• 03134490296
  • 09133209528
  • این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

کتاب ترجمه الغدیر علامه امینی جلد 10

ترجمه الغدير علامه امینی رحمت الله علیه جلد 10

مشخصات كتاب:

سرشناسه : اميني، عبدالحسين، ۱۲۸۱ - ۱۳۴۹.

عنوان قراردادي : الغدير في الكتاب و السنة و الادب .فارسي

عنوان و نام پديدآور : ترجمه الغدير/ تاليف عبدالحسين اميني نجفي؛ مترجم محمد باقر بهبودي.

مشخصات نشر : تهران: بنياد بعثت، كتابخانه بزرگ اسلامي، ۱۳ -

مشخصات ظاهري : [۲۲] ج.

Image

ترجمه الغدیر جلد 10

مشخصات کتاب

سرشناسه : امینی، عبدالحسین، 1281 - 1349.

عنوان قراردادی : الغدیر فی الکتاب و السنه و الادب .فارسی

عنوان و نام پدیدآور : ترجمه الغدیر/ تالیف عبدالحسین امینی نجفی؛ مترجم محمد باقر بهبودی.

مشخصات نشر : تهران: بنیاد بعثت، کتابخانه بزرگ اسلامی، 13 -

مشخصات ظاهری : [22] ج.

فروست : کتابخانه بزرگ اسلامی؛ 27.

شابک : 250 ریال

یادداشت : فهرست نویسی براساس جلد هفتم، 1354.

یادداشت : عنوان روی جلد: الغدیر ترجمه.

یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.

عنوان روی جلد : الغدیر ترجمه.

موضوع : علی بن ابی طالب (ع)، امام اول، 23 قبل از هجرت - 40ق -- اثبات خلافت

موضوع : غدیر خم

شناسه افزوده : بهبودی، محمدباقر، 1308 - ، مترجم

شناسه افزوده : بنیاد بعثت

رده بندی کنگره : BP223/54/الف8غ4042 1300ی

رده بندی دیویی : 297/452

شماره کتابشناسی ملی : 1524010

ص: 1

اشاره

ص: 2

ص: 3

ص: 4

ص: 5

پیشگفتار

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از عوامل پیدایش و بقاء مذاهب و فرقه های گوناگون در طول تاریخ، بی شک جهالت و نا آشنائی مردم با حقائق است.چه آنکه اگر حقائق پوست کنده و بدون رتوش به آنان تفهیم می شد، از آنجا که راه راست در شرائط زمانی و مکانی واحد، واحد است، جز افراد معاند و بد نیت، همان یک راه و طریق واحد (مذهب) را می پیمودند و طبعا این همه مذاهب مختلف و جنگ و جدال هائی که از این رهگذر پدید می آید ازبین می رفت.

اینکه می بینیم بعد از حضرت موسی پیروانش به هفتاد و یک فرقه، و بعد از حضرت عیسی پیراوانش به هفتاد دو فرقه، و بعد از حضرت محمد (ص) پیروانش به هفتاد و سه فرقه تقسیم شدند عامل مهم آن همان نرسیدن به حق و طریقه درست بوده است که شاعر ما در همین زمینه می گوید:

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه

چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

بگذریم از یک عده خاصی که معرکه گردان قضایا دست اندر کار حوادثند

ص: 6

و روی مقاصد شوم و هوس های شیطانی حق و باطلی را بهم می آمیزند و آئین و فرقه جدیدی را پایه ریزی می کنند اما نوع مردم از " نیم کاسه های زیر کاسه " بی اطلاعند، و همه را مثل خود نیت می دانند و روی خلوص و صفا به آن مرام های باطل می گروند و به آن مذاهب پاییند می شوند، تنها افراد انگشت شماری هستند که می توانند با واقع بینی، حق را از باطل باز شناخته فریب دغل کاری و تحریف رانخورند، علی علیه السلام، در خطبه پنجاه نهج البلاغه، این حقیقت را در یک سطح وسیعتری چنین بیان می فرمایند:" همواره منشا پیدایش فتنه ها، پیروی از خواهش های نفس و احکام صادره بر خلاف کتاب خدا است (= راه حق) که در نتیجه، گروهی ساده دل، از گروهی مغرض پیروی می کنند (و به راه باطل می روند)، پ س اگر باطل باحق در هم نمی شد، راه حق بر طالبان آن پوشیده نمی گردید، و اگر حق در میان باطل پنهان نمی شد، زبان دشمنان از آن کوتاه می گردید، ما قسمتی از این و قسمتی از آن، گرفته و با هم ممزوج شده، اینجا است که شیطان بر دوستانش تسلط پیدا می کند (و آنها به راه باطل می کشاند) و در این میان تنها کسانیکه لطف خدا شامل حالشان شده از این مهلکه نجات می یابند."

بعد از پیامبر اکرم

با آنکه پیامبر اکرم، در زمان حیاتش ازهر فرصتی برای تعیین جانشین خود استفاده می فرمود و علی علیه السلام را به عنوان خلیفه بلا فصل خویش معرفی می نمود، با این حال، بعد ازوفات آن حضرت، کسانی که از خواهش های نفسانی پیروی می کردند، بدون توجه به آن همه نصوص، دست اندر کار خلیفه تراشی در سقیفه بنی ساعده شدند، و حق مسلم علی را غصب کردند.و بدنبال آن، گروهی سود جو و ابن الوقت، برای انحراف افکار عمومی و تحریف حقائق، شروع به جعل احادیث به نفع وضع موجود نمودند و احادیث زیاردی درباره خلافت خلفاء و فضائلشان،

ص: 7

ساختند و چنان وانمود کردند که گویا خدا و پیغمبر وحتی علی جز وضعی را که بعد از وفات پیامبر پیش آمده نمی خواستند!!

در این میان، کسانی که بیرون گودند و از دور می خواهد در باره حوادث بعد از رسول خدا قضاوت کنند در برابر خود، احادیث گونه گون و متناقضی می یابند که هم خلافت و فضائل علی را تثبیت می کند و هم خلافت و فضائل خلفاء به اصطلاح راشدین و معاویه و بنی امیه و بنی عباس را، بدیهی است این افراد یا طبعا به اکثریت خواهند پیوست و یا همچنان سرگردان خواهند ماند.

اینجا است که نقش عالمان و متعهد و نویسندگان مسول آشکار می شود، آنان موظفند از باب " اذا ظهرت البدع فللعالم ان یظهر علمه و الافعلیه لعنه الله، دست اند کار نشر حق و دفع باطل گردند.

