان خبر دادند. ابوبكر و عمر جلسه تشكيل دادند و سراغ منافقين فرستادند و مسئله را به آنان هم خبر دادند.

آنان با يكديگر به مشورت پرداختند و گفتند:

محمد مى خواهد امر خلافت را مانند كسرى و قيصر تا آخر روزگار در خاندان خود قرار دهد. نه به خدا قسم ! اگر خلافت به على بن ابى طالب برسد براى شما از زندگى نصيبى نخواهد بود، چرا كه محمد طبق ظاهرتان با شما رفتار مى كند، اما على طبق آنچه در دل نسبت به شما دارد عمل مى كند. پس درباره خود و چنين مسئله اى نيك نظر كنيد و هر چه در نظر داريد اعلام كنيد.

اينگونه بود كه سرّ پيامبر صلى الله عليه و آله به دست عايشه و حفصه افشا شد، و پيرو آن خداوند آيات اول تا سوم سوره تحريم را نازل كرد كه خبر از كار آن دو زن مى داد، آنجا كه فرمود: «وَ اِذْ اَسَرَّ النَّبِىُّ اَلى بَعْضِ اَزْواجِهِ حِديثا فَلَمّا نَبَّأَتْ بِهِ وَ اَظْهَرَهُ اللّه ُ عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ اَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ. فَلَمّا نَبَّأَها بِهِ قالَتْ مَنْ اَنْبَأَكَ هذا قالَ نَبَّأَنِىَ الْعَليمُ الْخَبيرُ» .

ص: 351

«هنگامى كه پيامبر گفتارى پنهانى به بعضى از همسرانش سپرد آنگاه كه آن زن راز پيامبر را افشا كرد، و خدا پيامبرش را از اين مسئله باخبر نمود آن حضرت قسمتى از كارشان را براى آنان بازگو كرد و از گفتن قسمتى ديگر اعراض نمود. آن زن (عايشه) از پيامبر پرسيد چه كسى افشا كردن مرا به تو خبر داد حضرت فرمود خداى عليم آگاه به من خبر داد» .

سپس خداوند با آيه چهارم سوره تحريم به پيامبرش خبر داد كه اگر اظهار توبه هم نمايند قلوبشان منحرف است، و اگر بخواهند بر ضد پيامبر صلى الله عليه و آله اقدامى كنند ياور آن حضرت خدا و جبرئيل و ملائكه و اميرالمؤمنين عليه السلام هستند.

آيه چنين است: «اِنْ تَتُوبا اِلَى اللّه ِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما وَ اِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ فَاِنَّ اللّه َ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْريلُ وَ صالِحُ الْمُؤمِنينَ وَ الْمَلائِكَةُ بَعْدَ ذلِكَ ظَهيرٌ» :

«اگر شما دو نفر نزد خدا توبه كنيد اما قلب هايتان از حق منحرف شده است و اگر بر ضد او اقدم نماييد بدانيد كه خدا صاحب اختيار اوست و جبرئيل و صالح مؤمنين و ملائكه بعد از خدا كمك اويند» .

وقتى خداوند اين خبر را به پيامبرش داد حضرت آنان را احضار كرد و مسئله افشاى سِرّ خود را از آنان پرسيد و به توطئه منافقين اشاره اى نكرد. آنان قسم ياد كردند كه چنين كارى نكرده اند و راز حضرت را فاش ننموده اند.

اينجا بود كه آيه هفتم سوره تحريم در تكذيب آنان نازل شد: «يا اَيُّهَا الَّذينَ كَفَرُوا لا تَعْتَذِرُوا الْيَوْمَ اِنَّما تُجْزَوْنَ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» : «اى كسانى كه كافر شديد امروز عذر نياوريد كه طبق آنچه عمل كرديد جزا داده مى شويد» .(1)

ص: 352


1- . ارشاد القلوب: ج 2 ص 112 - 135. تفسير فرات: ص 185. مجمع البيان: ج 1 ص 56 . نور الثقلين: ج 5 ص 370 ح 8 . مناقب اميرالمؤمنين عليه السلام: ج 2 ص 346. تأويل الآيات: ج 2 ص 697 . الصراط المستقيم: ج 3 ص 168. تفسير القمى: ج 2 ص 376. امالى الطوسى: ص 302. بحار الانوار: ج 22 ص 232، 239 ح 4، ص 243 ح 9، ص 246 ح 17 و ج 27 ص 246 ح 17 و ج 28 ص 95 - 97، ص 106، 107 و ج 30 ص 383 و ج 31 ص 640 ح 157. صحيح البخارى: ج 7 ص 17 و ج 8 ص 449. صحيح مسلم: ج 7 ص 24. السيرة النبوية ابن كثير : ج 4 ص 449. فتح القدير شوكانى: ج 5 ص 250. مجمع الزوائد (هيثمى) : ج 7 ص 126. تفسير قرطبى: ج 18 ص 187. زاد المسير (ابن جوزى) : ج 8 ص 51 . مسند احمد: ج 1 ص 33 و ج 6 ص 52 .

399. آيه «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ ... »

اشاره

399. آيه «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ ... »(1)

از جمله آيات اصلى و مشهور در غدير آيه 67 سوره مائده مشهور به آيه تبليغ است: كه همان آيه است:

«يا اَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ واِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللّه ُ يَعصِمُكَ مِنَ الناس» :

«اى پيامبر آنچه (در حق على عليه السلام) از پروردگارت بر تو نازل شده برسان و اگر انجام ندهى رسالت او را نرسانده اى و خداوند تو را از مردم حفظ مى كند» .

پس از اتمام حجة الوداع و در راه بازگشت به مدينه، در شب هجدهم ماه ذى الحجه رسيده بود و كاروان مسير شبانه خود را به سوى غدير مى پيمود. غدير خم

ص: 353


1- . مائده / 67 . ژرفاى غدير: ص 42، 71، 93. غدير كجاست ؟ : ص 12 - 25. واقعه قرآنى غدير: ص 67 ، 82 . سخنرانى استثنائى غدير: ص 51 ، 140، 137 - 146، 147 - 155. اولين ميراث مكتوب درباره غدير: ص 33، 34. چهارده قرن با غدير: ص 50 ، 67 ، 71، 77، 153 - 157، 201 - 209. اسرار غدير: ص 115، 117، 252، 253، 263 - 272، 275، 277، 281، 353 - 363. تبليغ غدير در سيره معصومين عليهم السلام: ص 61 ، 63 ، 64 ، 82 ، 83 ، 202، 203 - 205. غدير در قرآن: ج 1 ص 35، 84 - 150 و ج 3 ص 425 - 433، 507 ، 508 . چكيده عبقات الانوار حديث غدير : ص 444 - 461. بر ساحل غدير: ص 57 - 68 . نگاهى بر زيارت غديريّه (صفاخواه، طالعى) : ص 111 - 150. غدير چشمه زلال ولايت (شيرازى) : ص 24 - 26. نقش غدير در كمال انسان ها (محمد اسدى گرمارودى) : 61 - 150. ستيز با آفتاب: 19 - 31. مائده غدير (جعفرپور) : ص 42 - 55 . غدير مظهر وحدت (وزنه) : ص 9 - 23. آيات ولايت (مرتضوى) : ج 2 ص 26 - 29، 79 - 97، 207 - 249. جايگاه غدير (دشتى) : ص 139 - 144. از غدير تا الغدير: ص 53 - 60 . شرح و تفسير خطبه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در غدير خم (نقوى - جعفرى) : ص 141 - 143. ترجمه الغدير (امينى - واحدى) : ص 394 - 403. نگرشى نو به غدير (رضوانى) : ص 28 - 39. از غدير تا الغدير: ص 91 - 103. غدير در آئينه قرآن (كورانى - شمسايى) : ص 223 - 288. وقائع بيعات الامير عليه السلاممن يوم الدار الى يوم الغدير (حسينى) : ص 59 - 79.

نيز با بركه آبش و چشمه سار و پنج درخت كهنسالش در انتظار كاروان عظيم حجاج بود. مقصدى كه از مكه تعيين شد و مردم از وعده گاهشان و برنامه اى كه در انتظارشان بود به خوبى خبر داشتند.

قلب رسول اللّه صلى الله عليه و آله در چگونگى تحقق امر الهى و اعلام ولايت مطلقه جانشينان معصوم خود مى تپيد. پيك وحى نيز در تكاپو براى تدارك برنامه فردا بود.

همزمان تحركات مُخرِّب منافقين وارد مرحله جدى شده و اوضاع نشان مى داد كه با حضور آن اكثريت مغشوش با افكار جاهلى، اجراى برنامه از پيش تعيين شده غدير غير ممكن است. از يك سو مردم ظاهربين فورا دهان به حسادت باز خواهند كرد كه پسر عمويش و خاندان خود را بر ما مسلط مى كند.

از سوى ديگر منافقين آشوب به پا خواهند كرد و مجلس سخنرانى را بر هم خواهند ريخت و حتى ممكن است قصد جان پيامبر و اميرالمؤمنين عليهماالسلام را نمايند.

هم خداوند علم به بحرانى بودن موقعيت داشت و هم پيامبر صلى الله عليه و آله به عنوان مجرى امر خدا به شدت نگران آن بود، و هم مؤمنين از اعلام ولايت در چنان شرايطى واهمه داشتند، و هم منافقين جو حاكم را زير نظر گرفته بودند و صدها توطئه در سر مى پروراندند. در چنين شرايطى، پروردگار جهان مى خواست با يَدِ قدرت خود نشان دهد كه اگر او اراده كند همه مقهور اويند.

اواخر شب هجدهم كه كاروان به درختان و بركه غدير كاملاً نزديك شده بود آيه اى از قرآن نازل شد كه در عين اختصار همه جوانب غدير را در بر داشت، و تابلوى درخشنده غدير در متن قرآن شد. اين آيه همه نگرانى ها را بر طرف كرد و خبر قطعى از اراده پروردگار و ضمانت حفظ از هر خطر و توطئه اى را آورد.

در آن لحظات حساس كه پيامبر صلى الله عليه و آله به شدت در انتظار وحى بود، جبرئيل نازل شد و آيه 67 سوره مائده را نازل كرد و عرضه داشت: يا رسول اللّه، خداوند به تو سلام مى رساند و مى فرمايد:

ص: 354

«يا اَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللّه ُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ، اِنَّ اللّه َ لا يَهْدِى الْقَوْمَ الْكافِرينَ» :

«اى پيامبر ابلاغ كن آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده و اگر انجام ندهى رسالت خدا را نرسانده اى و خدا تو را از شر مردم حفظ مى كند خداوند قوم كافر را هدايت نمى كند» .(1)

نزول اين آيه همه آن چيزى بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله انتظارش را مى كشيد و انعكاس آن مى توانست اينگونه باشد:

«يا اَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ» ؛ اى صاحب رسالت، آنچه از پروردگارت درباره امامت و خلافت و ولايت نازل شده ابلاغ كن و به مردم برسان.

«وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ» ؛ اين مسئله آن قدر قطعى و مهم و مورد تأكيد است كه اگر نشود گويا در رسالت و نبوت خويش هيچ گامى برنداشته اى و رسالتى كه بر دوشت نهاده شده به انجام نرسانده بر زمين نهاده اى.

«وَ اللّه يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ» ؛ از جهت توطئه هايى كه از آن هراس دارى مطمئن باش كه خداوند حفظ تو را از شر مردمان توطئه گر ضمانت نموده است.

«اِنَّ اللّه لا يَهْدِى الْقَوْمَ الْكافِرينَ» ؛ هدف اصلى، ابلاغ اين پيام و اتمام حجت است و شكى نيست كه گروهى از مردم ولايت را نمى پذيرند و بدان ايمان نمى آورند و كفر مى ورزند.

