آينه داران غدير

مشخصات كتاب

شماره كتابشناسي ملي: ايران
سرشناسه: حسيني، اكرم‌السادات
عنوان و نام پديدآور: غدير: هجرت، بيعت، و روايت بانوان/اكرم‌السادات حسيني
منشا مقاله: بانوان شيعه،ش ۱۳، ۱۴، پاييز و زمستان ۱۳۸۶: ص ۲۴۷ - ۲۷۵
توصيفگر: علي‌بن ابي‌طالب (ع)، امام اول، ۲۳ قبل از هجرت - ۴۰ ق.
توصيفگر: زنان
توصيفگر: محدثان
توصيفگر: قديسان
توصيفگر: فعاليت‌هاي اجتماعي/آينه داران غدير
توصيفگر: غدير خم
توصيفگر: امامت
توصيفگر: بيعت
توصيفگر: هجرت پيامبر
توصيفگر: آيات
توصيفگر: احاديث‌

زنان راوي غدير

اشاره

شواهد موجود در كتب تاريخي گوياي اين حقيقت است كه پيامبر اكرم(ص) از آغاز رسالت‌با رويكرد عمده زنان به آيين توحيدي روبرو شد. اولين پذيرنده اسلام (خديجه)، [1] اولين شهيده (سميه) [2] و بانواني كه از سابقين و مهاجران شمرده مي‌شدند [3] نمونه روشني از مشاركت زنان در عرصه‌هاي اجتماعي را به نمايش مي‌گذارند.
حضور زنان در حجة الوداع بارزترين و ماندگارترين نوع شركت در صحنه‌هاي اجتماعي است. اخبار فراواني كه به وسيله راويان زن از اين مراسم عظيم نقل شده، گوياي تلاش گسترده زنان در پاسداري از اين ميراث مقدس است. دستاوردهاي بانوان در عرصه اخبار غدير به دو گروه عمده تقسيم مي‌شود:

اخبار زنان صحابي

در سال دهم هجري، با اعلام پيامبر(ص)، مؤمنان بسياري از شهرهاي مختلف به سوي مدينه روان شده، در حومه شهر مسكن گزيدند و به انتظار موسم حج نشستند؛ حجي كه بعدها به حجة‌الوداع، حجة‌الاسلام، حجة‌البلاغ، حجة‌الكمال، حجة‌التمام شهرت يافت. پيامبر اكرم(ص) روز شنبه، پنج‌يا شش روز قبل از آغاز ذي‌حجة، از مدينه حركت كرد. در اين سفر همه زنان و اهل بيت پيامبر با وي همراه بودند. [25] گروهي از اين بانوان حديث غدير را نقل كرده‌اند؛ كه نام و روايتشان چنين‌است:
1. حضرت زهرا(س)
حضرت فاطمه زهرا(س) يگانه يادگار رسول اكرم(ص) است، كه همچون ديگر اهل بيت(عليهم السلام) بارها به يادآوري واقعه غدير پرداخت. نگاهي به سخنان آن بزرگوار جايگاه وي در عرصه اخبار غدير را آشكار مي‌سازد:
گروهي از انصار، براي توجيه خطاي خويش، به ايشان گفتند: اگر مطالب شما را قبل از بيعت با ديگران مي‌شنيديم با غير علي بيعت نمي‌كرديم. حضرت فرمود:
آيا پدرم در روز غدير براي كسي جاي عذر باقي گذاشت؟ [26] و نيز در جواب محمود بن‌لبيد كه پرسيده بود: آيا از سخنان پيامبر دليلي بر امامت علي داريد؟
فرمود: شگفتا، آيا روز غدير را فراموش كرديد؟!
محمود بن‌لبيد گفت: آن روز چنان بود ولي از آنچه به شخص شما اشاره شده، بگوييد.
حضرت فرمود: خدا را شاهد مي‌گيرم، شنيدم [پيامبر] فرمود: علي بهترين كسي است كه در ميان شما جانشين خود قرار مي‌دهم. علي(ع) امام و جانشين بعد از من است و دو فرزندم حسن و حسين و نه تن از فرزندان حسين امامان نيك‌اند. اگر از آنان اطاعت كنيد، شما را هدايت‌خواهند كرد و اگر با آنان مخالفت ورزيد، تا قيامت اختلاف در ميان شما حاكم خواهد بود. [27].
روايتي با سند بسيار دقيق و مشهور بيان مي‌دارد كه دختر بزرگوار پيامبر حديث غدير را چنين بيان فرمود:
قال رسول الله(ص): «من كنت وليه فعلي وليه و من كنت امامه فعلي امامه.» [25].
رسول خدا(ص) فرمود: هر كه من سرپرست اويم علي سرپرست اوست و هر كه من امام او هستم علي امام اوست. احتجاجي از فاطمه زهرا به وسيله چند تن از زنان به اين صورت روايت‌شده است:
قالت: انسيتم قول رسول الله(ص) يوم غدير خم، من كنت مولاه فعلي مولاه و قوله: انت مني بمنزلة هارون من موسي عليهما السلام. [26].