علامه امینی رحمه الله علیه، و قتیکه دیدند: جمعی معاند و سود جو، مساله خلافت را از وضع طبیعیش منحرف کرده شتر خلافت را در خانه دیگران خواباندند و برای موجه جلوه دادن این امر، و انحراف افکار عمومی، روایات و احادیث ساختگی زیادی در مورد حقایق خلفاء، حتی به نام علی وضع کردند، اقدام به تالیف کتاب نفیس " الغدیر "فرمودند.

وی در این کتاب، صرف نظر از اینکه، حقیقت " ولایت " و " امامت " را از لحاظ کتاب و سنت و نظرات دشمندان منصف، مورد بررسی قرار داده و از این رهگذر، خلافت بلا فصل علی بن ابی طالب علیه السلام را اثبات نمودند، معرکه گردانان قضایا و کسانی که روی سوء نیت، احادیث جعلی به نفع وضع موجود، ساخته و یا همت های نا روا به پیروان راستین علی زده اند معرفی فرموده اند.

از باب نمونه: او در همین کتاب (جلد دهم) در برابر کسانی که به شیعه تهمت حدیث سازی زده اند، تحت عنوان " کند و کاری در حدیث و چگونگی احادیث مجعوله " بحث جالب الاطرفی نموده و در حدود هفتصد نفر از روات اهل سنت را میشمرند که کذاب و حدیث ساز بوده اند و تنها از 43 نفر آنها، در حدود نیم میلون حدیث جعلی نقل می نماید

ص: 8

به علاوه، در حدود صد حدیث دروغ از طریق عامه، نقل کنند که در آنها، نه تنها خلافت و فضائل خلفا، به اصطلاح راشدین تایید شده، بلکه از مقام ارجمند معاویه، یزید، منصور دوانیقی و دیگر خلفاء بنی امیه و بنی عباس نیز تجلیل شایسته شده است!!!

امینی با این کار بی نظیرش، به همه نویسندگان مسئول و متعهد این درس را دادند که هیچ گاه نباید در برابر تحریف حقائق و انحراف افکار عمومی ساکت نشست.

اگر بینی که نابینا و چاه است

اگر خاموش بنشینی گناه است

و باید حرف حق را چنانکه پیامبر اکرم فرموده است: " قل الحق و لو علیک " گفت و لو بلغ ما بلغ.امید است که خفتگان بیدار شده راه سلف صالح را سر مشق خورش قرار دهند "الیس الصبح بقریب؟ "

زین العابدین قربانی

تهران- خیابان تاج- 22 آذر 1353 شمسی

مطابق با بیست و هشتم ذیقعده الحرام 1394 قمری

ص: 9

شعراء غدیر در قرن 06

غدیریه سید محمد اقسامی

شرح حال خاندان اقسامی

شگفت از این تعصب بی جا
کند و کاوی در حدیث و چگونگی احادیث مجعوله
اشاره

سر و صدا پیرامون احادیث شیعه، از کسانی که هرچه بدهانشان می آید می گویند، زیاد گویند، زیاد شده و هر کدام راه فاسدی را برگزیده و هر غلطی را نشخوار می کنند!!

این یکی، آنها را نامه های ساختگی منسوب به امام غائب می انگارد، و دیگری آنها را دروغ های منسوب به امام باقر و صادق می پندار نه این یکی از نتیجه افترایش باکی دارد و نه آن دیگر برای کشف دروغ و بدی هایش اهمیت قائل است، و در آخر آنان کذاب تنگ نظر قرار آورده است، بدانید که او " عبد الله قصیمی" است که در " الصراح " 4 جلد 1 صفحه85 گفته است: "

حقا دروغسازان در رجال شیعه و مردم هوا پرست به خاطر رسیدن به دنیا و تقرب به اهل آن و یا کینه و دشمنی با حدیث و سنت و طرفدارانش، در میان آنان

ص: 10

زیادند، ولی علماء اهل سنت ماهیت آنان را به عالیترین وجه آشکارنموده اند!!!"

تا اینکه می گوید: " و در میان رجال اهل سنت، کسی که متهم به دروغسازی به خاطر دنیا و تقرب به اهل آن و کمک کردن به مقاصد شوم و عقائد باطل باشد، وجود ندارد، بلی گاهی در میانشان، افرادی که حافظه خوبی نداشته و یا فراموشی زیاد داشته و یا فریب فریبکاران را خورده باشند وجود دارند که رجال تراجم و جرح و تعدیل، این گونه افراد را معرفی کرده و شناسانده اند!!!"

پاسخ به این پندار

شاید پژوهشگر گمان کند که در این ادعاهای بی اساس بوئی از راستی و یا نموده ای از درستی است غافل از اینکه قلم های مزدور، چیزی جز تهمت و دروغ ندارند، و مدار پیشرفت بسیاری از ملل نیز هم اکنون روی دروغ و نیرنک و دغل است و محور سیاست دنیا در جهات ششگانه همان دروغ و تهمت و افتراء و وارونه جلوه دادن حقائق است و بسیاری از تبلیغات در باره نیاز مندی های زندگی و آراء و عقائد، روی منافع شخصی و گفتار بی اساس پیچیده به انواع خدعه و نیرنگ است.و در آنجا، در میان مردم، افرادی پراکنده اند که حاجاتشان از زر و زیور دنیا جز از راه دروغ پردازی و مزخرف گوئی و کور و کرنگاهداشتن مردم و سوق دادنشان به راه های غلط و نادرست تامین نمی شود.

و اگر خدا، بندگانش را چنین تهدیدنکرده بود: ما یلفظ من قول الا لدیه رقیب عتید: " سخن گوید مگر اینکه رقیب و عتید پیشش هستند " و در قرآنش عذاب را بر هر دروغگوی تهمت زننده گناهکار وعده نداده بود، هیچ گاه اینان بیش از این نمی توانستند دروغ بگویند و یا چیزی را که نیاورده اندبیاورند.

پس هر کدام از آنها از " خرافه " و " جحینه " دروغگو ترند

ص: 11

ص: 12

بنابراین بر ماست که خواننده محترم را از حقیقت امر آگاه کنیم و پرده را از راز آنچه که در باره رجال حدیث قومش ادعا کرده از اینکه: متهم به وضع و کذب..در میان آنها پیدا نمی شود برداریم.

