• 03134490296
  • 09133209528
  • این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

کتاب پیام غدیر

پيام غدير

پيام غدير

صفحه ۱

مشخصات کتاب

سرشناسه : صافی گلپایگانی، لطف الله، ۱۲۹۸ -

عنوان و نام پديدآور : پیام غدیر: برگزیده ای از مجموعه مقالات، پیام ها و دیدارها/ صافی گلپایگانی مدظله الشریف.

وضعيت ويراست : ویراست ۲.

مشخصات نشر : قم: دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی حاج شیخ لطف الله صافی گلپایگانی، ۱۴۳۸ ق.= ۱۳۹۵.

مشخصات ظاهری : ۲۳۱ ص.؛ ۵/۱۴ × ۵/۲۱ س م.

شابک : ۹۵۰۰۰ ریال ۹۷۸-۶۰۰-۷۸۵۴-۲۸-۰ :

وضعیت فهرست نویسی : فیپا

یادداشت : کتابنامه: ص ۲۱۱ - ۲۲۴؛ همچنین به صورت زیرنویس.

یادداشت : نمایه.

موضوع : صافی گلپایگانی، لطف الله، ۱۲۹۸ - -- دیدگاه درباره غدیر خم

موضوع : Safi Gulpaygan, Lutfullah -- Views on Ghadir

موضوع : صافی گلپایگانی، لطف الله، ۱۲۹۸ - -- پیام ها و سخنرانی ها

موضوع : غدیر خم

موضوع : Ghadir

رده بندی کنگره : BP۲۲۳/۵۴/ص۲۴پ۹ ۱۳۹۵

رده بندی دیویی : ۲۹۷/۴۵۲

شماره کتابشناسی ملی : ۴۵۶۵۹۷۵

اطلاعات رکورد کتابشناسی : فیپا

صفحه ۱
صفحه ۲

بسم الله الرحمن الرحیم

صفحه ۲
صفحه ۳
صفحه ۳
صفحه ۴

پیام غدیر

برگزیده ای از مجموعه مقالات، پیام ها و دیدارها

مرجع عالیقدر حضرت آیة الله صافی گلپایگانی مدظله الشریف

صفحه ۴
صفحه ۵

سخن ناشر

بسم الله الرحمن الرحیم

غدير، عيد ولايت و عيد نصب وصیّ الرسول به امر مبارك ذات اقدس حق تعالی است، روز بزرگی كه حتی بيگانگان نتوانسته اند نور جهان تاب آن را پنهان سازند.

دانشمندان، نويسندگان و سرايندگان غديری اگرچه زمين مسكنت بوسيده و خود را عاجز از وصف ذرّه ای از عظمت غدير بی انتها شمرده اند امّا بيانات، نوشتارها و سروده هايي را در خدمت به آستان ملكْ پاسبان ولايت عرضه نموده اند كه می تواند در معرفت آموزی و بينش بخشی دل شيفتگان ولايت و شيعيان اميرالمؤمنين(علیه السلام) نقش بسزايي ايفا نمايد.

يكی از دانشمندان و نويسندگان برجسته اين حوزه ولایی، مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمی صافی گلپايگانی مدّظله الوارف است كه به عنوان مؤسّس و بنيانگذار دهه ولايت موسوم به «دهه غدير» شناخته شده اند.

پيام غدير دفتري ارزشمند از مقالات، پيام ها و ديدارهاي معظّم له

صفحه ۵
صفحه ۶

پيرامون روز بزرگ و تاريخي غدير است که توسط دفتر تنظيم و نشر آثار اين مرجع عاليقدر، گردآوری شده و پس از چينش و نمايه نگاری، به عاشقان ولايت تقديم می گردد؛ اميد است اين اثر ناچيز مورد قبول اميرالمؤمنين حضرت علی بن ابی طالب(علیه السلام) قرار بگيرد.

والله هو الموفّق

صفحه ۶
صفحه ۷

فهرست مطالب

بخش اول: مقالات... ۱۵

(۱) سيری در غدير. ۱۷

ارتباط و وابستگی روز بعثت و عيد غدير. ۱۷

غدير، استمرار نظام رسولان الهی.. ۱۸

تبعيّت از نظام امامت، وظيفه اي همگانی.. ۱۹

لزوم تجليل از عيد غدير. ۱۹

پرسش هايی پيرامون نظام سياسی اسلام ۲۰

پرسش اول. ۲۱

پرسش دوم. ۲۲

پرسش سوم. ۲۲

پرسش چهارم. ۲۳

پرسش پنجم. ۲۳

پاسخ به پرسش ها ۲۵

هدف عالی بعثت و رسالت... ۲۶

پيش بينی و تدارک حکومت خدايی.. ۲۸

مشکل حکومت... ۳۰

نظامی که معيّن شد. ۳۱

سياست و ديانت در اسلام. ۳۴

اسناد حديث غدير. ۳۵

تفسير آيه تبليغ. ۳۶

محل و شأن نزول. ۳۷

صفحه ۷
صفحه ۸

مفاد و هدف آيه. ۳۸

اشکال و جواب... ۴۱

پيام غدير. ۴۳

(۲) «ولايت» در خطبه غدير. ۴۵

غرض ورزی هميشگی مخالفان. ۴۵

استعمال لفظ «خليفه» در بعضی روايات... ۴۷

استعمال لفظ «خليفه» در اصل خطبه غدير. ۴۸

وجه تكيه بر لفظ «ولیّ» و «مولی» در خطبه غدير. ۴۹

بخش دوم: پیام ها ۵۳

(۱) عجز وصف كنندگان. ۵۵

اعتراف همگان به عجز از وصف علی(علیه السلام) ۵۵

وصف علی(علیه السلام) از زبان پيامبر(صلی الله علیه و آله) ۵۶

كلام بزرگان در مدح اميرالمؤمنين(علیه السلام) ۵۸

(۲) خادمان غدير. ۶۵

عجز دانشمندان از بيان فضایل علی(علیه السلام) ۶۵

جوانب متعدد شخصيت اميرالمؤمنين(علیه السلام) ۶۶

اعتراف بزرگان اهل سنّت به فضایل علی(علیه السلام) ۶۸

تقدير از شارح كتاب «خصائص نسائی» ۷۰

(۳) نشانه محبّت... ۷۲

سلام بر غديريان. ۷۳

اهميت روز غدير. ۷۴

ابعاد عظمت اميرالمؤمنين(علیه السلام) ۷۵

تجليل از غدير، زمينه افزايش معارف ولایی.. ۷۹

عمل به دستورات دين، علامت واقعی ولايت... ۸۰

مسئوليت همگانی در برابر اعمال خلاف شرع. ۸۰

(۴) مكتب غدير. ۸۳

صفحه ۸
صفحه ۹

تفسير آيه تبليغ. ۸۴

مدنی بودن سوره مائده ۸۴

سابقه نزول آيه در امر ولايت... ۸۴

عدم اكمال تبليغ رسالت بدون ابلاغ ولايت... ۸۵

توطئه ها عليه تبليغ ولايت... ۸۵

نتيجه تفسير. ۸۶

مقاومان سنگر ولايت... ۸۷

چند توصيه به جوانان منتظر. ۸۸

گذشته های پر افتخار خود را فراموش نكنيد. ۸۸

به آداب و سنن اسلامی ملتزم باشيد. ۸۹

استقلال و هويت اسلامی را حفظ كنيد. ۸۹

تمدّن اسلامی را گسترش دهيد. ۸۹

در مقابل اسلام زدايی دشمن به هوش باشيد. ۹۱

از رجوع به جاهليّت اولی و استقبال به جاهلیّت آينده بپرهيزيد. ۹۱

على(علیه السلام) را الگوی خويش قرار دهيم. ۹۲

پيرو مكتب علوی و فاطمی باشيد. ۹۳

(۵) امير غدير. ۹۵

مقامات عالی امام(علیه السلام) ۹۵

عجز همگان از معرفت امام علی(علیه السلام) ۹۶

لزوم الگوبرداری جوانان از جوانی علي(علیه السلام) ۹۶

(۶) كلام امير. ۹۹

نهج البلاغه نشان كمال انسانيّت... ۹۹

وجوه اعجاز نهج البلاغه. ۱۰۰

اعتراف دانشمندان به مقام والاي علي(علیه السلام) ۱۰۱

شخصيّت الهي اميرالمؤمنين(علیه السلام) ۱۰۲

(۷) هشدار های غديری.. ۱۰۴

صفحه ۹
صفحه ۱۰

تعظيم ايّام الهي، نشانه التزام به شعائر دينی.. ۱۰۵

هشدارهاي غدير. ۱۰۵

هويّت شيعی را حفظ كنيد. ۱۰۵

مراقب تهاجم دشمنان به اسلام عزيز باشد. ۱۰۶

مغلوب ظواهر مادّی نشويد. ۱۰۷

در مكتب انتظار خود را بسازيد. ۱۰۷

پيروزي حق و زوال باطل.. ۱۰۷

آيه ذرّ و لقب اميرالمؤمنين(علیه السلام) ۱۰۸

(۸) غديرشناسی.. ۱۱۰

دهه غدير، فرصتي براي اجراي مقاصد اسلامي.. ۱۱۱

مكتب غدير، مكتب همه انبيا ۱۱۱

اعتبار و تواتر حديث غدير. ۱۱۲

چند توصيه مهم. ۱۱۳

ترويج غدير را از خانواده خويش آغاز كنيد. ۱۱۳

همه رسانه ها غدير را تبليغ كنند. ۱۱۳

رشته غديرشناسی تأسيس شود. ۱۱۴

تمسّك به غدير، تنها راه سعادت... ۱۱۴

تقدير از خدمتگزاران غدير. ۱۱۴

(۹) علی محوری.. ۱۱۶

مودّت اهل بيت(علیهم السلام) نقطه وحدت فِرَق اسلامی.. ۱۱۶

اعتراف فريقين به محوريّت علی(علیه السلام) ۱۱۷

امّت واحده با محوريّت اهل بيت(علیهم السلام) ۱۱۹

(۱۰) حيات جاودان. ۱۲۱

غدير رمز پايداری و استقامت... ۱۲۱

استمرار غدير در ولايت امام زمان(علیه السلام) ۱۲۲

عجز از وصف غدير. ۱۲۳

صفحه ۱۰
صفحه ۱۱

مسئلت توفيق برای خادمان غدير. ۱۲۳

(۱۱) زيباترين حماسه ۱۲۵

ارزش تجليل از غدير. ۱۲۶

چيستی غدير. ۱۲۶

وظيفه مسلمانان نسبت به غدير. ۱۲۸

پيام هاي غدير. ۱۲۹

اعتراف به عجز از وصف غدير. ۱۲۹

(۱۲) خطبه وحيانی.. ۱۳۱

اقيانوس معنا ۱۳۲

پيرامون خطبه غدير. ۱۳۶

معجزه رسول الله(صلی الله علیه و آله) ۱۳۶

نقل خطبه توسط بزرگان اهل سنّت... ۱۳۶

لزوم مداومت بر مطالعه خطبه غدير و تأمّل در آن. ۱۳۷

اعتراف به عجز در نگارش درباره غدير. ۱۳۸

(۱۳) نصوص ولايت... ۱۳۹

انواع نصوص بر ولايت... ۱۴۰

نصوص جليّه. ۱۴۰

نصوص خفيّه. ۱۴۲

اصل عقلایی تفضيل فاضل بر مفضول. ۱۴۳

اظهار عجز از وصف غدير. ۱۴۶

(۱۴) مرد ولايت... ۱۴۷

جايگاه والای حديث غدير. ۱۴۸

علّامه امينی، شيفته آستان علوي.. ۱۴۹

وظيفه شيعيان در عصر حاضر. ۱۴۹

(۱۵) پيروزی نهايي غدير. ۱۵۱

غدير در ملكوت اعلا.. ۱۵۲

صفحه ۱۱
صفحه ۱۲

غدير، فرصت تجديد ميثاق با ولايت... ۱۵۳

نصوص ولايت... ۱۵۳

ابلاغ غدير، قدردانی از نعمت ولايت... ۱۵۵

بخش سوم: دیدارها ۱۵۷

(۱) حفظ و ترويج آثار غديری.. ۱۵۹

لزوم آشناسازی مردم با فضایل اهل بيت(علیهم السلام) ۱۵۹

ثواب ذكر فضایل اميرالمؤمنين(علیه السلام) ۱۵۹

لزوم بهره گيری از علوم اهل بيت(علیهم السلام) ۱۶۰

اهمّيّت توجه به آثار علمای سلف درباره حديث غدير. ۱۶۰

شخصيّت الهی حضرت ابوطالب(علیه السلام) ۱۶۰

(۲) وظيفه خادمان غدير ۱۶۱

آشناسازي مردم با معارف ولايي، هدف احيای غدير. ۱۶۱

تبليغ ولايت علی(علیه السلام)،تبليغ تمام رسالت انبيا ۱۶۲

ولايت اميرالمؤمنين(علیه السلام) در حيات پيامبر(صلی الله علیه و آله) ۱۶۳

احترام خاصّ اميرالمؤمنين(علیه السلام) به پيامبر(صلی الله علیه و آله) ۱۶۴

اميرالمؤمنين(علیه السلام)، اولين بيعت كننده با پيامبر(صلی الله علیه و آله) ۱۶۵

فضایل علي از زبان پيامبر÷.. ۱۶۵

کتاب «الامام علي صوت العدالة الانسانیه» ۱۶۶

مظلوميّت علی(علیه السلام) در جامعه اسلامی.. ۱۶۷

لزوم رعايت ظواهر شرعی در جشن غدير. ۱۶۸

(۳) مدافعان ولايت ۱۶۹

ارتباط آيه تبليغ و اكمال دين.. ۱۶۹

اهميّت واقعه غدير در كلام دانشمندان. ۱۷۰

افتخار به فرهنگ غدير. ۱۷۰

لزوم دفاع از حدود و ثغور ولايت... ۱۷۰

صفحه ۱۲
صفحه ۱۳

(۴) اساس دين ۱۷۲

لزوم تبليغ همگانی مكتب غدير. ۱۷۲

ولايت، شرط قبولی اعمال. ۱۷۲

علی(علیه السلام) افضل اصحاب پيامبر(صلی الله علیه و آله) ۱۷۳

(۵) معرفت افزایی نسبت به ولايت... ۱۷۴

لزوم افزايش معرفت نسبت به مقامات علی(علیه السلام) ۱۷۴

كتاب «الغدير» احياكننده ولايت... ۱۷۵

(۶) جهانی مشتاق مكتب غدير. ۱۷۶

خدمت به غدير، عنايت الهی.. ۱۷۶

اشتياق جهان به شناختن مكتب ولايت... ۱۷۶

لزوم گرامیداشت غدير. ۱۷۷

(۷) ذی الحجه، ماه ولايت... ۱۷۸

ابلاغ ولايت علی(علیه السلام) اساس اسلام. ۱۷۸

وضوح واقعه غدير. ۱۷۹

ذی الحجة الحرام، ماه ولايت و امامت... ۱۷۹

لزوم اعزام مبلّغان غدير. ۱۸۰

(۸) غدیر و اهمیّت مديريّت در اسلام ۱۸۲

نصوص قرآنی بر ولايت اميرالمؤمنين(علیه السلام) ۱۸۲

مديريت در جامعه اسلامی.. ۱۸۳

نصوص روايي متواتر در ولايت علی(علیه السلام) ۱۸۴

(۹) سيره امام غدير. ۱۸۵

التزام به لوازم ولايت مداری.. ۱۸۵

اعتراف همگان به فضایل علی(علیه السلام) ۱۸۵

سيره اميرالمؤمنين(علیه السلام) ۱۸۶

اهتمام اميرالمؤمنين(علیه السلام) به رسيدگی به فقرا ۱۸۶

صفحه ۱۳
صفحه ۱۴

لزوم ترويج كتاب نهج البلاغه. ۱۸۸

(۱۰) مبلّغان غدير ۱۸۹

لزوم تقويت هويّت ولایي.. ۱۸۹

غدير، ابلاغ و اخطاري بزرگ... ۱۹۰

دلالت نصوص جليّه قرآني بر ولايت علي(علیه السلام) ۱۹۱

اعتراف بزرگان اهل سنّت به فضایل علي(علیه السلام) ۱۹۲

غير قابل شمارش بودن فضایل علي(علیه السلام) ۱۹۴

ولايت از مهم ترين اصول دين.. ۱۹۴

ضرورت تبليغ هويّت ولايي.. ۱۹۵

آرزوی توفيق تبليغ غدير. ۱۹۶

(۱۱) نگهبانان ولايت ۱۹۷

ارزش والای نعمت ولايت... ۱۹۷

خداوند متعال، حافظ حقيقی ولايت... ۱۹۸

اعتراف فريقين به فضایل علی(علیه السلام) ۱۹۸

اميرالمؤمنين(علیه السلام) در كلام پيامبر(صلی الله علیه و آله) ۲۰۲

فضایل علی(علیه السلام) در سروده های شعرا ۲۰۳

نصوص در فضيلت اميرالمؤمنين(علیه السلام) ۲۰۴

اعتراف به عجز از وصف اميرالمؤمنين(علیه السلام) ۲۰۸

کتاب نامه... ۲۱۱

صفحه ۱۴
صفحه ۱۵

بخش اول: مقالات

اشاره

صفحه ۱۵
صفحه ۱۶
صفحه ۱۶
صفحه ۱۷

۱. سيرى در غدير

اشاره

سيرى در غدير۱

قال الله تعالی:

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ؛۲

الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي وَرَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ ديناً.۳

ارتباط و وابستگی روز بعثت و عيد غدير

روز تاريخي و بزرگ عيد سعيد غدير مانند روز عظيم بعثت

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. این مقاله در ماه ذی الحجة الحرام سال ۱۴۱۱ هجری قمری به رشته تحریر در آمد و در نشریه مشکو ة، بهار ۱۳۷۰، شماره ۳۰ به چاپ رسید.
  2. ۲. مائده، ۶۷. «ای پیامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، ابلاغ کن، و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده ای، خداوند تو را از «گزند» مردم، نگاه می دارد».
  3. ۳. مائده، ۳. «امروز دین شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پسندیدم».
صفحه ۱۷
صفحه ۱۸

بااهميت و بي نظير است. اين دو روز با يکديگر، پيوند و بستگي کامل دارند.

بعثت، اصل، اساس و پايه انقلاب الهي، جهاني و جاوداني اسلام، و روز غدير مکمّل و تداوم بخش آن است. غدير در وجود، فرع بعثت است و روز بعثت در بقا، پيش آهنگ غدير است.

بعثت، سرآغاز ابلاغ وحي و عرضه نظامات فراگير و همه جانبه اسلام، تا تشکيل حکومت اسلامي و حاکميت الله به رهبري شخص رسول اعظم(صلی الله علیه و آله) است، و روز غدير کامل کننده دين و اعلام استمرار نظام عصر نبوّت به رهبري اميرالمؤمنين و فرزندان آن حضرت، ائمه معصوم(علیهم السلام) است.

اين دو همايون روز، با يکديگر هم سويي معنوي و بستگي ناگسستني دارند. حصار خلل ناپذير اسلام را که توحيد همچون پي بنا است، امامت چارديوار و بعثت سقف است. پس هيچ يک از اين دو روز را از ديگري بي نيازي نيست که هر دو خط اسلام را در تأسيس و بقا ترسيم نموده اند، نه اسلام منهاي حکومت و نظام غدير است و نه نظام غدير، غير از اسلام است.

غدير، استمرار نظام رسولان الهی

نظامي که در غدير به آن صورت عام و جلوه رسمي به همگان اعلام شد نظامي است که همواره استمرار داشته و هرگز منقطع نخواهد شد

صفحه ۱۸
صفحه ۱۹

و زمين هيچ گاه از شخصي که صاحب، مدير و رهبر آن نظامباشد خالي نخواهد ماند.

چنان که اميرالمؤمنين علي(علیه السلام) در خبري که خاص و عام آن را روايت نموده اند مي فرمايد:

«اللَّهُمَّ بَلَى لَا تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ للهِ بِحُجَّةٍ إِمَّا ظَاهِراً مَشْهُوراً وَإِمَّا خَائِفاً مَغْمُوراً».۱

تبعيّت از نظام امامت، وظيفه ای همگانی

مسلمانان راستين و متعهّد همواره تابعيت اين نظام را که نظام امامت و ولايت است داشته اند و دارند و اگر به ظاهر تابعيت يکي از نظامات ديگر را داشته باشند و يا در کشورهاي بيگانه ناچار از مراعات نظامات آنها باشند در همان حال و همان جا نيز بايد تابع نظام امامت باشند و در حال مراعات از نظام هاي غيرمسلمان، بايد در محدوده تابعيت از نظام امامت عمل نمايند و از آن خارج نشوند.

لزوم تجليل از عيد غدير

بديهي است روز ابلاغ و اعلان تشکيل اين نظام که در آن واقعيت و

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. نهج البلاغه، حكمت ۱۴۷، ص۴۹۷؛ صدوق، کمال الدین، ص۲۹۴؛ ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ص۱۷۰. « خدایا آری خالی نماند زمین از کسی که قائم باشد از برای خدا به حجت ظاهر و آشکار و یا بیمناک و پنهان».
صفحه ۱۹
صفحه ۲۰

هويت حاکميت الله ظهور مي يابد از ايام الله بزرگ است که بايدسالروز آن را گرامي داشت و پيام و درسي را که براي همه جهانيان به ويژه مسلمانان دارد همواره بازگو کرد. روزي که دين در آن به کمال رسيده و نعمت خداوند متعال بر اين امت تمام يافته است، بسيار باعظمت است.

ياد آن روز که نظام سياسي دين، اعلام و رهبري فکري، علمي، معنوي، سياسي و امام، حجّة الله، ولیّ الله و خليفة الله معرفي شده است، بايد هميشه در دل ها زنده بماند و تعهد جامعه به بزرگداشت و پيروي از آن آشکار باشد.

بايد در هر فرصت مناسب و به خصوص در ماه ذی الحجه پيرامون ابعاد اين نظام، شرايط و شخصيت رهبران آن و ويژگي هاي حکومت در اسلام، سخنراني ها، کنفرانس ها، سمينارها و تأليف کتاب و تحقيق و بررسي ادامه يابد.

پرسش هايی پيرامون نظام سياسی اسلام

اشاره

برنامه اي که پيغمبر اعظم اسلام(صلی الله علیه و آله) در غدير خم به امر مؤکّد خداوند متعال اجرا کرد به همه پرسش هاي پيرامون چگونگي نظام سياسي اسلام پاسخ مي دهد و اسلام را از نقصي بسيار بزرگ (نداشتن نظام حکومت) مبرّا مي سازد.

برخي از پرسش ها پيرامون برنامه حکومت در اسلام به شرح زير است:

صفحه ۲۰
صفحه ۲۱
پرسش اول

با تأثير تمامي که شکل نظام سياسي در صلاح يا فساد حال جامعه دارد و در تمام شئون زندگي انسان حتي در جزئي ترين امور از راهنمايي هاي لازم خودداري نکرده است، در اين موضوع حياتي و سرنوشت ساز که حسن جريان همه امور مهم اجتماعي، اقتصادي و سياسي بلکه عبادي و اخلاقي به آن ارتباط دارد چگونه انسان ها را هدايت کرده و چه نظامي را برگزيده است؟ بديهي است آنچه به عقل خود درک مي کنيم اين است که بايد به اين مسئله بيشتر از بسياري مسائل توجه شده باشد.

آنچه از تاريخ استفاده مي شود اين است که شخص پيغمبر(صلی الله علیه و آله) اين موضوع بسيار مهم را مي دانسته که فقط با انتخاب الهي، تکليف پيامبر، مشخّص مي شود. به عنوان نمونه يکي از سران کفّار در آغاز بعثت، مسلمان شدن خود و قبيله اش را مشروط به شرايطي کرده بود که از آن جمله يکي اين بود که پس از پيغمبر(صلی الله علیه و آله) جانشين و خليفه آن حضرت باشد كه حضرت اين شرط را با ذکر اين دليل که تعيين جانشين پيامبر با خدا است قبول نفرمود.۱

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۸۹؛ طبری، تاریخ، ج۲، ص۸۴؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۱، ص۲۸۶؛ ابن کثیر، البدایة و النهایه، ج۳، ص۱۷۱؛ همو، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۵۷ ۱۵۸.
صفحه ۲۱
صفحه ۲۲
پرسش دوم

برحسب آيه کريمه: الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ ... ۱تا پيش از روز نزول اين آيه و حصول سبب نزول آن، دين کامل نبوده و نعمت خدا تمام نشده بود. سؤال اين است که امري که دين (يعني مجموعه تعاليم و دستورات ديني از اعتقادي و عملي) به آن کامل شده است حتماً نه يک حکم جزئي و کوچک بلکه امر بسيار مهمّي بوده که اعلام آن سبب نزول اين آيه شريفه شده است، و غير از رهبري امت و ولايت که در روز غدير ابلاغ شد چه امر مهم ديگري باقي مانده بود که رسماً اعلام نشده باشد تا ابلاغ آن بتواند موجب اکمال دين و اتمام نعمت گردد؟

پرسش سوم

بنا به روايت جمعي از مفسران و علماي اسباب النزول، آيه کريمه: يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ ...۲در حجّة الوداع در سال دهم هجرت نازل شده است و به اتفاق سوره مائده از سور مدنيه است. سؤال اين است با اینکه احکام اسلام از عبادات، مثل نماز، روزه و حج، و از ماليات، مثل زکات و خمس، و احکام معاملات و جزائيات در حدود و تعزير، و کفّارات و ديات همه بيان شده بود و از همه مهم تر پيغمبراکرم(صلی الله علیه و آله) مبارزه با شرک، بت پرستي و سرکوب کردن آن را به پايان

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. مائده، ۳.
  2. ۲. مائده، ۶۷. «ای پیامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است ابلاغ کن».
صفحه ۲۲
صفحه ۲۳

رسانده بود در حجّة الوداع به تبليغ چه امر مهمّي مأموريت يافت که خدا فرمود: وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ۱و چه موضوعي بوده است که خدا به پيغمبر شجاع و قوي القلب و بااراده خود فرمود: وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ۲و اين کلام خطاب به شخصيّتي بود که در شهر مکّه مکرّمه که در آن عصر مرکز سران بي باک و فتّاک مشرکان و بت پرستان بود بي ترس و بيم و بي نگراني دين توحيد را اعلام و شرک و بت پرستي را باطل شمرده بود؟

پرسش چهارم

در غدير خم، آن مؤتمر و اجتماع بزرگ که ده ها هزار نفر در آن شرکت داشتند تشکيل شد و در آن گرماي طاقت فرسا پيغمبر(صلی الله علیه و آله) دستور داد پيش رفتگان حاج را بازگردانند و منتظر ماند تا عقب ماندگان جمعيت برسند و سپس پيام خود را اعلام فرمود، چنان اعلامي در مورد علي(علیه السلام) براي چه امري غير از ابلاغ رهبري و ولايت آن حضرت مي توانست انجام گيرد؟

پرسش پنجم

تواريخ گوياي اين واقعيت اند که روش امويان و عبّاسيان، در تجاهر

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. مائده، ۶۷. «و اگر ابلاغ نکنی رسالتش را انجام نداده ای».
  2. ۲. مائده، ۶۷. «و خداوند تو را از «گزند» مردم، نگاه می دارد».
صفحه ۲۳
صفحه ۲۴

به فساد، فحشا، ارتکاب مناهي و انواع فسق و فجور تا آنجا رسيد که در عهد جاهليت هم زشتي رفتار هيچ يک از امپراطوران، قيصرهاي جابر روم و شاهنشاهان خودکامه ايران به آن پايه نرسيده بود و خود، احياگر همان رسوم و عاداتي شدند که اسلام به شدّت با آنها به مبارزه برخاسته بود. شمّه اي از آن مفاسد در تاريخ بني عباس و بني اميه و دربار آنها ثبت است.

اگر رهبري امت بعد از پيغمبر(صلی الله علیه و آله) در اختيار افرادي قرار مي گرفت که اهليّت ادامه دادن به خط و سيره آن حضرت را داشتند اوضاع فاسدي که اسلام بر آنها خط بطلان کشيد و خلاف آن را در عمل ارائه داد تجديد نمي شد و مدينه مردمي و متواضعي که از پيغمبر(صلی الله علیه و آله) به جاي ماند به دمشق، معاويه، يزيد، وليد، ساير بني اميه؛ بغداد، منصور مستکبر، هارون جابر و دگر ملوک بني عباس؛ و قسطنطنيه يا سلاطين عثماني؛ غرناطه، قرطبه اسپانيا و پايتخت هاي ديگر تبديل نمي شد.

امّا شد و چهارده قرن همه جا عرصه گنه کاري ها، بي پروايي ها، حرام خواري ها، اسراف ها، عياشي ها و انواع فساد در برابر چشم مردم گرسنه و محرومي شد که حق مسلّم آنان و وجوه بيت المال مسلمانان صرف ارضاي شهوات غاصبان خلافت و گماشتگان آنان شد.گرچه جيره خواران آن رژيم ها حاکمان فاسد خود را شرعي و واجب الاطاعه قلمداد مي کردند و به اسلام نسبت مي دادند و لقب

صفحه ۲۴
صفحه ۲۵

خليفه و اميرالمؤمنين را به آنان اختصاص داده بودند؛ اما روشن است که نسبت دادن آن نظام ها و آن افراد به اسلام و ولايت بر مسلمين تهمتي آشکار به اسلام است که قرآن و سنّت و سيره پيامبرش همه با اين روش ها تعارض دارد و برانداختن آنها يکي از اهداف مسلّم اسلام است. قرآن به شدّت تجمّل گرايي و کبر بر ديگران را نکوهش کرده است.

پس نه آن حاکمان که عملاً بر مسلمين مسلّط شدند مي توانسته اند مورد تأييد اسلام باشند و نه معيارهاي انتصاب آنان، و اکنون اين سؤال مطرح مي شود که اسلام براي مشروعيت نظام چه معيارهاي را معتبر مي شمارد و چه افرادي را با چه اوصاف و علاماتي براي رهبري معين کرده است؟

پاسخ به پرسش ها

اشاره

پاسخ به اين پرسش ها و هر پرسش ديگری از اين قبيل، گرچه از احاديث بسيار، مثل احاديث خلفاي اثني عشر، احاديث سفينه، امان، احاديث ثقلين و احاديث کثيره فضايل علي(علیه السلام) و اهل بيت(علیهم السلام) دريافت مي شود، از حديث متواتر غدير که به حديث ولايت معروف است و اعلان رسمي و عمومي مربوط به نظام رهبري امت است هرچه بيشتر آشکار مي گردد خصوصاً اگر در مقامنظر به اين حديث متواتر،

صفحه ۲۵
صفحه ۲۶

مفاد و تفسير آيه: اَلْيوْمَ أكْمَلْتُ ...۱و آيه يَا أيُّهَا الرَّسُولُ ...۲را نيز بررسي کنيم.

اينک در اين مختصر، ذیل چند عنوان، به طور بسيار فشرده موضوع را دنبال مي کنيم:

هدف عالی بعثت و رسالت

حضرت خاتم الانبيا(صلی الله علیه و آله) در طول بيست و سه سال نسبت به هدايت گمراهان، دعوت به توحيد، نفي شرک، بت پرستي، تربيت جامعه، تبليغ احکام، تشويق مردم به عدل، احسان، برادري، فضايل و رعايت حقوق يکديگر و حکومت دادن حق و قانون خدا رنج و زحمت بسيار کشيد.

آن حضرت به فرمان خدا و بنا به رسالتي که بر عهده داشت، در ترويج همه فضايل و براندازي همه رذايلي که در آن زمان نيز مانند عصر ما به صورت هاي گوناگون، هم در بين مردم وحشي و هم در ميان مردم به اصطلاح متمدّن رايج بود پايان دهد.۳

و جهاني در خور شأن همه انسان ها و بر اساس علم، فضيلت، عدالت، احترام به حقوق همه افراد و آزادي واقعي پايه ريزي نمايد. جهاني که همه افراد آن

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. مائده، ۳.
  2. ۲. مائده، ۶۷.
  3. ۳. امروز قلدری و استضعاف به صورت مدرن و زیر پوشش حمایت از حقوق بشر، آزادی، دموکراسی و به اسم سازمان ملل به مراتب شدیدتر و وحشیانه تر از آن دوره ها جریان دارد.
صفحه ۲۶
صفحه ۲۷

مانند اعضاي تن واحد در آسايش، گشايش و در سختي و بلا همراه يکديگر باشند و ايمان به خدا، تقوا، تعاون و ديگر فضايل انساني و در آن عالي ترين ارزش ها باشد.

اسلام، بشر را به سوي جهاني هدايت مي کند که در آن زمينه اي براي حکومت جابران و عزيزان بلاجهت فراهم نباشد و حکومت خودبه خود و به عنوان هدف و رتبه و براي برتري بر ديگران مقصود نباشد و کسي نتواند خود يا افکار شخصي خود را بر مردم تحميل کند و بندگان خدا را بفريبد و آنها را نردبان دستيابي به مقاصد نفساني خود قرار دهد.

بزرگ ترين بلا و مصيبتي که در زمان ظهور اسلام جان و شرف بشر را تهديد مي کرد روش حکومت ها بود و ريشه آن مفاسد در منجلاب شرک، بت پرستي و پرستش زمامداران که حاصل ناآگاهي مردم از معناي توحيد خالص بود قرار داشت.

اين دستور آزادي بخش قرآن کريم است که:

تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَاباً مِنْ دُونِ اللّهِ.۱

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. آل عمران، ۶۴. «ای اهل کتاب بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است؛ که جز خداوند یگانه را نپرسیم و چیزی را همتای او قرار ندهیم؛ و بعضی از ما، بعضی دیگر را غیر از خدای یگانه به خدایی نپذیرد».
صفحه ۲۷
صفحه ۲۸

و اين شعار مسلمانان بود:«إِنَّ اللهَ ابْتَعَثَنا لِنُخْرِجَ عِبَادَهُ مِنْ ذُلِّ طاعَةِ الْعِبَادِ إِلَى عِزِّ طَاعَتِهِ وَمِن ظُلُماتِ الشِّرْكِ وَعِبادَةِ الْأَصْنَامِ وَالْأَوْثانِ ِإِلَى نُورِ الْإِسْلَامِ».۱

پيش بينی و تدارک حکومت خدايی

هر پيامبري که از طرف خدا مبعوث شده براي اين بوده است که فشارها و بارهاي سنگين زندگي، زنجيرهاي عادات ناپسند و روش هاي ناهنجار اجتماعي را از دوش مردم بردارد۲

و خدا خاتم النبيين را فرستاد تا رَحْمَةً لِلْعَالَمينَ ۳يعني رحمت براي جهانيان باشد و تبليغ آخرين برنامه جامع آسماني را به عهده او گذاشت.

پس بايد دينش در مورد حکومت نيز جواب گوي حوايج بشر و ظهور توحيد يعني حاکميت و سلطنت خدا باشد. پيغمبري که علم دار آزادي و نجات بشر است، خود و همه را بنده خدا مي داند و همه امتيازهاي مادّي را باطل کرده و نداي «الله أکبر» و إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. خداوند متعال ما را مبعوث کرد تا بندگان او را از خواری اطاعت بندگان به افتخار اطاعت او رهنمون باشیم و از تاریکی های شرک و بندگی بت ها برهانیم و آنها را به نور اسلام برسانیم».
  2. ۲. اعراف، ۱۵۷.
  3. ۳. انبیاء، ۱۰۷.
صفحه ۲۸
صفحه ۲۹

اللّهِ أَتْقاكُمْ۱او، دل ها را به او و به آيين او جذب کرده و با گفتار،عمل، روش متواضعانه و اخلاق ممتاز خود مردم را به مفهوم صحيح حريّت و مساوات آشنا کرده و عقيده توحيد را منبع تمام فضايل و مقاصد کمال بخش معرفي فرموده و آيين جامع و کامل او، راه رفع کوچک ترين اسباب نزاع و تفرقه را پيش بيني کرده و در بسياري از تعاليمش رفع اختلاف و دشمني ملاحظه شده است و از بيان مستحبات، مکروهات، اخلاقيات، نظام معاملات و آداب خوردن، پوشيدن، نوشيدن، خوابيدن، معاشرت با مردم و سلوک با خويشاوند و بيگانه حتي مقررات عبور و مرور وسايط نقليه و آداب استحمام خودداري نفرموده و آنچه را که مربوط به سياست مدن و تدبير منزل و زندگي عائلي است بيان داشته است، محال است در موضوع بزرگي که اجراي کامل تمام احکام، تعميم عدالت و امنيت، رفاه عمومي، رشد و ترقي علمي و فکري جامعه و اعتلاي کلمه توحيد به آن بستگي دارد سکوت ورزد و درباره آن مسامحه نمايد، حاشا وکلّا، وتعالى الله ورسُولُهُ عَمَّا يَقوُلُه الظالمون علوّاً کبيراً.۲

جايي که رحمانيت، رحيميت، هدايت، فيض لطف و انعام و اسماء

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. حجرات، ۱۳. «گرامی ترین شما نزد خداوند پرهیزکارترین شما است».
  2. ۲. هرگز و به هیچ وجه، و خدا و پیامبرش خیلی بالاتر و برترند از چیزی که ستمگران آن را می گویند».
صفحه ۲۹
صفحه ۳۰

الحسناي ديگر الهي اقتضا کند که بندگان را در انواع برنامه هايمعاش و معاد هدايت فرمايد به طريق اولي اين اسماي حسني اقتضا مي کند که در چنين امر مهمي آنها را هدايت فرمايد.

مشکل حکومت

در گذشته و حال يکي از مهم ترين اموري که همواره افکار بشر را از حاکم و محکوم به خود مشغول ساخته است، مسئله رهبري و زمامداري جامعه و چگونگي حکومت، سيستم اداره امور، تشکيلات انتظامي و قضایي و بخش هاي ديگر است که هنوز هم افکار نسبت به آن هماهنگ نشده و هنوز هم يکي از علل بزرگ و بلکه بزرگ ترين علت اختلافات و جنگ ها است.

در هنگام ظهور خورشيد جهان تاب اسلام هم دنيا با همين مشکل روبرو بوده و با اينکه همه در لزوم وجود نظام و رهبري جامعه تقريباً اتفاق نظر داشته اند در نوع اين نظام و روش اداره و گزينش رهبر اختلاف نظر بوده و هست.

پس اسلام که آن را آييني جهاني مي دانيم و معتقديم که براي اداره دنيا و آخرت آمده چگونه ممکن است به اين مشکل بي اعتنا مانده و تعيين تکليف اين چنين برنامه خدايي را بر عهده انسان هايي جدال گر واگذارده باشد؟

اگر مسئله حکومت بر اساس صحيح پي ريزي نشود، ساير احکام و

صفحه ۳۰
صفحه ۳۱

برنامه هاي علمي، تربيتي، سياسي و مدني دين به طور کامل اجرانمي شود و در حدودي هم که اجرا شود داراي فوايد همه جانبه نخواهد بود. از اين جهت است که برحسب احاديث، معرفت امام وقت واجب۱

و ولايت از اهمّ ارکان و اساس اسلام است.۲

پس به اين نتيجه مي رسيم که اسلام، سبک و سيستم حکومت و کيفيت سازمان آن را کوچک نشمرده و از چنين نقص بزرگي منزّه و مبرّا است و البته اصلاح امر حکومت، مثل اصلاح ساير امور جزء برنامه هاي اساسي اسلام قرار دارد و اسلام شرايط زمامداري، روابط ملت و حکومت و حدود اختيارات زمامداران را معين کرده است.

نظامی که معيّن شد

پيغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) براي استمرار و ادامه حکومتي که به فرمان خدا به رهبري شخص آن حضرت به وجود آمده بود نظام امامت، يعني نظام اصلح و رهبري امام معصوم و اعلم امت را نظام اسلام اعلام فرمود.

در اينجا اگر بخواهيم پيرامون نظام امامت و استحکام و استواري آن (به عنوان يگانه نظام مورد اعتماد و اطمينان همه جانبه) و نواقص و معايب نظامات ديگر که از سوي بشر در گذشته و حال عرضه شده و

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. صدوق، کمال الدین، ص۴۰۹؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۱۸؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۸، ص۳۶۸.
  2. ۲. کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۸؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۶۵، ص۳۲۹.
صفحه ۳۱
صفحه ۳۲

مي شود سخن بگوييم، اين گفتار طولاني مي شود لذا خوانندگانعزيز را به کتاب هايي که پيرامون اين موضوع نوشته شده ارجاع مي دهيم.

بر اساس عقايد توحيدي که حاکميت مختص الله است و هيچ کس بر ديگري و حتي بر خودش بدون اعطاي ولايت از سوي خدا ولايت ندارد و قبول اين گونه ولايت­ها بر امور اگرچه به صورت به اصطلاح دموکراتيک، يعني حکومت مردم بر مردم باشد با عقيده به توحيد و حاکميت الله نه توجيه شدني است و نه قابل قبول.

بنابراين برحسب اين عقيده توحيدي، تعيين نظام و ايجاب اطاعت از آن بايد از جانب خدا باشد و استبداد به امر و دخالت در تعيين نظام و حاکم هرچند شرک صريح نباشد درحقيقت مشارکت و دخالت در امري است که خاصّ خداوند متعال مي باشد.

و با اين توضيح، بديهي است نظامي که از جانب خدا منصوب مي­شود نظامي است که خلافت از خدا دارد و رهبر آن خليفةالله است و هيچ کس غير از معصوم صلاحيت اين رهبري، خلافت و امامت را ندارد. لذا، هم از لحاظ اينکه اصل تعيين نظام و حاکم چنان که عرض شد حق الهي است، و هم از جهت اينکه صاحب مقام عصمت، و اين قوّه ملکوتيه را غير از خدا کسي نمي شناسد، اين نظام معصوم و حکومت معصومه، و رهبر معصوم او را فقط خدا معرفي و منصوب مي فرمايد.

بر اين اساس پيغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) شخصيت­هايي را که ازهر جهت،

صفحه ۳۲
صفحه ۳۳

صلاحيت اين رهبري را دارند معرفي فرمود و در روايات متواتر اثني عشر که از طريق عامه و از جمعي از اصحاب روايت شده و تنها از يک نفر از آنها به نام جابر بن سمره در مسند احمد بن حنبل۱که معروف­ترين مسانيد است از سي و چهار طريق روايت شده است صريحاً عدد آنها دوازده نفر معين شده است.