آيا سخن رسول خدا(ص) در روز غدير خم را فراموش كرده‌ايد، كه فرمود: هر كه من مولاي او هستم علي مولاي اوست و آيا سخنش را فراموش كرده‌ايد كه فرمود: تو نسبت‌به من مانند هارون نسبت‌به موسي هستي. حضرت فاطمه زهرا(س) عمر خويش را در راه اثبات ولايت اميرمؤمنان به انصار و مهاجرين صرف نمود و سرانجام نيز در همين راه به شهادت رسيد و سيده شهيدان ولايت نام گرفت.
2. ام‌سلمه
حضور زنان پيامبر، از جمله ام‌سلمه [27] در مراسم غدير، در كتب مختلف مورد تاكيد قرار گرفته است. [25] صاحب روضة‌الصفا مي‌گويد: «چون حضرت رسول خدا(ص) در غدير خم حديث «من كنت مولاه فعلي مولاه» در شان اميرمؤمنان فرمود پس از منبر فرود آمد و در خيمه خاص خود نشست و فرمود كه اميرمؤمنان در خيمه ديگر بنشيند بعد از آن طبقات خلائق را فرمود تا به خيمه علي(رض) رفتند و زبان به تهنيت علي(ع) گشادند. چون مردم از اين امر فارغ شدند امهات مؤمنين به فرموده آن حضرت نزد علي رفتند و او را تهنيت دادند». [26].
ام‌سلمه يكي از دو زن پيامبر(ص) است كه حديث غدير را روايت كرده است. او ماجراي غدير را چنين باز مي‌گويد:
اخذ رسول الله(ص) بيد علي بغدير خم فرفعها حتي راينا بياض ابطيه فقال «من كنت مولاه فعلي مولاه» ثم قال «ايها الناس اني مخلف فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي و لن يفترقا حتي يردا علي الحوض». [27].
در غدير خم رسول خدا(ص) دست علي(ع) را بالا برد، تا آنجا كه سفيدي زير بغلش را ديديم، آنگاه فرمود: هر كه من مولاي او هستم پس علي مولاي اوست.
بعد فرمود: اي مردم، من دو چيز گرانبها در ميان شما بر جاي مي‌گذارم كتاب خدا و عترتم. اين دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا وقتي در حوض به من برگردند.
ام‌سلمه از معدود كساني است كه بعد از وفات نبي اكرم(ص) در خط ولايت اميرمؤمنان باقي ماند. او به فرزنش چنين وصيت كرد. «يا بني الزمه فلا و الله ما رايت‌بعد نبيك صلي الله عليه و آله اماما غيره»؛ پسركم، همراهش [علي] باش. به خدا قسم، بعد از پيامبرت امامي غير او نديدم. [25] ام‌سلمه روايات ديگري نيز، در باره اميرمؤمنان، از پيامبر اكرم(ص) نقل كرده است. [26].
3. اسماء بنت عميس
او به دليل تقرب به اهل بيت روايات فراواني نقل كرده است؛ تنها حدود شصت روايت از پيامبر اكرم(ص) دارد كه بسياري از آنها در منزلت اميرمؤمنان است. [27] اسماء از سابقين در اسلام است و از جمله افرادي است كه قبل از آنكه مردم در خانه ارقم ايمان بياورند به همراه همسرش جعفر به خدمت پيامبر آمد و اسلام اختيار نمود و به همراه جعفر به حبشه مهاجرت كرد. بعد از شهادت جعفر طيار به عقد ابوبكر در آمد و از وي صاحب (محمد) شد در آن زمان كه همسر خليفه دوم بود توطئه قتل وصي پيامبر(ص) را با هوشياري و ايثار تمام خنثي نمود. وي همواره از محبان و ملازمان فاطمه زهرا(س) بود او بعد از شهادت حضرت فاطمه(س) از جمله زنان علي(ع) شد. فرزندش محمد را چنان تربيت كرد كه از مريدان و مخلصان اميرمؤمنان شد. زماني كه در حجة‌الوداع شركت جست همسر ابوبكر بود. و محمد بن‌ابي‌بكر نيز در مسير حجة‌الوداع متولد شد. ابن‌عقده در كتاب ولايت‌حديث غدير را از او روايت كرده است. [25] اسماء همچنين از راويان حديث ردالشمس [26] به شمار مي‌رود.
4. ام‌هاني بنت ابي‌طالب (سلام‌الله عليهما)
او فاخته نام دارد [27] و خواهر اميرمؤمنان(ع) است. ام‌هاني از راويان [25] و اصحاب [26] پيامبر اكرم بود پيامبر ضمن حديثي او را «يكي از بهترين مردم» خواند. [27] اين بانوي گرانقدر احاديثي چون ثقلين [25] و غدير را از پيامبر اكرم(ص) روايت كرده است. او در باره واقعه غدير مي‌گويد:
رسول خدا(ص) از حج‌بازگشت، تا در غدير خم فرود آمد، سپس برخاست و در گرماي سوزان چنين گفت: [اي مردم هر كه من مولاي او هستم، پس علي مولاي اوست. خدايا، هر كه او را دوست دارد، دوست‌بدار و هر كه با او دشمني كند، دشمن بدار؛ هر كه او را زبون سازد، زبون گردان و هر كه او را ياري كند، ياري كن]. [26].