پس جمعی از کسانی را که به عنوان کذاب و دروغساز سناخته شده اند، تا چه رسد آنها که متهم هستند، در اینجا می آوریم و در برابر پژوهشگر قسمتی از موضوعاتی که جز به خاطر طمع به دنیا و تقرب به اهلش و با کمک به پیراون عقائد باطله ساخته نشده قرار می دهیم و حساب آنچه را که این دست های پلید خیانت گر به نام پیامبر اکرم و سنتش ساخته اند، می رسیم تا حقیقت پیشش آشکار گردد و جای سخن برایش باقی نماند، اگر پیرو هوای نفس نباشد که از راه راست منحرف و گمراه گردد.

ص: 13

سلسله درغگویان و حدیث سازان
حرف (الف)

1- ابان (اباء) بن جعفر ابو سعید بصری کذاب است به نام پیامبر اکرم حدیث ساخته وبیش از سیصد حدیث به نام ابو حنیفه که هرگز آنها را نگفته بوده جعل کرده است.

2- ابان بن فیروزابی عیاشی، غلام عبد القیس ابو اسماعیل بصری، متوفی در سال 138 ه.

شعبه گفته است: جامه و لباسم در میان فقرا، صدقه باشد اگر ابن ابی عیاش در حدیث دروغگو نباشد.

و نیز گفته است: از او نمی شود چشم پوشی کرد، زیرا که او برسول خدا دروغ گفته است.

و احمد پیشوای حنبلی ها به یحیی بن معین که از ابان نسخه می نوشته، گفته است: تو این رامی نویسی در حالی که میدانی ابان کذاب است؟

و نیز شعبه گفته است: اگر مردی زنا بکند، بهتر است که از ابان روایت کند.و نیز گفته است: اگر از بول الاغ بنوشم بهتر است که بگویم: ابان به من حدیث کرده است.شاید او از انس بیش از هزار و پانصد حدیث نقل کرده که برای بسیاری

ص: 14

از آنها اصلی نیست.

3- ابراهیم بن ابی حیه زیاد دروغگو است.

4- ابراهیم بن ابی اللیث، متوفی در سالل 234 ه مصاحب اشجعی، دروغگو، حدیث ساز و متروک الحدیث است.

5- ابراهیم بن ابی یحیی ابو اسحاق مدنی، متوفی در سال 184 که کذاب و دروغ ساز است.نسائی او را از درغگویان وحدیث سازان معروف نسبت به رسول خدا بشمار آورده است.

6- ابراهیم بن احمد حرانی ضریر، حدیث می ساخته است.

7- ابراهیم بن احمد عجلی، متوفی در سال 331 ه ازکسانی بوده حدیث می ساخته و ابن جوزی گفته است که: او حدیث هائی ساخته و مفتضح شده است.

8- ابراهیم بن اسحاق بن عیسی بغدادی کذاب است.

9- ابراهیم بن البراء انصاری، متوفی در سال 224 یا 225 ه نوه انس بن مالک کذاب است از ثقات روایات موضوعه را آورده که روا نیست نقل آنها، مگر به عنوان عیب گرفتن آنها.ابن عدی گفته است: احادیث او ساختگی است.

10- ابراهیم بن بکر شیبانی ابو اسحاق اعور نزیل بغداد، احادبثش ساختگی است و حدیث سرقت می کرده است.

ص: 15

11- ابرهیم بن الحرث السمات، معاصر ترمذی کذاب است خودش گفته است: چه بسا احادیثی ساخته ام.

12- ابراهیم بن زکریا ابو اسحاق عجلی بصری حدیثش انکار است چیزهای نادرست روایت کرده و از مالک احادیث ساختگی آورده است.

13- ابراهیم بن صرمه انصاری، کذاب خبیثی است که بر خدا و رسولش دروغ گفته است.

14- ابراهیم بن عبد الله بن خالد مصیصی، مردی درغگو و حدیث دزد است احادیثش ساخنگی است.

15- ابراهیم بن عبد الله السفرقع، متوفی در سال 361 ه کذاب و حدیث ساز است.

16- ابراهیم بن عبد الله مخزونی، متوفی در سال 304 ه مورد اعتماد نیست.از افراد مورد اطمینان احادیث ساختگی نقل کرده است.

17- ابراهیم بن عبد الله بن همام صنعائی، کذاب و حدیث ساز است.

18- ابراهیم بن علی الامدی، متوفی در سال 575 ه در حکایاتش دروغ میگوید و فقیه فاضلی است.

19- ابراهیم بن فضل اصفهانی ابو منصور البار، متوفی در سال 530 ه یکی از حفاظ و کذاب است او در بازار اصفهان توقف میکرد و از حفظ سندها را نقل

ص: 16

می کرد و درعین حدیث می ساخته است.

معمر گفته است: او را در بازار دیدم که مطالب نادرست را با سندهای صحیح نقل کرد وقتیکه خوب در او دقیق شدم دیدم که گویا شیطان به شکل او آشکار شده است.

20- ابراهیم بن مجشر ابو اسحاق بغدادی، متوفی در سال 254 ه فضل بن سهل او را تکذیب کرده است، و ابن عدی گفته است: حدیث ذزدی میکرده است.

21- ابراهیم بن محمد عکاشی آدم کذابی بوده است.

22- ابراهیم بن منقوش زبیدی که ازدی گفته است: او حدیث می ساخته است.

23- ابراهیم مهاجر مدنی کذاب است.

24- ابراهیم بن مهدی ابلی ابو اسحاق بصری، متوفی در سال 208 ه ازدی گفته است که او مشهور به وضع حدیث است.

25- ابراهیم بن نافع جلاب بصری کذاب است.

26- ابراهیم بن هدیه ابو هدیه بصری، کذاب خبیثی است که جیزهائی نادرست را نقل کرده و به انس روایت هائی به دروغ نسبت داده است، در بصره به عروسی ها دعوت می شده و رقص می کرده و شراب می خورده و تا سال دویست زنده بوده است.

27- ابراهیم بن هراسه شیبانی کوفی، مورد اعتماد نیست و حدیثش نوشته

ص: 17

نمی شده ومتروک الحدیث و کذاب است.

28- ابراهیم بن هشام غسانی، متوفی در سال 237 ه کذاب است.

29- ابراهیم بن یحیی بن زهیر مصری، دروغ می گفته و سندهای احادیث را به هم مخلوط می کرده است.

30- ابرد بن اشرش، کذاب و حدیث ساز است.

31- احمد بن ابراهیم مزنی، حدیث می ساخته و کنار ساحل می گردیده و برایش نسخه ساختگی است.

