
غدیر آموزان : درس فوری ، ویژه مربیان کودک و نوجوان
محمد رضا شریفی
انتشارات : نورالحیات
چاپ اول: خردادماه ۱۴۰۴ش / غدیر ۱۴۴۶ق
قطع: رقعی ، ۹۶ صفحه
تیراژ : ۱۰۰۰ نسخه
شابک : ۳- ۱۲-۸۵۱۴ - ۶۲۲- ۹۷۸
تنظیم متن دیجیتال میثم حیدری
غدیر آموزان : درس فوری ، ویژه مربیان کودک و نوجوان
مشخصات کتاب
غدیر آموزان (درس فوری ، ویژه مربیان کودک و نوجوان)
محمد رضا شریفی
انتشارات : نورالحیات
چاپ اول: خردادماه ۱۴۰۴ش / غدیر ۱۴۴۶ق
قطع: رقعی ، ۹۶ صفحه
تیراژ : ۱۰۰۰ نسخه
شابک : ۳- ۱۲-۸۵۱۴ - ۶۲۲- ۹۷۸
تنظیم متن دیجیتال میثم حیدری
ص: ۱
اشاره
غدیر آموزان (درس فوری ، ویژه مربیان کودک و نوجوان)
محمد رضا شریفی
انتشارات : نورالحیات
چاپ اول: خردادماه ۱۴۰۴ش / غدیر ۱۴۴۶ق
قطع: رقعی ، ۹۶ صفحه
تیراژ : ۱۰۰۰ نسخه
شابک : ۳- ۱۲-۸۵۱۴ - ۶۲۲- ۹۷۸
ص: ۲
بسم الله الرحمن الرحیم
ص: ۳
ص: ۴
فهرست
سخن غدیرستان. ۹
بخش اول : لزوم و اهمیت آموزش غدیر. ۱۱
۱.غدیر، نقطه عطف اعتقادی ۱۲
۲.غدیر جایگاهی بالاتر از نماز زکات روزه و حج.. ۱۳
۳.غدیر درس اطاعت از ائمه ..(علیهم السلام). ۱۴
۴.پیام غدیر، تعهد معلمان. ۱۴
۵.محوریت عدالت، اخلاق و کرامت انسانی. ۱۴
۶.رسالت تربیتی معلمان. ۱۵
۷.تربیت نسل آگاه و پاسخ گو. ۱۵
۸.غدیر، بستر رشد شخصیت ۱۵
۹.تقویت عزت نفس و نوع دوستی.. ۱۶
۱۰.آینده ای روشن و اخلاق مدار. ۱۶
ص: ۵
بخش دوم : داستانها ۱۷
۱.اعلان سفر از مدینه به سوی غدیر ... ۱۸
۲.مسافران یمن. ۲۱
۳.فرمان حركت به سوى غدير خم.... ۲۶
۴.حركت از مكه به سوى غدير…. ۲۸
۵.رسيدن به ميعادگاه غدير…. ۳۰
۶.پيامبر و على cبر فراز منبر غدير. ۳۳
۷.بيعت مردان و زنان در غدير… ۳۷
۸.اولین شعر غدیر به دستور پیامبرa … ۳۹
۹. ظهور جبرئیل در غدیر. ۴۲
۱۰.سنگ آسمانى بر دشمن غدير. ۴۴
۱۱.وحشت شیطان در غدیر.... ۴۶
۱۲.امضای صحیفۀ ملعونۀ اول ..... ۴۸
۱۳.امضای صحیفۀ ملعونۀ دوم ..... ۵۰
بخش سوم :نام های غدیر. ۵۳
بخش چهارم : قرآنی بودن واقعۀ غدیر. ۶۳
۱. دستور خداوند برای اعلان جانشینی.. ۶۴
۲.در غدیر دین کامل، نعمت تمام و رضایت خداوند صادر گردید. ۶۵
ص: ۶
۳. دفاع خداوند از غدیر. ۶۵
بخش پنجم : توصیه های پیامبرaدر خطبۀ غدیر. ۶۷
۱. دستور به دوستی و اطاعت از امیرالمؤمنین(علیه السلام)..... ۶۸
۲. نهی از دشمنی…… ۶۹
۳. دعای پیامبرaبرای دوستداران علی(علیه
السلام)(علیه السلام). ۶۹
۴. دستور به تبلیغ غدیر. ۶۹
۵. فقط علی(علیه السلام)امیرالمؤمنین است... ۷۰
۶. توصیه پیامبرaنسبت به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در خطبه غدیر ۷۰
۷. بیعت با امیرالمؤمنین(علیه السلام) بیعت با خداست... ۷۱
۸.عدم جایگزینی به جای علی(علیه السلام) و عدم نقض پیمان غدیر. ۷۱
بخش ششم : سفارشات امیرالمؤمنین(علیه السلام) در عظمت غدیر خم. ۷۳
۱. توسعه و نیکی به خانواده و برادران دینی.. ۷۵
۲. آثار دنیوی نیکی و کرامت انسانی در عید غدیر. ۷۶
۳. ارزش انفاق در روز غدیر. ۷۶
۴. همدلی و مساوات در خوراک و زندگی.. ۷۷
۵. پیش دستی در کمک و پاداش معنوی.. ۷۷
۶. مشارکت در شادی غدیر با قرض دادن.. ۷۸
ص: ۷
بخش هفتم : سفارشات و هشدارهای حضرت زهرا(علیها السلام).. ۷۹
۱. عدم فراموشی غدیر. ۸۰
۲. اتمام حجت کامل در مورد غدیر. ۸۱
بخش هشتم: عظمت روز عید غدیر در کلام اهل بیت (علیهم السلام). ۸۳
۱. امام حسن..…… (علیه السلام) ۸۴
۲. امام حسین……..(علیه السلام) ۸۴
۳. امام سجاد………(علیه السلام) ۸۵
۴. امام محمد باقر(علیه السلام)..... ۸۵
۵. امام صادق……(علیه السلام) .۸۶
۶. امام کاظم ……(علیه السلام) ۸۷
۷. امام رضا(علیه السلام)...... ۸۸
۸. امام جواد…….(علیه السلام) ۹۲
۹. امام هادی(علیه السلام).......... ۹۳
۱۰. امام عسکری(علیه السلام)..... ۹۳
کتابنامه. ۹۵
ص: ۸
سخن غدیرستان
مربیان پرچم داران آگاهی، رشد و تربیت نسل آینده این سرزمین بوده و نقش آنها در انتقال پیام غدیر برای دانش آموزان حساس و با اهمیت می باشد لذا برای مستند بودن آموزش و اختصار در بیان از طرف غدیرستان نسخۀ پیش رو برگرفته از آیات و روایات با ذکر اهمیت آموزش غدیر و ایجاد انگیزه برای بزرگداشت و خدمت به غدیر تدوین شده است.
لذا مربیان گرامی می توانند با دقت در این محتوا و با ادبیات سطوح مختلف، این مطالب و محتواها را به دانش آموزان انتقال دهند.
در ذیل جهت تبیین اهمیت و لزوم آموزش و معرفت اَفزایی دانش آموزان با ایجاد انگیزه برای خدمت به غدیر و برگزاری جشن های ایام غدیر، در هشت بخش با عناوین زیر تقدیم می گردد.
بخش اول : لزوم و اهمیت آموزش غدیر
بخش دوم: داستان هابخش سوم: نام های غدیر
ص: ۹
بخش چهارم: قرآنی بودن واقعۀ غدیر
بخش پنجم: توصیه های پیامبر(صلی الله علیه وآله)در خطبۀ غدیر
بخش ششم: سفارشات امیرالمؤمنین(علیه السلام)در عظمت غدیر خم
بخش هفتم: سفارشات و هشدارهای حضرت زهرا(علیها السلام)
بخش هشتم: عظمت و بزرگداشت روز عید غدیر در کلام اهل بیت(علیهم السلام)
در پایان از همۀ مدیران و مربیان دلسوز و گرامی در مدارس و مسئولین آموزش و پرورش که برای آموزش غدیرآموزان کشور سرمایه گذاری و تلاش می کنند تقدیر و تشکر کرده و امیدواریم این خدمات ازنده باعث جلب لبخند رضایت آخرین وارث غدیر، امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) قرار گیرد و خداوند در ظهور و فرجشان تعجیل نماید.
قم مقدّسه ، محمدرضا شریفی
غدیر ۱۴۰۴ ه.ش
ص: ۱۰
بخش اول : لزوم و اهمیت آموزش غدیر
اشاره
ص: ۱۱
پیامبر(صلی الله علیه وآله)در غدیر بنیاد مدرسه ای بزرگ را بنا نهاد که علاوه بر تربیت محققین و اساتید با معیار غدیر، شالودۀ آن را بر پایۀ آموزش کودکان و نوجوانان توسط مربیان بنا گذاشت که می توان فرمانِ «فَلْيُبَلِّغِ الْحاضِرُ الْغائِبَ وَ الْوالِدُ الْوَلَدَ اِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ؛ باید حاضران به غايبان و پدران به فرزندان خود تا قيامت این پیام را برسانند.» را مصداق بارزِ طراحی این مدرسۀ غدیر دانست؛ همانگونه که در اهمیت موضوعی غدیر، پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)فرمودند:
يَوْمَ غَدِيرِ خُمٍّ أَفْضَلُ أَعْيَادِ أُمَّتِي وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي أَمَرَنِي اللَّهُ تَعَالَى ذِكْرُهُ فِيهِ بِنَصْبِ أَخِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (علیهما السلام)؛
روز غدیر خم برترین عیدهای امّت من است و آن روزی است که خداوند بزرگ دستور داد؛ آن روز برادرم علی بن ابی طالب(علیهما السلام)را به عنوان پرچمدار امتم منصوب کنم.(۱)
لذا در این بخش ۱۰مورد از موارد لزوم آموزش غدیر برای این سطوح از سنینِ علمی را برای مربیان گرامی متذکر می شویم:
۱. غدیر، نقطه عطف اعتقادی
روز غدیر خم تنها یک مناسبت تاریخی یا مذهبیِ صرف نیست، بلکه بر اساس اعتقادات شیعه، نقطه عطفی است که ماندگاری اسلام و هدایت
ص: ۱۲
۳. غدیر درس اطاعت از ائمه(علیهم السلام)
در گام اول غدیر یعنی راضی بودن به انتخاب خداوند و پذیرش سرپرستی رهبران آسمانی تا قیامت و در گام دوم یعنی اطاعت و پیروی از کسانی که به واسطۀ خداوند از هرگونه خطا و لغزشی و گناهی حظ شده اند و با علم الهی می توانند سعادت و خوشبختی همۀ انسان ها را تضمین نمایند. بنابراین شناخت منتخبین و لزوم اطاعت و پیروی آنها دو درس بزرگ مکتب شیعه است که باید مربیان با ادبیات خاص به غدیرآموزان آموزش دهند.
۴. پیام غدیر، تعهد معلمان
پیام غدیر تعهدی است برای معلمان و دبیران که نسلی ولایی، مسئولیت پذیر و آگاه به نقش خود در خانواده و جامعه تربیت کنند؛ نسلی که بتواند در آینده رسالت مربی گری و هدایت را به بهترین شکل انجام دهد.
۵. محوریت عدالت، اخلاق و کرامت انسانی
پیام غدیر بر محور ولایت، عدالت، اخلاق و کرامت انسانی استوار است و می تواند به عنوان سرمایه ای نمادین، بنیان رفتارهای فردی و جمعی در جامعه قرار گیرد که لازمۀ آن دریافت و انتقال این آموزه های ارزشمند آن برای نسل امروز و فرداست.
ص: ۱۴
۶. رسالت تربیتی معلمان
رسالت معلمان و دبیران در راستای اطاعت از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)برای تبلیغ غدیر بوده و قطعاً انجام این رسالت ارزشمند، تربیت نسلی خواهد بود که نه تنها در دانش، بلکه در فضایل اخلاقی و مسئولیت پذیری اجتماعی سرآمد باشد.