با نزول اين آيه، پيامبر صلى الله عليه و آله همه آنچه درباره توطئه ها از مردم مخفى مى كرد بى واهمه با آنان در ميان گذاشت و فرمود:

اين آيه تهديد بعد از وعيد است. حتما امر خداوند را به انجام خواهم رساند چرا كه اگر مردم هم مرا متهم كنند و تكذيب نمايند براى من آسانتر از عقوبت الهى در دنيا

ص: 355


1- . بحار الانوار: ج 28 ص 98. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 143، 177.

و آخرت است، و خدا بدون انجام اين وظيفه از من راضى نمى شود. اكنون كه خدا ضامن حفظ من است از هيچكس نمى هراسم.(1)

آيه تبليغ در خطبه غدير

در ادامه و در مورد اشاره به آيه تبليغ در غدير بايد گفت:

همه سخنرانى هاى پيامبر صلى الله عليه و آله براى ابلاغ دستورات پروردگار بود، اما در هيچ كدام خداوند دستور خاصى براى ابلاغ نداده بود. وقتى حكمى مانند نماز و امثال آن بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل مى شد به معناى آن بود كه آن را به مردم برساند، و نياز نبود كه امر خاصى هم بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شود كه امر نماز را به مردم ابلاغ كن.

اما در مسئله ولايت، گذشته از اصل مسئله كه بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شده بود، براى ابلاغ آن امر خاص ديگرى نازل شد و آن آيه 67 سوره مائده بود: «يا اَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ... » .

پيامبر صلى الله عليه و آله با توجه به همين امر خاص، مراسم غدير را ترتيب داد، تا ابلاغ اين حكم به شكل خاصى انجام پذيرد. اقدام بديعى كه در سخنرانى غدير انجام گرفت آن بود كه در همان آغاز خطبه غدير و در فرازى از بخش دوم سخن و پس از حمد و ثنا، پيامبر صلى الله عليه و آله به صراحت اعلام كرد كه اين سخنرانى به خاطر نزول آن دستور است، آنجا كه فرمود:

أُؤَدّى ما أَوْحى بِهِ اِلَىَّ: من اكنون در حال اداى وظيفه نسبت به مطلبى هستم كه خدا بر من وحى فرموده است.

آنگاه به توضيح آن تبليغ پرداخت و در پايان فرمود: فَاَوْحى اِلَىَّ: بِسْمِ اللّه ِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ «يا اَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ... » : خدا بر من وحى كرده كه «اى رسول ابلاغ كن آنچه از پروردگار بر تو نازل شده ... » . و تصريح كرد كه موضوع اين ابلاغ ولايت على عليه السلام است.

ص: 356


1- . بحار الانوار: ج 37 ص 122. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 39.

به همين خاطر در همان آغاز خطبه غدير - در حالى كه پس از اعلان نزول آيه، مردم منتظر ورود به اصل مطلب بودند، با كمال تعجب متوجه شدند كه پيامبر صلى الله عليه و آله مسئله تعطيل اين سخنرانى را مطرح مى كند ! ! حضرت به صراحت فرمود: از جبرئيل خواستم كه از خدا بخواهد كه مرا از ابلاغ اين پيام معاف بدارد !

اين مطلب در ذهن مخاطبان دو سؤال به ميان آورد: يكى آنكه بدانند چرا حضرت چنين درخواستى را نموده است، و ديگر اينكه اگر چنين خواسته اى در ميان بوده، پس چگونه اكنون سخنرانى در حال انجام است ؟

در دنباله سخن، پيامبر صلى الله عليه و آله پاسخ هر دو سؤال را داد. علت درخواست معاف شدن از ابلاغ پيام را حضور منافقين و فتنه گران، و علت تعطيل نشدن سخنرانى را حكم قاطع الهى در ابلاغ پيام اعلام كرد، و اينكه خداوند بدون اين ابلاغ از من راضى نمى شود. سپس با اشاره به منافقين و شيطنت هايشان، از يك سو علت لحن شديد آيه نسبت به پيامبر صلى الله عليه و آله براى مؤمنين روشن گرديد، و از سوى ديگر ضمانت «وَ اللّه ُ يَعْصِمُكَ» بر منافقين گوشزد شد.

متن خطبه غدير

وَ اُقِرُّ لَهُ عَلى نَفْسى بِالْعُبُودِيَّةِ، وَ اَشْهَدُ لَهُ بِالرُّبُوبِيَّةِ، وَ اُؤَدّى ما اَوْحى بِهِ اِلَىَّ، حَذَرا مِنْ اَنْ لا اَفْعَلَ فَتَحِلَّ بى مِنْهُ قارِعَةٌ لا يَدْفَعُها عَنّى اَحَدٌ وَ اِنْ عَظُمَتْ حيلَتُهُ وَ صَفَتْ خُلَّتُهُ؛ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ.

لاَنَّهُ قَدْ اَعْلَمَنى اَنّى اِنْ لَمْ اُبَلِّغْ ما اَنْزَلَ اِلَىَّ فى حَقِّ عَلِىٍّ فَما بَلَّغْتُ رِسالَتَهُ، وَ قَدْ ضَمِنَ لى تَبارَكَ وَ تَعالَى الْعِصْمَةَ مِنَ النّاسِ وَ هُوَ اللّه ُ الْكافِى الْكَريمُ.

فَاَوْحى اِلَىَّ: «بِسْمِ اللّه ِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ، يا اَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ فى عَلِىٍّ، يَعْنى فِى الْخِلافَةِ لِعَلِىِّ بْنِ اَبى طالِبٍ وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللّه ُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ» ... . وَ كُلُّ ذلِكَ لا يَرْضَى اللّه ُ مِنّى اِلاّ اَنْ اُبَلِّغَ ما اَنْزَلَ اللّه ُ اِلَىَّ فى حَقِّ

ص: 357

عَلِىٍّ، «يا اَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ فى حَقِّ عَلِىٍّ وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللّه ُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ» :

براى خدا بر نفس خود به عنوان بندگى او اقرار مى كنم، و شهادت مى دهم براى او به خداوندى، و آنچه به من وحى نموده ادا مى نمايم از ترس آنكه مبادا اگر انجام ندهم عذابى از او بر من فرود آيد كه هيچ كس نتواند آن را دفع كند، هر چند كه حيله عظيمى به كار بندد و دوستى او خالص باشد نيست خدايى جز او زيرا خداوند به من اعلام فرموده كه اگر آنچه در حق على بر من نازل نموده ابلاغ نكنم رسالت او را نرسانده ام،

و براى من حفظ از شر مردم را ضمانت نموده و خدا كفايت كننده و كريم است.

خداوند به من چنين وحى كرده است: بِسْمِ اللّه ِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ «يا اَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ... » : «اى پيامبر ابلاغ كن آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده» درباره على عليه السلام؛ يعنى خلافت على بن ابى طالب عليه السلام «و اگر انجام ندهى رسالت او را نرسانده اى و خداوند تو را از مردم حفظ مى كند» ... .

بعد از همه اينها، خداوند از من راضى نمى شود مگر آنچه در حق على عليه السلام بر من نازل كرده ابلاغ نمايم. «يا اَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ... » : «اى پيامبر برسان آنچه (در حق على عليه السلام) از پروردگارت بر تو نازل شده و اگر انجام ندهى رسالت او را نرسانده اى و خداوند تو را از مردم حفظ مى كند» .

آيه تبليغ در غديريه حَسّان

در غديريه حسّان بن ثابت نيز به آيه تبليغ اشاره شده است:

اَلَمْ تَعْلَمُوا اَنَّ النَبِىَّ مُحَمَّدا ***لَدى دَوْحِ خُمٍّ حينَ قامَ مُنادِيا

وَ قَد جاءَهُ جِبْريلُ مِنْ عِنْدِ رَبِّهِ ***بِأَنَّكَ مَعْصُومٌ فَلا تَكُ وانِيا

وَ بَلِّغْهُمُ ما اَنْزَلَ اللّه ُ رَبُّهُمْ ***وَ اِنْ اَنْتَ لَمْ تَفْعَلْ وَ حاذَرْتَ باغِيا

عَلَيْكَ فَما بَلَّغْتَهُمْ عَنْ اِلهِهِمْ ***رِسالَتَهُ اِنْ كُنْتَ تَخْشَى الاَعادِيا

ص: 358

آيا نمى دانيد كه محمد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله كنار درختان غدير خم به حالت ندا ايستاد.

و اين در حالى بود كه جبرئيل از طرف خداوند پيام آورده بود كه در اين امر سستى مكن كه تو محفوظ خواهى بود.

و آنچه از طرف خدا بر تو نازل شده به مردم برسان و اگر نرسانى و از ظالم بترسى.

و از دشمنان حذر كنى رسالت پروردگارشان را نرسانده اى.

آيه تبليغ در احتجاج با معاويه

سليم نقل مى كند كه معاويه پيامى براى اميرالمؤمنين عليه السلام فرستاد و فضائل حضرت و من جمله آيه تبليغ در مورد حضرت را انكار كرد. آنحضرت در جوابش فرمود:

اگر خداوند عزوجل است كه بايد اختيار كند و حق انتخاب با اوست، خداوند مرا براى امت انتخاب كرده است و به عنوان خليفه براى آنان قرار داده است و آنان را در كتاب مُنزَل خود و در سنت پيامبرش مأمور به اطاعت و يارى من نموده است، و اين حجت مرا قوى تر و حق مرا واجب تر مى نمايد.(1)

آيه تبليغ در كلام معصومين عليهم السلام

همچنين در مجلس امام باقر عليه السلام آيات غدير مطرح شد و سكوتى كه حسن بصرى درباره آنها به خرج مى دهد. مردى به نام اعشى عرض كرد: حسن بصرى آيه «يا اَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَيكَ مِن رَبِّكَ ... » را مى خواند و مى گويد درباره مردى نازل شده و نام او را نمى گويد !

امام باقر عليه السلام با شنيدن اين خبر حضرت موقعيت را مغتنم شمرده و از همين فرصت تبليغ غدير را نشانه رفت و فرمود: او را چه شده است ! خدا نمازش را قبول نكند. اگر مى خواست خبر مى داد درباره چه كسى نازل شده است. جبرئيل بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد و عرض كرد: خداوند به شما امر مى كند امتت را راهنمايى كنى كه وليّشان كيست

ص: 359


1- . كتاب سليم: حديث 25.

و اين آيه را نازل كرد. پيامبر صلى الله عليه و آله هم قيام كرد و دست على بن ابى طالب عليه السلام را گرفت و بلند كرد و فرمود: مَن كُنتُ مَولاهُ فَعَلِىٌّ مَولاهُ. اللّهُمَّ والِ مَن والاهُ وَ عادِ مَن عاداهُ وَ انصُر مَن نَصَرَهُ وَ اخذُل مَن خَذَلَهُ.(1)

امام صادق عليه السلام نيز در دو مورد آيه تبليغ را مطرح فرموده است:

امام صادق عليه السلام در اين باره فرمود: هر كس دينش را از كتاب خداوند بياموزد كوه ها از جا كنده مى شوند قبل از اينكه او تكانى بخورد.

راوى پرسيد: در قرآن كدام آيه است ؟ حضرت نمونه هايى را ذكر كردند تا آنكه درباره مستند قرآنىِ غدير چنين فرمود: از جمله قول خداوند عزوجل است كه مى فرمايد: «يا اَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَيكَ مِن رَبِّكَ وَ اِن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَهُ وَ اللّه ُ يَعصِمُكَ مِنَ النّاسِ» . از همين جاست قول پيامبر صلى الله عليه و آله كه به على عليه السلام فرمود: اللّهُمَّ والِ مَن والاهُ وَ عادِ مَن عاداهُ وَ انصُر مَن نَصَرَهُ وَ اخذُل مَن خَذَلَهُ ... .(2)

در موردى ديگر امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند عزوجل به پيامبرش فرمود: «فَاِذا فَرَغتَ فَانصَب وَ اِلى رَبِّكَ فَارغَب»(3) تفسيرش اين است: «آنگاه كه فراغت يافتى عَلَم و علامت خود را نصب كن و وصيَّت را معرفى نما و فضيلت او علنا بيان كن» .