32- احمد بن ابراهیم بن موسی، کذاب است.جائز نیست از او روایت کردن.

33- احمد بن ابی عمران جرجرنی، متوفی در سال 360 ه حدیث می ساخته است.

34- احمد بن ابی یحیی انماطی، کذاب است، او احادیث نادرستی از ثقات روایت کرده است.

35- احمد بن احمد ابو العباس بغدادی حنبلی، متوفی در سال 615 ه حافظ احادیث زیاد است.ابن خضر او را تکذیب کرده است.

36- احمد بن اسماعیل ابو خذافه سهمی، متوفی در سال 259 ه مصاحب مالک بن انس کذاب است.هرچه که برایش بگوئی می گوید، از مالک و غیره چیز های نادرستی نقل کرده است.

ص: 18

37- احمد بن بکر بالسی ابو سعید ابن بکرویه، حدیث می شاخته است.

38- احمد بن ثابت رازی فرخویه، شکی ندارند که او کذاب است.

39- احمد بن جعفر بن عبد الله سمسار، یکی از مشایخ حافظ ابی نعیم.مشهور به حدیث سازی است.

40- احمد بن جعفر بن عبدالله بن یونس، مشهور به حدیث سازی است و کسی نیست.

41- احمد بن حامد سمرقندی، دروغ می گفت و از کسی که در کش نکرده بود، حدیث می کرد و در سال 360 ه مرده است.

42- احمد بن حسن بن ابان مصری که بزرگان شیوخ طبرانی است، آدم کذاب و دروغ پردازی بود و به افراد مورد اعتماد حدیث می ساخته است.

43- احمد بن حسن بن قاسم کوفی، متوفی در سال 262 ه کذاب است، او به نام ثقات حدیث می ساخته است.

44- احمد بن حسین بن اقبال مقدسی ابو بکر صائد، متوفی در سال 532 ه کذاب است وقتی که دروغگوئیش آشکار شد، مردم او را ترک کردند.

45- احمد بن حسین ابو الحسین بن سماک، واعظ، متوفی در سال 424 ه.ابو الفتح مصری گفته: در بغداد برای مشایخی که گفته شد و دروغگویند چیزی ننوشتم، مگر برای چهار نفر که یکی ا، آنها ابو الحسین بن سماک بوده که

ص: 19

ابن ابی الفوارس، او را درغگو می دانسته است.

46- احمد بن خلیل نوفلی قومسی، متوفی در سال 310 ه کذاب است و از کسانی که خلق نشده اند روایت می آند.

47- احمد بن داود، پسر خواهر عبد الرزاق، ازدروغگوترین افراد است و عموم احادیثش نادرست است.

48- احمد بن داود بن عبد الغفار حرانی، کذاب و حدیث ساز است.

49- احمد بن سلیمان قرشی، متورک الحدیث و کذاب است.

50- احمدبن سلیمان (ابی سلیمان) ابو جعفر قواریری بغدادی که ابو الفتح حتفظ درباره اش گفته است: کذاب است به حمادبن سلمه دروغ نسبت می داده است و خطیب گفته است: دروغ این شیخ آشکار است، و نمی شود روایتش را از راه عروض سهو و خیال و اشتباه تصحیح و تعدیل کرد.

آنگاه شواهدی بر دروغگوئیش می آورد و می گوید: و در بعضی از چیزهائی که ذکر کردیم دلالت کافی ای بر بیان حال و دروغ آشکارش می باشد.

51- احمد بن صالح ابو جعفر شموس مصری، نزیل مکه، کذاب و حدیث ساز و گزاف گواست.

52- احمد بن طاهر بن حرمله مصری، متوفی در سال 292 ه کذاب است.

از جدش، از شافعی، حکایت دروغی روایت کرده است.او دروغگوترین مردم است.در حدیث رسول خدا، هنگام روایت دروغ می گفته و از مردم که چیزی نقل

ص: 20

می کرده آمیخته با دروغ بوده است.

53- احمد عبد الجبار کوفی، متوفی در سال 271 یا 272 کذاب است.

54- احمد بن عبد الرحمن بن الجارود و الرقی کذاب و حدیث ساز است.

55- احمد بن عبد الله الشاشی کذاب است.

56- احمد عبد الله هیثمی مودب ابو جعفر، متوفی در سال 271 حدیث می ساخته است.

57- احمد بن عبد الله شیبانی، ابو علی جویباری کذاب و حدیث ساز است.

بیهقی گفته است: من کاملا او را می شناسم که به نام رسول خدا، حدیث ساخته و بیش از هزار حدیث به نام آن حضرت ساخته است و از حاکم شنیدم که می گفت: این مردم، کذاب و خبیث است احادیث زیادی در فضائل عمرها ساخته و به هیچوجه جائز نیست از او روایت کردن.

سیوطی گفته است: او هزاران حدیث به نفع کرامتیه ساخته است و ابن حبان گفته است: دروغگویان است و از ائمه هزاران حدیثی که انها نگفته بودند روایت کرده است.و حافظ سری گفته است: او و محمد بن تمیم و محمد بن عکاشه، ده هزار حدیث ساخته اند.

58- احمد بن عبد الله ابو بکر ضریر، خطیب در تاریخ بغداد، جلد 4 صفحه 232 با اسنادش از انس از رسول خدا آورده است که: جبرئیل پیشم آمد در حالی

ص: 21

که قبا و کفش سیاهی پوشیده و کمر بندی بسته داشت و گفت:" ای محمد این طرز لباس پوشیدن پسر عموهایت بعد از تو می باشد " آنگاه گفته ایت: این حدیث دروغ است تمام اسناد آن ثقه هستند مگر ضریر و این دروغ از ناحیه اوست.

59- احمد بن عبد الله بن محمد ابو الحسن بکری، کذاب ودرزغ ساز است و داستان هائی که هرگز وجود نداشته بافته است، چقدر او نادان و بی حیا، بوده است.

60- احمد بن عبد الله ابو عبد الرحمن فاریاناتی، حدیث ساز مشهوری بوده است.

61- احمد بن عبد الله ابو العزبن کادش، متوفی در سال 556 ه از کسانی است که به کذب و دروغسازی شهرت دارد.به گفته امثال او احتیاج نمی شود کرد و بزرگان در باره او مطالبی گفته اند.ابن عساکر گفته است که: ابو العز برایم گفته است: شنیدم که مردی در حق علی حدیثی ساخته و لذا من هم در حق ابو بکر حدیثی ساختم، ترا بخدا آیا کار بدی کردم؟!