بي شک عدد دوازده در اين بحث روشنگر مطالب مهمّي است که در نوشتار حاضر پرداختن به آنها کلام را بسيار طولاني مي سازد.

در احاديث ثقلين نيز به عصمت عترت و جدا نبودن آنان از قرآن و مصونيت ايشان از خطا تصريح شده است و ازجمله در سفر حجّة الوداع در عرفات بر وجوب تمسّک به قرآن و عترت تأکيد فرمود و در موارد ديگر و نصوص بسيار، نظام امامت منصوص شده است.

مع ذلک چون موضوع ابلاغ ولايت بسيار مهم بود پيغمبر(صلی الله علیه و آله) مأمور شد که در بزرگ ترين اجتماعي که ده ها هزار نفر در آن حضور داشتند به طور رسمي و صريح آن را ابلاغ نمايد.۲

اعلام نماید، لذا قلم و کاغذ خواست تا برای امّت بنویسد چیزی را که هرگز گمراه نگردند ولی کسانی که هوس ریاست بر سر داشتند مانع شدند و آن گستاخی بزرگ و بی ادبی را نسبت به ساحت قدس رسول خدا| مرتکب شدند و به آن [حضرت هذیان گویی (العیاذ بالله) نسبت دادند و با داد و فریاد در حضور پیامبر، او را از نوشتن وصیّت مانع شدند. شرح این مصیبت، بسیار اسف انگیز و حزن آمیز است. هر خواننده ای که بخواهد مختصری از این واقعه دردناک را بخواند می تواند به صحیح ترین کتاب در نزد اهل سنّت، یعنی صحیح بخاری (ج۱، ص۳۶ ۳۷، باب کتابة العلم؛ ج۴، ص۳۱، باب جوائز الوفد؛ ج۵، ص۱۳۷ ۱۳۸، باب مرض النبی| ؛ ج۸، ص۱۶۰ ۱۶۱، باب

کراهیة الخلاف)؛ و صحیح مسلم (ج۵، ص۷۵، کتاب الوصیه)؛ و مسند احمد (من حدیث ابن عباس، ج۱، ص۲۲۲ ۲۲۶) رجوع نماید و یادآور می شویم که حبر امّت، ابن عباس هروقت این واقعه را به یاد می آورد سیل اشکش جاری می شد و آن را مصیبت و تمام مصیبت می خواند.

واضح

است که آن معارضه با رسول خدا| با آن همه شدّت و اهانت به این جهت بود که بعد از غدیر خم و آن ابلاغ رسمی، این گروه معارض می دانستند که مقصد پیامبر| این است که با سند کتبی تأکید بر نظام امامت و خلافت علی(علیه السلام) بفرماید.

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. احمد بن حنبل، مسند، ج۵، ص۸۶ ۱۰۸.
  2. ۲. در اینجا لازم به ذکر است علاوه بر این ابلاغ رسمی که در غدیر خم انجام گرفت پیغمبر| می خواست وصیّت خود را که حتماً امری جز گزینش علی(علیه السلام) به خلافت نبود کتباً نیز
صفحه ۳۳
صفحه ۳۴

برحسب اين مأموريت بسيار مؤکّد و علي رغم تحريکات سياسي و موانعي که براي جلوگيري از اين ابلاغ در ميان بود که تا سر حدّ سوء قصد به جان پيغمبر(صلی الله علیه و آله) رسيد، آن­حضرت در غدير خم که آخرين و بهترين فرصت براي ابلاغ چنين امري بود با آن مراسم شکوهمند، علي(علیه السلام) را به خلافت و جانشيني خود، نصب و استمرار رهبري هاي خود را بر جامعه تا روز قيامت اعلام فرمود و با اجراي اين دستور الهي، اسلام را کامل و تمام گردانيد.

سياست و ديانت در اسلام

از برنامه نصب علي(علیه السلام) به زمامداري و امامت امت اين موضوع هم دانسته شد که در اسلام، سياست و زمامداري از رهبري روحاني و

صفحه ۳۴
صفحه ۳۵

معنوي جدا نيست و جانشينان پيغمبر(صلی الله علیه و آله) بايد مَثَل اعلا و نمونه کامل اخلاق و فضايل و علوم آن حضرت باشند و بتوانندمردم را به جميع حقايق دين و دقايق احکام شرع و شرح و تفسير قرآن مجيد هدايت کنند.

و به عبارت ديگر، جانشيني پيغمبر، يعني ادامه علم، کمال، اخلاق، هدايت و زمامداري آن حضرت و عهده­داري امور امّت در جميع آنچه راجع به مصالح دين و دنيا است، و اين همان معنايي است که بعد از پيغمبر تا حال منقطع نشده و باقي است و منقطع نخواهد شد.

اسناد حديث غدير

راجع به عيد سعيد غدير و اهميت اين روز تاريخي و احاديث متواتره اي که در کتاب هاي شيعه و سنّي تخريج شده و از نظر متن و سند مورد بحث، دقّت و تحقيق قرار گرفته است و حافظان و علماي عالي مقام علم حديث و کلام پيرامون آن کتاب هاي علمي و پر ارزشي نوشته اند۱

و علاوه هر کدام از علماي حديث، کلام، تاريخ، تفسير، رجال و جغرافيا به مناسبت فن خود اين حديث را روايت کرده اند.

در عصر ما نيز کتاب ارزنده الغدير يکي از جامع ترين کتاب هايي

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. از ابو المعالی جوینی نقل شده که در بغداد در نزد صحافی یک جلد کتاب دیدم که بر آن نوشته شده بود: «المجلدة الثامنة والعشرون من طرق قوله|: «مَنْ کُنْتُ مَولاهُ» و یتلوه المجلّدة التّاسعة و العِشْرونَ؛ جلد ۲۸ از طرق حديث: «مَنْ كُنْتُ مولاهُ»، كه جلد ۲۹ بعد از آن می آید». قندوزی، ينابيع المودّه، ج۱، ص۱۱۳ ۱۱۴.
صفحه ۳۵
صفحه ۳۶

است که مصادر حديث و روايت کنندگان آن از صحابه و تابعين بابررسي جوانب آن و ملاحظات بسيار پرمحتوا و تحقيقات علمي، تاريخي و کلامي در دسترس همگان قرار گرفته است.

با داشتن کتابي همچون الغدير و همچنين کتاب بسيار نفيس عبقات الانوار و کتاب هاي ديگر که هم اسناد حديث را جمع آوري و هم متن آن را با دقت بررسي کرده و دلالت آن را بر ولايت و خلافت بلافصل علي(علیه السلام) آشکار نموده اند از بحث در صحت اسناد و تواتر حديث، و دلالت الفاظ آن بي نيازيم.

تفسير آيه تبليغ

اشاره

فقط نظري به تفسير آيه کريمه: يَا أَيّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيكَ ... مي اندازيم:

اين آيه، آيه ۶۷ از سوره مائده است که به اتّفاق مدنيه است.۱

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. مشهورترین اصطلاح در تقسیم سور به مکّیه و مدنيّه این است که آنچه از قرآن قبل از هجرت نازل شده مکّی و آنچه بعد از هجرت نازل شده مدنی است هرچند در مکّه یا بین راه مکّه و مدینه نازل شده باشد و بعضی آنچه را که در بین راه مکّه و مدینه پیش از ورود پیغمبر| به مدینه و در سفر هجرت نازل شده مکّی می گویند. ناگفته نماند در کتابی که اخیراً درباره الفاظ، سُوَر و آیات قرآن نوشته شده معیاری را که نوشته است چندان معتبر نیست و امّا بعد از شناسایی سُوَر و آیات مکّی و مدنی با معیارها و اصطلاح های اصیل ممکن است قابل استفاده باشد که در اینجا مجال شرح موضوع نیست.
صفحه ۳۶
صفحه ۳۷
محل و شأن نزول

سيوطي در الاتقان۱و الدرّ المنثور۲از ابي­عبيد از محمد بن کعب نقلکرده که سوره مائده در حجّة الوداع مابين مکه و مدينه نازل شد، و جايي ديگر در الاتقان۳و الدرّ المنثور۴از ترمذي، حاکم، احمد و ابي­عبيد در فضائل و نحاس در ناسخ و نسائي، ابن منذر، ابن مردويه و بيهقي در سنن از عايشه نقل کرده اند که آخرين سوره اي که نازل شده سوره مائده است و از احمد، ترمذي، حاکم، ابن مردويه و بيهقي از عبدالله بن عمر نقل کرده اند که آخرين سوره اي که نازل شده سوره مائده و فتح است.۵

و در الدّر المنثور از ابي عبيد از ضمره و عطيه روايت کرده که هر دو گفتند که پيغمبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: «آخر قرآن از جهت نزول، مائده است» و از ابي ميسره نيز همين مضمون را نقل کرده است. مکان و زمان و شأن نزول آيه بنا به نقل کثيري از علمای «اسباب النزول» و مفسرين، اين آيه کريمه در غدير خم در روز هجدهم ذی الحجّه در شأن اميرالمؤمنين علي(علیه السلام) نازل شده است.

از جمله واحدي در اسباب النزول۶به سند خويش از ابي سعيد خدري روايت کرده است که گفت: اين آيه يَا أَيَّها الرَّسُولُ ... روز غدير خم در شأن علي بن ابي طالب(علیه السلام) نازل شد.

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. سیوطی، الاتقان، ج ۱، ص۶۰.
  2. ۲. سیوطی، الدرّ المنثور، ج۲، ص۲۵۲.
  3. ۳. سیوطی، الاتقان، ج۱، ص۸۴.
  4. ۴. سیوطی، الدر المنثور، ج۲، ص۲۵۲.
  5. ۵. مقصود از سوره فتح إِنّا فَتَحْنَا که سوره فتح کبری نامیده شده نیست، بلکه مقصود سوره إذَا جَاءَ نَصْرُ اللهِ وَالفَتْحُ است که به سوره فتح صغری موسوم است.
  6. ۶. واحدی، اسباب النزول، ص۱۳۵.
صفحه ۳۷
صفحه ۳۸

سيوطي در الدرّ المنثور۱از ابن ابي حاتم، ابن مردويه و ابن عساکر از ابي سعيد آنچه را واحدي از او روايت کرده است و از ابن مردويه از ابن مسعود نقل کرده است که گفت: ما در عهد رسول الله(صلی الله علیه و آله) اين آيه را به اين نحو قرائت مي کرديم:

يَا أيَّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ إنَّ عَليّاً مَوْلَى الْمُؤمِنِينَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ ...۲

و در الغدير از سي نفر از علما و بزرگان محدّثان اهل سنّت نقل کرده است که همه در کتاب هاي خود نزول آيه را در غدير خم در تبليغ ولايت علي(علیه السلام) روايت نموده اند.

مفاد و هدف آيه

هرکس آنچه را به آن اشاره شد، يعني مکان و زمان نزول سوره مائده

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. سیوطی، الدرّ المنثور، ج۲، ص۲۹۸.
  2. ۲. ظاهراً مقصود ابن مسعود می تواند این باشد که در عصر رسول خدا| شأن نزول آیه را نیز در هنگام قرائت یادآور می شدیم ولی بعدها که سیاست حکومت بر کتمان این امور و ترک نقل آنها قرار گرفت آن روش که یادآور ولایت علی(علیه السلام) و شأن نزول آیه بود متروک شد.
صفحه ۳۸
صفحه ۳۹

و آيه کريمه و واقعه تاريخي و متواتر غدير خم و ابلاغ ولايت علي(علیه السلام) با آن اهميت و تأکيد و تشريفات فراموش نشدني راملاحظه کند و در مضمون آيه و جمله هاي آن دقت نمايد تصديق خواهد کرد که آنچه به نزول آن در اين آيه اشاره شده غير از ولايت علي(علیه السلام) چيز ديگري نبوده و موضوع ديگري که نزول چنين آيه اي با اين تأکيد و تهديد در مورد آن مناسب باشد در سال حجّة الوداع و در غدير خم در هجدهم ذی الحجّه در بين نبوده است و با قطع نظر از گفته هاي مفسرّان معلوم مي شود که پيغمبر(صلی الله علیه و آله) به تبليغ امري مهم و بزرگ مأموريت يافته که از ارکان مهم دعوت آن حضرت بوده است و در سال حجّة الوداع قرب ارتحال پيغمبر(صلی الله علیه و آله) غير از امر خلافت و ولايت، موضوعي که اين همه تأکيد نسبت به آن مناسب باشد پيدا نخواهيم کرد.

اگر نزول آيه در آغاز بعثت و پيش از هجرت يا اوايل آن بود که دشمنان پيغمبر(صلی الله علیه و آله) در نهايت کوشش و قدرت ظاهري با آن حضرت به مبارزه برخاسته بودند و تمام يا اکثر احکام تبليغ نشده بود جا داشت کسي بگويد اين آيه راجع به اصل دعوت و رسالت و قيام به امر نبوّت و يا ابلاغ احکام عمده و مهم دين است، اما در سال حجّة الوداع که احکام، تبليغ شده و پيغمبر(صلی الله علیه و آله) با کمال استقامت و شجاعت همه وظايف رسالت را به انجام رسانده و رسم بت پرستي و شرک را از بين برده و در تمام شبه جزيره عربستان بت ها را سرنگون کرده و درهم شکسته و زمينه فتوحات آينده را براي دين خدا فراهم ساخته و

صفحه ۳۹
صفحه ۴۰

نيرومندترين دشمنان آن حضرت در برابراحکام و قوانين اسلام تسليم شده و اسلحه بر زمين گذاشته اند و توحيد و پرستش خداي يگانه همه جا رايج و نماز، روزه، حج، جهاد، زکات، ساير فرايض و واجبات، محرّمات و حدود، تبليغ و اجرا شده و مسلمين در خطرناک ترين جنگ ها شرکت کرده و جان و مال خود را نثار راه اطاعت از خدا و پيغمبر نموده بودند غير از امر ولايت و خلافت، موضوعي نمانده بود که پيغمبر مأمور به تبليغ آن شود و اهميت آن به قدري باشد که عدم تبليغ و نرساندن آن به مردم مساوي با عدم تبليغ تمام احکام باشد.

از جمله: وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ۱استفاده مي شود که به استثناي موردي که اين آيه بدان اشاره دارد پيغمبر(صلی الله علیه و آله) کلّ رسالت خدا را تبليغ کرده و (ما)ي موصول اشاره به موردي خاص است و اگر ولايت بر عموم ما انزل اليه داشته باشد، معنايش بي لطافت و دور از منطق معجزبيان قرآن خواهد شد، زيرا بنابراين، مفاد آيه اين مي شود که «بَلِّغْ رِسَالَتَكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ» و حاصل اينکه سياق اين جمله دليل بر اين است که آيه در پايان ابلاغ رسالات الهي نازل شده و مربوط به موضوع ويژه اي است و از جمله: وَ اللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ۲

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. مائده، ۶۷. «و اگر (آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است) ابلاغ نکنی، رسالتش را انجام نداده ای».
  2. ۲. مائده، ۶۷. «و خداوند تو را از «گزند» مردم، نگاه می دارد».
صفحه ۴۰
صفحه ۴۱

استفاده مي شود موضوعي که آن حضرت مأمور به تبليغ آنشده موضوعي بوده که تبليغ آن معرض کارشکني ها، مخالفت مردم مغرض و تحريکات و سوء قصد به جان گرامي و نفس نفيس آن حضرت بوده است و بديهي است که در آن وقت موضوعي که معرض مخالفت و بروز سوء نيت منافقان و منحرفان باشد غير از مسئله خلافت چيز ديگري نبوده است.

اشکال و جواب

اگر کسي بگويد موضوع ولايت و خلافت علي(علیه السلام) نيز يک موضوع تازه و مطلب بي­سابقه­اي نبود که پيغمبر(صلی الله علیه و آله) در مورد آن سخني نفرموده باشد بلکه از آغاز بعثت و از واقعه يوم الدار و يوم الانذار که در سال سوم بعثت واقع شد تا سال حجّة الوداع در موارد متعدد و مکرر پيغمبر(صلی الله علیه و آله) حق بلاغ را راجع به آن ادا فرموده بود، پس چگونه اين آيه در مورد آن نازل شده است؟

پاسخ اين است: همين گونه است که بيان مي کنيد، البته نصوصي که دلالت بر خلافت و ولايت اميرالمؤمنين(علیه السلام) دارد منحصر به حديث غدير نيست.

تبليغ ولايت از اوّل در برنامه هاي رسالت قرار داشته و رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در فرصت هاي مناسب آن را به مردم تبليغ مي فرمود و چنان که صريحاً به آن اشاره کرديم در حديث متواتر ثقلين عترت را عدل قرآن

صفحه ۴۱
صفحه ۴۲

کريم و در احاديث متواتر و مشهور ديگرعلي(علیه السلام) را خليفه و جانشين خود معرفي فرمود، ولي چون امر ولايت موضوعي است که همواره صاحبان اغراض شخصي و رياست طلبان به آن چشم طمع دارند تبليغ عادي و متعارف که نسبت به بيان يک حکم ساده انجام مي شود براي آن کافي نيست و بايد تا ممکن است ابلاغ آن ظاهرتر و رساتر باشد به طوري که دسايس سياسي نتواند آن را محو نمايد.

به اين جهت گرچه انتصاب و معرّفي جانشين پيامبر در مناسبات مختلف انجام شدني بود امّا چون به مرور زمان ممکن بود در بعضي اذهان اهميت آن کم و يا فراموش شود، بهترين و مناسب ترين فرصت و موقعيت براي اعلان عام و غير قابل انکار آن، همان زمان قُرب رحلت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و در آن مجمع همگاني مسلمانان بود تا هم ياد اعلام هاي قبلي تازه شود که مسلمانان نسبت به آن موضوع مهم، بعيد العهد نشوند و هم پيغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) شخصاً و بدون واسطه ديگران به عموم مسلماناني که براي انجام فريضه حج از اطراف و اکناف آمده بودند ابلاغ فرمايد.

لذا به فرمان آن حضرت پيش روندگان قافله حاج را به غدير خم برگرداند و منتظر ماند تا عقب ماندگان نيز رسيدند. سپس با آن تشريفات مشهور اعلام انتصاب رسمي و گزينش علني علي(علیه السلام) به خلافت انجام شد، و پيامبر بزرگ اسلام(صلی الله علیه و آله)رسالت خود را ادا کرد، و دين کامل و نعمت خدا بر اين امت اتمام يافت، و آيه کريمه:

صفحه ۴۲
صفحه ۴۳

اَلْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي وَرَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً؛۱

نازل گرديد.

پيام غدير

پيام غدير، پيام ولايت و پيام کمال دين و اعلام نظام جاوداني و جهاني اسلام و بيان بقا و استمرار نظام عصر رسالت است. محتواي اين پيام، وجود حکومت جهاني و واحد اسلامي است که بدون انقطاع و کم ترين فترت در همه ادوار و اعصار برقرار بوده است و بر هر مسلماني در هر کجا باشد اگرچه به ظاهر در تابعيت نظام هاي غير شرعي محسوب شود واجب است از اين نظام امامت تبعيت نمايد و خود را ملزم به تابعيت آن بداند.

مسلمانان راستين در طول متجاوز از چهارده قرن در عصر امثال سلاطين بني اميه و بني عباس و ديگران، تابعيت اين نظام را داشته و دارند و اگرچه اين تابعيت با قوّه قهريه و نيروي انتظامي بر آنها تحميلنشده خودبه خود به تعهّدي که در برابر اين نظام دارند و بيعتي که از امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در هر زمان به گردن دارند وفادارند و از آن تبعيت

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. مائده، ۳. «امروز دین شما را کامل کردم؛ ونعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پسندیدم».
صفحه ۴۳
صفحه ۴۴

مي نمايند و در اين عصر که شمس آسمان ولايت حضرت بقية الله ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء در پرده غيبت قرار گرفته است از علماي عامل و فقهاي عادل که نوّاب عام آن خليفه يزدان و رهبر دوران هستند و به ظاهر عهده دار شئون نظام امامت، نگهبان ثغور دين و دفع بدع مبدعان و شبهات ملحدان مي باشند پيروي و تبعيت مي نمايند.

وَآخِرُ دَعْوَانَا أنِ الحَمْدُ للهِ رَبِّ العَالَمينَ. جَعَلَنا اللهُ تَعالَى مِنَ المتَمَسِّکينَ بِولايَةِ أَمِيرِ المْؤْمِنِينَ وَالْأَئِمَّةِ الطَّاهِرِينَ مِنْ وُلْدِهِ سيَّما مَوْلَانَا وَسَيِّدنَا صَاحِبِ الزَّمَانِ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ.

صفحه ۴۴
صفحه ۴۵

۲. «ولايت» در خطبه غدير

اشاره

در پاسخ به پرسش برخی از مؤمنين كه پرسيده بودند چرا در حديث شريف غدير، خلافت و جانشيني اميرالمؤمنين علي(علیه السلام) به لفظ «خليفه» عنوان نشده است تا ايراداتی كه در دلالت ولیّ و مولی بر ولايت، زعامت و زمامداری امور شده است مطرح نشود، به چند نكته اشاره می كنيم:

غرض ورزی هميشگی مخالفان

اوّلاً، وقتی اغراض نفسانی، سياسی و دنيوی در بين باشد، با هر شكل و هر لفظی اين مطلب يا هر مطلب ديگری ادا و بيان شود، صاحبان اغراض ايراد می گيرند.

اگر در موقف عظيم غدير، به جای ولیّ و مولی، هر كلمه ديگری همانند همين لفظ «خليفه» گفته می شد، مثل ولیّ و مولی به آن ايراد می گرفتند، مثلاً دراطلاق متعلّق آن حرفي مي زدند، يا مثلاً «أَنْتَ الْخَلِيفَةُ

صفحه ۴۵
صفحه ۴۶

بَعْدِي»۱را به بعد از سه نفر معني مي كردند، و بالأخره اگر هر تأكيد و تصريحی مي شد، اصل مسئله نظام و حكومت را خارج از محدوده رسالت مي شمردند و آن را يك رأي شخصي رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) معرّفي مي نمودند و اجتهاد خود را حاكم بر آن قرار مي دادند.

اهل نظر و تحقيق با اينكه مي بينند وقتي رسول خدا(صلی الله علیه و آله) دوات، قلم و كاغذ مي خواهد تا آن وصيّتي را كه با عمل به آن هرگز امّت گمراه نگردند، بنويسد و با اينكه كلامش در نهايت صراحت بود و هيچ گونه توجيه و تأويل بر نمي داشت و ردّ آن ممكن نمي نمود، با آن گونه القاي شبهه روبرو گرديد كه «غَلَبَ عَلَيْهِ الوَجَعُ» يا «إِنَّ الرَّجُلَ لَيَهْجُرُ»۲گفتند و با اين بيان، در كمال وقاحت بدان حضرت اعلام كردند كه اگر هم بنويسی و وصيّت بنمايی، ما با شبهه هذيان گويی آن را ردّ مي كنيم.

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. تو پس از من جانشین من هستی».
  2. ۲. اشاره به روايت: «لَمَّا احْتُضِرَ النَّبِيُّ وَفِي بَيْتِهِ رِجَالٌ فِيهِمْ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ فَقَالَ النَّبِيُّ: «هَلُمُّوا أَكْتُبْ لَكُمْ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَداً». فَقَالَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ: «إِنَّ النَّبِيَّ قَدْ غَلَبَ عَلَيْهِ الْوَجَعُ وَعِنْدَكُمُ الْقُرْآنُ حَسْبُكُمْ كِتَابُ رَبِّكُمْ» و «قَالَ عُمَرُ: إِنَّ الرَّجُلَ لَيَهْجُرُ». «وقی پیامبر خدا به حال احتضار افتاد در منزل آن حضرت جماعتی (مردانی) از جمله عمر خطّاب بودند، پیامبر| فرمود: بیایید برای شما چیزی را بنویسم که پس از آن هرگز گمراه نشوید. عمر بن خطاب گفت: شدت درد بر پیامبر| چیره شده است و نزد شما قرآن است، کتاب خدا شما را بس است و عمر گفت: این مرد هذیان می گوید». بخاری، صحيح، ج۵، ص ۱۳۷ ۱۳۸؛ مسلم نیشابوري، صحيح، ج۵، ص۷۵ ۷۶، كتاب الوصيه؛ و ديگر مصادر شیعه و اهل سنّت.
صفحه ۴۶
صفحه ۴۷

پس اگر بعد از اين شبهه هم وصيّت خود را مي نوشت، آن را معتبر نمي شمردند.ازاين رو ديگر نبايد انتظار داشت كه اهل هواهاي نفساني و جاه طلبان مغرض با الفاظ و كلمات بازي نكنند و ظاهر و صريح آنها را مورد شبهه و ايراد قرار ندهند.

چنانچه كسي گمان كند كه اگر به اين لفظ يا لفظ ديگر مي فرمود، مورد شبهه اهل هوي نمي شد، اشتباه است. حتي مثلاً آيات قرآن مجيد كه در كمال صراحت بر توحيد كه اساس دعوت قرآن كريم است تأكيد دارد، اشخاصي آنها را به معناي شرك آميز و موافق با آراي باطله خود معني مي كنند.

ميزان و حاكم در استفاده از كلام اشخاص؛ قرآن و حديث، عقل مستقيم و انصاف است كه شخص بايد حقايق را بر اساس آن، از نصوص موجود استخراج نمايد.

استعمال لفظ «خليفه» در بعضی روايات

ثانياً، در روايات صحيحه متعدّد از اميرالمؤمنين(علیه السلام) تعبير به «خليفه» شده است كه از نخستين موارد آن اوایل بعثت، هنگام نزول آيه كريمه: وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبينَ۱مي باشد.

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. شعراء، ۲۱۴. «و خویشاوندان نزدیکت را انذار کن».
صفحه ۴۷
صفحه ۴۸

در حديث متواتر ثقلين كه بر وجوب ارجاع امّت به عترت پيغمبر(صلی الله علیه و آله) صراحت دارد و امان از ضلالت و گمراهی،منحصر به آن اعلام شده در بعضی الفاظ آن صريحاً حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) فرمود:

«إنّي تَارِكٌ فِيكُمْ خَليفَتَيْنِ».۱

با اين همه، شخصی كه در تاريخ، حديث، جوامع، سنن و صحاح اهل سنّت تخصّص دارد، در مي يابد از موضوعاتي كه به طور شايسته مورد اعتنا قرار نگرفته و از اشخاصي كه كمتر از آنها كسب علم و دين شده است، اهل بيت(علیهم السلام) هستند. حتّي كساني چون بخاري در صحيح روايات بسياري از فسّاق و فجره و افراد فاسد العقيده ذكر كرده است؛ و از ائمّه اهل بيت و شخصيّتی، مانند حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام) حتی يك روايت نيز نقل ننموده است.

غرض اينكه وقتي اغراض، سياست ها و آرای مبدعانه جلوی چشم بصيرت و بينش انسان را گرفته باشد، انكار حق از او عجيب و بعيد نيست.

استعمال لفظ «خليفه» در اصل خطبه غدير

ثالثاً، اگرچه اين چند جمله مشهور از اين خطبه متواتر، ثابت و مورد اتّفاق بين فريقين است، امّا از كلّ جريان اين اعلام، ابلاغ و برنامه

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. نگارنده، امان الامة من الضلال و الاختلاف، ص۱۲۸. «من در میان شما دو جانشین به جا می گذارم».
صفحه ۴۸
صفحه ۴۹

تاريخی آن استفاده مي شود كه خطبه بيشتر از اينها بوده و در اينچند جمله، خلاصه نشده است و در كتب حديث شيعه كه مفصّل اين خطبه روايت شده، هم كلمه خلافت و هم تنصيص بر امامت ائمّه(علیهم السلام) به ويژه حضرت صاحب الزمان(علیه السلام) وجود دارد.

بنابراين جملات مشهور، دليل بر اين نيست كه كلّ خطبه، اين چند جمله بوده است و علّت اينكه روی اين جملات، بحث و بررسی و استدلال شده، اتّفاق شيعه و سنّی بر روايت آنها است.

وجه تكيه بر لفظ «ولیّ» و «مولی» در خطبه غدير

رابعاً، وجه ديگر، تكيه بر نقل خصوص اين جمله های كثير المعنی و عنايتی است كه بزرگان خلفاً عن سلف به آنها داشته اند. بيان ولايت و اولويّت با نفس و اموال، برای اميرالمؤمنين(علیه السلام) است كه برحسب خطبه غدير كه به خطبه و حديث ولايت معروف و مشهور شده اين ولايت حتی در زمان شخص رسول خدا(صلی الله علیه و آله) برای اميرالمؤمنين(علیه السلام) ثابت است و به غيبت رسول الله(صلی الله علیه و آله) از مكان يا زمان، توقّف ندارد.

بديهی است اين ولايت از لحاظ اينكه بايد مانند ساير مسائلی كه به وحی الهی به وسيله پيغمبر اعلام می شود، از طرف صاحب مقام نبوّت ابلاغ شود، نسبت به مقام نبوّت بلكه نسبت به ولايت پيغمبر فرع است و دايره اش از ولايت پيغمبر كه شامل ولايت بر ولیّ الله نيز هست محدودتر بوده و اطلاق و شمول ولايت پيغمبر را ندارد، امّا نسبت به

صفحه ۴۹
صفحه ۵۰

ماسوای پيغمبر، با ولايت پيغمبر بر ماسوا فرقی ندارد و خلاصه فرقی كه ولايت اميرالمؤمنين(علیه السلام) با ولايت حضرت رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) دارد، اين است كه رسول الله(صلی الله علیه و آله) بر اميرالمؤمنين(علیه السلام) نيز مانند ساير امّت ولايت دارد، درحالی كه رسول الله(صلی الله علیه و آله) تحت ولايت احدی غير از خداوند متعال قرار ندارد.

به هرحال اثبات اين ولايت در دايره و محدوده ولايت رسول الله(صلی الله علیه و آله) برای اميرالمؤمنين(علیه السلام) از تعبير به خلافت و جانشينی، در افاده ولايت بر امور، اصرح، رساتر و گوياتر است، زيرا اگر مفهوم خلافت، جانشينی در امامت، الگو و اسوه بودن و رتق وفتق امور شرعيّه و بيان احكام حلال و حرام و رسيدگی و سرپرستی و حكومت بر انام باشد، لفظ ولايت در دلالت بر اين جهت خلافت كه همان حكومت و مديريّت جامعه باشد اَفصح و اَصرح است.

بنابراين چون نظر افرادی كه برای غصب خلافت و حكومت حزب سازی كرده و با هم تبانی كرده بودند به اين علّت بود و با ساير مفاهيم خلافت، معارضه مستقيم نداشتند، در «خطبه يوم الغدير» و «حديث ولايت» اين بُعد از امامت و خلافت در اين جملات مورد عنايت قرار گرفت و شبهه های نامقبولی كه در مفهوم مولی و ولیّ شدهاست، همه در زمان های بعد، برخلاف تمام قراين حاليّه و مقاليّه اين موضوع ابداع شد.

به هرحال، اين جملات مشهور از خطبه غدير در اثبات ولايت

صفحه ۵۰
صفحه ۵۱

اميرالمؤمنين(علیه السلام) و اِتمام حجّت بر همگان كافی و وافی است و ثابت مي كند كه اجتماع آن گروه در سقيفه بني ساعده باوجود «مَنْ ثَبَتَ لَهُ الْوِلَايَةُ عَلَى الْأَنْفُسِ وَالْأَمْوَالِ بِنَصٍّ مِنَ اللهِ تَعَالى وَرَسُولِهِ(صلی الله علیه و آله)»۱يك معارضه آشكار با خدا و پيغمبر و انحراف ظاهر از حق بود.

وَلَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِالله الْعَليِّ الْعَظيمِ وَإِنَّا لله وَإِنّا إِلَيْهِ رَاجِعوُنَ.

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. کسی که ولایت و سرپرستی بر جان و مال مردم با نص خدا و پیامبر| برای او ثابت شده بود».
صفحه ۵۱
صفحه ۵۲
صفحه ۵۲
صفحه ۵۳

بخش دوم: پیام ها

اشاره

صفحه ۵۳
صفحه ۵۴
صفحه ۵۴
صفحه ۵۵

۱. عجز وصف كنندگان

اشاره

۱. عجز وصف كنندگان۱

بسم الله الرحمن الرحيم

اعتراف همگان به عجز از وصف علی(علیه السلام)

وَمَاذَا يَقُولُ النَّاسُ في مَدْحِ مَنْ أَتَتْ مَدائِحُهُ الغَرّاءُ في مُحْکَمِ الذِّکْرِ(۲)

کتاب فضل تو را آب بحر کافي نيست که تر کنند سر انگشت و صفحه بشمارند

از آن شخصيت عظيم که بعد از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) اشرف کلمات الهيّه،

قابل توجه اينكه برخی از پيام ها اگرچه به مناسبت عيد غدير صادر نشده است ولی به علّت ارتباط با شخصيت عظيم اميرالمؤمنين(علیه السلام) در اينجا آمده است.

۲) . «مردم چه چیزی می گویند در مدح و ستایش کسی که ستایش های درخشان او در قرآن آمده است».

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. این پیام در رجب المرجّب سال ۱۴۱۷ هجری قمری صادر شده است.
صفحه ۵۵
صفحه ۵۶

اکبر آيات ربّانيه، ادلّ دلايل جامعه، اتمّ براهين ساطعه، وسايل کافيه و مظهر العجائب ومعدن الغرائب است و مالک کلّ عظمت هاي انسان مافوق و برتر و خليفة الله برحقّ است و دوستي او عنوان صحيفه مؤمن۱و علامت طهارت مولد است،۲اگر انسان، همه زبانهاي گويا را در دهان داشته باشد و با هرکدام از آنها جاودانه مدح و ثنا بگويد، از حرف نخستين مدح او، بيشتر نخواهد گفت و زبان حالش اين شعر خواهد بود:

اين شرح بينهايت کز وصف يار گفتند حرفي است از هزاران کاندر عبارت آمد

وصف علی(علیه السلام) از زبان پيامبر(صلی الله علیه و آله)

در آن ميداني که پيامبر اعظم، عقل کل، خاتم رسل و هادي سبل(صلی الله علیه و آله)، بر حسب احاديث معتبر و مشهور بين المسلمين، از آن حضرت، آن همه تمجيدات و تعريفات رسا و پر ازمعنا فرموده باشد و او را با

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۵، ص۱۷۷؛ ابن مغازلی، مناقب، علی بن ابی طالب(علیه السلام) ص۱۹۸؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۲، ص۳؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۵، ص۲۳۰؛ ابن بطریق، عمدة عیون صحاح الاخبار، ص۳۷۰؛ ابن شاذان قمی، الروضة فی فضائل امیرالمؤمنین(علیه السلام)، ص۶۶؛ سیوطی، الجامع الصغیر، ج۲، ص۱۸۲؛ متقی هندی، کنز العمال، ج۱۱، ص۶۰۱؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۳۹، ص۲۸۴، ۳۰۵.
  2. ۲. جزری، اسنی المطالب، ص۵۷ ۵۸؛ امینی، الغدیر، ج۳، ص۲۶؛ ج۴، ص۳۲۲؛ مرعشی نجفی، شرح احقاق الحق، ج۷، ص۲۶۶؛ ج۲۱، ص۳۶۶ ۳۶۷.
صفحه ۵۶
صفحه ۵۷

حق و با قرآن،۱

و حق و قرآن را با او و لازم الاتصال و غير قابل افتراق دانسته باشد، و گاه فرموده باشد:

«وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَوْلَا أَنْ تَقُولَ طَوَائِفُ مِنْ أُمَّتِي فِيكَ مَا قَالَتِ النَّصَارَى فِي ابْنِ مَرْيَمَ لَقُلْتُ الْيَوْمَ فِيكَ مَقَالاً لَا تَمُرُّ بِمَلَإٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ إِلَّا أَخَذُوا التُّرَابَ مِنْ تَحْتِ قَدَمَيْكَ لِلْبَرَكَةِ».۲

و گاهي با زبان معجزْبيان و حقيقت ترجمان، فرموده باشد:

«لَوْ أَنَّ الْبَحْرَ مِدَادٌ وَالْغِيَاضَ أَقْلَامٌ وَالْإِنْسَ كُتَّابٌ وَالْجِنَّ حُسَّابٌ مَا أَحْصَوْا فَضَائِلَكَ يَا أَبَا الْحَسَنِ».۳

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. حاکم نیشابوری، المستدرک، ج۳، ص۱۲۴؛ سيّد مرتضی، الشافی فی الامامه، ج۱، ص۲۰۲؛ ج۲، ص۱۳۵ ۱۳۶؛ طبرسی، اعلام الوری، ج۱، ص۳۱۶؛ خوارزمی، المناقب، ص۱۷۷؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۲۹۷؛ جوینی، فرائد السمطین، ج۱، ص۱۷۷؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۳۳، ص۶۳۷، ب۲۳، ح۶۰۶.
  2. ۲. مجلسی، بحار الانوار، ج ۴۰، ص۸۱، ب ۹۱، ح ۱۱۴؛ قندوزی، ینابیع المودّه، ج۱، ص۳۹۳؛ ج۲، ص۴۸۶ ۴۸۷. «سوگند به خدایی که جانم در کف قدرت اوست اگر نبود اینکه گروه هایی از امتم درباره تو بگویند چیزی را که نصاری درباره عیسی فرزند مریم گفتند، امروز درباره تو سخنی را می گفتم که بر جماعتی از مسلمانان عبور نمی کردی جز اینکه خاک زیر پایت را برای تبرّک می گرفتند».
  3. ۳. خوارزمی، المناقب، ص۳۲۸؛ مجلسی، بحار الانوار، ج ۴۰، ص۷۵، ب۹۱، ح۱۱۴. «اگر دریاها مُرکَّب و جنگل ها قَلم و انسان ها نویسنده و جنّيان حساب­گر باشند نمی توانند فضایل تورا بشمارند ای اباالحسن».
صفحه ۵۷
صفحه ۵۸

يا ارزش يکي از ميدان هاي جهاد آن مجاهد في سبيل الله را در راهاعلاي کلمة الله و دفاع از حق، افضل از عبادت جنّ و انس۱

و يا تمام امّت۲

معرفي کرده باشد، ديگران در مدح و ثناوی آن حضرت چه ميتوانند بگويند؟!

همه در برابر آفتاب جهان تاب محمدي و درياي بيکران علم احمدي(صلی الله علیه و آله)، چون ذرّه و قطره، بلکه از آن هم کمترند.

كلام بزرگان در مدح اميرالمؤمنين(علیه السلام)

حقيقت اين است که با جملهها و کلماتي که حروف آنها از بيست و نه حرف بيشتر نيست، نميتوان از بزرگ بنده خاص و مخلص خدا، که در آيات بسياري از قرآن، خداوند متعال، خود او را وصف و مدح فرموده است، توصيف و ستايش کرد؛

وَإِنَّ قَمِيصاً خيطَ مِنْ نَسْجِ تِسْعَةٍ وَعِشْرينَ حَرْفاً عَنْ مَعاليهِ قَاصِرٌ۳

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. ابن ابی جهور احسائی، عوالی اللئالی، ج۴، ص۸۶؛ حلبی، السیرة الحلبیه، ج۲، ص۶۴۲ ۶۴۳؛ مرعشی نجفی، شرح احقاق الحق، ج۶، ص ۴ ۵.
  2. ۲. حاکم نیشابوری، المستدرک، ج۳، ص۳۲؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱۳، ص۱۹؛ حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۲، ص۱۴؛ خوارزمی، المناقب، ص۱۰۷؛ ابن طاووس، الطرائف، ص۵۱۴؛ قندوزی، ینابیع المودّه، ج۱، ص۲۸۲، ۴۱۲.
  3. ۳. به یقین پیراهنی که از بافته بیست و نه حرف دوخته شده است از فضایل و ارزش های او کوتاه است».
صفحه ۵۸
صفحه ۵۹

مدايح شايستهاي که از آن امام عظيم، رهبر موحّدان، پيشواي مجاهدان، سرور زهّاد و دادگران و اميرمؤمنان شده، هرچه رسا و شيوابوده، به ناحيه اي از نواحي عظمت آن حضرت اشارت دارد.

