• 03134490296
  • 09133209528
  • این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

کتاب غدير درسيره حضرت رضا عليه السلام - 41

و پروردگار عالم خلق خود را مانند حيوانات در كرى و كورى و لالى و ضلالت و نادانى نميگذارد بلكه براى آنها عقل قرار داد و ممزوج نمود آن عقل را بآنچه مشاهده ميكنند

و متفرق نمود در هيكل هاى آنها و ثابت كرد در نفسهايشان و حواس ظاهر و باطن را فرمان بردار آن عقل قرار داد و عقل را بر گوشها و ديدنها و فكرها و خاطره ها گماشت

و او را براى انسان حجت قرار داد و حجت خود را بعقل بر انسان تمام كرد

و راه را بسبب عقل بانسان نشان داد و بسخن در آورد از آنچه عقل باو گواه است بزبان فصيح و بليغ بآنچه برپا داشته در آن عقول از قدرت و حكمت خود و آشكار فرمود بر انسانها بسبب عقل عظمت و بزرگى خود را تا آنكه هلاك شود هر كه هلاك خواهد از روى حجت و بينائى و زندگى يابد هر كه زندگى خواهد از روى بينش و دانائى و خداوند عالم شنوا بينا و گواه است و آگاه بكردار بندگان بدانيد كه خداوند جمع نموده است براى شما مؤمنين در اين روز دو عيد با عظمت و بزرگى را كه استقامت و پايدارى هر كدام از اين دو عيد بديگرى است و هر يك از آن دو ديگرى را بر پا دارد

و اين براى آنست كه كردار نيك خود را بر شما كامل كند و شما را براه رشد واقف و آگاه نمايد و بدنبال شما در آورد مستضعفين را بنور هدايت خود و آسان كند براى شما راه وصول بحق را و فراوان نمايد بر شما گوارائى عطاى خود را پس جمعه را روز جمع شما قرار داد و شما را در آن خواند براى آنكه پاك كند و بشويد آنچه را از كردار زشت پيش از جمعه داشته ايدو ياد آورى براى مؤمنين باشد و ترسى براى پرهيزگاران و به بخشد به بندگان مزد كردارشان را بيشتر از آنچه بخشيده است باهل طاعت در روزهاى قبل از جمعه و مقرر فرمود وصول بعطا و ثواب را باينكه قبول كنند امارت اميرى را بآنچه امر كند آن امير و باز ايستند از آنچه نهى كند آن امير و اقرار نمايند بفرمان بردارى آن امير در آنچه وادار كند و بخواند بسوى او و قبول نشود يگانه پرستى و توحيد مگر باقرار به نبوت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و پذيرفته نشود دين مگر بقبول ولايت كسى كه خدا امر بولايت او فرموده و به نظم در نيايد اسباب فرمان بردارى خدا مگر بچنگ زدن به نگهدارى او و نگهدارى آن كس كه امر بولايت او فرموده پس نازل فرمود خداى عز و جل بر پيغمبر خود در روز سختى آنچه را كه بيان كند خواسته او را در باره خاصان و محبين و دوست داران او و پيغمبر خود را امر فرمود باينكه تبليغ كند و برساند بمردم و نازل كرد جنون و فساد عقل را بر اهل شك و نفاق و نگهدارى از شر اهل شك و نفاق را خود ضامن گرديد و آشكار نمود و پرده برداشت از باطن اهل شك و ارتداد بآنچه را بزبان آوردند و امر تبليغ پيغمبر را مؤمن و منافق دانست پس كناره گرفت آنكه ميخواست اعراض كند و كناره گيرد و استقامت بر حق جست و ثابت ماند آنكه طالب حق بود نادانى منافقين زيادتى گرفت و حميت و عصبيت بى دينان بالا گرفت دندانها بر يك ديگر فشردند و بازوان يك ديگر را مالش دادند حرف ها زدند نعره ها كشيدند و بينى خود را بالا بردند بيدينان به بى دينى خود ادامه دادند و جمعى بزبان اعتراف و اقرار كردند اما بحقيقت ايمان نياوردند و جمعى بزبان و راستى از روى حقيقت ايمان آوردند و خداوند دين خود را كامل نمود و چشم پيغمبر و مؤمنين و پيروان پيغمبر را روشن فرمود چنانچه بعضى از شما حاضر بوده و ديديد و به بعضى از شما هم رسيده و شنيديد و تمام گرديد حجت نيكوى خدا بر صبركنندگان و هلاك نمود و نابود ساخت آنچه را كه فرعون و هامان قارون صفتان و لشكرشان برپا داشتند و باقى مانده نخاله از گمراهان كه از فساد در ميان مردم كوتاهى ندارند و خداوند ايشان را در خانه ها و ديارشان نابود خواهد كرد و آثارشان را محو خواهد نمود و نشانه هاى ايشان را برطرف خواهد كرد و هر چه زودتر آنها را بحسرت گرفتار مينمايد و ملحق ميكند آنها را بكسانى كه دست درازى كردند و گردن كشى نمودند و بر دين خدا دست يافتند و تبديل و تغيير در دين خدا دادند و بزودى يارى خدا خواهد آمد و حبيب خود را بر دشمن غلبه خواهد داد و خدا مهربان و دانا است و بكمتر چيزى كه بشما رساندم و شما شنيديد از جهة اتمام حجت شما را كافى بود خدا شما را رحمت كند تأمل و تفكر نمائيد در آنچه خداوند شما را بسوى آن خوانده و بر آن وادار نموده بشريعت او روى آوريد و راهى را كه او خواسته برويد و از راههائى كه شما را از راه خدا باز دارد مرويد و پيروى نكنيد امروز روز بزرگ و عظيم الشأنى است فرج در اين روز رسيد و بلندى رتبه در اين روز معلوم شد و حجت خدا در اين روز آشكار گرديد امروز روز آشكار شدن و ظاهر گرديدن حق است و روز پرده بردارى از مقام بلند است روز كامل شدن دين است روز پيمان گرفتن و عهد نمودن است (يعنى پيغمبر اكرم از همه مردم در اين روز پيمان و عهد و اقرار بخلافت و ولايت آن حضرت گرفت) و روز شاهد و مشهود است (يعنى از همه مردم بر اين امر گواهى گرفته شد) و روز بيان عقد بيعت است بر عدم نفاق و انكار حق و روز بيان حقيقت ايمان است (يعنى حقيقت ايمان بولايت آن حضرت است)

ص: 41

و روز دور كردن شيطان و روز اقامه برهان است (پيغمبر اكرم فرمود الست اولى بكم من انفسكم گفتند بلى من اولا نيستم بخودتان از خودتان گفتند بلى فرمود من كنت مولاه فعلى مولاه هر كه من مولاى اويم على مولاى اوست) روزى است كه تفصيل داده شود آنچه را تكذيب ميكرديد امروز روز ملاء اعلى است كه ملائكه نظر كنند و شما با يك ديگر مخاصمه كنيد امروز روز خبر بزرگى است كه شما بآن پشت كرديد امروز روز ارشاد كردن است و روز سختى بندگان است (شايد كنايه از بزرگى امتحان باشد) امروز روز راهنمائى مراوده و مراجعه كنندگان امروز روز آشكار شدن آنچه در سينه ها مخفى بوده و از امور پنهان بوده است و روزيست كه تصريح شد بر خاصان خدا امروز روز شيث و ادريس و هود و يوشع و شمعون است. (شايد حضرت در مقام بيان وجوه شباهتى بودند كه بين ايشان و اوصياء انبياء گذشته بوده است از حالات و تحولات مختلف)امروز است روز امن كسى كه در امان است اين است روز اظهار داشتن آنچه پوشيده و مكنون است و روز آشكار شدن پنهانيها است پيوسته اين روز اين روز فرمود سپس گفت اى مردم خدا را در نظر داشته باشيد و از او بترسيد بشنويد و فرمان بريد و از حيله گرى دورى كنيد و با خدا مكر نكنيد و از باطن خود تفتيش كنيد و فساد نكنيد و به قبول توحيد پروردگار بخدا نزديك شويد و فرمان بريد از كسى كه خداوند امر فرموده از او فرمان بريد و بكافران پناهنده نشويد و شما را گمراهى از راه نگرداند كه راه رشد و صلاح را گم كرده باشيد باينكه پيروى كرده باشيد از آن گروه كه خود راه را گم كرده و مردم را هم گمراه نمودند و خداى عز و جل در باره جمعى از آنان در كتاب كريم خود بمذمت پرداخت و فرمود از زبان پيروان آنها كه ميگويندما پيروى كرديم از آقايان و بزرگان خود آنان ما را گمراه كردند پروردگارا ايشان را بدو برابر عذاب گرفتار فرما و بر ايشان لعنت بزرگ بفرست و ديگر از گفته آنها هنگامى كه در آتش با يك ديگر بمخاصمه پردازند ميفرمايد ميگويند مردمان ضعيف كه پيروى مستكبرين كردند بدرستى كه ما ضعفا پيروى از شما كرديم آيا اكنون مى توانيد ما را از عذاب خدا نگهدارى كنيد مستكبرين جواب دهند اگر خدا ما را هدايت ميكرد ما هم شما را هدايت مينموديم سپس فرمود آيا ميدانيد استكبار چيست و معنى آن كدام است استكبار يعنى ترك نمودن و پيروى نكردن از كسى كه خدا امر به پيروى او نموده و سر پيچى كردن از فرمان كسى كه خدا امر بمتابعت او كرده و قرآن كريم در بسيارى از موارد گوياى اين مطلب است اگر تدبيركننده در قرآن تدبير كند و دقت نمايد قرآن او را آگاه نموده و نصيحت فرمايدبدانيد اى مؤمنين كه خداوند متعال ميفرمايد بدرستى كه خدا دوست ميدارد كسانى را كه در راه او مقاتله ميكنند و بجنگ مى پردازند در راه او مانند بناى محكم و ديوار مستحكم در يك صف مى ايستند آيا ميدانيد راه خدا چيست و براه خدا چه كسى است آيا ميدانيد راه خدا كدام است و بآن راه كه مى رود منم راه خدا آن راهى كه هر كس از آن نرود در آتش دوزخ بسر رود و منم آن راهيكه خداوند مقرر فرموده براى پيروى نمودن از آن بعد از پيغمبر منم قسمت كننده بهشت و دوزخ منم حجت خدا بر نيكان و بدان پس از خواب غفلت بيدار شويد و پيش از رسيدن مرگ بكردار نيك سبقت جوئيد و پيشى گيريد بآمرزش پروردگار خود قبل از آنكه ديوارى بين شما زده شود كه باطنش رحمت خدا و ظاهرش عذاب خدا باشدپس هر چه فرياد زنيد كسى گوش بفرياد شما ندهد و هر چه ضجه و ناله كنيد بر ناله و ضجه شما كسى جمع نشود و توجه نكند و بخود آئيد قبل از آنكه التماس كنيد و دادرسى نباشد قبل از آنكه وقت را از دست بدهيد بسوى طاعت خدا بشتابيد پس گويا نابودكننده لذتها كه مرگ است بسوى شما آمده و پناهگاهى براى نجات نيست و چاره اى براى خلاصى از مرگ نباشد خدا شما را رحمت كند پس از تمامى اين مجلس بسوى عيالات خود بر گرديد و در امور آنها توسعه دهيد و ببرادران خود نيكى كنيد و بآنچه خدا بشما بخشيده شكر بجاى آريد اجتماع كنيد خدا جمع شما را جمع كند و با يك ديگر نيكى كنيد خداوند مهربانى شما را پيوند كند و نعمتهاى خدا را بخشش كنيد چنان كه خداوند ثواب را در اين عيد بشما بخشيد بيشتر از آنچه در اعياد گذشته و بعد از آن بخشيده و نيكى در اين عيد موجب زيادتى مال و زيادتى عمر مى شودو مهربانى كردن در اين روز باعث رحمت خدا و مهربانى او ميگردد پس در اين عيد شادى كنيد و شاد نمائيد برادران خود را به لباس نيكو و بوى خوش و طعام دادن و براى برادران خود و عيالات خود فراهم كنيد از هر چه در دسترس شما است و آنچه قدرت و استطاعت داريد از خوردنى و آشاميدنى و پوشيدنى و اظهار خوشروئى كنيد و هنگام ملاقات و ديدار يك ديگر شاد باشيد و سپاسگزار خداوند باشيد در آنچه بشما عطا فرموده و زياد نمائيد خير را بر كسانى كه بشما اميدوارند و با ضعفاى خود بقدر توانائى و استطاعت خود در خوردنيها و غيره مساوات و برابرى كنيد و به حسب امكان خود انفاق كنيد كه يك درهم انفاق در اين روز برابر صد هزار درهم است و زيادتر از آن از جانب خداى عز و جل آنقدرى كه بحساب در نيايد و روزه در اين روز از چيزهائيست كه بسوى آن خوانده شده ايد و خداوند مزد بزرگ براى روزه دار در اين روز مقرر فرمود تا آن اندازه كه اگر بنده اى از بندگان بر فرض از اول دنيا تا آخر دنيا روزها روزه بدارد و شبها بپا ايستد از روى اخلاص ثوابش برابرى با روزه اين روز نكند.

ص: 42

و كسى كه حاجت برادر مؤمن برآورد يا با كمال ميل نيكى ببرادر مؤمن كند يا بقرض او بدهد براى او ثواب و مزد روزه اين روز و قيام شب اين روز باشد و كسى كه مؤمنى را افطار دهد از روزه اين روز مانند كسى است كه فئامى را افطار داده فئامى و فئامى و با دست خود شمرد تا ده فئام يك نفر از جاى برخاست و گفت فئام چيست يا امير المؤمنين حضرت فرمود صد هزار پيغمبر و صد هزار صديق و شهيد پس چگونه خواهد بود كسى كه كفالت كند عده اى از مؤمنين و مؤمنات را من ضمانت او كنم نزد خدا تا از كفر و فقر و نيازمندى در امان باشد اگر بميرد در روز اين عيد يا شب آن يا بعد از اين عيد تا عيد ديگر و گناه كبيره اى مرتكب نشده باشد اجر و مزدش بر خدا است و كسى كه در اين روز براى برادر مؤمن خود قرض نمايد و ايشان را يارى دهد من ضامنم بر خداى عز و جل كه اگر زنده ماند اداى دين كندو اگر قبل از اداى دين بميرد خداى قرضش را ادا نمايد و چون ملاقات و ديدار كرديد با يك ديگر سلام كنيد و مصافحه نمائيد و تبريك گوئيد نعمت خدا را بيكديگر و بايستى حاضرين بغائبين برسانند و كسانى كه در اينجا هستند بكسانى كه دور هستند فضائل اين روز را خبر دهند و بايستى ثروتمند از فقير و نيازمند و توانا از ناتوان خبرگيرى و ديدن نمايد رسول خدا مرا باين گونه اوامراز جانب خدا امر فرموده چون سخن حضرت بدينجا رسيد شروع فرمود بخطبه جمعه و نماز جمعه را نماز عيد قرار داد پس از فراغ باتفاق فرزندان و شيعيان خود بمنزل فرزندش امام حسن عليه السّلام آمد و آن جناب غذائى براى ايشان فراهم نموده بود و مردم هم برگشتند بمنازل خود و اغنيا و فقراء هر كدام باندازه خود بمراسم عيد قيام كردند.