62- احمد بن عصمت نیشابوری، متهم به وضع و دروغ و هلاک شونده است.حدیث ساختگی روایت کرده که همان آفت اوست.

امینی می گوید: خبر ساختگیش در ضمن اخبار موضوعه خواهد آمد.

63- احمد بن علی بن احمد بن صبیح، زیاد دروغ می گفته و در حدود سال های 520 ه می زیسته است.

64- احمد بن علی بن حسن بن شفیق ابو بکر مروزی، حدیث می ساخته است.

65- احمد بن علی بن حسن بن منصور اسد آبادی مقری، وارد دمشق شد و در آن

ص: 22

حدیث گفت: او شیخ دروغگوئی بود.آنچه را که نشنیده بود ادعا می کرد.

66- احمد بن علی بن سلیمان (سلیمان) مروزی، متروک و حدیث ساز است.

67- احمد بن عیسی عسکری، متوفی در سال 243 ه کذاب است.

68- احمد بن عیسی لخمی، متوفی درسال 273 ه که ابن طاهر او را کذاب دانسته است.

69- احمد بن عیسی هاشمی، کذاب است.

70- احمد بن عیسی خشاب تنیسی، متوفی در سال 293 ه کذاب و حدیث ساز است.با احادیث ساخنگی حدیث می کرده است.

71- احمدبن فرج ابو عتبه حجازی، متوفی در سال 271 ه کذاب و گفتارش غیر مسموع است.

72- احمد بن محمد بن محمد ابو الفتوح غزالی طوسی واعظ مشهور، متوفی دی سال 520 ه برادر حجه الاسلام ابی حامد غزالی، حدیث می ساخته و بیشتر گفتارش آمیخته با دروغ و احادیث ساختگی بوده و نسبت به شیطان تعصب داشته و معذورش می داشته است.

73- احمد بن محمد بن حجاج بن رشدین ابو جعفر مصری، متوفی در سال 292 ه از حفاظ حدیث بوده، ولی دروغ می گفته و نسبت به شیوخش احادیث دروغ نسبت می داده است، او با ضعف و معرفت کمی که داشته حدیثش نوشته می شده است.ابن عدی گفته است: او را تکذیب کرده و چیز هائی را بر او انکار نموده اند

ص: 23

و خانواده " رشدین " از احمد تا " رشدین " به ضعف در حدیث اختصاص یافته اند.

74- احمد بن محمد بن حرب لخمی جرجانی، تعمد در کذب و حدیث سازی داشته است.

75- احمد بن محمد بن حسن مقری، متوفی در سال 380 ه کذاب است و در حدیث مورد اعتماد نیست، اما تظاهر به عبادت و شایستگی می کرده است.

76- احمد بن محمد بن الصلت بن المغلس ابو العباس حمانی، متوفی در سال 302 یا 308 ه حدیث ساز است.و در میان دروغگویان کم حیا تر از او نیست و در مناقب ابی حنیفه احادیث باطله نوشته که همه آنها، ساختگی است و از ثقات اخباری را نقل کرده که همه آنها دروغ است.

77- احمد بن محمد بن علی ابو عبد الله صیرفی معروف به ابن الابنوسی، متوفی در سال 394 ه از کسانی است که تعمد در کذب داشته است.

78- احمد بن محمد بن علی بن حسن بن شقیق مروزی، حدیث ساز بوده است.

79- احمد بن محمد بن عمر ابو سهل حنفی یمانی، نزیل بغداد، کذاب و حدیث ساز و متروک الحدیث است.المطرز گفته است: از او پانصدحدیث که پیش مردم اثری از آنها نبوده نوشته ام.

ص: 24

80- احمد بن محمد بن عمرو ابو بشر کندی مروزی، نزیل بغداد، متوفی در سال 323 ه فقیه خوبی در سنت و در رد بر اهل بدعت و محدث شیرین زبانی بوده، اما از پدرش و از دیگران حدیث می ساخته و دروغ می گفته و به نام افرادمورد اعتماد حدیث جعل می کرده و برایش از نسخه های ساخته شده بهره زیادی است.

ابن حبان گفته است: او از کسانی است که متن ها می ساخته و سندها را زیر و بالا می کرده و لذا سزاوار است که حدیثش ترک شود او بیش از ده هزار حدیث به نام ثقات پائین بالا کرده که من از آنها بیش از سه هزار حدیث که شکی در پائین بالا کردن آنها ندارم، نوشته ام.

و دار قطنی گفته است: او حدیث ساز، شیرین زبان و حافظ بوده است و در شذرات الذهب جلد 2 صفحه 298 آمده است که: او با آنکه محدث و امام و پاسخگوی اهل بدعت ها بوده یکی از حدیث سازان است.

81- احمد بن محمد بن غالب باهلی ابو عبد الله، متوفی، در سال 275 ه غلام خلیل از بزرگان زهاد در بغداد وکذاب و دروغ ساز بوده است!!.

حافظ ابن عدی گفته است: از ابی عبد الله نهاوندی در حران مجلس ابی عروبه شنیدم که می گفت: به غلام خلیل گفتم: این چه احادیث رقیقی است که شما حدیث می کنید؟ گفت: اینها را به خاطر نرم کردن دل های مردم ساخته ام!!

ابو داود سجستانی، دروغ کسی را مانند: کدیمی و غلام خلیل آشکار نکرده.او در باره احادیثی که کدیمی نقل کرده گفته است: آنها دروغند و در باره غلام خلیل گفته است: صاحب الزنج دجال بصره بوده و می ترسم که غلام خلیل دجال بغداد باشد، آنگاه گفته است: احادیثش بر من عرضه شد چهار صد حدیثش از لحاظ سند و متن دروغ بوده است.

ص: 25

امینی می گوید: جای بسی شگفتی است، مردی که سیره و شرح حالش چنین است با مرگش بازارهای " مدینه السلام " بسته و جنازه اش به بصره حمل و در آن جا دفن گردید و قبه و بارگاهی روی آن بنا کردند، چنانکه در تاریخ بغداد و المنتظم ابن جوزی آمده است.

82- احمد بن محمد بن فضل قیسی، حدیث ساز بوده است.ابن حبان گفته است: به قریه اش رفتم در حدود پانصدحدیث از او نوشتم که همه آنها ساخته شده بود.تا اینکه می گوید: و شایداین شیخ، بنام پیشوایان پسندیده بیش از سه هزار حدیث ساخته است.

83- احمد بن محمد بن مالک، حدیث ساز بوده است.