آن که در مجلس معاويه و به درخواست و اصرار او، امام را به اين سخنان توصيف کرد:

«كَانَ وَاللهِ بَعِيدَ الْمُدَى، شَدِيدَ الْقُوَى، يَقُولُ فَصْلاً وَيَحْكُمُ عَدْلاً، يَتَفَجَّرُ الْعِلْمُ مِنْ جَوَانِبِهِ، وَتَنْطِقُ الْحِكْمَةُ مِنْ نَوَاحِيهِ، يَسْتَوْحِشُ مِنَ الدُّنْيَا وَزَهْرَتِهَا، وَيَسْتَأْنِسُ بِاللَّيْلِ وَوَحْشَتِهِ، كَانَ وَاللهِ غَزِيرَ الْعَبْرَةِ، طَوِيلَ الْفِكْرَةِ، يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ، وَيُخَاطِبُ نَفْسَهُ، وَيُنَاجِي رَبَّهُ، يُعْجِبُهُ مِنَ اللِّبَاسِ مَا خَشِنَ، وَمِنَ الطَّعَامِ مَا جَشِبَ، كَانَ وَاللّهِ فِينَا كَأَحَدِنَا»؛۱

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. مجلسی، بحار الانوار، ج ۴۱، ص۱۲۰، ب۱۰۷، ح۲۸. «به خدا سوگند او دوراندیشی نیرومند بود، سخن او حق را از باطل جدا می ساخت، و با دادگری قضاوت می کرد، علم و دانش از هر طرف او می جوشید و حکمت از اطراف او گویا بود. از دنیا و زینت آن واهمه داشت، و با شب و ترس و وحشت آن انس داشت. به خدا سوگند پر اشک بود (و چشم گریان داشت)، زیاد فکر می کرد، دو دستش را روی هم می گرداند و خودش را خطاب می کرد و با پروردگارش راز و نیاز می کرد. از لباس زبر و خشن خوشش می آمد و غذای خشک (بدون نان و خورش) را دوست داشت. به خدا سوگند او در میان ما مثل یکی از ما بود».
صفحه ۵۹
صفحه ۶۰

و آن که با اين جمله کوتاه:

«إِحْتِيَاجُ الْکُلِّ إِلَيْهِ وَاسْتِغْنائُهُ عَنِ الْکُلِّ دَليلٌ عَلَى أَنَّهُ إِمَامُ الکُلِّ»؛۱

او را ستود؛

و آن که در وصف کلامش ميگفت:«کَلامُهُ دُونَ کَلامِ الْخَالِقِ وَفَوْقَ کَلامِ الْمَخْلُوقينَ»؛۲

و آن که ميگفت:

«لَوْلَا عَلِيٌّ لَهَلَكَ عُمَر»؛۳

و «لَوْلَا سَيْفُهُ لَمَا قَامَ عَمُودُ الإِسْلَامِ»؛۴

وآن که ميگفت:

«قُتِلَ في مِحْرابِ عِبادَتِهِ لِشِدَّةِ عَدْلِهِ»؛۵

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. سيوطی، بغية الوعاة، ص۲۴۳؛ مامقانی، تنقيح المقال، ج۱، ص۴۰۲، ش ۳۷۶۹. «نیازمندی همگان به او و بی نیازی او از همه نشانگر این است که او امام و پیشوای همگان است».
  2. ۲. ابن ابی الحديد، شرح نهج البلاغه، ج ۱، ص۲۴. «سخن او پایین تر از سخن آفرید گار و بالاتر از سخن مردم است».
  3. ۳. ابن ابی الحديد، شرح نهج البلاغه، ج ۱، ص۱۱. «اگر علی نبود عمر هلاک می شد».
  4. ۴. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۲، ص۸۲. «اگر شمشیر آن حضرت نبود، ستونی برای دین اسلام برپا نمی­شد».
  5. ۵. جرج جرداق مسیحی در كتاب الامام علی صوت العدالة الانسانیة. «به جهت شدت دادگری اش در محراب عبادتش کشته شد».
صفحه ۶۰
صفحه ۶۱

و آن بانوي شجاع و بامعرفتي که او را در حضور معاويه به اين دو شعر، مدح نمود:

«صَلَّى الْإِلَهُ عَلَى جِسْمٍ تَضَمَّنَهُ قَبْرٌ فَأَصْبَحَ فيهِ الْعَدْلُ مَدْفوناً

قَدْ حَالَفَ الْحَقُّ لَا يَبْغِي بِهِ بَدَلاً فَصارَ بِالْعَدْلِ وَالْإِيمَانِ مَقْرُوناً»۱و آن مرد مسيحي که آن شخصيت بزرگ آفرينش و آن يگانه نمايش کمال وجود محمدي را به اين جمله ستايش کرده است:

«في عَقيدَتي أَنَّ عَليَّ بْنَ أَبي طالِبٍ أَوَّلُ عَرَبِيٍّ لَازَمَ الرُّوحَ الْکُلِّيةَ فَجاوَرَها وَسامَرَها»؛۲

و آن شاعر پاک نهاد که سروده است:

ابر دوش پيغمبر پاک راي خدا دست سود و خداوند پاي

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. ابن طیفور، بلاغات النساء، ص۳۱، كلام سودة بنت عمارة رحمها الله. «درود خدا بر تن نازنینی که او را قبری در آغوش گرفت پس در آن قبر عدالت دفن شد . حق سوگند یاد کرد که به جای او بدل و جایگزینی را اختیار نکند پس او با عدل و ایمان پیوسته و نزدیک شد».
  2. ۲. نقل شده از جبران خلیل جبران دانشمند مسیحی در كتاب «الامام علی صوت العدالة الانسانیه» (جرداق، ج۱، ص۳۶۴). «به عقیده من علی بن ابی طالب اولین شخص عربی است که با روح کلّی ملازم و همگام بوده پس در کنار آن، و هم­صحبت و همنشین آن شده است».
صفحه ۶۱
صفحه ۶۲

و آن که اين شرف و عزّت را به اين بيان شرح داد:

«النّبِيُّ الْمُصْطَفى قَالَ لَنَا

وَضَعَ اللهُ عَلى ظَهْري يداً

وَعَلِيٌ واضِعُ رِجْلَيهِ لي

لَيْلَةَ الْمِعْراجِ لَمّا صَعِدَهُ

فَأَرانِي الْقَلْبَ إِنْ قَدْ بَرَّدَهُ

بِمَکانٍ وَضَعَ اللهُ يَدَهُ»۱

همه و هر يک به منقبتي از مناقب آن حضرت اشارتي کردهاند.

با اين همه که علما و حکما، چهارده قرن است از فضايل او گفتهاند، تا علم، فضيلت، زهد، عدل و کمالات انساني مورد ستايش است،آيندگان او را ستايش خواهند کرد.

و با اين قصايد و اشعار بيشمار و هزارها کتاب و مقاله که پيرامون شرح شخصيت اين انسان اکمل و والا نوشتهاند و همه داد سخن را دادهاند، باز هم همانند روزهاي نخست براي گويندگان و انديشمندان، مجال سخن باز و بلکه بازتر شده است.

همان طور که در احاديث شريفه بيان شده است، علي(علیه السلام) معجزه اي است که خداوند به رسول گرامي اش خاتم الانبيا(صلی الله علیه و آله) عطا فرمود؛ معجزهاي که از همه معجزات انبياي گذشته، بزرگ تر و حيرت انگيزتر

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. این اشعار منتسب به شافعی است كه در كتب مختلف نقل شده است ازجمله: دیاربکری، تاریخ الخمیس، ج۲، ص۸۷؛ امینی، الغدیر ، ج۷، ص۱۲. «پیامبر برگزیده در شب معراج وقتی به آسمان ها بالا رفت به ما فرمود: خدا دستی بر پشتم نهاد و در دلم به من نشان داد که دلم خنک شد و آرام گرفت و علی(علیه السلام) دو پایش را بر دوش من به همان جایی گذاشت که خدا دستش را گذاشت».
صفحه ۶۲
صفحه ۶۳

است؛ و بجا است که بگوييم اين سخن حضرت امام صادق(علیه السلام) را:

«الصُّورَةُ الْإنْسَانِيَّةُ هِيَ أَکْبَرُ حُجَجِ اللهِ عَلَى خَلْقِهِ وَهِيَ الکِتابُ الَّذي کَتَبَه بِيَدِهِ وَهِيَ الهَيْکَلُ الَّذي بَناهُ بِحِکْمَتِهِ وَهِيَ مَجْمُوعُ صُوَرِ الْعَالَمينَ وَهِيَ المُخْتَصَرُ مِنَ الْعُلُومِ في اللَّوحِ الْمَحْفُوظِ»؛۱به واسطه شخصيتي، مثل علي(علیه السلام) بيان واقع و حقيقت ميشود.

با عالم بزرگ معتزله ابن ابي الحديد هم نوا شده، ميگوييم:

«هُوَ النَّبَأُ الْمَکْنُونُ وَالجَوْهَرُ الَّذي تَجَسَّدَ مِنْ نُورٍ مِنَ الْقُدْسِ زاهِر وَذُو المُعْجِزاتِ الوَاضِحاتِ أَقلّها الظُّهورُ عَلى مُسْتَوْدِعاتِ السَّرائر وَوَارِثُ عِلْمِ المُصْطَفى وَشَقِيقِهِ أَخاً وَنَظِيراً فِي الْعُلَى والْأَواصِر أَلَّا إِنَّما التَّوْحيدُ لَوْلَا عُلُومُهُ كَعَرْضَةِ ضِلِّيلٍ وَنَهْبَةِ كَافرٍ»۲

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. نراقی، جامع السعادات، ج۱، ص۱۸۰. «صورت انسانی بزرگ ترین دلیل خدا بر خلق و آفریده هایش است و آن کتابی است که خداوند با دست خودش آن را نوشته است و آن ساختار و هیکلی است که خدا با حکمت خود آن را ساخته است و آن تمامی صورت های عالم را در بر دارد و آن مختصر علومی است که در لوح محفوظ است».
  2. ۲. ابن ابی الحدید، الروضة المختاره (شرح القصائد العلويات السبع)، ص۱۲۳ ۱۲۴، [القصيدة الخامسه. «او خبر پوشیده و گوهرگران مایه ای است که از نوری از عالم قدس که درخشنده است شکل یافته است؛ و او صاحب معجزه های آشکار است که کم ترین آن معجزه ها این است که بر دل ها و ودیعه های نهان اشراف و آگاهی دارد؛ او وارث علم پیامبر و برادر گرامی او و همانند او در مقام والا و خویشاوندی است؛ آگاه باشید که اگر علوم و دانش او نبود توحید آن چنان خراب می شد که به صورت آنچه را که شخص ضالّ عرضه می کند و آنچه را که کافر غارت کرده است در می آمد».
صفحه ۶۳
صفحه ۶۴

پس، سزاوار است که زمين ادب ببوسيم، و خداوند متعال را به نعمت ولايت آن حضرت و فرزندان بزرگوارش، تا حضرت صاحب وقت، وليّ عصر و مالک امر، مولانا المهدي (ارواح العالمين له الفداء) حمد و سپاس بگوييم:

اَلْحَمْدُ للهِ الَّذي جَعَلَنا مِنَ الْمُتَمَسِّکينَ بِولايةِ أَميرَ الْمُؤْمِنينَ وَالْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومينَ سِيَّما خَاتَمِهِمْ وَقائِمِهِمْ صَلَواتُ اللهِ عَلَيهِمْ أَجْمَعينَ.

صفحه ۶۴
صفحه ۶۵

۲. خادمان غدير

اشاره

۲. خادمان غدير۱

بسم الله الرحمن الرحيم

عجز دانشمندان از بيان فضایل علی(علیه السلام)

کتاب فضل تو را آب بحر کافي نيست که تَر کنند سر انگشت و صفحه بشمارند

انشاي قصايد و اشعار و تأليف کتاب در مناقب و فضايل حضرت مولي الموحّدين اميرالمؤمنين(علیه السلام)، از عصر رسالت و نيمه اول قرن يکم هجرت آغاز گرديد و الي زماننا هذا، چهارده قرن است که اين شيوه پسنديده ادامه دارد و تا جهان از رجال بزرگ فضيلت، انسانيت و اسوههاي کمال و عظمت و مردان الهي تقدير و تعظيم دارد، ادامه خواهد داشت و تأليف کتاب و انشای اشعار در اين موضوع، پايان نخواهد يافت.

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. این پیام در رجب المرجّب سال ۱۴۱۹ هجری قمری در تقدير از شارح كتاب «خصائص نسائی»، جناب آقای حاج ميرزا محمّدحسن مدرّسی فتحی صادر شده است.
صفحه ۶۵
صفحه ۶۶

دانشمندان محقّق، نويسندگان متتبّع و علما و ارباب علوم و فنون اسلامي در اين ميدان همواره حضور داشته و اين رشته تأليف را بيانقطاع ادامه داده و هرکدام به اميد کسب افتخار و نيل به اجر ثواب، بضاعت علم و تحقيق خود را هرچند که بسيار ثمين و گران بها بوده، با کمال مسکنت و خجلت در پيشگاه چاکران و ملازمان درگاه آسمانجاه آن حضرت نثار کرده و با عرض «إِنَّ الهَدايَا عَلَى مِقْدَارِ مُهْدِيهَا»۱

زمين معذرت و ادب بوسيدهاند.

شمار اين کتاب ها از دهها هزار بيشتر و بيشتر است که بديهي است اين خود، ثروت علمي و معنوي بينظيري است که از برکت وجود کثير البرکات امام اميرالمؤمنين(علیه السلام) فراهم شده است و سزاوار است که ويژه اين موضوع ارزشمند، کتابخانههايي تأسيس گردد.

جوانب متعدد شخصيت اميرالمؤمنين(علیه السلام)

نواحي متعدد عظمت هاي علي(علیه السلام)، آن تجسّم بندگي و عبوديت خالص خدا، و بخش هاي گوناگون و بلکه متضادّ مناقب، فضايل و مواقف آن حضرت، همه در کتاب ها مضبوط و محفوظ مانده است؛ عَلِيٌّ وَمَا أُنْزِلَ فيهِ مِنَ القُرْآنِ، عَلِيٌّ ومَا ثَبَتَ لَهُ مِنَ الشُّؤُونِ وَالمَقَامَاتِ بِالسُّنَّةِ، عَلِيٌّ وَمَا صَدَرَ مِنْهُ مِنَ المُعْجِزاتِ، عَلِيٌّ وَمَواقِفُهُوَبُطُولاتِهِ فِي الغَزَواتِ، عَلِيٌّ وَتَضْحِياتُهُ

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. همانا هدیه ها به اندازه و مقدار هدیه دهنده است».
صفحه ۶۶
صفحه ۶۷

فِي سَبيلِ إعْلاءِ کَلِمَةِ الإسْلامِ،۱علي و اخبار از مغيبات، گذشته و آينده زمان، علي و علم به عوالم غيب، علي و علم به شرايع و احکام اسلام، علي و زهد و پارسايي و پرهيزکاري، علي و علوم عالي الهيات، علي امير فصاحت، بلاغت و کلام، علي و عبادت، خوف از خدا و شبزندهداري، علي و عدالت، دادستاني و دادگستري، علي و حکومت و زمامداري، علي و فروتني و بردباري، علي در خدمت و نصرت دين خدا و رسول خدا، علي امام المتقين و زوج سيدة نساء العالمين، علي ابو الأرامل و الايتام و المساکين، علي و علي و علي و ... اينها و بيشتر و بسيارتر از اينها، همه نواحي عظمت وجود علي(علیه السلام) است.

علي(علیه السلام)، اعظم آيات الهي و اظهر معجزات حضرت رسالت پناهي(صلی الله علیه و آله) است که در اين کتاب ها بازگو شده و علماي توانا، نويسندگان بزرگ، فرزانگان برجسته و نبغای عالم علم پيرامون آنها قلمفرسايي کرده و با اين همه که گفتند و نوشتند، باب ابراز بلاغت، تأليف، تصنيف و ايراد خطابه و سخنراني در فضايل و مناقب آن حضرت، همچنان بر روي دانشمندان و فضلاي دوران باز است و هرکسي در اين باغ پهناور وارد ميشود، به ميوهاي تازه دستمييابد؛

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. علی و آنچه از قرآن درباره او نازل شده است، علی و آنچه که برای او از طریق سنت و روایات از شأن و مقاماتش ثابت شده است، علی و آنچه معجزه از او ظاهر شده است، علی و شجاعت های او در جنگ ها».
صفحه ۶۷
صفحه ۶۸

كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَفَرْعُها فِي السَّماءِ * تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها.۱

رشته تأليف و تصنيف، درباره شئون و عظمت هاي علي(علیه السلام)، نه فقط سرتاسر عالم اسلامي را از شرق تا غرب و از سنّي و شيعه گرفته، بلکه قلوب بيگانگان را به اين شخصيت ممتاز متوجه نموده و نويسندگان و مؤلّفان آن را به مدح، ستايش و تأليف کتاب ها برانگيخته است.

آري! آنان نيز به اينکه شناختي از علي(علیه السلام) دارند و مثل کتاب «الامام علی صوت العدالة الانسانيه»۲مينويسند، افتخار و مباهات دارند.

اعتراف بزرگان اهل سنّت به فضایل علی(علیه السلام)

علما و محدّثين بزرگ اهل سنّت علاوه بر کتاب هايي که در آن فضايل متعدد آن حضرت را بر ميشمارند، تا همين عصر، اين رشته را ادامه دادهاند، مانند شرقاوي که کتاب علی امام المتقين را در دو جلد مينگارد.آري! علاوه بر اينها در خصوص برخي از فضايل آن حضرت، مثل حديث طير مشوي، حديث ردّ شمس، حديث: «أنَا مَدينةُ العِلْمِ»،۳

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. ابراهیم، ۲۵ ۲۴. «مانند درخت پاکیزه ای که ریشه آن (در زمین) ثابت و شاخه آن در آسمان است. هر زمان میوه خود را به اذن پروردگارش می دهد».
  2. ۲. تألیف جرج جرداق دانشمند مسیحی.
  3. ۳. من شهر علمم».
صفحه ۶۸
صفحه ۶۹

حديث منزلت و حديث ولايت (حديث غدير) کتاب ويژه نوشتهاند و جالب اين است که برخي از اين کتاب ها در مجلّدات متعدد، تأليف شده است.

يک رشته از تأليفات اهل سنّت به نام مناقب است، مثل مناقب احمد بن حنبل، صاحب مسند و پيشواي حنابله، مناقب خوارزمي و مناقب ابن­مغازلي و ديگران.

و رشته ديگر به نام خصائص است که يکي از مشهورترين آنها، خصائص نسائي معروف، صاحب کتاب سنن نسائي است که از صحاح اهل سنّت است. اين کتاب چندين مرتبه به طبع رسيده و در دسترس همگان است و اخيراً اگرچه دست هاي مرموز وهّابيت، به اسم تحقيق رجال بعضي احاديث آن را به گمان خود، به تهمت گرايش به تشيّع و حبّ اهل بيت(علیهم السلام)، مجروح قلمداد کرده است، اما اهل فن ميفهمند که اين تلاش صرفاً براي دشمني با اهل بيت پيغمبر(صلی الله علیه و آله) است، چون در نسبت اصل کتاب به مثل نسائي نتوانستند حرفي بزنند، بعضي رجال و اسناد را مورد ايراداتی قرار دادهاند. حتي بعضي رجال را که به قول خودشان از رجال شيخين، يعني بخاري ومسلم، يا يکي از آنها است نيز زير سؤال برده و با اين ناداني، آن دو کتاب به قول خودشان صحيح را هم از اعتبار انداختهاند.

صفحه ۶۹
صفحه ۷۰

به هرحال، لَيْسَ هذَا أَوّلَ قَارُورةٍ کُسِرَتْ فِي الْإِسْلامِ.۱اينها پيروان بنياميه و اتباع معاويه، يزيد، وليد، حجّاج و زياد و اين طواغيت و نواصب و دشمنان علي(علیه السلام) هستند و گفتارشان درباره احاديث فضايل اميرالمؤمنين(علیه السلام)، در ميزان عالمان به علم حديث و مسير آن، وزن و ارزشي ندارد.

تقدير از شارح كتاب «خصائص نسائی»

بعد از اين مقدّمه که علي رغم آنکه ميخواستيم مختصر شود، فی­الجمله طولاني شد مسرّت وافر و تقدير بسيار خود را خدمت فاضل ارجمند و شاعر اهل بيت و محقّق گران مايه، جناب آقاي حاج ميرزا محمّدحسن مدرسي فتحي دامت توفيقاته، که در شرح کتاب خصائص نسائي و بررسي مطالب آن، کتابي مفصّل و مشحون به فوايد جليله و نکات کثيره مرقوم داشتهاند، تقديم مينمايم.

اگرچه براي حقير تا حال توفيق حاصل نشد که چنان که شايسته است از آن استفاده نمايم، امّا به مقداري که از سبک نگارش کتاب و کثرت تتبّع نويسنده اطلاع پيدا کردم آن را مفيد و گران سنگ مييابم؛ اميدوارم مورد استفاده همگان قرار گيرد.بديهي است هر کجا توضيحاتي و حتي ايرادي باشد، که ان شاءالله نخواهد بود، شخص مؤلّف محترم پاسخ گو و براي اداي توضيح

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. این اولین شیشه (گلابدان) نیست که در اسلام شکسته شده است».
صفحه ۷۰
صفحه ۷۱

آمادهاند. امثال ايشان در جامعه ما، براي ديگران، مخصوصاً اقران و امثال خودشان، حجّت هستند.

از خداوند متعال مسئلت دارم که ايشان را مشمول عنايات و توجّهات خاصه حضرت بقية الله (ارواح العالمين له الفداء) قرار دهد.

زادَ اللهُ فِي تَوْفِيقَاتِهِ وَکَثَّرَ في الفُضَلَاءِ وَالمُؤْمِنينَ أَمْثالَهُ وَالسَّلَامُ عَلَيْهِ وَعَلَى إِخْوَانِنَا المُؤْمِنينَ.

صفحه ۷۱
صفحه ۷۲

۳. نشانه محبّت

اشاره

۳. نشانه محبّت۱

بسم الله الرحمن الرحيم

الحَمْدُ للهِ ربِّ العَالمينَ وَالصَّلاةُ وَالسَّلامُ عَلى سَيِّدِ الْأَنْبِيَاءِ وَالمُرْسَلينَ أَبي القَاسِمِ محمَّدٍ وَآلِهِ الطَّيِّبينَ، وَالْحَمْدُ للهِ الَّذي جَعَلَنا مِنَ الُمتَمَسِّکينَ بِوِلايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنينَ وَأَوْلَادِهِ المعْصُومينَ سيَّما صَاحِب عَصْرِنا وَإمَامِ زَمَانِنَا مَوْلَانَا المهْدِيِّ بَقِيَّةِ اللهِ في الْأَرضينَ. ثُمَّ السَّلامُ عَلى شِيعَتِهم الفَائِزينَ المُخْلِصينَ وَحِزْبِ اللهِ المُفْلِحينَ الْفِرْقَةِ النَّاجِيةِ خَيْرِ البَرِيَّةِ.۲

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. این پیام به مناسبت عيد غدير خم سال ۱۴۱۹ هجری قمری صادر شده است.
  2. ۲. سپاس خدایی را که پروردگار عالمیان است و درود و سلام بر آقای پیامبران حضرت محمد| و بر فرزندان پاک او باد. سپاس خدایی را که ما را از پیروان امیرمؤمنان و فرزندان معصوم او قرار داد به ویژه صاحب عصر و امام زمان ما حضرت مهدی بقیة الله در روی زمین. سپس درود بر شیعیان موفّق و مخلص و حزب و گروه خدا که اهل رستگاری و گروه نجات یافته و بهترین خلقند».
صفحه ۷۲
صفحه ۷۳

قال الله تعالي:

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْلَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرينَ.۱

سلام بر غديريان

سلام بر عيد الله اکبر، سلام بر عيد سعيد غدير، سلام بر غدير خم، سلام بر روز اکمال دين، اتمام نعمت و تبليغ رسالت، سلام بر جشن ها، مراسم و محافل روحاني و مجالس شکوهمند ايماني، سلام بر فرهيختگان و آگاهاني که در مرور اعصار و گذشت چهارده قرن، همه ساله ياد و خاطره بزرگ رويداد تاريخي و اسلامي غدير را با حفظ سنن اسلامي و پرهيز از گرايشهاي غربي گرامي ميدارند و هر سال بر رونق و گسترش آن ميافزايند و علايق و رشتههاي ولايت و ارتباط خود را با وليّ الله بحق و منصوص من جانب الله محکم تر ميسازند.

سلام بر سرايندگان اشعار و قصايد ولايي، سلام بر سخنرانان و ارباب قلم و فضلا و نويسندگاني که در اين روزهاي خجسته (دهه غدير و دهه ولايت) شيعيان و دوستان آن امام همام را گرم نشاط و

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. مائده، ۶۷. «ای پیامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است ابلاغ کن، و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده ای، خداوند تو را از «گزند» مردم، نگاه می دارد، آری خداوند گروه کافران را هدایت نمی کند».
صفحه ۷۳
صفحه ۷۴

اقبال به حقايق و معنويات و وجد و انبساط ميسازند و خط تشيّع،ولايت و غدير که خط اسلام راستين، تولّا و تبرّا ، تعهّد به احکام دين، اهتمام به امور مسلمين، حمايت از محرومين و مستضعفين، امربه معروف و نهي ازمنکر و نصرت اسلام و اعلاي کلمة الله است را تبليغ مينمايند.

اهميت روز غدير

روز غدير در تاريخ اسلام از روزهاي فراموش نشدني است، آيات قرآن مجيد، اخبار متواتره، جوامع حديث از سنن و مسانيد، کتاب هاي تفسير، کلام، تاريخ، سيره، رجال و حتي لغت و ادب، همه اسناد اين واقعه بزرگ و اعلام رسمي ولايت و خلافت اميرالمؤمنين(علیه السلام) است که در کتاب هايي، تا دهها جلد، اسناد و روايات غدير، جمع آوري و ضبط شده است.

البته براي اولين مرتبه نبود که رسول اعظم اسلام(صلی الله علیه و آله)، علي(علیه السلام) را به خلافت و امامت نصب فرمود، بلكه در مواقف متعدد ديگر نيز اين اعلام و انتصاب الهي انجام شده بود که ازجمله در اوايل بعثت و هنگام نزول آيه: وَأَنْذِرْ عَشيرَتَكَ الْأَقْرَبينَ۱برنامه خاص اين نصب اعلام شد، ولي در غدير خم، در آن مجمع عام که نفرات آن را تا بيش

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. شعراء، ۲۱۴. «و خویشاوندان نزدیکت را انذار کن».
صفحه ۷۴
صفحه ۷۵

از نود و صد هزار هم گفتهاند، به همگان اين موضوعبسيار حساس و مهم اعلام شد که در اينجا، در مقام شرح و بسط اين موضوع نيستيم. بحمد الله علما و مؤلّفان عالي­قدر فروگذار نکرده، در نهايت وضوح اين اصل محکم ديني را بيان فرمودهاند.

ابعاد عظمت اميرالمؤمنين(علیه السلام)

برادران و خواهران ايماني!

شما که عيد را همه ساله گرامي ميداريد. آفرين بر ايمان و اخلاص شما. آفرين بر رشد فکري و شعور ديني شما. آفرين بر اين احساسات تابناک ملکوتي. عنوان صحيفه عمل هر مؤمن، همين ولايت اميرالمؤمنين(علیه السلام) است.۱

همان بزرگ رهبري که فضايل و مناقبش از حدّ احصا، خارج است، همان فداکار و قهرمان و مجاهد يگانه اي که «لَوْلَا سَيْفُهُ لَمَا قَامَ عَمُودُ الْإِسْلَامِ»۲، همان مرد علم و ايمان و معرفتي که علوم همه در برابر علومش چون قطرهاي است در برابر دريا، همان که همه به علم او نيازمند بودند و او از همه بي نياز بود، همان که وجودش نمايش و جلوه

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۵، ص۱۷۷؛ ابن­مغازلی، مناقب علی بن ابی طالب(علیه السلام)، ص۱۹۸؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۲، ص۳؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۵، ص۲۳۰؛ متقی هندی، کنز العمال، ج۱۱، ص۶۰۱.
  2. ۲. ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، ج۱۲، ص۸۲.
صفحه ۷۵
صفحه ۷۶

کامل کمالات محمدي بود و هنگام نزول قرآن، با او همراهبود و آنچه را پيغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) شنيد و ديد، او نيز ميشنيد و ميديد.۱

ج۲، ص۲۸؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۱۴، ص۴۷۶؛ ج۳۸، ص۳۲۱.

بزرگ شخصيتي که در علم، عمل، زهد، تقوا، حلم، تواضع، عبادت، ايثار، جهاد، رحم، عدل، احسان و تمام صفات فاضله بي نظير، ممتاز و نادر روزگار و آيت کبراي پروردگار و مجمع صفات اضداد بود.

صاحبان عقول کبيره، فصحا، بلغا و بزرگان عالم بشريت، در برابر او سر تسليم و خضوع فرود آورده، در مدح و ستايش او بليغ ترين و رساترين سخنان را گفته و کتاب ها نوشتهاند، و با اين همه هرگز مبالغه نيست اگر بگوييم:

اين شرح بي نهايت کز وصف يار گفتند حرفي است از هزاران کاندر عبارت آمد

و

کتاب فضل تو را آب بحر کافي نيست که تر کنند سر انگشت و صفحه بشمارند

عظيمي که تمام نواحي وجودش عظمت و آيت قدرت بي انتهاي خداوند متعال و جمع همه عظمت ها بود.

کَانَ عَظيماً في إِيمانِهِ، عَظيماً في عِلْمِهِ، وَعَظيماً في بَصيرَتِهِ، عَظيماً في زُهْدِهِ وَتَقْواهُ، عَظيماً في بُطُولَاتِهِ

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲، ص۳۰۱؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب،
صفحه ۷۶
صفحه ۷۷

وَتَضْحِياتِهِ، عَظيماً في نُصْرَةِ الْحَقِّ وَإِقامَةِ الْعَدْلِ،عَظيماً في إِعْلاءِ کَلِمَةِ اللهِ، عَظيماً في رَحْمَتِهِ لِلاَْيتَامِ وَالْأَرامِلِ وَالْمَساکينَ، عَظيماً في مُوَاساتِهِ لِلْفُقَراءِ، وَفي خَوْفِهِ مِنَ اللهِ تَعالَى، عَظيماً في فَصاحَتِهِ وَبَلاغَتِهِ، عَظيماً في مَأْکَلِهِ وَمَشْرَبِهِ وَمَلْبَسِهِ، عَظيماً في کُلِّ أَحْوالِهِ وَأَفْعالِهِ، فَتَعالَى الله الْعَلِيُّ الْعَظيمُ خَالِقُ هَذا الإِنْسانِ وَمُوَدِّعُ هَذِهِ الْعَظَماتِ فيهِ، فَتَعالَى اللهُ خالِقُ هذَا الْکَوْنِ الْمُتَصاغِرِ لِعَظَمَتِهِ وَالْمُتَذَلِّلِ لِجَلَالِهِ وَجَبَرُوتِهِ وَسُلْطانِهِ وَالْخائِفِ مِنْ کِبْرِيائِهِ، صَاحِبِ هذِهِ الْعَظَماتِ وَالْمُعْتَرِفِ عِنْدَهُ بِعَجْزِهِ وَفَقْرِهِ إِلَيهِ، فَهُوَ الَّذي قالَ:

«إِلَهِي كَفَى بِي عِزّاً أَنْ أَكُونَ لَكَ عَبْداً وَكَفَى بِي فَخْراً أَنْ تَكُونَ لِي رَبّاً».۱

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. او در ایمانش بزرگ بود و در علم و بصیرتش بزرگ بود، در زهد و پرهیزکاریش بزرگ بود، در شجاعت و فداکاری هایش بزرگ بود و در یاری حق و برپا داشتن عدل و دادگری اش بزرگ بود، در دلسوزی به یتیمان و رحم بر بیوه زنان و بینوایان بزرگ بود، در یاری کردنش برای فقیران و بیچارگان بزرگ بود، در ترس از خدا بزرگ بود، در فصاحت و بلاغتش بزرگ بود، در خوراکش و نوشیدنش و لباس و پوشاکش بزرگ بود، او در همه احوال و کارها بزرگ بود. خدای بزرگ آفریننده این انسان و قراردهنده این همه بزرگی ها در او چقدر بزرگ است؛ بزرگ و بلندمرتبه است خدایی که آفریننده [ این وجودی است که در برابر عظمت او اظهار کوچکی ودر مقابل جلال و جبروت او اظهار خواری و ناچیزی می کند، صاحب این همه بزرگی ها از مقام کبریا و عظمت او می ترسد و در پیشگاه او به ناتوانی و عجز خود و نیازمندی خود اعتراف می کند. او است که می گوید: «خدایا این عزت مرا بس که بنده تو باشم و این افتخار مرا بس که تو پروردگار من باشی». کراجکی،کنز الفوائد، ص۱۸۱؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۹۱، ص۹۴، ب۳۲، ح۱۰.
صفحه ۷۷
صفحه ۷۸

فَهُوَ الْمَمْسُوسُ في ذاتِ اللهِ وَالبَکّاءُ مِنْ خَشْيةِ اللهِ وَالْمُجاهِدُ في سَبيلِ اللهِ هُوَ الصِّراطُ الْمُسْتَقيمُ وَالْعُرْوَةُ الْوُثْقى وَحَبْلُ اللهِ الْمَتينِ وَميزانُ الأَعْمالِ وَهُوَ قَسيمُ الْجَنَّةِوَالنّارِ وَهُوَ نَفْسُ الرَّسُولِ وَزَوْجُ الْبَتولِ وَسَيْفُ اللهِ الْمَسْلُولِ وَيَدُ اللهِ الباسِطَةُ وَاُذُنُهُ الْواعِية وَعَيْنُهُ النّاظِرَهُ وَحُجَّتُهُ الْبالِغَةُ هُوَ مَوْلانا عَليُّ بْنُ أَبي طالِبٍ(علیه السلام).۱

«هُوَ الَّذي مِنْ رَسُولِ اللهِ کانَ لَهُ مَقامُ هارونَ مِنْ موسَى بْنِ عِمْرانَ

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. آری او مبهوت و واله در ذات خدا و گریان از ترس او و جهادگر در راه خدا است، او راه راست و دستگیره مورد اطمینان و ریسمان محکم خدا است؛ و او ترازوی اعمال و تقسیم کننده بهشت و آتش (جهنم) است؛ و او جان پیغمبر و همسر بتول (حضرت فاطمه(علیها السلام)) و شمشیر آهیخته خدا و دست گسترده او و گوش شنوا و حفظ کننده و چشم نگاه کننده و حجت رسای خدا است؛ او مولای ما علی بن ابی طالب(علیه السلام) است».
صفحه ۷۸
صفحه ۷۹

هُوَ الَّذي کانَ بَيتُ اللهِ مَوْلِدَهُ وَطَهَّر الْبَيْت مِنْ أَرْجَاسِ أَوْثَانِ

لَوْلاهُ لَمْ يجِدُوا کُفْواً لِفاطِمَة لَوْلاهُ لَمْ يفْهَمُوا أَسْرارَ قُرْآنٍ»۱

بايد بگوييم و اعتراف کنيم که ما را آن شايستگي و صلاحيّت نيست که در اوصاف و کمالات علوي سخن بگوييم و سزاوار اين است که در اين مقام، زمين عجز و مسکنت ببوسيم و از خداوند منّان بخواهيم که ما را در طريق ولايت و ايمان به امامت آن حضرت ثبات قدم و استقامت عطا فرمايد.

تجليل از غدير، زمينه افزايش معارف ولایی

اميد آنکه اين برنامهها، جشن ها و اين خدمات و زحمات عزيزان وجوانان مخلص در برگزاري دهه غدير، همگان را به معارف ولايي بيش ازپيش آشنا سازد و موجب جلب توجّهات عاليه حضرت بقية الله (ارواح العالمين له الفداء) گردد.

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. او کسی است که جایگاه او نسبت به پیغمبر خدا همانند جایگاه هارون نسبت به موسی بن عمران است؛ او کسی است که خانه خدا زادگاه او بود و خانه خدا را از لوث وجود بت ها پاک کرد. اگر او نبود برای فاطمه کفو و همتا پیدا نمی کردند؛ اگر او نبود اسرار قرآن را نمی فهمیدند».
صفحه ۷۹
صفحه ۸۰

عمل به دستورات دين، علامت واقعی ولايت

برادران و خواهران ايماني!

همه بايد اين را بدانيم که دين براي عمل است. ايمان به خدا، به پيغمبر(صلی الله علیه و آله) و به آيات، همه بايد با عمل توأم باشد.

مظاهر حقيقي و علايم واقعي ولايت، عمل به دستورات و تعاليم قرآن، احکام شرع و هدايت هاي اميرالمؤمنين و ساير ائمه معصومين(علیهم السلام) است.

بايد از همه فرصت ها و برنامههاي اعياد و سوگواري ها، براي خودسازي، براي ترقي و کمال معنوي و اخلاقي استفاده کنيم، جلو برويم و رو به پيش باشيم.

در اين فرصت ها به وضع تشيّع خود، شيعه بودنمان، جهات اسلامي خودمان، جامعه و برادران و خواهرانمان، شهر و کشور، مسجد، اداره، مدرسه، دانشگاه، مطبوعات، روزنامهها، رسانههاي گروهي، کسب وكار و همه نواحي زندگي فردي و اجتماعي خود بينديشيم و ظهور تشيع و ولايت علي(علیه السلام) را در همه اين نواحي بررسي کنيم.

مسئوليت همگانی در برابر اعمال خلاف شرع

حقير به همه هشدار ميدهم ما در برابر هر نقصان، کسر و کمبوديکه در اسلاميّت خود داشته باشيم مسئوليم؛ از اينکه بعضي به واسطه تبليغات سوء در اشتباه بيفتند و محرّمات را حلال بشمارند، مسئوليم.

صفحه ۸۰
صفحه ۸۱

ما از اين تشويق و ترويجي که به اسم هنر، از فساد و گرايش دادن جامعه به ملاهي، مناهي و شکستن سنّتهاي ديني ميشود مسئوليم.

از اختلاط زنان با مردان بيگانه، از خطراتي که عفّت و پارسايي زنان و جوانان را تهديد ميکند مسئوليم. اين جامعه، جامعه اسلامي، جامعه شيعي و جامعه قرآني است.

هويّت اسلامي اين جامعه نبايد به اسم خرافاتي که اسلام بر آنها خط بطلان کشيده مورد حمله واقع شود. در غدير و اعياد ديگر بايد اين مسائل را بررسي نماييم.

در اين جمله تعليليه اخباريه: ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ۱که پس از جمله انشاييهاي که خطاب به زنان پيغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) است، دقت و تأمّل کنيد.

رعايت اين هدايت قرآني در تمام روابط بين زن و مرد بيگانه يک سنّت اسلامي است که مراعات آن جامعه را از فساد و فحشا مصونيت ميبخشد. اين هدايت قرآني اگرچه با فرهنگ مبتذل غربي که متأسفانه افرادي فريفته و دلباخته آن هستند مخالفت دارد، امّا برايمسلمانان، معيار و ميزان است و اختلاطات زن و مرد بيگانه را کنترل و تحت نظم و ضابطه قرار ميدهد.

در ساير موارد بايد اگر شيعه هستيم

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. احزاب، ۵۳. «این کار (درخواست چیزی از وسائل زندگی از زنان پیامبر از پشت پرده) برای پاکی دل های شما و آنها بهتر است».
صفحه ۸۱
صفحه ۸۲

که الحمد لله هستيم دستورات شرعي و راهنماييهاي ائمه(علیهم السلام) را سرمشق و دستورالعمل خود قرار دهيم.

خداوند متعال همه را در عمل به وظايف، حفظ مواضع اسلامي و بازنگشتن به ارتجاع جاهليت و عقب گرايي موفق فرمايد.

والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته

صفحه ۸۲
صفحه ۸۳

۴. مكتب غدير

اشاره

۴. مكتب غدير۱

بسم الله الرحمن الرحيم

الْحَمْدُ لله الّذي هَدانَا لِهذَا وَمَا کُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلَا أنْ هَدَانَا اللهُ، وَالصَّلاةُ وَالسَّلامُ عَلَى سَيِّدِنا رَسُولِ اللهِ وَعَلَى عَلِيٍّ وَليِّ الله وَآلهِما سِيّما إِمَامِ زَمَانِنَا مَولَانا الْمَهْدِيّ بَقِيَّةِ الله وَاللَّعْنُ عَلى أَعْدَاءِ الله.۲

قال الله تعالي:

يَاأ َيّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرينَ.۳

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. این پیام به مناسبت دهه غدير سال ۱۴۲۰ هجری قمری صادر شده است.
  2. ۲. سپاس خدایی را که ما را به راه راست راهنمایی کرد اگر او ما را هدایت نمی کرد ما راه راست را پیدا نمی کردیم و درود و سلام بر آقایمان پیامبر خدا| و علی(علیه السلام) ولی خدا و فرزندانشان به ویژه امام زمان ما مهدی بقیة الله باد و لعنت بر دشمنان خدا باد».
  3. ۳. مائده، ۶۷. «ای پیامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، ابلاغ کن، [و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده ای، خداوند تو را از «گزند» مردم، نگاه می دارد؛ آری خداوند گروه کافران را هدایت نمی کند».
صفحه ۸۳
صفحه ۸۴

برادران مؤمن و خواهران مؤمنه!

اجازه دهيد پيش از عرض تبريک و مطالبي را که بايد همگان آن را در اين دهه مبارک که به دهه غدير نام گذاري شده است بررسي نماييم، نظري فشرده و بسيار مختصر در اين آيه شريفه داشته باشيم:

تفسير آيه تبليغ

اشاره

تأمّل در اين آيه و مضامين جملههاي آن و زمان و دوره نزول آن خودبه خود نشان ميدهد که آنچه پيغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) به تبليغ آن از جانب خدا مأمور شد، موضوعي جز موضوع مهم ولايت، نظام امامت و سياست، حکم و اداره و مديريت امّت نبود.

مدنی بودن سوره مائده

اوّلاً: سوره مائده، که اين آيه شصت و هفتم آن سوره است، مدنيه است و چنان که ظاهر است، در اواخر عصر مدني نازل شده است که احکام مهم اسلام از اصول و فروع تبليغ شده بود و حکم مهمّي غير از دستور نظام جامعه و مديريت امّت که اعلان رسمي نشده باشد باقي نمانده بود.

سابقه نزول آيه در امر ولايت

ثانياً: اسم موصول در مَا اُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ اشاره به موضوع مهم

صفحه ۸۴
صفحه ۸۵

خاصي است که سابقه نزول بر پيغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) داشتهاست.

عدم اكمال تبليغ رسالت بدون ابلاغ ولايت

و ثالثاً: از جمله: وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ اهميت و ارزش والاي موضوعي که پيغمبر(صلی الله علیه و آله) به تبليغ آن مأمور شده بود معلوم ميشود، زيرا تا هنگام نزول اين آيه، مسائل توحيدي، مباني اعتقادي و احکام مهم عبادي، مالي، قضايي، اجتماعي، جهاد با کفّار و ترک عادات زشت ريشه دار همه تبليغ شده بود.

بااين وجود، اين موضوع را داراي چنان اهميت معرفي ميفرمايد که اگر پيامبر گرامي(صلی الله علیه و آله) آن را تبليغ نميکرد، همانند آن بود که همه آنچه را در اين مدّت طولاني عصر مکه و عصر مدينه تبليغ کرده، تبليغ نکرده باشد و کأن لم يکن محسوب گردد. بديهي است چنين موضوعي غير از تعيين سرپرست و امام و رهبر براي امّت، چيز ديگري قابل تصوّر نيست.