۷. تربیت نسل آگاه و پاسخ گو
با الهام از غدیر، باید نسلی تربیت کرد که در برابر مسئولیت های اجتماعی خود آگاه و پاسخ گو باشد؛ عدالت را به عنوان رفتار اجتماعی و سبک زندگی بپذیرد و مهرورزی، تعاون و علم گرایی را در زندگی جاری سازد. بنابراین غدیرآموزان ما در مدارس تنها یک واقعۀ تاریخیِ صدر اسلام را نمی آموزند، بلکه به صورت ریشه ای آموزه های زندگی و پیشرفت علمی خود را از مدرسه غدیر توسط دبیران دلسوز فرا می گیرند.
۸. غدیر، بستر رشد شخصیت
آموزه های غدیر صرفاً دستورات مذهبی نیستند، بلکه بستری عمیق برای رشد شخصیت و هویت فردی و اجتماعی دانش آموزان به شمار می آید. بنابراین محبت، علم، اخلاق و یاری به نیازمندان، زیر بنایی برای سلامت روان و رشد متعادل شخصیت آنها خواهد بود.
ص: ۱۵
۹. تقویت عزت نفس و نوع دوستی
نهادینه کردن ارزش های غدیر در مدرسه و کلاس درس، به تقویت عزت نفس دانش آموزان و ترویج مسئولیت پذیری و نوع دوستی کمک می کند؛ دانش آموزان می آموزند که بخشی از جامعه اند و نقش مؤثری در بهبود آن دارند.
۱۰. آینده ای روشن و اخلاق مدار
معلمان و فرهنگیان با الهام از آموزه های غدیر، می توانند نسلی تربیت کنند که علاوه بر دانش و تخصص، از سلامت روان، عزت نفس، مسئولیت پذیری، نوع دوستی و اخلاق برخوردار باشد و آماده ساختن آینده ای روشن و پویا برای جامعه گردد. این رسالت بزرگ و ارزشمند، در دستان توانمند شما معلمان عزیز قرار دارد.
ص: ۱۶
بخش دوم : داستانها
اشاره
ص: ۱۷
۱. اعلان سفر از مدینه به سوی غدیر
۱. اعلان سفر از مدینه به سوی غدیر(۱)
تصویر

حجة الوداع به عنوان اولین و آخرین سفر پیامبر(صلی الله علیه وآله)برای حج، یک مسافرت استثنایی با جمعیتی بی سابقه در سفرهای پیامبر(صلی الله علیه وآله) بود. از آنجا که اولین آموزش مراسم و احکام حج بود، پیامبر(صلی الله علیه وآله)آن را «حجة الاسلام» نامید، و چون آخرین سفر حج آن حضرت به حساب می آمد آن را «حجة الوداع» خواند.
ماه ذی القعده سال دهم هجری، مردمِ مدینه غافل از مراسم عظیمی بودند که در آینده ای نزدیک به وقوع می پیوست. آیه ۲۷ سوره حج فرمان حج را بر پیامبر(صلی الله علیه وآله)چنین نازل کرد:
ص: ۱۸
«وَ اَذِّنْ فِی النّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجالاً وَ عَلی کُلِّ ضامِرٍ یَأْتینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمیقٍ»؛
بین مردم برای حج اعلان عمومی کن که پیاده و بر هر مرکب لاغری و از هر گردنه دوردستی نزد تو می آیند.
در سال نهم هجرت (یعنی سال قبل از حجة الوداع)، مسلمین و مشرکین با هم حج به جا آوردند. در همان سال امیرالمؤمنین(علیه السلام)از طرف پیامبر(صلی الله علیه وآله)به فرمان آیۀ ۳ سوره توبه «وَ اَذانٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ اِلَی النّاسِ یَوْمَ الْحَجِّ الْاَکْبَرِ اَنَّ اللَّهَ بَرئٌ مِنَ الْمُشْرِکینَ وَ رَسُولُه ... »اعلام کرد: از سال آینده فقط مسلمانان حج به جا می آورند و مشرکین حق حضور در حج ندارند.
لذا در سال دهم هجری برای اولین بار خانۀ خدا از مشرکین خالی می شد و حج ابراهیمی به دور از هر گونه بدعت های جاهلی تحقق می یافت. اینک مردم با دقت منتظر بودند تا ببینند فرق های حج جاهلی با حج ابراهیمی چیست تا جزئیات آن را از پیامبر(صلی الله علیه وآله)بیاموزند.
با نزول آیه ۲۷ سوره حج، پیامبر(صلی الله علیه وآله)اعلان عمومی برای این سفر روحانی را داد، و با ورود ماه ذی القعده دستور آمادگی مردم برای حرکت به سوی حج را صادر فرمود. آن حضرت مردم را برای حج ترغیب نموده، فرمودند:هر کس قصد حج دارد عجله کند، چرا که ممکن است مریض شود یا کاری برایش پیش آید.
ص: ۱۹
از یک سو منادیانی را در مدینه و اطراف آن فرستاد تا تصمیم حضرت برای این سفر را به اطلاع همه برسانند و با صدای بلند اعلان کنند که پیامبر(صلی الله علیه وآله)امسال قصد سفر حج دارد و هر کس بخواهد می تواند همراه حضرت باشد.
از سوی دیگر به مناطق دوردست از قلمرو اسلام و کسانی که امکان نامه فرستادن به آنان بود نامه ای نوشتند که «پیامبر(صلی الله علیه وآله)قصد حج دارد، و برای هر کس امکان دارد در این سفر حضور داشته باشد».
با این روش، خبر این سفر تا اقصی نقاط قلمرو اسلام در آن روز رسید. مردم نیز آمادۀ سفر شدند و از آبادی های دور و نزدیک مدینه و چادرنشینان، جمعیت بسیاری برای همراهی حضرت در این سفر وارد مدینه شدند؛ تا اعمال حج را از نزدیک ببینند و از خود حضرت بیاموزند.
ص: ۲۰
۲. مسافران یمن
۲. مسافران یمن(۱)
تصویر

آن روزها امیرالمؤمنین(علیه السلام)با لشکری از طرف پیامبر(صلی الله علیه وآله)به یمن و نجران رفته بودند. علت این سفر آن بود که قبل از حجة الوداع - در اوایل سال دهم هجرت - پیامبر(صلی الله علیه وآله)خالد بن ولید را با گروهی از مسلمانان به یمن فرستاد تا آنان را به اسلام دعوت کنند. آنان شش ماه در یمن ماندند و مردم را به اسلام دعوت کردند، ولی حتی یک نفر اجابت نکرد و مسلمان نشد
وقتی خبر به پیامبر(صلی الله علیه وآله)رسید ناراحت شد و به امیرالمؤمنین(علیه السلام)دستور داد به یمن برود و خالد را بازگرداند، واگر کسی از همراهان خالد خواست با حضرت بماند مانعی ندارد. پیامبر(صلی الله علیه وآله)دستور داد آنان را به اسلام دعوت کند
ص: ۲۱
و احکام حلال و حرام را به آنان بیاموزد و خمس را از آنان بگیرد؛ و در مسیر بازگشت از مسیحیان نجران جزیه و از مسلمانان آنجا زکات بگیرد.
همچنین به امیرالمؤمنین(علیه السلام)فرمود:
یا علی! تا کسی را دعوت نکرده ای با او جنگ مکن. به خدا قسم! اگر خدا به دست تو کسی را هدایت کند برای تو بهتر است از آنچه خورشید بر آن تابیده و غروب کرده است، و وِلای او برای توست یعنی اگر وارث نداشته باشد تو از او ارث می بری.
همچنین در سفارش به امیرالمؤمنین(علیه السلام)فرمود:
یا علی! تو را وصیت می کنم به دعا که اجابت همراه آن است، و وصیت می کنم به شکر که افزونی نعمت همراه آن است. تو را نهی می کنم از اینکه عهد و پیمانی را بشکنی یا تغییر دهی، و تو را نهی می کنم، از مکر که حیله بد به صاحب آن باز می گردد، و تو را نهی می کنم، از ظلم چرا که به هر کسی ظلم شود خدا او را یاری می کند.
از سوی دیگر بین دو قوم در یمن اختلاف افتاده بود و قرار بود پیامبر(صلی الله علیه وآله) شخصی را برای حل اختلاف آنان بفرستد. در این باره پیامبر(صلی الله علیه وآله)به امیرالمؤمنین(علیه السلام)فرمود: برای اصلاح و حل اختلاف آنان می روی.امیرالمؤمنین(علیه السلام)عرض کرد: یا رسول اللَّه! نفرات آنان زیاد است و من جوان هستم.
پیامبر(صلی الله علیه وآله)فرمود:
ص: ۲۲
یا علی! بر فراز گردنۀ «فیق» که رسیدی با بلندترین صدا بگو: ای درختان، ای سنگ ها، ای زمین ها، محمد رسول اللَّه به شما سلام می رساند.
امیرالمؤمنین(علیه السلام)از مدینه حرکت کرد، و پس از چند روز پیمودن راه به بالای گردنۀ «فیق» رسید که از آنجا مشرف به سرزمین یمن بود. مردم با خبر شدند و دست جمعی به طرف حضرت آمدند در حالی که نیزه ها را به سویش نشانه رفته بودند و کمان ها بر دوش انداخته و اسلحه بر کشیده پیش می آمدند.
امیرالمؤمنین(علیه السلام)از همان بالای گردنه با صدای بلند فریاد زد:
ای درختان، ای سنگ ها، ای زمین ها، محمد رسول اللَّه بر شما سلام می رساند». ناگهان درختان و سنگ ها و زمین ها به لرزه در آمدند و یکصدا گفتند: بر محمد رسول اللَّه و بر تو سلام.
با دیدن این منظره دست و پای آنان لرزید و حتی سواری هایشان به لرزه افتادند و اسلحه از دستشان افتاد و با سرعت جلو آمدند و سر تسلیم فرود آوردند. امیرالمؤمنین(علیه السلام)نماز صبح را به جماعت با آنان خواندو سپس در برابر آنان ایستاد و حمد و ثنای الهی را به جا آورد؛ و سپس نامه پیامبر(صلی الله علیه وآله)را برای آنان قرائت کرد.
همان روز، همۀ طایفۀ هَمْدان مسلمان شدند و امیرالمؤمنین(علیه السلام)طی نامه ای این خبر را برای پیامبر(صلی الله علیه وآله)نوشت. پس از مسلمان شدن هَمْدانیان بقیه قبایل یمن نیز یکی پس از دیگری مسلمان شدند.
ص: ۲۳
بعد از آن، اختلاف بزرگی که بین دو طایفه در یمن اتفاق افتاده بود مطرح شد. باعث اختلاف این بود که گروهی گودالی را برای شکار شیری کنده بودند و توانسته بودند شیر را به سوی گودال بکشانند و به دام بیندازند. مردم ازدحام کرده بودند تا شیر را ببینند. یک نفر از آنان از بالای گودال به پایین سقوط کرده بود. در این حال برای نجات خود دست انداخته دیگری را گرفته بود. آن شخص هم سومی را و سومی چهارمی را گرفته و هر چهار نفر در گودال افتاده بودند. شیر در گودال به آنها حمله کرده و آنان را مجروح کرده بود. یکی از آنها در اثر جراحت از دنیا رفته و بقیه را بیرون آوردند، ولی آنها هم در اثر جراحت از دنیا رفتند.
در اثر این مسئله، مشاجره بین فامیل آنان درگرفت و شمشیرها برکشیدند. امیرالمؤمنین(علیه السلام)فرمود:
بیایید تا بین شما قضاوت کنم. آنان پذیرفتند و حضرت برای اولی یک چهارم دیه و برای دومی یک سوم دیه و برای سومی نصف دیه وبرای چهارمی به دیه کامل حکم کرد، و پرداخت دیه را بر عهده قبایلی که به سمت گودال ازدحام کرده بودند قرار داد.