در مورد مرحله دوم دستور اجراى آن بود كه در نزديكى غدير خم نازل شد و واقعه غدير بر اساس آن شكل گرفت. امام صادق عليه السلام در اين باره مى فرمايد: تا آنگاه كه از حجة الوداع باز مى گشت آيه «يا أيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغ ما اُنزِلَ إلَيكَ مِن رَبِّكَ ... » نازل شد. حضرت مردم را ندا داد تا جمع شوند و فرمود: مَن كُنتُ مَولاهُ فَعَلىٌّ مَولاهُ. اللّهُمَّ والِ مَن والاهُ وَ عادِ مَن عاداهُ.(4)

ص: 360


1- . بحار الانوار: ج 37 ص 140 ح 34.
2- . بحار الانوار: ج 23 ص 103.
3- . انشراح / 7، 8 .
4- . اثبات الهداة: ج 2 ص 4 ح 7.
آيه تبليغ در دعاى بعد از نماز روز غدير

آيه تبليغ در دعاى بعد از نماز روز غدير نيز آمده است:

متن دعاى بعد از نماز روز غدير

در دعايى كه بعد از نماز روز عيد غدير مى خوانيم چنين مى گوييم:

رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِيا يُنادِى لِلاْءِيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا، رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ كَفِّرْ عَنَّا سَيِّئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الْأَبْرارِ، رَبَّنا وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِكَ وَ لا تُخْزِنا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعادَ.

رَبَّنا انَّنا سَمِعْنَا النِّداءَ، وَ صَدَّقْنَا الْمُنادى رَسُولَكَ صلى الله عليه و آله اذْ نادى نِداءً عَنْكَ بِالَّذى امَرْتَهُ انْ يُبَلِّغَ عَنْكَ ما انْزَلْتَ الَيْهِ مِنْ مُوالاةِ وَلِىِّ الْمُؤْمِنينَ، وَ حَذَّرْتَهُ وَ انْذَرْتَهُ انْ لَمْ يُبَلِّغْ انْ تَسْخَطَ عَلَيْهِ، وَ انَّهُ اذا بَلَّغَ رِسالاتِكَ عَصَمْتَهُ مِنَ النّاسِ.

فَنادى مُبَلِّغا وَحْيَكَ وَ رِسالاتِكَ: «الا مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ، وَ مَنْ كُنْتُ وَلِيَّهُ فَعَلِىٌّ وَلِيُّهُ، وَ مَنْ كُنْتُ نَبِيَّهُ فَعَلِىٌّ اميرُهُ» .

رَبَّنا قَدْ اجَبْنا داعِيَكَ النَّذيرَ الْمُنْذِرَ مُحَمَّدا عَبْدَكَ الَّذى انْعَمْتَ عَلَيْهِ وَ جَعَلْتَهُ مَثَلاً لِبَنى اسْرائيلَ.

رَبَّنا آمَنّا وَ اتَّبَعْنا مَوْلانا وَ وَلِيَّنا وَ هاديَنا وَ داعِيَنا وَ داعِىَ الانامِ، وَ صِراطَكَ السَّوِىَّ الْمُسْتَقيمَ وَ مَحَجَّتَكَ الْبَيْضاءَ، وَ سَبيلَكَ الدّاعِىَ الَيْكَ عَلى بَصيرَةٍ هُوَ وَ مَنِ اتَّبَعَهُ، وَ سُبْحانَ اللّه ِ عَمّا يُشْرِكُونَ بِوِلايَتِهِ وَ بِامْرِ رَبِّهِمْ وَ بِاتِّخاذِ الْوَلائِجِ مِنْ دُونِهِ(1):

پروردگارا، ما شنيديم كه منادى براى ايمان ندا مى كند كه به پروردگارتان ايمان بياوريد، و ما هم ايمان آورديم. پروردگارا، گناهان ما را ببخش و بدى هايمان را از ما بزداى و ما را با نيكان بميران.

ص: 361


1- . الاقبال: ص 475. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 216، 217.

پروردگارا، آنچه توسط فرستادگانت به ما وعده داده اى به ما عنايت كن و روز قيامت ما را خوار مكن، كه تو وعده ات را خلاف نمى كنى.

پروردگارا، ما ندا را شنيديم و ندا كننده را كه پيامبرت بود تصديق كرديم، آنگاه كه از سوى تو ندا كرد به آنچه دستور داده بودى و بر او نازل كرده بودى كه از طرف تو درباره ولايت صاحب اختيار مؤمنان ابلاغ كند. و او را بر حذر داشتى و ترساندى كه اگر ابلاغ نكند بر او غضب خواهى كرد، و اگر رسالت هاى تو را ابلاغ كند او را از شر مردم حفظ خواهى كرد.

آنجا بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله به قصد ابلاغ وحى و رسالت تو چنين ندا كرد: بدانيد كه هر كس من مولى و صاحب اختيار او هستم على صاحب اختيار اوست، و هر كس من ولىّ اويم على ولىّ اوست، و هر كس من پيامبر او بوده ام على امير اوست.

پروردگارا، ما دعوت كننده تو را اجابت كرديم، همان ترساننده منذر، يعنى محمد صلى الله عليه و آله بنده تو كه بر او انعام فرمودى و او را نمونه اى براى بنى اسرائيل قرار دادى.

پروردگارا، ما ايمان آورديم و از صاحب اختيار و ولىّ و هدايت كننده و دعوت كننده ما و مردم پيروى نموديم، همان راه درست و مستقيم تو، و جايگاه حجتِ واضح تو، و راه تو كه او و پيروانش با بصيرت به سوى تو دعوت مى كنند، و خدا منزه است از آنچه در ولايت على عليه السلام شرك مى ورزند و درباره امر پروردگارشان كسى را شريك مى كنند، و كسانى را جز او محبوب دل خود قرار مى دهند.

آيه تبليغ در زيارت غديريه

امام على بن محمد الهادى عليه السلام در زيارت اميرالمؤمنين عليه السلام در روز غدير(1)، به آيه تبليغ اشاره فرموده است:

ص: 362


1- . بحار الانوار: ج 97 ص 360.

إِنَّ اللّه َ تَعالى اسْتَجابَ لِنَبِيِّهِ صلى اللّه عليه و آله فيكَ دَعْوَتَهُ، ثُمَّ أَمَرَهُ بِإِظْهارِ ما أَوْلاكَ لِأُمَّتِهِ إِعْلاءً لِشَأْنِكَ وَإِعْلانا لِبُرْهانِكَ وَ دَحْضا لِلْأَباطِيلِ وَ قَطْعا لِلْمَعاذِيرِ. فَلَمَّا أَشْفَقَ مِنْ فِتْنَةِ الْفاسِقينَ وَاتَّقى فيكَ الْمُنافِقينَ أَوْحى إِلَيْهِ رَبُّ الْعالَمينَ: «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللّه ُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ» . فَوَضَعَ عَلى نَفْسِهِ أَوْزارَ الْمَسيرِ وَ نَهَضَ فى رَمْضاءِ الْهَجيرِ فَخَطَبَ وَأَسْمَعَ وَ نادى فَأَبْلَغَ، ثُمَّ سَأَلَهُمْ أَجْمَعَ فَقالَ: هَلْ بَلَّغْتُ ؟ فَقالُوا: اللَّهُمَّ بَلى. فَقالَ: اللّهُمَّ اشْهَدْ. ثُمَّ قالَ: أَلَسْتُ أَوْلى بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ ؟ فَقالُوا: بَلى. فَأَخَذَ بِيَدِكَ وَ قالَ: «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ، اللَّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ» . فَما آمَنَ بِما أَنْزَلَ اللّه ُ فيكَ عَلى نَبِيِّهِ إِلاَّ قَليلٌ وَلا زادَ أَكْثَرَهُمْ غَيْرَ تَخْسيرٍ:

خداوند تعالى دعاى پيامبرش صلى اللّه عليه و آله را درباره تو مستجاب كرد، و به او دستور داد تا ولايت تو را بر امت اظهار كند تا مقام تو را بلندمرتبه و دليل تو را اعلام كرده باشد و سخنان باطل را كوبيده و عذرهاى بى جا را ريشه كن كرده باشد. آنگاه كه از فتنه فاسقان احساس خطر كرد و از منافقان درباره تو ترسيد، پروردگار جهان به او چنين وحى كرد: «اى پيامبر برسان آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده و اگر نرسانى رسالت او را نرسانده اى و خداوند تو را از شر مردم حفظ مى كند» . پيامبر صلى الله عليه و آله سختى سفر را متحمل شد و در شدت حرارت ظهر بپا خاست و خطبه اى ايراد كرد و شنوانيد و ندا كرد و رسانيد. سپس از همه آنها پرسيد: آيا رسانيدم ؟ گفتند: آرى به خدا قسم. عرض كرد: خدايا شاهد باش. سپس پرسيد: آيا من نسبت به مؤمنين از خودشان صاحب اختيارتر نبوده ام ؟ گفتند: آرى. پس دست تو (اميرالمؤمنين عليه السلام) را گرفت و فرمود: هر كس من صاحب اختيار او بوده ام اين على صاحب اختيار اوست. خدايا دوست بدار هر كس او را دوست بدارد و دشمن بدار هر كس او را دشمن بدارد، و يارى كن هر كس او را يارى كند و خوار كن هر كس او را خوار كند. ولى به آنچه خداوند درباره تو بر پيامبرش نازل كرد جز عده كمى ايمان نياوردند و اكثرشان جز زيان كارى براى خود زياد نكردند.

ص: 363

آيه تبليغ از وجوه دلالت حديث غدير

اختصاص آيه تبليغ به غدير هم نزد شيعه و غير شيعه از مسلمات است، و بين مفسرين و محدثين اهل سنت مشهور است، اگر چه بعضى از آنان در صدد انحراف شأن نزول آيه بوده اند.(1)

همچنين در روايت بسيارى به اين آيه شريفه و زمان و مكان نزول آن، و نيز تبيين محتواى آن - كه شامل مسايل مهمى در مسئله ولايت است - اشاره شده، كه نقش به سزايى در مباحث غديرى و مسئله امامت و ولايت دارد و منحصر به فرد بودن آن را بين آيات غدير روشن مى سازد.

از اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام نيز توضيحات و احتجاجاتى در مورد اين آيه نقل شده، و در ادامه علماى شيعه مباحثى مفصل درباره آيه تبليغ داشته، و حتى كتاب مستقل در مورد آن تأليف كرده اند؛ از نظر نقل اسناد، استدلال به آيه، شأن نزول آيه تبليغ، ردّ شبهات و بيان نكات و ظرايف آيه، تحليل آيه تبليغ و بررسى تك تك واژه ها و فقرات و فرازهاى اين آيه و بررسى اوضاع سياسى و اجتماعى در حجة الوداع و زمان نزول آيه تبليغ.

از جمله، يكى از وجوه دلالت حديث غدير و كلمه مولى بر امامت و ولايت آيه تبليغ است كه مورد بررسى قرار گرفته است. به خصوص مرحوم ميرحامد حسين در كتاب «عبقات الانوار» ؛ كه آيه تبليغ را از نظر سند و نقل و دلالت به طور مفصل مورد بررسى قرار داده است.