توطئه ها عليه تبليغ ولايت

و رابعاً: جمله: وَاللّهُ يعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ گوياي اين است که در داخل مسلمين و پيرامون وجود مبارک رسول خدا(صلی الله علیه و آله) توطئهها، دستهبنديها و دست هايي در کار بوده است که اگر با آسيب رساندن به شخص آن حضرت هم باشد، از صورت گرفتن اين امرجلوگيري

صفحه ۸۵
صفحه ۸۶

نمايند و مسير رهبري امّت را به سمتي که منافع خودشان را تأمين نمايد منحرف سازند و خلاصه، اين نگراني بوده است که در هنگام ابلاغ اين رسالت، به طور مرموزي، آشوب و فتنه اي برپا کنند که هم مانع از ابلاغ اين رسالت بشوند و هم به جان پيغمبر(صلی الله علیه و آله) سوء قصد نمايند که با اين وعده مدد و نصرت خداوند متعال، پيغمبر(صلی الله علیه و آله) در غدير خم با آن تشريفات رسمي و علني، علي(علیه السلام) را به ولايت منصوب فرمود و همگان حتي توطئه گرها و آنان که قصد ممانعت از اين ابلاغ را داشتند، با اميرالمؤمنين(علیه السلام) بيعت کردند که بيش از اين در اينجا به شرح و بسط و تفصيل اين مسائل نمي پردازيم.

نتيجه تفسير

مقصود اين است که با توجه و آگاهي مختصر از اوضاع آن عصر و دقّت در الفاظ و جملههاي اين آيه روشن ميشود تبليغي که پيامبر(صلی الله علیه و آله) به آن مأمور بود، تبليغ ولايت علي(علیه السلام) بود که پيغمبر(صلی الله علیه و آله) براي ابلاغ آن در غدير خم، محلّي که حاجيان از آنجا متفرق ميشدند و به شهر و ديار خود ميرفتند، امر فرمود که همه در آنجا توقف کنند و آنان که جلوتر رفته بودند برگردند و منتظر ماند تا آنان که هنور نرسيده بودند به آنجا برسند.

سپس در آن مجمع بزرگ که تا آن روز جز در هنگام حج در همينسفر چنان اجتماعي فراهم نشده بود، به فرمان الهي، علي(علیه السلام)، را به مقام ولايت منصوب و مانند خود اولي به انفس معرّفي فرمود.

صفحه ۸۶
صفحه ۸۷

مقاومان سنگر ولايت

اکنون با تقديم اين بررسي تفسيري به شما عزيزان؛ برادران مؤمن و خواهران مؤمنه اي که اين پيام را ميشنويد يا ميخوانيد، اين عيد سعيد و روز بزرگ و باعظمت را تبريک، تهنيت و شادباش عرض ميکنم و به همه شما که به نعمت ولايت حضرت اميرالمؤمنين(علیه السلام) و ولايت وليّ امر و صاحب عصر حضرت بقية الله مولانا المهدي (روحي لتراب مقدم خدّامه الفداء)، سربلند، سرافراز و مفتخر هستيد درود ميفرستم.

صَلَواتُ اللهِ وَسَلَامُهُ عَلَيکُمْ يَا شيعَةَ أَميرِ الْمُؤْمِنينَ، يَا أَنْصَارَ دينِ اللهِ أَيُّهَا الْفائِزُونَ المُخْلِصُونَ الرَّاکِبُونَ في سَفينَةِ النَّجاةِ وَالْمُعْتَصِمُونَ بِحَبْلِ اللهِ، هَنيئاً لَکُمْ يا أَنْصارَ الْحَقِّ وَيا حُماةَ الدّينِ وَيا أَبْناءَ الْإِسْلَامِ وَالْقُرْآنِ لَقَدْ فَضَّلَکُمُ اللهُ تَعَالَى بِهذِهِ الْفَضيلَةِ وَشَرَّفَکُمْ بِهذَا التَّشْريفِ وَاخْتارَکُمْ عَلَى غَيرِکُمْ مِنَ الْعالَمينَ.۱

درود بر شما که در طول اعصار، در بيش از چهارده قرن، هموارهدر

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. درود و سلام خدا بر شما ای پیروان امیرالمؤمنین(علیه السلام)، ای یاران دین خدا، ای پیروزمندان و مردان بااخلاصی که سوار کشتی نجات هستید و به ریسمان خدا چنگ زده اید، گوارا باد شما را ای یاران حق و ای حامیان دین و ای فرزندان اسلام و قرآن، بی تردید خدا شما را برتری و فضیلت داده با این فضیلت و با این شرف شما را شرافت بخشیده و شما را از دیگر اهل عالم برگزیده است».
صفحه ۸۷
صفحه ۸۸

تمسّک به قرآن و عترت پايداري کرده، در برابر ظلم ها، ستمگري ها، استکبار، استضعاف و استعلاي جبّاران، عرض وجود نموده و ثابت و مقاوم در سنگر ولايت، اين حصن حصين الهي، از اسلام و مقاصد اسلام، از حق و عدالت دفاع نمودهايد و اگر چه مشکلات، دشواري ها، محروميت هاي گوناگون و فشارهاي شديد اقتصادي را متحمّل شدهايد، همواره موفّق بوده و شکستناپذيري خود را در صحنهها و ميدان هايي که افراد قوي و نيرومند وادار به تسليم و قبول شکست ميشوند، به اثبات رساندهايد.

چند توصيه به جوانان منتظر

اشاره

گوارا باد بر شما اين افتخارات بزرگ اي پسران و دختران ابوذر، عمّار، حجر، رشيد و ميثم تمّار و اي پاسداران و وارثان خون شهداي بدر، احد و شهداي کربلا، اي مردان رشيد، و اي جوانان سربلند، و اي بانوان عفيف و فداکار، و اي عاشوراييان و اي غديريان!

گذشته های پر افتخار خود را فراموش نكنيد

به خود بباليد و بنازيد، و گذشتههاي پر از عزّت، افتخار، شهامت و فداکاري در راه حق و استقامت خود را فراموش نکنيد. شما چه خون هاي پاک و چه جوان هاي پاک بازي را براي اسلام و دين نثار کرده و قرباني دادهايد.

صفحه ۸۸
صفحه ۸۹
به آداب و سنن اسلامی ملتزم باشيد

ما همه مسلمان و شيعه اهل بيت(علیهم السلام) هستيم. جاهليّتهاي قبل از اسلام، جاهليّت عرب، جاهليت عجم، همه ملّيگراييها و در يک عبارت جاهليت اولي را پشت سرگذارده و به آگاهي اسلامي و رشد و شعور ايماني رسيده، از محمد و علي و از تهليل و تکبير و از قرآن و توحيد، هويّت، فرهنگ و شخصيت گرفتهايم، اين هويّت را بايد با التزام به آداب و سنن اسلامي حفظ کنيم. مبارزه شيعيان با جاهليّت، ارتداد و ارتجاع، از صفحات زرّين و درخشان تاريخ اسلام است.

استقلال و هويت اسلامی را حفظ كنيد

جوانان عزيز، غيرتمندان شکست ناپذير!

شما در طول تاريخ پر از حوادث اسلام، همواره افتخارآفرين بودهايد. اميد آن است که بيشترين ياوران امام زمان (ارواح العالمين له الفداء) هم شما باشيد. اين شماييد که بايد سنگرها را نگهداريد. در هر شرايط و در هر کجا هستيد، در دانشگاهها، در مراکز تعليم وتربيت، در جوامع فرهنگي، در سازمان ها و نهادها، روش، رفتار، آداب، لباس و کلّ مظاهر اجتماع، استقلال و هويّت اسلامي را حفظ کنيد.

تمدّن اسلامی را گسترش دهيد

براي ترقّي، تعالي و بازيابي عزّت، مجد و عظمت هاي ديريناسلامي تلاش کنيد.

صفحه ۸۹
صفحه ۹۰

تمدّن و فرهنگ اسلامي را که چهارده قرن در جهان درخشيده گسترش دهيد. نسل معاصر مسلمان، به خصوص نسل جوان، در برابر اسلام و اين تمدّن عظيم و پهناور محمدي مسئول است. اين تمدّني است که با تمام کوشش هايي که ابرطاغوتيان شرق و غرب براي محو آن دارند، اکنون همه شئون زندگي بيش از يک ميليارد جمعيت جهان زير پوشش آن قرار دارد و انديشه احياي آن، خواب آرام را از دشمنان اسلام ميگيرد و براي مقابله با اسلامگرايي، لاييکگرايي را تشويق و ترويج مينمايند، و تمدّن هاي استبدادي و فرهنگ هاي قبل از اسلام را در جوامع اسلامي، مثل ايران و مصر مطرح ميکنند، زيرا از احياي اسلام و خودآگاهي مسلمانان ترس و وحشت دارند و با انواع توطئهها، ترفندها و سياست ها، نهضت اسلامگرايي، عزّتخواهي و استقلالطلبي مسلمانان را ميکوبند.

در فلسطين، در الجزاير، در آسياي ميانه، در چچن، در ترکيه، در اينجا و آنجا، با جنگ، کشتار و قتل عام يا به بهانههاي گوناگون ديگر، به بهانه مليّت و مردم سالاري تلاش ميکنند که اين غرور و اين آگاهي اسلامي را سرکوب و صداي اسلام، اذان و تکبير را خاموش، شعائر دين، حجاب، چادر بانوان و سنّت هاي اسلامي را منسوخ سازند و غربگرايي را در مظاهر فسق و فجور، ترويج موسيقي، نوازندگان، خوانندگان جشنوارهها و مسابقات مبتذل رايج نمايند.

صفحه ۹۰
صفحه ۹۱
در مقابل اسلام زدايی دشمن به هوش باشيد

شما اي شيعيان علي، اي جوانان غديري و عاشورايي و اي بانوان زهرايي و زينبي!

به هوش باشيد، به هوش باشيد که دشمن ما و به اصطلاح ابرقدرت هاي جهان در هيچ سياستي مثل سياست اسلامزدايي و مبارزه با اسلامگرايي اتفاق نظر ندارند و با نقشههاي دقيق و حساب شده و فشار اقتصادي ميخواهند اين ميل به اسلام و بازگشت به اسلام را منکوب و سرکوب کنند.

به هوش باشيد و دين خدا را ياري نماييد و با توکّل و اعتماد به خدا، از فتنههاي بزرگ آخرالزمان خود را بيمه نماييد.

از رجوع به جاهليّت اولی و استقبال به جاهلیّت آينده بپرهيزيد

نه به سوي جاهليت اولي برگرديد و نه از جاهليت آينده، که همين مکتب هاي لاييکي است، استقبال نماييد. بايد نشان بدهيم و ثابت کنيم که دين، ملّيت، قانون، سياست، نظام، حکومت، فرهنگ و دنيا و آخرت ما اسلام است:

«لا نَبْتَغي غَيرَهُ؛َ لا نِظاماً وَلا سِياسَةً وَلا وَطَناً»؛۱

وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. غیر او (اسلام) را نمی خواهیم (بر نمی گزینیم) نه برای نظام و (امور اجتماعی) و نه برای سیاست و (مدیریت) و نه برای وطنمان.
صفحه ۹۱
صفحه ۹۲

فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ.۱

علی(علیه السلام) را الگوی خويش قرار دهيم

بياييد در اين دهه مبارکه غدير، خود را به علي(علیه السلام)، به رفتار علي(علیه السلام)، به گفتار علي(علیه السلام) و به اخلاق علي(علیه السلام) عرضه کنيم. از آن حضرت درس و سرمشق بگيريم. آيا در کمک به مستضعفان و محرومان در راه علي(علیه السلام) ميرويم؟ آيا در لباس و غذا، در مظاهر زندگي، در سادهزيستي و بي تکلّفي، نشاني از علي(علیه السلام) داريم؟ آيا ميخواهيم با اين تجمّل پرستيها و اسراف و تبذيرها، با اين جدا بودن از طبقات محروم، شيعه راستين علي(علیه السلام) باشيم؟ اگر عدالت علي(علیه السلام)، زهد علي(علیه السلام)، شجاعت علي(علیه السلام)، حلم و صبر علي(علیه السلام)، حقپرستي علي(علیه السلام)، تواضع علي(علیه السلام) و ساير فضايل بزرگ علي(علیه السلام) ما را شيفته و دلباخته او کرده است، بايد از اين اخلاق بي بهره نباشيم.

خود آن حضرت فرمود:

«أَلَا وَإِنَّ لِكُلِّ مَأْمُومٍ إِمَاماً يَقْتَدِي بِهِ وَيَسْتَضِي ءُ بِنُورِ عِلْمِه».۲

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. آل عمران، ۸۵. «و هرکس جز اسلام، آیینی برای خود انتخاب کند، هرگز از او پذیرفته نخواهد شد؛ و او در آخرت از زیان کاران است».
  2. ۲. نهج البلاغه، نامه ۴۵، ص۴۱۷؛ دیلمی، ارشاد القلوب، ج۲، ص۲۱۴؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۳۳، ص۴۷۴؛ ج۴۰، ص۳۴۰؛ ج۶۷، ص۳۲۰. «بدان و آگاه باش برای هر [پیروی پیشوایی است که باید (از او پیروی می کند) و به او اقتدا نماید و از نور دانش او روشنایی بگیرد».
صفحه ۹۲
صفحه ۹۳
پيرو مكتب علوی و فاطمی باشيد

سعادت ما و ترقّي و تعالي ما، در پيروي از مکتب علي(علیه السلام) و فاطمه زهرا(علیها السلام)؛ همان بانويي که وقتي اين سؤال مطرح شد که براي زن چه روش و سيره اي بهتر و شايستهتر است، آن جواب تاريخي را داد۱

که تا قيامت سرمشق زنان مؤمنه شد، همان بانويي که به اقتضاي آن ضرورت بسيار بزرگ، وقتي لازم شد به مردم هشدار دهد و خطر ارتجاع و ارتدادي که پيش آمده بود را گوشزد کند، و اصول احکام، معارف اسلام و مباني دين مبين را ابلاغ کند و زحمات پدر بزرگوارش و هدايت هاي او را بيمه نمايد، با آن جلال و شکوه، درحالي که خواتين و خانم هاي معظّمه، پروانه وار شمع وجودش را احاطه کرده بودند، در آن شرايط سخت هم از پشت پرده با مردم سخن گفت.۲

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. اشاره به روايت: «خَيْرٌ لِلنِّسَاءِ أَنْ لَا يَرَيْنَ الرِّجَالَ وَلَا يَرَاهُنَّ الرِّجَالُ»؛ «برای زن ها این بهتر است که آنها مردان را و مردها آنها را نبینند». طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۲۳۳؛ متقی هندی، کنز العمّال، ج۱۶، ص۶۰۲؛ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۶۷، ح۲۵۰۵۴، ب ۱۲۹، ص۲۳۲، ح ۲۵۵۱۰؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۴۳، ص۵۴.
  2. ۲. ابن طیفور، بلاغات النساء، ص۱۲ ۱۵؛ ابن مردویه اصفهانی، مناقب علی بن ابی طالب(علیه السلام)، ص۲۰۱ ۲۰۲؛ طبری، دلائل الامامه، ص۱۱۱؛ طبرسی، الاحتجاج، [ج۱، ص۱۳۱ ۱۳۲؛ ابن­ابی­ الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۲۱۱؛ ابن طاووس، الطرائف، ص۲۶۴؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۲۹، ص۲۱۶.
صفحه ۹۳
صفحه ۹۴

اگر به دنيا هرچه بگذرد و هرچه در صنايع و تکنيک پيش برود و کفر لاييک و انکار حاکميت الله جهانگير شود، خط شيعه، خط علي و زهرا(علیها السلام) است و در يک کلام، حرفش، کلامش، قانونش و ميل دلش، همه تابع اسلام است.

ايمانش برگرفته از مثل اين حديث است که از حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) روايت است و ما اين پيام را به آن ختم ميکنيم:

«لَا یُؤْمِنُ أَحَدُکُمْ حَتَّى يَکُونَ هَواهُ تَبَعاً لِما جِئْتُ بِهِ».۱

والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. ابن ابی عاصم، کتاب السنه، ص۱۲؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۵،ص۱۳۳؛ قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج۱۶، ص۱۶۷؛ ابن حجر عسقلانی، فتح الباری، ج۱۳، ص ۲۴۵. «بنده ای مؤمن نخواهد بود تا خواست او تابع آنچه من (از طرف خدا) آورده ام باشد».
صفحه ۹۴
صفحه ۹۵

۵. امير غدير

اشاره

امير غدير۱

بسم الله الرحمن الرحيم

جوانان عزيز و مؤمن آبدان و عزيزاني که در اين کنگره مقدّس شرکت فرموده ايد:

سلام عليکم و رحمة الله

بسيار جاي تقدير و تحسين، و زيبا و دلنشين است که جوانان در مقام عرض ولايت و ارادت به آستان اقدس و درگاه ملائک سپاه حضرت اميرالمؤمنين(علیه السلام) کنگره اي به نام نامي و اسم گرامي «امام علي(علیه السلام) و جوانان» برگزار مي نمايند.

مقامات عالی امام(علیه السلام)

فرزندان عزيز، امام(علیه السلام) در همه ابعاد وجود انسان اين پديده برتر و برگزيده خلقت نمونه اکمل و اعظم است. همه نواحي شخصيت الهي

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. این پیام در ۱۵ ماه مبارک رمضان سال ۱۴۲۱ هجری قمری جهت کنگره امام علی(علیه السلام) كه در شهر آبدان برگزار شد صادر شده است.
صفحه ۹۵
صفحه ۹۶

او ظهور عظمت قدرت و علم خداوند عليّ عظيماست. او انسان مافوق و بشر اکمل است.

عجز همگان از معرفت امام علی(علیه السلام)

يک هزار و چهار صد سال است پيرامون شخصيت جامع الاطراف آن حضرت، نوابغ عالم علم، نخبگان و فرزانگان کم نظير از مسلمان و ديگران سخن گفته و هزارها کتاب و رساله پيرامون ابعاد وجودي او، فضايل، مناقب، مکارم اخلاق و صفات الهي او گفته و نوشته اند و هنوز هم آگاهان خود را در اين درياي بي کرانه به ساحلي نزديک نمي بينند و مانند مسافراني که در فضا در پرواز باشند هرچه پرواز مي کنند پاياني براي سفر خود نمي يابند.

لزوم الگوبرداری جوانان از جوانی امام علی(علیه السلام)

بخش هاي زندگي آن حضرت در اين عالم اگر چه مجموع آن از جهت طول زمان شصت و سه سال بوده است، ولي از جهت عرض و کيفيت از شصت و سه ميليون سال و بيشتر و بيشتر عريض تر و پهناورتر است. آنچه به عمر انسان شرف و ارزش مي دهد درازي زمان آن نيست، حيات بشر به ظهور خصايص عالي انسانيت و جمال آدميّت ارزش و معنا مي يابد.

شما جوانان عزيز، سزاوار است که دوره جواني امام علي(علیه السلام) را الگو و سرمشق خود قرار دهيد؛ نوجواني و جواني علي(علیه السلام) بخش ها و

صفحه ۹۶
صفحه ۹۷

سرگذشت هاي بسياري دارد که همه جوانان را به سير وحرکت به سوي مقامات رفيعه انسانيّت، ايمان، مقاومت و استقامت بسيج و تشويق مي کند.

علي(علیه السلام) نوجوان و جوان بود که در ميدان هاي جهاد و دفاع از اسلام فداکارانه با شجاعان بزرگ زمان دست وپنجه نرم مي کرد و آنان را به خاک هلاک مي انداخت.

در غزوه بدر، احد، احزاب، خيبر و غزوات ديگر که شرکت داشت جوان بود. در جواني در ليلة المبيت شبي که کفّار تصميم به قتل پيغمبر خدا داشتند در جاي آن حضرت خوابيد. در واقعه مباهله که با پيغمبر(صلی الله علیه و آله) به فرمان خدا شرکت داشت جوان بود. وقتي که در رکوع، انگشتر خود را به سائل بخشيد و آيه إِنَّمَا وَليُّكُمُ اللّه...۱در شأن او نازل شد جوان بود. در آن زمان که طعام خود را به مسکين، يتيم و اسير مي داد و آنها را بر خود مقدم مي کرد۲

جوان بود. در جواني روزهايش به روزه داري و شب هاي او به تهجّد، عبادت و شب زنده داري مي گذشت.

روزي در نوجواني و جواني بر او نگذشت که به فضيلت ها، مقامات و موضع هاي خداپسندانه مشحون نباشد. حيات جواني و نوجواني علي(علیه السلام) بايد براي همه جوانان سرمشق و راهنما باشد. بسيارياز

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. مائده، ۵۵. «ولی شما تنها خداست و رسول او و کسانی که ایمان آورده اند؛ همان ها که نماز را برپا می دارند، و در حال رکوع زکات می دهند».
  2. ۲. انسان، ۸.
صفحه ۹۷
صفحه ۹۸

سوابق و مناقب که از علي(علیه السلام) نقل مي شود از جواني ايشان است. او جوان بود ولي اگر ايمانش را با ايمان همه سالمندان صحابه مي سنجيدند بر همه برتري داشت، بلکه سنگين تر از آن بود که با ايمان آنها سنجيده شود؛

لعل و مرجان را چه کس گفته است بهتر از خزف

جان عِلوي را چه کس سنجيد با نقش جدار

در اينجا به همين مناسبت کلام را به اين سه بيت به پايان مي رسانم:

يَقُولُونَ لِي فَضِّلْ عَلِيّاً عَلَيْهِمْ فَلَسْتُ أَقُولُ التِّبْرُ أَعْلَى مِنَ الحْصَا

أَلَم تَرَ أَنَّ السَّيْفَ يَزْرى بِحَدِّهِ مَقَالُكَ هذَا السَّيفُ أَحْدَى مِنَ العَصَا

إِذَا أَنا فَضَّلْتُ عَلِيّاً عَلَيْهِمْ أَکُنْ لِلَّذي فَضَّلْتُهُ مُتَنَقِّصاً»۱

از خداوند متعال براي همه جوانان، دانش آموزان و دانشجويان، توفيق در راه شناخت آن امام بزرگوار و پيروي واقعي از آن حضرت را خواستارم.

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. افندی اصفهانی، رياض العلماء، ج۵، ص۵۰۴. «به من می گویند علی(علیه السلام) را بر آنها برتری ده، پس من نمی گویم طلا از سنگریزه بالاتر است؛ آیا نمی بینی شمشیر با دَم خود می بُرّد تو می گویی این شمشیر بُرّنده تر از عصا است! وقتی من علی(علیه السلام) را بر آنها برتری دهم درباره آنکه او را برتری داده ام فروگذاری و تنقیص کرده ام».
صفحه ۹۸
صفحه ۹۹

۶. كلام امير

اشاره

۶. كلام امير۱

بسم الله الرحمن الرحيم

قال مولانا امير المؤمنين(علیه السلام):

«إِنَّا لَأُمَرَاءُ الْكَلَامِ وَفِينَا تَنَشَّبَتْ عُرُوقُهُ وَعَلَيْنَا تَهَدَّلَتْ غُصُونُهُ».۲

نهج البلاغه نشان كمال انسانيّت

با سلام و تحيّت به حضور بزرگان و شخصيّت هاي ادبي، علمي و اسلامي که در اين مجلس شريف که به عنوان بزرگ و بسيار بامعني و پر ابعاد «نهج البلاغه» برگزار مي شود شرکت نموده و علاقه مندي خود

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. این پیام جهت کنفرانس نهج البلاغه در دهلی كه به مناسبت فرا رسیدن عید غدیر در ۱۰ ذی القعده ۱۴۲۳ در هند برگزار شد به رشته تحریر درآمده است.
  2. ۲. نهج البلاغه، حكمت ۲۳۳، ص۳۵۴؛ دیلمی، اعلام الدین، ص۳۲۱؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۳۱، ص۲۴۵؛ ج۳۴، ص۲۲۴؛ ج۶۸، ص۲۹۲. مولایمان امیرمؤمنان(علیه السلام) فرمود: «ما امیران سخن هستیم ریشه های سخن در وجود ما دوانده شده و فرو رفته است و شاخه های آن بر ما آویخته شده است».
صفحه ۹۹
صفحه ۱۰۰

را به اين کتاب عظيم که حقّاً نشان دهنده اوج تعالي، کمال انسانيتو توفيق بشريت به درک حقيقت است اظهار نموده اند، با اين کلمه اين حقير ناچيزي که در ميدان و جهان وسيعي که سخن از نهج البلاغه و از امام اميرالمؤمنين(علیه السلام) باشد به ذرّه و کمتر از ذرّه هم در حساب نمي آيم جسارت نموده خود را در شمار آن عزيزان قرار مي دهم؛ «فَمَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ فَهُوَ مِنْهُمْ».۱

وجوه اعجاز نهج البلاغه

نهج البلاغه نه بلاغت در همه فنون و تمام علوم حقيقيه است كه بلاغت يعني سخن گفتن به مقتضاي حال و چنان که بايد گفت در همه موضوعات، ارزشمند است.

بلاغت در الهيات و تکلّم از عالم غيب و ماوراء الطبيعه، بلاغت در بيان آيات آفاقيه و انفسيه الهيه، بلاغت در بيان بهترين و عالي ترين مواعظ و حکمت ها، بلاغت در بيان اصول سعادت اجتماع، بلاغت در درس سياست مُدُن، بلاغت در معرفي نبوّات به ويژه بيان نبوت خاتم الانبيا(صلی الله علیه و آله)، بلاغت در اخبار از مغيبات، و بلاغت و بلاغت و بلاغت...

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. ابن ابی شیبه کوفی، المصنف، ج۴، ص۵۷۵، ۵۸۱؛ ج۷، ص۶۳۸ ۶۳۹؛ احمد بن حنبل، مسند، ج۲، ص۵۰، ۹۲؛ ابوداود سجستانی، سنن، ج۲، ص۲۵۵؛ هیثمي، مجمع الزوائد، ج۱۰، ص۲۷۱؛ ابن ابی جمهور احسائی، عوالی اللئالی، ج۱، ص۱۶۵. «هرکس خود را به قومی شبیه سازد او از آنها به حساب می آید».
صفحه ۱۰۰
صفحه ۱۰۱

اگر فصاحت و بلاغت فضلا و بلغای نامدار در وصف جنگ، اسبو شمشير و اين عناوين بود، بلاغت امام(علیه السلام) بيان حقايق و معاني متعاليه اي است که نوابغ بينش و بصيرت به فهم آن افتخار مي کنند.

با اين همه شروحي که بر اين کتاب نوشته اند، هنوز هم مثل اين است که بي شرح مانده باشد و بايد محقّقان بزرگ در رشته هاي مختلف بر آن شرح بنويسند و باز هم بنويسند و بنويسند.

اعتراف دانشمندان به مقام والای علی(علیه السلام)

نهج البلاغه سخن علي(علیه السلام) است. سخن معلّمي شديد القوي است، که در وصفش گفته اند:

«يَتَفَجَّرُ الْعِلْمُ مِنْ جَوَانِبِهِ وَتَنْطِقُ الْحِكْمَةُ مِنْ نَوَاحِيهِ»؛۱

و گفته اند:

«کَلامُهُ دُونَ کَلامِ الخَالِقِ وَفَوْقَ کَلامِ الْمَخْلُوقينَ»؛۲

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. کوفی، مناقب الامام امیرالمؤمنین(علیه السلام)، ج۲، ص۵۱؛ مسعودی، مروج الذهب، ج۲، ص۴۲۱؛ سيّد رضی، خصائص الائمّه، ص۷۱؛ زمخشری، ربیع الابرار، ج۲، ص۱۷۸؛ ابن عساكر، تاریخ مدینة دمشق، ج۲۴، ص۴۰۱؛ اربلی، کشف الغمه، ج۱، ص۷۶؛ دیلمی، ارشاد القلوب، ج۲، ص۲۱۸؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۴۱، ص۱۲۰، ب۱۰۷، ح۲۸. «علم و دانش از هر طرف او می جوشید و حکمت از اطراف او گویا بود».
  2. ۲. ابن ابی الحديد، شرح نهج البلاغه، ج ۱، ص۲۴. «سخن او پایین تر از سخن آفریدگار و بالاتر از سخن مردم است».
صفحه ۱۰۱
صفحه ۱۰۲

و باز گفته اند:أَلا ِإنَّما التَّوْحيدُ لَوْلَا عُلومُهُ

كَعَرْضَةِ ضِلّيلٍ وَنَهْبَةِ كَافِرٍ۱

نهج البلاغه سخن علي(علیه السلام) است. باز هم و پس از آن هم در مدح آن مي گویيم كه سخن علي(علیه السلام)، سخن عظيمي است، که تمام نواحي وجودش عظمت و آيات قدرت بي انتهاي قدرت خداوند قادر متعال است.

شخصيّت الهی اميرالمؤمنين(علیه السلام)

فَقَد کان عَظِيماً في إِيمانِهِ، عَظيماً في عِلْمِهِ، عظيماً في بَصيرَتِه، عظيماً في زُهْدِهِ وَتَقْوَاهُ، عَظيماً في بُطُولَاتِهِ وَتَضْحِياتِه، عَظيماً فِي نُصْرةِ الحْقِّ وَإِقَامَةِ الْعَدْلِ، عَظيماً فِي إِعْلَاءِ کَلِمَةِ اللهِ، عَظِيماً فِي رَحْمَتِهِ للضُّعَفاءِ وَالمَسَاکِينَ وَفِي مُوَاسَاتِهِ مَعَ الفُقَرَاءِ، وَفِي خَوفِهِ مِنَ اللّهِ تَعَالَى، عَظيماً فِي فَصَاحَتِه وَبَلاغَتِه، عَظِيماً فِي کُلِّ أفْعالِه فَتَعالَى الله العَليُّ العَظيمُ خَالِقُ هَذَا الْإِنْسَانِ، وَمُودِّعُ هَذِهِ الْعَظَمَاتِ فيهِ، فَتَعَالَى

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. ابن ابی الحدید، الروضة المختارة (القصائد العلويات السبع)، ص۱۲۳ ۱۲۴، القصيدة الخامسه. «آگاه باشيد كه اگر علوم و دانش او نبود، توحيد آن چنان خراب می شد كه به صورت آنچه را كه شخص ضالّ عرضه می كند و آنچه را كه كافر غارت كرده است در می آمد».
صفحه ۱۰۲
صفحه ۱۰۳

اللهُ خَالِقُ هَذَا الکَوْنِ الْمُتَصَاغِر لِعَظَمَتِهِ، وَالمُتَذَلِّلُ لِجَلَالِهِ وَجَبَرُوتِهِ وَسُلْطَانِهِ، وَخَائِفٌ مِنْ کِبْريائِه، صَاحِبُ هَذِهِ العَظَماتِ وَالمُعْتَرِفُ عِنْدَهُ بِعَجْزِهِ وَفَقْرِهِ إِلَيْهِ:

«إِلَهِي كَفَى بِي عِزّاً أَنْ أَكُونَ لَكَ عَبْداً وَكَفَىبِي فَخْراً أَنْ تَكُونَ لِي رَبّاً».۱

در خوراکش و نوشیدنش و لباس و پوشاکش بزرگ بود، او در همه کارهایش بزرگ بود. خدای بزرگ آفریننده این انسان و قراردهنده این همه بزرگی ها در او چقدر بزرگ است؛ بزرگ و بلندمرتبه است خدایی که آفریننده این وجودی است که در برابر عظمت او اظهار کوچکی و در مقابل جلال و جبروت او اظهار خواری و ناچیزی می کند، صاحب این همه بزرگی ها از مقام کبریا و عظمت او می ترسد و در پیشگاه او به ناتوانی و عجز خود و نیازمندی خود اعتراف می کند. او است که می گوید: «خدایا این عزت مرا بس که بنده تو باشم و این افتخار مرا بس که تو پروردگار من باشی».

ولا حول ولا قوّة إلّا بالله العليّ العظيم وآخر دعوانا أن الحمد لله ربّ العالمين

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. کراجکی، کنز الفوائد، ص۱۸۱؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۹۱، ص۹۴، ب۳۲، ح۱۰. او در ایمانش بزرگ بود و در علم و بصیرتش بزرگ بود، در زهد و پرهیزکاریش بزرگ بود، در شجاعت و فداکاری هایش بزرگ بود، و در یاری حق و برپا داشتن عدل و دادگری اش بزرگ بود، در دلسوزی به یتیمان و رحم بر بیوه زنان و بینوایان بزرگ بود، در یاری کردنش برای فقیران و بیچارگان بزرگ بود، در ترس از خدا بزرگ بود، در فصاحت و بلاغتش بزرگ بود،
صفحه ۱۰۳
صفحه ۱۰۴

۷. هشدار های غديری

اشاره

۷. هشدار های غديری۱

بسم الله الرحمن الرحيم

قال الله تعالی:

الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي وَرَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً؛۲

وَالْحَمْدُ للهِ الَّذي جَعَلَنا مِنَ المُتَمَسّکينَ بِولايَةِ أَمِير الْمُؤْمِنينَ وَالْأَئِمَّةِ الطاهِرينَ(علیهم السلام).

سلام عليکم ورحمة الله وبرکاته

روز بزرگ و عيد عظيم الله اکبر، عيد اکمال دين و اتمام نعمت و رضاي خدا را به اينکه اسلام، دين همه مؤمنان و مخاطبان اين آيه تا

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. این پیام در ۱۶ ذی الحجة الحرام سال ۱۴۲۴ هجری قمری صادر شده است.
  2. ۲. مائده، ۳. «امروز دین شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پسندیدم».
صفحه ۱۰۴
صفحه ۱۰۵

روز قيامت است به آستان فرشته پاسبان وليّ دوران، صاحب زمان، کهف امان و نجات مستضعفان، حصن الله الحصين و صراطه المستقيم حضرت بقية الله مولانا المهدي (ارواح العالمين له الفداء) و عموم شيعيان تبريک عرض مي نماييم.

تعظيم ايّام الهی، نشانه التزام به شعائر دينی

مسلمانان عموماً و شيعيان خصوصاً در اعياد جليله و روزهاي تاريخي و باعظمت و ايّام الهي با برگزاري مراسم باشکوه جشن و تشکيل مجالس، همايش ها و برنامه هاي ويژه، حيات، بقا، موجوديت و التزام خود را به شعائر ديني، هويت، استقلال اسلامي و حضور و علاقه خود را به سنن و آداب اسلامي اظهار مي نمايند و پيام هاي سازنده و ارزنده اين ايام الهي را به گوش دل مي شنوند.

هشدارهای غدير

اشاره

اين برنامه ها که همه ساله مخصوصاً در مثل دهه مبارکه غدير برگزار مي شود از جهات متعدد، سودمند و حرکت آفرين و هشدارده و پربرکت است.

هويّت شيعی را حفظ كنيد

هشدار اينکه قدر شرف تشيع و ولايت اميرالمؤمنين(علیه السلام) را بدانيد و حيثيّت و شخصيّت اسلامي و مذهبي خود را عزيز و گرامي بداريد. مبادا

صفحه ۱۰۵
صفحه ۱۰۶

اين هويّت در معرض تصرّف بيگانگان و دشمنان اسلامقرار بگيرد.

مراقب تهاجم دشمنان به اسلام عزيز باشد

هشدار اينکه دنياي کفر، الحاد و لاييک گرايي در حال حاضر براي محو و خدشه دار کردن هويّت اسلامي مسلمانان با تمام قوا وارد عمل شده و فرهنگ و آداب مسلمانان را هدف قرار داده است و با تبليغات مسموم، با بهانه هاي گوناگون به اسم دموکراسي، به اسم آزادي، به اسم حقوق بشر و دفاع از بانوان، با ترويج فساد، ابتذال اخلاقي و اشاعه ملاهي و مناهي به نام هنر و هنرمندي، به موجوديّت عالم اسلام و نظامات اسلام، هجوم آورده اند، خوي استکباري و استعلا گري آنها چشم ديدن يک جامعه مستقل و غير قابل نفوذ و با تمدّن درخشان مخصوص به خود و نظامات و آداب ممتازة انساني را ندارد.

مسلمانان به ويژه شيعيان اميرالمؤمنين(علیه السلام) که مي فرمود:

«وَاللهِ لَوْ تَظَاهَرَتِ الْعَرَبُ عَلَى قِتَالِي لَمَا وَلَّيْتُ عَنْهَا»؛۱

در اين ميدان هرکدام، حتي اگر خود را يک نفر و يک تنه ببينند بايد بايستند و از شرف، کرامت و عزّت خويش، پاسداري نمايند و خود را

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. نهج البلاغه، نامه ۴۵، ص۴۱۸. «به خدا سوگند اگر اقوام عرب همگی همدست باشند و همدیگر را یاری کنند و به نبرد من بشتابند هیچ وقت از آنها روی بر نمی تابم و پشت نمی کنم».
صفحه ۱۰۶
صفحه ۱۰۷

از افتادن در دام هاي کفر و بيگانگي از خدا حفظ نمايند.

مغلوب ظواهر مادّی نشويد

برادران مسلمان و خواهران مسلمان!

باز هم متذکّر مي شوم هويّت اسلامي خود را حفظ کنيد، شخصيّت اسلامي خويش را عزيز و گرامي بداريد. آداب اسلام، سنّت هاي اسلامي، احکام اسلام، حجاب اسلام و تمامي شعائر اسلام را در هر کجا هستيد احترام کنيد و مقهور و مغلوب ظواهر مادّي جوامعي که از مدنيّت انساني بي بهره اند نشويد. نگذاريد رنگ اسلامي جامعه و صبغة الله شيعه، کم رنگ شود.

در مكتب انتظار خود را بسازيد

پيام هاي عيد غدير را بشنويد و به مولا و آقاي واقعي خود، حضرت بقية الله (ارواح العالمين له الفداء) متوسّل شويد و همچنين فرج آن حضرت را از خداوند متعال بخواهيد و در مکتب انتظار آن امام، خود را بسازيد.

پيروزی حق و زوال باطل

بدانيد که آينده جهان از آن صالحان و مؤمنان است و استضعاف، استکبار و استعلا رو به زوال و انقراض است و چنان که در حديث مشهور و مسلّم الصدور:

صفحه ۱۰۷
صفحه ۱۰۸

«شِيعَةُ عَلِيٍّ هُمُ الْفَائِزُونَ»؛۱

اعلام شده است فقط شيعيان علي(علیه السلام)، پيروان علي(علیه السلام) و کساني که در خط و راه علي(علیه السلام) به پيش مي روند رستگارند.

آيه ذرّ و لقب اميرالمؤمنين(علیه السلام)

در پايان اين پيام به عنوان هديه و عيدي خدمت دوستان و عزيزان، روايتي را مربوط به تاريخ زمان نام گذاري و ملقّب شدن علي(علیه السلام) به لقب «اميرالمؤمنين» تقديم مي نمايم:

ديلمي از علماي مشهور و نامدار اهل سنّت در کتاب فردوس

الاخبار از حذيفه يکي از صحابه بزرگ و معروف درضمن حديثي از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) تفسير اين آيه را روايت نموده است:

«قَالَ اللهُ عَزَّ وَجَلَ: وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ؛۲ملائکه جواب دادند: بَلَی.

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. ابن شاذان نیشابوري، الایضاح، ص۴۷۶؛ کوفی، مناقب الامام أمیرالمؤمنین(علیه السلام)، ج۲، ص۲۸۴؛ صدوق، الامالی، ص۱۵۰، ۴۴۲؛ همو، عیون أخبار الرضا(علیه السلام)، ج۲، ص۵۷؛ مغربی، دعائم الاسلام، ج۱، ص۷۵؛ طبری، بشارة المصطفی، ص۹۹، ۲۵۵؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۳۹، ب۸۷، ح۱۲۰. «فقط شیعیان علی(علیه السلام) رستگارند».
  2. ۲. اعراف، ۱۷۲.
صفحه ۱۰۸
صفحه ۱۰۹

فَقَالَ تَبارَكَ وتَعَالَى: أَنَا رَبُّكُمْ وَمُحَمَّدٌ نَبِيُّكُمْ وَعَلِيٌ أَمِيرُكُم».۱

والسلام عليکم ورحمة الله وبرکاته

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. قندوزی، ینابیع المودّه، ج۲، ص۲۴۷ ۲۴۸؛ نیز رجوع کنید: علامه حلّی، نهج الحق و کشف الصدق، ص۱۹۱؛ استرآبادی، تأویل الآیات، ج۱، ص۱۸۰، بحرانی، غایة المرام، ج۱، ص۱۸۰؛ بحرانی، مدینة معاجز الائمة الاثنی عشر، ج۱، ص۶۷ ۶۸؛ حرّ عاملی، الجواهر السنیه، ص۳۰۷؛ مرعشی نجفی، شرح احقاق الحق، ج۴، ص۲۷۵. «و زمانی که پروردگارت از پشت (و صلب) فرزندان آدم، ذریه آنها را برگرفت و آنها را گواه بر خویشتن ساخت (و فرمود:) آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند چرا گواهی می دهیم، پس خداوند فرمود: «من پروردگار شما هستم و محمد| پیامبر شما و علی(علیه السلام) امیر و فرمانروای شما است».
صفحه ۱۰۹
صفحه ۱۱۰

۸. غديرشناسی

اشاره

۸. غديرشناسی۱

بسم الله الرحمن الرحيم

قال الله تعالی:

الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي وَرَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً؛۲

وَالْحَمْدُ للهِ الَّذي جَعَلَنا مِنَ المُتَمِسِّکينَ بِولايَةِ أَميرِ المُؤمِنينَ وَالأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ المَعْصُومينَ سيَّما الْإِمَامِ المُبينِ وَالکَهْفِ الحَصينِ وَغِياثِ المُضْطَرِّ المُسْتَکين مَولَانا المَهْدِيّ بَقِيَّة اللهِ فِي الْأَرَضِينَ عَلَيْهِم أَفْضَلُ صَلَوَاتِ الله تَعالى وَأَنْبِيائِهِ

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. اين پیام در ۲۱ ذی القعدة الحرام سال ۱۴۳۰ هجری قمری صادر شده است.
  2. ۲. مائده، ۳. «امروز دین شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پسندیدم».
صفحه ۱۱۰
صفحه ۱۱۱

الْمُرْسَلينَ وَالْمَلائکةِ الْمُقَرَّبينَ.۱

برادران و خواهران ايماني، شيعيان مخلص، غديريان پاک گوهر!

به همه شما سلام، درود و تبريک و تهنيت عيد الله اکبر، عيد اکمال دين، عيد اتمام نعمت و عيد اعلام ولايت.

دهه غدير، فرصتی برای اجرای مقاصد اسلامی

از ده سال پيش (سال ۱۴۲۰) تاکنون پيشنهاد اختصاص يک دهه تمام به نام دهه غدير با تقديم پيامي جامع اعلام شد.