عده ای از آنان قضاوت امیرالمؤمنین(علیه السلام)را پذیرفتند و گروهی دیگر ناراضی شدند، و تصمیم گرفتند نزد پیامبر(صلی الله علیه وآله)بیایند و نارضایتی خود را اعلام کنند.
با رسیدن نامۀ امیرالمؤمنین(علیه السلام)از یمن به مدینه، پیامبر(صلی الله علیه وآله)آن را خواند و خوشحال شد و شادمانی در چهرۀ حضرت ظاهر شد و برای شکر به سجده
ص: ۲۴
افتاد. سپس سر از سجده برداشته نشست و فرمود: «السلام علی اهل هَمْدان، السلام علی هَمْدان».
هنگام حج که رسید هنوز امیرالمؤمنین(علیه السلام)و همراهان در یمن بودند. پیامبر(صلی الله علیه وآله)نامه ای به امیرالمؤمنین(علیه السلام)نوشت و تصمیم سفر حجة الوداع را به آن حضرت خبر داد و دستور داد با لشکرِ همراه به سوی مکه بیاید و در آنجا به حضرتش ملحق شود.
از سوی دیگر ابوموسی اشعری نیز با لشکری در منطقه دیگری از یمن بودند. این بود که پیامبر(صلی الله علیه وآله)نامۀ دیگری هم برای ابوموسی فرستاد تا با لشکرِ همراه برای حج بیایند.
امیرالمؤمنین(علیه السلام)با دریافت نامۀ پیامبر(صلی الله علیه وآله)، پس از مسلمان شدن خلق کثیری از اهل یمن و برقراری صلح بین دو گروهی که اختلاف کرده بودند، با اصحاب خود و جمع کثیری از مسلمانان اهل یمن به سوی مکه حرکت کرد و در سر راه به نجران رسید و جزیۀنجرانیان را - که هزار حُلّه بود و طبق قرارداد باید می دادند - از آنان گرفت و سپس راهی مکه شد.
ص: ۲۵
۳. فرمان حركت به سوى غدير خم
تصویر

روز چهاردهم ذى الحجه روز پرماجرايى بود. چرا كه اعلام شده بود در مكه يك روز بيشتر توقف نخواهند كرد.
پيامبر(صلی الله علیه وآله)به بلال دستور داد تا بين مردم اعلان كند: «فردا كسى جز معلولان نبايد باقى بماند، و همه بايد به سوى غدير خم حركت كنند». با اين اعلام مردم متعجب از اينكه چرا پيامبر(صلی الله علیه وآله)در اين اولين و آخرين سفر خود به حَرم الهى، مدتى در آنجا توقف نكرده اند كه مردم سؤالات خود را بپرسند و از محضر آن حضرت استفاده كنند، خود را براى فردا آماده مى كردند.از سوى ديگر در روز چهاردهم ذى الحجه جبرئيل نازل شد و لقب «اميرالمؤمنين» را به عنوان اختصاص به على بن ابى طالبc آورد. پيرو آن
ص: ۲۶
پيامبر(صلی الله علیه وآله)به بزرگان اصحاب دستور داد تا نزد حضرت على(علیه السلام)بروند و خطاب به آن حضرت «السَّلامُ عَليكَ يا اميرالمُؤمِنين» بگويند.
هنوز برنامۀ سلام به «اميرالمؤمنين» پايان نيافته بود كه دستور تحويل ميراث هاى انبياء به حضرت على(علیه السلام)از طرف خداوند صادر شد. يادگارهاى انبياء(علیهم السلام)، صحف آدم، نوح، ابراهيم(علیهم السلام)، تورات، انجيل، عصاى موسى(علیه السلام)و انگشتر سليمان(علیه السلام)و ساير ميراث هاى ارجمندى كه فقط بايد در اختيار حجج الهى باشد که تا آن روز خاتم انبياء(صلی الله علیه وآله)حافظ اين ميراث هاى الهى بود و اينك به دستور الهى به حضرت اميرالمؤمنين(علیه السلام)منتقل شد.(۱)
ص: ۲۷
۴. حركت از مكه به سوى غدير
تصویر

شب ۱۵ ذى الحجه ساعتى به اذان صبح مانده در تاريكى شب پيامبر(صلی الله علیه وآله)دستور حركت دادند. آن حضرت تا كنار بيت اللَّه آمد و وارد مسجد الحرام شد و طواف وداع به جا آورد. آنگاه با خانۀ خدا وداع نمود و از مسجد الحرام بيرون آمد و قبل از نماز صبح از مكه خارج شدند و با طلوع فجر روز پانزدهم ذى الحجه نماز صبح را خواندند و به راه ادامه دادند.
كاروان عظيمی حجاج اكنون با پايان مراسم حج به استقبال مراسم غدير مى رفتند. روزى كه پيامبر(صلی الله علیه وآله)از مكه حركت كرد، سيل جمعيت بيش از یکصد و بيست هزار نفر تخمين زده مى شدند. دوازده هزار نفر از اهل يمن كه همراه اميرالمؤمنين(علیه السلام)براى حج آمده بودندو مسيرشان به سمت شمال نبود و بايد از جنوب مكه به آنجا باز مى گشتند، براى درك مراسم غدير همراه
ص: ۲۸
پيامبر(صلی الله علیه وآله)حركت كردند. همچنين پنج هزار نفر از اهل مكه بار سفر بستند و با قافلۀ بزرگ پيامبر(صلی الله علیه وآله)راهى غدير شدند.
جالب تر از همه اينكه اهميت مراسم باعث شده بود عده اى از مشركين و كفار هم براى تماشاى مراسم راهى غدير شوند.(۱)
ص: ۲۹
۵. رسيدن به ميعادگاه غدير
تصویر

ساعتى بيش تا ظهر نمانده بود كه بركۀ زيباى غدير با درختان كهنسالش از دور نمايان شد. بركه اى معروف که همۀ مردم آن را مى شناختند و مسافران بسيارى براى استراحت در سفرهاى خود كنار آن آمده بودند. آب نماى درياچه مانندِ بزرگى كه براى مصرف آب آن كاروان صد و بيست هزار نفرى كافى بود. پنج درخت كهنسال از نوع سَمُر (كُنار) كه در شنزارها مى رويد و مانند درخت چنار بالا مى رود و سايه مى اندازد. آن پنج درخت در يك رديف جلوى بركه كنار يكديگر قرار داشتند و سايبانى گسترده در آن وادى ايجاد كرده بودند. زمين باز جلوى درختان كه در واقع مسير سيل بود و عبور آب،
ص: ۳۰
آن را مسطح كرده بود و اكنون خشك بود و براى استراحت مردم مكان مناسبى را آماده كرده بود.
پيامبر(صلی الله علیه وآله)همراه كاروان مسير خود را از سمتِ راست جاده به سمتِ غدير تغيير داد. همزمان با اين اعلان، آن حضرت فوراً افرادى را مأمور كرد تا مواظب پراكنده شدن كاروان باشند. از يك سو فرمان داد تا منادى ندا كند: «همه مردم متوقف شوند، و آنان كه پيشتر رفته اند باز گردند، و آنان كه پشت سر هستند خود را برسانند» تا آهسته آهسته همه جمعيت در محل از پيش تعيين شده جمع گردند.
از سوى ديگر پيامبر(صلی الله علیه وآله)دستور داد كسى زير پنج درخت كهنسالى كه در آنجا بود نرود، تا آن مكان براى برنامۀ سه روزۀ غدير آماده سازى شود.
پس از اين دستورات همه مركب ها متوقف شدند و كاروان ها كنار بركۀ غدير در گسترۀ بيابان پياده شدند، و هر يك براى خود جايى پيدا كردند و شتران خود را خواباندند. عده اى فرش و زيرانداز براى خود پهن كردند، و عده اى ديگر خيمه برپا نمودند، و كم كم همۀ جمعيت در گوشه و كنار منطقه مستقر شدند.
از سوى ديگر، پيامبر(صلی الله علیه وآله)، مقداد، سلمان، ابوذر و عمار را فرا خواند و به آنان دستور داد تا به محل پنج درخت كهنسال - كه در يك رديف جلوى بركۀ غدير بودند - بروند و آنجا را براى اجراى مراسم آماده كنند.آنان خارهاى زير درختان را كندند و سنگ هاى ناهموار را جمع كردند و زير درختان را جارو كردند و آب پاشيدند. سپس شاخه هاى پايين آمده
ص: ۳۱
درختان را - كه تا نزديكى زمين آمده بود - قطع كردند. بعد از آن در فاصله دو درختِ وسط، روى شاخه ها پارچه اى انداختند تا سايبانى از آفتاب باشد.
سپس در زير سايبان، بناى منبرى از سنگ را تدارك ديدند. ابتدا با جمع آورى سنگ هاى بزرگ و كوچك، آنها را روى هم چيدند و شبه منبرى به بلندى قامت حضرت ساختند. سپس از رواندازهاى شتران و ساير مركب ها كمك گرفتند و بناى آن را تكميل كردند. در مرحله بعد پارچه اى براى زيبايى از بالا تا پايين منبر انداختند. آنان منبر را طورى برپا كردند كه نسبت به دو طرف جمعيت در وسط قرار بگيرد، و پيامبر(صلی الله علیه وآله)هنگام سخنرانى مُشرِف بر مردم باشد تا همه آن حضرت را ببينند.(۱)
ص: ۳۲
۶. پيامبر و على(علیهما السلام)بر فراز منبر غدير
تصویر

مردم پراكنده در گوشه و كنار منطقۀ غدير در انتظار فرمان بعدى پيامبر(صلی الله علیه وآله)براى آغاز مراسم بودند. مقارن ظهر انتظارها به سر رسيد و منادى حضرت، نداى عمومى داد و مردم را براى اجتماع در مقابل جايگاه فرا خواند.
مردم همه وضو گرفته رو به قبله صف هاى نماز را مرتب كردند. زنان نيز در قسمت خاصى قرار گرفتند كه منبر را مى ديدند. پيامبر(صلی الله علیه وآله)از خيمه خود بيرون آمد و به عنوان امام جماعت جلوى صف اول قرار گرفت. آنگاه مؤذن پيامبر(صلی الله علیه وآله)اذان گفت و سپس نمازجماعت يكصد و بيست هزار نفرى باشكوه بى نظيرى كنار منبر غدير خوانده شد.
ص: ۳۳
پس از نماز، همه منتظر برنامه بعدى بودند. پيامبر(صلی الله علیه وآله)برخاست و به سمت منبر رفت و قدم بر پله هاى آن گذاشته تا آخرين نقطه بالا رفت و بر فراز آن ايستاد. سپس اميرالمؤمنين(علیه السلام)را فراخواند تا بالاى منبر بيايد. مردم شاهد بودند كه على(علیه السلام)به دنبال پيامبر(صلی الله علیه وآله)از منبر بالا رفت و در سمت راست پيامبر(صلی الله علیه وآله)يك پله پايين تر ايستاد، در حالى كه احتراماً كمى متمايل به سمت آن حضرت بود. در آن لحظه دست مبارك پيامبر(صلی الله علیه وآله)بر شانه آن حضرت قرار گرفت، منظرۀ ابهت انگيزى را در برابر ديدگان آن جمعيت انبوه قرار داد.
اكنون غدير براى اولين بار شاهد اجتماع عظيم بشرى بود تا خاتم انبياء سخنرانى تاريخى و آخرين و بلندترين خطابۀ رسمى خود را براى جهانيان آغاز كند. افتخار اين مجلس حضور پنج وجود معصوم، يعنى پيامبر، على، فاطمه، حسن و حسين(علیهم السلام)بود، و حضرت محسن(علیه السلام)نيز در آن روزها انتظار تولد خويش را داشت.