با توجه به اينكه آيه «بَلِّغْ» به عنوان آغاز غدير، و اين آيه «إكمال» به عنوان پايان غدير است، مهم ترين آيات مربوط به آن محسوب مى شوند. لذا همان گونه كه آيه «بَلِّغْ» مفصلاً مورد بررسى قرار گرفته، آيه «اكمال» نيز در جهات مختلف واكاوى و تحقيق شده، كه از جمله چهار مطلب است:

ص: 364


1- . عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 403، 404. نفحات الازهار: ج 8 ص 195 - 257.

زمان و مكان نزول آيه اكمال

جزئيات ماجراى نزول آيه اكمال

تفسير آيه اكمال

تحليلى بر آيه اكمال

كتاب در مورد آيه تبليغ

در مورد آيه اكمال و آيه تبليغ كتابى ارزشمند و جامع تأليف شده، كه حاوى نكات و دقائق ارزشمندى است. لازم است در اينجا اين كتاب گرانسنگ معرفى شود:

آيه تبليغ، آيه اكمال، غلامرضا صادقى فرد، فارسى، چاپى، تاسوعا، مشهد، چاپ اول، سال 1393 ش، وزيرى، 975 ص. در اين كتاب طى بيست و پنج فصل، مفصل در مورد آيه تبليغ و آيه اكمال سخن گفته، و تحقيق جامع و از جهات مختلف در مورد اين دو آيه شريفه است.

400. آيه «يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَىْ ءٌ عَظِيمٌ»

اشاره

400. آيه «يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَىْ ءٌ عَظِيمٌ»(1)

پيامبر صلى الله عليه و آله در آخرين فراز از بخش دهم خطبه غدير سفارش به تقوى كرد و آيه اول سوره حج را براى ترساندن مردم از روز قيامت قرائت كرد:

«اِنَّ زَلْزَلَةَ السّاعَةِ شَىْ ءٌ عَظيمٌ» :

«همانا زمين لزره قيامت رخدادى بس بزرگ است» .

متن خطبه غدير

مَعاشِرَ النّاسِ، التَّقْوى، التَّقْوى، وَ احْذَرُوا السّاعَةَ كَما قالَ اللّه ُ عَزَّ وَ جَلَّ: «اِنَّ زَلْزَلَةَ

ص: 365


1- . حج / 1. غدير در قرآن: ج 2 ص 449، 450. سخنرانى استثنائى غدير: ص 223 - 231. واقعه قرآنى غدير: ص 106.

السّاعَةِ شَىْ ءٌ عَظيمٌ» . اُذْكُرُوا الْمَماتَ وَ الْمَعادَ وَ الْحِسابَ وَ الْمَوازينَ وَ الْمُحاسَبَةَ بَيْنَ يَدَىْ رَبِّ الْعالَمينَ وَ الثَّوابَ وَ الْعِقابَ. فَمَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ اُثيبَ عَلَيْها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلَيْسَ لَهُ فِى الْجِنانِ نَصيبٌ:

اى مردم، تقوى را، تقوى را. از قيامت بر حذر باشيد همانگونه كه خداى عز و جل فرموده: «اِنَّ زَلْزَلَةَ السّاعَةِ شَيْى ءٌ عَظيمٌ» : «زلزله قيامت چيز بس بزرگى است» . مرگ و معاد و حساب و ترازوهاى الهى و حسابرسى در پيشگاه رب العالمين و ثواب و عقاب را به ياد آوريد. هر كس حسنه با خود بياورد طبق آن ثواب داده مى شود، و هر كس گناه بياورد در بهشت او را نصيبى نخواهد بود.

401. آيه «يا اَيُّهَا النّاسُ اِنّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ اُنْثى ... »(1) = آيه «اِنِّمَا الْمُؤْمِنُونَ اِخْوَةٌ»

402. آيه «يا وَيلَتا لَيتَنى لَم اَتَّخِذ فُلانا خَليلاً»(2) = آيه «و يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِى اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلاً ... »

403. آيه «يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ رِضْوانٍ وَ جَنَّاتٍ لَهُمْ فِيها نَعِيمٌ مُقِيمٌ»(3) = آيه «الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِى سَبِيلِ اللّه بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللّه ... »

404. آيه «يَتَجَرَّعُهُ وَ لا يَكادُ يُسِيغُهُ وَ يَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِنْ كُلِّ مَكانٍ ... »(4) = آيه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ... »

ص: 366


1- . حجرات / 13.
2- . فرقان / 28.
3- . توبه / 21.
4- . ابراهيم عليه السلام / 17.

405. آيه «يُجاهِدُونَ فى سَبيلِ اللّه ِ وَ لا يَخافُونَ فِى اللّه ِ لَوْمَةُ لائِمٍ»

اشاره

405. آيه «يُجاهِدُونَ فى سَبيلِ اللّه ِ وَ لا يَخافُونَ فِى اللّه ِ لَوْمَةُ لائِمٍ»(1)

در فرازى از فرازهاى مرحله سوم از خطبه غدير، پيامبر صلى الله عليه و آله با بيان علم امامان عليهم السلام مناط قرار دادن حق و باطل و معرفى مدافع تمام عيار آن، به آيه 54 سوره مائده اشاره داشتند:

«يُجاهِدُونَ فى سَبيلِ اللّه ِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ» :

«در راه خدا جهاد مى كنند و از سرزنش سرزنش كننده نمى هراسند» .

متن خطبه غدير

مَعاشِرَ النّاسِ، لا تَضِلُّوا عَنْهُ وَ لا تَنْفِرُوا مِنْهُ، وَ لا تَسْتَنْكِفُوا عَنْ وِلايَتِهِ، فَهُوَ الَّذى يَهْدى اِلَى الْحَقِّ وَ يَعْمَلُ بِهِ، وَ يُزْهِقُ الْباطِلَ وَ يَنْهى عَنْهُ، وَ لا تَأْخُذُهُ فِى اللّه ِ لَوْمَةُ لائِمٍ:

اى مردم، از على به سوى ديگرى گمراه نشويد، و از او روى برمگردانيد و از ولايت او سرباز نزنيد. اوست كه به حق هدايت نموده و به آن عمل مى كند، و باطل را ابطال نموده و از آن نهى مى نمايد، و در راه خدا سرزنش ملامت كننده اى او را مانع نمى شود.

406. آيه «يَحْذَرُ الْمُنافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِما فِى قُلُوبِهِمْ ... »(2) = آيه «فَإِذا نَزَلَ بِساحَتِهِمْ فَساءَ صَباحُ الْمُنْذَرِينَ»

407. آيه «يَحلِفونَ بِاللّه ِ ما قالوا وَ لَقَد قالوا كَلِمَةَ الكُفرِ بَعدَ إسلامِهِم ... »

اشاره

407. آيه «يَحلِفونَ بِاللّه ِ ما قالوا وَ لَقَد قالوا كَلِمَةَ الكُفرِ بَعدَ إسلامِهِم ... »(3)

از جمله آياتى كه در ماجراى غدير و در ارتباط با منافقين بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد، آيه 74 سوره توبه بود:

ص: 367


1- . مائده / 54 . سخنرانى استثنائى غدير: ص 157 - 170. واقعه قرآنى غدير: ص 86 .
2- . توبه / 64 .
3- . توبه / 74. غدير در قرآن: ج 1 ص 215 - 237. واقعه قرآنى غدير: ص 52 ، 127، 135، 136، 169. اسرار غدير: ص 83 . ژرفاى غدير: ص 159.

«يَحْلِفُونَ بِاللّه ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ بَعْدَ إِسْلامِهِمْ وَ هَمُّوا بِما لَمْ يَنالُوا وَ ما نَقَمُوا إِلاَّ أَنْ أَغْناهُمُ اللّه وَ رَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ فَإِنْ يَتُوبُوا يَكُ خَيْرا لَهُمْ وَ إِنْ يَتَوَلَّوْا يُعَذِّبْهُمُ اللّه عَذابا أَلِيما فِى الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ وَ ما لَهُمْ فِى الْأَرْضِ مِنْ وَلِىٍّ وَ لا نَصِيرٍ» :

«به خدا قسم ياد مى كنند كه چنين سخنى نگفته اند در حالى كه كلمه كفر را بعد از اسلامشان گفته اند و هدفى را قصد كرده اند كه بدان دست نيافته اند و از چيزى ناراحت نشدند مگر براى اينكه خدا و رسولش آنان را از فضل خويش مستغنى ساختند اگر توبه كنند براى آنان بهتر خواهد بود و اگر روى گردانند خداوند آنان را به عذاب دردناك در دنيا و آخرت معذب مى نمايد و در آخرت هم سرپرست و ياورى نخواهند داشت» .

موقعيت تاريخى

در طول سفر يك ماهه غدير، منافقين با يقين به نزديكى شهادت پيامبر صلى الله عليه و آله و تصميم حضرت درباره اعلان رسمى ولايت، با شدت تمام و به صورت همه جانبه اى دست به كار توطئه ها و نقشه هاى گوناگون براى مقابله با اقدامات آن حضرت بودند.

يكى از اقدامات منافقين در سال آخر عمر پيامبر صلى الله عليه و آله ماجراى صحيفه ملعونه است. ماجرا اينگونه بود كه پس از حجة الوداع و پيش از غدير، ابوبكر و عمر و معاذ بن جبل و سالم مولى ابى حذيفه و ابوعبيده جراح صحيفه اى نوشتند كه نگذارند خلافت به اهل بيت عليهم السلام برسد. در آن لحظات عظيم ترين پيمان نامه بر ضد دين الهى در تاريخ بشريت به امضا رسيد كه آينده تلخ و تاريكى را براى انسان ها در نظر گرفته بود.

خداوند با نزول 9 آيه پى در پى جوانب مختلف اين توطئه را مورد نكوهش قرار داد و آن را در متن قرآن ثبت كرد.

آنان سعى در كتمان برنامه هاى خود داشتند، ولى از يك سو خداوند از غيب پيامبرش را آگاه مى ساخت و از سوى ديگر اصحاب باوفاى آن حضرت همچون

ص: 368

سلمان و ابوذر و مقداد و حذيفه و عمار با مجالس مخفى آنان برخورد مى كردند و به حضرتش گزارش مى دادند.

تنها حربه اى كه منافقين در برابر اين افشاگرى ها داشتند قسم دروغ بود، به اين صورت كه وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله آنان را احضار مى كرد و گفتار يا كردار يا نقشه آنان را بر ملا مى ساخت قسم ياد مى كردند كه چنين سخنى را نگفته و چنان كارى را انجام نداده اند.

قسم دروغ از كسانى كه در باطن كافرند فقط با پرده بردارى خداى كاشف الاسرار و علاّم الغيوب مى شكند و باطن كثيف قسم ياد كنندگان را نشان مى دهد كه هم بر ضد خدا توطئه مى كنند و هم به خدا قسم دروغ ياد مى كنند. اين افشاگرى خداوند با آخرين عكس العمل پيامبر صلى الله عليه و آله صورت گرفت و آنان را رسوا كرد.(1)

همچنين در روز نوزدهم ذى الحجه سال دهم هجرى و پس از خطبه غدير مراسم سه روزه بيعت همگانى همچنان ادامه داشت، و هر گروه از مردم كه بيعت مى كردند به خيمه هاى خود باز مى گشتند.

منافقين نيز در خيمه هاى خود جمع شده بودند و از آن همه سربلندى غدير كه خط نفاق را خرد مى كرد و پيش مى رفت، اظهار تأسف و نگرانى مى كردند و اسرار دل خود را براى يكديگر بازگو مى كردند. آنها كلمات كفرآميزى در اين باره به يكديگر گفتند كه حذيفه از خيمه مجاور شنيد و براى پيامبر صلى الله عليه و آله بازگو كرد. در اين باره و براى بار ديگر جبرئيل اين آيه را نازل كرد.