از آن سال تاکنون هر سال، اين برنامه و بزرگداشت دهه مبارک غدير برگزار مي شود و همه ساله بر گسترش، رونق، معنويت و برکات آن افزون تر مي شود و مشارکت مردم بيدار و آگاه بيشتر مي گردد.

الحقّ اين بزرگداشت، برنامه اي است که سزاوار است در همه ابعاد توسعه پيدا کند و براي مقاصد عالي معرفتي، علمي، تربيتي و برقراري وحدت بين مسلمين از آن استفاده شايان و کلان بنماييد.

مكتب غدير، مكتب همه انبيا

مکتب غدير، مکتب جهاد، مکتب ايمان، مکتب قرآن و مکتب همه

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. سپاس خدایی را که ما را پیروان ولایت امیرمؤمنان و امامان معصوم از فرزندان آن حضرت به ویژه امام مبین و دژ محکم و پناه گرفتاران و بیچاره گان مولایمان مهدی بقیة الله در روی زمین قرار داد، برترین درودهای خدا و پیامبران و فرشتگان مقرّب او بر آنها باد».
صفحه ۱۱۱
صفحه ۱۱۲

انبيا است. همه بر سر يک خوان گسترده علم، بصيرت و بينشکه مي توان گفت: عَرْضُهَا عَرْضُ السَّموَاتِ وَالأَرْضِ۱يا بيشتر است دعوت مي شوند و کرّوبيان و قدسيان در اين مکتب حضور مي يابند و از معاني و فيوض معنوي آن درس ها و بهره ها مي گيرند.

اعتبار و تواتر حديث غدير

يکي از علما مي گويد: «در بغداد و در دکّان صحافي، کتابي را ديدم که پشت آن نوشته شده بود: جلد بيست و هشتم از اسناد حديث شريف غدير و پس از آن جلد، بيست و نهم مي باشد».۲

اين مطلب حکايت از اين دارد که بیست و نُه جلد کتاب فقط درباره اسناد اين حديث در آن زمان نوشته شده بود.

اين اجمالي از کثرت اسناد اين حديث و شدّت اعتنا و اهتمام علما و محدّثين به واقعه تاريخي غدير خم است.

راجع به متن و اصل خطبه غدير و روايات و احاديث مربوط به آن، آنچه تا حال نوشته شده است بيش از حدّ احصا است. در باب فنون و علوم مختلف اسلامي از حديث، تفسير، تاريخ، سنّت و کلام، همه از غدير گفته اند و بسياري مثل ابن عقده ها تأليف خاصي راجع به آن

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. آل عمران، ۱۳۳. «پهنایش به قدر آسمان ها و زمین است».
  2. ۲. این كلام از ابوالمعالی جوینی دانشمند بزرگ اهل سنّت است كه در ینابیع المودّه (قندوزی، ج۱، ص۱۱۳ ۱۱۴) نقل شده است.
صفحه ۱۱۲
صفحه ۱۱۳

نگاشته و بيشتر به نام الولاية يا الغدير و در اين عصر اخير هم، مثلموسوعه عظيم عبقات الانوار، به وسيله علّامه متبحّر سيّد مير حامد حسين هندي& و نيز موسوعه شريف الغدير اثر علّامه اميني& تأليف شده است.

چند توصيه مهم

اشاره

دراين باره، حقير از همه محبّان و شيعيان اميرمؤمنان مي خواهم تا آنچه در توان دارند مصروف انجام موارد ذيل نمايند:

ترويج غدير را از خانواده خويش آغاز كنيد

۱. پدران و مادران، داستان مهم غدير را براي کودکان و نونهالان خود بازگو کنند و آنان را به ولايت حجّت بالغه الهي، آشناتر سازند و از عطر ياد، نام و محبت حضرت علي بن ابي طالب عليه افضل التحية و السلام و الگوگيري از حيات طيّبه حضرتش، جان خود را سرزنده و زندگي خود را پربرکت نمايند و خانه خويش را به نور معرفت علوي و هدايت هاي آسماني اميرمؤمنان، مزيّن سازند.

همه رسانه ها غدير را تبليغ كنند

۲. غدير از ارکان شخصيت و هويّت مکتب اهل بيت(علیهم السلام) است؛ بايد روزنامه ها، رسانه ها و سايت ها همه در اين دهه از غدير بنويسند، بگويند و حقايق غدير را منتشر کنند. همچنين منابر، سخنراني ها و

صفحه ۱۱۳
صفحه ۱۱۴

همايش ها به نام مقدّس غدير مزيّن و به آن اختصاصداده شود.

رشته غديرشناسی تأسيس شود

۳. بايد غدير در تمام حوزه ها و دانشگاه ها تدريس شود و همگان پيام هاي جامع و جهاني آن را دريافت نمايند؛ کرسي هاي غديرشناسي در مراکز علمي معتبر ايجاد گردد و علما، دانشمندان، اساتيد و پژوهشگران، در حدّ وسع خويش اقدام به پيگيري و تأسيس اين رشته بسيار مهم در مؤسسات علمي و پژوهشي مربوطه در سراسر دنيا نمايند.

تمسّك به غدير، تنها راه سعادت

۴. عزيزان من، تمام همّت خود را صرف ترويج فرهنگ غدير و معرفت افزايي به آن نماييد که راه اصلاح ما، تمسّک به غدير است و نردبان سير، ترقي و فتح قلّه هاي معرفت، غدير است. راه حفظ استقلال و عظمت کشور و دفع استضعاف و استکبار، تمسّک به غدير و الهام از مفاهيم غدير است.

تقدير از خدمتگزاران غدير

در پايان از همه عزيزاني که افتخار خدمتگزاري به دانشگاه بزرگ غدير را دارند و در ترويج معارف نوراني آن زحمت مي کشند به سهم خود تقدير و تشکر مي کنم و براي همه آنها از خداوند متعال مزيد

صفحه ۱۱۴
صفحه ۱۱۵

عزّت، توفيق و خدمت مسئلت دارم و خود را نيز خادم کوچکي در دربار مقدّس قنبر غلام بااخلاص آن حضرت مي دانم و به اين توفيق بزرگ افتخار مي کنم.

والسلام عليکم ورحمة الله

صفحه ۱۱۵
صفحه ۱۱۶

۹. علی محوری

اشاره

۹. علی محوری۱

بسم الله الرحمن الرحيم

عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ؛۲

وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلا تَفَرَّقُوا....؛۳

مودّت اهل بيت(علیهم السلام) نقطه وحدت فِرَق اسلامی

با عرض تبريک عيد سعيد غدير، عيد اکمال دين و اتمام نعمت در رضاي خدا به دين اسلام به عموم مسلمانان جهان از شيعيان و اهل سنّت که همه در مودّت اهل بيت(علیهم السلام) وحدت دارند، اين نقطه مرکزي وحدت را گرامي مي داريم و با محور ولايت که در غدير رسماً با تأکيدات الهي خاص ابلاغ گرديد و همه به آن اقرار و اعتراف نموده و به حضرت اميرالمؤمنين(علیه السلام) شادباش عرض نموده اند تجديدعهد

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. این پیام به مناسبت عید غدیر در ۱۵ ذی الحجة الحرام سال ۱۴۳۰ هجری قمری صادر شده است.
  2. ۲. مؤمنون، ۹۲. «او دانای نهان و آشکار است؛ پس برتر است از آنچه برای او همتا قرار می دهند».
  3. ۳. آل عمران، ۱۰۳. «و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید».
صفحه ۱۱۶
صفحه ۱۱۷

مي نماييم و به همان روز غدير که ولايت علي(علیه السلام) به همه رنگ واحد بخشيد و صبغة الله واحده و امّت واحده را کامل نمود بازگشت مي کنيم.

اعتراف فريقين به محوريّت علی(علیه السلام)

دعوت غدير و ابلاغ مَا أُنْزِلَ عَلَی النَّبِيِّ مِنْ رَبِّهِ در يک کلمه به ابلاغ علي محوري در امر دين و همه شئون اسلامي خلاصه مي شود، حقيقت و هويّتي که احاديث صحيحه کتب صحاح ، مسانيد و جوامع معتبر حديث مسلمين بر آن دلالت و صراحت دارد، مثل حديث شريف:

«عَلِيٌّ مَعَ الحَقِّ وَالْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ يَدُورُ حَيْثُما دارَ»؛۱

و حديث:

«عَلِيٌّ مَعَ القُرْآنِ وَالْقُرْآنُ مَعَ عَلِيٍّ لَنْ يَفْتَرِقا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ»؛۲

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. سیّد مرتضی، الشافی فی الامامه، ج۱، ص۲۰۲؛ ج۲، ص۱۳۵ ۱۳۶؛ طبرسی، اعلام الوری، ج۱، ص۳۱۶؛ ابن ابی الحديد، شرح نهج البلاغه، ج ۲، ص۲۹۷؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۳۳، ص۳۷۶، ب۲۳، ح ۶۰۶؛ ج۳۸، ص۲۹، ب۵۷، ح۱. «علی با حق و حق با علی است، هر کجا که او برود حق هم دنبال او می رود».
  2. ۲. حاکم نیشابوری، المستدرک، ج۳، ص۱۲۴؛ طوسی، الامالی، ص۴۶۰، ۴۷۹، ۵۰۶؛ خوارزمی، المناقب، ص۱۷۷؛ جوینی، فرائد السمطين، ج۱، ص۱۷۷؛ هيثمی، مجمع الزوائد ج۹، ص ۱۳۴؛ سیوطی، الجامع الصغیر، ج۲، ص۱۷۷؛ متقی هندی، کنز العمّال، ج۱۱، ص۶۰۳. «علی(علیه السلام) با قرآن و قرآن با علی(علیه السلام) است از هم جدا نمی شوند تا در حوض کوثر بر من وارد شوند».
صفحه ۱۱۷
صفحه ۱۱۸

يعني همان علي محوري جامع و شامل همه شئونات دنيوي واخروي ديني.

احاديث متواتر ثقلين هم هدايتش همان علي محوري در دين و در عقايد صحيح اسلامي.

در علوم مبدأ و معاد، تفسير قرآن، فقه و معارف وحياني همه علي محوري است و محور و حجّت در همه علي(علیه السلام) است، در ولايت، در امامت، در ارشاد به الهيات و عبادات همه، محور علي(علیه السلام) است نه براي کسي غير از علي(علیه السلام) اين معني به طور مطلق و عام عنوان شده و نه کسي اين محوريّت را از علي(علیه السلام) سلب مي نمايد.

در اداره جامعه و اختيارات ظاهري هم محور علي(علیه السلام) است و با حضور علي(علیه السلام) مداخله غير علی(علیه السلام) صحيح نيست و اگر به هر جهتي اين محوريّت حقيقي و شرعي در خارج به شکل ديگر درآمد محدود به همان زمان حضور علي(علیه السلام) در جامعه و حيات ايشان و در همان امر ظاهري اداره بود که در حال حاضر در خارج با توجه به عدم حضور علي(علیه السلام) در جامعه موضوع ندارد، يعني خلاف در علي محوري در جامعه کنوني در بُعد اجرا و اداره، سلب و اثبات ندارد نه اینکه از مقام و منزلت علي(علیه السلام) چيزي کم باشد.

در علي محوري و ايمان به علي محوري در دين و شئون ديني بين شيعه و سنّي اختلافي نيست و کسي اين محوريّت

صفحه ۱۱۸
صفحه ۱۱۹

را ندارد وحضور فيزيکي علي(علیه السلام) و عدم حضور آن حضرت در اين محوريّت علي السواء است، چنانچه فخر رازي مي گويد:

«هرکه علي را محور بداند راه مستقيم رفته است».۱

يعني چنان که پيغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در همه ازمنه و اعصار محور است، علي(علیه السلام) نيز به تنصيص حضرت پيغمبر(صلی الله علیه و آله) محور است هرچند در امور اداره ظاهري به واسطه عدم حضور در جامعه، اين محوريّت را ندارد.

بنابراين علي محوري که در غدير خم ابلاغ شد، مثل همان روز ابلاغ نقطه مرکزي وحدت است و نقطه اي است که در معني عام آن و برحسب احاديث ثقلين۲که قرآن و عترت را الي يوم القيامة عِدل يکديگر قرار داد، علي محوري و وجود حجّت در هر عصر و اعصار از اهل بيت(علیهم السلام)، محور اعتصام به حبل الله و وحدت اسلامي است، چنان که برحسب احاديث امان۳، محور بقای اهل ارضمي باشند.

امّت واحده با محوريّت اهل بيت(علیهم السلام)

به اين علي محوري همه امّت بايد متمسّک باشند و چون همه در آن

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. فخر رازی، التفسیر الکبیر، ج۱، ص۱۸۰.
  2. ۲. احاديث ثقلين علاوه بر نقل در كتب روايی شيعه در مصادر معتبر اهل سنّت، مانند سنن الترمذی (ج۵، ص۳۲۷ ۳۲۹)؛ مسند احمد (ج۳، ص۱۴، ۱۷، ۲۶، ۵۹)؛ المعجم الکبیر (طبرانی، ج۳، ص۶۶ ۶۷؛ ج۵، ص۱۵۴، ۱۶۶، ۱۷۰، ۱۸۲) نيز آمده است.
  3. ۳. احادیث امان علاوه بر نقل در مصادر روايی شيعه، در مصادر اهل سنّت نیز نقل شده است از جمله: حاكم نیشابوری، المستدرک، ج۳، ص۱۴۹؛ هیثمی، مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۷۴.
صفحه ۱۱۹
صفحه ۱۲۰

اتفاق کلمه دارند و محوريّت اهل بيت(علیهم السلام) بر حسب ادلّه ساطعه قاطعه ثابت است بايد همه به رنگ آن باشند و اهل بيت(علیهم السلام) را محور وحدت بشناسند و بر اين اساس در امور اجتماعي، اخلاقي، معاش و معاد، مکتب اهل بيت(علیهم السلام) را محور قرار دهند و امّت واحده را که تشکيل و تقوّم به محوريت علي(علیه السلام) و علي محوري در غدير خم اعلام شد، بدون رنگ هاي گوناگون و بي اساس طائفه اي و منازعات تفرقه انگيز در جهان كنونی متجلّي سازند. پاينده علي محوري و محوريّت علي(علیه السلام).

والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته

صفحه ۱۲۰
صفحه ۱۲۱

۱۰. حيات جاودان

اشاره

حيات جاودان۱

بسم الله الرحمن الرحيم

الْحَمْدُ للهُ الّذي جَعَلَ إِكْمَالَ دِينِهِ وَإِتْمَامَ نِعْمَتِهِ بِولايَةِ مَوْلَينَا أَمِيرِ الْمُؤمِنينَ وَالْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومِينَ(علیهم السلام).۲

سلام بر شما مردم متديّن و ولایي استان مازندران

درود و تحيّت بر شما غديريان و برگزاركنندگان جشن هاي بزرگ غدير و خادمان و چاكران بااخلاص خورشيد عالم­تاب ولايت و امامت حضرت مولي الموحّدين اميرالمؤمنين عليه افضل صلوات المصلّين.

غدير رمز پايداری و استقامت

حقيقت اين است كه شيعه براي غدير و غدير همه چيز شيعه است.

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. اين پيام در ۱۵ ذی الحجة الحرام سال ۱۴۳۰ هجری قمری جهت ستاد بزرگداشت دهه غدير استان مازندران صادر شده است.
  2. ۲. سپاس خدایی را که کامل کردن دین و به پایان رساندن نعمتش را به وسیله ولایت و امامت مولایمان امیرمؤمنان و امامان معصوم(علیهم السلام) قرار داد».
صفحه ۱۲۱
صفحه ۱۲۲

شيعه با غدير معنا پيدا مي كند و با غدير هويّت خود را مي يابد وهويّت شيعه غديري است.

غدير رمز پايداري و استقامت آزادمردان جهان در مقابل حكومت هاي طاغوتي و مستكبرين است.

بركه جوشان غدير است كه تشنگان حقيقت و عدالت را در طول تاريخ سيراب مي كند و درخت تنومند خداپرستي، توحيد، نبوّت و معاد را آبياري مي نمايد.

آن كه از چشمه زلال غدير نوش جان گرفت حيات جاوداني يافت و زندگي برايش معنا پيدا كرد و آن كه قطره اي از غدير و بركه بابركت او نوشيد به حوض كوثر نبوي اتّصال پيدا كرد كه: «لَا ظَمَأَ بَعْدَه أَبَداً».۱

غديريان كه كاسه زلال اين بركه را سركشيدند مست ولاي جام علوي گشتند و هر آنچه داشتند در اين راه فدا نمودند.

استمرار غدير در ولايت امام زمان(علیه السلام)

صفحه غدير هنوز پايان نيافته است و تا ظهور موفور السرور آخرين خورشيد از سلاله غدير ادامه دارد و عاشقان غدير، منتظر جان فشاني در ركاب فرزند غدير مي باشند.

غدير صراطي است كه رهپويان حقيقت بايد از آن عبور كنند و

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. ابن طاووس، اقبال الاعمال، ج۱، ص۵۱۳؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۹۹، ص۱۱۰؛ محدث قمی، مفاتیح الجنان، ص۵۳۸ (دعای ندبه).
صفحه ۱۲۲
صفحه ۱۲۳

گمشدگان در وادي خوف، خطر، تاريكي و ضلالت، راه خود را به آنمقصد به اتمام برسانند.

آري، غدير روز ميثاق و روز بيعت مجدد با مولاي انسانيت و با يگانه امام دادگستر و مظلوم جهان بشريت است.

عجز از وصف غدير

چه بگوييم درباره غدير كه هرچه بگوييم و هزاران كتاب در وصف آن نوشته شود، هنوز هم چيزي گفته نشده و عقول و افكار انسان ها عاجز و ناتوان از آن مي باشند، ولي خودمان را دلخوش مي كنيم كه با برگزاري جشن ها، همايش ها و سرودن اشعار در مدح آن امام همام مقداري ولو اندك از اين دِين بزرگ را ادا كنيم كه امام رضا(علیه السلام) فرمودند:

«غدير روز شادي و روز لبخند زدن بر شيعيان و روز نشاط و سرور است».۱

مسئلت توفيق برای خادمان غدير

خداي بزرگ را به صاحب غدير مي خوانيم كه هميشه در اين خدمت بزرگ موفّق باشيد و چراغ جشن هاي پرشكوه دهه مباركه غدير را هميشه روشن نگه داريد و تا روز قيامت به نسل هاي آينده

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. اشاره به روايت: «هُوَ يَوْمُ التَّبَسُّمِ فِي وُجُوهِ النَّاسِ مِنْ أَهْلِ الْإِيمَانِ ...». ابن طاووس، اقبال الاعمال، ج۲، ص۲۶۱.
صفحه ۱۲۳
صفحه ۱۲۴

برسانيد و قلب مقدّس قطب عالم امكان حضرت صاحب العصر والزمان روحی و ارواح العالمين له الفداء را خشنود نماييد و مشمول دعاي آن حضرت باشيد.

در خاتمه از اهالي مؤمن و غديري شهرستان ساري كه همه ساله اين افتخار بزرگ را داشته اند و دهه مباركه غدير را با شكوه بسيار زياد جشن مي گيرند بالخصوص تقدير و تشكّر نموده و مزيد توفيقات همگان را از خداوند متعال مسئلت دارم.

و السلام عليكم ورحمة الله

صفحه ۱۲۴
صفحه ۱۲۵

۱۱. زيباترين حماسه

اشاره

۱۱. زيباترين حماسه۱

بسم الله الرحمن الرحيم

الْحَمْدُ لله رَبِّ الْعَالَمِينَ وَالصَّلاةُ وَالسَّلامُ عَلىَ أَشْرَفِ الْأَنْبِياءِ وَالْمُرْسَلينَ أَبِي الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّيِّبينَ الطَّاهِرينَ وَاللَّعْنُ عَلَى أَعْدائِهِمْ أَجْمَعينَ.

وَالْحَمْدُ للهِ الَّذي جَعَلَنا مِنَ الْمُتَمَسِّکينَ بِولَايَةِ أَميرِالمُؤْمِنينَ وَأَوْلَادِهِ الْأَئمَّةِ الْمَعْصُومِينَ سيَّما بَقِيَّة اللهِ فِي الْأَرَضينَ، ثُمَّ السَّلامُ عَلى شِيعَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنينَ الْفَائِزينَ المُخْلِصينَ وَحِزْب اللهِ الْمُفْلِحينَ.۲

و سپاس خدایی را است که ما را از پیروان ولایت امیرمؤمنان و امامان معصوم به ویژه بقیة الله در روی زمین قرار داد. و سلام بر شیعیان امیرمؤمنان که نایل به خیر و مخلصانند و درود بر حزب و گروه خدا که رستگارند».

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. این پیام در ماه ذی الحجة الحرام سال ۱۴۳۰ هجری قمری جهت کنگره ملّی غدير، محور وحدت مسلمين (مشهد مقدّس) صادر شده است.
  2. ۲. سپاس خدای متعال را است که پروردگار عالمیان است و درود و سلام بر اشرف پیامبران و فرستادگان حضرت محمد و خاندان پاکیزه او و لعنت بر همه دشمنان آنها باد.
صفحه ۱۲۵
صفحه ۱۲۶

ارزش تجليل از غدير

عيد سعيد غدير که بزرگ ترين عيد اسلام و اديان الهي است را به آستان مقدّس وليّ الله الاعظم حضرت صاحب العصر و الزمان مولانا المهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و به شما شيعيان بااخلاص و غديريان بزرگوار تبريک و تهنيت عرض مي کنم و اجتماع پرشکوه و باعظمت اساتيد محترم، دانشمندان و دانشجويان را در جوار مضجع نورانی و مقدّس هشتمين پيشوای معصوم گرامي مي دارم.

اين اجلاس نوراني نه تنها همايش زميني ها و انسان ها مي باشد بلکه درحقيقت اجتماع ملائکه و فرشتگان الهي و کرّوبيان است که همه در خدمت به غديريان افتخار مي کنند.

اگر پر و بال معطّر ملائک را در اين جمع روحاني و معنوي مي بينيد تعجّب نکنيد، زيرا آنها به تشرّف به اين مجالس بر خود مي بالند و به آن متنعّم مي شوند.

چيستی غدير

سخن از غدير، يعني سخن از سرّ خدا و ناموس خلقت، سخن از حقيقت هستي، سخن از روح واقعي اديان الهي و در يک کلمه، سخن از ولايت اميرالمؤمنين عليه افضل صلوات المصلّين.

آيا مي توان غدير را آن چنان که هست به مردم نشان داد؟ آيا مي توان حادثه بزرگ تاريخ بشريّت را به نمايش درآورد؟

صفحه ۱۲۶
صفحه ۱۲۷

غدير روز سرنوشت براي انسانيّت و زيباترين حماسه تاريخ ادياناست، روزي که خداوند مي خواهد محبوب ترين آفريده خود را بعد از پيامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) به دنيا معرفي کند. روزي که خداوند مي خواهد دلبري خود را به محبوب خود نشان دهد و به دنيا اعلام کند که من علي(علیه السلام) را برگزيدم و او را بر جهانيان امير قرار دادم. روزي که صراط مستقيم و حبل الله المتين را به مردم نشان داد.

آري! روزي که به فرموده امام صادق(علیه السلام):

«هُوَ عِيدُ الله الْأَكْبَرُ وَمَا بَعَثَ اللهُ نَبِيّاً إِلَّا وَتَعَيَّدَ فِي هَذَا الْيَوْمِ وَعَرَفَ حُرْمَتَهُ، وَاسْمُهُ فِي السَّمَاءِ يَوْمُ الْعَهْدِ الْمَعْهُود»؛۱

روزي که هشتمين پيشواي شيعيان حضرت علي بن موسي الرضا(علیه السلام) مي فرمايد:

«إِنَّ يَوْمَ الْغَدِيرِ فِي السَّمَاءِ أَشْهَرُ مِنْهُ فِي الْأَرْض»؛۲

[ مجلسی، روضة المتقین، ج۵، ص۳۶۷؛ فیض کاشانی، الوافی، ج۱۴، ص۱۴۰۸؛ حرّعاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۳۸۸. «همانا روز غدیر در آسمان ها مشهورتر از آن در روی زمین است».

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. طوسی، تهذیب الاحکام، ج۳، ص۱۴۳؛ ابن طاووس، اقبال الاعمال، ج۲، ص۲۸۲؛ مجلسی، روضة المتقین، ج۳، ص۲۵۷؛ فیض کاشانی، الوافی، ج۹، ص۱۴۰۲؛ حرّ عاملی، وسائل الشيعه، ج ۸، ص۸۹، ب۳، حديث ۱۰۱۵۴. «غدیر عید بزرگ خدا است خدا پیامبری را نفرستاده است جز اینکه این روز بزرگ را عید گرفته و احترام این روز را شناخته است، نام غدیر در آسمان ها روز پیمان شناخته شده (عهد و معهود) است».
  2. ۲. طوسی، مصباح المتهجد، ص۷۳۷؛ همو، تهذیب الاحکام، ج۶، ص۲۴؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۲، ص۲۴۳؛ ابن طاووس، اقبال الاعمال، ج۲، ص۲۶۹؛
صفحه ۱۲۷
صفحه ۱۲۸

روزي که خداوند به جبرئيل امين فرمان مي دهد تختي را به عنوان تخت کرامت الهي در مقابل بيت المعمور نصب کند و بر آن بالا رود و ملائکه از آسمان ها بر گرد او جمع شوند و مدح و ثناي رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) را بگويند و بر شيعيان اميرالمؤمنين(علیه السلام) و دوستان ايشان طلب آمرزش نمايند؛ و همچنين در جاي ديگر امام هشتم(علیه السلام) درباره غدير چنين مي فرمايد:

«هُوَ يَوْمُ التَّبَسُّمِ فِي وُجُوهِ النَّاسِ مِنْ أَهْلِ الْإِيمَان».۱

غدير روز لبخند زدن در چهره مردم باايمان است. غدير روز جشن واقعي مسلمانان است. غدير روز شادي و نشاط شيعيان است.

وظيفه مسلمانان نسبت به غدير

وظيفه همه مسلمانان اين است که به هر وسيله اي که مي توانند اين خاطره مهم را با شکوه تمام زنده نگه دارند و آن را به نسل هاي بعد از خود انتقال دهند که پيامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند:

«فَلْيُبَلِّغِ الْحَاضِرُ الْغَائِبَ وَالْوَالِدُ الْوَلَدَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَة»؛۲

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. ابن طاووس، اقبال الاعمال، ج۲، ص۲۶۱. «روز غدیر روز لبخند زدن به روی مؤمنان است».
  2. ۲. طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۷۸؛ فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ج۲، ص۶۲؛ [ بحرانی، البرهان، ج۲، ص۲۳۴ب۵۲، ح۸۶؛ مجلسی، بحار الانوار، ج ۳۷، ص۲۱۱. «باید حاضران به غایبان و پدران به فرزندانشان تا روز قیامت برساند».
صفحه ۱۲۸
صفحه ۱۲۹

بايد حاضرين در روز غدير، پيام غدير را به غایبان و پدران به فرزندان خود تا روز قيامت برسانند.

آري! اين بزرگ ترين وظيفه دوستداران اميرالمؤمنين(علیه السلام) مي باشد.

نمي شود کسي اظهار دوستي و تشيع کند، اما از غدير و پيام آن خبر نداشته باشد و در رساندن اين پيام احساس مسئوليت نکند.

پيام های غدير

پيام غدير پيام رهبري امّت و وحدت مسلمانان در محور غدير، پيام هدايت و پيام حيات جامعه در پيروي از امامان معصوم(علیهم السلام) مي باشد و بالاخره پيام غدير عمل به وظايف و تکاليف ديني، حفظ مواضع اسلامي، امربه معروف و نهي ازمنکر و دفاع از مباني مکتب است.

غدير يعني صاحب آن را در تمام مراحل زندگي الگو قرار دادن و از او پيروي نمودن که: «الشيعَةُ مَنْ شَايَعَ عَلِيّاً».۱

اعتراف به عجز از وصف غدير

در خاتمه با اذعان و اعتراف به اینکه نمي توان در اقيانوس بي کران غدير وارد شد و عرض اندام نمود، عرض مي کنم:

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. مجلسی، بحار الانوار، ج۸، ص۳۶۳؛ امین عاملی، اعیان الشیعه، ج۷، ص۳۵۶. «شیعه کسانی هستند که از علی(علیه السلام) پیروی کنند».
صفحه ۱۲۹
صفحه ۱۳۰

اين شرح بي نهايت کز وصف يار گفتند حرفي است از هزاران کاندر عبارت آيد

عرايض خود را با درود و تحيّت بر شما عزيزان و مؤمنين بااخلاص که در اين همايش روحاني شرکت کرده ايد و همچنين بر خدمتگزاران مکرّم آن به پايان مي برم.

صَلَواتُ الله وَسَلامُهُ عَلَيْکُمْ يَا شِيعَةَ أَمِيرِ الْمُؤمِنينَ يَا أَنْصَارَ دِينِ اللهِ أَيُّهَا الْفَائِزُونَ المُخْلِصُونَ الرَّاکِبُونَ فِي سَفِينَة النَّجَاةِ وَالْمُعْتَصِمُونَ بِحَبْلِ اللهِ هَنِيئاً لَکُمْ يَا أَنْصَارَ الحَقِّ وَيَا حُمَاةَ الدِّينِ وَيَا أَبْنَاءَ الإِسْلَامِ وَالْقُرْآنِ لَقَدْ فَضَّلَکُمْ بِهذِهِ الْفَضيلَةِ وَشَرَّفَکُمْ بِهذَا التَّشْريفِ وَاخْتَارَکُمْ عَلى غَيْرِکُمْ مِنَ الْعَالَمينَ.۱

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. درود و سلام خدا بر شما باد ای پیروان امیرمؤمنان، ای یاران دین خدا، ای پیروزمندان مخلص که سوار کشتی نجات هستید و به ریسمان خدا چنگ زدید، گوارا باد شما را ای یاوران حق و ای حامیان دین و ای فرزندان اسلام و قرآن؛ بی شک خدا شما را با این فضیلت برتری داد و با این شرافت شما را شرافت بخشید و شما را بر دیگر اهل عالم برگزید».
صفحه ۱۳۰
صفحه ۱۳۱

۱۲. خطبه وحيانی

اشاره

۱۲. خطبه وحيانی۱

بسم الله الرحمن الرحيم

الْغَديرُ، الْغَديرُ، وَما أَدْرَيكَ مَا الْغَديرُ، الغَديرُ يَومُ اللهِ المُبَارَكُ، يَوْمُ الْإِسْلامِ، يَوْمُ الْقُرْآنِ، يَوْمُ التَّاريخِ، يَوْمُ النَّبِيِّ وَيَوْمُ الوَصِيّ، يَوْمُ الْعَهْدِ الْمَعْهُودِ وَيَوْمُ الشَّاهِدِ وَالْمَشْهُودِ، يَوْمُ الْإِنْسَانِ وَيَوْمُ الْإِکْمَالِ وَالْإِتْمامِ وَالْإِبْلاغِ، يَوْمُ تَتِيهُ سَاعَاتُهُ عَلَی أَيَّامِ الجِنَانِ، يَوْمُ الْوِلَايَةِ، يَوْمٌ فِي السَّمَاءِ أَشْهَرُ مِنْه فِي الأَرْضِ، يَوْمُ جَبْرائيل وَالْمَلائِکَةِ المُقَرَّبينَ، يَوْمُ النُّورِ وَالسُّرورِ وَيَوْمُ رِضَی الرَّبِّ بِولايَةِ الْإِمامِ أَميرِ المُؤْمِنينَ(علیه السلام).۲

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. این پیام در ماه ذی الحجة الحرام سال ۱۴۳۱ هجری قمری خطاب به اجلاس بزرگداشت غدير در مشهد مقدّس صادر شده است.
  2. ۲. غدیر، غدیر، چه می دانی که غدیر چیست؟ غدیر روز پر برکت خدا است، غدیر روز اسلام است، روز قرآن است، روز تاریخ است، روز پیامبر و روز وصی پیامبر است، [روز پیمان شناخته شده است، روز شاهد و مشهود است، روز انسان و روز به کمال رساندن دین و تمام کردن نعمت و رساندن کامل دین است، روزی است که ساعت های آن بر روزهای بهشت می نازد و مباهات می کند، روز ولایت است، روزی است که در آسمان ها مشهورتر است تا زمین، روز جبرئیل و فرشتگان نزدیک خدا است، روز نور و روشنایی و روز سرور و شادمانی است، و روزی است که پروردگار متعال به ولایت و جانشینی امام امیرمؤمنان(علیه السلام) راضی شده است».
صفحه ۱۳۱
صفحه ۱۳۲

اَلْحَمْدُ للهِ الَّذي شَرَّفَنا بِمَعْرِفَةِ فَضْلِ هذَا الْيَوْمِ وَأکْرَمَنا بِهِ وَهَدَانَا إِلَی صِرَاطِهِ الْمُسْتَقيمِ إِمامِ المُتَّقينَ وَيَعْسُوبِ الدِّينِ وَإِمامَةِ أَوْلادِهِ الْمَعْصُومينَ حُجَجِ اللهِ عَلی العَالَمينَ صَلَواتُ اللهُ عَلَيْهِمْ أَجْمَعينَ.۱

اقيانوس معنا

غدير، آري غدير در ظاهر يک کلمه و چهار حرف است، ولي يک دنيا معني، يک جهان درس و پيام و يک جهان هدايت و ارشاد.

غدير يعني مدرسه و دانشگاه بزرگ انسانيّت و فراتر از اين الفاظ و کلمات، غدير يعني عدالت، برادري و برابري، يعني زهد، پارسايي و

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. سپاس خدایی را که با شناختن فضیلت این روز ما را شرافت و ارزش بخشید و با آن ما را کرامت و عزّت داد و ما را به راه راستش یعنی پیشوای پرهیزکاران و سرپرست دین و به امامت و رهبری فرزندان معصومش آنان که حجت خدا بر اهل عالم هستند که درود خدا بر همه آنها باد، هدایت و راهنمایی کرد».
صفحه ۱۳۲
صفحه ۱۳۳

پرهيزکاري، غدير يعني جهاد و ايثار، يعني مبارزه، مقاومت و استقامت، غدير يعني ظلم ستيزي و شرک گريزي، يعني جهان علم و معرفت و بحر بي ساحل اخلاق و آداب و عنوانِ صاحب کرامات ومعجزات، مظهر العجائب و مظهر الغرائب، غدير يعني اعلام:

«لَوْ أُعْطِيتُ الْأَقَالِيمَ السَّبْعَةَ بِمَا تَحْتَ أَفْلَاكِهَا عَلَى أَنْ أَعْصِيَ اللهَ فِي نَمْلَةٍ أَسْلُبُهَا جُلْبَ شَعِيرَةٍ مَا فَعَلْتُه»؛۱

غدير يعني روز آن يگانه اي که:

«يَتَفَجَّرُ الْعِلْمُ مِنْ جَوَانِبِهِ وَتَنْطِقُ الْحِكْمَةُ مِنْ نَوَاحِيهِ»؛۲

آن بزرگ مردي که:

«يَسْتَوْحِشُ مِنَ الدُّنْيَا وَزَهْرَتِهَا، وَيَأْنَسُ بِاللَّيْلِ وَظُلْمَتِهِ، كَانَ وَاللهِ غَزِيرَ الدَّمْعَةِ طَوِيلَ الْفِكْرَةِ،

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. نهج البلاغه، خطبه ۲۲۴، ص۳۴۷؛ دیلمی، ارشاد القلوب، ج۲، ص۲۱۷. «اگر هفت اقلیم را با هر آنچه در زیر آسمان های آنها است به من بدهند برای اینکه خدا را درباره موچه ای که پوست جوی را از آن بربایم، نافرمانی نمایم، نمی کنم».
  2. ۲. کوفی، مناقب الامام امیرالمؤمنین(علیه السلام)، ج۲، ص۵۱؛ مسعودی، مروج المذهب، ج۲، ص۴۲۱؛ سيّد رضی، خصائص الائمه، ص۷۱؛ ابن عساكر، تاریخ مدینة دمشق، ج۲۴، ص ۴۰۱؛ دیلمی، ارشاد القلوب، ج۲، ص۲۱۸؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۴۱، ص۱۲۰، ب۱۰۷، ح۲۸. «علم و دانش از هر طرف او می جوشید و حکمت از اطراف او گویا بود».
صفحه ۱۳۳
صفحه ۱۳۴

يُقَلِّبُ كَفَّهُ وَيُخَاطِبُ نَفْسَهُ، وَیُنَاجيَ رَبَّهُ، يُعْجِبُهُ مِنَ اللِّبَاسِ مَا قَصُرَ، وَمِنَ الطَّعَامِ مَا جَشَبَ»؛۱آن بلندمقامي که:

«كَانَ عَلِيٌّ لَيَأْكُلُ أَكْلَةَ الْعَبْدِ وَيَجْلِسُ جِلْسَةَ الْعَبْدِ»؛۲

و «قَدِ اكْتَفَى مِنْ دُنْيَاهُ بِطِمْرَيْهِ وَمِنْ طُعْمِهِ بِقُرْصَيْه»؛۳

غدير يعني صاحب و فاتح غزوات و بَطَل بي بديل اسلام، غدير يعني

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. کراجکی، کنز الفوائد، ص۲۷۰؛ زرندی، نظم درر السمطین، ص۱۳۵؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۳۳، ص۲۷۵، ب۲۰، ح۵۳۸. «از دنیا و زینت آن واهمه داشت؛ و با شب و ترس و وحشت آن انس داشت؛ به خدا سوگند پر اشک بود (و چشم گریان داشت)، زیاد فکر می­کرد، دو دستش را روی هم می گرداند و خودش را خطاب می­کرد و با پروردگارش راز و نیاز می­کرد. از لباس کوتاه خوشش می­آمد و غذای خشک (بدون نان و خورش) را دوست داشت».
  2. ۲. طبرسی، مجمع البیان، ج۹، ص۱۴۷؛ حرّ عاملی، وسائل الشيعه، ج ۴، ص۱۰۰، ب۳۰، ح۴۶۱۹؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۶۳، ص۳۲۰. «علی(علیه السلام) مانند یک بنده غذا می خورد و مثل یک بنده می نشست».
  3. ۳. نهج البلاغه، نامه ۴۵؛ زمخشری، ربیع الابرار، ج۳، ص۲۴۱؛ دیلمی، ارشاد القلوب، ج۲، ص۲۱۴؛ حلّی، مختصر بصائر الدرجات، ص۱۵۴؛ قندوزی، ینابیع المودّه، ج۱، ص۴۳۹؛ محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص۵۴؛. «او از دنیایش به دو لباس مندرس و کهنه و از خوراکش به دو قرص (نان) قناعت کرده بود».
صفحه ۱۳۴
صفحه ۱۳۵

آن عدالت پيشه اي که:

«قُتِلَ في مِحْرابِ عِبادَتِهِ لِشِدَّةِ عَدْلِهِ»؛۱

غدير يعني:«مَنْ خَاطَبَ اللهُ النَّبيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ لَيْلَةَ الْمِعْراجِ بِلُغَتِهِ۲»؛۳

و ...

آري هرچه از اين اوصاف بنويسم تا آن کلمه جامع را نگوييم که معنايش وجودي بالاتر و برتر از شناخت ما است، غدير معني نمي شود. پس بايد با زبان بلند و رسا گفت:

غدير، يعني علي، يعني ابوالحسن و ابوالحسين، نفس الرسول و زوج فاطمة البتول و أبوالائمة صلوات الله عليهم اجمعين.

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. جرج جرداق مسیحی در كتاب «الامام علی صوت العدالة الانسانیه».«به جهت شدت دادگری اش در محراب عبادتش کشته شد».
  2. ۲. اشاره به روایت: «سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ وَسُئِلَ بِأَيِّ لُغَةٍ خَاطَبَكَ رَبُّكَ لَيْلَةَ الْمِعْرَاجِ؛ قَالَ: «خَاطَبَنِی بِلُغَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ». خوارزمی، المناقب، ص۷۸؛ ابن طاووس، الطرائف، ص۱۵۵؛ اربلی، كشف الغمّه، ج ۱، ص۱۰۳؛ حلّی، المحتضر، ص۱۷۱؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۱۸، ص۳۸۶؛ ج۳۸، ص۳۱۲. «شنیدم از رسول خدا| وقتی از آن حضرت پرسیدند پروردگارت شب معراج با چه زبانی شما را خطاب کرد و سخن گفت؟ فرمود: «با زبان علی بن ابی طالب».
  3. ۳. آن کسی که خدای متعال پیامبر| را در شب معراج با لهجه و زبان او خطاب کرد و سخن گفت».
صفحه ۱۳۵
صفحه ۱۳۶

پيرامون خطبه غدير

اشاره

يکي از جامع ترين مواريث علم و فرهنگ وحياني، خطبه فصيح ورساي غدير است.

معجزه رسول الله(صلی الله علیه و آله)

اين خطبه از کلمات معجزنظام حضرت ختمي مرتبت رسول اعظم(صلی الله علیه و آله) است که هر اهل ادب، بينش و معرفت از آن بهره مند مي شود، اگر چه سال هاي بسيار در معارف حقيقي درس خوانده باشد و به مراتب بلند رسيده باشد، و مي فهمد که جز مثل شخص آن حضرت که خداوند او را به: وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى۱ستوده است کسي را توانايي چنين منطق، گفتار و بيان حقايق و اسراري نيست.

خود خطبه بر اعتبار و وحيانيت آن شهادت مي دهد و مکتب عالي اسلام را در رشته هاي معارف عاليه، حقايق سماويه و هدايت هاي معنويه شرح مي دهد.

نقل خطبه توسط بزرگان اهل سنّت

علاوه بر علماي شيعه، بعضي از علماي بزرگ عامّه، مثل مؤلف

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. نجم، ۴ ۳. «و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی گوید؛ آنچه می گوید چیزی جز وحی که بر او نازل شده نیست».
صفحه ۱۳۶
صفحه ۱۳۷

کتاب «النَّشْر و الطيّ» چنان که سيّد(قدس سره) در اقبال۱نقل کرده، آن راروايت نموده اند.