5. عايشه دختر ابي‌بكر
او در شمار زنان پيامبر اكرم [27] و حاضران در حجة‌الوداع جاي داشت. در كتب مختلف اهل سنت روايت غدير از وي نقل شده است. ابن‌عقده در «حديث ولايت» روايت او را نيز ذكر مي‌كند. [25].
بررسي موضعگيريهاي وي و تطبيق آن با عملكرد ام‌سلمه همسر ديگر پيامبر گرامي كه در تاريخ از خود بر جاي نهاده و تحقيق در انگيزه‌ها، تعيين جهت‌گيريها و موقعيت‌هاي آن دو مي‌تواند براي بانواني كه امروز در مقابل امواج سهمگين و بنيانكن سياست‌بازي تبليغات رنگارنگ و هدفدار و شعارهاي برخاسته از مطامع نفساني و دنيوي دنياداران قرار دارند نمونه‌هايي تجربه شده و تاريخي و الگويي عملي و آكنده از راهكارهاي مذهبي و سياسي باشد.
6. فاطمه دختر حمزة بن‌عبدالمطلب
او از صحابه مشهور پيامبر(ص) است و ابن‌عقده و منصور رازي حديث غدير را از وي نقل كرده‌اند. [26].
7. همسر زيد بن‌ارقم
از جمله كساني كه حديث غدير را روايت كرده‌اند زيد بن‌ارقم و نيز همسر وي مي‌باشد علامه طباطبايي ضمن نام بردن از گروه كثيري كه روايت (من كنت مولاه فعلي مولاه) را نقل كرده‌اند به ايشان نيز اشاره مي‌كند. [27].

روايات زنان تابعي و..

در ميان روايات غدير روايتي با ده سند به چشم مي‌خورد كه همه راويانش زن هستند. نام اين بانوان چنين است:
1. الشيخة ام محمد زينب ابنة احمد بن‌عبدالرحيم المقدسيه.
2. فاطمه دختر امام موسي بن‌جعفر(ع)
3. زينب دختر امام موسي بن‌جعفر(ع)
4. ام‌كلثوم دختر امام موسي بن‌جعفر(ع)
5. فاطمه دختر جعفر بن‌محمد الصادق(ع)
6. فاطمه دختر محمد بن‌علي(ع)
7. فاطمه دختر علي بن‌الحسين(ع)
8. فاطمه دختر حسين بن‌علي(ع)
9. سكينه دختر حسين بن‌علي(ع)
10. ام‌كلثوم دختر فاطمه زهرا(س)
اين گروه از فاطمه‌زهرا(سلام‌الله‌عليها) نقل كرده‌اند كه حضرت فرمود:
«انسيتم قول رسول الله(ص) يوم غدير خم، من كنت مولاه فعلي مولاه و قوله انت مني بمنزلة هارون من موسي عليهما السلام.» [28].
آيا سخن رسول خدا(ص) در روز غدير را فراموش كرديد، كه فرمود: هر كه من مولاي او هستم علي مولاي اوست. و [آيا] گفتارش را [فراموش كرديد كه فرمود]: [اي علي،] جايگاه تو در برابر من مانند جايگاه هارون در برابر موسي است.
11. عايشه بنت‌سعد
عايشه بيشتر روايتهايش را از پدرش سعد [29] بن‌ابي وقاص نقل مي‌كند و نزد ابن‌حجر از راويان موثق به شمار مي‌رود. [30] او روايت غدير را، از زبان پدرش چنين بازگو مي‌كند:
«كنا مع رسول الله(ص) بطريق مكة و هو متوجه اليها (كذا في النسخ و الصحيح و هو: متوجه الي المدينه) فلما بلغ غدير خم وقف للناس ثم رد من تبعه و لحقه من تخلف فلما اجتمع الناس اليه قال: ايها الناس من وليكم؟ قالوا: الله و رسوله. ثلاثا ثم اخذ بيد علي فاقامه ثم قال «من كان الله و رسوله وليه فهذا وليه اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه». [31].
با رسول خدا در راه مكه بوديم و او به سوي مكه توجه داشت. (در نسخه‌هاي صحيح مي‌خوانيم كه به مدينه توجه داشت.) وقتي به غدير خم رسيد، ايستاد؛ آنان كه جلو بودند بازگشتند و آنان كه عقب مانده بودند، رسيدند. مردم پيرامونش گردآمدند و حضرت فرمود:
اي مردم، سرپرست‌شما كيست؟ حاضران سه بار گفتند: خدا و پيامبرش. آنگاه دست علي را بلند كرد و فرمود: هر كه خدا و رسول او سرپرستش هستند، اين سرپرست اوست. خدايا، هر كه او را دوست دارد، دوست‌بدار و آن كه با او دشمني مي‌ورزد، دشمن بدار.