بيش از یکصد و بيست هزار نفر منظرۀ بديعى را مى نگريستند كه دو نفر بر فراز منبرى از سنگ ايستاده بودند؛ و در سكوتى اُبهت انگيز چشم ها دوخته به لبانى بود كه بزرگترين پيام الهى براى بشريت را با فصيح ترين لسان آماده بازگويى داشت.پيامبر(صلی الله علیه وآله)در حالى كه دست بر شانه على(علیه السلام)گذاشته بود سخنرانى تاريخى خود را آغاز كرد كه آميخته با بيش از یکصد آيۀ قرآن بود و بيش از يك ساعت به طول انجاميد.
ص: ۳۴
سكوت مطلق بر جمعيت حاضر در غدير حكمفرما بود و دل ها پله پله با كلام رسول مدارج كمال را مى پيمود و با كوه استوار نبوت تا اوج ولايت پيش مى رفت. اين در حالى بود كه طبق اشارۀ پيامبر(صلی الله علیه وآله)در فرازهاى قبلى خطابه، همه چشم بر دست و بازوى پيامبر(صلی الله علیه وآله)و على(علیه السلام)دارند كه هنگام بالا رفتنشان كى فرا مى رسد.
اكنون غدير به قلۀ خود رسيده و یکصد و بيست هزار نفر چشم بر لبان گُل وجود دوخته اند. پيامبر(صلی الله علیه وآله)در آن حساس ترين لحظات، دستان يُدُ اللّهى خود را به بازوان رشيد على(علیه السلام)نزديك كرد و او نيز دستان خود را بالا نگاه داشت. در يك لحظه او را تا آنجا بلند كرد كه كف پاى على(علیه السلام)به زانوان پيامبر(صلی الله علیه وآله)رسيد.
همان طور كه على(علیه السلام)را بر سر دست نگه داشته بود در بديع ترين شكل اعلام جانشينى خود را به انجام رساند. سؤالى كوتاه و جمله اى پر از معنى!! پرسيد: گفتيد كه چه كسى بر شما اولى به نفس است؟ مردم فوراً پاسخ دادند: خدا و رسولش. فرمود:اَلا فَمَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ، اللَّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ؛
آگاه باشيد، كه هر كس من صاحب اختيار و اولى به نفس او بوده ام اين على(علیه السلام) صاحب اختيار و اولى به نفس اوست. خدايا دوست بدار هر كس على(علیه السلام) را دوست بدارد، و دشمن بدار هر كس
ص: ۳۵
على(علیه السلام) را دشمن بدارد، و يارى كن هر كس على(علیه السلام) را يارى كند، و خوار كن هر كس على(علیه السلام) را خوار كند.
حضرت با پايان اين سخن على(علیه السلام)را از فراز دست بر منبر فرود آورد؛ و با ظرافتى لايق شأن نبوت نگذاشت در خطابه اش وقفه ايجاد شود و سخنان خود را ادامه داد و به تبيين ابعاد «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ ...» پرداخت.(۱)
ص: ۳۶
۷. بيعت مردان و زنان در غدير
تصویر

توقف سه روزۀ در غدير، براى بيعت ۱۲۰۰۰۰ نفر بود، كه بايد يكى يكى شركت مى كردند. به دستور پيامبر(صلی الله علیه وآله)كنار منبر زير درختان دو خيمه جداگانه در مقابل يكديگر برپا شد. پيامبر(صلی الله علیه وآله)در يك خيمه و حضرت اميرالمؤمنين (علیه السلام)در خيمۀ ديگر نشستند. آنگاه حاضرين در صفى مرتب، گروه گروه وارد دو خيمه مى شدند. ابتدا وارد خيمه پيامبر(صلی الله علیه وآله)شده به عنوان قبول و اقرار به آنچه در خطابۀ غدير دربارۀ ولايت و امامت بيان فرمود، با آن حضرت دست بيعت مى دادند. سپس به خيمۀ اميرالمؤمنين(علیه السلام)مى رفتند و به عنوان تسليم و اطاعت در برابر مقام ولايت او سه كارانجام مى دادند: بيعت مى كردند، و «السلام عليك يا اميرالمؤمنين» مى گفتند، و به آن حضرت، اين مقام با عظمت را تبريك مى گفتند.
ص: ۳۷
فرصت مناسبى را هم براى بانوان تعيين كردند كه آنان نيز در خيمه بيعت حضور يافتند. براى اين كار دستور دادند تشت بزرگى از آب آوردند و پرده اى در وسط آن از يك سو تا سوى ديگر زدند به طورى كه آن را به دو قسمت تقسيم مى كرد و آن سوى پرده از اين سو ديده نمى شد. آنگاه اميرالمؤمنين(علیه السلام)در يك سوى پرده مى نشست و دست مبارك را داخل آب مى گذاشت. زنان نيز در سوى ديگر پرده با قرار دادن دست خود در آب بيعت مى كردند و همزمان «السلام عليك يا اميرالمؤمنين» مى گفتند و به حضرتش تبريك و تهنيت مى گفتند.
بانوى بزرگ اسلام، حضرت فاطمۀ زهرا(علیها السلام)، اُم هانى خواهر حضرت اميرالمؤمنين(علیه السلام)، فاطمه دختر حمزه(علیه السلام)و اسماء بنت عميس از بانوانى بودند كه در اين بيعت حاضر شدند. پيامبر(صلی الله علیه وآله)دستور بيعت را دربارۀ همسران خود مؤكّد داشتند به خصوص آنكه همه همسران حضرت - از جمله عايشه و حفصه - در اين سفر حضور داشتند.(۱)
ص: ۳۸
۸. اولین شعر غدیر به دستور پیامبر (صلی الله علیه وآله)
۸. اولین شعر غدیر به دستور پیامبر (صلی الله علیه وآله)(۱)
تصویر

بخش دیگری از مراسم پرشور غدیر، در خواست حسّان بن ثابت بود. او به پیامبر(صلی الله علیه وآله)عرض کرد: یا رسول اللَّه! اجازه می فرمائید شعری را که دربارۀ علی بن ابی طالب- به مناسبت این واقعۀ عظیم- سروده ام بخوانم؟
حضرت فرمودند: بخوان به نام خداوند و برکت او.حَسّان بر جای بلندی قرار گرفت و مردم برای شنیدن کلامش ازدحام کردند و گردن می کشیدند. او گفت:
ص: ۳۹
ای بزرگان قریش! سخن مرا به گواهی و امضایِ پیامبر گوش کنید.
سپس اشعاری را که در همانجا سروده بود خواند که به عنوان یک سند تاریخی از غدیر ثبت شد و به یادگار ماند. ذیلاً متن عربی شعر حسان و سپس ترجمۀ آن را می آوریم:
اَلَمْ تَعْلَمُوا أَنَّ النَّبِیَّ مُحَمَّداً *** لَدی دَوْحِ خُمٍّ حینَ قامَ مُنادِیاً
وَ قَد جاءَهُ جِبْریلُ مِنْ عِنْدِ رَبِّهِ *** بِأنَّکَ مَعْصُومٌ فَلا تَکُ وانِیاً
وَ بَلِّغْهُمُ ما أَنْزَلَ اللَّهُ رَبُّهُمْ *** وَ إِنْ اَنْتَ لَمْ تَفْعَلْ وَ حاذَرْتَ باغِیاً
عَلَیْکَ فَما بَلَّغْتَهُمْ عَنْ إِلهِهِمْ *** رِسالَتَهُ إِنْ کُنْتَ تَخْشَی الْأَعادِیا
فَقامَ بِهِ إِذْ ذاکَ رافِعُ کَفِّهِ *** بِیُمْنی یَدَیْهِ مُعْلِنُ الصَّوْتِ عالِیاً
فَقالَ لَهُمْ: مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ مِنْکُمُ *** وَ کانَ لِقَوْلی حافِظاً لَیْسَ ناسِیاً
فَمَوْلاهُ مِنْ بَعْدی عَلِیٌّ وَ اِنَّنی *** بِهِ لَکُمْ دُونَ الْبَرِیَّةِ راضِیاً
فَیا رَبِّ مَنْ والی عَلِیّاً فَوالِهِ *** وَ کُنْ لِلَّذی عادی عَلِیّاً مُعادِیاً
وَ یا رَبِّ فَانْصُرْ ناصِریهِ لِنَصْرِهِمْ *** إِمامَ الْهُدی کَالْبَدْرِ یَجْلُو الدَّیاجِیا
وَ یا رَبِّ فَاخْذُلْ خاذِلیهِ وَ کُنْ لَهُمْ
إِذا وَقَفُوا یَوْمَ الْحِسابِ مُکافِیاً
آیا نمی دانید که محمد پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله)کنار درختان غدیر خم به حالت ندا ایستاد، و این در حالی بود که جبرئیل از طرف خداوند پیام آورده بود که در این امر سستی مکن که تو محفوظ خواهی بود، و آنچه از طرف خداوند بر تو نازل شده به مردم برسان، و اگر نرسانی و
ص: ۴۰
از ظالمان بترسی و از دشمنان حذر کنی رسالت پروردگارشان را نرسانده ای.
در اینجا بود که پیامبر(صلی الله علیه وآله)دست علی(علیه السلام)را بلند کرد و با صدای بلند فرمود:
«هر کس از شما که من مولای او هستم و سخن مرا به یاد می سپارد و فراموش نمی کند، مولای او بعد از من علی است، و من فقط به او- نه به دیگری- به عنوان جانشین خود برای شما راضی هستم. پروردگارا هر کس علی را دوست بدارد او را دوست بدار، و هرکس با علی دشمنی کند او را دشمن بدار.
پروردگارا!یاری کنندگان او را یاری فرما به خاطر نصرتشان امام هدایت کننده ای را که در تاریکی ها مانند ماه شب چهارده روشنی می بخشد. پروردگارا! خوار کنندگان او را خوار کن و روز قیامت که برای حساب می ایستند خود جزا بده.پس از اشعار حسان، پیامبر(صلی الله علیه وآله)فرمود:
ای حسّان! مادامی که با زبانت از ما دفاع می کنی، از سوی روح القدس مؤیّد خواهی بود.
ص: ۴۱
۹. ظهور جبرئیل در غدیر
۹. ظهور جبرئیل در غدیر(۱)
تصویر

مسئلۀ دیگری که پس از خطبۀ پیامبر(صلی الله علیه وآله)پیش آمد و بار دیگر حجت را بر همگان تمام کرد، این بود که مردی زیبا صورت و خوشبوی را دیدند که در کنار مردم ایستاده بود و می گفت:
به خدا قسم! روزی مانند امروز هرگز ندیدم. چقدر کار پسر عمویش را مؤکّد نمود، و برای او پیمانی بست که جز کافر به خداوند و رسولش آن را بر هم نمی زند. وای بر کسی که پیمان او را بشکند.
در اینجا عمر نزد پیامبر(صلی الله علیه وآله)آمد و گفت: شنیدی این مرد چه گفت؟! حضرت فرمود: آیا او را شناختی؟ گفت: نه. حضرت فرمود:
ص: ۴۲
او روح الأمین جبرئیل بود. تو مواظب باش این پیمان را نشکنی، که اگر چنین کنی خدا و رسول و ملائکه و مؤمنان از تو بیزار خواهند بود!
ص: ۴۳
۱۰.سنگ آسمانى بر دشمن غدير
تصویر

در پايان روز سوم كه مراسم غدير رو به اتمام بود، حارث فهرى نزد پيامبر(صلی الله علیه وآله)آمد و گفت:
«وقتى قرار شد تو رسول اللَّه باشى و على جانشين بعد از تو باشد و فاطمه دخترت سيّدۀ زنان عالم و حسن و حسين سيّد جوانان اهل بهشت باشند، پس براى ساير قريش چيزى باقى نگذاشته اى»؟!
پيامبر(صلی الله علیه وآله)فرمود:
من اين مقامات را تعيين نكرده ام، بلكه خداوند معين فرموده است.