لزوم مداومت بر مطالعه خطبه غدير و تأمّل در آن

سزاوار است اين خطبه را همه با دقّت بخوانند و بر تلاوت آن مداومت نمايند، آن را درس بدهند و از آن درس بگيرند و زنگار دل ها را با مطالعه و تأمّل در آن بزدايند و از عالم ناسوت به جبروت، ملکوت و قرب لاهوت پرواز نمايند، شکر خدا را به نعمت ولايت حضرت اميرالمؤمنين(علیه السلام) به جا آورند و آن را از جان عزيزتر و گرامي تر بدانند، مانند شيعيان عصر اول که زير شکنجه هاي زياد حجّاج ها جان مي دادند و استقامت مي کردند، بر هويت ولایي خود پايدار باشند و خود و فرزندان خود را با تمسّک تمام به اهل بيت(علیهم السلام) از خطرات و انحرافات در اين عصر غيبت، عصر تخليص و امتحان، بيمه کنند و به اين اشعار مترنّم باشند:

من نجف را به جهان نفروشم سر کويش به جنان نفروشم حرمش، روضه رضوان من است دين و دنياي من، ايمان من است

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. ابن طاووس، اقبال الاعمال، ج ۲، ص۲۴۰.
صفحه ۱۳۷
صفحه ۱۳۸

و

لا عَذَّبَ اللهُ أُمّي إِنَّها شَرِبَتْحُبَّ الْوَصِيِّ وَغَذَّتْنيهِ بِاللَّبَنِ

وَکَانَ لِي وَالِدٌ يَهْوِى أَبَا حَسَنٍ فَصِرْتُ مِن ذي وَذا أَهْوى أَبا حَسَنٍ۱

من پدری داشتم که اباالحسن (امیرمؤمنان) را دوست می داشت و به او عشق می ورزید پس من از این محبت که پدرم داشت و از آن شیر مادر اباالحسن (علی(علیه السلام)) را دوست می دارم».

اعتراف به عجز در نگارش درباره غدير

در پايان با اعتراف به کمال قصور خود از نگارش در موضوع عظيم غدير، به عنوان ران ملخ، اين بيان ولایي و ادبي را به مجمع محترم علمي و فرهنگي غدير هديه مي نمايم و با عرض اعتذار به عزيزان برگزارکننده برنامه اجلاس شريف غدير از خداوند متعال براي آنان و ولایيان بزرگواري که در اين برنامه افتخار حضور دارند، طلب توفيق کرده و اين عيد سرشار از معنويّت هاي قدسي را تبريک عرض نموده و عنايات خاصه حضرت بقية الله مولانا المهدي (ارواح العالمين له الفداء) را براي همگان مسئلت دارم.

والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. خدا مادر مرا عذاب نکند او محبت و دوستی علی وصی رسول خدا| را نوشید و همراه شیر خود محبت آن را به من خوراند و تغذیه کرد.
صفحه ۱۳۸
صفحه ۱۳۹

۱۳. نصوص ولايت

اشاره

۱۳. نصوص ولايت۱

بسم الله الرحمن الرحيم

الْحَمْدُ للهِ الَّذي جَعَلَنا مِنَ المُتَمَسِّکينَ بِولَايَةِ أَمِيرِ المُؤْمِنينَ وَالْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومِينَ عَلَيْهِمُ السَّلامُ وَلاسِيَّما مَوْلَانَا بَقِيِّةِ اللهِ الْمَهْدِيِّ عَجَّلَ اللهُ تَعَالَى فَرَجَهُ الشَّريفَ وَرَزَقَنا الْفَوْزَ بِلِقَائِهِ.۲

السلام عليکم ورحمة الله وبرکاته

با تبريک عيد الله الاکبر، عيد مبارک غدير، عيد فرخنده اکمال دين، اتمام نعمت و گزينش اسلام به عنوان دين جهاني و جاوداني، اين چند کلمه را به حضور بزرگان و عزيزان حاضر در اين جلسه ملکوتي و

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. این پیام به مناسبت چهارمين اجلاس سالانه بزرگداشت غدير (مشهد مقدس) در ذی الحجة الحرام سال ۱۴۳۲ هجری قمری صادر شده است.
  2. ۲. سپاس خدایی را که ما را از پیروان ولایت امیرمؤمنان و امامان معصوم(علیهم السلام) قرار داد به ویژه مولایمان بقیة الله مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) خدا ظهور و فرج آن حضرت را تعجیل بخشد و توفیق نایل شدن به ملاقات ایشان را به ما روزی کند».
صفحه ۱۳۹
صفحه ۱۴۰

ولایي که فرشتگان، شرف حضور در آن را غنيمت و افتخار مي دانند تقديم مي دارم:

انواع نصوص بر ولايت

اشاره

نصوص صريحه بر ولايت و خلافت بلافصل حضرت اميرالمؤمنين(علیه السلام) در کتاب و سنّت اگرچه بسيار است امّا در يک تقسيم بر دو قسم مي باشد: نصّ جلي و نصّ خفي.

نصوص جليّه

نصوص جليّه قرآنيه، مثل آيه کريمه مباهله۱، و آيه شريفه: إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ...۲

و سایر آيات است که شماري از آنها را در کتاب شريف خصائص

الوحي المبين في مناقب امير المؤمنين(علیه السلام) ابن بطريق با سندهاي معتبر از محدّثين و ارباب جوامع، صحاح و مسانيد عامّه روايت نموده است.۳

نصوص جليّه متواتره نبويّه هم، مانند حديث مشهور منزلت۴و

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. آل عمران، ۶۱.
  2. ۲. مائده، ۵۵.
  3. ۳. ابن بطریق، خصائص الوحی المبین، ص۷۱ ۲۴۹.
  4. ۴. ابن هشام، السیرة النبویه، ج۴، ص۹۴۷؛ طبرى، تاریخ، ج۲، ص۳۶۸؛ مفید، الارشاد، ج۱، ص۱۵۶؛ ابن اثیر جزری، الكامل فی التاریخ، ج۲، ص ۲۷۸؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۲۱، ص۲۰۸.
صفحه ۱۴۰
صفحه ۱۴۱

احاديث ديگر است که اعظم، اشهر و اتمّ آنها، حديث شريف غدير،آن ابلاغ و اعلام عام است که در تاريخ حيات رسالت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) مانند آن همايش بزرگ، روزي عظيم تر و رسمي تر نيست، همايشي که همه سران اصحاب و خيل انبوه حاج که تا آن روز مثل آن سابقه نداشت در آن حضور داشتند.

روزي که در تعالي و عظمت، با روز بعثت حضرت خاتم الانبيا(صلی الله علیه و آله) هم طراز است.

هر دو آغاز است و هر دو يوم الله الاکبر است. براي اين دو روز، روز سوم، روز ظهور مصلح يگانه آخرالزمان، منجي عالم بشريت، عدل کل و موعود رسل، حضرت قائم آل محمد صلوات الله عليهم أجمعين است، شخصيّت بلندپايه اي که انبيا و صحف آسماني به ظهور او بشارت داده اند و «يَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً»۱از اوصاف مختصّه او است و «هُوَ الَّذي يَفْتَحُ اللهُ عَلى يَدَيْهِ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَمَغَارِبَها»۲

برنامه قيام و اقدام او است.

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. صدوق، الامالی، ص۷۸؛ همو، الاعتقادات في دین الامامیه، ص۹۵؛ همو، کمال الدین، ص۲۵۷؛ خزاز قمی، کفایة الاثر، ص۹۹؛ محدّث نوری، مستدرك الوسائل، ج۱۲، ص۲۸۰، ب۳۱، ح۱۴۰۹۴؛ نگارنده، منتخب الاثر، ج۱، ص۱۰۶، ۱۷۴، ۱۹۷؛ ج۲، ص۱۸۵، ۲۱۲؛ ج۳، ص۱۲۳. «روی زمین را با عدل و داد پر می کند».
  2. ۲. صدوق، الامالی، ص۱۷۳؛ همو، عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، ج۱، ص۶۶ ۶۷؛ اربلی، کشف الغمه، ج۳، ص۳۱۲؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۲۶، ص۲۶۳، ب۵، ح۴۶؛ نگارنده، منتخب الاثر، ج۲، ص۲۲۲ ۲۳۵. «او کسی است که خدا به دست او شرق و غرب زمین را فتح می کند».
صفحه ۱۴۱
صفحه ۱۴۲

حديثِ فراتر از تواتر غدير، از أنصّ نصوص جليّه است که درجهت کثرت روات از صحابه، تابعين و تابعين تابعين و همه جهات اعتبار، حديثي برتر از آن وجود ندارد از کتاب هاي مربوط به اين حديث و اسناد و الفاظ آن به تنهایي کتابخانه اي بزرگ تشکيل مي شود.

نصوص خفيّه

نصوص خفيّه نيز در کنار نصوص جليّه، موقعيتي بسيار ارزشمند و محکم دارند و ولايت و خلافت بلافصل اميرالمؤمنين(علیه السلام) و سایر ائمّه طاهرين(علیهم السلام) را اثبات مي نمايند.

بخش نصوص خفيّه، بخشي وسيع و جامع است. کتاب اَلفين علامه حلّي رضوان الله تعالی عليه را مي توان دو هزار دليل از اين ادلّه خفيّه شمرد.

در عين حالي که اين نصوص را خفيّه عنوان مي نمايند، هيچ خفایي در دلالت آنها بر ولايت ائمه طاهرين(علیهم السلام) مخصوصاً اميرالمؤمنين(علیه السلام) نيست. از اين نصوص خفيّه، آيات قرآنيه اي است که به طور استفهام همه را مخاطب قرار داده است، مثل:

أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لاَ يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ؛۱

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. يونس، ۳۵. «آیا کسی که به سوی حق هدایت می کند برای پیروی شایسته تر است یا آن کسی که خود هدایت نمی شود مگر هدایتش کنند؟ شما را چه می شود؟ چگونه داوری می کنید؟».
صفحه ۱۴۲
صفحه ۱۴۳

يا

مَا يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ؛۱

يا

هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لاَ يَعْلَمُونَ.۲

از اين آيات به وضوح، از نظر اظهر مصاديق، احقّ بودن اميرالمؤمنين(علیه السلام) به امر خلافت، امامت و هدايت استفاده مي شود. پيام همه اين است، بينا نه کور، عالم نه جاهل، فاضل نه مفضول، علي(علیه السلام) نه ديگران.

اصل عقلایی تفضيل فاضل بر مفضول

موضوع تفضيل فاضل بر مفضول و افضل بر فاضل و تقبيح تفضيل فاضل بر افضل و مفضول بر فاضل، موضوع آيات متعدد قرآن کريم و روايات بسيار اهل بيت(علیهم السلام) و مواردي از احکام واجب و مستحب است و از هدايت هاي مهمّ قرآني و روایي است، و در همه امور مخصوصاً در ولايت ها و اختيارات يک اصل است که هر مسلمان و هر شخص خردمندي، بايد آن را برنامه قرار دهد و در انتخاب، اصلح را بر صالح و اليق را بر لايق برگزيند و اجمالاً برحسب فطرت هم، بشر اگر غرض هاي ديگري در بين نباشد به آن عملمي نمايد، رعايت اين

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. فاطر، ۱۹. «و نابینا و بینا یکسان نیستند».
  2. ۲. زمر، ۹. «آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند یکسانند؟».
صفحه ۱۴۳
صفحه ۱۴۴

تعليمات و ارشادات در اصل نظام ديني و ولایي و خلافت پيغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) از اهمّ مطالب و واجبات است.

به همين اصل، شخص امام(علیه السلام) اشاره فرموده و همه را مخاطب قرار داده است:

«أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَحَقَّ النَّاسِ بِهَذَا الْأَمْرِ أَقْوَاهُمْ عَلَيْهِ وَأَعْلَمُهُمْ بِأَمْرِ اللهِ فِيهِ»؛۱

و فرموده است:

«إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِالْأَنْبِيَاءِ أَعْلَمُهُمْ بِمَا جَاءُوا بِهِ».۲

بر اين اساس و بر حسب اين آيات و روايات، يگانه شخصيّتي که پس از پيغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله)؛ چه در حيات آن حضرت و چه بعد از آن، واجب الاطاعه و صاحب ولايت امر و منصوص من الله مي باشد، اميرالمؤمنين(علیه السلام) است، به قول جاحظ که در يکي از رساله ها به اين مضمون مي گويد که آنچه در اسلام، رأس فضایل، مکارم و مقامات است، چهار چيز مي باشد: ايمان به خدا، علم و دانایي، زهد و پرهيزکاري، و جهاد در راه دين و في سبيل الله.سپس مي گويد: از تمام علمای اسلام، اگر از کسي بپرسيم که اسبق و

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. نهج البلاغه، خطبه ۱۷۳، ص۲۴۷. «مردم! سزاوارترین خلق برای امر امامت و ولایت امت نیرومندترینشان بر آن و داناترینشان به دستور خدا در آن است».
  2. ۲. نهج البلاغه، حكمت ۹۶، ص۴۸۴؛ «سزاوارترین و نزدیک­ترین مردم به پیامبران داناترین آنها است به آنچه که آنان از طرف خدا آورده­اند».
صفحه ۱۴۴
صفحه ۱۴۵

اکمل در ايمان کيست؟ اولين کسي را که بر مي شمارند علي(علیه السلام) است و اگر درباره اعلم از همه اصحاب پيغمبر(صلی الله علیه و آله) سؤال کنيم، اول شخصي را که معرفي مي کنند علي(علیه السلام) است و اگر از آنها که در راه دين جهاد کردند و اسلام از برکت جهاد آنها برپا شد سؤال کنيم، باز هم، همه، اول علي(علیه السلام) را نام مي برند که تنها ثواب يک جهاد او از عبادت امّت تا روز قيامت بيشتر است و اگر از زهّاد صحابه و کساني که دنيا را ترک کرده و فريفته دنيا نشده باشند سؤال کنيم، همه، اسم علي(علیه السلام) را مي برند که يک لحظه به دنيا نظر نفرمود.۱

غرض اينکه، دعوت اسلام، دعوت قرآن و دعوت تمام انبيا، دعوت به افضل و تقبيح تفضيل مفضول بر فاضل است که اصل و پايه محکم اعتقاد شيعه، مصداق تفضيل افضل بر فاضل است و مصداق دوم، عقيده ديگران است، که نصوصِ به اصطلاح خفيّه بر بطلان آن دلالت دارد و شناخت مصداق و مصاديق آن را به خود عرف واگذار کرده است؛ سنائي مي گويد:

احمد مرسل نشسته کي روا دارد خرد جان اسير سيرت بوجهل کافر داشتن و«يَقُولُونَ لِي فَضِّلْ عَلِيّاً عَلَيْهِم فَلَسْتُ أَقولُ التِبر أَعلَى مِنَ الحَصا

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. جاحظ، رسائل، ص۱۷۹ ۱۸۱.
صفحه ۱۴۵
صفحه ۱۴۶

ألَم تَرَ أنَّ السَّيفَ يَزْري بِحَدِّهِ مَقالُكَ هذَا السَّيفُ أَحدَى مِنَ العَصا

إِذا أَنَا فَضَّلْتُ عَلِيّاً عَلَيْهِم أَکُنْ لِلَّذي فَضَّلْتُهُ مُتَنَقِّصاً»۱

اظهار عجز از وصف غدير

در پايان با عرض خاکساري و عجز و ناتواني از اظهار وجود و در عرصه اي که عرض وجود در آن شأن انبيا، اوليا، بزرگان و اعاظم اصحاب است پوزش مي طلبم.

اميد است اين هديه کمتر از ران ملخ در بارگاه ملکوتي عالم آل محمد(صلی الله علیه و آله) حضرت ثامن الائمه(علیه السلام) به شرف قبول متشرّفين به تقبيل عتبه مقدسه آن روضه شريفه و شرکت کنندگان در اين همايش مقدّس نايل شود.

إِنَّ الهَدايَا عَلى مِقْدارِ مُهْدِيها

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. افندی اصفهانی، ریاض العلماء، ج۵، ص۵۰۴. «به من می­گویند علی(علیه السلام) را بر آنان برتری ده، پس نمی­گویم طلا از سنگریزه بالاتر است؛ آیا نمی­بینی شمشیر با دم خود می بُرّد؟ تو می گویی این شمشیر بُرّنده تر از عصا است؛ وقتی من علی(علیه السلام) را بر آنها برتری دهم درباره آنکه او را برتری داده ام فروگذاری و تنقیص کرده ام».
صفحه ۱۴۶
صفحه ۱۴۷

۱۴. مرد ولايت

اشاره

مرد ولايت۱

بسم الله الرحمن الرحيم

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله):

«ذِکرُ اللهِ عِبَادَةٌ، وَذِکْري وَذِکرُ عَليٍّ عِبَادَةٌ».۲

الْحَمْدُ للهِ الَّذي جَعَلَنا مِنَ المُتَمَسِّکينَ بِولايَةِ أَمِيرِ المُؤْمِنينَ وَالْأَئمَّةِ المَعْصُومينَ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ لَاسيَّمَا مَوْلَانَا وَصَاحِبِ أَمْرِنَا بقيَّةِ اللهِ فِي الْأَرَضينَ أَرْوَاحُ الْعَالَمينَ لَهُ الفِداءُ.۳

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. اين پيام به همايش نکوداشت علّامه امينی صاحب الغدير در ذى الحجة الحرام سال ۱۴۳۲ هجری قمری صادر شده است.
  2. ۲. مفید، الاختصاص، ص۲۲۴؛ بحرانی، البرهان، ج۵، ص۶۲۲؛ محدّث نوری، مستدرك الوسائل، ج۵، ص۲۸۳، ابواب ذکر، ب۱، ح۵۸۶۱؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۳۶، ص۳۷۰، ب۴۱، ح۲۳۴؛ ج۹۱، ص۹۶، ب۲۹، ح۵۸. «پیامبر خدا| فرمود: یاد خدا عبادت است و یاد من و یاد علی(علیه السلام) عبادت است».
  3. ۳. سپاس خدایی را که ما را از پیروان ولایت امیرمؤمنان و امامان معصوم(علیهم السلام) قرار داد به ویژه مولایمان و صاحب امرمان بقیة الله در روی زمین که جان همه عالمیان فدای او باد».
صفحه ۱۴۷
صفحه ۱۴۸

السلام عليکم ورحمة الله وبرکاته

با عرض ادب و احترام به عزيزان و نخبگاني که در اين همايش ولایي و جلسه نوراني با حضور خود نکوداشت يکي از شخصيّت هاي علم و فضيلت و خادمان مخلص مکتب اهل بيت(علیهم السلام) و احياگر اسناد محکم و متواتر ولايت حضرت اميرالمؤمنين(علیه السلام) را گرامي داشته اند، چند کلمه اي پيرامون غدير و کتاب هایي که در ارتباط با اين حديث متواتر و مسلّم بين الفريقين نگاشته شده و بسط و گسترش آن، که در مصادر مختلف و علوم اسلامي وارد شده است تقديم مي دارم.

جايگاه والای حديث غدير

حديث غدير از حيث سند و کثرت راوي از صحابه، تابعين و تابعين تابعين و از جهت روايت در کتب صحاح، جوامع و مسانيد معتبر داراي جايگاهي است که يا نظير آن يافت نمي شود يا اگر يافت شود، قليل النظير است.

کتاب هایي که مختصّ به آن نوشته شده به عنوان کتاب «الولايه» که مؤلّفان آن از نامدارترين علمای اسلام و حفّاظ حديث بوده و علاوه بر علم حديث و تاريخ که به تفصيل، واقعه غدير در آن ذکر شده است در سایر علوم، مثل علم تفسير، علم لغت، علم رجال، علم کلام و علوم مناسب ديگر، اين واقعه بزرگ منعکس است؛ در ادبيات، در شعر و تاريخ شعرا از عصر رسالت، اشعار مربوط به غدير جلوه اي خاص

صفحه ۱۴۸
صفحه ۱۴۹

دارد. غدير، فرهنگ نوراني شيعه و عالم اسلام را جلوه و زيبایي بيشتر بخشيد.

علامه امينی، شيفته آستان علوی

يکي از رجال و قهرمانان تأليف و تصنيف پيرامون حديث و هم قطار بزرگاني، مانند سيّد مرتضي، سيّد رضي، علّامه حلّي، علّامه مجلسي و صاحب موسوعه بزرگ عبقات، علّامه اميني است.

علّامه اميني، دلباخته و شيفته آستان قدس علوي، مرد ولايت، پهلوان حمايت از حقّ، مجاهد في سبيل الله و در يک کلام و يک معرّفي جامع و تمام (مؤلّف موسوعه الغدير)؛ کتاب عصر ما و سند فخر دوره و زمان ما.

دائرة المعارف الغدير، کتاب جاويد و ماندگاري است که براي هرکسي که اهل انصاف باشد، حجّت کامله بالغه بر خلافت بلافصل اميرالمؤمنين(علیه السلام) است. الغدير، دانشنامه و مجموعه فضایل علي(علیه السلام) است.

درود و رحمت خدا بر علّامه اميني که اين فخر بزرگ از آن او است که نام او و الغدير يادآور نام مبارک حضرت علي(علیه السلام) است.

وظيفه شيعيان در عصر حاضر

اينجانب اين توفيقي را که نصيب ايشان شده، توفيق الهي و عنايت ربّاني مي دانم و امّا در عصر حاضر، وظيفه و واجب بزرگ شيعه،علما

صفحه ۱۴۹
صفحه ۱۵۰

و نويسندگان همه، شناساندن مکتب اهل بيت(علیهم السلام) و معارف و علوم آل محمد(صلی الله علیه و آله) است. دعوت به اين مکتب، دعوت به اسلام ناب، دعوت به انسانيّت و دعوت به مکارم اخلاق است.

در پايان، اينجانب از همه کساني که اين افتخار نصيب آنها شده و اين همايش باشکوه را برپا داشته اند، تقدير و تشکّر مي کنم و مزيد توفيقات همگان را در اطاعت از دستورات شرع مقدّس اسلام و پيروي از اميرالمؤمنين(علیه السلام) از خداوند متعال مسئلت دارم.

والسلام عَلَی جَمِيع إِخْوانِنا المُؤْمِنينَ

صفحه ۱۵۰
صفحه ۱۵۱

۱۵. پيروزی نهايی غدير

اشاره

۱۵. پيروزی نهايی غدير۱

بسم الله الرحمن الرحيم

قال الله تعالی:

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ اِنَّ اللّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرينَ.۲

الْحَمْدُ للهِ الَّذي جَعَلَنا مِنَ المُتَمَسِّکينَ بِوَلَايَةِ أَمِيرِ المُؤْمِنينَ وَأَوْلَادِهِ الْأَئمَّةِ الْمَعْصُومينَ الْهُداة المَهْدِيّين وَالصَّلاةُ وَالسَّلامُ عَلَى سَيِّدِ الْأوَّلينَ وَالْآخِرينَ سَيِّدِنا أَبِي الْقَاسِمِ مُحَمّدٍ وَآلِهِ الطَّيِّبينَ الطَّاهِرينَ

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. اين پيام خطاب به همايش غدير مشهد مقدّس در تاريخ ۷ ذی الحجة الحرام سال ۱۴۳۳هجری قمری صادر شده است.
  2. ۲. مائده، ۶۷. «ای پیامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است ابلاغ کن، و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده ای، خداوند تو را از «گزند» مردم نگاه می دارد، آری خداوند گروه کافران را هدایت نمی کند».
صفحه ۱۵۱
صفحه ۱۵۲

وَلَاسيَّما بَقِيَّةِ اللهِ فِي الْأَرَضِينَ مَوْلَانَا المُنْتَظَر الْمَهْدِي عَجَّلَ اللهُ تَعَالَى فَرَجهُ وَاللَّعْنُ عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعينَ إِلَى يَوْمِ الدِّينِ.۱

السلام عليکم ورحمة الله وبرکاته

غدير در ملكوت اعلا

سلام بر عيد غدير، عيد الله اکبر، سلام بر فرشتگان خدا که در ملکوت اعلا از اين عيد تجليل مي نمايند و در پيشگاه الوهيّت و ربوبيّت به ولايت علي(علیه السلام) تقرّب مي جويند.

سلام بر انبيا و پيغمبران، بر آدم صفيّ الله، نوح نجيّ الله، ابراهيم خليل الله، موسي کليم الله، عيسي روح الله و سلام ويژه و بالاتر و برتر از هر سلام بر حضرت محمّد مصطفي خاتم الانبيا(صلی الله علیه و آله) كه در محافل ملكوتی قرب الهي، عيد سعيد غدير را گرامي مي دارند و به شيعيان متعهّد و مخلص اميرالمؤمنين(علیه السلام) دعا می كنند و شور و نشاط و وجد و انبساط آنها را در اين عيد مي ستايند.

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. سپاس خدایی را که ما را از پیروان ولایت امیرمؤمنان و فرزندان او امامان معصوم هدایت گر و هدایت یافته قرار داد و درود و سلام بر آقای پیشینیان و پسینیان حضرت محمد| و بر فرزندان پاک او به ویژه بقیة الله در روی زمین مولایمان امام منتظر مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، خدا فرج آن حضرت را نزدیک کند و نفرین و لعنت بر همه دشمنانشان تا روز قیامت باد».
صفحه ۱۵۲
صفحه ۱۵۳

غدير، فرصت تجديد ميثاق با ولايت

عزيزان و بزرگان فرهيخته،عيد سعيد غدير فرصتي بسيار عزيز براي تجديد ميثاق با ولايت و بررسي سخناني است که رسانه ها، پيرامون اين حادثه بزرگ تاريخی به صورت نفی و اثبات پخش مي نمايند و بي وقفه، شب و روز ادامه دارد.

هرچند در اين رودررويي و طرح نظرات، پايه هاي محکم مذهب و حقّانيّت مباني اسلام و تشيع، استوارتر گشته و حق ظاهرتر مي شود ولي بايد در اين ايستگاه و جايگاه، مردان محقّق و باسابقه، ميدان داري نمايند و با حفظ وقار لازم در مباحث، کمال حق پژوهي پيروان اهل بيت(علیهم السلام) را نشان دهند.

نصوص ولايت

سپاس خدا را كه ما در همه ميدان ها پيروزيم. منطق قرآن و عترت، منطق وحياني و ايماني است. آنان که اهل انصاف اند از رويداد بزرگ و تاريخي غدير خم همه مطالب را مي فهمند. از مثل يوم الدار و مصيبت بزرگ منع پيغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) از کتابت وصيّت، حق را مي شناسند.

حديث طير۱، حديث: «أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَعَلِيٌّ بَابُها»۲

[ص۵۵؛ صدوق، الامالی، ص۴۲۵، ۶۵۵؛ همو، التوحید، ص۳۰۷؛ مغربی، شرح الاخبار، ج۱، ص۸۹؛ حاکم نیشابوری، المستدرک، ج۳، ص۱۲۶ ۱۲۷؛ مفید، الاشاد، ج۱، ص۳۳؛ هیثمی، مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۱۴. «من شهر علم و علی در آن است».، حديث

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۲، ص۱۱۴ ۱۱۶؛ مجلسی، بحار الانوار، ج ۳۸، ص۳۵۱ ۳۵۳، ب۶۹، ح۴.
  2. ۲. کوفی، مناقب الامام امیرالمؤمنین(علیه السلام)، ج۲، ص۵۵۸؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ج۱۱،
صفحه ۱۵۳
صفحه ۱۵۴

منزلت۱، آيه: إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ۲، آيه: إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدّاً۳، آيه: إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ۴، آيه كريمه: إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّة۵، آيه: هَذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُوا في رَبِّهِمْ ۶، آيه: الَّذينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَالنَّهارِ سِرّاً وَعَلَانِيَةً۷، سوره «هَل أتى» و حديث غدير خم و نصوص بسيار ديگر، همه و هر يك ابلاغ و بيان ولايت اميرالمؤمنين علی(علیه السلام) است.

پيام اين همه نصوص قرآنی و روایی و وحيانی اين است كه تبليغ

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. برقی، المحاسن، ج۱، ص۱۵۹؛ کلینی، الکافی، ج۸، ص۱۰۷؛ صدوق، الامالی، ص۴۰۲.
  2. ۲. مائده، ۵۵.
  3. ۳. مریم، ۹۶. «کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند، به زودی (خداوند) رحمان محبتی برای آنان (در دل ها) قرار می دهد».
  4. ۴. رعد، ۷. « تو فقط بیم دهنده ای و برای هر گروهی هدایت کننده ای است».
  5. ۵. بیّنه، ۷. «کسانی که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند بهترین مخلوقات خدایند».
  6. ۶. حج، ۱۹. «این دو (گروه) دشمن یکدیگرند که درباره پروردگارشان باهم ستیزه می کنند».
  7. ۷. بقره، ۲۷۴. «کسانی که اموال خود را شب و روز، پنهان و آشکار انفاق می کنند».
صفحه ۱۵۴
صفحه ۱۵۵

رسالت اسلام به ولايت حضرت علی(علیه السلام) كامل گرديد وهمه، اعلام اين است كه دين، ابتر نماند و پيغمبر اكرم(صلی الله علیه و آله) امّت بزرگ خود را مهمل و سرگردان نگذاشت.

اين نصوص، همه ابلاغ دين و اتمام حجّت بر جهانيان تا روز قيامت است و همه، بشارت و مژده نجات و دعوت به خير، صلاح، رستگاری و عدالت است. پس حجّت بر همه تمام است و راهی برای شانه خالی كردن از اين وظيفه بزرگ باقی نمی ماند.

ابلاغ غدير، قدردانی از نعمت ولايت

مجمع علمی فرهنگی غدير و شركت كنندگان در اين اجلاس و جشن هايی كه در اطراف جهان برپا می شود همه بايد بر خود ببالند و قدر نعمت ولايت اميرالمؤمنين(علیه السلام) را بشناسند. اين مجالس كه به نام مولا اميرالمؤمنين(علیه السلام) برگزار می شود ان شاء الله تعالی محلّ نزول فرشتگان آسمانی و منظور نظر مبارك نبیّ اكرم و ائمه معصومين(علیهم السلام) است.

در پايان از حضرات آقايان اساتيد و شركت كنندگان محترم و نيز از برگزاركنندگان ارجمند اين جلسه نورانی كمال تشكّر و تقدير دارم و از خداوند متعال مسئلت می كنم كه زحمات و خدمات همه عزيزان، مورد نظر كيميا اثر حضرت بقية الله الاعظم ارواح

العالمين له الفداء قرار گرفته و مشمول دعای خاص آن حضرت باشند و در جوار مضجع شريف و

صفحه ۱۵۵
صفحه ۱۵۶

مقدّس حضرت ثامن الائمه(علیهم السلام) بيش ازپيش به ابلاغ رسالتغدير كه وظيفه شيعيان مخلص در اين زمان می باشد موفّق و مؤيّد باشند.

ثبّتنا الله وإيّاکم بولاية أمير المؤمنين والأئمّة المعصومين(علیهم السلام)

صفحه ۱۵۶
صفحه ۱۵۷

بخش سوم: دیدارها

اشاره

۱. در اين بخش گزيده ای از بيانات معظّم له در ديدارهای مرتبط با غدير گردآوری شده است.

صفحه ۱۵۷
صفحه ۱۵۸
صفحه ۱۵۸
صفحه ۱۵۹

۱. حفظ و ترويج آثار غديری

اشاره

حفظ و ترويج آثار غديری۱

لزوم آشناسازی مردم با فضایل اهل بيت(علیهم السلام)

بايد مردم را با فضايل اهل بيت(علیهم السلام) آشنا كنيم چرا كه هر کمبود و نقصي كه در جامعه مشاهده مي شود، ناشي از عدم آشنايي مردم با معارف و فضايل اهل بيت(علیهم السلام) است.

ثواب ذكر فضایل اميرالمؤمنين(علیه السلام)

در روايات است که: «هرکسي فضيلتي از فضايل اميرالمؤمنين(علیه السلام) را کتابت کند، مادامي که اسمي و اثري از آن نوشته باقي باشد ملائکه براي او استغفار مي کنند»۲

و اين اهمّيّت ذکر فضايل و احياي امر

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. ديدار مدير و اعضای مؤسّسه ميراث نبوّت، تاريخ ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ هجری شمسی به مناسبت اجرای مسابقات سراسری غدیر از كتاب الغدیر علّامه امینی(قدس سره).
  2. ۲. اشاره به روایت: «مَنْ كَتَبَ فَضِيلَةً مِنْ فَضَائِلِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ لَمْ تَزَلِ الْمَلَائِكَةُ تَسْتَغْفِرُ لَهُ مَا بَقِیَ لِتِلْكَ الْكِتَابَةِ رَسْمٌ». صدوق، الامالی، ص۲۰۱، مجلس ۲۸؛ فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ص۱۴؛ بحرانی، حلیة الابرار، ج۲، ص۱۲۲؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۳۸، ص۱۹۶، ب۶۴، ح۴.
صفحه ۱۵۹
صفحه ۱۶۰

اهل بيت(علیهم السلام) در جامعه را يادآوري مي نمايد.

لزوم بهره گيری از علوم اهل بيت(علیهم السلام)

بايد هرچه بيشتر با فضايل و علوم اهل بيت(علیهم السلام) آشنا شويم و بدانيم که در الهيّات، خداشناسي و ساير حوزه ها از قرآن و اهل بيت(علیهم السلام) الهام بگيريم كه حيات ديني و اجتماعي ما در گرو آشنايي بيشتر جامعه با اهل بيت و هدايت هاي اهل بيت(علیهم السلام) است.

اهمّيّت توجه به آثار علمای سلف درباره حديث غدير

حديث غدير آن قدر مهمّ و باعظمت است كه پيرامون آن كتاب های زيادی توسّط بزرگان نوشته شده است.

اكنون هم بايد شيعه و به خصوص حوزه، به کتب و آثار علماي گذشته توجه زيادی داشته باشد و طلاب مطالعات کافي و وافي در اين كتب داشته باشند تا بتوانند پاسخ گوی شبهات باشند.

شخصيّت الهی حضرت ابوطالب(علیه السلام)

يکي از مظلوميّت هاي اميرالمؤمنين علی(علیه السلام) اين است که عليه پدر بزرگوار ايشان حضرت ابوطالب(علیه السلام) که در اساس، بقا و پيشرفت اسلام نقش غير قابل انکاری داشت، شبهه مطرح می كنند و با اين جسارت ها می خواهند شخصيّت ممتاز آن بزرگوار را خدشه دار نمايند. بايد حوزه پاسخ گوی شبهاتی كه در مورد ايشان مطرح می شود باشد و شخصيّت الهی و بی نظير حضرت ابوطالب(علیه السلام) را به همگان معرفی كند.

صفحه ۱۶۰
صفحه ۱۶۱

۲. وظيفه خادمان غدير

اشاره

۲. وظيفه خادمان غدير۱

قال الله تعالی:

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لا يهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرينَ.۲

گرچه در اسلام جشن هاي کبير است خوب­تر از هرچه جشن عيد غدير است

ز آنکه در اين عيد دست عهد پيامبر بود به دستي که دست ربّ قدير است

آشناسازی مردم با معارف ولايی، هدف احيای غدير

بنده از همه عزيزاني که در اين برنامه بسيار مقدّسِ تعظيم امرولايت

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. ديدار اعضای ستاد بزرگداشت غدير استان قم، تاریخ ۳ آذر ۱۳۸۷هجری شمسی.
  2. ۲. مائده، ۶۷. «ای پیامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است ابلاغ کن، و اگر نکنی رسالت او را انجام نداده ای، خداوند تو را از «گزند» مردم، نگاه می دارد، آری خداوند گروه کافران را هدایت نمی کند».
صفحه ۱۶۱
صفحه ۱۶۲

اميرالمؤمنين(علیه السلام) و احيای روز بزرگ غدير شركت و اهتمام دارند و هدفشان اين است كه مردم بهتر و باشكوه تر بتوانند اين جشن بزرگ را برگزار کنند و به معاني، اهداف و پيام هايي که اين جشن و عيد دارد بيشتر آشنا شوند تشكر می كنم.

تبليغ ولايت علی(علیه السلام)، تبليغ تمام رسالت انبيا

هيچ آيه اي از قرآن مجيد در معنا و ابلاغ مانند آيه تبليغ نيست كه می فرمايد:

بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ؛۱

يعنی اگر ما بتوانيم ولايت اميرالمؤمنين(علیه السلام) را به دنيا برسانيم و ابلاغ کنيم، تمام رسالت و پيام هاي حضرت رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) و بعد تمام رسالت انبيای الهی ابلاغ شده است:

نام احمد نام جمله انبياست چون که صد آمد نود هم پيش ماست

تأکيدي که خداوند متعال در اين آيه شريفه نسبت به امر ولايت دارد، مسئله اي است که خود لحن آيه بر آن دلالت می كند و چنين آيه اي جز در امري به اهمّيّت امر ولايت نازل نمي شود. آيا بعد از

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. مائده، ۶۷. «آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است ابلاغ کن، و اگر نکنی رسالت او را انجام نداده ای».
صفحه ۱۶۲
صفحه ۱۶۳

آن همه مطالب و ابلاغاتي که حضرت رسول(صلی الله علیه و آله)فرمودند و همه احکام را بيان کردند، مطلب مهم ديگری غير از مسئله مبنايي ولايت اميرالمؤمنين(علیه السلام) باقی مانده بود؟

ولايت اميرالمؤمنين(علیه السلام) در حيات پيامبر(صلی الله علیه و آله)

مسئله ولايت اميرالمؤمنين(علیه السلام) از زمان شخص مبارك پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) هم مطرح بود. اینکه ايشان فرموده اند:

«أَنْتَ مِنّي بِمَنْزلَةِ هارُونَ مِنْ موُسَى إِلَّا أَنّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدي»؛۱

اگرچه برخي برداشت مي کنند که معنايش اعلام خلافت اميرالمؤمنين(علیه السلام) بعد از پيغمبر(صلی الله علیه و آله) است، ولی اين طور نيست، بلکه همان طوري که هارون در حيات حضرت موسی با او بود و مقام پيامبری هم داشت، اميرالمؤمنين(علیه السلام) در زمان حيات پيامبر(صلی الله علیه و آله) ولايت داشت و تنها فرق اين بود كه «أنّهُ لا نَبِيَّ بَعْدي» نبوّت به حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) ختم شد.

آيه شريفه: إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. ابن هشام، السیرة النبویه، ج۴، ص۹۴۷؛ طبرى، تاریخ، ج۲، ص۳۶۸؛ مفید، الارشاد، ج۱، ص۱۵۶؛ ابن اثیر جزری، الكامل فی التاریخ، ج۲،ص۲۷۸؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۲۱، ص۲۰۸. «تو ای علی جایگاهت نسبت به من جایگاه هارون نسبت به موسی است جز اینکه پس از من پیامبری نیست».
صفحه ۱۶۳
صفحه ۱۶۴

وَيُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَهُمْ راكِعُونَ۱هم بر همين مطلب دلالت دارد، يعنی می فرمايد در همان زمان پيامبر(صلی الله علیه و آله)، علی(علیه السلام) وليّ و امام بوده است و اين ولايت منحصر به جانشيني حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) نمي شود.

احترام خاصّ اميرالمؤمنين(علیه السلام) به پيامبر(صلی الله علیه و آله)

البته احترامي که اميرالمؤمنين(علیه السلام) نسبت به حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) داشتند احدي از مخلوقات نداشت، يعني آن عظمتي که اميرالمؤمنين(علیه السلام) از آن حضرت درک مي کردند كسي نمي توانست آن را درک کند.

به همين خاطر است كه بسياري از علوم صادره از اميرالمؤمنين(علیه السلام) بعد از حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) بوده است، به اين معنا كه در حيات پيامبر اكرم(علیه السلام)، اميرالمؤمنين(علیه السلام) خودش را فاني در وجود ايشان مي دانسته است و در مقابل، کساني هم بودند كه گاهي اوقات با نادانی و جهالت در مقابل وجود مبارك پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) عرض وجود مي کردند.

شما اين خطبه هاي بسيار برجسته ای که از حضرت علی(علیه السلام) در مورد الهيّات و معارف است ببينيد. آنها را بعد از حضرترسول(صلی الله علیه و آله) ايراد فرموده اند كه دلالت بر اين دارد كه ايشان در مقابل حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) نمي خواستند ذرّه ای عرض وجود کنند.

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. مائده، ۵۵. «ولی شما تنها خدا و پیامبر او است و کسانی که ایمان آورده اند؛ همان کسانی که نماز برپا دارند و در حال رکوع زکات می دهند».
صفحه ۱۶۴
صفحه ۱۶۵

اميرالمؤمنين(علیه السلام)، اولين بيعت كننده با پيامبر(صلی الله علیه و آله)

وقتی آيه: وَ أَنْذِرْ عَشيرَتَكَ الْأَقْرَبينَ ۱در سال سوم هجرت نازل شد و پيغمبر مأمور به انذار قوم و قبيله اش با آن کيفيت گرديد كه مثل توماس کارلايل۲

هم درکتاب «الأبطال» اين قضيه را مفصّل نقل كرده است، پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) در آن مجلس خطاب به جمعيّت سه مرتبه فرمودند که: «کدام يک از شما اول با من بيعت مي کنيد که هرکسی ابتدا بيعت کند خليفه من می باشد»، هيچ کسی غير از اميرالمؤمنين(علیه السلام) جواب نداد چرا كه بيچاره ها نمي توانستند بفهمند كه اين دعوت و دين چطور جلو مي رود و دنيا را فتح مي کند.

اينها نکات مهمّي از زندگي اميرالمؤمنين(علیه السلام) است كه بايد بررسي شود و در مورد آن كتاب ها نوشته شود تا مردم با اين مطالب آشنا شوند.

فضایل علی(علیه السلام) از زبان پيامبر(صلی الله علیه و آله)

حضرت رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) مي فرمايد:«لَوْ أَنَّ الْبَحْرَ مِدَادٌ وَالْغِيَاضَ أَقْلَامٌ وَالْإِنْسَ كُتَّابٌ وَالْجِنَّ حُسَّابٌ مَا أَحْصَوْا فَضَائِلَكَ يَا أَبَا الْحَسَنِ».۳

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. شعراء، ۲۱۴. «و خویشاوندان نزدیکت را انذار کن».
  2. ۲. مورّخ، فیلسوف و مستشرق انگلیسی.
  3. ۳. خوارزمی، المناقب، ص۳۲۸؛ مجلسی، بحار الانوار، ج ۴۰، ص۷۵، ب۹۱، ح۱۱۴. [«اگر دریاها مرکَّب و جنگل ها قلم و انسان ها نویسنده و جنّیان حسابگر باشند نمی توانند فضایل تو را بشمارند ای اباالحسن».
صفحه ۱۶۵
صفحه ۱۶۶

اين کلام پيامبری است كه وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌ يُوحى.۱

كلام، كلام يك فرد عادّي نيست که بگوييم حساب نشده به زبان جاري شده است و مثل تعريف ها و مدح هايي که ما از هم مي کنيم نيست.