84- احمد بن محمد بن مصعب، یکی از سازندگان حدیث بوده است.

85- احمد بن محمد بن هارون ابو جعفر برقی، کذاب و جعال در حدیث بوده است.

86- احمد بن مروان دینوری مالکی، متوفی در سال 333 ه دار قطنی در " غرائب مالک " گفته است: او حدیث ساز بوده است.

87- احمد بن منصور ابو السعادات ملحد و کذاب است و از جمله ساخته هایش حدیثی است که در آن می گوید: در برابر خدا لوحی است که در آن اسم های کسانی است که صورت و رویت و کیفیت (خدا) را اثبات می کنند و فرشتگان نیز بوجود آنها مباهات می نمایند.

ص: 26

88- احمد بن موسی ابو الحسن بن ابی عمران جرجانی فرضی، متوفی بعد از سال 368 ه یکی از حفاظ و کذاب و حدیث ساز بوده سندها را با متن ها ترکیب می کرده روایات نادرست را از شیوخ گمنام و ناشناخته که از آنها پیروی شود نقل کرده است واز این رو او را تکذیب کرده اند.

89- احمد بن یعقوب بن عبد الجبار اموی مروانی جرجانی، متوفی در سال 367 ه حدیث ساز بوده و احادیث موضوعه که نقل آنها جائز نیست روایت کرده است.

90- اسباط ابو الیسع بصری که یحیی بن معین او را تکذیب کرده است.

91- اسحاق بن ابراهیم طبری، کذاب است از اوچیزی نوشته نمی شود، از ثقات روایات ساختگی نقل کرده است.

92- اسحاق بن ابراهیم واسطی، مودب، که ابن عدی وازدی او را تکذیب کرده اند.

93- اسحاق بن ادریس اسواری بصری ابو یعقوب، کذاب و حدیث ساز است مردم او را ترک کرده اند.

94- اسحاق بن بشر بخاری ابو حذیفه، متوفی در سال 206 ه اتفاق دارند که او کذاب و حدیث ساز بوده روا نیست حدیث او را نقل کردن مگر بر سبیل تعجب.

95- اسحاق بن بشر بن مقاتل کاهلی ابو یعقوب، متوفی در سال 228 ه کذاب و حدیث ساز بوده است.

ص: 27

و در جلد دوم " اللئام المصنوعه " صفحه 90- 73- 72 گفته است که او به اتفاق، کذاب و حدیث ساز است.

96- اسحاق بن عبد الله اموی، غلام آل عثمان بن عفان، متوفی در سال 144 ه کذاب است و فراموشی در حفظو نقل حدیث دارد، سندها را پائین و بالا می کند و برای مراسیل سند درست می کند و سلسله سند را پیامبر اکرم می رساند.

97- اسحاق بن محمشاذ، کذاب است و به نفع مذهب " کرامیه " حدیث می ساخته و کتابی در باره فضائل محمد بن کرام (رهبر کرامیه) نوشته است که همه اش دروغ و ساختگی است.

98- اسحاق ناصح، از دروغگو ترین افراد است، با رای ابی حنیفه از پیامبر اکرم و ابن سیرین حدیث می کرده است.

99- اسحاق بن نجیح ملطی ازدی دجال و دروغگو ترین مردم، دشمن خدا و مرد پلید و حدیث ساز بوده است.

100- اسحاق بن وهب طهرمسی، کذاب و متروک الحدیث است و آشکارا حدیث می ساخته است.

101- اسد بن عمروا ابو المنذر جبلی، قاضی ز مصاحب ابی حنیفه، متوفی در سال 190 ه کذاب است، اعتباری به حرفش نیست او طبق مذهب ابی حنیفه حدیث می ساخته، ولی حدیثش آنان یکسان است.

ص: 28

102- اسماعیل بن ابان ابو اسحاق غنوی کوفی، متوفی درسال 210 ه کذاب و حدیث ساز است.

103- اسماعیل بن ابی اویس عبد الله مدنی، متوفی در سال 226 ه کذاب و حدیث دزد است.

104- اسماعیل بن ابی زیادشامی، کذاب و متروک الحدیث و حدیث ساز است.

105- اسماعیل بن اسحاق جرجانی، حدیث ساز بوده است.

106- اسماعیل بن بلال عثمانی دمیاطی، متوفی در سال 466 ه کذاب بوده است.

107- اسماعیل بم زریق بصری، کذاب است.

108- اسماعیل بن شروس ابوالمقدام صنعائی، حدیث ساز بوده است.

109- اسماعیل بن علی مثنی واعظ استر آبادی، متوفی در سال 448 ه کذاب پسر کذاب داستان های دروغ می گفته، متون ساختگی را با اسانید صحیحه ترکیب می کرده است.

110- اسماعیل بن محمد بن یوسف ابو هارون فلسطینی، از خانواده جبرئیل، کذاب و حدیث دزد است که به گفته هایش احتجاج نمی توان کرد.

ص: 29

111- اسماعیل بن محمد مسلمه ابو عثمان واعظ محتسب، که ابن ناصر در باره اش گفته است: حدیث ساخته و دروغ و راست به هم آمیخته است.

112- اسماعیل بن مسلم سکونی الیشکری، حدیث می ساخته است.

113- اسماعیل بن یحیی سیبانی شعری، کذاب است.

114- اسماعیل بن یحیی التمیمی، نوه ابی بکر صدیق، کذاب است و روایت از او روا نیست، او را رکنی از ارکان دروغ و حدیث ساز است، عموم چیز هائی که روایت کرده نادرست است او بر مالک و ثوری و دیگران روایات دروغ نسبت داده و از افراد مورد اعتماد چیزهائی که مورد قبول نبوده روایت کرده است.

115- اسید بن زید بن نجیح ابو محمد جمال، متوفی در سال های قبل از 220 ه کذاب و متروک الحدیث است.او حدیث های دروغ می ساخته و عموم چیز هائیکه روایت کرده، مورد پیروی قرارنگرفته است.

116- اشعث بن سعید بصری ابو الربیع سمان، مورد اطمینان نیست.ضعیف و متروک الحدیث است.هشتم گفته است: او دروغ می گفته است.

117- اصیغ بن خلیل قرطبی مالکی، متوفی در سال 272 ه حدیثی در ترک

ص: 30

بالا بردن دست ها ساخته و مردم بر دروغش آگاه گردید ند، از احمد بن خالد نقل شده که: او تصمیم بر کذب بر رسول خدا نداشته، تنها نظرش این بوده که: مذهبش را تایید کند.(دراین توجیه دقت کن آنگاه بخند و یا گریه کن.)