حارث گفت:اكنون كه پسر عمويت را منصوب نمودى، آيا واقعاً همه اين ها از طرف خدا بود؟
ص: ۴۴
پيامبر(صلی الله علیه وآله)فرمود:
از طرف خدا به من وحى مى شود و جبرئيل سفير و واسطۀ الهى است و من به مردم خبر مى دهم، و جز آنچه خدا دستور دهد چيزى را اعلام نمى كنم.
حارث سر به سوى آسمان بلند كرد و گفت:
خدايا! اگر محمد در آنچه مى گويد صادق و راستگوست سنگى از آسمان بر ما ببار يا عذابى بر ما نازل كن.
معجزۀ عظيم پيش چشمان مردم به وقوع پيوست. خاطره اى كه از اصحاب فيل در ذهن ها مانده بود، اينك با تمام شدن سخن حارث و فاصله گرفتن او از مجلس پيامبر(صلی الله علیه وآله)تكرار شد.
دو عذاب الهى با هم بر «حارث» نازل شد در حالى كه پيامبر(صلی الله علیه وآله)و اصحابش از فاصله اى او را مى ديدند. خداوند پرنده اى از آسمان فرستاد كه در منقار او ريگى به اندازۀ عدس بود و آن را بر سر حارث رها كرد. سنگريزه از سر او وارد شد و طول قامت او را در نورديد و او را نقش زمين ساخت، در حالى كه پاهايش را بر زمين مى كوبيد. در همين حال ابر سياهى ظاهر شد و رعد و برقى زد و صاعقه اى پديد آورد كه بر بدن حارث خورد و او را سوزانيد.
در آن لحظات جبرئيل(علیه السلام)نازل شد و سند قرآنى اين معجزه غدير را با آيات ۱ تا ۳ سوره معارج آورد:
«سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ، لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ، مِنَ اللَّهِ ذِى الْمِعارِجِ» ؛درخواست كرد درخواست كننده اى عذاب واقع را كه كافران قدرت دفع آن را ندارند، و اين از طرف خداوند بود.(۱)
ص: ۴۵
۱۱. وحشت شیطان در غدیر
حزن شیطان:
امیرالمؤمنین(علیه السلام)فرمودند:
پیامبر(صلی الله علیه وآله)به من خبر داد که: ابلیس و رؤسای اصحاب او هنگام منصوب شدن من در روز غدیر حاضر بودند. در آن روز، اصحاب ابلیس رو به او کردند و گفتند:
این امّت مورد رحمت قرار گرفتند و از گمراهی محفوظ شدند، و دیگر نه ما را و نه تو را بر آنان راهی نیست، چرا که امام و پناه خود بعد از پیامبرشان را شناختند.
ابلیس با ناراحتی و اندوه از آنان جدا شد.
امیرالمؤمنین(علیه السلام)در ادامۀ کلامش فرمود:
پیامبر(صلی الله علیه وآله)به من خبر داد: آن هنگام که مردم بعد از وفات من بیعت تو را بشکنند، ابلیس اصحابش را جمع می کند و آنان در مقابل او به سجده در می آیند و می گویند:
ای آقای ما، ای بزرگِ ما، تو بودی که آدم را از بهشت بیرون کردی!
ابلیس می گوید:
کدام امت بعد از پیامبرشان گمراه نشدند؟! هرگز!! شما گمان می کنید من بر اینان سلطه و راهی ندارم؟! چگونه دیدید مرا هنگامی که کاری کردم تا امر خدا و پیامبر را دربارۀ اطاعتِ علی بن ابی طالب کنار گذاردند؟...(۱)
ص: ۴۷
۱۲. امضای صحیفۀ ملعونۀ اول
۱۲. امضای صحیفۀ ملعونۀ اول (۱)
تصویر

نطفۀ توطئه آنگاه منعقد شد که ابتدا دو نفر از منافقین در یک تصمیم اساسی با هم پیمانی بستند، و آن این بود که:
اگر محمد از دنیا رفت یا کشته شد نگذاریم خلافت و جانشینی او در اهل بیتش مستقر شود.
سه نفر دیگر هم در این تصمیم با آنها هم پیمان شدند، و اولین قرارداد و معاهده را در کنار کعبه بین خود امضا کردند، و آن را داخل کعبه زیر خاک پنهان نمودند تا سندی برای التزام عملی آنان به پیمانشان باشد.
ص: ۴۸
یکی از این سه نفر معاذ بن جبل بود. او گفت: «شما مسئله را از جهت قریش حل کنید، و من دربارۀ انصار ترتیب امور را خواهم داد»!
از آنجا که «سعد بن عبادة» رئیس کل انصار بود و او کسی نبود که با ابوبکر و عمر هم پیمان شود، لذا معاذ بن جبل سراغ بشیر بن سعید و اسید بن حضیر که هر کدام بر نیمی از انصار یعنی دو طایفۀ «اوس» و «خزرج» نفوذ و حکومت داشتند آمد و آن دو را با خود بر سر غصب خلافت هم پیمان نمود.
ص: ۴۹
۱۳. امضای صحیفۀ ملعونۀ دوم
۱۳. امضای صحیفۀ ملعونۀ دوم (۱)
تصویر

وقتی وارد مدینه شدند منافقین که در نقشۀ قبلی شکست خورده بودند، جلسۀ مهم دیگری تشکیل دادند که در آن سی و چهار نفر از بزرگان منافقین و همان هایی که اغلب پس از رحلت حضرت در رأس امور قرار گرفتند، شرکت داشتند.
در این مجلس اساسنامۀ نقشه های آینده را تنظیم کردند و همۀ افراد زیر آن طومار را امضا کردند. امضا کنندگان، گذشته از چهارده نفر قبل، عده ای دیگر از رؤسای قبایل و افرادی بودند که هر یک گروهی از مردم را با خود همراه
ص: ۵۰
داشتند. از جملۀ آنان ابوسفیان، عکرمه پسر ابوجهل، سعید بن عاص، خالد بن ولید، بشیر بن سعید، سُهیل بن عَمرو، ابوالأعور اسلمی، صهیب بن سنان و حکیم بن حزام بودند.
نویسندۀ طومار سعید بن عاص و محل اجتماع و نوشتن، خانۀ ابوبکر بود. پس از امضا، طومار را پیچیدند و به ابوعبیدۀ جراح به عنوان امینِ خود سپردند تا آن را به مکه ببرد و کنار صحیفۀ اول در کعبه دفن کند تا به عنوان سند محفوظ باشد.
فردای آن روز، پیامبر(صلی الله علیه وآله)پس از نماز صبح اشاره ای به اقدام این منافقین کردند و فرمودند:
عده ای از این امت معاهده ای نوشته اند که به معاهدۀ زمان جاهلیت که در کعبه آویخته بودند شبیه است، ولی من مأمورم آن را افشا نکنم!
سپس رو به ابوعبیدۀ جراح کردند و فرمودند: «اکنون امین این امت شده ای»؟!
ص: ۵۱
ص: ۵۲
بخش سوم : نام های غدیر
ص: ۵۳
امام رضا(علیه السلام) خطبۀ غرائی در مورد عید غدیر ایراد کرده، چهل ویژگی، از ویژگی های عید غدیر را بر شمرده است که سید بن طاووس در کتاب شریف «اقبال» از کتاب «النّشر و الطّیّ» نقل کرده و مؤلف آن را توثیق نموده و فرموده است:
مؤلف کتاب «النّشر و الطّیّ» از امام رضا(علیه السلام)در فضیلت عید غدیر روایت کرده که حضرت فرمودند:
۱. وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي نَجَا فِيهِ إِبْرَاهِيمُ الْخَلِيلُ مِنَ النَّارِ فَصَامَهُ شُكْراً لِلَّهِ؛
غدیرروزی است که خداوند حضرت ابراهیم خلیل(علیه السلام)از آتش نجات داد، پس ان روز را به عنوان شکرانه روزه گرفت.
۲. وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي أَكْمَلَ اللَّهُ بِهِ الدِّينَ فِي إِقَامَةِ النَّبِيِّ (صلی الله علیه وآله)عَلِيّاً أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ(علیه السلام) عَلَماً وَ أَبَانَ فَضِيلَتَهُ وَ وِصَاءَتَهُ فَصَامَ ذَلِكَ الْيَوْمَ؛
غدیر روزی است که خداوند با نصب حضرت علی(علیه السلام)به جای پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)دین را به کمال رسانید، پس او را مشعل هدایت قرار داد، جایگاه رفیع او را آشکار نمود و جانشینی اش را به جای پیامبر(صلی الله علیه وآله) اعلام فرمود، پس آن روز را روز ه گرفت.
۳. وَ إِنَّهُ لَيَوْمُ الْكَمَالِ؛
غدیر روز اکمال دین است.
ص: ۵۴
۴. وَ يَوْمُ مَرْغَمَةِ الشَّيْطَانِ؛
غدیر روز به خاک مالیده شدن دماغ شیطان است.
۵. وَ يَوْمُ تُقْبَلُ أَعْمَالُ الشِّيعَةِ وَ مُحِبِّي آلِ مُحَمَّدٍ؛
غدیر روزی پذیرش اعمال شیعیان و دوستداران آل محمد(صلی الله علیه وآله)است.
۶. وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي أَكْمَلَ اللَّهُ الدِّينَ يَعْمَدُ اللَّهُ فِيهِ إِلَى مَا عَمِلَهُ الْمُخَالِفُونَ فَيَجْعَلُهُ هَباءً مَنْثُوراً؛
غدیر روز تعرض خداوند به اعمال دشمنان و پراکنده ساختن اعمال آنهاست.
۷. وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي يَأْمُرُ جَبْرَئِيلَ(علیه السلام)أَنْ يَنْصِبَ كُرْسِيَّ كَرَامَةِ اللَّهِ بِإِزَاءِ بَيْتِ الْمَعْمُورِ وَ يَصْعَدُهُ جَبْرَئِيلُ(علیه السلام)وَ تَجْتَمِعُ إِلَيْهِ الْمَلَائِكَةُ مِنْ جَمِيعِ السَّمَاوَاتِ وَ يُثْنُونَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِشِيعَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ(علیهم السلام) وَ مُحِبِّيهِمْ مِنْ وُلْدِ آدَمَ (علیه السلام)؛
غدیر روزی است که جبرئیل امین(علیه السلام)فرمان می دهد تختی در مقابل بیت المعمور نصب می شود و خود بر ف راز آن قرار می گیرد، فرشته های آسمان ها در اطراف او گرد می آیند، بر حضرت محمد(صلی الله علیه وآله)درود می فرستند، برای شیعیان امیرمؤمنان و دوستداران آن حضرت و دوستداران آنان از نسل آدم(علیه السلام)استغفار کنند.
ص: ۵۵
۱۲. وَ هُوَ يَوْمُ تَنْفِيسِ الْكَرْبِ؛
غدیر روز رهایی از غم و اندوه است.
۱۳. وَ يَوْمُ تَحْطِيطِ الْوِزْرِ؛
غدیر روز ریزش گناهان است.
۱۴. وَ يَوْمُ الْحَبَاءِ وَ الْعَطِيَّةِ؛
غدیر روز بخشش و عطایا است.
۱۵. وَ يَوْمُ نَشْرِ الْعِلْمِ؛
غدیر روز گسترش دادن دانش و فضیلت است.
۱۶ و ۱۷. وَ يَوْمُ الْبِشَارَةِ وَ الْعِيدِ الْأَكْبَرِ؛
غدیر روز بشارت دادن و نوید و بزرگ ترین عید است.
۱۸. وَ يَوْمُ يُسْتَجَابُ فِيهِ الدُّعَاءُ؛
غدیر روز اجابتِ دعاهاست.
۱۹. وَ يَوْمُ الْمَوْقِفِ الْعَظِيمِ؛
غدیر روز مَوقِف بزرگ است.