ص: 43

نهج الخطابة-سخنان پيامبر صلي الله عليه و آله و اميرالمؤمنين عليه السلام، فارسى ج 2، ص: 262

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

توحيد

فَكَانَ مِمَّا حُفِظَ مِنْ ذَلِكَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَ الْحَمْدَ عَلَى عِبَادِهِ مِنْ غَيْرِ حَاجَةٍ مِنْهُ إِلَى حَامِدِيهِ وَ طَرِيقاً مِنْ طُرُقِ الِاعْتِرَافِ بِلَاهُوتِيَّتِهِ وَ صَمَدَانِيَّتِهِ وَ رَبَّانِيَّتِهِ وَ فَرْدَانِيَّتِهِ وَ سَبَباً إِلَى الْمَزِيدِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ مَحَجَّةً لِلطَّالِبِ مِنْ فَضْلِهِ وَ كَمَّنَ فِي إِبْطَانِ اللَّفْظِ حَقِيقَةَ الِاعْتِرَافِ لَهُ بِأَنَّهُ الْمُنْعِمُ عَلَى كُلِّ حَمْدٍ .بِاللَّفْظِ وَ إِنْ عَظُمَ وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ شَهَادَةً نُزِعَتْ عَنْ إِخْلَاصِ الْمَطْوِيِّ وَ نُطْقُ اللِّسَانِ بِهَا عِبَارَةٌ عَنْ صِدْقٍ خَفِيٍّ أَنَّهُ الْخَالِقُ الْبَدِي ءُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى- لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ ءٌ إِذَا كَانَ الشَّيْ ءُ مِنْ مَشِيَّتِهِ وَ كَانَ لَا يُشْبِهُهُ مُكَوَّنُهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ اسْتَخْلَصَهُ فِي الْقِدَمِ عَلَى سَائِرِ الْأُمَمِ عَلَى عِلْمٍ مِنْهُ بِهِ انْفَرَدَ عَنِ التَّشَاكُلِ وَ التَّمَاثُلِ مِنْ أَبْنَاءِ الْجِنْسِ وَ أْتَمَنَهُ آمِراً وَ نَاهِياً عَنْهُ أَقَامَهُ فِي سَائِرِ عَالَمِهِ فِي الْأَدَاءِ [و] مَقَامَهُ إِذْ كَانَ لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ لَا تَحْوِيهِ خَوَاطِرُ الْأَفْكَارِ وَ لَا تُمَثِّلُهُ غَوَامِضُ الظِّنَنِ فِي الْأَسْرَارِ- لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْجَبَّارُ قَرَنَ الِاعْتِرَافَ بِنُبُوَّتِهِ بِالاعْتِرَافِ بِلَاهُوتِيَّتِهِ وَ اخْتَصَّهُ مِنْ تَكْرِمَتِهِ بِمَا لَمْ يَلْحَقْهُ فِيهِ أَحَدٌ مِنْ بَرِيَّتِهِ فَهَلْهَلَ ذَلِكَ بِخَاصَّتِهِ وَ خَلَّتِهِ إِذْ لَا يَخْتَصُّ مَنْ يَشُوبُهُ التَّغْيِيرُ وَ لَا يُخَالِلُ مَنْ يَلْحَقُهُ التَّظْنِينُ وَ أَمَرَ بِالصَّلَاةِ عَلَيْهِ مَزِيداً فِي تَكْرِمَتِهِ وَ تَطْرِيقاً لِلدَّاعِي إِلَى إِجَابَتِهِ فَصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ كَرَّمَ وَ شَرَّفَ وَ عَظَّمَ مَزِيداً لَا يَلْحَقُهُ التَّنْفِيدُ وَ لَا يَنْقَطِعُ عَلَى التَّأْبِيدِ وَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى اخْتَصَّ لِنَفْسِهِ بَعْدَ نَبِيِّهِ صلي الله عليه وآله مِنْ بَرِيَّتِهِ خَاصَّةً عَلَّاهُمْ بِتَعْلِيَتِهِ وَ سَمَا بِهِمْ إِلَى رُتْبَتِهِ وَ جَعَلَهُمُ الدُّعَاةَ بِالْحَقِّ إِلَيْهِ وَ الْأَدِلَّاءَ بِالْإِرْشَادِ عَلَيْهِ لِقَرْنٍ قَرْنٍ وَ زَمَنٍ زَمَنٍ أَنْشَأَهُمْ فِي الْقِدَمِ قَبْلَ كُلِّ مَذْرُوءٍ وَ مَبْرُوءٍ أَنْوَاراً أَنْطَقَهَا بِتَحْمِيدِهِ وَ أَلْهَمَهَا بِشُكْرِهِ وَ تَمْجِيدِهِ وَ جَعَلَهَا الْحُجَجَ لَهُ عَلَى كُلِّ مُعْتَرِفٍ لَهُ بِمَلَكَةِ الرُّبُوبِيَّةِ وَ سُلْطَانِ الْعُبُودِيَّةِ وَ اسْتَنْطَقَ بِهَا الْخُرْسَانَ بِأَنْوَاعِ اللُّغَاتِ بُخُوعاً لَهُ بِأَنَّهُ فَاطِرُ الْأَرَضِينَ وَ السَّمَاوَاتِ وَ أَشْهَدَهُمْ خَلْقَهُ وَ وَلَّاهُمْ مَا شَاءَ مِنْ أَمْرِهِ جَعَلَهُمْ تَرَاجِمَةَ مَشِيَّتِهِ وَ أَلْسُنَ إِرَادَتِهِ عَبِيداً لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ- يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى وَ هُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ يَحْكُمُونَ بِأَحْكَامِهِ وَ يَسُنُّونَ سُنَّتَهُ وَ يَعْتَمِدُونَ حُدُودَهُ وَ يُؤَدُّونَ فُرُوضَهُ وَ لَمْ يَدَعِ الْخَلْقَ فِي بُهَمٍ صَمَّاءَ وَ لَا فِي عَمًى بَكْمَاءَ بَلْ جَعَلَ لَهُمْ عَقُولًا مَازَجَتْ شَوَاهِدَهُمْ وَ تَفَرَّقَتْ فِي هَيَاكِلِهِمْ حَقَّقَهَا فِي نُفُوسِهِمْ وَ اسْتَعْبَدَ لَهَا حَوَاسَّهُمْ فَقَرَّتْ بِهَا عَلَى أَسْمَاعٍ وَ نَوَاظِرَ وَ أَفْكَارٍ وَ خَوَاطِرَ أَلْزَمَهُمْ بِهَا حُجَّتَهُ وَ أَرَاهُمْ بِهَا مَحَجَّتَهُ وَ أَنْطَقَهُمْ عَمَّا تَشْهَدُ بِهِ بِأَلْسِنَةٍ ذَرِبَةٍ- بِمَا قَامَ فِيهَا مِنْ قُدْرَتِهِ وَ حِكْمَتِهِ وَ بَيَّنَ بِهَا عِنْدَهُمْ بِهَا لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ إِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ بَصِيرٌ شَاهِدٌ خَبِيرٌ

ص: 44

حمد و سپاس براى خداونديست كه حمد را قرار داد و بدون آنكه احتياج بسپاسگزارى داشته باشد و قرار داد حمد و سپاس را راهى از راههاى اقرار بخداوندى و رفعت و پروردگارى و يكتائى خود و سبب از براى زيادى رحمت خود و وسيله اى از براى طلب كننده گان از فضل خود و پنهان نمود در باطن لفظ واقعيت اقرار و اعتراف باينكه خداوند است انعام كننده و بخشاينده بر آفريده شده گان (يعنى لفظ حمد خود اشاره است باينكه حمدكننده بخشاينده و منعم را شناخته و در مقام شكرگزارى منعم بر آمده) و گواهى دهم باينكه خدائى بجز او نيست يكتا است و شريكى ندارد آنچنان گواهى كه آشكار كند اخلاص باطنى را و سخن راندن باين گواهى عبارت باشد از راستى كه در ضمير پنهانست باينكه اوست آفريننده وايجادكننده و صورت بخشنده و براى اوست نامهاى نيكو و چيزى مانند او نيست زيرا هر چيز بمشيت و خواست او خلق مى شود و آفريده شده شبيه آفريده گارش نيست و گواهى دهم باينكه محمد بنده و فرستاده اوست بعلم و دانش خود پسنديده و جدا ساخته است او را از ساير امتها و او را همشكل و مانند ساير انسانها قرار نداد (با اينكه صورة صورت بشر است اما در كمالات و صفات ملكوتى براى او مثل و مانندى نيست) او را اختيار كرد براى آنكه امر كند. و نهى نمايد و برپا داشته است او را براى ادا نمودن حق بجاى خود زيرا ديده ها او را درك نميكند فكرها او را فرا نگيرد و نظرهاى دقيق و تصورات عميق نتوانند مثل و مانندى براى وى بيابند خدائى نيست مگر او كه پادشاهى مقهوركننده است (چون پيغمبر اكرم را معين كرد براى رساندن تكاليف خلق بخلق بنا بر اين) اقرار بنبوت او را اقرار بخداوندى خود قرار دادو او را مخصوص بكرامت و خلت خود فرمود زيرا كسى كه در معرض تعيير و سرزنش باشد و مورد اتهام و گمان بد باشد مخصوص بكرامت و خلت قرار نداده است و امر فرمود بدرود فرستادن بآن پيغمبر براى براى اينكه كرامت و بزرگى كه براى احدى از خلق خود قرار نداده براى او باشد و او سزاوار چنين كرامتى خواهد بود اضافه بر اين صلوات و درود بر پيغمبر را راه پذيرش و اجابت دعاى بنده گان قرار داد و خود درود فرستاد بر آن حضرت و كرامت و شرافت و عظمت را بر آنچنان زياد فرمود كه نابودى نه بيند و تا ابد قطع نشود و سپس خداوند مخصوص بخود گردانيد بعد از پيغمبر خود از خلق خود خاصانى كه بلند كرد ايشان را از حيث رتبه و مقام و آنها را دعوت كننده بسوى حق و دلالت كننده بسوى ارشاد و هدايت قرار داد قرنى بعد از قرن و زمانى بعد از زمان آنان را انوارى آفريد قبل از آفرينش مخلوقات و موجودات و آن نور را بسخن در آورد كه سپاس او گفتند و شكر و تمجيد خود را بآن انوار الهام فرمود و آنها را حجت قرار داد بر كسى كه اقرار بسلطنت و ربوبيت او داشته باشد و سر به بنده گى او فرود آورده باشد و بسخن در آورد آنهائى كه سخن گو نبودند بسبب اين انوار بانواع لغت ها تا اينكه اقرار كنند بآن كه او است خالق زمينها و آسمانها و اين انوار را گواه بر خلق خود گرفت و متصدى گردانيد ايشان را بر آنچه خود خواسته از امر خود و قرار داد آنها را بيان كننده خواسته هاى خود و زبان اراده خود آنان بنده گانى هستند كه بخداوند در گفتار پيشى نميگيرند و بامر او عمل ميكنند و خداوند ميداند آنچه را پيش روى ايشان يا پشت سر ايشان است و شفاعت نميكنند مگر كسى را كه خدا بخواهد و ايشان از رعب پروردگار خود ترسانندبحكم خدا حكم ميكنند و بطريقه حق ميروند و حدود الهى را جارى مينمايند و واجبات خداوند را ادا ميكنند

ص: 45

و پروردگار عالم خلق خود را مانند حيوانات در كرى و كورى و لالى و ضلالت و نادانى نميگذارد بلكه براى آنها عقل قرار داد و ممزوج نمود آن عقل را بآنچه مشاهده ميكنند

و متفرق نمود در هيكل هاى آنها و ثابت كرد در نفسهايشان و حواس ظاهر و باطن را فرمان بردار آن عقل قرار داد و عقل را بر گوشها و ديدنها و فكرها و خاطره ها گماشت

و او را براى انسان حجت قرار داد و حجت خود را بعقل بر انسان تمام كرد

و راه را بسبب عقل بانسان نشان داد و بسخن در آورد از آنچه عقل باو گواه است بزبان فصيح و بليغ بآنچه برپا داشته در آن عقول از قدرت و حكمت خود و آشكار فرمود بر انسانها بسبب عقل عظمت و بزرگى خود را تا آنكه هلاك شود هر كه هلاك خواهد از روى حجت و بينائى و زندگى يابد هر كه زندگى خواهد از روى بينش و دانائى و خداوند عالم شنوا بينا و گواه است و آگاه بكردار بندگان

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

پذيرفته نشود دين مگر بقبول ولايت

لَا يَقُومُ أَحَدُهُمَا إِلَّا بِصَاحِبِهِ

لِيُكْمِلَ أَحَدُكُمْ صُنْعَهُ

وَ يَقِفَكُمْ عَلَى طَرِيقِ رُشْدِهِ

وَ يَقْفُوَ بِكُمْ آثَارَ الْمُسْتَضِيئِينَ بِنُورِ هِدَايَتِهِ

وَ يُشْمِلَكُمْ صَوْلَهُ-

وَ يَسْلُكَ بِكُمْ مِنْهَاجَ قَصْدِهِ

وَ يُوَفِّرَ عَلَيْكُمْ هَنِي ءَ رِفْدِهِ

فَجَعَلَ الْجُمُعَةَ مَجْمَعاً نَدَبَ إِلَيْهِ لِتَطْهِيرِ مَا كَانَ قَبْلَهُ

وَ غَسْلِ مَا أَوْقَعَتْهُ مَكَاسِبُ السَّوْءِ مِنْ مِثْلِهِ إِلَى مِثْلِهِ-

وَ ذِكْرى لِلْمُؤْمِنِينَ

وَ تِبْيَانَ خَشْيَةِ الْمُتَّقِينَ

ص: 46

وَ وَهَبَ لِأَهْلِ طَاعَتِهِ فِي الْأَيَّامِ قَبْلَهُ

وَ جَعَلَهُ لَا يَتِمُّ إِلَّا بِالايْتِمَارِ لِمَا أَمَرَ بِهِ

وَ الِانْتِهَاءِ عَمَّا نَهَى عَنْهُ

وَ الْبُخُوعِ بِطَاعَتِهِ فِيمَا حَثَّ عَلَيْهِ

وَ نَدَبَ إِلَيْهِ

وَ لَا يَقْبَلُ تَوْحِيدَهُ إِلَّا بِالاعْتِرَافِ لِنَبِيِّهِ صلي الله عليه وآله بِنُبُوَّتِهِ

وَ لَا يَقْبَلُ دِيناً إِلَّا بِوَلَايَةِ مَنْ أَمَرَ بِوَلَايَتِهِ

وَ لَا يَنْتَظِمُ أَسْبَابُ طَاعَتِهِ إِلَّا بِالتَّمَسُّكِ بِعِصَمِهِ

وَ عِصَمِ أَهْلِ وَلَايَتِهِ

فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَى نَبِيِّهِ صلي الله عليه وآله فِي يَوْمِ الدَّوْحِ- مَا بَيَّنَ بِهِ عَنْ إِرَادَاتِهِ فِي خُلَصَائِهِ