118- اصرام بن حوشب ابو هاشم، که جوزی در سال 202 ه از او مطالبی نوشته است، کذاب و خبیث و دروغ پرداز بر افراد مورد اعتماد است.

119- ایوب بن خوط ابو امیه بصری حبطی، متروک الحدیث است.

120- ایوب بن سیار زهری مدنی، که نسائی در باره اش گفته است: او از دروغگویان است و ابن حبان است: سندهارا زیر و بالا می کرده و برای مراسیل سند درست می کرده است.

121- ایوب بن محمد ابو میمون الصوری، کذاب است.

122- ایوب بن مدرک ابو عمر و حنفی یمامی، کذاب است و اعتنائی به او نمی شود.از مکحول نسخه موضوعه ای را روایت کرده است.

حرف (باء)

123- باذام ابو صالح تابعی، کذاب و متروک الحدیث است.از کلبی نقل شده که ابو صالح گفته است: هرچه که برایت کردم، دروغ بوده است.

ص: 31

124- برکه بن محمد حلبی کذاب دزد و حدیث ساز است.

125- محمد بن بریه ابو القاسم البیع، کذاب و درزغ ساز است روایات عوضی نقل می کند.دارای کتابی است که احادیثش ساختگی و نادرست و از لحاظ متن جدا ناپسند است.

126- بشر بن ابراهیم ابو سعید قرشی انصاری دمشقی ساکن بصره از کسانی است که به نام ثقات حدیث می ساخته و احادیث موضوعه ای آورده که در مورد پیروی قرار نگرفته است.

127- بشر (بشار) بن ابراهیم بصری، ابو عمر و مفلوج، کذاب و حدیث ساز بر ثقات است.

128- بشر بن حسین اصفهانی، کذاب است، و بر زبیردروغ بسته و دارای نسخه موضوعه ای است که حدود صد و پنجاه حدیث دارد.

129- بشر بن رافع حارثی، پسرعم ابی هریره، حدیث ساز بوده و مطالب عجیب و غریبی می ساخته که حتی کسانی که حدیث شناسی کار آنها نبوده، تسخیص می داند که آنها ساختگی است و گویا که او تعهد در این کار داشته است.و ابن حبان گفته است: او چیزهائی عمدا می ساخته است.

130- بشر بن عبید الدارسی کذاب است.

ص: 32

131- بشر بن عون شامی، پیش او نسخه ای بوده که در حدود صد حدیث ساختگی در آن بوده است.

132- بشر بن نمیر بصری، متوفی در سال 238 ه رکنی از ارکان دروغ و کذاب ز حدیث ساز بوده و عموم چیزهائی که روایت کرده، قابل پیروی نیست.

133- بکر بن زیاد باهلی، دجال و حدیث سازاست.

134- بکر بن عبد الله شردود صنعائی، کذاب است و سندها را پائین و بالا می- کرده و مراسیل را بالا می برده و برای آنها سند درست می کرده است.

135- بکر بن مختار صائغ، کذاب است روایت از او روا نیست.

136- بندار بن عمر بن محمد ابو سعید تمیمی روایانی، نزیل دمشق کذاب است.

137- پهلوان بن شهر مزان ابو البشر یزدی، متوفی در قرن ششم کذاب است.

حروف (جیم)

138- جابر بن عبد الله یمامی عقیلی، کذاب و نادان و نفهم است ابن شاذویه گفته است: در بخارا سه نفر از دروغگویان را دیدم که عبارت بودند از: محمد بن تیمیم، حین بن شبل و جابر یمامی.

139- جارود بن یزید ابو علی عامری، متوفی در سال 253 ه کذاب و متروک

ص: 33

الحدیث است، دروغ می گفته و حدیث ساز بوده است.

140- جبابره بن المغلس ابو محمد حمانی، متوفی در سال 241 ه که یحیی گفته است: او کذاب است.

141- جراح بن منهال ابو العطوف الجزری، در سال 168 ه حدیثش نادرست و متروک است.او در حدیث دروزغ می گفته و شراب می خورده است.

142- جریر بن ایوب بجلی کوفی، که ابو نعیم گفته است: او حدیث ساز بوده است.

143- جریر بن زیاد طائی است.

144- جعفر بن ابان، حدیث می ساخته است.

145- جعفر بن زبیر حنفی دمشقی بصری، متوفی بعد از سال 140 ه که " شعبه " او را تکذیب کرده و " غندر " گفته است: شعبه را دیدم سوار بر الاغی بود و به من گفت: می روم تا علیه جعفر بن زبیر که چهار صد حدیث به نام رسول خدا ساخته است، اقدام نمایم، ولی او در عبادت کوشا بوده است.

146- جعفر بن عبد الواحد هاشمی، متوفی در سال 258 ه از حفاظ حدیث و کذاب و حدیث ساز و حدیث دزد بوده و احادیثی روایت می کرده که لصلی نداشته است.

ص: 34

147- جعفر بن علی بن سهل، حافظ ابو محمد دوری دقاق، متوفی درسال 330 ه، کذاب و فاسق است.

148- جعفر بن محمد بن علی، که حافظ ابن عدی از او روایت می کند و در حقش گفته است: او حدیث ساز است.

149- جعفر بن محمد بن فضل ابو القاسم دقاق مصری، شهیر بن ابن المارستانی، متوفی در سال 287 ه که دار قطنی و صویری او را تکذیب کرده اند.

حرف (حاء)

150- حارث بن عبد الرحمن بن سعد مثنی دمشقی، غلام مروان بن حکم، یا غلام ابی الجلال کذاب است.

151- حامد بن آدم مروزی، کذاب است و ازکسانی است که مشهور به وضع حدیث است.

152- حباب بن حنبله دقاق، کذاب است.

153- حبیب بن ابی حبیب ابو محمد مصری، متوفی در 218 ه کاتب مالک بوده، ولی حدیث ساز و از دروغگو ترین افراد است و حدیث هایش همه ساختگی است.

154- حبیب بن ابی حبیب خرططی مروزی، کذاب و به نام ثقات حدیث

ص: 35

می ساخته است.

155- حبیب بن جحدر، که احمد و یحیی او را تکذیب کرده اند.

156- حرب بن میمون عبدی ابو عبد الرحمن بصری مجتهد و عابد، ولی از دروغگو ترین افراد است و در سال صد و هشتاد و چند فوت کرده است.