حال امثال بنده اصلاً قادر نيستيم در فضایل اميرالمؤمنين(علیه السلام) سخن بگوييم.

کتاب «الامام علی صوت العدالة الانسانیه»

کتاب «الامام علی صوت العدالة الانسانیه»۲

اعتراف به فضایل اميرالمؤمنين علی(علیه السلام) تنها مخصوص مسلمانان نيست. يكی از دانشمندان اسلام شناس به نام جرج جرداق مسيحی كتابی نوشته است به نام «الامام

علی صوت العدالة الانسانيه» كه قبل از آنكه آن را به كسی اهدا كند، نسخه ای از آن را به همراه نامه ای به حضرت آيت الله العظمی بروجردي& اهدا نموده بود.

در يكي از روزها كه حقير خدمت ايشان بودم اين نامه را به مندادند تا مطالعه كنم.

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. نجم، ۳ ۴. «و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی گوید؛ آنچه می گوید جز وحی که بر او نازل شده نیست».
  2. ۲. تفصيل اين قضيه را می توانيد در كتاب «فخر دوران» تألیف معظّم له ببينيد.
صفحه ۱۶۶
صفحه ۱۶۷

اين دانشمند مسيحي نوشته بود كه من در حالات، سيره و تاريخ زندگي امام علي(علیه السلام) مطالعه كرده ام و در آن، به اصول، مباني و معاني بزرگي كه تازه بشريّتِ امروز و مخصوصاً دنياي غرب ادعاي رسيدن به آن معاني و پيشنهاد آن مباني را دارد رسيده ام و اسلام شناسان و خاورشناسان غربي اگر چه كم وبيش اين معاني را در زندگي آن امام عظيم درك كرده اند اما نخواسته اند قبول كنند كه اين افتخار براي شرق است و من دريغ دانستم كه چنين شخصيّت بزرگي در شرق باشد و قدرش مخفي بماند، لذا اين كتاب را نوشتم و چون مسيحي هستم كسي نمي تواند مرا نسبت به بيان مراتب بلند امام به تعصّب نسبت دهد.

ايشان در ادامه نوشته بود كه شما (حضرت آيت الله العظمی بروجردي) بعد از مطالعه، تصديق مي نماييد كه «إِنّي أنْصَفْتُ الإِمامَ بَعْضَ الإِنْصَافِ».

مظلوميّت علی(علیه السلام) در جامعه اسلامی

مقصود اینکه در جامعه اسلامی هيچ کسي به قدر اميرالمؤمنين(علیه السلام) مظلوم نيست، شخصيّتي که حتي مسيحيان اين گونه در فضلش می نويسند در بين ما اين قدر ناشناخته است. بايد ذكر و نام اميرالمؤمنين(علیه السلام) و فضایل آن حضرت را در جامعه ترويج وتبليغ كنيم تا بتوانيم قطره ای از فضایل آن حضرت را بيان كنيم.

صفحه ۱۶۷
صفحه ۱۶۸

لزوم رعايت ظواهر شرعی در جشن غدير

شما بايد خدمت به مكتب ولايت را گرامي بداريد و به آن افتخار نماييد. البته در عين حال که جشن ها و مراسم سرور در روز غدير برگزار می شود بايد مراقب ظواهر شرعي بود كه خدای ناكرده به اسم هنر دچار معصيت نشويم و اين کار بزرگ و الهی را آلوده نکنيم و همان گونه رفتار نماييم كه مناسب شئون ولايي اميرالمؤمنين(علیه السلام) باشد.

صفحه ۱۶۸
صفحه ۱۶۹

۳. مدافعان ولايت

اشاره

۳. مدافعان ولايت۱

ارتباط آيه تبليغ و اكمال دين

بايد همگان در آيه: يَا أيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إلَيْكَ ...۲۲) تدبّر كنند و بينديشند. تأمّل كنند كه چه موضوع مهمّی غير از اعلام ولايت می تواند باشد كه خداوند امر فرموده با اين كيفيّت تبليغ شود.

شما اين آيه را كنار آيه اکمال دين:

الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي وَرَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً؛۳

بگذاريد. آيا غير از ولايت اميرالمؤمنين(علیه السلام)، مطلب ديگريفهميده می شود؟

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. ديدار تعدادی از طلاب مدرسه الحجة مشهد، تاريخ ۲۷ آذر ۱۳۸۷ هجری شمسی.
  2. ۲. مائده، ۶۷. «ای پیامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است ابلاغ کن».
  3. ۳. مائده، ۳. «امروز دین شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پسندیدم».
صفحه ۱۶۹
صفحه ۱۷۰

اهميّت واقعه غدير در كلام دانشمندان

آن قدر غدير خم اهميّت دارد و روشن است كه ابوالمعالي جوينی می گويد: «در بغداد در نزد صحافی يک جلد کتاب ديدم که بر آن نوشته شده بود: جلد بیست و هشتم از طرق حديث: «مَنْ كُنْتُ مولاهُ» كه جلد بیست و نهم بعد از آن می آيد».۱

همه علما هم به مناسبت هاي مختلف متعرّض حديث غدير شده اند. عالمي که در علم لغت کتاب نوشته در ارتباط با کلمات «مَنْ کُنْتُ مَولاهُ فَهذا عَلِيٌّ مَولاهُ» سخن رانده است، عالم رجالی، دانشمند علم حديث، محقّق در تاريخ و همه و همه در اين باب به سخن پرداخته اند.

افتخار به فرهنگ غدير

هويّت و شخصيّت ما عجين با مسئله غدير است. بايد از غدير تجليل کنيم و برنامه هاي آن را باشکوه تر برگزار کنيم.

فرهنگ ما، فرهنگ اسلام و عدالت، ايمان و پرهيزکاري و فرهنگ غدير است. افتخار هم مي کنيم که ملتزم به شخصيّتي هستيم که بعد از وجود پيامبر گرامي اسلام(صلی الله علیه و آله)، شخصيّت ممتاز جهان اسلام است.

لزوم دفاع از حدود و ثغور ولايت

هرکس بايد در هر حدّي که مي تواند از حدود و ثغور دين و ولايت که مورد نظر حضرت اميرالمؤمنين علی(علیه السلام) است، دفاع کند و ولايتش

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. قندوزی، ينابيع المودّه، ج۱، ص۱۱۳ ۱۱۴.
صفحه ۱۷۰
صفحه ۱۷۱

را نگه بدارد و در هجومي که به دين و ولايت مي شود، در مقام دفاع و ايستادگي باشد.

صفحه ۱۷۱
صفحه ۱۷۲

۴. اساس دين

اشاره

۴. اساس دين۱

لزوم تبليغ همگانی مكتب غدير

همه شيعيان در هر نقطه از دنيا که باشند بايد غدير را گرامي داشته و تجليل کنند. البته وجود ستاد و تشکيلاتي در قم براي بزرگداشت ايّام دهه غدير امري لازم بود تا در طول سال روي اين مسئله کار کنند كه اين مراسم با شکوه و عظمت بيشتري برگزار شود.

ولايت، شرط قبولی اعمال

اگر کسي يک دنيا عمر داشته باشد و تمام اعمال صالحه را انجام دهد و به همه پيامبران هم عشق بورزد ولي از ولايت اميرالمؤمنين(علیه السلام) محروم باشد در روز قيامت از هيچ يک از اعمال بهره اي نمي برد، چرا که شرط قبولي اعمال و عبادات، قبول ولايت اميرالمؤمنين و ائمه طاهرين(علیهم السلام) است و سعادت دنيا و آخرت به واسطه اينها است و اگر جامعه اي بخواهد سعادتمند باشد، راهش تمسّك به ولايت اميرالمؤمنين(علیه السلام) است.

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. ديدار اعضای ستاد غدير استان قم، ايّام غديريه، سال ۱۳۸۸ هجری شمسی.
صفحه ۱۷۲
صفحه ۱۷۳

علی(علیه السلام) افضل اصحاب پيامبر(صلی الله علیه و آله)

ايمان به خدا، جهاد، زهد و علم چهار صفتي هستند که مسلمان ها اعتقاد دارند اگر اين صفات در کسي جمع شود، در فضيلتش از همه اصحاب پيامبر(صلی الله علیه و آله) بالاتر است.

اميرالمؤمنين(علیه السلام) اعلا درجه اين صفات را دارا هستند و ما در هيچ يک از صفات، بالاتر از او را سراغ نداريم و حتي غير مسلمان ها هم به اين امر اعتراف دارند.

صفحه ۱۷۳
صفحه ۱۷۴

۵. معرفت افزایی نسبت به ولايت

اشاره

۵. معرفت افزایی نسبت به ولايت۱

لزوم افزايش معرفت نسبت به مقامات علی(علیه السلام)

حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) در روايتی فضایل و مناقب اميرالمؤمنين حضرت علي(علیه السلام) را غير قابل شمارش دانسته اند:

«لَوْ أَنَّ الْبَحْرَ مِدَادٌ وَالْغِيَاضَ أَقْلَامٌ وَالْإِنْسَ كُتَّابٌ وَالْجِنَّ حُسَّابٌ مَا أَحْصَوْا فَضَائِلَكَ يَا أَبَا الْحَسَنِ».۲

از اين رو شناخت و آگاهي ما نسبت به حضرت علي(علیه السلام) هر چقدر هم باشد، باز هم اندک است و ما بايد شناختمان را نسبت به ايشان افزايش دهيم و نسل جوان را با معارف حقّه اهل بيت(علیهم السلام) آشنا سازيم.

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. مراسم رونمايی از دوره ۲۷ جلدی سلسله موضوعات الغدير اثر مرحوم علّامه امينی(قدس سره)، تاريخ ۲۷ اردیبهشت۱۳۹۰ هجری شمسی.
  2. ۲. خوارزمی، المناقب، ص۳۲۸؛ مجلسی، بحار الانوار، ج ۴۰، ص۷۵، ب۹۱، ح۱۱۴. «اگر دریاها مرکَّب و جنگل ها قلم و انسان ها نویسنده و جنّیان حسابگر باشند نمی توانند فضایل تو را بشمارند ای اباالحسن».
صفحه ۱۷۴
صفحه ۱۷۵

كتاب «الغدير» احياكننده ولايت

کتاب ارزشمند الغدير علّامه اميني(قدس سره)، احياکننده ولايت است و احيای اين كتاب و خدمت به ترويج اين اثر ارزشمند، توفيق بزرگی است كه نصيب شما عزيزان شده است. قدر خود را بدانيد و بدانيد هر چقدر هم شکر خدا را به جاي آوريد، باز هم اندک است.

صفحه ۱۷۵
صفحه ۱۷۶

۶. جهانی مشتاق مكتب غدير

اشاره

۶. جهانی مشتاق مكتب غدير۱

خدمت به غدير، عنايت الهی

کساني که خود را در احياي امر اهل بيت(علیهم السلام) مخصوصاً احيای مكتب غدير وقف کرده اند بايد قدر خويش را بدانند و از اين فرصت بهترين بهره ها را بگيرند و بدانند که چنين توفيقي براي هرکسي فراهم نمي شود.

تلاش براي بزرگداشت غدير و برگزاري جشن هاي آن، نياز به ذوق و اشتياق فراوان دارد که از عهده هرکسي بر نمي آيد و تنها کساني که مشتاق اهل بيت(علیهم السلام) هستند چنين توفيقي را به دست مي آورند، زيرا اين کار بسيار سنگين است و بدون عشق به اهل بيت(علیهم السلام) محقق نمي شود.

اشتياق جهان به شناختن مكتب ولايت

امروز حقيقت و نورانيّت اميرالمؤمنين و ائمه اطهار(علیهم السلام) بر کسي

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. ديدار اعضای ستاد برگزاری همايش «غديرشناسی» مشهد مقدّس، تاريخ ۲۱ مهرماه ۱۳۹۰ هجری شمسی.
صفحه ۱۷۶
صفحه ۱۷۷

مخفي نمانده است به گونه اي که شرق و غرب به دنبال آن هستند و مي خواهند از اين مکتب کسب معرفت کنند.

لزوم گرامیداشت غدير

همه شيعيان در هر نقطه ای از دنيا که باشند بايد غدير را گرامي داشته و تجليل کنند، ولي شهر مشهد مقدّس با توجه به سابقه تشيّع و ولايت مداري و به مناسبت وجود حرم حضرت رضا(علیه السلام) اختصاصاتي دارد که شايسته است برنامه هاي بزرگداشت غدير در مشهد مورد الگو و سرمشق ديگران باشد.

صفحه ۱۷۷
صفحه ۱۷۸

۷. ذی الحجّه، ماه ولايت

اشاره

۷. ذی الحجّه، ماه ولايت۱

ابلاغ ولايت علی(علیه السلام) اساس اسلام

از آيات تبليغ،۲

تطهير،۳

ولايت،۴

خاتم بخشي۵

و سوره «هَلْ أتي»، استفاده مي شود که مسئله ابلاغ و اعلام ولايت مولاي متقيان حضرت علي(علیه السلام) اصل دين و اساس اسلام است و وظيفه تبليغ آن، نه تنها براي شخص حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) بود بلکه در تمام اعصار و زمان ها، وظيفه همه مسلمانان و مؤمنين مي باشد و بدون آن، ايمان افراد ناقص خواهد ماند.

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. اجتماع بزرگ مبلّغان اعزامی به سراسر کشور به مناسبت دهه مبارک غدير، تاريخ ۱۱ آبان ۱۳۹۰ هجری شمسی، مدرسه علميّه مرحوم آيت الله العظمی گلپايگانی(قدس سره).
  2. ۲. مائده، ۶۷.
  3. ۳. احزاب، ۳۳.
  4. ۴. مائده، ۵۵.
  5. ۵. مائده، ۵۵.
صفحه ۱۷۸
صفحه ۱۷۹

وضوح واقعه غدير

واقعه غدير را شيعه و سنّي در کتاب هاي خود از زمان هاي گذشته تا به امروز آورده اند و شايد بتوان گفت آن قدر که کتاب درباره غدير نوشته شده است درباره موضوعات ديگر نوشته نشده است.

موضوع غدير آن قدر روشن و واضح است که هرکس مختصر انصافي داشته باشد آن را قبول مي کند و انکار آن يعني انکار آفتاب و روشنايي آن.

ذی الحجة الحرام، ماه ولايت و امامت

همه ماه ذی الحجة الحرام، ماه ولايت و امامت است. در روز بيست و چهارم و بيست و پنجم اين ماه نيز آياتي درباره فضایل اميرالمؤمنين و اهل بيت(علیهم السلام) نازل گرديده که شيعيان بايد علاوه بر روز غدير، آن روزها را هم محترم شمرده و به آن افتخار نمايند.

آيه شريفه:

إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَهُمْ راكِعُونَ؛۱

به اتّفاق همه علما و مفسرين سنّي و شيعه درباره خاتم بخشي حضرت

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. مائده، ۵۵. «ولیّ شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آورده اند؛ همان کسانی که نماز را برپا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند».
صفحه ۱۷۹
صفحه ۱۸۰

علي(علیه السلام) بوده است که در روز بيست و چهارم اين ماهنازل شده است۱و همچنين آيه مبارکه مباهله۲در اين روز درباره فضيلت اميرالمؤمنين، حضرت صديقه طاهره، امام حسن و امام حسين(علیهم السلام) نازل شده است۳

که در اين آيه، حضرت علي(علیه السلام) نفس و جان رسول الله(صلی الله علیه و آله) از طرف خداوند معرّفي شده است.

همچنين روز نزول آيه شريفه تطهير،۴

روز بيست و چهارم مي باشد۵و روز بيست و پنجم، آياتي از سوره شريفه انسان درباره فضايل اهل بيت(علیهم

السلام) نازل گشته است۶که لازم است همه شيعيان اين روزها را براي يکديگر يادآوري کرده و آنها را مغتنم شمارند و به ديگران هم ابلاغ نمايند.

لزوم اعزام مبلّغان غدير

اعزام مبلّغان ديني به سراسر کشور جهت بزرگداشت عيد سعيدغدير،

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. مفید، مسار الشیعه، ص۴۱؛ طوسی، مصباح المتهجّد، ص۷۵۸؛ ابن طاووس، اقبال الاعمال، ج۲، ص۳۶۸؛ مجلسی، زاد المعاد، ص۲۱۹.
  2. ۲. آل عمران، ۶۱.
  3. ۳. مفید، مسار الشیعه، ص۴۱؛ طوسی، مصباح المتهجّد، ص۷۵۹؛ مجلسی، زاد المعاد، ص۲۱۷، ۲۲۴.
  4. ۴. احزاب، ۳۳.
  5. ۵. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۱۴۸؛ کفعمی، المصباح، ص۵۱۵؛ مجلسی، زاد المعاد، ص ۲۱۷ ۲۱۸.
  6. ۶. مفید، مسار الشیعه، ص۴۱۴۲؛ کفعمی، المصباح، ص۵۱۵؛ مجلسی، زاد المعاد، ص۲۲۷.
صفحه ۱۸۰
صفحه ۱۸۱

کار بسيار ارزشمند و بزرگي است و بزرگواراني که اين امر مهم را بر عهده گرفته اند و اين روز الهي را با شکوه و عظمت در سراسر کشور برگزار مي کنند، افتخار بزرگي نصيب آنها شده است و اجر و ثواب فراواني در پيشگاه خداوند متعال دارند و بايد اين مسير را ادامه دهند.

صفحه ۱۸۱
صفحه ۱۸۲

۸. غدیر و اهمیّت مديريّت در اسلام

اشاره

۸. غدیر و اهمیّت مديريّت در اسلام۱

نصوص قرآنی بر ولايت اميرالمؤمنين(علیه السلام)

هركسی در دو آيه:

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ؛۲

والْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكمُ الْإِسْلاَمَ دِيناً؛۳

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. مراسم عمامه گذاری شماری از طلاب غير ايرانی جامعة المصطفی العالميه، عيد غدير سال ۱۳۹۰ هجری شمسی.
  2. ۲. مائده، ۶۷. «ای پیامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است ابلاغ کن، و اگر نکنی رسالت او را انجام نداده ای، و خداوند تو را از «گزند» مردم، نگاه می دارد، آری خداوند گروه کافران را هدایت نمی کند».
  3. ۳. مائده، ۳. «امروز دین شما را کامل کردم؛ ونعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ واسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پسندیدم».
صفحه ۱۸۲
صفحه ۱۸۳

دقّت كند و اهل انصاف باشد به يقين، پيام غدير را دريافت مي کند چرا كه مضامين اين دو آيه، خود گويا و آشکار است.

پيامبر(صلی الله علیه و آله) با وجود اینکه تمامي مسائل خداشناسي، توحيد، معاد و احکام فرعي، سياسي، اخلاقي و عبادي و همه آنچه را که لازمه يک جامعه متفکّر و پيشرو باشد براي مردم بيان کرده بودند و چيزي نمانده بود تا بيان شود، باز هم خداوند به ايشان مي فرمايند که: «اگر اين پيام را در حجّة الوداع نرساني، رسالت شما کامل نشده است».

اين مطلب نشان مي دهد که تعيين مديريت جامعه و شخص حضرت علي(علیه السلام) از بسياري از اين مطالب مهم تر است و بدون انجام اين پيام، رسالت ناقص حساب مي شود.

مديريت در جامعه اسلامی

از هر فرد منصفي سؤال شود به يقين اعتراف مي کند که مديريّت جامعه در اسلام بسيار مهم است چرا كه در حجّة الوداع اين گونه پيامي به پيامبر(صلی الله علیه و آله) ابلاغ شد و از ايشان خواسته شد که جانشين خود را انتخاب کند تا مديريت جامعه بر اساس آن باشد. به همين دليل اين رفتار، اهميّت و جايگاه مديريت را در اسلام نشان مي دهد.

اگر مسئله مديريت بعد از پيامبر(صلی الله علیه و آله) مشخص نمي شد، پيام ايشان ناقص بود، زيرا دين اسلام جهان شمول است و بدون اعلام اين مديريت، پيام آن نيز کامل نمي شد.

صفحه ۱۸۳
صفحه ۱۸۴

نصوص روايی متواتر در ولايت علی(علیه السلام)

البته افزون بر اين دو آيه قرآن کريم، روايات فراوان و متواتري در تفسير حادثه غدير و معرفي اميرالمؤمنين(علیه السلام) توسط پيامبر گرامي اسلام(صلی الله علیه و آله) وجود دارد که در کتب همه علماي بزرگ اسلام آمده و مورد اتّفاق همه و از وضوح و روشنی غير قابل انکار است.

صفحه ۱۸۴
صفحه ۱۸۵

۹. سيره امام غدير

اشاره

۹. سيره امام غدير۱

التزام به لوازم ولايت مداری

دهه ولايت و عيد سعيد غدير خم را به همه شما عزيزان تبريك عرض می كنم و اميدوارم که همه از برکاتِ ولايت مولاي متقيان اميرالمؤمنين علي(علیه السلام) بهره مند باشيم و خط ولايتِ اهل بيت(علیهم السلام) را نگه داريم و به لوازم آن ملتزم باشيم.

اعتراف همگان به فضایل علی(علیه السلام)

تمام شيعه و سنّي و دوست و دشمن به فضایل و مناقب، عدالت خواهي، عبادت، زهد، تقوا و پرهيزکاري حضرت علي(علیه السلام) اعتراف دارند.

ما که رهبر و امامي همچون اميرالمؤمنين علي(علیه السلام) داريم بايد انتصاب به چنين شخصيّتي را افتخار بدانيم و قدر اين نعمت عظيم را بدانيم. بايد شيعه واقعي باشيم و در عمل نشان بدهيم كه پيرواميرالمؤمنين(علیه السلام) هستيم.

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. ديدار شماری از فرماندهان نيروی انتظامی و رؤسای کلانتری های سراسر کشور، تاریخ ۲۵ آبان ۱۳۹۰ هجری شمسی هم زمان با ايّام غديريه.
صفحه ۱۸۵
صفحه ۱۸۶

سيره اميرالمؤمنين(علیه السلام)

در روايات داريم كه اميرالمومنين علي(علیه السلام) نشست و برخاستش با مردم، عادي بود.۱

آن حضرت هرگز صفات رذيله تکبّر و تحميل بر مردم در وجود مباركش نبود.

با وجود تمام کمالات و صفاتي که آن حضرت داشتند اگر کسي به حضور ايشان مي رسيد، آن بزرگوار را بسيار متواضع و فروتن مي يافت و معلوم نبود که ايشان فرمانرواي کشور پهناور اسلامي مي باشند. اگر کسي در محضر ايشان حاضر مي شد، هيبت اميرالمؤمنين وجودش را فرا نمي گرفت.

بايد از اینکه منتسب به چنين شخصيّت عظيمی هستيم افتخار کنيم، زيرا حتي دشمنان ايشان با شنيدن صفات و فضايل ايشان بي اختيار گريه مي کنند.

بايد اين اخلاق حسنه، عدالت خواهي و ظلم ستيزي در وجود همه شيعيان متبلور باشد گرچه براي ما ممکن نيست که اين صفات را تمام و کمال داشته باشيم، ولي بايد به اندازه توان، خود را به اين صفات نزديک کنيم.

اهتمام اميرالمؤمنين(علیه السلام) به رسيدگی به فقرا

در اسلام به طبقات محروم خيلي توجه شده است. حضرترسول

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. طبرسی، مجمع البیان، ج۹، ص۱۴۷؛ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج۴، ص۱۰۰، ب۳۰، ح۴۶۱۹؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۶۳، ص۳۲۰.
صفحه ۱۸۶
صفحه ۱۸۷

اکرم(صلی الله علیه و آله) فرموده اند:

«که خدايا مرا مسکين زنده بدار و مسکين بميران و مرا در قيامت در صف فقرا و مساکين محشور کن».۱

البته مسکين و محتاج تنها به معناي اين نيست که انسان بيکار باشد و کاري نداشته باشد، بلکه يک معناي آن اين است که به دنبال رياست طلبي، دنياطلبي و جاه طلبي نباشد. به همين دليل حضرت از خداوند چنين خواسته اي داشتند تا خويش را به اين فضایل آراسته کنند.

حضرت علي(علیه السلام) يکي از فرماندهان و حاکمان کشور اسلامي خود را به واسطه شرکت در يک مهماني اشرافي و اعياني که عدّه زيادي از ثروتمندان در آن شرکت داشتند و فقرا و مستمندان از آن سفره رنگارنگ محروم بودند شديداً مورد مؤاخذه قرار داده و او را توبيخ نمودند.

امام نامه شديداللّحني به او نوشتند که با اين جملات آغاز مي شود:

«اي پسر حنيف، به من خبر رسيده است که يکي از مردان بصره تو را به سفره اي دعوت کرده است و تو به آنجا شتافته اي. خوردني هاي

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. طبرانی، الدعاء، ص۴۲۲؛ ابن عبدالبر، الاستذکار، ج۲، ص۵۴۰؛ طبرسی، مشکاة الانوار، ص۲۲۸؛ ابن ابی جمهور احسائی، عوالی اللئالی، ج۱، ص۳۹؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۶۹، ص۱۷، ۳۰، ۴۶، ۴۹.
صفحه ۱۸۷
صفحه ۱۸۸

نيکو برايت آورده اند و پي درپي ظرف هاي غذا در برابرت گذاشته اند. گمان نمي کردم مهماني مردي را بپذيري که نيازمندان را به جفا رانده باشد و تنها ثروتمندان را دعوت کرده باشد ...».۱

بايد همه مسئولان اين نامه تاريخي را بخوانند که چگونه آن حضرت فرماندار خاطي خود را توبيخ کردند.

لزوم ترويج كتاب نهج البلاغه

تمام زندگي حضرت علي(علیه السلام) عدالت، عبادت و بندگي خدا بود. در زهد، پارسايي و علم نمونه بود و صفت علم در ميان ساير صفاتش درخشش خاصّي داشت که يکي از آثار علمي ايشان کتاب نهج البلاغه است که افتخار بزرگي براي مکتب شيعه است.

متأسّفانه ما در مقام عمل و بهره بردن از کتاب گران قدر و ارزشمند نهج البلاغه فاصله زيادی داريم. بايد همه اهتمام كنند كه اين كتاب ارزشمند و عظيم كه واقعاً مظلوم واقع شده است را در جامعه رواج دهند.

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. نهج البلاغه، نامه ۴۵، ص۴۱۷ ۴۲۰.
صفحه ۱۸۸
صفحه ۱۸۹

۱۰. مبلّغان غدير

اشاره

۱۰. مبلّغان غدير۱

قال الله تعالی:

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ؛۲

وقال تعالی:

يَا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقينَ.۳

لزوم تقويت هويّت ولایی

بنده با كمال تشكر و عرض ادب و احترام، از خداوند متعال براي شما مسئلت توفيق مي كنم و اميدوارم كه مشمول عنايات خاصه آقا

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. دیدار مبلّغان شركت كننده در دوره آموزشی غديريه، تاريخ ۱۸ شهریور ۱۳۹۱ هجری شمسی.
  2. ۲. مائده، ۶۷. «ای پیامبر آنچه را از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است ابلاغ کن و اگر نکنی رسالت او را انجام نداده ای».
  3. ۳. توبه، ۱۱۹. «ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا پروا کنید و با راست گویان باشید».
صفحه ۱۸۹
صفحه ۱۹۰

حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشيد و در اين حركت و نهضتي كه الحمد لله فراهم شده است بتوانيد خدمات درخشاني را به ولايت اميرالمؤمنين(علیه السلام) و آشنا كردن بيشتر مردم به مسائل ولایي را انجام دهيد، چرا كه هويّت ما، هويّت ولایي است و بايد تقويت شود و از اينكه ضعفي در اين هويّت پيدا شود بايد به شدّت جلوگيري نمود.

غدير، ابلاغ و اخطاری بزرگ

مسئله غدير، مسئله بسيار مهمّي است، البته ادلّه و نصوصي كه بر خلافت بلافصل اميرالمؤمنين(علیه السلام) به طور متواتر دلالت دارد منحصر به غدير نيست، ليكن غدير به مناسبت اينكه پيغمبر اكرم(صلی الله علیه و آله) در اين روز، برنامه بسيار باعظمتي را جهت معرّفي اميرالمؤمنين(علیه السلام) به عنوان وصيّ و امام بعد از خود برگزار كردند، بسيار مهمّ است. روز غدير با آن برنامه، فقط يك نصّ نيست بلكه يك ابلاغ بزرگ است. غدير، يك اخطار مهمّ به تمام مسلمان ها تا روز قيامت است كه مردم مسئله ولايت را فراموش نكنند.

در سال سوم بعثت وقتي كه آيه: «وَ أَنْذِرْ عَشيرَتَكَ الْأَقْرَبينَ»۱نازلشد، پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) برنامه اي تشكيل داده و در مرتبه اول، دوم و سوم به خويشاوندان خويش فرمودند: «كدام يك از شما به من كمك مي كنيد و به من ايمان مي آوريد؟». در آن وقت براي كساني كه ايمان

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. شعراء، ۲۱۴. «و خویشاوندان نزدیکت را انذار کن».
صفحه ۱۹۰
صفحه ۱۹۱

كاملي نداشتند، پيش بيني پيشرفت آن چناني اسلام ممكن نبود و جواب مثبت ندادند. تنها كسي كه به خاطر ايمان كامل جواب داد، اميرالمؤمنين(علیه السلام) بود كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در همان جا به خلافت اميرالمؤمنين(علیه السلام) تصريح فرمودند.۱

دلالت نصوص جليّه قرآنی بر ولايت علی(علیه السلام)

ما در قرآن نصوصي داريم كه اينها را نصوص جليّه مي­نامند، و يك سري از آيات هم، نصوص خفيّه هستند.

نصوص جليّه، نصوصي است كه اگر اهل فهم و اطلاع اين آيات را بخوانند، صراحت آن بر ولايت اميرالمؤمنين(علیه السلام) را متوجه مي شوند، مثل آيه شريفه:

أَفَمَنْ يَهْدي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلّاأَنْ يُهْدى فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ ؛۲

يعني آيا شخصيّتي مثل اميرالمؤمنين(علیه السلام) با اين همه علوم و مقامات مي تواند مردم را هدايت كند يا كسي كه خودش هم بايد هدايت شود؟

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. احمد بن حنبل، مسند، ج۱، ص۱۵۹؛ حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص ۵۴۲ ۵۴۳؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۴۷ ۴۸؛ و دیگر مصادر حدیثی شیعه و اهل سنت.
  2. ۲. يونس، ۳۵. «آیا کسی که به سوی حق هدایت می کند برای پیروی شایسته تر است یا آن کس که خود هدایت نمی شود مگر هدایتش کنند؟ شما را چه می شود؟ چگونه داوری می کنید؟».
صفحه ۱۹۱
صفحه ۱۹۲

شما آيه:

إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ؛۱

و تفسير آن را ببينيد.

رواياتي از شيعه و اهل سنّت در تفسير اين آيه نقل شده است كه اصلاً قابل مناقشه نيست. پيغمبر اكرم(صلی الله علیه و آله) مي فرمايد:

«أَنَا الْمُنْذِرُ وَعَلِيٌّ الْهَادِي مِنْ بَعْدِي، يَا عَلِيُّ بِكَ يَهْتَدِي الْمُهْتَدُونَ».۲

اعتراف بزرگان اهل سنّت به فضایل علی(علیه السلام)

ابن بطريق از شخصيّت هاي بزرگ علم حديث است كه مشايخبزرگي از اهل سنّت دارد. ايشان كتابي دارد به نام «خصائص الوحي المبين في مناقب امير المؤمنين(علیه السلام)». وي در اين كتاب، آياتي را كه راجع به اميرالمؤمنين(علیه السلام) است از كتب عامّه به سندهاي معتبر و از مشاهير خودشان نقل كرده است.۳كتاب بسيار ارزشمند و مورد استفاده است

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. رعد، ۷. «تو فقط بیم دهنده ای و برای هر گروهی هدایت کننده ای است».
  2. ۲. حسكانی، شواهد التنزيل، ج۱، ص۳۸۱ ۳۸۲؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۶، ص۱۵؛ ابن بطریق، خصائص الوحی المبین، ص۱۴۰؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۹، ص۱۰۷؛ ج۲۳، ص۲؛ و ديگر مصادر معتبر شيعه و اهل سنّت. «من هشدار دهنده هستم و علی(علیه السلام) پس از من هدایت گر است. ای علی(علیه السلام) به وسیله تو هدایت یافتگان هدایت می شوند».
  3. ۳. ابن بطریق، خصائص الوحی المبین، ص۷۱ ۲۴۹.
صفحه ۱۹۲
صفحه ۱۹۳

كه همه شما عزيزان بايد اين كتاب را بخوانيد.

ابن بطريق كتاب ديگري دارد به نام «العمده» كه مشحون از فضایل اهل بيت(علیهم السلام) است كه آن هم كتاب بسيار نفيس و ارزشمندي است و بايد مورد توجه قرار گيرد.

در ديگر روايات هم از طريق شيعه و اهل سنّت به مسئله ولايت اشاره شده است از باب نمونه اينكه فرمودند:

«لَوْ أَنَّ عَبْداً عَبَدَ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ مِثْلَ مَا قَامَ نُوحٌ فِي قَوْمِهِ وَكَانَ لَهُ مِثْلُ أُحُدٍ ذَهَباً فَأَنْفَقَهُ فِي سَبِيلِ الله وَمُدَّ فِي عُمُرِهِ حَتَّى حَجَّ أَلْفَ عَامٍ عَلَى قَدَمَيْهِ ثُمَّ قُتِلَ بَيْنَ الصَّفَا وَالْمَرْوَةِ مَظْلُوماً ثُمَّ لَمْ يُوَالِكَ يَا عَلِيُّ لَمْ يَشَمَّ رَائِحَةَ الْجَنَّةِ وَلَمْ يَدْخُلْهَا»؛۱اگر كسي به قدر عمر رسالت نوح عبادت كند و به اندازه كوه احد طلا انفاق نمايد و... سپس ولايت اميرالمؤمنين را نداشته باشد بوي

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. مصادر شيعه و مصادر اهل سنّت از جمله: خوارزمی، المناقب، ص۶۷ ۶۸؛ طبری، بشارة المصطفی، ص۱۵۳؛ قندوزی، ينابيع المودّه، ج۲، ص۲۹۳؛ اربلی، کشف الغمّه، ج۱، ص۱۰۰. «اگر بنده ای خدای متعال را به قدری عبادت کند که حضرت نوح در میان قومش بود و برای او مثل کوه احد طلا باشد پس آن را در راه خدا انفاق کند و عمرش طولانی شود به قدری که بتواند هزار سال با پای پیاده حج به جا آورد، سپس میان صفا و مروه مظلومانه کشته شود سپس ولایت تو را نپذیرد و تو را دوست نداشته باشد ای علی چنین کسی بوی بهشت را استشمام نمی کند و داخل بهشت نمی شود».
صفحه ۱۹۳
صفحه ۱۹۴

بهشت را استشمام نمي كند و داخل آن نمي شود.

غير قابل شمارش بودن فضایل علی(علیه السلام)

آري! فضایل اميرالمؤمنين(علیه السلام) بيش از آن است كه تصوّر شود. پيغمبر اكرم(صلی الله علیه و آله) مي فرمايد:

«إِنَّ اللهَ تَعَالَى جَعَلَ لِأَخِي فَضَائِلَ لَا تُحْصَى»؛۱

كسي غير از خداوند نمي تواند فضایل اميرالمؤمنين(علیه السلام) را احصا كند.

در جاي ديگري هم پيغمبر اكرم(صلی الله علیه و آله) خطاب به اميرالمؤمنين(علیه السلام) فرمود:

«لَوْلَا أَنْ تَقُولَ طَوَائِفُ مِنْ أُمَّتِي مَا قَالَتِ النَّصَارَى فِي عِيسَى بْنِ مَرْيَمَ لَقُلْتُ فِيكَ مَقَالَةً تَتَبَّعُ أُمَّتِي آثَارَ قَدَمَيْكَ فِي التُّرَابِ فَيُقَبِّلُونَه»؛۲

اگر گروهي از امّت من آنچه را كه نصاري نسبت به عيسي گفتند درباره تو نمي گفتند، چيزهايي درباره تو مي گفتم كه امّت جا پاي تورا تبعيت مي كردند و آن را مي بوسيدند.

ولايت از مهم ترين اصول دين

در مورد آيه:

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. ابن شاذان، مائة منقبة من مناقب اميرالمؤمنين، ص۱۷۷؛ حلّی، المحتضر، ص۱۷۶. «خدای متعال برای برادرم فضایلی را قرار داده است که به شمار و حساب نمی گنجد».
  2. ۲. هلالی عامری، کتاب سلیم بن قیس، ص۴۱۲.
صفحه ۱۹۴
صفحه ۱۹۵

تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ؛۱

هم، انسان وقتي خود آيه را به تنهايي ببيند ملاحظه مي كند كه مطلب از نوع مطالب عادي نبوده، بلكه مطلبي بسيار بسيار بزرگ اتّفاق افتاده است. اينكه اگر در حجّة الوداع كه پيغمبر(صلی الله علیه و آله) همه مطالب اسلام را ابلاغ كرده بودند بااين حال آيه با اين بيان نازل مي شود، دليل بر اين است كه مسئله ولايت از مهم ترين اصول دين و جزء اركان اصلي اسلام است.

ضرورت تبليغ هويّت ولايی

اينها همه دلالت بر اين دارد كه مسئله ولايت اميرالمؤمنين(علیه السلام) بسيار باعظمت و مهم است. بايد اهميت اين مسئله را براي مردم ابلاغ كرد. بايد به مردم گفت كه هويّت ما، هويّت ولایي است و بايد آن را حفظ كنيم. در مقابل جرياناتي كه در اين زمان مي خواهند هويّت ديني مذهبي ما را تضعيف كنند و به وسيله كتاب، شعر و ديگرحرف ها به هويّت ما ضربه بزنند بايد به قوّت اين هويّت بيفزاييد. بايد به مردم يادآوري كنيد كه ما چنين هويّت درخشاني داريم. بايد خطبه مهم غدير را ترويج كنيد. بايد به همه مردم اعلام کرد که غدير يعني ولايت؛ غدير يعني هويّت و استقلال مذهبي.

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. مائده، ۶۷. « ای پیامبر، آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است ابلاغ کن و اگر نکنی رسالت او را انجام نداده ای، و خداوند تو را از «گزند» مردم، نگاه می دارد».
صفحه ۱۹۵
صفحه ۱۹۶

آرزوی توفيق تبليغ غدير

به هرحال بنده از شما تشكّر مي كنم و آرزو داشتم كه اي کاش بنده در اين سفرهاي تبليغي غدير خدمت شما بودم و توفيقي كه براي شما فراهم شده است نصيب بنده هم مي شد. اميدوارم خدماتي كه انجام مي دهيد همه مورد قبول درگاه اقدس حضرت وليّ عصر(علیه السلام) قرار بگيرد.

صفحه ۱۹۶
صفحه ۱۹۷

۱۱. نگهبانان ولايت

اشاره

نگهبانان ولايت۱

قال الله تعالی:

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ؛۲

بنده اوّلاً توفيقاتي را که در احياي امر اهل بيت(علیهم السلام) مخصوصاً ولايت اميرالمؤمنين(علیه السلام) و نشر فضایل و مناقب آن حضرت نصيب شما شده است تبريك عرض مي كنم.

ارزش والای نعمت ولايت

شما عزيزان بايد در پيشگاه خداوند متعال از اين نعمت ولايت خيلي شاکر باشيد كه اگر انسان فاقد نعمت ولايت باشد، نعمت هاي

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. ديدار با اعضای ستاد غدير مشهد مقدس، تاريخ ۲۱ مهر ۱۳۹۱ هجری شمسی.
  2. ۲. مائده، ۶۷. «ای پیامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است ابلاغ کن و اگر نکنی رسالت او را انجام نداده ای و خدواند تو را از «گزند» مردم، نگاه می دارد».
صفحه ۱۹۷
صفحه ۱۹۸

ديگر هر چقدر هم باشد بدون اين نعمت براي انسان اسبابفضيلت نمي شود. همه نعمت ها در جَنب نعمت عظيم ولايت ظهور مي کند و مورد استفاده صحيح و اسباب ترقّي و سير به مقامات بلند و تقرّب به خداوند متعال مي شود.

خداوند متعال، حافظ حقيقی ولايت

شما خدا را شاكر باشيد كه الحمدلله نعمت ولايت را تعظيم و تکريم مي کنيد و از نگهبانان اين عنوان بين مردم هستيد، البته نگهبان حقيقي مسئله ولايت اميرالمؤمنين(علیه السلام)، خداوند متعال است که در طول ازمنه، قرون و اعصار باوجود همه دشمناني که حضرت اميرالمؤمنين(علیه السلام) داشته است و قدرت هاي مادّي، حكّام و ستمگراني که بودند و حتی اوضاعی كه در مثل روز عاشورا پيش آمد آن مصيبت بزرگي که نه سابقه داشت و نه بعدها محقّق خواهد شد كه دشمنان ولايت و اهل بيت(علیهم السلام) آن روز را برای خاندان رسالت و ولايت پايان وجود آنها و پايان بنی هاشم و پايان اسلام ناب می شمردند، از همان روز انوار ولايت بيش ازپيش تابيدن گرفت و وجود فناناپذير اهل بيت(علیهم السلام) بيشتر آشكار گرديد.