وَ ذَوِي اجْتِبَائِهِ وَ أَمَرَهُ بِالْبَلَاغِ

وَ تَرْكِ الْحَفْلِ بِأَهْلِ الزَّيْغِ وَ النِّفَاقِ

وَ ضَمِنَ لَهُ عِصْمَتَهُ مِنْهُمْ

وَ كَشَفَ مِنْ خَبَايَا أَهْلِ الرَّيْبِ وَ ضَمَائِرِ أَهْلِ الِارْتِدَادِ مَا رَمَزَ فِيهِ فَعَقَلَهُ الْمُؤْمِنُ وَ الْمُنَافِقُ

فَأَعَنَّ مُعِنٌّ وَ ثَبَتَ عَلَى الْحَقِّ ثَابِتٌ وَ ازْدَادَتْ جَهَالَةُ الْمُنَافِقِ وَ حَمِيَّةُ الْمَارِقِ

وَ وَقَعَ الْعَضُّ عَلَى النَّوَاجِدِ

وَ الْغَمْرُ عَلَى السَّوَاعِدِ

وَ نَطَقَ نَاطِقٌ

وَ نَعَقَ نَاعِقٌ وَ

نَشِقَ نَاشِقٌ وَ اسْتَمَرَّ عَلَى مَارِقِيَّتِهِ مَارِقٌ وَ وَقَعَ الْإِذْعَانُ مِنْ طَائِفَةٍ بِاللِّسَانِ دُونَ حَقَائِقِ الْإِيمَانِ

وَ مِنْ طَائِفَةٍ بِاللِّسَانِ وَ صِدْقِ الْإِيمَانِ فَكَمَّلَ اللَّهُ دِينَهُ وَ أَقَرَّ عَيْنَ نَبِيِّهِ وَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُتَابِعِينَ وَ كَانَ مَا قَدْ شَهِدَهُ بَعْضُكُمْ وَ بَلَغَ بَعْضَكُمْ وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ اللَّهِ الْحُسْنَى عَلَى الصَّابِرِينَ وَ دَمَّرَ اللَّهُ مَا صَنَعَ فِرْعَوْنُ وَ هَامَانُ وَ قَارُونُ وَ جُنُودُهُ وَ مَا كَانُوا يَعْرِشُونَ وَ بَقِيَتْ حُثَالَةٌ مِنَ الضُّلَّالِ لَا يَأْلُونَ النَّاسَ خَبَالًا- يَقْصِدُهُمُ اللَّهُ فِي دِيَارِهِمْ وَ يَمْحُو آثَارَهُمْ وَ يُبِيدُ مَعَالِمَهُمْ وَ يُعْقِبُهُمْ عَنْ قُرْبِ الْحَسَرَاتِ وَ يُلْحِقُهُمْ بِمَنْ بَسَطَ أَكُفَّهُمْ وَ مَدَّ أَعْنَاقَهُمْ وَ مَكَّنَهُمْ مِنْ دِينِ اللَّهِ حَتَّى بَدَّلُوهُ وَ مِنْ حُكْمِهِ حَتَّى غَيَّرُوهُ وَ سَيَأْتِي نَصْرُ اللَّهِ عَلَى عَدُوِّهِ لِحِينِهِ وَ اللَّهُ لَطِيفٌ خَبِيرٌ وَ فِي دُونِ مَا سَمِعْتُمْ كِفَايَةٌ وَ بَلَاغٌ فَتَأَمَّلُوا رَحِمَكُمُ اللَّهُ مَا نَدَبَكُمُ اللَّهُ إِلَيْهِ وَ حَثَّكُمْ عَلَيْهِ وَ اقْصِدُوا شَرْعَهُ وَ اسْلُكُوا نَهْجَهُ- وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ

ص: 47

كه استقامت و پايدارى هر كدام از اين دو عيد(جمعه و غدير) بديگرى است

و هر يك از آن دو ديگرى را بر پا دارد

و اين براى آنست كه كردار نيك خود را بر شما كامل كند و شما را براه رشد واقف و آگاه نمايد و بدنبال شما در آورد مستضعفين را بنور هدايت خود و آسان كند براى شما راه وصول بحق را و فراوان نمايد بر شما گوارائى عطاى خود را پس جمعه را روز جمع شما قرار داد و شما را در آن خواند براى آنكه پاك كند و بشويد آنچه را از كردار زشت پيش از جمعه داشته ايد

و ياد آورى براى مؤمنين باشد و ترسى براى پرهيزگاران و به بخشد به بندگان مزد كردارشان را بيشتر از آنچه بخشيده است باهل طاعت در روزهاى قبل از جمعه و مقرر فرمود وصول به عطا و ثواب را باينكه قبول كنند امارت اميرى را بآنچه امر كند آن امير و باز ايستند از آنچه نهى كند آن امير و اقرار نمايند به فرمان بردارى آن امير در آنچه وادار كند و بخواند بسوى او و قبول نشود يگانه پرستى و توحيد مگر باقرار به نبوت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و پذيرفته نشود دين مگر بقبول ولايت كسى كه خدا امر بولايت او فرموده و به نظم در نيايد اسباب فرمان بردارى خدا مگر بچنگ زدن به نگهدارى او و نگهدارى آن كس كه امر بولايت او فرموده پس نازل فرمود خداى عز و جل بر پيغمبر خود در روز سختى آنچه را كه بيان كند خواسته او را در باره خاصان و محبين و دوست داران او و پيغمبر خود را امر فرمود باينكه تبليغ كند و برساند بمردم و نازل كرد جنون و فساد عقل را بر اهل شك و نفاق و نگهدارى از شر اهل شك و نفاق را خود ضامن گرديد و آشكار نمود و پرده برداشت از باطن اهل شك و ارتداد بآنچه را بزبان آوردند و امر تبليغ پيغمبر را مؤمن و منافق دانست پس كناره گرفت آنكه ميخواست اعراض كند و كناره گيرد و استقامت بر حق جست و ثابت ماند آنكه طالب حق بود نادانى منافقين زيادتى گرفت و حميت و عصبيت بى دينان بالا گرفت دندانها بر يك ديگر فشردند و بازوان يك ديگر را مالش دادند حرف ها زدند نعره ها كشيدند و بينى خود را بالا بردند بيدينان به بى دينى خود ادامه دادند و جمعى بزبان اعتراف و اقرار كردند اما بحقيقت ايمان نياوردند و جمعى بزبان و راستى از روى حقيقت ايمان آوردند و خداوند دين خود را كامل نمود و چشم پيغمبر و مؤمنين و پيروان پيغمبر را روشن فرمود چنانچه بعضى از شما حاضر بوده و ديديد و به بعضى از شما هم رسيده و شنيديد و تمام گرديد حجت نيكوى خدا بر صبركنندگان و هلاك نمود و نابود ساخت آنچه را كه فرعون و هامان قارون صفتان و لشكرشان برپا داشتند و باقى مانده نخاله از گمراهان كه از فساد در ميان مردم كوتاهى ندارند و خداوند ايشان را در خانه ها و ديارشان نابود خواهد كرد و آثارشان را محو خواهد نمود و نشانه هاى ايشان را برطرف خواهد كرد و هر چه زودتر آنها را بحسرت گرفتار مينمايد و ملحق ميكند آنها را بكسانى كه دست درازى كردند و گردن كشى نمودند و بر دين خدا دست يافتند و تبديل و تغيير در دين خدا دادند و بزودى يارى خدا خواهد آمد و حبيب خود را بر دشمن غلبه خواهد داد و خدا مهربان و دانا است

ص: 48

و بكمتر چيزى كه بشما رساندم و شما شنيديد از جهة اتمام حجت شما را كافى بود خدا شما را رحمت كند تأمل و تفكر نمائيد در آنچه خداوند شما را بسوى آن خوانده و بر آن وادار نموده بشريعت او روى آوريد و راهى را كه او خواسته برويد و از راههائى كه شما را از راه خدا باز دارد مرويد و پيروى نكنيد...

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

هشدار هاي اميرالمومنين علي عليه السلام درباره غدير

توصيه به تقوي درباره غدير

فَرَاقِبُوا اللَّهَ وَ اتَّقُوهُ وَ اسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِيعُوهُ وَ احْذَرُوا الْمَكْرَ

سپس گفت اى مردم خدا را در نظر داشته باشيد و از او بترسيد بشنويد و فرمان بريد و از حيله گرى دورى كنيد

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

 

منكر غدير مساويست با مكر كننده به خدا

وَ لَا تُخَادِعُوهُ وَ فَتِّشُوا ضَمَائِرَكُمْ

و با خدا مكر نكنيد و از باطن خود تفتيش كنيد

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

توصيه هاي ديگر درباره غدير

وَ لَا تُوَارِبُوهُ- وَ تَقَرَّبُوا إِلَى اللَّهِ بِتَوْحِيدِهِ وَ طَاعَةِ مَنْ أَمَرَكُمْ أَنْ تُطِيعُوهُ- لا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوافِرِ

وَ لَا يَجْنَحْ بِكُمُ الْغَيُّ فَتَضِلُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِاتِّبَاعِ أُولَئِكَ الَّذِينَ ضَلُّوا وَ أَضَلُّوا قَالَ اللَّهُ عَزَّ مِنْ قَائِلٍ فِي طَائِفَةٍ ذَكَرَهُمْ بِالذَّمِّ فِي كِتَابِهِ- إِنَّا أَطَعْنا سادَتَنا وَ كُبَراءَنا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا- رَبَّنا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذابِ وَ الْعَنْهُمْ لَعْناً كَبِيراً

و فساد نكنيد و به قبول توحيد پروردگار بخدا نزديك شويد و فرمان بريد از كسى كه خداوند امر فرموده از او فرمان بريد و بكافران پناهنده نشويد و شما را گمراهى از راه نگرداند كه راه رشد و صلاح را گم كرده باشيد باينكه پيروى كرده باشيد از آن گروه كه خود راه را گم كرده و مردم را هم گمراه نمودند و خداى عز و جل در باره جمعى از آنان در كتاب كريم خود بمذمت پرداخت و فرمود از زبان پيروان آنها كه ميگويند ما پيروى كرديم از آقايان و بزرگان خود آنان ما را گمراه كردند پروردگارا ايشان را بدو برابر عذاب گرفتار فرما و بر ايشان لعنت بزرگ بفرست.

ص: 49

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

تطبيق آيات عذاب درباره منكران غدير

وَ قَالَ تَعَالَى وَ إِذْ يَتَحاجُّونَ فِي النَّارِ فَيَقُولُ الضُّعَفاءُ لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعاً- فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذابِ اللَّهِ مِنْ شَيْ ءٍ قالُوا لَوْ هَدانَا اللَّهُ لَهَدَيْناكُمْ أَ فَتَدْرُونَ الِاسْتِكْبَارَ مَا هُوَ هُوَ تَرْكُ الطَّاعَةِ لِمَنْ أُمِرُوا بِطَاعَتِهِ وَ التَّرَفُّعُ عَلَى مَنْ نُدِبُوا إِلَى مُتَابَعَتِهِ وَ الْقُرْآنُ يَنْطِقُ مِنْ هَذَا عَنْ كَثِيرٍ إِنْ تَدَبَّرَهُ مُتَدَبِّرٌ زَجَرَهُ وَ وَعَظَهُ

و ديگر از گفته آنها هنگامى كه در آتش با يك ديگر بمخاصمه پردازند ميفرمايد ميگويند مردمان ضعيف كه پيروى مستكبرين كردند بدرستى كه ما ضعفا پيروى از شما كرديم آيا اكنون مى توانيد ما را از عذاب خدا نگهدارى كنيد مستكبرين جواب دهند اگر خدا ما را هدايت ميكرد ما هم شما را هدايت مينموديم سپس فرمود آيا ميدانيد استكبار چيست و معنى آن كدام است استكبار يعنى ترك نمودن و پيروى نكردن از كسى كه خدا امر به پيروى او نموده و سر پيچى كردن از فرمان كسى كه خدا امر بمتابعت او كرده و قرآن كريم در بسيارى از موارد گوياى اين مطلب است اگر تدبيركننده در قرآن تدبير كند و دقت نمايد قرآن او را آگاه نموده و نصيحت فرمايد

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

اوصاف امير المومنين از زبان خود حضرت

سبيل الله اميرالمومنين اند

وَ اعْلَمُوا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ- إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ

أَ تَدْرُونَ مَا سَبِيلُ اللَّهِ وَ مَنْ سَبِيلُهُ وَ مَنْ صِرَاطُ اللَّهِ وَ مَنْ طَرِيقُهُ

ص: 50

أَنَا صِرَاطُ اللَّهِ الَّذِي مَنْ لَمْ يَسْلُكْهُ بِطَاعَةِ اللَّهِ فِيهِ هُوِيَ بِهِ إِلَى النَّارِ

بدانيد اى مؤمنين كه خداوند متعال ميفرمايد بدرستى كه خدا دوست ميدارد كسانى را كه در راه او مقاتله ميكنند و بجنگ مى پردازند در راه او مانند بناى محكم و ديوار مستحكم در يك صف مى ايستند آيا ميدانيد راه خدا چيست و راه خدا چه كسى است؟ آيا ميدانيد راه خدا كدام است و بآن راه كه مى رود منم راه خدا آن راهى كه هر كس از آن نرود در آتش دوزخ بسر رود

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

راه خداوند

وَ أَنَا سَبِيلُهُ الَّذِي نَصَبَنِي لِلِاتِّبَاعِ بَعْدَ نَبِيِّهِ صلي الله عليه وآله

و منم آن راهيكه خداوند مقرر فرموده براى پيروى نمودن از آن بعد از پيغمبر

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

حجت خدا بر فاجران

أَنَا حُجَّتُهُ عَلَى الْفُجَّارِ

منم حجت خدا بر فاجران

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

 

تقسيم كننده دوزخيان

أَنَا قَسِيمُ النَّارِ

منم قسمت كننده دوزخ

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

توجه به غدير لازمه بيداري از خواب غفلت

فَانْتَبِهُوا مِنْ رَقْدَةِ الْغَفْلَةِ

وَ بَادِرُوا بِالْعَمَلِ قَبْلَ حُلُولِ الْأَجَلِ

وَ سابِقُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ قَبْلَ أَنْ يُضْرَبَ بِالسُّورِ بِبَاطِنِ الرَّحْمَةِ وَ ظَاهِرِ الْعَذَابِ فَتُنَادُونَ فَلَا يُسْمَعُ نِدَاؤُكُمْ وَ تَضِجُّونَ فَلَا يُحْفَلُ بِضَجِيجِكُمْ وَ قَبْلَ أَنْ تَسْتَغِيثُوا فَلَا تُغَاثُوا

پس از خواب غفلت بيدار شويد و پيش از رسيدن مرگ بكردار نيك سبقت جوئيد و پيشى گيريد بآمرزش پروردگار خود قبل از آنكه ديوارى بين شما زده شود كه باطنش رحمت خدا و ظاهرش عذاب خدا باشد پس هر چه فرياد زنيد كسى گوش بفرياد شما ندهد و هر چه ضجه و ناله كنيد بر ناله و ضجه شما كسى جمع نشود و توجه نكند و بخود آئيد قبل از آنكه التماس كنيد و دادرسى نباشد قبل از آنكه وقت را از دست بدهيد

ص: 51

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

 

نور نورها

أَنَا نُورُ الْأَنْوَارِ

منم نور نور ها

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

علم اميرالمومنين عليه السلام

روى ابن المغازلي بسنده عن محمّد بن عبد اللّه، قال: حدّثنا عليّ بن موسى الرّضا، عن أبيه، عن آبائه، عن امام المتقين عليّ رضي اللّه عنهم، قال: علّمني رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ألف باب من العلم، فانفتح من كلّ واحد منها ألف باب.