پيامبر صلى الله عليه و آله حضرت كسى را فرستاد و ابوبكر و عمر و دار و دسته آنان را فرا خواند و همه اقدامات و گفته هاى جسارت آميز آنان را برايشان يادآور شد و در اين باره و آنان را مورد مؤاخذه قرار داد. آنان در نهايت جسارت و بى پروايى هر گونه اقدامى را انكار كردند و قسم ياد كردند كه چنين قصدى نداشته و چنين سخنى نگفته اند ! ! ولى در ردّ آنان نهمين آيه هم نازل شد كه آيه 74 سوره توبه بود و پيامبر صلى الله عليه و آله آيه را بر آنان تلاوت فرمود:

ص: 369


1- . بحار الانوار: ج 7 ص 209 و ج 22 ص 96 ح 49 و ج 28 ص 122 و ج 31 ص 633 ، 635 .

«يَحْلِفُونَ بِاللّه ِ ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ بَعْدَ اِسْلامِهِمْ وَ هَمُّوا بِما لَمْ يَنالُوا ... » : «به خدا قسم ياد مى كنند كه چنين سخنى نگفته اند در حالى كه كلمه كفر را بعد از اسلامشان گفته اند و هدفى را قصد كرده اند كه بدان دست نيافته اند ... » .

اين اقدام پيامبر صلى الله عليه و آله پس از برنامه بيعت همگانى در غدير بعد از خطبه بود. در اواخر شب و در فرصتى كه براى پيامبر صلى الله عليه و آله پيش آمد، حضرت لازم دانست رفتارهاى منافقين در اثناء خطبه را به آنان گوشزد فرمايد، چه آنكه تمام گفته هايشان را جبرئيل به حضرت خبر داده بود، همان گونه كه عده اى از مؤمنين سخنان آنان را هنگام خطبه شنيده و به پيامبر صلى الله عليه و آله گزارش داده بودند.(1)

همچنين با طلوع آفتاب روز بيستم مراسم بيعت ادامه يافت و آخرين گروه هاى مردم براى بيعت با پيامبر و اميرالمؤمنين عليهاالسلام به خيمه هاى آن دو بزرگوار مى آمدند.

در نقطه اى ديگر از غدير خم مقداد از كنار گروهى از منافقين عبور مى كرد كه شنيد يكى از آنان به بقيه مى گويد: اصحاب كسرى و قيصر در لباس هاى خَز و نقش دار و حرير و بافته زندگى مى كنند در حالى كه ما همراه او در دو چيز خشن زندگى مى كنيم: هم غذاى خشن مى خوريم و هم لباس خشن مى پوشيم ! اكنون هم كه مرگش نزديك شده و روزگارش به پايان رسيده و اجلش فرا رسيده مى خواهد خلافت را بعد از خود به دست على دهد. بدانيد به خدا قسم كه خواهد دانست ... ! !

مقداد از كنار آنان رد شد و نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و به آن حضرت خبر داد. پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داد ندا دهند: «الصلاة جامعة» ، و اين بدان معنى بود كه همه جمع شوند. منافقين گفتند: مقداد كار ما را گزارش داده است ! ! اكنون برخيزيم كه بر ضد گزارش او قسم ياد كنيم ! آنان آمدند تا در مقابل پيامبر صلى الله عليه و آله نشستند و گفتند: پدران و مادرانمان به قربانت يا رسول اللّه ! قسم به آن كه تو را به حق مبعوث كرده و به پيامبرى كرامت داده و تو را از همه بشر برگزيده ! آنچه به تو خبر رسيده ما نگفته ايم !

ص: 370


1- . بحار الانوار: ج 7 ص 209 و ج 22 ص 96 ح 49 و ج 28 ص 122 و ج 31 ص 633 ، 635 و ج 37 ص 119، 151، 154. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 52 ، 53 ، 134، 140. اثبات الهداة: ج 3 ص 546 .

در اينجا بار ديگر پيامبر صلى الله عليه و آله آيه 74 سوره توبه را تلاوت فرمود: بِسْمِ اللّه ِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ «يَحْلِفُونَ بِاللّه ِ ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ بَعْدَ اِسْلامِهِمْ ... » : «به خدا قسم ياد مى كنند كه نگفته اند در حالى كه سخن كفر را بعد از اسلامشان گفته اند ... » .(1)

در ادامه، منافقين در خلوت همچنان اقرار به شكست خود و عظمت ماجراى غدير مى نمودند. اين شكست آتش كينه آنان را شعله ور مى كرد، ولى چون خود را از هر تلاشى عاجز مى ديدند براى خالى كردن غيظ خود دست به كارهاى احمقانه اى مى زدند و در دنياى كفرآميز خود به استهزاء مى پرداختند.

در حالى كه عده اى از آنان كنار يكديگر جمع شده بودند و از آنچه اتفاق افتاده بود تأسف مى خوردند، سوسمارى از كنار آنان عبور كرد. يكى از آنان گفت: اى كاش محمد اين سوسمار را به جاى على امير ما قرار مى داد ! ابوذر سخن آنان را شنيد و براى پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كرد. حضرت سراغ آنان فرستاد و آنان را حاضر نمود و خبر ابوذر را برايشان بازگو كرد.

سپس پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: آسمان سايه نينداخته و زمين بر خود حمل نكرده راستگوتر از ابوذر، و بعد از آن فرمود: جبرئيل برايم خبر آورده كه روز قيامت قومى را مى آورند كه امام آنان سوسمار است ! مواظب باشيد كه شما نباشيد ! ! آنگاه آيه 71 سوره اسراء را شاهد آورده فرمود: خداوند تعالى مى فرمايد: «يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ اُناسٍ بِاِمامِهِمْ» : «روزى كه هر گروهى از مردم را با امامشان فرا مى خوانيم» .(2)

آنان در حالى كه ابوذر را در برابر خود مى ديدند انكار كردند و بر اين انكار خود قسم ياد كردند ! ولى از طرف خداوند بار ديگر آيه 74 سوره توبه در ردّ آنان آمد: «يَحْلِفُونَ بِاللّه ِ ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ بَعْدَ اِسْلامِهِمْ» : «به خدا قسم ياد مى كنند كه نگفته اند در حالى كه سخن كفر را بعد از اسلامشان بر زبان آورده اند» .

ص: 371


1- . بحار الانوار: ج 37 ص 151، 154، 160، 161، 162. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 139.
2- . مناقب ابن شهرآشوب: ج 2 ص 242. بحار الانوار: ج 37 ص 163. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 163.

پس از ماجراى ترور نافرجام پيامبر صلى الله عليه و آله توسط منافقين در بازگشت از غدير در عقبه هَرشى نيز، هنگامى كه حضرت به پايين كوه رسيد فجر طلوع كرده بود. حضرت پياده شدند و وضو گرفتند و منتظر اصحاب ماندند تا همه آمدند و نماز جماعت بر پا شد. اين چهارده نفر نيز همراه مردم پشت سر حضرت به نماز ايستادند ! حضرت پس از نماز فرمود: چه شده است كه عده اى در كعبه هم قسم شده اند كه اگر خدا محمد را بميراند يا كشته شود امر خلافت را به اهل بيتش باز نگردانند ؟ !

از ميان آن جمعيت همين چهارده نفر نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند و قسم خوردند كه در اين باره چيزى نگفته و چنين قصدى نكرده و نسبت به پيامبر صلى الله عليه و آله قصد سوئى نداشته اند. خداوند آيه نازل كرد كه: «يَحلِفونَ بِاللّه ِ ما قالوا وَ لَقَد قالوا كَلِمَةَ الكُفرِ بَعدَ إسلامِهِم وَ هَمُّوا بِما لَم يَنالوا» : «اينان قسم ياد مى كنند كه آن سخن را نگفته اند ولى بعد از اسلامشان سخن كفر را گفته اند و قصد سوئى كرده اند كه بدان دست نيافته اند ... » .(1)

408. آيه «يُخادِعُونَ اللّه َ وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ ما يَخْدَعُونَ اِلاّ اَنْفُسَهُمْ»(2) = آيه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللّه وَ بِالْيَوْمِ الاْخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ ... »

409. آيه « ... يَدُ اللّه فَوْقَ أَيْدِيهِمْ ... »(3) = آيه «إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللّه . يَدُ اللّه فَوْقَ أَيْدِيهِمْ ... »

410. آيه «يُرْسِلُ عَلَيْكُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنْتَصِرانِ»

اشاره

410. آيه «يُرْسِلُ عَلَيْكُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنْتَصِرانِ»(4)

در فرازى از بخش ششم خطبه غدير، پيامبر صلى الله عليه و آله لازم ديد كه مردم بدانند در معرض

ص: 372


1- . بحار الانوار: ج 37 ص 116.
2- . بقره / 9.
3- . فتح / 10.
4- . الرحمن / 35. غدير در قرآن: ج 2 ص 390 - 399. سخنرانى استثنائى غدير: ص 179 - 186. واقعه قرآنى غدير: ص 95، 97.

خطراتى عظيم قرار دارند كه در چند جهت جلوه گر خواهد شد: يكى بازگشت از اسلام و ديگرى احساس غرور از مسلمانى و سومى امامان ضلالت.

حضرت در مورد خطر غرور مسلمانى و منت گذاشتن مسلمانان بر خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله براى پذيرش دين و براى هشدار از اين خصلت شيطانى چهار آيه قرآن را ادغام كرد:

«يَمُنّونَ عَلَيْكَ اَنْ اَسْلَمُوا قُلْ لاتَمُنُّوا عَلَىَّ اِسْلامَكُمْ بَلِ اللّه ُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ اَنْ هَداكُمْ لِلايمانِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ»(1):

«بر تومنت مى گذارند كه اسلام آورده اند بگو با اسلام آوردن خورد بر من منت مگذاريد بلكه خداوند با هدايت شما به ايمان بر شما منت دارد اگر راست مى گوييد» .

«ذلِكَ بِاَنَّهُمُ اتَّبَعُوا ما اَسْخَطَ اللّه ُ وَ كَرِهُوا رِضْوانَهُ فَاَحْبَطَ اَعْمالَهُمْ»(2):

«و اين به آن خاطر است كه از آنچه خداوند را به خشم مى آورد پيروى كرده اند و رضايت او را خوش ندارند خداوند هم اعمال آنان را فرو مى ريزد» .

«يُرْسِلُ عَلَيْكُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنْتَصِرانِ»(3):

«شعله هايى از آتش بى دود و دودهاى متراكم بر شما فرستاده مى شود و نمى توانيد از كسى يارى بطلبيد» .

«فَصَبَّ عَلَيهِم رَبُّكَ سَوطَ عَذابٍ. اِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرصادِ»(4):

« (خداوند) تازيانه عذاب را بر آنان فرو ريخت. بر سر آنها همانا پروردگار تو در كمينگاه است» .

ص: 373


1- . حجرات / 17.
2- . محمد صلى الله عليه و آله / 28.
3- . الرحمن / 35.
4- . فجر / 13، 14.
متن خطبه غدير

مَعاشِرَ النّاسِ، لا تَمُنُّوا عَلَىَّ بِاِسْلامِكُمْ، بَلْ لا تَمُنُّوا عَلَى اللّه ِ فَيُحْبِطَ عَمَلَكُمْ وَ يَسْخَطَ عَلَيْكُمْ وَ يَبْتَلِيَكُمْ بِشُواظٍ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٍ، اِنَّ رَبَّكُمْ لَبِالْمِرْصادِ:

اى مردم، با اسلامتان بر من منت مگذاريد، بلكه بر خدا منت نگذاريد، كه اعمالتان را نابود مى نمايد و بر شما غضب مى كند و شما را به شعله اى از آتش و مس گداخته مبتلا مى كند. پروردگار شما در كمين است.

در فرازى ديگر از بخش ششم خطبه غدير، مسئله غصب خلافت را به طور صريح مطرح كرد و فرمود: به زودى بعد از من امامت را به عنوان پادشاهى غصب مى كنند. سپس حضرت غاصبين را لعنت كرد.