۲۰. وَ يَوْمُ لُبْسِ الثِّيَابِ وَ نَزْعِ السَّوَادِ؛
غدیر روز پوشیدن لباس نو و بیرون آوردن لباس سیاه است.
ص: ۵۷
۲۱. وَ يَوْمُ الشَّرْطِ الْمَشْرُوطِ؛
غدیر روز عهد و پیمان است .
۲۲. وَ يَوْمُ نَفْيِ الْغُمُومِ [الْهُمُومِ]؛
غدیر روز زدودنِ غم و اندوه است.
۲۳. وَ يَوْمُ الصَّفْحِ عَنْ مُذْنِبِي شِيعَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ؛
غدیر روز گذشت از گناهکاران
شیعۀ امیرمؤمنان(علیه السلام)است.
۲۴. وَ هُوَ يَوْمُ السُّبْقَةِ؛
غدیر روز مسابقه پیشی گرفتن – در اعمال خیر - است.
۲۵. وَ يَوْمُ إِكْثَارِ الصَّلَاةِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ؛غدیر روز بسیار صلوات فرستادن بر محمد و آل محمد(صلی الله علیه وآله) است.
۲۶. وَ يَوْمُ الرِّضَا؛
غدیر روز خشنودی (حضرت حق تعالی) است.
۲۷. وَ يَوْمُ عِيدِ أَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ؛
غدیر روز عید اهل بیت محمد(صلی الله علیه وآله)است.
۲۸. وَ يَوْمُ قَبُولِ الْأَعْمَالِ؛
غدیر روز قبولی اعمال است.
ص: ۵۸
۲۹. وَ يَوْمُ طَلَبِ الزِّيَادَةِ؛
غدیر روز فزون طلبی در رزق و روزی است.
۳۰. وَ يَوْمُ اسْتِرَاحَةِ الْمُؤْمِنِينَ؛
غدیر روز آسایش و آرامش مؤمنان است.
۳۱. وَ يَوْمُ الْمُتَاجَرَةِ؛
غدیر روز تجارت و بهره وری است.
۳۲. وَ يَوْمُ التَّوَدُّدِ؛
غدیر محبّت و مودّت است.
۳۳. وَ يَوْمُ الْوُصُولِ إِلَى رَحْمَةِ اللَّهِ؛
غدیر روز دست رسی به رحمت پروردگار است.
۳۴. وَ يَوْمُ التَّزْكِيَةِ؛
غدیر روز تزکیه و تهذیب نفس است.
۳۵. وَ يَوْمُ تَرْكِ الْكَبَائِرِ وَ الذُّنُوبِ؛
غدیر روز ترک گناهان و معصیت ها است.
۳۶. وَ يَوْمُ الْعِبَادَةِ؛
غدیر روز عبادت و بندگی است.
ص: ۵۹
۳۷. وَ يَوْمُ تَفْطِيرِ الصَّائِمِينَ فَمَنْ فَطَّرَ فِيهِ صَائِماً مُؤْمِناً كَانَ كَمَنْ أَطْعَمَ فِئَاماً وَ فِئَاماً إِلَى أَنْ عَدَّ عَشْراً ثُمَّ قَالَ أَ وَ تَدْرِي مَا الْفِئَامُ قَالَ لَا قَالَ مِائَةُ أَلْفٍ؛
غدیر روز افطاری دادن به روزه داران (مؤمن) است.
هر كس روزه دار مؤمنى را در آن روز افطارى بدهد، همانند کسی است كه «فئامی» را افطارى دهد.
پس آن را ده بار تکرار کرد و فرمود: آيا مى دانيد که «فئام» چیست؟
راوی گفت: نه.
فرمود: یکصدهزار می باشد.
۳۸. وَ هُوَ يَوْمُ التَّهْنِيَةِ يُهَنِّي بَعْضُكُمْ بَعْضاً فَإِذَا لَقِيَ الْمُؤْمِنُ أَخَاهُ يَقُولُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوَلَايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ (علیهم السلام) ؛
غدیر روز، تبریک و تهنیت است. هنگامی که برادر مؤمن خود را دیدار کردید بگوید: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوَلَايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ (علیهم السلام)».
۳۹. وَ هُوَ يَوْمُ التَّبَسُّمِ فِي وُجُوهِ النَّاسِ مِنْ أَهْلِ الْإِيمَانِ فَمَنْ تَبَسَّمَ فِي وَجْهِ أَخِيهِ يَوْمَ الْغَدِيرِ نَظَرَ اللَّهُ إِلَيْهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِالرَّحْمَةِ وَ قَضَى لَهُ أَلْفَ حَاجَةٍ وَ بَنَى لَهُ قَصْراً فِي الْجَنَّةِ مِنْ دُرَّةٍ بَيْضَاءَ وَ نَضَّرَ وَجْهَهُ ؛
غدیر روز لبخد زدن در چهرۀ اهل ایمان است.
ص: ۶۰
کسی که در روز غدير به روی برادر ایمانی اش لبخند بزند، خداوند روز قيامت نظر رحمتش را به سوی او معطوف کند هزار حاجتش را برآورده نماید، قصرى در بهشت از دُرّ سفید برایش بنا کند و چهره اش را نورانی سازد.
۴۰. وَ هُوَ يَوْمُ الزِّينَةِ فَمَنْ تَزَيَّنَ لِيَوْمِ الْغَدِيرِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ كُلَّ خَطِيئَةٍ عَمِلَهَا صَغِيرَةً أَوْ كَبِيرَةً وَ بَعَثَ اللَّهُ إِلَيْهِ مَلَائِكَةً يَكْتُبُونَ لَهُ الْحَسَنَاتِ وَ يَرْفَعُونَ لَهُ الدَّرَجَاتِ إِلَى قَابِلِ مِثْلِ ذَلِكَ الْيَوْمِ فَإِنْ مَاتَ مَاتَ شَهِيداً وَ إِنْ عَاشَ عَاشَ سَعِيداً؛(۱)غدیر روز زینت کردن است. هركس براى خدا خودش را در روز غدیر بيارايد، خداوند لغزش های بزرگ و كوچكش را مى آمرزد و فرشتگانى را مأمور کند که برای او حسنه بنویسند و تا سال آینده بر درجاتش بیفزایند.
پس اگر بميرد، پاداش شهيد دارد و اگر زنده بماند، سعادتمند است.
ص: ۶۱
ص: ۶۲
بخش چهارم : قرآنی بودن واقعۀ غدیر
ص: ۶۳
۲. در غدیر دین کامل، نعمت تمام و رضایت خداوند صادر گردید
در قرآن کریم سورۀ مائده آیۀ ۳ آمده است:
«الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً» ؛
امروز دین شما را کامل و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را برای شما به عنوان دین پسندیدم.
پس از بیان «مَنْ كُنْتُ مَوْلاَهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلاَهُ؛ هرکس من مولای اویم، علی مولای اوست» توسط پیامبر(صلی الله علیه وآله)، خداوند متعال این آیۀ شریفه را در روز غدیر نازل نمود و این آیه، نشان دهندۀ عظمت این روز بوده که به عنوان جایزه اعلان ولایت از طرف خداوند برای پیامبر(صلی الله علیه وآله)نازل شد.
۳. دفاع خداوند از غدیر
در آیه ۱ و ۲ سوره معارج است که:
« سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِع * لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِع» ؛درخواست کننده ای عذابی واقع شدنی را درخواست کرد، عذابی که مخصوص کافران است و هیچ کس نمی تواند آن را دفع کند.
ص: ۶۵
بنا بر گزارش بسیاری از مفسران شیعه و منابع اهل سنّت مانند (تفسیر ثعلبی نیشابوری، شواهد التنزیل در ذیل آیه شریفه) این آیه دربارۀ نعمان بن حارث فهری نازل شد. او پس از واقعۀ غدیر خم و انتصاب حضرت علی(علیه السلام)به ولایت، نزد پیامبر(صلی الله علیه وآله)آمد و اعتراض کرد. سپس گفت: «اگر این سخن از جانب خداست، پس عذابی بر من نازل کن.» هنوز دور نشده بود که سنگی از آسمان آمد و او را هلاک کرد و این آیه نازل شد.
ص: ۶۶
بخش پنجم : توصیه های پیامبر(صلی الله علیه وآله) در خطبۀ غدیر
ص: ۶۷
در سراسر خطبۀ غدیر که توسط پیامبر(صلی الله علیه وآله)ایراد گردید شاهد توصیه ها، پیش بینی و بشارت ها و انذارها هستیم که در ذیل به اختصار به ذکر چند نمونه اکتفا می نماییم:
۱. دستور به دوستی و اطاعت از امیرالمؤمنین(علیه السلام)
پیامبر(صلی الله علیه وآله)در خطبۀ غدیر فرمود:
وَ لا يُوالى عَلِيّاً اِلّا تَقِىٌّ، وَ لا يُؤمِنُ بِهِ اِلّا مُؤمِنٌ مُخْلِصٌ.
و جز پرهیزکار ولایتش را نمی پذیرد و ايمان به او نمى آورد جز مؤمن با اخلاص.
فَاسْمَعُوا لِاَمْرِهِ تَسْلِمُوا وَ اَطيعُوهُ تَهْتَدُوا وَ انْتَهُوا لِنَهْيِهِ تَرْشُدُوا، وَ صيرُوا اِلى مُرادِهِ وَ لا تَتَفَرَّقْ بِكُمُ السُّبُلُ عَنْ سَبيلِهِ.
امر او را گوش فرا دهيد تا سلامت بمانيد، و او را اطاعت كنيد تا هدايت شويد، و از آنچه شما را باز می دارد دوری گرینید تا رستگار شوید و به سوى مراد و مقصود او حرکت کنید و راه هاى گوناگون شما را از پیمودن راه او باز ندارد.
ص: ۶۸
۲. نهی از دشمنی
فَاحْذَرُوا اَنْ تُخالِفُوهُ، فَتَصْلُوا ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ.
پس، از مخالفت کردن با او جداً پرهيز کنيد که نتیجه اش افتادن در آتشی است که هیزم آن مردم و سنگ ها است که براى كافران آماده شده است.
اَلا وَ اِنَّهُ لا يُبْغِضُ عَلِيّاً الّا شَقِىٌّ،
آگاه باشید! با على(علیه السلام) جز شقی و بدبخت دشمنى نمى كند.
۳. دعای پیامبر(صلی الله علیه وآله)برای دوستداران علی(علیه السلام)
پیامبر(صلی الله علیه وآله)دعا کرد:
اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ؛
خدایا! دوست بدار کسی را که علی را دوست دارد و دشمن بدار کسی را که با او دشمنی کند و یاری کن کسی را که او را یاری کند و خوار کن کسی را که او را خوار کند.
۴. دستور به تبلیغ غدیر
پیامبر(صلی الله علیه وآله)پس از اعلام ولایت امیرالمؤمنین(علیه السلام)فرمود:فَلْيُبَلِّغِ الْحاضِرُ الْغائِبَ وَ الْوالِدُ الْوَلَدَ اِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ؛
و باید حاضران به غايبان و پدران به فرزندان خود تا قيامت این پیام را برسانند.
ص: ۶۹
۷. بیعت با امیرالمؤمنین(علیه السلام) بیعت با خداست
در خطبه غدیر آمده است:
اَلا وَ اِنّى قَدْ بايَعْتُ اللَّهَ وَ عَلِىٌّ قَدْ بايَعَنى،
آگاه باشید! همانا من با خدا بيعت نموده و على با من بيعت كرده است.
وَ اَنَا آخِذُكُمْ بِالْبَيْعَةِ لَهُ عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.
و من از طرف خداوند براى او از شما بيعت مى گيرم.
Pإِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ، يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ.
(و خداوند فرموده است): كسانى كه با تو بيعت كنند در واقع با خدا بيعت كرده اند، دست خدا بالای دست آنان است.