امام هشتم عليه السلام ازآباء معصومين عليهم السلام خود از اميرالمومنين عليه السلام

از پيامبر نقل مي كندكه:پيامبر به من هزار باب از علم را ياد داد كه از هر بابي هزار باب ديگر باز مي شود.

احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج 7، ص: 600

 

در بين انبياءالهي

ولايت على در تمام كتب پيغمبران نوشته شده است

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا عليه السلام قَالَ:وَلَايَةُ عَلِيٍّ مَكْتُوبَةٌ فِي جَمِيعِ صُحُفِ الْأَنْبِيَاءِ وَ لَمْ يَبْعَثِ اللَّهُ نَبِيّاً إِلَّا بِنُبُوَّةِ مُحَمَّدٍ وَ وَصِيَّةِ عَلِيٍّ عليهما السلام.

حضرت رضا عليه السلام فرمود: ولايت على عليه السلام در تمام كتب پيغمبران نوشته شده است و خدا هيچ پيغمبرى را مبعوث نسازد، جز به نبوت محمد صلّى اللَّه عليه و آله و وصيت على عليه السلام (يعنى اقرار باين دو مطلب از طرف خدا بر او واجب است).

تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 84

 

اگرصاحب غديرنبود آدم خلق نميشد

عَنْ أَبِي الصَّلْتِ الْهَرَوِيِّ عَنِ الرِّضَا صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ قَالَ: إِنَّ آدَمَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ لَمَّا أَكْرَمَهُ اللَّهُ تَعَالَى بِإِسْجَادِهِ مَلَائِكَتَهُ لَهُ وَ بِإِدْخَالِهِ الْجَنَّةَ نَادَاهُ اللَّهُ ارْفَعْ رَأْسَكَ يَا آدَمُ فَانْظُرْ إِلَى سَاقِ عَرْشِي فَنَظَرَ فَوَجَدَ عَلَيْهِ مَكْتُوباً لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ زَوْجَتُهُ فَاطِمَةُ سَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَقَالَ آدَمُ يَا رَبِّ مَنْ هَؤُلَاءِ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ هَؤُلَاءِ ذُرِّيَّتُكَ لَوْلَاهُمْ مَا خَلَقْتُكَ.

ص: 52

از ابا صلت هروي از امام رضا عليه السلام روايت شده كه:هنگامي كه خداوند آدم را به وسيله سجده ملائكه و دخول در بهشت گرامي داشت ،خدا ندا داد كه اي آدم سرت را بالا ببر و به ساق عرش من نگاه كن. پس آدم نگاه كرد و ديد كه نوشته شده هيچ معبودي جز خداي يگانه نيست ،محمد رسول خداست،علي بن ابي طالب اميرالمومنين و همسر او فاطمه ،سيده زنان عالم ،و حسن و حسين عليهم السلام دو آقاي جوانان اهل بهشت هستند.آدم سوال نمود كه اي پروردگار من، اينان كيانند؟خداوند فرمودند:اينها ذريه تواند كه اگر اينها نبودند تو را خلق نمي كردم.

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 27، ص: 6

 

دربين ملائكه

ملائكه درصورتيكه ولايت راقبول نكنند ازدرگاه الهي رانده ميشوند .ابليس گرچه ملك مقربي بود اما بخاطر مخالفت باامرالهي ،رجيم شده و مورد لعنت واقع شد.

قال ابوالحسن الرضا عليه السلام

وَ مَثَلُ الْمُؤْمِنِينَ فِي قَبُولِهِمْ وَلَاءَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ فِي يَوْمِ غَدِيرِ خُمٍّ كَمَثَلِ الْمَلَائِكَةِ فِي سُجُودِهِمْ لِآدَمَ وَ مَثَلُ مَنْ أَبَى وَلَايَةَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ فِي يَوْمِ الْغَدِيرِ مَثَلُ إِبْلِيسَ وَ فِي هَذَا الْيَوْمِ أُنْزِلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ(1)

مؤمنين كه ايمان و ولايت امير المؤمنين عليه السلام را پذيرفتند، مانند فرشتگانى هستند كه براى آدم سجده كردند. و كسانى كه ولايت امير المؤمنين عليه السلام را در روز غدير قبول نكردند مانند شيطان هستند. اين آيه:امروز دينتان را بخوبى كامل نمودم در اين روز نازل شد.

پيامها:

1- پذيرش ولايت حضرت علي عليه السلام در روز غدير مصداق اطاعت از خداوند است.

2- مسئله ولايت يك مساله شخصي از سوي رسول خدا و ائمه عليهم السلام نيست.

ص: 53

3- نپذيرفتن ولايت در حقيقت تمرد از دستورات خداوند متعال است و كسي كه ولايت آن حضرت را نپذيرد مسير شيطان را در پيش گرفته است.

4- عظمت روز غدير اين است كه پذيرش و بيعت با حضرت علي عليه السلام مثل سجده كردن ملائكه بر حضرت آدم عليه السلام است

5- چه بسا كه در روز عيد غدير ملائكه به انسان سجده مي كنند و آن انسان كاملي كه مورد اين اكرام قرا مي گيرد كسي نيست مگر امير المومنين علي عليه السلام و ساير ائمه معصومين عليهم السلام.

6- انكار كنندگان ولايت علي عليه السلام متكبريني هستند كه هر چقدر هم عبادت داشته باشند با اين انكار اعمالشان باطل است و نه تنها اجر چنداني ندارند بلكه مغضوب خدا هم هستند.

7- روز غدير روز آزمايش انسانها است ، همچنان كه روز سجده بر حضرت آدم عليه السلام روز آزمايش ملائكه بود.

8- روز عيد غدير بهترين فرصت براي تجديد پيمان با امام زمان عجل الله تعالي فرجه است.

1-سوره مائده آيه3

إقبال الأعمال (ط - القديمة)، ج 1، ص: 465

دربين مومنين

دربين مردم كسانيكه ولايت را قبول كنند مومن بوده وداراي ايمان هستند يعني اطاعت امر الهي را كرده اند.

قال ابوالحسن الرضا عليه السلام

وَ مَثَلُ الْمُؤْمِنِينَ فِي قَبُولِهِمْ وَلَاءَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ فِي يَوْمِ غَدِيرِ خُمٍّ كَمَثَلِ الْمَلَائِكَةِ فِي سُجُودِهِمْ لِآدَمَ وَ مَثَلُ مَنْ أَبَى وَلَايَةَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ فِي يَوْمِ الْغَدِيرِ مَثَلُ إِبْلِيسَ وَ فِي هَذَا الْيَوْمِ أُنْزِلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ(1)

مؤمنين كه ايمان و ولايت امير المؤمنين عليه السلام را پذيرفتند، مانند فرشتگانى هستند كه براى آدم سجده كردند. و كسانى كه ولايت امير المؤمنين عليه السلام را در روز غدير قبول نكردند مانند شيطان هستند. اين آيه:امروز دينتان را بخوبى كامل نمودم در اين روز نازل شد.

ص: 54

پيامها:

1- پذيرش ولايت حضرت علي عليه السلام در روز غدير مصداق اطاعت از خداوند است.

2- مسئله ولايت يك مساله شخصي از سوي رسول خدا و ائمه عليهم السلام نيست.

3- نپذيرفتن ولايت در حقيقت تمرد از دستورات خداوند متعال است و كسي كه ولايت آن حضرت را نپذيرد مسير شيطان را در پيش گرفته است.

4- عظمت روز غدير اين است كه پذيرش و بيعت با حضرت علي عليه السلام مثل سجده كردن ملائكه بر حضرت آدم عليه السلام است

5- چه بسا كه در روز عيد غدير ملائكه به انسان سجده مي كنند و آن انسان كاملي كه مورد اين اكرام قرا مي گيرد كسي نيست مگر امير المومنين علي عليه السلام و ساير ائمه معصومين عليهم السلام.

6- انكار كنندگان ولايت علي عليه السلام متكبريني هستند كه هر چقدر هم عبادت داشته باشند با اين انكار اعمالشان باطل است و نه تنها اجر چنداني ندارند بلكه مغضوب خدا هم هستند.

7- روز غدير روز آزمايش انسانها است ، همچنان كه روز سجده بر حضرت آدم عليه السلام روز آزمايش ملائكه بود.

8- روز عيد غدير بهترين فرصت براي تجديد پيمان با امام زمان عجل الله تعالي فرجه است.

1-سوره مائده آيه3

إقبال الأعمال (ط - القديمة)، ج 1، ص: 465

تبيين جايگاه عيد غدير

درقرآن كريم

اليوم أكملت لكم دينكم و أتممت عليكم نعمتي

أبو محمد القاسم بن العلاء رحمه الله رفعه عن عبد العزيز بن مسلم قال: كنا مع الرضا عليه السلام بمرو فاجتمعنا في الجامع يوم الجمعة في بدء مقدمنا فأدارواأمر الإمامة و ذكروا كثرة اختلاف الناس فيها فدخلت على سيدي فأعلمته خوض الناس فيه فتبسم عليه السلام ثم قال: يا عبد العزيز جهل القوم و خدعوا عن آرائهم إن الله عز و جل لم يقبض نبيه صلي الله عليه واله حتى أكمل له الدين و أنزل عليه القرآن فيه تبيان كل شي ء بين فيه الحلال و الحرام و الحدود و الأحكام و جميع ما يحتاج إليه الناس كملا فقال عز و جل ما فرطنا في الكتاب من شي ء «1» و أنزل في حجة الوداع و هي آخر عمره صلي الله عليه واله اليوم أكملت لكم دينكم و أتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الإسلام دينا «2» و أمر الإمامة من تمام الدين و لم يمض ص حتى بين لأمته معالم دينهم و أوضح لهم سبيلهم و تركهم على قصد سبيل الحق و أقام لهم عليا عليه السلام علما و إماما و ما ترك لهم شيئا يحتاج إليه الأمة إلا بينه فمن زعم أن الله عز و جل لم يكمل دينه فقد رد كتاب الله و من رد كتاب الله فهو كافر به هل يعرفون قدر الإمامة و محلها من الأمة فيجوز فيها اختيارهم إن الإمامة أجل قدرا و أعظم شأنا و أعلى مكانا و أمنع جانبا و أبعد غورا من أن يبلغها الناس بعقولهم أو ينالوها بآرائهم أو يقيموا إماما باختيارهم ...

ص: 55

عبد العزيز بن مسلم گويد:ما در ايام على بن موسى الرضا عليه السلام در مرو بوديم، در آغاز ورود خود، روز جمعه در مسجد جامع گرد آمديم و در موضوع امر امامت كه مورد اختلاف فراوان مردم بود گفتگو كرديم و من شرفياب حضور سيد خود امام رضا عليه السلام شدم و بررسيهاى مردم را در امر امامت به عرض او رسانيدم، تبسمى كرد و فرمود: اى عبد العزيز، اين مردم نادانند و از رأى و دين خود فريب خورده اند، به راستى خدا عز و جل جان پيغمبر خود را نگرفت تا دين را براى او كامل كرد و قرآنى به او فرستاد كه شرح هر چيز در آن است، حلال و حرام و حدود و احكام و آنچه مردم بدان نياز دارند همه را در آن بيان كرده و فرموده :ما در اين كتاب چيزى را فرو گذار نكرديم در سفر حجة الوداع كه آخر عمر پيغمبر بود نازل فرمود: امروز دين را براى شما كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام كردم و اسلام را براى شما پسنديدم، تا دين شماباشد امر امامت از كمال دين و تمام نعمت است.پيغمبر از دنيا نرفت تا براى مردم همه معالم دين آنها را بيان كرد و راه آنان را بر ايشان روشن ساخت و آنها را بر جاده حق واداشت و على عليه السلام را براى آنها رهبر و پيشوا ساخت و از چيزى كه مورد نياز امت باشد صرف نظر نكرد تا آن را بيان نمود، هر كه گمان برد كه خدا دينش را كامل نكرده كتاب خدا را رد كرده است و هر كه كتاب خدا را رد كند كافر است بدان، آيا مى دانند قدر و موقعيت امامت را در ميان امت تا اختيار و انتخاب آنان در آن روا باشد، به راستى امامت اندازه اى فراتر و مقامى والاتر و موقعى بالاتر و آستانى منيع تر و عمقى فروتر از آن دارد كه مردم با عقل خود بدان رسند يا با رأى و نظر خود آن را درك كنند يا به انتخاب خود امامى بگمارند.

ص: 56

1- سوره انعام آيه 38

2-سوره مائده آيه 3

أصول الكافي / ترجمه كمره اى، ج 2، ص: 119

در بين انبياءالهي

روز نجات حضرت ابراهيم عليه السلام از آتش

قال ابوالحسن الرضا عليه السلام

وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي نَجَا فِيهِ إِبْرَاهِيمُ الْخَلِيلُ مِنَ النَّارِ فَصَامَهُ شُكْراً لِلَّهِ .

و آن روزي است كه ابراهيم عليه السلام از آتش نجات پيدا كرد و براي شكر گذاري ، آن روز را روزه گرفت .

إقبال الأعمال (ط - القديمة)، ج 1، ص: 465

تعيين وصي توسط انبياء در روز غدير

قال ابوالحسن الرضا عليه السلام

مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِيّاً إِلَّا وَ كَانَ يَوْمُ بَعْثِهِ مِثْلَ يَوْمِ الْغَدِيرِ عِنْدَهُ وَ عَرَفَ حُرْمَتَهُ إِذْ نَصَبَ لِأُمَّتِهِ وَصِيّاً وَ خَلِيفَةً مِنْ بَعْدِهِ فِي ذَلِكَ الْيَوْم.

تمام پيامبرانى كه خداوند فرستاده است روز بعثت خود را باندازه روز غدير ارج مى نهادند. و هنگامى كه براى امت خود جانشين و خليفه اى براى بعد از خود، در اين روز معين مى كردند، ارزش اين روز را درك مى نمودند.

پيامها:

1-پيامبران سلف هم جانشينان خود را در اين روز انتخاب مي كردند.

2-اين روز در امم گذشته عيد بوده است.

إقبال الأعمال (ط - القديمة)، ج 1، ص: 465

درسيره معصومين عليهم السلام

پيامبراكرم صلي الله عليه واله

علي بن موسى الرضا، أنبأنا أبي، عن أبيه جعفر الصادق، حدثني أبي، عن أبيه على بن الحسين، عن أبيه عن جدّه علي بن أبي طالب عليهم السلام قال قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم: من كنت مولاه فعلي مولاه، أللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله.