عايشه بنت‌سعد حديث ديگري نيز از پدرش روايت كرده، كه ولايت علي(ع) را آشكار مي‌سازد:
«سمعت ابي يقول: سمعت رسول الله(ص) يوم الجحفه فاخذ بيد علي فخطب فحمد الله و اثني عليه ثم قال: ايها الناس اني وليكم قالوا صدقت‌يا رسول الله ثم اخذ بيد علي فرفعها فقال: هذا وليي و يؤدي عني ديني و انا موالي من والاه و معادي من عاداه.» [32].
شنيدم پدرم گفت كه، رسول خدا(ص) در روز جحفه دست علي(ع) را گرفت، سپس خطبه خواند، خداي را سپاس گفت، ستايش كرد و فرمود: اي مردم، من ولي شما هستم. گفتند: راست گفتي، اي رسول خدا(ص). سپس دست علي را گرفت و بالا برد و فرمود: اين جانشين من است و دين مرا ادا مي‌كند. من دوست‌دار كسي هستم كه او را دوست‌بدارد و دشمن كسي هستم كه با او دشمني ورزد.
12. دارميه حجونيه كنانيه
او از شيعيان معروف و بسيار مشهور حضرت اميرمؤمنان بوده به نحوي كه آوازه‌اش تا بدان حد پيچيده بود كه معاويه موقع ورود به مكه از وي سراغ گرفت اين موضوع خود به خوبي مي‌تواند نمايانگر فعاليتهاي مؤثر و ارزنده اين بانوي شيعه و محب اهل بيت‌باشد (ما تنها به آن بخش از سخنان وي كه مربوط به غدير مي‌شود مي‌پردازيم) [33] آنچه از گفتگوي او و معاويه بر جاي مانده است را زمخشري در كتاب «ربيع الابرار» چنين باز مي‌گويد:
سالي معاويه به حج رفت و از زني كه به نام دارميه حجونيه، كه سياه چهره و تنومند بود، سراغ گرفت وقتي او را نزد معاويه آوردند، پرسيد: اي دختر حام، چگونه‌اي؟
گفت: خوبم، حام نيستم، از قبيله بني‌كنانم.
گفت: راست گفتي، آيا مي‌داني چرا تو را فرا خواندم؟
- سبحان الله! من غيب نمي‌دانم.
- خواستم بپرسم چرا علي را دوست داري و با من دشمني مي‌ورزي؟
- آيا از پاسخ معافم مي‌داري؟
- نه.
- حال كه نمي‌پذيري مي‌گويم؛ من علي را به خاطر عدالتش و تقسيم يكسانش دوست داشتم و با تو دشمني مي‌ورزم چون با آن كه براي حكومت از تو سزاوارتر بود، جنگيدي و در پي چيزي برآمدي كه براي تو نيست. با علي دوستي ورزيدم به خاطر ولايتي كه رسول خدا(ص)، در روز غدير خم در مقابل چشم تو، براي او اقرار گرفت، به خاطر آنكه به بيچارگان محبت مي‌ورزيد و دينداران را بزرگ مي‌داشت و … [34].
13. حسنيه
او در خانه امام صادق(ع) پرورش يافته بود و از شاگردان مكتب وي شمرده مي‌شد. [35] حسنيه، با استعداد سرشارش، در مناظرات مختلف، كه توسط هارون‌الرشيد ترتيب داده مي‌شد، شركت جسته و از مقام ولايت دفاع مي‌كرد. در يكي از اين مناظره‌ها از فردي، كه ابراهيم خوانده مي‌شد، پرسيد: آيا در هيچ جاي تفاسير شما آمده است كه در حجة‌الوداع رسول خدا(ص) به امر پروردگار، در غدير خم، فرود آمده، اين آيه را: (يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالتك). با بيمناكي براي مردم تلاوت كرد و سپس آيه والله يعصمك من الناس نازل شد و [آيا در تفاسير شما آمده است كه پس از نزول «والله يعصمك من الناس» پيامبر خدا دست علي بن‌ابي‌طالب را گرفت؛ بر منبري، كه از جهاز شتر ساخته بودند، برآمد و گفت: من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله و العن من ظلمه. آنگاه، اين آيه نازل شد: «اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلام دينا.»
ابراهيم سر به زير افكند، حسنيه علماء را مخاطب ساخت و آنان را به جان هارون سوگند داد. حاضران، كه خود را در مقابل هارون‌الرشيد مي‌ديدند، لب به تاييد گشودند. ابو يوسف گفت: بيشتر صحابه و مفسران تصريح كرده‌اند كه اين آيه در باره علي بن‌ابي‌طالب نازل شده است و حديث من كنت مولاه فعلي مولاه نيز مشهود است.
حسنيه پرسيد در باره «انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة و يوتون الزكوة و هم راكعون» چه مي‌گوييد؟ ابو يوسف گفت: به اجماع امت در باره علي بن‌ابي‌طالب است.