آنگاه با اشاره به آيات 31 و 35 سوره الرحمن، شومى امامان ضلالت و مسئله غصب خلافت را به طور صريح مطرح كرد و فرمود: در آن هنگام است اى جن و انس كه مى ريزد بر شما آنكه بايد بريزد و مى فرستد بر شما شعله اى از آتش و مس گداخته و نمى توانيد آن را از خود دفع كنيد.

وَ سَيَجْعَلُونَ اْلاِمامَةَ بَعْدى مُلْكا وَ اغْتِصابا، اَلا لَعَنَ اللّه ُ الْغاصِبينَ الْمُغْتَصِبينَ، وَ عِنْدَها سَيَفْرُغُ لَكُمْ اَيُّهَا الثَّقَلانِ مَنْ يَفْرُغُ، «وَ يُرْسَلُ عَلَيْكُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنْتَصِرانِ» :

و به زودى امامت را بعد از من به عنوان پادشاهى و با ظلم و زور مى گيرند. خداوند غاصبين و تعدى كنندگان را لعنت كند. و در آن هنگام است اى جن و انس كه مى ريزد براى شما آنكه بايد بريزد «و مى فرستد بر شما شعله اى از آتش و مس گداخته و نمى توانيد آن را از خود دفع كنيد» .

ص: 374

411. آيه «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ قُلْ قِتالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ ... »

اشاره

411. آيه «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ قُلْ قِتالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ ... »(1)

پس از اتمام بخش چهارم خطبه غدير و بيان حديث غدير و آيه اكمال دين، و پس از اهانت منافقين بين اين كلام پيامبر صلى الله عليه و آله، حضرت بدون كوچك ترين وقفه اى سخنان خود را ادامه داده وارد بخش پنجم خطابه شد و به تبيين بيشتر آيه اكمال پرداخت.

آن حضرت از يك سو كمال دين را با امامت همه دوازده امام عليهم السلام اعلام فرمود، و از سوى ديگر هر گونه انكار امامت آنان را مساوى با سقوط اعمال و خلود در آتش اعلام كرد.

همچنين راه هر تخفيفى را در عذاب چنين كسانى منتفى دانست و در اين باره آيه 217 سوره بقره و آيه 88 سوره آل عمران را در ضمن كلام خود آورد، و منكرين امامت را مستحق چنين عذابى دانست:

«يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ قُلْ قِتالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللّه وَ كُفْرٌ بِهِ وَ إِخْراجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِنْدَ اللّه وَ الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَ لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا وَ مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَ هُوَ كافِرٌ فَأُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِى الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ وَ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ» :

«از تو درباره ماه حرام و جنگ در آن سؤال مى كنند بگو جنگ در آن كار بزرگى است و ايجاد مانع بر سر راه خدا و كفر به اوست و خارج كردن اهلش از آن نزد خدا بالاتر است و فتنه از قتل هم بالاتر است آنان همچنان با شما جنگ مى كنند تا اگر بتوانند شما را از دينتان باز گردانند هر كس از شما از دين خود باز گردد و در حالى بميرد كه كافر باشد چنين كسانى همانانى هستند كه اعمالشان در دنيا و آخرت سقوط مى كند و آنان اصحاب آتش هستند كه براى هميشه در آنند» .

ص: 375


1- . بقره / 217. غدير در قرآن: ج 2 ص 382 - 387. سخنرانى استثنائى غدير: ص 179 - 186. واقعه قرآنى غدير: ص 91.

«كَيْفَ يَهْدِى اللّه قَوْما كَفَرُوا بَعْدَ إِيمانِهِمْ وَ شَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَ جاءَهُمُ الْبَيِّناتُ وَ اللّه لا يَهْدِى الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ. أُولئِكَ جَزاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللّه وَ الْمَلائِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ. خالِدِينَ فِيها لا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ»(1):

«چگونه خدا هدايت مى كند قومى را كه بعد از ايمانشان كافر شدند و شهادت دادند كه پيامبر بر حق است و براى آنان بينات آمد و خداوند قوم ظالم را هدايت نمى كند. آنان كسانى هستند كه جزايشان اين است كه بر آنان لعنت خدا و ملائكه و همه مردم است. و براى هميشه در آن خواهند بود و عذاب آنان تخفيف داده نمى شود و مهلت داده نمى شوند» .

متن خطبه غدير

مَعاشِرَ النّاسِ، انَّما اكْمَلَ اللّه عَزَّ وَ جَلَّ دينَكُمْ بِامامَتِهِ. فَمَنْ لَمْ يَأْتَمَّ بِهِ وَ بِمَنْ يَقُومُ مَقامَهُ مِنْ وُلْدى مِنْ صُلْبِهِ الى يَوْمِ الْقِيامَةِ وَ الْعَرْضِ عَلَى اللّه عَزَّ وَ جَلَّ فَاولئِكَ الَّذينَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِى الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ وَ فِى النَّارِ هُمْ خالِدُونَ «لا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ» :

اى مردم، خداوند دين شما را با امامت او كامل نمود. پس هر كس اقتدا نكند به او و كسانى كه جانشين او از فرزندان من از نسل او هستند تا روز قيامت و روز رفتن به پيشگاه خداوند عز و جل، چنين كسانى اعمالشان در دنيا و آخرت از بين رفته و در آتش دائمى خواهند بود. عذاب آنان تخفيف نمى يابد و به آنان مهلت داده نمى شود.

412. آيه «يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمالَكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ ... »

اشاره

412. آيه «يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمالَكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ ... »(2)

پيامبر صلى الله عليه و آله در فرازى از يازدهمين و آخرين بخش از خطبه غدير، بعد از امر به

ص: 376


1- . آل عمران / 86 - 88 .
2- . احزاب / 71. غدير در قرآن: ج 2 ص 207 - 209. واقعه قرآنى غدير: ص 108. سخنرانى استثنائى غدير: ص 233 - 242.

پذيرفتن ولايت و بيعت در غدير و بيان فضائل على بن ابى طالب عليه السلام، بار ديگر با اشاره به آيه 71 سوره احزاب «وَ مَنْ يُطِعِ اللّه َ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ فازَ فَوْزا عَظيما» بر اطاعت و ولايت پذيرى و تسليم در برابر خدا و رسول و على و امامان بعد از او تأكيد كردند.

سپس با اشاره به آيه 20 و 21 سوره توبه «الَّذينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فى سَبيلِ اللّه ِ بِاَمْوالِهِمْ وَ اَنْفُسِهِمْ اَعْظَمُ دَرَجَةْ عِنْدَ اللّه ِ وَ اُولئِكَ هُمُ الْفائِزونَ يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ رِضْوانٍ وَ جَنّاتٍ فيها نَعيمٌ مُقيمٌ» ، به سبقت گيرندگان در امر مهم ولايت نشان بهشت عنايت كرد:

متن خطبه غدير

مَعاشِرَ النّاسِ، مَنْ يُطِعِ اللّه َ وَ رَسُولَهُ وَ عَلِيّا وَ الاَئِمَّةَ الَّذينَ ذَكَرْتُهُمْ فَقَدْ فازَ فَوْزا عَظيما.

مَعاشِرَ النّاسِ، السّابِقُونَ اِلى مُبايَعَتِهِ وَ مُوالاتِهِ وَ التَّسْليمِ عَلَيْهِ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنينَ اوُلئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ فى جَنّاتِ النَّعيمِ:

اى مردم، هر كس خدا و رسولش و على و امامانى را كه ذكر كردم اطاعت كند به رستگارى بزرگ دست يافته است.

اى مردم، كسانى كه براى بيعت با او و قبول ولايت او و سلام كردن به عنوان «اميرالمؤمنين» با او، سبقت بگيرند آنان رستگارانند و در باغ هاى نعمت خواهند بود.

413. آيه «يُطافُ عَلَيْهِمْ بِصِحافٍ مِنْ ذَهَبٍ وَ أَكْوابٍ وَ فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ ... »(1) = آيه «أَهؤُلاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لا يَنالُهُمُ اللّه بِرَحْمَةٍ . ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ ... »

ص: 377


1- . زخرف / 71.

414. آيه «يَعِدُهُمْ وَ يُمَنِّيهِمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلاّ غُرُورا»(1) = آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّه ُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ...»

415. آيه «يَعْرِفُوْنَ نِعْمَةَ اللّه َ ثُمَّ يُنْكِرُونَها»

415. آيه «يَعْرِفُوْنَ نِعْمَةَ اللّه َ ثُمَّ يُنْكِرُونَها»(2)

از جمله آياتى كه در مورد غدير مطرح شده، آيه 83 سوره نحل است:

«يَعْرِفُوْنَ نِعْمَةَ اللّه َ ثُمَّ يُنْكِرُونَها» :

«نعمت خدا را مى شناسند و سپس آن را انكار مى كنند» .

امام صادق عليه السلام داستان غدير خم را بيان كردند كه پيامبر صلى الله عليه و آله در روز غدير فرمود: مَن كُنتُ مَولاهُ فَعَلىٌّ مَولاهُ. اللّهُمَّ والِ مَن والاهُ وَ عادِ مَن عاداهُ ... ، و اصحاب آن حضرت ولايت را به او تبريك گفتند ... . سپس حضرت امام صادق عليه السلام درباره آيه «يعرفون نعمة اللّه ثم ينكرونها» ، يعنى: «نعمت خدا را مى شناسند و سپس آن را انكار مى كنند» ، فرمود: در روز غدير آن را مى شناسند و در روز سقيفه انكار مى كنند.(3)

416. آيه «يُغْشِى اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثيثا»

اشاره

416. آيه «يُغْشِى اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثيثا»(4)

يكى از مسائل توحيدى كه پيامبر صلى الله عليه و آله در فرازى از بخش اول غدير بيان فرمود، تسليم همه مخلوقات در برابر ذات الهى بود كه با عباراتى بلند و زيبا يادآور شد. پس از آن با اشاره به آيه 54 سوره اعراف: «يُغْشِى اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثيثا» : «شب را در حالى كه همواره با شتاب روز را مى جويد بر روز مى پوشاند» اشاره به چرخش خاضعانه افلاك نمود:

ص: 378


1- . نساء / 120.
2- . نحل / 83 . اسرار غدير: ص 80 ، 277. چهارده قرن با غدير: ص 70. تبليغ غدير در سيره معصومين عليهم السلام: ص 62 .
3- . اثبات الهداة: ج 2 ص 164 ح 736.
4- . اعراف / 54 . سخنرانى استثنائى غدير: ص 137 - 146. واقعه قرآنى غدير: ص 80 .
متن خطبه غدير

وَ اَشْهَدُ اَنَّهُ اللّه ُ الَّذى تَواضَعَ كُلُّ شَىْ ءٍ لِعَظَمَتِهِ، وَ ذَلَّ كُلُّ شَىْ ءٍ لِعِزَّتِهِ، وَ اسْتَسْلَمَ كُلُّ شَىْ ءٍ لِقُدْرَتِهِ، وَ خَضَعَ كُلُّ شَىْ ءٍ لِهَيْبَتِهِ. مَلِكُ الاَمْلاكِ وَ مُفَلِّكُ الاَفْلاكِ وَ مُسَخِّرُ الشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ، كُلٌّ يَجْرى لاَجَلٍ مُسَمّى، يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهارِ وَ يُكَوِّرُ النَّهارَ عَلَى اللَّيْلِ يَطْلُبُهُ حَثيثا. قاصِمُ كُلِّ جَبّارٍ عَنيدٍ، وَ مُهْلِكُ كُلِّ شَيْطانٍ مَريدٍ:

شهادت مى دهم اوست خدايى كه همه چيز در مقابل عظمت او تواضع كرده و همه چيز در مقابل عزّت او ذليل شده و همه چيز در برابر قدرت او سر تسليم فرود آورده و همه چيز در برابر هيبت او خاضع شده اند. پادشاهِ پادشاهان و گرداننده افلاك و مسخّر كننده آفتاب و ماه، كه همه با زمانِ تعيين شده در حركت هستند. شب را بر روى روز و روز را بر روى شب مى گرداند، كه به سرعت در پى آن مى رود. در هم شكننده هر زورگوى با عناد، و هلاك كننده هر شيطان سر پيچ و متمرّد.