از على بن موسى الرضا عليه السّلام از پدرش موسى بن جعفر عليه السّلام از پدرش جعفر بن محمّد عليه السّلام از پدرش على بن الحسين عليه السّلام از حسين بن علي عليه السلام از امير المؤمنين عليه السّلام روايت نموده كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود. هر كس من مولاى اويم پس على عليه السّلام مولاى او است بار خدايا دوست دار آنكه را كه او را دوست دارد و دشمن دار آنكه را كه او را دشمن دارد و خوار گردان آنكه را كه او را خوار گرداند و يارى كن آنكه را كه او را يارى كند

ص: 57

الغدير فى الكتاب و السنه و الادب، ج 1، ص: 73

 

اميرالمومنين عليه السلام

اسامي روز غدير
اشاره
1-روز بلند مرتبه

إِنَّ هَذَا يَوْمٌ عَظِيمُ الشَّأْنِ فِيهِ وَقَعَ الْفَرَجُ وَ رُفِعَتِ الدرج وَ وَضَحَتِ الْحُجَجُ

امروز روز بزرگ و عظيم الشأنى است فرج در اين روز رسيد و بلندى رتبه در اين روز معلوم شد روز واضح شدن حجتهاي الهي

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

2-روز اشكارشدن

وَ هُوَ يَوْمُ الْإِيضَاحِ وَ الْإِفْصَاحِ من [عَنِ] الْمَقَامِ الصِّرَاحِ

امروز روز آشكار شدن و ظاهر گرديدن حق است و

روز پرده بردارى از مقام بلند است

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

3-روز كامل شدن دين

وَ يَوْمُ كَمَالِ الدِّينِ

روز كامل شدن دين است

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

4-روز عهد معهود

وَ يَوْمُ الْعَهْدِ الْمَعْهُودِ

روز پيمان گرفتن و عهد نمودن است (يعنى پيغمبر اكرم از همه مردم در اين روز پيمان و عهد و اقرار بخلافت و ولايت آن حضرت گرفت)

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

5-روز شاهد ومشهود

وَ يَوْمُ الشَّاهِدِ وَ الْمَشْهُودِ

روز شاهد و مشهود است (يعنى از همه مردم بر اين امر گواهى گرفته شد)

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

6-روز بيان عقد بيعت

وَ يَوْمُ تِبْيَانِ الْعُقُودِ عَنِ النِّفَاقِ وَ الْجُحُودِ

روز بيان عقد بيعت است بر عدم نفاق و انكار حق

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

7-روز بيان حقائق ايمان

وَ يَوْمُ الْبَيَانِ عَنْ حَقَائِقِ الْإِيمَانِ

روز بيان حقيقت ايمان است (يعنى حقيقت ايمان بولايت آن حضرت است)

ص: 58

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

8-روز دور كردن شيطان

وَ يَوْمُ دَحْرِ الشَّيْطَانِ

روز دور كردن شيطان

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

9-روز اقامه برهان

وَ يَوْمُ الْبُرْهَانِ-

روز اقامه برهان است (پيغمبر اكرم فرمود الست اولى بكم من انفسكم گفتند بلى من اولا نيستم بخودتان از خودتان گفتند بلى فرمود من كنت مولاه فعلى مولاه هر كه من مولاى اويم على مولاى اوست)

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

10-روز فصل

هذا يَوْمُ الْفَصْلِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ

روزى است كه تفصيل داده شود آنچه را تكذيب ميكرديد

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

11-روز ملا اعلي

هَذَا يَوْمُ الْمَلَإِ الْأَعْلَى الَّذِي أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ

امروز روز ملاء اعلى(روزساكنان قدس) است كه شما بآن پشت كرديد

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

 

12-روز ارشاد

هَذَا يَوْمُ الْإِرْشَادِ

امروز روز ارشاد كردن است

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

13-روز سختى امتحان بندگان

وَ يَوْمُ مِحْنَةِ الْعِبَادِ

روز سختى امتحان بندگان مي باشد

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

 

14-روز راهنمائى

وَ يَوْمُ الدَّلِيلِ عَلَى الرُّوَّادِ

امروز روز راهنمائى طالبان هدايت و مراجعه كنندگان مي باشد

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

15-روز آشكار شدن

هَذَا يَوْمُ إِبْدَاءِ خَفَايَا الصُّدُورِ وَ مُضْمَرَاتِ الْأُمُورِ

امروز روز آشكار شدن آنچه در سينه ها مخفى بوده و از امور پنهان بوده است

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

16-روز تصريح

هَذَا يَوْمُ النُّصُوصِ عَلَى أَهْلِ الْخُصُوصِ

ص: 59

روزيست كه تصريح شد بر خاصان خدا

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

17-روز انبياء

هَذَا يَوْمُ شَيْثٍ هَذَا يَوْمُ إِدْرِيسَ هَذَا يَوْمُ يُوشَعَ هَذَا يَوْمُ شَمْعُونَ

امروز روز شيث و ادريس و هود و يوشع و شمعون است. (شايد حضرت در مقام بيان وجوه شباهتى بودند كه بين ايشان و اوصياء انبياء گذشته بوده است از حالات و تحولات مختلف)

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

18-روز امن

هَذَا يَوْمُ الْأَمْنِ وَ الْمَأْمُونِ

امروز است روز امن و كسى كه در امان است

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

19-روز اظهار آنچه پوشيده

هَذَا يَوْمُ إِظْهَارِ الْمَصُونِ مِنَ الْمَكْنُونِ

اين است روز اظهار داشتن آنچه پوشيده و مكنون است

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

20-روز اشكار شدن اسرار

هَذَا يَوْمُ بَلْوَى السَّرَائِرِ

اين روز ،روز آشكار شدن اسرار است

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

توصيه به آداب روز غدير
1-شكر وتوسعه براي خانواده

سَارِعُوا إِلَى الطَّاعَاتِ قَبْلَ فَوْتِ الْأَوْقَاتِ فَكَأَنْ قَدْ جَاءَكُمْ هَادِمُ اللَّذَّاتِ فَلَا مَنَاصَ نَجَاءٍ وَ لَا مَحِيصَ تَخْلِيصٍ

عُودُوا رَحِمَكُمُ اللَّهُ بَعْدَ انْقِضَاءِ مَجْمَعِكُمْ بِالتَّوْسِعَةِ عَلَى عِيَالِكُمْ

وَ الْبِرِّ بِإِخْوَانِكُمْ

وَ الشُّكْرِ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى مَا مَنَحَكُمْ

بسوى طاعت خدا بشتابيد پس گويا نابودكننده لذتها كه مرگ است بسوى شما آمده و پناهگاهى براى نجات نيست و چاره اى براى خلاصى از مرگ نباشد

خدا شما را رحمت كند پس از تمامى اين مجلس بسوى عيالات خود بر گرديد و در امور آنها توسعه دهيد و ببرادران خود نيكى كنيد و بآنچه خدا بشما بخشيده شكر بجاى آريد اجتماع كنيد

ص: 60

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

2-شما هم در اين روز مانند خداوند بخشش كنيد

وَ تَهَانَئُوا نِعْمَةَ اللَّهِ كَمَا هَنَأَكُمُ اللَّهُ بِالثَّوَابِ فِيهِ عَلَى أَضْعَافِ الْأَعْيَادِ قَبْلَهُ وَ بَعْدَهُ إِلَّا فِي مِثْلِهِ

و نعمتهاى خدا را بخشش كنيد چنان كه خداوند ثواب را در اين عيد بشما بخشيد بيشتر از آنچه در اعياد گذشته و بعد از آن بخشيده

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

3-نيكي در روز غدير

وَ الْبِرُّ فِيهِ يُثْمِرُ الْمَالَ

و نيكى در اين عيد موجب زيادتى مال

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

4-اهتمام به غدير بر طول عمر مي افزايد

وَ يَزِيدُ فِي الْعُمُرِ

و زيادتى عمر مى شود

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

5-به عشق اميرالمومنين مهرباني كنيد

وَ التَّعَاطُفُ فِيهِ يَقْتَضِي رَحْمَةَ اللَّهِ وَ عَطْفَهُ

و مهربانى كردن در اين روز باعث رحمت خدا و مهربانى او ميگردد

نكته:مهرباني در راه دوستي مولا امير المومنين مهر و عطوفت خداوند را بدنبال دارد و انسان را استحقاق عطوفت خداوند مي بخشد.

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

6-مومنين و خانواده را هديه بدهيد

وَ هَبُوا لِإِخْوَانِكُمْ وَ عِيَالِكُمْ مِنْ فَضْلِهِ بِالْجَهْدِ مِنْ جُودِكُمْ وَ بِمَا تَنَالُهُ الْقُدْرَةُ مِنِ اسْتِطَاعَتِكُمْ

برادران و خانواده خود را هديه بدهيد

براى برادران خود و عيالات خود فراهم كنيد از هر چه در دسترس شما است و آنچه قدرت و استطاعت داريد از خوردنى و آشاميدنى و پوشيدنى

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

7-اظهار خوشروئى

وَ أَظْهِرُوا الْبِشْرَ فِيمَا بَيْنَكُمْ

ص: 61

و اظهار خوشروئى كنيد

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

8-شادي در هنگام ملاقات

وَ السُّرُورَ فِي مُلَاقَاتِكُمْ

و هنگام ملاقات و ديدار يك ديگر شاد باشيد

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

9-حمد بر نعمت خداوند

وَ الْحَمْدَ لِلَّهِ عَلَى مَا مَنَحَكُمْ

و سپاسگزار خداوند باشيد در آنچه بشما عطا فرموده

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

10-انجام كار خير در روز غدير

وَ عُودُوا بِالْمَزِيدِ مِنَ الْخَيْرِ عَلَى أَهْلِ التَّأْمِيلِ لَكُمْ

و زياد نمائيد خير را بر كسانى كه بشما اميدوارند

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

11- برخوردار كردن فقرادر نعمتهايتان

وَ سَاوُوا بِكُمْ ضُعَفَاءَكُمْ فِي مَآكِلِكُمْ وَ مَا تَنَالُهُ الْقُدْرَةُ مِنِ اسْتِطَاعَتِكُمْ عَلَى حَسَبِ إِمْكَانِكُمْ

و با ضعفاى خود بقدر توانائى و استطاعت خود در خوردنيها و غيره مساوات و برابرى كنيد و به حسب امكان خود انفاق كنيد

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

12- انفاق در روز غدير

فَالدِّرْهَمُ فِيهِ بِمِائَتَيْ أَلْفِ دِرْهَمٍ وَ الْمَزِيدُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ

پس يك درهم انفاق در اين روز برابر صد هزار درهم است و زيادتر از آن از جانب خداى عز و جل آنقدرى كه بحساب در نيايد

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

13-روزه گرفتن در روز غدير

وَ صَوْمُ هَذَا الْيَوْمِ مِمَّا نَدَبَ اللَّهُ إِلَيْهِ وَ جَعَلَ الْجَزَاءَ الْعَظِيمَ كَفَالَةً عَنْهُ حَتَّى لَوْ تَعَبَّدَ لَهُ عَبْدٌ مِنَ الْعَبِيدِ فِي الشَّيْبَةِ مِنِ ابْتِدَاءِ الدُّنْيَا إِلَى انْقِضَائِهَا صَائِماً نَهَارُهَا قَائِماً لَيْلُهَا إِذَا أَخْلَصَ الْمُخْلِصُ فِي صَوْمِهِ لَقَصُرَتْ إِلَيْهِ أَيَّامُ الدُّنْيَا عَنْ كِفَايَتِهِ

ص: 62

و روزه در اين روز از چيزهائيست كه بسوى آن خوانده شده ايد و خداوند مزد بزرگ براى روزه دار در اين روز مقرر فرمود تا آن اندازه كه اگر بنده اى از بندگان بر فرض از اول دنيا تا آخر دنيا روزها روزه بدارد و شبها بپا ايستد از روى اخلاص ثوابش برابرى با روزه اين روز نكند.

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

14-بر آوردن حاجات مومنين

وَ مَنْ أَسْعَفَ أَخَاهُ مُبْتَدِئاً وَ بَرَّهُ رَاغِباً فَلَهُ كَأَجْرِ مَنْ صَامَ هَذَا الْيَوْمَ وَ قَامَ لَيْلَتَهُ

و كسى كه حاجت برادر مؤمن برآورد يا با كمال ميل نيكى ببرادر مؤمن كند يا بقرض او بدهد براى او ثواب و مزد روزه اين روز و قيام شب اين روز باشد

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

15-افطاري دادن در روز غدير

وَ مَنْ فَطَّرَ مُؤْمِناً فِي لَيْلَتِهِ فَكَأَنَّمَا فَطَّرَ فِئَاماً وَ فِئَاماً بعدها [يَعُدُّهَا] عَشَرَةً

فَنَهَضَ نَاهِضٌ فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام مَا الْفِئَامُ قَالَ مِائَةُ أَلْفِ نَبِيٍّ وَ صِدِّيقٍ وَ شَهِيدٍ فَكَيْفَ بِمَنْ تَكَفَّلَ عَدَداً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ فَأَنَا ضَمِينُهُ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى الْأَمَانَ مِنَ الْكُفْرِ وَ الْفَقْرِ

پس چگونه خواهد بود كسى كه كفالت كند عده اى از مؤمنين و مؤمنات را من ضمانت او كنم نزد خدا تا از كفر و فقر و نيازمندى در امان باشد اگر بميرد در روز اين عيد يا شب آن يا بعد از اين عيد تا عيد ديگر و گناه كبيره اى مرتكب نشده باشد اجر و مزدش بر خدا است و كسى كه در اين روز براى برادر مؤمن خود قرض نمايد و ايشان را يارى دهد من ضامنم بر خداى عز و جل كه اگر زنده ماند اداى دين كند

ص: 63

و كسى كه مؤمنى را افطار دهد از روزه اين روز مانند كسى است كه فئامى را افطار داده فئامى و فئامى و با دست خود شمرد تا ده فئام

يك نفر از جاى برخاست و گفت فئام چيست يا امير المؤمنين حضرت فرمود صد هزار پيغمبر و صد هزار صديق و شهيد

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

16-كفالت كنند مومنين رادر غدير

فَكَيْفَ بِمَنْ تَكَفَّلَ عَدَداً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ فَأَنَا ضَمِينُهُ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى الْأَمَانَ مِنَ الْكُفْرِ وَ الْفَقْرِ

پس چگونه خواهد بود كسى كه كفالت كند عده اى از مؤمنين و مؤمنات را من ضمانت او كنم نزد خدا تا از كفر و فقر و نيازمندى در امان باشد

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

17-اجر عمل كننده آداب غدير

وَ مَنْ مَاتَ فِي يَوْمِهِ أَوْ لَيْلَتِهِ أَوْ بَعْدَهُ إِلَى مِثْلِهِ مِنْ غَيْرِ ارْتِكَابِ كَبِيرَةٍ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ

اگر بميرد در روز اين عيد يا شب آن يا بعد از اين عيد تا عيد ديگر و گناه كبيره اى مرتكب نشده باشد اجر و مزدش بر خدا است

18-اداي دين برادران مومن

وَ مَنِ اسْتَدَانَ لِإِخْوَانِهِ وَ أَعَانَهُمْ فَأَنَا الضَّامِنُ عَلَى اللَّهِ إِنْ بَقَّاهُ قَضَاهُ

وَ إِنْ قَبَضَهُ حَمَلَهُ عَنْهُ

و كسى كه در اين روز براى برادر مؤمن خود قرض نمايد و ايشان را يارى دهد من ضامنم بر خداى عز و جل كه اگر زنده ماند اداى دين كند

و اگر قبل از اداى دين بميرد خداى قرضش را ادا نمايد

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

ص: 64

19-مصافحه كنيد و تهنيت گوييد

وَ إِذَا تَلَاقَيْتُمْ فَتَصَافَحُوا بِالتَّسْلِيمِ وَ تَهَانَئُوا النِّعْمَةَ فِي هَذَا الْيَوْمِ

و چون ملاقات و ديدار كرديد با يك ديگر سلام كنيد و مصافحه نمائيد و نعمت غدير را به يكديگر تهنيت گوييد

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

20-در روز غدير تبليغ غدير كنيد

وَ لْيُبَلِّغِ الْحَاضِرُ الْغَائِبَ

وَ الشَّاهِدُ الْبَائِنَ

بايستى حاضرين بغائبين برسانند و كسانى كه در اينجا هستند بكسانى كه دور هستند فضائل اين روز را خبر دهند

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

21-رسيدگي به زير دستان

وَ لْيَعُدِ الْغَنِيُّ عَلَى الْفَقِيرِ وَ الْقَوِيُّ عَلَى الضَّعِيفِ

و بايستى ثروتمند از فقير و نيازمند و توانا از ناتوان خبرگيرى و ديدن نمايد

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

22-آداب غدير از جانب خداست

أَمَرَنِي رَسُولُ اللَّهِ صلي الله علي وآله بِذَلِكَ

رسول خدا مرا باين گونه اوامراز جانب خدا امر فرموده.