آنگاه حسنيه با شگفتي پرسيد: … احكام و نصوص الهي را وا مي‌نهيد و بيعت روز غدير را ناديده مي‌گيريد؟! [36].
14. عميرة بنت‌سعد بن‌مالك
او نيز از تابعين شمرده مي‌شود. عميره، اهل مدينه و خواهر سهل ام‌رفاعه ابن‌مبشر بود. او از راويان حديث غدير است و در سلسله سند حديث «مناشده» اميرمؤمنان(ع) قرار دارد.
15. ام‌المجتبي علويه
او حديث غدير را از عدي بن‌ثابت نقل كرده است و ابن‌عساكر در تاريخ خود از حديث وي ياد مي‌كند. [37].
16. فاطمه بنت علي بن‌ابي‌طالب(ع)
او دختر علي بن‌ابي‌طالب(ع) است و مادرش ام‌ولد مي‌باشد. برقي در رجال خود وي را از راويان امام حسن(ع) مي‌داند [38] و در تهذيب‌الاحكام از راويان اميرمؤمنان(ع)، ابي‌حنيفه، اسماء بنت‌عميس [39] شمرده شده است. حديث منزلت [40] و ردالشمس [41] از جمله روايات اوست. وي حديث غدير را از ام‌سلمه نقل نموده است. [42].
«اشهد الله تعالي لقد سمعته يقول: علي خير من اخلفه فيكم و هو الامام و الخليفة بعدي و سبطاي و تسعة من صلب ائمة ابرار لئن اتبعتموهم وجدتموهم هادين مهديين و لئن خالفتموهم ليكون الاختلاف فيكم الي يوم القيمة».

پاورقي

[1] در باره اسلام خديجه اين سخن اميرمؤمنان به تنهايي كافي است كه فرمود: «لم يجمع بيت واحد يومئذ في الاسلام غير رسول الله و خديجه و انا ثالثهما» نهج‌البلاغه خطبه 192 (قاصعه).
[2] كانت سميه ام عمار بن‌ياسر و ابوه ياسر ممن عذب في الله تعالي فصبرا و ارادتهما قريش علي ان رجعا عن الاسلام الي الكفر فابيا فضرب ابوجهل سمية بحربة في قبلها فماتت … اعيان‌الشيعه، ج‌7، ص‌319.
[3] رياحين‌الشريعة، ج 2، ص 305.
[4] الغدير ج 1، ص‌9.
[5] خصال صدوق، ج 1، ص‌173؛ عوالم، ج 11، ص‌467. «هل ترك ابي يوم غدير خم لاخذ عذرا» تاكيد مورخان بر اين كه اهل بيت پيامبر(ص) از جمله حاضرين در غدير بودند مبين اين مطلب است كه حضرت فاطمه زهرا(س) نيز در بين آنان حضور داشته است. زيرا مورخان حضور زنان پيامبر را به طور مستقل بيان كرده و گفته‌اند كه امهات مؤمنين همراه پيامبر بودند بنابراين از طرفي فاطمه زهرا(س) داراي چنان شخصيت‌برتري است كه در صورت عدم حضور وي در غدير بايد بتوان رواياتي دال بر آن يافت كه ظاهرا وجود ندارد از اين روي مي‌توان گفت كه ايشان نيز در بين جمع حاجيان در حجة‌الوداع حضور داشته است.
[6] بحارالانوار، ج‌36، ص‌353 و 354؛ اسمي المناقب، ص 32؛ نهج‌الحياة، ص 38.
[7] احقاق الحق، ج 2، ص 460. در فيض الغدير، ص 391 به نقل از ينابيع الموده حديث را چنين نقل كرده است «قالت: قال رسول الله(ص) من كنت وليه فعلي وليه و امامه».
[8] الغدير، ج 1، ص‌197؛ «من كنت مولاه فعلي مولاه» احقاق الحق، ج‌6، ص 282؛ ارجح المطالب، ص 571 و 448. صاحب فيض الغدير توضيحي بر احتجاج حضرت فاطمه دارد (فيض الغدير، ص 390).
[9] ام سلمه دختر ابي‌اميه بن‌المغيرة مخزومي است مادرش عاتكه دختر عبدالمطلب است او دختر عمه پيامبر و همسر وي بود و در سال 65 هجري وفات يافت. (اعلام خصال صدوق، ص 301).
[10] معارج النبوة، ج 2، ص 318.
[11] فيض الغدير، ص 388 -389.
[12] الغدير،، ج 1، ص‌17 و 18؛ ملحقات احقاق الحق، ص‌53؛ معجم رجال الحديث، ج‌23، ص‌177.
[13] اعلام النساء، ص 651؛ بصائر الدرجات، ص‌183، ح 4.