۸.عدم جایگزینی به جای علی(علیه السلام) و عدم نقض پیمان غدیرپیامبر(صلی الله علیه وآله)تأکید کرد:
وَ لا نُغَيِّرُ وَ لا نُبَدِّلُ، وَ لا نَشُكُّ وَ لا نَجْحَدُ وَ لا نَرْتابُ، وَ لا نَرْجِعُ عَنِ الْعَهْدِ وَ لا نَنْقُضُ الْميثاقَ.
و آن را تغيير نمی دهیم و دگرگون نمی سازیم و شك و تردید درباره اش نمی کنیم و انكار نمى نماييم و هرگز از آن عهد باز نخواهیم گشت و پيمان شكنی نخواهیم کرد.
ص: ۷۱
ص: ۷۲
بخش ششم : سفارشات امیرالمؤمنین (علیه السلام) در عظمت غدیر خم
ص: ۷۳
ص: ۷۴
۲. آثار دنیوی نیکی و کرامت انسانی در عید غدیر
امیرالمؤمنین(علیه السلام)می فرمایند:
وَ هَبُوا لِإِخْوَانِكُمْ وَ عِيَالِكُمْ مِنْ فَضْلِهِ بِالْجَهْدِ مِنْ جُودِكُمْ وَ بِمَا تَنَالُهُ الْقُدْرَةُ مِنِ اسْتِطَاعَتِكُمْ ؛
به برادران و خانواده خود از فضل الهی ببخشید آن قدر که سخاوت شما اجازه می دهد و هر اندازه که قدرت مالی دارید.(۱)
۳. ارزش انفاق در روز غدیر
در این عید، یک درهم انفاق، معادل دویست هزار درهم پاداش دارد و حتی بیش از آن نیز از جانب خداوند عطا می شود. ثروتمندان باید به سراغ فقرا و توانمندان به سراغ ضعیفان بروند؛ این دستور پیامبر(صلی الله علیه وآله)است که امیرالمؤمنین(علیه السلام)آن را یادآور می شود.
عَنْ عَلِيَّ بْنَ مُوسَى الرِّضَا(علیه السلام)عَنْ آبَائِهِ(علیهم السلام)عَنْ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) قَالَ فِی خُطْبَتِهِ فِی یَوْمِ الْغَدِیرِ: فَالدِّرْهَمُ فِيهِ بِمِائَتَيْ أَلْفِ دِرْهَمٍ، وَ الْمَزِيدُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؛
حضرت رضا(علیه السلام)از پدران گرامی خویش(علیهم السلام) نقل می کنند که امیرالمؤمنین(علیه السلام)در خطبه ای که روز غدیر خواند، چنین فرمود: یك درهم انفاق در روز غدیر برابر باانفاقِ دویست هزار درهم است، و زيادتر از این مقدار نیز از جانب خداوند عزّوجلّ امکان دارد.(۲)
ص: ۷۶
۴. همدلی و مساوات در خوراک و زندگی
امام(علیه السلام)می فرماید:
وَ عُودُوا بِالْمَزِيدِ مِنَ الْخَيْرِ عَلَى أَهْلِ التَّأْمِيلِ لَكُمْ وَ سَاوُوا بِكُمْ ضُعَفَاءَكُمْ فِي مَآكِلِكُمْ وَ مَا تَنَالُهُ الْقُدْرَةُ مِنِ اسْتِطَاعَتِكُمْ عَلَى حَسَبِ إِمْكَانِكُم؛
و از این مجلس بازگردید با زیاد بخشیدن به کسانی که امیدشان به شماست و کاری کنید که ضعفای شما و آنان که زیر دست شما هستند با شما احساس تساوی کنند، به اندازه ای که قدرت شما اجازه می دهد و بر حسب امکاناتتان.(۱)
۵. پیش دستی در کمک و پاداش معنوی
هر کس پیش از درخواست، با رغبت به کمک برادر مؤمنش بشتابد، پاداش او معادل کسی است که روز غدیر را روزه بگیرد و شبش را به عبادت بگذراند؛ یعنی معادل روزه همه روزهای دنیا و شب زنده داری در همه شب ها.
ص: ۷۷
۶. مشارکت در شادی غدیر با قرض دادن
اگر کسی امکان کمک مالی ندارد، حتی با قرض دادن به نیازمندان می تواند در شادی دل مؤمنان غدیری مشارکت کند.
امیرالمؤمنین(علیه السلام)می فرمایند:
وَ مَنِ اسْتَدَانَ لِإِخْوَانِهِ وَ أَعَانَهُمْ فَأَنَا الضَّامِنُ عَلَى اللَّهِ إِنْ بَقَّاهُ قَضَاهُ وَ إِنْ قَبَضَهُ حَمَلَهُ عَنْه؛
هر کس در عید غدیر برای برادرانش قرض بگیرد و به آنان کمک کند، من نزد خداوند ضامنم که اگر او زنده بدارد، خودش پرداخت کند و اگر او را از دنیا ببرد، خداوند وسیلۀ ادای دَیْن او را فراهم نماید.(۱)
ص: ۷۸
بخش هفتم : سفارشات و هشدارهای حضرت زهرا (علیها السلام)
اشاره
ص: ۷۹
۱. عدم فراموشی غدیر
حضرت زهرا(علیها السلام)پس از شهادت پیامبر(صلی الله علیه وآله)بارها مردم را به یاد واقعۀ غدیر انداخت و با استناد به آن، مشروعیت خلافت را فقط برای امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)دانست. ایشان خطاب به مردم فرمودند:
وا عَجَباهُ اَنَسیتُمْ یوْمَ غَدیرِ خُمٍّ؟ سَمِعْتُ رَسُولَ اللّه یقُولُ: عَلِی خَیرُ مَنْ اُخَلِّفُهُ فیکمْ وَهُوَ الاِمامُ وَالْخَلیفَةُ بَعْدی وَسِبْطای وَتِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ الحُسَینِ(علیه السلام)اَئِمَّةٌ اَبْرارٌ لَئِنِ اتَّبَعْتُمُوهُمْ وَجَدْتُمُوهُمْ هادینَ مَهْدیینَ وَلَئِنْ خالَفْتُمُوهُمْ لَیکونُ الاِخْتِلافُ فیکمْ اِلی یوْمِ الْقِیامَةِ؟
شگفتا! آیا روز غدیر خم را فراموش کرده اید؟ شنیدم که پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله)فرمودند: علی بهترین کسی است که او را جانشین خود در میان شما قرار می دهم. علی(علیه السلام)امام و خلیفه بعد از من است و دو فرزندم، (حسن و حسین(علیهما السلام)) و نه نفر از فرزندان حسین(علیه السلام) پیشوایان و امامانی [پاک و] نیکند. اگر از آن ها اطاعت کنید شما را هدایت خواهند نمود و اگر مخالفت ورزید، تا روز قیامت [بلای] تفرقه و اختلاف در میان شما حاکم خواهد شد.(۱)این سخن حضرت، یادآوری صریح به مردم بود که همگی شاهد تعیین حضرت علی(علیه السلام)به عنوان جانشین پیامبر(صلی الله علیه وآله)بوده اند و نباید آن واقعۀ مهم را به فراموشی بسپارند.
ص: ۸۰
۲. اتمام حجت کامل در مورد غدیر
حضرت زهرا(علیها السلام)با استناد به خطبۀ پیامبر(صلی الله علیه وآله)در غدیر و بیعت عمومی مسلمانان با علی(علیه السلام)، بارها اعلام کرد که پیامبر(صلی الله علیه وآله)هیچ عذر و بهانه ای برای کسی باقی نگذاشته است. ایشان فرمودند:
اِلَیکمْ عَنّی فَلا عُذْرَ بَعْدَ تَعْذیرِکمْ وَلا اَمْرَ بَعْدَ تَقْصیرِکمْ هَلْ تَرَک اَبی یوْمَ غَدیرِ خُمٍّ لاِحَدٍ عُذْرا؛
دور شوید و مرا به حال خود واگذارید، پس از کوتاهی و تقصیرتان جایی برای عُذرخواهی نمانده است، آیا پدرم در روز غدیر خم جایی برای عذر تراشی برای احدی باقی گذاشته است؟ (۱)
ص: ۸۱
ص: ۸۲
بخش هشتم : عظمت و بزرگداشت روز عید غدیر در کلام اهل بیت (علیهم السلام)
اشاره
ص: ۸۳
۱. امام حسن(علیه السلام)
تبریک و گرفتن عید
امام حسن(علیه السلام)فرمود:
خداوند در روز غدیر، دین را کامل کرد و نعمتش را بر بندگان تمام نمود و ولایت را پس از پیامبر(صلی الله علیه وآله)به امیرالمؤمنین(علیه السلام)سپرد. پس این روز را عید بگیرید و در آن به یکدیگر تبریک بگویید.(۱)
۲. امام حسین(علیه السلام)
کامل شدن دین و اتمام نعمت در غدیر
امام حسین(علیه السلام)درباره غدیر فرمود:
غدیر روزی است که خداوند اسلام را کامل و نعمتش را تمام کرد و ولایت را برای اهل ایمان قرار داد. (۲)
ص: ۸۴
۳. امام سجاد(علیه السلام)
بیان اعمالِ غدیر
امام سجاد(علیه السلام)فرمود:
روز غدیر، روز شادمانی و سرور و روز عبادت و سپاسگزاری است. در این روز، خداوند دین را کامل و نعمت را تمام کرد.(۱)
۴. امام محمد باقر(علیه السلام)
عظمت حکم ولایت نسبت به دیگر فرائض
امام باقر(علیه السلام)فرمود:
بُنِيَ الإِسلامُ عَلى خَمسٍ: عَلَى الصَّلاةِ، وَالزَّكاةِ، وَالصَّومِ، وَالحَجِّ، وَالوِلايَةِ، ولَم يُنادَ بِشَيءٍ كَما نُودِيَ بِالوِلايَةِ، فَأَخَذَ النّاسُ بِأَربَعٍ وتَرَكوا هذِهِ - يَعنِي الوِلايَةَ؛
اسلام بر پنج چیز بنا شده است: نماز، زکات، روزه، حج و ولایت. و به هیچ یک از اینها همانند ولایت سفارش نشده است. مردم چهار تا را گرفتند و اين يكى را رها كردند يعنى ولايت را.(۲)
ص: ۸۵
د: مصافحۀ فرشتگان با اهل معرفت به غدیر
امام صادق(علیه السلام)فرمود:
اگر مردم فضیلت واقعی روز غدیر را می شناختند، فرشتگان روزی ده بار با آنان مصافحه می کردند.(۱)
ه-: بالاترین عید در اسلام
امام صادق(علیه السلام)فرمود:
آری، مؤمنان عیدی بزرگ تر از عید فطر و قربان دارند و آن روزی است که امیرالمؤمنین(علیه السلام)در غدیر خم بالا برده شد و رسول خدا(صلی الله علیه وآله)ولایت را بر گردن زنان و مردان قرار داد.(۲)
۶. امام کاظم(علیه السلام)
بیان اعمال عبادی و عملی در غدیر
امام کاظم(علیه السلام)فرمود:غدیر، روزی است که پیامبر(صلی الله علیه وآله)حضرت علی(علیه السلام)را به عنوان نشانه برای مردم نصب کرد و فضیلت او را آشکار ساخت. این روز، روز روزه، اطعام، صله رحم و شادی است. (۳)
ص: ۸۷
۷. امام رضا(علیه السلام)
الف: شهرت غدیر در آسمانها
امام رضا(علیه السلام)فرمود:
إِنَّ يَوْمَ الْغَدِيرِ فِي السَّمَاءِ أَشْهَرُ مِنْهُ فِي الْأَرْض؛
روز غدیر در آسمان مشهورتر از زمین است.(۱)
ب: صلۀ رحم و زیارت مؤمنین
امام رضا(علیه السلام)فرمود:
مَنْ زَارَ فِيهِ مُؤْمِناً أَدْخَلَ اللَّهُ قَبْرَهُ سَبْعِينَ نُوراً وَ وَسَّعَ فِي قَبْرِهِ وَ يَزُورُ قَبْرَهُ كُلَّ يَوْمٍ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ وَ يُبَشِّرُونَهُ بِالْجَنَّةِ
کسی که در روز غدیر به دیدار مؤمنی برود، خداوند هفتاد نور بر قبر او وارد می کند و قبرش را توسعه می دهد و هر روز هفتاد هزار فرشته قبر او را زیارت کرده، او را به بهشت بشارت می دهند.(۲)
ج: بخشش گناهان با زیارت امیرالمؤمنین (علیه السلام)
امام رضا(علیه السلام)فرمود:
فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَغْفِرُ لِكُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ وَ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَةٍ ذُنُوبَ سِتِّينَ سَنَةً ؛
خداوند گناهان شصت ساله هر مؤمن زیارت کنندۀ امیرالمؤمنین(علیه السلام) را در روز غدیر می آمرزد.(۳)
ص: ۸۸
د: فضیلت بی شمار روز غدیر
امام رضا(علیه السلام)فرمود:
اگر از طولانی شدن کلام کراهت نداشتم، از فضیلت این روز و عطای الهی برای کسانی که معرفت به آن دارند، آنقدر بیان می کردم که به شمارش در نیاید.(۱)
ه- : جشن غدیر در آسمان ها
امام رضا(علیه السلام)فرمود:
إِنَّ لِلَّهِ فِي الْفِرْدَوْسِ الْأَعْلَى قَصْراً لَبِنَةٌ مِنْ فِضَّةٍ وَ لَبِنَةٌ مِنْ ذَهَبٍ فِيهِ مِائَةُ أَلْفِ قُبَّةٍ مِنْ يَاقُوتَةٍ حَمْرَاءَ وَ مِائَةُ أَلْفِ خَيْمَةٍ مِنْ يَاقُوتٍ أَخْضَرَ تُرَابُهُ الْمِسْكُ وَ الْعَنْبَرُ فِيهِ أَرْبَعَةُ أَنْهَارٍ نَهَرٌ مِنْ خَمْرٍ وَ نَهَرٌ مِنْ ماءٍ وَ نَهَرٌ مِنْ لَبَنٍ وَ نَهَرٌ مِنْ عَسَلٍ وَ حَوَالَيْهِ أَشْجَارُ جَمِيعِ الْفَوَاكِهِ عَلَيْهِ طُيُورٌ أَبْدَانُهَا مِنْ لُؤْلُؤٍ وَ أَجْنِحَتُهَا مِنْ يَاقُوتٍ تَصُوتُ بِأَلْوَانِ الْأَصْوَاتِ إِذَاكَانَ يَوْمُ الْغَدِيرِ وَرَدَ إِلَى ذَلِكَ الْقَصْرِ أَهْلُ السَّمَاوَاتِ يُسَبِّحُونَ اللَّهَ وَ يُقَدِّسُونَهُ وَ يُهَلِّلُونَهُ فَتَطَايَرُ تِلْكَ الطُّيُورُ فَتَقَعُ فِي ذَلِكَ الْمَاءِ وَ تَتَمَرَّغُ عَلَى ذَلِكَ الْمِسْكِ وَ الْعَنْبَرِ فَإِذَا اجْتَمَعَتِ الْمَلَائِكَةُ طَارَتْ فَتَنْفُضُ ذَلِكَ عَلَيْهِمْ وَ إِنَّهُمْ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ لَيَتَهَادَوْنَ نُثَارَ فَاطِمَةَ ع فَإِذَا كَانَ آخِرُ ذَلِكَ الْيَوْمِ نُودُوا انْصَرِفُوا إِلَى مَرَاتِبِكُمْ فَقَدْ أَمِنْتُمْ مِنَ الْخَطَإِ وَ الزَّلَلِ إِلَى قَابِلٍ فِي مِثْلِ هَذَا الْيَوْمِ تَكْرِمَةً لِمُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ (علیهما السلام)؛
ص: ۸۹
خداوند متعال در بهشت قصری آفریده که بنای آن خشتی از نقره و خشتی از طلاست. در آن قصر صد هزار اتاق سرخ رنگ و صد هزار خیمه سبزرنگ وجود دارد و خاک آن از مشک و عنبر است. در آن قصر چهار نهر جاری است: نهری از شراب، نهری از آب، نهری از شیر و نهری از عسل. در کنار این نهرها درختانی از انواع میوه ها قرار دارد و بر آن درختان پرندگانی هستند که بدن هایشان از لؤلؤ و بال هایشان از یاقوت است و به انواع صداها می خوانند.
روز غدیر که فرا می رسد، اهل آسمان ها وارد این قصر می شوند و خداوند را تسبیح و تقدیس و تهلیل می گویند. آن پرندگان نیز به پرواز درمی آیند و خود را به آب می زنند و سپس در مشک و عنبر می غلتانند. آنگاه که ملائکه جمع شوند، پرندگان دوباره به پرواز درمی آیند و آن عطرها را بر فرشتگان می پاشند.
ملائکه در روز غدیر آنچه را که بر سر فاطمه۳نثار(۱) شده است، به رسم هدیه برای یکدیگر می برند. وقتی آخرین ساعات روز غدیر فرامی رسد، ندا می آید: «به مراتب و درجات خود بازگردید که به احترام محمد و علی(علیهما السلام)تا سال آینده در چنین روزی، از لغزش و خطر در امان خواهید بود.(۲)
ص: ۹۰
وَ يَوْمُ الْغَدِيرِ وَ إِنَّ يَوْمَ الْغَدِيرِ بَيْنَ الْأَضْحَى وَ الْفِطْرِ وَ الْجُمُعَةِ كَالْقَمَرِ بَيْنَ الْكَوَاكِبِ .
در روز قيامت چهار روز به سوى خداوند با فخر و مباهات برده مى شوند، همانگونه که عروس با فخر و مباهات به سوی حجله اش برده می شود.
پرسیدند: آن چهار روز چه روزهایی می باشند؟
فرمودند: عيد فطر، عید فطر، جمعه و روز غديرخم. سپس فرمودند: عید غدیر در میان اعیاد قربان، فطر و جمعه، همانند ماه تابان در میان ستارگان می باشد. (۱)
۸. امام جواد(علیه السلام)
شادی و تبریک گفتن در غدیر
امام جواد(علیه السلام)فرمود:
غدیر، روز تبریک و تهنیت و روز شادی اهل بیت(علیهم السلام)است. در این روز به یکدیگر تبریک بگویید و به برادران دینی خود نیکی کنید.(۲)
ص: ۹۲
۹. امام هادی(علیه السلام)
بیان عظمت غدیر
امام هادی(علیه السلام)نیز بر بزرگداشت عید غدیر تأکید داشته و آن را روز ولایت و پیمان الهی دانسته است. «مراجعه شود به زیارت غدیریه حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام)که توسط امام هادی(علیه السلام)نقل شده است:
گواهی می دهم که تو، ای امیرالمؤمنین! همان حقّی هستی که ولایتت در قرآن آمده است و پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله)از امت بر این ولایت پیمان گرفت.(۱)
۱۰. امام عسکری(علیه السلام)
غدیر و قبولی اعمال شیعیان
امام عسکری(علیه السلام)فرمود:
خداوند در روز غدیر، ولایت را برای اهل ایمان قرار داد و این روز، روز شادمانی اهل بیت(علیهم السلام)و روز قبولی اعمال شیعیان است.(۲)
ص: ۹۳
ص: ۹۴
کتابنامه
قرآن کریم
ابن طاووس، سید رضی الدین على بن موسى؛ الإقبال بالأعمال الحسنه؛ محقق / مصحح: جوادقيومى اصفهانى؛ قم: دفتر تبليغات اسلامى، چاپ اول، ۱۳۷۶.
ابن طاووس، سید رضی الدین على بن موسى؛ التحصين؛ قم: مؤسسه دار الکتاب (الجزائري) چاپ اول،۱۴۱۳ ق.
ابن طاووس، سید رضی الدین على بن موسى؛ اليقين؛ محقق / مصحح: اسماعيل انصارى زنجانى خوئينى؛ قم: دار الكتاب، چاپ اول، ۱۴۱۳ ق.
انصاری، محمدباقر؛ اسرار غدير؛ قم: تک، چاپ هفتم، ذی القعده ۱۴۲۷ق.
بحرانى اصفهانى، عبدالله بن نورالله؛ عوالم العلوم؛ محقق / مصحح: محمد باقر موحّد ابطحى اصفهانى؛ قم: مؤسسة الإمام المهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، چاپ دوم، ۱۳۸۲ .
حر عاملى، محمد بن حسن؛ إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات؛ بيروت: اعلمى، چاپ اول، ۱۴۲۵ ق.
حر عاملى، محمد بن حسن؛ وسائل الشیعه؛ محقق / مصحح: مؤسسة آل البيت(علیهم السلام) ، قم: مؤسسة آل البيت(علیهم السلام) ، چاپ اول ، ۱۴۰۹ ق.
صدوق، محمد بن على بن بابويه قمی؛ الأمالي؛ تهران: كتابچى، چاپ ششم، ۱۳۷۶.
صدوق، محمد بن على بن بابويه قمی؛ عيون أخبارالرضا(علیه السلام)؛ تهران: انتشارات علميّه اسلاميه، چاپ اول، بى تا.صدوق، محمد بن على بن بابويه قمی؛ من لا يحضره الفقيه؛ محقق/ مصحح: على اكبر غفارى؛ قم: دفتر انتشارات اسلامى ، چاپ دوم، ۱۴۱۳ ق.
ص: ۹۵
طبرى، محمد بن جرير بن رستم؛ دلائل الإمامة؛ محقق / مصحح: قسم الدراسات الإسلامية؛ قم: مؤسسة البعثة، چاپ اول، ۱۴۱۳ ق.
طوسى، محمد بن الحسن؛ تهذيب الأحكام؛ محقق / مصحح: حسن خرسان الموسوى؛، تهران: دار الكتب الإسلاميه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق.
طوسى، محمد بن الحسن؛ مصباح المتهجد؛ بيروت: مؤسسة فقه الشيعة، چاپ اول، ۱۴۱۱ ق.
قرطبى محمد بن احمد؛ الجامع لأحكام القرآن؛ (تفسير القرطبى)، تهران: انتشارات ناصر خسرو، چاپ اول، ۱۳۶۴.
قمى، على بن ابراهيم؛ تفسير القمي؛ محقق / مصحح: طيّب موسوى جزائرى؛ قم: دار الكتاب، چاپ سوم، ۱۴۰۴ ق.
كلينى، محمد بن يعقوب؛ الكافي؛ ترجمۀ سيد جواد مصطفوى؛ تهران: كتاب فروشى علميه اسلاميه، چاپ اول، ۱۳۶۹ .
گنجی، محمد بن یوسف؛ كفاية الطالب؛ بیروت: دارالاحیاء التراث اهل البیت (علیهم السلام) ، بی جا.
مازندرانى، ابن شهر آشوب؛ المناقب آل أبي طالب(علیهم السلام) ؛ قم: علامه، چاپ اول، ۱۳۷۹ ق.
مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى؛ بحار الأنوار؛ محقق/ مصحح: جمعى از محققان، بيروت: دار إحياء التراث العربی، چاپ دوم ، ۱۴۰۳ ق .
نیشابوری، مسلم بن حجاج ؛ صحيح مسلم؛ تحقيق: محمد فواد عبد الباقي؛ بيروت: دار النشر، دار احياء التراث العربي.هلالى، سليم بن قيس؛ کتاب سلیم بن قیس؛ محقق / مصحح: محمد انصارى زنجانى خوئينى؛ قم: الهادى، چاپ اول، ۱۴۰۵ ق.
ص: ۹۶
فهرست مطالب درختی
۵۹ عنوان در ۹۶ صفحه