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

23-توجه دادن به عمل مردم به آداب

وَ انْصَرَفَ غَنِيُّهُمْ وَ فَقِيرُهُمْ بِرِفْدِهِ إِلَى عِيَالِهِ .

و مردم هم برگشتند بمنازل خود و اغنيا و فقراء هر كدام باندازه خود بمراسم عيد قيام كردند.

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

 

نقل خطبه درجشن عيد غديرخم

الْفَيَّاضَ بْنَ مُحَمَّدٍ الطُّوسِيَّ حَدَّثَ بِطُوسَ سَنَةَ تِسْعٍ وَ خَمْسِينَ وَ مِائَتَيْنِ وَ قَدْ بَلَغَ التِّسْعِينَ أَنَّهُ شَهِدَ أَبَا الْحَسَنِ عَلِيَّ بْنَ مُوسَى الرِّضَا عليه السلام فِي يَوْمِ الْغَدِيرِ وَ بِحَضْرَتِهِ جَمَاعَةٌ مِنْ خَاصَّتِهِ قَدِ احْتَبَسَهُمْ لِلْإِفْطَارِ وَ قَدْ قَدَّمَ إِلَى مَنَازِلِهِمُ الطَّعَامَ وَ الْبُرَّ وَ الصِّلَاتِ وَ الْكِسْوَةَ حَتَّى الْخَوَاتِيمَ وَ النِّعَالَ وَ قَدْ غَيَّرَ مِنْ أَحْوَالِهِمْ وَ أَحْوَالِ حَاشِيَتِهِ وَ جُدِّدَتْ لَهُ آلَةٌ غَيْرُ الْآلَةِ الَّتِي جَرَى الرَّسْمُ بِابْتِذَالِهَا قَبْلَ يَوْمِهِ وَ هُوَ يَذْكُرُ فَضْلَ الْيَوْمِ وَ قَدِيمَهُ فَكَانَ مِنْ قَوْلِهِ عليه السلام حَدَّثَنِي الْهَادِي أَبِي قَالَ حَدَّثَنِي جَدِّيَ الصَّادِقُ عليه السلام قَالَ حَدَّثَنِي الْبَاقِرُ قَالَ حَدَّثَنِي سَيِّدُ الْعَابِدِينَ عليه السلام قَالَ إِنَّ الْحُسَيْنَ قَالَ اتَّفَقَ فِي بَعْضِ سِنِينَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام الْجُمُعَةُ وَ الْغَدِيرُ

ص: 65

فَصَعِدَ الْمِنْبَرَ عَلَى خَمْسِ سَاعَاتٍ مِنْ نَهَارِ ذَلِكَ الْيَوْمِ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ حَمْداً لَمْ يُسْمَعْ بِمِثْلِهِ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ مَا لَمْ يَتَوَجَّهْ إِلَيْهِ غَيْرُهُ

از فياض طوسى نقل شده كه گفت : به خدمت حضرت امام ابى الحسن على بن موسى الرضا صلوات اللَّه عليهما بودم در روز عيد غدير خم و جمعى از خواص شيعه در خدمت آن حضرت بودند كه ايشان را نگاه داشته بودند كه شب با آن حضرت افطار كنند

و حضرت به خانه هاى آن جماعت طعام و پوشش حتى انگشترى و كفش فرستاده بودند و آن جماعت را نيز خلعتها داده بودند با خدمتكاران و تغيير فروش و ظروف مجلس نيز داده بودند وشروع فرمودند در فضيلت روز عيد غدير.

و از آن جمله فرمودند كه خبر داد مرا پدر بزرگوارم از آباى بزرگوار خود ازحضرت امام حسين صلوات اللَّه عليه كه فرمودند يكي از سالهاي (حكومت)حضرت امير المؤمنين عليه السّلام عيد غدير با روز جمعه مصادف گرديد آن جناب در حاليكه پنج ساعت از روز گذشته، بر منبر رفتند و حمد و ثناى الهى به نحوى كردند كه گوش كسى نشنيده بود و اين خطبه را انشاء فرمودند

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

جمعه و غدير دو عيد بزرگ و با عظمت

وإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى جَمَعَ لَكُمْ مَعْشَرَ الْمُؤْمِنِينَ فِي هَذَا الْيَوْمِ عِيدَيْنِ عَظِيمَيْنِ كَبِيرَيْنِ-

بدانيد كه خداوند جمع نموده است براى شما مؤمنين در اين روز دو عيد با عظمت و بزرگى را

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

تاكيد زياد بر عظمت غدير

فَلَمْ يَزَلْ عليه السلام يَقُولُ هَذَا يَوْمٌ هَذَا يَوْمٌ

ص: 66

پيوسته اين روز اين روز فرمود

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

دعاي اميرالمومنين به اهل غدير
اجتماع و اهتمام به غدير

وَ اجْتَمِعُوا يَجْمَعِ اللَّهُ شَمْلَكُمْ

خدا جمع شما را جمع كند

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

نيكي به اهل غدير

وَ تَبَارُّوا يَصِلِ اللَّهُ أُلْفَتَكُمْ

و با يك ديگر نيكى كنيد خداوند مهربانى شما را پيوند كند

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

امام مجتبي عليه السلام

... وَ انْصَرَفَ بِوُلْدِهِ وَ شِيعَتِهِ إِلَى مَنْزِلِ أَبِي مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عليه السلام بِمَا أَعَدَّ لَهُ مِنْ طَعَامِهِ

( اميرالمومنين عليه السلام ) پس از فراغ خطبه (درروزجمعه مصادف باروزغدير)باتفاق فرزندان و شيعيان خود بمنزل فرزندش امام حسن عليه السّلام آمد و آن جناب غذائى براى ايشان فراهم نموده بود .

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 94، ص: 112

حديث امام صادق عليه السلام ازقل امام رضا عليه السلام

متن كامل حديث

عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ كُنَّا عِنْدَ الرِّضَا ع وَ الْمَجْلِسُ غَاصٌّ بِأَهْلِهِ فَتَذَاكَرُوا يَوْمَ الْغَدِيرِ فَأَنْكَرَهُ بَعْضُ النَّاسِ فَقَالَ الرِّضَا حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ أَبِيهِ قَالَ إِنَّ يَوْمَ الْغَدِيرِ فِي السَّمَاءِ أَشْهَرُ مِنْهُ فِي الْأَرْضِ إِنَّ لِلَّهِ فِي الْفِرْدَوْسِ الْأَعْلَى قَصْراً لَبِنَةٌ مِنْ فِضَّةٍ وَ لَبِنَةٌ مِنْ ذَهَبٍ فِيهِ مِائَةُ أَلْفِ قُبَّةٍ مِنْ يَاقُوتَةٍ حَمْرَاءَ وَ مِائَةُ أَلْفِ خَيْمَةٍ مِنْ يَاقُوتٍ أَخْضَرَ تُرَابُهُ الْمِسْكُ وَ الْعَنْبَرُ فِيهِ أَرْبَعَةُ أَنْهَارٍ نَهَرٌ مِنْ خَمْرٍ وَ نَهَرٌ مِنْ لَبَنٍ وَ نَهَرٌ مِنْ عَسَلٍ حَوَالَيْهِ أَشْجَارُ جَمِيعِ الْفَوَاكِهِ عَلَيْهَا طُيُورٌ أَبْدَانُهَا مِنْ لُؤْلُؤٍ وَ أَجْنِحَتُهَا مِنْ يَاقُوتَةٍ تَصُوتُ بِأَلْوَانِ الْأَصْوَاتِ إِذَا كَانَ يَوْمُ الْغَدِيرِ وَرَدَ إِلَى ذَلِكَ الْقَصْرِ أَهْلُ السَّمَاوَاتِ يُسَبِّحُونَ اللَّهَ وَ يُقَدِّسُونَهُ وَ يُهَلِّلُونَهُ فَتَتَطَايَرُ تِلْكَ الطُّيُورُ فَتَقَعُ فِي ذَلِكَ الْمَاءِ وَ تَمَرَّغُ عَلَى ذَلِكَ الْمِسْكِ وَ الْعَنْبَرِ فَإِذَا اجْتَمَعَتِ الْمَلَائِكَةُ طَارَتْ فَتَنْفُضُ ذَلِكَ عَلَيْهِمْ وَ إِنَّهُمْ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ لَيَتَهَادَوْنَ نُثَارَ فَاطِمَةَ ع فَإِذَا كَانَ آخِرُ الْيَوْمِ نُودُوا انْصَرِفُوا إِلَى مَرَاتِبِكُمْ فَقَدْ أَمِنْتُمُ الْخَطَأَ وَ الزَّلَلَ إِلَى قَابِلٍ مِثْلِ هَذَا الْيَوْمِ تَكْرِمَةً لِمُحَمَّدٍ ص وَ عَلِيٍّ ع ثُمَّ قَالَ يَا ابْنَ أَبِي نَصْرٍ أَيْنَمَا كُنْتَ فَاحْضُرْ يَوْمَ الْغَدِيرِ عِنْدَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ فَإِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ لِكُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ وَ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَةٍ ذُنُوبَ سِتِّينَ سَنَةً وَ يُعْتِقُ مِنَ النَّارِ ضِعْفَ مَا أَعْتَقَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ وَ لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَ لَيْلَةِ الْفِطْرِ وَ الدِّرْهَمُ فِيهِ بِأَلْفِ دِرْهَمٍ لِإِخْوَانِكَ الْعَارِفِينَ وَ أَفْضِلْ عَلَى إِخْوَانِكَ فِي هَذَا الْيَوْمِ وَ سُرَّ فِيهِ كُلَّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ ثُمَّ قَالَ يَا أَهْلَ الْكُوفَةِ أُوتِيتُمْ خَيْراً كَثِيراً وَ أَنْتُمْ مِمَّنِ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ بِالْإِيمَانِ مُسْتَذَلُّونَ مَقْهُورُونَ مُمْتَحَنُونَ لَيُصَبُّ عَلَيْكُمُ الْبَلَاءُ صَبّاً ثُمَّ يَكْشِفُهُ كَاشِفُ الْكُرُوبِ الْعَظِيمِ وَ اللَّهِ لَوْ عَرَفَ النَّاسُ فَضْلَ هَذَا الْيَوْمِ بِحَقِيقَتِهِ لَصَافَحَتْهُمُ الْمَلَائِكَةُ فِي كُلِّ يَوْمٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ وَ لَوْ لَا أَنِّي أَكْرَهُ التَّطْوِيلَ لَذَكَرْتُ مِنْ فَضْلِ هَذَا الْيَوْمِ وَ مَا أَعْطَاهُ اللَّهُ مَنْ عَرَفَهُ مَا لَا يُحْصَى بِعَدَدٍ قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ قَالَ لِي مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ لَقَدْ تَرَدَّدْتُ إِلَى أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ أَنَا وَ أَبُوكَ وَ الْحَسَنُ بْنُ جَهْمٍ أَكْثَرَ مِنْ خَمْسِينَ مَرَّةً وَ سَمِعْنَا مِنْهُ الحديث.

ص: 67

قال المصنف أدام الله أيامه و مجده و إنما ذكر أهل الكوفة تأكيدا للحجة عليهم و ترغيبا لهم في الزيارة و لو لم يكن ظاهرا مشهورا لما أمرهم ع بالزيارة و لم يظهر و لم يعرف إلا في هذا الموضع و كلهم أحال على ما دل عليه من تقدمه من الأئمة عليهم السلام

و يكى از شير، و يكى از عسل و در اطراف آن درختان هست از جميع ميوه ها و بر آن درختان مرغان هستند كه بدنهاشان از مرواريد است و بالهاشان از ياقوت و بانواع صوتها خوش خوانى مى كنند، و چون روز غدير مى شود فرشتگان همه آسمانها باين قصر مى آيند و تسبيح و تقديس و تهليل الهى مى كنند، پس آن مرغان به پرواز مى آيند و در آن آب فرو مى روند و بر آن خاك مشك و عنبر مى غلطند پس چون فرشتگان جمع مى شوند آن مرغها پرواز مى كنند و بالهاى خود را بر ايشان مى افشانند و در اين روز نثار فاطمه زهرا صلوات اللَّه عليها را به هديه به يك ديگر مى دهند و مى فرستند از جهة هم، و خواهد آمد كه در شب زفاف حضرت امير المؤمنين و فاطمه زهرا درخت طوبى يا سدره مامور شد كه بار و برك عظيم بر دارد و اهل بهشت از حور و غلمان همه در زير آن درخت حاضر شدند و راحيل خطبه خواند در غايت فصاحت و بلاغت و حضرت جبرئيل از جانب حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه خطبه كرد و حق سبحانه و تعالى از جانب حضرت فاطمه ايجاب فرمود، و جبرئيل از جانب حضرت امير المؤمنين قبول كرد، پس درخت طوبى يا سدرة المنتهى يا هر دو نثار كردند مرواريد و جواهر و بركهاى خود را بر ايشان و هر يك از حوران و غلمان بهره خود را از آن برداشتند و در روز غدير به هديه از جهة ديگرى مى فرستند چون هر يك از اينها را بويى و زينتى هست كه ديگرى ندارد و در عرض سال از آن بو معطرند تا عيد ديگر و چون آخر روز مى شود ندا مى رسد كه برگرديد به جاهاى خود كه شما را ايمن ساختند از خطا و لغزش تا سال ديگر اين روز از جهة اعزاز و اكرام حضرت محمد و على صلوات اللَّه عليهما.