[14] مانند «من سب عليا فقد سبني و من سبني فقد سب الله تعالي» (المستدرك علي الصحيحين، ج‌3، ص 121) و «قال رسول الله(ص) كاني دعيت فاجيب و اني تارك فيكم الثقلين احدهما اكبر من الاخر كتاب الله عز و جل حبل ممدود من السماء الي الارض و عترتي اهل بيتي فانظروا كيف تخلفوني فيهما». اعلام‌النساء، ص 634 نقل از امالي شيخ طوسي، ج 2، ص 92؛ كشف‌الغمه، ج‌2، ص 32، ارجح المطالب، ص 338، از طريق ابن‌عقده.
[15] اعيان الشيعه، ج‌3، ص 408؛ جامع الرواة، ج 2، ص 455؛ خلاف طوسي، ج 1، ص 5.
[16] الغدير، ج 1، ص‌17.
[17] امالي مفيد، ص 55 و56؛ ارشاد مفيد، ص‌163 و 164. مجموعه فضايل و عنايات اسماء بنت عميس به اهل بيت(ع) در ضمن مقاله‌اي مستقل در شماره‌هاي آينده به خوانندگان گرامي ارائه خواهد شد.
[18] اعيان الشيعه، ج‌3، ص 488.
[19] رجال برقي، ص 60.
[20] رجال شيخ طوسي، ص‌33.
[21] تنقيح المقال، ج‌3، ص‌73؛ معجم رجال الحديث، ج‌23، ص 881.
[22] اعلام النساء، ص 488؛ ارجح المطالب، ص‌337.
[23] «رجع رسول الله(ص) من حجة حتي نزل بغدير خم ثم قام خطيبا بالهاجرة فقال: ايها الناس [من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و اخذل من خذله و انصر من نصره] ينابيع المودة، ص 40؛ اعلام النساء، ص‌489. روايت غديري فاخته را در الغدير، ج 1، ص 18 و احقاق الحق، ج 2، ص‌463 ببينيد.
[24] عايشه در سال‌57 در مدينه درگذشت و در بقيع دفن شد. (اعلام خصال صدوق، ص 315).
[25] الغدير، ج 1، ص 48؛ احقاق الحق، ج 2، ص 460.
[26] الغدير، ج 1، ص 58.
منصور بن‌حسين آبي معروف به ابوسعد صاحب كتاب نثرالدرر متوفي قرن پنجم كتابي به نام حديث‌الغدير نوشته و بنا به گفته مناقب ابن شهرآشوب اين كتاب راويان حديث غدير را بر حسب حروف الفبا برشمرده است. «غدير در آينه كتاب، ص‌79».
[27] الميزان في تفسير القرآن، ص‌59.
[28] روايت فوق را حافظ بزرگ ابوموسي مديني در كتاب خود آورده است. او مي‌گويد: اين حديث سلسله‌دار است. زيرا هر يك از فاطمه‌ها از عمه خود روايت كرده‌اند و اين روايت پنج‌خواهر برادر است كه هر يك از ديگري نقل كرده‌اند. رك: اسني المطالب في مناقب علي بن‌ابي‌طالب»، شمس الدين ابوالخير الجزري، ص 32؛ احقاق الحق، ج 21، ص‌26 و27؛ بحارالانوار، ج‌36، ص‌353؛ عوالم، ج 11، ص 444؛ اثبات الهدي، ج 2، ص‌553 و ج‌3، ص‌127؛ اعلام النساء المؤمنات، ص 578 و مسند فاطمه معصومه(سلام الله عليها)، سيد علي‌رضا سيد كباري، ص‌56 (چاپ نشده).
[29] ابواسحاق سعد بن‌ابي‌وقاص در سال 54 - 58 و عايشه بنت‌سعد در سال‌117 وفات يافتند. نسايي روايت وي را نقل كرده است. به خصائص نسايي، ص‌3 مراجعه شود.
[30] التقريب، ابن‌حجر، ص‌473.
[31] الغدير، ج 1، ص 38- 41؛ خصائص نسائي، ص 18 و 25.
عايشه بنت‌سعد احاديث ديگري راجع به فضايل اميرمؤمنان دارد؛ به اسني المطالب، ص 52 و ملحقات احقاق الحق، ص‌189 و 190 رجوع كنيد.
[32] الغدير، ج 1، ص 38 - 41.
[33] دارميه حجونيه از زنان فاضل، خردمند و فصيح بود. او استدلالي قوي داشت و در خط ولايت استوار بود. روايت او را ابن‌عبدربه در عقد الفريد از سهل بن‌ابي‌سهل تميمي از پدرش نقل كرده است.(عقد الفريد، ج 1، ص 352؛ بلاغات النساء، ص 72).
[34] متن كامل مباحثه دارميه حجونيه را در كتب ذيل بخوانيد:
بلاغات النساء، ص 72؛ العقد الفريد، ج 1، ص 162؛ صبح الاعشي، ج 1، ص‌259؛ الغدير، ج 1، ص‌209؛ اعلام النساء المؤمنات، ص‌333؛ اعيان الشيعه، ج‌6، ص 364.
[35] رياض العلماء، ج 5، ص 704. او فاضل، عالم، مدقق و آگاه به اخبار و آثار بود.