157- حسان بن غالب مصری، اخبار را دگرگون می کرده و از افراد مورد اعتماد مطالبی را روایت می نموده که جز بر سبیل اعتبار نقل آنها روا نیست او از مالک احادیث ساختگی نقل کرده است.

158- حسن ین حسین بن عاصم هسنجانی، که محمد بن ایوب گفته است: ما و علی بن شهاب شکی در باره اینکه او کذاب است، نداریم.

159- حسن بن دینار ابو سعید تمیمی، کذاب است و مورد اعتماد نیست؟

160- حسن بن زیاد ابو علی لولوی، کوفی، متوفی در سال 204 ه که یکی از فقهاء، اصحاب ابی حنیفه بوده کذاب و خبیث و متروک الحدیث و غیر مورد اعتماد و غیر مامون است و ابن کثیر در نهایه ج جلد 5 صفحه 354 گفته است: بسیاری از ائمه او را ترک کرده و تصریح به دروغگوئیش نموده اند.

161- حسن بن شبل کرمینی بخاری، شیخ کذاب و از جمله کسانی است که حدیث می ساخته است.

ص: 36

162- حسن بن عثمان، ابو سعید تستری، کذاب و حدیث ساز است.

163- حسن بن طیب بلخی، متوفی در سال 307 ه خبری را که نشنیده بوده حدیث می کرده است.

از " مطین " نقل شده که گفته است: او کذاب و حدیث دزد بوده است.

164- حسن بن علی اهوازی ابو علی، متوفی در سال 446 ه در حدیث و قرائت کذاب است او از دروغگو ترین افراد است.کتابی تصنیف کرده در آن احادیث ساختگی و چیزهای فضیحت آور نقل کرده است.

165- حسن بن علی ابو علی نخعی، معروف به ابی الاشنان، که ابن عدی گفته است: او را در بغداد دیدم که دروغ های فاحش می گفت و از مردمی که ندیده بود، حدیث می کرد و احادیثی را که اختصاص به قومی داشته، به دیگران می چسبانده است.

166- حسن بن علی بن زکریا ابو سعید عدوی بصری، متوفی در سال 317 یا 318و یا 319 ه شیخ کم حیا و کذاب و تهمت زننده است و به نام رسول خدا حدیث می ساخته و دزدی حدیث می کرده و آن را به دیگران نسبت می داده و از مردمی که نمی شناخته، حدیث می کرده و بر رسول خدا دروغ نسبت می داده است، ابن حبان گفته است: شاید او از ثقات بیش از هزار حدیث ساختگی نقل کرده است.

167- حسن بن علی بن عیسی ازدی معانی، حدیث ساز است، از مالک

ص: 37

احادیث موضوعه روایت کرده است.

168- حسن بن عماره بن مضروب، ابو محمد کوفی، متوفی در سال 153 ه فقیه بزرگ و کذاب و متروک الحدیث و حدیث ساز بوده است.شعبه گفته است:هر کس می خواهد به دروغگو ترین افرادبنگرد، به حسن بن عماره نگاه کند.

169- حسن بن عمر و بن سیف عبدی، کذاب و متروک الحدیث است.

170- حسن بن غالب ابو علی تمیمی، معروف به ابن مبارک مقری، متوفی در سال 458 که سمرقندی گفته است: او کذاب است.

171- حسن بن غفیر مصری عطار، کذاب و حدیث ساز است.

172- حسن بن محمد ابو علی کرمانی شرقی، متوفی در سال 495 ه در راه طلب حدیث مسافرت کرده وهمت در جمع آن داشته و از افراد زیادی حدیث شنیده و در او عبارت و دین و زهد بوده و نماز شب می خواند، لیکن چیزهائی را که نشنیده نیز روایت کرده، در نتیجه شنیده هایش را فاسد کرده است و مو"تمن ابو نصر، در باره اش می گفت: او کذاب است.

173- حسن بن یزید موذن بغدادی، حدیثش مورد انکار است سندها را دگرگون می کرده و از افراد مورد اعتماد چیز هائی نقل می کرده که شیبه به احادیث اهل صدق نبوده است.

174- حسن بن واصل کذاب است.و گفته شده که فرزند پول است.

ص: 38

175- حسین بن ابراهیم کذاب و دجال و حدیث ساز است، او احادیث نمازهای شب ها وروزها را ساخته است.

176- حسین بن ابی السری " متوکل " عسقلانی، متوفی در سال 240 ه کذاب است.

177- حسین بن حمید بن ربیع کوفی خزار متوفی در سال 282 ه کذاب پسر کذاب پسر کذاب است.

178- حسین بن داود ابو علی بلخی، متوفی در سال 282 ه حدیث ساز است و مورد اعتماد نیست، حدیثش ساختگی است.او از یزید بن هارون از حمید بن انس نسخه ای را روایت کرده که اکثرش ساختگی است.

179- حسین بن عبد الله بن ضمیره حمیری، کذاب و متروک الحدیث است.گفتارش ارزش ندارد.و با هیچ غیر ثقه و غیر مامونی برابر نیست.

180- حسین بن عبید الله (عبد الله) عجلی ابو علی، به نام افراد مورد اعتماد حدیث می ساخته است.

181- حسین بن علون بن قدامه ابو علی، در بغداد سنه 200 ه حدیث می گفته، اما کذاب وخبیث ساز بوده است.

ص: 39

182- حسین بن فرج خیاط، کذاب و حدیث دزد بوده است.

183- حسین بن قیس، ملقب به حنش کذاب است.احادیثش جدا نادرست است و نباید حدیثش نوشته شود.

184- حسین بن محمد ابو عبد الله خالع بغدادی، متوفی در سال 422 ه که ابو الفتح صواف مصری گفته است: من در بغداد ازکسانی که گفته می شد دروغگو هستند، چیزی ننوشته ام مگر از چهار نفر که یکی از آنها عبد الله خالع بوده است.

185- حسین بن محمد بزی، متوفی در سال 423 ه کذاب است.و یکی از مشایخ دروغگوی بغداد بوده است.

186- حصن بن عمر ابو عمر احمسی کوفی، کذاب منکر الحدیث و گفتارش پوچ است.

187- حفص بن سلیمان ابو عمر اسدی بزار، متوفی در سال 180 ه و گفته شده نزدیک به 190 ه فوت کرده است.او حفص بن ابی داود قاری، نزیل بغداد است که کذاب و متروک الحدیث و حدیث ساز و باطل گو است.و ابو حاتم گفته است او