ص: 68

پس حضرت فرمودند كه اى پسر ابو نصر در هر جا كه باشى سعى كن كه در روز غدير نزد حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه حاضر شوى زيرا كه حق سبحانه و تعالى مى آمرزد جميع مؤمنين و مؤمنات و مسلمين و مسلمات را و در مى گذرد از گناهان شصت ساله ايشان، و از آتش دوزخ آزاد مى كند دو برابر آن چه آزاد كرده است در ماه رمضان و در شب قدر و شب فطر، و درهمى كه در اين روز تصديق كنند برابر است با هزار درهم كه به شيعيان اثنى عشرى دهند پس هر چه مقدورت باشد احسان كن به برادران مؤمنت و مسرور ساز در اين روز مؤمن و مؤمنه را.

پس فرمودند كه اى اهل كوفه حق سبحانه و تعالى شما را خير بسيار كرامت فرموده است و به درستى كه شما از آن مؤمنانيد كه حق سبحانه و تعالى دلهاى شما را از جهة ايمان امتحان فرموده است و عنقريبست كه خفّتها به شما خواهند رسانيد دشمنان شما و بر شما ظلمهاى بسيار خواهند كرد و امتحانها و آزمايشها با شما خواهد شد و بلاهاى پى در پى بر شما ريخته خواهد شد، و عاقبت حق سبحانه و تعالى كه كشف غم و الم كار اوست از شما بر طرف خواهد فرمود بلاهاى عظيمه را، و اللَّه كه اگر مردمان فضليت اين روز را بدانند چنانكه بايد و به شرايط و آداب آن عمل نمايند هر روز ده مرتبه فرشتگان آسمانها مصافحه كنند ايشان را، و اگر نه خوف تطويل بود هر آينه ذكر مى كردم از فضليت اين روز و رتبه هايى كه حق سبحانه و تعالى عطا فرموده است عارفان اين روز را آن مقدار كه كسى حساب آن نتواند كرد.

ص: 69

راوى مى گويد كه زياده از پنجاه مرتبه به نزد بزنطى رفتيم و او اين حديث را در هر مرتبه نقل كرد و ما جمعى از او شنيديم.

لوامع صاحبقرانى مشهور به شرح فقيه، ج 8، ص: 529

فرحة الغري في تعيين قبر أمير المؤمنين علي بن أبيطالب عليه السلام في النجف ص:106

موضوعات حديث
1-شهرت غدير در آسمان بيش از زمين

إِنَّ يَوْمَ الْغَدِيرِ فِي السَّمَاءِ أَشْهَرُ مِنْهُ فِي الْأَرْضِ

حضرت فرمودند كه شهرت روز غدير در آسمانها بيشتر از شهرت آن در زمين است

فرحة الغري في تعيين قبر أمير المؤمنين علي بن أبيطالب عليه السلام في النجف ص:106

 

2-پاداش آسمانيان براي برگزاري جشن غدير

فَإِذَا كَانَ آخِرُ الْيَوْمِ نُودُوا انْصَرِفُوا إِلَى مَرَاتِبِكُمْ فَقَدْ أَمِنْتُمُ الْخَطَأَ وَ الزَّلَلَ إِلَى قَابِلٍ مِثْلِ هَذَا الْيَوْمِ تَكْرِمَةً لِمُحَمَّدٍ صلي الله عليه و آله وَ عَلِيٍّ عليه السلام

چون آخر روز مى شود ندا مى رسد(خطاب به اهل جشن غدير در آسمان) كه برگرديد به جاهاى خود كه شما را ايمن ساختند از خطا و لغزش تا سال ديگر اين روز از جهة اعزاز و اكرام حضرت محمد و على صلوات اللَّه عليهما.

فرحة الغري في تعيين قبر أمير المؤمنين علي بن أبيطالب عليه السلام في النجف ص:106

 

3-زينت دادن بهشت وبرگزاري جشن

إِنَّ لِلَّهِ فِي الْفِرْدَوْسِ الْأَعْلَى قَصْراً لَبِنَةٌ مِنْ فِضَّةٍ وَ لَبِنَةٌ مِنْ ذَهَبٍ فِيهِ مِائَةُ أَلْفِ قُبَّةٍ مِنْ يَاقُوتَةٍ حَمْرَاءَ وَ مِائَةُ أَلْفِ خَيْمَةٍ مِنْ يَاقُوتٍ أَخْضَرَ تُرَابُهُ الْمِسْكُ وَ الْعَنْبَرُ فِيهِ أَرْبَعَةُ أَنْهَارٍ نَهَرٌ مِنْ خَمْرٍ وَ نَهَرٌ مِنْ لَبَنٍ وَ نَهَرٌ مِنْ عَسَلٍ حَوَالَيْهِ أَشْجَارُ جَمِيعِ الْفَوَاكِهِ عَلَيْهَا طُيُورٌ أَبْدَانُهَا مِنْ لُؤْلُؤٍ وَ أَجْنِحَتُهَا مِنْ يَاقُوتَةٍ تَصُوتُ بِأَلْوَانِ الْأَصْوَاتِ إِذَا كَانَ يَوْمُ الْغَدِيرِ وَرَدَ إِلَى ذَلِكَ الْقَصْرِ أَهْلُ السَّمَاوَاتِ يُسَبِّحُونَ اللَّهَ وَ يُقَدِّسُونَهُ وَ يُهَلِّلُونَهُ فَتَتَطَايَرُ تِلْكَ الطُّيُورُ فَتَقَعُ فِي ذَلِكَ الْمَاءِ وَ تَمَرَّغُ عَلَى ذَلِكَ الْمِسْكِ وَ الْعَنْبَرِ فَإِذَا اجْتَمَعَتِ الْمَلَائِكَةُ طَارَتْ فَتَنْفُضُ ذَلِكَ عَلَيْهِمْ وَ إِنَّهُمْ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ لَيَتَهَادَوْنَ نُثَارَ فَاطِمَةَ عليها السلام

ص: 70

به درستى كه حق سبحانه و تعالى را در فردوس اعلى قصرى هست كه يك خشت آن از نقره است، و يكى از طلا، و در آن قصر صد هزار خيمه است، يا خانه از ياقوت سرخ و صد هزار خيمه است از ياقوت سبز و خاك آن از مشك و عنبر است، و در آن چهار نهر است يكى از شراب، و يكى از آب، و يكى از شير، و يكى از عسل و در اطراف آن درختان هست از جميع ميوه ها و بر آن درختان مرغان هستند كه بدنهاشان از مرواريد است و بالهاشان از ياقوت و بانواع صوتها خوش خوانى مى كنند، و چون روز غدير مى شود فرشتگان همه آسمانها باين قصر مى آيند و تسبيح و تقديس و تهليل الهى مى كنند، پس آن مرغان به پرواز مى آيند و در آن آب فرو مى روند و بر آن خاك مشك و عنبر مى غلطند پس چون فرشتگان جمع مى شوند آن مرغها پرواز مى كنند و بالهاى خود را بر ايشان مى افشانند و در اين روز نثار فاطمه زهرا صلوات اللَّه عليها را به هديه به يك ديگر مى دهند و مى فرستند از جهة هم، و خواهد آمد كه در شب زفاف حضرت امير المؤمنين و فاطمه زهرا درخت طوبى يا سدره مامور شد كه بار و برك عظيم بر دارد و اهل بهشت از حور و غلمان همه در زير آن درخت حاضر شدند و راحيل خطبه خواند در غايت فصاحت و بلاغت و حضرت جبرئيل از جانب حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه خطبه كرد و حق سبحانه و تعالى از جانب حضرت فاطمه ايجاب فرمود، و جبرئيل از جانب حضرت امير المؤمنين قبول كرد، پس درخت طوبى يا سدرة المنتهى يا هر دو نثار كردند مرواريد و جواهر و بركهاى خود را بر ايشان و هر يك از حوران و غلمان بهره خود را از آن برداشتند و در روز غدير به هديه از جهة ديگرى مى فرستند چون هر يك از اينها را بويى و زينتى هست كه ديگرى ندارد و در عرض سال از آن بو معطرند تا عيد ديگر

ص: 71

فرحة الغري في تعيين قبر أمير المؤمنين علي بن أبيطالب عليه السلام في النجف ص:106

 

4-روز غدير خود را نزد امير المومنين حاضر كنيد

ثُمَّ قَالَ يَا ابْنَ أَبِي نَصْرٍ أَيْنَمَا كُنْتَ فَاحْضُرْ يَوْمَ الْغَدِيرِ عِنْدَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ

پس حضرت فرمودند كه اى پسر ابو نصر در هر جا كه باشى سعى كن كه در روز غدير نزد حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه حاضر شوى

فرحة الغري في تعيين قبر أمير المؤمنين علي بن أبيطالب عليه السلام في النجف ص:106

 

5-بخشش خداوند در غدير بيش از رمضان و قدر و فطر

فَإِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ لِكُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ وَ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَةٍ ذُنُوبَ سِتِّينَ سَنَةً وَ يُعْتِقُ مِنَ النَّارِ ضِعْفَ مَا أَعْتَقَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ وَ لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَ لَيْلَةِ الْفِطْرِ

بدرستي كه حق سبحانه و تعالى مى آمرزد جميع مؤمنين و مؤمنات و مسلمين و مسلمات را و در مى گذرد از گناهان شصت ساله ايشان، و از آتش دوزخ آزاد مى كند دو برابر آن چه آزاد كرده است در ماه رمضان و در شب قدر و شب فطر

فرحة الغري في تعيين قبر أمير المؤمنين علي بن أبيطالب عليه السلام في النجف ص:106

 

6-اجر عطا در غدير ، هزار برابر

وَ الدِّرْهَمُ فِيهِ بِأَلْفِ دِرْهَمٍ لِإِخْوَانِكَ الْعَارِفِينَ

درهمى كه در اين روز تصدق كنند برابر است با هزار درهم كه به شيعيان اثنى عشرى دهند

فرحة الغري في تعيين قبر أمير المؤمنين علي بن أبيطالب عليه السلام في النجف ص:106

 

7-عيدي بدهيد

وَ أَفْضِلْ عَلَى إِخْوَانِكَ فِي هَذَا الْيَوْمِ

در روز غدير به مومنين بخشش كن و عيدي بده

ص: 72

فرحة الغري في تعيين قبر أمير المؤمنين علي بن أبيطالب عليه السلام في النجف ص:106

 

8-مومنان را در غدير شاد كنيد

وَ سُرَّ فِيهِ كُلَّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ

پس هر چه مقدورت باشد احسان كن به برادران مؤمنت و مسرور ساز در اين روز مؤمن و مؤمنه را.

فرحة الغري في تعيين قبر أمير المؤمنين علي بن أبيطالب عليه السلام في النجف ص:106

 

9-امتحات خداوند بواسطه غدير

ثُمَّ قَالَ يَا أَهْلَ الْكُوفَةِ أُوتِيتُمْ خَيْراً كَثِيراً وَ أَنْتُمْ مِمَّنِ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ بِالْإِيمَانِ مُسْتَذَلُّونَ مَقْهُورُونَ مُمْتَحَنُونَ لَيُصَبُّ عَلَيْكُمُ الْبَلَاءُ صَبّاً ثُمَّ يَكْشِفُهُ كَاشِفُ الْكُرُوبِ الْعَظِيمِ

پس فرمودند كه اى اهل كوفه حق سبحانه و تعالى شما را خير بسيار كرامت فرموده است و به درستى كه شما از آن مؤمنانيد كه حق سبحانه و تعالى دلهاى شما را از جهة ايمان امتحان فرموده است و عنقريبست كه خفّتها به شما خواهند رسانيد دشمنان شما و بر شما ظلمهاى بسيار خواهند كرد و امتحانها و آزمايشها با شما خواهد شد و بلاهاى پى در پى بر شما ريخته خواهد شد، و عاقبت حق سبحانه و تعالى كه كشف غم و الم كار اوست از شما بلاهاى عظيمه را بر طرف خواهد فرمود .

فرحة الغري في تعيين قبر أمير المؤمنين علي بن أبيطالب عليه السلام في النجف ص:106

 

10-فرشتگان مشتاق عارفان به فضل غدير

وَ اللَّهِ لَوْ عَرَفَ النَّاسُ فَضْلَ هَذَا الْيَوْمِ بِحَقِيقَتِهِ لَصَافَحَتْهُمُ الْمَلَائِكَةُ فِي كُلِّ يَوْمٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ

و اللَّه كه اگر مردمان فضليت اين روز را بدانند چنانكه بايد و به شرايط و آداب آن عمل نمايند هر روز ده مرتبه فرشتگان آسمانها مصافحه كنند ايشان را.

ص: 73

فرحة الغري في تعيين قبر أمير المؤمنين علي بن أبيطالب عليه السلام في النجف ص:106

 

11-فضائل روز غدير قابل شمارش نيست

وَ لَوْ لَا أَنِّي أَكْرَهُ التَّطْوِيلَ لَذَكَرْتُ مِنْ فَضْلِ هَذَا الْيَوْمِ وَ مَا أَعْطَاهُ اللَّهُ مَنْ عَرَفَهُ مَا لَا يُحْصَى بِعَدَدٍ

اگر خوف تطويل نبود هر آينه ذكر مى كردم از فضليت اين روز و رتبه هايى كه حق سبحانه و تعالى عطا فرموده است عارفان اين روز را آن مقدار كه كسى حساب آن نتواند كرد.

فرحة الغري في تعيين قبر أمير المؤمنين علي بن أبيطالب عليه السلام في النجف ص:106

 

دربين مومنين

دربين مردم كسانيكه ولايت را قبول كنند مومن بوده وداراي ايمان هستند يعني اطاعت امر الهي را كرده اند.

قال ابوالحسن الرضا عليه السلام

وَ مَثَلُ الْمُؤْمِنِينَ فِي قَبُولِهِمْ وَلَاءَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ فِي يَوْمِ غَدِيرِ خُمٍّ كَمَثَلِ الْمَلَائِكَةِ فِي سُجُودِهِمْ لِآدَمَ وَ مَثَلُ مَنْ أَبَى وَلَايَةَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ فِي يَوْمِ الْغَدِيرِ مَثَلُ إِبْلِيسَ وَ فِي هَذَا الْيَوْمِ أُنْزِلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ(1)

مؤمنين كه ايمان و ولايت امير المؤمنين عليه السلام را پذيرفتند، مانند فرشتگانى هستند كه براى آدم سجده كردند. و كسانى كه ولايت امير المؤمنين عليه السلام را در روز غدير قبول نكردند مانند شيطان هستند. اين آيه:امروز دينتان را بخوبى كامل نمودم در اين روز نازل شد.