[36] اين متن در حلية المتقين، بخش مناظرات حسنيه، ذكر شده است. در باره موضوع مناظره حسنيه اختلاف است. سيد محسن امين در اعيان الشيعه، ذيل كلمه «حسنيه» مي‌گويد: اين [مناظره] از اختراعات ابوالفتوح رازي است. مرحوم خوانساري در روضات الجنات اين مناظره را ذكر كرده است و شيخ آقابزرگ در ذريعه مي‌نويسد:
الحسنيه: رسالة في الامامة تنسب الي مؤلفها و هو بعض الجواري من بنات الشيعة فيها مناظراتها مع علماء المخالفين في عصر هارون‌الرشيد. (الذريعه، ج‌7، ص 200، رقم‌89؛ نقل از اعلام‌النساء، ص 300 تا 301). براي تحقيق بيشتر در باره شخصيت‌حسنيه به تنقيح المقال، ج‌3، ص‌247؛ رياض العلماء، ج 5، ص‌407؛ روضات الجنات، ج 1، ص‌153؛ الذريعة، ج‌7، ص 200 و ج 4، ص‌97 و ج 25، ص‌296 و ج 5، ص 105 و 145 و 161؛ من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 75. معجم رجال الحديث، ج‌23، ص‌187 رجوع كنيد. خلاصه‌اي از مطالب كتب فوق در اعلام النساء ص 300 تا 302 آمده است.
[37] الغدير، ج 1، ص 70.
[38] پيام غدير، عذرا انصاري، ايشان روايت را از تاريخ دمشق، باب تاريخي علي بن‌ابي‌طالب(ع) ص 51 نقل نموده‌اند.
[39] رجال برقي، ص 60؛ معجم رجال الحديث، ج‌23، ص‌197، رقم‌15659.
[40] تهذيب التهذيب، ج‌12، ص 470.
[41] اعيان الشيعة، ج 8، ص‌39 - ملحقات احقاق الحق؛ ص‌262.
[42] همان، ص 54.

درباره مركز تحقيقات رايانه‌اي قائميه اصفهان

بسم الله الرحمن الرحیم
جاهِدُوا بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ في سَبيلِ اللَّهِ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (سوره توبه آیه 41)
با اموال و جانهاى خود، در راه خدا جهاد نماييد؛ اين براى شما بهتر است اگر بدانيد حضرت رضا (عليه السّلام): خدا رحم نماید بنده‌اى كه امر ما را زنده (و برپا) دارد ... علوم و دانشهاى ما را ياد گيرد و به مردم ياد دهد، زيرا مردم اگر سخنان نيكوى ما را (بى آنكه چيزى از آن كاسته و يا بر آن بيافزايند) بدانند هر آينه از ما پيروى (و طبق آن عمل) مى كنند
بنادر البحار-ترجمه و شرح خلاصه دو جلد بحار الانوار ص 159
بنیانگذار مجتمع فرهنگی مذهبی قائمیه اصفهان شهید آیت الله شمس آبادی (ره) یکی از علمای برجسته شهر اصفهان بودند که در دلدادگی به اهلبیت (علیهم السلام) بخصوص حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) و امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) شهره بوده و لذا با نظر و درایت خود در سال 1340 هجری شمسی بنیانگذار مرکز و راهی شد که هیچ وقت چراغ آن خاموش نشد و هر روز قوی تر و بهتر راهش را ادامه می دهند.
مرکز تحقیقات قائمیه اصفهان از سال 1385 هجری شمسی تحت اشراف حضرت آیت الله حاج سید حسن امامی (قدس سره الشریف ) و با فعالیت خالصانه و شبانه روزی تیمی مرکب از فرهیختگان حوزه و دانشگاه، فعالیت خود را در زمینه های مختلف مذهبی، فرهنگی و علمی آغاز نموده است.
اهداف :دفاع از حریم شیعه و بسط فرهنگ و معارف ناب ثقلین (کتاب الله و اهل البیت علیهم السلام) تقویت انگیزه جوانان و عامه مردم نسبت به بررسی دقیق تر مسائل دینی، جایگزین کردن مطالب سودمند به جای بلوتوث های بی محتوا در تلفن های همراه و رایانه ها ایجاد بستر جامع مطالعاتی بر اساس معارف قرآن کریم و اهل بیت علیهم السّلام با انگیزه نشر معارف، سرویس دهی به محققین و طلاب، گسترش فرهنگ مطالعه و غنی کردن اوقات فراغت علاقمندان به نرم افزار های علوم اسلامی، در دسترس بودن منابع لازم جهت سهولت رفع ابهام و شبهات منتشره در جامعه عدالت اجتماعی: با استفاده از ابزار نو می توان بصورت تصاعدی در نشر و پخش آن همت گمارد و از طرفی عدالت اجتماعی در تزریق امکانات را در سطح کشور و باز از جهتی نشر فرهنگ اسلامی ایرانی را در سطح جهان سرعت بخشید.