اعتراف فريقين به فضایل علی(علیه السلام)

تشعشع بيش ازپيش نور ولايت باوجود همه دشمنی ها، همه علامت حقّانيت ولايت است. وقتی از خليل بن احمد پرسيدند:

صفحه ۱۹۸
صفحه ۱۹۹

«مَا تَقُولُ فِي شَأْنِ الْإمامِ عَلِيّ بنِ أَبِي طَالِبٍ؟».در توصيف اين موقعيت های تاريخی و مبارزه بين حق و باطل و پيروزی حق بر باطل چنين گفت:

«مَا أقُولُ في حَقِّ امْرءٍ كَتَمَتْ مَنَاقِبَهُ أَوْلِياؤُهُ خَوْفاً وَ أَعْداؤُهُ حَسَداً، ثُمَّ ظَهَرَ مِنْ بَيْنِ الْكَتْمَيْنِ مَا مَلَأَ الخَافقَيْنِ».۱

می گويد: وضعيّت خاصي به وجود آمده بود که دشمن ها از روي دشمنی فضایل علي(علیه السلام) را کتمان مي کردند و دوستان هم از روی خوف و به خاطر ممنوعيّت نقل احاديث در قرن اول و دوم و بعد از آن به صورت هاي ديگر نمي توانستند اين فضایل را بگويند.

خليل بن احمد می گويد كه در بين اين دو کتمان، آن قدر از فضایل اميرالمؤمنين(علیه السلام) ظاهر شد که شرق و غرب عالم را فرا گرفته است.

و چنان شد كه مثل شافعی بگويد:

أنَا عَبْدٌ لِلْفَتی اُنْزِلَ فِيهِ «هَلْ أَتی»۲

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. مامقانی، تنقيح المقال، ج۲۶، ص۱۱۱۲، بيان خليل بن احمد فراهيدی نحویّ معروف. «چه بگویم در حق مردی که دوستانش از ترس و دشمنانش از روی رشک و حسد مناقب او را پنهان کردند سپس مناقب آن حضرت از میان دو پنهان کاری شرق و غرب عالم را پر کرد».
  2. ۲. من بنده جوان مردی هستم که درباره او سوره «هل اتی» نازل شد».
صفحه ۱۹۹
صفحه ۲۰۰

و محدّثين معروف اهل سنّت در آن شرايط سخت، کتاب «فضایل»و «مناقب» اميرالمؤمنين(علیه السلام) نوشتند و اوضاع به نحوی پيش رفت که الآن در تمام شعب علوم اسلامي، مسئله غدير مطرح است. در علم تفسير، در علم اسباب نزول، در علم لغت، در حديث، در تاريخ، کتب تراجم و معرفة الصحابه و سایر علوم، حديث غدير مورد استشهاد محققان و علمای بزرگ واقع شده است.

بالأخره جايي نيست که مسئله غدير و ولايت اميرالمؤمنين(علیه السلام) و «مَنْ کُنْتُ مَولاهُ فَهذا عَلِيٌّ مَولاهُ»۱

نباشد، يعني مي توانيم بگوييم که يقيني ترين کلامی که از پيغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) به اتّفاق فريقين صادر شده است همين:

«مَنْ کُنْتُ مَولاهُ فَهذَا عَلِيٌّ مَولاهُ، اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَعَادِ مَنْ عَاداهُ، وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ»؛۲

است.

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. هرکس که من ولیّ و مولای اویم این علی ولیّ و مولای اوست».
  2. ۲. طبری، بشارة المصطفی، ص۲۰۷؛ طبرسی، اعلام الوری، ج۱، ص۲۶۲؛ خوارزمی، المناقب، ص۲۰۵؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۲۰۸، ۲۱۲، ۲۱۹، ۲۲۸؛ قندوزی، ینابیع المودّه، ج۱، ص۱۰۷؛ ج۲، ص۲۸۲ ۲۸۳. «بار خدایا کسی که او را دوست دارد تو او را دوست دار و کسی که او را دشمن بدارد تو او را دشمن بدار و هرکس او را یاری کند تو او را یاری کن و هرکس او را خوار کند تو او را خوار کن».
صفحه ۲۰۰
صفحه ۲۰۱

هيچ کسی نمي تواند اينها را انکار کند يا بگويد شک دارم و اگر كسی بگويد شک دارم معنايش اين است که کمال عناد و لجاج را دارد ومثل اين است که آفتاب را ببيند و بگويد كه شک دارم الآن آفتاب است و روز می باشد.

حديثی به اين كثرت اسانيد و مصادر اگر هم يافت شود بسيار نادر و كمياب است. در مورد اسناد حديث غدير هم، دانشمند بزرگ اهل سنّت ابوالمعالی جوينی می گويد که در بغداد در نزد صحافی يک جلد کتاب ديدم که بر آن نوشته شده بود:

«المجلدة الثامنة والعشرون من طرق قوله(صلی الله علیه و آله): «مَنْ کُنْتُ مَولاهُ، ويتلوه المجلّدة التاسعة والعشرون؛ جلد بیست و هشتم از طرق حديث: «مَنْ كُنْتُ مَولاهُ» كه جلد بیست و نهم بعد از آن می آيد».۱

بعضي از بزرگان و حفّاظ علم حديث، مثل ابن عقده كه مورد قبول همگان است و در علم حديث تا آنجا پيش رفته كه می گويد: «يکصد هزار حديث مسند حفظ دارم و سيصد هزار احاديث ديگر هم نقل مي کنم»،۲

مخصوصاً کتاب «الولایه» دارند كه فقط مربوط به حديث غدير است نه روايات ديگر. حال در مورد چنين مطلب و مقامي واقعاً انسان مبهوت مي شود که چطور حرف بزند، چه بگويد و از کجا شروع کند؟

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. قندوزی، ينابيع المودّه، ج۲، ص۱۱۳ ۱۱۴.
  2. ۲. خطیب بغدادی، تاريخ بغداد، ج۵، ص۲۲۰؛ ذهبی، سير أعلام النبلاء، ج۱۵، ص ۳۴۶ ۳۴۷.
صفحه ۲۰۱
صفحه ۲۰۲

اميرالمؤمنين(علیه السلام) در كلام پيامبر(صلی الله علیه و آله)

بهتر آن است كه در مورد فضایل اميرالمؤمنين(علیه السلام) به كلام شخص پيغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) كه وَ مَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى۱مراجعه كنيم، آنجا كه مي فرمايد:

«إِنَّ اللهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى جَعَلَ لِأَخِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فَضَائِلَ لَا يُحْصِي عَدَدَهَا غَيْرُهُ»؛۲

يعنی خداوند متعال براي برادرم علي بن ابي طالب فضایلي قرار داده است که آنها را غير از خداوند کسي قادر نيست حساب و احصا کند.

يا اينكه فرمود:

«وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَوْلَا أَنْ تَقُولَ طَوَائِفُ مِنْ أُمَّتِي فِيكَ مَا قَالَتِ النَّصَارَى فِي ابْنِ مَرْيَمَ لَقُلْتُ الْيَوْمَ فِيكَ مَقَالًا لَا تَمُرُّ بِمَلَإٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ إِلَّا أَخَذُوا التُّرَابَ مِنْ تَحْتِ قَدَمَيْكَ لِلْبَرَكَةِ»؛۳

[اگر نبود اینکه گروه هایی از امتم درباره تو بگویند چیزی را که نصاری درباره عیسی فرزند مریم گفتند درباره تو سخنی را می گفتم، که بر جماعتی از مسلمانان عبور نمی کردی جز اینکه خاک زیر پایت را برای تبرک می گرفتند».

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. نجم، ۳ ۴. «و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی گوید؛ آنچه می گوید جز وحی که بر او نازل شده نیست».
  2. ۲. صدوق، الامالی، ص۲۰۱؛ مجلس ۲۸؛ فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ص۱۱۴؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۳۸، ص۱۹۶. «خدای متعال برای برادرم علی بن أبی طالب فضایلی قرار داده است که آن فضایل را جز خودش کسی نمی تواند شمارش کند».
  3. ۳. مجلسی، بحار الانوار، ج ۴۰، ص۸۱، ب ۹۱، ح ۱۱۴؛ قندوزی، ینابیع المودّه، ج۱، ص ۳۹۳؛ ج۲، ص۴۸۶ ۴۸۷.«سوگند به خدایی که جانم در کف قدرت اوست،
صفحه ۲۰۲
صفحه ۲۰۳

يعنی اگر گروهي از امّت من آنچه را كه نصاري نسبت به عيسي گفتند درباره تو نمي گفتند، چيزهايي درباره تو مي گفتم كه مسلمانان خاك پای تو را برای تبرّك برمی داشتند.

فضایل علی(علیه السلام) در سروده های شعرا

فضایل، مقامات و درجات معنوي بالا و ملکوتي حضرت اميرالمؤمنين(علیه السلام) خيلي بيشتر از اين است که در تصوّر حتي علمايي که در اين رشته ها مقامات بلندی داشته و خيلی زحمت كشيده اند بيايد.

به طور مثال شاعر می گويد:

قِيلَ لِي: قُلْ لِعَلِّيٍ مَدْحاً

قُلْتُ هَلْ أَمْدَحُ مَنْ فِي فَضْلِهِ

اَلنّبِي الْمُصْطَفى قَالَ لَنا

وَضَعَ اللهُ عَلَی ظَهْري يَداً

وَعَلِيٌّ واضِعُ رِجْلَيهِ لي

مَدْحُهُ يَخْمَدُ ناراً مُؤْصَدَة

صَارَ ذُو اللُّبِ إلَی أَنْ عَبَدَهُ

لَيلَةَ الْمِعْراجِ لَمّا صَعِدَهُ

فَأَرانِي الْقَلْبَ إِنْ قَدْ بَرَّدَهُ

بِمَکَانٍ وَضَعَ اللهُ يَدَهُ»۱

يا ميبدي كه از اهل سنّت است مطالبي در مدح اميرالمؤمنين(علیه السلام) دارد،

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. این اشعار منتسب به شافعی است كه در كتب مختلف نقل شده است ازجمله: دیاربکری، تاریخ الخمیس ج ۲، ص۸۷؛ امینی، الغدیر، ج۷، ص۱۲.
صفحه ۲۰۳
صفحه ۲۰۴

مثل اينکه می گويد:

بس که تابَد مهر حيدر هر دم از سيمای من آسمان را سرفرازی باشد از بالای منچون سخن گويم ز معراجش كه آن دوش نبيّ است

پاي در دامن كشد فكر فلك پيمای من

بعد مي گويد:

طبع من تا گشت چون دريا ز فيض مرتضی ابر گوهر بار جويد فيض از دريای من

و در آخر هم مي گويد:

ای صبا در گردنت خاكم ببر سوی نجف

بعد مُردن چون فرو ريزد ز هم اعضای من

نصوص در فضيلت اميرالمؤمنين(علیه السلام)

نصوص هم در ولايت و فضيلت اميرالمؤمنين علی(علیه السلام) بسيار زياد است ازجمله اين نصوص كثيره، سوره «هَلْ أتی» است كه وقتي انسان در نجف اشرف وارد حرم مطهّر می شود در کفشداري سمت راست روی كاشی اين شعر را در اين باره نوشته است:

«وسائلٌ هَلْ أَتَى نَصٌّ بِحَقِّ عَلِيٍّ أَجَبْتُهُ «هَلْ أتَى» نَصٌّ بِحَقِّ عَلِيٍّ»۱

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. منسوب به عبدالباقی فاروقی از مشهورترين شعرای قرن سيزدهم هجری در عهد عثمانی كه در ديوان وی، صفحه ۲۶ آمده است.
صفحه ۲۰۴
صفحه ۲۰۵

ج

می گويد: پرسش كننده اي پرسيد: آيا آيه اي در شأن علي نازل شده است؟ جواب دادم: سوره «هَلْ أتي» نصّ خداوند بر فضيلت اوست.

هيچ آيه اي نيست که در شأن مهاجر و انصار نازل شده باشد مگر اینکه در رأس آنها وجود مبارک حضرت اميرالمؤمنين(علیه السلام)است.

مثل ابن بطريق کتابي دارد مخصوص ذکر آياتي که در مدح و شأن اميرالمؤمنين(علیه السلام) نازل شده است به نام «خصائص

الوحي المبين في مناقب امير المؤمنين(علیه السلام)» وی تمام اينها را از کتب عامّه نقل کرده است با سندهايي که خودش داشته و مشايخي که دارا بوده است.۱

يا جاحظ دانشمند بزرگ اهل سنّت در يکي از رساله ها به اين مضمون مي گويد که آنچه در اسلام، رأس فضایل، مکارم و مقامات است، چهار چيز مي باشد: ايمان به خدا، علم و دانایي، زهد و پرهيزکاري، و جهاد در راه دين و في سبيل الله.

سپس مي گويد: از تمام علمای اسلام، اگر از کسي بپرسيم که اسبق و اکمل در ايمان کيست؟ اولين کسي را که بر مي شمارند علي(علیه السلام) است و اگر درباره اعلم از همه اصحاب پيغمبر(صلی الله علیه و آله) سؤال کنيم، اول شخصي را که معرفي مي کنند علي(علیه السلام) است و اگر از آنها که در راه دين جهاد کردند و اسلام از برکت جهاد آنها برپا شد سؤال کنيم، باز هم، همه، اول علي(علیه السلام) را نام مي برند که تنها ثواب يک جهاد او از عبادت امّت تا روز قيامت بيشتر است و اگر از زهّاد

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. ابن بطریق، خصائص الوحی المبین، ص۷۱ ۲۴۹.
صفحه ۲۰۵
صفحه ۲۰۶

صحابه و کساني که دنيا را ترک کرده و فريفته دنيا نشده باشند سؤال کنيم، همه، اسم علي(علیه السلام) را مي برند که يک لحظه به دنيا نظر نفرمود.

همان طور كه او می گويد اميرالمؤمنين(علیه السلام) از هيچ کس سؤال نکرده است و هيچ کجا ننوشته اند که آن حضرت در جايي از کسي از صحابه مسئله اي پرسيده باشد. برعكس، آنها همه از علی(علیه السلام) می پرسيدند۱

که يک نمونه اش همان است که عمر هفتاد و دو بار گفته بود:

«لَوْلَا عَلِيٌّ لَهَلَكَ عُمَرُ»؛۲

يا اينكه درباره غزواتی كه اميرالمؤمنين(علیه السلام) در آن شركت داشت، همين عمر می گفت:

«لَوْلَا سَيْفُهُ لَمَا قَامَ عَمُودُ الْإِسْلَامِ»؛۳يعنی اگر شمشير علي نبود، ستوني براي اسلام بلند نمي شد.

اين در علم آن حضرت، امّا زهد آن حضرت هم بی نظير بود. اگر از زهّاد صحابه هم از هركسی بپرسيد، باز هم اميرالمؤمنين(علیه السلام) دررأس است، کسي که در تمام عمرش يک لحظه هم به دنيا متوجّه نشده بود.

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. جاحظ، رسائل، ۱۷۹ ۱۸۰.
  2. ۲. خوارزمی، المناقب، ص۸۱؛ ابن­ابی­الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۱۸، ۱۴۱؛ و ديگر مصادر اهل سنّت.
  3. ۳. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۲، ص۸۲؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۳۱، ص۷۶.
صفحه ۲۰۶
صفحه ۲۰۷

يا قول عدي بن حاتم را که نقل مي کنند۱

وقتی پيش معاويه می رود، معاويه می گويد: «أيْنَ الْطَّرَفَاتِ؟» (او سه پسر داشت؛ طريف و طارف و طرفه كه هر سه در رکاب اميرالمؤمنين(علیه السلام) در جنگ صفين کشته شدند).

عدی گفت: «همه در جنگ در رکاب علی کشته شدند».

معاويه گفت: «علی در حق تو به انصاف عمل نكرد كه فرزندان تو را به كشتن داد و فرزندان خود را باقی گذاشت»؟

وی در جواب گفت: « من به اميرالمؤمنين وفا نکردم که علي در دنيا نباشد و من در دنيا زنده باشم».

بعد هم علی رغم استکراهی كه داشت با اصرار زياد معاويه، به بيان فضایل اميرالمؤمنين(علیه السلام) پرداخت. البته اين قضيه در مورد ضِرار بن ضمرة كِناني هم نقل شده كه در وصف اميرالمؤمنين(علیه السلام) نزد معاويه به زبان آورد. عبارت اين چنين است:

«كَانَ وَاللهِ بَعِيدَ الْمُدَى،شَدِيدَ الْقُوَى، يَقُولُ فَصْلًا، وَيَحْكُمُ عَدلًا يَتَفَجَّرُ الْعِلْمُ مِنْ جَوَانِبِهِ، وَتَنْطِقُ الْحِكْمَةُ عَلَى لِسَانِهِ، يَسْتَوْحِشُ مِنَ الدُّنْيَا وَزَهْرَتِهَا وَيَأْنَسُ بِاللَّيْلِ وَظُلْمَتِهِ، كَانَ وَاللهِ غَزِيرَ الدَّمْعَةِ، طَوِيلَ الْفِكْرَةِ، يُقَلِّبُ كَفَّهُوَيُخَاطِبُ نَفْسَهُ

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. محدث قمی، سفینة البحار، ج۶،ص ۱۸۴ ۱۸۵؛ همو، الکنی و الالقاب، ج۲، ص۱۱۵ ۱۱۶.
صفحه ۲۰۷
صفحه ۲۰۸

يُعْجِبُهُ مِنَ اللِّبَاسِ مَا قَصُرَ وَمِنَ الطَّعَامِ مَا جَشَبَ، كَانَ وَاللهِ مَعَنَا كَأَحَدِنَا، يُدْنِينَا إِذَا أَتَيْنَاهُ، وَيُجِيبُنَا إِذَا سَأَلْنَاهُ، وَكَانَ مَعَ دُنُوِّهِ لَنَا وَقُرْبِهِ مِنَّا لَا نُكَلِّمُهُ هَيْبَةً لَهُ».۱

اعتراف به عجز از وصف اميرالمؤمنين(علیه السلام)

نواحي و ابعاد عظمت اميرالمؤمنين(علیه السلام) يکي، دو تا و چند تا نيست و همان طور كه عرض كردم اصلاً قابل تصوّر نيست.

بايد فقط بگوييم:

کتاب فضل تو را آب بحر کافي نيست

كه تر کنند سرانگشت و صفحه بشمارند

📝 پاورقی‌ها
  1. ۱. کراجکی، کنز الفوائد، ص۲۷۰؛ مجلسی، بحار الانوار، ج ۳۳، ص۲۷۵، ب۲۰، ح۵۳۸. «به خدا سوگند او در دوراندیشی نیرومند بود، سخن او حق را از باطل جدا می ساخت، و با دادگری قضاوت می کرد از دنیا و زینت آن واهمه داشت. و با شب و ترس و وحشت آن انس داشت. به خدا سوگند پراشک بود و دو چشم گریان داشت، زیاد فکر می کرد، دو دستش را روی هم می گرداند و خودش را خطاب می کرد و یا پروردگارش راز و نیاز می کرد. از لباس کوتاه خوشش می آمد و غذای خشک (بدون نان خورش) را دوست داشت. به خدا سوگند او در میان مثل یکی از ما بود. هر گاه نزد او می رفتیم ما را به نزدیک خود فرا می خواند و هرگاه از او چیزی درخواست می کردیم خواسته ما را پاسخ می گفت و با این همه مهرورزی و اظهار نزدیکی نسبت به ما به دلیل هیبتی که داشت قدرت سخن گفتن با او را نداشتم».
صفحه ۲۰۸
صفحه ۲۰۹

و نيز بگوييم:

تو را چنان که تويی هر نظر کجا بيند به قدر دانش خود هرکسی کند ادراکبنده مجدداً از زحمات و خدمات شما عزيزان که در اين زمان و اوضاع اين مقام و فضيلت را حائز هستيد كه فضایل اميرالمؤمنين(علیه السلام) و عيد غدير را گرامی بداريد و آن را ترويج كنيد تشكر می كنم و اميدوارم اسامي شما در دفتر خاصّ حضرت وليّ عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ثبت شده باشد.

صفحه ۲۰۹
صفحه ۲۱۰
صفحه ۲۱۰
صفحه ۲۱۱

کتاب نامه

۱. قرآن کریم.

۲. نهج البلاغه، الامام علی بن ابی طالب(علیه السلام)، الشریف الرضی، تحقیق صبحی صالح، قم، دار الهجرة، ۱۴۱۴ق.

۳. الاتقان فی علوم القرآن، سیوطی، جلال لدین (م.۹۱۱ق.)، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۶ق.

۴. الاحتجاج، طبرسی، احمد بن علی (م.۵۶۰ق.)، النجف الاشرف، دار النعمان، ۱۳۸۶ق.

۵. الاختصاص، مفید، محمد بن محمد (م.۴۱۳ق.)، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۴ق.

۶. ارشاد القلوب، دیلمی، حسن بن محمد (م.۸۴۱ق.)، قم، الشریف الرضی، ۱۴۱۵ق.

۷. الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، مفید، محمد بن محمد (م.۴۱۳ق.)، بیروت، دار المفید، ۱۴۱۴ق.

۸. اسباب النزول، واحدی، علی بن احمد (م.۴۶۸ق.)، القاهرة، مؤسّسة الحلبی، ۱۳۸۸ق.

صفحه ۲۱۱
صفحه ۲۱۲

۹. الاستذکار، ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله قرطبی (م.۴۶۳ق.)، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۲۰۰۰م.

۱۰. اسنی المطالب فی مناقب الامام علی(علیه۱. السلام)، جزری، شمس الدین محمد بن محمد (م.۸۸۳ق.)، تهران، انتشارات نقش جهان.

۱۱. الاعتقادات فی دین الامامیه، صدوق، محمد بن علی (م.۳۸۱ق.)، بیروت، دار المفید، ۱۴۱۴ق.

۱۲. اعلام الدین فی صفات المؤمنین، دیلمی، حسن بن محمد (م.۸۴۱ق.)، قم، مؤسّسة آل البیت(علیهم السلام) لاحیاء التراث، ۱۴۰۸ق.

۱۳. إعلام الوری بأعلام الهدی، طبرسی، فضل بن حسن ( م.۵۴۸ق.)، قم، مؤسّسة آل البیت(علیهم السلام) لاحیاء التراث، ۱۴۱۷ق.

۱۴. اعیان الشیعة، امین عاملی، سیدمحسن (م.۱۳۷۱ق.)، بیروت، دار التعارف، ۱۴۰۳ق.

۱۵. اقبال الاعمال، ابن طاووس، سید علی بن موسی(م.۶۶۴ق.)، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۴۰۹ق.

۱۶. الامالی، صدوق، محمد بن علی (م.۳۸۱ق.)، قم، مؤسسة البعثة، ۱۴۱۷ق.

۱۷. الامالی، طوسی، محمد بن حسن (م.۴۶۰ق.)، قم، دار الثقافة، ۱۴۱۴ق.

صفحه ۲۱۲
صفحه ۲۱۳

۱۸. الامام علی صوت العدالة الانسانیه، جرداق، جرج، بیروت، دار و مکتبة الحیاة، ۱۳۹۱ق.

۱۹. امان الامة من الضلال و الاختلاف، صافی۱. گلپایگانی، لطف الله، قم، المطبعة العلمیة، ۱۳۹۷ق.

۲۰. الایضاح، ابن شاذان نیشابوری، فضل بن شاذان ازدی (م.۲۶۰ق.)، تهران، انتشارات دانشگاه، ۱۳۶۳ش.

۲۱. بحار الانوار، مجلسی، محمدباقر (م.۱۱۱۱ق.)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.

۲۲. البدایة و النهایه، ابن کثیر، اسماعیل بن عمر (م.۷۷۴ق.)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۸ق.

۲۳. البرهان فی تفسیر القرآن، بحرانی، سیدهاشم حسینی (م.۱۱۰۷ق.)، تهران، بنیاد بعثت، ۱۴۱۶ق.

۲۴. بشارة المصطفی(صلی الله علیه و آله) ، لشیعة المرتضی(علیه السلام)، طبری، محمد بن ابی القاسم (م.۵۲۵ق.)، قم، نشر اسلامی، ۱۴۲۰ق.

۲۵. بغیة الوعاة فی طبقات اللغوین و النحاة، سیوطی، جلال الدین (م.۹۱۱ق.)، القاهرة، مطبعة السعادة، ۱۳۲۶ق.

۲۶. بلاغات النساء، ابن طیفور، احمد بن ابی طاهر (م.۲۸۰ق.)، قم، مکتبة بصیرتی.

صفحه ۲۱۳
صفحه ۲۱۴

۲۷. پیام غدیر، صافی گلپایگانی، لطف الله، مشکوة (فصلنامه)، مشهد، آستان قدس رضوی، ش۳۰، ۱۳۷۰ش.

۲۸. تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، ذهبی، محمد بن احمد (م.۷۴۸ق.)، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۴۰۷ق.

۲۹. تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمد بن جریر (م.۳۱۰ق.)، بیروت، مؤسسة الاعلمی، ۱۴۰۳ق.

۳۰. تاریخ الخمیس فی احوال انفس النفیس، دیاربکری، حسین بن محمد (م.۹۶۶ق.)، بیروت، دار صادر.

۳۱. تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، احمد بن علی (م.۴۶۳ق.)، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۷ق.

۳۲. تاریخ مدینة دمشق، ابن عساکر، علی بن حسن (م.۵۷۱ق.)، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۵ق.

۳۳. تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهره، حسینی استرآبادی، سیدشرف الدین علی (م.۹۶۵ق.)، قم، نشر اسلامی، ۱۴۰۹ق.

۳۴. تحف العقول عن آل الرسول(صلی الله علیه و آله)، ابن شعبه حرانی، حسن بن علی (م.قرن ۴)، قم، نشر اسلامی، ۱۴۰۴ق.

۳۵. تفسیر الصافی، فیض کاشانی، محسن بن مرتضی (م.۱۰۹۱ق.)، تهران، مکتبة الصدر، ۱۴۱۶ق.

صفحه ۲۱۴
صفحه ۲۱۵

۳۶. التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، فخر رازی، محمد بن عمر (م.۶۰۶ق.)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۲۰ق.

۳۷. تنقیح المقال فی علم الرجال، مامقانی، عبدالله (م.۱۳۵۱ق.)، قم، مؤسسه آل البیت(علیهم السلام) لاحیاء التراث، ۱۴۲۷ق.

۳۸. التوحید، صدوق، محمد بن علی (م.۳۸۱ق.)، قم، نشر اسلامی، ۱۳۹۸ق.

۳۹. تهذیب الاحکام، طوسی، محمد بن حسن (م.۴۶۰ق.)، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۶۴ق.

۴۰. جامع السعادات، نراقی، محمدمهدی (م.۱۲۰۹ق.)، النجف الاشرف، دار النعمان.

۴۱. الجامع الصغیر فی احادیث البشیر النذیر، سیوطی، جلال الدین (م.۹۱۱ق.)، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۱ق.

۴۲. الجامع لاحکام القرآن (تفسیر قرطبی)، قرطبی، محمد بن احمد (م.۶۷۱ق.)، تهران، انتشارات ناصر خسرو، ۱۳۶۴ ش.

۴۳. الجواهر السنیة فی الاحادیث القدسیه، حر عاملی، محمد بن حسن (م.۱۱۰۴ق.)، النجف الاشرف، دار النعمان، ۱۳۸۴ق.

۴۴. حلیة الابرار فی احوال محمد و آله الاطهار(علیهم السلام)، بحرانی، سید هاشم حسینی (م.۱۱۰۷ق.)، قم، مؤسّسة المعارف الاسلامیة، ۱۴۱۴ق.

۴۵. خصائص الائمة(علیهم السلام)، سید رضی، محمد بن حسین (م.۴۰۶ق.)،

صفحه ۲۱۵
صفحه ۲۱۶

مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۴۰۶ق.

۴۶. خصائص الوحی المبین، ابن بطریق، یحیی بن حسن (م.۶۰۰ق.)، قم، دار القرآن الکریم، ۱۴۱۷ق.

۴۷. الدر المنثور في تفسیر بالمأثور، سیوطی، جلال الدین (م.۹۱۱ق.)، قم، کتابخانه مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ق.

۴۸. الدعاء، طبرانی، سلیمان بن احمد (م.۳۶۰ق.)، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۳ق.

۴۹. دعائم الاسلام، مغربی، قاضی نعمان بن محمد تمیمی (م.۳۶۳ق.)، القاهرة، دار المعارف، ۱۳۸۳ق.

۵۰. دلائل الامامه، طبری امامی، محمد بن جریر (م.قرن ۵)، قم،۱. مؤسسة البعثة، ۱۴۱۳ق.

۵۱. رسائل الجاحظ (الکلامیة)، جاحظ، عمرو بن بحر (م.۲۵۵ق.)، بیروت، دار و مکتبة الهلال، ۲۰۰۲م.

۵۲. ربیع الابرار و نصوص الاخبار، زمخشری، محمود بن عمر (م.۵۳۸ق.)، بیروت، مؤسّسة الاعلمی، ۱۴۱۲ق.

۵۳. روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، مجلسی، محمدتقی (م.۱۰۷۰ق.)، قم، مؤسسة فرهنگ اسلامی کوشانبور، ۱۴۰۶ق.

۵۴. الروضة المختارة (شرح القصائد العلویات السبع)، ابن ابی الحدید، عزالدین (م.۶۵۶ق.)، بیروت، مؤسّسة الاعلمی.

صفحه ۲۱۶
صفحه ۲۱۷

۵۵. روضة الواعظین و بصیرة المتعظین، فتال نیشابوری، محمد بن حسن (م.۵۰۸ق.)، قم، الشریف الرضی، ۱۳۷۵ش.

۵۶. الروضة فی فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(علیه السلام)، شاذان قمی، شاذان بن جبرئیل، (م.۶۶۰ق.)، قم، مکتبة الامین، ۱۴۲۳ق.

۵۷. ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، افندی اصفهانی، عبدالله (م.۱۱۳۰ق.).

۵۸. زاد المعاد، مجلسی، محمدباقر (م.۱۱۱۱ق.)، بیروت، مؤسّسة الاعلمی، ۱۴۲۳ق.

۵۹. سفینة البحار و مدینة الحکم و الآثار، محدّث قمی، عباس (م.۱۳۵۹ق.)، تهران، دار الاُسوة، ۱۴۱۶ق.

۶۰. سنن ابی داود، ابوداوود سجستانی، سلیمان بن اشعث (م.۲۷۵ق.)، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۰ق.

۶۱. سنن الترمذی، ترمذی، محمد بن عیسی (م.۲۷۹ق.)، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۳ق.

۶۲. سیر اعلام النبلاء، محمد بن احمد (م.۷۴۸ق.)، بیروت، مؤسّسة الرسالة، ۱۴۱۳ق.

۶۳. السیرة الحلبیه، حلبی، علی بن برهان (م.۱۰۴۴ق.)، بیروت، دار المعرفة، ۱۴۰۰ق.

صفحه ۲۱۷
صفحه ۲۱۸

۶۴. السیرة النبویه، ابن کثیر، اسماعیل بن عمر (م.۷۷۴ق.)، بیروت، دار المعرفة، ۱۳۹۶ق.

۶۵. السیرة النبویه، ابن هشام، عبدالملک حمیری (م.۸- ۲۱۳ق.)، القاهرة، مکتبة محمد علی صبیح و اولاده، ۱۳۸۳ق.

۶۶. الشافی فی الامامة، سید مرتضی ، علی بن حسین (م.۴۳۶ق.)، قم، انتشارات اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق.

۶۷. شرح احقاق الحق، مرعشی نجفی، سيد شهاب الدین (م.۱۴۱۱ق.)، قم، کتابخانه مرعشی نجفی، ۱۴۰۹ق.

۶۸. شرح الاخبار في فضائل الائمة الاطهار(علیهم السلام)، مغربی، قاضی نعمان بن محمد تمیمی (م.۳۶۳ق.)، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۴ق.

۶۹. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، عزّالدین (م.۶۵۶ق.)، دار احیاء الکتب العربیة، ۱۳۷۸ق.

۷۰. شواهد التنزیل، حاکم حسکانی، عبیدالله بن عبدالله (م.۵۰۶ق.)، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۴۱۱ق.

۷۱. صحیح البخاری، بخاری، محمد بن اسماعیل (م.۲۵۶ق.)، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۱ق.

۷۲. صحیح مسلم، مسلم نیشابوری، مسلم بن حجاج (م.۲۶۱ق.)، بیروت، دار الفکر.

صفحه ۲۱۸
صفحه ۲۱۹

۷۳. الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف، ابن طاووس، سیدعلی بن موسی (م.۶۶۴ق.)، قم، مطبعة الخیام، ۱۳۹۹ق.

۷۴. عمدة عیون صحاح الاخبار فی مناقب امام الابرار، ابن بطریق، یحیی بن حسن (م.۶۰۰ق.)، قم، نشر اسلامی، ۱۴۰۷ق.

۷۵. عوالی اللئالی العزیزیة فی الاحادیث الدینیة. ابن ابی جمهور احسائی، محمد بن علی (م. ۸۸۰ق.)، قم، مطبعة سیدالشهداء(علیه السلام)، ۱۴۰۳ق.

۷۶. عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، صدوق، محمد بن علی (م.۳۸۱ق.)، بیروت، مؤسّسة الاعلمی، ۱۴۰۴ق.

۷۷. غایة المرام و حجة الخصام، بحرانی، سیدهاشم حسینی (م.۱۱۰۷ق.).

۷۸. الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب، امینی، عبدالحسین (م.۱۳۹۲ق.)، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۳۹۷ق.

۷۹. فتح الباری شرح صحیح البخاری، ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی (م.۸۵۲ق.)، بیروت، دار المعرفة.

۸۰. فخر دوران (نکوداشت استاد اعظم و زعیم بزرگ جهان اسلام مرحوم آیة الله العظمی بروجردی(قدس سره) ، صافی گلپایگانی، لطف الله، قم، دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت آیة الله العظمی صافی گلپایگانی مدظلّه الشریف، ۱۳۹۴ش.

۸۱. فرائد السمطین في فضائل المرتضی و البتول و السبطین و الائمة من ذرینتهم(علیهم السلام)، جوینی، ابراهیم بن محمد (م.۷۳۰ق.)، بیروت، مؤسّسة المحمودی، ۱۴۰۰ق.

صفحه ۲۱۹
صفحه ۲۲۰

۸۲. الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب (م.۳۲۹ق.)، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۶۳ش.

۸۳. الکامل فی التاریخ، ابن اثیر جزری، علی بن محمد (م.۶۳۰ق)، بیروت، دار صادر، ۱۳۸۶ق.

۸۴. کتاب سلیم بن قیس، هلالی عامری، سلیم بن قیس (م.۸۵ق.)، قم، نشر الهادی، ۱۴۲۰ق.

۸۵. کتاب السنه، ابن ابی عاصم، احمد بن عمرو (م.۲۸۷ق.)، بیروت، المکتب الاسلامی، ۱۴۱۳ق.

۸۶. کفایة الاثر فی النص علی الائمة الاثنی عشر(علیهم السلام)، خزاز قمی، علی بن محمد (م.۴۰۰ق.)، قم، انتشارات بیدار، ۱۴۰۱ق.

۸۷. کمال الدین و تمام النعمة، صدوق، محمد بن علی (م.۳۸۱ق.)، قم، نشر اسلامی، ۱۴۰۵ق.

۸۸. کنز العمّال في سنن الاقوال و الافعال، متقی هندی، علی (م.۹۷۵ق.)، بیروت، مؤسّسة الرسالة، ۱۴۰۹ق.

۸۹. کنز الفوائد، کراجکی، محمد بن علی (م.۴۴۹ق.)، قم، مکتبة المصطفوی، ۱۳۶۹ش.

۹۰. الکنی و الالقاب، محدّث قمی، عباس (م.۱۳۵۹ق.)، تهران، مکتبة الصدر.

۹۱. مائة منقبة من مناقب امیرالمؤمنین(علیه السلام)، ابن شاذان قمی، محمد بن احمد

صفحه ۲۲۰
صفحه ۲۲۱

(م.۴۱۲ق.)، قم، مدرسة الامام المهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، ۱۴۰۷ق.

۹۲. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، فضل بن حسن (م.۵۴۸ق.)، بیروت، مؤسّسة الاعلمی، ۱۴۱۵ق.

۹۳. مجمع الزوائد و منبع الفوائد، هیثمی، علی بن ابی بکر (م.۸۰۷ق.)، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۰۸ق.

۹۴. المحاسن، برقی، احمد بن محمد (م.۲۷۴ق.)، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۷۰ق.

۹۵. المحتضر، حلّی، حسن بن سلیمان (م. قرن۹)، المکتبة الحیدریة، ۱۴۲۴ق.

۹۶. مسار الشیعة في مختصر تواریخ الشریعة، مفید، محمد بن محمد (م.۴۱۳ق.)، بیروت، دار المفید، ۱۱۱۴ق.

۹۷. مختصر بصائر الدرجات، حلی، حسن بن سلیمان (م.قرن۹)، النجف الاشرف، المطبعة الحیدریة، ۱۳۷۰ق.

۹۸. مدینة معاجز الائمّة الاثنی عشر و دلائل الحجج علی البشر، بحرانی، سیدهاشم حسینی (م.۱۱۰۷ق.)، قم، مؤسّسة المعارف الاسلامیة، ۱۴۱۳ق.

۹۹. مروج الذهب و معادن الجوهر، مسعودی، علی بن حسین (م.۳۴۶ق.)، قم، دار الهجرة، ۱۴۰۴ق.

۱۰۰. مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، محدّث نوری، میرزا حسین

صفحه ۲۲۱
صفحه ۲۲۲

(م.۱۳۲۰ق.)، بیروت، مؤسسة آل البیت(علیهم۱. السلام) لاحیاء التراث، ۱۴۰۸ق.

۱۰۱. المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله (م.۴۰۵ق.)، بیروت، دار المعرفه.

۱۰۲. مسند احمد بن حنبل، احمد بن حنبل، شیبانی (م.۲۴۱ق.)، بیروت، دار صادر.

۱۰۳. مشکاة الانوار فی غرر الاخبار، طبرسی، علی بن حسن (م. قرن ۷)، قم، دار الحدیث، ۱۴۱۸ق.

۱۰۴. المصباح، کفعمی، ابراهیم بن علی (م.۹۰۵ق.)، بیروت، مؤسّسة الاعلمی، ۱۴۰۳ق.

۱۰۵. مصباح المتهجد، طوسی، محمد بن حسن (م.۴۶۰ق.)، بیروت، مؤسّسة فقه الشیعة، ۱۴۱۱ق.

۱۰۶. المصنف فی الاحادیث و الآثار، ابن ابی شیبه کوفی، عبدالله بن محمد (م.۲۳۵ق.)، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۹ق.

۱۰۷. المعجم الکبیر، طبرانی، سلیمان بن احمد (م.۳۶۰ق.)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۴ق.

۱۰۸. مفاتیح الجنان، محدّث قمی، عباس (م.۱۳۵۹ق.)، قم، مکتبة العزیزی، ۱۳۸۵ش.

۱۰۹. مکارم الاخلاق، طبرسی، حسن بن فضل (م.۵۵۴ق.)، الشریف الرضی، ۱۳۹۲ق.

صفحه ۲۲۲
صفحه ۲۲۳

۱۱۰. مناقب الامام امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(علیه السلام)، کوفی، محمد بن سلیمان (م. قرن ۳)، مجمع احیاء الثقافة الاسلامیة، ۱۴۱۲ق.

۱۱۱. مناقب آل ابی طالب، ابن شهرآشوب، محمد بن علی (م.۵۵۸ق.)، النجف الاشرف، المکتبة الحیدریة، ۱۳۷۶ق.

۱۱۲. مناقب علی بن ابی طالب(علیه السلام)، ابن مغازلی، علی بن محمد (م.۴۸۳ق.)، قم، انتشارات سبط النبی(صلی الله علیه و آله)، ۱۴۲۶ق.

۱۱۳. مناقب علی بن ابی طالب(علیه السلام)، ابن مردویه اصفهانی، احمد بن موسی (م.۴۱۰ق.)، قم، دار الحدیث ۱۴۲۴ق.

۱۱۴. المناقب، خوارزمی، موفق بن احمد (م.۵۶۸ق.)، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۱ق.

۱۱۵. منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر(علیه السلام)، صافی گلپایگانی، لطف الله، قم، دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت آیت العظمی صافی گلپایگانی مدظلّه العالی، ۱۴۲۲ق.

۱۱۶. نظم درر السمطین فی فضائل المصطفی و المرتضی و البتول و السبطین(علیهم السلام)، زرندی، محمد بن یوسف (م. ۷۵۰ ق.) اصفهان، مکتبة الامام امیرالمؤمنین(علیه السلام) العامة، ۱۳۷۷ق.

۱۱۷. نهج الحق و کشف الصدق، علامه حلی، حسن بن یوسف (م.۷۲۶ق.)، قم، دار الهجرة، ۱۴۱۴ق.

صفحه ۲۲۳
صفحه ۲۲۴

۱۱۸. الوافی، فیض کاشانی، محسن بن مرتضی (م.۱۰۹۱ق.)، مکتبة الامام امیرالمؤمنین(علیه السلام) العامة، ۱۴۰۶ق.

۱۱۹. وسائل الشیعه، حرّ عاملی، محمد بن حسن (م.۱۱۰۴ق.)، قم، مؤسّسة آل البیت(علیهم السلام) لاحیاء التراث، ۱۴۱۴ق.

۱۲۰. ینابیع المودّة لذوی القربی، قندوزی، سلیمان بن ابراهیم (م. ۱۲۹۴ق.)، تهران، دار الاُسوة، ۱۴۱۶ق.

صفحه ۲۲۴
صفحه ۲۲۵

آثار حضرت آيت الله العظمى صافى گلپايگانی مدظله الوارف

تصویر

تصویر صفحه ۲۲۵
صفحه ۲۲۵
صفحه ۲۲۶

تصویر

تصویر صفحه ۲۲۶
صفحه ۲۲۶
صفحه ۲۲۷

تصویر

تصویر صفحه ۲۲۷
صفحه ۲۲۷
صفحه ۲۲۸

تصویر

تصویر صفحه ۲۲۸
صفحه ۲۲۸
صفحه ۲۲۹

تصویر

تصویر صفحه ۲۲۹
صفحه ۲۲۹
صفحه ۲۳۰

تصویر

تصویر صفحه ۲۳۰
صفحه ۲۳۰
صفحه ۲۳۱

تصویر

تصویر صفحه ۲۳۱
صفحه ۲۳۱

📑 فهرست مطالب

⚙ تنظیمات

۰ / ۰