پيامها:

1- پذيرش ولايت حضرت علي عليه السلام در روز غدير مصداق اطاعت از خداوند است.

2- مسئله ولايت يك مساله شخصي از سوي رسول خدا و ائمه عليهم السلام نيست.

3- نپذيرفتن ولايت در حقيقت تمرد از دستورات خداوند متعال است و كسي كه ولايت آن حضرت را نپذيرد مسير شيطان را در پيش گرفته است.

ص: 74

4- عظمت روز غدير اين است كه پذيرش و بيعت با حضرت علي عليه السلام مثل سجده كردن ملائكه بر حضرت آدم عليه السلام است

5- چه بسا كه در روز عيد غدير ملائكه به انسان سجده مي كنند و آن انسان كاملي كه مورد اين اكرام قرا مي گيرد كسي نيست مگر امير المومنين علي عليه السلام و ساير ائمه معصومين عليهم السلام.

6- انكار كنندگان ولايت علي عليه السلام متكبريني هستند كه هر چقدر هم عبادت داشته باشند با اين انكار اعمالشان باطل است و نه تنها اجر چنداني ندارند بلكه مغضوب خدا هم هستند.

7- روز غدير روز آزمايش انسانها است ، همچنان كه روز سجده بر حضرت آدم عليه السلام روز آزمايش ملائكه بود.

8- روز عيد غدير بهترين فرصت براي تجديد پيمان با امام زمان عجل الله تعالي فرجه است.

1-سوره مائده آيه3

إقبال الأعمال (ط - القديمة)، ج 1، ص: 465

دربين ملائكه

ملائكه درصورتيكه ولايت راقبول نكنند ازدرگاه الهي رانده ميشوند .ابليس گرچه ملك مقربي بود اما بخاطر مخالفت باامرالهي ،رجيم شده و مورد لعنت واقع شد.

قال ابوالحسن الرضا عليه السلام

وَ مَثَلُ الْمُؤْمِنِينَ فِي قَبُولِهِمْ وَلَاءَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ فِي يَوْمِ غَدِيرِ خُمٍّ كَمَثَلِ الْمَلَائِكَةِ فِي سُجُودِهِمْ لِآدَمَ وَ مَثَلُ مَنْ أَبَى وَلَايَةَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ فِي يَوْمِ الْغَدِيرِ مَثَلُ إِبْلِيسَ وَ فِي هَذَا الْيَوْمِ أُنْزِلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ(1)

مؤمنين كه ايمان و ولايت امير المؤمنين عليه السلام را پذيرفتند، مانند فرشتگانى هستند كه براى آدم سجده كردند. و كسانى كه ولايت امير المؤمنين عليه السلام را در روز غدير قبول نكردند مانند شيطان هستند. اين آيه:امروز دينتان را بخوبى كامل نمودم در اين روز نازل شد.

ص: 75

پيامها:

1- پذيرش ولايت حضرت علي عليه السلام در روز غدير مصداق اطاعت از خداوند است.

2- مسئله ولايت يك مساله شخصي از سوي رسول خدا و ائمه عليهم السلام نيست.

3- نپذيرفتن ولايت در حقيقت تمرد از دستورات خداوند متعال است و كسي كه ولايت آن حضرت را نپذيرد مسير شيطان را در پيش گرفته است.

4- عظمت روز غدير اين است كه پذيرش و بيعت با حضرت علي عليه السلام مثل سجده كردن ملائكه بر حضرت آدم عليه السلام است

5- چه بسا كه در روز عيد غدير ملائكه به انسان سجده مي كنند و آن انسان كاملي كه مورد اين اكرام قرا مي گيرد كسي نيست مگر امير المومنين علي عليه السلام و ساير ائمه معصومين عليهم السلام.

6- انكار كنندگان ولايت علي عليه السلام متكبريني هستند كه هر چقدر هم عبادت داشته باشند با اين انكار اعمالشان باطل است و نه تنها اجر چنداني ندارند بلكه مغضوب خدا هم هستند.

7- روز غدير روز آزمايش انسانها است ، همچنان كه روز سجده بر حضرت آدم عليه السلام روز آزمايش ملائكه بود.

8- روز عيد غدير بهترين فرصت براي تجديد پيمان با امام زمان عجل الله تعالي فرجه است.

1-سوره مائده آيه3

إقبال الأعمال (ط - القديمة)، ج 1، ص: 465

درميزان الهي

باطل شدن اعمال مخالفين

قال ابوالحسن الرضا عليه السلام

وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي أَكْمَلَ اللَّهُ الدِّينَ يَعْمَدُ اللَّهُ فِيهِ إِلَى مَا عَمِلَهُ الْمُخَالِفُونَ فَيَجْعَلُهُ هَباءً مَنْثُوراً (1)

و روزي است كه كامل شد دين خداوند و عمل مخالفين آنان را باطل و نابود مى گرداند و اين همان است كه خداوند در آن آيه مى فرمايد: آن اعمال را باطل و نابود نموديم.

ص: 76

1-سوره فرقان آيه 23

إقبال الأعمال (ط - القديمة)، ج 1، ص: 465

پذيرفته شدن اعمال شيعيان

قال ابوالحسن الرضا عليه السلام

وَ يَوْمُ تُقْبَلُ أَعْمَالُ الشِّيعَةِ وَ مُحِبِّي آلِ مُحَمَّدٍ

و روزى است كه اعمال شيعه و دوستداران آل محمد پذيرفته شده است.

إقبال الأعمال (ط - القديمة)، ج 1، ص: 465

درقيامت

قال ابوالحسن الرضا عليه السلام

إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ زُفَّتْ أَرْبَعَةُ أَيَّامٍ إِلَى اللَّهِ كَمَا تُزَفُّ الْعَرُوسُ إِلَى خِدْرِهَا قِيلَ مَا هَذِهِ الْأَيَّامُ قَالَ يَوْمُ الْأَضْحَى وَ يَوْمُ الْفِطْرِ وَ يَوْمُ الْجُمُعَةِ وَ يَوْمُ الْغَدِيرِ وَ إِنَّ يَوْمَ الْغَدِيرِ بَيْنَ الْأَضْحَى وَ الْفِطْرِ وَ الْجُمُعَةِ كَالْقَمَرِ بَيْنَ الْكَوَاكِبِ

امام رضا عليه السلام فرمودند: روز قيامت چهار روز را زينت مي كنند براي خداوند متعال همانند عروسي كه براي حجله زينت مي كنند. پرسيده ميشود اين روزها، چه روزهائي هستند حضرت فرمودند: روز عيد قربان، عيد فطر،عيد جمعه و عيد غدير و همانا روز عيد غدير بين روز عيد قربان و فطر و جمعه مثل ماه است در بين ستارگان .

پيامها:

1- برخي از زمانها بر برخي ديگر برتري دارند.

2- ايام و روزها مثل مكانها و انسانها قابل تزئين و زيباسازي هستند.

3- روز عيد غدير برترين روزهاي سال است.

4- اهميت روز عيد غدير بر ديگر اعياد اسلامي در اين روايت به خوبي روشن است، ارزش غدير پيش از حد تصور است بگونه اي كه تا قيامت همة جلوه هاي آن آشكار نخواهد شد.

5- فلسفه برتري روز عيد غدير بر ديگر روزها اين است كه اگر روز عيد غدير درست درك شود باقي اعياد و روزهاي اسلامي رسالت و جايگاه خود را پيدا مي كنند. يعني عيد غدير علت عظمت باقي ايام اعياد اسلامي است.

ص: 77

إقبال الأعمال (ط - القديمة)، ج 1، ص: 465

 

دربين مردم

قال ابوالحسن الرضا عليه السلام

وَ اللَّهِ لَوْ عَرَفَ النَّاسُ فَضْلَ هَذَا الْيَوْمِ بِحَقِيقَتِهِ لَصَافَحَتْهُمُ الْمَلَائِكَةُ فِي كُلِّ يَوْمٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ

و اللَّه كه اگر مردمان فضليت اين روز را بدانند چنانكه بايد و به شرايط و آداب آن عمل نمايند هر روز ده مرتبه فرشتگان آسمانها مصافحه كنند ايشان را.

فرحة الغري في تعيين قبر أمير المؤمنين علي بن أبيطالب عليه السلام في النجف ص:106

 

دربين اعياد

غديردربين ديگر اعيادمانندستاره ميدرخشد

قال ابوالحسن الرضا عليه السلام

إِنَّ يَوْمَ الْغَدِيرِ بَيْنَ الْأَضْحَى وَ الْفِطْرِ وَ الْجُمُعَةِ كَالْقَمَرِ بَيْنَ الْكَوَاكِبِ

امام رضا عليه السلام فرمودند: روز عيد قربان، عيد فطر،عيد جمعه و عيد غدير و همانا روز عيد غدير بين روز عيد قربان و فطر و جمعه مثل ماه است در بين ستارگان .

پيامها:

1- برخي از زمانها بر برخي ديگر برتري دارند.

2- ايام و روزها مثل مكانها و انسانها قابل تزئين و زيباسازي هستند.

3- روز عيد غدير برترين روزهاي سال است.

4- فلسفه برتري روز عيد غدير بر ديگر روزها اين است كه اگر روز عيد غدير درست درك شود باقي اعياد و روزهاي اسلامي رسالت و جايگاه خود را پيدا مي كنند. يعني عيد غدير علت عظمت باقي ايام اعياد اسلامي است.

إقبال الأعمال (ط - القديمة)، ج 1، ص: 465

عيدغدير بزرگترين عيد

قال ابوالحسن الرضا عليه السلام

وَ الْعِيدِ الْأَكْبَرِ

و روزغدير، عيد بزرگتر حق سبحانه و تعالى است.

إقبال الأعمال (ط - القديمة)، ج 1، ص: 465

 

دربين موجودات

زمين

قال ابوالحسن الرضا عليه السلام

ص: 78

ثُمَّ عَرَضَهَا عَلَى الْأَرَضِينَ فَسَبَقَتْ مَكَّةُ فَزَيَّنَهَا بِالْكَعْبَةِ ثُمَّ سَبَقَتْ إِلَيْهَا الْمَدِينَةُ فَزَيَّنَهَا بِالْمُصْطَفَى مُحَمَّدٍ صلي الله عليه واله ثُمَّ سَبَقَتْ إِلَيْهَا الْكُوفَةُ فَزَيَّنَهَا بِأَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ عليه السلام

آنگاه ولايت را بر زمينها عرضه كرد قبل از همه مكه آن را پذيرفت كه خداوند آن را با كعبه زينت داد. سپس مدينه آن را پذيرفت كه با برگزيده خدا محمد صلّى اللّه عليه و آله آراسته شد. آنگاه كوفه آن را پذيرفت كه با امير المؤمنين عليه السلام مزين شد.

إقبال الأعمال (ط - القديمة)، ج 1، ص: 465

 

كوه ها

قال ابوالحسن الرضا عليه السلام

وَ عَرَضَهَا عَلَى الْجِبَالِ فَأَوَّلُ جَبَلٍ أَقَرَّ بِذَلِكَ ثَلَاثَةُ أَجْبُلٍ [أَجْبَالٍ] الْعَقِيقُ وَ جَبَلُ الْفَيْرُوزَجِ وَ جَبَلُ الْيَاقُوتِ فَصَارَتْ هَذِهِ الْجِبَالُ جِبَالَهُنَّ وَ أَفْضَلَ الْجَوَاهِرِ ثُمَّ سَبَقَتْ إِلَيْهَا جِبَالٌ أُخَرُ فَصَارَتْ مَعَادِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ مَا لَمْ يُقِرَّ بِذَلِكَ وَ لَمْ يَقْبَلْ صَارَتْ لَا تُنْبِتُ شَيْئاً

ولايت را بر كوهها عرضه داشت، اولين كوههايى كه آن را پذيرفتند سه كوه بودند كه بعد از اين پذيرش تبديل به كوه عقيق، فيروزه و ياقوت گرديده و تبديل به بهترين جواهرات شدند. پس از آن كوههاى ديگر آن را پذيرفتند كه تبديل به معدن طلا و نقره شدند. و كوههايى كه به آن اقرار نكردند به حال خود باقى ماندند.

إقبال الأعمال (ط - القديمة)، ج 1، ص: 465

آبها

قال ابوالحسن الرضا عليه السلام

وَ عَرَضَتْ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ عَلَى الْمِيَاهِ فَمَا قَبِلَ مِنْهَا صَارَ عَذْباً وَ مَا أَنْكَرَ صَارَ مِلْحاً أُجَاجاً

همچنين ولايت در اين روز بر آب ها عرضه شد، آب هايى كه آن را قبول كردند، تبديل به آب گوارايى شده و قسمتى از آنها كه نپذيرفتند شور و تلخ شدند.

ص: 79

إقبال الأعمال (ط - القديمة)، ج 1، ص: 465

نباتات

قال ابوالحسن الرضا عليه السلام

وَ عَرَضَهَا فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ عَلَى النَّبَاتِ فَمَا قَبِلَهُ صَارَ حُلْواً طَيِّباً وَ مَا لَمْ يَقْبَلْ صَارَ مُرّاً

همچنين ولايت بر گياهان عرضه شد، گياهانى كه آن را پذيرفتند تبديل به گياهانى شيرين و مطبوع شدند و اقسامى كه نپذيرفتند، تلخ گرديدند.(1)

سُلَيْمَانُ بْنُ جَعْفَرٍ عَنِ الرِّضَا عليه السلام قَالَ أَخْبَرَنِي أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام أَخَذَ بِطِّيخَةً لِيَأْكُلَهَا فَوَجَدَهَا مُرَّةً فَرَمَى بِهَا فَقَالَ بُعْداً وَ سُحْقاً فَقِيلَ لَهُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَا هَذِهِ الْبِطِّيخَةُ فَقَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه و آله إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَخَذَ عَقْدَ مَوَدَّتِنَا عَلَى كُلِّ حَيَوَانٍ وَ نَبْتٍ فَمَا قَبِلَ الْمِيثَاقَ كَانَ عَذْباً طَيِّباً وَ مَا لَمْ يَقْبَلِ الْمِيثَاقَ كَانَ مِلْحاً زُعَاقا.

پيام:

سليمان بن جعفر، از حضرت رضا عليه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند:پدرم از پدرش از جدّش نقل كردند كه امير المؤمنين على عليه السّلام خربزه اى را گرفتند تا تناول فرمايند و وقتى آن را شكسته تا بخورند تلخ بود، حضرت آن را به زمين انداخته و فرمودند: بعدا و سحقا (از چشم دور شوى و نابود گردى) محضر مباركش عرض شد: يا امير المؤمنين اين خربزه چه نقصى دارد؟حضرت فرمودند: رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمودند: خداوند تبارك و تعالى مودّت و دوستى ما را به هر حيوان و نباتى عرضه كرد آنچه از آنها پذيرفتند شيرين و پاكيزه گشته و آنچه نپذيرفتند شور و تلخ گرديدند.(2)

1-إقبال الأعمال (ط - القديمة)، ج 1، ص: 465

ص: 80

2-علل الشرائع، ج 2، ص: 464


اطلاع رسانی