از جمله فعالیتهای گسترده مرکز :
الف)چاپ و نشر ده ها عنوان کتاب، جزوه و ماهنامه همراه با برگزاری مسابقه کتابخوانی
ب)تولید صدها نرم افزار تحقیقاتی و کتابخانه ای قابل اجرا در رایانه و گوشی تلفن سهمراه
ج)تولید نمایشگاه های سه بعدی، پانوراما ، انیمیشن ، بازيهاي رايانه اي و ... اماکن مذهبی، گردشگری و...
د)ایجاد سایت اینترنتی قائمیه www.ghaemiyeh.com جهت دانلود رايگان نرم افزار هاي تلفن همراه و چندین سایت مذهبی دیگر
ه)تولید محصولات نمایشی، سخنرانی و ... جهت نمایش در شبکه های ماهواره ای
و)راه اندازی و پشتیبانی علمی سامانه پاسخ گویی به سوالات شرعی، اخلاقی و اعتقادی (خط 2350524)
ز)طراحی سيستم هاي حسابداري ، رسانه ساز ، موبايل ساز ، سامانه خودکار و دستی بلوتوث، وب کیوسک ، SMS و...
ح)همکاری افتخاری با دهها مرکز حقیقی و حقوقی از جمله بیوت آیات عظام، حوزه های علمیه، دانشگاهها، اماکن مذهبی مانند مسجد جمکران و ...
ط)برگزاری همایش ها، و اجرای طرح مهد، ویژه کودکان و نوجوانان شرکت کننده در جلسه
ی)برگزاری دوره های آموزشی ویژه عموم و دوره های تربیت مربی (حضوری و مجازی) در طول سال
دفتر مرکزی: اصفهان/خ مسجد سید/ حد فاصل خیابان پنج رمضان و چهارراه وفائی / مجتمع فرهنگي مذهبي قائميه اصفهان
تاریخ تأسیس: 1385 شماره ثبت : 2373 شناسه ملی : 10860152026
وب سایت: www.ghaemiyeh.com ایمیل: Info@ghaemiyeh.com فروشگاه اینترنتی: www.eslamshop.com
تلفن 25-2357023- (0311) فکس 2357022 (0311) دفتر تهران 88318722 (021) بازرگانی و فروش 09132000109 امور کاربران 2333045(0311)
نکته قابل توجه اینکه بودجه این مرکز؛ مردمی ، غیر دولتی و غیر انتفاعی با همت عده ای خیر اندیش اداره و تامین گردیده و لی جوابگوی حجم رو به رشد و وسیع فعالیت مذهبی و علمی حاضر و طرح های توسعه ای فرهنگی نیست، از اینرو این مرکز به فضل و کرم صاحب اصلی این خانه (قائمیه) امید داشته و امیدواریم حضرت بقیه الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف توفیق روزافزونی را شامل همگان بنماید تا در صورت امکان در این امر مهم ما را یاری نمایندانشاالله.
شماره حساب 621060953 ، شماره کارت :6273-5331-3045-1973و شماره حساب شبا : IR90-0180-0000-0000-0621-0609-53به نام مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان نزد بانک تجارت شعبه اصفهان – خيابان مسجد سید
ارزش کار فکری و عقیدتی
الاحتجاج - به سندش، از امام حسین علیه السلام -: هر کس عهده دار یتیمی از ما شود که محنتِ غیبت ما، او را از ما جدا کرده است و از علوم ما که به دستش رسیده، به او سهمی دهد تا ارشاد و هدایتش کند، خداوند به او می‌فرماید: «ای بنده بزرگوار شریک کننده برادرش! من در کَرَم کردن، از تو سزاوارترم. فرشتگان من! برای او در بهشت، به عدد هر حرفی که یاد داده است، هزار هزار، کاخ قرار دهید و از دیگر نعمت‌ها، آنچه را که لایق اوست، به آنها ضمیمه کنید».
التفسیر المنسوب إلی الإمام العسکری علیه السلام: امام حسین علیه السلام به مردی فرمود: «کدام یک را دوست‌تر می‌داری: مردی اراده کشتن بینوایی ضعیف را دارد و تو او را از دستش می‌رَهانی، یا مردی ناصبی اراده گمراه کردن مؤمنی بینوا و ضعیف از پیروان ما را دارد، امّا تو دریچه‌ای [از علم] را بر او می‌گشایی که آن بینوا، خود را بِدان، نگاه می‌دارد و با حجّت‌های خدای متعال، خصم خویش را ساکت می‌سازد و او را می‌شکند؟».
[سپس] فرمود: «حتماً رهاندن این مؤمن بینوا از دست آن ناصبی. بی‌گمان، خدای متعال می‌فرماید: «و هر که او را زنده کند، گویی همه مردم را زنده کرده است»؛ یعنی هر که او را زنده کند و از کفر به ایمان، ارشاد کند، گویی همه مردم را زنده کرده است، پیش از آن که آنان را با شمشیرهای تیز بکشد».
مسند زید: امام حسین علیه السلام فرمود: «هر کس انسانی را از گمراهی به معرفت حق، فرا بخواند و او اجابت کند، اجری مانند آزاد کردن بنده دارد».