417. آيه «يَقوُلُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ ما لَيْسَ فى قُلُوبِهِمْ»(1) = آيه «سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرابِ شَغَلَتْنا أَمْوالُنا وَ أَهْلُونا ... »

418. آيه «يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا . قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَىَّ إِسْلامَكُمْ . بَلِ اللّه يَمُنُّ ... »

اشاره

418. آيه «يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا . قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَىَّ إِسْلامَكُمْ . بَلِ اللّه يَمُنُّ ... »(2)

پيامبر صلى الله عليه و آله در خطبه غدير، شرايط امتحان را براى مردم تبيين فرمود، تا با آمادگى كامل به استقبال آن بروند. آيه تضمين شده در خطبه غدير بيان فرمود، و در اين باره به آياتى استشهاد فرمود:

«يَمُنّونَ عَلَيْكَ اَنْ اَسْلَمُوا قُلْ لاتَمُنُّوا عَلَىَّ اِسْلامَكُمْ بَلِ اللّه ُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ اَنْ هَداكُمْ لِلايمانِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ»(3):

ص: 379


1- . فتح / 11.
2- . حجرات / 17. غدير در قرآن: ج 2 ص 280 - 286. واقعه قرآنى غدير: ص 95. سخنرانى استثنائى غدير: ص 179 - 186.
3- . حجرات / 17.

«بر تومنت مى گذارند كه اسلام آورده اند بگو با اسلام آوردن خورد بر من منت مگذاريد بلكه خداوند با هدايت شما به ايمان بر شما منت دارد اگر راست مى گوييد» .

«ذلِكَ بِاَنَّهُمُ اتَّبَعُوا ما اَسْخَطَ اللّه ُ وَ كَرِهُوا رِضْوانَهُ فَاَحْبَطَ اَعْمالَهُمْ»(1):

«و اين به آن خاطر است كه از آنچه خداوند را به خشم مى آورد پيروى كرده اند و رضايت او را خوش ندارند خداوند هم اعمال آنان را فرو مى ريزد» .

«يُرْسِلُ عَلَيْكُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنْتَصِرانِ»(2):

«شعله هايى از آتش بى دود و دودهاى متراكم بر شما فرستاده مى شود و نمى توانيد از كسى يارى بطلبيد» .

«فَصَبَّ عَلَيهِم رَبُّكَ سَوطَ عَذابٍ. اِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرصادِ»(3):

« (خداوند) تازيانه عذاب را بر آنان فرو ريخت. بر سر آنها همانا پروردگار تو در كمينگاه است» .

متن خطبه غدير

مَعاشِرَ النّاسِ، لا تَمُنُّوا عَلَىَّ بِاسْلامِكُمْ، بَلْ لا تَمُنُّوا عَلَى اللّه فَيُحْبِطَ عَمَلَكُمْ وَ يَسْخَطَ عَلَيْكُمْ وَ يَبْتَلِيَكُمْ بِشُواظٍ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٍ، انَّ رَبَّكُمْ لَبِالْمِرْصادِ:

اى مردم، با اسلامتان بر من منت مگذاريد، بلكه بر خدا هم منت نگذاريد، كه عملتان را نابود مى نمايد و بر شما غضب مى كند و شما را به شعله اى از آتش و مس گداخته مبتلا مى نمايد. پروردگار شما در كمين است.

ص: 380


1- . محمد صلى الله عليه و آله / 28.
2- . الرحمن / 35.
3- . فجر / 13، 14.

419. آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ ... »

اشاره

419. آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ ... »(1)

از جمله مهم ترين و مشهورترين آيات غدير كه در اثناء خطبه غدير بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد، آيه 3 سوره مائده، مشهور به آيه اكمال است:

«الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَ دِينا» :

«امروز كافران از تخريب دين شما نا اميد شدند ديگر از آنان نترسيد و از من بترسيد امروز دين شما را كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دين شما راضى شدم» .

موقعيت تاريخى

در اوج حساس ترين مقطع مراسم غدير، كه على بن ابى طالب عليه السلام بر فراز دست پيامبر صلى الله عليه و آله قرار داشت و آن حضرت از بالاى منبر غدير على عليه السلام را به جهانيان نشان مى داد و معرفى مى كرد، اين آيه نازل شد.

ص: 381


1- . مائده / 3. ژرفاى غدير: ص 90، 190، 192، 194، 197. اسرار غدير: ص 118، 199، 201، 263 - 272، 280، 282، 300، 363 - 365. چهارده قرن با غدير: ص 40، 59 ، 75، 79، 89 ، 113، 153 - 157، 225 - 231. اولين ميراث مكتوب درباره غدير: ص 18، 36، 48. غدير از زبان مولى: ص 25. واقعه قرآنى غدير: ص 89 ، 114. سخنرانى استثنائى غدير: ص 55 ، 171 - 178. تبليغ غدير در سيره معصومين عليهم السلام: ص 46، 47، 57 - 59 ، 65 ، 66 - 68 ، 97، 98، 172. غدير در قرآن: ج 1 ص 151 - 199 و ج 3 ص 362، 363، 380، 507 ، 508 . چكيده عبقات الانوار حديث غدير : ص 462 - 475. ابلاغ ولايت، اكمال رسالت، پندارها و پاسخ ها (جلائيان) : ص 54 - 61 . ياد امام عصر عليه السلام در عيد غدير: ص 6154 . بر ساحل غدير: ص 99 - 122. نگاهى بر زيارت غديريّه (صفاخواه، طالعى) : ص 111 - 150. نگرشى بر غدير خم (انتصارى) : ص 52 - 56 . نقش غدير در كمال انسان ها (محمد اسدى گرمارودى) : 61 - 150. اكمال دين در غدير، حقيقتى انكارناپذير (يثربى، خليلى) : ص 20 - 40، 61 - 64 . غدير چشمه زلال ولايت (شيرازى) : ص 23 - 24. نگرشى بر غدير خم (انتصارى) : ص 42 - 56 . قبسى از غدير: ص 14 - 19. مائده غدير (جعفرپور) : ص 66 - 82 و 87 - 98. حديث غدير و مسئله امامت: ص 59 - 86 . آيات ولايت (مرتضوى) : ج 3 ص ص 21 - 55 . زيارت غديريه: ص 4 - 9. جايگاه غدير (دشتى) : ص 139 - 144. نگرشى نو به غدير (رضوانى) : ص 44 - 54 . مكتب قرآن (نشريه) : ص 22. از غدير تا الغدير: ص 97 - 103. غدير در آئينه قرآن (كورانى شمسايى) : ص 223 - 366.

پيامبر صلى الله عليه و آله مى فرمود: مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ. اللهمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ؛ و هنوز على عليه السلام را از فراز دست خويش بر زمين فرود نياورده بود كه خبر كامل شدن دين و تكميل نعمت ها بر آن حضرت نازل شد و خداوند رضايت خويش را از اسلامى كه آخرين خبرش ولايت دوازده امام عليهم السلام باشد اعلام كرد. امين وحى هم به امر الهى اين خبر خوش را آورد و آن را در قرآن به عنوان سندى ابدى به ثبت رساند:

«الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَ دِينا» : «امروز دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تكميل نمودم و اسلام را به عنوان دين شما راضى شدم» .

پيامبر صلى الله عليه و آله اميرالمؤمنين عليه السلام را از فراز دست بر زمين گذاشت و نزول آيه را به مردم چنين خبر داد: خدايا ! تو هنگام بيان ولايت على و منصوب نمودنت على را در اين روز، اين آيه را درباره او نازل كردى: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَ دِينا» ، «و هر كس غير از اسلام در پى دين ديگرى باشد هرگز از او قبول نخواهد شد و در آخرت از زيانكاران است» .

با نزول اين آيه، پيامبر صلى الله عليه و آله سه مرتبه تكبير گفت و فرمود: اللّه اكبر، كمال نبوت من و تكميل دين خدا ولايت على بعد از من است.

آيه اكمال در زيارت غديريه

آيه اكمال در زيارت غديريه(1)

از جمله آياتى كه در زيارت غديريه آمده آيه اكمال است:

اشْهَدُ يا اميرَالمُؤْمِنينَ انَّ الشّاكَّ فيكَ ما آمَنَ بِالرَّسُولِ الْأَمينِ وَ انَّ العادِلَ بِكَ غَيْرَكَ عانَدَ عَنِ الدِّينِ الْقَويمِ الّذِى ارْتَضاهُ لَنا رَبُّ الْعالَمينَ وَ اكْمَلَهُ بِوِلايَتِكَ يَوْمَ الْغَديرِ:

ص: 382


1- . بحار الانوار: ج 97 ص 360 - 368.

يا اميرالمؤمنين، شهادت مى دهم كه شك كننده درباره تو به پيامبر امين ايمان نياورده، و كسى كه تو را با غير تو مساوى قرار دهد از دين محكمى كه رب العالمين براى ما پسنديده و با ولايت تو در روز غدير آن را كامل كرده، دشمنى كرده است.

و در فرازى ديگر آمده است:

اللَّهُمَّ ... الْعَنْ مَنْ غَصَبَ وَلِيَّكَ حَقَّهُ وَ أَنْكَرَ عَهْدَهُ وَ جَحَدَهُ بَعْدَ الْيَقينِ وَالاْءِقْرارِ بِالْوِلايَةِ لَهُ يَوْمَ أَكْمَلْتَ لَهُ الدّينَ:

خدايا ... لعنت كن كسانى را كه حق وليّت را غصب كردند و پيمان او را انكار نمودند و بعد از يقين و اقرار به ولايت او در روزى كه دين را برايش كامل كردى، آن را انكار كردند.

آيه اكمال در ذكر روز غدير

آيه اكمال در ذكر روز غدير نيز آمده است؛ از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده كه مؤمن در روز غدير صد بار اين ذكر را بگويد:

الْحَمْدُ للّه ِ الَّذى جَعَلَ كَمالَ دينِهِ وَ تَمامَ نِعْمَتِهِ بِوِلايَةِ اميرِالْمُؤْمُنينَ عَلِىِّ بْنِ ابى طالِبٍ عليه السلام:

سپاس خدايى را كه كمال دينش و تمام نعمتش را با ولايت اميرالمؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام قرار داد.(1)

آيه اكمال مكمّل آيه تبليغ

اختصاص آيه تبليغ به غدير هم نزد شيعه و غير شيعه از مسلمات است، و بين مفسرين و محدثين اهل سنت مشهور است، اگر چه بعضى از آنان در صدد انحراف شأن نزول آيه بوده اند.(2)

ص: 383


1- . بحار الانوار: ج 95 ص 321 ح 5 .
2- . عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 403، 404. نفحات الازهار: ج 8 ص 195 - 257.

همچنين در روايت بسيارى به اين آيه شريفه و زمان و مكان نزول آن، و نيز تبيين محتواى آن - كه شامل مسايل مهمى در مسئله ولايت است - اشاره شده، كه نقش به سزايى در مباحث غديرى و مسئله امامت و ولايت دارد و منحصر به فرد بودن آن را بين آيات غدير روشن مى سازد.

از اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام نيز توضيحات و احتجاجاتى در مورد اين آيه نقل شده، و در ادامه علماى شيعه مباحثى مفصل درباره آيه تبليغ داشته، و حتى كتاب مستقل در مورد آن تأليف كرده اند؛ از نظر نقل اسناد، استدلال به آيه، شأن نزول آيه تبليغ، ردّ شبهات و بيان نكات و ظرايف آيه، تحليل آيه تبليغ و بررسى تك تك واژه ها و فقرات و فرازهاى اين آيه و بررسى اوضاع سياسى و اجتماعى در حجة الوداع و زمان نزول آيه تبليغ.

از جمله، يكى از وجوه دلالت حديث غدير و كلمه مولى بر امامت و ولايت آيه تبليغ است كه مورد بررسى قرار گرفته است. به خصوص مرحوم ميرحامد حسين در كتاب «عبقات الانوار» ؛ كه آيه تبليغ را از نظر سند و نقل و دلالت به طور مفصل مورد بررسى قرار داده است.

با توجه به اينكه آيه «بَلِّغْ» به عنوان آغاز غدير، و اين آيه «إكمال» به عنوان پايان غدير است، مهم ترين آيات مربوط به آن محسوب مى شوند. لذا همان گونه كه آيه «بَلِّغْ» مفصلاً مورد بررسى قرار گرفته، آيه «اكمال» نيز در جهات مختلف واكاوى و تحقيق شده، كه از جمله چهار مطلب است:

زمان و مكان نزول آيه اكمال

جزئيات ماجراى نزول آيه اكمال

تفسير آيه اكمال

تحليلى بر آيه اكمال

ص: 384

كتاب در مورد آيه اكمال

در مورد آيه اكمال و آيه تبليغ كتابى ارزشمند و جامع تأليف شده، كه حاوى نكات و دقائق ارزشمندى است. لازم است در اينجا اين كتاب گرانسنگ معرفى شود:

آيه تبليغ، آيه اكمال، غلامرضا صادقى فرد، فارسى، چاپى، تاسوعا، مشهد، چاپ اول، سال 1393 ش، وزيرى، 975 ص. در اين كتاب طى بيست و پنج فصل، مفصل در مورد آيه تبليغ و آيه اكمال سخن گفته، و تحقيق جامع و از جهات مختلف در مورد اين دو آيه شريفه است.

420. آيه «يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِى النَّارِ يَقُولُونَ يا لَيْتَنا أَطَعْنَا اللّه وَ أَطَعْنَا ... »

420. آيه «يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِى النَّارِ يَقُولُونَ يا لَيْتَنا أَطَعْنَا اللّه وَ أَطَعْنَا ... »(1)

اصحاب صحيفه در حجة الوداع پيمان نامه خود را امضا كردند و كار خود را آغاز نمودند. اين وِزر و بال عظيم كه در نامه اعمال خود گذاشتند براى ابوبكر كمتر از سه سال و براى عمر كمتر از پانزده سال روز شمار لذت دنيا داشت، و با پايان آن حسرت و ندامت آغاز شد.

اين حسرت و ندامت دامنگير تمام پيروان آنان نيز هست هنگامى كه مرگ به سراغ آنان آيد. در اين باره خداوند مى فرمايد: «وَ قالَ الَّذينَ اتَّبَعُوا لَو أنَّ لَنا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأ مِنهُم كَما تَبَرَّؤوا مِنَّا كَذلِكَ يُريهِمُ اللّه أعمالَهُم حَسَراتٍ عَلَيهِم وَ ما هُم بِخارِجينَ مِنَ النَّارِ»(2): «كسانى كه پيرو شده بودند گفتند اى كاش براى ما بازگشتى بود تا از آنان بيزارى مى جستيم همان گونه كه از ما بيزارى جستند اينگونه خداوند اعمال آنان را نشانشان مى دهد تا بر ايشان حسرت باشد و آنان از آتش خارج شدنى نيستند» .

از ارتباط اين آيات با اصحاب صحيفه ملعونه سه نكته مهم استفاده مى شود كه روايات مفصلى هم درباره آن آمده است: بيزارى اصحاب صحيفه از يكديگر هنگام مرگ و در قيامت و حسرتشان بر گذشته سياه خود.

ص: 385


1- . احزاب / 66 - 68 . غدير در قرآن: ج 1 ص 296.
2- . بقره / 167.

اما حسرت اصحاب صحيفه و پيروانشان: در ميان شعله هاى جهنم كه مزه تلخ غصب خلافت و ظلم به مقام ولايت را به اصحاب صحيفه و اهل سقيفه و پيروانشان خواهد چشاند، روزى است كه حسرت و ندامتشان به نقطه اوج مى رسد.

آيات 66 تا 68 سوره احزاب در اين باره است: «يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِى النَّارِ. يَقُولُونَ يا لَيْتَنا أَطَعْنَا اللّه وَ أَطَعْنَا الرَّسُولاَ. وَ قالُوا رَبَّنا إِنَّا أَطَعْنا سادَتَنا وَ كُبَراءَنا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلا. رَبَّنا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذابِ وَ الْعَنْهُمْ لَعْنا كَبِيرا» :

«روزى كه صورت هاى آنان در آتش زير و رو مى شود. مى گويند اى كاش از خدا و رسول اطاعت مى كرديم. و مى گويند پروردگارا ما از سروران و بزرگان خود اطاعت كرديم و آنان ما را از راه درست به گمراهى انداختند. خدايا آنان را دو برابر عذاب نما ولعن بزرگى نثارشان فرما» .(1)

421. آيه «يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ»

اشاره

421. آيه «يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ»(2)

پس از غدير، منافقين در خلوت همچنان اقرار به شكست خود و عظمت ماجراى غدير مى نمودند. اين شكست آتش كينه آنان را شعله ور مى كرد، ولى چون خود را از هر تلاشى عاجز مى ديدند براى خالى كردن غيظ خود دست به كارهاى احمقانه اى مى زدند و در دنياى كفر آميز خود به استهزاء مى پرداختند.

در حالى كه عده اى از آنان كنار يكديگر جمع شده بودند و از آنچه اتفاق افتاده بود تأسف مى خوردند، سوسمارى از كنار آنان عبور كرد. يكى از آنان گفت: اى كاش محمد اين سوسمار را به جاى على امير ما قرار مى داد ! ابوذر سخن آنان را شنيد و براى پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كرد. حضرت سراغ آنان فرستاد و آنان را حاضر نمود و خبر ابوذر را برايشان بازگو كرد.

ص: 386


1- . بحار الانوار: ج 30 ص 152 ح 7.
2- . اسراء / 71. غدير در قرآن: ج 3 ص 383 - 385. واقعه قرآنى غدير: ص 136. اسرار غدير: ص 83 .

آنان در حالى كه ابوذر را در برابر خود مى ديدند انكار كردند و بر اين انكار خود قسم ياد كردند ! ولى از طرف خداوند بار ديگر آيه 74 سوره توبه در ردّ آنان آمد: «يَحْلِفُونَ بِاللّه ِ ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ بَعْدَ اِسْلامِهِمْ» : «به خدا قسم ياد مى كنند كه نگفته اند در حالى كه سخن كفر را بعد از اسلامشان بر زبان آورده اند».

سپس پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: آسمان سايه نينداخته و زمين بر خود حمل نكرده راستگوتر از ابوذر. سپس فرمود: جبرئيل برايم خبر آورده كه روز قيامت قومى را مى آورند كه امام آنان سوسمار است ! مواظب باشيد كه شما نباشيد ! ! آنگاه آيه 71 سوره اسراء را شاهد آورده فرمود: خداوند تعالى مى فرمايد: «يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ اُناسٍ بِاِمامِهِمْ» : «روزى كه هر گروهى از مردم را با امامشان فرا مى خوانيم» .(1)

آيه «يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ» در دعاى روز غدير

يكى از آياتى كه در دعاى بعد از نماز روز غدير آمده اين دو آيه است:

«يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ» :

«روزى كه هر گروه از مردم را با امامشان صدا مى زنيم» .

«وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِينَ إِماما»(2):

«و ما را براى متقين امام و پيشوا قرار ده» .

متن دعاى بعد از نماز روز غدير

در فرازى از دعا بعد از نماز روز عيد غدير چنين است:

فَاسْأَلُكَ يا رَبِّ تَمامَ ما انْعَمْتَ عَلَيْنا ... ، وَ اجْعَلْ لَنا مِنَ الْمُتَّقينَ اماما الى يَوْمِ الّدينِ، يَوْمَ يُدْعى كُلَّ اناسٍ بِامامِهِمْ(3):

ص: 387


1- . مناقب ابن شهرآشوب: ج 2 ص 242. بحار الانوار: ج 37 ص 163. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 163.
2- . فرقان / 74.
3- . الاقبال: ص 475. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 218.

پروردگارا، از تو مى خواهم نعمتت را بر ما كامل كنى ... ، و براى ما از متقين امامى تا روز قيامت قرار دهى، همان روزى كه هر گروه از مردم با امامشان صدا زده مى شوند.

422. آيه «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ ... »

اشاره

422. آيه «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ ... »(1)

از جمله آياتى كه در غدير بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شده اين آيه است:

«الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَ دِينا» :

«امروز كسانى كه كافر شدند از تخريب دين شما نااميد شدند پس از آنان نترسيد و از خدا بترسيد امروز دين شما را كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دين شما راضى شدم» .

موقعيت تاريخى

پايان سخنرانى غدير و استقرار كامل مسئله امامت، مقطعى بود كه توانست همه خيال هاى منافقين و نقشه هاى آنان را خنثى نمايد. وحشت شياطين و منافقين از همين اعلان رسمى بود و به صور مختلف در برابر آن سنگ اندازى مى كردند.

اكنون كه «ولايت» اعلام شد، گرد نااميدى هم بر چهره آنان نمودار گشت و آب سردى بر دستانشان ريخته شد. در چنين موقعيتى بود كه خدا هم يأس آنان را اعلام كرد. متن حديثى كه اين شكست منافقين و نزول آيه را بيان مى كند چنين است:

پيامبر صلى الله عليه و آله از مدتى قبل وفات خود را خبر مى داد و مى فرمود: نزديك شده كه از ميان شما غروب كنم. منافقين با شنيدن اين خبر مى گفتند: اگر محمد بميرد دين او را خراب مى كنيم. هنگامى كه برنامه غدير انجام گرفت گفتند: نقشه و حيله ما باطل شد !

ص: 388


1- . مائده / 3. غدير در قرآن: ج 1 ص 341 - 348. تجلّى غدير در عصر ظهور: ص 287 - 297. واقعه قرآنى غدير: ص 118.

اينجا بود كه اين آيه نازل شد: «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ ... » : «امروز كسانى كه كافر شدند از تخريب دين شما نااميد شدند ... » .(1)

ابوسعيد خدرى كه از حاضرين واقعه غدير بوده، ضمن نقل وقايع آن روز مى گويد: فَلَمْ نَنْصَرِفْ حَتّى نَزَلَتْ: «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ ... » : از برنامه غدير فراغت نيافته بوديم كه اين آيه نازل شد.(2)

براى توضيح بيشتر مراجعه شود به آيه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَ دِينا» .

423. آيه «يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللّه ُ جَمِيعا فَيَحْلِفُونَ لَهُ كَما يَحْلِفُونَ لَكُمْ وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلى شَىْ ءٍ ... »(3) = آيه «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْما غَضِبَ اللّه ُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ ... »

ص: 389


1- . مناقب ابن شهرآشوب: ج 2 ص 241. بحار الانوار: ج 37 ص 134. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 163 ح 240.
2- . الاقبال: ج 2 ص 248. عوالم العلوم: ج 15 / 3 ص 303.
3- . مجادله / 18.

ص: 390

ص: 391

THE QADIR ENCYCLOPAEDIA

The most comprehensive encyclopaedia of Qadir

16

BY :

Mohammad Ansari Zanjani

ص: 392

ص: 393

فهرست کتاب

📖 فهرست کتاب